✳️ قرار است اوضاع چقدر بدتر شود؟
✳️ امید زمانی سر برمیآورد که ظاهراً چیزی برای امیدواری وجود ندارد!
📌 در دوران وحشت آدمها یا خوشبین میشوند یا بدبین. بدبینی آرامشبخش است. اگر بدبین باشید، هیچ اتفاقی شما را غافلگیر نمیکند، زیرا میدانید اوضاع قرار است بدتر شود.
اما بدبینی محدودکننده است؛ به شما اجازه نمیدهد آیندهای بهتر را تصور کنید یا به آن باور داشته باشید.
در سوی دیگر، خوشبینی قرار دارد. خوشبینها گاه میتوانند آیندهٔ بهتر را تصور کنند. اما باور خوشبینانه هم ممکن است شما را به انتخابهای گزینشی و نادیدهگرفتن واقعیتهای تلخ سوق دهد. در شرایط وخیم، خوشبینی به نوعی انکار تبدیل میشود.
پس چه باید کرد؟ چطور میتوان در دنیایی که آیندهاش یا تیرهتر از تحمل ما بهنظر میرسد یا بیش از حد خوشبینانه و دور از دسترس، به امید دست یافت؟
هان متولد کرهٔ جنوبی است و در آلمان زندگی میکند. انتقاداتش به زندگی مصرفگرای برخط معروف است و دیدگاه خود را در کتاب جامعهٔ فرسوده آورده است.
او میگوید ما به امیدواری عادت نداریم.
اغلب به امید تکیه نمیکنیم، هم بهایندلیل که اغلب ناامید نیستیم هم بهایندلیل که بر چرخ عصاری مصرف سواریم. «مصرفکنندگان امیدی ندارند. آنها فقط یا خواسته دارند یا نیاز».
ما هدایای عالی برای کریسمس یا خانههای بزرگتر یا لپتاپ جدیدتر یا بیرون شامخوردن میخواهیم. «مدام درحالِ خواست چیزهای جدید و ارضای این خواستهها هستیم».
اما وقتی امیدواریم، امید ما رسیدن به چیزهای ساده یا ملموس یا حتی قابل پیشبینی نیست. هان میگوید ازنظرِ خوشبینها «ذات زمان پایانیافتن است… هیچ اتفاقی نمیافتد. هیچچیز آنها را غافلگیر نمیکند».
ادامۀ مطلب: B2n.ir/g00049
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ امید زمانی سر برمیآورد که ظاهراً چیزی برای امیدواری وجود ندارد!
📌 در دوران وحشت آدمها یا خوشبین میشوند یا بدبین. بدبینی آرامشبخش است. اگر بدبین باشید، هیچ اتفاقی شما را غافلگیر نمیکند، زیرا میدانید اوضاع قرار است بدتر شود.
اما بدبینی محدودکننده است؛ به شما اجازه نمیدهد آیندهای بهتر را تصور کنید یا به آن باور داشته باشید.
در سوی دیگر، خوشبینی قرار دارد. خوشبینها گاه میتوانند آیندهٔ بهتر را تصور کنند. اما باور خوشبینانه هم ممکن است شما را به انتخابهای گزینشی و نادیدهگرفتن واقعیتهای تلخ سوق دهد. در شرایط وخیم، خوشبینی به نوعی انکار تبدیل میشود.
پس چه باید کرد؟ چطور میتوان در دنیایی که آیندهاش یا تیرهتر از تحمل ما بهنظر میرسد یا بیش از حد خوشبینانه و دور از دسترس، به امید دست یافت؟
هان متولد کرهٔ جنوبی است و در آلمان زندگی میکند. انتقاداتش به زندگی مصرفگرای برخط معروف است و دیدگاه خود را در کتاب جامعهٔ فرسوده آورده است.
او میگوید ما به امیدواری عادت نداریم.
اغلب به امید تکیه نمیکنیم، هم بهایندلیل که اغلب ناامید نیستیم هم بهایندلیل که بر چرخ عصاری مصرف سواریم. «مصرفکنندگان امیدی ندارند. آنها فقط یا خواسته دارند یا نیاز».
ما هدایای عالی برای کریسمس یا خانههای بزرگتر یا لپتاپ جدیدتر یا بیرون شامخوردن میخواهیم. «مدام درحالِ خواست چیزهای جدید و ارضای این خواستهها هستیم».
اما وقتی امیدواریم، امید ما رسیدن به چیزهای ساده یا ملموس یا حتی قابل پیشبینی نیست. هان میگوید ازنظرِ خوشبینها «ذات زمان پایانیافتن است… هیچ اتفاقی نمیافتد. هیچچیز آنها را غافلگیر نمیکند».
ادامۀ مطلب: B2n.ir/g00049
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
ترجمان
قرار است اوضاع چقدر بدتر شود؟
جاشوا راتمن، نیویورکر— زندگی در آمریکا با اضطراب زیادی همراه است. به کجا میرویم؟ قرار است اوضاع چقدر بدتر شود؟ اصلاً ما که هستیم؟ چیزی که واقعاً ترسناک است این است که همه ترسیدهاند. حتی کسانی که نامزد مورد نظرشان بهتازگی برنده شده نیز از مهاجران، آینده…
✳️ میوه تحمل
محسن جلالپور / رئيس اسبق اتاق ايران
✅ اقتصاد ایران که در ۱۳سال گذشته، چهار شوک ارزی را تجربه کرده، یک بار دیگر با شوکی سنگین مواجه شد و قیمت دلار در مدت زمانی کوتاه از آغاز به کار دولت چهاردهم، از رقم ۵۹هزار تومان تا مقادیر بالاتر از ۸۰هزار تومان افزایش پیدا کرد.
برخی این شوک را ناشی از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات آمریکا و احتمال تشدید تحریمهای ایران میدانند.
برخی آن را به موج تورمی چند ماه گذشته ارتباط میدهند و برخی هم معتقدند مدیران دولت چهاردهم عامدانه قیمت ارز را افزایش میدهند تا کسریها را جبران کنند.
هرچه هست، شوک ارزی اخیر در شرایطی رخ داده که دولت مستقر، شناورسازی نرخ ارز و راهاندازی بازار ارز تجاری را در پیش گرفته و اعلام کرده که هدف از راهاندازی آن، شفافسازی و ایجاد تعادل در بازار است.
اما عدهای معتقدند اجرای این سیاست با موفقیت همراه نبوده و شوک اخیر ناشی از اجرای همین سیاست بوده است.
ضمن اینکه منتقدان دولت معتقدند؛ یکی از اهداف اجرای سیاست یکسانسازی نرخ ارز از بین بردن رانت ادعایی بود که نه تنها رانت را کم نکرده، بلکه بیشتر هم کرده است.
اما سوال این است که محرک بالابرنده قیمت دلار چیست و آیا دولت چهاردهم با راهاندازی بازار ارز تجاری در مسیر درستی گام برمیدارد؟
یکی از مسیرهای مهم که وضعیت ارزی را نشان میدهد، تراز تجاری کشور است. تراز تجاری نشاندهنده تفاوت میان ارزش صادرات و واردات کشور است.
آمارها نشان میدهند در ۷ماه گذشته، واردات کشور به میزان زیادی از صادرات پیشی گرفته و منجر به کسری ۷میلیارد دلاری در تراز تجاری شده است.
با توجه به شرایط خاص کشور، انتظار میرود کسری تراز تجاری از این رقم نیز فراتر رود. از سوی دیگر هنوز دولت دونالد ترامپ تشکیل نشده که شنیدهها از کاهش ۳۰۰هزار بشکهای صادرات نفتخام حکایت دارد.
مادامیکه صادرات نفتی کاهش پیدا کند، کسری تراز تجاری بیشتر میشود و میتواند تامین مالی واردات را با مشکل مواجه کند و در ماههای آینده باعث التهاب بیشتر در بازار ارز شود.
*اما آیا راهحلی وجود دارد که دولت بتواند قدری از التهاب ارزی پیش رو کم کند؟*
ادامه مطلب؛
https://eghtesadkerman.ir/News/13310
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
محسن جلالپور / رئيس اسبق اتاق ايران
✅ اقتصاد ایران که در ۱۳سال گذشته، چهار شوک ارزی را تجربه کرده، یک بار دیگر با شوکی سنگین مواجه شد و قیمت دلار در مدت زمانی کوتاه از آغاز به کار دولت چهاردهم، از رقم ۵۹هزار تومان تا مقادیر بالاتر از ۸۰هزار تومان افزایش پیدا کرد.
برخی این شوک را ناشی از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات آمریکا و احتمال تشدید تحریمهای ایران میدانند.
برخی آن را به موج تورمی چند ماه گذشته ارتباط میدهند و برخی هم معتقدند مدیران دولت چهاردهم عامدانه قیمت ارز را افزایش میدهند تا کسریها را جبران کنند.
هرچه هست، شوک ارزی اخیر در شرایطی رخ داده که دولت مستقر، شناورسازی نرخ ارز و راهاندازی بازار ارز تجاری را در پیش گرفته و اعلام کرده که هدف از راهاندازی آن، شفافسازی و ایجاد تعادل در بازار است.
اما عدهای معتقدند اجرای این سیاست با موفقیت همراه نبوده و شوک اخیر ناشی از اجرای همین سیاست بوده است.
ضمن اینکه منتقدان دولت معتقدند؛ یکی از اهداف اجرای سیاست یکسانسازی نرخ ارز از بین بردن رانت ادعایی بود که نه تنها رانت را کم نکرده، بلکه بیشتر هم کرده است.
اما سوال این است که محرک بالابرنده قیمت دلار چیست و آیا دولت چهاردهم با راهاندازی بازار ارز تجاری در مسیر درستی گام برمیدارد؟
یکی از مسیرهای مهم که وضعیت ارزی را نشان میدهد، تراز تجاری کشور است. تراز تجاری نشاندهنده تفاوت میان ارزش صادرات و واردات کشور است.
آمارها نشان میدهند در ۷ماه گذشته، واردات کشور به میزان زیادی از صادرات پیشی گرفته و منجر به کسری ۷میلیارد دلاری در تراز تجاری شده است.
با توجه به شرایط خاص کشور، انتظار میرود کسری تراز تجاری از این رقم نیز فراتر رود. از سوی دیگر هنوز دولت دونالد ترامپ تشکیل نشده که شنیدهها از کاهش ۳۰۰هزار بشکهای صادرات نفتخام حکایت دارد.
مادامیکه صادرات نفتی کاهش پیدا کند، کسری تراز تجاری بیشتر میشود و میتواند تامین مالی واردات را با مشکل مواجه کند و در ماههای آینده باعث التهاب بیشتر در بازار ارز شود.
*اما آیا راهحلی وجود دارد که دولت بتواند قدری از التهاب ارزی پیش رو کم کند؟*
ادامه مطلب؛
https://eghtesadkerman.ir/News/13310
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
eghtesadkerman.ir
میوه تحمل
آیا دولت در تکنرخی کردن ارز موفق میشود؟ این روزها تصمیمگیران اقتصادی کشور فشار زیادی را تحمل میکنند. طبیعی است که وضعیت جدید، جای منتفعان و متضرران را عوض میکند؛ اما این امید وجود دارد که منتفعان وضعیت جدید، آحاد جامعه باشند که به مرور از سیاستهای جدید…
👍1
✳️ آیا بلوف زدن در کسبوکار توجیهپذیر است؟
🖊الهام حمیدی
■بستهبندیهای جذاب مواد غذایی و عکسهای اشتهابرانگیز روی آنها، تبلیغات وسوسهانگیز محصولات جدید با ویژگیهای اعجابانگیزشان، چانهزنیهای پیچیده در مذاکرات و رزومههای افراد جویای کار با فهرست بلندبالای مهارتها و تواناییهایشان، فقط نمونههای کوچکی از دروغهای مرسوم در کسبوکار هستند که به آن بلوف نیز میگویند. بلوف زدن نوعی فریب طرف مقابل برای باور چیزی است که حقیقت ندارد، همان دروغ گفتن با چاشنی اعتماد بهنفس وقتی سعی دارید امری غیرواقعی را با قانعکنندهترین روش ممکن واقعی جلوه دهید.
□ما نگاه مثبتی به بلوف زدن در کسبوکار نداریم، ولی آلبرت کار، نویسنده و اقتصاددان آمریکایی در مقالهای که در سال ۱۹۶۸ منتشر کرد تصمیم گرفت رویکرد جدیدی به بلوفزنی در این حوزه داشته باشد. او جایی در مقاله خود میگوید: «اخلاق در کسبوکار مشابه اخلاق در بازی است و هیچ شباهتی به تعاریف دینی اخلاق ندارد.» و در ادامه اضافه میکند: «مدیران مجبورند گهگاه برای منافع شرکت یا منافع خودشان هنگام مذاکره با مشتریان، فروشندگان، اتحادیههای کارگری، مقامات دولتی یا حتی سایر بخشهای شرکت خودشان، به بلوف و دروغ متوسل شوند. آنها چارهای ندارند جز اینکه حقایق را آگاهانه تحریف، پنهان یا در مورد آن اغراق کنند و از این راه موافقت طرف مقابل را جلب کنند. به نظر من واقعیت این است که اگر فردی از بلوف زدن گاه و بیگاه امتناع کند و خود را موظف به گفتن حقیقت کند، حقیقت محض و نه هیچچیز دیگر، فرصتهای در دسترس قانونی را از دست میدهد و در تعاملات تجاری در ضعیفترین موضع ممکن قرار میگیرد.»
●بر اساس این استدلال، دروغ گفتن و بلوف زدن در تجارت نمیتواند رفتاری غیراخلاقی باشد، زیرا شرکتی که قصد دارد در بازی تجاری برنده شود، باید رویکرد بازیکن پوکری را داشته باشد که فقط یک هدف دارد: برنده شدن. به نظر آلبرت کار، بلوف زدن بهقدری در بازی کسبوکار ضروری است که مدیری که بر تکنیکهای آن تسلط نداشته باشد، قادر نخواهد بود سرمایه کافی یا اعتبار لازم را برای شرکت خود به دست آورد. در سالهای بعد نظریه آلبرت کار بسیار به چالش کشیده شد و اعتبار آن زیر سوال رفت.
○نظریه آلبرت کار بر مبنای قیاس کسبوکار با بازی پوکر بنا نهاده شده بود. او بر این باور بود که همانطور که بلوف زدن در بازی پوکر نشاندهنده اصول اخلاقی فرد بازیکن نیست، بلوف زدن در کسبوکار نیز هیچ ارتباطی با اصول اخلاقی افراد ندارد. در واقع آلبرت کار یک اصل اخلاقی دوگانه تعریف میکند که بر اساس آن استانداردهای اخلاقی زندگی شخصی را از استانداردهای اخلاقی زندگی کاری و حرفهای کاملاً مجزا میداند. او بر این نظر است که صاحبان کسبوکار در زندگی شخصی خود میتوانند پایبند به اصول اخلاقی باشند ولی در فضای کسبوکار باید خصلتهای آن شهروند بااخلاق را کنار بگذارند و به بازیکنانی تبدیل شوند که در چهارچوب استانداردهای متفاوت اخلاقی به وظیفه اصلی خود یعنی برنده شدن، عمل میکنند.
■نظریه آلبرت کار با نظریه اقتصاددانانی مانند میلتون فریدمن در تضاد بود. فریدمن معتقد بود که فعالیتهای تجاری باید با قوانین اساسی جامعه، چه آنهایی که در قانون و چه در عرف اخلاقی گنجانده شدهاند، مطابقت داشته باشد. ولی مقاله آلبرت کار این مجوز را به رهبران تجاری دنیا میداد که در روابط تجاریشان، که ماهیتی مجزا از روابط شخصیشان دارد، وجدان خود را نادیده بگیرند و مانند بازیهای رقابتی، برای پیروزی خودشان تا جایی که قانون اجازه میدهد بلوف بزنند و دروغ بگویند. شاید اصول اخلاقی یک مدیر ایجاب کند که در زندگی شخصی خود دروغ نگوید ولی آلبرت کار میگوید، این اصول اخلاقی جایی در کسبوکار ندارد.
□فریتز الهوف، فیلسوف و استاد دانشگاه وسترن میشیگان، از زاویهای دیگر به مقوله اخلاق مینگرد. الهوف بر این باور است که اخلاق ارتباط مستقیم با نقشِ هر انسان دارد. بعضی نقشهایی که افراد شاغل ایفا میکنند به آنها اجازه بلوف زدن میدهد، برای آنها بلوف زدن یک ضرورت انکارناپذیر است. ازاینرو با توجه به این استدلال، بلوف زدن تا اندازهای میتواند در دنیای تجارت قابل قبول باشد. یکی از آن نقشهایی که در آن بلوف زدن مجاز است نقش مذاکرهکننده است. بنابر استدلال الهوف بدون بلوف زدن مذاکره نامنسجم و بههمریخته میشود. فقدان بلوف زدن به مذاکرهکنندگان اجازه مانور برای دستیابی به توافق را نمیدهد؛ اگر توافقی هم حاصل شود کاملاً تصادفی و بدون هیچ انسجامی خواهد بود.
🖊الهام حمیدی
■بستهبندیهای جذاب مواد غذایی و عکسهای اشتهابرانگیز روی آنها، تبلیغات وسوسهانگیز محصولات جدید با ویژگیهای اعجابانگیزشان، چانهزنیهای پیچیده در مذاکرات و رزومههای افراد جویای کار با فهرست بلندبالای مهارتها و تواناییهایشان، فقط نمونههای کوچکی از دروغهای مرسوم در کسبوکار هستند که به آن بلوف نیز میگویند. بلوف زدن نوعی فریب طرف مقابل برای باور چیزی است که حقیقت ندارد، همان دروغ گفتن با چاشنی اعتماد بهنفس وقتی سعی دارید امری غیرواقعی را با قانعکنندهترین روش ممکن واقعی جلوه دهید.
□ما نگاه مثبتی به بلوف زدن در کسبوکار نداریم، ولی آلبرت کار، نویسنده و اقتصاددان آمریکایی در مقالهای که در سال ۱۹۶۸ منتشر کرد تصمیم گرفت رویکرد جدیدی به بلوفزنی در این حوزه داشته باشد. او جایی در مقاله خود میگوید: «اخلاق در کسبوکار مشابه اخلاق در بازی است و هیچ شباهتی به تعاریف دینی اخلاق ندارد.» و در ادامه اضافه میکند: «مدیران مجبورند گهگاه برای منافع شرکت یا منافع خودشان هنگام مذاکره با مشتریان، فروشندگان، اتحادیههای کارگری، مقامات دولتی یا حتی سایر بخشهای شرکت خودشان، به بلوف و دروغ متوسل شوند. آنها چارهای ندارند جز اینکه حقایق را آگاهانه تحریف، پنهان یا در مورد آن اغراق کنند و از این راه موافقت طرف مقابل را جلب کنند. به نظر من واقعیت این است که اگر فردی از بلوف زدن گاه و بیگاه امتناع کند و خود را موظف به گفتن حقیقت کند، حقیقت محض و نه هیچچیز دیگر، فرصتهای در دسترس قانونی را از دست میدهد و در تعاملات تجاری در ضعیفترین موضع ممکن قرار میگیرد.»
●بر اساس این استدلال، دروغ گفتن و بلوف زدن در تجارت نمیتواند رفتاری غیراخلاقی باشد، زیرا شرکتی که قصد دارد در بازی تجاری برنده شود، باید رویکرد بازیکن پوکری را داشته باشد که فقط یک هدف دارد: برنده شدن. به نظر آلبرت کار، بلوف زدن بهقدری در بازی کسبوکار ضروری است که مدیری که بر تکنیکهای آن تسلط نداشته باشد، قادر نخواهد بود سرمایه کافی یا اعتبار لازم را برای شرکت خود به دست آورد. در سالهای بعد نظریه آلبرت کار بسیار به چالش کشیده شد و اعتبار آن زیر سوال رفت.
○نظریه آلبرت کار بر مبنای قیاس کسبوکار با بازی پوکر بنا نهاده شده بود. او بر این باور بود که همانطور که بلوف زدن در بازی پوکر نشاندهنده اصول اخلاقی فرد بازیکن نیست، بلوف زدن در کسبوکار نیز هیچ ارتباطی با اصول اخلاقی افراد ندارد. در واقع آلبرت کار یک اصل اخلاقی دوگانه تعریف میکند که بر اساس آن استانداردهای اخلاقی زندگی شخصی را از استانداردهای اخلاقی زندگی کاری و حرفهای کاملاً مجزا میداند. او بر این نظر است که صاحبان کسبوکار در زندگی شخصی خود میتوانند پایبند به اصول اخلاقی باشند ولی در فضای کسبوکار باید خصلتهای آن شهروند بااخلاق را کنار بگذارند و به بازیکنانی تبدیل شوند که در چهارچوب استانداردهای متفاوت اخلاقی به وظیفه اصلی خود یعنی برنده شدن، عمل میکنند.
■نظریه آلبرت کار با نظریه اقتصاددانانی مانند میلتون فریدمن در تضاد بود. فریدمن معتقد بود که فعالیتهای تجاری باید با قوانین اساسی جامعه، چه آنهایی که در قانون و چه در عرف اخلاقی گنجانده شدهاند، مطابقت داشته باشد. ولی مقاله آلبرت کار این مجوز را به رهبران تجاری دنیا میداد که در روابط تجاریشان، که ماهیتی مجزا از روابط شخصیشان دارد، وجدان خود را نادیده بگیرند و مانند بازیهای رقابتی، برای پیروزی خودشان تا جایی که قانون اجازه میدهد بلوف بزنند و دروغ بگویند. شاید اصول اخلاقی یک مدیر ایجاب کند که در زندگی شخصی خود دروغ نگوید ولی آلبرت کار میگوید، این اصول اخلاقی جایی در کسبوکار ندارد.
□فریتز الهوف، فیلسوف و استاد دانشگاه وسترن میشیگان، از زاویهای دیگر به مقوله اخلاق مینگرد. الهوف بر این باور است که اخلاق ارتباط مستقیم با نقشِ هر انسان دارد. بعضی نقشهایی که افراد شاغل ایفا میکنند به آنها اجازه بلوف زدن میدهد، برای آنها بلوف زدن یک ضرورت انکارناپذیر است. ازاینرو با توجه به این استدلال، بلوف زدن تا اندازهای میتواند در دنیای تجارت قابل قبول باشد. یکی از آن نقشهایی که در آن بلوف زدن مجاز است نقش مذاکرهکننده است. بنابر استدلال الهوف بدون بلوف زدن مذاکره نامنسجم و بههمریخته میشود. فقدان بلوف زدن به مذاکرهکنندگان اجازه مانور برای دستیابی به توافق را نمیدهد؛ اگر توافقی هم حاصل شود کاملاً تصادفی و بدون هیچ انسجامی خواهد بود.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👆ادامه
●نظریه آلبرت کار با انتقادهای زیادی همراه بود. یکی از منتقدان سرسخت او نورمن گیلسپی، بود. گیلسپی معتقد بود که زندگی مردم، رفاه آنها، برنامهها و آیندهشان اغلب به کسبوکار و نحوه انجام آن بستگی دارد. مردم بخشی از زندگی خود را با کالاها و خدماتی خاص مبادله میکنند و حق دارند همیشه واقعیت را بدانند و فریب نخورند. اگر کسبوکاری زیر فشار قرار دارد تا اصول اخلاقی را زیر پا بگذارد، به طور قطع مشکل از کسبوکار است. گیلسپی اضافه میکند که صرفاً به این دلیل که در قانون محدودیتی برای بلوف زدن وجود ندارد، نمیتوان آن را در چهارچوب اخلاق قرار داد، زیرا هر رفتار قانونی به معنی اخلاقی بودن آن نیست.
○یکی دیگر از منتقدان آلبرت کار، جان پل رولرت است. او میگوید، در بازی پوکر مرز میان بلوف زدن و تقلب کردن مشخص است، در حالی که در کسبوکارها اینگونه نیست. فرد بلوف میزند ولی اگر کارتی را در آستین خود پنهان کند، از کازینو اخراجش میکنند. ولی در دنیای کسبوکار چنین مرزی وجود ندارد و این ابهامات میتواند مرزهای بلوف زدن را در کسبوکار جابهجا کند. صاحبان کسبوکار از بلوف زدن هیچ ابایی ندارند، شاید قانون سد راهشان شود ولی ارزشهای اخلاقی خودشان هیچ قدرت بازدارندگی ندارد و این به دلیل آن باور قدیمی است که بلوف زدن بخشی از تجارت است. رولرت میگوید، نظریهای که بر اساس آن بلوف زدن و دروغگویی بخش جداییناپذیر از کسبوکار باشد مانند نظریهای است که خشونت را به عنوان جزئی از سرقت مسلحانه قبول داشته باشد. پرسش اینجاست که اصلاً چرا باید دروغ و دغل را جزء جداییناپذیر فرآیند کسبوکار دانست و چه افتخاری در بلوف زدن وجود دارد که برخی مردم از آن اینچنین جانانه دفاع میکنند؟
■برخلاف آلبرت کار که بلوف زدن به قصد پیشبرد اهداف اقتصادی را قابل قبول میخواند، کمتر کسی است که از بلوفزنی و پنهانکاری و دروغگویی مشتاقانه دفاع کند. همه ما حاضریم مقداری از عدم صداقت را به امید دستیابی به اهداف اجتماعی خاص تحمل کنیم. اگر به دروغ میگوییم حالمان خوب است یا از دیگران تعریف و تمجید میکنیم برای حفظ اصول اجتماعی است که خود نیز از آن بهره میبریم. ولی بلوف زدن در فضای کسبوکارها هیچ آورده اجتماعی ندارد. آلبرت کار بر فرضیهای پافشاری میکرد که بسیار ترسناک و ناامیدکننده بود و نشان میداد که دنیای تجارت مشکل جدی دارد. مشکلی که بازنده واقعی آن مردم هستند.
منبع:هفته نامه تجارت فردا. گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
●نظریه آلبرت کار با انتقادهای زیادی همراه بود. یکی از منتقدان سرسخت او نورمن گیلسپی، بود. گیلسپی معتقد بود که زندگی مردم، رفاه آنها، برنامهها و آیندهشان اغلب به کسبوکار و نحوه انجام آن بستگی دارد. مردم بخشی از زندگی خود را با کالاها و خدماتی خاص مبادله میکنند و حق دارند همیشه واقعیت را بدانند و فریب نخورند. اگر کسبوکاری زیر فشار قرار دارد تا اصول اخلاقی را زیر پا بگذارد، به طور قطع مشکل از کسبوکار است. گیلسپی اضافه میکند که صرفاً به این دلیل که در قانون محدودیتی برای بلوف زدن وجود ندارد، نمیتوان آن را در چهارچوب اخلاق قرار داد، زیرا هر رفتار قانونی به معنی اخلاقی بودن آن نیست.
○یکی دیگر از منتقدان آلبرت کار، جان پل رولرت است. او میگوید، در بازی پوکر مرز میان بلوف زدن و تقلب کردن مشخص است، در حالی که در کسبوکارها اینگونه نیست. فرد بلوف میزند ولی اگر کارتی را در آستین خود پنهان کند، از کازینو اخراجش میکنند. ولی در دنیای کسبوکار چنین مرزی وجود ندارد و این ابهامات میتواند مرزهای بلوف زدن را در کسبوکار جابهجا کند. صاحبان کسبوکار از بلوف زدن هیچ ابایی ندارند، شاید قانون سد راهشان شود ولی ارزشهای اخلاقی خودشان هیچ قدرت بازدارندگی ندارد و این به دلیل آن باور قدیمی است که بلوف زدن بخشی از تجارت است. رولرت میگوید، نظریهای که بر اساس آن بلوف زدن و دروغگویی بخش جداییناپذیر از کسبوکار باشد مانند نظریهای است که خشونت را به عنوان جزئی از سرقت مسلحانه قبول داشته باشد. پرسش اینجاست که اصلاً چرا باید دروغ و دغل را جزء جداییناپذیر فرآیند کسبوکار دانست و چه افتخاری در بلوف زدن وجود دارد که برخی مردم از آن اینچنین جانانه دفاع میکنند؟
■برخلاف آلبرت کار که بلوف زدن به قصد پیشبرد اهداف اقتصادی را قابل قبول میخواند، کمتر کسی است که از بلوفزنی و پنهانکاری و دروغگویی مشتاقانه دفاع کند. همه ما حاضریم مقداری از عدم صداقت را به امید دستیابی به اهداف اجتماعی خاص تحمل کنیم. اگر به دروغ میگوییم حالمان خوب است یا از دیگران تعریف و تمجید میکنیم برای حفظ اصول اجتماعی است که خود نیز از آن بهره میبریم. ولی بلوف زدن در فضای کسبوکارها هیچ آورده اجتماعی ندارد. آلبرت کار بر فرضیهای پافشاری میکرد که بسیار ترسناک و ناامیدکننده بود و نشان میداد که دنیای تجارت مشکل جدی دارد. مشکلی که بازنده واقعی آن مردم هستند.
منبع:هفته نامه تجارت فردا. گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ دیکتاتوری؛ زیر نقاب رهبری
✍حسین حسینی پناه
✅ در تاریخ جوامع بشری، همواره افرادی وجود داشتهاند که خود را به عنوان رهبرانی شایسته و الهامبخش معرفی کردهاند، اما در عمل، ماهیت دیکتاتوری خود را پشت نقاب رهبری پنهان ساختهاند. این افراد به جای پذیرش مسئولیتهای واقعی یک رهبر و ایجاد تغییرات مثبت، بر تثبیت قدرت شخصی، تحمیل نظرات خود و سرکوب مخالفان تمرکز کردهاند.
یک رهبر واقعی، با الهامبخشی، چشماندازی روشن برای آینده ترسیم میکند، به نظرات مخالف گوش میدهد، و به رشد و شکوفایی افراد و سازمان تحت رهبری خود اهمیت میدهد. در مقابل، دیکتاتورهایی که نقش رهبر را بازی میکنند:
▪︎اقتدارگرایی بهجای الهامبخشی: بهجای تشویق به مشارکت و خلاقیت، تصمیمگیریها را متمرکز میکنند و دیگران را مجبور به اطاعت میکنند.
▪️سرکوب نقدپذیری: به ظاهر ادعا میکنند که شنونده نظرات هستند، اما هرگونه انتقاد یا مخالفتی را تهدیدی برای قدرت خود میبینند.
▪︎خودمحوری پنهان: آنها بهجای اولویت دادن به منافع جمعی، در پس پرده، تنها به دنبال حفظ منافع شخصی و موقعیت خود هستند.
▪︎تاکتیکهای دیکتاتورها برای حفظ ظاهر:
دیکتاتورهای پنهان با استفاده از روشهای زیر تلاش میکنند تا چهرهای مردمی از خود بسازند و قدرت و مشروعیت خود را حفظ کنند:
▪︎ایجاد کارزارهای تبلیغاتی: این افراد با استفاده از رسانهها و تکنیکهای روانشناختی، تصویری قهرمانانه و بیعیبونقص از خود به نمایش میگذارند.
▪︎بهکارگیری روشهای شبهدموکراتیک: با برگزاری نشستها، رأیگیریهای نمایشی، و تظاهر به مشارکتجویی، ظاهر مردمی خود را حفظ میکنند.
▪︎کنترل روانی و عاطفی: با ایجاد حس گناه، ترس یا وابستگی، دیگران را تحت کنترل خود در میآورند و خود را به عنوان تنها منجی معرفی میکنند./ راهنامه مدیر
✍حسین حسینی پناه
✅ در تاریخ جوامع بشری، همواره افرادی وجود داشتهاند که خود را به عنوان رهبرانی شایسته و الهامبخش معرفی کردهاند، اما در عمل، ماهیت دیکتاتوری خود را پشت نقاب رهبری پنهان ساختهاند. این افراد به جای پذیرش مسئولیتهای واقعی یک رهبر و ایجاد تغییرات مثبت، بر تثبیت قدرت شخصی، تحمیل نظرات خود و سرکوب مخالفان تمرکز کردهاند.
یک رهبر واقعی، با الهامبخشی، چشماندازی روشن برای آینده ترسیم میکند، به نظرات مخالف گوش میدهد، و به رشد و شکوفایی افراد و سازمان تحت رهبری خود اهمیت میدهد. در مقابل، دیکتاتورهایی که نقش رهبر را بازی میکنند:
▪︎اقتدارگرایی بهجای الهامبخشی: بهجای تشویق به مشارکت و خلاقیت، تصمیمگیریها را متمرکز میکنند و دیگران را مجبور به اطاعت میکنند.
▪️سرکوب نقدپذیری: به ظاهر ادعا میکنند که شنونده نظرات هستند، اما هرگونه انتقاد یا مخالفتی را تهدیدی برای قدرت خود میبینند.
▪︎خودمحوری پنهان: آنها بهجای اولویت دادن به منافع جمعی، در پس پرده، تنها به دنبال حفظ منافع شخصی و موقعیت خود هستند.
▪︎تاکتیکهای دیکتاتورها برای حفظ ظاهر:
دیکتاتورهای پنهان با استفاده از روشهای زیر تلاش میکنند تا چهرهای مردمی از خود بسازند و قدرت و مشروعیت خود را حفظ کنند:
▪︎ایجاد کارزارهای تبلیغاتی: این افراد با استفاده از رسانهها و تکنیکهای روانشناختی، تصویری قهرمانانه و بیعیبونقص از خود به نمایش میگذارند.
▪︎بهکارگیری روشهای شبهدموکراتیک: با برگزاری نشستها، رأیگیریهای نمایشی، و تظاهر به مشارکتجویی، ظاهر مردمی خود را حفظ میکنند.
▪︎کنترل روانی و عاطفی: با ایجاد حس گناه، ترس یا وابستگی، دیگران را تحت کنترل خود در میآورند و خود را به عنوان تنها منجی معرفی میکنند./ راهنامه مدیر
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍4
✳️ نکته و ایده ای قابل تامل ازمقاله ای در شماره اخیر ژانویه 2025 مجله هاروارد بیزنس ریوو (HBR)
✅ چرا افراد نالایق در موقعیت های قدرت قرار می گیرند؟ تیمی از محققان به رهبری شیلان الزاهاوی از دانشگاه استنفورد فکر میکنند که حداقل بخشی از پاسخ را دارند. این تیم از 472 شرکت کننده در یک برنامه آموزشی اجرایی خواست تا سطح جاه طلبی خود را گزارش دهند. شرکتکنندگان سپس توسط همسالان، زیردستان، مدیران و خودشان بر اساس 10 شایستگی رهبری، از جمله توانایی آنها در ایجاد انگیزه در دیگران، مدیریت کار مشترک، مربیگری و توسعه افراد، و ارائه و انتقال ایدهها، رتبهبندی شدند. نتایج نشان داد که بین جاه طلبی و استعداد رهبری ارتباطی وجود ندارد.
🔺 نتیجه: فقط به این دلیل که می خواهید رهبری کنید به این معنی نیست که باید جایگاه رهبری داشته باشید
آیا این تحقیق راه بهتری برای انتخاب رهبران پیشنهاد می کند؟ ما توصیه می کنیم که مؤسسات بر جاه طلبی به عنوان عاملی در فرآیند انتخاب تأکید نداشته باشند. در عوض، آنها باید بر ویژگی هایی تمرکز کنند که برای پیش بینی اثربخشی رهبری شناخته شده است، مانند هوش و جامعه پذیری. علاوه بر این، آنها باید گروه گستردهتر و نمایندهتری از متقاضیان را بخواهند و راههایی برای هدف قرار دادن و الهام بخشیدن به افرادی بیابند که جاهطلبی پایین تری دارند ولی پتانسیل رهبری بالایی دارند.
✍صوفیه
✅ چرا افراد نالایق در موقعیت های قدرت قرار می گیرند؟ تیمی از محققان به رهبری شیلان الزاهاوی از دانشگاه استنفورد فکر میکنند که حداقل بخشی از پاسخ را دارند. این تیم از 472 شرکت کننده در یک برنامه آموزشی اجرایی خواست تا سطح جاه طلبی خود را گزارش دهند. شرکتکنندگان سپس توسط همسالان، زیردستان، مدیران و خودشان بر اساس 10 شایستگی رهبری، از جمله توانایی آنها در ایجاد انگیزه در دیگران، مدیریت کار مشترک، مربیگری و توسعه افراد، و ارائه و انتقال ایدهها، رتبهبندی شدند. نتایج نشان داد که بین جاه طلبی و استعداد رهبری ارتباطی وجود ندارد.
🔺 نتیجه: فقط به این دلیل که می خواهید رهبری کنید به این معنی نیست که باید جایگاه رهبری داشته باشید
آیا این تحقیق راه بهتری برای انتخاب رهبران پیشنهاد می کند؟ ما توصیه می کنیم که مؤسسات بر جاه طلبی به عنوان عاملی در فرآیند انتخاب تأکید نداشته باشند. در عوض، آنها باید بر ویژگی هایی تمرکز کنند که برای پیش بینی اثربخشی رهبری شناخته شده است، مانند هوش و جامعه پذیری. علاوه بر این، آنها باید گروه گستردهتر و نمایندهتری از متقاضیان را بخواهند و راههایی برای هدف قرار دادن و الهام بخشیدن به افرادی بیابند که جاهطلبی پایین تری دارند ولی پتانسیل رهبری بالایی دارند.
✍صوفیه
علل مهاجرت ایرانیان.pdf
1.5 MB
علل مهاجرت ایرانیان.pdf
نتایج پژوهش«مهاجرت ایرانیان: علل و انگیزهها»
پژوهشی که در تیرماه ۱۴۰۲ مشترکاً توسط پادکست دغدغه ایران (دکتر محمد فاضلی) و رصدخانه مهاجرت ایران ( بهرام صلواتی و همکاران رصدخانه) انجام شد و نتایج آن، اخیراً در قالب گزارش مکتوب نیز منتشر شد.
نتایج پژوهش«مهاجرت ایرانیان: علل و انگیزهها»
پژوهشی که در تیرماه ۱۴۰۲ مشترکاً توسط پادکست دغدغه ایران (دکتر محمد فاضلی) و رصدخانه مهاجرت ایران ( بهرام صلواتی و همکاران رصدخانه) انجام شد و نتایج آن، اخیراً در قالب گزارش مکتوب نیز منتشر شد.
👎2
Forwarded from مدیران فرهیخته (darabifar)
🔴دوازده شایستگی جهانی و ضروری که در سال ۲۰۲۵ منطبق با نیازهای سازمان های ایرانی باید داشته باشیم
۱. تفکر تطبیقی (Adaptive Thinking):
ایران به دلیل شرایط اقتصادی، تغییرات قوانین و مقررات، و نوسانات بازار، محیطی پویاتر و چالشبرانگیز دارد. توانایی سازگاری با این شرایط برای موفقیت در بسیاری از صنایع حیاتی است.
۲. هوش هیجانی (Emotional Intelligence):
تعاملات انسانی در فرهنگ کاری ایران بسیار برجسته است. توانایی مدیریت احساسات و ارتباط مؤثر با همکاران، مشتریان و مدیران میتواند بهرهوری و موفقیت شغلی را افزایش دهد.
۳. همدلی (Empathy):
ایران فرهنگی غنی و متنوع دارد. توانایی درک و همدلی با دیدگاههای مختلف برای ایجاد ارتباطات کاری موفق و مدیریت تیمهای متنوع ضروری است.
۴. تفکر انتقادی (Critical Thinking):
در ایران، به دلیل چالشهای مختلف در محیط کار، توانایی حل مشکلات پیچیده و ارائه راهحلهای خلاقانه یکی از عوامل کلیدی پیشرفت است.
۵. ارتباط مؤثر (Effective Communication):
محیطهای کاری در ایران نیازمند برقراری ارتباطات شفاف و مؤثر برای جلوگیری از سوءتفاهمها و افزایش هماهنگی بین تیمها هستند.
۶. مدیریت زمان (Time Management):
با توجه به حجم بالای کارها و چالشهای موجود، توانایی مدیریت زمان برای دستیابی به اهداف و اولویتبندی وظایف ضروری است.
۷. گفتوگوهای شجاعانه (Courageous Conversations):
در محیطهای کاری ایران، گاهی چالشهای فرهنگی باعث میشود کارکنان در بیان مشکلات یا انتقادات دچار تردید شوند. مهارت گفتوگوهای شجاعانه میتواند در حل این مشکلات نقش مهمی ایفا کند.
۸. ضدشکنندگی (Anti-Fragility):
با توجه به نوسانات اقتصادی و اجتماعی، توانایی قویتر شدن از دل سختیها و چالشها یکی از ویژگیهای کلیدی برای موفقیت در ایران است.
۹. تحلیل دادهها (Data Analysis):
با رشد فناوری و دیجیتالی شدن بسیاری از صنایع در ایران، مهارت تحلیل دادهها برای تصمیمگیری آگاهانه و هوشمندانه ضروری شده است.
۱۰. مهارتهای همکاری (Collaboration
در ایران، کار تیمی و همکاری میان افراد با دیدگاهها و فرهنگهای مختلف در بسیاری از سازمانها اهمیت زیادی دارد.
۱۱. یادگیری مستمر (Continuous Learning)
با پیشرفت سریع فناوری و تغییرات در صنایع مختلف، یادگیری مداوم برای حفظ رقابتپذیری در بازار کار ایران ضروری است.
۱۲. نگرش نوآورانه (Innovation Mindset):
در ایران، بهویژه در کسبوکارهای استارتاپی و حوزههای فناوری، توانایی فکر کردن فراتر از چارچوبهای مرسوم و ارائه راهحلهای نوآورانه، یک مزیت رقابتی بزرگ محسوب میشود.
💢جمعبندی:
این مهارتها نهتنها برای محیطهای کاری جهانی بلکه برای شرایط خاص ایران نیز کاملاً مناسب هستند. در ایران، به دلیل پویایی محیط کار، وجود چالشهای متعدد و نیاز به خلاقیت و ارتباطات مؤثر، تقویت این مهارتها میتواند مسیر موفقیت حرفهای را هموارتر کند.
@wr_management
۱. تفکر تطبیقی (Adaptive Thinking):
ایران به دلیل شرایط اقتصادی، تغییرات قوانین و مقررات، و نوسانات بازار، محیطی پویاتر و چالشبرانگیز دارد. توانایی سازگاری با این شرایط برای موفقیت در بسیاری از صنایع حیاتی است.
۲. هوش هیجانی (Emotional Intelligence):
تعاملات انسانی در فرهنگ کاری ایران بسیار برجسته است. توانایی مدیریت احساسات و ارتباط مؤثر با همکاران، مشتریان و مدیران میتواند بهرهوری و موفقیت شغلی را افزایش دهد.
۳. همدلی (Empathy):
ایران فرهنگی غنی و متنوع دارد. توانایی درک و همدلی با دیدگاههای مختلف برای ایجاد ارتباطات کاری موفق و مدیریت تیمهای متنوع ضروری است.
۴. تفکر انتقادی (Critical Thinking):
در ایران، به دلیل چالشهای مختلف در محیط کار، توانایی حل مشکلات پیچیده و ارائه راهحلهای خلاقانه یکی از عوامل کلیدی پیشرفت است.
۵. ارتباط مؤثر (Effective Communication):
محیطهای کاری در ایران نیازمند برقراری ارتباطات شفاف و مؤثر برای جلوگیری از سوءتفاهمها و افزایش هماهنگی بین تیمها هستند.
۶. مدیریت زمان (Time Management):
با توجه به حجم بالای کارها و چالشهای موجود، توانایی مدیریت زمان برای دستیابی به اهداف و اولویتبندی وظایف ضروری است.
۷. گفتوگوهای شجاعانه (Courageous Conversations):
در محیطهای کاری ایران، گاهی چالشهای فرهنگی باعث میشود کارکنان در بیان مشکلات یا انتقادات دچار تردید شوند. مهارت گفتوگوهای شجاعانه میتواند در حل این مشکلات نقش مهمی ایفا کند.
۸. ضدشکنندگی (Anti-Fragility):
با توجه به نوسانات اقتصادی و اجتماعی، توانایی قویتر شدن از دل سختیها و چالشها یکی از ویژگیهای کلیدی برای موفقیت در ایران است.
۹. تحلیل دادهها (Data Analysis):
با رشد فناوری و دیجیتالی شدن بسیاری از صنایع در ایران، مهارت تحلیل دادهها برای تصمیمگیری آگاهانه و هوشمندانه ضروری شده است.
۱۰. مهارتهای همکاری (Collaboration
در ایران، کار تیمی و همکاری میان افراد با دیدگاهها و فرهنگهای مختلف در بسیاری از سازمانها اهمیت زیادی دارد.
۱۱. یادگیری مستمر (Continuous Learning)
با پیشرفت سریع فناوری و تغییرات در صنایع مختلف، یادگیری مداوم برای حفظ رقابتپذیری در بازار کار ایران ضروری است.
۱۲. نگرش نوآورانه (Innovation Mindset):
در ایران، بهویژه در کسبوکارهای استارتاپی و حوزههای فناوری، توانایی فکر کردن فراتر از چارچوبهای مرسوم و ارائه راهحلهای نوآورانه، یک مزیت رقابتی بزرگ محسوب میشود.
💢جمعبندی:
این مهارتها نهتنها برای محیطهای کاری جهانی بلکه برای شرایط خاص ایران نیز کاملاً مناسب هستند. در ایران، به دلیل پویایی محیط کار، وجود چالشهای متعدد و نیاز به خلاقیت و ارتباطات مؤثر، تقویت این مهارتها میتواند مسیر موفقیت حرفهای را هموارتر کند.
@wr_management
👍1
روندهای تاثیرگذار بر کسب_و.pdf
1.1 MB
✳️ تنشهای ژئوپلیتیک در 2025
کسبوکارها برای مدیریت ریسک آماده شوند
🔹مرکز پژوهشهای اتاق ایران
🔹در بخشی از این گزارش آمده است: سال 2025 بهعنوان دوره تحول و عدم قطعیت قابلتوجه در بخشهای مختلف از جمله فناوری، تجارت، پایداری و ژئوپلیتیک معرفی شده.
کسبوکارها برای توسعه و موفقیت باید با این تحولات و تغییرات سریع سازگار شوند و از نوآوریهایی مانند هوش مصنوعی (AI) برای حفظ مزیت رقابتی و عبور از چالشها استفاده کنند.
🔹در این گزارش پیشبینی شده است که در 2025 تنشهای ژئوپلیتیک تشدید شود و بر روابط بینالمللی و عملیات تجاری تأثیر بگذارد.
کسبوکارها باید برای افزایش بیثباتی آماده باشند و راهبُردهایی را برای مدیریت ریسکهای مرتبط با تعارضات، بیثباتی سیاسی و تحریمها جهت تقویت انعطافپذیری اتخاذ کنند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
کسبوکارها برای مدیریت ریسک آماده شوند
🔹مرکز پژوهشهای اتاق ایران
🔹در بخشی از این گزارش آمده است: سال 2025 بهعنوان دوره تحول و عدم قطعیت قابلتوجه در بخشهای مختلف از جمله فناوری، تجارت، پایداری و ژئوپلیتیک معرفی شده.
کسبوکارها برای توسعه و موفقیت باید با این تحولات و تغییرات سریع سازگار شوند و از نوآوریهایی مانند هوش مصنوعی (AI) برای حفظ مزیت رقابتی و عبور از چالشها استفاده کنند.
🔹در این گزارش پیشبینی شده است که در 2025 تنشهای ژئوپلیتیک تشدید شود و بر روابط بینالمللی و عملیات تجاری تأثیر بگذارد.
کسبوکارها باید برای افزایش بیثباتی آماده باشند و راهبُردهایی را برای مدیریت ریسکهای مرتبط با تعارضات، بیثباتی سیاسی و تحریمها جهت تقویت انعطافپذیری اتخاذ کنند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
🟣 زنگ خطر در خصوص کاهش بیشتر ارزش پول ملی .....تصویر فوق نمودار تغییرات صف آرایی بازار طلا را در کشور نشان می دهد که در حال افزایش شدید است و با رشد زیاد شیب مواجه شده است
🟦 یکی از تفاسیر نمودار تغییرات صف آرایی خرید در بازار طلا یعنی قرار گرفتن سفته بازی در مقابل اقتصاد ملی است که باعث کاهش ارزش پول ملی خواهد شد .....
🟦 یکی از تفاسیر نمودار تغییرات صف آرایی خرید در بازار طلا یعنی قرار گرفتن سفته بازی در مقابل اقتصاد ملی است که باعث کاهش ارزش پول ملی خواهد شد .....
✳️ مدیریت احساسات؟!
▪︎پدرم دلواپسِ آیندهی خواهرم است، اما حتی یکبار هم اتفاق نیفتاده که با هم به کافی شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند بلند بخندند.
▪︎خواهرم نگران فشار خون پدرم است؛ اما حتی يک بار هم نشده خواسته هايش را به تعويق بيندازد تا پدر كمی احساس آرامش كند.
▪︎مادرم با فکرِ خوشبختیِ من خوابش نمیبرد. اما حتی یکبار هم نشده که با من در موردِ خوشبختیام صحبت کند و بپرسد: فرزندم چه چیزی تو را خوشحال میکند؟
▪︎من با فکرِ رنج و سختیِ مادرم از خواب بیدار میشوم. اما حتی یکبار هم نشده که دستش را بگیرم، با او به سینما بروم، با هم تخمه بشکنیم، فیلم ببینیم و کمی به او آرامش بدهم.
▪︎ازعملکرد همکارمان گلایه داریم،اما نشد او را به یک چای دردفترمان دعوت کنیم و نظرمان رابا وی درمیان بگذاریم واز علت پرسیم!
🔺ما از نسلِ آدمهای بلاتکلیف هستیم.
از یکطرف در خلوتِ خود، دلمان برای این و آن تنگ میشود،
از طرف دیگر، وقتی به هم میرسیم، لالمانی میگیریم!
انگار نیرویی نامرئی، فراتر از ما وجود دارد که دهانمان را بسته تا مبادا چیزی در مورد احساس مان بگوئیم!
راستی چرا؟!!
✍کانون تک با اندکی ویرایش
▪︎پدرم دلواپسِ آیندهی خواهرم است، اما حتی یکبار هم اتفاق نیفتاده که با هم به کافی شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند بلند بخندند.
▪︎خواهرم نگران فشار خون پدرم است؛ اما حتی يک بار هم نشده خواسته هايش را به تعويق بيندازد تا پدر كمی احساس آرامش كند.
▪︎مادرم با فکرِ خوشبختیِ من خوابش نمیبرد. اما حتی یکبار هم نشده که با من در موردِ خوشبختیام صحبت کند و بپرسد: فرزندم چه چیزی تو را خوشحال میکند؟
▪︎من با فکرِ رنج و سختیِ مادرم از خواب بیدار میشوم. اما حتی یکبار هم نشده که دستش را بگیرم، با او به سینما بروم، با هم تخمه بشکنیم، فیلم ببینیم و کمی به او آرامش بدهم.
▪︎ازعملکرد همکارمان گلایه داریم،اما نشد او را به یک چای دردفترمان دعوت کنیم و نظرمان رابا وی درمیان بگذاریم واز علت پرسیم!
🔺ما از نسلِ آدمهای بلاتکلیف هستیم.
از یکطرف در خلوتِ خود، دلمان برای این و آن تنگ میشود،
از طرف دیگر، وقتی به هم میرسیم، لالمانی میگیریم!
انگار نیرویی نامرئی، فراتر از ما وجود دارد که دهانمان را بسته تا مبادا چیزی در مورد احساس مان بگوئیم!
راستی چرا؟!!
✍کانون تک با اندکی ویرایش
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
DOC-20241222-WA0005..pdf
1.2 MB
✳️ چگونه هوش مصنوعی تجارت بين المللی را شكل مي دهد و توسط آن شكل می گيرد؟
✳️ ساختار فنی
جان کنث گالبرایت
✅ مشخصۀ بارز ساماندهی مدیریتی در شرکتهای بزرگ نه غلبۀ فردی، بلکه غلبۀ کنش جمعی است.
آر. ای. گوردون (مدیریت کسبوکار در شرکتهای بزرگ)
ادامه مقاله؛
https://heteronomics.ir/1368/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
جان کنث گالبرایت
✅ مشخصۀ بارز ساماندهی مدیریتی در شرکتهای بزرگ نه غلبۀ فردی، بلکه غلبۀ کنش جمعی است.
آر. ای. گوردون (مدیریت کسبوکار در شرکتهای بزرگ)
ادامه مقاله؛
https://heteronomics.ir/1368/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ میزان رضایتمندی مردم آمریکا از دوره ریاست جمهوری بایدن
✅ طبق نظرسنجی شبکه تلویزیونی cnn با گرایش به دموکرات ها ؛ درصد رضایتمندی مردم نسبت به عملکرد بایدن در حوزه های مختلف به ترتیب زیر ، بسیار پایین بوده است.
۱. سیاست های مهاجرت؛ ۳۱ درصد
۲. سیاست خارجی ؛ ۳۲درصد
۳. سیاست اقتصادی ؛ ۳۳ درصد
۴. حمایت از دموکراسی؛ ۴۶ درصد
۵. سیاست حفاظت از محیط زیست ؛ ۴۴ درصد
۶. سیاستهای نظام سلامت ؛ ۴۳ درصد
🔺 این سطح عدم رضایت عمومی، در نتایج انتخابات و پیروزی قاطع ترامپ نقش مستقیم داشته است .
ولی تامین مطالبات این قشر از جامعه با توجه به سیاستهای خاص و چالشی ترامپ در حوزه های سیاست خارجی ، نظام سلامت ، محیط زیست ، نحوه اخراج مهاجران ؛ مشکل بنظر می رسد .
کانال تحولات بین الملل
✅ طبق نظرسنجی شبکه تلویزیونی cnn با گرایش به دموکرات ها ؛ درصد رضایتمندی مردم نسبت به عملکرد بایدن در حوزه های مختلف به ترتیب زیر ، بسیار پایین بوده است.
۱. سیاست های مهاجرت؛ ۳۱ درصد
۲. سیاست خارجی ؛ ۳۲درصد
۳. سیاست اقتصادی ؛ ۳۳ درصد
۴. حمایت از دموکراسی؛ ۴۶ درصد
۵. سیاست حفاظت از محیط زیست ؛ ۴۴ درصد
۶. سیاستهای نظام سلامت ؛ ۴۳ درصد
🔺 این سطح عدم رضایت عمومی، در نتایج انتخابات و پیروزی قاطع ترامپ نقش مستقیم داشته است .
ولی تامین مطالبات این قشر از جامعه با توجه به سیاستهای خاص و چالشی ترامپ در حوزه های سیاست خارجی ، نظام سلامت ، محیط زیست ، نحوه اخراج مهاجران ؛ مشکل بنظر می رسد .
کانال تحولات بین الملل
✳️ تفاوت نقد و انتقاد
critique vs. criticism
۱. هدف نقد ارتقای کیفیت تفکر است، اما هدف انتقاد صرفاً بیان نارضایتیهاست.
۲. نقد مستلزم آموزش و تمرین است، اما انتقاد به آموزش و تمرین نیاز ندارد.
۳. نقد سازنده و مثبت اما انتقاد مخرب و منفی است.
۴. نقد «تحلیل و ارزیابی» اما انتقاد «پیشداوری» میکند.
۵. نقد هم ستایش میکند و هم سرزنش، اما انتقاد فقط سرزنش میکند.
۶. هدف نقد حل مشکل و یافتن راهحلهاست، اما انتقاد صرفاً مشکل را بیان میکند و به راهحلها توجه نمیکند.
۷. نقد مبتنی بر معیارهای جمعی و عقلی است، اما انتقاد برمبنای معیارهای خودمحورانه صورت میگیرد.
۸. رویکرد نقد علمی و منطقی است، اما رویکرد انتقاد احساسی و قضاوتگرایانه است.
۱۹. نقد منصفانه و منطقی اما انتقاد مغرضانه و سوگیرانه قضاوت میکند.
۱۰. نقد هم به نقاط ضعف اشاره میکند هم به نقاط قوت، اما انتقاد صرفاً روی نقاط ضعف تمرکز میکند.
۱۱. نقد به ساختار مینگرد، اما انتقاد عیبها را میکاود.
۱۲. نقد «شفافسازی» اما انتقاد «ابهام» ایجاد میکند.
۱۳. نقد صداقت و تواضع دارد، اما انتقاد طعنهآمیز، بیرحم و مغرور است.
۱۴. نقد اثر را دقیق تحلیل و ارزیابی میکند، اما انتقاد بیرحمانه به اثر و خالق آن حمله میکند.
۱۵. نقد در پی یافتن داشتههاست، اما انتقاد به دنبال یافتن کمبودهاست.
۱۶. نقد لبخند بر لب مینشاند، اما انتقاد اشک را جاری میکند.
۱۷. نقد «توصیف» میکند، درحالیکه انتقاد «قضاوت» میکند.
۱۸. نقد به بهترین اثر نویسنده اشاره و او را تحسین میکند، اما انتقاد به ضعیفترین اثر نویسنده اشاره و او را تخریب میکند.
۱۹. نقد عینی، خاص و ملموس است، اما انتقاد ذهنی، کلی و مبهم است.
۲۰. نقد شفافسازی میکند، اما انتقاد آنچه را نمیفهمد محکوم میکند.
۲۱. نقد بر پایهی دلایل و شواهد استوار است، اما انتقاد به دلایل و شواهد اعتنا نمیکند.
۲۲. نقد علمی و تخصصی اما انتقاد عوامگرایانه و پوپولیستی است.
۲۳. نقد خوب گوش میکند، درحالیکه انتقاد هیاهو میکند.
۲۴. نقد «همدلی» ایجاد میکند، اما انتقاد «تفرقه» میاندازد.
۲۵. نقد بیشتر در زمینههای هنری (مانند نقد فیلم، نقد ادبی و نقد موسیقی) صورت میگیرد، اما انتقاد بیشتر در زمینهی سیاست و روابط اجتماعی شکل میگیرد.
۲۶. نقد به توسعهی فردی و جمعی کمک میکند، اما انتقاد مانعی است در مسیر توسعهی فردی و جمعی.
🔺همهی ما معمولاً در معرض قضاوت شدن یا در مقام قضاوت کردن قرار میگیریم. ما همه دربارهی موضوعات یا افرادی خاص نظراتی داریم. اما باید در نحوهی بیان نظراتمان مراقب باشیم و مسئولانه بیندیشیم. آیا میخواهیم با فروتنی، لطافت، محبت و مهربانی نظرمان را بیان کنیم؟ یا اینکه میخواهیم سنگدلانه، سختگیرانه و پیشداورانه دربارهی دیگران قضاوت و اظهار نظر کنیم؟ آیا میخواهیم لبخند بر لبانشان بنشانیم یا میخواهیم اشکشان را جاری کنیم؟ به عبارتدیگر، آیا میخواهیم نقد کنیم یا انتقاد؟
https://t.me/ExecutiveManagement
critique vs. criticism
۱. هدف نقد ارتقای کیفیت تفکر است، اما هدف انتقاد صرفاً بیان نارضایتیهاست.
۲. نقد مستلزم آموزش و تمرین است، اما انتقاد به آموزش و تمرین نیاز ندارد.
۳. نقد سازنده و مثبت اما انتقاد مخرب و منفی است.
۴. نقد «تحلیل و ارزیابی» اما انتقاد «پیشداوری» میکند.
۵. نقد هم ستایش میکند و هم سرزنش، اما انتقاد فقط سرزنش میکند.
۶. هدف نقد حل مشکل و یافتن راهحلهاست، اما انتقاد صرفاً مشکل را بیان میکند و به راهحلها توجه نمیکند.
۷. نقد مبتنی بر معیارهای جمعی و عقلی است، اما انتقاد برمبنای معیارهای خودمحورانه صورت میگیرد.
۸. رویکرد نقد علمی و منطقی است، اما رویکرد انتقاد احساسی و قضاوتگرایانه است.
۱۹. نقد منصفانه و منطقی اما انتقاد مغرضانه و سوگیرانه قضاوت میکند.
۱۰. نقد هم به نقاط ضعف اشاره میکند هم به نقاط قوت، اما انتقاد صرفاً روی نقاط ضعف تمرکز میکند.
۱۱. نقد به ساختار مینگرد، اما انتقاد عیبها را میکاود.
۱۲. نقد «شفافسازی» اما انتقاد «ابهام» ایجاد میکند.
۱۳. نقد صداقت و تواضع دارد، اما انتقاد طعنهآمیز، بیرحم و مغرور است.
۱۴. نقد اثر را دقیق تحلیل و ارزیابی میکند، اما انتقاد بیرحمانه به اثر و خالق آن حمله میکند.
۱۵. نقد در پی یافتن داشتههاست، اما انتقاد به دنبال یافتن کمبودهاست.
۱۶. نقد لبخند بر لب مینشاند، اما انتقاد اشک را جاری میکند.
۱۷. نقد «توصیف» میکند، درحالیکه انتقاد «قضاوت» میکند.
۱۸. نقد به بهترین اثر نویسنده اشاره و او را تحسین میکند، اما انتقاد به ضعیفترین اثر نویسنده اشاره و او را تخریب میکند.
۱۹. نقد عینی، خاص و ملموس است، اما انتقاد ذهنی، کلی و مبهم است.
۲۰. نقد شفافسازی میکند، اما انتقاد آنچه را نمیفهمد محکوم میکند.
۲۱. نقد بر پایهی دلایل و شواهد استوار است، اما انتقاد به دلایل و شواهد اعتنا نمیکند.
۲۲. نقد علمی و تخصصی اما انتقاد عوامگرایانه و پوپولیستی است.
۲۳. نقد خوب گوش میکند، درحالیکه انتقاد هیاهو میکند.
۲۴. نقد «همدلی» ایجاد میکند، اما انتقاد «تفرقه» میاندازد.
۲۵. نقد بیشتر در زمینههای هنری (مانند نقد فیلم، نقد ادبی و نقد موسیقی) صورت میگیرد، اما انتقاد بیشتر در زمینهی سیاست و روابط اجتماعی شکل میگیرد.
۲۶. نقد به توسعهی فردی و جمعی کمک میکند، اما انتقاد مانعی است در مسیر توسعهی فردی و جمعی.
🔺همهی ما معمولاً در معرض قضاوت شدن یا در مقام قضاوت کردن قرار میگیریم. ما همه دربارهی موضوعات یا افرادی خاص نظراتی داریم. اما باید در نحوهی بیان نظراتمان مراقب باشیم و مسئولانه بیندیشیم. آیا میخواهیم با فروتنی، لطافت، محبت و مهربانی نظرمان را بیان کنیم؟ یا اینکه میخواهیم سنگدلانه، سختگیرانه و پیشداورانه دربارهی دیگران قضاوت و اظهار نظر کنیم؟ آیا میخواهیم لبخند بر لبانشان بنشانیم یا میخواهیم اشکشان را جاری کنیم؟ به عبارتدیگر، آیا میخواهیم نقد کنیم یا انتقاد؟
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
روندهای تاثیرگذار بر کسب_و.pdf
1.1 MB
✳️ تنشهای ژئوپلیتیک در 2025
کسبوکارها برای مدیریت ریسک آماده شوند!
✅ مرکز پژوهشهای اتاق ایران
🔹در بخشی از این گزارش آمده است: سال 2025 بهعنوان دوره تحول و عدم قطعیت قابلتوجه در بخشهای مختلف از جمله فناوری، تجارت، پایداری و ژئوپلیتیک معرفی شده.
کسبوکارها برای توسعه و موفقیت باید با این تحولات و تغییرات سریع سازگار شوند و از نوآوریهایی مانند هوش مصنوعی (AI) برای حفظ مزیت رقابتی و عبور از چالشها استفاده کنند.
🔹در این گزارش پیشبینی شده است که در 2025 تنشهای ژئوپلیتیک تشدید شود و بر روابط بینالمللی و عملیات تجاری تأثیر بگذارد.
کسبوکارها باید برای افزایش بیثباتی آماده باشند و راهبُردهایی را برای مدیریت ریسکهای مرتبط با تعارضات، بیثباتی سیاسی و تحریمها جهت تقویت انعطافپذیری اتخاذ کنند. /كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
کسبوکارها برای مدیریت ریسک آماده شوند!
✅ مرکز پژوهشهای اتاق ایران
🔹در بخشی از این گزارش آمده است: سال 2025 بهعنوان دوره تحول و عدم قطعیت قابلتوجه در بخشهای مختلف از جمله فناوری، تجارت، پایداری و ژئوپلیتیک معرفی شده.
کسبوکارها برای توسعه و موفقیت باید با این تحولات و تغییرات سریع سازگار شوند و از نوآوریهایی مانند هوش مصنوعی (AI) برای حفظ مزیت رقابتی و عبور از چالشها استفاده کنند.
🔹در این گزارش پیشبینی شده است که در 2025 تنشهای ژئوپلیتیک تشدید شود و بر روابط بینالمللی و عملیات تجاری تأثیر بگذارد.
کسبوکارها باید برای افزایش بیثباتی آماده باشند و راهبُردهایی را برای مدیریت ریسکهای مرتبط با تعارضات، بیثباتی سیاسی و تحریمها جهت تقویت انعطافپذیری اتخاذ کنند. /كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ ترس از شکست
✅ بیل گیتس جایی در سال ۱۹۹۴ چنین گفته است: "باید ترس را راهنمای خود قرار دهید، ولی آن را پنهان بدارید. من همواره احتمال شکست را در نظر داشتهام."
🔸او عکسی از هنری فورد را در دفتر کارش نصب کرده بود تا پیام آور این باشد که حتی بزرگترین کارآفرینان پیشتاز هم میتوانند در زمانی کنار گذاشته شوند همانگونه که جنرال موتورز عاقبت فورد را پشت سر نهاد.
فما
✅ بیل گیتس جایی در سال ۱۹۹۴ چنین گفته است: "باید ترس را راهنمای خود قرار دهید، ولی آن را پنهان بدارید. من همواره احتمال شکست را در نظر داشتهام."
🔸او عکسی از هنری فورد را در دفتر کارش نصب کرده بود تا پیام آور این باشد که حتی بزرگترین کارآفرینان پیشتاز هم میتوانند در زمانی کنار گذاشته شوند همانگونه که جنرال موتورز عاقبت فورد را پشت سر نهاد.
فما
✳️ مدیران بزرگ چگونه کارکنانشان را ارتقا میدهند؟
✅ بسیاری از مدیرانی که با پیروی از تفکر سنتی اقدام به ارتقای کارکنان میکنند، معمولا دچار سه تفکر نادرست در این زمینه میشوند که مدیران بزرگ و موفق با زیرکی این سه مورد را رد میکنند.
۱. تصور نادرست اول:
🔸عبور از پلههای بالاتر در نردبان ترقی از عهده هر کسی که پلههای پایینتر را پشتسر گذاشته است برمیآید و با آموزشهای جدید میتوان آن فرد را به پیمودن پلههای بالاتر هدایت کرد.
🔹مدیران بزرگ با این نظر کاملا مخالفند و معتقدند پیمودن یک پله از نردبان ترقی لزوما به معنای آمادگی صد درصدی برای پیمودن پلههای بالاتر نیست؛ چراکه به استعدادها، مهارتها و دانش گستردهتری نیاز است که برای خیلیها، داشتن یا کسب آنها امکانپذیر نیست.
۲. تصور نادرست دوم:
🔸این تصور زیانبار در قالب سیستمهای سنتی ارتقای کاری، این است که تنها با رسیدن به پلههای بالاتر نردبان ترقی میتوان پرستیژ و اعتبار بیشتری برای خود کسب کرد که این تفکر، همه کارمندان حتی خودآگاهترین افراد را نیز دچار این وسوسه میکند که به سمت ارتقا، آن هم به هر قیمت ممکن گام بردارند.
🔹این در حالی است که پستهای عالی و بالاتر از نظر تعداد، بسیار محدود هستند و هنگامی که همه برای رسیدن به آنها گام برداشتهاند، بهطور حتم، بسیاری از افراد در این راه ناکام خواهند ماند و فقط افراد محدودی موفق به ارتقا یافتن خواهند شد که این مساله باعث بروز اختلاف و تعارض در بسیاری از سازمانها است.
🔹مدیران بزرگ برای جلوگیری از شکلگیری چنین تعارضی، راهحل فوقالعادهای دارند و آن فراهم آوردن حداکثری پرستیژ و احترام برای اغلب یا همه کارکنان است. بهطور واضح، در چنین شرایطی افراد بهخاطر کسب احترام و اعتبار صرفا بهدنبال ارتقای پست و مقامشان نخواهند بود. مدیران بزرگ بهگونهای عمل میکنند که هر کدام از افراد خود را قهرمان بلامنازع در ایفای همان نقشهایی میبینند که در حال انجامش هستند.
۳. تصور نادرست سوم:
🔸خطرناکترین تصور در این میان به واسطه این فرض نادرست شکل میگیرد که برخورداری کارمندان از تجربیات بیشتر و متنوعتر موجب جذابتر به نظر رسیدن آنها از نظر دیگران خواهد شد و سایر بخشها یا سایر شرکتها برای تصاحب و بهکارگیری این افراد سر و دست خواهند شکست.
🔹شیوع این تفکر در میان کارکنان میتواند آنها را به کاسبانی تبدیل کند که همیشه منتظرند تا برای تصدی پستهای بالاتر دعوت شوند. مدیران بزرگ به هیچ عنوان چنین عقیدهای را نمیپذیرند، به عقیده آنها شکار مهارتها و تجربیات بازاری نمیتواند و نباید موتور محرکه و بالابرنده نردبان ترقی باشد و نباید به آن تکیه کرد.
🔸این در حالی است که مدیران بزرگ به خوبی میدانند که قبل از هرگونه ارتقای کارکنان باید با دقت به این مساله اندیشید که آیا افراد دارای استعداد پست و مقامی که قرار است به آن ارتقا یابند، هستند یا نه و در صورتی که پاسخ این سوال مثبت بود، با در نظر گرفتن سایر جوانب نسبت به این کار اقدام کرد؛ چراکه ارتقا ندادن افراد بهخاطر عدم برخورداری از استعدادهای لازم بسیار بهتر از ارتقای کورکورانه و چالشبرانگیز آنها بهخاطر انگیزهبخشی و لیاقت در نقش کنونی است.
🔹مدیران بزرگ، صحنه شرکت را بهگونهای میچینند که در آن مسیرهای متعددی برای کسب احترام و منزلت بیشتر و کیفیت کاری مطلوبتر وجود دارد. چه بسیار شرکتهایی که تحت هدایت مدیران موفقی قرار دارند و در آنها یک کارگر ساده اما ماهر و کارآمد، حقوقی بیشتر از مافوق خود دریافت میکند و مورد احترام همه قرار دارد. یا منشی کار بلد و با سابقهای که به عنوان جانشین رئیس یا مدیر برنامههای او شناخته میشود، نفوذی عجیب در شرکت دارد.
فما
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ بسیاری از مدیرانی که با پیروی از تفکر سنتی اقدام به ارتقای کارکنان میکنند، معمولا دچار سه تفکر نادرست در این زمینه میشوند که مدیران بزرگ و موفق با زیرکی این سه مورد را رد میکنند.
۱. تصور نادرست اول:
🔸عبور از پلههای بالاتر در نردبان ترقی از عهده هر کسی که پلههای پایینتر را پشتسر گذاشته است برمیآید و با آموزشهای جدید میتوان آن فرد را به پیمودن پلههای بالاتر هدایت کرد.
🔹مدیران بزرگ با این نظر کاملا مخالفند و معتقدند پیمودن یک پله از نردبان ترقی لزوما به معنای آمادگی صد درصدی برای پیمودن پلههای بالاتر نیست؛ چراکه به استعدادها، مهارتها و دانش گستردهتری نیاز است که برای خیلیها، داشتن یا کسب آنها امکانپذیر نیست.
۲. تصور نادرست دوم:
🔸این تصور زیانبار در قالب سیستمهای سنتی ارتقای کاری، این است که تنها با رسیدن به پلههای بالاتر نردبان ترقی میتوان پرستیژ و اعتبار بیشتری برای خود کسب کرد که این تفکر، همه کارمندان حتی خودآگاهترین افراد را نیز دچار این وسوسه میکند که به سمت ارتقا، آن هم به هر قیمت ممکن گام بردارند.
🔹این در حالی است که پستهای عالی و بالاتر از نظر تعداد، بسیار محدود هستند و هنگامی که همه برای رسیدن به آنها گام برداشتهاند، بهطور حتم، بسیاری از افراد در این راه ناکام خواهند ماند و فقط افراد محدودی موفق به ارتقا یافتن خواهند شد که این مساله باعث بروز اختلاف و تعارض در بسیاری از سازمانها است.
🔹مدیران بزرگ برای جلوگیری از شکلگیری چنین تعارضی، راهحل فوقالعادهای دارند و آن فراهم آوردن حداکثری پرستیژ و احترام برای اغلب یا همه کارکنان است. بهطور واضح، در چنین شرایطی افراد بهخاطر کسب احترام و اعتبار صرفا بهدنبال ارتقای پست و مقامشان نخواهند بود. مدیران بزرگ بهگونهای عمل میکنند که هر کدام از افراد خود را قهرمان بلامنازع در ایفای همان نقشهایی میبینند که در حال انجامش هستند.
۳. تصور نادرست سوم:
🔸خطرناکترین تصور در این میان به واسطه این فرض نادرست شکل میگیرد که برخورداری کارمندان از تجربیات بیشتر و متنوعتر موجب جذابتر به نظر رسیدن آنها از نظر دیگران خواهد شد و سایر بخشها یا سایر شرکتها برای تصاحب و بهکارگیری این افراد سر و دست خواهند شکست.
🔹شیوع این تفکر در میان کارکنان میتواند آنها را به کاسبانی تبدیل کند که همیشه منتظرند تا برای تصدی پستهای بالاتر دعوت شوند. مدیران بزرگ به هیچ عنوان چنین عقیدهای را نمیپذیرند، به عقیده آنها شکار مهارتها و تجربیات بازاری نمیتواند و نباید موتور محرکه و بالابرنده نردبان ترقی باشد و نباید به آن تکیه کرد.
🔸این در حالی است که مدیران بزرگ به خوبی میدانند که قبل از هرگونه ارتقای کارکنان باید با دقت به این مساله اندیشید که آیا افراد دارای استعداد پست و مقامی که قرار است به آن ارتقا یابند، هستند یا نه و در صورتی که پاسخ این سوال مثبت بود، با در نظر گرفتن سایر جوانب نسبت به این کار اقدام کرد؛ چراکه ارتقا ندادن افراد بهخاطر عدم برخورداری از استعدادهای لازم بسیار بهتر از ارتقای کورکورانه و چالشبرانگیز آنها بهخاطر انگیزهبخشی و لیاقت در نقش کنونی است.
🔹مدیران بزرگ، صحنه شرکت را بهگونهای میچینند که در آن مسیرهای متعددی برای کسب احترام و منزلت بیشتر و کیفیت کاری مطلوبتر وجود دارد. چه بسیار شرکتهایی که تحت هدایت مدیران موفقی قرار دارند و در آنها یک کارگر ساده اما ماهر و کارآمد، حقوقی بیشتر از مافوق خود دریافت میکند و مورد احترام همه قرار دارد. یا منشی کار بلد و با سابقهای که به عنوان جانشین رئیس یا مدیر برنامههای او شناخته میشود، نفوذی عجیب در شرکت دارد.
فما
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👎1
✳️ اطلس تنشها در سال ۲۰۲۵
✍فارن پالسی
🔹سوریه: رژیم اسد سقوط کرده و نیروهای شورشی بهسرعت دمشق را تصرف کردند. گروه هیات تحریرالشام (HTS) که از القاعده جدا شده است، کنترل را بهدست گرفته اما با چالشهای بزرگی از جمله شورشهای داخلی، مدیریت اقوام و اقلیتها و بازسازی سوریه مواجه است.
🔹سودان: درگیری بین نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) و ارتش سودان میلیونها نفر را آواره کرده و مناطق زیادی را به جنگ و قحطی کشانده و کشورهایی مانند امارات، مصر، و اریتره در جنگ نقش دارند و خطر تجزیه کشور افزایش یافته است.
🔹اوکراین: روسیه همچنان در شرق اوکراین پیشروی میکند و غرب نیز به حمایت از کییف ادامه میدهد، اما خستگی از جنگ در هر دو طرف آشکار است. ترامپ پیشنهاد مذاکرات با پوتین را داده، اما اختلافات اساسی درباره امنیت اوکراین مانع از پیشرفت میشود.
🔹فلسطین: احتمال الحاق کرانه باختری توسط اسرائیل و تشدید سرکوب فلسطینیان وجود دارد، در حالی که راهحلی سیاسی در افق دیده نمیشود.
🔹ایران: پس از کشته شدن رهبران حزبالله و تضعیف نیروهای نیابتی ایران، این کشور با بحرانهای بیشتری روبهرو است. ایران به پیشرفتهای هستهای خود ادامه داده اما فشارها برای بازگشت به مذاکرات افزایش یافته است.
🔹هائیتی: گروههای مسلح کنترل بخشهای وسیعی از کشور را در دست دارند و تلاشهای بینالمللی برای بازگرداندن نظم تاکنون موفق نبوده است. خشونتها، قحطی، و آوارگی گسترده همچنان ادامه دارد.
🔹مکزیک: ترامپ تهدید به اعمال تعرفههای سنگین و حمله به کارتلها کرده است. این اقدامات میتواند روابط دو کشور را متشنجتر کند. مکزیک همچنان با خشونتهای گسترده ناشی از کارتلهای مواد مخدر روبهرو است.
🔹میانمار: ارتش میانمار بهدلیل ضعف داخلی و فشارهای خارجی در حال از دست دادن کنترل مناطق بیشتری است.
🔹کره: کره شمالی روابط خود با روسیه را تقویت کرده و تهدیدات نظامی علیه کره جنوبی افزایش یافته است. پس از کودتای ناکام رئیسجمهور یون، وضعیت سیاسی این کشور بیثبات شده است.
🔹چین: ترامپ سیاستهای سختگیرانهتری علیه چین اتخاذ کرده که شامل تعرفههای سنگین و حمایت نظامی از تایوان میشود. چین فعالیتهای نظامی در اطراف تایوان را تشدید کرده و خطر برخورد نظامی افزایش یافته است...
https://economicsgate.com/global-tensions-economic-impact-2025/?amp=1
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍فارن پالسی
🔹سوریه: رژیم اسد سقوط کرده و نیروهای شورشی بهسرعت دمشق را تصرف کردند. گروه هیات تحریرالشام (HTS) که از القاعده جدا شده است، کنترل را بهدست گرفته اما با چالشهای بزرگی از جمله شورشهای داخلی، مدیریت اقوام و اقلیتها و بازسازی سوریه مواجه است.
🔹سودان: درگیری بین نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) و ارتش سودان میلیونها نفر را آواره کرده و مناطق زیادی را به جنگ و قحطی کشانده و کشورهایی مانند امارات، مصر، و اریتره در جنگ نقش دارند و خطر تجزیه کشور افزایش یافته است.
🔹اوکراین: روسیه همچنان در شرق اوکراین پیشروی میکند و غرب نیز به حمایت از کییف ادامه میدهد، اما خستگی از جنگ در هر دو طرف آشکار است. ترامپ پیشنهاد مذاکرات با پوتین را داده، اما اختلافات اساسی درباره امنیت اوکراین مانع از پیشرفت میشود.
🔹فلسطین: احتمال الحاق کرانه باختری توسط اسرائیل و تشدید سرکوب فلسطینیان وجود دارد، در حالی که راهحلی سیاسی در افق دیده نمیشود.
🔹ایران: پس از کشته شدن رهبران حزبالله و تضعیف نیروهای نیابتی ایران، این کشور با بحرانهای بیشتری روبهرو است. ایران به پیشرفتهای هستهای خود ادامه داده اما فشارها برای بازگشت به مذاکرات افزایش یافته است.
🔹هائیتی: گروههای مسلح کنترل بخشهای وسیعی از کشور را در دست دارند و تلاشهای بینالمللی برای بازگرداندن نظم تاکنون موفق نبوده است. خشونتها، قحطی، و آوارگی گسترده همچنان ادامه دارد.
🔹مکزیک: ترامپ تهدید به اعمال تعرفههای سنگین و حمله به کارتلها کرده است. این اقدامات میتواند روابط دو کشور را متشنجتر کند. مکزیک همچنان با خشونتهای گسترده ناشی از کارتلهای مواد مخدر روبهرو است.
🔹میانمار: ارتش میانمار بهدلیل ضعف داخلی و فشارهای خارجی در حال از دست دادن کنترل مناطق بیشتری است.
🔹کره: کره شمالی روابط خود با روسیه را تقویت کرده و تهدیدات نظامی علیه کره جنوبی افزایش یافته است. پس از کودتای ناکام رئیسجمهور یون، وضعیت سیاسی این کشور بیثبات شده است.
🔹چین: ترامپ سیاستهای سختگیرانهتری علیه چین اتخاذ کرده که شامل تعرفههای سنگین و حمایت نظامی از تایوان میشود. چین فعالیتهای نظامی در اطراف تایوان را تشدید کرده و خطر برخورد نظامی افزایش یافته است...
https://economicsgate.com/global-tensions-economic-impact-2025/?amp=1
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
دروازه اقتصاد
تنشهای جهانی و پیامدهای اقتصادی در سال ۲۰۲۵
تنشهای سیاسی و درگیریهای نظامی در سال ۲۰۲۵ بحرانهای اقتصادی را تشدید کرده و بازار انرژی، تجارت بینالمللی و رشد اقتصادی در کشورهای مختلف را تحت تأثیر قرار داده است.
👍2