مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ CHATGPT
چت‌جی‌پی‌تی
 
✍️ هادی صمدی

✅ چت‌جی‎پی‌تی همزمان هم هیجان‌آفرین‌ است و هم دلهره‌آور. مزایا و معایب آن برای آموزش چیست؟ اخیراً در یک فراتحلیل، داده‌های ۶۹ مقاله در این حوزه بررسی شده و به پنج فایده‌ی آن در آموزش اشاره می‌شود.

جان نوستا نتایج این فراتحلیل را در پنج بند خلاصه کرده تا بدانیم چگونه بهتر از چت‌جی‌پی‌تی بهره گیریم.

1️⃣ افزایش عملکرد تحصیلی
چت‌جی‌پی‌تی بهبود قابل توجهی در نتایج تحصیلی ایجاد می‌کند. چت‌جی‌پی‌تی با ارائه‌ی توضیحات مناسب، دادن تمرین و ارزیابی آن، به عنوان یک معلم مجازی عمل می‌کند که در هر زمان قابل دسترسی است. در مقاله هشدار داده می‌شود که این پیشرفت‌ها زمانی موثرترند که با استراتژی‌های یادگیری فعال همراه شوند. چت‌جی‌پی‌تی نباید جایگزین روش‌های سنتی تدریس باشد بلکه باید، به‌عنوان یک ابزار مکمل استفاده شود.

2️⃣ پرورش تفکر مرتبه‌ی بالاتر
چت‌جی‌پی‌تی تفکر انتقادی، خلاقانه و تأملی را افزایش می‌دهد. دانش‌آموزان تشویق می‌شوند تا با هوش مصنوعی تعامل داشته باشند، پیشنهادات آن را ارزیابی کنند و ایده‌های خود را اصلاح کنند و یک حلقه بازخورد پویا ایجاد کنند که مهارت‌های شناختی درجه بالاتری را تقویت می‌کند.

3️⃣ افزایش انگیزه و مشارکت
چت‌جی‌پی‌تی تجربه‌ی یادگیری را جذاب‌تر می‌کند و این امر به ویژه برای دانش‌آموزانی که با روش‌های سنتی راحت نیستند تأثیرگذار است و راهی‌ست برای افزایش لذت یادگیری. اما اینکه آیا این دستاوردهای انگیزشی پایدارند یا صرفاً ناشی از تازگی فناوری، نیازمند پژوهش‌های طولی بعدی است.

4️⃣ کاهش بار شناختی
در جهانی که با اطلاعات بمباران می‌شویم، توانایی تمرکز بر آنچه مهم‌تر است، مهارتی حیاتی است. چت‌جی‌پی‌تی کارهای پیچیده را ساده و مطالب انبوه را خلاصه، و برنامه‌های مطالعه را سازماندهی می‌کند و به دانش‌آموز اجازه می‌دهد ذهن خود را متمرکز کند. کاهش بار شناختی تعامل عمیق‌تری با مفاهیم چالش‌برانگیز را امکان‌پذیر می‌کند و باعث تقویت تجربه‌ی یادگیری معنادارتر می‌شود. با این وجود، مربیان باید تعادلی ایجاد کنند تا از اتکای بیش از حد به آن اجتناب کنند.

5️⃣ خودکارآمدی
باور به توانایی خود برای موفقیت، عاملی حیاتی در پیشرفت تحصیلی است. نکته‌ی جالب این پژوهش آن است که در حالی که چت‌جی‌پی‌تی عملکرد را بهبود می‌بخشد و بار شناختی را کاهش می‌دهد، اما خودکارآمدی را به طور قابل توجهی افزایش نمی‌دهد. این امر سؤالات مهمی را در مورد اینکه آیا اتکا به ابزارهای هوش مصنوعی ممکن است به طور ناخواسته اعتماد دانش‌آموزان به توانایی‌های خود را محدود کند، ایجاد می‌کند که نباید آن را دست کم گرفت.

چت‌جی‌پی‌تی جایگزینی برای معلمان یا تعامل انسانی نیست بلکه یک شریکِ سفر در آموزش است که در حال تکامل است.

تحلیلی تکاملی
جا دارد در بررسی چنین پژوهش‌هایی به نقش آموزش در تکامل انسان اشاره کنیم. واضح است که یادگیری برخی موارد مسیر تکاملی انسان را تغییر داد و عادات رفتاری انسان را به نحوی اساسی دگرگون کرد. چند نمونه: یادگیری فنون شکار، یادگیری مهار آتش و شروع به پخت و پز، یادگیری کشت و کار، یادگیری انتقال اطلاعات از طریق سمبل‌ها از جمله اختراع خط. اما جدا از آنکه چه یاد می‌گیریم، تغییرات در نحوه‌های یادگیری نیز اثرات تکاملی مهمی دارد.

یادگیری یک فرآیند اکتسابی نسبتاً پایدار است: فرایندِ کسبِ دانش، رفتار، مهارت، ارزش، نگرش، ترجیحات جدید و رسیدن به فهم. تأکید بر آنکه این فرایند اثرات نسبتاً پایداری دارد به آن معناست که به تغییرات نسبتاً پایدار در عادات رفتاری انسان می‌انجامد.
بی‌تردید چت‌جی‌پی‌تی می‌تواند به رشد معرفت گزاره‌ای، چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی بیانجامد. به عبارتی اگر یگانه هدف آموزش کسب دانش باشد، که به واقع هدف بسیار مهمی‌ست، چت‌جی‌پی‌تی هم‌راهی بی‌همتاست. اما اگر به دیگر اهداف یادگیری نگاهی کنیم باید با احتیاط بیشتری به این همراه قدرتمند نگریست. اینکه تأثیر آن بر رفتارها و مهارت‌های دانش‌آموز چه خواهد بود، و ارزش‌ها و نگرش‌ها و ترجیحات او را چگونه تغییر خواهد داد نیازمند تأملات بیشتری است.
توجه به بدنمندی و جایمندی شناخت و اینکه کنشگر چگونه وارد تعامل با محیط پیرامونی می‌شود در پژوهش‌هایی از این دست کمتر مورد توجه‌اند. عموم پژوهش‌هایی از این دست، البته به‌خلاف پژوهش مورد اشاره، بر نقش چت‌جی‌پی‌تی بر آموزش دانش گزاره‌ای تأکید دارند. این در حالی‌ست که شکوفایی انسانی عموماً تابع نوع کنشگری ما با جهان است و هرچند معرفت گزاره‌ای بر نوع تعامل ما اثر دارد اما درگیری با جهان فرایند بازخوردی بسیار پیچیده‌تری‌ست که نباید آن را به افزایش معرفت گزاره‌ای فروکاست.

هوش مصنوعی بخش مهمی از جهان پیشِ روست که باید به نحوی با آن تعامل کنیم که در راستای به‌زیستی انسان باشد.
👍1
مدیریت اجرایی
Photo
ساختن فرهنگ سازمانی
✳️ بازتعریف مشاغل در افق ۲۰۳۰

دکتر حسین ساسانی، نظریه‌پرداز توسعه پایدار

✅ در گزارش «آینده مشاغل ۲۰۲۵» مجمع جهانی اقتصاد (WEF) ضمن اینکه، به بررسی تغییرات پیش‌روی بازار کار جهانی پرداخته، هم‌چنین مهارت‌های مورد نیاز تا سال ۲۰۳۰ را شناسایی کرده است. در ادامه، به تفصیل به این مهارت‌ها و اهمیت آن‌ها پرداخته می‌شود:

۱) مهارت‌های فنی و دیجیتال:

تخصص در هوش مصنوعی و داده‌های کلان: با گسترش استفاده از هوش مصنوعی و تحلیل داده‌ها در صنایع مختلف، نیاز به متخصصانی که بتوانند الگوریتم‌های هوش مصنوعی را توسعه داده و داده‌های کلان را تحلیل کنند، افزایش یافته است. این مهارت‌ها در حوزه‌هایی مانند بهداشت و درمان، مالی و تولید کاربرد دارند.

شبکه و امنیت سایبری: با افزایش وابستگی به فناوری‌های دیجیتال، حفاظت از اطلاعات و زیرساخت‌های شبکه‌ای اهمیت بیشتری پیدا کرده است. متخصصان امنیت سایبری نقش حیاتی در محافظت از سازمان‌ها در برابر تهدیدات دیجیتال ایفا می‌کنند.

سواد فناوری: توانایی کار با ابزارها و پلتفرم‌های دیجیتال، از جمله نرم‌افزارهای کاربردی و سیستم‌های مدیریت اطلاعات، به یک ضرورت تبدیل شده است. این مهارت به کارکنان امکان می‌دهد تا با تغییرات فناوری همگام شوند و بهره‌وری را افزایش دهند.

۲)‌ مهارت‌های انسانی و نرم:

تفکر تحلیلی و نوآوری: توانایی تحلیل مسائل پیچیده و ارائه راه‌حل‌های خلاقانه، از جمله مهارت‌های کلیدی در محیط‌های کاری آینده خواهد بود. این مهارت به سازمان‌ها کمک می‌کند تا در مواجهه با چالش‌ها، راه‌حل‌های نوآورانه ارائه دهند.

یادگیری فعال و استراتژی‌های یادگیری: با سرعت تغییرات در محیط کار، توانایی یادگیری مداوم و به‌کارگیری استراتژی‌های یادگیری مؤثر، برای کارکنان ضروری است. این مهارت به آن‌ها امکان می‌دهد تا با دانش و فناوری‌های جدید همگام شوند.

حل مسائل پیچیده: توانایی شناسایی و حل مسائل پیچیده، به‌ویژه در محیط‌های کاری پویا و در حال تغییر، از اهمیت بالایی برخوردار است. این مهارت به سازمان‌ها کمک می‌کند تا با کارایی بیشتری به اهداف خود دست یابند.

تفکر انتقادی و تحلیل: توانایی ارزیابی اطلاعات و داده‌ها به‌صورت انتقادی و اتخاذ تصمیمات مبتنی بر تحلیل دقیق، برای کارکنان ضروری است. این مهارت به بهبود فرآیندهای تصمیم‌گیری در سازمان‌ها کمک می‌کند.

خلاقیت، اصالت و ابتکار: توانایی ارائه ایده‌های جدید و خلاقانه، به سازمان‌ها کمک می‌کند تا در بازار رقابتی، مزیت نسبی کسب کنند. این مهارت به توسعه محصولات و خدمات نوآورانه منجر می‌شود.

رهبری و تأثیرگذاری اجتماعی: توانایی هدایت تیم‌ها و ایجاد تأثیر مثبت در محیط کار، از جمله مهارت‌های مورد نیاز در آینده است. رهبران مؤثر می‌توانند با ایجاد انگیزه و الهام‌بخشی، بهره‌وری سازمان را افزایش دهند.

اهمیت توسعه مهارت‌ها:

با توجه به پیش‌بینی تغییر ۳۹٪ از مهارت‌های کلیدی تا سال ۲۰۳۰، یادگیری مداوم و انطباق‌پذیری برای کارکنان ضروری است. کارفرمایان نیز باید با سرمایه‌گذاری در برنامه‌های آموزشی و توسعه مهارت‌ها، نیروی کار خود را برای آینده آماده کنند. این اقدامات به سازمان‌ها کمک می‌کند تا در محیط‌های کاری متحول‌شونده، رقابت‌پذیری خود را حفظ کنند.

در مجموع، ترکیبی از مهارت‌های فنی و انسانی، کلید موفقیت در بازار کار آینده خواهد بود. سازمان‌ها و کارکنان باید با همکاری و سرمایه‌گذاری در توسعه این مهارت‌ها، برای مواجهه با چالش‌ها و بهره‌گیری از فرصت‌های پیش‌رو آماده شوند.

ادامه مقاله؛
https://jahansanatnews.ir/?p=485083
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ انواع خطاهای فکری
✳️ آداب حضور در شبکه‌های اجتماعی

✅ بسیار مهم است .لطفآ دقیق مطالعه بفرمائید. انتشار آن نیز به دوستان و گروه ها توصیه می شود.

۱ -توجه كنيد كه امروزه يكی از راههای شناخت شخصيت شما همين شبكه های اجتماعي است.
ادب شما نشانه شخصیت شماست.


۲ – هر چیزی را ازهر جایی کپی نکنید
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=182778
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ مهم‌ترین ریسک‌های جهان در سال ۲۰۲۵

✅ گزارش «ریسک‌های جهانی ۲۰۲۵» به وضوح نشان می‌دهد که جهان در دوره‌ای پیچیده و چالش‌برانگیز قرار دارد.
 گزارش «ریسک‌های جهانی ۲۰۲۵» که توسط مجمع جهانی اقتصاد (World Economic Forum) تهیه شده است، به بررسی جزیی‌تر عوامل ریسک‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت، و تحلیل پیامدهای احتمالی پرداخته می‌شود.
به گزارش تجارت نیوز، بر اساس نظرسنجی از بیش از ۹۰۰ کارشناس جهانی در حوزه‌های مختلف مانند اقتصاد، محیط‌زیست، فناوری و ژئوپلیتیک تدوین شده است. هدف اصلی این گزارش شناسایی و اولویت‌بندی ریسک‌هایی است که جهان در کوتاه‌مدت
(۲ سال آینده) و بلندمدت (۱۰ سال آینده) با آن‌ها مواجه خواهد بود. این گزارش همچنین نشان‌دهنده تعامل پیچیده میان ریسک‌های مختلف و تأثیرات متقابل آن‌ها است.
👆⚠️ ریسک‌های کوتاه‌مدت (۲ سال آینده)
۱. جنگ و درگیری میان دولت‌ها: افزایش تنش‌ها میان کشورها، به‌ویژه در مناطقی با اهمیت ژئوپلیتیک مانند شرق اروپا، جنوب آسیا و دریای چین جنوبی، از عوامل اصلی این ریسک است. رقابت‌های نظامی و سیاست‌های ملی‌گرایانه برخی کشورها می‌تواند به جنگ‌های منطقه‌ای یا حتی جهانی منجر شود.

۲. انتشار اطلاعات نادرست: اطلاعات گمراه‌کننده، به‌ویژه در فضای دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی، یکی از چالش‌های اصلی انسجام اجتماعی در کوتاه‌مدت محسوب می‌شود. این مشکل می‌تواند اعتماد به دولت‌ها، نهادهای عمومی و رسانه‌ها را تضعیف کند.

۳. حوادث شدید آب و هوایی: افزایش تواتر و شدت طوفان‌ها، سیلاب‌ها، موج‌های گرما و خشکسالی‌ها ناشی از تغییرات اقلیمی است. کشورهایی که زیرساخت‌های ضعیفی دارند یا در مناطق مستعد بلایای طبیعی قرار دارند، آسیب‌پذیرتر هستند.

۴. نابرابری اجتماعی: نابرابری اقتصادی، فرهنگی و سیاسی میان گروه‌های مختلف، موجب افزایش تنش‌های داخلی در جوامع می‌شود. اعتراضات اجتماعی و جنبش‌های مردمی می‌توانند ساختارهای سیاسی و اقتصادی را بی‌ثبات کنند.

۵. جنگ سایبری و جاسوسی دیجیتال: افزایش حملات سایبری به زیرساخت‌های حیاتی مانند انرژی، آب و سیستم‌های مالی از دیگر ریسک‌های برجسته است. کشورها و گروه‌های غیردولتی از این ابزارها برای اهداف سیاسی و اقتصادی استفاده می‌کنند.

ریسک‌های بلندمدت (۱۰ سال آینده)
۱. رویدادهای شدید آب و هوایی: همچنان مهم‌ترین تهدید برای دهه آینده محسوب می‌شود. افزایش سطح آب دریاها و تخریب اکوسیستم‌ها پیامدهای بلندمدت این پدیده هستند.

۲. از دست دادن تنوع زیستی: نابودی گونه‌های زیستی و تخریب اکوسیستم‌ها ناشی از فعالیت‌های انسانی، به‌ویژه جنگل‌زدایی و آلودگی، یک تهدید جهانی محسوب می‌شود. این موضوع نه‌تنها حیات‌وحش، بلکه معیشت انسان‌ها را نیز به خطر می‌اندازد.

۳. کمبود منابع طبیعی:‌ افزایش جمعیت و مصرف بی‌رویه منابع طبیعی می‌تواند به بحران‌های آب، غذا و انرژی منجر شود. رقابت برای دسترسی به منابع حیاتی می‌تواند درگیری‌های جدیدی ایجاد کند.

۴. تغییرات بحرانی در سیستم‌های زمین: این تغییرات شامل ذوب شدن یخ‌های قطبی، اسیدی شدن اقیانوس‌ها و کاهش ذخایر کربن خاک است که می‌توانند به ناپایداری گسترده محیطی منجر شوند.

۵. آلودگی‌های محیطی: آلودگی هوا، آب و خاک که سلامت انسان و طبیعت را تهدید می‌کند، به‌عنوان یک ریسک بلندمدت شناخته شده است.

۶. فشار بر سیستم‌های بهداشت جهانی: پاندمی‌های آینده، بیماری‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک‌ها و کمبود زیرساخت‌های بهداشتی در برخی کشورها از دیگر ریسک‌های برجسته بلندمدت هستند.

چالش‌های بین‌المللی و پیامدها
۱. بر اساس گزارش، احتمالاً جهان به سمت یک نظم جهانی چندقطبی و تکه‌تکه‌شده حرکت می‌کند. این مسئله همکاری‌های بین‌المللی را دشوارتر خواهد کرد.

۲. همچنین کشورهای در حال توسعه که آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به ریسک‌های اقلیمی و اقتصادی دارند، احتمالاً بیشتر از کشورهای توسعه‌یافته آسیب خواهند دید.

۳. کاهش اعتماد به دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی می‌تواند موجب بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی شود.

۴. پیشرفت‌های فناوری مانند هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی می‌توانند فرصت‌هایی ایجاد کنند، اما در صورت سوءاستفاده یا توسعه بدون کنترل، به ریسک‌های بزرگی منجر می‌شوند.

جمع‌بندی
گزارش «ریسک‌های جهانی ۲۰۲۵» به وضوح نشان می‌دهد که جهان در دوره‌ای پیچیده و چالش‌برانگیز قرار دارد. تعاملات پیچیده میان ریسک‌های اقلیمی، ژئوپلیتیکی، اقتصادی و اجتماعی نشان‌دهنده ضرورت اقدامات هماهنگ و جهانی برای کاهش اثرات این تهدیدات است. تنها از طریق همکاری‌های مؤثر بین دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی، بخش خصوصی و جوامع مدنی می‌توان آینده‌ای پایدارتر و امن‌تر ساخت
✳️ چرا ۴۲‌درصد کارکنان، ارتقای شغلی را رد می‌کنند؟
مترجم: زهرا تیرانی
✅ روال کار شرکت‌های آمریکایی به این صورت است که: کارتان را از پایین‌‌‌ترین سطح شروع می‌‌‌کنید، سخت تلاش می‌‌‌کنید و در نهایت چند مرتبه ارتقا می‌‌‌گیرید تا به جایگاه مدیریتی ارشد برسید. با هر ارتقا، حقوق بیشتری دریافت می‌‌‌کنید، مزایای بهتری نصیبتان می‌شود و نفوذتان در شرکت بیشتر خواهد شد؛ همه اینها به این معنی است که تلاش‌‌‌های شما ارزشش را دارد.
چرا ۴۲‌درصد کارکنان، ارتقای شغلی را رد می‌کنند؟
اما این روزها، جذابیت صعود از نردبان شغلی کمرنگ شده است: نه تنها ارتقای شغلی به سختی به دست می‌‌‌آید، بلکه افراد هم علنا از پذیرش آن سر باز می‌‌‌زنند.
▪︎بازار کار دچار رکود شده و پیدا کردن شغل جدید و فرصت‌‌‌های پیشرفت برای افراد سخت است. طبق گزارش بلومبرگ و با استناد به داده‌‌‌های شرکت بزرگ جمع‌‌‌آوری داده ADP، از ۶۸ میلیون کارمند اداری، تنها ۱.۳‌درصد در سه ماه اول ۲۰۲۴ ارتقای رتبه گرفتند. این کمترین نرخ در پنج سال گذشته است و با توجه به اینکه ژانویه معمولا ماه پررونقی برای ارتقای شغلی است، این امر نگرانی‌هایی را ایجاد کرده است.
▪︎این موضوع به اندازه‌‌‌ای مهم است که بر رضایت شغلی افراد تاثیر می‌‌‌گذارد. طبق نظرسنجی اکتبر ۲۰۲۴ مرکز تحقیقات پیو که بیش از ۵۲۰۰ نفر در آن شرکت‌‌‌ کرده‌‌‌اند، ۳۸‌درصد کارکنان از فرصت‌‌‌های ارتقای شغلی خود راضی نیستند و فقط ۲۶‌درصد آنها از فرصت ارتقای شغلی رضایت دارند.این در حالی است که حتی اگر فرصت ارتقای شغلی داده شود، بسیاری از کارکنان ترجیح می‌دهند در همین جایگاهی که هستند باقی بمانند. طبق داده‌‌‌های شرکت منابع انسانی رندستاد، ۴۲‌درصد کارکنان آمریکایی می‌‌‌گویند که به دلیل رضایت از شغل فعلی‌‌‌شان، پیشنهاد ارتقا را رد می‌کنند.
▪︎دلیل اینکه افراد با رضایت فرصت پیشرفت شغلی را نمی‌‌‌پذیرند چیست؟ کارشناسان و کارکنان می‌‌‌گویند چند عامل در این موضوع دخیل است:
۱- افراد احساس می‌کنند بیش از حد کار می‌کنند و دستمزد کافی دریافت نمی‌‌‌کنند. بسیاری از افراد احساس می‌کنند که بیش از شرح وظایفشان از آنها کار کشیده می‌شود و برای این کار اضافه، دستمزدی دریافت نمی‌‌‌کنند.طبق داده‌‌‌های مرکز تحقیقات پیو، اکثر کارکنان
(۷۶ درصد) می‌‌‌گویند که در محل کار خود بیش از حد انتظار از آنها کار خواسته می‌شود. در همین حال، طبق آمار موسسه پیو، ۲۹‌درصد از افراد از حقوق خود ناراضی هستند. بسیاری از آنها معتقدند که دستمزدشان با افزایش هزینه‌‌‌های زندگی همخوانی ندارد، درآمد کافی برای پرداخت قبض‌‌‌ها ندارند و نسبت به همکارانی که کار مشابهی انجام می‌دهند دستمزد کمتری دریافت می‌کنند.
شریکا ساندرز ۴۴ ساله، اهل آتلانتا، چند سال پیش به همین دلیل از پذیرش یک ارتقای شغلی در شرکت خود امتناع کرد. آن زمان، به شریکا ساندرز پیشنهاد شد از سمت مدیر حسابداری به معاون بازرس مالی ارتقا پیدا کند. اما او از این پیشنهاد استقبال نکرد. چرا که معتقد بود در حال حاضر همه وظایف این نقش جدید پیشنهادی را انجام می‌دهد و با توجه به نرخ‌های بازار، دستمزدش بسیار کمتر از حد معمول است. ساندرز می‌‌‌گوید: «معمولا قبل از اینکه در یک شرکت به شما ارتقا دهند، کارهای آن سمت جدید را شروع کرده بودید.»
۲- مدیریت اضطراب‌‌‌آورتر می‌شود. از سال ۲۰۲۰، بسیاری از شرکت‌ها تغییرات بنیادی زیادی را تجربه کرده‌‌‌اند. این تغییرات مواردی مثل افزایش نرخ جابه‌‌‌جایی کارکنان، استخدام‌‌‌های گسترده، ‌گذار به شیوه‌‌‌های دورکاری یا ترکیبی، بازطراحی تیم‌‌‌ها، افزایش وظایف هر نیروی کار و کاهش بودجه را شامل می‌شود. همه این تحولات باعث شده کار مدیران بسیار سخت‌‌‌تر شود. طبق یک نظرسنجی جدید از سوی موسسه گالوپ، ۷۳‌درصد کارکنان اعلام کرده‌‌‌اند که شرکت آنها در سال گذشته تغییرات بزرگی را تجربه کرده و این تغییرات به طور مستقیم با افزایش میزان فرسودگی شغلی در ارتباط است.
کاهش هزینه‌‌‌ها در دو سال اخیر باعث شده مدیران میانی و خط مقدم بیش از سایرین تحت فشار قرار بگیرند. دنیل ژائو، اقتصاددان ارشد در گلسدور، این موضوع را تایید می‌کند. اخراج این دسته از مدیران، حجم کاری مدیران باقی‌مانده را افزایش داده و در عین حال، انتظارات از آنها نیز بالاتر رفته، در حالی که منابع در اختیارشان کمتر شده است. این فشار کاری مضاعف بر مدیریت، تاثیرات منفی بر نسل جوان‌‌‌تر کارکنان گذاشته است. به گفته شرکت استخدامی رابرت والترز، ۵۲‌درصد کارکنان نسل زد تمایلی به گرفتن پست مدیریتی ندارند.
۳- ترفیع شغلی می‌تواند شما را از مسیر شغلی‌‌‌تان منحرف کند. با توجه به کاهش بودجه و تغییرات ساختاری در تیم‌‌‌ها، ممکن است موقعیت شغلی جدیدی که به شما پیشنهاد می‌شود، هیچ شباهتی به آنچه شما واقعا دنبالش هستید نداشته باشد. دبرا بوگز، مدیرعامل شرکت D&S که در یافتن مدیران اجرایی کمک می‌کند معتقد است یکی از دلایلی که مدیران ارشد اغلب پیشنهاد ارتقا را رد می‌کنند، ناسازگاری آن با مسیر شغلی مورد نظر آنهاست. اگر فرصت جدیدی که به شما پیشنهاد می‌شود، شما را از حوزه تخصصی‌‌‌تان دور کند یا با اهداف بلندمدت شغلی‌‌‌تان همخوانی نداشته باشد، می‌تواند پیشرفت حرفه‌‌‌ای‌‌‌تان را با مشکل مواجه کند. بازگشت به مسیر قبلی پس از چنین انحرافی بسیار دشوار است.
ساندرز، حسابدار حرفه‌‌‌ای، به دلیل علاقه‌‌‌ای که به کار فعلی‌‌‌اش داشت، پیشنهاد ارتقای شغلی را رد کرد. در تابستان ۲۰۱۷، او مسوولیت نظارت بر امور مالی شرکت مخابراتی در ایالات متحده و کانادا را بر عهده داشت. در آن زمان، به او پیشنهاد شد که مسوولیت تیم بزرگ‌تری را نیز بپذیرد. اما ساندرز ترجیح داد به جای گسترش دامنه مسوولیت‌‌‌هایش، روی کاری که به آن علاقه بیشتری داشت، یعنی بهبود فرآیندهای حسابداری و توانمندسازی تیم کوچک‌ترش، تمرکز کند.
۴- همه افراد لزوما نمی‌‌‌خواهند در حال حاضر مدیر شوند. باید به خاطر داشته باشیم که همه افراد آرزوی پیشرفت شغلی یا تبدیل شدن به مدیر را ندارند. ژائو از سایت گلسدور می‌‌‌گوید: «بسیاری از افراد مسیر مدیریت را امتحان می‌کنند و متوجه می‌‌‌شوند که برایشان مناسب نیست. یا هستند کسانی که اصلا این مسیر را امتحان نمی‌‌‌کنند چون می‌‌‌دانند به آن علاقه‌‌‌ای ندارند.»
شری کارپینتو، ۴۸ ساله، مربی حرفه‌‌‌ای و مدیر ارشد عملیات در یک شرکت مراقبت‌‌‌های بهداشتی که در بوستون زندگی می‌کند، می‌‌‌گوید: «در چنین مواردی، صحبت کردن با مدیرتان در مورد اهداف شغلی‌‌‌تان می‌تواند بسیار مفید باشد.»
او می‌‌‌گوید: شاید بخواهید کار بیشتری انجام دهید یا پروژه جدیدی را بر عهده بگیرید و خودتان را به چالش بکشید. اما اشکالی هم ندارد اگر کارتان را انجام دهید، به خانه بروید و حقوق‌‌‌‌‌‌تان را بگیرید. همه به دنبال پیشرفت شغلی نیستند.
او اضافه می‌کند که تصمیم شما برای ماندن در جایگاه فعلی‌‌‌تان لزوما دائمی نیست. کارپینتو می‌‌‌گوید: «من ۱۵ سال با افزایش حقوق تدریجی و ارتقای شغلی، در یک شرکت ماندم و حتی وقتی پیشنهادهایی برای موقعیت‌‌‌های بهتر داشتم، کار قبلی‌‌‌ام را رها نکردم. این کار را کردم چون بچه‌‌‌های کوچکی داشتم و مادرم خیلی مریض بود. پس ترجیح دادم در همان جا که هستم بمانم، یک تیم را مدیریت کنم و مسوولیت‌‌‌هایی داشته باشم، اما شرکت را ترک نکنم یا دنبال پست مدیریتی نروم. رد کردن یک ارتقای شغلی حالا به خاطر مراقبت از خانواده، نقل مکان، ازدواج یا هر دلیل دیگری به این معنی نیست که نمی‌توانید بعدا تصمیم دیگری بگیرید.»
منبع: CNBC/دنیای اقتصاد
Forwarded from شبکه توسعه
🔲⭕️سیاست‌گذاران عاقل چگونه در دام سیاست‌های احمقانه می‌افتند؟
مجتبی لشکربلوکی

تاریخ پر از است از سیاست گذاران و مدیرانی که احمق نیستند. اما در تصمیمات احمقانه گیر می کنند چرا؟ سه مثال را با هم مرور کنیم و سپس آن را ریشه شناسی کنیم:

آمریکا با وجود تلفات انسانی و هزینه‌های مالی سنگین، به مدت طولانی در جنگ ویتنام باقی ماند. سیاست‌مداران آمریکایی به دلیل پول هایی که خرج کرده بودند و سربازانی که از دست داده بودند و نگرانی از دست دادن اعتبار، از خروج سریع امتناع کردند. این جنگ تا 1975 ادامه یافت. در این بیست سال شش رئیس‌جمهور از دو حزب اصلی (دموکرات و جمهوری‌خواه) آمدند و رفتند.

تداوم پروژه هواپیمای کنکورد؛ دولت‌های بریتانیا و فرانسه با وجود افزایش هزینه‌ها و کاهش توجیه اقتصادی، به پروژه جت مافوق صوت کنکورد ادامه دادند، با اینکه می دانستند که این پروژه دیگر سودآور نیست. این پروژه به ضررهای مالی هنگفت منجر شد.

حضور شوروی در افغانستان؛ شوروی سابق به مدت یک دهه با وجود محکومیت‌های بین‌المللی و تلفات سنگین، حضور نظامی خود در افغانستان را حفظ کرد. در نتیجه این حضور بی فایده طولانی‌مدت، فشار اقتصادی و بی‌ثباتی سیاسی در داخل شوروی شد.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
چرا سیاست گذار تا زانو در گل سیاست احمقانه می رود؟ ریشه آن را می توان در مفهوم هزینه‌های ریخته‌شده (Sunk Cost) شناسایی کرد یعنی زمانی که افراد یا سازمان‌ها یا کشورها به دلیل منابعی که خرج کرده اند، دلشان نمی آید از چیزی که برایش پول خرج کرده اند یا زمان گذاشته اند دست بکشند حتی اگر ادامه آن زیان ده و غیرمنطقی باشد. خب اگر همین را ریشه یابی کنیم به موضوعات جالبی می رسیم. فعلا به دو مورد اشاره کنم:
گرایش نفرت از زیان Loss Aversion؛ ما نسبت به زیان بسیار حساسیم. از دست دادن چیزی که قبلاً داشته‌ایم، از نظر روانی آسیب بیشتری ایجاد می‌کند تا به‌دست نیاوردن چیزی جدید.
تشدید تعهدات Escalation of Commitment: افراد یا سازمان‌ها، حتی با وجود شواهد جدید، تمایل دارند به تصمیمات قبلی خود پایبند بمانند. این رفتار ناشی از فشار اجتماعی یا ترس از قضاوت دیگران یا بی اعتبار شدن است.

آیا سیاست مداران همیشه زانویشان در گل تصمیمات احمقانه گیر می کند؟ خیر! یکی از بهترین نمونه ها تغییر سیاست بین المللی و اقتصادی در ویتنام است. اصلاحات در ویتنام یکی از نمونه‌های برجسته تاریخ معاصر است که نشان می‌دهد چگونه رهبران یک کشور می‌توانند علی‌رغم از دست دادن اعتبار و متهم شدن به عقب نشینی و خیانت؛ تصمیم بگیرند.

اصلاحات در سیاست اقتصادی: پس از پایان جنگ با آمریکا، دولت کمونیستی ویتنام برنامه‌ریزی متمرکز اقتصادی را با الهام از شوروی پیاده کرد (شامل دولتی سازی صنایع و توزیع دولتی کالاها). نتیجه این سیاست‌ها رکود اقتصادی، کمبود مواد غذایی و افزایش فقر بود. سال ۱۹۸۶، دولت ویتنام برنامه‌ نوسازی اقتصادی را معرفی کرد شامل آزادسازی اقتصادی و حمایت از بخش خصوصی. حزب کمونیست ویتنام بر ایدئولوژی مارکسیستی-لنینیستی تأکید داشت و این اصلاحات، نفی اصول بنیادین ایدئولوژیک حزب بود که سال ها تبلیغ و ترویج می شد. رهبران ویتنام با انتقادهای داخلی از سوی محافظه‌کاران حزب مواجه شدند که این تغییرات را خیانت به آرمان‌های انقلاب می‌دانستند.
در نهایت اصلاحات اقتصادی موفقیت‌آمیز بود و ویتنام به یکی از سریع‌ترین اقتصادهای در حال رشد جهان تبدیل شد و البته حزب کمونیست ویتنام، علی‌رغم تغییر در سیاست‌های اقتصادی، قدرت و اعتبار خود را حفظ کرد.

اصلاحات در سیاست بین‌الملل: پس از جنگ ویتنام و تهاجم به کامبوج در سال ۱۹۷۸، ویتنام تحریم و منزوی شد. اواخر دهه ۱۹۸۰، ویتنام تصمیم گرفت از کامبوج عقب نشینی کند و روابط خود را با همسایگان و جهان بهبود بدهد و تلاش کرد تا روابط دیپلماتیک خود را با غرب و آمریکا بازسازی کند و در نهایت در دهه ۱۹۹۰ به عادی‌سازی روابط با آمریکا رسید.تغییر سیاست‌ خارجی می‌توانست ضعف ویتنام در برابر فشارهای خارجی و عقب نشینی از مواضع و تصمیمات قبلی تلقی شود.

سه راهکار برای آنکه پایمان تا زانو در گل تصمیمات احمقانه گیر نکند:
◻️تمرکز بر خالص منافع امروز به بعد: به جای محاسبه هزینه‌هایی که پرداخته ایم و تمام شده، تصمیمات خود را بر اساس خالص منافع آینده (منافع از این لحظه به بعد منهای هزینه از این لحظه به بعد) بنا کنید.
◻️تعریف معیارهای خروج از سیاست/پروژه: هیچ سیاستی و تصمیمی برای همه حالات و زمان ها درست نیست. بنابراین پیش از آغاز هر پروژه/تصمیم/سیاست، شرایطی که در آن باید از ادامه آن صرف‌نظر کرد را به وضوح تعریف کنید تا تصمیمات بدون دکمه خاموش نداشته باشید.
◻️قداست زدایی از سیاست/تصمیم/پروژه: آنچه مهم است فقط و فقط و فقط سعادت عمومی است.

شبکه توسعه @I_D_Network
بازنشر از کانال مجتبی لشکربلوکی @Dr_Lashkarbolouki
1414930176_-853615479.pdf
3 MB
✳️ گزارش کارشناسی
مرکز پژوهش های مجلس بررسی کرد؛

بازنگری در نقش حاکمیت در توسعه کسب و کارهای کوچک


✅ دفتر مطالعات اقتصادی این مرکز در گزارشی با عنوان «بازنگری در نقش حاکمیت در توسعه کسب‌و‌کارهای کوچک: ۱. مطالعه تطبیقی نهادهای توسعه‌دهنده کسب‌وکارهای کوچک» به بررسی اهداف حمایتی، نحوه شکل‌گیری و روند تکامل نهادهای توسعه کسب‌وکار، ساختار سازمانی و نحوه همکاری نهادهای توسعه کسب‌وکار، قوانین، برنامه‌ها و ابزارهای حمایتی سازمان‌ها در کشورهای توسعه یافته‌ای همچون آمریکا، ژاپن، کره جنوبی و کشورهایی که در حمایت از کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط سابقه طولانی دارند مانند هند و ترکیه پرداخته است تا با تطبیق و مقایسه کشورها، راهبردهایی برای اصلاح ساختارها، قوانین و برنامه‌های حمایتی از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در ایران ارائه دهد.

◀️ [لینک خبر](https://rc.majlis.ir/fa/news/show/1825456) | شماره مسلسل: ۲۰۳۲۸
https://t.me/ExecutiveManagement