مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ بازی نابرابر
نابرابری در بازی چه اثری روی کودکان می‌گذارد؟


✍️فائزه مومنی

✅ فقر به‌عنوان یکی از چالش‌های اساسی جوامع، تاثیرات گسترده‌ای بر جنبه‌های مختلف زندگی کودکان دارد.

یکی از این جنبه‌ها، نقش بازی در رشد کودکان و نابرابری در دسترسی به منابع بازی است. بازی تنها یک فعالیت تفریحی برای کودکان نیست؛ بلکه بخشی اساسی از رشد و توسعه آنها محسوب می‌شود.

این مقاله بررسی می‌کند که چگونه فقر بر توانایی بازی کودکان تاثیر می‌گذارد، پیامدهای آن بر رشد آنها چیست و چه اقداماتی برای کاهش شکاف در دسترسی به منابع بازی باید انجام شود.

🔺بازی بخش مهمی از دوران کودکی است که نقشی حیاتی در توسعه مهارت‌های مختلف ایفا می‌کند. تحقیقات آکادمی آمریکایی پزشکی کودکان (AAP) تاکید می‌کند که بازی برای رشد مغز ضروری است.
بازی مهارت‌های حل مسئله را تقویت می‌کند، خلاقیت را پرورش می‌دهد و ارتباطات عصبی را تقویت می‌کند. از طریق بازی‌های تخیلی، کودکان یاد می‌گیرند که چگونه در موقعیت‌های اجتماعی پیچیده حرکت کنند، همدلی را توسعه دهند و انعطاف‌پذیری بسازند.

🔺کودکان در خانواده‌های فقیر با موانع بزرگی برای مشارکت در بازی‌های معنادار مواجه‌اند. گزارش سال ۲۰۲۳ یونیسف درباره رفاه کودکان نشان می‌دهد که سختی‌های اقتصادی توانایی والدین را برای تامین اسباب‌بازی، کتاب یا دسترسی به فعالیت‌های فوق‌برنامه محدود می‌کند.
پارک‌های عمومی، که می‌توانند این شکاف را کاهش دهند، اغلب در محله‌های کم‌درآمد نادر هستند یا به خوبی نگهداری نشده‌اند.

🔺بسیاری از خانواده‌ها نمی‌توانند اسباب‌بازی، بازی‌های فکری یا تجهیزات ورزشی را فراهم کنند که این امر، تنوع بازی کودکان را محدود می‌کند. همچنین مناطق فقیرنشین اغلب فاقد فضاهای ایمن و قابل‌ دسترسی برای بازی در فضای باز هستند.
والدین ممکن است به دلیل نرخ بالای جرم و جنایت یا خطرات محیطی از بازی فرزندانشان در فضای باز جلوگیری کنند.
ناپایداری مالی استرس والدین را افزایش می‌دهد که می‌تواند توانایی آنها را برای مشارکت در فعالیت‌های بازی با کودکان کاهش دهد و فرصت‌های بازی راهنما یا مشارکتی را محدود کند.

📌متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-48704
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ چگونه یک دیکتاتور شویم؟
✅ اگر شخصيت قدرت‌طلبی داريد و از رياست و دستور دادن لذت می‌بريد، بهتر است كتاب «چگونه بر جهان حكومت كنيم؟» را بخوانيد. کتاب را آندره د گیلوم نوشته است.
▪︎اين كتاب راه و رسم كسب قدرت و ديكتاتور شدن را به خوانندگانش می‌آموزد. البته آدم قدرت‌طلب، لزوماً ديكتاتور نيست. در طول تاريخ، آدم‌های قدرت‌طلبی هم داشته‌ايم كه نه ديكتاتور، بلكه دموكرات بوده‌اند. اما از آنجا كه قدرت ذاتاً ميل به تمركز دارد و دموكراسی هم در پی توزيع قدرت است، بين قدرت و دموكراسی نوعي تنافر ذاتی وجود دارد. ولی دموكراسی و قدرت هر ستيزه‌ای هم كه داشته باشند، عموم عقلای منصف تشخيص می‌دهند كه حساب سياستمداراني چون كندی و گورباچف و ماندلا و اوباما به كلی متفاوت از هيتلر و استالين و پل‌پوت و انورخوجه است.
▪︎كتاب آندره د گيلوم با اين جملۀ ماكياولی آغاز می‌شود: «كسی كه آرزو دارد از او اطاعت كنند، ابتدا بايد بداند چگونه دستور دهد.»
 د گيلوم در همان صفحۀ اول كتاب، تكليفش را با دموكراسی و توزيع قدرت روشن می‌كند: «بعضی‌ها می‌گويند قدرت بايد تقسيم شود، می‌گويند قدرتِ زياد در دست يك نفر چيز بدی است؛ قدرت، شخصيت افراد را به شكل نامطلوبی تغيير می‌دهد... اما اين حرف‌ها را زياد جدي نگيريد؛ تنها آدم‌های ناتوان و بي‌جربزه از اين حرف‌ها می‌زنند. كسانی كه قدرت دارند می‌دانند كه زندگی بدون قدرت هيچ است. بدون قدرت شما هيچ چيز نيستيد. در تندباد حوادث مثل بيدی هستيد که با هر بادی می‌لرزيد و احتمالش هم هست كه كلا ريشه‌كن شويد. اما با قدرت شما چيز می‌شويد، همه‌چيز. آدمی كه می‌تواند دنيا را عوض كند.»
▪︎كتاب گيلوم، نكات مضحك و مهمی را در خصوص روانشناسی سياسی عامۀ مردم مطرح می‌كند. مثلا گيلوم "آغاز از آن پايين پايين‌ها" را "ضرورتی برای كسب اعتبار" سياستمداران و طالبان قدرت می‌داند. او می‌نويسد: «هيچ چيز برای عامۀ مردم جذاب‌تر از قهرمانی كه از صفر به صد رسيده نيست و برای اكثر مردم صفر يعنی تولد در خانواده‌ای تنگدست در محله‌ای فقيرنشين. حتی اگر لازم بود مدرك جعل كنيد، بعد نشان دهيد كه اصل و نسب‌تان از خانواده‌ای تنگدست، اما در عين حال شرافتمند و خوشنام بوده و در كودكی، نوجوانی و جوانی رنج و سختی بسيار كشيده‌ايد...
■هيتلر پس از اينكه از ارتش آلمان بيرون آمد تا مدت‌ها از آن بيكارهايی بود كه محتاج شام شب‌شان بودند. در دوران ركود عظيم و نرخ بيكاری بالا بين دو جنگ جهانی در آلمان، اين پيشينه، او را تبديل به رهبری مردمی كرد؛ زمامداری كه سختي‌ها و مشكلات مردم را با گوشت و استخوان می‌فهميد. ناپلئون نيز يك افسر جزء توپخانه بود و استالين برخاسته از قشر زحمتكش دهقانان گرجی... البته تولد در خانواده‌ای فقير، دست خود آدم نيست. شما ممكن است در ناز و نعمت بزرگ شده باشيد... پس سعی كنيد روي مصيبت‌بارترين جنبۀ دوران كودكی‌تان تمركز كنيد.»
▪︎گيلوم در پاسخ به اين سوال كه «چرا بعضی‌ها بايد رهبری كنند و بعضی‌ها پيروی؟»، بحث را با اين جملۀ بانوی آهنين (مارگارت تاچر) آغاز می‌كند: «قدرتمند بودن مثل محترم بودن است. اگر مجبوری كه به مردم بگويی آدم محترمی هستی، معلوم می‌شود كه واقعا نيستی.»
▪︎گيلوم می‌گويد ما از همان دوران مدرسه به تدريج می‌فهميم كه همه نمی‌توانند رهبر باشند. فقط يك شاگرد اول وجود دارد و هر تيمی هم فقط يك كاپيتان دارد.
¤آيا توان رهبری ذاتی است؟ پاسخ گيلوم منفي است. شرط اول رهبری اين است كه بدجوری طالب قدرت باشيد. پس بايد ابتدا به سوالات كتاب جواب بدهيم تا بفهميم كه اساسا شرايط لازم براي رهبر شدن را داريم يا نه؟ گيلوم ۱۰ سوال پيش روی ما می‌گذارد كه پاسخ مثبت به هر سوال، يك نمره دارد:
۱. قادر هستيد به سرعت در محل كارتان جا بيفتيد و با مافوق‌های‌تان روابط حسنه داشته باشيد؟
 ۲. حاضريد كاری را به موقع تحويل دهيد حتی اگر به قيمت جان كارگران زيردست‌تان تمام شود؟
 ۳. می‌توانيد با صداي بلند به بقيه دستور بدهيد؟
 ۴. هميشه در پی فرصت مناسبی هستيد كه رئيس‌تان را از آن بالا بكشيد پايين؟
 ۵. ترجيح می‌دهید با گروهی كوچك و پرنفوذ حشر و نشر داشته باشيد يا با گروهي بزرگ از افراد عادی؟
 ۶. وقتی در حال صحبت دربارۀ احساسات‌تان هستيد، به زور جلوی پوزخندتان را می‌گيريد؟
۷. بعد از ورود به هر جمعی انتظار داريد از امتيازات ويژه‌ای برخوردار باشيد؟
 ۸. هر چه تعداد آدم‌هايی كه به آن‌ها دستور می‌دهيد بيشتر شوند، حال بهتری داريد؟
 ۹. وقتی در جمعی هستيد كه سرودی می‌خوانند كه ترجيع‌بندش نام شماست، حال خوبی داريد؟
👍3
۱۰. نسخۀ دی‌وی‌دی فيلم همشهری كين را داريد؟
■گيلوم می‌گويد اگر شما از اين آزمون نمرۀ ۱ تا ۳ گرفتيد، ول معطليد! نمرۀ ۴ تا ۷ يعنی لب مرزيد و می‌توانيد اميدوار باشيد كه شخصيت ايده‌آل يك پيشوا را داريد. نمرۀ ۸ تا ۱۰ هم يعنی ذاتا ديكتاتوريد.
منبع: سایت عصر ایران. خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ لطفاً منفعل نباشیم!

✅ فرض کن همراه دو کوهنورد دیگر روی یک سطح یخی ایستاده‌اید، نفر اول سُر می‌خورد و در یک شکاف عمیق می‌افتد. اگر تو درخواست کمک کنی، ممکن است او زنده بماند، اما این کار را نمی‌کنی و او می‌میرد! نفر دوم را خودت از عمد هُل می‌دهی و کمی بعد او نیز می‌میرد. کدام بیشتر روی وجدان شما سنگینی می‌کند؟
با بررسی منطقی گزینه‌ها، هر دو به یک میزان قابل سرزنش هستند و هر دو منجر به مرگ همراهانتان شده است. اما یک چیز باعث می‌شود مورد اول، یعنی انفعال، کمتر از دیگری وحشتناک جلوه کند.

این موضوع زمانی اتفاق می‌افتد که منجر به عواقب بی‌رحمانه‌ای شود. در چنین مواردی ما انفعال را ترجیح می‌دهیم و نتایج آن برای ما آرام‌بخش‌تر است.

فرض کنید رئیس دایره تایید داروهای جدید هستید. باید درباره صدور مجوز دارویی برای بیماران صعب‌العلاج تصمیم بگیری. این قرص‌ها ممکن است عوارض جانبی کشنده‌ای داشته باشند و در ۲۰ درصد موارد، بیمار درجا می‌میرد، اما در ۸۰ درصد موارد این داروها در مدت کوتاهی جان بیمار را نجات می‌دهد. چه تصمیمی می‌گیری؟

بیشتر افراد استفاده از دارو را تایید نمی‌کنند. برای آنها تایید استفاده از دارویی که باعث مرگ یک پنجم افراد شود، نسبت به کمک نکردن به ۸۰ درصد باقی‌مانده عمل ناشایست‌تری به نظر می‌رسد.

حالا به عنوان مدیر در محیط کار، افرادی را در مجموعه خود دارید که بی‌کیفیت هستند و عملکرد خوبی ندارند. ولی از اینکه با آن‌ها برخورد نمی‌کنید، یا پاداش کمتری به آن‌ها نمی‌دهید و یا اخراجشان نمی‌کنید و یا به قول معروف «نون آن‌ها را نمی‌بُرید» احساس بهتری دارید. یعنی با «انفعال» راحت‌ترید. هرچند که این انفعال به وضوح منجر به ضربه‌زدن به شرکت شما و حتی نابودی‌تان شود.

پس لطفاً منفعل نباشیم!

پی‌نوشت: قسمت نخست نوشتار از کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» تلخیص شده است.
اچ آر یار
✳️ آيا رفع فقر با كمك هاي ثروتمندان ممكن است؟

محمدرضا يوسفي /اقتصاددان

✅ حجت‌الاسلام مصباحی‌مقدم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در دهمین همایش مالی اسلامی گفت: «فقر وجود دارد، اما با کمک اغنیا برطرف می‌شود. طبیعت جامعه بشری این است که عده‌ای خلاقیت دارند تولید می‌کنند و عده‌ای چنین ظرفیتی ندارند، به کار گرفته می‌شوند»( فرارو، 21 بهمن 1403). اين سخنان در حالي گفته شده كه ايشان تجربه چند دهه در مصادر حساس را داشته اند و اكنون نيز بيش از يك دهه در مجمع تشخيص مصلحت نظام به اتخاذ مهمترين تصميات كشوري مي پردازند.

🔹 هر چند فقر یک پدیده چندوجهی است و تنها نمي توان به شاخص درآمدی اكتفا كرد؛ بلکه محروميت از آموزش، بهداشت و تغذیه نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. با وجود اين فقر درآمدي يكي از معيارهاي لازم و شايع براي بررسي فقر است. روند فقر تحت تاثير رشد اقتصادي و توزيع درآمد قرار دارد و در ميان سياست هاي کلان اقتصادی تاثيرگذار بر فقر، كاهش نرخ تورم و افزايش اشتغال موثر، تاثيرگذارترين هستند.

🔹 فقر مطلق در همه كشورها وجود دارد. دولتها به دليل تبعات اجتماعي، سياسي و جنبه هاي اخلاقي به اين موضوع حساسيت دارند. از اين رو سياستهايي براي فقرزدايي اتخاذ مي كنند. خوشبختانه بر اساس آمارهاي جهاني، فقر بر حسب شاخص هاي سازمان ملل، روندي كاهشي داشته است.

🔹 با وجود اين، روند فقر مطلق در كشور ما نگران كننده است. زيرا درصد جمعيت فقيران در كشور در دهه گذشته روندي افزايشي داشته است. افزایش سرمایه گذاری مولد، افزایش بهره وری نیروی کار، رفع تبعیضها و خلق فرصتهای اشتغال، ثبات اقتصادي و پيش بيني پذيري آن موجب بهبود رشد اقتصادي و كاهش فقر خواهد شد.

🔹 از سوي ديگر فقر در ايران پايدار بوده است. پايداري فقر بدين معناست كه فقيران جامعه در يك دوره زماني نتوانند از فقر خارج شوند و در تله آن باقي بمانند. طولاني بودن فقر موجب پايداري آن شده، تبعات اجتماعي گزيرناپذيري خواهد داشت. اين امر نگران كننده است.
لازم به ذكر است كه وضعیت کلی اقتصاد کلان كشور در دهه 1390، تحت تاثير عامل تحريم بوده و منجر به گستره، شدت و تداوم فقر شده است.

🔹 بر حسب گزارش مركز پژوهشهاي مجلس، فقر در ايران بر حسب روند و پايداري نگران كننده تر از گذشته شده است. احتمال اینکه خانواری كه در دهكهاي پاييني و به ويژه در دهک اول و دوم قرار دارد، بتواند وضعیت خود را بهبود بخشد بسیار اندک است.

🔹 بر اساس گزارش اين مركز، نرخ جمعیت زیر خط فقر مطلق درکشور در سال1400 برابر30/4 درصد يعني حدود 26 ميليون نفر از جمعيت كشور بوده است. اين نرخ در سال 1390، 4 /19 درصد بوده است. جمعيت زير خط فقر از سال 1397 با بازگشت تحريمها با شيب تندتري افزايش يافت.

🔹 متغير ديگري كه نگراني را مي افزايد، شكاف فقر است. شكاف فقر فاصله فقرا تا خط فقر را اندازه گیری می کند. اين شاخص در سال 1400به بالاترین مقدار خود یعنی حدود 27 درصد رسیده است. اين افزايش نشان مي دهد كه فقرا فقيرتر از اوايل دهه 90 شده اند.
نگاهی به مصرف خوراک خانوار نيز شدت و گستره فقر را به نمايش گذارده، پرده اي ديگر از اين روند را نشان مي دهد. اول اينكه به دليل كاهش توان اقتصادي، ســهم خوراک از کل هزینه خانوارها افزايش يافته است. اين امر بدين مفهوم است كه خانوارها، از ديگر نيازهاي خود بالاجبار چشم پوشي كرده اند. دوم اينكه ميزان كالري دريافتي نيز كاهش يافته است و سوم اينكه کیفیت کالری دریافتی خانوارها نيز كاهش يافته است. اين امر به معناي افزايش سوء تغذيه، كاهش سلامتي و در نهايت كاهش بهره وري نيروي كار در آينده است.

🔹 مردم در اين دهه سهم بيشتري از درآمد خود را به خوراك اختصاص داده و از ساير هزينه هاي خود كاسته اند با وجود اين، ميزان خوراك مصرفي آنان كمتر از گذشته شده است. به گزارش مركز پژوهشها، مصرف گوشت قرمز در سال 1400 نسبت به سال 90، 41 درصد، مصرف شير 47 درصد و برنج 28 درصد كاهش يافته است. با وجود اين روند كاهشي، سهم خوراك از هزينه خانوارها افزايش يافته است.

🔹 نكته مهم ديگر اين است كه فاصله دهك هاي مياني نيز از خط فقر كاهش يافته است و اين به معناي كاهش سطح رفاه آنان است. هر چند اين دهكها در زير خط فقر قرار ندارند. اما به لحاظ احساسي در فقر ذهني قرار گرفته و اين امر موجب نارضايتي بيشتر آنان شده است.

🔹 بنابراين بر حسب دانش اقتصاد، فقر معلول سياست ها و رويكردهاي حاكمان بوده و براي فقرزدايي نيز مهمترين عامل سياست هاي حكومتي است. كمك ثروتمندان در سطحي محدود مي تواند اثرگذار باشد كه آن هم به دليل ركود بيش از يك دهه، توان كمك نسبت به دوره رونق كاهش يافته است. ضرورت دارد در روشها و ديدگاه هاي مرتبط با فقر بازنگري شود.

https://B2n.ir/h44254
@yousefimohamadreza

https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ نه توصیه؟!

✅ دیاکو حسینی در توییتر، خطاب به مقامات کشور، نه توصیه نوشته است:

۱. در ارزیابی سیاست آمریکا به‌رغم شواهد ضد و نقیض، صبور و محتاط باشید.

۲. از موضع‌گیری علنی در موافقت یا مخالفت با مذاکره بکاهید و بر دیپلماسی پنهان تمرکز کنید.

۳. روی پیشنهادهایی کار کنید که در لیست خواسته‌های آمریکا نیست اما به‌لحاظ اقتصادی و استراتژیک، غافلگیرکننده و جذاب است.

‏۴. کسی نباشید که به مذاکره نه می‌گوید. لیستی از مطالبات حداکثری را رونمایی کنید. توافق از مذاکره درباره انتظارات ناسازگار آغاز می‌شود.

۵. برای خروج از بن‌بست دیپلماتیک، گاهی باید به راه‌های نامتعارف و خارج از رویه‌های مرسوم فکر کنید. این کار همزمان به درایت و شجاعت نیاز دارد.

‏۶. با انکار نقاط ضعف، آنها به نقاط قوت تبدیل نخواهند شد؛ نسبت به نقاط ضعف واقع‌بین و نسبت به نقاط قوت متواضع باشید.

۷. در سیاستگذاری، وقت بیشتری را به شناسایی نیازهای استراتژیک آمریکا صرف کنید و اینکه چگونه می‌توانند به دستور کار مذاکرات راه بیابند.

۸. به دنبال شرکایی در میان دوستان آمریکا باشید که از پیشنهاداتی که می‌توانیم ارائه بدهیم منتفع می‌شوند. این انتفاع باید چیزی بیش از ایران غیراتمی باشد.

۹. مراقب باشید هیچ کشوری ناگزیر نباشد بین ایران و آمریکا یکی را انتخاب کند. از دوقطبی و اردوگاهی شدن موضوع جلوگیری کنید.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ بی‌علاقگی نسل زد به پست‌های مدیریتی

گفت‌وگو با آسیه حاتمی

✅ بر اساس پژوهشی که شرکت «رابرت والترز»، فعال در حوزه نیروی کار انگلستان انجام داده است، نسل زد از پذیرش مشاغل مدیریتی میانه اجتناب می‌کند. به نظر شما چرا نسل جوان علاقه‌ای به مشاغل مدیریتی ندارد؟

شرکت رابرت والترز (Robert Walters) یک شرکت بین‌المللی در زمینه استخدام و مشاوره منابع انسانی است که به ارائه خدمات جذب و استخدام کارکنان تخصصی و مدیریتی می‌پردازد.
این شرکت در سال ۱۹۸۵ به دست رابرت والترز در لندن، انگلستان تاسیس شده است. این شرکت همچنین به تحقیق و تحلیل بازار کار می‌پردازد و گزارش‌هایی درباره روندهای استخدام، دستمزدها و نیازهای مهارتی منتشر می‌کند که می‌تواند برای سازمان‌ها و افراد جویای کار بسیار ارزشمند باشد.

گزارش جدید این موسسه نشان می‌دهد که نسل زد در حال تغییر پویایی‌های محل کار است. آنها به دنبال شغل‌هایی هستند که با اهداف شخصی و اجتماعی آنها هم‌راستا باشد. نسل زد معمولاً انتظار دارد که محیط کارش انعطاف‌پذیر، مجهز به تکنولوژی و همراه با فرصت‌های رشد و یادگیری باشد.
آنها به تعادل میان کار و زندگی اهمیت بیشتری می‌دهند و از کارفرمایان انتظار دارند که به سلامت روان و فیزیکی آنها توجه کنند.

گزارش‌های مختلف نشان می‌دهند که نسل زد بیشتر از نسل‌های قبلی به مسائل اجتماعی و زیست‌محیطی اهمیت می‌دهد و کار کردن در شرکت‌هایی را که در این زمینه‌ها فعال هستند، ترجیح می‌دهد.
به هر حال برای مدیران، مدیریت نسل زد می‌تواند چالش‌برانگیز باشد زیرا این نسل انتظار دارد که در تصمیم‌گیری‌های سازمانی نقش داشته باشد و به بازخورد مداوم و شفاف نیاز دارد.

ادامه گفتگو؛
https://www.tejaratefarda.com/بخش-علم-تکنولوژی-3/48810-نسل-همه-کاره
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ آیا سازمان شما آمادگی پیاده سازی مدیریت استعداد مبتنی بر مهارت را دارد؟
🔺یکی از روندهای مهم منابع انسانی که در گزارش شرکت های مشاوره مانند دیلویت، kpmg، shrm، مرسر و ... به آن پرداخته شده، سازمان مهارت محور (skills-based organization) یا مدیریت استعداد مهارت محور است. در یک تعریف ساده سازمان مبتنی بر مهارت، کار را جایگزین وظایف (برای دستیابی به اهداف و نتایج تیمی و سازمانی)، و مهارت را جایگزین مشاغل (در تصمیم گیری های منابع انسانی) نموده است. سه عنصر کلیدی این رویکرد، کاهش الزام مدرک محوری برای فرآیندهای منابع انسانی، تجزیه مشاغل به "کارهایی که باید انجام شود" و ایجاد بازار استعداد داخلی مبتنی بر فناوری است. با این حال، اکثر سازمان‌ها در موقعیتی نیستند که بتوانند به طور کامل چنین چارچوبی را پیاده یا آن را در برای کل کارکنان خود فعال کنند. دلیل این امر این است که ساختارها و فرآیندهای بسیاری از شرکت ها در سمت چپ تصویر قرار دارند.
▪️شرکت های سنتی معمولاً عناوین شغلی محدودی دارند و کارهایی که از افراد خواسته می‌شود، به احتمال زیاد از وظایف و مسئولیت‌های مشخص شده در شرح شغل فراتر نمی‌رود. کارکنان در این محیط، چشم انداز شغلی و توسعه مهارت های خود را در قالب نردبانی در همان تیم/دپارتمان به سمت بالا می بینند.
◾️ شرکت‌های در حال تحول و پیشرو، محیطی انعطاف‌پذیرتر ایجاد کرده‌اند که مهارت‌ها به عنوان عنصر کلیدی در تفویض کارها مد نظر قرار می‌گیرد. کارکنان برای توسعه مهارت ها و آینده شغل خود، هم حرکت عمودی و افقی را ارزشمند می دانند، به طوری که آنها توانمند شده و بر سفر شغلی خود تسلط دارند.
◼️ اما شرکت های متمرکز بر آینده، اصول چابکی را در نحوه سازماندهی تیم‌ها و جریان کار براساس مهارت‌های خاص خود پذیرفته‌اند. این تغییر معمولاً با کمک یک پلتفرم بازار استعداد تسهیل می‌شود.
نکته مهم در تحول از نقطه اتکای مشاغل به مهارت‌ها در سازمان مهارت محور، درک مهارت‌ها و ارزش‌گذاری مهارت‌ها بر اساس در دسترس بودن آن ها در بازار، ارتباط و ارزش استراتژیک است. اما دستیابی به این تغییر دشوار است زیرا دنیای کنونی منابع انسانی با مشاغل و تجربه تعریف می‌شود. پیاده کردن این موضوع در یک سازمان بالغ می‌تواند دشوار باشد، اما منافع قابل توجه ای دارد.
کانال معماری مدیریت منابع انسانی
✳️ حدود 3 میلیون ایرانی در سطح شدید محرومیت به سر می‌برند.
75 درصد کشور منطقه محروم هستند .
رشد 80 درصدی اعتبارات محرومیت‌زدایی در لایحه بودجه 1404

✅ مرکز پژوهش‌های مجلس، در گزارشی به بررسی اعتبارات محرومیت‌زدایی در لایحه بودجه سال آینده نوشته است: با وجود پیشرفت برنامه‌های کاهش محرومیت در چهار دهه گذشته، این اقدامات به‌صورت متوازن و متناسب با شرایط مناطق مختلف انجام نگرفته و همچنان برخی مناطق با محرومیت شدید مواجه‌اند.

🔹در این گزارش آمده است: در لایحه بودجه، ۱۶۵ هزار میلیارد تومان برای محرومیت‌زدایی در نظر گرفته شده که نسبت به قانون بودجه ۱۴۰۳ رشد حدود ۸۰ درصدی داشته است.

🔹 بر اساس آخرین فهرست رسمی مناطق محروم کشور (مصوب سال ۱۳۸۸)، ۷۵ درصد از پهنه جغرافیایی کشور به‌عنوان مناطق محروم شناسایی شده است. در حال حاضر حدود ۳ درصد یعنی 3 میلیون از جمعیت کشور همچنان در سطح شدیدی از محرومیت به سر می‌برند.

🔹گزارش را در لینک زیر بخوانید:

https://otaghiranonline.ir/news/73610
https://t.me/ExecutiveManagement
441a3cf3-c1b0-4a92-93e2-dbb893bf7051.pdf
4.8 MB
✳️ سندپژوهشی

توسعه هوش مصنوعی (۳): ارائه تصویری از توسعه هوش مصنوعی در سطح جهان و ایران
پژوهانه،پایگاه نشر مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
✳️ رفع تحریم‌ها و توسعه زیرساخت‌ها پیش‌نیاز استفاده از قدرت اقتصاد جهانی

✅ مرکز پژوهش‌های اتاق ایران گزارشی با عنوان «روندهای متحول کننده قدرت اقتصاد در جهان تا افق 2030 و تاثیرات آن بر ایران» منتشر کرد.

🔹این گزارش به بررسی تغییرات اساسی در توزیع قدرت اقتصادی جهانی تا سال ۲۰۳۰ و پیامدهای آن برای ایران می‌پردازد.

🔹بر اساس این گزارش، ایران با موقعیت استراتژیک خود و منابع طبیعی غنی، پتانسیل بالایی برای رشد اقتصادی دارد. با این حال، تحریم‌های اقتصادی، وابستگی به نفت و گاز، و ناکارآمدی نهادها، چالش‌های عمده‌ای را ایجاد کرده‌اند.

🔹فرصت‌هایی مانند افزایش تقاضا برای انرژی در آسیا و امکان همکاری‌های منطقه‌ای با کشورهایی مانند چین و هند می‌تواند به تقویت اقتصاد ایران کمک کند.

🔹برای بهره‌برداری از این فرصت‌ها، ایران نیازمند رفع تحریم‌ها، تنوع‌بخشی اقتصاد، توسعه زیرساخت‌ها و پیشرفت فناورانه است.

🔹متن کامل گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/73609
https://t.me/ExecutiveManagement
20409.pdf
2.1 MB
20409
👆 گزارش کارشناسی
| مرکز پژوهش های مجلس با بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ منتشر کرد؛

▪︎رشد ۷۰ درصدی منابع و مصارف شرکت های دولتی

🔻دفتر مطالعات بخش عمومی این مرکز در گزارشی با عنوان «بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ کل کشور (۶): بودجه شرکت‌های دولتی» اعلام کرده است که منابع و مصارف شرکت‌های دولتی در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴، حدود ۷۰ درصد نسبت به قانون بودجه سال ۱۴۰۳ رشد داشته است.

در ادامه این گزارش با بیان اینکه در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴، سود سهام شرکت‌های دولتی رقم ۱۰۰ هزار میلیارد تومان در نظر گرفته‌شده که نسبت به قانون بودجه سال ۱۴۰۳، بیش از ۶۶ درصد رشد داشته است آمده که بخش قابل توجهی از افزایش ۴۰ هزار میلیارد تومانی سود شرکت‌های دولتی مربوط به افزایش سود بانک مرکزی است که از رقم ۱۴ هزار میلیارد در قانون بودجه سال ۱۴۰۳ به رقم ۴۰ هزار میلیارد در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ رسیده است.

مرکز پژوهش های مجلس در ادامه به تشریح این افزایش پرداخته و نوشته که دلایل عمومی رشد ۷۰ درصدی بودجه شرکت‌ها عبارت است از تورم (اثرگذاری بر هزینه مواد اولیه و نهاده‌های تولید)، رشد نرخ ارز و رشد حقوق و دستمزد که در این گزارش به آن اشاره شده است.

▪︎در توضیح عوامل اختصاصی هم بیان شده که لیکن برخی دلایل اختصاصی دیگر نیز در این زمینه وجود دارد از جمله تغییر مبانی محاسبه درآمدها و هزینه‌ها و همچنین تغییر مدل مالی فعالیت برخی از شرکت‌های دولتی. شایان‌ذکر است که شرکت‌های بزرگ عمدتاً رشد پایین‌تر از رشد کل (۷۰ درصد) را تجربه کرده‌اند.

بخش یافته های کلیدی این گزارش دارای اطلاعات و آمار جالب توجهی است. در توضیح این اطلاعات در این گزارش آمده که تعداد شرکت‌های سودده و سربه‌سر در پیوست ۳ لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ برابر با ۳۲۸ شرکت و تعداد شرکت‌های زیان‌ده ۱۵ شرکت است. نکته‌ای که در این خصوص وجود دارد بالا بودن تعداد شرکت‌های زیان‌ده در عمل است (حدود ۱۵۶ شرکت در عملکرد شش‌ماهه سال ۱۴۰۳). واضح است که درج شرکت‌های زیان‌ده به‌عنوان شرکت‌های سودده و سربه‌سر، باعث کاهش شفافیت بودجه و غیر واقعی شدن آن می‌شود.

▪︎در این بخش ذکر شده که درآمد شرکت‌های دولتی در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ نسبت به قانون بودجه سال ۱۴۰۳، رشد ۶۷ درصدی داشته است. هزینه شرکت‌های دولتی نیز در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ نسبت به قانون بودجه سال ۱۴۰۳، رشد ۷۰ درصدی داشته است.
✳️ ابزارهای بقا در اقتصاد مدرن

✅ تصور کنید وارد یک بازی شده‌اید. هر بار سکه‌ای می‌اندازید و اگر برنده شوید، سرمایه شما ۵۰درصد افزایش می‌یابد؛ اما اگر ببازید، ۴۰درصد از سرمایه‌تان از دست می‌رود.

▪️ این بازی در نگاه اول جذاب به نظر می‌رسد؛ چراکه میانگین بازدهی مثبت است. اما چیزی که در ابتدا امیدوارکننده به نظر می‌رسد، به‌سرعت به فاجعه تبدیل می‌شود؛ اگر این بازی را بارها و بارها ادامه دهید، سرمایه شما به صفر میل خواهد کرد.

▪️ این تناقض به یکی از اصول کلیدی اقتصاد ارگودیسیتی (Ergodicity Economics) اشاره دارد. در فرآیندهایی که نتایج آنها به مرور زمان انباشته می‌شوند، میانگین بازدهی دیگر معیار مناسبی برای تصمیم‌گیری نیست. آنچه اهمیت دارد، رفتار سیستم در مسیر واقعی آن است، نه تحلیل انتزاعی میانگین. یعنی پایداری در طول زمان و تضمین بقا شرط اول موفقیت در هر بازی اقتصادی است.

▪️ برای بنگاه‌های کوچک و متوسط (SMEs) که معمولا با منابع محدود و آسیب‌پذیری‌های زیاد دست‌وپنجه نرم می‌کنند، این اصل حیاتی است.

▪️ تصمیماتی که ممکن است در کوتاه‌مدت سودآور به نظر برسند، اگر ریسک‌های تجمعی آنها نادیده گرفته شود، می‌توانند بقای بنگاه را در بلندمدت به خطر بیندازند.

▪️ در چنین شرایطی، اولویت اول هر بنگاه باید اجتناب از شکست‌های مهلک و حفظ امکان رشد تدریجی باشد.

▪️ اما بقا به‌تنهایی کافی نیست. اقتصاد مدرن، یک سیستم پیچیده و دائما در حال تغییر است که در آن، بنگاه‌ها و بازیگران مختلف در فرآیندی به نام هم‌فرگشتی (Co-evolution) شرکت می‌کنند.

▪️ در این فرآیند، هر تغییر در رفتار یک بازیگر می‌تواند محیط را تغییر دهد و محیط نیز به‌نوبه خود بر تصمیمات و مسیر بازیگران دیگر تاثیر می‌گذارد.

▪️ این چرخه پویا، نه‌تنها بنگاه‌ها را ملزم به انطباق مداوم می‌کند، بلکه آنها را وادار می‌سازد که با سرعت تغییرات محیط هماهنگ شوند.

▪️ برای مشارکت موثر در این فرآیند، بنگاه‌ها باید دو قابلیت حیاتی داشته باشند: اول، توانایی زنده ماندن در طول زمان از طریق مدیریت ریسک‌های تجمعی و دوم، توانایی تصمیم‌گیری سریع و موثر برای همگام شدن با سرعت تغییرات.
✍️شهریار اخوان
گروه اقتصاد و مدیریت
https://t.me/ExecutiveManagemen
✳️ ۲۵ خانواده‌‌ پیدا و صدها خانواده‌‌ ثروتمند پنهان جهان دنیا به کام چه کسانی است؟

✅ فهرست جدید بلومبرگ درباره‌‌ ثروتمندترین خانواده‌‌‌های جهان:

🔹اول؛ خانواده والتون (آمریکا) با ثروت 432میلیارد دلاری و در کار خرده‌فروشی.

🔹دوم؛ خانواده آل‌نهیان (امارات متحده عربی) با ثروت 324میلیارد دلاری از نفت، املاک و مستغلات.

🔹سوم؛ خانواده آل‌ثانی (قطر) با ثروت 173میلیارد دلاری از نفت و گاز و سایر سرمایه‌گذاری‌‌‌های پرسود.

🔹چهارم؛ خانواده هرمس (فرانسه) با ثروت 171میلیارد دلاری از دنیای مُد.

🔹پنجم؛ خانواده کوخ (آمریکا) با ثروت 173میلیارد دلاری از انرژی، مواد شیمیایی، معادن و تجارت.

🔹ششم؛ خانواده آل‌سعود (عربستان‌سعودی) با ثروت 140میلیارد دلاری از نفت.

🔹هفتم؛ خانواده مارس (آمریکا) با ثروت 134میلیارد دلاری از شکلات و غذای حیوانات خانگی.

🔹هشتم؛ خانواده آمبانی (هندوستان) با ثروت 100میلیارد دلاری از پتروشیمی.

🔹نهم؛ خانواده ورتیمر (آمریکا) با ثروت 88میلیارد دلاری از کالاهای لوکس.

🔹دهم؛ خانواده تامسون (کانادا) با ثروت 88میلیارد دلاری از دنیای رسانه.

🔺با ادامه‌‌ این لیست تا رده‌‌‌ ۲۵ وضعیت چنین است: آمریکا ۵خانواده (فاینانس، صنایع و رسانه)، آلمان ۳خانواده (خرده‌فروشی، داروسازی و خودروی بی.ام.دبلیو)، سوئیس (داروسازی)، بلژیک (نوشیدنی)، هندوستان (متنوع)، تایلند (متنوع)، اندونزی (فاینانس)، اسرائیل (صنایع) و ایتالیا (شکلات و شیرینی) هر کدام یک خانواده. در مجموع، ۲۵خانواده مورد اشاره این لیست، ثروتی معادل 2تریلیون و 500میلیارد دلار در اختیار دارند و احتمالا گذر ایام بیشتر به کام آنهاست!

🔺پراکندگی جغرافیایی ثروتمندترین خانواده‌‌‌های جهان نشان می‌دهد که می‌‌‌توان یک الگوی تقسیم‌بندی قاره‌‌‌ای-منطقه‌‌‌ای را ترسیم کرد: اول آمریکا، دوم سه‌کشور عربی حاشیه‌‌ خلیج‌فارس، سوم اروپا، چهارم چند کشور شرق آسیا.

🔺ثروت عظیم خانواده‌‌‌های آمریکایی، اروپایی و شرق آسیا، غالبا حاصل و دستاورد یک ثروت دیرینه‌‌ مبتنی بر تولید، تجارت و تلاش چند نسل از یک خانواده است و اصل انسجام و شراکت در مالکیت حفظ شده است، اما دست‌کم درباره‌‌ قطر، امارات و عربستان، چنین وضعیتی وجود ندارد و خانواده، نه از راه تلاش خانوادگی و تجارت، بلکه از راه انباشت منابع ملی متعلق به مردم، در لیست ثروتمندان جای گرفته است. دنیای اقتصاد
👍1👌1
✳️ آینده وهوش مصنوعی/سلامت

✍ايلان ماسك

✅ در آینده‌ی هوش انسان در هوش مصنوعي مخلوط و ادغام مي شود در حالي كه هوش إنساني تنها ١ درصد از اين مجموعه هوش را تشكيل مي دهد ولي ٩٩ درصد، هوش ديجيتال است.
▪︎ادغام آینده:
ما فقط از هوش مصنوعی استفاده نخواهیم کرد، بلکه با آن ادغام خواهیم شد. واسط‌های عصبی مغز ما را به فضای ابری متصل خواهند کرد و دسترسی آنی به دانش پزشکی، پشتیبانی تصمیم‌گیری و حتی بهبود شناختی توسط هوش مصنوعی برای پزشکان را فراهم خواهند ساخت. 
▪︎تأثیر بر سلامت: تشخیص‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، جراحی‌های رباتیک و تحلیل‌های پیش‌بینی‌کننده فراتر از توانایی‌های انسانی خواهند رفت و به درمان‌های سریع‌تر، دقیق‌تر و شخصی‌سازی‌شده منجر خواهند شد. پزشکان از ارائه‌دهندگان مستقیم درمان به تصمیم‌گیرندگان مجهز به هوش مصنوعی تبدیل خواهند شد
🔺نتیجه‌گیری:
آینده‌ی سلامت فقط دیجیتال نخواهد بود، بلکه ترکیبی از تخصص انسانی و دقت هوش مصنوعی خواهد شد و پزشکی را به‌طور بنیادی دگرگون خواهد کرد.

✍سم آلتمن:
هوش مصنوعی در حال تحول مراقبت‌های سلامت است!

▪︎سم آلتمن می‌گوید که عوامل هوش مصنوعی به‌زودی وظایفی را که مهندسان نرم‌افزار سطح ابتدایی انجام می‌دهند، بر عهده خواهند گرفت—و حوزه سلامت نیز از این تغییر مستثنی نخواهد بود! 
۱- هوش مصنوعی وظایف روتین را انجام خواهد داد:
   - در مراقبت‌های بهداشتی: هوش مصنوعی در مستندسازی پزشکی، کدگذاری بیمه‌ای و تشخیص‌های اولیه کمک خواهد کرد. 
۲. عوامل هوش مصنوعی به‌عنوان همکاران مجازی:
• در سلامت: دستیارهای مبتنی بر هوش مصنوعی به پزشکان، پرستاران و محققان در تصمیم‌گیری کمک می‌کنند. 
۳. جایگزین کامل نیروی انسانی نخواهد شد : 
• در پزشکی: هوش مصنوعی جایگزین پزشکان نخواهد شد، اما در تشخیص بیماری، برنامه‌ریزی درمان و جراحی‌های رباتیک نقش مهمی خواهد داشت. 
۴. تغییر و تحول در بازار کار:
 • در پزشکی: نقش‌های اداری ممکن است کاهش پیدا کنند، اما متخصصان هوش مصنوعی در تصویربرداری پزشکی و تجزیه و تحلیل داده‌ها مورد نیاز خواهند بود. 
۵. آینده‌ای که خیلی دور نیست!؛
• در پزشکی: هوش مصنوعی در حال حاضر در رادیولوژی، آسیب‌شناسی و پزشکی شخصی‌سازی‌شده تحولی عظیم ایجاد کرده است. 
■از کدنویسی تا تشخیص بیماری‌ها، هوش مصنوعی در حال تغییر جهان است! آیا آماده‌ایم؟
✳️ سازمان ها/شرکت ها/کسب وکارها و تصورات اشتباه از بازی های خطی قدیمی!

استراتژی ورویکردهای منقضی شده وزمین بازی سوخته شده

✅ مردی بار سنگینی از نمک بر پشت الاغش گذاشته بود و به شهر می برد تا آنها را بفروشد. در مسیر به رودخانه‌ای رسیدند...
هنگام رد شدن از رودخانه پای الاغ سر خورد ودرون آب افتاد...
الاغ وقتی بیرون آمد بار نمک در آب حل شده بود و بارش سبکتر شده بود.

روز بعد مرد و الاغ بار دیگر راهی شهر شدند وبه همان رود رسیدند...الاغ با بخاطر داشتن اتفاق دیروز خود را به درون آب انداخت و بار خود را سبک تر کرد.

مرد که بسیار ناراحت شده بود با خود گفت:
اینطوری نمی‌شود. باید به جای نمک چیز دیگری برای فروش به شهر ببرم.

فردای آن روز مرد مقدارزیادی پشم بار الاغ کرد...هنگام گذشتن از رودخانه الاغ بار دیگر خود را به آب انداخت.. اما وقتی بلند شد مجبور شد باری چند برابر قبل را تا شهر حمل کند.

🔺نتیجه: بسیاری از مشکلات ما در زندگی شخصی وشغلی ناشی از این است که دیر متوجه تغییرات می‌شویم و با استراتژی ها /الگوها/رویکردهای قدیمی به استقبال شرایط جدید می‌رویم.
رویکردهایی که دیروز عامل موفقیت ما بود ،معلوم نیست که امروز هم عامل موفقیت باشد!

📌پ.ن: من در مورد تغییر استراتژی/رویکردهای های کسب وکار حرف می زنم !
نه الاغ و پشم

https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ در مسیــر فقر مطلق

🖊 جامعه‌شناسان می‌گویند در آینده فقر به‌صورت عادلانه بین تمام ایرانیان تقسیم خواهد شد.جامعه به سمت فقر مطلق پیش می‌رود؛ فقری که به درآمد و امکانات و نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی گره خورده است.پژوهشگران اجتماعی دور هم جمع شدند تا درباره آینده اجتماعی ایران در مواجهه با فقر و نابرابری بحث کنند. آنها اعلام کردند که یک‌سوم جمعیت کشور با فقر مطلق دست‌وپنجه نرم می‌کند. بخشی از گروه‌های اجتماعی درگیر گرسنگی‌اند. بخشی دیگر شکاف طبقاتی و ناامنی را تجربه می‌کنند که درنهایت تبدیل به اعتراضات خیابانی شده و در آینده با تکرار سیاست‌های  شکست‌خورده قبلی، تاریخ جدیدی از اعتراضات ثبت خواهد شد.
یک سوم خانوارهای ایرانی با فقر مطلق مواجه اند
✍️مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس:
نمی‌توان فقر را با عدد و رقم بیان کرد چرا‌که به مصاحبه و توصیف عمیق نیاز دارد، گفت: «تنها می‌توان سطحی‌ترین لایه‌های فقر را با عدد و رقم توصیف کرد. براساس تحقیقاتی که داشتم، یک‌سوم خانوارهای ایرانی حداقل به‌نوعی با خط فقر مطلق مواجه‌اند. البته اینها مربوط به افراد زیر خط فقر نیست. ما با گروهی مواجه‌ایم که گرسنگی می‌کشند و با کمترین میزان کالری زندگی می‌گذرانند. در شاخص گرسنگی جهانی، در سال گذشته ایران جزو 10 کشور با گرسنگی پایین بود. درحالی‌که گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که در کشور میلیون‌ها نفر با گرسنگی زندگی می‌کنند.»
📌توزیع عادلانه فقر
✍️زهرا کاویانی، پژوهشگر اقتصادی:
فقر یک پدیده بین‌رشته‌ای و متغیری است که زاده سیاست‌های اقتصادی است: «یعنی آنچه فقر را ایجاد می‌کند، سیاست‌های اقتصادی است که فقر را می‌آورد اما پیامدهای اجتماعی دارد، وقتی کلان روندها را نگاه می‌کنید، همزمان که اقتصادها رشد می‌کنند، تولید ناخالص داخلی سرانه‌شان بالا می‌رود و فقر هم در آنها کاهش می‌یابد.
در تمام کشورهای ثروتمند که بالاترین درآمد سرانه را داریم، همچنان فقر دیده می‌شود، ما کشوری با نرخ فقر صفر نداریم. در تمام کشورها زمانی که رشد اقتصادی رخ می‌دهد، یک عده از افرادی هستند که از رشد اقتصادی باز می‌مانند، اینها افرادی هستند که دولت‌ها در قبال‌شان مسئول هستند.
باید سیاست‌های حمایتی برایشان داشته باشند. اینها فقیر هستند. اینکه چه چیزی فقر را به‌وجود می‌آورد، چه اقتصادی فقرزاست و چه سیاست‌هایی فقرزداست؟ باید به کارکردهای اقتصادی توجه کرد.»
📌فقیرتر شدن مردم از سال ۹۱
«اگر روند فقر در کشور را بررسی کنیم متوجه می‌شویم که پایین‌ترین نرخ فقر در ایران، مربوط به سال‌های 80 تا 85 است. بعد از آن سال‌ها، یعنی از سال 85، روند فزاینده فقر در کشور شروع شد که 15 درصد بود. یعنی 15 درصد جمعیت کشور زیرخط فقر قرار داشتند. این خط فقری که به آن اشاره می‌کنم، نتیجه مطالعه‌ای است که از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس شروع و توسط وزارت رفاه منتشر شد و به‌عنوان خط فقر کشور در سال‌های 99 و 1400 شناخته شد.»
📌ارتباط درآمد و فقر
✍️ناهید سرداری، جامعه‌شناس:
«باید فقر را در جامعه هدایت و برای کاهش آن اقدام کرد. از فقر تعاریف مختلفی می‌شود که دو بُعد دارد؛ فقر نسبی و مطلق. فقر مطلق به درآمد و ناتوانی در تامین حداقل استانداردهای زندگی گفته می‌شود، اما فقر نسبی به ناتوانی افراد در دسترسی به یکسری از امکانات گفته می‌شود. یعنی امکاناتی که جامعه به‌عنوان وضعیت مطلوب می‌شناسد. باتوجه به این تعریف، فقر و نابرابری با هم مساوی است. یکی از شاخص‌هایی که فقر را با آن مقایسه می‌کنند، پایین بودن درآمد است.»
فقر دو رویکرد دارد؛ فقر درآمدی و فقر قابلیتی. فقر درآمدی تک‌بعدی است، اما فقر قابلیتی شاخص‌های اجتماعی و  انسانی را بررسی می‌کند که قابل مشاهده هم نیست: «درآمد را به‌عنوان وسیله‌ای برای دسترسی به امکانات می‌شناسند، به همین دلیل فقر را با پایین‌بودن درآمد یکی می‌داند که شکاف طبقاتی ایجاد می‌کند و منتهی به اعتراضات خیابانی می‌شود. همچنین مردم احساس ناامنی می‌کنند.»
📌با فقر آماری مواجه‌ایم
✍️فرشاد اسماعیلی، پژوهشگر روابط کار:
«هنوز نمی‌دانیم چند میلیون کارگر در کشور داریم، نمی‌دانیم چند میلیون بیمه‌شده هستند، هرچه هستند، آمار جمعیتی است. در کشور سیاست ندادن آمارها و عقیم‌بودن آنها پیاده می‌شود. ما نمی‌دانیم باید درباره چه جمعیتی حرف بزنیم. در سازمان تامین اجتماعی آمار بیمه‌‌شده‌ها را داریم اما نمی‌دانیم از این تعداد چند نفر کارگر هستند.
نمی‌دانیم تحصیلات‌شان چقدر است، در جلسات شورایعالی دستمزد، عدد و آمارهای اعلام‌شده قابل اتکا نیستند؛ چرا که همه تخمین‌زده شده‌اند.
سازمان پزشکی قانونی، اعلام کرد که در سال گذشته روزانه 5 تا 6 نفر در روز به‌دلیل حوادث کار، جان‌شان را از دست داده‌اند، اما وزارت کار این تعداد را یک تا دو نفر اعلام کرده‌ است.»
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ قواعدبازي تغييرات اقتصادي

داگلاس. سی نورث

✅ تعریف ویژگی‌های تغییر اقتصادی یک چیز است و تجویز دارو برای اصلاح عملکرد اقتصادها موضوعی دیگر. به واقع ما نمی‌دانیم که چگونه یک اقتصاد معیوب را به یک نمونه موفق تبدیل کنیم، اما برخی ویژگی‌های اساسی نهادها سرنخ‌هایی در اختیار ما قرار می‌دهد.

۱) نهادها از قوانین رسمی، هنجارهای غیر رسمی و برخی ویژگی‌های اجرایی هر دوی آنها ‌تشکیل شده‌اند و ترکیب قوانین، هنجارها و ویژگی‌های اجرایی عملکرد اقتصادی را رقم می‌زند. در حالی که قوانین رسمی می‌توانند یک شبه تغییر کنند، هنجارهای غیر رسمی تنها به صورت تدریجی تغییر می‌کنند.

از آنجا که هنجارها هستند که مشروعیت هر مجموعه‌ای از قوانین را تعیین می‌کنند، تغییرات انقلابی هیچگاه به آن اندازه که حامیان آن انتظار دارند انقلابی نیستند و عملکرد آنها ‌با پیش‌بینی‌های انجام شده متفاوت خواهد بود. علاوه بر این، جوامعی که قوانین رسمی دیگر جوامع را به کار می‌گیرند (مثل به کارگیری چیزی شبیه قانون اساسی آمریکا از طرف کشورهای آمریکای لاتین)، ویژگی‌های عملکردی متفاوتی را نسبت به کشور مبدأ نشان خواهند داد، چرا که هم هنجارهای غیررسمی و هم ویژگی‌های اجرایی در کشور مقصد متفاوت خواهند بود.

نکته اساسی در اینجا این است که انتقال قوانین رسمی اقتصادی و سیاسی، از اقتصادهای بازار موفق غربی به اقتصادهای جهان سوم و اروپای شرقی شرط کافی برای عملکرد مناسب اقتصادی نیست. برای مثال، خصوصی سازی به هیچ عنوان نوشدارویی برای بهبود عملکردهای نامناسب اقتصادی نخواهد بود.

۲) روندهای سیاستی حاکم عملکرد اقتصادی را شکل می‌دهند، چرا که آنها ‌هستند که قواعد اقتصادی بازی را تعریف و اجرا می‌کنند. بنابراین قلب سیاست توسعه‌ای باید خلق روندهای سیاستی‌ای باشد که بتوانند حقوق مالکیت کارآمدی را ایجاد کنند.

متاسفانه تحقیق در رابطه با اقتصاد سیاسی جدید (اقتصاد نهادی جدید به کاربسته شده در سیاست) بیشتر روی ایالات متحده و دیگر کشورهای توسعه یافته متمرکز شده است.
با اینکه ما اطلاعات بسیاری درباره ویژگی‌های سیاست‌های کشورهای جهان سوم داریم، تئوری‌های بسیار مختصری در باره روندهای سیاستی حاکم در چنین کشورهایی در اختیار داریم.
حتی درباره پیامدهای دگرگونی شدید و افراطی چارجوب نهادی در جوامع اروپای مرکزی و شرقی نیز اطلاعات ناچیزی در اختیار داریم.

با این حال، ویژگی‌های نهادهایی که در قسمت قبل آمد حاوی نکات اساسی و مهمی است:

الف) نهادهای سیاسی تنها در صورتی می‌توانند پایدار بمانند که توسط سازمان‌هایی که به ادامه حیات آنها ‌علاقه دارند حمایت شوند. بنابراین بخش اصلی اصلاح اقتصادی یا سیاسی ایجاد چنین سازمان‌هایی است.

ب) تغییر هردوی نهادها و نظام‌های اعتقادی برای یک روند اصلاح موفق ضروری است، چرا که این مدل‌های ذهنی افراد هستند که انتخاب‌های آنها ‌را شکل می‌دهند.

ج) تغییر هنجارهای رفتاری که قوانین جدید را مشروعیت‌بخشی و حمایت کند، پروسه‌ای طویل بوده و در غیاب چنین هنجارهایی سیاست‌های وضع شده متزلزل خواهند بود.

د) در حالی که رشد اقتصادی با رژیم‌های استبدادی می‌تواند در کوتاه مدت اتفاق بیفتد، رشد بلند مدت اقتصادی نیازمند گسترش تامین قانونیIV و حفاظت از آزادی‌های سیاسی و مدنی است.

ه) قیود غیر رسمی(اعم از هنجارهای رفتاری، عرف) شرط لازم و نه کافی برای عملکرد مناسب اقتصادی هستند. جوامعی که دارای هنجارهایی مطلوب برای رشد اقتصادی هستند بعضی اوقات حتی با وجود قوانین سیاسی نامناسب و ناپایدار می‌توانند کامیاب شوند. کلید اساسی درک این موضوع مقدار اجرای این قوانین است. اگر چه به وضوح، ادیان مولفه بنیادی سیستم‌های اعتقادی هستند، اما ما اطلاعات بسیار محدودی در رابطه با تغییر و تکامل نظام‌های اعتقادی و محدودیت‌های غیر رسمی منتج از آنها ‌داریم.

۳) این کارآیی انطباقی و نه تخصیصی است که باید راهبر روند سیاستی باشد. کارآیی توزیعی یک مفهوم ایستا با توجه به یک سری نهادهای مفروض است؛ کلید عملکرد مناسب و مداوم اقتصادی، وجود قالب نهادی انعطاف پذیر است که در صورت تغییرات تکاملی تکنولوژیکی و جمعیتی و همچنین شوک‌هایی که به سیستم وارد می‌شود امکان تعدیل خود را داشته باشد. ویژگی اصلی مورد نظر، خلق روند‌های سیاستی با ثبات با استفاده از هنجارهای مکمل است.

نظام‌های موفق اقتصادی یا سیاسی این گونه ویژگی‌ها را در طول دوره‌های بلند مدت زمانی گسترش داده اند. اطلاعات ما در رابطه با چگونگی خلق نظام‌های اینچنینی در کوتاه مدت بسیار ناچیز است، یا به عبارت بهترنمی دانیم که اصلا می‌شود آنها ‌را در کوتاه مدت ایجاد کرد یا خیر. به هر حال اینکه سیاست‌هایی که موجب ایجاد کارآیی تخصیصی هستند، بتوانند درمانی خوب برای اقتصادهای معیوب باشند کاملا مورد شک است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement