✳️ رويكردهاي برخورد با چالش هاي سازماني
✅ مديران در برخورد با چالشهاي سازماني رويكردهاي مختلفي دارند، برخي مديران مشكلات را جمع ميكنند و برخي مشكلات را حل!
🔺راسل ايكاف (Russell Ackoff) رويكردهاي برخورد با چالشهاي سازماني را به چهار نوع تقسيم كرده است:
▪︎رويكرد اول: چاره نکردن (Absolution)
مديراني كه داراي چنين رويكردي هستند، اگرچه ممكن است اوضاع، عالي نباشد ولي اينگونه مي پندارند كه «به اندازه كافي» خوب است. بنابراين كاري به كار آن ندارند و اوضاع را به حال خود رها ميكنند و «سعي در اصلاح كارها ندارند». هدف اصلي اين مديران جلوگيري از وقوع تغييرات است. اين مديران در برابر سایرین احساس مسئوليتي ندارند. در اين رويكرد جمله «بگذار خودش درست میشود» زياد شنيده ميشود و باور غالب مديران انجام کمتر کار، دردسر کمتر است. دفع مسئولیت و تضمین امنیت شغلی خود و انجام ندادن کاری که باید انجام شود جزء عادات فكري آنها ميباشد. رويكرد برنامهريزي مدير رويكرد محافظه کارانه (حال نگر) مي باشد و اگر با صراحت بخواهم اشاره كنیم برنامه ضد برنامهريزي را سرلوحه خود قرار داده است.
¤رويكرد دوم: چاره نسبی (Resolution)
این مدیران نسبت به وضعيت فعلي و طرز حركت آن در آينده ناخرسند هستند. آنان به وضعيت پيشين بيشتر علاقهمند هستند. در اين شيوه مدير سعي برآن دارد نخست علت و منشاء مساله را تشخيص داده و سپس ميكوشد تا آن را حذف كند و يا بر آن سرپوش گذارد! اين رويكرد چيزي شبيه نشستن در آخرين واگن قطار مي باشد: مديران چشم انداز زيبايي از آنچه پشت سر نهاده اند را میبینند ولي درباره مقصد چيزي نميدانند، آنها در حالي قدم به آينده ميگذارند كه رویشان به سوي گذشته دارند.
▪︎رويكرد سوم: چاره بهینه (Solution)
این مدیران همواره بر اين باورند كه آينده، بهتر خواهد بود. آنها براي رسيدن به آينده طاقت كمي دارند و لذا تمام تلاش خود را مصروف شتاب دادن حركت به سمت آينده ميكنند. آنها در پی حل مسائل هم از طریق تجربه و هم روش های علمی هستند و به كمك آنها در پي برنامه ریزی آیندهنگر و بهسازی (Rightsizing) هستند. معتقدند كه محل درد الزاماً محل درمان نيست. به عنوان مثال براي هر سردردي سر را نميشكافند، بلكه غالباً با روشهاي مختلف مثلاً با قرص و از راه معده اقدام ميكنند. با مطالعه و يادگيري مستمر و بكارگيري روش هاي علمي سعي در بازنگري روشها و فرآيندها دارند.
▪︎رويكرد چهارم: چاره بنیادی (Dissolution)
زمانيكه هيچ كدام از تصميمات و راهكارهایي كه پيش از اين مطرح شد در برخورد با مسائل و چالشهاي سازماني كارساز نباشد، ميبايست فكري دگر و طرحي نو انديشيد. مسائل متعدد وقتي لاينحل باقي ميمانند، به مرور زمان يك كل آشفته (Mess) را تشكيل ميدهند به گونهاي كه درك مسائل از تيم مديريت خارج خواهد شد. در اين رويكرد دليل اصلي آشفتي محيط غير مولد سازمان است در اين شرايط به جاي بازنگري قوانين و ضوابط اجرايي و ارایه راهکارهای کلاسیک، ساختار بنيادي را مي بايست تغيير داد. در اين رويكرد به معناي واقعي كلمه جاي براي مديران كوتهانديش كه تمام توش و توان خود را براي منافع كوتاه مدت و شخصي صرف ميكنند نخواهد نبود. در واقع رويكرد چاره بنيادي نيازمند مديراني است كه به منافع بلند مدت سازمان ميانديشند.
✅ مديران در برخورد با چالشهاي سازماني رويكردهاي مختلفي دارند، برخي مديران مشكلات را جمع ميكنند و برخي مشكلات را حل!
🔺راسل ايكاف (Russell Ackoff) رويكردهاي برخورد با چالشهاي سازماني را به چهار نوع تقسيم كرده است:
▪︎رويكرد اول: چاره نکردن (Absolution)
مديراني كه داراي چنين رويكردي هستند، اگرچه ممكن است اوضاع، عالي نباشد ولي اينگونه مي پندارند كه «به اندازه كافي» خوب است. بنابراين كاري به كار آن ندارند و اوضاع را به حال خود رها ميكنند و «سعي در اصلاح كارها ندارند». هدف اصلي اين مديران جلوگيري از وقوع تغييرات است. اين مديران در برابر سایرین احساس مسئوليتي ندارند. در اين رويكرد جمله «بگذار خودش درست میشود» زياد شنيده ميشود و باور غالب مديران انجام کمتر کار، دردسر کمتر است. دفع مسئولیت و تضمین امنیت شغلی خود و انجام ندادن کاری که باید انجام شود جزء عادات فكري آنها ميباشد. رويكرد برنامهريزي مدير رويكرد محافظه کارانه (حال نگر) مي باشد و اگر با صراحت بخواهم اشاره كنیم برنامه ضد برنامهريزي را سرلوحه خود قرار داده است.
¤رويكرد دوم: چاره نسبی (Resolution)
این مدیران نسبت به وضعيت فعلي و طرز حركت آن در آينده ناخرسند هستند. آنان به وضعيت پيشين بيشتر علاقهمند هستند. در اين شيوه مدير سعي برآن دارد نخست علت و منشاء مساله را تشخيص داده و سپس ميكوشد تا آن را حذف كند و يا بر آن سرپوش گذارد! اين رويكرد چيزي شبيه نشستن در آخرين واگن قطار مي باشد: مديران چشم انداز زيبايي از آنچه پشت سر نهاده اند را میبینند ولي درباره مقصد چيزي نميدانند، آنها در حالي قدم به آينده ميگذارند كه رویشان به سوي گذشته دارند.
▪︎رويكرد سوم: چاره بهینه (Solution)
این مدیران همواره بر اين باورند كه آينده، بهتر خواهد بود. آنها براي رسيدن به آينده طاقت كمي دارند و لذا تمام تلاش خود را مصروف شتاب دادن حركت به سمت آينده ميكنند. آنها در پی حل مسائل هم از طریق تجربه و هم روش های علمی هستند و به كمك آنها در پي برنامه ریزی آیندهنگر و بهسازی (Rightsizing) هستند. معتقدند كه محل درد الزاماً محل درمان نيست. به عنوان مثال براي هر سردردي سر را نميشكافند، بلكه غالباً با روشهاي مختلف مثلاً با قرص و از راه معده اقدام ميكنند. با مطالعه و يادگيري مستمر و بكارگيري روش هاي علمي سعي در بازنگري روشها و فرآيندها دارند.
▪︎رويكرد چهارم: چاره بنیادی (Dissolution)
زمانيكه هيچ كدام از تصميمات و راهكارهایي كه پيش از اين مطرح شد در برخورد با مسائل و چالشهاي سازماني كارساز نباشد، ميبايست فكري دگر و طرحي نو انديشيد. مسائل متعدد وقتي لاينحل باقي ميمانند، به مرور زمان يك كل آشفته (Mess) را تشكيل ميدهند به گونهاي كه درك مسائل از تيم مديريت خارج خواهد شد. در اين رويكرد دليل اصلي آشفتي محيط غير مولد سازمان است در اين شرايط به جاي بازنگري قوانين و ضوابط اجرايي و ارایه راهکارهای کلاسیک، ساختار بنيادي را مي بايست تغيير داد. در اين رويكرد به معناي واقعي كلمه جاي براي مديران كوتهانديش كه تمام توش و توان خود را براي منافع كوتاه مدت و شخصي صرف ميكنند نخواهد نبود. در واقع رويكرد چاره بنيادي نيازمند مديراني است كه به منافع بلند مدت سازمان ميانديشند.
✳️ چگونه امنیت شغلی خود را تضمین کنیم؟
✅ پراز امنیت شغلی در این است که این نکته را به یاد داشته باشیم که ما امنیت شغلیمان را خودمان ایجاد میکنیم. این روزها هیچ کارفرمایی نمیتواند امنیت شغلی شما را تا پایان عمرتان تضمین کند. به همین منظور، باید این مهارتها را کسب کنید:
▪︎نباید به خودتان به عنوان مجموعهای از مدارک تحصیلی و آموزشی یا سالها تجربه نگاه کنید. درست مثل هر متخصصی (وکیل، لولهکش یا نماینده بیمه)، شما نیز باید بدانید که در حل چه مشکلاتی مهارت دارید و این مشکلات را به خوبی بشناسید. باید بدانید حل یک مشکل چقدر برای مشتریانتان هزینه دارد، چگونه ایجاد شده و چطور رفع میشود.
▪︎باید همواره در جریان تحولات بازار باشید تا ببینید مشکلی که در حل آن مهارت دارید، چگونه در گذر زمان دستخوش تغییر میشود. اگر خودتان را محدود به دیوارهای دفتر کارتان کنید، از تحولات بازار استعدادها بیخبر خواهید ماند. در این صورت به سختی میتوانید به مشکلات اشراف داشته باشید، ریشههایشان را شناسایی کنید و راه حل ارائه کنید.
▪︎باید ارزش خودتان را بدانید. اینکه بگویید «آخرین حقوقی که گرفتم، ۷۰ هزار دلار بود» کافی نیست. این اطلاعات به درد کسی که میخواهد شما را استخدام کند نمیخورد. ممکن است بگوید: «چه عالی، اما حقوق پیشنهادی ما ۶۰ هزار دلار است.» آیا میتوانید به آنها توضیح دهید که وجود شما در سازمان، چگونه باعث افزایش درآمد یا کاهش هزینههایشان میشود؟ آیا میتوانید برای حقوق پیشنهادیتان یک دلیل قانعکننده بیاورید؟
▪︎حتی اگر شاغل هستید و از شغلتان راضی هستید، باید بازار استعدادها را زیر نظر داشته باشید و ببینید آیا به خدمات شما نیاز هست یا نه. هوشیار باشید و آگهیهای استخدام را همیشه مرور کنید، حتی وقتی مشغول کار هستید.
▪︎باید مهارتهایتان را بهروزرسانی کنید. ممکن است برای سازمانی کار کنید که از زمانه عقب باشد یا با تکنولوژیهای روز بیگانه باشد. شاید این سیستم جوابگوی نیازهای آنها باشد، اما برای شما اینطور نیست. فرقی نمیکند که پیشرفت شما برای کارفرمایتان مهم است یا نیست. برای آنکه قابل عرضه به بازار باشید، باید مهارتهایتان را به روز کنید.
▪︎ارتباطاتتان را حفظ کنید و گسترش بدهید. بسیاری از مردم وقتی شغل دارند، به ارتباطات اهمیت نمیدهند و فقط وقتی به دنبال برقراری ارتباط هستند که شغل خود را از دست داده باشند. این یک اشتباه بزرگ است. اگر تا به حال ارتباطاتتان محدود بوده، سعی کنید هر هفته یک دیدار رو در رو با یک دوست جدید یا قدیمی داشته باشید یا در یک رویداد شرکت کنید. عادت کنید با افراد جدید صحبت کنید.
▪︎مهارتی را فرا بگیرید که کمتر کسی آن را بلد است، مثلا متخصص نرمافزارهای آموزشی یا تبدیل مجلات چاپی به آنلاین. صرف نظر از اینکه چه کارهایی را به خوبی انجام میدهید، باید در یک زمینه خاص تخصص داشته باشید تا ارزش واقعی خود را نشان دهید.
▪︎از آنجا که مشکل را میشناسید و ارزش خودتان را میدانید، میتوانید همزمان که به دنبال کار میگردید یا حتی وقتی شاغلید، به صورت پارهوقت یا تماموقت مشاوره ارائه دهید. این روزها همه ما، چه بدانیم چه ندانیم، مشاوریم. خودتان را مثل یک کالا برندسازی کنید. هیچ چیزی به اندازه برندسازی نمیتواند عرضهپذیری تو را افزایش دهد.
▪︎همزمان که به مهارتهایتان افزوده میشود، بهعنوان یک شخص حرفهای شناخته خواهید شد. کسانی که شما را میشناسند پروژههایشان را به شما خواهند سپرد. میتوانید شغلهای قراردادی یا تماموقت پیدا کنید. به مرور میان گروه بزرگی از افراد که حتی آنها را نمیشناسید، وجهه و اعتبار پیدا میکنید. ارتباطات به شما کمک میکند که همیشه شغل داشته باشید. به لطف انجام پروژهها آنقدر پول دارید که اگر چند ماه بیکار شدید، نگران مخارجتان نباشید.
▪︎نهایتا به نقطهای خواهید رسید که به راحتی و بدون استرس، یک ماه به خودتان مرخصی بدهید. البته اگر به دنبال شرکتی باشید که تا زمان بازنشستگی برایشان کار کنید، هرگز به این نقطه نخواهید رسید. به دنبال امنیت در یک شغل یا سازمان نباشید. امنیت را خودتان ایجاد کنید تا کسی نتواند آن را از شما بگیرد.
✅ پراز امنیت شغلی در این است که این نکته را به یاد داشته باشیم که ما امنیت شغلیمان را خودمان ایجاد میکنیم. این روزها هیچ کارفرمایی نمیتواند امنیت شغلی شما را تا پایان عمرتان تضمین کند. به همین منظور، باید این مهارتها را کسب کنید:
▪︎نباید به خودتان به عنوان مجموعهای از مدارک تحصیلی و آموزشی یا سالها تجربه نگاه کنید. درست مثل هر متخصصی (وکیل، لولهکش یا نماینده بیمه)، شما نیز باید بدانید که در حل چه مشکلاتی مهارت دارید و این مشکلات را به خوبی بشناسید. باید بدانید حل یک مشکل چقدر برای مشتریانتان هزینه دارد، چگونه ایجاد شده و چطور رفع میشود.
▪︎باید همواره در جریان تحولات بازار باشید تا ببینید مشکلی که در حل آن مهارت دارید، چگونه در گذر زمان دستخوش تغییر میشود. اگر خودتان را محدود به دیوارهای دفتر کارتان کنید، از تحولات بازار استعدادها بیخبر خواهید ماند. در این صورت به سختی میتوانید به مشکلات اشراف داشته باشید، ریشههایشان را شناسایی کنید و راه حل ارائه کنید.
▪︎باید ارزش خودتان را بدانید. اینکه بگویید «آخرین حقوقی که گرفتم، ۷۰ هزار دلار بود» کافی نیست. این اطلاعات به درد کسی که میخواهد شما را استخدام کند نمیخورد. ممکن است بگوید: «چه عالی، اما حقوق پیشنهادی ما ۶۰ هزار دلار است.» آیا میتوانید به آنها توضیح دهید که وجود شما در سازمان، چگونه باعث افزایش درآمد یا کاهش هزینههایشان میشود؟ آیا میتوانید برای حقوق پیشنهادیتان یک دلیل قانعکننده بیاورید؟
▪︎حتی اگر شاغل هستید و از شغلتان راضی هستید، باید بازار استعدادها را زیر نظر داشته باشید و ببینید آیا به خدمات شما نیاز هست یا نه. هوشیار باشید و آگهیهای استخدام را همیشه مرور کنید، حتی وقتی مشغول کار هستید.
▪︎باید مهارتهایتان را بهروزرسانی کنید. ممکن است برای سازمانی کار کنید که از زمانه عقب باشد یا با تکنولوژیهای روز بیگانه باشد. شاید این سیستم جوابگوی نیازهای آنها باشد، اما برای شما اینطور نیست. فرقی نمیکند که پیشرفت شما برای کارفرمایتان مهم است یا نیست. برای آنکه قابل عرضه به بازار باشید، باید مهارتهایتان را به روز کنید.
▪︎ارتباطاتتان را حفظ کنید و گسترش بدهید. بسیاری از مردم وقتی شغل دارند، به ارتباطات اهمیت نمیدهند و فقط وقتی به دنبال برقراری ارتباط هستند که شغل خود را از دست داده باشند. این یک اشتباه بزرگ است. اگر تا به حال ارتباطاتتان محدود بوده، سعی کنید هر هفته یک دیدار رو در رو با یک دوست جدید یا قدیمی داشته باشید یا در یک رویداد شرکت کنید. عادت کنید با افراد جدید صحبت کنید.
▪︎مهارتی را فرا بگیرید که کمتر کسی آن را بلد است، مثلا متخصص نرمافزارهای آموزشی یا تبدیل مجلات چاپی به آنلاین. صرف نظر از اینکه چه کارهایی را به خوبی انجام میدهید، باید در یک زمینه خاص تخصص داشته باشید تا ارزش واقعی خود را نشان دهید.
▪︎از آنجا که مشکل را میشناسید و ارزش خودتان را میدانید، میتوانید همزمان که به دنبال کار میگردید یا حتی وقتی شاغلید، به صورت پارهوقت یا تماموقت مشاوره ارائه دهید. این روزها همه ما، چه بدانیم چه ندانیم، مشاوریم. خودتان را مثل یک کالا برندسازی کنید. هیچ چیزی به اندازه برندسازی نمیتواند عرضهپذیری تو را افزایش دهد.
▪︎همزمان که به مهارتهایتان افزوده میشود، بهعنوان یک شخص حرفهای شناخته خواهید شد. کسانی که شما را میشناسند پروژههایشان را به شما خواهند سپرد. میتوانید شغلهای قراردادی یا تماموقت پیدا کنید. به مرور میان گروه بزرگی از افراد که حتی آنها را نمیشناسید، وجهه و اعتبار پیدا میکنید. ارتباطات به شما کمک میکند که همیشه شغل داشته باشید. به لطف انجام پروژهها آنقدر پول دارید که اگر چند ماه بیکار شدید، نگران مخارجتان نباشید.
▪︎نهایتا به نقطهای خواهید رسید که به راحتی و بدون استرس، یک ماه به خودتان مرخصی بدهید. البته اگر به دنبال شرکتی باشید که تا زمان بازنشستگی برایشان کار کنید، هرگز به این نقطه نخواهید رسید. به دنبال امنیت در یک شغل یا سازمان نباشید. امنیت را خودتان ایجاد کنید تا کسی نتواند آن را از شما بگیرد.
👍1
✳️ مهمترین ترندهای منابع انسانی
✅ در سالهای اخیر، حوزه منابع انسانی با تغییرات و روندهای متعددی مواجه بوده است که سازمانها را ملزم به تطبیق با شرایط جدید میکند. در ادامه به برخی از مهمترین ترندهای منابع انسانی در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ میپردازیم:
۱. تحول دیجیتال و پذیرش هوش مصنوعی
با پیشرفت فناوری، بهویژه در زمینه هوش مصنوعی (AI)، فرآیندهای منابع انسانی دستخوش تغییرات اساسی شدهاند. ادغام AI در وظایف منابع انسانی، مانند جذب و استخدام، آموزش و توسعه، و مدیریت عملکرد، به بهبود کارایی و دقت این فرآیندها کمک میکند. با این حال، ضروری است که این تغییرات با در نظر گرفتن ملاحظات اخلاقی و انسانی صورت گیرند تا از رفتارهای غیرانسانی و حفظ حریم خصوصی کارکنان جلوگیری شود.
۲. مدلهای کاری انعطافپذیر و ترکیبی
پاندمی کووید-۱۹ نشان داد که مدلهای کاری سنتی میتوانند تغییر کنند. اکنون، بسیاری از سازمانها به مدلهای کاری ترکیبی (هیبریدی) روی آوردهاند که ترکیبی از کار حضوری و دورکاری است. این رویکرد به کارکنان امکان میدهد تعادل بهتری بین کار و زندگی شخصی برقرار کنند و در عین حال بهرهوری را افزایش دهند.
۳. تمرکز بر سلامت روان و بهزیستی کارکنان
افزایش استرس و فرسودگی شغلی در محیطهای کاری مدرن، سازمانها را به توجه بیشتر به سلامت روان و بهزیستی کارکنان سوق داده است. برنامههای حمایت روانی، ایجاد محیطهای کاری حمایتی و تقویت تابآوری سازمانی از جمله اقداماتی هستند که در این راستا انجام میشوند.
۴. توسعه مهارتهای جدید و آموزش مداوم
با تغییرات سریع در فناوری و نیازهای بازار کار، سازمانها باید بر توسعه مهارتهای جدید کارکنان و آموزش مداوم تمرکز کنند. این امر نه تنها به بهبود عملکرد سازمان کمک میکند، بلکه رضایت شغلی و انگیزه کارکنان را نیز افزایش میدهد.
۵. مدیریت اکوسیستم پیچیده نیروی کار
با افزایش تعداد کارگران خویشفرما، پیمانکاران و کارکنان موقت، منابع انسانی نیازمند مدیریت یک اکوسیستم پیچیدهتر از نیروی کار است. ادغام این نیروها در زنجیره ارزش سازمان و ایجاد تعامل مؤثر با آنها، چالشی است که نیازمند رویکردهای جدید مدیریتی است.
۶. تحول نقش منابع انسانی به عنوان شریک استراتژیک
نقش منابع انسانی در سازمانها از یک واحد پشتیبانی به یک شریک استراتژیک تغییر کرده است. رهبران منابع انسانی اکنون در تصمیمگیریهای کلان سازمانی مشارکت دارند و به شکلدهی فرهنگ سازمانی و استراتژیهای کسبوکار کمک میکنند.
با توجه به این ترندها، سازمانها باید استراتژیهای منابع انسانی خود را بازبینی کرده و با تغییرات محیطی و فناوری همگام شوند تا بتوانند در دنیای کسبوکار رقابتی امروز موفق باشند.
✅ در سالهای اخیر، حوزه منابع انسانی با تغییرات و روندهای متعددی مواجه بوده است که سازمانها را ملزم به تطبیق با شرایط جدید میکند. در ادامه به برخی از مهمترین ترندهای منابع انسانی در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ میپردازیم:
۱. تحول دیجیتال و پذیرش هوش مصنوعی
با پیشرفت فناوری، بهویژه در زمینه هوش مصنوعی (AI)، فرآیندهای منابع انسانی دستخوش تغییرات اساسی شدهاند. ادغام AI در وظایف منابع انسانی، مانند جذب و استخدام، آموزش و توسعه، و مدیریت عملکرد، به بهبود کارایی و دقت این فرآیندها کمک میکند. با این حال، ضروری است که این تغییرات با در نظر گرفتن ملاحظات اخلاقی و انسانی صورت گیرند تا از رفتارهای غیرانسانی و حفظ حریم خصوصی کارکنان جلوگیری شود.
۲. مدلهای کاری انعطافپذیر و ترکیبی
پاندمی کووید-۱۹ نشان داد که مدلهای کاری سنتی میتوانند تغییر کنند. اکنون، بسیاری از سازمانها به مدلهای کاری ترکیبی (هیبریدی) روی آوردهاند که ترکیبی از کار حضوری و دورکاری است. این رویکرد به کارکنان امکان میدهد تعادل بهتری بین کار و زندگی شخصی برقرار کنند و در عین حال بهرهوری را افزایش دهند.
۳. تمرکز بر سلامت روان و بهزیستی کارکنان
افزایش استرس و فرسودگی شغلی در محیطهای کاری مدرن، سازمانها را به توجه بیشتر به سلامت روان و بهزیستی کارکنان سوق داده است. برنامههای حمایت روانی، ایجاد محیطهای کاری حمایتی و تقویت تابآوری سازمانی از جمله اقداماتی هستند که در این راستا انجام میشوند.
۴. توسعه مهارتهای جدید و آموزش مداوم
با تغییرات سریع در فناوری و نیازهای بازار کار، سازمانها باید بر توسعه مهارتهای جدید کارکنان و آموزش مداوم تمرکز کنند. این امر نه تنها به بهبود عملکرد سازمان کمک میکند، بلکه رضایت شغلی و انگیزه کارکنان را نیز افزایش میدهد.
۵. مدیریت اکوسیستم پیچیده نیروی کار
با افزایش تعداد کارگران خویشفرما، پیمانکاران و کارکنان موقت، منابع انسانی نیازمند مدیریت یک اکوسیستم پیچیدهتر از نیروی کار است. ادغام این نیروها در زنجیره ارزش سازمان و ایجاد تعامل مؤثر با آنها، چالشی است که نیازمند رویکردهای جدید مدیریتی است.
۶. تحول نقش منابع انسانی به عنوان شریک استراتژیک
نقش منابع انسانی در سازمانها از یک واحد پشتیبانی به یک شریک استراتژیک تغییر کرده است. رهبران منابع انسانی اکنون در تصمیمگیریهای کلان سازمانی مشارکت دارند و به شکلدهی فرهنگ سازمانی و استراتژیهای کسبوکار کمک میکنند.
با توجه به این ترندها، سازمانها باید استراتژیهای منابع انسانی خود را بازبینی کرده و با تغییرات محیطی و فناوری همگام شوند تا بتوانند در دنیای کسبوکار رقابتی امروز موفق باشند.
✳️ آینده کار در دستان شماست!
✅ در سال ۲۰۲۵، دنیای کار و مدیریت منابع انسانی دستخوش تغییرات بزرگی خواهد شد. اگر میخواهید سازمانتان در این تحولات پیشرو باشد، باید از همین امروز شروع کنید. در این پست، ۱۰ راهکار کلیدی برای بازنگری در مشارکت کارکنان و نقش HR در کسبوکارها را بررسی میکنیم. این راهکارها نه تنها به بهبود عملکرد سازمان کمک میکنند، بلکه سلامت و رفاه کارکنان را نیز در اولویت قرار میدهند. با ما همراه باشید تا ببینید چگونه میتوانید HR را به موتور رشد کسبوکار تبدیل کنید!"
🔺 ۱۰ راه برای بازنگری در مشارکت کارکنان در سال ۲۰۲۵
ظهور "استعفای خاموش" و آنچه HR از دست داد
۱. دست از اجازه گرفتن بردارید، رهبری کنید
▪︎قدیمی: منتظر ماندن برای تأیید جهت اجرای استراتژیهای متمرکز بر افراد.
▪︎جدید: قرار دادن HR به عنوان محرک کسبوکار، نه یک تابع پشتیبانی.
۲. به زبان کسبوکار صحبت کنید
▪︎قدیمی: فقط درباره مشارکت و فرهنگ صحبت کردن.
▪︎جدید: پیوند دادن استراتژیهای HR به سود، ریسک و رشد.
۳. افسانههای قدیمی محیط کار را از بین ببرید
▪︎قدیمی: اولویت دادن به "حضور فیزیکی" به جای بهرهوری.
▪︎جدید: بازتعریف کار با تمرکز بر نتایج، نه ساعات کاری.
۴. سلامت نیروی کار را در صورت سود و زیان قرار دهید
▪︎قدیمی: نادیده گرفتن تأثیر مالی فرسودگی شغلی و رهبری سمی.
▪︎ جدید: تبدیل رفاه کارکنان به یک معیار قابل اندازهگیری کسبوکار.
۵. ترس از تغییر را به چالش بکشید ▪︎ قدیمی: اجتناب از اختلال برای حفظ راحتی رهبری.
▪︎جدید: رهبری تحول، حتی زمانی که ناراحتکننده است.
۶. معیارهای عملکرد را بازتعریف کنید
▪︎قدیمی: اندازهگیری موفقیت فقط بر اساس درآمد سهماهه.
▪︎جدید: همسو کردن اهداف کسبوکار با سلامت بلندمدت نیروی کار.
۷. حفظ کارکنان را به موفقیت کسبوکار پیوند دهید
▪︎قدیمی: فکر کردن به جابجایی کارکنان به عنوان یک مسئله HR.
▪︎جدید: نشان دادن اینکه رهبری بد چقدر در از دست دادن استعدادها هزینه دارد.
۸. دست از پاداش دادن به کار بیش از حد بردارید
▪︎قدیمی: تجلیل از ساعتهای طولانی و فرهنگ کار سخت.
▪︎جدید: ایجاد روشهای کاری پایدار که از فرسودگی شغلی جلوگیری میکنند.
۹. روایت را در دست بگیرید، نه اینکه فقط آن را دنبال کنید
▪︎قدیمی: واکنش نشان دادن به تصمیمات کسبوکار پس از اتخاذ آنها.
▪︎جدید: هدایت تصمیماتی که استراتژی افراد را در مرکز قرار میدهند.
۱۰. نقش HR را غیرقابل چشمپوشی کنید
▪︎قدیمی: تلاش برای توجیه بودجه و تأثیر HR.
▪︎جدید: اثبات نقش HR به عنوان موتور رشد، نه یک هزینه.
مدیران صنعتی ایران زمین
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در سال ۲۰۲۵، دنیای کار و مدیریت منابع انسانی دستخوش تغییرات بزرگی خواهد شد. اگر میخواهید سازمانتان در این تحولات پیشرو باشد، باید از همین امروز شروع کنید. در این پست، ۱۰ راهکار کلیدی برای بازنگری در مشارکت کارکنان و نقش HR در کسبوکارها را بررسی میکنیم. این راهکارها نه تنها به بهبود عملکرد سازمان کمک میکنند، بلکه سلامت و رفاه کارکنان را نیز در اولویت قرار میدهند. با ما همراه باشید تا ببینید چگونه میتوانید HR را به موتور رشد کسبوکار تبدیل کنید!"
🔺 ۱۰ راه برای بازنگری در مشارکت کارکنان در سال ۲۰۲۵
ظهور "استعفای خاموش" و آنچه HR از دست داد
۱. دست از اجازه گرفتن بردارید، رهبری کنید
▪︎قدیمی: منتظر ماندن برای تأیید جهت اجرای استراتژیهای متمرکز بر افراد.
▪︎جدید: قرار دادن HR به عنوان محرک کسبوکار، نه یک تابع پشتیبانی.
۲. به زبان کسبوکار صحبت کنید
▪︎قدیمی: فقط درباره مشارکت و فرهنگ صحبت کردن.
▪︎جدید: پیوند دادن استراتژیهای HR به سود، ریسک و رشد.
۳. افسانههای قدیمی محیط کار را از بین ببرید
▪︎قدیمی: اولویت دادن به "حضور فیزیکی" به جای بهرهوری.
▪︎جدید: بازتعریف کار با تمرکز بر نتایج، نه ساعات کاری.
۴. سلامت نیروی کار را در صورت سود و زیان قرار دهید
▪︎قدیمی: نادیده گرفتن تأثیر مالی فرسودگی شغلی و رهبری سمی.
▪︎ جدید: تبدیل رفاه کارکنان به یک معیار قابل اندازهگیری کسبوکار.
۵. ترس از تغییر را به چالش بکشید ▪︎ قدیمی: اجتناب از اختلال برای حفظ راحتی رهبری.
▪︎جدید: رهبری تحول، حتی زمانی که ناراحتکننده است.
۶. معیارهای عملکرد را بازتعریف کنید
▪︎قدیمی: اندازهگیری موفقیت فقط بر اساس درآمد سهماهه.
▪︎جدید: همسو کردن اهداف کسبوکار با سلامت بلندمدت نیروی کار.
۷. حفظ کارکنان را به موفقیت کسبوکار پیوند دهید
▪︎قدیمی: فکر کردن به جابجایی کارکنان به عنوان یک مسئله HR.
▪︎جدید: نشان دادن اینکه رهبری بد چقدر در از دست دادن استعدادها هزینه دارد.
۸. دست از پاداش دادن به کار بیش از حد بردارید
▪︎قدیمی: تجلیل از ساعتهای طولانی و فرهنگ کار سخت.
▪︎جدید: ایجاد روشهای کاری پایدار که از فرسودگی شغلی جلوگیری میکنند.
۹. روایت را در دست بگیرید، نه اینکه فقط آن را دنبال کنید
▪︎قدیمی: واکنش نشان دادن به تصمیمات کسبوکار پس از اتخاذ آنها.
▪︎جدید: هدایت تصمیماتی که استراتژی افراد را در مرکز قرار میدهند.
۱۰. نقش HR را غیرقابل چشمپوشی کنید
▪︎قدیمی: تلاش برای توجیه بودجه و تأثیر HR.
▪︎جدید: اثبات نقش HR به عنوان موتور رشد، نه یک هزینه.
مدیران صنعتی ایران زمین
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ راهنمایی برای مدیران؛ چگونه از مشکلات فرار نکنیم؟
✅ در دنیای مدیریت، مشکلات اجتنابناپذیرند. مدیران موفق کسانی هستند که به جای فرار از مشکلات، با آنها روبهرو میشوند و به دنبال راهحلهای مؤثر میگردند. در ادامه، چند راهکار کلیدی برای مدیریت بهتر چالشها ارائه شده است.
◽️۱. پذیرش مسئولیت
مدیران باید مسئولیت کامل تصمیمات و چالشهای پیشآمده را بپذیرند. فرار از مشکلات و نادیده گرفتن آنها فقط باعث پیچیدهتر شدن شرایط میشود. شفافیت و تعهد به حل مسائل، اعتماد تیم را افزایش میدهد و موجب بهبود عملکرد سازمان میشود.
◽️۲. تحلیل مشکل به جای نادیده گرفتن آن
اولین گام در حل مشکلات، شناخت دقیق آنهاست. بهجای نادیده گرفتن نشانههای بحران، مشکل را تجزیه و تحلیل کنید. سؤالاتی مانند "علت اصلی این مشکل چیست؟" و "چه راهحلهایی وجود دارد؟" به یافتن راهکارهای عملی کمک میکنند.
◽️۳. برخورد فعال به جای واکنش منفعلانه
مدیران موفق به جای اینکه منتظر بمانند تا مشکلات به آنها تحمیل شود، بهصورت پیشگیرانه عمل میکنند. پیشبینی ریسکها، برنامهریزی برای مقابله با آنها و ایجاد استراتژیهای انعطافپذیر به کاهش آسیبهای ناشی از مشکلات کمک میکند.
◽️۴. استفاده از دیدگاه تیم
مشکلات اغلب پیچیدهاند و راهحلهای آنها نیاز به همکاری و همفکری دارد. مشارکت دادن اعضای تیم در یافتن راهحلها نهتنها باعث افزایش خلاقیت میشود، بلکه احساس مسئولیت و انگیزه در بین کارکنان را نیز تقویت میکند.
◽️۵. تمرکز بر راهحل، نه سرزنش
بهجای تمرکز روی مقصر یابی، انرژی خود را صرف یافتن راهحل کنید. فرهنگ سازمانیای که بر حل مسئله تأکید دارد، به رشد تیم و بهبود فرآیندهای کاری کمک میکند.
◽️۶. حفظ آرامش و مدیریت استرس
فرار از مشکلات اغلب ناشی از ترس و استرس است. مدیران باید مهارتهای مدیریت استرس را بیاموزند، از تکنیکهایی مانند مدیتیشن، ورزش و تنظیم اولویتها برای حفظ آرامش و تمرکز استفاده کنند.
◽️۷. یادگیری از مشکلات
هر مشکل یک فرصت برای یادگیری است. پس از حل هر چالش، عملکرد خود و تیم را بررسی کنید تا در آینده بهتر عمل کنید. ثبت تجربیات و درسهای آموختهشده به بهبود مستمر سازمان کمک میکند.
💭 نتیجهگیری
مدیریت مشکلات مهارتی است که مدیران باید در خود تقویت کنند. با پذیرش چالشها، تفکر تحلیلی، همکاری تیمی و تمرکز بر راهحلها، میتوان از مشکلات عبور کرد و سازمان را به سمت موفقیت هدایت کرد.
مدیران صنعتی ایران زمین
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در دنیای مدیریت، مشکلات اجتنابناپذیرند. مدیران موفق کسانی هستند که به جای فرار از مشکلات، با آنها روبهرو میشوند و به دنبال راهحلهای مؤثر میگردند. در ادامه، چند راهکار کلیدی برای مدیریت بهتر چالشها ارائه شده است.
◽️۱. پذیرش مسئولیت
مدیران باید مسئولیت کامل تصمیمات و چالشهای پیشآمده را بپذیرند. فرار از مشکلات و نادیده گرفتن آنها فقط باعث پیچیدهتر شدن شرایط میشود. شفافیت و تعهد به حل مسائل، اعتماد تیم را افزایش میدهد و موجب بهبود عملکرد سازمان میشود.
◽️۲. تحلیل مشکل به جای نادیده گرفتن آن
اولین گام در حل مشکلات، شناخت دقیق آنهاست. بهجای نادیده گرفتن نشانههای بحران، مشکل را تجزیه و تحلیل کنید. سؤالاتی مانند "علت اصلی این مشکل چیست؟" و "چه راهحلهایی وجود دارد؟" به یافتن راهکارهای عملی کمک میکنند.
◽️۳. برخورد فعال به جای واکنش منفعلانه
مدیران موفق به جای اینکه منتظر بمانند تا مشکلات به آنها تحمیل شود، بهصورت پیشگیرانه عمل میکنند. پیشبینی ریسکها، برنامهریزی برای مقابله با آنها و ایجاد استراتژیهای انعطافپذیر به کاهش آسیبهای ناشی از مشکلات کمک میکند.
◽️۴. استفاده از دیدگاه تیم
مشکلات اغلب پیچیدهاند و راهحلهای آنها نیاز به همکاری و همفکری دارد. مشارکت دادن اعضای تیم در یافتن راهحلها نهتنها باعث افزایش خلاقیت میشود، بلکه احساس مسئولیت و انگیزه در بین کارکنان را نیز تقویت میکند.
◽️۵. تمرکز بر راهحل، نه سرزنش
بهجای تمرکز روی مقصر یابی، انرژی خود را صرف یافتن راهحل کنید. فرهنگ سازمانیای که بر حل مسئله تأکید دارد، به رشد تیم و بهبود فرآیندهای کاری کمک میکند.
◽️۶. حفظ آرامش و مدیریت استرس
فرار از مشکلات اغلب ناشی از ترس و استرس است. مدیران باید مهارتهای مدیریت استرس را بیاموزند، از تکنیکهایی مانند مدیتیشن، ورزش و تنظیم اولویتها برای حفظ آرامش و تمرکز استفاده کنند.
◽️۷. یادگیری از مشکلات
هر مشکل یک فرصت برای یادگیری است. پس از حل هر چالش، عملکرد خود و تیم را بررسی کنید تا در آینده بهتر عمل کنید. ثبت تجربیات و درسهای آموختهشده به بهبود مستمر سازمان کمک میکند.
💭 نتیجهگیری
مدیریت مشکلات مهارتی است که مدیران باید در خود تقویت کنند. با پذیرش چالشها، تفکر تحلیلی، همکاری تیمی و تمرکز بر راهحلها، میتوان از مشکلات عبور کرد و سازمان را به سمت موفقیت هدایت کرد.
مدیران صنعتی ایران زمین
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ ۱۲ شایستگی جهانی و ضروری که در سال ۲۰۲۵ باید داشته باشیم
۱. تفکر تطبیقی (Adaptive Thinking)
ایران به دلیل شرایط اقتصادی، تغییرات قوانین و مقررات، و نوسانات بازار، محیطی پویاتر و چالشبرانگیز دارد. توانایی سازگاری با این شرایط برای موفقیت در بسیاری از صنایع حیاتی است.
۲. هوش هیجانی (Emotional Intelligence)
تعاملات انسانی در فرهنگ کاری ایران بسیار برجسته است. توانایی مدیریت احساسات و ارتباط مؤثر با همکاران، مشتریان و مدیران میتواند بهرهوری و موفقیت شغلی را افزایش دهد.
۳. همدلی (Empathy)
ایران فرهنگی غنی و متنوع دارد. توانایی درک و همدلی با دیدگاههای مختلف برای ایجاد ارتباطات کاری موفق و مدیریت تیمهای متنوع ضروری است.
۴. تفکر انتقادی (Critical Thinking)
در ایران، به دلیل چالشهای مختلف در محیط کار، توانایی حل مشکلات پیچیده و ارائه راهحلهای خلاقانه یکی از عوامل کلیدی پیشرفت است.
۵. ارتباط مؤثر (Effective Communication)
محیطهای کاری در ایران نیازمند برقراری ارتباطات شفاف و مؤثر برای جلوگیری از سوءتفاهمها و افزایش هماهنگی بین تیمها هستند.
۶. مدیریت زمان (Time Management)
با توجه به حجم بالای کارها و چالشهای موجود، توانایی مدیریت زمان برای دستیابی به اهداف و اولویتبندی وظایف ضروری است.
۷. گفتوگوهای شجاعانه (Courageous Conversations)
در محیطهای کاری ایران، گاهی چالشهای فرهنگی باعث میشود کارکنان در بیان مشکلات یا انتقادات دچار تردید شوند. مهارت گفتوگوهای شجاعانه میتواند در حل این مشکلات نقش مهمی ایفا کند.
۸. ضدشکنندگی (Anti-Fragility)
با توجه به نوسانات اقتصادی و اجتماعی، توانایی قویتر شدن از دل سختیها و چالشها یکی از ویژگیهای کلیدی برای موفقیت در ایران است.
۹. تحلیل دادهها (Data Analysis)
با رشد فناوری و دیجیتالی شدن بسیاری از صنایع در ایران، مهارت تحلیل دادهها برای تصمیمگیری آگاهانه و هوشمندانه ضروری شده است.
۱۰. مهارتهای همکاری (Collaboration)
در ایران، کار تیمی و همکاری میان افراد با دیدگاهها و فرهنگهای مختلف در بسیاری از سازمانها اهمیت زیادی دارد.
۱۱. یادگیری مستمر (Continuous Learning)
با پیشرفت سریع فناوری و تغییرات در صنایع مختلف، یادگیری مداوم برای حفظ رقابتپذیری در بازار کار ایران ضروری است.
۱۲. نگرش نوآورانه (Innovation Mindset)
در ایران، بهویژه در کسبوکارهای استارتاپی و حوزههای فناوری، توانایی فکر کردن فراتر از چارچوبهای مرسوم و ارائه راهحلهای نوآورانه، یک مزیت رقابتی بزرگ محسوب میشود.
🔺این مهارتها نهتنها برای محیطهای کاری جهانی بلکه برای شرایط خاص ایران نیز کاملاً مناسب هستند. در ایران، به دلیل پویایی محیط کار، وجود چالشهای متعدد و نیاز به خلاقیت و ارتباطات مؤثر، تقویت این مهارتها میتواند مسیر موفقیت حرفهای را هموارتر کند.
۱. تفکر تطبیقی (Adaptive Thinking)
ایران به دلیل شرایط اقتصادی، تغییرات قوانین و مقررات، و نوسانات بازار، محیطی پویاتر و چالشبرانگیز دارد. توانایی سازگاری با این شرایط برای موفقیت در بسیاری از صنایع حیاتی است.
۲. هوش هیجانی (Emotional Intelligence)
تعاملات انسانی در فرهنگ کاری ایران بسیار برجسته است. توانایی مدیریت احساسات و ارتباط مؤثر با همکاران، مشتریان و مدیران میتواند بهرهوری و موفقیت شغلی را افزایش دهد.
۳. همدلی (Empathy)
ایران فرهنگی غنی و متنوع دارد. توانایی درک و همدلی با دیدگاههای مختلف برای ایجاد ارتباطات کاری موفق و مدیریت تیمهای متنوع ضروری است.
۴. تفکر انتقادی (Critical Thinking)
در ایران، به دلیل چالشهای مختلف در محیط کار، توانایی حل مشکلات پیچیده و ارائه راهحلهای خلاقانه یکی از عوامل کلیدی پیشرفت است.
۵. ارتباط مؤثر (Effective Communication)
محیطهای کاری در ایران نیازمند برقراری ارتباطات شفاف و مؤثر برای جلوگیری از سوءتفاهمها و افزایش هماهنگی بین تیمها هستند.
۶. مدیریت زمان (Time Management)
با توجه به حجم بالای کارها و چالشهای موجود، توانایی مدیریت زمان برای دستیابی به اهداف و اولویتبندی وظایف ضروری است.
۷. گفتوگوهای شجاعانه (Courageous Conversations)
در محیطهای کاری ایران، گاهی چالشهای فرهنگی باعث میشود کارکنان در بیان مشکلات یا انتقادات دچار تردید شوند. مهارت گفتوگوهای شجاعانه میتواند در حل این مشکلات نقش مهمی ایفا کند.
۸. ضدشکنندگی (Anti-Fragility)
با توجه به نوسانات اقتصادی و اجتماعی، توانایی قویتر شدن از دل سختیها و چالشها یکی از ویژگیهای کلیدی برای موفقیت در ایران است.
۹. تحلیل دادهها (Data Analysis)
با رشد فناوری و دیجیتالی شدن بسیاری از صنایع در ایران، مهارت تحلیل دادهها برای تصمیمگیری آگاهانه و هوشمندانه ضروری شده است.
۱۰. مهارتهای همکاری (Collaboration)
در ایران، کار تیمی و همکاری میان افراد با دیدگاهها و فرهنگهای مختلف در بسیاری از سازمانها اهمیت زیادی دارد.
۱۱. یادگیری مستمر (Continuous Learning)
با پیشرفت سریع فناوری و تغییرات در صنایع مختلف، یادگیری مداوم برای حفظ رقابتپذیری در بازار کار ایران ضروری است.
۱۲. نگرش نوآورانه (Innovation Mindset)
در ایران، بهویژه در کسبوکارهای استارتاپی و حوزههای فناوری، توانایی فکر کردن فراتر از چارچوبهای مرسوم و ارائه راهحلهای نوآورانه، یک مزیت رقابتی بزرگ محسوب میشود.
🔺این مهارتها نهتنها برای محیطهای کاری جهانی بلکه برای شرایط خاص ایران نیز کاملاً مناسب هستند. در ایران، به دلیل پویایی محیط کار، وجود چالشهای متعدد و نیاز به خلاقیت و ارتباطات مؤثر، تقویت این مهارتها میتواند مسیر موفقیت حرفهای را هموارتر کند.
✳️ عجیبترین سوالات مصاحبه!
✅ در اینجا لیستی از عجیبترین سؤالاتی که شرکتهای مختلف در مصاحبههای شغلی از متقاضیان پرسیدهاند، ارائه شده است. این سؤالات در شرکتهای بزرگ فناوری و همچنین شرکتهای خدماتی استفاده شدهاند و هرکدام به نوبه خود به ارزیابی جنبههای خاصی از شخصیت، تفکر و تواناییهای متقاضیان کمک میکنند.
🔺سوالات خلاقیتمحور
این دسته از سوالات برای سنجش توانایی خلاقیت و تفکر خارج از چارچوب متقاضیان طراحی شدهاند:
▪️چگونه یک زرافه یا فیل را در یخچال قرار میدهید؟
▪️چگونه یک بوئینگ ۷۴۷ را پر از توپهای پینگ پنگ میکنید؟
▪️چگونه یک بازی “اردک اردک غاز” را با همه مردم جهان سازماندهی میکنید؟
▪️چگونه یک ساختمان را برای یک فرد نابینا توصیف میکنید؟
▪️اگر بتوانید یک قهرمان یا شرور باشید، چه کسی را انتخاب میکردید؟
▪️چگونه فیسبوک را به مادربزرگتان توضیح میدهید؟
▪️چگونه ۱۰۰۰۰ کوسه را به طور امن در سراسر کشور جابهجا میکنید؟
▪️اگر فقط میتوانستید ۳۰۰ ایمیل از ۲۰۰۰ ایمیل خوانده نشده را پاسخ دهید، چگونه آنها را انتخاب میکردید؟
▪️اگر قرار باشد برای بقیه عمرتان یک غذا بخورید، چه غذایی را انتخاب میکنید؟
🔺سوالات منطقی و حل مسئله
این سوالات به منظور ارزیابی توانایی حل مسئله و تفکر منطقی متقاضیان پرسیده میشوند.
▪️چند توپ گلف در یک اتوبوس مدرسه جا میشود؟
▪️چگونه میتوانید مقدار دقیقی از یک مایع را با استفاده از دو ظرف با اندازههای مختلف اندازهگیری کنید؟
▪️چند خودرو در لسآنجلس وجود دارد؟
▪️چگونه یک ماشین بدون بنزین را در یک مسیر طولانی حرکت میدهید؟
▪️چگونه یک رودخانه بزرگ را از روی یک پل باریک عبور میدهید؟
▪️چگونه یک کوه بزرگ را از مکانش جابجا میکنید؟
▪️چگونه یک ماشین بدون راننده را هدایت میکنید؟
▪️چگونه یک کوه یخ را در اقیانوس جابجا میکنید؟
▪️چگونه یک ساختمان بلند را از یک بلندی پرتاب میکنید؟
▪️چگونه یک بمب را در یک اتاق قفل شده خنثی میکنید؟
🔺سوالات فلسفی و بزرگنما
این سوالات برای سنجش دیدگاههای فرد و توانایی تفکر استراتژیک او طراحی شدهاند.
▪️چگونه میتوانید جهان را نجات دهید؟
▪️چگونه میتوانید یک سیاره را از مدارش خارج کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک ستاره را منفجر کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک کهکشان را نابود کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک جهان را خلق کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک سیاهچاله را تسخیر کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک ابرنواختر را کنترل کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک کهکشان را تسخیر کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک جهان موازی را کشف کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک بعد جدید را خلق کنید؟
🔺سوالات عجیب و غریب
این دسته از سوالات برای ارزیابی واکنشهای غیرمنتظره و توانایی تطبیق فرد طراحی شدهاند.
▪️اگر یک پنگوئن با یک کلاه مکزیکی وارد اتاق شود، چه میگوید و چرا اینجاست؟
▪️اگر به پاگنده (Bigfoot) برخورد کنید، چه کار میکنید؟
▪️اگر قرار باشد یک آهنگ برای تم زندگیتان انتخاب کنید، چه آهنگی را انتخاب میکنید؟
▪️اگر به شما ۱ میلیارد دلار بدهند، با آن چه کار میکنید؟
▪️اگر بتوانید یک حیوان خانگی از هر گونهای انتخاب کنید، چه حیوانی را انتخاب میکنید؟
▪️اگر یک درخت بتواند صحبت کند، از او چه سوالی میپرسید؟
▪️اگر یک روز به عنوان پادشاه دنیا منصوب شوید، اولین قانونی که وضع میکنید چیست؟
▪️اگر قرار باشد تنها یک رنگ در دنیا وجود داشته باشد، کدام رنگ را انتخاب میکنید؟
▪️اگر بتوانید با هر زبانی صحبت کنید، کدام زبان را انتخاب میکنید و چرا؟
▪️اگر بتوانید در هر زمانی از تاریخ زندگی کنید، کدام دوره را انتخاب میکنید؟
✅ در اینجا لیستی از عجیبترین سؤالاتی که شرکتهای مختلف در مصاحبههای شغلی از متقاضیان پرسیدهاند، ارائه شده است. این سؤالات در شرکتهای بزرگ فناوری و همچنین شرکتهای خدماتی استفاده شدهاند و هرکدام به نوبه خود به ارزیابی جنبههای خاصی از شخصیت، تفکر و تواناییهای متقاضیان کمک میکنند.
🔺سوالات خلاقیتمحور
این دسته از سوالات برای سنجش توانایی خلاقیت و تفکر خارج از چارچوب متقاضیان طراحی شدهاند:
▪️چگونه یک زرافه یا فیل را در یخچال قرار میدهید؟
▪️چگونه یک بوئینگ ۷۴۷ را پر از توپهای پینگ پنگ میکنید؟
▪️چگونه یک بازی “اردک اردک غاز” را با همه مردم جهان سازماندهی میکنید؟
▪️چگونه یک ساختمان را برای یک فرد نابینا توصیف میکنید؟
▪️اگر بتوانید یک قهرمان یا شرور باشید، چه کسی را انتخاب میکردید؟
▪️چگونه فیسبوک را به مادربزرگتان توضیح میدهید؟
▪️چگونه ۱۰۰۰۰ کوسه را به طور امن در سراسر کشور جابهجا میکنید؟
▪️اگر فقط میتوانستید ۳۰۰ ایمیل از ۲۰۰۰ ایمیل خوانده نشده را پاسخ دهید، چگونه آنها را انتخاب میکردید؟
▪️اگر قرار باشد برای بقیه عمرتان یک غذا بخورید، چه غذایی را انتخاب میکنید؟
🔺سوالات منطقی و حل مسئله
این سوالات به منظور ارزیابی توانایی حل مسئله و تفکر منطقی متقاضیان پرسیده میشوند.
▪️چند توپ گلف در یک اتوبوس مدرسه جا میشود؟
▪️چگونه میتوانید مقدار دقیقی از یک مایع را با استفاده از دو ظرف با اندازههای مختلف اندازهگیری کنید؟
▪️چند خودرو در لسآنجلس وجود دارد؟
▪️چگونه یک ماشین بدون بنزین را در یک مسیر طولانی حرکت میدهید؟
▪️چگونه یک رودخانه بزرگ را از روی یک پل باریک عبور میدهید؟
▪️چگونه یک کوه بزرگ را از مکانش جابجا میکنید؟
▪️چگونه یک ماشین بدون راننده را هدایت میکنید؟
▪️چگونه یک کوه یخ را در اقیانوس جابجا میکنید؟
▪️چگونه یک ساختمان بلند را از یک بلندی پرتاب میکنید؟
▪️چگونه یک بمب را در یک اتاق قفل شده خنثی میکنید؟
🔺سوالات فلسفی و بزرگنما
این سوالات برای سنجش دیدگاههای فرد و توانایی تفکر استراتژیک او طراحی شدهاند.
▪️چگونه میتوانید جهان را نجات دهید؟
▪️چگونه میتوانید یک سیاره را از مدارش خارج کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک ستاره را منفجر کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک کهکشان را نابود کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک جهان را خلق کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک سیاهچاله را تسخیر کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک ابرنواختر را کنترل کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک کهکشان را تسخیر کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک جهان موازی را کشف کنید؟
▪️چگونه میتوانید یک بعد جدید را خلق کنید؟
🔺سوالات عجیب و غریب
این دسته از سوالات برای ارزیابی واکنشهای غیرمنتظره و توانایی تطبیق فرد طراحی شدهاند.
▪️اگر یک پنگوئن با یک کلاه مکزیکی وارد اتاق شود، چه میگوید و چرا اینجاست؟
▪️اگر به پاگنده (Bigfoot) برخورد کنید، چه کار میکنید؟
▪️اگر قرار باشد یک آهنگ برای تم زندگیتان انتخاب کنید، چه آهنگی را انتخاب میکنید؟
▪️اگر به شما ۱ میلیارد دلار بدهند، با آن چه کار میکنید؟
▪️اگر بتوانید یک حیوان خانگی از هر گونهای انتخاب کنید، چه حیوانی را انتخاب میکنید؟
▪️اگر یک درخت بتواند صحبت کند، از او چه سوالی میپرسید؟
▪️اگر یک روز به عنوان پادشاه دنیا منصوب شوید، اولین قانونی که وضع میکنید چیست؟
▪️اگر قرار باشد تنها یک رنگ در دنیا وجود داشته باشد، کدام رنگ را انتخاب میکنید؟
▪️اگر بتوانید با هر زبانی صحبت کنید، کدام زبان را انتخاب میکنید و چرا؟
▪️اگر بتوانید در هر زمانی از تاریخ زندگی کنید، کدام دوره را انتخاب میکنید؟
❤2
💟
ذهن، گستردهتر از آسمان است
چرا که اگر آن دو را کنار هم بگذاری،
ذهن میتواند آسمان را در خود جای دهد،
و حتی تو را نیز همراه خود ببرد.
ذهن، عمیقتر از دریاست
چرا که اگر آنها را در کنار هم بسنجی،
ذهن میتواند دریا را در خود فرو ببرد،
همانگونه که اسفنج، آب را جذب میکند.
امیلی دیکنسون
✴️ روایتی شاعرانه از بینهایت ذهن
حسین ساسانی
امیلی دیکنسون در این شعر، از مرزهای آسمان فراتر میرود، دریا را در ژرفای واژههایش فرو میبرد، و با طمأنینهای رازآلود، ذهن را هموزن کائیات میبیند. این کلمات، تنها جملههایی شاعرانه نیستند، بلکه تأملی است بر بیکرانگی اندیشه، بر قدرتی که در خاموشی ذهن، طنین جهان را در خود میپیچد. او از جایگاهی سخن میگوید که در آن، فاصلهی میان امر محسوس و نامحسوس از میان برمیخیزد، جایی که در آن، تفکر، نه صرفاً ابزاری برای فهم جهان، بلکه خودِ جهان است؛ آینهای که نهتنها بازتاب هستی را در خود دارد، بلکه حقیقت را از نو میآفریند.
او ذهن را گستردهتر از آسمان میخواند، نه از آن رو که وسعتی بینهایت دارد، بلکه به این دلیل که آسمان را در خود جای میدهد. ذهن، آسمان را نه در هیات مرزهایش، بلکه در امکان گشودگیاش در بر میگیرد. گسترهی ذهن، مقید به افق نیست، بلکه افق را در خود پنهان کرده است. آنچه به نظر بیرون از ماست، در حقیقت، درون ما جای گرفته است. هر آنچه که دیده میشود، تنها انعکاس ادراک ماست.
ذهن، عمیقتر از دریاست، چرا که تنها دریا نیست که گسترهای از بینهایت را در خود نهفته دارد، بلکه اندیشه است که میتواند تمامی این ژرفا را به لحظهای در خود فرو ببلعد. همانگونه که اسفنج آب را در بر میگیرد، ذهن نیز نه تنها تجربه را جذب میکند، بلکه آن را از نو میسازد. دریا میتواند هر چیز را در خود غرق کند، اما ذهن، دریا را نیز درون خود حل میکند. آبی که در چشم ما گسترده است، در حقیقت، تلاطم فکر ماست.
این شعر، در نگاه نخست، تنها بازی ظریفی با قیاسهای شاعرانه است، اما در لایههای عمیقتر خود، چیزی بسیار اساسیتر را آشکار میکند. این که جهان، تنها تا جایی وجود دارد که ذهن بتواند آن را دریابد. این که ما نه ساکنان این جهان، بلکه خالقان معنا در آنیم. اگر ذهن میتواند آسمان را در خود جای دهد، پس آسمان چیزی جز آن نیست که ذهن میبیند. اگر ذهن میتواند دریا را در خود فرو برد، پس دریا چیزی جز انعکاس ژرفای اندیشه نیست.
دیکنسون ما را به سفری درونی میبرد، به مسیری که در آن، هستی نه به واسطهی بیرون، بلکه از خلال درون شکل میگیرد. او ما را دعوت میکند که جهان را نه همچون نظارهگری منفعل، بلکه همچون ذهنی خلاق و آفرینشگر ببینیم. ذهن، تنها ظرفی برای دریافت نیست، بلکه کارگاهی است که در آن، واقعیت تراش میخورد. و در این میان، سکوت، بزرگترین رازی است که ذهن در خود پنهان کرده است؛ سکوتی که از آن، آسمان زاده میشود، دریا جاری میگردد، و حقیقت، در سنگینی بیپایانِ خویش، با ذهن هموزن میشود.
ذهن، گستردهتر از آسمان است
چرا که اگر آن دو را کنار هم بگذاری،
ذهن میتواند آسمان را در خود جای دهد،
و حتی تو را نیز همراه خود ببرد.
ذهن، عمیقتر از دریاست
چرا که اگر آنها را در کنار هم بسنجی،
ذهن میتواند دریا را در خود فرو ببرد،
همانگونه که اسفنج، آب را جذب میکند.
امیلی دیکنسون
✴️ روایتی شاعرانه از بینهایت ذهن
حسین ساسانی
امیلی دیکنسون در این شعر، از مرزهای آسمان فراتر میرود، دریا را در ژرفای واژههایش فرو میبرد، و با طمأنینهای رازآلود، ذهن را هموزن کائیات میبیند. این کلمات، تنها جملههایی شاعرانه نیستند، بلکه تأملی است بر بیکرانگی اندیشه، بر قدرتی که در خاموشی ذهن، طنین جهان را در خود میپیچد. او از جایگاهی سخن میگوید که در آن، فاصلهی میان امر محسوس و نامحسوس از میان برمیخیزد، جایی که در آن، تفکر، نه صرفاً ابزاری برای فهم جهان، بلکه خودِ جهان است؛ آینهای که نهتنها بازتاب هستی را در خود دارد، بلکه حقیقت را از نو میآفریند.
او ذهن را گستردهتر از آسمان میخواند، نه از آن رو که وسعتی بینهایت دارد، بلکه به این دلیل که آسمان را در خود جای میدهد. ذهن، آسمان را نه در هیات مرزهایش، بلکه در امکان گشودگیاش در بر میگیرد. گسترهی ذهن، مقید به افق نیست، بلکه افق را در خود پنهان کرده است. آنچه به نظر بیرون از ماست، در حقیقت، درون ما جای گرفته است. هر آنچه که دیده میشود، تنها انعکاس ادراک ماست.
ذهن، عمیقتر از دریاست، چرا که تنها دریا نیست که گسترهای از بینهایت را در خود نهفته دارد، بلکه اندیشه است که میتواند تمامی این ژرفا را به لحظهای در خود فرو ببلعد. همانگونه که اسفنج آب را در بر میگیرد، ذهن نیز نه تنها تجربه را جذب میکند، بلکه آن را از نو میسازد. دریا میتواند هر چیز را در خود غرق کند، اما ذهن، دریا را نیز درون خود حل میکند. آبی که در چشم ما گسترده است، در حقیقت، تلاطم فکر ماست.
این شعر، در نگاه نخست، تنها بازی ظریفی با قیاسهای شاعرانه است، اما در لایههای عمیقتر خود، چیزی بسیار اساسیتر را آشکار میکند. این که جهان، تنها تا جایی وجود دارد که ذهن بتواند آن را دریابد. این که ما نه ساکنان این جهان، بلکه خالقان معنا در آنیم. اگر ذهن میتواند آسمان را در خود جای دهد، پس آسمان چیزی جز آن نیست که ذهن میبیند. اگر ذهن میتواند دریا را در خود فرو برد، پس دریا چیزی جز انعکاس ژرفای اندیشه نیست.
دیکنسون ما را به سفری درونی میبرد، به مسیری که در آن، هستی نه به واسطهی بیرون، بلکه از خلال درون شکل میگیرد. او ما را دعوت میکند که جهان را نه همچون نظارهگری منفعل، بلکه همچون ذهنی خلاق و آفرینشگر ببینیم. ذهن، تنها ظرفی برای دریافت نیست، بلکه کارگاهی است که در آن، واقعیت تراش میخورد. و در این میان، سکوت، بزرگترین رازی است که ذهن در خود پنهان کرده است؛ سکوتی که از آن، آسمان زاده میشود، دریا جاری میگردد، و حقیقت، در سنگینی بیپایانِ خویش، با ذهن هموزن میشود.
✳️ چرا سواری رایگان را دوست داریم؟
اولسون و منطق اقدام جمعی
✅ این مقاله ادای احترامی است به یکی از مهمترین اندیشمندان اقتصاد، مانسر اولسون که نزدیک به ۶۰سال از تئوری مهم او یعنی «منطق اقدام جمعی» میگذرد.
🔸این تئوری در سال۱۹۶۵ بهدلیل استفاده از استدلال اقتصادی درباره معضل کنش جمعی فراگیر بود.
🔸اولسون اعتقاد دارد در گروههای بزرگ بهدلیل اینکه سهم هر شخص از کل منافعی که قرار است گروه برای کسب آن اقدام جمعی انجام دهد، ناچیز است و هماهنگی و نظارت پر هزینه بوده و معمولا منافع بهصورت برابر توزیع میشود هر شخص انگیزه زیادی برای سواری مجانی و عدم مشارکت در اقدام جمعی دارد.
🔸در گروههای بزرگ چون شخص اعتقاد دارد مشارکت یا عدم مشارکت او تاثیری در اقدام جمعی ندارد از این کار سرباز میزند و گاهی اوقات همه اینطور فکر میکنند! و کالای جمعی فراهم نمیشود.
🔸گروههای کوچک و توزیع نابرابر منافع از علل مهم حل مشکل اقدام جمعی هستند؛ زیرا مصائب گروههای بزرگ را ندارند...
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4060681
كانال برنامه ريزي توسعه
اولسون و منطق اقدام جمعی
✅ این مقاله ادای احترامی است به یکی از مهمترین اندیشمندان اقتصاد، مانسر اولسون که نزدیک به ۶۰سال از تئوری مهم او یعنی «منطق اقدام جمعی» میگذرد.
🔸این تئوری در سال۱۹۶۵ بهدلیل استفاده از استدلال اقتصادی درباره معضل کنش جمعی فراگیر بود.
🔸اولسون اعتقاد دارد در گروههای بزرگ بهدلیل اینکه سهم هر شخص از کل منافعی که قرار است گروه برای کسب آن اقدام جمعی انجام دهد، ناچیز است و هماهنگی و نظارت پر هزینه بوده و معمولا منافع بهصورت برابر توزیع میشود هر شخص انگیزه زیادی برای سواری مجانی و عدم مشارکت در اقدام جمعی دارد.
🔸در گروههای بزرگ چون شخص اعتقاد دارد مشارکت یا عدم مشارکت او تاثیری در اقدام جمعی ندارد از این کار سرباز میزند و گاهی اوقات همه اینطور فکر میکنند! و کالای جمعی فراهم نمیشود.
🔸گروههای کوچک و توزیع نابرابر منافع از علل مهم حل مشکل اقدام جمعی هستند؛ زیرا مصائب گروههای بزرگ را ندارند...
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4060681
كانال برنامه ريزي توسعه
روزنامه دنیای اقتصاد
اولسون و منطق اقدام جمعی
این مقاله ادای احترامی است به یکی از مهمترین اندیشمندان اقتصاد، مانسر اولسون که نزدیک به 60سال از تئوری مهم او یعنی «منطق اقدام جمعی» میگذرد. این تئوری در سال1965 بهدلیل استفاده از استدلال اقتصادی درباره معضل کنش جمعی فراگیر بود. اولسون اعتقاد دارد در…
🎯 پیشرفت میخواهید؟ کسبوکارهای کوچک را کنار بگذارید
*رشد اقتصادی ذاتاً با رشد بنگاهها پیوند خورده است*
✍🏻 ترجمۀ نسیم حسینی
کارتیک تادپالی (Karthik Tadepalli) دانشجوی دکتری اقتصاد در دانشگاه برکلی کالیفرنیای شمالی است. تحقیقات او بر فناوری و توسعه در کشورهای درحالتوسعه متمرکز است.
اقتصاد توسعه سؤال سادهای میپرسد:
کشورهای فقیر چطور ثروتمند میشوند؟ این پرسش محرک نیرومندی بود، اما عامتر از آن بود که دستورالعملهای موثقی از آن حاصل شود. در عوض، به دو چیز منجر شد، یکی تناظرهای سؤالبرانگیز میان کشورها که بهاشتباه رابطۀ علت و معلولی تلقی میشدند و دیگری گزارههایی کلی دربارۀ علتهای رشد که ممکن است درست باشند، اما به توصیههای دقیقی در باب خطمشی این کار تبدیل نشدند.
آیا راهحلی وجود دارد که محدودیت مداخلههای کوچکمقیاس را نداشته باشد و در عین حال کلیگویی دربارۀ رشد اقتصادی هم نباشد؟
بسیاری «اقتصاد توسعه» را با کارآزماییِ تصادفی کنترلشده مترادف میدانند:
اینکه بهطور تصادفی عدهای را در معرض مداخلاتی مانند کمک مالی یا اهدای پشهبند ضدمالاریا قرار دهیم، تا تأثیرشان را بر بهبود وضعیت آن عده بررسی کنیم.
کارآزماییهای تصادفی کنترلشده در اقتصاد توسعه و خطمشی کمکهای بینالمللی تحول اساسی ایجاد کردهاند. پیشگامان کارآزمایی تصادفی کنترلشده، یعنی اِستر دافلو، آبیجیت بنرجی و مایکل کرمر، در سال ۲۰۱۹ نوبل اقتصاد گرفتند و دین کارلان، اقتصاددان ارشد آژانس توسعه بینالمللی آمریکا، از طرفداران برجستۀ کارآزمایی تصادفی کنترلشده است.
کارآزماییهای تصادفی کنترلشده به این دلیل کارسازند که برای مقابله با عدم قطعیت و پیشفرضها ابزار قدرتمندی هستند.
مثلاً کارشناسان توسعۀ بینالملل مدتها عقیده داشتند که اهدای کتابهای درسی به مدارس محروم به افزایش یادگیری دانشآموزان کمک میکند:
*اما نتیجۀ کارآزمایی تصادفی کنترلشدهای که در کنیا انجام شد نشان داد:*
https://scholar.harvard.edu/files/kremer/files/textbooks_and_test_scores_aej_jan_2010_sunday.pdf
که دریافت کتاب درسی برای بیشتر دانشآموزان سودی ندارد، چراکه اساساً از قبل هم چیز چندانی در مدرسه نیاموختهاند.
کارآزماییهای تصادفی کنترلشده کمک میکنند شیوههای مؤثر را شناسایی کنیم. بااینحال، تقریباً هر کسی که در فکر توسعه است، در برههای، با بحران اعتقادی روبهرو بوده است.
ادامۀ مطلب ؛
http://B2n.ir/k41826
كانال قواعدبازی
*رشد اقتصادی ذاتاً با رشد بنگاهها پیوند خورده است*
✍🏻 ترجمۀ نسیم حسینی
کارتیک تادپالی (Karthik Tadepalli) دانشجوی دکتری اقتصاد در دانشگاه برکلی کالیفرنیای شمالی است. تحقیقات او بر فناوری و توسعه در کشورهای درحالتوسعه متمرکز است.
اقتصاد توسعه سؤال سادهای میپرسد:
کشورهای فقیر چطور ثروتمند میشوند؟ این پرسش محرک نیرومندی بود، اما عامتر از آن بود که دستورالعملهای موثقی از آن حاصل شود. در عوض، به دو چیز منجر شد، یکی تناظرهای سؤالبرانگیز میان کشورها که بهاشتباه رابطۀ علت و معلولی تلقی میشدند و دیگری گزارههایی کلی دربارۀ علتهای رشد که ممکن است درست باشند، اما به توصیههای دقیقی در باب خطمشی این کار تبدیل نشدند.
آیا راهحلی وجود دارد که محدودیت مداخلههای کوچکمقیاس را نداشته باشد و در عین حال کلیگویی دربارۀ رشد اقتصادی هم نباشد؟
بسیاری «اقتصاد توسعه» را با کارآزماییِ تصادفی کنترلشده مترادف میدانند:
اینکه بهطور تصادفی عدهای را در معرض مداخلاتی مانند کمک مالی یا اهدای پشهبند ضدمالاریا قرار دهیم، تا تأثیرشان را بر بهبود وضعیت آن عده بررسی کنیم.
کارآزماییهای تصادفی کنترلشده در اقتصاد توسعه و خطمشی کمکهای بینالمللی تحول اساسی ایجاد کردهاند. پیشگامان کارآزمایی تصادفی کنترلشده، یعنی اِستر دافلو، آبیجیت بنرجی و مایکل کرمر، در سال ۲۰۱۹ نوبل اقتصاد گرفتند و دین کارلان، اقتصاددان ارشد آژانس توسعه بینالمللی آمریکا، از طرفداران برجستۀ کارآزمایی تصادفی کنترلشده است.
کارآزماییهای تصادفی کنترلشده به این دلیل کارسازند که برای مقابله با عدم قطعیت و پیشفرضها ابزار قدرتمندی هستند.
مثلاً کارشناسان توسعۀ بینالملل مدتها عقیده داشتند که اهدای کتابهای درسی به مدارس محروم به افزایش یادگیری دانشآموزان کمک میکند:
*اما نتیجۀ کارآزمایی تصادفی کنترلشدهای که در کنیا انجام شد نشان داد:*
https://scholar.harvard.edu/files/kremer/files/textbooks_and_test_scores_aej_jan_2010_sunday.pdf
که دریافت کتاب درسی برای بیشتر دانشآموزان سودی ندارد، چراکه اساساً از قبل هم چیز چندانی در مدرسه نیاموختهاند.
کارآزماییهای تصادفی کنترلشده کمک میکنند شیوههای مؤثر را شناسایی کنیم. بااینحال، تقریباً هر کسی که در فکر توسعه است، در برههای، با بحران اعتقادی روبهرو بوده است.
ادامۀ مطلب ؛
http://B2n.ir/k41826
كانال قواعدبازی
✳️ “برای رسیدن به اهداف، داشتن یک برنامهریزی دقیق از هر چیزی مهمتر است. بدون نقشه، هر قدمی که برداریم میتواند ما را از مسیر اصلی دور کند. برنامهریزی نه تنها راه را هموار میکند، بلکه انگیزه و تمرکز را هم برایمان به ارمغان میآورد.
✳️ تا حالا به این فکر کردین که شاید خودمون مانع پیشرفت شغلیمون شده باشیم؟
🔹گاهی عادتها و تصمیمهای ما، سرعت رشد شغلیمون رو کم میکنه یا حتی مسیرمون رو منحرف میکنه. توی این پست، درباره ۵ اشتباه رایج توی مسیر شغلی صحبت کردیم که ممکنه ناخواسته مرتکب بشیم. شناخت این اشتباهات کمک میکنه آگاهانهتر عمل کنیم و جلوشون رو بگیریم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
❓شما چه تجربههای دیگهای دارید؟
🔹گاهی عادتها و تصمیمهای ما، سرعت رشد شغلیمون رو کم میکنه یا حتی مسیرمون رو منحرف میکنه. توی این پست، درباره ۵ اشتباه رایج توی مسیر شغلی صحبت کردیم که ممکنه ناخواسته مرتکب بشیم. شناخت این اشتباهات کمک میکنه آگاهانهتر عمل کنیم و جلوشون رو بگیریم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
❓شما چه تجربههای دیگهای دارید؟