*توافق یا جنگ؛ هزینههای ویرانگر*
محمود جامساز*اقتصاددان
توافق با پیشنهاد ترامپ به معنای پذیرش همه شروط اعلامشده او یعنی به مفهوم کنار گذاردن ایدئولوژی جمهوری اسلامی است که بر آن مبنا شکل گرفته و تعریف شده است.
پا پس کشیدن از اصول ایدئولوژیک نیز به معنای بازنگری در هویت نظام است که کل نظام را به چالش میکشد.
عدم توافق نیز قطعا با توجه به تهدید چندباره ترامپ، کشور را وارد جنگی خواهد کرد که به انهدام زیرساختها و در استمرار آن، تخریب شهرها و تشدید ناترازیها در همه حوزهها اعم از اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی، انرژی و… منتهی شده و در نهایت به مانند همه جنگها به توافقی منجر میشود که طرف قوی به طرف ضعیف و بازنده تحمیل میکند که نتیجه آن ناتوانی بیشتر جمهوری اسلامی در رفع بحرانهایی است که طی جنگ نیز گستردهتر شده و سامانبخشی اقتصاد و مواجهه با بحرانهای اجتماعی و کاهش مشروعیت و تضعیف هرچه بیشتر پایگاههای مردمی نظام خواهد بود.
*استمرار یا توقف این شیوه حکمرانی به عوامل زیر بستگی دارد:*
– آستانه صبر و تحمل جامعه در برابر بحرانهای فزاینده.
– ریزش گروههای درون نظام اعم از سیاسی و نظامی زیرا بدنه نظام نیز همانند سایر آحاد جامعه در معرض تهدید تحریمها و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی قرار دارد.
*– فشارهای بینالمللی*
بنابراین با توجه به مراتب پیشگفته در رویارویی جمهوری اسلامی با پیشنهاد ترامپ «توافق یا جنگ» چند عامل کلیدی را باید در نظر گرفت:...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=527230
قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
محمود جامساز*اقتصاددان
توافق با پیشنهاد ترامپ به معنای پذیرش همه شروط اعلامشده او یعنی به مفهوم کنار گذاردن ایدئولوژی جمهوری اسلامی است که بر آن مبنا شکل گرفته و تعریف شده است.
پا پس کشیدن از اصول ایدئولوژیک نیز به معنای بازنگری در هویت نظام است که کل نظام را به چالش میکشد.
عدم توافق نیز قطعا با توجه به تهدید چندباره ترامپ، کشور را وارد جنگی خواهد کرد که به انهدام زیرساختها و در استمرار آن، تخریب شهرها و تشدید ناترازیها در همه حوزهها اعم از اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی، انرژی و… منتهی شده و در نهایت به مانند همه جنگها به توافقی منجر میشود که طرف قوی به طرف ضعیف و بازنده تحمیل میکند که نتیجه آن ناتوانی بیشتر جمهوری اسلامی در رفع بحرانهایی است که طی جنگ نیز گستردهتر شده و سامانبخشی اقتصاد و مواجهه با بحرانهای اجتماعی و کاهش مشروعیت و تضعیف هرچه بیشتر پایگاههای مردمی نظام خواهد بود.
*استمرار یا توقف این شیوه حکمرانی به عوامل زیر بستگی دارد:*
– آستانه صبر و تحمل جامعه در برابر بحرانهای فزاینده.
– ریزش گروههای درون نظام اعم از سیاسی و نظامی زیرا بدنه نظام نیز همانند سایر آحاد جامعه در معرض تهدید تحریمها و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی قرار دارد.
*– فشارهای بینالمللی*
بنابراین با توجه به مراتب پیشگفته در رویارویی جمهوری اسلامی با پیشنهاد ترامپ «توافق یا جنگ» چند عامل کلیدی را باید در نظر گرفت:...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=527230
قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ ارتقای نادرست؛ مسیر سقوط سازمانها
✅ در دنیای مدیریت، دو نظریه مهم درباره چگونگی ارتقای کارکنان در سازمانها مطرح شدهاند که نقش کلیدی در موفقیت یا شکست سازمان ایفا میکنند.
🔹لارنس پیتر در سال ۱۹۶۹ نظریهای را ارائه کرد که نشان میدهد افراد در محیط کاری تا زمانی که در انجام وظایف خود موفق هستند، به مرور به سطوح بالاتر ارتقا مییابند. اما این روند تا زمانی ادامه دارد که فرد به جایگاهی برسد که توانایی لازم برای انجام مسئولیتهای جدید را ندارد. در این مرحله، او دیگر کارآمد نخواهد بود و ارتقای بیشتر به جای پیشرفت، به مانعی برای رشد او و سازمان تبدیل میشود.
🔹در بسیاری از موارد، مدیران تصور میکنند که یک فرد به دلیل موفقیت در یک حوزه، در سایر موقعیتها نیز عملکرد مشابهی خواهد داشت. اما واقعیت این است که مهارتهای مورد نیاز برای یک نقش، لزوماً در موقعیتهای بالاتر کاربرد ندارند. یک پزشک ماهر، الزاماً مدیر خوبی برای یک بیمارستان نخواهد بود. همانطور که یک خلبان حرفهای، ممکن است مدیریت یک شرکت هواپیمایی را به درستی انجام ندهد. سازمانهایی که بدون در نظر گرفتن تطابق مهارتها با مسئولیتهای جدید، صرفاً بر اساس عملکرد گذشته کارکنان را ارتقا میدهند، در نهایت با چالشهای جدی در مدیریت و کارایی مواجه خواهند شد.
🔹برخلاف اصل پیتر که بر ناتوانی افراد در موقعیتهای جدید تأکید دارد، اصل دیلبرت که در سال ۱۹۹۰ توسط اسکات آدامز مطرح شد، بیان میکند که بسیاری از سازمانها، افراد کممهارت و ناکارآمد را به سمتهای مدیریتی ارتقا میدهند. دلیل این کار آن است که این افراد در موقعیتهای اجرایی، ممکن است مشکلات و موانعی ایجاد کنند، اما در جایگاههای مدیریتی که تصمیمات کلان اتخاذ میشود، آسیب کمتری به عملکرد روزمره سازمان وارد خواهند کرد.
🔹به زبان ساده، سازمانها بهجای اینکه افراد شایسته را به موقعیتهای مدیریتی بفرستند، افراد ضعیف را از کارهای اجرایی دور نگه داشته و آنها را به پستهای مدیریتی منصوب میکنند. این رویکرد اگرچه در نگاه اول ممکن است به حفظ کارایی سازمان کمک کند، اما در بلندمدت باعث کاهش انگیزه کارکنان توانمند و رشد فرهنگ ناکارآمدی در سازمان میشود. به مرور، مدیران بیکفایت، معاونانی ناکارآمد انتخاب میکنند، آنها نیز رؤسای ضعیفی منصوب میکنند و این چرخه معیوب ادامه مییابد. در نهایت، افراد توانمند سازمان را ترک میکنند، بهرهوری کاهش مییابد و فضای سازمانی مملو از بیاعتمادی و رکود میشود.
◀️ چگونه از دام این اصول در مدیریت سازمان خود فرار کنیم؟
مدیران باید آگاه باشند که برای ارتقای کارکنان، صرفاً عملکرد گذشته یا حفظ تعادل در سازمان کافی نیست. راهکارهای کلیدی برای جلوگیری از افتادن در دام اصل پیتر و اصل دیلبرت عبارتاند از:
◽️تعیین معیارهای مشخص و علمی برای ارتقای شغلی بر اساس مهارتهای مدیریتی واقعی.
◽️جلوگیری از انتصابهای بر اساس سیاستهای غیرعلمی و شخصی.
◽️آموزشهای مستمر برای افزایش توانمندیهای مدیریتی کارکنان مستعد.
◽️شناسایی و توسعه استعدادهای داخلی برای پرورش مدیران شایسته آینده.
◽️ایجاد نظام ارزیابی عملکرد که بتواند نشان دهد فرد برای ارتقا آماده است یا خیر.
🔹اگر سازمان شما گرفتار ارتقاهای بیملاحظه شود، نهتنها از پتانسیلهای واقعی استفاده نخواهد کرد، بلکه بهمرور زمان به مجموعهای ناکارآمد تبدیل میشود که استعدادهای برتر در آن رشد نمیکنند و انگیزهها از بین میروند. پس، قبل از هر تصمیم مدیریتی، این سؤال را از خود بپرسید: آیا این ارتقا بر پایه شایستگی است، یا نتیجه یک انتخاب نادرست که آینده سازمان را به خطر میاندازد؟
كانال قواعدبازی
✅ در دنیای مدیریت، دو نظریه مهم درباره چگونگی ارتقای کارکنان در سازمانها مطرح شدهاند که نقش کلیدی در موفقیت یا شکست سازمان ایفا میکنند.
🔹لارنس پیتر در سال ۱۹۶۹ نظریهای را ارائه کرد که نشان میدهد افراد در محیط کاری تا زمانی که در انجام وظایف خود موفق هستند، به مرور به سطوح بالاتر ارتقا مییابند. اما این روند تا زمانی ادامه دارد که فرد به جایگاهی برسد که توانایی لازم برای انجام مسئولیتهای جدید را ندارد. در این مرحله، او دیگر کارآمد نخواهد بود و ارتقای بیشتر به جای پیشرفت، به مانعی برای رشد او و سازمان تبدیل میشود.
🔹در بسیاری از موارد، مدیران تصور میکنند که یک فرد به دلیل موفقیت در یک حوزه، در سایر موقعیتها نیز عملکرد مشابهی خواهد داشت. اما واقعیت این است که مهارتهای مورد نیاز برای یک نقش، لزوماً در موقعیتهای بالاتر کاربرد ندارند. یک پزشک ماهر، الزاماً مدیر خوبی برای یک بیمارستان نخواهد بود. همانطور که یک خلبان حرفهای، ممکن است مدیریت یک شرکت هواپیمایی را به درستی انجام ندهد. سازمانهایی که بدون در نظر گرفتن تطابق مهارتها با مسئولیتهای جدید، صرفاً بر اساس عملکرد گذشته کارکنان را ارتقا میدهند، در نهایت با چالشهای جدی در مدیریت و کارایی مواجه خواهند شد.
🔹برخلاف اصل پیتر که بر ناتوانی افراد در موقعیتهای جدید تأکید دارد، اصل دیلبرت که در سال ۱۹۹۰ توسط اسکات آدامز مطرح شد، بیان میکند که بسیاری از سازمانها، افراد کممهارت و ناکارآمد را به سمتهای مدیریتی ارتقا میدهند. دلیل این کار آن است که این افراد در موقعیتهای اجرایی، ممکن است مشکلات و موانعی ایجاد کنند، اما در جایگاههای مدیریتی که تصمیمات کلان اتخاذ میشود، آسیب کمتری به عملکرد روزمره سازمان وارد خواهند کرد.
🔹به زبان ساده، سازمانها بهجای اینکه افراد شایسته را به موقعیتهای مدیریتی بفرستند، افراد ضعیف را از کارهای اجرایی دور نگه داشته و آنها را به پستهای مدیریتی منصوب میکنند. این رویکرد اگرچه در نگاه اول ممکن است به حفظ کارایی سازمان کمک کند، اما در بلندمدت باعث کاهش انگیزه کارکنان توانمند و رشد فرهنگ ناکارآمدی در سازمان میشود. به مرور، مدیران بیکفایت، معاونانی ناکارآمد انتخاب میکنند، آنها نیز رؤسای ضعیفی منصوب میکنند و این چرخه معیوب ادامه مییابد. در نهایت، افراد توانمند سازمان را ترک میکنند، بهرهوری کاهش مییابد و فضای سازمانی مملو از بیاعتمادی و رکود میشود.
◀️ چگونه از دام این اصول در مدیریت سازمان خود فرار کنیم؟
مدیران باید آگاه باشند که برای ارتقای کارکنان، صرفاً عملکرد گذشته یا حفظ تعادل در سازمان کافی نیست. راهکارهای کلیدی برای جلوگیری از افتادن در دام اصل پیتر و اصل دیلبرت عبارتاند از:
◽️تعیین معیارهای مشخص و علمی برای ارتقای شغلی بر اساس مهارتهای مدیریتی واقعی.
◽️جلوگیری از انتصابهای بر اساس سیاستهای غیرعلمی و شخصی.
◽️آموزشهای مستمر برای افزایش توانمندیهای مدیریتی کارکنان مستعد.
◽️شناسایی و توسعه استعدادهای داخلی برای پرورش مدیران شایسته آینده.
◽️ایجاد نظام ارزیابی عملکرد که بتواند نشان دهد فرد برای ارتقا آماده است یا خیر.
🔹اگر سازمان شما گرفتار ارتقاهای بیملاحظه شود، نهتنها از پتانسیلهای واقعی استفاده نخواهد کرد، بلکه بهمرور زمان به مجموعهای ناکارآمد تبدیل میشود که استعدادهای برتر در آن رشد نمیکنند و انگیزهها از بین میروند. پس، قبل از هر تصمیم مدیریتی، این سؤال را از خود بپرسید: آیا این ارتقا بر پایه شایستگی است، یا نتیجه یک انتخاب نادرست که آینده سازمان را به خطر میاندازد؟
كانال قواعدبازی
👍2❤1
✳️ چطور آمریکا اقتصاد بینالملل را به سلاح تبدیل کرد؟
✍ پل کروگمن
✅ پل کروگمن (Paul Krugman) استاد اقتصاد در دانشگاه گرجویت سنتر نیویورک است.
او از سال ۲۰۰۰ بهصورت مستمر برای نیویورک تایمز مینویسد. کروگمن، در سال ۲۰۰۸، موفق شد جایزۀ نوبل اقتصاد را بهخاطر کارش در حوزۀ تجارت بینالملل و جغرافیای سیاسی از آن خود کند.
در قرن اخیر، هیچ کشوری به اندازۀ آمریکا جنگ برپا نکرده است، طوری که آمریکا را «کشوری همواره در حال جنگ» توصیف میکنند.
بااینحال بعد از حمله به برجهای تجارت جهانی و آغاز آنچه «جنگ علیه ترور» خوانده میشود، ماهیت این جنگها تفاوتی اساسی پیدا کرد.
آمریکا که در گلوگاه تقریباً تمام مبادلات مالی و اطلاعاتی بزرگ جهان بود، شروع به کنترل و پایش گستردۀ این دادهها با اهداف امنیتی و نظامی کرد.
حاصل اختراع سلاح کشتار جمعی جدیدی بود که بعدها علیه کشورهای مختلفی به کار بسته شد: «تحریم».
🔻متن کامل
https://tarjomaan.com/چطور-آمریکا-اقتصاد-بینالملل-را-به-سل/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ پل کروگمن
✅ پل کروگمن (Paul Krugman) استاد اقتصاد در دانشگاه گرجویت سنتر نیویورک است.
او از سال ۲۰۰۰ بهصورت مستمر برای نیویورک تایمز مینویسد. کروگمن، در سال ۲۰۰۸، موفق شد جایزۀ نوبل اقتصاد را بهخاطر کارش در حوزۀ تجارت بینالملل و جغرافیای سیاسی از آن خود کند.
در قرن اخیر، هیچ کشوری به اندازۀ آمریکا جنگ برپا نکرده است، طوری که آمریکا را «کشوری همواره در حال جنگ» توصیف میکنند.
بااینحال بعد از حمله به برجهای تجارت جهانی و آغاز آنچه «جنگ علیه ترور» خوانده میشود، ماهیت این جنگها تفاوتی اساسی پیدا کرد.
آمریکا که در گلوگاه تقریباً تمام مبادلات مالی و اطلاعاتی بزرگ جهان بود، شروع به کنترل و پایش گستردۀ این دادهها با اهداف امنیتی و نظامی کرد.
حاصل اختراع سلاح کشتار جمعی جدیدی بود که بعدها علیه کشورهای مختلفی به کار بسته شد: «تحریم».
🔻متن کامل
https://tarjomaan.com/چطور-آمریکا-اقتصاد-بینالملل-را-به-سل/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
ترجمان
چطور آمریکا اقتصاد بینالملل را به سلاح تبدیل کرد؟
پل کروگمن، فارن افرز— فرض کنید شرکتی در پرو قصد مراودۀ تجاری با شرکتی در مالزی دارد. بیتردید، برای شرکتها انجام معامله با یکدیگر سخت نیست. معمولاً ردوبدلکردن پول و بنابراین مقدار زیادی اطلاعات از یک کشور به کشور دیگر کار آسانی است. اما در اینجا مسئلهای…
✳️ گزارش ریسکهای جهانی ۲۰۲۵
| مجمع جهانی اقتصاد (WEF)
✍️ مسعود جمالی
جهان در آستانهی یک دههی بحرانی
🔹مجمع جهانی اقتصاد در بیستمین نسخه از گزارش سالانهی خود، چشمانداز نگرانکنندهای از آیندهی نزدیک و دور جهان ارائه داده است. این گزارش بر اساس نظرسنجی از بیش از ۹۰۰ کارشناس در حوزههای سیاست، اقتصاد، فناوری، محیطزیست و جامعه تدوین شده و نشاندهندهی شدت گرفتن چالشهای جهانی و کاهش چشمانداز خوشبینانه در هر سه بازهی زمانی کوتاهمدت (۲ سال)، میانمدت (۵ سال) و بلندمدت (۱۰ سال) است.
🔺مهمترین یافتهها:
۱. اطلاعات نادرست و جعل گسترده محتوا با استفاده از هوش مصنوعی
برای دومین سال پیاپی، «اطلاعات نادرست و گمراهکننده» بهعنوان پرریسکترین عامل در افق کوتاهمدت انتخاب شده است. گسترش محتوای جعلی توسط ابزارهای هوش مصنوعی مانند ویدیوهای دیپفیک، اخبار ساختگی، و دستکاری افکار عمومی، تهدیدی جدی برای امنیت سیاسی، انتخابات، اعتماد عمومی و ثبات جهانی ایجاد کرده است.
۲. بحرانهای محیطزیستی؛ از تهدید بلندمدت به واقعیت امروز
“رویدادهای شدید اقلیمی” مانند سیل، آتشسوزی، طوفان و خشکسالی، هماکنون در حال رخ دادناند و رتبهی دوم ریسکهای فعلی و رتبهی اول ریسکهای بلندمدت را به خود اختصاص دادهاند. همچنین خطراتی چون «فروپاشی اکوسیستمها»، «آلودگی»، و «کاهش منابع طبیعی» نیز بهشدت در حال افزایش هستند.
۳. درگیریهای مسلحانه و فروپاشی نظم چندجانبه
درگیریهای نظامی مانند جنگ اوکراین، بحرانهای خاورمیانه و سودان، موجب شدهاند که «درگیریهای مسلحانه بین کشورها» بهعنوان ریسک شماره یک سال ۲۰۲۵ معرفی شود. این مسئله همراه با «تقابل ژئواقتصادی» و «افزایش بودجههای نظامی» چشمانداز صلح جهانی را تهدید میکند.
۴. شکافهای اجتماعی عمیقتر شدهاند
نابرابری اقتصادی، قطبی شدن جامعه، مهاجرت اجباری، و کاهش آزادیهای مدنی، در میان ریسکهای جدی اجتماعی قرار دارند. نابرابری، در مرکز نقشهی ریسکهای جهانی بهعنوان عامل محرک بسیاری از بحرانهای دیگر قرار دارد.
۵. نوآوریهای تکنولوژیک؛ فرصت یا تهدید؟
هرچند ریسکهای فناوری در کوتاهمدت کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند، اما در افق ۱۰ ساله، «پیامدهای منفی هوش مصنوعی»، «فناوریهای زیستی»، و «کنترل ناپذیری فناوریهای مرزی» (Frontier Tech) در میان ۱۰ ریسک برتر قرار گرفتهاند.
۶. کاهش همکاری جهانی و خطر چندقطبی شدن جهان
۶۴٪ از پاسخدهندگان معتقدند که جهان طی ۱۰ سال آینده وارد نظم چندقطبی یا چندپاره خواهد شد؛ جایی که قدرتهای منطقهای، قواعد و هنجارهای خود را تعیین میکنند و احتمال شکلگیری یک اجماع جهانی برای حل بحرانها کمتر میشود.
جمعبندی:
گزارش ریسکهای جهانی ۲۰۲۵ زنگ خطری جدی برای رهبران دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی است. تنها راه عبور از این طوفان جهانی، همکاری چندجانبه، تصمیمگیری بر پایهی علم، تقویت نهادهای بینالمللی و تقویت اعتماد عمومی است.
مطالعهی کامل گزارش:
https://www.weforum.org/publications/global-risks-report-2025
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
| مجمع جهانی اقتصاد (WEF)
✍️ مسعود جمالی
جهان در آستانهی یک دههی بحرانی
🔹مجمع جهانی اقتصاد در بیستمین نسخه از گزارش سالانهی خود، چشمانداز نگرانکنندهای از آیندهی نزدیک و دور جهان ارائه داده است. این گزارش بر اساس نظرسنجی از بیش از ۹۰۰ کارشناس در حوزههای سیاست، اقتصاد، فناوری، محیطزیست و جامعه تدوین شده و نشاندهندهی شدت گرفتن چالشهای جهانی و کاهش چشمانداز خوشبینانه در هر سه بازهی زمانی کوتاهمدت (۲ سال)، میانمدت (۵ سال) و بلندمدت (۱۰ سال) است.
🔺مهمترین یافتهها:
۱. اطلاعات نادرست و جعل گسترده محتوا با استفاده از هوش مصنوعی
برای دومین سال پیاپی، «اطلاعات نادرست و گمراهکننده» بهعنوان پرریسکترین عامل در افق کوتاهمدت انتخاب شده است. گسترش محتوای جعلی توسط ابزارهای هوش مصنوعی مانند ویدیوهای دیپفیک، اخبار ساختگی، و دستکاری افکار عمومی، تهدیدی جدی برای امنیت سیاسی، انتخابات، اعتماد عمومی و ثبات جهانی ایجاد کرده است.
۲. بحرانهای محیطزیستی؛ از تهدید بلندمدت به واقعیت امروز
“رویدادهای شدید اقلیمی” مانند سیل، آتشسوزی، طوفان و خشکسالی، هماکنون در حال رخ دادناند و رتبهی دوم ریسکهای فعلی و رتبهی اول ریسکهای بلندمدت را به خود اختصاص دادهاند. همچنین خطراتی چون «فروپاشی اکوسیستمها»، «آلودگی»، و «کاهش منابع طبیعی» نیز بهشدت در حال افزایش هستند.
۳. درگیریهای مسلحانه و فروپاشی نظم چندجانبه
درگیریهای نظامی مانند جنگ اوکراین، بحرانهای خاورمیانه و سودان، موجب شدهاند که «درگیریهای مسلحانه بین کشورها» بهعنوان ریسک شماره یک سال ۲۰۲۵ معرفی شود. این مسئله همراه با «تقابل ژئواقتصادی» و «افزایش بودجههای نظامی» چشمانداز صلح جهانی را تهدید میکند.
۴. شکافهای اجتماعی عمیقتر شدهاند
نابرابری اقتصادی، قطبی شدن جامعه، مهاجرت اجباری، و کاهش آزادیهای مدنی، در میان ریسکهای جدی اجتماعی قرار دارند. نابرابری، در مرکز نقشهی ریسکهای جهانی بهعنوان عامل محرک بسیاری از بحرانهای دیگر قرار دارد.
۵. نوآوریهای تکنولوژیک؛ فرصت یا تهدید؟
هرچند ریسکهای فناوری در کوتاهمدت کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند، اما در افق ۱۰ ساله، «پیامدهای منفی هوش مصنوعی»، «فناوریهای زیستی»، و «کنترل ناپذیری فناوریهای مرزی» (Frontier Tech) در میان ۱۰ ریسک برتر قرار گرفتهاند.
۶. کاهش همکاری جهانی و خطر چندقطبی شدن جهان
۶۴٪ از پاسخدهندگان معتقدند که جهان طی ۱۰ سال آینده وارد نظم چندقطبی یا چندپاره خواهد شد؛ جایی که قدرتهای منطقهای، قواعد و هنجارهای خود را تعیین میکنند و احتمال شکلگیری یک اجماع جهانی برای حل بحرانها کمتر میشود.
جمعبندی:
گزارش ریسکهای جهانی ۲۰۲۵ زنگ خطری جدی برای رهبران دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی است. تنها راه عبور از این طوفان جهانی، همکاری چندجانبه، تصمیمگیری بر پایهی علم، تقویت نهادهای بینالمللی و تقویت اعتماد عمومی است.
مطالعهی کامل گزارش:
https://www.weforum.org/publications/global-risks-report-2025
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
World Economic Forum
Global Risks Report 2025 | World Economic Forum
The Global Risks Report 2025 analyses global risks to support decision-makers in balancing current crises and longer-term priorities.
👍2
۱۶ عبارتی که هوش هیجانی شما را نشان میدهند
اثر جاستین رایت
۱. وقتی تحت فشار هستید
🟡 "نیاز دارم کمی مکث کنم و افکارم را جمعآوری کنم."
۲. هنگام ارائه بازخورد سازنده
🟠 "از کار شما در این زمینه قدردانی میکنم. آیا مایل هستید پیشنهادی که ممکن است کمک کند را بشنوید؟"
۳. وقتی کسی اشتباهی مرتکب شده است
🟠 "این اتفاقها پیش میآید. چه درسی میتوانیم از آن بگیریم تا در آینده بهتر عمل کنیم؟"
۴. هنگام عذرخواهی
🔴 "متأسفم. درک میکنم که رفتار من چه تأثیری بر شما داشته است. چگونه میتوانم این را جبران کنم؟"
۵. هنگام ایجاد اعتماد
🟣 "میخواهم قبل از تصمیمگیری، دیدگاه شما را درک کنم."
۶. وقتی احساس فرسودگی میکنید
🟣 "نیاز دارم کمی استراحت کنم و انرژیام را بازیابم. میتوانیم بعداً، وقتی تمرکز بیشتری داشتم، در مورد این موضوع صحبت کنیم؟"
۷. هنگام مدیریت تعارض
🔵 "دیدگاه شما برای من مهم است. چگونه میتوانیم به راهحلی برسیم که برای همه مناسب باشد؟"
۸. هنگام نشان دادن همدلی
🔵 "میدانم که این شرایط چقدر سخت است. در حال حاضر چه کمکی میتواند برای شما مفیدتر باشد؟"
۹. وقتی احساس میکنید بیش از حد تحت فشار هستید
🟢 "در حال حاضر ظرفیت کاریام پر است. آیا میتوانیم درباره اولویتبندی یا منابع بیشتر صحبت کنیم؟"
۱۰. وقتی احساس اضطراب میکنید
🟢 "در مورد این ضربالاجل کمی احساس عدم اطمینان دارم. میتوانیم آن را به مراحل کوچکتر تقسیم کنیم؟"
۱۱. وقتی عصبانی هستید
🟡 "نیاز دارم کمی زمان داشته باشم تا احساساتم را پردازش کنم، سپس درباره آن صحبت کنیم."
۱۲. هنگام تشویق دیگران
🟠 "شما قبلاً هم کارهای سخت را مدیریت کردهاید. میدانم که از پس این کار هم برمیآیید. چگونه میتوانم حمایتتان کنم؟"
۱۳. هنگام درخواست بازخورد
🔴 "دوست دارم دیدگاه شما را درباره نحوه مدیریت این موقعیت بدانم. پیشنهادی برای بهبود دارید؟"
۱۴. هنگام دریافت بازخورد
🟣 "از این بازخورد قدردانی میکنم. به من کمک میکند تا روی نقاط مشخصی کار کنم."
۱۵. هنگام تعیین حد و مرز
🔵 "برای ارائه کار با کیفیت، لازم است در مورد حجم کاریام واقعبینانه باشم."
۱۶. هنگام مسئولیتپذیر کردن دیگران
🟢 "این تعهد مهم است. میخواهم درک کنم چه چیزی مانع پیشرفت شده تا بتوانیم دوباره روی مسیر درست قرار بگیریم."
🌟 این عبارات میتوانند به بهبود ارتباطات، ایجاد اعتماد و مدیریت احساسات کمک کنند.
اثر جاستین رایت
۱. وقتی تحت فشار هستید
🟡 "نیاز دارم کمی مکث کنم و افکارم را جمعآوری کنم."
۲. هنگام ارائه بازخورد سازنده
🟠 "از کار شما در این زمینه قدردانی میکنم. آیا مایل هستید پیشنهادی که ممکن است کمک کند را بشنوید؟"
۳. وقتی کسی اشتباهی مرتکب شده است
🟠 "این اتفاقها پیش میآید. چه درسی میتوانیم از آن بگیریم تا در آینده بهتر عمل کنیم؟"
۴. هنگام عذرخواهی
🔴 "متأسفم. درک میکنم که رفتار من چه تأثیری بر شما داشته است. چگونه میتوانم این را جبران کنم؟"
۵. هنگام ایجاد اعتماد
🟣 "میخواهم قبل از تصمیمگیری، دیدگاه شما را درک کنم."
۶. وقتی احساس فرسودگی میکنید
🟣 "نیاز دارم کمی استراحت کنم و انرژیام را بازیابم. میتوانیم بعداً، وقتی تمرکز بیشتری داشتم، در مورد این موضوع صحبت کنیم؟"
۷. هنگام مدیریت تعارض
🔵 "دیدگاه شما برای من مهم است. چگونه میتوانیم به راهحلی برسیم که برای همه مناسب باشد؟"
۸. هنگام نشان دادن همدلی
🔵 "میدانم که این شرایط چقدر سخت است. در حال حاضر چه کمکی میتواند برای شما مفیدتر باشد؟"
۹. وقتی احساس میکنید بیش از حد تحت فشار هستید
🟢 "در حال حاضر ظرفیت کاریام پر است. آیا میتوانیم درباره اولویتبندی یا منابع بیشتر صحبت کنیم؟"
۱۰. وقتی احساس اضطراب میکنید
🟢 "در مورد این ضربالاجل کمی احساس عدم اطمینان دارم. میتوانیم آن را به مراحل کوچکتر تقسیم کنیم؟"
۱۱. وقتی عصبانی هستید
🟡 "نیاز دارم کمی زمان داشته باشم تا احساساتم را پردازش کنم، سپس درباره آن صحبت کنیم."
۱۲. هنگام تشویق دیگران
🟠 "شما قبلاً هم کارهای سخت را مدیریت کردهاید. میدانم که از پس این کار هم برمیآیید. چگونه میتوانم حمایتتان کنم؟"
۱۳. هنگام درخواست بازخورد
🔴 "دوست دارم دیدگاه شما را درباره نحوه مدیریت این موقعیت بدانم. پیشنهادی برای بهبود دارید؟"
۱۴. هنگام دریافت بازخورد
🟣 "از این بازخورد قدردانی میکنم. به من کمک میکند تا روی نقاط مشخصی کار کنم."
۱۵. هنگام تعیین حد و مرز
🔵 "برای ارائه کار با کیفیت، لازم است در مورد حجم کاریام واقعبینانه باشم."
۱۶. هنگام مسئولیتپذیر کردن دیگران
🟢 "این تعهد مهم است. میخواهم درک کنم چه چیزی مانع پیشرفت شده تا بتوانیم دوباره روی مسیر درست قرار بگیریم."
🌟 این عبارات میتوانند به بهبود ارتباطات، ایجاد اعتماد و مدیریت احساسات کمک کنند.
👏1
من دیدم که "رهبران" تیم خود را زیر اتوبوس میاندازند.
در مقابل همکاران.
در مقابل مشتریان.
بدون هیچ تردیدی.
این موضوع باعث شد به یک چیز قدرتمند پی ببرم:
اگر از افرادت دفاع نکنی،
شایستگی رهبری را نداری.
تمام.
رهبران واقعی میدانند:
➟ موفقیت تیم تو، موفقیت خود توست.
➟ رشد و دستاوردهای آنها میراث توست.
➟ اعتماد آنهاست که تو را به یک رهبر تبدیل میکند، نه عنوانت.
دفاع از تیم به چه معناست؟
این به معنای بهانهتراشی یا پایین آوردن استانداردها نیست.
این دربارهی این است که:
✅ برای رشد آنها بجنگی.
✅ آنها را از فرسودگی محافظت کنی.
✅ آنها را از سیاستهای سمی دور نگه داری.
✅ بدون micromanaging از آنها حمایت کنی.
✅ وقتی در اتاق نیستند، صدای آنها باشی.
بهترین رهبری که داشتم این را به من یاد داد.
وقتی تیم ما اشتباه میکرد، میگفت:
"این تقصیر منه. ما درستش میکنیم."
وقتی موفق میشدیم؟
"تیم من همهی کارها را انجام داد. من فقط راه را باز کردم."
او ما را به استانداردهای بالا نگه میداشت.
وقتی لازم بود بازخوردهای سخت میداد.
اما همیشه پشتمان بود.
میدانی چه اتفاقی افتاد؟
ما همهچیز را برای آن تیم دادیم.
سریعتر از همیشه رشد کردیم.
به چیزهایی رسیدیم که هرگز فکرش را نمیکردیم.
چون میدانستیم او آنجا هست.
حمایت میکند. دفاع میکند. باور دارد.
به یاد داشته باش:
هر کسی میتواند وظایف را مدیریت کند.
رهبران واقعی افراد را توسعه میدهند.
و تو نمیتوانی چیزی را توسعه دهی که از آن دفاع نمیکنی.
پس عاقلانه انتخاب کن.
تیمت تماشا میکند.
و آنها هرگز فراموش نخواهند کرد.
در مقابل همکاران.
در مقابل مشتریان.
بدون هیچ تردیدی.
این موضوع باعث شد به یک چیز قدرتمند پی ببرم:
اگر از افرادت دفاع نکنی،
شایستگی رهبری را نداری.
تمام.
رهبران واقعی میدانند:
➟ موفقیت تیم تو، موفقیت خود توست.
➟ رشد و دستاوردهای آنها میراث توست.
➟ اعتماد آنهاست که تو را به یک رهبر تبدیل میکند، نه عنوانت.
دفاع از تیم به چه معناست؟
این به معنای بهانهتراشی یا پایین آوردن استانداردها نیست.
این دربارهی این است که:
✅ برای رشد آنها بجنگی.
✅ آنها را از فرسودگی محافظت کنی.
✅ آنها را از سیاستهای سمی دور نگه داری.
✅ بدون micromanaging از آنها حمایت کنی.
✅ وقتی در اتاق نیستند، صدای آنها باشی.
بهترین رهبری که داشتم این را به من یاد داد.
وقتی تیم ما اشتباه میکرد، میگفت:
"این تقصیر منه. ما درستش میکنیم."
وقتی موفق میشدیم؟
"تیم من همهی کارها را انجام داد. من فقط راه را باز کردم."
او ما را به استانداردهای بالا نگه میداشت.
وقتی لازم بود بازخوردهای سخت میداد.
اما همیشه پشتمان بود.
میدانی چه اتفاقی افتاد؟
ما همهچیز را برای آن تیم دادیم.
سریعتر از همیشه رشد کردیم.
به چیزهایی رسیدیم که هرگز فکرش را نمیکردیم.
چون میدانستیم او آنجا هست.
حمایت میکند. دفاع میکند. باور دارد.
به یاد داشته باش:
هر کسی میتواند وظایف را مدیریت کند.
رهبران واقعی افراد را توسعه میدهند.
و تو نمیتوانی چیزی را توسعه دهی که از آن دفاع نمیکنی.
پس عاقلانه انتخاب کن.
تیمت تماشا میکند.
و آنها هرگز فراموش نخواهند کرد.
👏4👍3
✳️ اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است؟
✅ هفت سال متوالی تورم دو رقمی بالای 30 درصد، برای اقتصاد تحریمشده و منزوی ایران کافی است تا این گزاره را پیش روی فعالان اقتصادی بگذارد که آیا اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است؟
طرح این سوال بهویژه با وقوع هرج و مرج قیمتی اسفندماه سال گذشته در بازارهای ارز و طلا و خواب عمیق بخشهای مولد اقتصاد، جدیتر شده است. در گفتوگو با مرتضی ایمانی راد، نظریهپرداز اقتصادی این سوال را مطرح و چرایی عقیمماندن نسخههای رایج برای بهبود وضعیت اقتصاد ایران را بررسی کرده ایم.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=188550
✅ هفت سال متوالی تورم دو رقمی بالای 30 درصد، برای اقتصاد تحریمشده و منزوی ایران کافی است تا این گزاره را پیش روی فعالان اقتصادی بگذارد که آیا اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است؟
طرح این سوال بهویژه با وقوع هرج و مرج قیمتی اسفندماه سال گذشته در بازارهای ارز و طلا و خواب عمیق بخشهای مولد اقتصاد، جدیتر شده است. در گفتوگو با مرتضی ایمانی راد، نظریهپرداز اقتصادی این سوال را مطرح و چرایی عقیمماندن نسخههای رایج برای بهبود وضعیت اقتصاد ایران را بررسی کرده ایم.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=188550
اقتصاددان
اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است؟ - اقتصاددان
مرکز آمار ایران نرخ تورم سالانه سال ۱۴۰۳ را ۳۲.۵ درصد اعلام کرده که نشان میدهد، اقتصاد ایران برای هفتمین سال متوالی درگیر تورم دورقمی، آن هم نه در سطح 10
👆ماتریس DRIP؛ زمانت را پس بگیر!
یکی از بزرگترین چالشهای مدیران، اولویتبندی وظایف است.
اگر نمیدانی کدام کارها را باید خودت انجام دهی و کدام را باید بسپاری، ماتریس DRIP میتواند راهگشایت باشد. این ابزار توسط دن مارتل طراحی شده و در کتاب «زمانتان را بازخرید کنید» معرفی شده است.با DRIP، همهی کارها در چهار ربع دستهبندی میشوند:
1⃣ تفویض (Delegation)
مثل کارهای اداری، پاسخگویی به ایمیلها، صورتحسابها. اینها را سریع بسپار به دیگران تا ذهنت آزاد شود.
2⃣جایگزینی (Replacement)
وظایف مهمی مثل فروش یا مدیریت تیم. با وجود سود، اگر انرژیات را میگیرند باید به مرور واگذارشان کنی، حتی اگر سخت است.
3⃣ سرمایهگذاری (Investment)
فعالیتهایی مثل یوگا، کتاب خواندن، وقت با خانواده، یا آموزش دیدن. ممکن است پولساز نباشند، اما روح و ذهن را تغذیه میکنند.
4⃣ تولید (Production)
اینجا نقطه طلایی است! کارهایی که هم پول میسازند هم انرژی میدهند. هدف این است که بیشترین زمان را در این ربع بگذرانی.
چطور تشخیص بدهی کدام کار را باید بسپاری؟
با محاسبه نرخ بازخرید (Buyback Rate):
🔸 درآمد سالانهات را تقسیم بر ۲۰۰۰ کن → درآمد ساعتی
🔸 سپس آن عدد را تقسیم بر ۴ کن → نرخ بازخرید
نتیجه: مدیران موفق زمان خود را بازخرید میکنند، نه اینکه بسوزانند.
روی کارهایی تمرکز کن که پول میسازند، انرژی میدهند و آیندهات را میسازند.
منبع: دنیای اقتصاد
یکی از بزرگترین چالشهای مدیران، اولویتبندی وظایف است.
اگر نمیدانی کدام کارها را باید خودت انجام دهی و کدام را باید بسپاری، ماتریس DRIP میتواند راهگشایت باشد. این ابزار توسط دن مارتل طراحی شده و در کتاب «زمانتان را بازخرید کنید» معرفی شده است.با DRIP، همهی کارها در چهار ربع دستهبندی میشوند:
1⃣ تفویض (Delegation)
مثل کارهای اداری، پاسخگویی به ایمیلها، صورتحسابها. اینها را سریع بسپار به دیگران تا ذهنت آزاد شود.
2⃣جایگزینی (Replacement)
وظایف مهمی مثل فروش یا مدیریت تیم. با وجود سود، اگر انرژیات را میگیرند باید به مرور واگذارشان کنی، حتی اگر سخت است.
3⃣ سرمایهگذاری (Investment)
فعالیتهایی مثل یوگا، کتاب خواندن، وقت با خانواده، یا آموزش دیدن. ممکن است پولساز نباشند، اما روح و ذهن را تغذیه میکنند.
4⃣ تولید (Production)
اینجا نقطه طلایی است! کارهایی که هم پول میسازند هم انرژی میدهند. هدف این است که بیشترین زمان را در این ربع بگذرانی.
چطور تشخیص بدهی کدام کار را باید بسپاری؟
با محاسبه نرخ بازخرید (Buyback Rate):
🔸 درآمد سالانهات را تقسیم بر ۲۰۰۰ کن → درآمد ساعتی
🔸 سپس آن عدد را تقسیم بر ۴ کن → نرخ بازخرید
نتیجه: مدیران موفق زمان خود را بازخرید میکنند، نه اینکه بسوزانند.
روی کارهایی تمرکز کن که پول میسازند، انرژی میدهند و آیندهات را میسازند.
منبع: دنیای اقتصاد
📌 نظام سرمایهداری مرده، ولی چیزی که متولد شده از آن نیز بدتر است؟!
یانیس واروفاکیس (Yanis Varoufakis) عضو پارلمان یونان و رهبر جنبش تازهتأسیس MeRA۲۵ است و کرسی استادی دانشگاه آتن در زمینۀ نظریههای اقتصادی را عهدهدار است.
او همچنین وزیر دارایی سابق یونان است. او نویسندۀ کتاب Adults in the Room (2017) است که به گفتۀ گاردین در میان صد کتاب برتر قرن ۲۱ جای دارد. کتاب Talking to My Daughter about the Economy: A Brief History of Capitalism (2017) ازجمله نوشتههای اوست که به فارسی نیز ترجمه شده است.
در دو دهۀ اخیر، سود و بازار که سابقاً موتور محرک نظام سرمایهداری بودند به حاشیه رانده شده و دیگر صحنهگردان اقتصاد نیستند. شکل پیشین سرمایهداری نابود شده و جای خود را به نظامی داده که حاصل جهش ژنتیکی سرمایه است.
این تحول عظیم سه قرن بعد از پیروزی اولیۀ سرمایهداری بر نظام قدیم اربابرعیتی رخ میدهد، اما ظاهراً برخی مؤلفههای آن نظام همچنان در طول تاریخ به حیات خود ادامه داده وشکلی تازه از نظام اربابرعیتی را به وجود آورده است: تکنوفئودالیسم و سرمایۀ ابری.
نظام سرمایهداری حالا دیگر مُرده است، به این معنا که مکانیسمهای آن دیگر بر اقتصاد ما حکومت نمیکند.
نقش نظام سرمایهداری حالا با چیزی اساساً متفاوت جایگزین شده است، که من نامش را گذاشتهام تِکنوفئودالیسم.
در کُنه نظریۀ من کنایهای نهفته است که ممکن است در نگاه اول گیجکننده باشد، اما به اعتقاد خودم خیلی هم منطقی است: آنچه سرمایهداری را از پا درآورده … خودِ سرمایه است.
نه آن سرمایهای که از آغاز عصر صنعتی میشناسیمش، بلکه نوع جدیدی از سرمایه که جهشِ ژنتیکی پیداکرده و در دو دهۀ اخیر سر برآورده، بسیار قدرتمندتر از پیشینیانش بوده و همچون ویروسی احمق و بسیار غیور کمر به قتل میزبانش بسته است. اما چرا چنین اتفاقی افتاد؟
به دلیل دو تحول اساسی: خصوصیسازی اینترنت بهدست شرکتهای بزرگ فناوری در آمریکا و چین و نیز نحوۀ واکنش دولتهای غربی و بانکهای مرکزی به بحران عظیم اقتصادی سال ۲۰۰۸.
🔻متن کامل
https://tarjomaan.com/نظام-سرمایهداری-مرده،-ولی-چیزی-که-مت/
كانال قواعدبازی
یانیس واروفاکیس (Yanis Varoufakis) عضو پارلمان یونان و رهبر جنبش تازهتأسیس MeRA۲۵ است و کرسی استادی دانشگاه آتن در زمینۀ نظریههای اقتصادی را عهدهدار است.
او همچنین وزیر دارایی سابق یونان است. او نویسندۀ کتاب Adults in the Room (2017) است که به گفتۀ گاردین در میان صد کتاب برتر قرن ۲۱ جای دارد. کتاب Talking to My Daughter about the Economy: A Brief History of Capitalism (2017) ازجمله نوشتههای اوست که به فارسی نیز ترجمه شده است.
در دو دهۀ اخیر، سود و بازار که سابقاً موتور محرک نظام سرمایهداری بودند به حاشیه رانده شده و دیگر صحنهگردان اقتصاد نیستند. شکل پیشین سرمایهداری نابود شده و جای خود را به نظامی داده که حاصل جهش ژنتیکی سرمایه است.
این تحول عظیم سه قرن بعد از پیروزی اولیۀ سرمایهداری بر نظام قدیم اربابرعیتی رخ میدهد، اما ظاهراً برخی مؤلفههای آن نظام همچنان در طول تاریخ به حیات خود ادامه داده وشکلی تازه از نظام اربابرعیتی را به وجود آورده است: تکنوفئودالیسم و سرمایۀ ابری.
نظام سرمایهداری حالا دیگر مُرده است، به این معنا که مکانیسمهای آن دیگر بر اقتصاد ما حکومت نمیکند.
نقش نظام سرمایهداری حالا با چیزی اساساً متفاوت جایگزین شده است، که من نامش را گذاشتهام تِکنوفئودالیسم.
در کُنه نظریۀ من کنایهای نهفته است که ممکن است در نگاه اول گیجکننده باشد، اما به اعتقاد خودم خیلی هم منطقی است: آنچه سرمایهداری را از پا درآورده … خودِ سرمایه است.
نه آن سرمایهای که از آغاز عصر صنعتی میشناسیمش، بلکه نوع جدیدی از سرمایه که جهشِ ژنتیکی پیداکرده و در دو دهۀ اخیر سر برآورده، بسیار قدرتمندتر از پیشینیانش بوده و همچون ویروسی احمق و بسیار غیور کمر به قتل میزبانش بسته است. اما چرا چنین اتفاقی افتاد؟
به دلیل دو تحول اساسی: خصوصیسازی اینترنت بهدست شرکتهای بزرگ فناوری در آمریکا و چین و نیز نحوۀ واکنش دولتهای غربی و بانکهای مرکزی به بحران عظیم اقتصادی سال ۲۰۰۸.
🔻متن کامل
https://tarjomaan.com/نظام-سرمایهداری-مرده،-ولی-چیزی-که-مت/
كانال قواعدبازی
ترجمان
نظام سرمایهداری مرده، ولی چیزی که متولد شده از آن نیز بدتر است
یانیس واروفاکیس، پرسوئیشن— نظام سرمایهداری حالا دیگر مُرده است، به این معنا که مکانیسمهای آن دیگر بر اقتصاد ما حکومت نمیکند. نقش نظام سرمایهداری حالا با چیزی اساساً متفاوت جایگزین شده است، که من نامش را گذاشتهام تِکنوفئودالیسم. در کُنه نظریۀ من کنایهای…
مدیریت اجرایی
چشم انداز اقتصاد ایران در ۱۴۰۴ .pdf
✳️ چشمانداز اقتصاد ایران در ۱۴۰۴
✅ این گزارش به تحلیل وضعیت اقتصادی ایران تا سال ۱۴۰۴ میپردازد و روند متغیرهایی مانند رشد اقتصادی، نرخ تورم، بیکاری، نقدینگی، نرخ ارز و سیاستهای مالی و پولی را بررسی میکند.
در این تحلیل، سناریوهای مختلفی بر اساس شرایط داخلی و تحولات بینالمللی ارائه شده و تأثیر آنها بر اقتصاد کلان ایران تحلیل شده است.
گزارش همچنین به چالشهای ساختاری اقتصاد ایران مانند وابستگی به نفت، ضعف بهرهوری، عدم تعادل بودجه و نظام بانکی ناکارآمد اشاره میکند.
با این حال، فرصتهایی مانند توسعه صادرات غیرنفتی، رشد فناوری و تحول در سیاستگذاریها نیز بهعنوان مسیرهایی برای بهبود وضعیت اقتصادی معرفی شدهاند. این گزارش میتواند برای فعالان اقتصادی، سرمایهگذاران و سیاستگذاران، مبنایی برای تصمیمگیری باشد.
✅ این گزارش به تحلیل وضعیت اقتصادی ایران تا سال ۱۴۰۴ میپردازد و روند متغیرهایی مانند رشد اقتصادی، نرخ تورم، بیکاری، نقدینگی، نرخ ارز و سیاستهای مالی و پولی را بررسی میکند.
در این تحلیل، سناریوهای مختلفی بر اساس شرایط داخلی و تحولات بینالمللی ارائه شده و تأثیر آنها بر اقتصاد کلان ایران تحلیل شده است.
گزارش همچنین به چالشهای ساختاری اقتصاد ایران مانند وابستگی به نفت، ضعف بهرهوری، عدم تعادل بودجه و نظام بانکی ناکارآمد اشاره میکند.
با این حال، فرصتهایی مانند توسعه صادرات غیرنفتی، رشد فناوری و تحول در سیاستگذاریها نیز بهعنوان مسیرهایی برای بهبود وضعیت اقتصادی معرفی شدهاند. این گزارش میتواند برای فعالان اقتصادی، سرمایهگذاران و سیاستگذاران، مبنایی برای تصمیمگیری باشد.
تفسیر روایت «كاد الفقر أن يكون كفرا»
*فقر به نظام اعتقادی افراد ضربه میزند*
گفتوگوی شفقنا با دكتر محمدرضا یوسفی/اقتصاددان و مدرس حوزه
پيامبر (ص) مي فرمايند؛ كاد الفقر أن يكون كفرا و كاد الحسد أن يغلب القدر».
این روایت که روایتی معتبر نیز به شمار میرود بدین معناست که ممکن است فقر به کفر بیانجامد و از سوی دیگر نیز حسد ممکن است قضا و قدر را بر هم زند.
با توجه به ترتیب بیان این دو عبارت در یک روایت در کنار همدیگر، بعضی اندیشمندان این گونه برداشت کردهاند که بحثی کاملاً اخلاقی در حال بیان است و اساساً بحث فقر اقتصادی مدنظر نیست.
بسیاری از جوامع تجربههای خوبی را در مبارزهی با فقر (اقتصادی) داشتند. برای مثال زمانی چین، بیشترین تعداد فقرای جهان -حدود هفتصد میلیون نفر- را داشت اما حدود ۵۰۰ میلیون نفر از جمعیت فقیر خود را در عرض یک دهه کاهش داد.
تجارب دیگری را نیز در مکزیک میتوان مثال زد که دولتها با طراحی برنامههایی تلاش کردند فقرا را از فقر نجات دهند و تا اندازهای نیز موفق شدند.
در برزیل هم چنین تجربهای وجود دارد و در برخی مکانها نیز توانستند کمک کنند. راهحل مشکل، فقط این نیست که ما شکم آنها را سیر کنیم؛ راهحل این است که بتوان زمینههای اشتغال آنها را ایجاد کرد، توانمندی و مهارتهای زندگی را در آنها افزایش داد و روی بحثهای فرهنگی آنها کار کرد.
چرا که عامل فقر، بیکاری، نداشتن مهارت یا فقدان فرصتهای شغلی است. اگر رشد اقتصادی مناسبی در جامعه وجود داشته باشد، قطعاً میزان فقر کاهش پیدا میکند. در نتیجه به این شکل نیست که صفر شود زیرا بخشی از فقر هم به عوامل شخصی و رفتار انسان برمیگردد، اما میتوان تا حد بالایی، آن را کاهش داد.
مطلب كامل؛
https://fa.shafaqna.com/news/697998/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
*فقر به نظام اعتقادی افراد ضربه میزند*
گفتوگوی شفقنا با دكتر محمدرضا یوسفی/اقتصاددان و مدرس حوزه
پيامبر (ص) مي فرمايند؛ كاد الفقر أن يكون كفرا و كاد الحسد أن يغلب القدر».
این روایت که روایتی معتبر نیز به شمار میرود بدین معناست که ممکن است فقر به کفر بیانجامد و از سوی دیگر نیز حسد ممکن است قضا و قدر را بر هم زند.
با توجه به ترتیب بیان این دو عبارت در یک روایت در کنار همدیگر، بعضی اندیشمندان این گونه برداشت کردهاند که بحثی کاملاً اخلاقی در حال بیان است و اساساً بحث فقر اقتصادی مدنظر نیست.
بسیاری از جوامع تجربههای خوبی را در مبارزهی با فقر (اقتصادی) داشتند. برای مثال زمانی چین، بیشترین تعداد فقرای جهان -حدود هفتصد میلیون نفر- را داشت اما حدود ۵۰۰ میلیون نفر از جمعیت فقیر خود را در عرض یک دهه کاهش داد.
تجارب دیگری را نیز در مکزیک میتوان مثال زد که دولتها با طراحی برنامههایی تلاش کردند فقرا را از فقر نجات دهند و تا اندازهای نیز موفق شدند.
در برزیل هم چنین تجربهای وجود دارد و در برخی مکانها نیز توانستند کمک کنند. راهحل مشکل، فقط این نیست که ما شکم آنها را سیر کنیم؛ راهحل این است که بتوان زمینههای اشتغال آنها را ایجاد کرد، توانمندی و مهارتهای زندگی را در آنها افزایش داد و روی بحثهای فرهنگی آنها کار کرد.
چرا که عامل فقر، بیکاری، نداشتن مهارت یا فقدان فرصتهای شغلی است. اگر رشد اقتصادی مناسبی در جامعه وجود داشته باشد، قطعاً میزان فقر کاهش پیدا میکند. در نتیجه به این شکل نیست که صفر شود زیرا بخشی از فقر هم به عوامل شخصی و رفتار انسان برمیگردد، اما میتوان تا حد بالایی، آن را کاهش داد.
مطلب كامل؛
https://fa.shafaqna.com/news/697998/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
خبرگزاری بین المللی شفقنا
تفسیر روایت «كاد الفقر أن يكون كفرا» در گفتوگوی شفقنا با محمدرضا یوسفی: فقر به نظام اعتقادی افراد ضربه میزند / رشد اقتصادی مناسب…
شفقنا- نزدیک است که فقر به کفر بیانجامد؛ این حدیث از پیامبر(ص) را بارها شنیدهایم و هر کسی از زاویه دید خود تفسیری بر آن داشته است. یکی این فقر را معنوی و دیگری مادی میداند؛ بویژه غالب اندیشمندان گذشته، این فقر را فقر نفس تعبیر کردهاند؛ اما مقصود فقر در…
10 کار مدیران چابک
1- کار کمتر:
کار در جریان را در سطح سبد محصول محدود کنید، اتلاف را حذف نمایید، تمرکز ایجاد کنید، کارهای موازی کمتری انجام دهید، مسائل را ساده نگاه دارید.
2- اکتشاف و تطبیق:
به جای دنبال کردن برنامه ای مشخص، اکتشاف کنید و خود را با آموخته هایتان تطبیق دهید.
3- یادگیری سریع:
چرخه های بازخورد را کوتاه کنید، تحملِ پذیرش اشتباهات را داشته باشید و برای یادگیری و بهبود مستمر ارزش قائل شوید.
4- یک تیم، یک هدف:
برای جلوگیری از انباشته شدن کارها، تیمهایی محصول محور ، متحد و چندتخصصی با هدفی مشترک تشکیل دهید و سیاسی کاری را سرکوب کنید.
5- تمرکز روی ارزش:
به جای هزینه، روی ارزش تمرکز کنید، ارزش را هر چه زودتر و به تدریج تحویل دهید و روی ساخت محصولِ درست تمرکز کنید.
6- توانمندسازی تیمها:
با الهام بخشیدن و تعامل با تیمها، فرصتی برای ایجاد محرک های ذاتی مانند اختیار ، تسلط و هدف فراهم کنید.
7- پذیرش واقعیت های سخت:
در پذیرش مشکلات و واقعیت های سخت باز عمل کنید و تیم خود را در حل مشکلات یاری و حمایت نمایید و همواره به یاد داشته باشید که چابکی مشکلات شما را حل نمیکند، بلکه آنها را برایتان نمایان می سازد.
8- افکار بزرگ، شروع کوچک:
چشم اندازی بزرگ داشته باشید ولی آنرا در بخش های کوچک تحویل دهید.
9- همکاری:
نقش خود را به خوبی ایفا نمایید و اعضای تیم خود را حمایت کنید و به افراد فرصت دهید که حضوری فعال در پروژه ها داشته باشند.
10- رهبری نمونه بودن :
ابتدا خود چابک باشید، از تکنیک های آن استفاده کنید، اصول چابکی را به معرض نمایش قرار دهید و مانند رهبری خدمتگزار رفتار نمایید.
باشگاه کارفرمایان،مدیران و کارشناسان ایران
https://t.me/ExecutiveManagemnt
1- کار کمتر:
کار در جریان را در سطح سبد محصول محدود کنید، اتلاف را حذف نمایید، تمرکز ایجاد کنید، کارهای موازی کمتری انجام دهید، مسائل را ساده نگاه دارید.
2- اکتشاف و تطبیق:
به جای دنبال کردن برنامه ای مشخص، اکتشاف کنید و خود را با آموخته هایتان تطبیق دهید.
3- یادگیری سریع:
چرخه های بازخورد را کوتاه کنید، تحملِ پذیرش اشتباهات را داشته باشید و برای یادگیری و بهبود مستمر ارزش قائل شوید.
4- یک تیم، یک هدف:
برای جلوگیری از انباشته شدن کارها، تیمهایی محصول محور ، متحد و چندتخصصی با هدفی مشترک تشکیل دهید و سیاسی کاری را سرکوب کنید.
5- تمرکز روی ارزش:
به جای هزینه، روی ارزش تمرکز کنید، ارزش را هر چه زودتر و به تدریج تحویل دهید و روی ساخت محصولِ درست تمرکز کنید.
6- توانمندسازی تیمها:
با الهام بخشیدن و تعامل با تیمها، فرصتی برای ایجاد محرک های ذاتی مانند اختیار ، تسلط و هدف فراهم کنید.
7- پذیرش واقعیت های سخت:
در پذیرش مشکلات و واقعیت های سخت باز عمل کنید و تیم خود را در حل مشکلات یاری و حمایت نمایید و همواره به یاد داشته باشید که چابکی مشکلات شما را حل نمیکند، بلکه آنها را برایتان نمایان می سازد.
8- افکار بزرگ، شروع کوچک:
چشم اندازی بزرگ داشته باشید ولی آنرا در بخش های کوچک تحویل دهید.
9- همکاری:
نقش خود را به خوبی ایفا نمایید و اعضای تیم خود را حمایت کنید و به افراد فرصت دهید که حضوری فعال در پروژه ها داشته باشند.
10- رهبری نمونه بودن :
ابتدا خود چابک باشید، از تکنیک های آن استفاده کنید، اصول چابکی را به معرض نمایش قرار دهید و مانند رهبری خدمتگزار رفتار نمایید.
باشگاه کارفرمایان،مدیران و کارشناسان ایران
https://t.me/ExecutiveManagemnt
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روش STG
روشی عالی برای مدیریت رفتار و احساسات
دکتر بابایی زاد
روشی عالی برای مدیریت رفتار و احساسات
دکتر بابایی زاد
گفتوگو با دکتر محمود سریعالقلم / ماهنامهی اندیشهی پویا. ویژهنامهی نوروزی. شمارهی ۹۵
به نظر میرسد مهمترین روندها در وقایع سال آینده در جهان، بیتأثیر از بازگشت ترامپ به کاخ سفید، سیاستهای شوکآور او و واکنشهای سایر قدرتها در برابر آن نباشد. عملکرد ترامپ در روزهای آغازین حضورش در کاخ سفید و تصمیماتی همچون تعلیق برخی کمکهای خارجی امریکا، پیشنهاد خریداری گرینلند و طرح موضوع ادارهی غزه توسط امریکا نیز شگفتی برخی ناظران را برانگیخت. شما چه برداشتی از شخصیت سیاسی و دیپلماتیک ترامپ دارید؟
به باور من اندیشهها و اقدامات ترامپ، حتا اگر به اندازهی بیستدرصد به اجرا درآید و موفق شود، به یک دگردیسی اساسی نه تنها در داخل امریکا که در سطح جهانی خواهد انجامید. ترامپ چند ویژگی دارد که باعث میشود، بسیاری از رؤسای جمهور و رهبران جهان به جای اینکه در مقابل او بایستند، سعی کنند با او انطباقپذیری پیدا کنند. یک ویژگی او این است که فردی مکتوب نیست بلکه شفاهیست. خاطرم هست که باراک اوباما در یک کنفرانس روایت میکرد که در دوران ریاستجمهوریاش، بعد از خوردن شام با خانواده در کاخ سفید، تا ساعت یازده شب مطالعه میکرد تا خودش را برای جلسات حکومتیِ روز بعد آماده کند و با آگاهی و بههنگام بودن در جلسات وارد شود و بحث کند. اما این یک ویژگی ترامپ است که دوست دارد مسائل را با صحبت کردنِ رودررو یا تلفنی حلوفصل کند. او همینحالا ساعتها پای تلفن است و اصلاً از سخن گفتن پای تلفن لذت میبرد. افراد زیادی از بخش خصوصی و شرکتهای بزرگ امریکایی، این روزها به کاخ سفید میآیند و با ترامپ مذاکرهي رودررو میکنند. در گذشته سنت بر این بود که رئیس یک شرکت خصوصی، برای ملاقات با رئیسجمهور امریکا باید ابتدا نامهنگاری میکرد و بعد از طی شدن روند اداری، برای سه هفته تا یک ماه بعد، موعدی برای دیدار او با رئیسجمهور امریکا تعیین میشد. این روزها چنین پروتکلی رعایت نمیشود و افرادی هستند که بدون وقت قبلی، پایشان به کاخ سفید باز است و با رئیسجمهور جدید گفتوگو میکنند. ترامپ علاقه دارد مسائل را به صورت سریع و با مذاکرهی حضوری یا تلفنیِ دوطرفه، با حداقل روند اداری یا مطالعهی پیشین دربارهی آن حلوفصل کند. روبیو، وزیر خارجهی جدید امریکا، اخیراً در یک مصاحبه گفته بود اگر قرار بود رویههای عادی در دولت امریکا به کار گرفته شود، اخراج مهاجران غیرقانونی کلمبیایی از خاک امریکا لااقل شش ماه طول میکشید. ولی ترامپ در عرض شش ساعت دستورات لازم برای انجام این کار را با چند تلفن انجام داد و بخشهای مختلف انتظامی و اداری و دفاعی را برای آماده کرد تا مهاجران کلمبیایی را سوار هواپیما کنند و به کلمبیا بازگردانند...
مطالعه متن کامل و ارسال نظر از اینجا
کانال تلگرام 👇
https://t.me/sariolghalam
به نظر میرسد مهمترین روندها در وقایع سال آینده در جهان، بیتأثیر از بازگشت ترامپ به کاخ سفید، سیاستهای شوکآور او و واکنشهای سایر قدرتها در برابر آن نباشد. عملکرد ترامپ در روزهای آغازین حضورش در کاخ سفید و تصمیماتی همچون تعلیق برخی کمکهای خارجی امریکا، پیشنهاد خریداری گرینلند و طرح موضوع ادارهی غزه توسط امریکا نیز شگفتی برخی ناظران را برانگیخت. شما چه برداشتی از شخصیت سیاسی و دیپلماتیک ترامپ دارید؟
به باور من اندیشهها و اقدامات ترامپ، حتا اگر به اندازهی بیستدرصد به اجرا درآید و موفق شود، به یک دگردیسی اساسی نه تنها در داخل امریکا که در سطح جهانی خواهد انجامید. ترامپ چند ویژگی دارد که باعث میشود، بسیاری از رؤسای جمهور و رهبران جهان به جای اینکه در مقابل او بایستند، سعی کنند با او انطباقپذیری پیدا کنند. یک ویژگی او این است که فردی مکتوب نیست بلکه شفاهیست. خاطرم هست که باراک اوباما در یک کنفرانس روایت میکرد که در دوران ریاستجمهوریاش، بعد از خوردن شام با خانواده در کاخ سفید، تا ساعت یازده شب مطالعه میکرد تا خودش را برای جلسات حکومتیِ روز بعد آماده کند و با آگاهی و بههنگام بودن در جلسات وارد شود و بحث کند. اما این یک ویژگی ترامپ است که دوست دارد مسائل را با صحبت کردنِ رودررو یا تلفنی حلوفصل کند. او همینحالا ساعتها پای تلفن است و اصلاً از سخن گفتن پای تلفن لذت میبرد. افراد زیادی از بخش خصوصی و شرکتهای بزرگ امریکایی، این روزها به کاخ سفید میآیند و با ترامپ مذاکرهي رودررو میکنند. در گذشته سنت بر این بود که رئیس یک شرکت خصوصی، برای ملاقات با رئیسجمهور امریکا باید ابتدا نامهنگاری میکرد و بعد از طی شدن روند اداری، برای سه هفته تا یک ماه بعد، موعدی برای دیدار او با رئیسجمهور امریکا تعیین میشد. این روزها چنین پروتکلی رعایت نمیشود و افرادی هستند که بدون وقت قبلی، پایشان به کاخ سفید باز است و با رئیسجمهور جدید گفتوگو میکنند. ترامپ علاقه دارد مسائل را به صورت سریع و با مذاکرهی حضوری یا تلفنیِ دوطرفه، با حداقل روند اداری یا مطالعهی پیشین دربارهی آن حلوفصل کند. روبیو، وزیر خارجهی جدید امریکا، اخیراً در یک مصاحبه گفته بود اگر قرار بود رویههای عادی در دولت امریکا به کار گرفته شود، اخراج مهاجران غیرقانونی کلمبیایی از خاک امریکا لااقل شش ماه طول میکشید. ولی ترامپ در عرض شش ساعت دستورات لازم برای انجام این کار را با چند تلفن انجام داد و بخشهای مختلف انتظامی و اداری و دفاعی را برای آماده کرد تا مهاجران کلمبیایی را سوار هواپیما کنند و به کلمبیا بازگردانند...
مطالعه متن کامل و ارسال نظر از اینجا
کانال تلگرام 👇
https://t.me/sariolghalam
Telegram
دکتر محمود سریع القلم
کانال رسمی دکتر محمود سریع القلم
وبسایت رسمی www.sariolghalam.com
وبسایت رسمی www.sariolghalam.com
📌 تشدید تنشهای تجاری میان ایالات متحده و چین به مرحلهای بحرانی رسیده است. دولت ترامپ اخیراً تعرفههای سنگینی بر صنایع حیاتی چین، از جمله خودروهای الکتریکی، فناوریهای انرژی تجدیدپذیر، فولاد، آلومینیوم، نیمهرساناها و مواد معدنی استراتژیک اعمال کرده است. این اقدامات با هدف حفاظت از مشاغل تولیدی داخلی و مقابله با شیوههای تجاری ناعادلانه چین صورت گرفته است. با این حال، پیامدهای این اقدامات فراتر از این دو اقتصاد بزرگ بوده و زنجیرههای تأمین جهانی، بازارهای کالا و جریانهای سرمایهگذاری را تحت تأثیر قرار داده است.
چین در پاسخ، تعرفههایی بر صادرات کلیدی آمریکا، بهویژه در بخشهای کشاورزی و شیمیایی، اعمال کرده و همزمان برنامه " ساخت چین ۲۰۲۵ " را برای کاهش وابستگی به واردات فناوریها و مواد اولیه خارجی تسریع بخشیده است. علاوه بر این، صادرکنندگان چینی تمرکز خود را به بازارهای نوظهور، بهویژه در کشورهای بریکس و جهان در حال توسعه، معطوف کردهاند.
▪︎تأثیرات فوری این جنگ تجاری مشهود است. مصرفکنندگان آمریکایی با افزایش قابلتوجه قیمتها، بهویژه در خودروهای الکتریکی، فناوریهای خورشیدی و الکترونیک مصرفی مواجه شدهاند. تحلیلگران صنعت پیشبینی میکنند که قیمت خودروهای الکتریکی ممکن است تا ۳۰٪ افزایش یابد. در مقابل، شرکتهای چینی برای حفظ موقعیت بازار خود، تخفیفهای قابلتوجهی در بازارهای جایگزین ارائه میدهند که میتواند جریانهای تجاری و پویایی بازار را در اقتصادهای نوظهور بازتعریف کند.
▪︎زنجیرههای تأمین جهانی نیز دستخوش تغییرات سریع شدهاند. شرکتهای بزرگ چینی مانند BYD و CATL به سرعت تأسیسات تولیدی خود را از چین به جنوب شرق آسیا، اروپای شرقی و آمریکای لاتین منتقل میکنند. این تغییر بهطور قابلتوجهی چشمانداز تجارت بینالمللی را بازتعریف کرده و فرصتها و چالشهای جدیدی برای اقتصادهای جهانی ایجاد میکند.
▪︎کشورهای بریکس، شامل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی، در این چشمانداز متغیر بهطور منحصربهفردی قرار گرفتهاند. این کشورها میتوانند از جریانهای سرمایهگذاری و تجارت مجدد بهرهمند شوند. کشورهایی مانند هند و برزیل، با بازارهای مصرفی بزرگ و ظرفیتهای تولیدی رو به رشد، میتوانند سرمایهگذاری خارجی قابلتوجهی جذب کنند. علاوه بر این، آنها میتوانند از استراتژیهای صادراتی مجدد چین بهرهمند شوند و به فناوریهای پیشرفته مانند خودروهای الکتریکی مقرونبهصرفه، سیستمهای انرژی تجدیدپذیر و زیرساختهای مخابراتی با قیمتهای رقابتی دسترسی پیدا کنند.
▪︎با این حال، این فرصتها با چالشهای قابلتوجهی همراه است. ورود محصولات ارزانقیمت چینی میتواند صنایع داخلی در اقتصادهای بریکس را تضعیف کرده و وابستگی اقتصادی ایجاد کند. علاوه بر این، کشورهای بریکس با فشارهای ژئوپلیتیکی فزایندهای مواجه هستند که ممکن است موضع بیطرف آنها را به خطر بیندازد و آنها را مجبور به همسویی استراتژیک با ایالات متحده یا چین کند، که میتواند روابط بینالمللی و استراتژیهای اقتصادی آنها را پیچیدهتر کند.
▪︎در زمینه جهانی گستردهتر، این جنگ تجاری روند واضحی بهسوی چندقطبی شدن اقتصادی را نشان میدهد که با حوزههای فناوری و مالی متمایز تحت سلطه جداگانه ایالات متحده و چین مشخص میشود. پیامدهای این وضعیت برای امور مالی جهانی عمیق است، با افزایش تنوع ارزها و علاقه بیشتر به سیستمهای پرداخت جایگزین، ارزهای دیجیتال و ابزارهای مالی مبتنی بر کالا.
▪︎در نهایت، تنشهای تجاری جاری بین ایالات متحده و چین بیش از یک اختلاف موقتی است—آنها نشاندهنده بازسازی اساسی روابط اقتصادی بینالمللی هستند. برای کشورهای بریکس و سایر اقتصادهای نوظهور، پیمایش در این محیط پیچیده نیاز به دوراندیشی استراتژیک، سرمایهگذاری قابلتوجه در زیرساختها، سیاستهای صنعتی محتاطانه و تعامل دیپلماتیک دقیق دارد تا استقلال اقتصادی حفظ شده و از فرصتهای جدید برای رشد پایدار بهرهبرداری شود.
https://bricsbridge.com/news/us-china-trade-war-impact-brics-opportunities/
چین در پاسخ، تعرفههایی بر صادرات کلیدی آمریکا، بهویژه در بخشهای کشاورزی و شیمیایی، اعمال کرده و همزمان برنامه " ساخت چین ۲۰۲۵ " را برای کاهش وابستگی به واردات فناوریها و مواد اولیه خارجی تسریع بخشیده است. علاوه بر این، صادرکنندگان چینی تمرکز خود را به بازارهای نوظهور، بهویژه در کشورهای بریکس و جهان در حال توسعه، معطوف کردهاند.
▪︎تأثیرات فوری این جنگ تجاری مشهود است. مصرفکنندگان آمریکایی با افزایش قابلتوجه قیمتها، بهویژه در خودروهای الکتریکی، فناوریهای خورشیدی و الکترونیک مصرفی مواجه شدهاند. تحلیلگران صنعت پیشبینی میکنند که قیمت خودروهای الکتریکی ممکن است تا ۳۰٪ افزایش یابد. در مقابل، شرکتهای چینی برای حفظ موقعیت بازار خود، تخفیفهای قابلتوجهی در بازارهای جایگزین ارائه میدهند که میتواند جریانهای تجاری و پویایی بازار را در اقتصادهای نوظهور بازتعریف کند.
▪︎زنجیرههای تأمین جهانی نیز دستخوش تغییرات سریع شدهاند. شرکتهای بزرگ چینی مانند BYD و CATL به سرعت تأسیسات تولیدی خود را از چین به جنوب شرق آسیا، اروپای شرقی و آمریکای لاتین منتقل میکنند. این تغییر بهطور قابلتوجهی چشمانداز تجارت بینالمللی را بازتعریف کرده و فرصتها و چالشهای جدیدی برای اقتصادهای جهانی ایجاد میکند.
▪︎کشورهای بریکس، شامل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی، در این چشمانداز متغیر بهطور منحصربهفردی قرار گرفتهاند. این کشورها میتوانند از جریانهای سرمایهگذاری و تجارت مجدد بهرهمند شوند. کشورهایی مانند هند و برزیل، با بازارهای مصرفی بزرگ و ظرفیتهای تولیدی رو به رشد، میتوانند سرمایهگذاری خارجی قابلتوجهی جذب کنند. علاوه بر این، آنها میتوانند از استراتژیهای صادراتی مجدد چین بهرهمند شوند و به فناوریهای پیشرفته مانند خودروهای الکتریکی مقرونبهصرفه، سیستمهای انرژی تجدیدپذیر و زیرساختهای مخابراتی با قیمتهای رقابتی دسترسی پیدا کنند.
▪︎با این حال، این فرصتها با چالشهای قابلتوجهی همراه است. ورود محصولات ارزانقیمت چینی میتواند صنایع داخلی در اقتصادهای بریکس را تضعیف کرده و وابستگی اقتصادی ایجاد کند. علاوه بر این، کشورهای بریکس با فشارهای ژئوپلیتیکی فزایندهای مواجه هستند که ممکن است موضع بیطرف آنها را به خطر بیندازد و آنها را مجبور به همسویی استراتژیک با ایالات متحده یا چین کند، که میتواند روابط بینالمللی و استراتژیهای اقتصادی آنها را پیچیدهتر کند.
▪︎در زمینه جهانی گستردهتر، این جنگ تجاری روند واضحی بهسوی چندقطبی شدن اقتصادی را نشان میدهد که با حوزههای فناوری و مالی متمایز تحت سلطه جداگانه ایالات متحده و چین مشخص میشود. پیامدهای این وضعیت برای امور مالی جهانی عمیق است، با افزایش تنوع ارزها و علاقه بیشتر به سیستمهای پرداخت جایگزین، ارزهای دیجیتال و ابزارهای مالی مبتنی بر کالا.
▪︎در نهایت، تنشهای تجاری جاری بین ایالات متحده و چین بیش از یک اختلاف موقتی است—آنها نشاندهنده بازسازی اساسی روابط اقتصادی بینالمللی هستند. برای کشورهای بریکس و سایر اقتصادهای نوظهور، پیمایش در این محیط پیچیده نیاز به دوراندیشی استراتژیک، سرمایهگذاری قابلتوجه در زیرساختها، سیاستهای صنعتی محتاطانه و تعامل دیپلماتیک دقیق دارد تا استقلال اقتصادی حفظ شده و از فرصتهای جدید برای رشد پایدار بهرهبرداری شود.
https://bricsbridge.com/news/us-china-trade-war-impact-brics-opportunities/
brics bridge
U.S.-China Trade War Escalates: Global Impact and Opportunities for BRICS - brics bridge
The U.S.-China trade war has escalated, affecting global supply chains, investment flows, and markets. For BRICS nations, this presents both opportunities and challenges in sectors like EVs, renewable energy, and manufacturing.
👍1