✳️ اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است؟
✅ هفت سال متوالی تورم دو رقمی بالای 30 درصد، برای اقتصاد تحریمشده و منزوی ایران کافی است تا این گزاره را پیش روی فعالان اقتصادی بگذارد که آیا اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است؟
طرح این سوال بهویژه با وقوع هرج و مرج قیمتی اسفندماه سال گذشته در بازارهای ارز و طلا و خواب عمیق بخشهای مولد اقتصاد، جدیتر شده است. در گفتوگو با مرتضی ایمانی راد، نظریهپرداز اقتصادی این سوال را مطرح و چرایی عقیمماندن نسخههای رایج برای بهبود وضعیت اقتصاد ایران را بررسی کرده ایم.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=188550
✅ هفت سال متوالی تورم دو رقمی بالای 30 درصد، برای اقتصاد تحریمشده و منزوی ایران کافی است تا این گزاره را پیش روی فعالان اقتصادی بگذارد که آیا اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است؟
طرح این سوال بهویژه با وقوع هرج و مرج قیمتی اسفندماه سال گذشته در بازارهای ارز و طلا و خواب عمیق بخشهای مولد اقتصاد، جدیتر شده است. در گفتوگو با مرتضی ایمانی راد، نظریهپرداز اقتصادی این سوال را مطرح و چرایی عقیمماندن نسخههای رایج برای بهبود وضعیت اقتصاد ایران را بررسی کرده ایم.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=188550
اقتصاددان
اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است؟ - اقتصاددان
مرکز آمار ایران نرخ تورم سالانه سال ۱۴۰۳ را ۳۲.۵ درصد اعلام کرده که نشان میدهد، اقتصاد ایران برای هفتمین سال متوالی درگیر تورم دورقمی، آن هم نه در سطح 10
👆ماتریس DRIP؛ زمانت را پس بگیر!
یکی از بزرگترین چالشهای مدیران، اولویتبندی وظایف است.
اگر نمیدانی کدام کارها را باید خودت انجام دهی و کدام را باید بسپاری، ماتریس DRIP میتواند راهگشایت باشد. این ابزار توسط دن مارتل طراحی شده و در کتاب «زمانتان را بازخرید کنید» معرفی شده است.با DRIP، همهی کارها در چهار ربع دستهبندی میشوند:
1⃣ تفویض (Delegation)
مثل کارهای اداری، پاسخگویی به ایمیلها، صورتحسابها. اینها را سریع بسپار به دیگران تا ذهنت آزاد شود.
2⃣جایگزینی (Replacement)
وظایف مهمی مثل فروش یا مدیریت تیم. با وجود سود، اگر انرژیات را میگیرند باید به مرور واگذارشان کنی، حتی اگر سخت است.
3⃣ سرمایهگذاری (Investment)
فعالیتهایی مثل یوگا، کتاب خواندن، وقت با خانواده، یا آموزش دیدن. ممکن است پولساز نباشند، اما روح و ذهن را تغذیه میکنند.
4⃣ تولید (Production)
اینجا نقطه طلایی است! کارهایی که هم پول میسازند هم انرژی میدهند. هدف این است که بیشترین زمان را در این ربع بگذرانی.
چطور تشخیص بدهی کدام کار را باید بسپاری؟
با محاسبه نرخ بازخرید (Buyback Rate):
🔸 درآمد سالانهات را تقسیم بر ۲۰۰۰ کن → درآمد ساعتی
🔸 سپس آن عدد را تقسیم بر ۴ کن → نرخ بازخرید
نتیجه: مدیران موفق زمان خود را بازخرید میکنند، نه اینکه بسوزانند.
روی کارهایی تمرکز کن که پول میسازند، انرژی میدهند و آیندهات را میسازند.
منبع: دنیای اقتصاد
یکی از بزرگترین چالشهای مدیران، اولویتبندی وظایف است.
اگر نمیدانی کدام کارها را باید خودت انجام دهی و کدام را باید بسپاری، ماتریس DRIP میتواند راهگشایت باشد. این ابزار توسط دن مارتل طراحی شده و در کتاب «زمانتان را بازخرید کنید» معرفی شده است.با DRIP، همهی کارها در چهار ربع دستهبندی میشوند:
1⃣ تفویض (Delegation)
مثل کارهای اداری، پاسخگویی به ایمیلها، صورتحسابها. اینها را سریع بسپار به دیگران تا ذهنت آزاد شود.
2⃣جایگزینی (Replacement)
وظایف مهمی مثل فروش یا مدیریت تیم. با وجود سود، اگر انرژیات را میگیرند باید به مرور واگذارشان کنی، حتی اگر سخت است.
3⃣ سرمایهگذاری (Investment)
فعالیتهایی مثل یوگا، کتاب خواندن، وقت با خانواده، یا آموزش دیدن. ممکن است پولساز نباشند، اما روح و ذهن را تغذیه میکنند.
4⃣ تولید (Production)
اینجا نقطه طلایی است! کارهایی که هم پول میسازند هم انرژی میدهند. هدف این است که بیشترین زمان را در این ربع بگذرانی.
چطور تشخیص بدهی کدام کار را باید بسپاری؟
با محاسبه نرخ بازخرید (Buyback Rate):
🔸 درآمد سالانهات را تقسیم بر ۲۰۰۰ کن → درآمد ساعتی
🔸 سپس آن عدد را تقسیم بر ۴ کن → نرخ بازخرید
نتیجه: مدیران موفق زمان خود را بازخرید میکنند، نه اینکه بسوزانند.
روی کارهایی تمرکز کن که پول میسازند، انرژی میدهند و آیندهات را میسازند.
منبع: دنیای اقتصاد
📌 نظام سرمایهداری مرده، ولی چیزی که متولد شده از آن نیز بدتر است؟!
یانیس واروفاکیس (Yanis Varoufakis) عضو پارلمان یونان و رهبر جنبش تازهتأسیس MeRA۲۵ است و کرسی استادی دانشگاه آتن در زمینۀ نظریههای اقتصادی را عهدهدار است.
او همچنین وزیر دارایی سابق یونان است. او نویسندۀ کتاب Adults in the Room (2017) است که به گفتۀ گاردین در میان صد کتاب برتر قرن ۲۱ جای دارد. کتاب Talking to My Daughter about the Economy: A Brief History of Capitalism (2017) ازجمله نوشتههای اوست که به فارسی نیز ترجمه شده است.
در دو دهۀ اخیر، سود و بازار که سابقاً موتور محرک نظام سرمایهداری بودند به حاشیه رانده شده و دیگر صحنهگردان اقتصاد نیستند. شکل پیشین سرمایهداری نابود شده و جای خود را به نظامی داده که حاصل جهش ژنتیکی سرمایه است.
این تحول عظیم سه قرن بعد از پیروزی اولیۀ سرمایهداری بر نظام قدیم اربابرعیتی رخ میدهد، اما ظاهراً برخی مؤلفههای آن نظام همچنان در طول تاریخ به حیات خود ادامه داده وشکلی تازه از نظام اربابرعیتی را به وجود آورده است: تکنوفئودالیسم و سرمایۀ ابری.
نظام سرمایهداری حالا دیگر مُرده است، به این معنا که مکانیسمهای آن دیگر بر اقتصاد ما حکومت نمیکند.
نقش نظام سرمایهداری حالا با چیزی اساساً متفاوت جایگزین شده است، که من نامش را گذاشتهام تِکنوفئودالیسم.
در کُنه نظریۀ من کنایهای نهفته است که ممکن است در نگاه اول گیجکننده باشد، اما به اعتقاد خودم خیلی هم منطقی است: آنچه سرمایهداری را از پا درآورده … خودِ سرمایه است.
نه آن سرمایهای که از آغاز عصر صنعتی میشناسیمش، بلکه نوع جدیدی از سرمایه که جهشِ ژنتیکی پیداکرده و در دو دهۀ اخیر سر برآورده، بسیار قدرتمندتر از پیشینیانش بوده و همچون ویروسی احمق و بسیار غیور کمر به قتل میزبانش بسته است. اما چرا چنین اتفاقی افتاد؟
به دلیل دو تحول اساسی: خصوصیسازی اینترنت بهدست شرکتهای بزرگ فناوری در آمریکا و چین و نیز نحوۀ واکنش دولتهای غربی و بانکهای مرکزی به بحران عظیم اقتصادی سال ۲۰۰۸.
🔻متن کامل
https://tarjomaan.com/نظام-سرمایهداری-مرده،-ولی-چیزی-که-مت/
كانال قواعدبازی
یانیس واروفاکیس (Yanis Varoufakis) عضو پارلمان یونان و رهبر جنبش تازهتأسیس MeRA۲۵ است و کرسی استادی دانشگاه آتن در زمینۀ نظریههای اقتصادی را عهدهدار است.
او همچنین وزیر دارایی سابق یونان است. او نویسندۀ کتاب Adults in the Room (2017) است که به گفتۀ گاردین در میان صد کتاب برتر قرن ۲۱ جای دارد. کتاب Talking to My Daughter about the Economy: A Brief History of Capitalism (2017) ازجمله نوشتههای اوست که به فارسی نیز ترجمه شده است.
در دو دهۀ اخیر، سود و بازار که سابقاً موتور محرک نظام سرمایهداری بودند به حاشیه رانده شده و دیگر صحنهگردان اقتصاد نیستند. شکل پیشین سرمایهداری نابود شده و جای خود را به نظامی داده که حاصل جهش ژنتیکی سرمایه است.
این تحول عظیم سه قرن بعد از پیروزی اولیۀ سرمایهداری بر نظام قدیم اربابرعیتی رخ میدهد، اما ظاهراً برخی مؤلفههای آن نظام همچنان در طول تاریخ به حیات خود ادامه داده وشکلی تازه از نظام اربابرعیتی را به وجود آورده است: تکنوفئودالیسم و سرمایۀ ابری.
نظام سرمایهداری حالا دیگر مُرده است، به این معنا که مکانیسمهای آن دیگر بر اقتصاد ما حکومت نمیکند.
نقش نظام سرمایهداری حالا با چیزی اساساً متفاوت جایگزین شده است، که من نامش را گذاشتهام تِکنوفئودالیسم.
در کُنه نظریۀ من کنایهای نهفته است که ممکن است در نگاه اول گیجکننده باشد، اما به اعتقاد خودم خیلی هم منطقی است: آنچه سرمایهداری را از پا درآورده … خودِ سرمایه است.
نه آن سرمایهای که از آغاز عصر صنعتی میشناسیمش، بلکه نوع جدیدی از سرمایه که جهشِ ژنتیکی پیداکرده و در دو دهۀ اخیر سر برآورده، بسیار قدرتمندتر از پیشینیانش بوده و همچون ویروسی احمق و بسیار غیور کمر به قتل میزبانش بسته است. اما چرا چنین اتفاقی افتاد؟
به دلیل دو تحول اساسی: خصوصیسازی اینترنت بهدست شرکتهای بزرگ فناوری در آمریکا و چین و نیز نحوۀ واکنش دولتهای غربی و بانکهای مرکزی به بحران عظیم اقتصادی سال ۲۰۰۸.
🔻متن کامل
https://tarjomaan.com/نظام-سرمایهداری-مرده،-ولی-چیزی-که-مت/
كانال قواعدبازی
ترجمان
نظام سرمایهداری مرده، ولی چیزی که متولد شده از آن نیز بدتر است
یانیس واروفاکیس، پرسوئیشن— نظام سرمایهداری حالا دیگر مُرده است، به این معنا که مکانیسمهای آن دیگر بر اقتصاد ما حکومت نمیکند. نقش نظام سرمایهداری حالا با چیزی اساساً متفاوت جایگزین شده است، که من نامش را گذاشتهام تِکنوفئودالیسم. در کُنه نظریۀ من کنایهای…
مدیریت اجرایی
چشم انداز اقتصاد ایران در ۱۴۰۴ .pdf
✳️ چشمانداز اقتصاد ایران در ۱۴۰۴
✅ این گزارش به تحلیل وضعیت اقتصادی ایران تا سال ۱۴۰۴ میپردازد و روند متغیرهایی مانند رشد اقتصادی، نرخ تورم، بیکاری، نقدینگی، نرخ ارز و سیاستهای مالی و پولی را بررسی میکند.
در این تحلیل، سناریوهای مختلفی بر اساس شرایط داخلی و تحولات بینالمللی ارائه شده و تأثیر آنها بر اقتصاد کلان ایران تحلیل شده است.
گزارش همچنین به چالشهای ساختاری اقتصاد ایران مانند وابستگی به نفت، ضعف بهرهوری، عدم تعادل بودجه و نظام بانکی ناکارآمد اشاره میکند.
با این حال، فرصتهایی مانند توسعه صادرات غیرنفتی، رشد فناوری و تحول در سیاستگذاریها نیز بهعنوان مسیرهایی برای بهبود وضعیت اقتصادی معرفی شدهاند. این گزارش میتواند برای فعالان اقتصادی، سرمایهگذاران و سیاستگذاران، مبنایی برای تصمیمگیری باشد.
✅ این گزارش به تحلیل وضعیت اقتصادی ایران تا سال ۱۴۰۴ میپردازد و روند متغیرهایی مانند رشد اقتصادی، نرخ تورم، بیکاری، نقدینگی، نرخ ارز و سیاستهای مالی و پولی را بررسی میکند.
در این تحلیل، سناریوهای مختلفی بر اساس شرایط داخلی و تحولات بینالمللی ارائه شده و تأثیر آنها بر اقتصاد کلان ایران تحلیل شده است.
گزارش همچنین به چالشهای ساختاری اقتصاد ایران مانند وابستگی به نفت، ضعف بهرهوری، عدم تعادل بودجه و نظام بانکی ناکارآمد اشاره میکند.
با این حال، فرصتهایی مانند توسعه صادرات غیرنفتی، رشد فناوری و تحول در سیاستگذاریها نیز بهعنوان مسیرهایی برای بهبود وضعیت اقتصادی معرفی شدهاند. این گزارش میتواند برای فعالان اقتصادی، سرمایهگذاران و سیاستگذاران، مبنایی برای تصمیمگیری باشد.
تفسیر روایت «كاد الفقر أن يكون كفرا»
*فقر به نظام اعتقادی افراد ضربه میزند*
گفتوگوی شفقنا با دكتر محمدرضا یوسفی/اقتصاددان و مدرس حوزه
پيامبر (ص) مي فرمايند؛ كاد الفقر أن يكون كفرا و كاد الحسد أن يغلب القدر».
این روایت که روایتی معتبر نیز به شمار میرود بدین معناست که ممکن است فقر به کفر بیانجامد و از سوی دیگر نیز حسد ممکن است قضا و قدر را بر هم زند.
با توجه به ترتیب بیان این دو عبارت در یک روایت در کنار همدیگر، بعضی اندیشمندان این گونه برداشت کردهاند که بحثی کاملاً اخلاقی در حال بیان است و اساساً بحث فقر اقتصادی مدنظر نیست.
بسیاری از جوامع تجربههای خوبی را در مبارزهی با فقر (اقتصادی) داشتند. برای مثال زمانی چین، بیشترین تعداد فقرای جهان -حدود هفتصد میلیون نفر- را داشت اما حدود ۵۰۰ میلیون نفر از جمعیت فقیر خود را در عرض یک دهه کاهش داد.
تجارب دیگری را نیز در مکزیک میتوان مثال زد که دولتها با طراحی برنامههایی تلاش کردند فقرا را از فقر نجات دهند و تا اندازهای نیز موفق شدند.
در برزیل هم چنین تجربهای وجود دارد و در برخی مکانها نیز توانستند کمک کنند. راهحل مشکل، فقط این نیست که ما شکم آنها را سیر کنیم؛ راهحل این است که بتوان زمینههای اشتغال آنها را ایجاد کرد، توانمندی و مهارتهای زندگی را در آنها افزایش داد و روی بحثهای فرهنگی آنها کار کرد.
چرا که عامل فقر، بیکاری، نداشتن مهارت یا فقدان فرصتهای شغلی است. اگر رشد اقتصادی مناسبی در جامعه وجود داشته باشد، قطعاً میزان فقر کاهش پیدا میکند. در نتیجه به این شکل نیست که صفر شود زیرا بخشی از فقر هم به عوامل شخصی و رفتار انسان برمیگردد، اما میتوان تا حد بالایی، آن را کاهش داد.
مطلب كامل؛
https://fa.shafaqna.com/news/697998/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
*فقر به نظام اعتقادی افراد ضربه میزند*
گفتوگوی شفقنا با دكتر محمدرضا یوسفی/اقتصاددان و مدرس حوزه
پيامبر (ص) مي فرمايند؛ كاد الفقر أن يكون كفرا و كاد الحسد أن يغلب القدر».
این روایت که روایتی معتبر نیز به شمار میرود بدین معناست که ممکن است فقر به کفر بیانجامد و از سوی دیگر نیز حسد ممکن است قضا و قدر را بر هم زند.
با توجه به ترتیب بیان این دو عبارت در یک روایت در کنار همدیگر، بعضی اندیشمندان این گونه برداشت کردهاند که بحثی کاملاً اخلاقی در حال بیان است و اساساً بحث فقر اقتصادی مدنظر نیست.
بسیاری از جوامع تجربههای خوبی را در مبارزهی با فقر (اقتصادی) داشتند. برای مثال زمانی چین، بیشترین تعداد فقرای جهان -حدود هفتصد میلیون نفر- را داشت اما حدود ۵۰۰ میلیون نفر از جمعیت فقیر خود را در عرض یک دهه کاهش داد.
تجارب دیگری را نیز در مکزیک میتوان مثال زد که دولتها با طراحی برنامههایی تلاش کردند فقرا را از فقر نجات دهند و تا اندازهای نیز موفق شدند.
در برزیل هم چنین تجربهای وجود دارد و در برخی مکانها نیز توانستند کمک کنند. راهحل مشکل، فقط این نیست که ما شکم آنها را سیر کنیم؛ راهحل این است که بتوان زمینههای اشتغال آنها را ایجاد کرد، توانمندی و مهارتهای زندگی را در آنها افزایش داد و روی بحثهای فرهنگی آنها کار کرد.
چرا که عامل فقر، بیکاری، نداشتن مهارت یا فقدان فرصتهای شغلی است. اگر رشد اقتصادی مناسبی در جامعه وجود داشته باشد، قطعاً میزان فقر کاهش پیدا میکند. در نتیجه به این شکل نیست که صفر شود زیرا بخشی از فقر هم به عوامل شخصی و رفتار انسان برمیگردد، اما میتوان تا حد بالایی، آن را کاهش داد.
مطلب كامل؛
https://fa.shafaqna.com/news/697998/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
خبرگزاری بین المللی شفقنا
تفسیر روایت «كاد الفقر أن يكون كفرا» در گفتوگوی شفقنا با محمدرضا یوسفی: فقر به نظام اعتقادی افراد ضربه میزند / رشد اقتصادی مناسب…
شفقنا- نزدیک است که فقر به کفر بیانجامد؛ این حدیث از پیامبر(ص) را بارها شنیدهایم و هر کسی از زاویه دید خود تفسیری بر آن داشته است. یکی این فقر را معنوی و دیگری مادی میداند؛ بویژه غالب اندیشمندان گذشته، این فقر را فقر نفس تعبیر کردهاند؛ اما مقصود فقر در…
10 کار مدیران چابک
1- کار کمتر:
کار در جریان را در سطح سبد محصول محدود کنید، اتلاف را حذف نمایید، تمرکز ایجاد کنید، کارهای موازی کمتری انجام دهید، مسائل را ساده نگاه دارید.
2- اکتشاف و تطبیق:
به جای دنبال کردن برنامه ای مشخص، اکتشاف کنید و خود را با آموخته هایتان تطبیق دهید.
3- یادگیری سریع:
چرخه های بازخورد را کوتاه کنید، تحملِ پذیرش اشتباهات را داشته باشید و برای یادگیری و بهبود مستمر ارزش قائل شوید.
4- یک تیم، یک هدف:
برای جلوگیری از انباشته شدن کارها، تیمهایی محصول محور ، متحد و چندتخصصی با هدفی مشترک تشکیل دهید و سیاسی کاری را سرکوب کنید.
5- تمرکز روی ارزش:
به جای هزینه، روی ارزش تمرکز کنید، ارزش را هر چه زودتر و به تدریج تحویل دهید و روی ساخت محصولِ درست تمرکز کنید.
6- توانمندسازی تیمها:
با الهام بخشیدن و تعامل با تیمها، فرصتی برای ایجاد محرک های ذاتی مانند اختیار ، تسلط و هدف فراهم کنید.
7- پذیرش واقعیت های سخت:
در پذیرش مشکلات و واقعیت های سخت باز عمل کنید و تیم خود را در حل مشکلات یاری و حمایت نمایید و همواره به یاد داشته باشید که چابکی مشکلات شما را حل نمیکند، بلکه آنها را برایتان نمایان می سازد.
8- افکار بزرگ، شروع کوچک:
چشم اندازی بزرگ داشته باشید ولی آنرا در بخش های کوچک تحویل دهید.
9- همکاری:
نقش خود را به خوبی ایفا نمایید و اعضای تیم خود را حمایت کنید و به افراد فرصت دهید که حضوری فعال در پروژه ها داشته باشند.
10- رهبری نمونه بودن :
ابتدا خود چابک باشید، از تکنیک های آن استفاده کنید، اصول چابکی را به معرض نمایش قرار دهید و مانند رهبری خدمتگزار رفتار نمایید.
باشگاه کارفرمایان،مدیران و کارشناسان ایران
https://t.me/ExecutiveManagemnt
1- کار کمتر:
کار در جریان را در سطح سبد محصول محدود کنید، اتلاف را حذف نمایید، تمرکز ایجاد کنید، کارهای موازی کمتری انجام دهید، مسائل را ساده نگاه دارید.
2- اکتشاف و تطبیق:
به جای دنبال کردن برنامه ای مشخص، اکتشاف کنید و خود را با آموخته هایتان تطبیق دهید.
3- یادگیری سریع:
چرخه های بازخورد را کوتاه کنید، تحملِ پذیرش اشتباهات را داشته باشید و برای یادگیری و بهبود مستمر ارزش قائل شوید.
4- یک تیم، یک هدف:
برای جلوگیری از انباشته شدن کارها، تیمهایی محصول محور ، متحد و چندتخصصی با هدفی مشترک تشکیل دهید و سیاسی کاری را سرکوب کنید.
5- تمرکز روی ارزش:
به جای هزینه، روی ارزش تمرکز کنید، ارزش را هر چه زودتر و به تدریج تحویل دهید و روی ساخت محصولِ درست تمرکز کنید.
6- توانمندسازی تیمها:
با الهام بخشیدن و تعامل با تیمها، فرصتی برای ایجاد محرک های ذاتی مانند اختیار ، تسلط و هدف فراهم کنید.
7- پذیرش واقعیت های سخت:
در پذیرش مشکلات و واقعیت های سخت باز عمل کنید و تیم خود را در حل مشکلات یاری و حمایت نمایید و همواره به یاد داشته باشید که چابکی مشکلات شما را حل نمیکند، بلکه آنها را برایتان نمایان می سازد.
8- افکار بزرگ، شروع کوچک:
چشم اندازی بزرگ داشته باشید ولی آنرا در بخش های کوچک تحویل دهید.
9- همکاری:
نقش خود را به خوبی ایفا نمایید و اعضای تیم خود را حمایت کنید و به افراد فرصت دهید که حضوری فعال در پروژه ها داشته باشند.
10- رهبری نمونه بودن :
ابتدا خود چابک باشید، از تکنیک های آن استفاده کنید، اصول چابکی را به معرض نمایش قرار دهید و مانند رهبری خدمتگزار رفتار نمایید.
باشگاه کارفرمایان،مدیران و کارشناسان ایران
https://t.me/ExecutiveManagemnt
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روش STG
روشی عالی برای مدیریت رفتار و احساسات
دکتر بابایی زاد
روشی عالی برای مدیریت رفتار و احساسات
دکتر بابایی زاد
گفتوگو با دکتر محمود سریعالقلم / ماهنامهی اندیشهی پویا. ویژهنامهی نوروزی. شمارهی ۹۵
به نظر میرسد مهمترین روندها در وقایع سال آینده در جهان، بیتأثیر از بازگشت ترامپ به کاخ سفید، سیاستهای شوکآور او و واکنشهای سایر قدرتها در برابر آن نباشد. عملکرد ترامپ در روزهای آغازین حضورش در کاخ سفید و تصمیماتی همچون تعلیق برخی کمکهای خارجی امریکا، پیشنهاد خریداری گرینلند و طرح موضوع ادارهی غزه توسط امریکا نیز شگفتی برخی ناظران را برانگیخت. شما چه برداشتی از شخصیت سیاسی و دیپلماتیک ترامپ دارید؟
به باور من اندیشهها و اقدامات ترامپ، حتا اگر به اندازهی بیستدرصد به اجرا درآید و موفق شود، به یک دگردیسی اساسی نه تنها در داخل امریکا که در سطح جهانی خواهد انجامید. ترامپ چند ویژگی دارد که باعث میشود، بسیاری از رؤسای جمهور و رهبران جهان به جای اینکه در مقابل او بایستند، سعی کنند با او انطباقپذیری پیدا کنند. یک ویژگی او این است که فردی مکتوب نیست بلکه شفاهیست. خاطرم هست که باراک اوباما در یک کنفرانس روایت میکرد که در دوران ریاستجمهوریاش، بعد از خوردن شام با خانواده در کاخ سفید، تا ساعت یازده شب مطالعه میکرد تا خودش را برای جلسات حکومتیِ روز بعد آماده کند و با آگاهی و بههنگام بودن در جلسات وارد شود و بحث کند. اما این یک ویژگی ترامپ است که دوست دارد مسائل را با صحبت کردنِ رودررو یا تلفنی حلوفصل کند. او همینحالا ساعتها پای تلفن است و اصلاً از سخن گفتن پای تلفن لذت میبرد. افراد زیادی از بخش خصوصی و شرکتهای بزرگ امریکایی، این روزها به کاخ سفید میآیند و با ترامپ مذاکرهي رودررو میکنند. در گذشته سنت بر این بود که رئیس یک شرکت خصوصی، برای ملاقات با رئیسجمهور امریکا باید ابتدا نامهنگاری میکرد و بعد از طی شدن روند اداری، برای سه هفته تا یک ماه بعد، موعدی برای دیدار او با رئیسجمهور امریکا تعیین میشد. این روزها چنین پروتکلی رعایت نمیشود و افرادی هستند که بدون وقت قبلی، پایشان به کاخ سفید باز است و با رئیسجمهور جدید گفتوگو میکنند. ترامپ علاقه دارد مسائل را به صورت سریع و با مذاکرهی حضوری یا تلفنیِ دوطرفه، با حداقل روند اداری یا مطالعهی پیشین دربارهی آن حلوفصل کند. روبیو، وزیر خارجهی جدید امریکا، اخیراً در یک مصاحبه گفته بود اگر قرار بود رویههای عادی در دولت امریکا به کار گرفته شود، اخراج مهاجران غیرقانونی کلمبیایی از خاک امریکا لااقل شش ماه طول میکشید. ولی ترامپ در عرض شش ساعت دستورات لازم برای انجام این کار را با چند تلفن انجام داد و بخشهای مختلف انتظامی و اداری و دفاعی را برای آماده کرد تا مهاجران کلمبیایی را سوار هواپیما کنند و به کلمبیا بازگردانند...
مطالعه متن کامل و ارسال نظر از اینجا
کانال تلگرام 👇
https://t.me/sariolghalam
به نظر میرسد مهمترین روندها در وقایع سال آینده در جهان، بیتأثیر از بازگشت ترامپ به کاخ سفید، سیاستهای شوکآور او و واکنشهای سایر قدرتها در برابر آن نباشد. عملکرد ترامپ در روزهای آغازین حضورش در کاخ سفید و تصمیماتی همچون تعلیق برخی کمکهای خارجی امریکا، پیشنهاد خریداری گرینلند و طرح موضوع ادارهی غزه توسط امریکا نیز شگفتی برخی ناظران را برانگیخت. شما چه برداشتی از شخصیت سیاسی و دیپلماتیک ترامپ دارید؟
به باور من اندیشهها و اقدامات ترامپ، حتا اگر به اندازهی بیستدرصد به اجرا درآید و موفق شود، به یک دگردیسی اساسی نه تنها در داخل امریکا که در سطح جهانی خواهد انجامید. ترامپ چند ویژگی دارد که باعث میشود، بسیاری از رؤسای جمهور و رهبران جهان به جای اینکه در مقابل او بایستند، سعی کنند با او انطباقپذیری پیدا کنند. یک ویژگی او این است که فردی مکتوب نیست بلکه شفاهیست. خاطرم هست که باراک اوباما در یک کنفرانس روایت میکرد که در دوران ریاستجمهوریاش، بعد از خوردن شام با خانواده در کاخ سفید، تا ساعت یازده شب مطالعه میکرد تا خودش را برای جلسات حکومتیِ روز بعد آماده کند و با آگاهی و بههنگام بودن در جلسات وارد شود و بحث کند. اما این یک ویژگی ترامپ است که دوست دارد مسائل را با صحبت کردنِ رودررو یا تلفنی حلوفصل کند. او همینحالا ساعتها پای تلفن است و اصلاً از سخن گفتن پای تلفن لذت میبرد. افراد زیادی از بخش خصوصی و شرکتهای بزرگ امریکایی، این روزها به کاخ سفید میآیند و با ترامپ مذاکرهي رودررو میکنند. در گذشته سنت بر این بود که رئیس یک شرکت خصوصی، برای ملاقات با رئیسجمهور امریکا باید ابتدا نامهنگاری میکرد و بعد از طی شدن روند اداری، برای سه هفته تا یک ماه بعد، موعدی برای دیدار او با رئیسجمهور امریکا تعیین میشد. این روزها چنین پروتکلی رعایت نمیشود و افرادی هستند که بدون وقت قبلی، پایشان به کاخ سفید باز است و با رئیسجمهور جدید گفتوگو میکنند. ترامپ علاقه دارد مسائل را به صورت سریع و با مذاکرهی حضوری یا تلفنیِ دوطرفه، با حداقل روند اداری یا مطالعهی پیشین دربارهی آن حلوفصل کند. روبیو، وزیر خارجهی جدید امریکا، اخیراً در یک مصاحبه گفته بود اگر قرار بود رویههای عادی در دولت امریکا به کار گرفته شود، اخراج مهاجران غیرقانونی کلمبیایی از خاک امریکا لااقل شش ماه طول میکشید. ولی ترامپ در عرض شش ساعت دستورات لازم برای انجام این کار را با چند تلفن انجام داد و بخشهای مختلف انتظامی و اداری و دفاعی را برای آماده کرد تا مهاجران کلمبیایی را سوار هواپیما کنند و به کلمبیا بازگردانند...
مطالعه متن کامل و ارسال نظر از اینجا
کانال تلگرام 👇
https://t.me/sariolghalam
Telegram
دکتر محمود سریع القلم
کانال رسمی دکتر محمود سریع القلم
وبسایت رسمی www.sariolghalam.com
وبسایت رسمی www.sariolghalam.com
📌 تشدید تنشهای تجاری میان ایالات متحده و چین به مرحلهای بحرانی رسیده است. دولت ترامپ اخیراً تعرفههای سنگینی بر صنایع حیاتی چین، از جمله خودروهای الکتریکی، فناوریهای انرژی تجدیدپذیر، فولاد، آلومینیوم، نیمهرساناها و مواد معدنی استراتژیک اعمال کرده است. این اقدامات با هدف حفاظت از مشاغل تولیدی داخلی و مقابله با شیوههای تجاری ناعادلانه چین صورت گرفته است. با این حال، پیامدهای این اقدامات فراتر از این دو اقتصاد بزرگ بوده و زنجیرههای تأمین جهانی، بازارهای کالا و جریانهای سرمایهگذاری را تحت تأثیر قرار داده است.
چین در پاسخ، تعرفههایی بر صادرات کلیدی آمریکا، بهویژه در بخشهای کشاورزی و شیمیایی، اعمال کرده و همزمان برنامه " ساخت چین ۲۰۲۵ " را برای کاهش وابستگی به واردات فناوریها و مواد اولیه خارجی تسریع بخشیده است. علاوه بر این، صادرکنندگان چینی تمرکز خود را به بازارهای نوظهور، بهویژه در کشورهای بریکس و جهان در حال توسعه، معطوف کردهاند.
▪︎تأثیرات فوری این جنگ تجاری مشهود است. مصرفکنندگان آمریکایی با افزایش قابلتوجه قیمتها، بهویژه در خودروهای الکتریکی، فناوریهای خورشیدی و الکترونیک مصرفی مواجه شدهاند. تحلیلگران صنعت پیشبینی میکنند که قیمت خودروهای الکتریکی ممکن است تا ۳۰٪ افزایش یابد. در مقابل، شرکتهای چینی برای حفظ موقعیت بازار خود، تخفیفهای قابلتوجهی در بازارهای جایگزین ارائه میدهند که میتواند جریانهای تجاری و پویایی بازار را در اقتصادهای نوظهور بازتعریف کند.
▪︎زنجیرههای تأمین جهانی نیز دستخوش تغییرات سریع شدهاند. شرکتهای بزرگ چینی مانند BYD و CATL به سرعت تأسیسات تولیدی خود را از چین به جنوب شرق آسیا، اروپای شرقی و آمریکای لاتین منتقل میکنند. این تغییر بهطور قابلتوجهی چشمانداز تجارت بینالمللی را بازتعریف کرده و فرصتها و چالشهای جدیدی برای اقتصادهای جهانی ایجاد میکند.
▪︎کشورهای بریکس، شامل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی، در این چشمانداز متغیر بهطور منحصربهفردی قرار گرفتهاند. این کشورها میتوانند از جریانهای سرمایهگذاری و تجارت مجدد بهرهمند شوند. کشورهایی مانند هند و برزیل، با بازارهای مصرفی بزرگ و ظرفیتهای تولیدی رو به رشد، میتوانند سرمایهگذاری خارجی قابلتوجهی جذب کنند. علاوه بر این، آنها میتوانند از استراتژیهای صادراتی مجدد چین بهرهمند شوند و به فناوریهای پیشرفته مانند خودروهای الکتریکی مقرونبهصرفه، سیستمهای انرژی تجدیدپذیر و زیرساختهای مخابراتی با قیمتهای رقابتی دسترسی پیدا کنند.
▪︎با این حال، این فرصتها با چالشهای قابلتوجهی همراه است. ورود محصولات ارزانقیمت چینی میتواند صنایع داخلی در اقتصادهای بریکس را تضعیف کرده و وابستگی اقتصادی ایجاد کند. علاوه بر این، کشورهای بریکس با فشارهای ژئوپلیتیکی فزایندهای مواجه هستند که ممکن است موضع بیطرف آنها را به خطر بیندازد و آنها را مجبور به همسویی استراتژیک با ایالات متحده یا چین کند، که میتواند روابط بینالمللی و استراتژیهای اقتصادی آنها را پیچیدهتر کند.
▪︎در زمینه جهانی گستردهتر، این جنگ تجاری روند واضحی بهسوی چندقطبی شدن اقتصادی را نشان میدهد که با حوزههای فناوری و مالی متمایز تحت سلطه جداگانه ایالات متحده و چین مشخص میشود. پیامدهای این وضعیت برای امور مالی جهانی عمیق است، با افزایش تنوع ارزها و علاقه بیشتر به سیستمهای پرداخت جایگزین، ارزهای دیجیتال و ابزارهای مالی مبتنی بر کالا.
▪︎در نهایت، تنشهای تجاری جاری بین ایالات متحده و چین بیش از یک اختلاف موقتی است—آنها نشاندهنده بازسازی اساسی روابط اقتصادی بینالمللی هستند. برای کشورهای بریکس و سایر اقتصادهای نوظهور، پیمایش در این محیط پیچیده نیاز به دوراندیشی استراتژیک، سرمایهگذاری قابلتوجه در زیرساختها، سیاستهای صنعتی محتاطانه و تعامل دیپلماتیک دقیق دارد تا استقلال اقتصادی حفظ شده و از فرصتهای جدید برای رشد پایدار بهرهبرداری شود.
https://bricsbridge.com/news/us-china-trade-war-impact-brics-opportunities/
چین در پاسخ، تعرفههایی بر صادرات کلیدی آمریکا، بهویژه در بخشهای کشاورزی و شیمیایی، اعمال کرده و همزمان برنامه " ساخت چین ۲۰۲۵ " را برای کاهش وابستگی به واردات فناوریها و مواد اولیه خارجی تسریع بخشیده است. علاوه بر این، صادرکنندگان چینی تمرکز خود را به بازارهای نوظهور، بهویژه در کشورهای بریکس و جهان در حال توسعه، معطوف کردهاند.
▪︎تأثیرات فوری این جنگ تجاری مشهود است. مصرفکنندگان آمریکایی با افزایش قابلتوجه قیمتها، بهویژه در خودروهای الکتریکی، فناوریهای خورشیدی و الکترونیک مصرفی مواجه شدهاند. تحلیلگران صنعت پیشبینی میکنند که قیمت خودروهای الکتریکی ممکن است تا ۳۰٪ افزایش یابد. در مقابل، شرکتهای چینی برای حفظ موقعیت بازار خود، تخفیفهای قابلتوجهی در بازارهای جایگزین ارائه میدهند که میتواند جریانهای تجاری و پویایی بازار را در اقتصادهای نوظهور بازتعریف کند.
▪︎زنجیرههای تأمین جهانی نیز دستخوش تغییرات سریع شدهاند. شرکتهای بزرگ چینی مانند BYD و CATL به سرعت تأسیسات تولیدی خود را از چین به جنوب شرق آسیا، اروپای شرقی و آمریکای لاتین منتقل میکنند. این تغییر بهطور قابلتوجهی چشمانداز تجارت بینالمللی را بازتعریف کرده و فرصتها و چالشهای جدیدی برای اقتصادهای جهانی ایجاد میکند.
▪︎کشورهای بریکس، شامل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی، در این چشمانداز متغیر بهطور منحصربهفردی قرار گرفتهاند. این کشورها میتوانند از جریانهای سرمایهگذاری و تجارت مجدد بهرهمند شوند. کشورهایی مانند هند و برزیل، با بازارهای مصرفی بزرگ و ظرفیتهای تولیدی رو به رشد، میتوانند سرمایهگذاری خارجی قابلتوجهی جذب کنند. علاوه بر این، آنها میتوانند از استراتژیهای صادراتی مجدد چین بهرهمند شوند و به فناوریهای پیشرفته مانند خودروهای الکتریکی مقرونبهصرفه، سیستمهای انرژی تجدیدپذیر و زیرساختهای مخابراتی با قیمتهای رقابتی دسترسی پیدا کنند.
▪︎با این حال، این فرصتها با چالشهای قابلتوجهی همراه است. ورود محصولات ارزانقیمت چینی میتواند صنایع داخلی در اقتصادهای بریکس را تضعیف کرده و وابستگی اقتصادی ایجاد کند. علاوه بر این، کشورهای بریکس با فشارهای ژئوپلیتیکی فزایندهای مواجه هستند که ممکن است موضع بیطرف آنها را به خطر بیندازد و آنها را مجبور به همسویی استراتژیک با ایالات متحده یا چین کند، که میتواند روابط بینالمللی و استراتژیهای اقتصادی آنها را پیچیدهتر کند.
▪︎در زمینه جهانی گستردهتر، این جنگ تجاری روند واضحی بهسوی چندقطبی شدن اقتصادی را نشان میدهد که با حوزههای فناوری و مالی متمایز تحت سلطه جداگانه ایالات متحده و چین مشخص میشود. پیامدهای این وضعیت برای امور مالی جهانی عمیق است، با افزایش تنوع ارزها و علاقه بیشتر به سیستمهای پرداخت جایگزین، ارزهای دیجیتال و ابزارهای مالی مبتنی بر کالا.
▪︎در نهایت، تنشهای تجاری جاری بین ایالات متحده و چین بیش از یک اختلاف موقتی است—آنها نشاندهنده بازسازی اساسی روابط اقتصادی بینالمللی هستند. برای کشورهای بریکس و سایر اقتصادهای نوظهور، پیمایش در این محیط پیچیده نیاز به دوراندیشی استراتژیک، سرمایهگذاری قابلتوجه در زیرساختها، سیاستهای صنعتی محتاطانه و تعامل دیپلماتیک دقیق دارد تا استقلال اقتصادی حفظ شده و از فرصتهای جدید برای رشد پایدار بهرهبرداری شود.
https://bricsbridge.com/news/us-china-trade-war-impact-brics-opportunities/
brics bridge
U.S.-China Trade War Escalates: Global Impact and Opportunities for BRICS - brics bridge
The U.S.-China trade war has escalated, affecting global supply chains, investment flows, and markets. For BRICS nations, this presents both opportunities and challenges in sectors like EVs, renewable energy, and manufacturing.
👍1
✳️ برگزاری جلسات مؤثرتر
1️⃣ به چندکاری (Multitasking) نه بگویید.
چندکاری در جلسات باعث کاهش مشارکت و اثربخشی میشود. رهبران باید انتظارات واضحی را برای حضور کامل و مشارکت فعال همهی اعضا تعیین کنند. این کار کیفیت جلسات را بهبود میبخشد و احترام به زمان و مشارکت افراد را نشان میدهد.
2️⃣ جلسه را از قبل طراحی کنید – بداهه عمل نکنید.
جلسات با ساختار مشخص، دستورکار شفاف و نقشهای تعریف شده به نتایج بهتری منجر میشوند. فرمت جلسه را برنامهریزی کنید، مشارکتهای مورد انتظار از شرکت کنندگان را مشخص کنید و زمان مناسبی را به هر موضوع اختصاص دهید تا تمرکز و بهرهوری حفظ شود.
3️⃣ یک منتقد سازنده تعیین کنید.
یکی از اعضا را به عنوان مدافع مخالف (Devil’s Advocate) در بحثها انتخاب کنید. این نقش به تیم کمک میکند تا مشکلات احتمالی را شناسایی کند، دیدگاههای جایگزین را در نظر بگیرد و از تفکر گروهی اجتناب کند. چرخش این مسئولیت اطمینان میدهد که دیدگاههای متنوع به طور مداوم نمایندگی شوند.
4️⃣ واقعیت چتهای جانبی در جلسات مجازی را بپذیرید.
چتهای جانبی در جلسات آنلاین اتفاق میافتند. به جای حذف آنها، استانداردهایی برای استفاده مناسب تعیین کنید و در صورت مفید بودن، بینشهای مرتبط از این گفتگوها را با کل گروه به اشتراک بگذارید.
5️⃣ به موضوعات ناگفته بپردازید.
تنشها یا مسائل بیان نشده که ممکن است بر پویایی تیم تأثیر بگذارند را مورد بحث قرار دهید. ایجاد امنیت روانی برای گفتگوهای دشوار، تصمیمگیری را بهبود میبخشد و از تأثیر مسائل حل نشده بر اثربخشی جلسات جلوگیری میکند.
6️⃣ سؤالاتی بپرسید که افراد را به صحبت وادار کند.
از سؤالات هدفمند برای جلب دیدگاههای متنوع و تشویق مشارکت همهی اعضا استفاده کنید. تکنیکهایی مانند صحبت به صورت نوبتی یا دعوت مستقیم از اعضای کم حرف تر، اطمینان میدهد که همهی صداها شنیده میشوند، نه فقط بلندترینها.
7️⃣ بحث سازنده را تشویق کنید.
فضایی ایجاد کنید که در آن اختلاف نظر سازنده مورد استقبال و ارزشگذاری قرار گیرد. تیمهایی که میتوانند با احترام ایدهها را به چالش بکشند، راه حلهای بهتری تولید میکنند. رهبران باید با دعوت از انتقاد نسبت به ایدههای خود، این رفتار را الگو قرار دهند.
8️⃣ روزهای بدون جلسه را اجرا کنید.
روزها یا بازههای زمانی خاصی را بدون جلسه تعیین کنید تا فضایی برای کار متمرکز و استراحت فراهم شود. این کار بهرهوری را افزایش میدهد و خستگی ناشی از جلسات را در بین اعضای تیم کاهش میدهد. (رشد و توسعه)
انجمن حمایت ازتولید
https://t.me/ExecutiveManagement
1️⃣ به چندکاری (Multitasking) نه بگویید.
چندکاری در جلسات باعث کاهش مشارکت و اثربخشی میشود. رهبران باید انتظارات واضحی را برای حضور کامل و مشارکت فعال همهی اعضا تعیین کنند. این کار کیفیت جلسات را بهبود میبخشد و احترام به زمان و مشارکت افراد را نشان میدهد.
2️⃣ جلسه را از قبل طراحی کنید – بداهه عمل نکنید.
جلسات با ساختار مشخص، دستورکار شفاف و نقشهای تعریف شده به نتایج بهتری منجر میشوند. فرمت جلسه را برنامهریزی کنید، مشارکتهای مورد انتظار از شرکت کنندگان را مشخص کنید و زمان مناسبی را به هر موضوع اختصاص دهید تا تمرکز و بهرهوری حفظ شود.
3️⃣ یک منتقد سازنده تعیین کنید.
یکی از اعضا را به عنوان مدافع مخالف (Devil’s Advocate) در بحثها انتخاب کنید. این نقش به تیم کمک میکند تا مشکلات احتمالی را شناسایی کند، دیدگاههای جایگزین را در نظر بگیرد و از تفکر گروهی اجتناب کند. چرخش این مسئولیت اطمینان میدهد که دیدگاههای متنوع به طور مداوم نمایندگی شوند.
4️⃣ واقعیت چتهای جانبی در جلسات مجازی را بپذیرید.
چتهای جانبی در جلسات آنلاین اتفاق میافتند. به جای حذف آنها، استانداردهایی برای استفاده مناسب تعیین کنید و در صورت مفید بودن، بینشهای مرتبط از این گفتگوها را با کل گروه به اشتراک بگذارید.
5️⃣ به موضوعات ناگفته بپردازید.
تنشها یا مسائل بیان نشده که ممکن است بر پویایی تیم تأثیر بگذارند را مورد بحث قرار دهید. ایجاد امنیت روانی برای گفتگوهای دشوار، تصمیمگیری را بهبود میبخشد و از تأثیر مسائل حل نشده بر اثربخشی جلسات جلوگیری میکند.
6️⃣ سؤالاتی بپرسید که افراد را به صحبت وادار کند.
از سؤالات هدفمند برای جلب دیدگاههای متنوع و تشویق مشارکت همهی اعضا استفاده کنید. تکنیکهایی مانند صحبت به صورت نوبتی یا دعوت مستقیم از اعضای کم حرف تر، اطمینان میدهد که همهی صداها شنیده میشوند، نه فقط بلندترینها.
7️⃣ بحث سازنده را تشویق کنید.
فضایی ایجاد کنید که در آن اختلاف نظر سازنده مورد استقبال و ارزشگذاری قرار گیرد. تیمهایی که میتوانند با احترام ایدهها را به چالش بکشند، راه حلهای بهتری تولید میکنند. رهبران باید با دعوت از انتقاد نسبت به ایدههای خود، این رفتار را الگو قرار دهند.
8️⃣ روزهای بدون جلسه را اجرا کنید.
روزها یا بازههای زمانی خاصی را بدون جلسه تعیین کنید تا فضایی برای کار متمرکز و استراحت فراهم شود. این کار بهرهوری را افزایش میدهد و خستگی ناشی از جلسات را در بین اعضای تیم کاهش میدهد. (رشد و توسعه)
انجمن حمایت ازتولید
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ در نبرد با فقر و ناامیدی
✍🏻شادی مکی
✅ جنگ میشود؟ تهدیدهای خارجی جدی است؟ تورم به کجا میرسد؟ سفرههایمان از آنچه هست، کوچکتر میشود؟ چه بر سر مستأجران میآید؟ بحران آب و برق قرار است چه بلایی سرمان بیاورد؟ چه چیزی در انتظارمان است؟ همه این موارد دغدغههایی است که جامعه ایرانی در پایان سال 1403 با آن دست به گریبان بود؛ دغدغههایی که هنوز هم پاسخ مشخصی به آنها داده نشده است.
🔺آخرین گزارش رسمی منتشرشده درباره فقر حاکی از آن است که از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۱، بالغ بر ۴۸ درصد از مستأجران ایران به زیر خط فقر پرتاب شدهاند.بررسیهای دیگر هم نشان از آن دارد که آمار فقرا در کشور از 19 درصد در سال 1390، به 33 درصد در سال 1401 رسیده است؛ آماری که با توجه به نرخ 33.6درصدی تورم سالانه در سال 1403، قطعا افزایش هم داشته است
🔺 ناامیدی در جامعه
🔹مردم اما سال گذشته را با اضطراب جنگ به پایان رساندند و همچنان هم در این وضعیت قرار دارند. این ابهام و هراس از آینده در حالی در جریاناست که چند روز پیش رضا صالحیامیری، وزیر گردشگری اعلام کرد که حدود ۴۰ درصد از مردم سفر رفتند و ۶۰ درصد سفر نکردهاند. آماری کهاین گمان را در میان برخی ایجاد میکند که سفرها نشانهای از کمرنگبودن اضطراب از آینده و حتی فقر در میان ایرانیان است.
🗣️سمیه توحیدلو، جامعهشناس اقتصادی:در شرایطی قرار داریم که بدبینی و ناامیدی در جامعه قوت گرفته است. وضعیت اقتصادی مردم روزبهروز بدتر میشود و از طرف دیگر، شکاف اقتصادی و افزایش ضریب جینی عاملی برای ناراضیترشدن شهروندان است.امروز همبستگی عمودی یعنی اعتماد میان مردم و ساختار مدیریت کشور را از دست دادهایم و درباره همبستگی افقی هم باید گفت که همبستگی درونگروهی در جامعه زیاد و همبستگی بینگروهی کم شده است.
🔸سفر به معنای خوش بودن نیست!
🔹نمیشود سفررفتن را تعبیر به مطلوببودن شرایط مردم تعبیر کرد. درواقع این موارد تنها نشاندهنده آن هستند که یک جامعه در تلاش است که به لحاظ فرهنگی تاب بیاورد. درواقع سفر را باید به عنوان مدلی از تابآوری و مصرفهای جبرانی تحلیل کرد.سفر فرار روانی از تنشها و نوعی تسکین موقت است، اما به معنای خوشبودن نیست. تلاش برای تاب آوری از ویژگیهای مردم ایران است .
🔺شباهت با دوران جنگ
🗣️شهرام فرضی جامعه شناس سیاسی:
شرایط فعلی کشور مشابه روزهای نزدیک به جنگ ایران و عراق است. این شباهت به دلیل بحرانهای اقتصادی و سیاسی است که در آن زمان وجود داشت. امروز هم این همگونی بهویژه در بخش اقتصادی مشاهده میشود که شاخصهایی مانند نرخ بالای تورم، کاهش قدرت خرید مردم، کمبود و ناترازی انرژی، اعتراضها و درخواست برای اصلاح امور و... از جمله مصادیق این شباهتها هستند.
در سطح حکمرانی برای تحمل فشارهای موجود و جلب اعتماد عمومی نیازمند اصلاحات ساختاری بهویژه در حوزههای اقتصادی و اجتماعی هستیم. مواردی مانند شفافیت درباره محل هزینهکرد بودجه عمومی به افزایش اعتماد عمومی منجر میشود. لازم است گفتمان سیاست داخلی کشور هم منعطفتر شده و امکان گفتوگوی ملی از طریق فعالیت احزاب متنوع و مشارکت مدنی مردم فراهم شود. همچنین سیاست خارجی باید بهگونهای تنظیم شود که هدف اصلی آن توسعه و بهبود زندگی مردم باشد
🔺آمار نگران کننده نرخ فلاکت
🔹آمار 35 میلیون سفر نوروزی که توسط وزیرگردشگری اعلام شده در تناقض با واقعیتهای اقتصادی موجود در جامعه مانند شاخص فلاکت است. در سالهای اخیر وقتی شاخص فلاکت را بررسی میکنیم، شاهد آماری بهشدت نگرانکننده هستیم. در چنین شرایطی، افزایش آماری سفرها نمیتواند بیانگر افزایش رفاه باشد یا نمادی از افزایش نشاط اجتماعی تلقی شود.این آمار تنها به تعداد سفرها اشاره دارد، درحالیکه اطلاعاتی درباره کیفیت سفرها به دست نمیدهد.
🔺کودکان هم نگرانند!
🗣️علی نیکجو، روانپزشک و رواندرمانگر:در سطح کلان همه ما وضعیت را حس میکنیم. حتی کودکان از بزرگترها سؤال میکنند که آیا «واقعا قرار است جنگ شود؟». وقتی این میزان از دلشوره و اضطراب به سطح کودکان هم میرسد، نشاندهنده عمق تشویش و اضطرابی است که جامعه را دربرگرفته است. در این میان، نوعی از رفتار و اظهاراتی که میتواند منجر به تصمیمات عاقلانهتر و انتقال احساس امنیت در جامعه شود، کمتر مشاهده میشود
🔺سفر برای فرار از واقعیتها
🔹ممکن است گمان کنیم سفرهای نوروزی نشان از حال خوب جامعه ایرانی دارد؛ درحالیکه واقعا چنین نیست، بلکه ما در بازه زمانی نوروز و طی یک همبستگی جمعی، قرار میگذاریم ذهنها را بر نقاط آسیبزننده ببندیم و خود را از واقعیات بیرونی منفک کنیم؛ هرچند بعد از این دو هفته، یکباره به سمت همه آشوبها و آسیبها پرت خواهیم شد.🔸متن کامل
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-991639
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍🏻شادی مکی
✅ جنگ میشود؟ تهدیدهای خارجی جدی است؟ تورم به کجا میرسد؟ سفرههایمان از آنچه هست، کوچکتر میشود؟ چه بر سر مستأجران میآید؟ بحران آب و برق قرار است چه بلایی سرمان بیاورد؟ چه چیزی در انتظارمان است؟ همه این موارد دغدغههایی است که جامعه ایرانی در پایان سال 1403 با آن دست به گریبان بود؛ دغدغههایی که هنوز هم پاسخ مشخصی به آنها داده نشده است.
🔺آخرین گزارش رسمی منتشرشده درباره فقر حاکی از آن است که از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۱، بالغ بر ۴۸ درصد از مستأجران ایران به زیر خط فقر پرتاب شدهاند.بررسیهای دیگر هم نشان از آن دارد که آمار فقرا در کشور از 19 درصد در سال 1390، به 33 درصد در سال 1401 رسیده است؛ آماری که با توجه به نرخ 33.6درصدی تورم سالانه در سال 1403، قطعا افزایش هم داشته است
🔺 ناامیدی در جامعه
🔹مردم اما سال گذشته را با اضطراب جنگ به پایان رساندند و همچنان هم در این وضعیت قرار دارند. این ابهام و هراس از آینده در حالی در جریاناست که چند روز پیش رضا صالحیامیری، وزیر گردشگری اعلام کرد که حدود ۴۰ درصد از مردم سفر رفتند و ۶۰ درصد سفر نکردهاند. آماری کهاین گمان را در میان برخی ایجاد میکند که سفرها نشانهای از کمرنگبودن اضطراب از آینده و حتی فقر در میان ایرانیان است.
🗣️سمیه توحیدلو، جامعهشناس اقتصادی:در شرایطی قرار داریم که بدبینی و ناامیدی در جامعه قوت گرفته است. وضعیت اقتصادی مردم روزبهروز بدتر میشود و از طرف دیگر، شکاف اقتصادی و افزایش ضریب جینی عاملی برای ناراضیترشدن شهروندان است.امروز همبستگی عمودی یعنی اعتماد میان مردم و ساختار مدیریت کشور را از دست دادهایم و درباره همبستگی افقی هم باید گفت که همبستگی درونگروهی در جامعه زیاد و همبستگی بینگروهی کم شده است.
🔸سفر به معنای خوش بودن نیست!
🔹نمیشود سفررفتن را تعبیر به مطلوببودن شرایط مردم تعبیر کرد. درواقع این موارد تنها نشاندهنده آن هستند که یک جامعه در تلاش است که به لحاظ فرهنگی تاب بیاورد. درواقع سفر را باید به عنوان مدلی از تابآوری و مصرفهای جبرانی تحلیل کرد.سفر فرار روانی از تنشها و نوعی تسکین موقت است، اما به معنای خوشبودن نیست. تلاش برای تاب آوری از ویژگیهای مردم ایران است .
🔺شباهت با دوران جنگ
🗣️شهرام فرضی جامعه شناس سیاسی:
شرایط فعلی کشور مشابه روزهای نزدیک به جنگ ایران و عراق است. این شباهت به دلیل بحرانهای اقتصادی و سیاسی است که در آن زمان وجود داشت. امروز هم این همگونی بهویژه در بخش اقتصادی مشاهده میشود که شاخصهایی مانند نرخ بالای تورم، کاهش قدرت خرید مردم، کمبود و ناترازی انرژی، اعتراضها و درخواست برای اصلاح امور و... از جمله مصادیق این شباهتها هستند.
در سطح حکمرانی برای تحمل فشارهای موجود و جلب اعتماد عمومی نیازمند اصلاحات ساختاری بهویژه در حوزههای اقتصادی و اجتماعی هستیم. مواردی مانند شفافیت درباره محل هزینهکرد بودجه عمومی به افزایش اعتماد عمومی منجر میشود. لازم است گفتمان سیاست داخلی کشور هم منعطفتر شده و امکان گفتوگوی ملی از طریق فعالیت احزاب متنوع و مشارکت مدنی مردم فراهم شود. همچنین سیاست خارجی باید بهگونهای تنظیم شود که هدف اصلی آن توسعه و بهبود زندگی مردم باشد
🔺آمار نگران کننده نرخ فلاکت
🔹آمار 35 میلیون سفر نوروزی که توسط وزیرگردشگری اعلام شده در تناقض با واقعیتهای اقتصادی موجود در جامعه مانند شاخص فلاکت است. در سالهای اخیر وقتی شاخص فلاکت را بررسی میکنیم، شاهد آماری بهشدت نگرانکننده هستیم. در چنین شرایطی، افزایش آماری سفرها نمیتواند بیانگر افزایش رفاه باشد یا نمادی از افزایش نشاط اجتماعی تلقی شود.این آمار تنها به تعداد سفرها اشاره دارد، درحالیکه اطلاعاتی درباره کیفیت سفرها به دست نمیدهد.
🔺کودکان هم نگرانند!
🗣️علی نیکجو، روانپزشک و رواندرمانگر:در سطح کلان همه ما وضعیت را حس میکنیم. حتی کودکان از بزرگترها سؤال میکنند که آیا «واقعا قرار است جنگ شود؟». وقتی این میزان از دلشوره و اضطراب به سطح کودکان هم میرسد، نشاندهنده عمق تشویش و اضطرابی است که جامعه را دربرگرفته است. در این میان، نوعی از رفتار و اظهاراتی که میتواند منجر به تصمیمات عاقلانهتر و انتقال احساس امنیت در جامعه شود، کمتر مشاهده میشود
🔺سفر برای فرار از واقعیتها
🔹ممکن است گمان کنیم سفرهای نوروزی نشان از حال خوب جامعه ایرانی دارد؛ درحالیکه واقعا چنین نیست، بلکه ما در بازه زمانی نوروز و طی یک همبستگی جمعی، قرار میگذاریم ذهنها را بر نقاط آسیبزننده ببندیم و خود را از واقعیات بیرونی منفک کنیم؛ هرچند بعد از این دو هفته، یکباره به سمت همه آشوبها و آسیبها پرت خواهیم شد.🔸متن کامل
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-991639
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ هر مشکلی راه حلی دارد، جز حواسپرتی
نوشتۀ؛ الیور برکمن
ترجمه؛ نسیم حسینی
✅ احتمالاً این موقعیت را شما هم تجربه کردهاید: از بالاپایینکردن شبکههای اجتماعی خسته و آشفته شدهاید، تصمیم گرفتهاید از خانه یا شهر بزنید بیرون و هوایی تازه کنید. و وقتی رسیدهاید پارک یا کنار رودخانهای چادر زدهاید، خودتان را پیدا میکنید که گوشیتان را دست گرفتهاید و ناخودآگاه در شبکههای اجتماعی دنبال چیزهای جالب میگردید.
🔴 ما در دنیای امروز بهشکل وخیمی گرفتار حواسپرتی هستیم. به تعبیر الیور برکمن، آنقدر حواسپرتیم که حتی نمیدانیم حواسپرتیم. چرا به اینجا رسیدیم؟
🔴 برکمن وقتی این مسئله برایش اهمیت پیدا کرد که دید در کوران مبارزات انتخاباتی آمریکا در سال ۲۰۱۶ که جهان داشت در آتش و خشم میسوخت، نزدیک به سه میلیون نفر، برای ۴۴دقیقه در گوشیهایشان به دو جوان خیره شده بودند که دور یک هندوانه کش لاستیکی میانداختند و آنقدر این کار را ادامه دادند تا بالاخره بعد از ۶۸۶ کِش، هندوانه با کثیفکاری فراوانی ترکید. از خودش میپرسید: چطور آدمها راضی شدهاند چنین وقتی بگذارند؟
🔴 وقتی نظراتی که مردم برای آن دو جوان نوشته بودند را مطالعه میکرد، به نکتۀ جالبی رسید: خیلیها از اینکه دارند وقتشان را اینگونه تلف میکنند ناراحت بودند. یکی نوشته بود: «دارم چه بلایی سر زندگیم میارم؟»
🔴 حواسپرتی تلاشی است برای گریز از تجربۀ دردناک یا کسالتباری که در لحظه داریم و گاهی هم واقعاً لازم داریم کمی از واقعیت فاصله بگیریم. شبکههای اجتماعی دقیقاً این نیاز را میشناسند، و با وعدۀ رساندن ما به «چیزهای جالبتر» ضربۀ سهمگینی به ما میزنند: آنها توانایی توجهکردن را از ما میگیرند. بدینترتیب، پس از مدتی دائماً مشغول چیزهایی میشویم که دلمان نمیخواهد مشغولشان باشیم.
🔴 مشکل اصلی این است که حواسپرتی به تدریج قطبنمای فکری ما را ما مختل میکند. طوری که احساس میکنیم دیگر نمیدانیم چه چیزهایی مهم است یا چه موضوعاتی بیاهمیت است.
🔴 اگر بخواهیم معضلی را شناسایی کنیم و درمانی برایش بیابیم، نیازمند تمرکز هستیم. به شکل تناقضباری اگر بخواهیم مشکل حواسپرتیمان را هم حل کنیم، باید بتوانیم روی آن تمرکز کنیم و این دقیقاً همان نیرویی است که حواسپرتی تضعیف میکند. برای همین است که بیشتر راهحلهایی که برای حواسپرتی پیشنهاد میکنند ناکارامد است. برکمن با کمی ناامیدی میگوید، شاید تنها راهحل این باشد: بپذیرید که چیز جالبتری وجود ندارد.
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «در بهترين حالت، چهار هزار هفته روی زمين هستيم، پس چرا اينهمه وقت تلف میکنيم؟»
ادامۀ مطلب:
B2n.ir/a04328
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
نوشتۀ؛ الیور برکمن
ترجمه؛ نسیم حسینی
✅ احتمالاً این موقعیت را شما هم تجربه کردهاید: از بالاپایینکردن شبکههای اجتماعی خسته و آشفته شدهاید، تصمیم گرفتهاید از خانه یا شهر بزنید بیرون و هوایی تازه کنید. و وقتی رسیدهاید پارک یا کنار رودخانهای چادر زدهاید، خودتان را پیدا میکنید که گوشیتان را دست گرفتهاید و ناخودآگاه در شبکههای اجتماعی دنبال چیزهای جالب میگردید.
🔴 ما در دنیای امروز بهشکل وخیمی گرفتار حواسپرتی هستیم. به تعبیر الیور برکمن، آنقدر حواسپرتیم که حتی نمیدانیم حواسپرتیم. چرا به اینجا رسیدیم؟
🔴 برکمن وقتی این مسئله برایش اهمیت پیدا کرد که دید در کوران مبارزات انتخاباتی آمریکا در سال ۲۰۱۶ که جهان داشت در آتش و خشم میسوخت، نزدیک به سه میلیون نفر، برای ۴۴دقیقه در گوشیهایشان به دو جوان خیره شده بودند که دور یک هندوانه کش لاستیکی میانداختند و آنقدر این کار را ادامه دادند تا بالاخره بعد از ۶۸۶ کِش، هندوانه با کثیفکاری فراوانی ترکید. از خودش میپرسید: چطور آدمها راضی شدهاند چنین وقتی بگذارند؟
🔴 وقتی نظراتی که مردم برای آن دو جوان نوشته بودند را مطالعه میکرد، به نکتۀ جالبی رسید: خیلیها از اینکه دارند وقتشان را اینگونه تلف میکنند ناراحت بودند. یکی نوشته بود: «دارم چه بلایی سر زندگیم میارم؟»
🔴 حواسپرتی تلاشی است برای گریز از تجربۀ دردناک یا کسالتباری که در لحظه داریم و گاهی هم واقعاً لازم داریم کمی از واقعیت فاصله بگیریم. شبکههای اجتماعی دقیقاً این نیاز را میشناسند، و با وعدۀ رساندن ما به «چیزهای جالبتر» ضربۀ سهمگینی به ما میزنند: آنها توانایی توجهکردن را از ما میگیرند. بدینترتیب، پس از مدتی دائماً مشغول چیزهایی میشویم که دلمان نمیخواهد مشغولشان باشیم.
🔴 مشکل اصلی این است که حواسپرتی به تدریج قطبنمای فکری ما را ما مختل میکند. طوری که احساس میکنیم دیگر نمیدانیم چه چیزهایی مهم است یا چه موضوعاتی بیاهمیت است.
🔴 اگر بخواهیم معضلی را شناسایی کنیم و درمانی برایش بیابیم، نیازمند تمرکز هستیم. به شکل تناقضباری اگر بخواهیم مشکل حواسپرتیمان را هم حل کنیم، باید بتوانیم روی آن تمرکز کنیم و این دقیقاً همان نیرویی است که حواسپرتی تضعیف میکند. برای همین است که بیشتر راهحلهایی که برای حواسپرتی پیشنهاد میکنند ناکارامد است. برکمن با کمی ناامیدی میگوید، شاید تنها راهحل این باشد: بپذیرید که چیز جالبتری وجود ندارد.
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «در بهترين حالت، چهار هزار هفته روی زمين هستيم، پس چرا اينهمه وقت تلف میکنيم؟»
ادامۀ مطلب:
B2n.ir/a04328
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
ترجمان
در بهترين حالت، چهار هزار هفته روی زمين هستيم، پس چرا اينهمه وقت تلف میکنيم؟
الیور برکمن، گاردین — در روز جمعهای از ماه آوریل ۲۰۱۶، درست وقتی رقابت دوقطبی ریاستجمهوری آن سال در ایالاتمتحده شدت گرفته بود و بیش از سی درگیری مسلحانه در اقصی نقاط دنیا بیداد میکرد، قریب به سه میلیون نفر بخشی از روزشان را به تماشای دو گزارشگر بازفید…
👍1
✳️ نظریه بازیها و پیش بینی نتیجه جنگ تعرفه ها
✅ نظریه بازیها ابزاری جامع برای پیش بینی رفتار استراتژیک در شرایطی است که منافع بازیگران بهصورت متقابل به تصمیمات یکدیگر وابسته است. در این نوشتار به کمک نظریه بازیها به پیشبینی نتیجه جنگ تعرفهها مبادرت شود.
▪︎ زمینه و اهداف اقتصادی:
در آوریل ۲۰۲۵، دونالد ترامپ با اعمال تعرفههای وارداتی، اهدافی همچون احیای تولید داخلی، کاهش کسری تجاری و افزایش درآمد دولت را دنبال میکند. زمینه این سیاست، کسری تراز تجاری تقریبا ۱۲۰۰ میلیارد دلاری آمریکا و افزایش بدهیهای دولتی ناشی از کاهش مالیاتها و افزایش هزینههای نظامی است.
▪︎ پیشبینی رفتار استراتژیک از منظر نظریه بازیها:
با توجه به شخصیت دونالد ترامپ و مواضع رسانهای وی، از مدل بازی ترسو ها (Chicken Game) که بازی رقابتی با ریسک بالا محسوب می شود، در این نوشتار استفاده شده است. حریف آمریکا نیز چین، به عنوان نزدیکترین رقیب اقتصادی و با بیشترین سهم در کسری تراز تجاری آمریکا به معادل تقریبا ۳۰۰ میلیارد دلار است.
این مدل بازی، مانند راندن دو راننده از روبرو و با سرعت زیاد به سمت یکدیگر است، که چهار حالت می تواند اتفاق بیفتد:
● حالت اول: هیچیک از دو حریف منحرف نمیشوند و تصادف آنها بدترین حالت ممکن است.
● حالت دوم: هر دو حریف منحرف می شوند و هر دو نجات پیدا می کنند اما رقابت برنده ندارد.
● حالت سوم: یکی منحرف می شود و برنده این دوئل، طرف دیگر است.
● حالت چهارم: مانند حالت سوم، ولی جای برنده و بازنده عوض می شود.
🔺 صحنه بازی:
ترامپ به عنوان شروع کننده بازی، گام به گام تعرفه ها را بالا می برد و چین نیز به تلافی، تعرفه ها را افزایش میدهد و به ۸۴ درصد می رساند. آمریکا نیز با اعلام تعرفه ۱۰۴ درصدی و حتی در برخی بخش ها ۱۲۵ و ۱۴۵ درصدی، پای خود را بر پدال گاز می فشارد. چین نیز در عین تهدید، برای مذاکره اعلام آمادگی می کند.
🔺سایر بازیگران:
● بازیگر مهم دیگر این بازی اتحادیه اروپا است که علاوه بر تعاملات اقتصادی، دارای اتحادهای نظامی و امنیتی ریشه داری با آمریکا است.
● ژاپن بازیگر بعدی است که نخست وزیر آن به دنبال دیدار با ترامپ و توافق درباره تعرفهها است.
● کره جنوبی نیز با سرمایه گذاری جدید در آمریکا، خود را در کنار آمریکا قرار میدهد.
● عربستان بزرگترین بازیگر بازار انرژی است که ترامپ برایش برنامهها دارد.
● روسیه دیگر بازیگر بزرگ بازار انرژی که شریک استراتژیک چین است و ضمنا نمیخواهد آمریکای دوره ریاست جمهوری ترامپ را از دست دهد.
🔺 تعلیق ۹۰ روزه:
تعلیق ۹۰ روزه که از سوی آمریکا اعلام شد، دارای دو وجه است. وجه اول آشفتگی اقتصاد جهانی و نتیجتاً عقب نشینی ترامپ. وجه دوم فرصت مذاکرات گسترده برای آرایش جدید اقتصادی.
■ سناریوهای محتمل بر اساس بازی ترسو ها:
● حالت اول: تشدید جنگ تجاری
دو طرف با افزایش تعرفهها وارد یک چرخه تنش تجاری میشوند. پیامدهای احتمالی شامل کاهش تجارت جهانی به میزان ۱۵-۲۰٪، افزایش میانگین قیمت کالاها تا ۱۲٪ و کاهش رشد اقتصادی جهانی از حدود ۳.۰٪ به کمتر از ۲.۵٪ است؛ که می تواند موجب رکود اقتصادی شود.
● حالت دوم: توافق آمریکا و چین
دو طرف وارد مذاکره میشوند و تعرفه های اعلام شده را مدیریت میکنند و در سطحی پایینتر به توافق میرسند. نتیجتاً کسری تجاری آمریکا میتواند بین ۱۰-۱۵٪ کاهش یافته و نرخ رشد اقتصادی حدود ۲.۸-۳.۰٪ حفظ شود.
● حالت سوم: ائتلافهای جدید به رهبری آمریکا
در این سناریو، ائتلافهای بازیگران اصلی به رهبری آمریکا، موجب شکست چین در تجارت جهانی می شود و نتیجه این ائتلاف تثبیت نرخ رشد اقتصادی جهانی با حداقل ۳.۰٪ را به همراه خواهد داشت؛ ضمن آنکه نااطمینانیهای اقتصادی به طور قابلتوجهی کاهش مییابد.
● حالت چهارم: ائتلافهای جدید به رهبری چین
این سناریو، عکس سناریوی سوم است و چین به عنوان برنده این رقابت به جایگاه اول اقتصاد جهانی می رسد و تثبیت نرخ رشد اقتصادی جهانی با حداقل ۳.۰٪ را به همراه خواهد داشت.
🔺 نتیجهگیری:
جنگ تعرفهها میان آمریکا و چین را میتوان با مدل بازی ترسو ها تحلیل کرد؛ مدلی که در آن پافشاری بیش از حد، میتواند به زیان هر دو طرف منجر شود. محتملترین سناریو، عقبنشینی نسبی و ورود به مذاکرات است، چرا که هم هزینههای اقتصادی جنگ تجاری بالاست و هم بازیگران ثالث تمایل به ثبات دارند. در نتیجه، توافق نسبی با کاهش کسری تجاری آمریکا و حفظ رشد اقتصادی محتملتر از جنگ تجاری تمامعیار است.
البته در صورت تشکیل ائتلاف بین کشور ها (آمریکا با بقیه کشور ها علیه چین و یا برعکس) هم باتوجه به نکاتی که بیان شد بنظر میرسد آمریکا دست بالا را خواهد داشت.
✍ دکترمنجذب
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ نظریه بازیها ابزاری جامع برای پیش بینی رفتار استراتژیک در شرایطی است که منافع بازیگران بهصورت متقابل به تصمیمات یکدیگر وابسته است. در این نوشتار به کمک نظریه بازیها به پیشبینی نتیجه جنگ تعرفهها مبادرت شود.
▪︎ زمینه و اهداف اقتصادی:
در آوریل ۲۰۲۵، دونالد ترامپ با اعمال تعرفههای وارداتی، اهدافی همچون احیای تولید داخلی، کاهش کسری تجاری و افزایش درآمد دولت را دنبال میکند. زمینه این سیاست، کسری تراز تجاری تقریبا ۱۲۰۰ میلیارد دلاری آمریکا و افزایش بدهیهای دولتی ناشی از کاهش مالیاتها و افزایش هزینههای نظامی است.
▪︎ پیشبینی رفتار استراتژیک از منظر نظریه بازیها:
با توجه به شخصیت دونالد ترامپ و مواضع رسانهای وی، از مدل بازی ترسو ها (Chicken Game) که بازی رقابتی با ریسک بالا محسوب می شود، در این نوشتار استفاده شده است. حریف آمریکا نیز چین، به عنوان نزدیکترین رقیب اقتصادی و با بیشترین سهم در کسری تراز تجاری آمریکا به معادل تقریبا ۳۰۰ میلیارد دلار است.
این مدل بازی، مانند راندن دو راننده از روبرو و با سرعت زیاد به سمت یکدیگر است، که چهار حالت می تواند اتفاق بیفتد:
● حالت اول: هیچیک از دو حریف منحرف نمیشوند و تصادف آنها بدترین حالت ممکن است.
● حالت دوم: هر دو حریف منحرف می شوند و هر دو نجات پیدا می کنند اما رقابت برنده ندارد.
● حالت سوم: یکی منحرف می شود و برنده این دوئل، طرف دیگر است.
● حالت چهارم: مانند حالت سوم، ولی جای برنده و بازنده عوض می شود.
🔺 صحنه بازی:
ترامپ به عنوان شروع کننده بازی، گام به گام تعرفه ها را بالا می برد و چین نیز به تلافی، تعرفه ها را افزایش میدهد و به ۸۴ درصد می رساند. آمریکا نیز با اعلام تعرفه ۱۰۴ درصدی و حتی در برخی بخش ها ۱۲۵ و ۱۴۵ درصدی، پای خود را بر پدال گاز می فشارد. چین نیز در عین تهدید، برای مذاکره اعلام آمادگی می کند.
🔺سایر بازیگران:
● بازیگر مهم دیگر این بازی اتحادیه اروپا است که علاوه بر تعاملات اقتصادی، دارای اتحادهای نظامی و امنیتی ریشه داری با آمریکا است.
● ژاپن بازیگر بعدی است که نخست وزیر آن به دنبال دیدار با ترامپ و توافق درباره تعرفهها است.
● کره جنوبی نیز با سرمایه گذاری جدید در آمریکا، خود را در کنار آمریکا قرار میدهد.
● عربستان بزرگترین بازیگر بازار انرژی است که ترامپ برایش برنامهها دارد.
● روسیه دیگر بازیگر بزرگ بازار انرژی که شریک استراتژیک چین است و ضمنا نمیخواهد آمریکای دوره ریاست جمهوری ترامپ را از دست دهد.
🔺 تعلیق ۹۰ روزه:
تعلیق ۹۰ روزه که از سوی آمریکا اعلام شد، دارای دو وجه است. وجه اول آشفتگی اقتصاد جهانی و نتیجتاً عقب نشینی ترامپ. وجه دوم فرصت مذاکرات گسترده برای آرایش جدید اقتصادی.
■ سناریوهای محتمل بر اساس بازی ترسو ها:
● حالت اول: تشدید جنگ تجاری
دو طرف با افزایش تعرفهها وارد یک چرخه تنش تجاری میشوند. پیامدهای احتمالی شامل کاهش تجارت جهانی به میزان ۱۵-۲۰٪، افزایش میانگین قیمت کالاها تا ۱۲٪ و کاهش رشد اقتصادی جهانی از حدود ۳.۰٪ به کمتر از ۲.۵٪ است؛ که می تواند موجب رکود اقتصادی شود.
● حالت دوم: توافق آمریکا و چین
دو طرف وارد مذاکره میشوند و تعرفه های اعلام شده را مدیریت میکنند و در سطحی پایینتر به توافق میرسند. نتیجتاً کسری تجاری آمریکا میتواند بین ۱۰-۱۵٪ کاهش یافته و نرخ رشد اقتصادی حدود ۲.۸-۳.۰٪ حفظ شود.
● حالت سوم: ائتلافهای جدید به رهبری آمریکا
در این سناریو، ائتلافهای بازیگران اصلی به رهبری آمریکا، موجب شکست چین در تجارت جهانی می شود و نتیجه این ائتلاف تثبیت نرخ رشد اقتصادی جهانی با حداقل ۳.۰٪ را به همراه خواهد داشت؛ ضمن آنکه نااطمینانیهای اقتصادی به طور قابلتوجهی کاهش مییابد.
● حالت چهارم: ائتلافهای جدید به رهبری چین
این سناریو، عکس سناریوی سوم است و چین به عنوان برنده این رقابت به جایگاه اول اقتصاد جهانی می رسد و تثبیت نرخ رشد اقتصادی جهانی با حداقل ۳.۰٪ را به همراه خواهد داشت.
🔺 نتیجهگیری:
جنگ تعرفهها میان آمریکا و چین را میتوان با مدل بازی ترسو ها تحلیل کرد؛ مدلی که در آن پافشاری بیش از حد، میتواند به زیان هر دو طرف منجر شود. محتملترین سناریو، عقبنشینی نسبی و ورود به مذاکرات است، چرا که هم هزینههای اقتصادی جنگ تجاری بالاست و هم بازیگران ثالث تمایل به ثبات دارند. در نتیجه، توافق نسبی با کاهش کسری تجاری آمریکا و حفظ رشد اقتصادی محتملتر از جنگ تجاری تمامعیار است.
البته در صورت تشکیل ائتلاف بین کشور ها (آمریکا با بقیه کشور ها علیه چین و یا برعکس) هم باتوجه به نکاتی که بیان شد بنظر میرسد آمریکا دست بالا را خواهد داشت.
✍ دکترمنجذب
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
"استعفای خاموش"
چالشی پنهان در مدیریت منابع انسانیQuiet_Quitting
در سالهای اخیر، مفهومی تحت عنوان "استعفای خاموش" در فضای منابع انسانی و مدیریت سازمانی مطرح شده که گرچه نام آن تداعیکننده ترک شغل است، اما در واقع به معنای «کنارهگیری روانی» از کار محسوب میشود. در این وضعیت، کارکنان بهجای ترک فیزیکی محل کار، از لحاظ ذهنی و انگیزشی از کار فاصله میگیرند.
آنها تنها وظایف رسمی و تعریفشده خود را انجام میدهند و از پذیرش مسئولیتهای اضافی، تلاشهای داوطلبانه یا درگیر شدن در فعالیتهای فراتر از شرح شغل، خودداری میکنند.علل بروز این پدیده را میتوان در عواملی چون فقدان انگیزه، عدم قدردانی، نبود مسیر رشد شغلی، خستگی و فرسودگی شغلی، یا احساس بیعدالتی در محیط کار جستوجو کرد.وقتی کارکنان احساس کنند که تلاشهای آنها نادیده گرفته میشود، یا تعادلی بین زندگی شخصی و شغلی وجود ندارد، ممکن است بهصورت ناخودآگاه به "استعفای خاموش" روی آورند.
اگرچه در ظاهر این افراد همچنان در سازمان حضور دارند، اما مشارکت واقعی آنها در فرآیندهای کاری کاهش یافته و این موضوع میتواند بهرهوری، خلاقیت و روحیه تیمی را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.برای مدیران و رهبران سازمانی، "استعفای خاموش" یک هشدار جدی است که باید بهعنوان فرصتی برای بازنگری در سیاستهای منابع انسانی و فرهنگ سازمانی تلقی شود. از جمله راهکارهای مقابله با آن میتوان به:
برقراری ارتباط مؤثر با کارکنان، تعریف مسیرهای شغلی روشن، ایجاد فرصتهای یادگیری و پیشرفت، تقویت فرهنگ قدردانی و ایجاد تعادل میان کار و زندگی اشاره کرد.
در نهایت؛"استعفای خاموش" نه یک بحران، بلکه نشانهای برای بازآفرینی محیط کار و بازسازی اعتماد و انگیزه در میان کارکنان است.
چالشی پنهان در مدیریت منابع انسانیQuiet_Quitting
در سالهای اخیر، مفهومی تحت عنوان "استعفای خاموش" در فضای منابع انسانی و مدیریت سازمانی مطرح شده که گرچه نام آن تداعیکننده ترک شغل است، اما در واقع به معنای «کنارهگیری روانی» از کار محسوب میشود. در این وضعیت، کارکنان بهجای ترک فیزیکی محل کار، از لحاظ ذهنی و انگیزشی از کار فاصله میگیرند.
آنها تنها وظایف رسمی و تعریفشده خود را انجام میدهند و از پذیرش مسئولیتهای اضافی، تلاشهای داوطلبانه یا درگیر شدن در فعالیتهای فراتر از شرح شغل، خودداری میکنند.علل بروز این پدیده را میتوان در عواملی چون فقدان انگیزه، عدم قدردانی، نبود مسیر رشد شغلی، خستگی و فرسودگی شغلی، یا احساس بیعدالتی در محیط کار جستوجو کرد.وقتی کارکنان احساس کنند که تلاشهای آنها نادیده گرفته میشود، یا تعادلی بین زندگی شخصی و شغلی وجود ندارد، ممکن است بهصورت ناخودآگاه به "استعفای خاموش" روی آورند.
اگرچه در ظاهر این افراد همچنان در سازمان حضور دارند، اما مشارکت واقعی آنها در فرآیندهای کاری کاهش یافته و این موضوع میتواند بهرهوری، خلاقیت و روحیه تیمی را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.برای مدیران و رهبران سازمانی، "استعفای خاموش" یک هشدار جدی است که باید بهعنوان فرصتی برای بازنگری در سیاستهای منابع انسانی و فرهنگ سازمانی تلقی شود. از جمله راهکارهای مقابله با آن میتوان به:
برقراری ارتباط مؤثر با کارکنان، تعریف مسیرهای شغلی روشن، ایجاد فرصتهای یادگیری و پیشرفت، تقویت فرهنگ قدردانی و ایجاد تعادل میان کار و زندگی اشاره کرد.
در نهایت؛"استعفای خاموش" نه یک بحران، بلکه نشانهای برای بازآفرینی محیط کار و بازسازی اعتماد و انگیزه در میان کارکنان است.
👍1