مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
📌 تشدید تنش‌های تجاری میان ایالات متحده و چین به مرحله‌ای بحرانی رسیده است. دولت ترامپ اخیراً تعرفه‌های سنگینی بر صنایع حیاتی چین، از جمله خودروهای الکتریکی، فناوری‌های انرژی تجدیدپذیر، فولاد، آلومینیوم، نیمه‌رساناها و مواد معدنی استراتژیک اعمال کرده است. این اقدامات با هدف حفاظت از مشاغل تولیدی داخلی و مقابله با شیوه‌های تجاری ناعادلانه چین صورت گرفته است. با این حال، پیامدهای این اقدامات فراتر از این دو اقتصاد بزرگ بوده و زنجیره‌های تأمین جهانی، بازارهای کالا و جریان‌های سرمایه‌گذاری را تحت تأثیر قرار داده است.

چین در پاسخ، تعرفه‌هایی بر صادرات کلیدی آمریکا، به‌ویژه در بخش‌های کشاورزی و شیمیایی، اعمال کرده و هم‌زمان برنامه " ساخت چین ۲۰۲۵ " را برای کاهش وابستگی به واردات فناوری‌ها و مواد اولیه خارجی تسریع بخشیده است. علاوه بر این، صادرکنندگان چینی تمرکز خود را به بازارهای نوظهور، به‌ویژه در کشورهای بریکس و جهان در حال توسعه، معطوف کرده‌اند.

▪︎تأثیرات فوری این جنگ تجاری مشهود است. مصرف‌کنندگان آمریکایی با افزایش قابل‌توجه قیمت‌ها، به‌ویژه در خودروهای الکتریکی، فناوری‌های خورشیدی و الکترونیک مصرفی مواجه شده‌اند. تحلیل‌گران صنعت پیش‌بینی می‌کنند که قیمت خودروهای الکتریکی ممکن است تا ۳۰٪ افزایش یابد. در مقابل، شرکت‌های چینی برای حفظ موقعیت بازار خود، تخفیف‌های قابل‌توجهی در بازارهای جایگزین ارائه می‌دهند که می‌تواند جریان‌های تجاری و پویایی بازار را در اقتصادهای نوظهور بازتعریف کند.

▪︎زنجیره‌های تأمین جهانی نیز دستخوش تغییرات سریع شده‌اند. شرکت‌های بزرگ چینی مانند BYD و CATL به سرعت تأسیسات تولیدی خود را از چین به جنوب شرق آسیا، اروپای شرقی و آمریکای لاتین منتقل می‌کنند. این تغییر به‌طور قابل‌توجهی چشم‌انداز تجارت بین‌المللی را بازتعریف کرده و فرصت‌ها و چالش‌های جدیدی برای اقتصادهای جهانی ایجاد می‌کند.

▪︎کشورهای بریکس، شامل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی، در این چشم‌انداز متغیر به‌طور منحصربه‌فردی قرار گرفته‌اند. این کشورها می‌توانند از جریان‌های سرمایه‌گذاری و تجارت مجدد بهره‌مند شوند. کشورهایی مانند هند و برزیل، با بازارهای مصرفی بزرگ و ظرفیت‌های تولیدی رو به رشد، می‌توانند سرمایه‌گذاری خارجی قابل‌توجهی جذب کنند. علاوه بر این، آن‌ها می‌توانند از استراتژی‌های صادراتی مجدد چین بهره‌مند شوند و به فناوری‌های پیشرفته مانند خودروهای الکتریکی مقرون‌به‌صرفه، سیستم‌های انرژی تجدیدپذیر و زیرساخت‌های مخابراتی با قیمت‌های رقابتی دسترسی پیدا کنند.

▪︎با این حال، این فرصت‌ها با چالش‌های قابل‌توجهی همراه است. ورود محصولات ارزان‌قیمت چینی می‌تواند صنایع داخلی در اقتصادهای بریکس را تضعیف کرده و وابستگی اقتصادی ایجاد کند. علاوه بر این، کشورهای بریکس با فشارهای ژئوپلیتیکی فزاینده‌ای مواجه هستند که ممکن است موضع بی‌طرف آن‌ها را به خطر بیندازد و آن‌ها را مجبور به هم‌سویی استراتژیک با ایالات متحده یا چین کند، که می‌تواند روابط بین‌المللی و استراتژی‌های اقتصادی آن‌ها را پیچیده‌تر کند.

▪︎در زمینه جهانی گسترده‌تر، این جنگ تجاری روند واضحی به‌سوی چندقطبی شدن اقتصادی را نشان می‌دهد که با حوزه‌های فناوری و مالی متمایز تحت سلطه جداگانه ایالات متحده و چین مشخص می‌شود. پیامدهای این وضعیت برای امور مالی جهانی عمیق است، با افزایش تنوع ارزها و علاقه بیشتر به سیستم‌های پرداخت جایگزین، ارزهای دیجیتال و ابزارهای مالی مبتنی بر کالا.

▪︎در نهایت، تنش‌های تجاری جاری بین ایالات متحده و چین بیش از یک اختلاف موقتی است—آن‌ها نشان‌دهنده بازسازی اساسی روابط اقتصادی بین‌المللی هستند. برای کشورهای بریکس و سایر اقتصادهای نوظهور، پیمایش در این محیط پیچیده نیاز به دوراندیشی استراتژیک، سرمایه‌گذاری قابل‌توجه در زیرساخت‌ها، سیاست‌های صنعتی محتاطانه و تعامل دیپلماتیک دقیق دارد تا استقلال اقتصادی حفظ شده و از فرصت‌های جدید برای رشد پایدار بهره‌برداری شود.


https://bricsbridge.com/news/us-china-trade-war-impact-brics-opportunities/
👍1
✳️ برگزاری جلسات مؤثرتر 

1️⃣ به چندکاری (Multitasking) نه بگویید.
چندکاری در جلسات باعث کاهش مشارکت و اثربخشی می‌شود. رهبران باید انتظارات واضحی را برای حضور کامل و مشارکت فعال همه‌ی اعضا تعیین کنند. این کار کیفیت جلسات را بهبود می‌بخشد و احترام به زمان و مشارکت افراد را نشان می‌دهد. 

2️⃣ جلسه را از قبل طراحی کنید – بداهه عمل نکنید.
جلسات با ساختار مشخص، دستورکار شفاف و نقش‌های تعریف شده به نتایج بهتری منجر می‌شوند. فرمت جلسه را برنامه‌ریزی کنید، مشارکت‌های مورد انتظار از شرکت کنندگان را مشخص کنید و زمان مناسبی را به هر موضوع اختصاص دهید تا تمرکز و بهره‌وری حفظ شود. 

3️⃣ یک منتقد سازنده تعیین کنید. 
یکی از اعضا را به عنوان مدافع مخالف (Devil’s Advocate) در بحث‌ها انتخاب کنید. این نقش به تیم کمک می‌کند تا مشکلات احتمالی را شناسایی کند، دیدگاه‌های جای‌گزین را در نظر بگیرد و از تفکر گروهی اجتناب کند. چرخش این مسئولیت اطمینان می‌دهد که دیدگاه‌های متنوع به طور مداوم نمایندگی شوند. 

4️⃣ واقعیت چت‌های جانبی در جلسات مجازی را بپذیرید. 
چت‌های جانبی در جلسات آنلاین اتفاق می‌افتند. به جای حذف آنها، استانداردهایی برای استفاده مناسب تعیین کنید و در صورت مفید بودن، بینش‌های مرتبط از این گفتگوها را با کل گروه به اشتراک بگذارید. 

5️⃣ به موضوعات ناگفته بپردازید.
تنشها یا مسائل بیان نشده که ممکن است بر پویایی تیم تأثیر بگذارند را مورد بحث قرار دهید. ایجاد امنیت روانی برای گفتگوهای دشوار، تصمیم‌گیری را بهبود می‌بخشد و از تأثیر مسائل حل نشده بر اثربخشی جلسات جلوگیری می‌کند. 

6️⃣ سؤالاتی بپرسید که افراد را به صحبت وادار کند. 
از سؤالات هدف‌مند برای جلب دیدگاه‌های متنوع و تشویق مشارکت همه‌ی اعضا استفاده کنید. تکنیک‌هایی مانند صحبت به صورت نوبتی یا دعوت مستقیم از اعضای کم حرف تر، اطمینان می‌دهد که همه‌ی صداها شنیده می‌شوند، نه فقط بلندترین‌ها. 

7️⃣ بحث سازنده را تشویق کنید. 
فضایی ایجاد کنید که در آن اختلاف نظر سازنده مورد استقبال و ارزش‌گذاری قرار گیرد. تیم‌هایی که می‌توانند با احترام ایده‌ها را به چالش بکشند، راه حلهای بهتری تولید می‌کنند. رهبران باید با دعوت از انتقاد نسبت به ایده‌های خود، این رفتار را الگو قرار دهند. 

8️⃣ روزهای بدون جلسه را اجرا کنید.
روزها یا بازه‌های زمانی خاصی را بدون جلسه تعیین کنید تا فضایی برای کار متمرکز و استراحت فراهم شود. این کار بهره‌وری را افزایش می‌دهد و خستگی ناشی از جلسات را در بین اعضای تیم کاهش می‌دهد. (رشد و توسعه)
انجمن حمایت ازتولید
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ در نبرد با فقر و ناامیدی
✍🏻شادی مکی
✅ جنگ می‌شود؟ تهدیدهای خارجی جدی است؟ تورم به کجا می‌رسد؟ سفره‌های‌مان از آنچه هست، کوچک‌تر می‌شود؟ چه بر سر مستأجران می‌آید؟ بحران آب و برق قرار است چه بلایی سرمان بیاورد؟ چه چیزی در انتظارمان است؟ همه این موارد دغدغه‌هایی است که جامعه ایرانی در پایان سال 1403 با آن دست به گریبان بود؛ دغدغه‌هایی که هنوز هم پاسخ مشخصی به آنها داده نشده است.  
🔺آخرین گزارش رسمی منتشر‌شده درباره فقر حاکی از آن است که از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۱، بالغ بر ۴۸ درصد از مستأجران ایران به زیر خط فقر پرتاب شده‌اند.بررسی‌های دیگر هم نشان از آن دارد که آمار فقرا در کشور از 19 درصد در سال 1390، به 33 درصد در سال 1401 رسیده است؛ آماری که با توجه به نرخ 33.6‌درصدی تورم سالانه در سال 1403، قطعا افزایش هم داشته است
🔺 ناامیدی در جامعه
🔹مردم اما سال گذشته را با اضطراب جنگ به پایان رساندند و همچنان هم در این وضعیت قرار دارند. این ابهام و هراس از آینده در حالی در جریاناست که چند روز پیش رضا صالحی‌امیری، وزیر گردشگری اعلام کرد که حدود ۴۰ درصد از  مردم سفر رفتند و ۶۰ درصد سفر نکرده‌اند. آماری کهاین گمان را در میان برخی ایجاد می‌کند که سفرها نشانه‌ای از کم‌رنگ‌بودن اضطراب از آینده و حتی فقر در میان ایرانیان است.
🗣️سمیه توحیدلو، جامعه‌شناس اقتصادی:در شرایطی قرار داریم که بدبینی و ناامیدی در جامعه قوت گرفته است. وضعیت اقتصادی مردم روز‌به‌روز بدتر می‌شود و از طرف دیگر، شکاف اقتصادی و افزایش ضریب جینی عاملی برای ناراضی‌تر‌شدن شهروندان است.امروز همبستگی عمودی یعنی اعتماد میان مردم و ساختار مدیریت کشور را از دست داده‌ایم و درباره همبستگی افقی هم باید گفت که همبستگی درون‌گروهی در جامعه زیاد و همبستگی بین‌گروهی کم شده است. 

🔸سفر به معنای خوش بودن نیست!
🔹نمی‌شود سفر‌رفتن را تعبیر به مطلوب‌بودن شرایط مردم تعبیر کرد. در‌واقع این موارد تنها نشان‌دهنده آن هستند که یک جامعه در تلاش است که به لحاظ فرهنگی تاب بیاورد. در‌واقع سفر را باید به ‌عنوان مدلی از تاب‌آوری و مصرف‌های جبرانی تحلیل کرد.سفر ‌فرار روانی از تنش‌ها و نوعی تسکین موقت است، اما به معنای خوش‌بودن نیست. تلاش برای تاب آوری از ویژگی‌های مردم ایران است .
🔺شباهت با دوران جنگ
🗣️شهرام فرضی جامعه شناس سیاسی:
شرایط فعلی کشور مشابه روزهای نزدیک به جنگ ایران و عراق است. این شباهت به دلیل بحران‌های اقتصادی و سیاسی‌ است که در آن زمان وجود داشت. امروز هم این همگونی به‌ویژه در بخش اقتصادی مشاهده می‌شود که شاخص‌هایی مانند نرخ بالای تورم، کاهش قدرت خرید مردم، کمبود و ناترازی انرژی، اعتراض‌‌ها و درخواست برای اصلاح امور و... از ‌جمله مصادیق این شباهت‌ها هستند.
در سطح حکمرانی برای تحمل فشارهای موجود و جلب اعتماد عمومی نیازمند اصلاحات ساختاری به‌ویژه در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی هستیم. مواردی مانند شفافیت درباره محل هزینه‌کرد بودجه عمومی به افزایش اعتماد عمومی منجر می‌شود. لازم است گفتمان سیاست داخلی کشور هم منعطف‌تر شده و امکان گفت‌وگوی ملی از طریق فعالیت احزاب متنوع و مشارکت مدنی مردم فراهم شود. همچنین سیاست خارجی باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که هدف اصلی آن توسعه و بهبود زندگی مردم باشد
🔺آمار نگران کننده نرخ فلاکت
🔹آمار 35 میلیون سفر نوروزی که توسط وزیرگردشگری اعلام شده در تناقض با واقعیت‌های اقتصادی موجود در جامعه مانند شاخص فلاکت است. در سال‌های اخیر وقتی شاخص فلاکت را بررسی می‌کنیم، شاهد آماری به‌شدت نگران‌کننده هستیم. در چنین شرایطی، افزایش آماری سفرها‌ نمی‌تواند بیانگر افزایش رفاه باشد یا نمادی از افزایش نشاط اجتماعی تلقی شود.این آمار تنها به تعداد سفرها اشاره دارد، در‌حالی‌که اطلاعاتی درباره کیفیت سفرها به دست نمی‌دهد.
🔺کودکان هم نگرانند!
🗣️علی نیکجو، روان‌پزشک و روان‌درمانگر:در سطح کلان همه ما وضعیت را حس می‌کنیم. حتی کودکان از بزرگ‌ترها سؤال می‌کنند که آیا «واقعا قرار است جنگ شود؟». وقتی این میزان از دلشوره و اضطراب به سطح کودکان هم می‌رسد، نشان‌دهنده عمق تشویش و اضطرابی است که جامعه را دربر‌گرفته است. در این میان، نوعی از رفتار و اظهاراتی که می‌تواند منجر به تصمیمات عاقلانه‌تر و انتقال احساس امنیت در جامعه شود، کمتر مشاهده می‌شود
🔺سفر برای فرار از واقعیت‌ها
🔹ممکن است گمان کنیم سفرهای نوروزی نشان از حال خوب جامعه ایرانی دارد؛ در‌حالی‌که واقعا چنین نیست، بلکه ما در بازه زمانی نوروز و طی یک همبستگی جمعی، قرار می‌گذاریم‌ ذهن‌ها را بر نقاط آسیب‌زننده ببندیم و خود را از واقعیات بیرونی منفک کنیم؛ هر‌چند‌ بعد از این دو هفته، یک‌باره به سمت همه آشوب‌ها و آسیب‌ها پرت خواهیم شد.🔸متن کامل
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-991639
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ هر مشکلی راه‌ حلی دارد، جز حواس‌پرتی

نوشتۀ؛ الیور برکمن
ترجمه؛ نسیم حسینی

✅ احتمالاً این موقعیت را شما هم تجربه کرده‌اید: از بالاپایین‌کردن شبکه‌های اجتماعی خسته و آشفته شده‌اید، تصمیم گرفته‌اید از خانه یا شهر بزنید بیرون و هوایی تازه کنید. و وقتی رسیده‌اید پارک یا کنار رودخانه‌ای چادر زده‌اید، خودتان را پیدا می‌کنید که گوشی‌تان را دست گرفته‌اید و ناخودآگاه در شبکه‌های اجتماعی دنبال چیزهای جالب می‌گردید.
🔴 ما در دنیای امروز به‌شکل وخیمی گرفتار حواس‌پرتی هستیم. به تعبیر الیور برکمن، آنقدر حواس‌پرتیم که حتی نمی‌دانیم حواس‌پرتیم. چرا به اینجا رسیدیم؟
🔴 برکمن وقتی این مسئله برایش اهمیت پیدا کرد که دید در کوران مبارزات انتخاباتی آمریکا در سال ۲۰۱۶ که جهان داشت در آتش و خشم می‌سوخت، نزدیک به سه میلیون نفر، برای ۴۴دقیقه در گوشی‌هایشان به دو جوان خیره شده بودند که دور یک هندوانه کش لاستیکی می‌انداختند و آنقدر این کار را ادامه دادند تا بالاخره بعد از ۶۸۶ کِش، هندوانه با کثیف‌کاری فراوانی ترکید. از خودش می‌پرسید: چطور آدم‌ها راضی شده‌اند چنین وقتی بگذارند؟
🔴 وقتی نظراتی که مردم برای آن دو جوان نوشته بودند را مطالعه می‌کرد، به نکتۀ جالبی رسید: خیلی‌ها از اینکه دارند وقت‌شان را اینگونه تلف می‌کنند ناراحت بودند. یکی نوشته بود: «دارم چه بلایی سر زندگی‌م میارم؟»
🔴 حواس‌پرتی تلاشی است برای گریز از تجربۀ دردناک یا کسالت‌باری که در لحظه داریم و گاهی هم واقعاً لازم داریم کمی از واقعیت فاصله بگیریم. شبکه‌های اجتماعی دقیقاً این نیاز را می‌شناسند، و با وعدۀ رساندن ما به «چیزهای جالب‌تر» ضربۀ سهمگینی به ما می‌زنند: آن‌ها توانایی توجه‌کردن را از ما می‌گیرند. بدین‌ترتیب، پس از مدتی دائماً مشغول چیزهایی می‌شویم که دلمان نمی‌خواهد مشغولشان باشیم.
🔴 مشکل اصلی این است که حواس‌پرتی به تدریج قطب‌نمای فکری ما را ما مختل می‌کند. طوری که احساس می‌کنیم دیگر نمی‌دانیم چه چیزهایی مهم است یا چه موضوعاتی بی‌اهمیت است.
🔴 اگر بخواهیم معضلی را شناسایی کنیم و درمانی برایش بیابیم، نیازمند تمرکز هستیم. به شکل تناقض‌باری اگر بخواهیم مشکل حواس‌پرتی‌مان را هم حل کنیم، باید بتوانیم روی آن تمرکز کنیم و این دقیقاً همان نیرویی است که حواس‌پرتی تضعیف می‌کند. برای همین است که بیشتر راه‌حل‌هایی که برای حواس‌پرتی پیشنهاد می‌کنند ناکارامد است. برکمن با کمی ناامیدی می‌گوید، شاید تنها راه‌حل این باشد: بپذیرید که چیز جالب‌تری وجود ندارد.

📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «در بهترين حالت، چهار هزار هفته روی زمين هستيم، پس چرا اين‌همه وقت تلف می‌کنيم؟»

ادامۀ مطلب:
B2n.ir/a04328
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ نظریه بازی‌ها و پیش­ بینی نتیجه جنگ تعرفه ­ها 

✅ نظریه بازی‌ها ابزاری جامع برای پیش بینی رفتار استراتژیک در شرایطی است که منافع بازیگران به‌صورت متقابل به تصمیمات یکدیگر وابسته است. در این نوشتار به کمک نظریه بازی‌ها به پیش­‌بینی نتیجه جنگ تعرفه­‌ها مبادرت شود.

▪︎ زمینه و اهداف اقتصادی:
در آوریل ۲۰۲۵، دونالد ترامپ با اعمال تعرفه‌های وارداتی، اهدافی همچون احیای تولید داخلی، کاهش کسری تجاری و افزایش درآمد دولت را دنبال می‌کند. زمینه این سیاست، کسری تراز تجاری تقریبا ۱۲۰۰ میلیارد دلاری آمریکا و افزایش بدهی‌های دولتی ناشی از کاهش مالیات‌ها و افزایش هزینه‌های نظامی است.

▪︎ پیش­‌بینی رفتار استراتژیک از منظر نظریه بازی‌ها:
با توجه به شخصیت دونالد ترامپ و مواضع رسانه‌ای وی، از مدل بازی ترسو ها (Chicken Game) که بازی رقابتی با ریسک بالا محسوب می شود، در این نوشتار استفاده شده است. حریف آمریکا نیز چین، به عنوان نزدیک‌ترین رقیب اقتصادی و با بیشترین سهم در کسری تراز تجاری آمریکا به معادل تقریبا ۳۰۰ میلیارد دلار است.
این مدل بازی، مانند راندن دو راننده از روبرو و با سرعت زیاد به سمت یکدیگر است، که چهار حالت می­ تواند اتفاق بیفتد:

● حالت اول: هیچ‌یک از دو حریف منحرف نمی‌شوند و تصادف آنها بدترین حالت ممکن است.

● حالت دوم: هر دو حریف منحرف می شوند و هر دو نجات پیدا می کنند اما رقابت برنده ندارد.

● حالت سوم: یکی منحرف می شود و برنده این دوئل، طرف دیگر است.

● حالت چهارم: مانند حالت سوم، ولی جای برنده و بازنده عوض می­ شود.

🔺 صحنه بازی:
ترامپ به عنوان شروع کننده بازی، گام به گام تعرفه ها را بالا می برد و چین نیز به تلافی، تعرفه ها را افزایش می­دهد و به ۸۴ درصد می رساند. آمریکا نیز با اعلام تعرفه ۱۰۴ درصدی و حتی در برخی بخش ها ۱۲۵ و ۱۴۵ درصدی، پای خود را بر پدال گاز می فشارد. چین نیز در عین تهدید، برای مذاکره اعلام آمادگی می کند.

🔺سایر بازیگران:
● بازیگر مهم دیگر این بازی اتحادیه اروپا است که علاوه بر تعاملات اقتصادی، دارای اتحادهای نظامی و امنیتی ریشه داری با آمریکا است.

● ژاپن بازیگر بعدی است که نخست وزیر آن به دنبال دیدار با ترامپ و توافق درباره تعرفه­‌ها است.

● کره جنوبی نیز با سرمایه گذاری جدید در آمریکا، خود را در کنار آمریکا قرار می­دهد.

● عربستان بزرگترین بازیگر بازار انرژی است که ترامپ برایش برنامه­‌ها دارد.

● روسیه دیگر بازیگر بزرگ بازار انرژی که شریک استراتژیک چین است و ضمنا نمی­خواهد آمریکای دوره ریاست جمهوری ترامپ را از دست دهد.

🔺 تعلیق ۹۰ روزه:
تعلیق ۹۰ روزه که از سوی آمریکا اعلام شد، دارای دو وجه است. وجه اول آشفتگی اقتصاد جهانی و نتیجتاً عقب نشینی ترامپ. وجه دوم فرصت مذاکرات گسترده برای آرایش جدید اقتصادی.

■ سناریوهای محتمل بر اساس بازی ترسو ها:

● حالت اول: تشدید جنگ تجاری
دو طرف با افزایش تعرفه‌ها وارد یک چرخه تنش تجاری می‌شوند. پیامدهای احتمالی شامل کاهش تجارت جهانی به میزان ۱۵-۲۰٪، افزایش میانگین قیمت کالاها تا ۱۲٪ و کاهش رشد اقتصادی جهانی از حدود ۳.۰٪ به کمتر از ۲.۵٪ است؛ که می تواند موجب رکود اقتصادی شود.

● حالت دوم: توافق آمریکا و چین
دو طرف وارد مذاکره می­شوند و تعرفه­ های اعلام شده را مدیریت می­کنند و در سطحی پایین­تر به توافق می­رسند. نتیجتاً کسری تجاری آمریکا می‌تواند بین ۱۰-۱۵٪ کاهش یافته و نرخ رشد اقتصادی حدود ۲.۸-۳.۰٪ حفظ شود.

● حالت سوم: ائتلاف‌های جدید به رهبری آمریکا
در این سناریو، ائتلاف­‌های بازیگران اصلی به رهبری آمریکا، موجب شکست چین در تجارت جهانی می شود و نتیجه این ائتلاف تثبیت نرخ رشد اقتصادی جهانی با حداقل ۳.۰٪ را به همراه خواهد داشت؛ ضمن آنکه نااطمینانی‌های اقتصادی به طور قابل‌توجهی کاهش می‌یابد.

● حالت چهارم: ائتلاف‌های جدید به رهبری چین
این سناریو، عکس سناریوی سوم است و چین به عنوان برنده این رقابت به جایگاه اول اقتصاد جهانی می رسد و تثبیت نرخ رشد اقتصادی جهانی با حداقل ۳.۰٪ را به همراه خواهد داشت.

🔺 نتیجه‌گیری:
جنگ تعرفه‌ها میان آمریکا و چین را می‌توان با مدل بازی ترسو ها تحلیل کرد؛ مدلی که در آن پافشاری بیش از حد، می‌تواند به زیان هر دو طرف منجر شود. محتمل‌ترین سناریو، عقب‌نشینی نسبی و ورود به مذاکرات است، چرا که هم هزینه‌های اقتصادی جنگ تجاری بالاست و هم بازیگران ثالث تمایل به ثبات دارند. در نتیجه، توافق نسبی با کاهش کسری تجاری آمریکا و حفظ رشد اقتصادی محتمل‌تر از جنگ تجاری تمام‌عیار است.
البته در صورت تشکیل ائتلاف بین کشور ها (آمریکا با بقیه کشور ها علیه چین و یا برعکس) هم باتوجه به نکاتی که بیان شد بنظر میرسد آمریکا دست بالا را خواهد داشت.
✍ دکترمنجذب
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
"استعفای خاموش"
چالشی پنهان در مدیریت منابع انسانیQuiet_Quitting
در سال‌های اخیر، مفهومی تحت عنوان "استعفای خاموش" در فضای منابع انسانی و مدیریت سازمانی مطرح شده که گرچه نام آن تداعی‌کننده ترک شغل است، اما در واقع به معنای «کناره‌گیری روانی» از کار محسوب می‌شود. در این وضعیت، کارکنان به‌جای ترک فیزیکی محل کار، از لحاظ ذهنی و انگیزشی از کار فاصله می‌گیرند.
آن‌ها تنها وظایف رسمی و تعریف‌شده خود را انجام می‌دهند و از پذیرش مسئولیت‌های اضافی، تلاش‌های داوطلبانه یا درگیر شدن در فعالیت‌های فراتر از شرح شغل، خودداری می‌کنند.علل بروز این پدیده را می‌توان در عواملی چون فقدان انگیزه، عدم قدردانی، نبود مسیر رشد شغلی، خستگی و فرسودگی شغلی، یا احساس بی‌عدالتی در محیط کار جست‌وجو کرد.وقتی کارکنان احساس کنند که تلاش‌های آن‌ها نادیده گرفته می‌شود، یا تعادلی بین زندگی شخصی و شغلی وجود ندارد، ممکن است به‌صورت ناخودآگاه به "استعفای خاموش" روی آورند.
اگرچه در ظاهر این افراد همچنان در سازمان حضور دارند، اما مشارکت واقعی آن‌ها در فرآیندهای کاری کاهش یافته و این موضوع می‌تواند بهره‌وری، خلاقیت و روحیه تیمی را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد.برای مدیران و رهبران سازمانی، "استعفای خاموش" یک هشدار جدی است که باید به‌عنوان فرصتی برای بازنگری در سیاست‌های منابع انسانی و فرهنگ سازمانی تلقی شود. از جمله راهکارهای مقابله با آن می‌توان به:
برقراری ارتباط مؤثر با کارکنان، تعریف مسیرهای شغلی روشن، ایجاد فرصت‌های یادگیری و پیشرفت، تقویت فرهنگ قدردانی و ایجاد تعادل میان کار و زندگی اشاره کرد.
در نهایت؛"استعفای خاموش" نه یک بحران، بلکه نشانه‌ای برای بازآفرینی محیط کار و بازسازی اعتماد و انگیزه در میان کارکنان است.
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💲خلاصه شرایط موجود اقتصادی دنیا !
👍1
✳️ هند به سرعت در حال تبدیل شدن به یکی از پیشروان جهانی در زمینه هوش مصنوعی (AI) است. این موفقیت نتیجه ابتکارات استراتژیک دولتی و چشم‌انداز بلندمدت برای تبدیل شدن به یک قدرت تکنولوژیکی خودکفا می‌باشد. وزارت الکترونیک و فناوری اطلاعات هند اخیراً نقشه راه جامع خود برای تقویت اکوسیستم هوش مصنوعی کشور را معرفی کرده است. این طرح شامل مأموریت IndiaAI است که برای توسعه یکی از بزرگ‌ترین زیرساخت‌های محاسباتی هوش مصنوعی جهان، با 18,693 واحد پردازش گرافیکی (GPU)، حدود 1.24 میلیارد دلار در مدت پنج سال اختصاص داده است. علاوه بر این، دولت هند در حال راه‌اندازی بازار GPU باز است که با قیمت‌های یارانه‌ای، محاسبات با کارایی بالا را در دسترس قرار می‌دهد. همچنین، برنامه‌ای برای تأسیس پنج کارخانه نیمه‌رسانا برای پشتیبانی از نوآوری داخلی در حوزه هوش مصنوعی وجود دارد.

هند در حال تقویت بیشتر توانمندی‌های هوش مصنوعی خود از طریق استفاده از داده‌های باز و توسعه مدل‌های بومی AI است. پلتفرم IndiaAI Dataset راه‌اندازی شده است تا استارتاپ‌ها و محققان به داده‌های باکیفیت و ناشناس‌شده دسترسی داشته باشند و موانع نوآوری کاهش یابد. علاوه بر این، هند در حال توسعه مدل‌های بنیادی بومی از جمله Sarvam-1، یک مدل زبان بزرگ بهینه‌سازی‌شده برای زبان‌های هندی، و BharatGen، یک ابتکار LLM چندوجهی است که به‌منظور بهبود ارائه خدمات عمومی طراحی شده است. این تلاش‌ها به همراه راه‌اندازی چهار مرکز تعالی در زمینه‌های بهداشت، کشاورزی، شهرهای پایدار و آموزش، تعهد هند به بهره‌برداری از هوش مصنوعی در بخش‌های کلیدی کشور را نشان می‌دهند.

انقلاب هوش مصنوعی در هند همچنین بر توسعه استعدادها و رشد صنعتی متمرکز است. طبق شاخص هوش مصنوعی استنفورد 2024، هند در زمینه penetration مهارت‌های AI در رده اول جهانی قرار دارد و برنامه دارد تا آموزش‌های هوش مصنوعی را در دانشگاه‌ها گسترش دهد تا بتواند نیاز فزاینده به حرفه‌ای‌های ماهر را تأمین کند. با اولویت قرار دادن 80 درصد از شرکت‌های هندی به سرمایه‌گذاری در AI و افزایش تأمین مالی استارتاپ‌های GenAI، پیش‌بینی می‌شود بازار AI هند سالانه با رشد 25 تا 35 درصد توسعه یابد. رویکرد عمل‌گرایانه هند در زمینه تنظیم مقررات AI، که هم نوآوری و هم مسئولیت‌پذیری را متوازن می‌کند، تضمین می‌کند که مزایای این فناوری به کسب‌وکارها، محققان و شهروندان برسد. این رویکرد هند را به‌عنوان یک رهبر در نوآوری هوش مصنوعی در سطح جهانی معرفی می کند
✍ روزنامه بریکس
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ مرکز پژوهش های مجلس بررسی کرد؛

✅ ظرفیت شناسی مدیریت سرمایه انسانی دستگاه های اجرایی


🔻دفتر مطالعات مدیریت این مرکز در گزارش «ظرفیت‌شناسی مدیریت سرمایه انسانی دستگاه‌های اجرایی» آورده که کارکنان سرمایه‌های اصلی یک سازمان هستند و مدیریت این سرمایه‌ها اهمیت زیادی دارد.
در این میان، مدیریت سرمایه‌های انسانی دولت به دلیل سهم قابل‌توجه هزینه‌های پرسنلی از بودجه عمومی و تأثیر آن بر آحاد جامعه از اهمیت بیشتری برخوردار است.

[توضیحات بیشتر] در ادامه این گزارش ذکر شده که دراین خصوص تاکنون پژوهش‌های متعددی انجام شده که تمرکز عمده آن‌ها ناظر بر نقاط ضعف، تهدیدات و چالش‌های نظام سرمایه انسانی دولت بوده و کمتر به نقاط قوت، فرصت‌ها و ظرفیت‌های قابل‌استفاده توجه شده است. در این راستا، در گزارش حاضر با بهره گیری از ابزار گروه کانونی، به بررسی و تحلیل مدیریت سرمایه انسانی دولت براساس چارچوب SOAR پرداخته می‌شود.

در این گزارش تصریح شده که براین اساس، نقاط قوت و فرصت‌های حوزه مدیریت سرمایه انسانی دولت در شرایط کنونی و چشم‌اندازها و دستاوردهای موردانتظار در آینده بررسی و احصا گردید و ظرفیت‌های بالقوه شناسایی شد. دراین راستا، فرصت جایگزینی نسل جوان و باانگیزه در نظام اداری (با توجه به نزدیکی بازنشستگی بخش قابل توجهی از کارکنان دولت)، انتقال دانش و تجربه سازمان‌های بخش خصوصی به بخش دولتی، ظرفیت اصلاح و تنقیح قوانین و مقررات گسترده و پیچیده اداری و استخدامی با استفاده از هوش مصنوعی و ظرفیت اندیشکده‌های تخصصی باید مورد توجه قرار گیرد.

در این گزارش همچنین ظرفیت پذیرش تصمیمات متمرکز اداری در دستگاه‌های اجرایی بخش عمومی، ظرفیت تحول در سرمایه انسانی و فناوری‌های انجام وظایف متولی راهبری نظام اداری کشور، یکپارچه‌سازی سامانه‌های مختلف حوزه سرمایه انسانی دولت، تحقق دولت هوشمند و تقویت کارایی و اثربخشی و بهره‌وری دولت به‌عنوان ظرفیت‌های پیش‌روی نظام مدیریت سرمایه انسانی دولت شناسایی شد که با برنامه‌ریزی صحیح و پیگیری مستمر می‌توان آن‌ها را محقق کرد.

یافته‌های کلیدی هم در این گزارش تشریح شده است. در این بخش ذکر شده که پس از بررسی و تحلیل براساس چارچوب SOAR، نقاط قوت، فرصت‌ها، چشم‌اندازها و نتایج (دستاوردهای) حوزه مدیریت سرمایه انسانی دولت شناسایی شدند. وجود ظرفیت‌های قانونی و سیاستی مختلف، تجربه یک قرن قانون‌گذاری در حوزه اداری و استخدامی، وجود نهاد متمرکز راهبری و سیاست‌گذاری حوزه مدیریت سرمایه‌های انسانی (سازمان اداری و استخدامی کشور)، تقویت تجربه و دانش تخصصی مدیریت سرمایه انسانی در بخش دولتی، توسعه سامانه‌های مختلف و بهره‌مندی از زیرساخت فناورانه مناسب، بهره‌مندی از کارکنان متخصص و آموزش‌دیده، وجود ظرفیت آماری و اطلاعاتی مناسب در حوزه مدیریت سرمایه انسانی دولت و وجود سازوکارهای مؤثر نظارت بر اجرای قوانین و مقررات نظیر دیوان عدالت اداری و هیئت تطبیق مصوبات دولت با قوانین نقاط قوتی هستند که در این حوزه شناسایی شدند.`

متن گزارش؛
https://rc.majlis.ir/fa/report/download/1831999
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
20557 (1).pdf
1.2 MB
ظرفیت شناسی مدیریت سرمایه انسانی دستگاه های اجرایی

مرکز پژوهش های مجلس
✳️ دولت‌ها استارت‌آپ نیستند!
این عنوان یادداشتی است از ماریانا مازوکاتو و راینر کتل که در ۱۰ آپریل ۲۰۲۵ در پروجکت سندیکیت منتشر شده است. از مازوکاتو کتاب‌های «دولت کارآفرین» و «ارزش همه چیز» به فارسی ترجمه شده است. بخش‌هایی از یادداشت را در ادامه می‌خوانید:
▪︎در سراسر جهان دولت‌ها در تلاش‌اند که تصویری استارت‌آپی از خود خلق کنند. نهضت کارایی دولت (DOGE) ایلان ماسک در آمریکا و اره برقی خاویر میلی در آرژانتین نمونه‌هایی از این نوع است. اما مسئله این است که دولت‌ها و کسب‌وکارها اهداف بسیار متفاوتی دارند. اگر سیاست‌گذاران عمومی از بنیانگذاران کسب‌وکارها تقلید کنند توانایی خود را برای مقابله با چالش‌های پیچیدۀ اجتماعی از دست می‌دهند.
▪︎برای استارت‌آپ‌ها، بالاترین اولویت تکرار سریع، اختلال مبتنی‌بر فناوری، و بازدهی مالی برای سرمایه‌گذاران است. موفقیت آن‌ها به حل یک مشکل معیّن با یک محصول واحد یا در یک سازمان بستگی دارد. اما دولت‌ها باید با مسائل پیچیده و درهم‌تنیده‌ای مانند فقر، سلامت عمومی، و امنیت ملی مقابله کنند. هر چالش مستلزم همکاری در بخش‌های مختلف و برنامه‌ریزی بلندمدت دقیق است. ایدۀ تضمین منافع کوتاه‌مدت در هر یک از این زمینه‌ها اساساً منطقی نیست.
▪︎برخلاف استارت‌‌آپ‌ها دولت‌ها باید از دستورات قانونی حمایت کنند، ارائۀ خدمات ضروری را تضمین کنند، و مبتنی‌بر قانون عمل کنند. معیارهایی نظیر سهم بازار برای دولت بی‌معنا است، زیرا دولت به‌جای تلاش برای «برنده‌شدن» باید بر گسترش فرصت‌ها تمرکز کند. باید بلندمدت فکر کند و به ساختارهای چابک و انعطاف‌پذیر دست یابد. اعمال منطق استارت‌آپی برای خدمات عمومی می‌تواند به راه‌حل‌های تکه‌تکه‌ای منجر شود که به تشدید ناکارآمدی‌های موجود منجر می‌شود.
▪︎فرآیندی که در چارچوب آن دولت‌ها یاد می‌گیرند تا نتایج بهتری به‌دست آورند بسیار متفاوت از یک استارت‌آپ است. به‌جای پذیرش کورکورانۀ فرهنگ استارت‌آپی، دولت‌ها باید تلاش‌های پیشین برای مدرن‌سازی و اصلاح خدمات عمومی را واکاوی کنند. درس‌های زیادی برای یادگیری وجود دارد:
▪︎اولاً، بخش دولتی به یک بنیان جدید در اقتصاد نیاز دارد. تأکید مدل غالب «کارایی» اغلب خروجی‌ها (چند وعدۀ غذایی مدرسه یارانه‌ای است؟) را با نتایج (غذاها چقدر مغذی و پایدار یا محلی بودند؟) اشتباه می‌گیرد و بر دوگانگی بسیار ساده‌شدۀ عمومی-خصوصی مبتنی است. نتیجه، اتکای بیش‌ازحد به اکتشاف‌های سطحی مانند تجزیه و تحلیل هزینه-فایده است که لزوماً پیشرفت به سمت نتایج سیستمی مطلوب را اندازه‌گیری نمی‌کند.
▪︎درس دوم این است که «تنوع» یک دارایی است، نه تمرین درستی سیاسی. طی قرن گذشته، بخش عمومی برای همگانی‌بودن تلاش کرد: خدمات باید در شهرهای کوچک به همان اندازۀ شهرهای ثروتمندتر خوب و قابل دسترس باشند. اما نحوۀ ارائه این خدمات نیز مهم است. ایجاد یک بخش عمومی مطلوب به نیروی کار متنوع‌تر، آموزش مداوم، دیدگاه‌های تحلیلی متعدد، و مجموعه‌ای از مداخلات نیاز دارد؛ هیچ گلولۀ جادویی وجود ندارد.
▪︎سوم، بخش عمومی باید بین توانایی‌های سیاسی، سیاست‌گذاری، و اجرایی خود تعادل ایجاد کند. دولت‌ها چیزی فراتر از ماشین‌های اداری هستند. آن‌ها به رهبری سیاسی، احساس هدف، و توانایی تنظیم سیاست‌ها نیاز دارند. اغلب اوقات، اصلاحات بخش عمومی بر کارایی تکنوکراتیک تمرکز می‌کند، و ضرورت بیان و اجرای چشم‌اندازی برای جلب حمایت عمومی را نادیده می‌گیرد.
▪︎برای تجهیز بخش عمومی به ظرفیت مورد نیاز برای مقابله با چالش‌های معاصر، دولت‌ها -و آنچه «دولت‌های کارآفرین» نامیده‌ایم- باید شش قابلیت را پرورش دهند که آن‌ها را قادر به یادگیری و سازگاری می‌کند. ۱. آگاهی استراتژیک یعنی توانایی شناسایی فعالانۀ چالش‌ها و فرصت‌های نوظهور، ۲. انعطاف‌پذیری دستورکار به‌طوری‌که بتوان اولویت‌ها را در هنگام مواجهه با بحران‌ها متعادل کرد. ۳. ائتلاف‌سازی و مشارکت به‌طوری‌که بخش عمومی بتواند همکاری بین بخش‌ها و جوامع را تقویت کند. ۴. تغییر خود یعنی به‌روزرسانی مستمر مهارت‌های سازمان‌های دولتی، ساختارهای سازمانی، و مدل‌های عملیاتی. این مستلزم قابلیت بعدی است. ۵. ارزیابی و حل مسئله در ارائۀ خدمات عمومی. و ۶. نیاز بخش عمومی به ابزارها و نهادهای نتیجه‌گرا.
▪︎دولت‌ها نباید مانند استارت‌آپ‌ها اداره شوند، زیرا اهداف بسیار متفاوتی را دنبال می‌کنند، به حوزه‌های مختلف پاسخ می‌دهند، و در زمان‌بندی‌های کاملاً متفاوتی عمل می‌کنند. سیاست‌گذاران به‌جای تعقیب سراب درۀ سیلیکون باید بر ایجاد ساختارها و قابلیت‌هایی تمرکز کنند که دولت‌ها را قادر می‌سازد پاسخگو، انعطاف‌پذیر، و مؤثر باشند. اصلاحات باید ریشه در درک عمیق پویایی بخش عمومی داشته باشد، نه در تمایل به تقلید از یونیکورن‌هایی که به‌دنبال اختلال (disruption) بزرگ بعدی هستند!
👍1
✳️ تفاوت استراتژی با مدل کسب‌وکار چیست؟


✅ مدل کسب‌وکار واژه تقریباً جدیدی است که همزمان با ظهور کسب‌وکارهای اینترنتی رونق بیشتری یافته است. امروزه برخی از مدیران و شرکت‌ها این دو واژه را معادل هم استفاده می‌کنند. اما در عمل استراتژی و مدل کسب‌وکار نقاط تمرکز و مفاهیم متفاوتی را مد نظر قرار می‌دهند.

▪︎مدل کسب‌وکار بیشتر شبیه یک داستان است. داستان اینکه چگونه اجزاء مختلف کسب‌وکار شما با هم در تعامل هستند تا بعنوان یک سیستم واحد خلق ارزش نمایند.

▪︎استراتژی جهت‌گیری کسب‌وکار برای خلق ارزش را بیان می‌کند.
تعاریف بسیار نزدیک به هم هستند.

▪︎مدل کسب‌وکار در مورد رقبا بحث نمی‌کند. اما موضوع اصلی استراتژی رقبا هستند.

▪︎مدل کسب‌وکار در مورد منطق خلق و ارائه ارزش به مشتری و بصورت سود ده می‌باشد، اما استراتژی در مورد اینکه چگونه بهتر از رقبای خود کار کنید، تمرکز دارد.

▪︎هر کسب‌وکاری دیر یا زود (معمولا بسیار زودتر از آنچه انتظار دارید) با رقبا مواجه می‌شود. اینجا دقیقا همان نقطه‌ای است که استراتژی به روی صحنه می‌آید و تبدیل به نقش اول داستان می‌شود.
استراتژی و مدل کسب‌وکار با یکدیگر ارتباط تنگاتنگ و متقابل دارند.

▪︎مدل کسب‌وکار می‌تواند بر استراتژی‌های شرکت تاثیر بگذارد و مزیت یا نقصی برای مواجه با رقبا بشمار بیاید.

▪︎از سوی دیگر استراتژی می‌تواند مدل کسب‌وکار را برای رقابت بهتر دگرگون نماید. و حتی زمین بازی جدید تعریف نموده یا به یک مزیت رقابتی تبدیل شود.
✳️ قیمت شام مادر زن!

✅ فرض کنید در خانه مادرزنتان شام خوبی خورده اید و سرخوشید. ناگهان کیف پولتان را در می‌آورید و می پرسید چقدر شد؟
احتمالا باید تعطیلات بعدی را در تنهایی جلوی تلویزیون بگذرانید!

🔺ما دو نوع هنجار داریم. هنجار های اجتماعی و هنجارهای بازار.
مادرزنتان وقتی از شما به رایگان پذیرایی می کند، در حال بازی در زمین هنجارهای اجتماعی است.
اما شما وقتی می خواهید آن را با پول حساب کنید وارد هنجارهای بازار می شوید. هنجارهای بازار همان دودوتا چهارتاست. به همین دلیل است که اگر بابت کاری که از آن لذت می برید پول بگیرید، از آن کمتر لذت می برید.

🔺زمانی که شما در زمین هنجارهای اجتماعی بازی می کنید، محاسبه‌گر نیستید؛ اما کافی است که قرار باشد بابت کاری پولی بگیرید، آنوقت ذهن شروع به محاسبه می کند که خب اتفاق خوشایندی نیست.

🔺به شرکت ها توصیه می شود که به جای اینکه سه میلیون تومان به کارمندان پاداش بدهند، سه میلیون تومان هزینه‌ی سفر او را بدهند یا کمتر بابت مزایای مالی از اعداد و رقم حرف بزنند؛ اگر می خواهند کارمندان واقعاً حس کنند آنجا خانه‌ی خودشان است.

🔺با کارمندانتان در زمین هنجارهای اجتماعی بازی کنید تا آنها هم در زمین هنجارهای اجتماعی بدون غر زدن و داوطلبانه جمعه‌ها به سرکار بیایند.

✍ نابخردی های پیش بینی پذیر
✳️ رهبران آخر غذا می‌خورند!

✅ اگر هنگام صرف غذا با تفنگداران دریایی همراه باشید، متوجه می‌شوید که کم‌سابقه‌ترین افراد اول از همه غذای خود را دریافت می‌کنند و باسابقه‌ترین‌ها آخرین کسانی هستند که غذایشان را می‌گیرند. هنگامیکه شاهد این رویداد هستید، متوجه می‌شوید که در این موقعیت هیچ دستوری داده نمی‌شود. سربازان نیروی دریایی فقط اینطور عمل می‌کنند. در عمق چنین عمل ساده ای نگرش تفنگداران دریایی نسبت به رهبری نهفته است.

🔺از رهبران تفنگداران دریایی انتظار داریم آخرین افرادی باشند که غذا می‌خورند، چرا که ارزش واقعی رهبری در مقدم دانستن نیاز دیگران نسبت به نیاز خود است.

🔺رهبران بزرگ برای کسانی که افتخار هدایتشان را دارند، صادقانه ارزش قائل ‏اند و این مسئله را درک می‌کنند که بهای واقعی امتیاز رهبری در گرو صرف نظر کردن از منافع شخصی است.
✳️ ارزشمند ترین و قدرتمندترین برندهای دنیا از نگاه شرکت Brand Finance

۱. بیشترین ارزش برند در سال ۲۰۲۴ به شرکت Apple تعلق گرفته است. ارزش برند این شرکت در سال ۲۰۲۴ به ۵۱۶/۶ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال ۲۰۲۳ افزایش ۲۱۹ میلیارد دلاری داشته است. افزایش ارزش برند این شرکت در سال ۲۰۲۴ تقریباً برابر مجموع ارزش برندهای Starbucks، Mercedes-Benz ,Teslaو  Porsche است که این افزایش ارزش بی سابقه می باشد. در سال ۲۰۲۳ شرکت Amzon از نظر ارزش برند (۲۹۹ میلیارد دلار) در جایگاه اول قرار گرفته بود.
شرکت Apple در سال ۲۰۲۴ ارزش برند خود را از طریق دو استراتژی افزایش داده است: اول متنوع سازی محصولات (Diversification) دوم ترغیب مشتریان برای پرداخت قیمت بالاتر برای محصولات (premiumization). همچنین  فروش شرکت از فروش صرفاً آیفون به سرمایه گذاری در محصولات پوشیدنی(wearable) و خدماتی از جمله اشتراک Apple TV سمت و سو پیدا کرده است.

۲. نکته مهم گزارش ۲۰۲۴، دستاوردهای کسب‌وکارهایی است که سرمایه‌گذاری زیادی روی هوش مصنوعی (AI) انجام داده‌اند. از جمله می توان به شرکت های MICROSOFT و NVIDIA اشاره کرد. ارزش برند MICROSOFT با ۷۸ درصد افزایش به ۳۴۰/۴ میلیارد دلار رسید و با دو پله جهش در رتبه دوم قرار گرفت. ارزش برند NVIDIA تأمین‌کننده اصلی تراشه‌ها در فضای هوش مصنوعی، با ۱۶۳ درصدی افزایش به ۴۴/۵ میلیارد دلار رسید. شرکت NVIDIA  در بین ۵۰۰ شرکت مورد ارزیابی بیشترین رشد ارزش برند را تجربه کرده است.

٣. گوگل (GOOGLE) به ‌عنوان یکی از چهار برند در حوزه فناوری در ایالات متحده که در زمره ۱۰ برند با ارزش‌ در سال ۲۰۲۴ قرار گرفت، از نظر ارزش برند از سایر هم گروهی های خود در سیلیکون ولی یعنی APPLE و MICROSOFT عقب ماند، اما از نظر قدرت برند جایگاه سوم جهانی را حفظ کرد، و پس از غول پیام‌رسان چین، WECHAT و آلفابت، جایگاه سوم را به خود اختصاص داد. برند YOUTUBE و GOOGLE در بین مشتریان بسیار شناخته شده، پرکاربرد  و رضایت بخش است و لذا ارزش برند این شرکت بین ده برند برتر قرار گرفت.

۴. ارزش برند شرکت AMAZON از رتبه اول در سال ۲۰۲۳  به رتبه چهارم در سال ۲۰۲۴ تبدیل شد. ارزش برند AMAZON با رشد ٣ درصدی به ۳۰۸/۹ میلیارد دلار رسید. بازار مصرف در ۱۲ ماه گذشته، تحت تاثیر نرخ های بهره بالا، تورم، و بحران هزینه های زندگی، منجر به تضعیف چشم انداز آمازون شده است.

٥. ارزش برند TIKTOK در سال ۲۰۲۴ با رشد ۲۸ درصد به ۸۴/۲ میلیارد دلار رسید و جایگاه ۱۰ اٌم ارزشمندترین برندهای دنیا را به خود اختصاص داد. ارزش برند این شرکت در سال ۲۰۲۳ در رتبه هفتم قرار داشت.

۶. وي چت (WECHAT)عنوان قوی ترین برند جهان را آن خود کرد. امتیاز شاخص قدرت ٩٤/٣ از ۱۰۰ و رتبه قدرت برند آن AAA+ است. فقط یازده برند دیگر در رتبه بندی، رتبه  AAA+ را کسب کردند: YOUTUBE، GOOGLE، MARINA BAY SANDS، WULIANGYE، DELOITTE، COCA-COLA، NETFLIX، ROLEX، FERRARI، MOUTAI و ICBC. قدرت برند WECHAT به دلیل محبوبیت و قابل اعتماد بودن آن در بین کاربران چینی می باشد.
✳️ آینده کار در دستان شماست!

✅ در سال ۲۰۲۵، دنیای کار و مدیریت منابع انسانی دستخوش تغییرات بزرگی خواهد شد. اگر می‌خواهید سازمان‌تان در این تحولات پیشرو باشد، باید از همین امروز شروع کنید. در این پست، ۱۰ راهکار کلیدی برای بازنگری در مشارکت کارکنان و نقش HR در کسب‌وکارها را بررسی می‌کنیم. این راهکارها نه تنها به بهبود عملکرد سازمان کمک می‌کنند، بلکه سلامت و رفاه کارکنان را نیز در اولویت قرار می‌دهند. با ما همراه باشید تا ببینید چگونه می‌توانید HR را به موتور رشد کسب‌وکار تبدیل کنید!"

۱۰ راه برای بازنگری در مشارکت کارکنان در سال ۲۰۲۵ 
ظهور "استعفای خاموش" و آنچه HR از دست داد


۱. دست از اجازه گرفتن بردارید، رهبری کنید 
   - قدیمی: منتظر ماندن برای تأیید جهت اجرای استراتژی‌های متمرکز بر افراد. 
   - جدید: قرار دادن HR به عنوان محرک کسب‌وکار، نه یک تابع پشتیبانی.

۲. به زبان کسب‌وکار صحبت کنید 
   - قدیمی: فقط درباره مشارکت و فرهنگ صحبت کردن. 
   - جدید: پیوند دادن استراتژی‌های HR به سود، ریسک و رشد.

۳. افسانه‌های قدیمی محیط کار را از بین ببرید 
   - قدیمی: اولویت دادن به "حضور فیزیکی" به جای بهره‌وری. 
   - جدید: بازتعریف کار با تمرکز بر نتایج، نه ساعات کاری.

۴. سلامت نیروی کار را در صورت سود و زیان قرار دهید 
   - قدیمی: نادیده گرفتن تأثیر مالی فرسودگی شغلی و رهبری سمی. 
   - جدید: تبدیل رفاه کارکنان به یک معیار قابل اندازه‌گیری کسب‌وکار.

۵. ترس از تغییر را به چالش بکشید 
   - قدیمی: اجتناب از اختلال برای حفظ راحتی رهبری. 
   - جدید: رهبری تحول، حتی زمانی که ناراحت‌کننده است.

۶. معیارهای عملکرد را بازتعریف کنید 
   - قدیمی: اندازه‌گیری موفقیت فقط بر اساس درآمد سه‌ماهه. 
   - جدید: همسو کردن اهداف کسب‌وکار با سلامت بلندمدت نیروی کار.

۷. حفظ کارکنان را به موفقیت کسب‌وکار پیوند دهید 
   - قدیمی: فکر کردن به جابجایی کارکنان به عنوان یک مسئله HR. 
   - جدید: نشان دادن اینکه رهبری بد چقدر در از دست دادن استعدادها هزینه دارد.

۸. دست از پاداش دادن به کار بیش از حد بردارید 
   - قدیمی: تجلیل از ساعت‌های طولانی و فرهنگ کار سخت. 
   - جدید: ایجاد روش‌های کاری پایدار که از فرسودگی شغلی جلوگیری می‌کنند.

۹. روایت را در دست بگیرید، نه اینکه فقط آن را دنبال کنید 
   - قدیمی: واکنش نشان دادن به تصمیمات کسب‌وکار پس از اتخاذ آنها. 
   - جدید: هدایت تصمیماتی که استراتژی افراد را در مرکز قرار می‌دهند.

۱۰. HR
را غیرقابل چشم‌پوشی کنید 
   - قدیمی: تلاش برای توجیه بودجه و تأثیر HR. 
   - جدید: اثبات نقش HR به عنوان موتور رشد، نه یک هزینه.
باشگاه کارفرمایان،مدیران وکارشناسان
🔲⭕️از مواجهه با قورباغه های زشت شانه خالی نکنید!
مجتبی لشکربلوکی

بگذارید با یک مثال تاریخی جذاب شروع کنیم: استارباکس را احتمالا می شناسید. استارباکس کافی‌شاپ‌های زنجیره‌ای بین المللی است که با بیش از ۳۰ هزار شعبه در کشورهای مختلف، بزرگ‌ترین کافی‌شاپ زنجیره‌ای در جهان است. سال ۲۰۰۸، استارباکس به دردسر افتاد و کاهش فروش و درآمد و سودآوری داشت اوضاع داشت بحرانی می شد! هاوارد شولتز که در سال ۲۰۰۰ از سمت مدیرعاملی کناره‌گیری کرده بود، دوباره برگشت و چند تصمیم سخت، آزاردهنده و شفاف گرفت و آن را عملیاتی کرد. باهم مرور کنیم:

۱) مشتریان احساس می‌کردند که استارباکس تبدیل به یک فست‌فود شده. شولتز ۷۱۰۰ شعبه را در یک روز تعطیل کرد تا همه کارکنان روش صحیح دم کردن اسپرسو را دوباره یاد بگیرند! این تصمیم در راستای تمرکز بر تجربه مشتری و بازگشت به احساس یک کافه واقعی بود. حذف یا کمرنگ کردن دستگاه‌های اتوماتیک اسپرسو که تعامل باریستا و مشتری را کاهش داده بود و افزایش فضای نشستن و اضافه کردن موسیقی زنده در برخی شعبه‌ها تصمیم دیگر بود که فقط در عرض یک سال باعث افزایش ۱۲٪ رضایت مشتریان شد.

۲) گسترش سریع شعبه‌ها باعث افت تجربه مشتری شده بود. تصمیم سخت بعدی کاهش تعداد فروشگاه‌ها و بستن ۶۰۰ شعبه زیان‌ده بود. افتتاح ۸۷۰ فروشگاه را هم لغو کرد. نتیجه تمرکز بر بهبود شعبه‌های سودآور بود.

۳) ساختار هزینه‌ها مطلوب نبود. اخراج ۶۷۰۰ مدیر و کارمند در دستور کار قرار گرفت.

۴) رقبایی مثل مک‌دونالد در حال ارائه قهوه ارزان‌تر و برنامه‌های وفاداری جذاب بودند. پس استارباکس نیز روی بازاریابی دیجیتال و برنامه های وفادارسازی مشتریان سرمایه‌گذاری ۳۰ میلیون دلاری کرد. نتیجه افزایش عضویت در برنامه پاداش استارباکس به میزان ۲۵٪ در طول یک سال بود.

۵) توسعه فروش قهوه‌های بسته‌بندی‌شده و ورود به فروشگاه‌های زنجیره‌ای نیز یک تصمیم شفاف و سخت بود. از خدمت به تولید! ورود به یک بازار جدید! استارباکس فروش قهوه‌های Via (قهوه فوری) و بسته‌بندی‌شده را در سوپرمارکت‌ها آغاز کرد. سال بعد استارباکس از طریق این محصولات ۱ میلیارد دلار درآمد کسب کرد.

۶) کوتاه آمدن از مزه های سنتی و اصیل استارباکس نیز تصمیم سخت دیگر بود. قهوه‌های استارباکس برای برخی مشتریان بیش از حد تلخ بود. شولتز دستور داد قهوه‌ای جدید با طعم ملایم‌تر نیز عرضه شود. این محصول یکی از پرفروش‌ترین قهوه‌های استارباکس شد.

۷) تغییر مدل مدیریتی و بازگرداندن تمرکز به ارزش‌های اصلی برند نیز کار ساده ای نبود. برخی مدیران قبلی بیشتر بر رشد مالی سریع تمرکز داشتند تا کیفیت برند. اخراج چند مدیر ارشد که رویکرد رشد بی‌رویه را دنبال می‌کردند به همه یک پیام واضح ارسال کرد.

۸) توسعه شبکه فروشگاهی در چین و هند به جای آمریکا: در ۲۰۰۸، استارباکس کمتر از ۳۰۰ شعبه در چین داشت. شولتز اعلام کرد چین به بزرگ‌ترین بازار استارباکس پس از آمریکا تبدیل خواهد شد. تا ۲۰۱۰، تعداد شعب در چین به بیش از ۸۰۰ رسید. ۲۰۱۹، استارباکس بیش از ۴۳۰۰ شعبه در چین داشت. کار به جایی رسید که بیش از ۶۰٪ درآمد استارباکس از بازارهای خارج از آمریکا از آسیاست.

این شد که افزایش ارزش بازار سهام استارباکس در طول پنج سال از ۶ به ۵۰ میلیارد دلار رسید!

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
فکرش را بکنید هاوارد شولتز می آمد مدیران و کارمندان را جمع می کرد و سخنرانی می کرد و مشتی حرف های کلی می گفت، امیدهای واهی می داد و سپس همه را به تلاش بیشتر، همکاری و همدلی دعوت می کرد؛ اگر تصمیمات گذشته را درست می دانست و فقط می گفت که باید بیشتر تلاش و ایستادگی کرد آیا به جایی می رسید؟ در عوض چه کرد؟ پرسیدن سوالات دشوار و پاسخ یابی برای آن سوالات. استراتژی بازی با کلمات زیبا نیست. واژه های گرد، دو پهلو و کلی به درد سخنرانی های سیاسی و خرید محبوبیت می خورند و منشا تغییر نخواهند بود.

استراتژی کار دلچسبی نیست.
باید قورباغه های زشت (انتخاب های دشوار) را یافت و قورت شان داد. چگونه؟ باید سوالات دشوار از خود پرسید (مثلا: آیا لازم است که جلوی افتتاح شعب را بگیرم یا به همین روند ادامه دهم؟) و به آن سوالات باید پاسخ های شجاعانه و مبتنی بر محاسبه، تحلیل، اجماع، ریسک پذیری معقول و گذشتن از گذشته ها داد پاسخ هایی گاه چارچوب شکنانه و بدون سابقه! (مثلا: تعطیلی شعب در آمریکا و افتتاح شعب در آسیا). کسانی که از قورباغه خوششان نمی آید به درد حوزه استراتژی نمی خورند!

https://t.me/Dr_Lashkarbolouki
👍2
✳️ چین تعرفه‌های تلافی‌جویانه ۸۴ درصدی بر کالاهای آمریکایی اعمال کرده است، که این اقدام باعث شدت گرفتن تنش‌ها در جنگ تجاری بین دو اقتصاد بزرگ جهان شده است.

این تصمیم در پی اقدام رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، مبنی بر افزایش تعرفه‌ها بر واردات چینی به میزان ۵۰ درصد دیگر گرفته شده است که مجموع تعرفه‌ها را به حداقل ۱۰۴ درصد برای کالاهای چینی می‌رساند. کمیسیون تعرفه شورای دولتی چین این اقدام آمریکا را "اشتباه بزرگ‌تر از اشتباه قبلی" توصیف کرده و اعلام کرده است که این تصمیم به شدت حقوق مشروع چین و سیستم تجاری چندجانبه را تضعیف می‌کند.

علاوه بر اعمال تعرفه‌ها، وزارت بازرگانی چین محدودیت‌هایی برای صادرات ۱۲ شرکت آمریکایی اعمال کرده و از ارسال اقلام دو منظوره به این شرکت‌ها جلوگیری کرده است. همچنین، شش شرکت آمریکایی به فهرست "شرکت‌های غیرقابل اعتماد" چین اضافه شده و از انجام تجارت یا سرمایه‌گذاری در چین منع شده‌اند. در واکنش، اتحادیه اروپا نیز اعلام کرده است که تعرفه‌های تلافی‌جویانه‌ای را علیه واردات آمریکا وضع خواهد کرد و به‌ویژه در برابر افزایش تعرفه‌ها بر فولاد و آلومینیوم از سوی آمریکا واکنش نشان داده است. وزیر خزانه‌داری آمریکا، اسکات بسنت، این اقدامات چین را "زیان‌آور" برای چین دانسته و بر عدم تعادل در روابط تجاری دو کشور تأکید کرده است.

با وجود لحن خصمانه، چین درهای خود را برای مذاکره باز گذاشته و از آمریکا خواسته است تا در حل جنگ تجاری "برابری، احترام و منفعت مشترک" را رعایت کند. سخنگوی وزارت خارجه چین همچنین تأکید کرده است که این کشور به دنبال جنگ تجاری نیست، اما قاطعانه از منافع خود دفاع خواهد کرد. در پی افزایش تعرفه‌ها، بازارهای جهانی دچار نوسانات شدیدی شده‌اند، به‌طوری که بازارهای آسیایی و اروپایی کاهش یافتند و سهام آمریکا نیز با نوسانات متفاوتی باز شدند. بخش صادرات چین، که یکی از محرک‌های اصلی اقتصاد این کشور است، خود را برای تأثیرات احتمالی این تغییرات آماده کرده است. همچنین، رشد اقتصادی چین نیز در حال کند شدن است.

روزنامه بریکس