✳️ «هوش مصنوعی فناوری نیست بلکه عنصر فناوری ساز است»؟!
✅ هوش مصنوعی (AI) را میتوان هم بهعنوان یک فناوری و هم بهعنوان عنصری فناوری ساز در نظر گرفت. این دوگانگی به نقشها و کاربردهای متنوع آن بستگی دارد:
🔺۱ - هوش مصنوعی بهعنوان یک فناوری
هوش مصنوعی خودش یک فناوری پیشرفته است که شامل مجموعهای از الگوریتمها، مدلهای ریاضی، و سامانههای نرمافزاری است که برای انجام وظایف خاصی (مانند پردازش زبان طبیعی، تشخیص تصویر، یا پیشبینی دادهها) طراحی شدهاند. مثالها عبارتند از:
- چتبات ها (مثل ChatGPT).
- سامانههای تشخیص چهره (مورد استفاده در امنیت یا تلفنهای همراه).
- خودروهای خودران که از الگوریتمهای AI برای ناوبری استفاده میکنند.
در این موارد، هوش مصنوعی بهعنوان یک محصول یا خدمت فناوری محور عمل میکند.
🔺۲ - هوش مصنوعی بهعنوان عنصر فناوری ساز:
هوش مصنوعی همچنین بهعنوان ابزاری کلیدی برای توسعه فناوریهای جدید عمل میکند. این جنبه از AI، آن را به یک «موتور نوآوری» تبدیل میکند که امکان پیشرفت در حوزههای دیگر را فراهم میسازد. مثالها شامل:
- تسریع تحقیقات علمی:
- استفاده از AI در کشف داروهای جدید (مثل پیشبینی ساختار پروتئینها با AlphaFold).
- بهینهسازی سامانههای انرژی با شبیهسازیهای هوشمند.
- خودکارسازی توسعه نرمافزار:
- ابزارهای کدنویسی مبتنی بر AI (مثل GitHub Copilot).
- ساخت فناوریهای پیچیدهتر:
- طراحی تراشههای رایانهای با کمک الگوریتمهای یادگیری ماشین.
- بهبود فناوریهای رباتیک با استفاده از بینایی رایانهای.
در این نقش، هوش مصنوعی به مثابه یک سکو یا زیرساخت عمل میکند که توسعه فناوریهای دیگر را امکانپذیر میسازد.
🔺 نتیجهگیری:
هوش مصنوعی هر دو جنبه را دارد. ماهیت آن به زمینه استفاده بستگی دارد:
- اگر بهعنوان یک محصول نهایی (مثل یک برنامه کاربردی) استفاده شود، یک فناوری است.
- اگر بهعنوان ابزاری برای خلق فناوریهای نوین به کار رود، عنصر فناوری ساز محسوب میشود.
این دوگانگی، هوش مصنوعی را به یک فناوری تحول آفرین و چندوجهی تبدیل کرده که همزمان هم مصرفکننده و هم تولیدکننده پیشرفتهای فناورانه است.
✅ هوش مصنوعی (AI) را میتوان هم بهعنوان یک فناوری و هم بهعنوان عنصری فناوری ساز در نظر گرفت. این دوگانگی به نقشها و کاربردهای متنوع آن بستگی دارد:
🔺۱ - هوش مصنوعی بهعنوان یک فناوری
هوش مصنوعی خودش یک فناوری پیشرفته است که شامل مجموعهای از الگوریتمها، مدلهای ریاضی، و سامانههای نرمافزاری است که برای انجام وظایف خاصی (مانند پردازش زبان طبیعی، تشخیص تصویر، یا پیشبینی دادهها) طراحی شدهاند. مثالها عبارتند از:
- چتبات ها (مثل ChatGPT).
- سامانههای تشخیص چهره (مورد استفاده در امنیت یا تلفنهای همراه).
- خودروهای خودران که از الگوریتمهای AI برای ناوبری استفاده میکنند.
در این موارد، هوش مصنوعی بهعنوان یک محصول یا خدمت فناوری محور عمل میکند.
🔺۲ - هوش مصنوعی بهعنوان عنصر فناوری ساز:
هوش مصنوعی همچنین بهعنوان ابزاری کلیدی برای توسعه فناوریهای جدید عمل میکند. این جنبه از AI، آن را به یک «موتور نوآوری» تبدیل میکند که امکان پیشرفت در حوزههای دیگر را فراهم میسازد. مثالها شامل:
- تسریع تحقیقات علمی:
- استفاده از AI در کشف داروهای جدید (مثل پیشبینی ساختار پروتئینها با AlphaFold).
- بهینهسازی سامانههای انرژی با شبیهسازیهای هوشمند.
- خودکارسازی توسعه نرمافزار:
- ابزارهای کدنویسی مبتنی بر AI (مثل GitHub Copilot).
- ساخت فناوریهای پیچیدهتر:
- طراحی تراشههای رایانهای با کمک الگوریتمهای یادگیری ماشین.
- بهبود فناوریهای رباتیک با استفاده از بینایی رایانهای.
در این نقش، هوش مصنوعی به مثابه یک سکو یا زیرساخت عمل میکند که توسعه فناوریهای دیگر را امکانپذیر میسازد.
🔺 نتیجهگیری:
هوش مصنوعی هر دو جنبه را دارد. ماهیت آن به زمینه استفاده بستگی دارد:
- اگر بهعنوان یک محصول نهایی (مثل یک برنامه کاربردی) استفاده شود، یک فناوری است.
- اگر بهعنوان ابزاری برای خلق فناوریهای نوین به کار رود، عنصر فناوری ساز محسوب میشود.
این دوگانگی، هوش مصنوعی را به یک فناوری تحول آفرین و چندوجهی تبدیل کرده که همزمان هم مصرفکننده و هم تولیدکننده پیشرفتهای فناورانه است.
شاخص های هوش مصنوعی درایران.pdf
7.7 MB
فایل گزارش
شاخص هوش مصنوعی در ایران ۱۴۰۳
(Iran AI index 2024)
👤 سید ایمان میرعمادی
🏢 مرکز استراتژی و تحول هوش مصنوعی شریف
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
شاخص هوش مصنوعی در ایران ۱۴۰۳
(Iran AI index 2024)
👤 سید ایمان میرعمادی
🏢 مرکز استراتژی و تحول هوش مصنوعی شریف
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ نشانههای یک مدیر خوب
✅ رابرت ساتن، استاد دانشکده مدیریت دانشگاه استنفورد، در مقاله خود به نام «چگونه در شرایط بد اقتصادی، مدیر خوبی باشیم؟» مینویسد:
اگر بخواهیم رو راست باشیم، مدیر خوب بودن حتی در شرایط خوب اقتصادی هم سخت است، چه برسد به شرایط بد اقتصادی.
● برای همین، تمرین «مدیر خوب بودن در شرایط بد اقتصادی»، تمرینی بسیار واجب برای هر مدیری است که میخواهد شرکتش شرایط بد اقتصادی را با موفقیت پشت سر بگذارد و در بازار باقی بماند. برای این منظور باید این اصول را رعایت کنیم:
● مخفی کاری نکنید.
خیلی از مدیران به اشتباه تصور میکنند وقتی شرایط اقتصادی نامناسب میشود، نباید درباره آینده کارمندان و شرکت با آنها گفتگو کنند بلکه باید همه چیز را مخفی کنند.
در حالی که وقتی شما همه چیز را از کارمندان مخفی میکنید، به بازار شایعات منفی و مخرب دامن میزنید. در حالی که تحقیقات نشان میدهد وقتی یک کارمند میداند که مثلا شش ماه دیگر بیکار میشود، خیلی بهتر از وقتی است که ناگهان به او میگویند از هفته آینده نمیتواند به شرکت بیاید.
● مشورتپذیر باشید نه محتاط.
تحقیقات مختلف این واقعیت را ثابت کردهاند که در شرایط بد اقتصادی، معمولا مدیران ارشد شرکتها به بهانه محرمانه بودن شرایط شرکت، مدیران عملیاتی و کارمندان شرکت را در تصمیمگیریها دخالت نمیدهند و خودشان تصمیمگیری میکنند.
این تحقیقات نشان میدهند در چنین شرایطی، مدیران ارشد معمولا راحتترین تصمیم را میگیرند، نه معقولترین تصمیمی که میتواند به شرکت کمک کند.
اگر در شرایط بد اقتصادی بخواهیم یک مدیر خود رأی باشیم، قطعا با مشکل مواجه میشویم. اما اگر هنگام تصمیمگیری، نظرات و ایدههای افراد مختلف را بگیریم و شرایط محیطی را به خوبی تحلیل کنیم تا به یک تصمیم درست و با کمترین خطا برسیم، به احتمال زیاد میتوانیم شرایط بد اقتصادی را پشت سر بگذاریم.
● صبور باشید.
یکی از ویژگیهای شرایط بد اقتصادی این است که مدیران و کارمندان عملیاتی، مرتب راجع به آینده شرکت از مدیران ارشد سوال میپرسند و این کار باعث فشار مضاعف به مدیران ارشد میشود.
برای مثال، در تحقیقی که از شرکت بازیهای کامپیوتری آتاری انجام دادیم، متوجه شدیم که وقتی شرایط شرکت بد شد و شرکت رو به ورشکستگی رفت، مدیران ارشد آن درهای مخفیانهای را برای رفت و آمد درست کرده بودند تا با کارمندان و سوالات آنها درباره آینده شغلیشان و شرکت مواجه نشوند.
اما مدیران ارشد حرفهای، خلاف این رفتار را دارند و با صبوری به سوالات و ابهامات مدیران و کارمندان زیردستشان پاسخ میدهند
از طرف دیگر، اشتباهی که بسیاری از مدیران ارشد در شرایط بد اقتصادی میکنند، این است که به ناگهان غیب میشوند و مثلا برای چند هفته در شرکت آفتابی نمیشوند. این کار هم جز کمک به شایعهسازی، هیچ کمکی به شرکت نمیکند
● شفافسازی کنید.
تحقیقات نشان میدهد هر چقدر در شرایط بد اقتصادی، شفافتر عمل کنیم و دلایل اتخاذ تصمیمات و استراتژیهای شرکت را برای بقیه مدیران و کارمندان توضیح بدهیم، احتمال عبور موفق شرکت از شرایط بد اقتصادی، بالاتر میرود.
به همین دلیل، در شرایط بد اقتصادی، مدیران ارشد حرفهای روابطشان با مدیران و کارمندان زیردستشان را افزایش میدهند تا بتوانند با شفافسازی شرایط و تصمیمات شرکت، انگیزه آنها برای ادامه مسیر سخت پیشروی شرکت را ارتقاء بدهند.
● دنبال پیروزیهای کوچک باشید.
در شرایط بد اقتصادی، باید توقعمان از مدیران و کارمندان را کاهش بدهیم و نباید منتظر پیروزیهای بزرگ باشیم.
در حقیقت، مدیران ارشد حرفهای به جای پیروزیهای بزرگ دنبال پیروزیهای کوچک هستند چون میدانند هم احتمال رسیدن به پیروزیهای کوچک، بیشتر از رسیدن به پیروزیهای بزرگ است و هم فشار روانی روی کارمندان را کاهش میدهد.
✅ رابرت ساتن، استاد دانشکده مدیریت دانشگاه استنفورد، در مقاله خود به نام «چگونه در شرایط بد اقتصادی، مدیر خوبی باشیم؟» مینویسد:
اگر بخواهیم رو راست باشیم، مدیر خوب بودن حتی در شرایط خوب اقتصادی هم سخت است، چه برسد به شرایط بد اقتصادی.
● برای همین، تمرین «مدیر خوب بودن در شرایط بد اقتصادی»، تمرینی بسیار واجب برای هر مدیری است که میخواهد شرکتش شرایط بد اقتصادی را با موفقیت پشت سر بگذارد و در بازار باقی بماند. برای این منظور باید این اصول را رعایت کنیم:
● مخفی کاری نکنید.
خیلی از مدیران به اشتباه تصور میکنند وقتی شرایط اقتصادی نامناسب میشود، نباید درباره آینده کارمندان و شرکت با آنها گفتگو کنند بلکه باید همه چیز را مخفی کنند.
در حالی که وقتی شما همه چیز را از کارمندان مخفی میکنید، به بازار شایعات منفی و مخرب دامن میزنید. در حالی که تحقیقات نشان میدهد وقتی یک کارمند میداند که مثلا شش ماه دیگر بیکار میشود، خیلی بهتر از وقتی است که ناگهان به او میگویند از هفته آینده نمیتواند به شرکت بیاید.
● مشورتپذیر باشید نه محتاط.
تحقیقات مختلف این واقعیت را ثابت کردهاند که در شرایط بد اقتصادی، معمولا مدیران ارشد شرکتها به بهانه محرمانه بودن شرایط شرکت، مدیران عملیاتی و کارمندان شرکت را در تصمیمگیریها دخالت نمیدهند و خودشان تصمیمگیری میکنند.
این تحقیقات نشان میدهند در چنین شرایطی، مدیران ارشد معمولا راحتترین تصمیم را میگیرند، نه معقولترین تصمیمی که میتواند به شرکت کمک کند.
اگر در شرایط بد اقتصادی بخواهیم یک مدیر خود رأی باشیم، قطعا با مشکل مواجه میشویم. اما اگر هنگام تصمیمگیری، نظرات و ایدههای افراد مختلف را بگیریم و شرایط محیطی را به خوبی تحلیل کنیم تا به یک تصمیم درست و با کمترین خطا برسیم، به احتمال زیاد میتوانیم شرایط بد اقتصادی را پشت سر بگذاریم.
● صبور باشید.
یکی از ویژگیهای شرایط بد اقتصادی این است که مدیران و کارمندان عملیاتی، مرتب راجع به آینده شرکت از مدیران ارشد سوال میپرسند و این کار باعث فشار مضاعف به مدیران ارشد میشود.
برای مثال، در تحقیقی که از شرکت بازیهای کامپیوتری آتاری انجام دادیم، متوجه شدیم که وقتی شرایط شرکت بد شد و شرکت رو به ورشکستگی رفت، مدیران ارشد آن درهای مخفیانهای را برای رفت و آمد درست کرده بودند تا با کارمندان و سوالات آنها درباره آینده شغلیشان و شرکت مواجه نشوند.
اما مدیران ارشد حرفهای، خلاف این رفتار را دارند و با صبوری به سوالات و ابهامات مدیران و کارمندان زیردستشان پاسخ میدهند
از طرف دیگر، اشتباهی که بسیاری از مدیران ارشد در شرایط بد اقتصادی میکنند، این است که به ناگهان غیب میشوند و مثلا برای چند هفته در شرکت آفتابی نمیشوند. این کار هم جز کمک به شایعهسازی، هیچ کمکی به شرکت نمیکند
● شفافسازی کنید.
تحقیقات نشان میدهد هر چقدر در شرایط بد اقتصادی، شفافتر عمل کنیم و دلایل اتخاذ تصمیمات و استراتژیهای شرکت را برای بقیه مدیران و کارمندان توضیح بدهیم، احتمال عبور موفق شرکت از شرایط بد اقتصادی، بالاتر میرود.
به همین دلیل، در شرایط بد اقتصادی، مدیران ارشد حرفهای روابطشان با مدیران و کارمندان زیردستشان را افزایش میدهند تا بتوانند با شفافسازی شرایط و تصمیمات شرکت، انگیزه آنها برای ادامه مسیر سخت پیشروی شرکت را ارتقاء بدهند.
● دنبال پیروزیهای کوچک باشید.
در شرایط بد اقتصادی، باید توقعمان از مدیران و کارمندان را کاهش بدهیم و نباید منتظر پیروزیهای بزرگ باشیم.
در حقیقت، مدیران ارشد حرفهای به جای پیروزیهای بزرگ دنبال پیروزیهای کوچک هستند چون میدانند هم احتمال رسیدن به پیروزیهای کوچک، بیشتر از رسیدن به پیروزیهای بزرگ است و هم فشار روانی روی کارمندان را کاهش میدهد.
۱۰ نقل قول از پیتر دراکر
▪︎"کاری صحیح را انجام دادن مهم تر از درست انجام دادن کاری است."
▪︎"اگر به دنبال چیزی جدید هستید، مجبورید کارهای قبلی را تکرار نکنید."
▪︎"هیچ کاری کاملا بی فایده نیست اگر با کارآمدی زیادی صورت گیرد، حتی کاری که اصلا نباید انجام شود.
▪︎"هر چیزی که اندازهگیری شود، بهبود می یابد."
▪︎"نتایج خوب از طریق بهره برداری از فرصت ها و نه حل مشکلات حاصل می شوند".
▪︎"خیلی از کارهایی که ما مدیریت می نامیم، برای کار کردن افراد زیردست مشکل ساز می شوند."
▪︎"افرادی که ریسک می کنند یا نمی کنند، هر دو عموما دو اشتباه بزرگ در سال انجام میدهند.
▪︎"جلسات برای رفع کسری سازمان است. کسی در سازمان همزمان نمی تواند کار و جلسه را هدایت کند."
▪︎"برنامهریزی طولانی مدت با تصمیمات آینده حل نخواهد شد، بلکه آینده با تصمیمات امروز ساخته می شود".
▪︎"مدیریت درست کار می کند. رهبری کارهای درست را انجام می دهد".
گاهنامه مدیر
▪︎"کاری صحیح را انجام دادن مهم تر از درست انجام دادن کاری است."
▪︎"اگر به دنبال چیزی جدید هستید، مجبورید کارهای قبلی را تکرار نکنید."
▪︎"هیچ کاری کاملا بی فایده نیست اگر با کارآمدی زیادی صورت گیرد، حتی کاری که اصلا نباید انجام شود.
▪︎"هر چیزی که اندازهگیری شود، بهبود می یابد."
▪︎"نتایج خوب از طریق بهره برداری از فرصت ها و نه حل مشکلات حاصل می شوند".
▪︎"خیلی از کارهایی که ما مدیریت می نامیم، برای کار کردن افراد زیردست مشکل ساز می شوند."
▪︎"افرادی که ریسک می کنند یا نمی کنند، هر دو عموما دو اشتباه بزرگ در سال انجام میدهند.
▪︎"جلسات برای رفع کسری سازمان است. کسی در سازمان همزمان نمی تواند کار و جلسه را هدایت کند."
▪︎"برنامهریزی طولانی مدت با تصمیمات آینده حل نخواهد شد، بلکه آینده با تصمیمات امروز ساخته می شود".
▪︎"مدیریت درست کار می کند. رهبری کارهای درست را انجام می دهد".
گاهنامه مدیر
✳️ هرم لنچیونی ۵ سطح از عواملی را که موجب اختلال و ناکارآمدی عملکرد یک تیم می شود را معرفی می کند. در این هرم نبود اعتماد، ترس از اختلاف، تعهد نداشتن، اجتناب از پاسخگویی و مسئولیت پذیری و عدم توجه به نتیجه در ۵ سطح علت های ناکارآمدی یک تیم معرفی شده اند.
✅ بر اساس این مدل، یک مدیر برای اینکه بتواند تیم کارآمد و موفقی داشته باشه باید مهارتهایی را یاد بگیرد تا بتواند این ۵ اختلال را مدیریت کند و از بین ببرد
🔸برای مثال اگر یک مدیر می بیند که افراد از مسئولیت پذیری اجتناب می کنند باید بتواند بر عملکرد افراد نظارت بیشتری داشته باشد و آنها را هدایت کند. یا اگر می بیند به نتیجه بی توجهی می شود، باید به خروجی ها دقت بیشتری داشته باشد و نتیجه محور باشد.
به نظر شما مدیران چه مهارت های دیگری باید داشته باشند؟
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ بر اساس این مدل، یک مدیر برای اینکه بتواند تیم کارآمد و موفقی داشته باشه باید مهارتهایی را یاد بگیرد تا بتواند این ۵ اختلال را مدیریت کند و از بین ببرد
🔸برای مثال اگر یک مدیر می بیند که افراد از مسئولیت پذیری اجتناب می کنند باید بتواند بر عملکرد افراد نظارت بیشتری داشته باشد و آنها را هدایت کند. یا اگر می بیند به نتیجه بی توجهی می شود، باید به خروجی ها دقت بیشتری داشته باشد و نتیجه محور باشد.
به نظر شما مدیران چه مهارت های دیگری باید داشته باشند؟
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ آمارهای مالی دولت از ۱۳۵۷ تا ۱۴٠۳
✅ با توجه به جایگاه بیبدیل دولتها در اقتصاد و افزایش انتظارات شهروندان از آنها در دهههای اخیر، تدوین بودجه و گردآوری آمارهای مالی دولت از اهمیت بیشتری برخوردار شده است.
امروزه دولتها علاوه بر بازتوزیع درآمد و ثروت و ارائه کالاها و خدمات بطور رایگان یا با هزینه کم، نقشهای عمده دیگری را نیز بر عهده دارند؛ از جمله: تنظیم و تثبیت فعالیتهای اقتصادی از طریق نهادهای نظارتی یا صدور قوانین و مقررات و کنترل شرکتهای مالی و غیر مالی ارائهدهنده طیف وسیعی از کالاها و خدمات به قیمت بازار در اقتصاد و …
با توجه به نقش بزرگ و مهم دولت، ارزیابی تأثیر فعالیتهای آن بر اقتصاد مهم است. برای مثال پاسخ به این پرسشها اهمیت مییابد:
آیا درآمدهای دولت توان پوشش مخارج آن را دارد یا باید وام بگیرد؟
آیا دولت در یک اقتصاد بطور خالص وامدهنده منابع مالی است یا وامگیرنده آن؟
دولت چقدر برای ارائه خدماتی مانند آموزش، بهداشت و حمایت اجتماعی هزینه میکند؟
میزان مالیات در یک کشور خاص در مقایسه با سایر کشورها چگونه است؟
یک کشور چقدر بدهی ایجاد میکند و چقدر از بدهیهای خود را پرداخت میکند و آیا این میزان پایدار است؟
برای پاسخ به این سؤالات ابتدا باید کلیه فعالیتهای مختلف بخش عمومی (دولت عمومی بعلاوه شرکتهای دولتی) را به صورت نظاممند ثبت کنیم و اطلاعات را در قالبهای تحلیلی مفید ارائه دهیم.
آمار مالی دولت یا همان GFS این مهم را انجام میدهد...
فایل کامل👇
✅ با توجه به جایگاه بیبدیل دولتها در اقتصاد و افزایش انتظارات شهروندان از آنها در دهههای اخیر، تدوین بودجه و گردآوری آمارهای مالی دولت از اهمیت بیشتری برخوردار شده است.
امروزه دولتها علاوه بر بازتوزیع درآمد و ثروت و ارائه کالاها و خدمات بطور رایگان یا با هزینه کم، نقشهای عمده دیگری را نیز بر عهده دارند؛ از جمله: تنظیم و تثبیت فعالیتهای اقتصادی از طریق نهادهای نظارتی یا صدور قوانین و مقررات و کنترل شرکتهای مالی و غیر مالی ارائهدهنده طیف وسیعی از کالاها و خدمات به قیمت بازار در اقتصاد و …
با توجه به نقش بزرگ و مهم دولت، ارزیابی تأثیر فعالیتهای آن بر اقتصاد مهم است. برای مثال پاسخ به این پرسشها اهمیت مییابد:
آیا درآمدهای دولت توان پوشش مخارج آن را دارد یا باید وام بگیرد؟
آیا دولت در یک اقتصاد بطور خالص وامدهنده منابع مالی است یا وامگیرنده آن؟
دولت چقدر برای ارائه خدماتی مانند آموزش، بهداشت و حمایت اجتماعی هزینه میکند؟
میزان مالیات در یک کشور خاص در مقایسه با سایر کشورها چگونه است؟
یک کشور چقدر بدهی ایجاد میکند و چقدر از بدهیهای خود را پرداخت میکند و آیا این میزان پایدار است؟
برای پاسخ به این سؤالات ابتدا باید کلیه فعالیتهای مختلف بخش عمومی (دولت عمومی بعلاوه شرکتهای دولتی) را به صورت نظاممند ثبت کنیم و اطلاعات را در قالبهای تحلیلی مفید ارائه دهیم.
آمار مالی دولت یا همان GFS این مهم را انجام میدهد...
فایل کامل👇
✳️ آغاز جنگ نرم اقتصادی؛ با «روایت دوربینها»
سهند ایرانمهر
🔸درست در زمانی که آمریکا بار دیگر با ابزار تعرفه به سراغ واردات کالاهای چینی رفته، چین هم بیسر و صدا نبردی نرم اما قدرتمند را آغاز کرده است؛ نبردی در قالب روایت، تصویر، و افشای زنجیرههای پنهان سود.
در ویدیوهایی که این روزها در رسانههای غربی بهسرعت در حال دستبهدست شدن هستند، یک پیام مشترک وجود دارد: اجناس لوکس غربی، با قیمتهای نجومیشان، در کارخانههای چین با هزینهای بسیار کمتر تولید میشوند. یکی از نمونههای پربازدید این روزها، کیف دستی گرانقیمتیست (برند هرمس با کیفهای دستی مشهور Birkin و Kelly )که در غرب با قیمت ۳۸ هزار دلار به فروش میرسد، اما در چین، قیمت تمامشدهاش فقط ۱۴۰۰ دلار است.
پیام پنهان این ویدیوها روشن است:اگر این کالاها را ما میسازیم، چرا آنها را مستقیماً از ما نخرید و قیمت واقعیشان را نپردازید؟
🔸این پیام فقط یک پیشنهاد اقتصادی نیست؛ پاسخی سیاسیست به جنگ تعرفهای ترامپ. چین حالا بهجای اعتراض رسمی، دوربین را به کارخانهها برده و از درون زنجیرههای تولید جهانی فیلم گرفته و نشان داده است که چگونه برندهای غربی بهجای نوآوری، تنها با اتکا به نام و تبلیغات، از تولیدکنندههای شرقی خرید میکنند و سپس، با ضرب چندبرابری قیمت، به مشتری غربی میفروشند. چین دارد رازهایی را برملا میکند که بازار در غرب نمیخواهد مشتریانش بدانند.
از نگاه اقتصادی، این نوع کنش رسانهای یک پیام هشدار به زنجیرهی جهانی برندهاست:
اگر تولید در شرق باقی بماند اما مزایای آن فقط به جیب غرب برود، روزی چین خودش را بهعنوان تولیدکننده و فروشندهی نهایی به جهان معرفی خواهد کرد، نه فقط یک کارخانه خاموش.
این استراتژی رسانهای، بخشی از سیاست گستردهتر «فراوری کامل در داخل و فروش مستقیم به بازار جهانی» است. چین با سرمایهگذاری روی برندهای ملی، تبلیغات بومی، و پلتفرمهای فروش مستقیم مثل AliExpress یا Temu دارد دست دلالهای برند غربی را کوتاه میکند. در یک جمله: چین حالا فقط نمیسازد؛ روایت هم میسازد آنهم در دنیایی که جنگروایتها پیشگام جنگهاست.
سهند ایرانمهر
🔸درست در زمانی که آمریکا بار دیگر با ابزار تعرفه به سراغ واردات کالاهای چینی رفته، چین هم بیسر و صدا نبردی نرم اما قدرتمند را آغاز کرده است؛ نبردی در قالب روایت، تصویر، و افشای زنجیرههای پنهان سود.
در ویدیوهایی که این روزها در رسانههای غربی بهسرعت در حال دستبهدست شدن هستند، یک پیام مشترک وجود دارد: اجناس لوکس غربی، با قیمتهای نجومیشان، در کارخانههای چین با هزینهای بسیار کمتر تولید میشوند. یکی از نمونههای پربازدید این روزها، کیف دستی گرانقیمتیست (برند هرمس با کیفهای دستی مشهور Birkin و Kelly )که در غرب با قیمت ۳۸ هزار دلار به فروش میرسد، اما در چین، قیمت تمامشدهاش فقط ۱۴۰۰ دلار است.
پیام پنهان این ویدیوها روشن است:اگر این کالاها را ما میسازیم، چرا آنها را مستقیماً از ما نخرید و قیمت واقعیشان را نپردازید؟
🔸این پیام فقط یک پیشنهاد اقتصادی نیست؛ پاسخی سیاسیست به جنگ تعرفهای ترامپ. چین حالا بهجای اعتراض رسمی، دوربین را به کارخانهها برده و از درون زنجیرههای تولید جهانی فیلم گرفته و نشان داده است که چگونه برندهای غربی بهجای نوآوری، تنها با اتکا به نام و تبلیغات، از تولیدکنندههای شرقی خرید میکنند و سپس، با ضرب چندبرابری قیمت، به مشتری غربی میفروشند. چین دارد رازهایی را برملا میکند که بازار در غرب نمیخواهد مشتریانش بدانند.
از نگاه اقتصادی، این نوع کنش رسانهای یک پیام هشدار به زنجیرهی جهانی برندهاست:
اگر تولید در شرق باقی بماند اما مزایای آن فقط به جیب غرب برود، روزی چین خودش را بهعنوان تولیدکننده و فروشندهی نهایی به جهان معرفی خواهد کرد، نه فقط یک کارخانه خاموش.
این استراتژی رسانهای، بخشی از سیاست گستردهتر «فراوری کامل در داخل و فروش مستقیم به بازار جهانی» است. چین با سرمایهگذاری روی برندهای ملی، تبلیغات بومی، و پلتفرمهای فروش مستقیم مثل AliExpress یا Temu دارد دست دلالهای برند غربی را کوتاه میکند. در یک جمله: چین حالا فقط نمیسازد؛ روایت هم میسازد آنهم در دنیایی که جنگروایتها پیشگام جنگهاست.
👍1
✳️ چگونه علاقه و عشق داوطلب استخدام به کار در شرکتمان را بسنجیم؟
✅ کتی فایوک در کتاب ارزشمند خود به نام «۵۳ اصل استخدام بهترینها» مینویسد:
همه ما به دنبال استخدام افرادی هستیم که عاشق و شیفته شغل مدنظرمان باشند و با تمام وجود آن را دوست داشته باشند.
▪︎از اینرو، با مطرح کردن خصوصیات شغل موردنظرمان و مزایای کار در شرکتمان، تلاش میکنیم علاقه فرد داوطلب را افزایش بدهیم.
▪︎اما واقعیت این است که این قبیل کارها به هیچ وجه کافی نیست و در نتیجه باید راجع به عشق و علاقه داوطلب مدنظرمان بیشتر تحقیق کنیم زیرا اگر آن فرد امروز عاشق شرکت، برند و محصولمان نباشد، به احتمال قوی چند سال بعد کاملا نسبت به ما بیتفاوت خواهد شد و فقط منتظر دریافت حقوق آخر ماه خواهد بود.
▪︎به همین دلیل سنجش میزان علاقه فرد داوطلب به شغل و شرکتمان، از مهمترین مهارتهای ما در استخدام و کارمندیابی است. برای این منظور میتوانیم از پرسشهای زیر استفاده کنیم:
▪︎از فرد داوطلب بپرسیم چه عواملی باعث شده شرکت ما و شغل پیشنهادی ما را انتخاب کند؟
▪︎از فرد داوطلب بپرسیم چه عواملی باعث میشود با شوق و علاقه سرکار حاضر شود؟ سپس بررسی کنیم آیا آن عوامل را در شرکتمان داریم؟
▪︎از فرد داوطلب بپرسیم آخرین باری که احساس کرد روزی کاریاش مثل چند دقیقه گذشت، چه زمانی بود و چرا؟
▪︎با طرح سوالاتی تلاش کنیم بفهمیم فرد داوطلب تا چه اندازه درباره شرکت، مشتریان، محصولات و بازار ما مطلع است و به آن علاقه دارد. مثلا اگر یک موسسه انتشاراتی هستیم، از فرد داوطلب بپرسیم: آخرین کتابی که خواندید چه بود؟ یا پرفروشترین کتاب امسال چه بود؟
▪︎از داوطلب بخواهیم شغلی که به او پیشنهاد کردهایم را توصیف کند. اگر این کار را با شوق و انرژی مثبت انجام بدهد، احتمالا به شغل مدنظرمان علاقه دارد
▪︎از فرد داوطلب بخواهیم دو یا سه کاری که به انجام آنها در گذشته افتخار میکند را توضیح بدهد. اگر آن کارها را با عشق و علاقه توضیح داد، احتمالا به شغل پیشنهادیمان علاقه دارد.
✅ کتی فایوک در کتاب ارزشمند خود به نام «۵۳ اصل استخدام بهترینها» مینویسد:
همه ما به دنبال استخدام افرادی هستیم که عاشق و شیفته شغل مدنظرمان باشند و با تمام وجود آن را دوست داشته باشند.
▪︎از اینرو، با مطرح کردن خصوصیات شغل موردنظرمان و مزایای کار در شرکتمان، تلاش میکنیم علاقه فرد داوطلب را افزایش بدهیم.
▪︎اما واقعیت این است که این قبیل کارها به هیچ وجه کافی نیست و در نتیجه باید راجع به عشق و علاقه داوطلب مدنظرمان بیشتر تحقیق کنیم زیرا اگر آن فرد امروز عاشق شرکت، برند و محصولمان نباشد، به احتمال قوی چند سال بعد کاملا نسبت به ما بیتفاوت خواهد شد و فقط منتظر دریافت حقوق آخر ماه خواهد بود.
▪︎به همین دلیل سنجش میزان علاقه فرد داوطلب به شغل و شرکتمان، از مهمترین مهارتهای ما در استخدام و کارمندیابی است. برای این منظور میتوانیم از پرسشهای زیر استفاده کنیم:
▪︎از فرد داوطلب بپرسیم چه عواملی باعث شده شرکت ما و شغل پیشنهادی ما را انتخاب کند؟
▪︎از فرد داوطلب بپرسیم چه عواملی باعث میشود با شوق و علاقه سرکار حاضر شود؟ سپس بررسی کنیم آیا آن عوامل را در شرکتمان داریم؟
▪︎از فرد داوطلب بپرسیم آخرین باری که احساس کرد روزی کاریاش مثل چند دقیقه گذشت، چه زمانی بود و چرا؟
▪︎با طرح سوالاتی تلاش کنیم بفهمیم فرد داوطلب تا چه اندازه درباره شرکت، مشتریان، محصولات و بازار ما مطلع است و به آن علاقه دارد. مثلا اگر یک موسسه انتشاراتی هستیم، از فرد داوطلب بپرسیم: آخرین کتابی که خواندید چه بود؟ یا پرفروشترین کتاب امسال چه بود؟
▪︎از داوطلب بخواهیم شغلی که به او پیشنهاد کردهایم را توصیف کند. اگر این کار را با شوق و انرژی مثبت انجام بدهد، احتمالا به شغل مدنظرمان علاقه دارد
▪︎از فرد داوطلب بخواهیم دو یا سه کاری که به انجام آنها در گذشته افتخار میکند را توضیح بدهد. اگر آن کارها را با عشق و علاقه توضیح داد، احتمالا به شغل پیشنهادیمان علاقه دارد.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ مثل ورزشکاران مرتب تمرین کنید.
✅ تیم کانِر در کتاب خود به نام «۹۱ خطای فروشندگان» مینویسد:
فروشندگان حرفهای به خوبی میدانند که فروش مثل ورزش است. در فروشندگی هم قبل از ورود به بازار واقعی، باید مثل ورزشکاران که قبل از شروع مسابقۀ واقعی تمرین میکنند، کلی تمرین کنیم.
▪︎برای مثال، فرض کنید میخواهیم با یک مشتری مهم جلسه بگذاریم. اگر بدون هر گونه تمرینی به این جلسه برویم، قطعاً مرتکب خطا شدهایم و به احتمال زیاد شکست میخوریم.
▪︎اما اگر مثل فروشندگان حرفهای، مذاکره با مشتری را قبل از جلسۀ اصلی، مرتب تمرین کنیم، با اعتماد به نفس بیشتری به جلسۀ فروش میرویم و در نتیجه، احتمال موفقیتمان افزایش مییابد.
▪︎بهترین تمرین فروش این است که سوالات، خواستهها و مخالفتهای احتمالی مشتری را از قبل پیشبینی کنیم و سپس با خودمان یا تیم فروشمان تمرین کنیم که چگونه به این موارد پاسخ میدهیم.
▪︎در این صورت، وقتی وارد مذاکره با مشتری میشویم، به خوبی میدانیم که سوالاتش را چگونه پاسخ بدهیم و مخالفتهایش را چگونه مدیریت کنیم.
▪︎اما اگر این تمرین را از قبل انجام ندهیم، معمولاً این دو اتفاق برایمان رخ میدهد:
▪︎مشتری از ما چیزی میپرسد یا مخالفتی را مطرح میکند که پاسخ قانعکنندهای برای آن نداریم و در نتیجه، اعتماد مشتری را از دست میدهیم.
▪︎در پاسخ به سوالات و مخالفتهای مشتری، حرفهایی را میزنیم و وعدههایی میدهیم که مخالف سیاستها و اصول کاری شرکت است و در نتیجه، شاید مشتری را قانع کنیم، ولی خودمان را در شرکت به دردسر میاندازیم و به احتمال زیاد نمیتوانیم به وعدههایی که به مشتری دادهایم، عمل کنیم.
▪︎پس از این به بعد تلاش کنیم به ازای هر یک ساعتی که با مشتری جلسه داریم، دو تا سه ساعت قبل از جلسه، تمرین کنیم.
گاهنامه مدیر
✅ تیم کانِر در کتاب خود به نام «۹۱ خطای فروشندگان» مینویسد:
فروشندگان حرفهای به خوبی میدانند که فروش مثل ورزش است. در فروشندگی هم قبل از ورود به بازار واقعی، باید مثل ورزشکاران که قبل از شروع مسابقۀ واقعی تمرین میکنند، کلی تمرین کنیم.
▪︎برای مثال، فرض کنید میخواهیم با یک مشتری مهم جلسه بگذاریم. اگر بدون هر گونه تمرینی به این جلسه برویم، قطعاً مرتکب خطا شدهایم و به احتمال زیاد شکست میخوریم.
▪︎اما اگر مثل فروشندگان حرفهای، مذاکره با مشتری را قبل از جلسۀ اصلی، مرتب تمرین کنیم، با اعتماد به نفس بیشتری به جلسۀ فروش میرویم و در نتیجه، احتمال موفقیتمان افزایش مییابد.
▪︎بهترین تمرین فروش این است که سوالات، خواستهها و مخالفتهای احتمالی مشتری را از قبل پیشبینی کنیم و سپس با خودمان یا تیم فروشمان تمرین کنیم که چگونه به این موارد پاسخ میدهیم.
▪︎در این صورت، وقتی وارد مذاکره با مشتری میشویم، به خوبی میدانیم که سوالاتش را چگونه پاسخ بدهیم و مخالفتهایش را چگونه مدیریت کنیم.
▪︎اما اگر این تمرین را از قبل انجام ندهیم، معمولاً این دو اتفاق برایمان رخ میدهد:
▪︎مشتری از ما چیزی میپرسد یا مخالفتی را مطرح میکند که پاسخ قانعکنندهای برای آن نداریم و در نتیجه، اعتماد مشتری را از دست میدهیم.
▪︎در پاسخ به سوالات و مخالفتهای مشتری، حرفهایی را میزنیم و وعدههایی میدهیم که مخالف سیاستها و اصول کاری شرکت است و در نتیجه، شاید مشتری را قانع کنیم، ولی خودمان را در شرکت به دردسر میاندازیم و به احتمال زیاد نمیتوانیم به وعدههایی که به مشتری دادهایم، عمل کنیم.
▪︎پس از این به بعد تلاش کنیم به ازای هر یک ساعتی که با مشتری جلسه داریم، دو تا سه ساعت قبل از جلسه، تمرین کنیم.
گاهنامه مدیر
✳️ چشمانداز تجارت جهانی در سال ۲۰۲۵
✅ گزارش سازمان تجارت جهانی (WTO) میگوید که تجارت جهانی در سال ۲۰۲۵ وارد فاز رکود شود.
▪️براساس جدیدترین گزارش WTO در آوریل ۲۰۲۵، پیشبینی میشود حجم تجارت کالاها در جهان برای اولین بار پس از چند سال رشد، ۰.۲٪ کاهش یابد. این افت عمدتاً به دلیل افزایش تعرفهها و بیثباتی سیاستهای تجاری بین کشورهاست.
▪️در صورتی که تعرفههای معلق آمریکا (reciprocal tariffs) اعمال شود و نااطمینانی تجاری بیشتر گسترش یابد، افت رشد ممکن است به ۱.۵٪ منفی برسد.
▪️در مقابل، تجارت خدمات نیز از این وضعیت آسیب خواهد دید. پیشبینی میشود در سال ۲۰۲۵، رشد تجارت خدمات به ۴.۰٪ برسد که بسیار کمتر از رشد ۶.۸٪ در سال ۲۰۲۴ است. خدماتی مثل حملونقل، لجستیک و گردشگری بیشترین آسیب را میبینند.
👈 تحلیل منطقهای: چه کشورهایی بیشترین آسیب را میبینند؟
آمریکای شمالی (به ویژه ایالات متحده) با کاهش سهم خود از رشد تجارت جهانی، به ۱.۷- درصد تاثیر منفی در سال ۲۰۲۵ خواهد داشت.
آسیا همچنان با قدرت ادامه میدهد، هرچند سهمش از رشد نصف شده و به ۰.۶٪ رسیده است.
کشورهای کمتر توسعهیافته (LDCs) برخلاف انتظار ممکن است از این تغییرات سود ببرند. چرا؟ چون با کاهش واردات آمریکا از چین، برخی کشورها مثل بنگلادش، ویتنام یا کشورهایی در آفریقا ممکن است جایگزین چین شوند، مخصوصاً در حوزههای منسوجات، پوشاک و الکترونیک ساده.
📢نگاهی به سال ۲۰۲۴ سالی پر از رشد ولی ناپایدار
▪️در سال ۲۰۲۴، تجارت جهانی عملکرد خوبی داشت:
رشد ۲.۹٪ در تجارت کالا
رشد ۶.۸٪ در تجارت خدمات (به ارزش ۸.۶۹ تریلیون دلار)
رشد ۸.۳٪ در خدمات دیجیتال (مانند خدمات کامپیوتری، ابری، آموزش آنلاین)
صادرات چین به تنهایی به ۳.۵۸ تریلیون دلار رسید و آمریکا با واردات ۳.۳۶ تریلیون دلاری در صدر واردکنندگان قرار گرفت.
تجارت خدمات به ویژه در حوزههای تحقیق و توسعه، خدمات کامپیوتری و مالی رشد بالایی داشت. کشورهایی مانند ایرلند، ژاپن، سنگاپور، اندونزی و مصر از پیشتازان این رشد بودند.
👈 تفسیر کلی برای فعالان اقتصادی و صادرکنندگان
این گزارش نشان میدهد که:
نااطمینانی در سیاستهای تجاری جهانی بهویژه میان اقتصادهای بزرگ مانند چین و آمریکا، مستقیماً روی بازار صادرات تأثیر میگذارد.
📢کشورهایی که بتوانند با انعطاف و نوآوری جایگاههای خالی ناشی از تعرفهها و تنشها را پر کنند، فرصت رشد خواهند داشت.
👈 خدمات دیجیتال و تجارت آنلاین همچنان یک فرصت طلایی برای رشد صادرات است.
👍 توصیه به صادرکنندگان و شرکتهای فناوری:
روی بازارهای جایگزین، خدمات قابل ارائه بهصورت دیجیتال و زنجیره تأمین متنوع تمرکز کنید.
گزارش کامل WTO در آوریل ۲۰۲۵ منتشر شده و از طریق سایت رسمی WTO قابل دسترسی است.
اقتصادومدیریت
✅ گزارش سازمان تجارت جهانی (WTO) میگوید که تجارت جهانی در سال ۲۰۲۵ وارد فاز رکود شود.
▪️براساس جدیدترین گزارش WTO در آوریل ۲۰۲۵، پیشبینی میشود حجم تجارت کالاها در جهان برای اولین بار پس از چند سال رشد، ۰.۲٪ کاهش یابد. این افت عمدتاً به دلیل افزایش تعرفهها و بیثباتی سیاستهای تجاری بین کشورهاست.
▪️در صورتی که تعرفههای معلق آمریکا (reciprocal tariffs) اعمال شود و نااطمینانی تجاری بیشتر گسترش یابد، افت رشد ممکن است به ۱.۵٪ منفی برسد.
▪️در مقابل، تجارت خدمات نیز از این وضعیت آسیب خواهد دید. پیشبینی میشود در سال ۲۰۲۵، رشد تجارت خدمات به ۴.۰٪ برسد که بسیار کمتر از رشد ۶.۸٪ در سال ۲۰۲۴ است. خدماتی مثل حملونقل، لجستیک و گردشگری بیشترین آسیب را میبینند.
👈 تحلیل منطقهای: چه کشورهایی بیشترین آسیب را میبینند؟
آمریکای شمالی (به ویژه ایالات متحده) با کاهش سهم خود از رشد تجارت جهانی، به ۱.۷- درصد تاثیر منفی در سال ۲۰۲۵ خواهد داشت.
آسیا همچنان با قدرت ادامه میدهد، هرچند سهمش از رشد نصف شده و به ۰.۶٪ رسیده است.
کشورهای کمتر توسعهیافته (LDCs) برخلاف انتظار ممکن است از این تغییرات سود ببرند. چرا؟ چون با کاهش واردات آمریکا از چین، برخی کشورها مثل بنگلادش، ویتنام یا کشورهایی در آفریقا ممکن است جایگزین چین شوند، مخصوصاً در حوزههای منسوجات، پوشاک و الکترونیک ساده.
📢نگاهی به سال ۲۰۲۴ سالی پر از رشد ولی ناپایدار
▪️در سال ۲۰۲۴، تجارت جهانی عملکرد خوبی داشت:
رشد ۲.۹٪ در تجارت کالا
رشد ۶.۸٪ در تجارت خدمات (به ارزش ۸.۶۹ تریلیون دلار)
رشد ۸.۳٪ در خدمات دیجیتال (مانند خدمات کامپیوتری، ابری، آموزش آنلاین)
صادرات چین به تنهایی به ۳.۵۸ تریلیون دلار رسید و آمریکا با واردات ۳.۳۶ تریلیون دلاری در صدر واردکنندگان قرار گرفت.
تجارت خدمات به ویژه در حوزههای تحقیق و توسعه، خدمات کامپیوتری و مالی رشد بالایی داشت. کشورهایی مانند ایرلند، ژاپن، سنگاپور، اندونزی و مصر از پیشتازان این رشد بودند.
👈 تفسیر کلی برای فعالان اقتصادی و صادرکنندگان
این گزارش نشان میدهد که:
نااطمینانی در سیاستهای تجاری جهانی بهویژه میان اقتصادهای بزرگ مانند چین و آمریکا، مستقیماً روی بازار صادرات تأثیر میگذارد.
📢کشورهایی که بتوانند با انعطاف و نوآوری جایگاههای خالی ناشی از تعرفهها و تنشها را پر کنند، فرصت رشد خواهند داشت.
👈 خدمات دیجیتال و تجارت آنلاین همچنان یک فرصت طلایی برای رشد صادرات است.
👍 توصیه به صادرکنندگان و شرکتهای فناوری:
روی بازارهای جایگزین، خدمات قابل ارائه بهصورت دیجیتال و زنجیره تأمین متنوع تمرکز کنید.
گزارش کامل WTO در آوریل ۲۰۲۵ منتشر شده و از طریق سایت رسمی WTO قابل دسترسی است.
اقتصادومدیریت
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ این روزها همه جا سخن از جنگ تجاری و اعمال تعرفه های سنگین بر واردات کالا و خدمات است این جنگ تجاری را دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا آغاز کرده اما پایان آن ناپیداست
نشریه اکونومیست در تازه ترین شماره خود به بررسی سیاست های تعرفه ای دولت ترامپ و پیامدهای آن پرداخته و نوشته است سیاست تجاری نامنسجم دونالد ترامپ ،آسیب ها و زیان های ماندگاری بر جا خواهد گذاشت، گرچه رئیس جمهور آمریکا از برخی مواضع عقب نشینی کرده و اعمال تعرفه های تجاری برای برخی کشورها را به مدت ۹۰ روز به تعویق انداخته است اما به گفته کارشناسان سیاست هایش تاکنون خسارت های زیادی به اقتصاد جهان تحمیل کرده است .
در همین حال برخی معتقدند از وحشت اولیه ناشی از اعمال تعرفه ها، تعویق ۹۰ روزه آنها با استقبال جهانی روبه رو شده است اعلام تعرفه های سنگین تجاری به سرعت بازارهای مالی آمریکا را تحت تاثیر قرار داد ،سپس تعویق این تعرفه های غیر منطقی و ویرانگر موجب شد تا شاخص اس اندپی ۵۰۰ با ۹,۵ درصد رشد روبه رو شود که سریعترین نرخ رشد یک روزه در ۱۷ سال گذشته بود.
https://t.me/ExecutiveManagement
نشریه اکونومیست در تازه ترین شماره خود به بررسی سیاست های تعرفه ای دولت ترامپ و پیامدهای آن پرداخته و نوشته است سیاست تجاری نامنسجم دونالد ترامپ ،آسیب ها و زیان های ماندگاری بر جا خواهد گذاشت، گرچه رئیس جمهور آمریکا از برخی مواضع عقب نشینی کرده و اعمال تعرفه های تجاری برای برخی کشورها را به مدت ۹۰ روز به تعویق انداخته است اما به گفته کارشناسان سیاست هایش تاکنون خسارت های زیادی به اقتصاد جهان تحمیل کرده است .
در همین حال برخی معتقدند از وحشت اولیه ناشی از اعمال تعرفه ها، تعویق ۹۰ روزه آنها با استقبال جهانی روبه رو شده است اعلام تعرفه های سنگین تجاری به سرعت بازارهای مالی آمریکا را تحت تاثیر قرار داد ،سپس تعویق این تعرفه های غیر منطقی و ویرانگر موجب شد تا شاخص اس اندپی ۵۰۰ با ۹,۵ درصد رشد روبه رو شود که سریعترین نرخ رشد یک روزه در ۱۷ سال گذشته بود.
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ از آمریکا تا اروپا و از آسیا تا اقیانوسیه همه نشریات مالی و اقتصادی مشغول بررسی آثار اعمال تعرفه های تجاری آمریکا بر اقتصاد جهان هستند.
نشریه THE WEEK در آخرین شماره خود در چندین گزارش این موضوع را از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داده و نوشته است:
در حالی که بسیاری از کشورها برای مذاکره با دولت ترامپ به صف شده اند چین خود را آماده جنگی سخت می.کند.
پکن معتقد است که در این جنگ دست بالا را دارد و مقام های رسمی چین تاکید می کنند که این جنگ تجاری تنها به اقتصاد آمریکا آسیب خواهد زد .
این سخنان مطابق دیدگاه بسیاری از اقتصاددانان است در بخش دیگری از گزارش ها به آثار تورمی تعرفه های ترامپ اشاره و تاکید شده است.
وقتی مهلت ۹۰ روزه دولت آمریکا برای تعرفه ها پایان یابد آمریکایی ها با شوک های قیمتی بزرگی مواجه خواهند شد.
بدون شک تاثیر اعمال تعرفه بر واردات کالاها از طریق وارد کنندگان و خرده فروشان به مصرف کنندگان منتقل خواهد شد.
بر پایه برآوردها این تعرفه ها سالانه ۳۸۰۰ دلار به هزینه خانوارها اضافه خواهند کرد.
https://t.me/ExecutiveManagement
نشریه THE WEEK در آخرین شماره خود در چندین گزارش این موضوع را از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داده و نوشته است:
در حالی که بسیاری از کشورها برای مذاکره با دولت ترامپ به صف شده اند چین خود را آماده جنگی سخت می.کند.
پکن معتقد است که در این جنگ دست بالا را دارد و مقام های رسمی چین تاکید می کنند که این جنگ تجاری تنها به اقتصاد آمریکا آسیب خواهد زد .
این سخنان مطابق دیدگاه بسیاری از اقتصاددانان است در بخش دیگری از گزارش ها به آثار تورمی تعرفه های ترامپ اشاره و تاکید شده است.
وقتی مهلت ۹۰ روزه دولت آمریکا برای تعرفه ها پایان یابد آمریکایی ها با شوک های قیمتی بزرگی مواجه خواهند شد.
بدون شک تاثیر اعمال تعرفه بر واردات کالاها از طریق وارد کنندگان و خرده فروشان به مصرف کنندگان منتقل خواهد شد.
بر پایه برآوردها این تعرفه ها سالانه ۳۸۰۰ دلار به هزینه خانوارها اضافه خواهند کرد.
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ ۱۰ اقتصاد بزرگ جهان در سال ۲۰۲۵
✅ بر اساس گزارش اخیر فوربس هند، در سال ۲۰۲۵، بزرگترین اقتصادهای جهان به شرح زیر است:
۱. ایالات متحده – ۳۰.۳۴ تریلیون دلار (رشد ۲.۲٪)
۲. چین – ۱۹.۵۳ تریلیون دلار (رشد ۴.۵٪)
۳. آلمان – ۴.۹۲ تریلیون دلار
۴. ژاپن – ۴.۳۹ تریلیون دلار
۵. هند – ۴.۲۷ تریلیون دلار
۶. بریتانیا – ۳.۷۳ تریلیون دلار
۷. فرانسه – ۳.۲۸ تریلیون دلار
۸. ایتالیا – ۲.۴۶ تریلیون دلار
۹. کانادا – ۲.۳۳ تریلیون دلار
۱۰. برزیل – ۲.۳۱ تریلیون دلار
🔹این آمار نشاندهنده رشد پایدار اقتصادهای بزرگ جهان است. ایالات متحده همچنان در صدر قرار دارد، در حالی که چین با رشد ۴.۵٪ در حال نزدیک شدن به آن است. هند نیز با رشد ۸.۲٪ در سال گذشته، در مسیر تبدیل شدن به یکی از اقتصادهای پیشرو قرار دارد.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ بر اساس گزارش اخیر فوربس هند، در سال ۲۰۲۵، بزرگترین اقتصادهای جهان به شرح زیر است:
۱. ایالات متحده – ۳۰.۳۴ تریلیون دلار (رشد ۲.۲٪)
۲. چین – ۱۹.۵۳ تریلیون دلار (رشد ۴.۵٪)
۳. آلمان – ۴.۹۲ تریلیون دلار
۴. ژاپن – ۴.۳۹ تریلیون دلار
۵. هند – ۴.۲۷ تریلیون دلار
۶. بریتانیا – ۳.۷۳ تریلیون دلار
۷. فرانسه – ۳.۲۸ تریلیون دلار
۸. ایتالیا – ۲.۴۶ تریلیون دلار
۹. کانادا – ۲.۳۳ تریلیون دلار
۱۰. برزیل – ۲.۳۱ تریلیون دلار
🔹این آمار نشاندهنده رشد پایدار اقتصادهای بزرگ جهان است. ایالات متحده همچنان در صدر قرار دارد، در حالی که چین با رشد ۴.۵٪ در حال نزدیک شدن به آن است. هند نیز با رشد ۸.۲٪ در سال گذشته، در مسیر تبدیل شدن به یکی از اقتصادهای پیشرو قرار دارد.
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ توازن راهبردی بین شرق و غرب
محسن راجیاسدآبادی
✅ شومپیتر معتقد است که پدیده اقتصادی، پدیدهای متحرک است و کلیه پارامترهای سیستم از درون تغییر میپذیرند. این تغییر در راستای تکامل عمل میکند و «حالت تعادل» در آن مفقود است. حضور هرگونه تعادل، واکنشی است علیه رشد و نه معلول رشد. ابزار این تغییر، نوآوری است.
در طول چند دهه اخیر، کشورهای مختلف جهان، متناسب با شرایط، فرصتها، ساختار حکومتی و فرهنگ اجتماعی خود استراتژیهای توسعه اقتصادی مختلفی را در پیش گرفتند، این استراتژیها بهطور کامل قابل تفکیک نیستند بلکه طیفی را تشکیل میدهند که استراتژیهای آن کشورها را شکل میدهد.
کشورهای در حال توسعه (بالاخص در منطقه خاورمیانه) به دلیل نگاه سیاسی به مولفههای اقتصادی، کمتر به دنبال پارادایم شیفت (افق گشایی) در حوزه اقتصادی هستند و هرگونه تغییری را مقابله سیاسی برداشت میکنند.
اقتصاد کشورهای در حال توسعه همواره از درجه بالای نااطمینانی و بیثباتی رنج میبرد و پیامدهای چنین نااطمینانیها بر عملکرد کلی حکمرانی آن کشورها تاثیرگذار است.
تقریبا بر کسی پوشیده نیست، شکست برجام بهواسطه برخی اقدامات ...
ادامه مطلب:
https://jahanesanat.ir/?p=531140
محسن راجیاسدآبادی
✅ شومپیتر معتقد است که پدیده اقتصادی، پدیدهای متحرک است و کلیه پارامترهای سیستم از درون تغییر میپذیرند. این تغییر در راستای تکامل عمل میکند و «حالت تعادل» در آن مفقود است. حضور هرگونه تعادل، واکنشی است علیه رشد و نه معلول رشد. ابزار این تغییر، نوآوری است.
در طول چند دهه اخیر، کشورهای مختلف جهان، متناسب با شرایط، فرصتها، ساختار حکومتی و فرهنگ اجتماعی خود استراتژیهای توسعه اقتصادی مختلفی را در پیش گرفتند، این استراتژیها بهطور کامل قابل تفکیک نیستند بلکه طیفی را تشکیل میدهند که استراتژیهای آن کشورها را شکل میدهد.
کشورهای در حال توسعه (بالاخص در منطقه خاورمیانه) به دلیل نگاه سیاسی به مولفههای اقتصادی، کمتر به دنبال پارادایم شیفت (افق گشایی) در حوزه اقتصادی هستند و هرگونه تغییری را مقابله سیاسی برداشت میکنند.
اقتصاد کشورهای در حال توسعه همواره از درجه بالای نااطمینانی و بیثباتی رنج میبرد و پیامدهای چنین نااطمینانیها بر عملکرد کلی حکمرانی آن کشورها تاثیرگذار است.
تقریبا بر کسی پوشیده نیست، شکست برجام بهواسطه برخی اقدامات ...
ادامه مطلب:
https://jahanesanat.ir/?p=531140
✳️ راهکاری ساده برای ترک عادتهای بد
✅ جودسان بروئر، روانشناس و استاد دانشگاه، در یکی از سخنرانیهای خود در TED درباره راهکارهای بسیار ساده ولی عملیاتی برای ترک عادتهای بد صحبت کرده و میگوید:
تمام رفتار انسانها بر پایه این فرایند سه مرحلهای است:
▪︎انگیزش: ما به دلیلی برانگیخته میشویم تا کاری را انجام بدهیم.
▪︎رفتار: رفتاری که تصور میکنیم خوب است را انجام میدهیم.
▪︎پاداش: مغزمان به ما بابت انجام آن رفتار پاداش میدهد.
● مثلا فرض کنید گرسنه هستیم (انگیزش)، سپس یک غذای خوشمزه میخوریم (رفتار) و بعد از آن یک احساس خوب و دلانگیزی به ما دست میدهد (پاداش).
● این فرایند سه مرحلهای هم برای رفتارهای خوب و هم برای رفتارهای بد کاربرد دارد. مثلا فرض کنید از کار روزانهمان خسته شدهایم (انگیزش)، سپس سیگار میکشیم (رفتار) و بعد احساس میکنیم خستگیمان کمتر شده است (پاداش).
● اگر این فرایند را مرتب تکرار کنیم، بعد از مدتی مغزمان خستگی را با سیگار مرتبط میکند و هر بار که احساس خستگی میکنیم، به ما دستور میدهد که «برو یه نخ سیگار بکش». در نتیجه، یک رفتار نامطلوب به یک عادت نامطلوب در ما تبدیل میشود.
● این فرایند سه مرحلهای به ما میآموزد که اگر میخواهیم عادات بدمان را ترک کنیم، نباید با خودمان مبارزه کنیم، بلکه باید آن عادات را با کمک همین فرایند سه مرحلهای از بین ببریم.
● برای این منظور، باید بعد از هر بار انجام عادت نامطلوب به این موضوع فکر کنیم که تکرار این عادت، چه منافعی را برایمان دارد؟ مثلا اگر بعد از یک جلسه کاری فشرده، سیگار میکشیم، به این موضوع فکر کنیم که سیگار کشیدن چه نفعی برایمان دارد؟
● با تکرار این کار به مغزمان این پیام را میفرستیم که این عادت بد به بقا، سلامتی، تعادل روانی و سایر ارزشهای اصلیمان در زندگی صدمه میزند و پاداش خوبی به ما نمیدهد. به این ترتیب، مغزمان آماده میشود آن عادت بد را کنار بگذارد.
● در حقیقت، با این کار، خودمان را از طلسمی که مغزمان ایجاد کرده رها میکنیم و آماده ترک عادت بد میشویم.
● یادمان باشد، این راهکار، یک راهکار سریع نیست، بلکه زمانبر است چون بارها و بارها باید به نتایجی که از عادت بدمان به دست میآوریم، فکر کنیم تا در نهایت، مغزمان به این نتیجه برسد که آن نتایج، پاداش نیستند بلکه تهدیدند.
✅ جودسان بروئر، روانشناس و استاد دانشگاه، در یکی از سخنرانیهای خود در TED درباره راهکارهای بسیار ساده ولی عملیاتی برای ترک عادتهای بد صحبت کرده و میگوید:
تمام رفتار انسانها بر پایه این فرایند سه مرحلهای است:
▪︎انگیزش: ما به دلیلی برانگیخته میشویم تا کاری را انجام بدهیم.
▪︎رفتار: رفتاری که تصور میکنیم خوب است را انجام میدهیم.
▪︎پاداش: مغزمان به ما بابت انجام آن رفتار پاداش میدهد.
● مثلا فرض کنید گرسنه هستیم (انگیزش)، سپس یک غذای خوشمزه میخوریم (رفتار) و بعد از آن یک احساس خوب و دلانگیزی به ما دست میدهد (پاداش).
● این فرایند سه مرحلهای هم برای رفتارهای خوب و هم برای رفتارهای بد کاربرد دارد. مثلا فرض کنید از کار روزانهمان خسته شدهایم (انگیزش)، سپس سیگار میکشیم (رفتار) و بعد احساس میکنیم خستگیمان کمتر شده است (پاداش).
● اگر این فرایند را مرتب تکرار کنیم، بعد از مدتی مغزمان خستگی را با سیگار مرتبط میکند و هر بار که احساس خستگی میکنیم، به ما دستور میدهد که «برو یه نخ سیگار بکش». در نتیجه، یک رفتار نامطلوب به یک عادت نامطلوب در ما تبدیل میشود.
● این فرایند سه مرحلهای به ما میآموزد که اگر میخواهیم عادات بدمان را ترک کنیم، نباید با خودمان مبارزه کنیم، بلکه باید آن عادات را با کمک همین فرایند سه مرحلهای از بین ببریم.
● برای این منظور، باید بعد از هر بار انجام عادت نامطلوب به این موضوع فکر کنیم که تکرار این عادت، چه منافعی را برایمان دارد؟ مثلا اگر بعد از یک جلسه کاری فشرده، سیگار میکشیم، به این موضوع فکر کنیم که سیگار کشیدن چه نفعی برایمان دارد؟
● با تکرار این کار به مغزمان این پیام را میفرستیم که این عادت بد به بقا، سلامتی، تعادل روانی و سایر ارزشهای اصلیمان در زندگی صدمه میزند و پاداش خوبی به ما نمیدهد. به این ترتیب، مغزمان آماده میشود آن عادت بد را کنار بگذارد.
● در حقیقت، با این کار، خودمان را از طلسمی که مغزمان ایجاد کرده رها میکنیم و آماده ترک عادت بد میشویم.
● یادمان باشد، این راهکار، یک راهکار سریع نیست، بلکه زمانبر است چون بارها و بارها باید به نتایجی که از عادت بدمان به دست میآوریم، فکر کنیم تا در نهایت، مغزمان به این نتیجه برسد که آن نتایج، پاداش نیستند بلکه تهدیدند.
👍1
✳️ ترس شما از جاماندن بیهوده نیست؛ شاید واقعاً جا ماندهاید!
✅ فومو (FOMO: Fear of missing out) چیست؟ «فومو: ترس از جاماندن» احساسی است که ما را مدام نگران میکند مبادا انتخاب بهتری برای وقتگذرانی وجود داشته باشد و ما آن را از دست داده باشیم؛ یا اینکه دیگران، بدون حضور ما، مشغول خوشگذرانیاند و ما صرفاً تماشاگریم. این ترس اغلب با حسرتی همراه است که در فضای آنلاین تشدید میشود، جایی که مدام بهدنبال نشانههایی میگردیم که تأیید کنند در یک تجربهٔ لذتبخش حضور نداشتهایم.
■ برداشت رایج از فومو و نگاه منفی به آن:
در ذهنیت عمومی و منابع روانشناسی اغلب بهعنوان نوعی اختلال رفتاری در نظر گرفته میشود:
• آن را با اضطراب، افسردگی و وابستگی افراطی به گوشیهای هوشمند مرتبط دانستهاند.
• میتواند توانایی ما را برای حضور کامل در لحظه تضعیف کند و ذهن را دائماً به جای دیگر بکشاند.
• فرد را در چرخهای از مقایسهٔ مداوم با دیگران، نارضایتی مزمن و احساس ناکافیبودن گرفتار میکند.
■ تاریخچه و خاستگاه مفهوم فومو:
پاتریک مکگینیس، نویسنده و سخنران، کسی است که اصطلاح «ترس از جاماندن» را ابداع کرد؛ اما برخلاف تصور امروز، او این احساس را پدیدهای منفی نمیدانست. در دوران دانشجوییاش از شهری کوچک به دنیایی پر از فرصتها وارد شده بود و همین وفور امکانات او را حیرتزده کرده بود. مکگینیس میخواست همهچیز را تجربه کند و از هر دقیقهٔ زندگیاش بیشترین بهره را ببرد. از نظر او، فومو نه نشانهٔ کمبود، بلکه نشانهٔ فراوانی بود؛ دلیلی برای باور به اینکه زندگی میتواند متنوعتر و معنادارتر باشد.
■ با گذشت زمان فومو جدیتر و منفیتر تلقی شد!
با گذشت زمان، فومو دیگر آن پدیدهٔ کنایهآمیزی نبود که مکگینیس در سال ۲۰۰۴ از آن سخن گفت. خودش هم تصور نمیکرد که سالها بعد، مردم با چنین جدیتی دربارهٔ «ترس از جاماندن» حرف بزنند. اما جهان واقعاً از آن زمان تغییر کرده است. رسانههای اجتماعی بهشکلی مداوم ما را متقاعد میکنند که همواره چیزی را از دست دادهایم. از سوی دیگر، فرهنگ رایج بهینهسازی و بهرهوری نیز این باور را تقویت کرده که میتوانیم زندگیمان را به شکلی رضایتبخش مدیریت کنیم.
■ ظهور مفهوم JOMO (Joy of Missing Out)
در واکنش به فشارهای روانی و اجتماعی ناشی از فومو، در سالهای اخیر مفهومی تازه پا به عرصه گذاشته است: «جومو یا لذت از دست دادن». برخلاف فومو که با اضطراب و مقایسه همراه است، جومو دعوتی است به دلسپردن به تنهایی، آرامش، و انتخابهایی که ریشه در خواست شخصی دارند نه در انتظارات جمعی. این نگاه، نوعی کنش آگاهانه برای کنار زدن اضطراب اجتماعی است. تلاشی برای بازیابی اختیار در تصمیمگیری و رهایی از فشارهای دائمی دیدهشدن و همراستا بودن با جمع.
■ جومو همیشه همراستا با رضایت نیست!
هر چند «لذت از دست دادن» یا همان جومو در نگاه اول منطقی و حتی رهاییبخش بهنظر میرسد، اما همیشه همراستا با رضایت درونی یا انتخاب آگاهانه نیست. مسئله اینجاست که آنچه در لحظه ترجیح میدهیم انجام دهیم، لزوماً بهترین راهنما برای آنچه باید انجام دهیم یا در آینده از آن لذت خواهیم برد نیست. برای بسیاری از ما، بهویژه افراد درونگرا، فعالیتهای اجتماعی، مواجهه با افراد ناآشنا، یا رفتن به مکانهای جدید ممکن است در ابتدا دافعهبرانگیز باشد. اما همین تجربههای ناآشنا اغلب بستر رشد، معنا و ارتباطاند. بدون ترس «از جاماندن» یا «از دستدادن»، ممکن است هیچگاه به سراغ این موقعیتها نرویم.
■ باز تعریف فومو بهمثابه قطبنمایی برای تصمیمگیری آگاهانه
بیتردید، خلوتگزینی و تجربههای فردی میتوانند در بسیاری از مواقع عمیقاً آرامبخش و معنابخش باشند. اما این به آن معنا نیست که برای دستیابی به آرامش، باید از همهچیز کنار بکشیم. شاید بهجای سرکوب کردن فومو، بهتر باشد آن را چون قطبنمایی درونی در نظر بگیریم: نشانهای که به ما هشدار میدهد ممکن است در آستانهٔ از دست دادن چیزی ارزشمند باشیم. قرار نیست خودمان را به آب و آتش بزنیم و هر فرصتی را از ترس عقبماندن برباییم. ترس از جاماندن نباید فرمانروای زندگیمان باشد، اما، همانطور که پاتریک مکگینیس میگوید، میتواند «ضربهای آرام بر شانهمان» باشد؛ یادآوری که هستی ما موقتی است و باید آگاهانه انتخاب کنیم.
■ تمایز بین دو نوع فومو:
مکگینیس دو نوع متفاوت از فومو را معرفی میکند که تمایزشان برای فهم بهتر این پدیده ضروری است:
۱. فوموی آرزومندانه (Aspirational FOMO): یعنی وقتی تجربهای هیجانانگیز یا جالب را کشف میکنید، تجربهای که میتواند زندگی شما را غنیتر کند و پاداش آن در مغز شما دوپامین آزاد میکند.
✅ فومو (FOMO: Fear of missing out) چیست؟ «فومو: ترس از جاماندن» احساسی است که ما را مدام نگران میکند مبادا انتخاب بهتری برای وقتگذرانی وجود داشته باشد و ما آن را از دست داده باشیم؛ یا اینکه دیگران، بدون حضور ما، مشغول خوشگذرانیاند و ما صرفاً تماشاگریم. این ترس اغلب با حسرتی همراه است که در فضای آنلاین تشدید میشود، جایی که مدام بهدنبال نشانههایی میگردیم که تأیید کنند در یک تجربهٔ لذتبخش حضور نداشتهایم.
■ برداشت رایج از فومو و نگاه منفی به آن:
در ذهنیت عمومی و منابع روانشناسی اغلب بهعنوان نوعی اختلال رفتاری در نظر گرفته میشود:
• آن را با اضطراب، افسردگی و وابستگی افراطی به گوشیهای هوشمند مرتبط دانستهاند.
• میتواند توانایی ما را برای حضور کامل در لحظه تضعیف کند و ذهن را دائماً به جای دیگر بکشاند.
• فرد را در چرخهای از مقایسهٔ مداوم با دیگران، نارضایتی مزمن و احساس ناکافیبودن گرفتار میکند.
■ تاریخچه و خاستگاه مفهوم فومو:
پاتریک مکگینیس، نویسنده و سخنران، کسی است که اصطلاح «ترس از جاماندن» را ابداع کرد؛ اما برخلاف تصور امروز، او این احساس را پدیدهای منفی نمیدانست. در دوران دانشجوییاش از شهری کوچک به دنیایی پر از فرصتها وارد شده بود و همین وفور امکانات او را حیرتزده کرده بود. مکگینیس میخواست همهچیز را تجربه کند و از هر دقیقهٔ زندگیاش بیشترین بهره را ببرد. از نظر او، فومو نه نشانهٔ کمبود، بلکه نشانهٔ فراوانی بود؛ دلیلی برای باور به اینکه زندگی میتواند متنوعتر و معنادارتر باشد.
■ با گذشت زمان فومو جدیتر و منفیتر تلقی شد!
با گذشت زمان، فومو دیگر آن پدیدهٔ کنایهآمیزی نبود که مکگینیس در سال ۲۰۰۴ از آن سخن گفت. خودش هم تصور نمیکرد که سالها بعد، مردم با چنین جدیتی دربارهٔ «ترس از جاماندن» حرف بزنند. اما جهان واقعاً از آن زمان تغییر کرده است. رسانههای اجتماعی بهشکلی مداوم ما را متقاعد میکنند که همواره چیزی را از دست دادهایم. از سوی دیگر، فرهنگ رایج بهینهسازی و بهرهوری نیز این باور را تقویت کرده که میتوانیم زندگیمان را به شکلی رضایتبخش مدیریت کنیم.
■ ظهور مفهوم JOMO (Joy of Missing Out)
در واکنش به فشارهای روانی و اجتماعی ناشی از فومو، در سالهای اخیر مفهومی تازه پا به عرصه گذاشته است: «جومو یا لذت از دست دادن». برخلاف فومو که با اضطراب و مقایسه همراه است، جومو دعوتی است به دلسپردن به تنهایی، آرامش، و انتخابهایی که ریشه در خواست شخصی دارند نه در انتظارات جمعی. این نگاه، نوعی کنش آگاهانه برای کنار زدن اضطراب اجتماعی است. تلاشی برای بازیابی اختیار در تصمیمگیری و رهایی از فشارهای دائمی دیدهشدن و همراستا بودن با جمع.
■ جومو همیشه همراستا با رضایت نیست!
هر چند «لذت از دست دادن» یا همان جومو در نگاه اول منطقی و حتی رهاییبخش بهنظر میرسد، اما همیشه همراستا با رضایت درونی یا انتخاب آگاهانه نیست. مسئله اینجاست که آنچه در لحظه ترجیح میدهیم انجام دهیم، لزوماً بهترین راهنما برای آنچه باید انجام دهیم یا در آینده از آن لذت خواهیم برد نیست. برای بسیاری از ما، بهویژه افراد درونگرا، فعالیتهای اجتماعی، مواجهه با افراد ناآشنا، یا رفتن به مکانهای جدید ممکن است در ابتدا دافعهبرانگیز باشد. اما همین تجربههای ناآشنا اغلب بستر رشد، معنا و ارتباطاند. بدون ترس «از جاماندن» یا «از دستدادن»، ممکن است هیچگاه به سراغ این موقعیتها نرویم.
■ باز تعریف فومو بهمثابه قطبنمایی برای تصمیمگیری آگاهانه
بیتردید، خلوتگزینی و تجربههای فردی میتوانند در بسیاری از مواقع عمیقاً آرامبخش و معنابخش باشند. اما این به آن معنا نیست که برای دستیابی به آرامش، باید از همهچیز کنار بکشیم. شاید بهجای سرکوب کردن فومو، بهتر باشد آن را چون قطبنمایی درونی در نظر بگیریم: نشانهای که به ما هشدار میدهد ممکن است در آستانهٔ از دست دادن چیزی ارزشمند باشیم. قرار نیست خودمان را به آب و آتش بزنیم و هر فرصتی را از ترس عقبماندن برباییم. ترس از جاماندن نباید فرمانروای زندگیمان باشد، اما، همانطور که پاتریک مکگینیس میگوید، میتواند «ضربهای آرام بر شانهمان» باشد؛ یادآوری که هستی ما موقتی است و باید آگاهانه انتخاب کنیم.
■ تمایز بین دو نوع فومو:
مکگینیس دو نوع متفاوت از فومو را معرفی میکند که تمایزشان برای فهم بهتر این پدیده ضروری است:
۱. فوموی آرزومندانه (Aspirational FOMO): یعنی وقتی تجربهای هیجانانگیز یا جالب را کشف میکنید، تجربهای که میتواند زندگی شما را غنیتر کند و پاداش آن در مغز شما دوپامین آزاد میکند.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
ادامه ازقبل
۲. فوموی گلهای (Herd FOMO): این نوع بیشتر به ترس از طرد شدن از جمع مربوط است و واکنش «جنگ یا گریز» را در شما فعال میکند. اگر دیگران تجربههای جالب و لذتبخش دارند و ما در آن غایبیم، سیستم عصبیمان ممکن است با واکنشهایی نظیر اضطراب، تپش قلب یا تعریق واکنش نشان دهد.
■فوموی آرزومندانه: ابزاری برای شناخت خود
مکگینیس توصیه میکند که باید به فوموی نوع اول میدان داد و از دومی تا حد امکان فاصله گرفت. فهم درست از فوموی آرزومندانه میتواند محرکی مثبت باشد و باعث میشود:
• از راحتطلبی فاصله بگیریم و به تجربههایی روی بیاوریم که شاید مهمترین لحظات زندگیمان باشند.
• بهتر بفهمیم از چه چیزی لذت میبریم، چه کاری مهم است و چه کاری ارزش وقتگذاشتن دارد.
• دنبال آن نباشیم که رزومهٔ اجتماعیمان را با سرگرمیها پر کنیم تا به نظر برسد که خوش میگذرانیم.
• ارتباطهای عمیقتری بسازیم و زندگی آگاهانهتری را تجربه کنیم.
✍ترجمان
۲. فوموی گلهای (Herd FOMO): این نوع بیشتر به ترس از طرد شدن از جمع مربوط است و واکنش «جنگ یا گریز» را در شما فعال میکند. اگر دیگران تجربههای جالب و لذتبخش دارند و ما در آن غایبیم، سیستم عصبیمان ممکن است با واکنشهایی نظیر اضطراب، تپش قلب یا تعریق واکنش نشان دهد.
■فوموی آرزومندانه: ابزاری برای شناخت خود
مکگینیس توصیه میکند که باید به فوموی نوع اول میدان داد و از دومی تا حد امکان فاصله گرفت. فهم درست از فوموی آرزومندانه میتواند محرکی مثبت باشد و باعث میشود:
• از راحتطلبی فاصله بگیریم و به تجربههایی روی بیاوریم که شاید مهمترین لحظات زندگیمان باشند.
• بهتر بفهمیم از چه چیزی لذت میبریم، چه کاری مهم است و چه کاری ارزش وقتگذاشتن دارد.
• دنبال آن نباشیم که رزومهٔ اجتماعیمان را با سرگرمیها پر کنیم تا به نظر برسد که خوش میگذرانیم.
• ارتباطهای عمیقتری بسازیم و زندگی آگاهانهتری را تجربه کنیم.
✍ترجمان
نکات_کلیدی_کتاب،_چرا_ملت_ها_شکست_می_خورند.pdf
256.9 KB
✳️ چرا ملت ها شکست می خورند: منشاء قدرت، کامیابی و فقر
👌1