✳️ کاربرد هوش مصنوعی در تحقیقات
✅ مهمترین کاربردهای Typeset.io در پژوهش و تحقیق
یک پلتفرم پیشرفته برای تسهیل فرآیند نگارش، انتشار و مدیریت پژوهشهای علمی است. این ابزار با ترکیب قالببندی خودکار، هوش مصنوعی و ویژگیهای همکاری، نیازهای محققان را در مراحل مختلف تحقیق پوشش میدهد. در زیر به مهمترین کاربردهای آن اشاره میشود:
1. قالببندی خودکار مقالات بر اساس استانداردهای ناشران
بیش از ۴۰,۰۰۰ قالب از ناشران معتبر مانند IEEE، Wiley و Springer ارائه میکند که محققان میتوانند بهراحتی از آنها برای فرمتبندی مقالات خود استفاده کنند. این ویژگی زمان صرفشده برای تنظیم دستی فونت، فاصله خطوط و ساختار مقاله را کاهش میدهد و اطمینان میدهد که مقاله نهایی مطابق با الزامات مجله هدف است.
2. ابزار هوش مصنوعی SciSpace برای تحلیل متون پیچیده
این ابزار با استفاده از فناوری NLP (پردازش زبان طبیعی)، متون علمی پیچیده را سادهسازی میکند. بهعنوان مثال، میتواند مفاهیم پیچیده را توضیح دهد، خلاصههای کاربردی ایجاد کند یا حتی به سوالات مرتبط با محتوای مقاله پاسخ دهد. این ویژگی برای درک سریع مقالات مرور ادبیات یا تحلیل دادهها بسیار مفید است.
3. مدیریت منابع و استناددهی
پلتفرم امکان ایجاد کتابخانه مرجع شخصی را فراهم میکند و بهصورت خودکار استنادها را با فرمتهای رایج (مانند APA، Harvard) تنظیم مینماید. این کار خطاهای رایج در ارجاعدهی را کاهش میدهد.
4. افزایش دیدهشدن پژوهش
با بهینهسازی مقالات برای موتورهای جستجو و پیشنهاد ژورنالهای مناسب بر اساس محتوا، شانس پذیرش مقاله و استناد به آن را افزایش میدهد.
5. همکاری تیمی و بررسی همتایان
محققان میتوانند پروژههای خود را با همکاران بهاشتراک بگذارند، نظرات را دریافت کنند و تغییرات را در زمان واقعی ردیابی نمایند. این ویژگی برای پروژههای گروهی یا دریافت بازخورد از اساتید راهنما کاربرد دارد.
🔺 گام به گام استفاده از Typeset.io
برای بهرهگیری از این پلتفرم، مراحل زیر را دنبال کنید:
1. ثبتنام و ایجاد پروژه
• به سایت Typeset.io مراجعه و با ایمیل یا حساب گوگل ثبتنام کنید.
• پس از ورود، گزینه Create New Project را انتخاب و عنوان پروژه (مانند نام مقاله یا پایاننامه) را وارد کنید.
2. انتخاب قالب مناسب
• از بخش Templates، ژورنال یا کنفرانس هدف خود را جستجو کنید (مثلاً IEEE یا Springer).
• قالب موردنظر را وارد پروژه کنید. این قالب بهصورت خودکار ساختار مقاله را تنظیم میکند.
3. نگارش محتوا با ابزارهای کمکی
• متن مقاله را در بخشهای از پیش تعیینشده (چکیده، مقدمه، روشها و غیره) وارد کنید.
• از ابزار SciSpace برای تحلیل متن استفاده کنید:
• بخشی از متن را انتخاب و روی آیکون SciSpace کلیک کنید تا توضیحات سادهشده یا پاسخ به سوالات مرتبط دریافت نمایید.
• برای بازنویسی جملات یا بررسی گرامر، از ویژگیهای AI پلتفرم کمک بگیرید.
4. افزودن منابع و استنادها
• منابع خود را به کتابخانه مرجع اضافه کنید (با واردکردن فایل BibTeX یا دستی).
• در متن مقاله، محل نیاز به استناد را مشخص کنید تا پلتفرم بهصورت خودکار فرمت را اعمال نماید.
5. همکاری و دریافت بازخورد
• با کلیک روی Share، لینک پروژه را برای همکاران یا استاد راهنما ارسال کنید.
• نظرات آنها بهصورت کامنت در حاشیه مقاله نمایش داده میشود.
6. خروجیگیری و ارسال به ژورنال
• پس از تکمیل مقاله، گزینه Export را انتخاب و فرمت موردنظر (PDF، Word) را دانلود کنید.
• مقاله نهایی از نظر قالببندی کاملاً مطابق با استانداردهای ژورنال خواهد بود.
🔺مثال عملی از استفاده از SciSpace
فرض کنید مقالهای درباره "تأثیر شبکههای اجتماعی بر سلامت روان نوجوانان" دارید. با استفاده از SciSpace میتوانید:
• بخشی از متن مرتبط با "روشهای تحقیق کیفی" را انتخاب کنید تا ابزار تعریف سادهشده یا مثالهای کاربردی ارائه دهد.
• از پلتفرم بپرسید: «چه عواملی در این پژوهش بهعنوان متغیرهای مستقل شناسایی شدند؟» و پاسخ مبتنی بر محتوای مقاله دریافت کنید.
این پلتفرم برای پژوهشگران در تمام سطوح، از دانشجویان کارشناسی تا محققان حرفهای، ابزاری ضروری است که فرآیند تحقیق را سریعتر، دقیقتر و کمخطاتر میکند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مهمترین کاربردهای Typeset.io در پژوهش و تحقیق
یک پلتفرم پیشرفته برای تسهیل فرآیند نگارش، انتشار و مدیریت پژوهشهای علمی است. این ابزار با ترکیب قالببندی خودکار، هوش مصنوعی و ویژگیهای همکاری، نیازهای محققان را در مراحل مختلف تحقیق پوشش میدهد. در زیر به مهمترین کاربردهای آن اشاره میشود:
1. قالببندی خودکار مقالات بر اساس استانداردهای ناشران
بیش از ۴۰,۰۰۰ قالب از ناشران معتبر مانند IEEE، Wiley و Springer ارائه میکند که محققان میتوانند بهراحتی از آنها برای فرمتبندی مقالات خود استفاده کنند. این ویژگی زمان صرفشده برای تنظیم دستی فونت، فاصله خطوط و ساختار مقاله را کاهش میدهد و اطمینان میدهد که مقاله نهایی مطابق با الزامات مجله هدف است.
2. ابزار هوش مصنوعی SciSpace برای تحلیل متون پیچیده
این ابزار با استفاده از فناوری NLP (پردازش زبان طبیعی)، متون علمی پیچیده را سادهسازی میکند. بهعنوان مثال، میتواند مفاهیم پیچیده را توضیح دهد، خلاصههای کاربردی ایجاد کند یا حتی به سوالات مرتبط با محتوای مقاله پاسخ دهد. این ویژگی برای درک سریع مقالات مرور ادبیات یا تحلیل دادهها بسیار مفید است.
3. مدیریت منابع و استناددهی
پلتفرم امکان ایجاد کتابخانه مرجع شخصی را فراهم میکند و بهصورت خودکار استنادها را با فرمتهای رایج (مانند APA، Harvard) تنظیم مینماید. این کار خطاهای رایج در ارجاعدهی را کاهش میدهد.
4. افزایش دیدهشدن پژوهش
با بهینهسازی مقالات برای موتورهای جستجو و پیشنهاد ژورنالهای مناسب بر اساس محتوا، شانس پذیرش مقاله و استناد به آن را افزایش میدهد.
5. همکاری تیمی و بررسی همتایان
محققان میتوانند پروژههای خود را با همکاران بهاشتراک بگذارند، نظرات را دریافت کنند و تغییرات را در زمان واقعی ردیابی نمایند. این ویژگی برای پروژههای گروهی یا دریافت بازخورد از اساتید راهنما کاربرد دارد.
🔺 گام به گام استفاده از Typeset.io
برای بهرهگیری از این پلتفرم، مراحل زیر را دنبال کنید:
1. ثبتنام و ایجاد پروژه
• به سایت Typeset.io مراجعه و با ایمیل یا حساب گوگل ثبتنام کنید.
• پس از ورود، گزینه Create New Project را انتخاب و عنوان پروژه (مانند نام مقاله یا پایاننامه) را وارد کنید.
2. انتخاب قالب مناسب
• از بخش Templates، ژورنال یا کنفرانس هدف خود را جستجو کنید (مثلاً IEEE یا Springer).
• قالب موردنظر را وارد پروژه کنید. این قالب بهصورت خودکار ساختار مقاله را تنظیم میکند.
3. نگارش محتوا با ابزارهای کمکی
• متن مقاله را در بخشهای از پیش تعیینشده (چکیده، مقدمه، روشها و غیره) وارد کنید.
• از ابزار SciSpace برای تحلیل متن استفاده کنید:
• بخشی از متن را انتخاب و روی آیکون SciSpace کلیک کنید تا توضیحات سادهشده یا پاسخ به سوالات مرتبط دریافت نمایید.
• برای بازنویسی جملات یا بررسی گرامر، از ویژگیهای AI پلتفرم کمک بگیرید.
4. افزودن منابع و استنادها
• منابع خود را به کتابخانه مرجع اضافه کنید (با واردکردن فایل BibTeX یا دستی).
• در متن مقاله، محل نیاز به استناد را مشخص کنید تا پلتفرم بهصورت خودکار فرمت را اعمال نماید.
5. همکاری و دریافت بازخورد
• با کلیک روی Share، لینک پروژه را برای همکاران یا استاد راهنما ارسال کنید.
• نظرات آنها بهصورت کامنت در حاشیه مقاله نمایش داده میشود.
6. خروجیگیری و ارسال به ژورنال
• پس از تکمیل مقاله، گزینه Export را انتخاب و فرمت موردنظر (PDF، Word) را دانلود کنید.
• مقاله نهایی از نظر قالببندی کاملاً مطابق با استانداردهای ژورنال خواهد بود.
🔺مثال عملی از استفاده از SciSpace
فرض کنید مقالهای درباره "تأثیر شبکههای اجتماعی بر سلامت روان نوجوانان" دارید. با استفاده از SciSpace میتوانید:
• بخشی از متن مرتبط با "روشهای تحقیق کیفی" را انتخاب کنید تا ابزار تعریف سادهشده یا مثالهای کاربردی ارائه دهد.
• از پلتفرم بپرسید: «چه عواملی در این پژوهش بهعنوان متغیرهای مستقل شناسایی شدند؟» و پاسخ مبتنی بر محتوای مقاله دریافت کنید.
این پلتفرم برای پژوهشگران در تمام سطوح، از دانشجویان کارشناسی تا محققان حرفهای، ابزاری ضروری است که فرآیند تحقیق را سریعتر، دقیقتر و کمخطاتر میکند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2❤1
✳️ زمان لمباردی چیست؟
✅ لمباردی، یکی از مربیان معروف فوتبال آمریکایی بود که نه به خاطر مربیگریاش، بلکه به خاطر فلسفه کاریاش که به آن «زمان لمباردی» میگویند، مشهور شده است.
▪︎وی در دوران مربیگریاش بازیکنان را مجبور میکرد ۱۵ دقیقه زودتر از موعد هر کاری، خودشان را آماده آن کار کنند. مثلا اگر قرار بود ساعت ۹ صبح سوار اتوبوس بشوند و به محل تمرین بروند، همه بازیکنان موظف بودند ساعت ۸:۴۵ دقیقه در محل قرار حاضر باشند.
▪︎زمان لمباردی کم کم معروف و وارد حوزههای مختلف از جمله کسب و کار و فروش شد، به گونهای که امروزه شرکتها به فروشندگانشان تاکید میکنند که حتما برای قرارها و جلسات مهمشان، زمان لمباردی را رعایت کنند. اما چرا رعایت زمان لمباردی این قدر مهم شده است؟ کافی است نگاهی به این دلایل بیاندازیم:
▪︎طبق برآورد انجمن مدیریت منابع انسانی آمریکا، شرکتهای آمریکایی سالانه بیش از ۳ میلیارد دلار بابت تاخیر فروشندگان خود در جلسات و ملاقاتهای فروش، متضرر میشوند، چون خیلی از مشتریان حرفهای به شدت به وقتشناسی فروشنده اهمیت میدهند و شاید حتی ۱ دقیقه تاخیر را هم تحمل نکنند و در صورت تاخیر فروشنده، جلسه را کنسل کنند.
▪︎با حضور سر وقت در قرارها و ملاقاتهای فروش، هم حرفهای بودنمان و هم احترام به مشتری را نشان میدهیم.
▪︎تحقیقات مختلف نشان میدهد رعایت زمان لمباردی، نظم و انضباط کارمندان را بیشتر و آنها را مجبور میکند زمان کاریشان را بهتر مدیریت کنند.
▪︎وقتی در هر قرار کاری بر اساس زمان لمباردی حاضر میشویم، فرصتی داریم تا خودمان را کمی بیشتر آماده کنیم و استرسمان را کاهش بدهیم. برای مثال، تمام جلسات کاری در شرکت آمازون بر اساس زمان لمباردی تشکیل میشوند و در نتیجه، وقتی همه اعضای جلسه ۱۵ دقیقه زودتر در جلسه حاضر میشوند، فرصت میکنند دستور جلسه یا صورتجلسه جلسات قبلی را مرور و خودشان را برای جلسه آمادهتر کنند.
▪︎فرض کنیم هر کارمندی از جمله فروشندگان شرکت، روزانه فقط ۱۰ دقیقه دیرتر سرکارشان حاضر شوند. در این صورت، در پایان سال، انگار یک هفته سرکار نیامدهاند ولی حقوقشان را دریافت کردهاند!
فما
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ لمباردی، یکی از مربیان معروف فوتبال آمریکایی بود که نه به خاطر مربیگریاش، بلکه به خاطر فلسفه کاریاش که به آن «زمان لمباردی» میگویند، مشهور شده است.
▪︎وی در دوران مربیگریاش بازیکنان را مجبور میکرد ۱۵ دقیقه زودتر از موعد هر کاری، خودشان را آماده آن کار کنند. مثلا اگر قرار بود ساعت ۹ صبح سوار اتوبوس بشوند و به محل تمرین بروند، همه بازیکنان موظف بودند ساعت ۸:۴۵ دقیقه در محل قرار حاضر باشند.
▪︎زمان لمباردی کم کم معروف و وارد حوزههای مختلف از جمله کسب و کار و فروش شد، به گونهای که امروزه شرکتها به فروشندگانشان تاکید میکنند که حتما برای قرارها و جلسات مهمشان، زمان لمباردی را رعایت کنند. اما چرا رعایت زمان لمباردی این قدر مهم شده است؟ کافی است نگاهی به این دلایل بیاندازیم:
▪︎طبق برآورد انجمن مدیریت منابع انسانی آمریکا، شرکتهای آمریکایی سالانه بیش از ۳ میلیارد دلار بابت تاخیر فروشندگان خود در جلسات و ملاقاتهای فروش، متضرر میشوند، چون خیلی از مشتریان حرفهای به شدت به وقتشناسی فروشنده اهمیت میدهند و شاید حتی ۱ دقیقه تاخیر را هم تحمل نکنند و در صورت تاخیر فروشنده، جلسه را کنسل کنند.
▪︎با حضور سر وقت در قرارها و ملاقاتهای فروش، هم حرفهای بودنمان و هم احترام به مشتری را نشان میدهیم.
▪︎تحقیقات مختلف نشان میدهد رعایت زمان لمباردی، نظم و انضباط کارمندان را بیشتر و آنها را مجبور میکند زمان کاریشان را بهتر مدیریت کنند.
▪︎وقتی در هر قرار کاری بر اساس زمان لمباردی حاضر میشویم، فرصتی داریم تا خودمان را کمی بیشتر آماده کنیم و استرسمان را کاهش بدهیم. برای مثال، تمام جلسات کاری در شرکت آمازون بر اساس زمان لمباردی تشکیل میشوند و در نتیجه، وقتی همه اعضای جلسه ۱۵ دقیقه زودتر در جلسه حاضر میشوند، فرصت میکنند دستور جلسه یا صورتجلسه جلسات قبلی را مرور و خودشان را برای جلسه آمادهتر کنند.
▪︎فرض کنیم هر کارمندی از جمله فروشندگان شرکت، روزانه فقط ۱۰ دقیقه دیرتر سرکارشان حاضر شوند. در این صورت، در پایان سال، انگار یک هفته سرکار نیامدهاند ولی حقوقشان را دریافت کردهاند!
فما
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
فایل_کتاب_تغییربازی_خلق_استراتژی_های_نوآورانه.pdf
3.7 MB
📚تغییر بازی: آیا آمادهاید جهان را تغییر دهید؟ رابرت فیسک
✳️ آیا همبستگی به معنای رابطه علّی است؟
✅ اکثر اقتصاددانها از همبستگیهای آماری بین دادههای تاریخی استفاده میکنند تا آینده اقتصاد را پیشبینی کنند. مثلاً مشاهده شده که تغییرات با تأخیر در عرضه پول، با نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) همبستگی مثبت دارد. بر اساس این همبستگی، بعضی اقتصاددانها به اشتباه نتیجه میگیرند که رشد عرضه پول در گذشته باعث رشد اقتصادی میشود. اما برای اثبات رابطه علّی، باید ماهیت رشد اقتصادی و عرضه پول را دقیقتر بررسی کرد.
▪︎ برای حفظ زندگی و رفاه، هر فردی به کالاهای کافی نیاز دارد. اما این کالاها خودبهخود وجود ندارند باید تولید شوند. بدون ابزار (کالاهای سرمایهای)، یک فرد فقط میتواند مقدار بسیار محدودی از منابع طبیعی را مستقیماً برای بقا استفاده کند. مثلاً تصور کنید کسی در جنگل گیر افتاده باشد. برای زنده ماندن، فقط میتواند چند سیب از درخت بچیند این تنها منبع در دسترس اوست.
▪︎ حالا اگر این فرد یک چوب بلند (یک کالای سرمایهای) داشته باشد، میتواند بهرهوری خود را افزایش دهد و سیبهای بیشتری بچیند. اما مشکل اینجاست که ساخت این چوب، خودش زمان و انرژی میخواهد. اگر او وقتش را صرف ساختن چوب کند، فرصت چیدن سیب را از دست میدهد. راهحل این مشکل چیست؟ پسانداز و سرمایهگذاری. حتی اگر ساخت چوب هزینههایی داشته باشد، در نهایت باعث صرفهجویی در زمان و انرژی میشود و تولید را افزایش میدهد. تولید بیشتر مساوی با پسانداز بیشتر و سرمایهگذاری بیشتر، اساس رشد اقتصادی است.
▪︎ مبادله کالا به کالا (تهاتر) در اقتصادهای پیچیده کارایی ندارد. مثلاً اگر یک قصاب بخواهد گوشت را با میوه معامله کند، باید یک میوهفروش پیدا کند که همزمان به گوشت نیاز داشته باشد که احتمال آن کم است. پول به عنوان وسیله مبادله عمومی این مشکل را حل کرد. پول، کالایی است که همه آن را میپذیرند.
▪︎ در دنیای پول، قصاب میتواند گوشت را بفروشد، پول بگیرد و بعد با آن میوه بخرد. میوهفروش هم میتواند پولش را برای کفش خرج کند. دلیل امکانپذیر شدن این مبادلات، قابلیت فروش بالای پول است. پول به عنوان واسطه مبادله، خرید و فروش را تسهیل میکند. اما وقتی دولت پول جدید بدون پشتوانه چاپ میکند (تورم پولی)، در واقع «هیچ» را با «چیزی» معامله میکند. مثلاً پول تقلبی را در نظر بگیرید: وقتی جاعل پول جعل میکند و با آن کالا میخرد، در واقع هیچ ارزش جدیدی به اقتصاد اضافه نکرده، اما کالاها را از تولیدکنندگان واقعی به سمت خودش منتقل میکند.
▪︎ افزایش مصنوعی عرضه پول هم دقیقاً همین اثر را دارد: منابع را از ثروتسازان واقعی به سمت کسانی که ارزشی تولید نمیکنند منتقل میکند. این کار توانایی تولید ثروت را تضعیف میکند. پس ارتباط رشد پول و رشد اقتصادی چیست؟ آیا همبستگی مثبت بین رشد عرضه پول و رشد GDP به این معناست که پول بیشتر باعث رشد اقتصادی میشود؟ نه! عوامل واقعی رشد اقتصادی عبارتند از: حقوق مالکیت, تجارت آزاد, پول سالم تولید، پسانداز و سرمایهگذاری. پول فقط یک واسطه است , به خودی خود چیزی تولید نمیکند. پسانداز است که به افراد اجازه میدهد در مراحل مختلف تولید مشارکت کنند.
▪︎ چرا همبستگی وجود دارد؟ در اقتصاد بازار، قیمتها بر اساس پول بیان میشوند. وقتی عرضه پول به صورت مصنوعی افزایش مییابد، این افزایش بلافاصله در تمام بازارها پخش نمیشود. ابتدا قیمتهای برخی کالاها را بالا میبرد و به تدریج اثرش را میگذارد. به همین دلیل، تغییرات قیمت با تأخیر نسبت به تغییرات پول رخ میدهد. از آنجا که شاخصهایی مثل GDP بر اساس حجم مبادلات پولی محاسبه میشوند، جای تعجب نیست که رشد پول با رشد GDP همبستگی داشته باشد. اما این به معنای رابطه علّی نیست!
▪︎ همبستگی مساوی با علیتت نیست. همبستگی فقط توصیف میکند، اما توجیه نمیکند. رشد واقعی اقتصاد ناشی از پسانداز و تولید است، نه پول بیشتر. اگر پول به تنهایی باعث رشد میشد، هیچ کشوری فقیر نبود. کافی بود پول چاپ کنند! افزایش تورمی عرضه پول نه تنها باعث رشد اقتصاد نمیشود، بلکه باعث جابجایی نادرست پساندازها و ایجاد چرخههای رونق و رکود میشود. تورم پولی نهتنها رشد ایجاد نمیکند، بلکه با تحریف قیمتها و ساختار تولید، بحرانهای boom-bust (رونق-رکود) را دامن میزند. پس دفعه بعد که کسی گفت «پول بیشتر = اقتصاد قویتر»، یادتان باشد: همبستگی لزوماً به معنای علیت نیست.
https://mises.org/mises-wire/does-correlation-mean-causation
ترجمه از: رضا غنی پور
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ اکثر اقتصاددانها از همبستگیهای آماری بین دادههای تاریخی استفاده میکنند تا آینده اقتصاد را پیشبینی کنند. مثلاً مشاهده شده که تغییرات با تأخیر در عرضه پول، با نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) همبستگی مثبت دارد. بر اساس این همبستگی، بعضی اقتصاددانها به اشتباه نتیجه میگیرند که رشد عرضه پول در گذشته باعث رشد اقتصادی میشود. اما برای اثبات رابطه علّی، باید ماهیت رشد اقتصادی و عرضه پول را دقیقتر بررسی کرد.
▪︎ برای حفظ زندگی و رفاه، هر فردی به کالاهای کافی نیاز دارد. اما این کالاها خودبهخود وجود ندارند باید تولید شوند. بدون ابزار (کالاهای سرمایهای)، یک فرد فقط میتواند مقدار بسیار محدودی از منابع طبیعی را مستقیماً برای بقا استفاده کند. مثلاً تصور کنید کسی در جنگل گیر افتاده باشد. برای زنده ماندن، فقط میتواند چند سیب از درخت بچیند این تنها منبع در دسترس اوست.
▪︎ حالا اگر این فرد یک چوب بلند (یک کالای سرمایهای) داشته باشد، میتواند بهرهوری خود را افزایش دهد و سیبهای بیشتری بچیند. اما مشکل اینجاست که ساخت این چوب، خودش زمان و انرژی میخواهد. اگر او وقتش را صرف ساختن چوب کند، فرصت چیدن سیب را از دست میدهد. راهحل این مشکل چیست؟ پسانداز و سرمایهگذاری. حتی اگر ساخت چوب هزینههایی داشته باشد، در نهایت باعث صرفهجویی در زمان و انرژی میشود و تولید را افزایش میدهد. تولید بیشتر مساوی با پسانداز بیشتر و سرمایهگذاری بیشتر، اساس رشد اقتصادی است.
▪︎ مبادله کالا به کالا (تهاتر) در اقتصادهای پیچیده کارایی ندارد. مثلاً اگر یک قصاب بخواهد گوشت را با میوه معامله کند، باید یک میوهفروش پیدا کند که همزمان به گوشت نیاز داشته باشد که احتمال آن کم است. پول به عنوان وسیله مبادله عمومی این مشکل را حل کرد. پول، کالایی است که همه آن را میپذیرند.
▪︎ در دنیای پول، قصاب میتواند گوشت را بفروشد، پول بگیرد و بعد با آن میوه بخرد. میوهفروش هم میتواند پولش را برای کفش خرج کند. دلیل امکانپذیر شدن این مبادلات، قابلیت فروش بالای پول است. پول به عنوان واسطه مبادله، خرید و فروش را تسهیل میکند. اما وقتی دولت پول جدید بدون پشتوانه چاپ میکند (تورم پولی)، در واقع «هیچ» را با «چیزی» معامله میکند. مثلاً پول تقلبی را در نظر بگیرید: وقتی جاعل پول جعل میکند و با آن کالا میخرد، در واقع هیچ ارزش جدیدی به اقتصاد اضافه نکرده، اما کالاها را از تولیدکنندگان واقعی به سمت خودش منتقل میکند.
▪︎ افزایش مصنوعی عرضه پول هم دقیقاً همین اثر را دارد: منابع را از ثروتسازان واقعی به سمت کسانی که ارزشی تولید نمیکنند منتقل میکند. این کار توانایی تولید ثروت را تضعیف میکند. پس ارتباط رشد پول و رشد اقتصادی چیست؟ آیا همبستگی مثبت بین رشد عرضه پول و رشد GDP به این معناست که پول بیشتر باعث رشد اقتصادی میشود؟ نه! عوامل واقعی رشد اقتصادی عبارتند از: حقوق مالکیت, تجارت آزاد, پول سالم تولید، پسانداز و سرمایهگذاری. پول فقط یک واسطه است , به خودی خود چیزی تولید نمیکند. پسانداز است که به افراد اجازه میدهد در مراحل مختلف تولید مشارکت کنند.
▪︎ چرا همبستگی وجود دارد؟ در اقتصاد بازار، قیمتها بر اساس پول بیان میشوند. وقتی عرضه پول به صورت مصنوعی افزایش مییابد، این افزایش بلافاصله در تمام بازارها پخش نمیشود. ابتدا قیمتهای برخی کالاها را بالا میبرد و به تدریج اثرش را میگذارد. به همین دلیل، تغییرات قیمت با تأخیر نسبت به تغییرات پول رخ میدهد. از آنجا که شاخصهایی مثل GDP بر اساس حجم مبادلات پولی محاسبه میشوند، جای تعجب نیست که رشد پول با رشد GDP همبستگی داشته باشد. اما این به معنای رابطه علّی نیست!
▪︎ همبستگی مساوی با علیتت نیست. همبستگی فقط توصیف میکند، اما توجیه نمیکند. رشد واقعی اقتصاد ناشی از پسانداز و تولید است، نه پول بیشتر. اگر پول به تنهایی باعث رشد میشد، هیچ کشوری فقیر نبود. کافی بود پول چاپ کنند! افزایش تورمی عرضه پول نه تنها باعث رشد اقتصاد نمیشود، بلکه باعث جابجایی نادرست پساندازها و ایجاد چرخههای رونق و رکود میشود. تورم پولی نهتنها رشد ایجاد نمیکند، بلکه با تحریف قیمتها و ساختار تولید، بحرانهای boom-bust (رونق-رکود) را دامن میزند. پس دفعه بعد که کسی گفت «پول بیشتر = اقتصاد قویتر»، یادتان باشد: همبستگی لزوماً به معنای علیت نیست.
https://mises.org/mises-wire/does-correlation-mean-causation
ترجمه از: رضا غنی پور
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Mises Institute
Does Correlation Mean Causation?
Carl Menger wrote, “All things are subject to the law of cause and effect.” Unfortunately, modern academic economists all too often confuse correlation of economic phenomena with causality.
✳️ افزایش بهرهوری بانکها از طریق سادهسازی در مقیاس بزرگ
✅ بهرهوری در بخش بانکی متوقف شده، بنابراین در این مطلب، ابزارها و تکنیکهایی برای دستیابی به تغییر پایدار ارائه شده است.
لینک مرتبط:
https://bahrevarnews.ir/?p=18195
✅ بهرهوری در بخش بانکی متوقف شده، بنابراین در این مطلب، ابزارها و تکنیکهایی برای دستیابی به تغییر پایدار ارائه شده است.
لینک مرتبط:
https://bahrevarnews.ir/?p=18195
بهرهور نیوز
مجله بهرهوری (34): افزایش بهرهوری بانکها از طریق سادهسازی در مقیاس بزرگ | بهرهور نیوز
بهرهوری در بخش بانکی متوقف شده، بنابراین در این مطلب، ابزارها و تکنیکهایی برای دستیابی به تغییر پایدار ارائه شده است. به گزارش پایگاه خبری بهره ورنیوز، بهرهوری، کارایی و…
✳️ از بین رفتن قبح تعطیلی
✍ محسن جلال پور
✅ فشار دادن دکمه تعطیلی، تنها کاری است که تصمیمگیران کشور در آن تبحر پیدا کردهاند و برای انجام آن درنگ نمیکنند. انگار میان همه راهحلهای کوچک و بزرگی که در جعبه ابزارشان وجود دارد، تعطیل کردن از همه دم دستتر است.
تعطیلی نه مشکل سیاسی دارد، نه ایراد شرعی بر آن میگیرند، نه مردم را تحریک میکند و نه رسانه به آن حساسیت دارد. به همین دلیل است که دست و دل سیاستمدارانی که برای اصلاح و ساختن و رونق دادن میلرزد، برای توقیف و تعطیل کردن و برچیدن، ثانیهای تردید نمیکند. انگار قبح تعطیل کردن و تعطیل شدن از بین رفته و این خیلی برای آینده کشور نگرانکننده است.
🔹اما چرا تنها واکنش تصمیمگیران در برابر مشکلات کوچک و بزرگ، تعطیل کردن کشور است؟ این پرسش، ریشه در الگویی غلط دارد که در سالهای اخیر به انتخاب اصلی همه دولتها تبدیل شده است.
ساختاری که دوست ندارد هزینه اصلاحات اقتصادی را بپردازد، دنبال راهحلهای کم هزینه است و چه راهحلی از این ارزانتر که در برابر هر مشکلی، تصمیم به تعطیلی بگیرد. با کمبود گاز، صنایع را تعطیل کند، با آلودگی هوا، آموزش را به محاق ببرد، با کمبود برق، خوزستان را خاموش کند و ...
بدون شک ریشه این عادت به ضعفهای نظام حکمرانی باز میگردد که وقوع بحرانها را به تعویق میاندازد و به جای پیشبینی و پیشگیری، اغلب منتظر وقوع بحران میماند و سپس با سادهترین ابزارها مثل تعطیل کردن کارخانهها و مدرسهها، به آن واکنش نشان میدهد.
این رویکرد نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه به فهرست نااطمنانیها، نااطمینانی تعطیلیها را هم اضافه میکند و به این ترتیب، قباحت تعطیل کردن را بهتدریج از بین برده و آن را برای نسلهای آیندهساز به امری عادی تبدیل کرده است. عادیسازی تعطیلی، نشانهای از ضعف در حکمرانی است؛ جایی که به جای حل مسئله، صورتمسئله پاک میشود.
🔹دولتها برای تعطیل کردن و برچیدن نمیآیند؛ میآیند که نگذارند کار به تعطیل کردن برسد، میآیند که امنیت را تأمین کنند، میآیند که زیرساختها تأمین شود، میآیند که نهاد بسازند و قاعده بازی تعریف کنند، اما در سالهای گذشته جایگاه نهاد دولت در نظام حکمرانی ما به قدری تنزل یافته که باید درباره خاموشی و تعطیلی جلسه بگذارد و نه برای رشد و توسعه.
🔹این نهاد کم اثر اما متوجه نیست که تعطیلیها چگونه به اقتصاد کشور ضربه میزند. که توقف فعالیتهای تولیدی، خدماتی و تجاری، حتی برای نصف روز، چگونه زنجیره تأمین را مختل کرده و هزینههای سنگینی به کسبوکارها تحمیل میکند. متوجه نیست که کارگران روزمزد و مشاغل کوچک که توان تحمل این توقفها را ندارند، چگونه آسیب میبینند. حتی برای تعطیل کردن هم حاضر به پذیرفتن بخشی از هزینههای تحمیل شده نیست. نه معادل تعطیلیها مالیات را کم میکند و نه از فشار تأمین اجتماعی میکاهد.
🔹 برای گذار از این شرایط چه باید کرد؟
برای برونرفت از این چرخه، نیاز به تغییر انگارهها در مدیریت کشور است. سرمایهگذاری در زیرساختهای مقاوم، تقویت نظام آموزشی برای انطباق با شرایط بحرانی و توسعه برنامههای پیشگیرانه برای مدیریت منابع و اقلیم، تنها بخشی از راهکارهای ممکن هستند. تصمیمگیران باید بپذیرند که تعطیلی، راهحل نیست، بلکه نشانهای از ناتوانی در مواجهه با چالشهاست. جامعهای که به تعطیلی عادت کند، از پویایی و پیشرفت بازمیماند.
زمان آن رسیده که به جای فشار دادن دکمه تعطیلی، دکمه تدبیر و برنامهریزی را فعال کنیم.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ محسن جلال پور
✅ فشار دادن دکمه تعطیلی، تنها کاری است که تصمیمگیران کشور در آن تبحر پیدا کردهاند و برای انجام آن درنگ نمیکنند. انگار میان همه راهحلهای کوچک و بزرگی که در جعبه ابزارشان وجود دارد، تعطیل کردن از همه دم دستتر است.
تعطیلی نه مشکل سیاسی دارد، نه ایراد شرعی بر آن میگیرند، نه مردم را تحریک میکند و نه رسانه به آن حساسیت دارد. به همین دلیل است که دست و دل سیاستمدارانی که برای اصلاح و ساختن و رونق دادن میلرزد، برای توقیف و تعطیل کردن و برچیدن، ثانیهای تردید نمیکند. انگار قبح تعطیل کردن و تعطیل شدن از بین رفته و این خیلی برای آینده کشور نگرانکننده است.
🔹اما چرا تنها واکنش تصمیمگیران در برابر مشکلات کوچک و بزرگ، تعطیل کردن کشور است؟ این پرسش، ریشه در الگویی غلط دارد که در سالهای اخیر به انتخاب اصلی همه دولتها تبدیل شده است.
ساختاری که دوست ندارد هزینه اصلاحات اقتصادی را بپردازد، دنبال راهحلهای کم هزینه است و چه راهحلی از این ارزانتر که در برابر هر مشکلی، تصمیم به تعطیلی بگیرد. با کمبود گاز، صنایع را تعطیل کند، با آلودگی هوا، آموزش را به محاق ببرد، با کمبود برق، خوزستان را خاموش کند و ...
بدون شک ریشه این عادت به ضعفهای نظام حکمرانی باز میگردد که وقوع بحرانها را به تعویق میاندازد و به جای پیشبینی و پیشگیری، اغلب منتظر وقوع بحران میماند و سپس با سادهترین ابزارها مثل تعطیل کردن کارخانهها و مدرسهها، به آن واکنش نشان میدهد.
این رویکرد نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه به فهرست نااطمنانیها، نااطمینانی تعطیلیها را هم اضافه میکند و به این ترتیب، قباحت تعطیل کردن را بهتدریج از بین برده و آن را برای نسلهای آیندهساز به امری عادی تبدیل کرده است. عادیسازی تعطیلی، نشانهای از ضعف در حکمرانی است؛ جایی که به جای حل مسئله، صورتمسئله پاک میشود.
🔹دولتها برای تعطیل کردن و برچیدن نمیآیند؛ میآیند که نگذارند کار به تعطیل کردن برسد، میآیند که امنیت را تأمین کنند، میآیند که زیرساختها تأمین شود، میآیند که نهاد بسازند و قاعده بازی تعریف کنند، اما در سالهای گذشته جایگاه نهاد دولت در نظام حکمرانی ما به قدری تنزل یافته که باید درباره خاموشی و تعطیلی جلسه بگذارد و نه برای رشد و توسعه.
🔹این نهاد کم اثر اما متوجه نیست که تعطیلیها چگونه به اقتصاد کشور ضربه میزند. که توقف فعالیتهای تولیدی، خدماتی و تجاری، حتی برای نصف روز، چگونه زنجیره تأمین را مختل کرده و هزینههای سنگینی به کسبوکارها تحمیل میکند. متوجه نیست که کارگران روزمزد و مشاغل کوچک که توان تحمل این توقفها را ندارند، چگونه آسیب میبینند. حتی برای تعطیل کردن هم حاضر به پذیرفتن بخشی از هزینههای تحمیل شده نیست. نه معادل تعطیلیها مالیات را کم میکند و نه از فشار تأمین اجتماعی میکاهد.
🔹 برای گذار از این شرایط چه باید کرد؟
برای برونرفت از این چرخه، نیاز به تغییر انگارهها در مدیریت کشور است. سرمایهگذاری در زیرساختهای مقاوم، تقویت نظام آموزشی برای انطباق با شرایط بحرانی و توسعه برنامههای پیشگیرانه برای مدیریت منابع و اقلیم، تنها بخشی از راهکارهای ممکن هستند. تصمیمگیران باید بپذیرند که تعطیلی، راهحل نیست، بلکه نشانهای از ناتوانی در مواجهه با چالشهاست. جامعهای که به تعطیلی عادت کند، از پویایی و پیشرفت بازمیماند.
زمان آن رسیده که به جای فشار دادن دکمه تعطیلی، دکمه تدبیر و برنامهریزی را فعال کنیم.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ رهبری درسازمان و دیگرهیچ؟!
✅ ما نمی توانیم کسی را تغییر بدهیم
اما باید محیط و شرایطی را فراهم آوریم که افراد به غیر از انتخاب های مثبت راه دیگری نداشته باشند.
👈 این یعنی باید محیطی مثبت، پرانگیزه و رشد دهنده ای را ایجاد کنیم.
✍رهبری از منظر ویلیام گلسر
✅ ما نمی توانیم کسی را تغییر بدهیم
اما باید محیط و شرایطی را فراهم آوریم که افراد به غیر از انتخاب های مثبت راه دیگری نداشته باشند.
👈 این یعنی باید محیطی مثبت، پرانگیزه و رشد دهنده ای را ایجاد کنیم.
✍رهبری از منظر ویلیام گلسر
👍1
✳️ ۱۰ راه برای تبدیل شدن به یک رهبر سازمانی کارآمد
✅ رهبری یکی از ضروریترین وظایف و کارکردهای یک مدیر بهشمار میآید که متاسفانه بسیاری از مدیران از عملکرد بینقصی در این زمینه برخوردار نیستند؛ چراکه اغلب مدیران که پیش از این جزو استعدادها و نیروهای موثر و موفق شرکتهای متبوع خود بودند و سپس به مقام مدیریت شرکت ارتقا یافتهاند، از بسیاری از مسائل و ریزه کاریهای مدیریت و رهبری بی خبرند و در عمل، مدیرانی نالایق و نا موفق از آب درمیآیند. به عبارت بهتر، یک کارمند موفق بودن تضمین کننده موفقیت حتمی در نقش مدیریتی نیست؛ بهویژه زمانی که قرار باشد کارمند سابق و مدیر کنونی مسوولیت مدیریت و رهبری کسانی را برعهده بگیرد که تا پیش از این، همکاران و دوستانش بودهاند. در اینجا ۱۰ توصیه ناب مدیریتی آمده است که با بهکار بستن آنها امکان تبدیل شدن افراد به مدیرانی موفق و کارآمد تا حد بسیار زیادی فراهم میآید.
۱- بپذیرید که هنوز چیزهای بسیار زیادی باقی مانده است که باید بیاموزید: یک مدیر همیشه باید به یاد داشته باشد که اگرچه موفقیتهای بسیاری را کسب کرده و برای ارتقای شغلیاش زحمتهای بسیاری کشیده، اما هنوز چیزهای بسیار زیادی باقیمانده که باید بیاموزد آن هم از هر کسی در اطرافش ازجمله همکاران سابق و زیردستان امروز.
۲- بهصورت شفاف و روشن با دیگران ارتباط برقرار کنید: یک مدیر کارآمد مدیری است که ضمن اجتناب از پنهان کاری، اهداف پروژه، اولویتهای کاری و ضربالاجلهای موجود را به شکل شفاف و صریح با اعضای تیمش در میان بگذارد و با همین شفافسازی بتواند هم بر اعتبار خود نزد افراد تیم بیفزاید و هم حمایت همه جانبه تمام اعضای تیمش را پشت خود داشته باشد. برای این کار لازم است که دریافت بازخوردها و نظرات اعضای تیم با آغوش باز به یکی از عادات مدیریتی مدیران و رهبران تبدیل شود.
۳- الگویی عالی برای اعضای تیمتان باشید: یک مدیر هنگامی میتواند از اعضای تیمش توقع عملکردی درخشان داشته باشد که خود چنین باشد. بهعنوان مثال اگر یک مدیر رفتاری دوستانه و محترمانه با تمام اعضای تیمش داشته باشد، میتواند همین توقع را از دیگران داشته باشد و آنها را به دوستانه و محترمانه رفتار کردن تشویق کند. پس اگر میخواهید گزارشهایی که افرادتان برای شما آماده میکنند بدون غلط باشد، در وهله اول روی نگارش نامهها و دستورالعملهای خودتان تمرکز کنید و آنها را بی نقص و عالی برای افرادتان ارسال کنید.
۴-از افرادتان بخواهید تا نظرات و انتقادات شان را با شما درمیان بگذارند:در اغلب موارد کارمندان و اعضای تیمهای کاری تمایلی برای مطرح ساختن نظرات و عقاید خود نشان نمیدهند مگر اینکه چنین چیزی از آنها خواسته شود و این وظیفه مدیر و رهبر گروه است که چنین چیزی را از اعضای تیمش بخواهد و در بلندمدت، اظهار نظر و تبادل آزاد اطلاعات را به بخشی از فرهنگ سازمانی تبدیل کند. سیاست درهای باز و اطمینان پیداکردن اعضای تیم از تمایل جدی مدیریت برای شنیدن نظرات آنها بسیاری از نا ممکنها را امکانپذیر میسازد.
۵- به اعضای تیمتان ثابت کنید که آنها را میبینید: دلایل بسیاری وجود دارد که لزوم توجه به اعضای تیم و دیدن عملکردهای آنها را به مدیران گوشزد میکند. علنی کردن و تشویق عملکرد درخشان افراد نهتنها اعتماد به نفس آنها را افزایش میدهد، بلکه زمینه بسیار مساعدی برای تکرار و افزایش موفقیتهای آینده افراد پدید میآورد. مدیران موفق و کارآمد کسانی هستند که تشویق و تحسین افرادشان را به بخشی از فعالیتهای روزمره خود تبدیل کردهاند و روحیه دادن به افرادشان را به سیستم رسمی پاداش و تشویق منحصر نمیکنند.
۶- مصمم باشید: یک مدیر موفق کسی است که تصمیمات درست اتخاذ میکند و به تصمیماتی که اتخاذ کرده، وفادار میماند. اعضای تیم به هیچ عنوان مدیری را که تصمیماتش را بهطور مداوم عوض میکند بهعنوان مدیری مقتدر و رهبری لایق قبول نمیکنند. البته مدیران نباید در پافشاری روی تصمیمات خود راه افراط را در پیش بگیرند؛ چراکه در این حالت ممکن است دچار دیکتاتوری و یکجانبهگرایی شوند. مشارکت دادن اعضای تیم در زمان اتخاذ تصمیم و مشورت گرفتن از دیگران هم میتواند از اتخاذ تصمیمات نادرستی که بعدها مجبور به تغییر دادنشان خواهید شد، جلوگیری کند و هم افرادتان را نسبت به تصمیماتی که اتخاذ شده وفادارتر سازد.
۷-به تیمتان کمک کنید تا تصویری بزرگ از آنچه در حال رخ دادن است به دست آورند: یک مدیر کارآمد همیشه اطلاعات کاملی در مورد تاثیرگذاری و نقش اعضای تیمش در برآورده شدن اهداف کلان سازمان یا تیمی که در آن عضویت دارند، ارائه میدهد و به این وسیله تصویری بزرگتر از اهداف و کارکردهای روزمره آنها در اختیارشان قرار میدهد.
✅ رهبری یکی از ضروریترین وظایف و کارکردهای یک مدیر بهشمار میآید که متاسفانه بسیاری از مدیران از عملکرد بینقصی در این زمینه برخوردار نیستند؛ چراکه اغلب مدیران که پیش از این جزو استعدادها و نیروهای موثر و موفق شرکتهای متبوع خود بودند و سپس به مقام مدیریت شرکت ارتقا یافتهاند، از بسیاری از مسائل و ریزه کاریهای مدیریت و رهبری بی خبرند و در عمل، مدیرانی نالایق و نا موفق از آب درمیآیند. به عبارت بهتر، یک کارمند موفق بودن تضمین کننده موفقیت حتمی در نقش مدیریتی نیست؛ بهویژه زمانی که قرار باشد کارمند سابق و مدیر کنونی مسوولیت مدیریت و رهبری کسانی را برعهده بگیرد که تا پیش از این، همکاران و دوستانش بودهاند. در اینجا ۱۰ توصیه ناب مدیریتی آمده است که با بهکار بستن آنها امکان تبدیل شدن افراد به مدیرانی موفق و کارآمد تا حد بسیار زیادی فراهم میآید.
۱- بپذیرید که هنوز چیزهای بسیار زیادی باقی مانده است که باید بیاموزید: یک مدیر همیشه باید به یاد داشته باشد که اگرچه موفقیتهای بسیاری را کسب کرده و برای ارتقای شغلیاش زحمتهای بسیاری کشیده، اما هنوز چیزهای بسیار زیادی باقیمانده که باید بیاموزد آن هم از هر کسی در اطرافش ازجمله همکاران سابق و زیردستان امروز.
۲- بهصورت شفاف و روشن با دیگران ارتباط برقرار کنید: یک مدیر کارآمد مدیری است که ضمن اجتناب از پنهان کاری، اهداف پروژه، اولویتهای کاری و ضربالاجلهای موجود را به شکل شفاف و صریح با اعضای تیمش در میان بگذارد و با همین شفافسازی بتواند هم بر اعتبار خود نزد افراد تیم بیفزاید و هم حمایت همه جانبه تمام اعضای تیمش را پشت خود داشته باشد. برای این کار لازم است که دریافت بازخوردها و نظرات اعضای تیم با آغوش باز به یکی از عادات مدیریتی مدیران و رهبران تبدیل شود.
۳- الگویی عالی برای اعضای تیمتان باشید: یک مدیر هنگامی میتواند از اعضای تیمش توقع عملکردی درخشان داشته باشد که خود چنین باشد. بهعنوان مثال اگر یک مدیر رفتاری دوستانه و محترمانه با تمام اعضای تیمش داشته باشد، میتواند همین توقع را از دیگران داشته باشد و آنها را به دوستانه و محترمانه رفتار کردن تشویق کند. پس اگر میخواهید گزارشهایی که افرادتان برای شما آماده میکنند بدون غلط باشد، در وهله اول روی نگارش نامهها و دستورالعملهای خودتان تمرکز کنید و آنها را بی نقص و عالی برای افرادتان ارسال کنید.
۴-از افرادتان بخواهید تا نظرات و انتقادات شان را با شما درمیان بگذارند:در اغلب موارد کارمندان و اعضای تیمهای کاری تمایلی برای مطرح ساختن نظرات و عقاید خود نشان نمیدهند مگر اینکه چنین چیزی از آنها خواسته شود و این وظیفه مدیر و رهبر گروه است که چنین چیزی را از اعضای تیمش بخواهد و در بلندمدت، اظهار نظر و تبادل آزاد اطلاعات را به بخشی از فرهنگ سازمانی تبدیل کند. سیاست درهای باز و اطمینان پیداکردن اعضای تیم از تمایل جدی مدیریت برای شنیدن نظرات آنها بسیاری از نا ممکنها را امکانپذیر میسازد.
۵- به اعضای تیمتان ثابت کنید که آنها را میبینید: دلایل بسیاری وجود دارد که لزوم توجه به اعضای تیم و دیدن عملکردهای آنها را به مدیران گوشزد میکند. علنی کردن و تشویق عملکرد درخشان افراد نهتنها اعتماد به نفس آنها را افزایش میدهد، بلکه زمینه بسیار مساعدی برای تکرار و افزایش موفقیتهای آینده افراد پدید میآورد. مدیران موفق و کارآمد کسانی هستند که تشویق و تحسین افرادشان را به بخشی از فعالیتهای روزمره خود تبدیل کردهاند و روحیه دادن به افرادشان را به سیستم رسمی پاداش و تشویق منحصر نمیکنند.
۶- مصمم باشید: یک مدیر موفق کسی است که تصمیمات درست اتخاذ میکند و به تصمیماتی که اتخاذ کرده، وفادار میماند. اعضای تیم به هیچ عنوان مدیری را که تصمیماتش را بهطور مداوم عوض میکند بهعنوان مدیری مقتدر و رهبری لایق قبول نمیکنند. البته مدیران نباید در پافشاری روی تصمیمات خود راه افراط را در پیش بگیرند؛ چراکه در این حالت ممکن است دچار دیکتاتوری و یکجانبهگرایی شوند. مشارکت دادن اعضای تیم در زمان اتخاذ تصمیم و مشورت گرفتن از دیگران هم میتواند از اتخاذ تصمیمات نادرستی که بعدها مجبور به تغییر دادنشان خواهید شد، جلوگیری کند و هم افرادتان را نسبت به تصمیماتی که اتخاذ شده وفادارتر سازد.
۷-به تیمتان کمک کنید تا تصویری بزرگ از آنچه در حال رخ دادن است به دست آورند: یک مدیر کارآمد همیشه اطلاعات کاملی در مورد تاثیرگذاری و نقش اعضای تیمش در برآورده شدن اهداف کلان سازمان یا تیمی که در آن عضویت دارند، ارائه میدهد و به این وسیله تصویری بزرگتر از اهداف و کارکردهای روزمره آنها در اختیارشان قرار میدهد.
👍1
با داشتن چنین تصویر جامعی است که افراد گروه به روشنی درمییابند که هر کاری که انجام میدهند چه تاثیر تعیین کنندهای در تحقق اهداف کلان سازمان ایفا میکند.
۸-محیطی سرشار از یادگیری و پیشرفت مداوم که خودتان هم در آن دخیل هستید ایجاد کنید: همیشه اعضای تیمتان را تشویق به جستوجو و کنکاش برای یافتن روشها و تکنیکهای جدیدتر برای دستیابی به اهداف خود و سازمان کنید. این امکان را در اختیار افرادتان قرار دهید تا از اشتباهاتشان درس بگیرند و در قبال استفاده از روشهای جدید آنها را مورد تقدیر قرار دهید.
۹- رهنمونهای حرفهای در اختیار اعضای تیمتان قرار دهید: یک مدیر و رهبر کارآمد باید یک مشاور و معلم تمام عیار نیز باشد؛ کسی که اعضای تیمش بتوانند به او تکیه کنند و از او بیاموزند. پس شما بهعنوان یک رهبر حتما باید خود را نسبت به مسائل و چالشهای افرادتان مسوول و علاقهمند نشان دهید و در صورت نیاز تعلیمات لازم را در اختیار زیردستانتان قرار دهید و بدانید که این کار احترام و شیفتگی اعضای تیمتان نسبت به شما را در پی خواهد داشت.
۱۰- صبور و شکیبا باشید: تبدیل شدن به یک مدیر کارآمد و لایق فرآیندی زمانبر و در اغلب موارد طولانی است که در وهله نخست صبر و شکیبایی شما را میطلبد سپس حوصله اعضای تیمتان را. پس برای موفقیت کامل و به ثمر نشستن زحمات خود باید صبور باشید و گام به گام به سمت تبدیل شدن به مدیری کاربلد و تاثیرگذار حرکت کنید.
منبع: Manager asked
بازنشراز: گروه مدیران منابع انسانی
۸-محیطی سرشار از یادگیری و پیشرفت مداوم که خودتان هم در آن دخیل هستید ایجاد کنید: همیشه اعضای تیمتان را تشویق به جستوجو و کنکاش برای یافتن روشها و تکنیکهای جدیدتر برای دستیابی به اهداف خود و سازمان کنید. این امکان را در اختیار افرادتان قرار دهید تا از اشتباهاتشان درس بگیرند و در قبال استفاده از روشهای جدید آنها را مورد تقدیر قرار دهید.
۹- رهنمونهای حرفهای در اختیار اعضای تیمتان قرار دهید: یک مدیر و رهبر کارآمد باید یک مشاور و معلم تمام عیار نیز باشد؛ کسی که اعضای تیمش بتوانند به او تکیه کنند و از او بیاموزند. پس شما بهعنوان یک رهبر حتما باید خود را نسبت به مسائل و چالشهای افرادتان مسوول و علاقهمند نشان دهید و در صورت نیاز تعلیمات لازم را در اختیار زیردستانتان قرار دهید و بدانید که این کار احترام و شیفتگی اعضای تیمتان نسبت به شما را در پی خواهد داشت.
۱۰- صبور و شکیبا باشید: تبدیل شدن به یک مدیر کارآمد و لایق فرآیندی زمانبر و در اغلب موارد طولانی است که در وهله نخست صبر و شکیبایی شما را میطلبد سپس حوصله اعضای تیمتان را. پس برای موفقیت کامل و به ثمر نشستن زحمات خود باید صبور باشید و گام به گام به سمت تبدیل شدن به مدیری کاربلد و تاثیرگذار حرکت کنید.
منبع: Manager asked
بازنشراز: گروه مدیران منابع انسانی
زمان_هایی_که_قطعیت_وجودندارد_مقالهHBR.pdf
420.1 KB
✳️ مقالهای از:
مجله کسبوکار هاروارد
✅ "زمانهایی که قطعیت وجود ندارد"
"پیش از تصمیمگیری این سئوالها را بپرسید"
مجله کسبوکار هاروارد
✅ "زمانهایی که قطعیت وجود ندارد"
"پیش از تصمیمگیری این سئوالها را بپرسید"
✳️ موانع و چالشهای سرمایهگذاری و تولید
✅ تولید و سرمایهگذاری مولد در سال اخیر، بهصورت خاص مورد توجه سیاستگذاران کشور قرار گرفته است. از طرفی اقتصاد ایران، صرفنظر از ناترازی انرژی، مدتها است با چالشهای فراوانی به شرح زیر مواجه است که عمدتاً ریشه در عوامل ساختاری و سیاستی داخلی و فشارهای خارجی داشته و مانع رشد پایدار و جذب سرمایهگذاری میشوند.
۱- تحریمهای بینالمللی: یکی از بزرگترین موانع هستند که دسترسی ایران را به بازارهای مالی جهانی، منابع ارزی، فناوریهای روز و شبکههای تجاری بینالمللی را بهشدت محدود کرده و ریسک سرمایهگذاری را بهویژه برای سرمایهگذاران خارجی افزایش دادهاند. علاوه بر این، حتی سرمایهگذاران داخلی نیز به دلیل محدودیتهای ناشی از تحریمها، مثل دشواری انتقال پول و نوسانات ارزی، با تردید و احتیاط عمل میکنند.
🔺برای رفع این مانع، تنشزدایی از روابط خارجی و بازگرداندن اعتماد سیاسی به تعاملات بینالمللی کلید کاهش فشار تحریمهاست. مهمترین گام در این مسیر، بازگشت به مسیر دیپلماسی فعال و تقویت تعامل سازنده با جامعه جهانی است. پذیرش و اجرای تعهدات بینالمللی همچونFATF، CFT و کنوانسیون پالرمو به بهبود رتبه اعتباری کشور و کاهش ریسک همکاری مالی کمک میکند. این اقدامات نهتنها میتوانند بخشی از تحریمها را خنثی کنند، بلکه پیام مثبتی به بازارهای بینالمللی میفرستند و زمینه جذب سرمایهگذاری خارجی را فراهم میسازند.
۲-تورم مزمن ناشی از کسری بودجه دولت: یکی دیگر از موانع جدی رشد اقتصادی در ایران، تورم مزمن و بیثباتی اقتصاد کلان است. تورم بالا و پایدار یکی از مخربترین عوامل علیه سرمایهگذاری و رشد اقتصادی به شمار میآید، زیرا باعث کاهش قدرت خرید مردم، کاهش ارزش پول ملی، فرار سرمایه و بیثباتی برنامهریزی اقتصادی میشود.
در ایران، تورم ریشه در کسری مزمن بودجه دولت، سلطه مالی دولت بر بانک مرکزی، خلق پول بیپشتوانه و ضعف در سلامت نظام بانکی دارد. علاوه بر این، نرخ بالای نقدینگی بدون هدایت درست، عملا به تورم دامن میزند.
🔺برای مقابله با این وضعیت، رفع سلطه مالی دولت بر نظام بانکی و ایجاد استقلال واقعی بانک مرکزی برای کنترل پایه پولی، یکی از کلیدیترین اصلاحات مورد نیاز است. دولت باید از تامین مالی کسری بودجه از طریق استقراض از بانک مرکزی دست بردارد و مسیرهای پایدار و غیرتورمی برای تامین مالی بیابد.
همچنین اعمال استانداردهای سلامت بانکی، بهویژه در حوزه کفایت سرمایه و مدیریت ریسک، به تقویت اعتماد عمومی به نظام بانکی و کاهش فرار سرمایه کمک میکند.
۳- مشکلات تامین مالی تولید: بخش تولید در ایران بهشدت از کمبود منابع مالی رنج میبرد. سهم بالای تسهیلات بانکی به بخشهای غیرمولد، نرخ بهره بالا و محدودیت دسترسی به منابع ارزی باعث شده واحدهای تولیدی نتوانند طرحهای توسعهای خود را اجرا کنند. از سوی دیگر، مالیاتگذاری سنگین بر بخش مولد، بهویژه در شرایط رکود، انگیزه سرمایهگذاری را کاهش میدهد.
🔺طراحی ابزارهای مالی جدید مثل بازار بدهی شرکتی، صندوقهای سرمایهگذاری جسورانه و تامین مالی زنجیرهای میتواند منابع مالی غیرتورمی جدیدی در اختیار تولیدکنندگان قرار دهد. باید توجه داشت که این اقدامات تنها زمانی موفق میشوند که با اصلاح سیاستهای پولی و بانکی و کاهش نرخ بهره واقعی همراه شوند.
از سوی دیگر، بازنگری در نظام مالیاتی و کاهش نرخ مالیات برای بخشهای مولد و تولیدی، بهویژه بنگاههای کوچک و متوسط، یک اقدام ضروری است.
۴-سیاستگذاری مالیاتی غیرمنعطف: نظام مالیاتی فعلی کشور نسبت به شرایط اقتصادی انعطافپذیری ندارد و در دورههای رکود همانند دورههای رونق، همان فشار مالیاتی را بر فعالان اقتصادی اعمال میکند. این وضعیت بهویژه برای بنگاههای کوچک و متوسط و کارآفرینان مضر است و مانع از رشد سرمایهگذاریهای جدید میشود.علاوه بر این، فرار مالیاتی گسترده باعث شده بار مالیاتی بهطور غیرعادلانه بر دوش فعالان شفاف اقتصادی بیفتد.
🔺بازطراحی نظام مالیاتی کشور باید بهگونهای که مالیاتستانی مبتنی بر چرخههای اقتصادی (رکود و رونق) باشد، میتواند به پایداری اقتصادی و کاهش فشار بر بخش مولد کمک کند. بهعنوان مثال، اعمال معافیتها و تخفیفهای مالیاتی در دورههای رکود و تشویق به سرمایهگذاری، ضمن حفظ درآمدهای مالیاتی در بلندمدت، به حفظ اشتغال و تقویت تولید کمک میکند.
همچنین، تقویت سیستمهای نظارت الکترونیک و کاهش فرار مالیاتی، عدالت مالیاتی را افزایش داده و منابع بیشتری برای توسعه اقتصادی آزاد میکند.
ادامه مطلب:
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4178772
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ تولید و سرمایهگذاری مولد در سال اخیر، بهصورت خاص مورد توجه سیاستگذاران کشور قرار گرفته است. از طرفی اقتصاد ایران، صرفنظر از ناترازی انرژی، مدتها است با چالشهای فراوانی به شرح زیر مواجه است که عمدتاً ریشه در عوامل ساختاری و سیاستی داخلی و فشارهای خارجی داشته و مانع رشد پایدار و جذب سرمایهگذاری میشوند.
۱- تحریمهای بینالمللی: یکی از بزرگترین موانع هستند که دسترسی ایران را به بازارهای مالی جهانی، منابع ارزی، فناوریهای روز و شبکههای تجاری بینالمللی را بهشدت محدود کرده و ریسک سرمایهگذاری را بهویژه برای سرمایهگذاران خارجی افزایش دادهاند. علاوه بر این، حتی سرمایهگذاران داخلی نیز به دلیل محدودیتهای ناشی از تحریمها، مثل دشواری انتقال پول و نوسانات ارزی، با تردید و احتیاط عمل میکنند.
🔺برای رفع این مانع، تنشزدایی از روابط خارجی و بازگرداندن اعتماد سیاسی به تعاملات بینالمللی کلید کاهش فشار تحریمهاست. مهمترین گام در این مسیر، بازگشت به مسیر دیپلماسی فعال و تقویت تعامل سازنده با جامعه جهانی است. پذیرش و اجرای تعهدات بینالمللی همچونFATF، CFT و کنوانسیون پالرمو به بهبود رتبه اعتباری کشور و کاهش ریسک همکاری مالی کمک میکند. این اقدامات نهتنها میتوانند بخشی از تحریمها را خنثی کنند، بلکه پیام مثبتی به بازارهای بینالمللی میفرستند و زمینه جذب سرمایهگذاری خارجی را فراهم میسازند.
۲-تورم مزمن ناشی از کسری بودجه دولت: یکی دیگر از موانع جدی رشد اقتصادی در ایران، تورم مزمن و بیثباتی اقتصاد کلان است. تورم بالا و پایدار یکی از مخربترین عوامل علیه سرمایهگذاری و رشد اقتصادی به شمار میآید، زیرا باعث کاهش قدرت خرید مردم، کاهش ارزش پول ملی، فرار سرمایه و بیثباتی برنامهریزی اقتصادی میشود.
در ایران، تورم ریشه در کسری مزمن بودجه دولت، سلطه مالی دولت بر بانک مرکزی، خلق پول بیپشتوانه و ضعف در سلامت نظام بانکی دارد. علاوه بر این، نرخ بالای نقدینگی بدون هدایت درست، عملا به تورم دامن میزند.
🔺برای مقابله با این وضعیت، رفع سلطه مالی دولت بر نظام بانکی و ایجاد استقلال واقعی بانک مرکزی برای کنترل پایه پولی، یکی از کلیدیترین اصلاحات مورد نیاز است. دولت باید از تامین مالی کسری بودجه از طریق استقراض از بانک مرکزی دست بردارد و مسیرهای پایدار و غیرتورمی برای تامین مالی بیابد.
همچنین اعمال استانداردهای سلامت بانکی، بهویژه در حوزه کفایت سرمایه و مدیریت ریسک، به تقویت اعتماد عمومی به نظام بانکی و کاهش فرار سرمایه کمک میکند.
۳- مشکلات تامین مالی تولید: بخش تولید در ایران بهشدت از کمبود منابع مالی رنج میبرد. سهم بالای تسهیلات بانکی به بخشهای غیرمولد، نرخ بهره بالا و محدودیت دسترسی به منابع ارزی باعث شده واحدهای تولیدی نتوانند طرحهای توسعهای خود را اجرا کنند. از سوی دیگر، مالیاتگذاری سنگین بر بخش مولد، بهویژه در شرایط رکود، انگیزه سرمایهگذاری را کاهش میدهد.
🔺طراحی ابزارهای مالی جدید مثل بازار بدهی شرکتی، صندوقهای سرمایهگذاری جسورانه و تامین مالی زنجیرهای میتواند منابع مالی غیرتورمی جدیدی در اختیار تولیدکنندگان قرار دهد. باید توجه داشت که این اقدامات تنها زمانی موفق میشوند که با اصلاح سیاستهای پولی و بانکی و کاهش نرخ بهره واقعی همراه شوند.
از سوی دیگر، بازنگری در نظام مالیاتی و کاهش نرخ مالیات برای بخشهای مولد و تولیدی، بهویژه بنگاههای کوچک و متوسط، یک اقدام ضروری است.
۴-سیاستگذاری مالیاتی غیرمنعطف: نظام مالیاتی فعلی کشور نسبت به شرایط اقتصادی انعطافپذیری ندارد و در دورههای رکود همانند دورههای رونق، همان فشار مالیاتی را بر فعالان اقتصادی اعمال میکند. این وضعیت بهویژه برای بنگاههای کوچک و متوسط و کارآفرینان مضر است و مانع از رشد سرمایهگذاریهای جدید میشود.علاوه بر این، فرار مالیاتی گسترده باعث شده بار مالیاتی بهطور غیرعادلانه بر دوش فعالان شفاف اقتصادی بیفتد.
🔺بازطراحی نظام مالیاتی کشور باید بهگونهای که مالیاتستانی مبتنی بر چرخههای اقتصادی (رکود و رونق) باشد، میتواند به پایداری اقتصادی و کاهش فشار بر بخش مولد کمک کند. بهعنوان مثال، اعمال معافیتها و تخفیفهای مالیاتی در دورههای رکود و تشویق به سرمایهگذاری، ضمن حفظ درآمدهای مالیاتی در بلندمدت، به حفظ اشتغال و تقویت تولید کمک میکند.
همچنین، تقویت سیستمهای نظارت الکترونیک و کاهش فرار مالیاتی، عدالت مالیاتی را افزایش داده و منابع بیشتری برای توسعه اقتصادی آزاد میکند.
ادامه مطلب:
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4178772
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه دنیای اقتصاد
مزاحمان اوجگیری «رشد»
تولید و سرمایهگذاری مولد در سال اخیر، بهصورت خاص مورد توجه سیاستگذاران کشور قرار گرفته است. در این میان مهمترین مانع خارجی در رابطه با این دو حوزه، تحریمهاست که دسترسی به بازارهای مالی و فناوری را محدود کرده است. کارشناسان معتقدند رفع این موانع در گرو…
20714.pdf
7.6 MB
پایش ابعادفقر ،مرکزپژوهش های مجلس،اردیبهشت۰۴
👆 ✳️ پایش ابعاد فقر سال ۱۴۰۲:
✅ فقر آموزش،مرکز پژوهشهای مجلس اردیبهشت ۱۴۰۴
▪︎این گزارش به بررسی وضعیت فقر آموزشی و ارتباط آن با فقر درآمدی خانوارها می پردازد. آموزش به عنوان یکی از عوامل کلیدی رشد اقتصادی، اجتماعی و فردی، نقش مهمی در ارتقای سرمایه انسانی و شکستن چرخه فقر دارد. با وجود پیشرفت در دسترسی به آموزش، کیفیت آن در سال های اخیر به دلیل مشکلات اقتصادی، تحریم ها و همه گیری کرونا به ویژه در مناطق محروم و بین خانوارهای کم درآمد کاهش یافته است.
عوامل اقتصادی- اجتماعی خانواده همچون سطح سواد والدین و وضعیت اقتصادی خانواده به طور قابل توجهی بر یادگیری و حضور دانش آموزان در مدرسه تأثیر می گذارد.
کودکان با والدین کم سواد و از دهک های پایین درآمدی، احتمال کمتری دارد تحصیلات خود را به پایان برسانند.
ازجمله عوامل مدرسه ای مؤثر بر فقر آموزشی می توان به تراکم بالای کلاس ها، کمبود معلمان باکیفیت و کاهش بودجه های آموزشی اشاره کرد.
در سال های اخیر، سرانه دانش آموزی به دلیل کاهش بودجه و افزایش جمعیت دانش آموزی افت داشته و خانوارها نیز برای آموزش کمتر هزینه می کنند.
به طورکلی یافته ها نشان می دهد که بین فقر آموزشی و فقر درآمدی خانوار رابطه وجود دارد و آموزش و پرورش نیز به تنهایی قادر به حل مشکلات آموزشی نیست و همکاری نظام های حمایتی و آموزشی ضروری است.
به همین منظور برای افزایش آموزش مطلوب برای سه دهک پایین درآمدی که در معرض آموزش نامطلوب هستند، طرح «تبدیل مدارس با تمرکز فقر بالا به مدارس با عملکرد بالا»، با هدف ارتقای کیفیت آموزشی مدارس با تمرکز فقر بالا پیشنهاد می شود تا با مشارکت وزارت آموزش و پرورش و نهادهای حمایتی، کیفیت آموزش بهبود یابد، شکاف آموزشی و طبقاتی کاهش یافته و چرخه فقر شکسته شود.
✅ فقر آموزش،مرکز پژوهشهای مجلس اردیبهشت ۱۴۰۴
▪︎این گزارش به بررسی وضعیت فقر آموزشی و ارتباط آن با فقر درآمدی خانوارها می پردازد. آموزش به عنوان یکی از عوامل کلیدی رشد اقتصادی، اجتماعی و فردی، نقش مهمی در ارتقای سرمایه انسانی و شکستن چرخه فقر دارد. با وجود پیشرفت در دسترسی به آموزش، کیفیت آن در سال های اخیر به دلیل مشکلات اقتصادی، تحریم ها و همه گیری کرونا به ویژه در مناطق محروم و بین خانوارهای کم درآمد کاهش یافته است.
عوامل اقتصادی- اجتماعی خانواده همچون سطح سواد والدین و وضعیت اقتصادی خانواده به طور قابل توجهی بر یادگیری و حضور دانش آموزان در مدرسه تأثیر می گذارد.
کودکان با والدین کم سواد و از دهک های پایین درآمدی، احتمال کمتری دارد تحصیلات خود را به پایان برسانند.
ازجمله عوامل مدرسه ای مؤثر بر فقر آموزشی می توان به تراکم بالای کلاس ها، کمبود معلمان باکیفیت و کاهش بودجه های آموزشی اشاره کرد.
در سال های اخیر، سرانه دانش آموزی به دلیل کاهش بودجه و افزایش جمعیت دانش آموزی افت داشته و خانوارها نیز برای آموزش کمتر هزینه می کنند.
به طورکلی یافته ها نشان می دهد که بین فقر آموزشی و فقر درآمدی خانوار رابطه وجود دارد و آموزش و پرورش نیز به تنهایی قادر به حل مشکلات آموزشی نیست و همکاری نظام های حمایتی و آموزشی ضروری است.
به همین منظور برای افزایش آموزش مطلوب برای سه دهک پایین درآمدی که در معرض آموزش نامطلوب هستند، طرح «تبدیل مدارس با تمرکز فقر بالا به مدارس با عملکرد بالا»، با هدف ارتقای کیفیت آموزشی مدارس با تمرکز فقر بالا پیشنهاد می شود تا با مشارکت وزارت آموزش و پرورش و نهادهای حمایتی، کیفیت آموزش بهبود یابد، شکاف آموزشی و طبقاتی کاهش یافته و چرخه فقر شکسته شود.
Forwarded from ModiRadio l کانال سعيد شهبازمرادي(PhD) (shahbazmoradi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قدرت ابزارهای #نگهداشت #سرمایه_انسانی سازمان، بیشتر از آنکه به حفظ آنها در سازمان بستگی داشته باشد؛ به اینست که آنها چقدر از سازمان مراقبت و صیانت میکنند
👍1
Forwarded from ModiRadio l کانال سعيد شهبازمرادي(PhD) (shahbazmoradi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حقیقت آینده این نیست که ماشینها جایگزین انسان شوند، بلکه ماشینهایی است که معنای انسان بودن را به چالش میکشند.
Forwarded from آموزه های سازمانی
ارتباط شغل و میزان خودکشی
🔸پژوهشها نشان میدهند نوع شغل انسان تأثیری مستقیم بر سلامت روان او دارد. برخی مشاغل نهتنها خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی دارند، بلکه با احتمال بالاتری از خودکُشی نیز همراهاند. اما همهی داستان این نیست. جالبتر آن است که برخی حرفهها به صورت قابل توجهی، با نرخ پایین خودکشی همراهاند. یکی از این حرفهها، آموزش است؛ یعنی معلمی، کتابداری، استادی دانشگاه و مشاغل مشابه.
🔸اطلاعات دقیق از سامانههای ثبت مرگهای خشونتآمیز در آمریکا نشان میدهند که نرخ خودکشی در مشاغل آموزشی، پایینتر از همهجاست. این یافته، برخلاف بسیاری از انتظارات رایج است؛ چراکه معلمی شغلی پرتنش، کمدستمزد و فرسایشی محسوب میشود. پس چه رازی در آن نهفته است؟
◀️ چرا برخی مشاغل بیشترین نرخ خودکشی را دارند؟
🔸اما توزیع آمار خودکشی در بین مشاغل مختلف در آمریکا، بسیار نابرابر است.
کارگران صنایع ساختمانی، نیروهای امداد، هنرمندان و کارکنان صنایع استخراج، جزو بالاترین نرخهای خودکشی هستند. در مقابل، معلمان و کتابداران در پایینترین جای جدول قرار دارند. چرا؟
🔸در واقع، ترکیبی از عوامل درونی و بیرونی نقش دارند: فشار روانی، آسیبهای شغلی، فقدان امنیت کاری، و البته دسترسی به ابزارهای مرگبار. شغلهایی که امکان دسترسی مستقیم به اسلحه یا داروهای خطرناک را فراهم میکنند، بهطور طبیعی نرخ بالاتری از خودکشی دارند.
دلایل نرخ پایین خودکشی در معلمان متنوعاند:
▪️ترکیب جمعیتی معلمان: اغلب زن، متأهل، و دارای تحصیلات عالی هستند. این عوامل بهطور آماری با کاهش خودکشی مرتبطاند.
▪️سبک زندگی کمخطر: مصرف کمتر الکل و مواد مخدر، رژیم سالمتر و درگیری کمتر با آسیبهای شغلی.
▪️ارتباط انسانی قوی: رابطهی مستمر با دانشآموزان، همکاران و مدیران حس هدف، تعلق و ارزشمندی میآفریند.
▪️نبود دسترسی آسان به ابزار مرگبار: مدرسهها برخلاف مراکز پلیس یا بیمارستانها، محیطهایی امنتر و دور از وسایل خطرناک هستند.
◀️ چه درسهایی میتوان از مشاغل با نرخ خودکشی پایین آموخت؟
🔸مهمترین آموزه، یافتن معنا در کار و ایجاد پیوندهای انسانی است. ایجاد محیط کاری مثبت، حمایت روانی، شناسایی نقاط قوت کارمندان، و ترویج تعادل کار و زندگی، عواملی کلیدی در کاهش فرسایش روانیاند. کارفرمایان باید فضای سالم، محترمانه و معناداری بسازند که کارمندان در آن حس تعلق داشته باشند. در کنار آن، آموزش مهارتهای مقابله با استرس و ترویج سلامت روان، باید بخشی از فرهنگ سازمانی شود.
منبع: conversation
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
🔸پژوهشها نشان میدهند نوع شغل انسان تأثیری مستقیم بر سلامت روان او دارد. برخی مشاغل نهتنها خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی دارند، بلکه با احتمال بالاتری از خودکُشی نیز همراهاند. اما همهی داستان این نیست. جالبتر آن است که برخی حرفهها به صورت قابل توجهی، با نرخ پایین خودکشی همراهاند. یکی از این حرفهها، آموزش است؛ یعنی معلمی، کتابداری، استادی دانشگاه و مشاغل مشابه.
🔸اطلاعات دقیق از سامانههای ثبت مرگهای خشونتآمیز در آمریکا نشان میدهند که نرخ خودکشی در مشاغل آموزشی، پایینتر از همهجاست. این یافته، برخلاف بسیاری از انتظارات رایج است؛ چراکه معلمی شغلی پرتنش، کمدستمزد و فرسایشی محسوب میشود. پس چه رازی در آن نهفته است؟
◀️ چرا برخی مشاغل بیشترین نرخ خودکشی را دارند؟
🔸اما توزیع آمار خودکشی در بین مشاغل مختلف در آمریکا، بسیار نابرابر است.
کارگران صنایع ساختمانی، نیروهای امداد، هنرمندان و کارکنان صنایع استخراج، جزو بالاترین نرخهای خودکشی هستند. در مقابل، معلمان و کتابداران در پایینترین جای جدول قرار دارند. چرا؟
🔸در واقع، ترکیبی از عوامل درونی و بیرونی نقش دارند: فشار روانی، آسیبهای شغلی، فقدان امنیت کاری، و البته دسترسی به ابزارهای مرگبار. شغلهایی که امکان دسترسی مستقیم به اسلحه یا داروهای خطرناک را فراهم میکنند، بهطور طبیعی نرخ بالاتری از خودکشی دارند.
دلایل نرخ پایین خودکشی در معلمان متنوعاند:
▪️ترکیب جمعیتی معلمان: اغلب زن، متأهل، و دارای تحصیلات عالی هستند. این عوامل بهطور آماری با کاهش خودکشی مرتبطاند.
▪️سبک زندگی کمخطر: مصرف کمتر الکل و مواد مخدر، رژیم سالمتر و درگیری کمتر با آسیبهای شغلی.
▪️ارتباط انسانی قوی: رابطهی مستمر با دانشآموزان، همکاران و مدیران حس هدف، تعلق و ارزشمندی میآفریند.
▪️نبود دسترسی آسان به ابزار مرگبار: مدرسهها برخلاف مراکز پلیس یا بیمارستانها، محیطهایی امنتر و دور از وسایل خطرناک هستند.
◀️ چه درسهایی میتوان از مشاغل با نرخ خودکشی پایین آموخت؟
🔸مهمترین آموزه، یافتن معنا در کار و ایجاد پیوندهای انسانی است. ایجاد محیط کاری مثبت، حمایت روانی، شناسایی نقاط قوت کارمندان، و ترویج تعادل کار و زندگی، عواملی کلیدی در کاهش فرسایش روانیاند. کارفرمایان باید فضای سالم، محترمانه و معناداری بسازند که کارمندان در آن حس تعلق داشته باشند. در کنار آن، آموزش مهارتهای مقابله با استرس و ترویج سلامت روان، باید بخشی از فرهنگ سازمانی شود.
منبع: conversation
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
Forwarded from آموزه های سازمانی
قانون ۲۰/۳۰/۵۰ برای مدیریت درآمد
🔺این قانون که اولین بار توسط فردی به اسم الیزابت وارن بیان شد، کمک میکند که بتوانیم بودجه و درآمد خودمان را با توجه به سه دستهبندی نیازها، خواستهها و پسانداز تقسیم و مدیریت کنیم.
🔺البته این درصدها ممکن است با توجه به شرایط هر فرد تغییر کنند. اما وقتی نمیدانیم چطور شروع کنیم، این دستهبندیها و درصدها میتوانند راهنمای خوبی برای شروع باشند.
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
🔺این قانون که اولین بار توسط فردی به اسم الیزابت وارن بیان شد، کمک میکند که بتوانیم بودجه و درآمد خودمان را با توجه به سه دستهبندی نیازها، خواستهها و پسانداز تقسیم و مدیریت کنیم.
🔺البته این درصدها ممکن است با توجه به شرایط هر فرد تغییر کنند. اما وقتی نمیدانیم چطور شروع کنیم، این دستهبندیها و درصدها میتوانند راهنمای خوبی برای شروع باشند.
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings