مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ از بین رفتن قبح تعطیلی

✍ محسن جلال پور

✅ فشار دادن دکمه تعطیلی، تنها کاری است که تصمیم‌گیران کشور در آن تبحر پیدا کرده‌اند و برای انجام آن درنگ نمی‌کنند. انگار میان همه راه‌حل‌های کوچک‌ و بزرگی که در جعبه ابزارشان وجود دارد، تعطیل کردن از همه دم دست‌تر است.
تعطیلی نه مشکل سیاسی دارد، نه ایراد شرعی بر آن می‌‌گیرند، نه مردم را تحریک می‌کند و نه رسانه به آن حساسیت دارد. به همین دلیل است که دست و دل سیاستمدارانی که برای اصلاح و ساختن و رونق دادن می‌لرزد، برای توقیف و تعطیل کردن و برچیدن، ثانیه‌ای تردید نمی‌کند. انگار قبح تعطیل کردن و تعطیل شدن از بین رفته و این خیلی برای آینده کشور نگران‌کننده است.

🔹اما چرا تنها واکنش تصمیم‌گیران در برابر مشکلات کوچک و بزرگ، تعطیل کردن کشور است؟ این پرسش، ریشه در الگویی غلط دارد که در سال‌های اخیر به انتخاب اصلی همه دولت‌ها تبدیل شده است.
ساختاری که دوست ندارد هزینه اصلاحات اقتصادی را بپردازد، دنبال راه‌حل‌های کم‌ هزینه است و چه راه‌حلی از این ارزان‌تر که در برابر هر مشکلی، تصمیم به تعطیلی بگیرد. با کمبود گاز، صنایع را تعطیل کند، با آلودگی هوا، آموزش را به محاق ببرد، با کمبود برق، خوزستان را خاموش کند و ...
بدون شک ریشه این عادت به ضعف‌های نظام حکمرانی باز می‌گردد که وقوع بحران‌ها را به تعویق می‌اندازد و به جای پیش‌بینی و پیشگیری، اغلب منتظر وقوع بحران می‌ماند و سپس با ساده‌ترین ابزارها مثل تعطیل کردن کارخانه‌ها و مدرسه‌ها، به آن واکنش نشان می‌دهد.

این رویکرد نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه به فهرست نا‌اطمنانی‌ها، نااطمینانی تعطیلی‌ها را هم اضافه می‌کند و به این ترتیب، قباحت تعطیل کردن را به‌تدریج از بین برده و آن را برای نسل‌های آینده‌ساز به امری عادی تبدیل کرده است. عادی‌سازی تعطیلی، نشانه‌ای از ضعف در حکمرانی است؛ جایی که به جای حل مسئله، صورت‌مسئله پاک می‌شود.

🔹دولت‌ها برای تعطیل کردن و برچیدن نمی‌آیند؛ می‌آیند که نگذارند کار به تعطیل کردن برسد، می‌‌آیند که امنیت را تأمین کنند، می‌آیند که زیرساخت‌ها تأمین شود، می‌آیند که نهاد بسازند و قاعده بازی تعریف کنند، اما در سال‌های گذشته جایگاه نهاد دولت در نظام حکمرانی ما به قدری تنزل یافته که باید درباره خاموشی و تعطیلی جلسه بگذارد و نه برای رشد و توسعه.

🔹این نهاد کم اثر اما متوجه نیست که تعطیلی‌ها چگونه به اقتصاد کشور ضربه می‌زند. که توقف فعالیت‌های تولیدی، خدماتی و تجاری، حتی برای نصف روز، چگونه زنجیره تأمین را مختل کرده و هزینه‌های سنگینی به کسب‌وکارها تحمیل می‌کند. متوجه نیست که کارگران روزمزد و مشاغل کوچک که توان تحمل این توقف‌ها را ندارند، چگونه آسیب می‌بینند. حتی برای تعطیل کردن هم حاضر به پذیرفتن بخشی از هزینه‌های تحمیل شده نیست. نه معادل تعطیلی‌ها مالیات را کم می‌کند و نه از فشار تأمین اجتماعی می‌کاهد.

🔹 برای گذار از این شرایط چه باید کرد؟
برای برون‌رفت از این چرخه، نیاز به تغییر انگاره‌ها در مدیریت کشور است. سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های مقاوم، تقویت نظام آموزشی برای انطباق با شرایط بحرانی و توسعه برنامه‌های پیشگیرانه برای مدیریت منابع و اقلیم، تنها بخشی از راهکارهای ممکن هستند. تصمیم‌گیران باید بپذیرند که تعطیلی، راه‌حل نیست، بلکه نشانه‌ای از ناتوانی در مواجهه با چالش‌هاست. جامعه‌ای که به تعطیلی عادت کند، از پویایی و پیشرفت بازمی‌ماند.
زمان آن رسیده که به جای فشار دادن دکمه تعطیلی، دکمه تدبیر و برنامه‌ریزی را فعال کنیم.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ رهبری درسازمان و دیگرهیچ؟!

✅ ما نمی توانیم کسی را تغییر بدهیم
اما باید محیط و شرایطی را فراهم آوریم که افراد به غیر از انتخاب های مثبت راه دیگری نداشته باشند.

👈 این یعنی باید محیطی مثبت، پرانگیزه و رشد دهنده ای را ایجاد کنیم.

✍رهبری از منظر ویلیام گلسر
👍1
✳️ ۱۰ راه برای تبدیل شدن به یک رهبر سازمانی کارآمد
✅ رهبری یکی از ضروری‌ترین وظایف و کارکردهای یک مدیر به‌شمار می‌آید که متاسفانه بسیاری از مدیران از عملکرد بی‌نقصی در این زمینه برخوردار نیستند؛ چراکه اغلب مدیران که پیش از این جزو استعداد‌ها و نیروهای موثر و موفق شرکت‌های متبوع خود بودند و سپس به مقام مدیریت شرکت ارتقا یافته‌اند، از بسیاری از مسائل و ریزه کاری‌های مدیریت و رهبری بی خبرند و در عمل، مدیرانی نالایق و نا موفق از آب درمی‌آیند. به عبارت بهتر، یک کارمند موفق بودن تضمین کننده موفقیت حتمی در نقش مدیریتی نیست؛ به‌ویژه زمانی که قرار باشد کارمند سابق و مدیر کنونی مسوولیت مدیریت و رهبری کسانی را برعهده بگیرد که تا پیش از این، همکاران و دوستانش بوده‌اند. در اینجا ۱۰ توصیه ناب مدیریتی آمده است که با به‌کار بستن آنها امکان تبدیل شدن افراد به مدیرانی موفق و کارآمد تا حد بسیار زیادی فراهم می‌آید.
۱- بپذیرید که هنوز چیزهای بسیار زیادی باقی مانده است که باید بیاموزید: یک مدیر همیشه باید به یاد داشته باشد که اگرچه موفقیت‌های بسیاری را کسب کرده و برای ارتقای شغلی‌اش زحمت‌های بسیاری کشیده، اما هنوز چیزهای بسیار زیادی باقی‌مانده که باید بیاموزد آن هم از هر کسی در اطرافش ازجمله همکاران سابق و زیردستان امروز.
۲- به‌صورت شفاف و روشن با دیگران ارتباط برقرار کنید: یک مدیر کارآمد مدیری است که ضمن اجتناب از پنهان کاری، اهداف پروژه، اولویت‌های کاری و ضرب‌الاجل‌های موجود را به شکل شفاف و صریح با اعضای تیمش در میان بگذارد و با همین شفاف‌سازی بتواند هم بر اعتبار خود نزد افراد تیم بیفزاید و هم حمایت همه جانبه تمام اعضای تیمش را پشت خود داشته باشد. برای این کار لازم است که دریافت بازخورد‌ها و نظرات اعضای تیم با آغوش باز به یکی از عادات مدیریتی مدیران و رهبران تبدیل شود.
۳- الگویی عالی برای اعضای تیمتان باشید: یک مدیر هنگامی می‌تواند از اعضای تیمش توقع عملکردی درخشان داشته باشد که خود چنین باشد. به‌عنوان مثال اگر یک مدیر رفتاری دوستانه و محترمانه با تمام اعضای تیمش داشته باشد، می‌تواند همین توقع را از دیگران داشته باشد و آنها را به دوستانه و محترمانه رفتار کردن تشویق کند. پس اگر می‌خواهید گزارش‌هایی که افرادتان برای شما آماده می‌کنند بدون غلط باشد، در وهله اول روی نگارش نامه‌ها و دستورالعمل‌های خودتان تمرکز کنید و آنها را بی نقص و عالی برای افرادتان ارسال کنید.
۴-از افرادتان بخواهید تا نظرات و انتقادات شان را با شما درمیان بگذارند:‌در اغلب موارد کارمندان و اعضای تیم‌های کاری تمایلی برای مطرح ساختن نظرات و عقاید خود نشان نمی‌دهند مگر اینکه چنین چیزی از آنها خواسته شود و این وظیفه مدیر و رهبر گروه است که چنین چیزی را از اعضای تیمش بخواهد و در بلندمدت، اظهار نظر و تبادل آزاد اطلاعات را به بخشی از فرهنگ سازمانی تبدیل کند. سیاست درهای باز و اطمینان پیداکردن اعضای تیم از تمایل جدی مدیریت برای شنیدن نظرات آنها بسیاری از نا ممکن‌ها را امکان‌پذیر می‌سازد.
۵- به اعضای تیم‌تان ثابت کنید که آنها را می‌بینید: دلایل بسیاری وجود دارد که لزوم توجه به اعضای تیم و دیدن عملکرد‌های آنها را به مدیران گوشزد می‌کند. علنی کردن و تشویق عملکرد درخشان افراد نه‌تنها اعتماد به نفس آنها را افزایش می‌دهد، بلکه زمینه بسیار مساعدی برای تکرار و افزایش موفقیت‌های آینده افراد پدید می‌آورد. مدیران موفق و کارآمد کسانی هستند که تشویق و تحسین افرادشان را به بخشی از فعالیت‌های روزمره خود تبدیل کرده‌اند و روحیه دادن به افرادشان را به سیستم رسمی پاداش و تشویق منحصر نمی‌کنند.
۶- مصمم باشید:‌ یک مدیر موفق کسی است که تصمیمات درست اتخاذ می‌کند و به تصمیماتی که اتخاذ کرده، وفادار می‌ماند. اعضای تیم به هیچ عنوان مدیری را که تصمیماتش را به‌طور مداوم عوض می‌کند به‌عنوان مدیری مقتدر و رهبری لایق قبول نمی‌کنند. البته مدیران نباید در پافشاری روی تصمیمات خود راه افراط را در پیش بگیرند؛ چراکه در این حالت ممکن است دچار دیکتاتوری و یکجانبه‌گرایی شوند. مشارکت دادن اعضای تیم در زمان اتخاذ تصمیم و مشورت گرفتن از دیگران هم می‌تواند از اتخاذ تصمیمات نادرستی که بعدها مجبور به تغییر دادن‌شان خواهید شد، جلوگیری کند و هم افرادتان را نسبت به تصمیماتی که اتخاذ شده وفادارتر سازد.
۷-به تیم‌تان کمک کنید تا تصویری بزرگ از آنچه در حال رخ دادن است به دست آورند: یک مدیر کارآمد همیشه اطلاعات کاملی در مورد تاثیرگذاری و نقش اعضای تیمش در برآورده شدن اهداف کلان سازمان یا تیمی که در آن عضویت دارند، ارائه می‌دهد و به این وسیله تصویری بزرگ‌تر از اهداف و کارکرد‌های روزمره آنها در اختیارشان قرار می‌دهد.
👍1
با داشتن چنین تصویر جامعی است که افراد گروه به روشنی درمی‌یابند که هر کاری که انجام می‌دهند چه تاثیر تعیین کننده‌ای در تحقق اهداف کلان سازمان ایفا می‌کند.
۸-محیطی سرشار از یادگیری و پیشرفت مداوم که خودتان هم در آن دخیل هستید ایجاد کنید: همیشه اعضای تیم‌تان را تشویق به جست‌وجو و کنکاش برای یافتن روش‌ها و تکنیک‌های جدیدتر برای دستیابی به اهداف خود و سازمان کنید. این امکان را در اختیار افرادتان قرار دهید تا از اشتباهات‌شان درس بگیرند و در قبال استفاده از روش‌های جدید آنها را مورد تقدیر قرار دهید.
۹- رهنمون‌های حرفه‌ای در اختیار اعضای تیم‌تان قرار دهید: یک مدیر و رهبر کارآمد باید یک مشاور و معلم تمام عیار نیز باشد؛ کسی که اعضای تیمش بتوانند به او تکیه کنند و از او بیاموزند. پس شما به‌عنوان یک رهبر حتما باید خود را نسبت به مسائل و چالش‌های افرادتان مسوول و علاقه‌مند نشان دهید و در صورت نیاز تعلیمات لازم را در اختیار زیردستان‌تان قرار دهید و بدانید که این کار احترام و شیفتگی اعضای تیم‌تان نسبت به شما را در پی خواهد داشت.
۱۰- صبور و شکیبا باشید: تبدیل شدن به یک مدیر کارآمد و لایق فرآیندی زمانبر و در اغلب موارد طولانی است که در وهله نخست صبر و شکیبایی شما را می‌طلبد سپس حوصله اعضای تیم‌تان را. پس برای موفقیت کامل و به ثمر نشستن زحمات خود باید صبور باشید و گام به گام به سمت تبدیل شدن به مدیری کاربلد و تاثیرگذار حرکت کنید.
منبع: Manager asked
بازنشراز: گروه مدیران منابع انسانی
زمان_هایی_که_قطعیت_وجودندارد_مقالهHBR.pdf
420.1 KB
✳️ مقاله‌ای از:
مجله کسب‌وکار هاروارد

✅ "زمان‌هایی که قطعیت وجود ندارد"
"پیش از تصمیم‌گیری این سئوال‌ها را بپرسید"
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارهمزمان!
تمرکزبریک کار؟
👍2❤1
✳️ موانع و چالش‌های سرمایه‌گذاری و تولید

✅ تولید و سرمایه‌گذاری مولد در سال اخیر، به‌صورت خاص مورد توجه سیاستگذاران کشور قرار گرفته است. از طرفی اقتصاد ایران، صرف‌نظر از ناترازی انرژی، مدت‌ها است با چالش‌های فراوانی به شرح زیر مواجه است که عمدتاً ریشه در عوامل ساختاری و سیاستی داخلی و فشارهای خارجی داشته و مانع رشد پایدار و جذب سرمایه‌گذاری می‌شوند.
۱- تحریم‌های بین‌المللی: یکی از بزرگ‌ترین موانع هستند که ‌دسترسی ایران را به بازارهای مالی جهانی، منابع ارزی، فناوری‌های روز و شبکه‌های تجاری بین‌المللی را به‌شدت محدود کرده و ریسک سرمایه‌گذاری را به‌ویژه برای سرمایه‌گذاران خارجی افزایش داده‌اند. علاوه بر این، حتی سرمایه‌گذاران داخلی نیز به دلیل محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها، مثل دشواری انتقال پول و نوسانات ارزی، با تردید و احتیاط عمل می‌کنند.
🔺برای رفع این مانع، تنش‌زدایی از روابط خارجی و بازگرداندن اعتماد سیاسی به تعاملات بین‌المللی کلید کاهش فشار تحریم‌هاست. مهم‌ترین گام در این مسیر، بازگشت به مسیر دیپلماسی فعال و تقویت تعامل سازنده با جامعه جهانی است. پذیرش و اجرای تعهدات بین‌المللی همچونFATF، CFT و کنوانسیون پالرمو به بهبود رتبه اعتباری کشور و کاهش ریسک همکاری مالی کمک می‌کند. این اقدامات نه‌تنها می‌توانند بخشی از تحریم‌ها را خنثی کنند، بلکه پیام مثبتی به بازارهای بین‌المللی می‌فرستند و زمینه جذب سرمایه‌گذاری خارجی را فراهم می‌سازند.
۲-تورم مزمن ناشی از کسری بودجه دولت: یکی دیگر از موانع جدی رشد اقتصادی در ایران، تورم مزمن و بی‌ثباتی اقتصاد کلان است. تورم بالا و پایدار یکی از مخرب‌ترین عوامل علیه سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی به شمار می‌آید، زیرا باعث کاهش قدرت خرید مردم، کاهش ارزش پول ملی، فرار سرمایه و بی‌ثباتی برنامه‌ریزی اقتصادی می‌شود.
در ایران، تورم ریشه در کسری مزمن بودجه دولت، سلطه مالی دولت بر بانک مرکزی، خلق پول بی‌پشتوانه و ضعف در سلامت نظام بانکی دارد. علاوه بر این، نرخ بالای نقدینگی بدون هدایت درست، عملا به تورم دامن می‌زند.
🔺برای مقابله با این وضعیت، رفع سلطه مالی دولت بر نظام بانکی و ایجاد استقلال واقعی بانک مرکزی برای کنترل پایه پولی، یکی از کلیدی‌ترین اصلاحات مورد نیاز است. دولت باید از تامین مالی کسری بودجه از طریق استقراض از بانک مرکزی دست بردارد و مسیرهای پایدار و غیرتورمی برای تامین مالی بیابد.
همچنین اعمال استانداردهای سلامت بانکی، به‌ویژه در حوزه کفایت سرمایه و مدیریت ریسک، به تقویت اعتماد عمومی به نظام بانکی و کاهش فرار سرمایه کمک می‌کند.
۳- مشکلات تامین مالی تولید: بخش تولید در ایران به‌شدت از کمبود منابع مالی رنج می‌برد. سهم بالای تسهیلات بانکی به بخش‌های غیرمولد، نرخ بهره بالا و محدودیت دسترسی به منابع ارزی باعث شده واحدهای تولیدی نتوانند طرح‌های توسعه‌ای خود را اجرا کنند. از سوی دیگر، مالیات‌گذاری سنگین بر بخش مولد، به‌ویژه در شرایط رکود، انگیزه سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد.
🔺طراحی ابزارهای مالی جدید مثل بازار بدهی شرکتی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری جسورانه و تامین مالی زنجیره‌ای می‌تواند منابع مالی غیرتورمی جدیدی در اختیار تولیدکنندگان قرار دهد. باید توجه داشت که این اقدامات تنها زمانی موفق می‌شوند که با اصلاح سیاست‌های پولی و بانکی و کاهش نرخ بهره واقعی همراه شوند.
از سوی دیگر، بازنگری در نظام مالیاتی و کاهش نرخ مالیات برای بخش‌های مولد و تولیدی، به‌ویژه بنگاه‌های کوچک و متوسط، یک اقدام ضروری است.
۴-سیاستگذاری مالیاتی غیرمنعطف: نظام مالیاتی فعلی کشور نسبت به شرایط اقتصادی انعطاف‌پذیری ندارد و در دوره‌های رکود همانند دوره‌های رونق، همان فشار مالیاتی را بر فعالان اقتصادی اعمال می‌کند. این وضعیت به‌ویژه برای بنگاه‌های کوچک و متوسط و کارآفرینان مضر است و مانع از رشد سرمایه‌گذاری‌های جدید می‌شود.علاوه بر این، فرار مالیاتی گسترده باعث شده بار مالیاتی به‌طور غیرعادلانه بر دوش فعالان شفاف اقتصادی بیفتد.
🔺بازطراحی نظام مالیاتی کشور باید به‌گونه‌ای که مالیات‌ستانی مبتنی بر چرخه‌های اقتصادی (رکود و رونق) باشد، می‌تواند به پایداری اقتصادی و کاهش فشار بر بخش مولد کمک کند. به‌عنوان مثال، اعمال معافیت‌ها و تخفیف‌های مالیاتی در دوره‌های رکود و تشویق به سرمایه‌گذاری، ضمن حفظ درآمدهای مالیاتی در بلندمدت، به حفظ اشتغال و تقویت تولید کمک می‌کند.
همچنین، تقویت سیستم‌های نظارت الکترونیک و کاهش فرار مالیاتی، عدالت مالیاتی را افزایش داده و منابع بیشتری برای توسعه اقتصادی آزاد می‌کند.
ادامه مطلب:
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4178772
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
20714.pdf
7.6 MB
پایش ابعادفقر ،مرکزپژوهش های مجلس،اردیبهشت۰۴
👆 ✳️ پایش ابعاد فقر سال ۱۴۰۲:

✅ فقر آموزش،مرکز پژوهش‌های مجلس اردیبهشت ۱۴۰۴

▪︎این گزارش به بررسی وضعیت فقر آموزشی و ارتباط آن با فقر درآمدی خانوارها می پردازد. آموزش به عنوان یکی از عوامل کلیدی رشد اقتصادی، اجتماعی و فردی، نقش مهمی در ارتقای سرمایه انسانی و شکستن چرخه فقر دارد. با وجود پیشرفت در دسترسی به آموزش،  کیفیت آن در سال های اخیر به دلیل مشکلات اقتصادی، تحریم ها و همه گیری کرونا به ویژه در مناطق محروم و بین خانوارهای کم درآمد کاهش یافته است.
عوامل اقتصادی- اجتماعی خانواده همچون سطح سواد والدین و وضعیت اقتصادی خانواده به طور قابل توجهی بر یادگیری و حضور دانش آموزان در مدرسه تأثیر می گذارد.
کودکان با والدین کم سواد و از دهک های پایین درآمدی، احتمال کمتری دارد تحصیلات خود را به پایان برسانند.
ازجمله عوامل مدرسه ای مؤثر بر فقر آموزشی می توان به تراکم بالای کلاس ها، کمبود معلمان باکیفیت و کاهش بودجه های آموزشی اشاره کرد.
در سال های اخیر، سرانه دانش آموزی به دلیل کاهش بودجه و افزایش جمعیت دانش آموزی افت داشته و خانوارها نیز برای آموزش کمتر هزینه می کنند.

به طورکلی یافته ها نشان می دهد که بین فقر آموزشی و فقر درآمدی خانوار رابطه وجود دارد و آموزش و پرورش نیز به تنهایی قادر به حل مشکلات آموزشی نیست و همکاری نظام های حمایتی و آموزشی ضروری است.
به همین منظور برای افزایش آموزش مطلوب برای سه دهک پایین درآمدی که در معرض آموزش نامطلوب هستند، طرح «تبدیل مدارس با تمرکز فقر بالا به مدارس با عملکرد بالا»، با هدف ارتقای کیفیت آموزشی مدارس با تمرکز فقر بالا پیشنهاد می شود تا با مشارکت وزارت آموزش و پرورش و نهادهای حمایتی، کیفیت آموزش بهبود یابد، شکاف آموزشی و طبقاتی کاهش یافته و چرخه فقر شکسته شود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قدرت ابزارهای #نگهداشت #سرمایه_انسانی سازمان، بیشتر از آنکه به حفظ آنها در سازمان بستگی داشته باشد؛ به اینست که آنها چقدر از سازمان مراقبت و‌ صیانت میکنند
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حقیقت آینده این نیست که ماشین‌ها جایگزین انسان شوند، بلکه ماشین‌هایی است که معنای انسان بودن را به چالش می‌کشند.
ارتباط شغل و میزان خودکشی

🔸پژوهش‌ها نشان می‌دهند نوع شغل انسان تأثیری مستقیم بر سلامت روان او دارد. برخی مشاغل نه‌تنها خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی دارند، بلکه با احتمال بالاتری از خودکُشی نیز همراه‌اند. اما همه‌ی داستان این نیست. جالب‌تر آن است که برخی حرفه‌ها به صورت قابل توجهی، با نرخ پایین خودکشی همراه‌اند. یکی از این حرفه‌ها، آموزش است؛ یعنی معلمی، کتابداری، استادی دانشگاه و مشاغل مشابه.

🔸اطلاعات دقیق از سامانه‌های ثبت مرگ‌های خشونت‌آمیز در آمریکا نشان می‌دهند که نرخ خودکشی در مشاغل آموزشی، پایین‌تر از همه‌جاست. این یافته، برخلاف بسیاری از انتظارات رایج است؛ چراکه معلمی شغلی پرتنش، کم‌دستمزد و فرسایشی محسوب می‌شود. پس چه رازی در آن نهفته است؟

◀️ چرا برخی مشاغل بیشترین نرخ خودکشی را دارند؟

🔸اما توزیع آمار خودکشی در بین مشاغل مختلف در آمریکا، بسیار نابرابر است.
کارگران صنایع ساختمانی، نیروهای امداد، هنرمندان و کارکنان صنایع استخراج، جزو بالاترین نرخ‌های خودکشی هستند. در مقابل، معلمان و کتابداران در پایین‌ترین جای جدول قرار دارند. چرا؟

🔸در واقع، ترکیبی از عوامل درونی و بیرونی نقش دارند: فشار روانی، آسیب‌های شغلی، فقدان امنیت کاری، و البته دسترسی به ابزارهای مرگ‌بار. شغل‌هایی که امکان دسترسی مستقیم به اسلحه یا داروهای خطرناک را فراهم می‌کنند، به‌طور طبیعی نرخ بالاتری از خودکشی دارند.

دلایل نرخ پایین خودکشی در معلمان متنوع‌اند:

▪️ترکیب جمعیتی معلمان: اغلب زن، متأهل، و دارای تحصیلات عالی هستند. این عوامل به‌طور آماری با کاهش خودکشی مرتبط‌اند.
▪️سبک زندگی کم‌خطر: مصرف کمتر الکل و مواد مخدر، رژیم سالم‌تر و درگیری کمتر با آسیب‌های شغلی.
▪️ارتباط انسانی قوی: رابطه‌ی مستمر با دانش‌آموزان، همکاران و مدیران حس هدف، تعلق و ارزشمندی می‌آفریند.
▪️نبود دسترسی آسان به ابزار مرگ‌بار: مدرسه‌ها برخلاف مراکز پلیس یا بیمارستان‌ها، محیط‌هایی امن‌تر و دور از وسایل خطرناک هستند.

◀️ چه درس‌هایی می‌توان از مشاغل با نرخ خودکشی پایین آموخت؟

🔸مهم‌ترین آموزه، یافتن معنا در کار و ایجاد پیوندهای انسانی است. ایجاد محیط کاری مثبت، حمایت روانی، شناسایی نقاط قوت کارمندان، و ترویج تعادل کار و زندگی، عواملی کلیدی در کاهش فرسایش روانی‌اند. کارفرمایان باید فضای سالم، محترمانه و معناداری بسازند که کارمندان در آن حس تعلق داشته باشند. در کنار آن، آموزش مهارت‌های مقابله با استرس و ترویج سلامت روان، باید بخشی از فرهنگ سازمانی شود.

منبع: conversation
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
قانون ۲۰/۳۰/۵۰ برای مدیریت درآمد

🔺این قانون که اولین بار توسط فردی به اسم الیزابت وارن بیان شد، کمک می‌کند که بتوانیم بودجه و درآمد خودمان را با توجه به سه دسته‌بندی نیازها، خواسته‌ها و پس‌انداز تقسیم و مدیریت کنیم.

🔺البته این درصدها ممکن است با توجه به شرایط هر فرد تغییر کنند. اما وقتی نمی‌دانیم چطور شروع کنیم، این دسته‌بندی‌ها و درصدها می‌توانند راهنمای خوبی برای شروع باشند.

کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
UAE National Strategy For Artificial Intelligence 2031.pdf
13.4 MB
👆 سند چشم‌انداز امارات متحده عربی در هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۱

🔺امارات متحده عربی می‌خواهد تا سال ۲۰۳۱ به بهترین کشور جهان در هوش مصنوعی تبدیل شود.
National program for Artificial intelligence
حمیدرضاخدمتگذار
✳️ مراقب تعداد هندوانه ها باشید!

✅ مدیر عاملانی که همه گزینه‌های ممکن را پیش روی خود نگاه می‌دارند، معمولاً هیچ‌کدام را اجرا نخواهند کرد. بنگاه‌هایی که همه قسمت‌های بازار را هدف می‌گیرند، معمولا دست‌آخر به هیچ‌کدام دست نمی‌یابند. فروشنده‌ای که همه معامله‌ها را تعقیب می‌کند، در انتها هیچ معامله‌ای را جوش نخواهد داد.

■ ما گرفتار یک اجبار وسواسی برای برداشتن هر تعداد هندوانه ممکن با یک دست هستیم و سوار هیچ کاری نیستیم؛ ولی گزینه‌ها را پیش رویمان باز نگه می داریم. این موضوع به‌ راحتی می‌تواند به‌ قیمت موفقیت‌مان تمام شود. باید یاد بگیریم که درها را ببندیم.

■ یک استراتژی کسب‌و‌کار در درجه اول بیانیه‌ای است برای چیزهایی که نباید مشغول‌شان شویم.
یک استراتژی مشابه برای زندگی‌تان قرار دهید:
چیزهایی را که نباید در زندگی دنبال کنید، روی کاغذ بیاورید. به عبارت دیگر به یک تصمیم حساب‌شده برای آزاد کردن برخی امکانات برسید و هر وقت گزینه‌ای مطرح شد آن را با فهرست آنچه که نباید سراغ‌شان بروید و درگیرشان شوید بسنجید.

این کار نه ‌تنها شما را از به دردسر افتادن حفظ می‌کند، بلکه کلی از زمانتان را برای اندیشیدن آزاد خواهد کرد.
یک بار این فکر سخت را به سرانجام برسانید و بعد به‌ جای آنکه هر بار که دری گشوده‌شد، بنشینید و ذهن‌تان را مشغول کنید، فقط به این لیست مراجعه کنید.

■ بسیاری از دروازه‌ها ارزش وارد شدن را ندارند، حتی وقتی که دستگیره‌های درشان به‌راحتی بچرخد و باز شود.

📚 از کتاب هنر خوب زندگی کردن اثر رولف دوبلی

آکادمی مدیریت
✳️ چگونه می‌توانیم در مذاکره، فرد مقابل را متقاعد کنیم؟

✅ راه‌ها و سبک‌های متفاوتی برای متقاعدسازی وجود دارد، اما اگر بر اساس توانایی‌ها و ویژگی‌های خودمان رویکرد مناسب را استفاده کنیم، درصد موفقیت‌مان بالاتر می‌رود. از طرفی ممکن است در یک مذاکره از چند رویکرد در کنار هم استفاده کنیم. در واقع هر فرد بر اساس میزان شهود و تاثیرگذاری که دارد، می‌تواند مناسب‌ترین سبک را برای خودش انتخاب کند.

🔺 رویکرد منطقی

با رویکرد منطقی شما از حقایق و داده‌ها برای اثبات ادعای خود استفاده می‌کنید. اگر توانایی تاثیرگذاریِ بالا و شهود کمی دارید، می‌توانید از این رویکرد استفاده کنید. در این روش معمولا شما پیش از مذاکره تحقیق می‌کنید تا اطلاعاتی که به شما کمک می‌کنند دیگران را متقاعد کنید، پیدا کنید.
◀️ مثال: شما می‌خواهید هیات مدیره را متقاعد کنید که خریدن یک شرکت دیگر برای انجام کار بهتر از برون‌سپاری آن است. با استفاده از داده‌های خود نشان می‌دهید که چرا این کار برای شرکت سودآورتر خواهد بود.

🔺رویکرد احساسی

برای اینکه بتوانید از احساسات به طور موثر در مذاکرات خود استفاده کنید، باید بتوانید عواطف افرادی که با آنها مذاکره می‌کنید را درک کنید. بنابراین شما نیازمند شهود و بینش زیاد و تاثیرگذاری بالا هستید. استفاده کردن از احساسات برای متقاعدسازی ساده نیست و معمولاً افرادی که توانایی مذاکره و هوش هیجانی بالایی دارند از آن استفاده می‌کنند.
◀️ مثال: شما نمی‌توانید محصول بهتری از رقیب خود عرضه کنید، اما با توجه به اینکه بخشی از سود خود را به خیریه اختصاص می‌دهید با نشان دادن کارهای خیر پیشین و داستان آنها، مشتری را متقاعد می‌کنید که از شما خرید کند.

🔺رویکرد چانه‌زنی

چانه‌زنی یکی از رایج‌ترین شیوه‌های مذاکره است. برای یک چانه‌زنی موثر به توانایی تاثیرگذاری زیادی نیاز ندارید و در عوض به سطح بالایی از بینش و شهود نسبت به طرف مقابل نیاز دارید چرا که استفاده بی‌موقع از چانه زنی می‌تواند هزینه بسیاری داشته باشد.
◀️ مثال: شما می‌خواهید از تامین کننده خود ۲۰ درصد تخفیف بگیرید زمانی که متوجه شدید که آن شرکت به خرید شما نیاز دارد، بیان می‌کنید که ۳۰ درصد تخفیف می‌خواهید و پس از مذاکره و چانه زنی ۲۲ درصد تخفیف می‌گیرید.

🔺رویکرد مصالحه:

مصالحه ضعیف‌ترین رویکرد برای متقاعدسازی به شمار می‌رود و معمولاً وقتی مذاکره‌کنندگان مهارت بالایی ندارند مجبور به استفاده از آن می‌شوند. در صورتی که نمی‌توانید از رویکردهای دیگر استفاده کنید با استفاده از رویکرد مصالحه می‌توانید به نزدیک‌ترین نتیجه دلخواه‌تان دست پیدا کنید.
◀️ مثال: چند ماه است سخت کار کرده‌اید و فکر می‌کنید ممکن است نتوانید مدیرتان را متقاعد کنید. پس خود را آماده کردید تا افزایش حقوق کمتر را در ازای مزایای بیشتر قبول کنید.
آکادمی مدیریت
✳️ ما ‌یک‌ برنامه‌ استراتژیک‌ داریم‌ و‌ آن‌ انجام دادن‌ کارهاست.

هرب کلر
مدیرعامل فقید ساوث‌ وست
Forwarded from مدیریت تغییر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴◾️هیچوقت به عقب برنگرد..

👈پشت سر چیزی نیست جز تردید و ترس و شکست، که وقتی درگیرش میشی حتما میبازی.

〰این اسکی‌باز ژاپنی اگر میدانست پشت سرش چه خبره حتماً خودش را میباخت؛ ولی با نگاه کردن به جلو و لذت بردن از مسیرش، نه تنها در مسابقه مرگ و زندگی برنده شد، بلکه یک دنیا را با خودش متحیر کرد.

#موفقیت
#شکست
📍 @changemanagers ™