💢بار رشد اقتصادی ایران همچنان بر دوش نفت و گاز
رشد اقتصادی سال ۱۴۰۳ به روایت اعداد؛ کدام بخشها قویتر عمل کردند؟
📝بر اساس گزارش منتشرشده توسط مرکز آمار، نرخ رشد اقتصادی در سال ۱۴۰۳ معادل ۳٪ میباشد که نسبت به سال ۱۴۰۲ حدود ۳۵٪ کاهش داشته است. این در حالی است که طبق برنامه هفتم توسعه، اقتصاد ایران باید به هدف رشد ۸ درصدی برسد.
🔍 بررسی جزئیات این گزارش نشان میدهد، که بیش از ۴۷٪ از این رشد سهم بخش نفت و گاز بوده است و این بخش کماکان بار اصلی اقتصاد ایران را به دوش میکشد. همچنین بخش معدن با کمتر از ۰.۴٪ کمترین سهم را در رشد اقتصادی سال ۱۴۰۳ داشته است.
رشد اقتصادی سال ۱۴۰۳ به روایت اعداد؛ کدام بخشها قویتر عمل کردند؟
📝بر اساس گزارش منتشرشده توسط مرکز آمار، نرخ رشد اقتصادی در سال ۱۴۰۳ معادل ۳٪ میباشد که نسبت به سال ۱۴۰۲ حدود ۳۵٪ کاهش داشته است. این در حالی است که طبق برنامه هفتم توسعه، اقتصاد ایران باید به هدف رشد ۸ درصدی برسد.
🔍 بررسی جزئیات این گزارش نشان میدهد، که بیش از ۴۷٪ از این رشد سهم بخش نفت و گاز بوده است و این بخش کماکان بار اصلی اقتصاد ایران را به دوش میکشد. همچنین بخش معدن با کمتر از ۰.۴٪ کمترین سهم را در رشد اقتصادی سال ۱۴۰۳ داشته است.
📊 مصرف جهانی انرژی؛ ایران در کجای نقشه ایستاده است؟
🔹 ایران حدود ۲٪ از انرژی جهان را مصرف میکند؛ سهمی قابل توجه برای یک کشور در حال توسعه.
اما چه کشورهایی موتور محرک مصرف انرژی در جهان هستند؟
🔸 چین با اختلاف بسیار زیاد و سهمی ۲۶.۴٪، بزرگترین مصرفکننده انرژی جهان است؛ حتی بیشتر از مجموع مصرف ایالات متحده، هند و روسیه!
🔸 ایالات متحده با ۱۵.۹٪ در جایگاه دوم قرار دارد؛ این در حالیست که کمتر از ۵٪ جمعیت جهان را دارد.
🔸 هند با جمعیتی بیش از ۱.۴ میلیارد نفر تنها ۶٪ از انرژی جهان را مصرف میکند؛ اما تقاضای آن بهسرعت در حال رشد است.
🌐 این دادهها نشان میدهد که آینده بازار انرژی، بیش از پیش تحتتأثیر تقاضای آسیایی و نقش فزاینده قدرتهای نوظهور خواهد بود.
🔹 ایران حدود ۲٪ از انرژی جهان را مصرف میکند؛ سهمی قابل توجه برای یک کشور در حال توسعه.
اما چه کشورهایی موتور محرک مصرف انرژی در جهان هستند؟
🔸 چین با اختلاف بسیار زیاد و سهمی ۲۶.۴٪، بزرگترین مصرفکننده انرژی جهان است؛ حتی بیشتر از مجموع مصرف ایالات متحده، هند و روسیه!
🔸 ایالات متحده با ۱۵.۹٪ در جایگاه دوم قرار دارد؛ این در حالیست که کمتر از ۵٪ جمعیت جهان را دارد.
🔸 هند با جمعیتی بیش از ۱.۴ میلیارد نفر تنها ۶٪ از انرژی جهان را مصرف میکند؛ اما تقاضای آن بهسرعت در حال رشد است.
🌐 این دادهها نشان میدهد که آینده بازار انرژی، بیش از پیش تحتتأثیر تقاضای آسیایی و نقش فزاینده قدرتهای نوظهور خواهد بود.
✳️ نقش تجربه در مدیریت!
✅ انتصاب افراد با تحصیلات عالی ولی بدون تجربه اجرایی دارای چه معایب و مزایایی است ؟
■ انتصاب مدیران کلیدی بدون داشتن تجربه لازم و کافی در مسولیت های ارشد اجرایی سازمان ها میتواند پیامدهای مخرب و قابل توجهی بر نهاد مربوطه داشته باشد برخی پیامدهای منفی و مزایای احتمالی آن بشرح زیر می باشد :
■ معایب و پیامدهای منفی:
۱- نداشتن مهارت تصمیمگیری عملیاتی در مدیران بدون تجربه
نداشتن تجربهی میدانی باعث می شود که فرد نتواند در شرایط واقعی تصمیمات سریع و مؤثر بگیرد.
۲- وابستگی بیش از حد به تئوری ها و نظریات علمی کتب درسی در مدیران بدون تجربه
تکیه بر نظریههای دانشگاهی در محیطهای اجرایی که نیاز به چابکی و انعطافپذیری دارند، میتواند ناکارآمد باشد.
۳- تأثیر منفی مدیران بدون تجربه بر بهرهوری تیم
زیردستان و همکاران ممکن است به توانایی مدیریتی چنین فردی اعتماد نکنند، که باعث کاهش انگیزه و بهرهوری میشود.
۴- هزینهی آموزش ضمن خدمت بالا برای مدیران بدون تجربه
سازمان ها ناچارند که منابع زیادی را صرف آموزش، نظارت، و اصلاح اشتباهات احتمالی مدیران بی تجربه کنند.
۵- ایجاد نارضایتی در میان کارکنان با تجربه
اگر افراد باتجربه در سازمان کنار گذاشته شوند، ممکن است احساس بیعدالتی ایجاد شود که به کاهش تعهد سازمانی منجر خواهد شد.
■ مزایای احتمالی بکارگیری مدیران بی تجربه (در برخی شرایط):
۱- نگاه تازه و علمی
افراد تحصیلکرده که معمولاً با جدیدترین نظریهها و روشهای علمی آشنا هستند ، ممکن است باعث ارائه راهکارهای نو شود .
۲- پتانسیل رشد بلندمدت :
اگر فرد بی تجربه باهوش و انگیزهمند باشد، ممکن است در مدت زمان کوتاهی تجربه کسب کرده و تبدیل به یک نیروی ارزشمندی شود.
۳- تطبیق با فناوری و تغییرات نوین
بی تجربه های تحصیلکرده اغلب توانایی بیشتری در یادگیری فناوریهای جدید یا مفاهیم بهروز مدیریتی دارند
🔺 نتیجهگیری:
اگرچه تحصیلات بسیار مهم است، اما در موقعیتهای اجرایی و مدیریتی، تجربه عملی، مهارتهای نرم (رهبری، ارتباطی، تصمیمگیری) و توانمندی در اجرای امور نقش حیاتی دارند. انتخاب یک فرد صرفاً بر اساس مدرک تحصیلی، بدون در نظر گرفتن داشتن تجربه و مهارت های مدیریتی ، میتواند به تصمیمی پرریسک و نابود کننده تبدیل شود.
اقتصاددان
✅ انتصاب افراد با تحصیلات عالی ولی بدون تجربه اجرایی دارای چه معایب و مزایایی است ؟
■ انتصاب مدیران کلیدی بدون داشتن تجربه لازم و کافی در مسولیت های ارشد اجرایی سازمان ها میتواند پیامدهای مخرب و قابل توجهی بر نهاد مربوطه داشته باشد برخی پیامدهای منفی و مزایای احتمالی آن بشرح زیر می باشد :
■ معایب و پیامدهای منفی:
۱- نداشتن مهارت تصمیمگیری عملیاتی در مدیران بدون تجربه
نداشتن تجربهی میدانی باعث می شود که فرد نتواند در شرایط واقعی تصمیمات سریع و مؤثر بگیرد.
۲- وابستگی بیش از حد به تئوری ها و نظریات علمی کتب درسی در مدیران بدون تجربه
تکیه بر نظریههای دانشگاهی در محیطهای اجرایی که نیاز به چابکی و انعطافپذیری دارند، میتواند ناکارآمد باشد.
۳- تأثیر منفی مدیران بدون تجربه بر بهرهوری تیم
زیردستان و همکاران ممکن است به توانایی مدیریتی چنین فردی اعتماد نکنند، که باعث کاهش انگیزه و بهرهوری میشود.
۴- هزینهی آموزش ضمن خدمت بالا برای مدیران بدون تجربه
سازمان ها ناچارند که منابع زیادی را صرف آموزش، نظارت، و اصلاح اشتباهات احتمالی مدیران بی تجربه کنند.
۵- ایجاد نارضایتی در میان کارکنان با تجربه
اگر افراد باتجربه در سازمان کنار گذاشته شوند، ممکن است احساس بیعدالتی ایجاد شود که به کاهش تعهد سازمانی منجر خواهد شد.
■ مزایای احتمالی بکارگیری مدیران بی تجربه (در برخی شرایط):
۱- نگاه تازه و علمی
افراد تحصیلکرده که معمولاً با جدیدترین نظریهها و روشهای علمی آشنا هستند ، ممکن است باعث ارائه راهکارهای نو شود .
۲- پتانسیل رشد بلندمدت :
اگر فرد بی تجربه باهوش و انگیزهمند باشد، ممکن است در مدت زمان کوتاهی تجربه کسب کرده و تبدیل به یک نیروی ارزشمندی شود.
۳- تطبیق با فناوری و تغییرات نوین
بی تجربه های تحصیلکرده اغلب توانایی بیشتری در یادگیری فناوریهای جدید یا مفاهیم بهروز مدیریتی دارند
🔺 نتیجهگیری:
اگرچه تحصیلات بسیار مهم است، اما در موقعیتهای اجرایی و مدیریتی، تجربه عملی، مهارتهای نرم (رهبری، ارتباطی، تصمیمگیری) و توانمندی در اجرای امور نقش حیاتی دارند. انتخاب یک فرد صرفاً بر اساس مدرک تحصیلی، بدون در نظر گرفتن داشتن تجربه و مهارت های مدیریتی ، میتواند به تصمیمی پرریسک و نابود کننده تبدیل شود.
اقتصاددان
❤1
✳️ پردرآمدترین شرکتهای آمریکا از نگاه فورچون 500: اپل به رده چهارم سقوط کرد.
✅ بر طبق فورچون 500، در صدر فهرست سودآورترین شرکتها در ایالات متحده آمریکا نام آلفابت (مادر گوگل) دیده میشود.
📎لينك خبر:
https://bahrevarnews.ir/?p=18889
✅ بر طبق فورچون 500، در صدر فهرست سودآورترین شرکتها در ایالات متحده آمریکا نام آلفابت (مادر گوگل) دیده میشود.
📎لينك خبر:
https://bahrevarnews.ir/?p=18889
✳️ چه زمانی باید پلهای پشت سرتان را خراب کنید؟
✅ همیشه هم حفظ رابطه خوب نیست!
■ گاهی قطع ارتباطهای کاری، نهتنها بد نیست بلکه یک تصمیم حرفهای ضروریست؛ مخصوصاً زمانی که آن رابطه سمی یا بیفایده است.
■ تأثیر ارتباطات سمی:
تحقیقات نشان میدهد روابط ناسالم شغلی باعث استرس بالا و کاهش تمرکز بر فرصتها میشود. باید از این روابط دوری کرد.
■ روابط غیراخلاقی ممنوع!
ادامه ارتباط با مدیران فاسد یا همکاران غیرصادق، به شهرت و آینده شغلی شما آسیب میزند. قطع چنین روابطی نشانه پایبندی به اصول است.
■ اعلام جدایی، یک بیانیه است!
گاهی ترک علنی یک محیط سمی، احترام و اعتبار حرفهای شما را افزایش میدهد. سکوت، یعنی تایید وضعیت موجود.
■ رویکردهای حرفهای برای قطع رابطه:
1⃣ مستقیم و دیپلماتیک:
اگر با همکار یا آشنای کاری سابقی روبهرو هستید که رابطهتان سالم اما بیفایده شده، میتوانید با احترام و بدون دلخوری این پیام را منتقل کنید:
«از همکاری گذشته ممنونم، اما الان در مسیر تازهای هستم و باید تمرکزم را روی اهداف جدیدم بگذارم. امیدوارم موفق باشی.»
2⃣ مرزکشی محترمانه:
برای افرادی که بیش از حد به شما پیام میدهند یا انتظار تماس و ارتباط مداوم دارند ولی شما دیگر تمایلی به ادامه ندارید:
«خواستم اطلاع بدهم که به خاطر شرایط جدید کاری، دیگر فرصت و تمرکز برای ادامه این ارتباط را ندارم. برایتان آرزوی موفقیت دارم.»
3⃣ خروج اخلاقی:
وقتی درگیر رابطهای شدهاید که با ارزشهای حرفهای شما همخوانی نداره (مثل رفتارهای فریبکارانه یا فضای ناسالم کاری):
«با توجه به اتفاقات اخیر، احساس میکنم این رابطه دیگر با مسیر حرفهای من همسو نیست. ترجیح میدهم فاصله بگیرم. برایتان بهترینها را آرزو میکنم.»
4⃣ چراغ خاموش و تدریجی:
اگر حس میکنید نیازی به توضیح نیست یا نمیخواهید درگیری ایجاد شود، به مرور فاصله بگیرید.
پاسخ ندادن به پیامها، دنبال نکردن در شبکههای اجتماعی و آغاز نکردن مکالمههای جدید میتونه کمککننده باشه.
5⃣ قطع ارتباط رسمی:
برای روابط حرفهای مشخص مثل استاد–شاگردی، کارفرما–مشاور یا ارباب رجوع، میتوانید محترمانه بگویید:
«بعد از بررسی مسیر شغلیام، تصمیم گرفتم تمرکزم را روی فرصتهای جدید بگذارم و به همکاریمان خاتمه دهم. ممنون بابت زمانی که صرف کردید.»
🔺 کلید موفقیت:
با اراده و آگاهانه ارتباطهای مضر را قطع کنید تا جای آن را روابط حرفهای، سالم و حمایتگر بگیرد.
📝 منبع: Forbes
انجمن حمایت ازتولید
✅ همیشه هم حفظ رابطه خوب نیست!
■ گاهی قطع ارتباطهای کاری، نهتنها بد نیست بلکه یک تصمیم حرفهای ضروریست؛ مخصوصاً زمانی که آن رابطه سمی یا بیفایده است.
■ تأثیر ارتباطات سمی:
تحقیقات نشان میدهد روابط ناسالم شغلی باعث استرس بالا و کاهش تمرکز بر فرصتها میشود. باید از این روابط دوری کرد.
■ روابط غیراخلاقی ممنوع!
ادامه ارتباط با مدیران فاسد یا همکاران غیرصادق، به شهرت و آینده شغلی شما آسیب میزند. قطع چنین روابطی نشانه پایبندی به اصول است.
■ اعلام جدایی، یک بیانیه است!
گاهی ترک علنی یک محیط سمی، احترام و اعتبار حرفهای شما را افزایش میدهد. سکوت، یعنی تایید وضعیت موجود.
■ رویکردهای حرفهای برای قطع رابطه:
1⃣ مستقیم و دیپلماتیک:
اگر با همکار یا آشنای کاری سابقی روبهرو هستید که رابطهتان سالم اما بیفایده شده، میتوانید با احترام و بدون دلخوری این پیام را منتقل کنید:
«از همکاری گذشته ممنونم، اما الان در مسیر تازهای هستم و باید تمرکزم را روی اهداف جدیدم بگذارم. امیدوارم موفق باشی.»
2⃣ مرزکشی محترمانه:
برای افرادی که بیش از حد به شما پیام میدهند یا انتظار تماس و ارتباط مداوم دارند ولی شما دیگر تمایلی به ادامه ندارید:
«خواستم اطلاع بدهم که به خاطر شرایط جدید کاری، دیگر فرصت و تمرکز برای ادامه این ارتباط را ندارم. برایتان آرزوی موفقیت دارم.»
3⃣ خروج اخلاقی:
وقتی درگیر رابطهای شدهاید که با ارزشهای حرفهای شما همخوانی نداره (مثل رفتارهای فریبکارانه یا فضای ناسالم کاری):
«با توجه به اتفاقات اخیر، احساس میکنم این رابطه دیگر با مسیر حرفهای من همسو نیست. ترجیح میدهم فاصله بگیرم. برایتان بهترینها را آرزو میکنم.»
4⃣ چراغ خاموش و تدریجی:
اگر حس میکنید نیازی به توضیح نیست یا نمیخواهید درگیری ایجاد شود، به مرور فاصله بگیرید.
پاسخ ندادن به پیامها، دنبال نکردن در شبکههای اجتماعی و آغاز نکردن مکالمههای جدید میتونه کمککننده باشه.
5⃣ قطع ارتباط رسمی:
برای روابط حرفهای مشخص مثل استاد–شاگردی، کارفرما–مشاور یا ارباب رجوع، میتوانید محترمانه بگویید:
«بعد از بررسی مسیر شغلیام، تصمیم گرفتم تمرکزم را روی فرصتهای جدید بگذارم و به همکاریمان خاتمه دهم. ممنون بابت زمانی که صرف کردید.»
🔺 کلید موفقیت:
با اراده و آگاهانه ارتباطهای مضر را قطع کنید تا جای آن را روابط حرفهای، سالم و حمایتگر بگیرد.
📝 منبع: Forbes
انجمن حمایت ازتولید
❤2
✳️ سههزار سال توزیع رانت
سعید لیلاز: اقتصاددان
✅ بزرگترین مسئله اقتصاد ایران این است که؛
١. سههزار سال ایران را با رانت توزیع آب اداره کردهایم، به وفاداران حکومت دادهاند.
٢. ۱۲۰ سال با رانت تولید نفت به وفاداران اداره کردند.
٣. پنج سال هم با رانت توزیع پول بدون پشتوانه به وفاداران حکومت را اداره کردیم.
■ هر سه اینها دیگر تمام شده، نه آبی مانده، نه نفتی و نه میشود پول بدون پشتوانه بیش از این چاپ کرد.
تورم ۴۰ درصدی ملت ایران را نابود کرد. بنابراین الان فقط باید به مردم رو بیاوریم
این الان بزرگترین چالش ایران است. همین الان با مسئله رانندههای کامیونها و خودروهای سنگین روبهرو هستیم. از یک طرف قیمت گازوئیل در بازار آزاد ایران ۹۰ برابرِ قیمتی است که به رانندهها فروخته میشود، از یک طرف دولت به محض اینکه میخواهد دست به اصلاحات بزند نمیتواند هیچ کاری کند، چون از تبعات اجتماعیاش میترسد.
آقای پزشکیان که تقریبا یک سال است به قدرت رسیده، همه اصلاحاتش تا الان به خاطر همین بحرانها پشت در مانده. در این فضا دیگر نمیتوانید ادامه دهید، یا باید اصلاحات سخت اجتماعی انجام دهید که منجر به تلاطمهای اجتماعی میشود، یا باید به سمت آمریکا و مذاکره رو بیاورید. نگرانی من از همین جا شروع میشود.
ادامه مطلب؛
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1016959
سعید لیلاز: اقتصاددان
✅ بزرگترین مسئله اقتصاد ایران این است که؛
١. سههزار سال ایران را با رانت توزیع آب اداره کردهایم، به وفاداران حکومت دادهاند.
٢. ۱۲۰ سال با رانت تولید نفت به وفاداران اداره کردند.
٣. پنج سال هم با رانت توزیع پول بدون پشتوانه به وفاداران حکومت را اداره کردیم.
■ هر سه اینها دیگر تمام شده، نه آبی مانده، نه نفتی و نه میشود پول بدون پشتوانه بیش از این چاپ کرد.
تورم ۴۰ درصدی ملت ایران را نابود کرد. بنابراین الان فقط باید به مردم رو بیاوریم
این الان بزرگترین چالش ایران است. همین الان با مسئله رانندههای کامیونها و خودروهای سنگین روبهرو هستیم. از یک طرف قیمت گازوئیل در بازار آزاد ایران ۹۰ برابرِ قیمتی است که به رانندهها فروخته میشود، از یک طرف دولت به محض اینکه میخواهد دست به اصلاحات بزند نمیتواند هیچ کاری کند، چون از تبعات اجتماعیاش میترسد.
آقای پزشکیان که تقریبا یک سال است به قدرت رسیده، همه اصلاحاتش تا الان به خاطر همین بحرانها پشت در مانده. در این فضا دیگر نمیتوانید ادامه دهید، یا باید اصلاحات سخت اجتماعی انجام دهید که منجر به تلاطمهای اجتماعی میشود، یا باید به سمت آمریکا و مذاکره رو بیاورید. نگرانی من از همین جا شروع میشود.
ادامه مطلب؛
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1016959
شرق
من کاسب صلح هستم
سعید لیلاز تجلی تناقضات بیشترِ ما ایرانیان است. هم ضد سرمایهداری و طرفدار عدالت اجتماعی و طبقه کارگر است، و هم از خصوصیسازی و احترام به مالکیت خصوصی و سرمایهگذاران حمایت میکند. هم موافق مذاکره با آمریکا است و هم معتقد است آمریکاییها غیرقابل اعتمادند،…
DOC-20240902-WA0000..pdf
621.1 KB
📖 ازحکمرانی خوب تا توانمدسازی حکومت
✳️ رابطه ﺑﯿﻦ واژگان ﻭ احتمال ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺪن
1⃣ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍهم %0
2⃣ ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﻢ % 10
3⃣ ﻧﻤﯽ ﺩاﻧﻢ ﭼﺠﻮﺭﯼ 20%
4⃣ ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ 30%
5⃣ ﻣﯽ ﺧﻮﺍهم% 40
6⃣ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮﻩ 50%
7⃣ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮﻩ % 60
8⃣ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻢ % 70
9⃣ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻢ % 80
🔟 ﺍﻧﺠﺎﻣﺶ می دهم % 90
1⃣1⃣ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺸﻪ % 100
■ هر واژه ای فرکانسی دارد و درلحظه ای که آنرا بزبان می آوری این فرکانس در قانون جذب به همه فرکانس ها جواب می دهد این قانون بی طرف است و فقط فرکانس های تورا شبیه سازی می کند و بخودت برمی گرداند.
🔺کلمات خوب ...خوبی هارا برایت هدیه می آورند وکلمات بد بدی ها را ...
1⃣ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍهم %0
2⃣ ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﻢ % 10
3⃣ ﻧﻤﯽ ﺩاﻧﻢ ﭼﺠﻮﺭﯼ 20%
4⃣ ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ 30%
5⃣ ﻣﯽ ﺧﻮﺍهم% 40
6⃣ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮﻩ 50%
7⃣ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮﻩ % 60
8⃣ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻢ % 70
9⃣ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻢ % 80
🔟 ﺍﻧﺠﺎﻣﺶ می دهم % 90
1⃣1⃣ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺸﻪ % 100
■ هر واژه ای فرکانسی دارد و درلحظه ای که آنرا بزبان می آوری این فرکانس در قانون جذب به همه فرکانس ها جواب می دهد این قانون بی طرف است و فقط فرکانس های تورا شبیه سازی می کند و بخودت برمی گرداند.
🔺کلمات خوب ...خوبی هارا برایت هدیه می آورند وکلمات بد بدی ها را ...
👍4
✳️ چگونه مشکلات پیچیده را به سادگی حل کنیم؟
✅ مدل SCORE، ابزاری قدرتمند است که به شما کمک میکند تا با ساختاری ساده، چالشهای پیچیده را حل کنید. این مدل مخفف نشانهها (Symptoms)، علل (Causes)، گزینهها (Options)، نتایج (Results)، و ارزیابی (Evaluation) است.
🔰مدل SCORE چگونه عمل میکند؟
۱.نشانهها (Symptoms): علائم مشکل را شناسایی کنید (مثلاً کاهش فروش).
۲.علل (Causes): دلایل ریشهای را تحلیل کنید (مثلاً ضعف در بازاریابی).
۳.گزینهها (Options): راهحلهای ممکن را فهرست کنید (مانند تبلیغات دیجیتال یا آموزش تیم).
۴.نتایج (Results): پیامدهای هر راهحل را پیشبینی کنید (مثلاً افزایش 20 درصدی فروش).
۵.ارزیابی (Evaluation): بهترین گزینه را بر اساس معیارهای مشخص انتخاب کنید.
🔰چگونه از آن استفاده کنیم؟
ابتدا، مشکل را دقیق تعریف کنید. سپس، با تیم خود هر مرحله SCORE را طی کنید: نشانهها و علل را تحلیل کنید، گزینهها را با طوفان فکری جمعآوری کنید، نتایج را پیشبینی کنید، و با معیارهایی مانند هزینه و زمان، بهترین راهحل را انتخاب کنید. پیشرفت را پس از اجرا پایش کنید.
کاربردمهندسی صنایع در صنعت
✅ مدل SCORE، ابزاری قدرتمند است که به شما کمک میکند تا با ساختاری ساده، چالشهای پیچیده را حل کنید. این مدل مخفف نشانهها (Symptoms)، علل (Causes)، گزینهها (Options)، نتایج (Results)، و ارزیابی (Evaluation) است.
🔰مدل SCORE چگونه عمل میکند؟
۱.نشانهها (Symptoms): علائم مشکل را شناسایی کنید (مثلاً کاهش فروش).
۲.علل (Causes): دلایل ریشهای را تحلیل کنید (مثلاً ضعف در بازاریابی).
۳.گزینهها (Options): راهحلهای ممکن را فهرست کنید (مانند تبلیغات دیجیتال یا آموزش تیم).
۴.نتایج (Results): پیامدهای هر راهحل را پیشبینی کنید (مثلاً افزایش 20 درصدی فروش).
۵.ارزیابی (Evaluation): بهترین گزینه را بر اساس معیارهای مشخص انتخاب کنید.
🔰چگونه از آن استفاده کنیم؟
ابتدا، مشکل را دقیق تعریف کنید. سپس، با تیم خود هر مرحله SCORE را طی کنید: نشانهها و علل را تحلیل کنید، گزینهها را با طوفان فکری جمعآوری کنید، نتایج را پیشبینی کنید، و با معیارهایی مانند هزینه و زمان، بهترین راهحل را انتخاب کنید. پیشرفت را پس از اجرا پایش کنید.
کاربردمهندسی صنایع در صنعت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*🎊 عید قربان عید عبادت و بندگی و عید اطاعت از قادر یکتا برشما مبارک باد.*
ارادتمند،امیرصادقی
ارادتمند،امیرصادقی
🙏1
⚛️ کدام شرکتها وارد باتلاق فرسودگی شغلی نمیشوند؟
💭 فرسودگی شغلی یکی از اپیدمیهای پنهان محیط کار امروز است که بهرهوری را کاهش میدهد و سلامت روان کارکنان را به خطر میاندازد. اما برخی سازمانها با رویکردهای درست از این بحران عبور میکنند. چگونه؟ 👇
1️⃣ آگاهی و پیشگیری بهجای واکنش دیرهنگام
📊 تحلیل دادهها، 📋 نظرسنجیهای منظم، 🗣 گفتوگوی هدفمند با کارکنان = شناسایی زودهنگام نشانههای فرسودگی
2️⃣ فرهنگ کاری منعطف و قابل سازگاری
⏰ تمرکز بر خروجی بهجای کنترل روش کار، 🧩 گزینههای کاری متنوع، و 🌿 تشویق به استفاده از مرخصی = کاهش احساس فشار و خستگی
3️⃣ حمایت عملی از سلامت روان
🧘 منابع آموزشی، 📱 اپهای مدیتیشن، 💬 گفتوگوی باز درباره سلامت روان، و 👥 دسترسی به خدمات درمانی = کاهش انگ مشکلات روانی
4️⃣ ساختار تیمی حمایتگر و همدل
🤝 فضای همکاری، 👨🏫 مربیگری، 🚪سیاست درهای باز = کاهش احساس تنهایی و افزایش همبستگی
5️⃣ الگوسازی خودمراقبتی توسط مدیران
🧍♂️ مرخصی گرفتن، 🕰 مرزبندی ساعات کاری، 🗨 صحبت از سلامت روان = فرهنگی که رفاه کارکنان را ارزشمند میداند
🎯 سازمانی وارد باتلاق فرسودگی نمیشود که:
🔹 کارکنانش احساس ارزشمندی و امنیت کنند
🔹 خدمات سلامت روان را جدی بگیرد
🔹 انعطافپذیری را در سیاستها نهادینه کند
🔹 و از روز اول جذب نیرو، پیگیر رفاه روانی باشد
منبع: Entrepreneur
انجمن حمایت ازتولید
💭 فرسودگی شغلی یکی از اپیدمیهای پنهان محیط کار امروز است که بهرهوری را کاهش میدهد و سلامت روان کارکنان را به خطر میاندازد. اما برخی سازمانها با رویکردهای درست از این بحران عبور میکنند. چگونه؟ 👇
1️⃣ آگاهی و پیشگیری بهجای واکنش دیرهنگام
📊 تحلیل دادهها، 📋 نظرسنجیهای منظم، 🗣 گفتوگوی هدفمند با کارکنان = شناسایی زودهنگام نشانههای فرسودگی
2️⃣ فرهنگ کاری منعطف و قابل سازگاری
⏰ تمرکز بر خروجی بهجای کنترل روش کار، 🧩 گزینههای کاری متنوع، و 🌿 تشویق به استفاده از مرخصی = کاهش احساس فشار و خستگی
3️⃣ حمایت عملی از سلامت روان
🧘 منابع آموزشی، 📱 اپهای مدیتیشن، 💬 گفتوگوی باز درباره سلامت روان، و 👥 دسترسی به خدمات درمانی = کاهش انگ مشکلات روانی
4️⃣ ساختار تیمی حمایتگر و همدل
🤝 فضای همکاری، 👨🏫 مربیگری، 🚪سیاست درهای باز = کاهش احساس تنهایی و افزایش همبستگی
5️⃣ الگوسازی خودمراقبتی توسط مدیران
🧍♂️ مرخصی گرفتن، 🕰 مرزبندی ساعات کاری، 🗨 صحبت از سلامت روان = فرهنگی که رفاه کارکنان را ارزشمند میداند
🎯 سازمانی وارد باتلاق فرسودگی نمیشود که:
🔹 کارکنانش احساس ارزشمندی و امنیت کنند
🔹 خدمات سلامت روان را جدی بگیرد
🔹 انعطافپذیری را در سیاستها نهادینه کند
🔹 و از روز اول جذب نیرو، پیگیر رفاه روانی باشد
منبع: Entrepreneur
انجمن حمایت ازتولید
✳️ چطور در محیط کار شخصیتی دوستداشتنی داشته باشیم؟!
✅ ما موجوداتی اجتماعی هستیم و طبیعی است که دوست داشته شدن از سوی دیگران برایمان خوشایند باشد. البته این بدان معنی نیست که برای رضایت بقیه حاضر به انجام هر کاری باشیم.
وجود کاراکترهای مختلف در محل کار و روابط کاری بین افراد، دوست داشته شدن از سوی همه افراد را ناممکن کرده است. با این حال با پیروی از راهکارهای مطرح شده در ادامه مطلب میتوان روابط خوبی با اغلب همکاران برقرار کرد.
1⃣ همیشه به دنبال نکات مثبت باشید
منفیبافی طرفدار چندانی ندارد و شرایط هر قدر هم که بد باشد منفینگر بودن و غر زدن درباره آن تنها باعث پراکنده شدن همکاران از دور و برتان خواهد شد. بنابراین بهتر است به جای آن دنبال روزنههای امید باشید و نیمه پر لیوان را ببینید. سعی کنید همیشه لبخند به لب داشته و حس مثبت نگری را به همکاران القا کنید.
2⃣ بیدلیل درگیر رقابت نشوید
متاسفانه یا خوشبختانه در بسیاری از شرکتها جو رقابت سنگینی وجود دارد و کارکنان برای ترفیع، دریافت پاداش یا حتی خودنمایی بیشتر، همیشه درگیر رقابت با هم هستند. هرچند رقابت به خودی خود بد نیست اما افراط در آن میتواند نتایج نامطلوبی به بار بیاورد. بنابراین خود را درگیر رقابتهای بیخود نکنید، سعی نکنید به خاطر بالا بردن جایگاه خود زیرآب همکارتان را بزنید یا با روشهای نادرست، پروژههای بهتر را از دست آنها دربیاورید.
3⃣ به دیگران کمک کنید و از کمک آنها استفاده کنید
ما به صورت طبیعی به گونه ای برنامهریزی شدهایم که از کمک به دیگران خوشحال میشویم و به کسانی هم که یاریمان دادهاند حس بهتری پیدا میکنیم. در نتیجه از کمک به دیگران خودداری نکرده و هراسی از درخواست کمک در موقع نیاز نداشته باشید. هر چه این داد و ستد بیشتر شود، پیوند شما با همکاران هم قویتر شده و شخصیتی دوستداشتنیتر خواهید داشت.
4⃣ با افراد ارتباط فیزیکی داشته باشید
در برخی دفاتر مدرن امکان ارتباط فیزیکی میان کارکنان وجود ندارد، اما ارتباط فیزیکی مناسب میان شما و افرادی که با آنها راحت هستید، به عنوان راهی برای از بین بردن فاصله فیزیکی و عاطفی شناخته میشود. البته باید حواستان باشد در این زمینه زیادهروی نکنید.
5⃣ از گفتگوهای کوتاه دوری کنید
شاید شما از صحبت درباره وضعیت هوا یا یک تیم ورزشی رضایت کافی داشته باشید، اما این نوع مکالمات در بلندمدت به نفع شما نخواهند بود. اگر میخواهید روی همکاران خود تاثیر مثبت بگذارید و محبوبیت خود را افزایش دهید، هرموقع که زمان کافی برای صحبتهای طولانی داشتید، از همکاران خود سوالات مناسبی درباره خانواده، سرگرمی و احساساتشان بپرسید. با این کار به اطلاعات بیشتری درباره همکاران خود پی میبرید و آنها نیز شما را بیشتر دوست خواهند داشت.
6⃣ ثبات داشته باشید
نیازی نیست تبدیل به یک ربات قابل پیشبینی شوید، اما ثبات داشتن در رفتارها و کارهای روزانه بااهمیت است. شما نمیتوانید یک روز احساس مثبت و روز دیگری احساس منفی داشته باشید؛ باید سعی کنید در اغلب اوقات رفتار مثبتی از خود نشان دهید. یک روز سراغ مکالمات طولانی نروید و روز بعدش دوباره شروع به گفتگوهای کوتاه کنید؛ بجای چنین روندی در رفتارهای خود ثبات داشته باشید.
منبع: Inc
گروه مدیران منابع انسانی
✅ ما موجوداتی اجتماعی هستیم و طبیعی است که دوست داشته شدن از سوی دیگران برایمان خوشایند باشد. البته این بدان معنی نیست که برای رضایت بقیه حاضر به انجام هر کاری باشیم.
وجود کاراکترهای مختلف در محل کار و روابط کاری بین افراد، دوست داشته شدن از سوی همه افراد را ناممکن کرده است. با این حال با پیروی از راهکارهای مطرح شده در ادامه مطلب میتوان روابط خوبی با اغلب همکاران برقرار کرد.
1⃣ همیشه به دنبال نکات مثبت باشید
منفیبافی طرفدار چندانی ندارد و شرایط هر قدر هم که بد باشد منفینگر بودن و غر زدن درباره آن تنها باعث پراکنده شدن همکاران از دور و برتان خواهد شد. بنابراین بهتر است به جای آن دنبال روزنههای امید باشید و نیمه پر لیوان را ببینید. سعی کنید همیشه لبخند به لب داشته و حس مثبت نگری را به همکاران القا کنید.
2⃣ بیدلیل درگیر رقابت نشوید
متاسفانه یا خوشبختانه در بسیاری از شرکتها جو رقابت سنگینی وجود دارد و کارکنان برای ترفیع، دریافت پاداش یا حتی خودنمایی بیشتر، همیشه درگیر رقابت با هم هستند. هرچند رقابت به خودی خود بد نیست اما افراط در آن میتواند نتایج نامطلوبی به بار بیاورد. بنابراین خود را درگیر رقابتهای بیخود نکنید، سعی نکنید به خاطر بالا بردن جایگاه خود زیرآب همکارتان را بزنید یا با روشهای نادرست، پروژههای بهتر را از دست آنها دربیاورید.
3⃣ به دیگران کمک کنید و از کمک آنها استفاده کنید
ما به صورت طبیعی به گونه ای برنامهریزی شدهایم که از کمک به دیگران خوشحال میشویم و به کسانی هم که یاریمان دادهاند حس بهتری پیدا میکنیم. در نتیجه از کمک به دیگران خودداری نکرده و هراسی از درخواست کمک در موقع نیاز نداشته باشید. هر چه این داد و ستد بیشتر شود، پیوند شما با همکاران هم قویتر شده و شخصیتی دوستداشتنیتر خواهید داشت.
4⃣ با افراد ارتباط فیزیکی داشته باشید
در برخی دفاتر مدرن امکان ارتباط فیزیکی میان کارکنان وجود ندارد، اما ارتباط فیزیکی مناسب میان شما و افرادی که با آنها راحت هستید، به عنوان راهی برای از بین بردن فاصله فیزیکی و عاطفی شناخته میشود. البته باید حواستان باشد در این زمینه زیادهروی نکنید.
5⃣ از گفتگوهای کوتاه دوری کنید
شاید شما از صحبت درباره وضعیت هوا یا یک تیم ورزشی رضایت کافی داشته باشید، اما این نوع مکالمات در بلندمدت به نفع شما نخواهند بود. اگر میخواهید روی همکاران خود تاثیر مثبت بگذارید و محبوبیت خود را افزایش دهید، هرموقع که زمان کافی برای صحبتهای طولانی داشتید، از همکاران خود سوالات مناسبی درباره خانواده، سرگرمی و احساساتشان بپرسید. با این کار به اطلاعات بیشتری درباره همکاران خود پی میبرید و آنها نیز شما را بیشتر دوست خواهند داشت.
6⃣ ثبات داشته باشید
نیازی نیست تبدیل به یک ربات قابل پیشبینی شوید، اما ثبات داشتن در رفتارها و کارهای روزانه بااهمیت است. شما نمیتوانید یک روز احساس مثبت و روز دیگری احساس منفی داشته باشید؛ باید سعی کنید در اغلب اوقات رفتار مثبتی از خود نشان دهید. یک روز سراغ مکالمات طولانی نروید و روز بعدش دوباره شروع به گفتگوهای کوتاه کنید؛ بجای چنین روندی در رفتارهای خود ثبات داشته باشید.
منبع: Inc
گروه مدیران منابع انسانی
✳️ ۱۰ اشتباهی که مدیران ناخواسته مرتکب میشوند و باعث افت روحیه تیم میشوند
✅ مدیریت یک تیم، ترکیبی از مهارتهای فنی، ارتباطی و روانشناختی است. یک مدیر خوب نهتنها باید استراتژیهای سازمانی را درک کند، بلکه باید بتواند احساسات و انگیزههای تیم خود را نیز مدیریت کند. بااینحال، حتی مدیرانی که بهترین نیتها را دارند، گاهی بهطور ناخواسته اشتباهاتی مرتکب میشوند که روحیه تیم را تضعیف کرده و بهرهوری را کاهش میدهد. در اینجا، ۱۰ عامل کلیدی که باعث افت روحیه تیم میشوند را بررسی میکنیم.
🔺مدیریت جزئینگر بهجای ایجاد اختیار دادن.
این نوع مدیریت که در آن مدیر بر هر مرحله از کار نظارت دارد، باعث ازبینرفتن حس مالکیت و کاهش انگیزه تیم میشود. بهجای بررسی روزانه جزئیات کار، فقط پیشرفت کلی کار را بررسی کنید.
🔺مثبتاندیشی افراطی و نادیدهگرفتن مشکلات واقعی.
مدیران اغلب برای حفظ روحیه تیم، از بیان مشکلات واقعی اجتناب میکنند و با مثبتاندیشی بیشازحد، چالشها را نادیده میگیرند. کارکنانی که احساس کنند مشکلاتشان نادیده گرفته میشود، احساس سرخوردگی میکنند.
🔺نداشتن اولویتبندی درست در کارها و ایجاد اضطراب غیرضروری.
مدیرانی که تمام کارها را به یک اندازه فوری و مهم جلوه میدهند، بهطور ناخواسته باعث ایجاد استرس در تیم میشوند.
🔺عدم قدردانی از تلاشهای کارکنان و نادیده گرفتن زحمات آنها.
بسیاری از مدیران بیشتر روی نتایج تمرکز میکنند و از قدردانی از تیم غافل میشوند. این موضوع باعث ایجاد احساس نادیده گرفتهشدن در کارکنان شده و انگیزه آنها را کاهش میدهد.
🔺تعیین نکردن انتظارات شفاف و پیگیری عملکرد کارکنان.
وقتی کارکنان نمیدانند که چه چیزی از آنها انتظار میرود، احتمال بیانگیزگی و کاهش بهرهوری افزایش مییابد.
🔺عدم ارتباط بین بازخورد و مهارتهای کلیدی نقش شغلی.
وقتی بازخوردها مبهم، غیرمنصفانه یا بیشازحد انتقادی باشند، کارکنان احساس بیارزشی میکنند و نمیدانند چگونه پیشرفت کنند. بازخورد باید بر اساس مهارتهای کلیدی نقش هر فرد و با ارائه راهکارهای عملی ارائه شود.
🔺تصمیمگیریهای متناقض و غیرشفاف.
وقتی کارکنان احساس کنند که تصمیمات بهطور ناگهانی تغییر میکنند و منطقی پشت آنها نیست، اعتمادشان به سازمان کاهش مییابد و احتمال ترک شغل افزایش مییابد. مدیران باید منطق تصمیمات خود را بهطور شفاف توضیح دهند و از کارکنان برای تصمیمگیریهای مهم نظرخواهی کنند.
🔺نادیده گرفتن نیاز کارکنان به شنیدهشدن و تعامل واقعی.
بسیاری از مدیران به صحبتهای کارکنان گوش نمیدهند و پیشنهادهای آنها را جدی نمیگیرند. اگر کارکنان احساس کنند که نظر آنها مهم نیست، بهتدریج ارتباطشان با سازمان ضعیف میشود و احتمال خروج آنها افزایش مییابد.
🔺تغییر مداوم اهداف.
وقتی کارکنان روی یک پروژه برای مدت طولانی کار میکنند و ناگهان مدیریت مسیر آن را تغییر میدهد، احساس میکنند که زحمات آنها نادیده گرفته شده است. قبل از تغییر پروژهها، مدیران باید به تیم توضیح دهند که چرا این تغییر ضروری است.
🔺نداشتن هوش هیجانی و عدم درک احساسات کارکنان.
شنیدن بازخورد از تیم، همدلی و داشتن رویکرد حمایتی در مواجهه با چالشها، باعث افزایش اعتماد کارکنان به مدیران میشود و محیطی سازنده ایجاد میشود که در آن بهرهوری و روحیه کاری افزایش پیدا میکند.
ذهن موفق
✅ مدیریت یک تیم، ترکیبی از مهارتهای فنی، ارتباطی و روانشناختی است. یک مدیر خوب نهتنها باید استراتژیهای سازمانی را درک کند، بلکه باید بتواند احساسات و انگیزههای تیم خود را نیز مدیریت کند. بااینحال، حتی مدیرانی که بهترین نیتها را دارند، گاهی بهطور ناخواسته اشتباهاتی مرتکب میشوند که روحیه تیم را تضعیف کرده و بهرهوری را کاهش میدهد. در اینجا، ۱۰ عامل کلیدی که باعث افت روحیه تیم میشوند را بررسی میکنیم.
🔺مدیریت جزئینگر بهجای ایجاد اختیار دادن.
این نوع مدیریت که در آن مدیر بر هر مرحله از کار نظارت دارد، باعث ازبینرفتن حس مالکیت و کاهش انگیزه تیم میشود. بهجای بررسی روزانه جزئیات کار، فقط پیشرفت کلی کار را بررسی کنید.
🔺مثبتاندیشی افراطی و نادیدهگرفتن مشکلات واقعی.
مدیران اغلب برای حفظ روحیه تیم، از بیان مشکلات واقعی اجتناب میکنند و با مثبتاندیشی بیشازحد، چالشها را نادیده میگیرند. کارکنانی که احساس کنند مشکلاتشان نادیده گرفته میشود، احساس سرخوردگی میکنند.
🔺نداشتن اولویتبندی درست در کارها و ایجاد اضطراب غیرضروری.
مدیرانی که تمام کارها را به یک اندازه فوری و مهم جلوه میدهند، بهطور ناخواسته باعث ایجاد استرس در تیم میشوند.
🔺عدم قدردانی از تلاشهای کارکنان و نادیده گرفتن زحمات آنها.
بسیاری از مدیران بیشتر روی نتایج تمرکز میکنند و از قدردانی از تیم غافل میشوند. این موضوع باعث ایجاد احساس نادیده گرفتهشدن در کارکنان شده و انگیزه آنها را کاهش میدهد.
🔺تعیین نکردن انتظارات شفاف و پیگیری عملکرد کارکنان.
وقتی کارکنان نمیدانند که چه چیزی از آنها انتظار میرود، احتمال بیانگیزگی و کاهش بهرهوری افزایش مییابد.
🔺عدم ارتباط بین بازخورد و مهارتهای کلیدی نقش شغلی.
وقتی بازخوردها مبهم، غیرمنصفانه یا بیشازحد انتقادی باشند، کارکنان احساس بیارزشی میکنند و نمیدانند چگونه پیشرفت کنند. بازخورد باید بر اساس مهارتهای کلیدی نقش هر فرد و با ارائه راهکارهای عملی ارائه شود.
🔺تصمیمگیریهای متناقض و غیرشفاف.
وقتی کارکنان احساس کنند که تصمیمات بهطور ناگهانی تغییر میکنند و منطقی پشت آنها نیست، اعتمادشان به سازمان کاهش مییابد و احتمال ترک شغل افزایش مییابد. مدیران باید منطق تصمیمات خود را بهطور شفاف توضیح دهند و از کارکنان برای تصمیمگیریهای مهم نظرخواهی کنند.
🔺نادیده گرفتن نیاز کارکنان به شنیدهشدن و تعامل واقعی.
بسیاری از مدیران به صحبتهای کارکنان گوش نمیدهند و پیشنهادهای آنها را جدی نمیگیرند. اگر کارکنان احساس کنند که نظر آنها مهم نیست، بهتدریج ارتباطشان با سازمان ضعیف میشود و احتمال خروج آنها افزایش مییابد.
🔺تغییر مداوم اهداف.
وقتی کارکنان روی یک پروژه برای مدت طولانی کار میکنند و ناگهان مدیریت مسیر آن را تغییر میدهد، احساس میکنند که زحمات آنها نادیده گرفته شده است. قبل از تغییر پروژهها، مدیران باید به تیم توضیح دهند که چرا این تغییر ضروری است.
🔺نداشتن هوش هیجانی و عدم درک احساسات کارکنان.
شنیدن بازخورد از تیم، همدلی و داشتن رویکرد حمایتی در مواجهه با چالشها، باعث افزایش اعتماد کارکنان به مدیران میشود و محیطی سازنده ایجاد میشود که در آن بهرهوری و روحیه کاری افزایش پیدا میکند.
ذهن موفق
👍1
✳️ سؤالات ارزشمندی که برای رسیدن به موفقیت باید از خود بپرسید!
✅ آیا تاکنون درباره کارهایتان فکر کردهاید یا همیشه کارهای خود را بدون اشتیاق و تمایل انجام می دهید؟ خیلی از افراد موفق دائماً از خودشان سؤال می کنند و از این طریق عملکرد خود را مورد ارزیابی قرار می دهند.
🟢برای مثال استیو جابز می گوید: "اگر امروز آخرین روز زندگیام بود، آیا همان کاری را انجام می دادم که قرار است انجام دهم؟" این جملهی ارزشمند از استیو جابز، اهمیت سؤال کردن از خود را برای دست یابی به موفقیت به نمایش می گذارد.
🔵سؤال کردن از خود به منظور قضاوت یا انتقاد از خود نیست، بلکه برای این است اهداف، شرایط و کارهایی که برای رسیدن به آنها انجام می دهید، بهطور بیطرفانه ارزیابی شود. این تمرین بسیار خوبی است که باعث تفکر بیشتر درباره خودتان و موفقیت در کار و زندگی می شود.
در ادامه، ۵ سؤال ساده را بیان می کنیم که افراد موفق هر روز از خود می پرسند:
🟫آیا در جایگاه شغلی درستی قرار گرفتهام؟
اگر برای شغل خود اشتیاق نداشته باشید، برای غلبه بر موانع و مشکلاتی که زندگی در سر راه موفقیتتان قرار می دهد هم انگیزه ای نخواهید داشت. حتی وقتی کار خود را با شور و اشتیاق شروع می کنید، باز هم ممکن است به مرور زمان اشتیاقتان از بین برود. پس بسیار مهم است که به طور مداوم انگیزهی خود را بررسی کنید.
اگر فکر می کنید اشتیاق کمتری دارید و بیانگیزه هستید، شاید برای بالا بردن انگیزه و انرژیتان در کسب و کار به یک تغییر اساسی نیاز داشته باشید.
🟧آیا از اشتباهات خود عبرت می گیرم؟
خیلی از ایدهها به شکست می خورند. این امر طبیعی است و هیچ اشکالی ندارد. مهم این است که شما از اشتباهات خود درس بگیرید و اشتباهی را دوبار تکرار نکنید. وقتی به مشکلی برخورد می کنید، زمانی را برای ارزیابی آن اشتباه در نظر بگیرید و ببینید چه چیزی باید تغییر کند و چطور می توانید از تکرار آن اشتباه در آینده ممانعت کنید.
🟨آیا من تواناییهای خود را گسترش می دهم؟
برای این که به موفقیت برسید، باید مدام حدومرزهای خود را گسترش دهید، نه این که در یک مسیر همیشگی حرکت کنید. افرادی که در حرفهی شما موفق هستند، همیشه در حال پیشرویاند و تواناییهایشان را گسترش می دهند. تعیین اهداف جدیدتر و تلاش برای دستیابی به آنها، شور و اشتیاق شما را بیشتر می کند و باعث می شود در مسیر رسیدن به موفقیت تا جایی که می توانید تلاش کنید.
🟪راه حلهای درازمدت من چیست؟
یکی از سؤالاتی که باید از خود بپرسید، این است که چه راهکارهایی وجود دارد که به من امکان برنامه ریزی بهتر و دقیقتر را می دهد. اگر میخواهید بهتر و سریعتر کار کنید، به دنبال راهکارهایی باشید که به شما در انجام این کار کمک می رساند. نقشهای بریزید تا شما را از جایی که هستید، به جایی که می خواهید بروید، برساند. البته در این نقشه، احتمال شکست را هم در نظر بگیرید.
⬛آیا هنوز باور دارم که این کار را انجام خواهم داد؟
برای رسیدن به موفقیت، باید به خود و چیزی که می خواهید به آن برسید، ایمان داشته باشید. حتی بزرگترین اهداف هم بدون باور به خود و اطمینان از این که می توانید به آنها برسید، هیچ ارزشی ندارد. پیش از این که انتظار داشته باشید اطرافیان شما را باور کنند، باید خود به تواناییهایتان ایمان داشته باشید. گاهنامه مدیر
✅ آیا تاکنون درباره کارهایتان فکر کردهاید یا همیشه کارهای خود را بدون اشتیاق و تمایل انجام می دهید؟ خیلی از افراد موفق دائماً از خودشان سؤال می کنند و از این طریق عملکرد خود را مورد ارزیابی قرار می دهند.
🟢برای مثال استیو جابز می گوید: "اگر امروز آخرین روز زندگیام بود، آیا همان کاری را انجام می دادم که قرار است انجام دهم؟" این جملهی ارزشمند از استیو جابز، اهمیت سؤال کردن از خود را برای دست یابی به موفقیت به نمایش می گذارد.
🔵سؤال کردن از خود به منظور قضاوت یا انتقاد از خود نیست، بلکه برای این است اهداف، شرایط و کارهایی که برای رسیدن به آنها انجام می دهید، بهطور بیطرفانه ارزیابی شود. این تمرین بسیار خوبی است که باعث تفکر بیشتر درباره خودتان و موفقیت در کار و زندگی می شود.
در ادامه، ۵ سؤال ساده را بیان می کنیم که افراد موفق هر روز از خود می پرسند:
🟫آیا در جایگاه شغلی درستی قرار گرفتهام؟
اگر برای شغل خود اشتیاق نداشته باشید، برای غلبه بر موانع و مشکلاتی که زندگی در سر راه موفقیتتان قرار می دهد هم انگیزه ای نخواهید داشت. حتی وقتی کار خود را با شور و اشتیاق شروع می کنید، باز هم ممکن است به مرور زمان اشتیاقتان از بین برود. پس بسیار مهم است که به طور مداوم انگیزهی خود را بررسی کنید.
اگر فکر می کنید اشتیاق کمتری دارید و بیانگیزه هستید، شاید برای بالا بردن انگیزه و انرژیتان در کسب و کار به یک تغییر اساسی نیاز داشته باشید.
🟧آیا از اشتباهات خود عبرت می گیرم؟
خیلی از ایدهها به شکست می خورند. این امر طبیعی است و هیچ اشکالی ندارد. مهم این است که شما از اشتباهات خود درس بگیرید و اشتباهی را دوبار تکرار نکنید. وقتی به مشکلی برخورد می کنید، زمانی را برای ارزیابی آن اشتباه در نظر بگیرید و ببینید چه چیزی باید تغییر کند و چطور می توانید از تکرار آن اشتباه در آینده ممانعت کنید.
🟨آیا من تواناییهای خود را گسترش می دهم؟
برای این که به موفقیت برسید، باید مدام حدومرزهای خود را گسترش دهید، نه این که در یک مسیر همیشگی حرکت کنید. افرادی که در حرفهی شما موفق هستند، همیشه در حال پیشرویاند و تواناییهایشان را گسترش می دهند. تعیین اهداف جدیدتر و تلاش برای دستیابی به آنها، شور و اشتیاق شما را بیشتر می کند و باعث می شود در مسیر رسیدن به موفقیت تا جایی که می توانید تلاش کنید.
🟪راه حلهای درازمدت من چیست؟
یکی از سؤالاتی که باید از خود بپرسید، این است که چه راهکارهایی وجود دارد که به من امکان برنامه ریزی بهتر و دقیقتر را می دهد. اگر میخواهید بهتر و سریعتر کار کنید، به دنبال راهکارهایی باشید که به شما در انجام این کار کمک می رساند. نقشهای بریزید تا شما را از جایی که هستید، به جایی که می خواهید بروید، برساند. البته در این نقشه، احتمال شکست را هم در نظر بگیرید.
⬛آیا هنوز باور دارم که این کار را انجام خواهم داد؟
برای رسیدن به موفقیت، باید به خود و چیزی که می خواهید به آن برسید، ایمان داشته باشید. حتی بزرگترین اهداف هم بدون باور به خود و اطمینان از این که می توانید به آنها برسید، هیچ ارزشی ندارد. پیش از این که انتظار داشته باشید اطرافیان شما را باور کنند، باید خود به تواناییهایتان ایمان داشته باشید. گاهنامه مدیر
✳️ ۳ مهارتی که کیفیت کار شما را بهبود میبخشد.
✅ پرورش مهارتهای مناسب، در شغل شما تفاوت بزرگی ایجاد خواهد کرد؛ این مهارتها میتوانند باعث ترفیع در شغل شما شده یا باعث شوند تا شغل مورد علاقه خود را پیدا کنید؛ اگر این مهارتها را پرورش ندهید باعث میشود که شما در شغلی که دوست ندارید مشغول به کار شوید یا اینکه فرصتهایی را که منتظر به دست آوردن آنها بودید را از دست بدهید.
🔺اما سوال اینجا است که مهارتهای مناسب کدام هستند؟ چه شما یک حرفهای کارآزموده هستید یا به تازگی وارد نیروی کار شدهاید، این سه مهارت در هرصورت به شما کمک شایانی خواهد کرد:
■ تمرکز
کال نیوپورت، نویسندهی کتاب "کار عمیق"، منافع تمرکز شدید، هنگامی که غرق در کار هستید را مشخص میکند. نیوپورت با سه دلیل مثال میزند که چرا این مهارت، مهارتی بسیار ارزشمند است. اول اینکه، این دوره از تلاشهای متمرکز به شما اجازه میدهد تا بهرهورتر باشید. دوم اینکه، اکثر مردم تمایل دارند تا کارهای آسانتر را به جای کارهای سختتر انجام دهند؛ این مهارت باعث میشود تا در مقابل این تمایلات ایستادگی کنید. سوم اینکه، این مهارت، استفاده شما از استعدادهایتان را به حداکثر میرساند.
● چگونه این مهارت را توسعه دهید؟
هنگامی که شما به طور مداوم به خاطر رفتن به جلسات حواستان پرت میشود تقریبا غیرممکن است که بخواهید بر روی کاری تمرکز کنید. این مشکل را با در نظر گرفتن بخشی از روز برای تمرکز بر روی کار حل کنید و در این زمان مشخص، از رفتن به هرگونه جلسهای خودداری کنید. به دنبال یک زمان دو ساعته در روز بگردید که در آن زمان، تنها فکر کرده و بر روی کار تمرکز کنید.
سپس محیط اطراف خود را به شکلی تنظیم کنید تا بتوانید بدون هیچگونه وسوسهای بر روی وظایف دشوار خود تمرکز کنید. مثلاً گوشی خود را بر روی حالت هواپیما گذاشته و اعلانات رایانه خود را خاموش کنید.
■ پذیرای بازخوردها باشید.
اگر شما به انتقاداتِ کار خود گوش فرا ندهید، هرگز در کار خود رشد نخواهید کرد. در این صورت مردم نه تنها تمایلی به کار با شما نخواهند داشت، بلکه ممکن است که مشاورههای شما را نیز در نظر نگیرند.
● چگونه این مهارت را توسعه دهید؟
هین و استون پیشنهاد میکنند که به جای اشتباه دانستن حرف دیگران، راهبرد دیگری را مورد استفاده قرار دهید و بگویید که "این انتقاد شما جالب توجه است، من میخواهم درک بیشتری داشته باشم که چرا ما سر این موضوع با هم اختلاف داریم." با درخواست جزئیات، شما میتوانید رفتارهای ریشهای و مشاهداتی را که منجر به این قضاوت شده است را درک کنید.
■ مسئولیتپذیر بودن
اینکه شما با شور و اشتیاق برای پروژهای جدید داوطلب شوید یک طرف ماجرا است و طرف دیگر ماجرا به اتمام رساندن آن پروژه است.
بر اساس یک تحقیق بر روی تعهد بیش از حد، دانستن اینکه پروژههای بعدی چه مقداری از زمان ما را میگیرند بسیار سخت خواهد بود، به همین دلیل ما یک پروژه را دست کم میگیریم و انتظار داریم که در آینده وقت بیشتری داشته باشیم. علاوه بر آن مردم معمولا مقدار زمانی را که یک پروژه نیاز دارد را دست کم میگیرند.
● چگونه این مهارت را توسعه دهید؟
تعیین کنید که یک پروژه چه مقدار زمان میبرد، سپس ۲۵ الی ۵۰ درصد به آن زمان اضافه کنید و سپس وعده آن را در پایانی طولانیتر برآورد کنید. در بهترین حالت ممکن، شما زودتر از موعد مقرر کار را تمام میکنید.
اگر به طور مرتب در معرض محدودیتها قرار میگیرید، برنامهریزیهای خود را بر اساس بهترین وضعیتها قرار ندهید. به این ترتیب شما با اینگونه برنامهریزی، به جلسات غیرمنتظره و محدودیتهای خود رسیده و به عنوان شخصی کاملا قابل اعتماد شناخته میشوید.
منبع: Business insider
✅ پرورش مهارتهای مناسب، در شغل شما تفاوت بزرگی ایجاد خواهد کرد؛ این مهارتها میتوانند باعث ترفیع در شغل شما شده یا باعث شوند تا شغل مورد علاقه خود را پیدا کنید؛ اگر این مهارتها را پرورش ندهید باعث میشود که شما در شغلی که دوست ندارید مشغول به کار شوید یا اینکه فرصتهایی را که منتظر به دست آوردن آنها بودید را از دست بدهید.
🔺اما سوال اینجا است که مهارتهای مناسب کدام هستند؟ چه شما یک حرفهای کارآزموده هستید یا به تازگی وارد نیروی کار شدهاید، این سه مهارت در هرصورت به شما کمک شایانی خواهد کرد:
■ تمرکز
کال نیوپورت، نویسندهی کتاب "کار عمیق"، منافع تمرکز شدید، هنگامی که غرق در کار هستید را مشخص میکند. نیوپورت با سه دلیل مثال میزند که چرا این مهارت، مهارتی بسیار ارزشمند است. اول اینکه، این دوره از تلاشهای متمرکز به شما اجازه میدهد تا بهرهورتر باشید. دوم اینکه، اکثر مردم تمایل دارند تا کارهای آسانتر را به جای کارهای سختتر انجام دهند؛ این مهارت باعث میشود تا در مقابل این تمایلات ایستادگی کنید. سوم اینکه، این مهارت، استفاده شما از استعدادهایتان را به حداکثر میرساند.
● چگونه این مهارت را توسعه دهید؟
هنگامی که شما به طور مداوم به خاطر رفتن به جلسات حواستان پرت میشود تقریبا غیرممکن است که بخواهید بر روی کاری تمرکز کنید. این مشکل را با در نظر گرفتن بخشی از روز برای تمرکز بر روی کار حل کنید و در این زمان مشخص، از رفتن به هرگونه جلسهای خودداری کنید. به دنبال یک زمان دو ساعته در روز بگردید که در آن زمان، تنها فکر کرده و بر روی کار تمرکز کنید.
سپس محیط اطراف خود را به شکلی تنظیم کنید تا بتوانید بدون هیچگونه وسوسهای بر روی وظایف دشوار خود تمرکز کنید. مثلاً گوشی خود را بر روی حالت هواپیما گذاشته و اعلانات رایانه خود را خاموش کنید.
■ پذیرای بازخوردها باشید.
اگر شما به انتقاداتِ کار خود گوش فرا ندهید، هرگز در کار خود رشد نخواهید کرد. در این صورت مردم نه تنها تمایلی به کار با شما نخواهند داشت، بلکه ممکن است که مشاورههای شما را نیز در نظر نگیرند.
● چگونه این مهارت را توسعه دهید؟
هین و استون پیشنهاد میکنند که به جای اشتباه دانستن حرف دیگران، راهبرد دیگری را مورد استفاده قرار دهید و بگویید که "این انتقاد شما جالب توجه است، من میخواهم درک بیشتری داشته باشم که چرا ما سر این موضوع با هم اختلاف داریم." با درخواست جزئیات، شما میتوانید رفتارهای ریشهای و مشاهداتی را که منجر به این قضاوت شده است را درک کنید.
■ مسئولیتپذیر بودن
اینکه شما با شور و اشتیاق برای پروژهای جدید داوطلب شوید یک طرف ماجرا است و طرف دیگر ماجرا به اتمام رساندن آن پروژه است.
بر اساس یک تحقیق بر روی تعهد بیش از حد، دانستن اینکه پروژههای بعدی چه مقداری از زمان ما را میگیرند بسیار سخت خواهد بود، به همین دلیل ما یک پروژه را دست کم میگیریم و انتظار داریم که در آینده وقت بیشتری داشته باشیم. علاوه بر آن مردم معمولا مقدار زمانی را که یک پروژه نیاز دارد را دست کم میگیرند.
● چگونه این مهارت را توسعه دهید؟
تعیین کنید که یک پروژه چه مقدار زمان میبرد، سپس ۲۵ الی ۵۰ درصد به آن زمان اضافه کنید و سپس وعده آن را در پایانی طولانیتر برآورد کنید. در بهترین حالت ممکن، شما زودتر از موعد مقرر کار را تمام میکنید.
اگر به طور مرتب در معرض محدودیتها قرار میگیرید، برنامهریزیهای خود را بر اساس بهترین وضعیتها قرار ندهید. به این ترتیب شما با اینگونه برنامهریزی، به جلسات غیرمنتظره و محدودیتهای خود رسیده و به عنوان شخصی کاملا قابل اعتماد شناخته میشوید.
منبع: Business insider
✳️ چگونه یک سوال آسانسوری بپرسیم؟
✅ فرض کنید یک مشتری بالقوه به ما میگوید: «برای این که این محصول را به من معرفی و من را متقاعد کنی آن را بخرم، فقط ۶۰ ثانیه وقت داری!»
■ اکثر فروشندگان مبتدی وقتی در چنین شرایطی گیر میکنند، تصور میکنند باید مهمترین منفعت یا مزیت رقابتی محصولشان را خیلی فشرده و سریع توضیح بدهند.
■ اما فروشندگان حرفهای به خوبی میدانند که باید از این زمان ۶۰ ثانیهای برای برانگیختن حس کنجکاوی مشتری استفاده کنند و برای این منظور باید از او یک سری سوالات کوتاه ولی مهم بپرسند که اصطلاحاً به آن «سوالات آسانسوری» میگوییم.
■ برای مثال، چند وقت پیش بود که با مدیرعامل یک شرکت بزرگ بیمه برای عقد قرارداد مشاورهای جلسه داشتم و این فرد به من گفت: «وقت زیادی برای گفتگو ندارم و لطفاً خیلی سریع بگویید که چرا باید از خدمات مشاورهای شما استفاده کنیم؟»
■ من در پاسخ به این سوال مشتری، به جای توضیح توانمندیها و سوابق کاریام، از او پرسیدم: «چرا در سال گذشته بیشتر از ۶۰ درصد تماسهایتان با مشتریان بالقوهتان به نتیجه نرسید و شکست خورد؟»
■ این سوال که یک نوع سوال آسانسوری است، مشتری را تشویق کرد که شروع به توضیح دادن کند و در نتیجه، جلسهای که قرار بود نهایتا پنج دقیقه طول بکشد، بیش از دو ساعت طول کشید و در نهایت قرارداد مشاوره هم امضا شد.
■ پس برای مذاکره با مشتریانی که عجله دارند یا میخواهند ما را در فشار زمانی قرار بدهند، نباید روی توضیح سریع و فشردۀ مزایای محصولمان تمرکز کنیم، بلکه باید با طرح یک سوال کوتاه ولی بسیار مهم، آنها را به حرف زدن تشویق کنیم و سپس در طول صحبتهایشان، به آنها ثابت کنیم که میتوانیم مشکلاتشان را حل کنیم.
✅ فرض کنید یک مشتری بالقوه به ما میگوید: «برای این که این محصول را به من معرفی و من را متقاعد کنی آن را بخرم، فقط ۶۰ ثانیه وقت داری!»
■ اکثر فروشندگان مبتدی وقتی در چنین شرایطی گیر میکنند، تصور میکنند باید مهمترین منفعت یا مزیت رقابتی محصولشان را خیلی فشرده و سریع توضیح بدهند.
■ اما فروشندگان حرفهای به خوبی میدانند که باید از این زمان ۶۰ ثانیهای برای برانگیختن حس کنجکاوی مشتری استفاده کنند و برای این منظور باید از او یک سری سوالات کوتاه ولی مهم بپرسند که اصطلاحاً به آن «سوالات آسانسوری» میگوییم.
■ برای مثال، چند وقت پیش بود که با مدیرعامل یک شرکت بزرگ بیمه برای عقد قرارداد مشاورهای جلسه داشتم و این فرد به من گفت: «وقت زیادی برای گفتگو ندارم و لطفاً خیلی سریع بگویید که چرا باید از خدمات مشاورهای شما استفاده کنیم؟»
■ من در پاسخ به این سوال مشتری، به جای توضیح توانمندیها و سوابق کاریام، از او پرسیدم: «چرا در سال گذشته بیشتر از ۶۰ درصد تماسهایتان با مشتریان بالقوهتان به نتیجه نرسید و شکست خورد؟»
■ این سوال که یک نوع سوال آسانسوری است، مشتری را تشویق کرد که شروع به توضیح دادن کند و در نتیجه، جلسهای که قرار بود نهایتا پنج دقیقه طول بکشد، بیش از دو ساعت طول کشید و در نهایت قرارداد مشاوره هم امضا شد.
■ پس برای مذاکره با مشتریانی که عجله دارند یا میخواهند ما را در فشار زمانی قرار بدهند، نباید روی توضیح سریع و فشردۀ مزایای محصولمان تمرکز کنیم، بلکه باید با طرح یک سوال کوتاه ولی بسیار مهم، آنها را به حرف زدن تشویق کنیم و سپس در طول صحبتهایشان، به آنها ثابت کنیم که میتوانیم مشکلاتشان را حل کنیم.