مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ سؤالات ارزشمندی که برای رسیدن به موفقیت باید از خود بپرسید!

✅ آیا تاکنون درباره کارهایتان فکر کرده‌اید یا همیشه کارهای خود را بدون اشتیاق و تمایل انجام می دهید؟ خیلی از افراد موفق دائماً از خودشان سؤال می کنند و از این طریق عملکرد خود را مورد ارزیابی قرار می دهند.

🟢برای مثال استیو جابز می گوید: "اگر امروز آخرین روز زندگی‌ام بود، آیا همان کاری را انجام می دادم که قرار است انجام دهم؟" این جمله‌ی ارزشمند از استیو جابز، اهمیت سؤال کردن از خود را برای دست یابی به موفقیت به نمایش می گذارد.

🔵سؤال کردن از خود به منظور قضاوت یا انتقاد از خود نیست، بلکه برای این است اهداف، شرایط و کارهایی که برای رسیدن به آن‌ها انجام می دهید، به‌طور بی‌طرفانه ارزیابی شود. این تمرین بسیار خوبی است که باعث تفکر بیشتر درباره خودتان و موفقیت در کار و زندگی می شود.
در ادامه‌، ۵ سؤال ساده را بیان می کنیم که افراد موفق هر روز از خود می پرسند:

🟫آیا در جایگاه شغلی درستی قرار گرفته‌ام؟
اگر برای شغل خود اشتیاق نداشته باشید، برای غلبه بر موانع و مشکلاتی که زندگی در سر راه موفقیت‌تان قرار می دهد هم انگیزه ای نخواهید داشت. حتی وقتی کار خود را با شور و اشتیاق شروع می کنید، باز هم ممکن است به مرور زمان اشتیاقتان از بین برود. پس بسیار مهم است که به طور مداوم انگیزه‌ی خود را بررسی کنید.
اگر فکر می کنید اشتیاق کمتری دارید و بی‌انگیزه هستید، شاید برای بالا بردن انگیزه و انرژی‌تان در کسب و کار به یک تغییر اساسی نیاز داشته باشید.

🟧آیا از اشتباهات خود عبرت می گیرم؟
خیلی از ایده‌ها به شکست می خورند. این امر طبیعی است و هیچ اشکالی ندارد. مهم این است که شما از اشتباهات خود درس بگیرید و اشتباهی را دوبار تکرار نکنید. وقتی به مشکلی برخورد می کنید، زمانی را برای ارزیابی آن اشتباه در نظر بگیرید و ببینید چه چیزی باید تغییر کند و چطور می توانید از تکرار آن اشتباه در آینده ممانعت کنید.

🟨آیا من توانایی‌های خود را گسترش می دهم؟
برای این که به موفقیت برسید، باید مدام حد‌و‌مرزهای خود را گسترش دهید، نه این که در یک مسیر همیشگی حرکت کنید. افرادی که در حرفه‌ی شما موفق هستند، همیشه در حال پیشروی‌اند و توانایی‌هایشان را گسترش می دهند. تعیین اهداف جدیدتر و تلاش برای دست‌یابی به آن‌ها، شور و اشتیاق شما را بیشتر می کند و باعث می شود در مسیر رسیدن به موفقیت تا جایی که می توانید تلاش کنید.

🟪راه حل‌های درازمدت من چیست؟
یکی از سؤالاتی که باید از خود بپرسید، این است که چه راهکارهایی وجود دارد که به من امکان برنامه ریزی بهتر و دقیق‌تر را می دهد. اگر می‌خواهید بهتر و سریع‌تر کار کنید، به دنبال راهکارهایی باشید که به شما در انجام این کار کمک می رساند. نقشه‌ای بریزید تا شما را از جایی که هستید، به جایی که می خواهید بروید، برساند. البته در این نقشه، احتمال شکست را هم در نظر بگیرید.

⬛آیا هنوز باور دارم که این کار را انجام خواهم داد؟
برای رسیدن به موفقیت، باید به خود و چیزی که می خواهید به آن برسید، ایمان داشته باشید. حتی بزرگ‌ترین اهداف هم بدون باور به خود و اطمینان از این که می توانید به آن‌ها برسید، هیچ ارزشی ندارد. پیش از این که انتظار داشته باشید اطرافیان شما را باور کنند، باید خود به توانایی‌هایتان ایمان داشته باشید. گاهنامه مدیر
✳️ ۳ مهارتی که کیفیت کار شما را بهبود می‌بخشد.

✅ پرورش مهارت‌های مناسب، در شغل شما تفاوت بزرگی ایجاد خواهد کرد؛ این مهارت‌ها می‌توانند باعث ترفیع در شغل شما شده یا باعث شوند تا شغل مورد علاقه خود را پیدا کنید؛ اگر این مهارت‌ها را پرورش ندهید باعث می‌شود که شما در شغلی که دوست ندارید مشغول به کار شوید یا اینکه فرصت‌هایی را که منتظر به دست آوردن آن‌ها بودید را از دست بدهید.

🔺اما سوال اینجا است که مهارت‌های مناسب کدام هستند؟ چه شما یک حرفه‌ای کارآزموده هستید یا به تازگی وارد نیروی کار شده‌اید، این سه مهارت در هرصورت به شما کمک شایانی خواهد کرد:

■ تمرکز
کال نیوپورت، نویسنده‌ی کتاب "کار عمیق"، منافع تمرکز شدید، هنگامی که غرق در کار هستید را مشخص می‌کند. نیوپورت با سه دلیل مثال می‌زند که چرا این مهارت، مهارتی بسیار ارزشمند است. اول اینکه، این دوره از تلاش‌های متمرکز به شما اجازه می‌دهد تا بهره‌ورتر باشید. دوم اینکه، اکثر مردم تمایل دارند تا کارهای آسان‌تر را به جای کارهای سخت‌تر انجام دهند؛ این مهارت باعث می‌شود تا در مقابل این تمایلات ایستادگی کنید. سوم اینکه، این مهارت، استفاده شما از استعدادهایتان را به حداکثر می‌رساند.

● چگونه این مهارت‌ را توسعه دهید؟
هنگامی که شما به طور مداوم به خاطر رفتن به جلسات حواستان پرت می‌شود تقریبا غیرممکن است که بخواهید بر روی کاری تمرکز کنید. این مشکل را با در نظر گرفتن بخشی از روز برای تمرکز بر روی کار حل کنید و در این زمان مشخص، از رفتن به هرگونه جلسه‌ای خودداری کنید. به دنبال یک زمان دو ساعته در روز بگردید که در آن زمان، تنها فکر کرده و بر روی کار تمرکز کنید.
سپس محیط اطراف خود را به شکلی تنظیم کنید تا بتوانید بدون هیچ‌گونه وسوسه‌‌ای بر روی وظایف دشوار خود تمرکز کنید. مثلاً گوشی خود را بر روی حالت هواپیما گذاشته و اعلانات رایانه خود را خاموش کنید.

■ پذیرای بازخوردها باشید.
اگر شما به انتقاداتِ کار خود گوش فرا ندهید، هرگز در کار خود رشد نخواهید کرد. در این صورت مردم نه تنها تمایلی به کار با شما نخواهند داشت، بلکه ممکن است که مشاوره‌های شما را نیز در نظر نگیرند.

● چگونه این مهارت را توسعه دهید؟
هین و استون پیشنهاد می‌کنند که به جای اشتباه دانستن حرف دیگران، راهبرد دیگری را مورد‌ استفاده قرار دهید و بگویید که "این انتقاد شما جالب توجه است، من می‌خواهم درک بیشتری داشته باشم که چرا ما سر این موضوع با هم اختلاف داریم." با درخواست جزئیات، شما می‌‎توانید رفتار‌های ریشه‌ای و مشاهداتی را که منجر به این قضاوت شده است را درک کنید.

■ مسئولیت‌پذیر بودن
اینکه شما با شور و اشتیاق برای پروژه‌ای جدید داوطلب شوید یک طرف ماجرا است و طرف دیگر ماجرا به اتمام رساندن آن پروژه است.
بر اساس یک تحقیق بر روی تعهد بیش از حد، دانستن اینکه پروژه‌های بعدی چه مقداری از زمان ما را می‌گیرند بسیار سخت خواهد بود، به همین دلیل ما یک پروژه را دست کم می‌گیریم و انتظار داریم که در آینده وقت بیشتری داشته باشیم. علاوه‌ بر آن مردم معمولا مقدار زمانی را که یک پروژه نیاز دارد را دست کم می‌گیرند.

● چگونه این مهارت را توسعه دهید؟
تعیین کنید که یک پروژه چه مقدار زمان می‌برد، سپس ۲۵ الی ۵۰ درصد به آن زمان اضافه کنید و سپس وعده آن را در پایانی طولانی‌تر برآورد کنید. در بهترین حالت ممکن، شما زودتر از موعد مقرر کار را تمام می‌کنید.
اگر به طور مرتب در معرض محدودیت‌ها قرار می‌گیرید، برنامه‌ریزی‌های خود را بر اساس بهترین وضعیت‌ها قرار ندهید. به این ترتیب شما با این‌گونه برنامه‌ریزی، به جلسات غیرمنتظره و محدودیت‌های خود رسیده و به عنوان شخصی کاملا قابل اعتماد شناخته می‌‌شوید.
منبع: Business insider
✳️ چگونه یک سوال آسانسوری بپرسیم؟

✅ فرض کنید یک مشتری بالقوه به ما می‌گوید: «برای این که این محصول را به من معرفی و من را متقاعد کنی آن را بخرم، فقط ۶۰ ثانیه وقت داری!»

■ اکثر فروشندگان مبتدی وقتی در چنین شرایطی گیر می‌کنند، تصور می‌کنند باید مهم‌ترین منفعت یا مزیت رقابتی محصول‌شان را خیلی فشرده و سریع توضیح بدهند.

■ اما فروشندگان حرفه‌ای به خوبی می‌دانند که باید از این زمان ۶۰ ثانیه‌ای برای برانگیختن حس کنجکاوی مشتری استفاده کنند و برای این منظور باید از او یک سری سوالات کوتاه ولی مهم بپرسند که اصطلاحاً به آن «سوالات آسانسوری» می‌گوییم.

■ برای مثال، چند وقت پیش بود که با مدیرعامل یک شرکت بزرگ بیمه برای عقد قرارداد مشاوره‌ای جلسه داشتم و این فرد به من گفت: «وقت زیادی برای گفتگو ندارم و لطفاً خیلی سریع بگویید که چرا باید از خدمات مشاوره‌ای شما استفاده کنیم؟»

■ من در پاسخ به این سوال مشتری، به جای توضیح توانمندی‌ها و سوابق کاری‌ام، از او پرسیدم: «چرا در سال گذشته بیشتر از ۶۰ درصد تماس‌هایتان با مشتریان بالقوه‌تان به نتیجه نرسید و شکست خورد؟»

■ این سوال که یک نوع سوال آسانسوری است، مشتری را تشویق کرد که شروع به توضیح دادن کند و در نتیجه، جلسه‌ای که قرار بود نهایتا پنج دقیقه طول بکشد، بیش از دو ساعت طول کشید و در نهایت قرارداد مشاوره هم امضا شد.

■ پس برای مذاکره با مشتریانی که عجله دارند یا می‌خواهند ما را در فشار زمانی قرار بدهند، نباید روی توضیح سریع و فشردۀ مزایای محصول‌مان تمرکز کنیم، بلکه باید با طرح یک سوال کوتاه ولی بسیار مهم، آنها را به حرف زدن تشویق کنیم و سپس در طول صحبت‌هایشان، به آنها ثابت کنیم که می‌توانیم مشکلات‌شان را حل کنیم.
خطاهای شناختی؟!
❤1
سی ویژگی یک فرد پلورالیست

دکتر محمود سریع‌القلم

۱. به کسی نمی‌گوید مثل من باش؛
۲. تلاش می‌کند دنیای هر فردی را کشف کند؛
۳. تفاوت‌های خود با اطرافیانش را فرصت تلقی می‌کند؛
۴. می‌گذارد دیگران بدی‌ها و خوبی‌ها را خودشان تجربه کنند؛
۵. به جای خشم، عصبانیت و کلام، بیشتر از زبان بدن استفاده می‌کند؛
۶. اکثر واکنش‌های او به اسلحۀ سکوت مجهز هستند؛
۷. سالها سکوت می‌کند تا افراد متوجه اشتباهاتشان شوند؛
۸. گذشتۀ خودش در یک سی دی همیشه جلوی چشمش است؛
۹. این باعث می‌شود به خودش بگوید همه یک سی دی دارند؛
۱۰. چون ضعف‌های خودش را نوشته، به ندرت در پی عیب جویی دیگران است؛
۱۱. قضاوت‌هایش در مورد دیگران را بارها و بارها تجدید نظر می‌کند؛
۱۲. چون سینوس‌های ذهن و عمل عمر خود را ترسیم کرده، برای دیگران هم سینوس قائل است؛
۱۳. به دنبال خوب و بد نیست، در پی ترکیب‌های مختلف رنگهاست؛
۱۴. به کسی نمی‌گوید شما بی سواد هستید، فکر می‌کند بهتر است بگوید: ما متون مختلف خوانده‌ایم؛
۱۵. قبل از آنکه در مورد فرد حسودی قضاوت کند، سعی می‌کند بفهمد چرا او حسود است؛
۱۶. روزی یک ساعت برای شناسایی اختلالات رفتاری و روحی خود وقت می‌گذارد؛
۱۷. ناراحتی و گلۀ خود از کسی را پخش نمی‌کند؛
۱۸. در جمع به کسی نمی‌گوید: من صد در صد با شما مخالفم. می‌گوید: اجازه دهید از زاویۀ دیگری، نظرم را بیان کنم؛
۱۹. بسیار وقت می‌گذارد تا بفهمد چرا انسانها اینقدر متفاوتند؛
۲۰. چون متفاوت بودن را حق انسانها می‌داند، واکنش‌ها و سخنان او نیش ندارد؛
۲۱. بر افق‌ها و برنامه‌های خود متمرکز است. از افق‌ها و برنامه‌های دیگران می‌آموزد؛
۲۲. چون تجربیات و زندگی خود را خاص می‌داند، خود را با کسی مقایسه نمی‌کند؛
۲۳. افراد و مسائل اطراف خود را با دقت بررسی می‌کند و به صورت دیتا در مخزن ذهن برای ارزیابی بعد ذخیره می‌کند؛
۲۴. خود را از دالان سخت‌ترین آموزش‌ها گذرانده تا حریم دیگران را رعایت کند؛
۲۵. هر انسانی را یک کهکشان می‌داند. کوشش می‌کند او را بفهمد؛
۲۶. نه دنبال مُرید می‌گردد و نه مراد کسی است؛
۲۷. مورد انتقاد قرار گرفتن را، متفاوت بودن افراد تلقی می‌کند؛
۲۸. داوطلب نمی‌شود دیگری را تغییر دهد. اگر از او خواسته شود، نظر خود را در میان صدها نظر توضیح می‌دهد؛
۲۹. با کلام، رفتار و اطمینان بخشی نمی‌گذارد دیگران نسبت به او احساس نا امنی کنند؛
۳۰. دیگران صرفاً از حضورش در کنارشان لذت می‌برند.

ارسال نظر

کانال تلگرام 👇
https://t.me/sariolghalam
❤1👍1
✳️ برخی کسب و کارها فقط در مقیاس بزرگ ، بهره‌وری دارند !

✅ وقتی شوماخر ، اقتصاد دان آلمانی ، کتاب کوچک زیباست را در سال ۱۹۶۸ نوشت بسیار مورد تحسین قرار گرفت.
شوماخر در آن کتاب استدلال کرده بود که یک اقتصاد متشکل از کسب و کار کوچک ، اقتصاد انسانی است .
و بدین ترتیب مدت هاست که این موضوع به یکی از مهمترین ایده های اقتصادی در جهان بدل شده است اما در سال ۲۰۱۸ با پژوهش و بررسی آمارها و شاخص های اقتصادی ، ایده ای در حال انتشار است که کسب و کارهای کوچک بسیاری از کارکردهایی که مدت هاست تبلیغ می شود را ندارند .

■ نظرات آقای اتکینسون استاد برجسته دانشگاه MIT که در کتاب بزرگ زیباست مطرح و با آمار و مستندات و شواهد ،اثبات شد :

■ او می گويد در واقع کسب و کارهای کوچک نه عامل رفاه هستند نه مبنای دموکراسی نه مولد اشتغال و نه اثر گذار در نوآوری و نه بهره وری مناسبی دارند .
این محققین و اندیشمندان با تکیه بر شواهدآماری در اقصی نقاط دنیا بیان می دارند :
هر چه کشوری فقیر تر باشد درصد بیشتری از مردم آن خود اشتغال هستند .
بعنوان مثال در سال ۲۰۱۶ در کشور بروندی حدود ۹۰ درصد مردم خود اشتغال هستند و در آمریکا حدود ۶ درصد خود اشتغالند.

■ اثبات شده است که :
فقط در بعضی صنایع که ذاتا کوچک هستند باید بنگاه های کوچک و کسب و کارهای کوچک وجود داشته باشند .


■ مطالعه بانک جهانی از ۷۶ کشور هیچ مدرکی پیدا نکرد که نشان دهد حمایت از کسب و کارهای متوسط و کوچک مقیاس به کاهش فقر کمک می کند .
در خصوص اجماع در خصوص اهمیت بنگاه های بزرگ برای رشد اقتصادی و توسعه کشورها می توان به استراتژی نوآوری سازمان توسعه و همکاری اقتصادی در سال ۲۰۱۵ اشاره کرد که در آن تاکید می شود باید به سمت افزایش مقیاس شرکت ها حرکت کرد.
این اندیشمندان تاکید دارند که فقط در برخی از بخش های خدماتی و تولیدی می توان از بنگاه های کوچک استفاده کرد.
و فقط در بخش های غیرمولد بنگاه کوچک کارآمد و اثرگذار است .
بعنوان مثال مگا مال ها و پاساژهای بزرگ اینچنین هستند .

■ طی چند دهه تعداد زیادی بانک و شرکت های بیمه بازرگانی در کشور با اسم رمز رقابت ایجاد شد آیا واقعا رقابت افزایش خدمات مطلوب و شایسته ایجاد شد ؟ آیا افزایش تعداد شرکت های بیمه باعث افزایش نوآوری و خلاقیت در ارائه خدمات شد ؟ آیا ضریب نفوذ بیمه در ایران افزایش یافت ؟
یکی از دلایل افزایش پایه پولی کشور و افزایش نقدینگی ، بانک ها هستند !
ارمغان افزایش تعداد بانک ها ایجاد ناترازی بانک ها است و افزایش NPL !

■ ادغام در بسیاری از کشورها از جمله ژاپن و کره جنوبی منجر به رشد و پیشرفت و توسعه اقتصادی شده است ...

■ وجود چند شرکت بزرگ بیمه بازرگانی توانگر و توانمند بهتر از تعداد زیادی شرکت کوچک و ضعیف و ورشکسته است !

🔺️نتایج مهم :

۱- بنگاه های کوچک راه حل معضل اشتغال نیست .

۲-برای توسعه و رشد اقتصادی پایدار وجود دولت توسعه گرا ضروری است .

۳- بنگاه های بزرگ ارزش افزوده زیادی ایجاد می کنند .

۴- ایجاد هر شغلی کارآفرینی نیست .

۵ - نظارت پذیری ارتباط معنا داری با بزرگی بنگاه ندارد و فقط به ساختار کارآمد اداری و بوروکراسی وابسته است .
بازنشرازکانال اقتصاددان
✳️ راز پیشرفت مداوم

✅ چگونه با تغییرات کوچک به نتایج بزرگ برسیم؟
اغلب فکر می‌کنیم برای موفقیت باید تغییرات عظیمی ایجاد کنیم، اما بهبودهای کوچک و مداوم (۱٪) می‌توانند به نتایج شگفت‌انگیزی منجر شوند. این اصل، که ریشه در علم رفتار دارد، بر قدرت انباشت پیشرفت‌های کوچک تأکید دارد. ،

■ سه گام برای به‌کارگیری اصل ۱٪

۱. یک عادت کوچک انتخاب کنید؛
به جای اهداف بزرگ، روی عادات کوچک تمرکز کنید. مثلاً: روزانه ۱۰ دقیقه مطالعه کنید به جای "خواندن ۵ کتاب در ماه".

۲. محیط را برای موفقیت آماده کنید؛
محیط خود را طوری طراحی کنید که عادت جدید آسان شود. کتاب را روی میز کارتان بگذارید یا اعلان‌های گوشی را خاموش کنید.

۳. پیشرفت را ردیابی کنید؛
از یک دفترچه یا اپلیکیشن برای ثبت پیشرفت روزانه استفاده کنید. این کار انگیزه شما را حفظ می‌کند و نشان می‌دهد چگونه ۱٪‌ها جمع می‌شوند.
اصل ۱٪ به ما می‌آموزد که موفقیت، نتیجه قدم‌های کوچک اما مداوم است. از امروز، یک تغییر ۱٪ ایجاد کنید و شاهد رشد تصاعدی خود باشید!
کاربردهای مهندسی صنایع درصنعت
✳️ "مدیریت مبتنی بر چابکی" سازمان‌ها را برای آینده آماده می‌کند

✅ "مدیریت مبتنی بر چابکی"، که ریشه در روش‌های توسعه نرم‌افزار چابک (Agile) و نظریه‌های مدیریت انطباق‌پذیر دارد، بر توانایی سازمان برای پاسخ سریع به تغییرات، نوآوری مداوم و همکاری پویا تأکید دارد. این رویکرد، به سازمان‌ها کمک می‌کند تا در محیط‌های پرنوسان و غیرقابل‌پیش‌بینی موفق شوند.

■ سه گام عملی برای پیاده‌سازی مدیریت مبتنی بر چابکی

۱.تشکیل تیم‌های کوچک و خودمختار:

تیم‌های کوچک با اختیارات بالا می‌توانند تصمیم‌گیری را تسریع کنند. تیم‌ها را به گروه‌های ۵ تا ۹ نفره تقسیم کنید و مسئولیت‌های مشخصی به آن‌ها بسپارید.

۲.چرخه‌های کاری کوتاه:

استفاده از بازه‌های زمانی کوتاه (اسپرینت‌ها) برای اجرای پروژه‌ها، بازخورد سریع و بهبود مستمر را ممکن می‌سازد. پروژه‌ها را به فازهای ۲ تا ۴ هفته‌ای تقسیم کنید.

۳.فرهنگ بازخورد و یادگیری: مطالعات نشان می‌دهد که سازمان‌های چابک با بازخورد مداوم، تا ۲۰ درصد نوآوری بیشتری دارند. جلسات بازبینی منظم برگزار کنید تا تیم‌ها از موفقیت‌ها و شکست‌ها درس بگیرند.

■ مدیریت مبتنی بر چابکی، به ما می‌آموزد که موفقیت در گرو انطباق‌پذیری و همکاری پویاست. سازمان‌های چابک نه‌تنها در برابر تغییرات مقاوم‌اند، بلکه از آن‌ها به‌عنوان فرصتی برای رشد استفاده می‌کنند.
کاربردهای مهندسی صنایع درصنعت
✳️ توافق با آمریکا 500 هزار میلیارد تومان به بودجه کمک خواهد کرد

🔹 دکتر مسعود نیلی، اقتصاددان در چهارمین نشست از سلسله نشست‌های تحلیل وضعیت اقتصادی و ین‌الملل ایران در صورت توافق با آمریکا که توسط مرکز پژوهش‌های اتاقایران در خردادماه سال جاری برگزار شد، گفت: بزرگ‌ترین محدودیت امروز اقتصاد ایران، انرژی است. اصلاح قیمت انرژی دو سیگنال مهم می‌فرستد: یکی به مصرف‌کننده برای تغییر رفتار، و دیگری به صنعت و نیروگاه‌ها برای به‌روزرسانی تکنولوژی. اما حتی با افزایش قیمت، به دلیل عدم به روزرسانی تکنولوژی، تا مدتی خاموشی ادامه خواهد داشت.

🔹به گفته دکتر نیلی، در سال ۱۴۰۴ و به‌ویژه ۱۴۰۵ شاهد رشد اقتصادی قابل‌توجهی خواهیم بود. آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده، اثر دومرحله‌ای دارد. گرچه این دارایی‌ها مستقیماً بر بودجه تأثیر ندارند، اما افزایش صادرات نفت ممکن است تا ۵۰۰ هزار میلیارد تومان (چیزی حدود ۸ درصد) به بودجه کمک می‌کند.
✳️ فارغ‌‏‌التحصیل‌‏‌های MBA در پیدا کردن کار به مشکل برخورده‌‏‌اند

🔹برنامه‌‌‌های MBA (کارشناسی مدیریت کسب و کار)، زمانی سکوی پرتابی مطمئن برای ورود به شغل‌‌‌های پردرآمد محسوب می‌‌‌شدند.

🔹اما حالا فارغ‌‌‌التحصیلان آنها به دلیل کمبود فرصت‌‌‌های شغلی در وال استریت و شرکت‌های بزرگ آمریکایی با مشکل زیادی مواجه شده‌‌‌اند.

🔹در هر هفت دانشگاه برتر کشور (M۷)، آمار اشتغال فارغ‌‌‌التحصیلان از سال ۲۰۲۱ رو به کاهش بوده و پیش‌‌‌بینی می‌شود امسال هم وضعیت بهبود نیابد.

🔹این شرایط، دانشجویان را مضطرب و نگران کرده که با مدارک گران‌‌‌قیمتشان چه خواهند کرد.

🔹به طور سنتی، دانشکده‌‌‌های برتر کسب و کار آمریکا این‌‌‌گونه عمل می‌‌‌کردند: دانشجویان با یک رزومه قوی و پرداخت شهریه‌‌‌ای که حالا به بیش از ۱۵۰ هزار دلار می‌‌‌رسد، به شبکه‌‌‌ای از فارغ‌‌‌التحصیلان و مسیرهای داخلی برای رسیدن به پست‌‌‌های پردرآمد در زمینه‌‌‌هایی مانند بانکداری سرمایه‌‌‌گذاری، سرمایه‌‌‌گذاری خطرپذیر و سهام خصوصی دسترسی پیدا می‌‌‌کردند. این وعده، به ویژه برای دانشجویانی که شهریه خود را از جیب پرداخت می‌‌‌کردند، بسیار مهم بود.

🔹اما دیگر این بازگشت سرمایه تضمین‌‌‌شده نیست. رشد شغلی در بخش‌‌‌های اداری کُند شده و افزایش دستمزد در بخش خصوصی رو به کاهش است.

🔹اخراج‌‌‌های گسترده و پر هیاهو ظاهرا در همه جا دیده می‌شود؛ از شرکت‌های بزرگ فناوری مانند متا گرفته تا غول‌‌‌های مالی مانند جی‌‌‌پی مورگان.

🔗متن کامل
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4186026
روزنامه دنیای اقتصاد
✳️ نوآوری در ایران جای خود را به کپی‌برداری داده است؟

✅ تنها نگاهی به نقشه استارتاپ‌های ایرانی کافی‌ست تا ردپای آشنایی را ببینیم.
اسنپ که نسخه بومی اوبر است، دیجی‌کالا که از آمازون الهام‌ گرفته، کافه‌بازار در سایه گوگل‌پلی، و صدها نمونه دیگر که فقط با تغییر زبان و رنگ، نمونه‌های خارجی را تقلید کرده‌اند.

این تقلید مداوم پرسشی بنیادین را پیش می‌کشد که آیا اکوسیستم استارتاپی ایران واقعاً توان نوآوری دارد یا فقط در قالب‌های دست‌دوم تنفس می‌کند؟
استارتاپ‌ها قرار است پاسخی باشند به مسأله‌ای حل‌نشده، یا خلق راه‌حلی تازه برای بهبود کیفیت زندگی. اما در ایران، بیشتر استارتاپ‌ها نه مسأله‌محورند، نه بومی‌سازی‌شده واقعی.

آنها اغلب کپی‌هایی هستند از سرویس‌های موفق خارجی، با کمترین میزان تطبیق واقعی با فرهنگ، زیرساخت یا حتی نیاز مخاطب ایرانی.
برای نمونه، اسنپ را در نظر بگیریم. با وجود آن‌که از نظر فنی و تجاری موفق بوده، اما از نظر ایده‌پردازی، چیزی جز نسخه‌ای بومی‌شده از Uber نیست.

تمام الگوی مدل کسب‌وکار، معماری محصول، تجربه کاربری و حتی سیستم امتیازدهی دقیقاً از اوبر برداشته شده‌اند.
این موضوع درباره دیجی‌کالا نیز صدق می‌کند؛ فروشگاهی آنلاین که شباهت ساختاری آن به Amazon به‌اندازه‌ای‌ست که بسیاری از کارمندان فنی دیجی‌کالا در دوره‌های آموزشی خود مستقیماً از مستندات آمازون استفاده می‌کردند.

اما آیا این به‌خودی‌خود بد است؟ نه الزاماً. بسیاری از کشور‌ها در مراحل اولیه توسعه فناوری از تجربه دیگران الهام می‌گیرند.
اما نکته در این‌جاست که ایران سال‌هاست در مرحله “الهام‌گیری” گیر کرده و به مرحله خلق عبور نمی‌کند. اکوسیستمی که در آن، نوآوری تقلیل یافته به بازآفرینی ابزار‌های دیگران، نمی‌تواند ادعای استقلال یا پیشرفت فناورانه داشته باشد.

📎لينك متن کامل:
https://bahrevarnews.ir/?p=18379
❤1👍1
🔲⭕️کالبدشکافی پیش از مرگ توسط تیم های قرمز
مجتبی لشکربلوکی

معمولا بدن کسی که کشته شدنش مشکوک است را کالبدشکافی می کنند. نه فقط مرگ های مشکوک، به تمام فعالیت‌ها و بررسی‌هایی که پس از فوت یک فرد انجام می‌گیرد تا علت، نحوه، زمان و شرایط مرگ مشخص شود می گویند معاینه پس از مرگ یا Postmortem. آیا پیش از مرگ هم کالبدشکافی می شود؟ قاعدتا نه! ولی در دنیای مدیریت و استراتژی بله!

تکنیک Premortem یک تکنیک قدرتمند در مدیریت ریسک و تصمیم‌گیری است که توسط روانشناس معروف، گری کلاین، ابداع شد. هدف اصلی آن، شناسایی و کاهش نقاط ضعف مخفی یک پروژه یا تصمیم پیش از اجرای آن است. به جای اینکه بعد از شکست، علت‌یابی و کالبدشکافی کنیم، در این روش پیش از وقوع، شکست را تصور می‌کنیم و به دلایل آن فکر می کنیم

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
به طور سنتی، تیم‌ها پس از اتمام یک پروژه یا اجرای یک استراتژی، یک کالبدشکافی پس از مرگ برگزار می‌کنند تا درس‌هایی برای آینده بیاموزند. کالبدشکافی پیش از مرگ دقیقاً برعکس عمل می‌کند.
گام های اصلی آن چنین است:
۱) تصور شکست: از اعضای تیم بخواهید تصور کنند که استراتژی/پروژه به طور کامل شکست خورده.

۲) طوفان فکری برای دلایل شکست: از هر فرد بخواهید به صورت مستقل، حداقل ۵ تا ۱۰ دلیل معتبر (و نه دلایل پیش‌پاافتاده) برای این شکست فاجعه‌بار بنویسد. این دلایل می‌توانند شامل هر چیزی باشند: مشکلات فنی، اختلافات تیمی، تغییرات بازار، رقبا، مشکلات مالی، مسائل رگولاتوری، اتفاقات پیش‌بینی نشده و...

۳) جمع‌آوری و دسته‌بندی: دلایل جمع‌آوری شده را از همه اعضا دریافت کرده و آن‌ها را در یک لیست واحد (بدون تکرار) گردآوری کنید.

۴) اولویت بندی: دلایل را بر اساس احتمال وقوع و شدت تأثیرشان بر شکست پروژه اولویت‌بندی کنید.

۵) طراحی اقدامات سه گانه: برای هر یک از دلایل اصلی شکست، اقدامات پیشگیرانه (برای جلوگیری از وقوع آن) و یا اقدامات جبرانی (برای کاهش تأثیر آن در صورت وقوع) و یا اقدامات آلترناتیو (برای سوئیچ کردن از برنامه الف به ب) طراحی کنید

چرا کالبدشکافی پیش از مرگ مهم است؟
◽️دلیل اول: این تکنیک راهی برای خنثی کردن سوگیری خوش‌بینی به عنوان یکی از خطاهای مهم شناختی است. انسان‌ها به طور طبیعی خوش‌بین هستند و تمایل دارند نقاط ضعف احتمالی را نادیده بگیرند.

◽️دلیل دوم: تشخیص نقاط کور (آسیب پذیری های پنهان): به دلیل تجربیات، تخصص‌ها و دیدگاه‌های متفاوت اعضای تیم، Premortem می‌تواند نقاط کوری را که در برنامه‌ریزی اولیه نادیده گرفته شده‌اند، آشکار سازد.

◽️دلیل سوم: افزایش آمادگی همزمان ذهنی و روانی: با شناسایی مشکلات احتمالی پیش از وقوع، تیم آمادگی بهتری برای مقابله با چالش‌های واقعی پیدا می‌کند. هم از نظر شناختی (پیش آگاهی) و هم از نظر احساسی (روانی) برای شرایط مختلف و چالش ها آماده تر است.

چه کسی این کار را انجام می دهد؟
هم می توانید خودتان این کار را انجام دهید هم از تکنیک تیم قرمز استفاده کنید که ریشه در حوزه ارتش و امنیت دارد. تیم قرمز چیست؟ گروهی از متخصصان مستقل و باتجربه که با هدف به چالش کشیدن، یافتن نقاط ضعف و کشف آسیب‌پذیری‌ها در یک سیستم، طرح، یا تصمیم‌، به شیوه‌ای تهاجمی (مانند یک دشمن یا رقیب) عمل می‌کنند.

خلاصه؛ آنانکه فقط موفقیت را تصور، تجسم و شبیه سازی می کنند بعدها دچار غافل گیری های استراتژیک می شوند. پس شکست را هم تصور، تجسم و شبیه‌سازی کنید تا احتمال وقوع آن را در دنیای واقعی به حداقل برسانيد. فقط در کتاب های زرد هست که با تجسم مثبت و تصور موفقیت می توان به هدف رسید. دنیای واقعی بی رحم تر از این حرف هاست.

نوبت بعدی که خواستید یک تصمیم استراتژیک بگیرید (چه در زندگی فردی، چه در مدیریت سازمان و چه در اداره کشور)، تیم قرمز را برای کالبدشکافی پیش از مرگ دعوت کنید.

@Dr_Lashkarbolouki
✳️ با ارزش‌ترین استارت‌آپ‌های جهان.
✳️ رهبران خوب برای کارکنان شان فضای امن ایجاد میکنند !

✅ داستان زیر عملکرد سنجیده و موثر رهبری را نشان می دهد که با ایجاد همدلی و فضای امن کاری، دلگرمی کارکنان اش را افزایش داده است. 

■ اب چپمن مدیرعامل یک شرکت بزرگ به نام Barry Wehmiller بود . در سال 2008 با رکود اقتصادی شدیدی که در آمریکا به وجود اومد این شرکت آسیب بزرگی دید. این آسیب در حدی بود که ظرف یک شب حدود 30 درصد سفارشاتشون رو از دست دادند. رقم بسیار بزرگیه. کار به جایی رسید که نمی تونستن از عهده پرداخت حقوق پرسنل بر بیان. چه باید می کردن؟ ساده ترین راه تعدیل نیرو بود. کاهش تعداد نیروها برای اینکه بتونن هزینه هاشون رو کاهش بدهند. لازم بود حدود 10 میلیون دلار پس انداز کنند. هیئت مدیره بحث تعدیل نیرو رو تایید کرد. اما باب به عنوان مدیر عامل مخالفت کرد. باب چپمن به سر شماری (تعداد فیزیکی افراد) یا Head Account معتقد نبود، او معتقد به دل شماری یا Heart Account بود. خوب با این اعتقاد میبینیم که خیلی سخته که تعداد قلب ها رو کم و یا تعدیل کنیم. باب چه کرد؟

🪄به یک برنامه مرخصی اجباری بدون حقوق به مدت یک ماه برای همه پرسنل از جمله خودش فکر کرد. یعنی همه پرسنل از بالا تا پایین سازمان یک ماه حقوق نگیرن و برن مرخصی. افراد هر وقت که می خواستن به انتخاب خودشون میتونستن برن و از این مرخصی استفاده کنن. یعنی در واقع همه افراد در طول سال، یک ماه کمتر حقوق میگرفتن.
باب خیلی زیبا این مطلب رو به پرسنلش اعلام کرد.

🪄به جای اینکه تعدادی از ما خیلی درد و سختی بکشن (تعدیل بشن) همه ی ما کمی درد و سختی می کشیم. نتیجه این نوع عنوان کردن مطلب افزایش دلگرمی در افراد بود.
اتفاق جالبی افتاد و اون این بود که پرسنل باب در این واقعه به هم کمک کردند. کسایی که وضع مالی بهتری داشتند، به جای کسی که وضعش خیلی خوب نبود رفتن مرخصی. بعضیها تا 6 هفته رفتن مرخصی بدون حقوق تا همکارشون 2 هفته بره مرخصی.

💡یک رهبر فضای امنی برای همکارانش ایجاد میکنه تا در این فضای امن دلگرمی افزایش پیدا کنه و افراد به هم اعتماد کنند./انجمن حماین ازتولید
❤4
✳️ داستان غم‌انگیز رفاه

✅ نگاهی به آمارهای مربوط به محصول ناخالص داخلی اعلامی توسط مرکز آمار ایران نشان می‌دهد سرانه محصول ناخالص داخلی کشور در سال ۱۴۰۳، حدود ۵۰درصد سرانه محصول ناخالص داخلی کشور در سال ۱۳۵۵ است.
علت اینکه این مقایسه مابین سال ۱۴۰۳ و ۱۳۵۵ انجام شده، این است که سال ۱۳۵۵، بالاترین درآمد سرانه در تاریخ معاصر کشور را ثبت کرده است. این محاسبات بر پایه قیمت‌های ثابت سال ۱۴۰۰ انجام شده است.

به گفته کارشناسان، سرانه محصول ناخالص داخلی اگرچه به طور کامل وضعیت رفاهی شهروندان را نمایان نمی‌کند، اما یکی از مهم‌ترین شاخص‌هایی است که نشان‌دهنده حجم تولید اقتصادی موجود در کشور به ازای هر نفر است.
علت کاهش حجم اقتصاد ایران در ازای هر نفر این است که در طول 48 سال اخیر، جمعیت ایران با رشد 156درصدی روبه‌رو بوده است اما اقتصاد ایران تنها 28.1درصد رشد کرده است.

کارشناسان علت عدم رشد اقتصادی متناسب با جمعیت در کشور را حکمرانی توزیع‌گرای حاکم بر فضای سیاستگذاری اقتصادی داخلی کشور و اولویت دادن به رویکردهای آرمانی در سیاست خارجی می‌دانند.

ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4186678
Skills_Outlook_مهارت_های_مورد_نیازبرای_آینده_براساس_گزارش_مجمع_جهانی.pdf
1018.2 KB
✳️ مهارت‌های مورد نیاز برای آینده
بر اساس گزارش 2025 مجمع جهانی اقتصاد


✍ فرزاد دهقانیان، ۱۹ خرداد ۱۴۰۴

✅ چه مهارت‌هایی تا سال ۲۰۳۰ بیشترین رشد را دارند؟
چه مشاغلی در حال افول‌اند و چرا؟
چطور می‌توان از حالا برای آینده شغلی آماده شد؟

اگر می‌خواهید بدانید چطور مهارت‌ها در مسیر آینده دگرگون می‌شوند و چگونه برای نقش‌های شغلی فردا آماده شوید، این ارائه نقطه شروع مناسبی است.
برنامه ريزي استراتژيك
👍1
2025_Chandler_Good_Government_Index_Reportگزارش_شاخص_های_حکمرانی.pdf
21.8 MB
✳️ گزارش شاخص حکومت خوب ۲۰۲۵ منتشر شد

ا✅ ین شاخص ۱۲۰ کشور جهان را در شش حوزه رهبری و آینده‌نگری؛
١. ⁠قوانین و سیاست‌های کارآمد
٢. ⁠نهادهای قوی؛
٣. ⁠نظارت مالی؛
٤. ⁠بازارهای جذاب؛
٥. ⁠نفوذ و اعتبار جهانی؛
٦. ⁠و کمک به رشد مردم بررسی می‌کند.

🔺ده کشور اول امسال:
سنگاپور، دانمارک، نروژ، فنلاند، سوئد، سوئیس، هلند، آلمان، امارات متحده عربی و لوکزامبورگ.

🔻ده کشور آخر امسال:
بورکینافاسو، موزامبیک، ایران، مالی، لبنان، نیجریه، زیمباوه، آنگولا، سیرالئون و ونزوئلا.
كانال قواعدبازی
✳️ دالان تاریک قدرت

👤 نوید رئیسی؛ سردبیر روزنامه دنیای اقتصاد

✅ «توسعه اقتصادی لزوما در گرو حکمرانی دموکراتیک نیست؛ گام نهادن در این مسیر نیازمند شکل‌گیری ائتلافی به اندازه کافی گسترده از جامعه و صاحبان قدرت با محوریت ایده توسعه است.» این عبارت، عصاره گفتمان جریان اصلاح‌طلبی در سال‌های اخیر است.
■ ایده توانمندسازی دولت در این فرضیه همان زهدانی بود که نطفه «روزنه‌گشایی»، «وفاق» و سایر توجیه‌های نظری تلاش برای بازگشت به قدرت از آن‌ زاده شد.
■ این جنس رقص نظری با قدرت، شباهت‌هایی با بت‌وارگی جامعه مدنی در نظریه‌پردازی‌های دهه۱۳۷۰ دارد.
■ پس از پیروزی غیرمنتظره محمد خاتمی در انتخابات ۲خرداد۱۳۷۶، روزنامه‌ها، مجلات و با ورود اینترنت به کشور، صفحات مجازی با انبوهی از نظریه‌های رنگارنگ در مورد مردم‌سالاری و اولویت دموکراسی بر توسعه انباشته شد.
■ البته دیری نگذشت که آشکار شد نظریه‌پردازی‌های وطنی همچنان فاقد ریشه‌های مستحکم در زمین واقعیت‌های روز هستند.
■ اصلاح‌طلبان که با بالا رفتن از دیوار سفارت آمریکا، دولت را ساقط کرده بودند، در باد غرور حمایت اجتماعی، به‌سادگی از یاد بردند که ساخت قدرت واقعی در قانون اساسی که خود بنیان‌گذارش بوده‌اند تا چه اندازه پیچیده است.
■ شیفتگی به نظریه‌پردازی‌های مستقل از واقعیت در دوره اصلاحات تا آنجا پیش رفت که مهم‌ترین دستاورد آن دوره یعنی عملکرد مثبت اقتصادی به‌عنوان پاشنه آشیل جریان اصلاح‌طلبی عمل کرد.
■ این جهد نافرجام برای نظریه‌پردازی و بی‌توجهی به واقعیت‌های موجود همچنان دست از سر کشور بر نداشته است.

■ آنچه موج آرای ۲۰میلیونی محمد خاتمی در ۲ خرداد ۱۳۷۶ را رقم زد، گفتمان حق‌محوری بود که جامعه برخاسته از خاکستر جنگ بازتاب خواست‌های خود را در آن مشاهده می‌کرد.
■ گفتمان پدرانه وفاق اما نه تنها با صداهای شنیده‌نشده جامعه امروز ایران فاصله بسیار دارد، بلکه با عدول از حق‌محوری به لحاظ تاریخی نیز راوی عقبگردی تاسف‌بار است.
■در اقتصاد سیاسی، اساسا مفهومی به نام وفاق وجود ندارد؛ وفاق در خوش‌بینانه‌ترین خوانش، برداشتی واژگونه از تاکتیک شناخته شده ائتلاف سیاسی است.
■ وفاق، دمیدن در شیپور ائتلاف سیاسی از سر گشاد آن است؛ از این شیپور صدایی در نخواهد آمد.

■ لحظه‌ای به دولتی بیندیشید که ناگزیر از اعلام برنامه قطعی برق به شهروندان و بنگاه‌ها است، اما در همین حال، نمی‌تواند حتی در حد تغییر ساعت رسمی کشور اعمال قدرت کند.
■ ایراد آنجاست که بر خلاف لفاظی‌های پرتکرار نظری، نه ایده خام‌دستانه وفاق و نه حتی، تاکتیک متعارف ائتلاف سیاسی هیچ یک به خودی خود یک دستورکار سیاسی نیستند؛ بالعکس، این دستورکار سیاسی است که به‌عنوان قراردادی برای بده‌بستان و ائتلاف سیاسی روی میز قرار می‌گیرد.

■ در دیکتاتوری‌های توسعه‌گرا، قدرت در دستان گروهی اندک متمرکز است؛ اما تصمیم‌گیری‌های روزمره اقتصادی-اجتماعی به کارشناسان و متخصصان سپرده می‌شود و اصولا، همین شیوه حکمرانی است که تداوم بقای سیاسی این رژیم‌ها را ممکن می‌کند.
■ در نظام‌های ایدئولوژیک اما این انحصار تفسیر جهان است که چارچوبی سیاسی را برای تمرکز قدرت و ثروت در دستان گروه‌های خاص فراهم می‌آورد.

■ «دستیابی به توسعه اقتصادی لزوما در گرو حکمرانی دموکراتیک نیست؛ اما برخی نظم‌های حکمرانی، بدون تغییر در پارادایم حاکم، هیچ‌گاه قادر نیستند در مسیر توسعه قرار گیرند.»

لينك مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4186692
✳️ چطور در کنار آدمایی که به لحاظ هیجانی، نابالغ هستن آروم بمونیم؟

۱. یاد بگیر فقط تماشا کنی، نه واکنش نشون بدی.

● کم حرف بزن. بذار اونا بیشتر حرف بزنن.
وقتی کمتر حرف بزنی، کمتر هم می‌تونن حرفاتو بچرخونن یا علیه خودت استفاده کنن.
نیازی نیست خودتو دائم توضیح بدی یا از خودت دفاع کنی.
خودتو بذار جای یه پژوهشگر: فقط اطلاعات جمع کن، نه شرکت‌کننده‌ای که وسط بازی هیجانی اونا گیر افتاده.

۲. بدن و حرف زدنت رو آروم کن.

● اگه می‌خوای از درون آروم بمونی، از بیرون شروع کن.
آروم‌تر حرکت کن، آروم‌تر حرف بزن.
با هرج‌و‌مرج اونا هماهنگ نشو، ریتم خودتو نگه دار.
ممکنه وسط حرفت بپرن، اشکالی نداره.
کمتر بگو، ولی با آرامش بگو.
وقتی بدنت آروم بشه، سیستم عصبی‌اتم دنبالش آروم می‌شه.

۳. بپذیر که نمی‌تونی اونا رو عوض کنی.

● تلاش برای تغییر رفتار این آدما معمولاً نتیجه‌ی عکس می‌ده.
طبیعیه که دلت بخواد محترمانه باهات رفتار بشه،
ولی زور زدن برای گرفتن احترام،
فقط باعث می‌شه خودتو بیشتر فراموش کنی.
اصلاً وظیفه‌ی تو نیست که درستشون کنی.
رها کردن این مسئولیت قلابی، همون آرامش واقعی رو میاره.

۴. حس‌هایی که بدنت نشون می‌ده رو بپذیر.

●اگه نزدیکشون مضطرب می‌شی، توی دلت فشار حس می‌کنی یا تنت منقبض می‌شه، اجازه بده باشه.
باهاش نجنگ. قضاوتش نکن. فقط ببینش و بذار بگذره.
آروم بودن یعنی نترسی از چیزی که حسش می‌کنی نه اینکه هیچی روت اثر نذاره.

۵. واقعیتو ببین، نه نقش‌هاشون رو.

● اون بازی قربانی شدن، اون گَسلایت کردن، اون احساس گناه دادن الکی؟
تصادفی نیست.
یا یه چیزی ازت می‌خوان، یا ازت می‌ترسن.
لازم نیست بهشون باج بدی.
اگه حضور تو باعث می‌شه احساس تهدید کنن، یعنی قدرت دست توئه.
معمولاً واکنش اونا بیشتر از اینکه درباره تو باشه، درباره ترس از دست دادن کنترل خودشونه.
کافه روانشناسی