✳️ با مشتری شوخی بکنیم یا نه؟
✅ تام هاپکینز، یکی از معروفترین مربیان فروش، در کتاب خود به نام «وقتی خریدار نه میگوید»، در رابطه با شوخی کردن با مشتری مینویسد:
شوخی با مشتری، چه قبل، چه حین و چه پس از جلسه فروش، هم میتواند دل خریدار را شاد کند و هم او را ناراحت کند. شوخی با مشتری میتواند هم ارتباط شما با مشتری را عمیقتر کند و هم آن را کامل از بین ببرد!
■ این که با مشتری شوخی بکنیم یا نه، به توانایی ما در شوخی با دیگران بستگی دارد. اگر شما به راحتی با هر فردی، بدون این که ناراحت بشود، شوخی میکنید، توانایی خوبی در شوخی کردن دارید و میتوانید از آن برای تعمیق روابطتان با مشتری استفاده کنید.
■ ولی اگر فاقد توانایی شوخی کردن هستید، هیچ وقت سعی نکنید با مشتری شوخی کنید، چون هم اولا شوخی شما طبیعی از آب در نمیآید و باعث خجالت و شرمندگی شما میشود و هم ممکن است باعث سوءتفاهم با مشتری بشود.
■ نکته مهم دیگر درباره شوخی کردن این که همیشه از شوخیهای طعنهآمیز، مذهبی و سیاسی پرهیز کنید. به بیان دیگر، همان گونه که با دوستان صمیمیتان شوخی میکنید، با مشتری هرگز شوخی نکنید.
■ فروشندگان حرفهای معمولا از «شوخی خودانتقادی» استفاده میکنند به این صورت که ضمن شوخی، از محصول یا شرکتشان اندکی ایراد میگیرند. این نوع شوخیها نشان میدهد که فروشنده اعتماد به نفس بالایی دارد.
■ فقط یادمان باشد، منظور از شوخی خودانتقادی، زیر سوال بردن تواناییهای حرفهایمان نیست. مثلا هرگز نباید جلوی مشتری به شوخی بگوییم «اوه، من دوباره کارت ویزیتم را فراموش کردم. آدمی به خنگی من دیده بودید؟». این نوع شوخیها به اعتماد مشتری به فروشنده آسیب میزند
■ نکته دیگری که باید به خاطر بسپاریم این است که اگر مشتری یک لطیفه حتی بیادبانه میگوید، به این معنی نیست که ما به عنوان فروشنده مجازیم لطیفه بیادبانه بگوییم. گاهنامه مدیر
✅ تام هاپکینز، یکی از معروفترین مربیان فروش، در کتاب خود به نام «وقتی خریدار نه میگوید»، در رابطه با شوخی کردن با مشتری مینویسد:
شوخی با مشتری، چه قبل، چه حین و چه پس از جلسه فروش، هم میتواند دل خریدار را شاد کند و هم او را ناراحت کند. شوخی با مشتری میتواند هم ارتباط شما با مشتری را عمیقتر کند و هم آن را کامل از بین ببرد!
■ این که با مشتری شوخی بکنیم یا نه، به توانایی ما در شوخی با دیگران بستگی دارد. اگر شما به راحتی با هر فردی، بدون این که ناراحت بشود، شوخی میکنید، توانایی خوبی در شوخی کردن دارید و میتوانید از آن برای تعمیق روابطتان با مشتری استفاده کنید.
■ ولی اگر فاقد توانایی شوخی کردن هستید، هیچ وقت سعی نکنید با مشتری شوخی کنید، چون هم اولا شوخی شما طبیعی از آب در نمیآید و باعث خجالت و شرمندگی شما میشود و هم ممکن است باعث سوءتفاهم با مشتری بشود.
■ نکته مهم دیگر درباره شوخی کردن این که همیشه از شوخیهای طعنهآمیز، مذهبی و سیاسی پرهیز کنید. به بیان دیگر، همان گونه که با دوستان صمیمیتان شوخی میکنید، با مشتری هرگز شوخی نکنید.
■ فروشندگان حرفهای معمولا از «شوخی خودانتقادی» استفاده میکنند به این صورت که ضمن شوخی، از محصول یا شرکتشان اندکی ایراد میگیرند. این نوع شوخیها نشان میدهد که فروشنده اعتماد به نفس بالایی دارد.
■ فقط یادمان باشد، منظور از شوخی خودانتقادی، زیر سوال بردن تواناییهای حرفهایمان نیست. مثلا هرگز نباید جلوی مشتری به شوخی بگوییم «اوه، من دوباره کارت ویزیتم را فراموش کردم. آدمی به خنگی من دیده بودید؟». این نوع شوخیها به اعتماد مشتری به فروشنده آسیب میزند
■ نکته دیگری که باید به خاطر بسپاریم این است که اگر مشتری یک لطیفه حتی بیادبانه میگوید، به این معنی نیست که ما به عنوان فروشنده مجازیم لطیفه بیادبانه بگوییم. گاهنامه مدیر
✳️ پنج ویژگی بازاریابی بد
✅ کریستنسن، کوک و هال، در مقالهای با عنوان بازاریابی بد (Marketing Malpractice) که در مجله کسب و کار هاروارد به چاپ رسیده، پنج دلیل عملکرد نامناسب واحدهای بازاریابی را شناسایی و معرفی کردهاند که این دلایل عبارتند از:
■ بخشبندی نادرست بازار
بازاریابها بر خلاف توصیههای مختلف، بازار را بر اساس متغیرهایی مثل ویژگیها یا قیمت محصول، ویژگیهای مشتری و غیره بخشبندی میکنند.
■ عرضه محصول غیرجذاب
بازاریابها محصولات جدید را نه بر اساس آرزوها و اهداف مشتریان، بلکه بر اساس سلیقه و برداشتهای شخصی خودشان طراحی میکنند.
■ خلق برند ضعیف
بازاریابها یک «برند عمومی» خلق میکنند در نتیجه، مشتری هیچ وقت موقع خرید یاد آن برند نمیافتد. در حالی که وظیفه بازاریابها خلق یک «برند مقصود» است.
■ گسترش نادرست برند
بازاریابها برند جا افتادهشان را برای عرضه محصولات بیربط به وعده اصلی برند، توسعه میدهند.
■ طراحی تبلیغات غیرجذاب
بازاریابها در تبلیغات، به جای صحبت درباره مشکلات، اهداف و آرزوهای مشتریان، درباره محصول حرف میزنند.
✅ کریستنسن، کوک و هال، در مقالهای با عنوان بازاریابی بد (Marketing Malpractice) که در مجله کسب و کار هاروارد به چاپ رسیده، پنج دلیل عملکرد نامناسب واحدهای بازاریابی را شناسایی و معرفی کردهاند که این دلایل عبارتند از:
■ بخشبندی نادرست بازار
بازاریابها بر خلاف توصیههای مختلف، بازار را بر اساس متغیرهایی مثل ویژگیها یا قیمت محصول، ویژگیهای مشتری و غیره بخشبندی میکنند.
■ عرضه محصول غیرجذاب
بازاریابها محصولات جدید را نه بر اساس آرزوها و اهداف مشتریان، بلکه بر اساس سلیقه و برداشتهای شخصی خودشان طراحی میکنند.
■ خلق برند ضعیف
بازاریابها یک «برند عمومی» خلق میکنند در نتیجه، مشتری هیچ وقت موقع خرید یاد آن برند نمیافتد. در حالی که وظیفه بازاریابها خلق یک «برند مقصود» است.
■ گسترش نادرست برند
بازاریابها برند جا افتادهشان را برای عرضه محصولات بیربط به وعده اصلی برند، توسعه میدهند.
■ طراحی تبلیغات غیرجذاب
بازاریابها در تبلیغات، به جای صحبت درباره مشکلات، اهداف و آرزوهای مشتریان، درباره محصول حرف میزنند.
✳️ پارادوکس انتخاب و آزمایش مربّا!
✅ همیشه هر چه بیشتر باشد، بهتر است. موافق نیستید؟ تنوع غذایی بیشتر در یک رستوران، طعمهای بیشتر یک برند مربا، کانالهای تلویزیونی بیشتر و …
■ ما همیشه به دنبال بیشتر و بیشتر هستیم، اما این فقط ظاهر امر است. واقعیّت چیز دیگری است و انتخابهای زیاد میتوانند نتیجۀ کاملاً عکسی داشته باشند و باعث ایجاد سردرگمی برای مشتری شوند.
■ اما چطور چنین چیزی ممکن است؟ مگر آدمها ترجیح نمیدهند دستشان برای انتخاب باز باشد؟ دقیقاً به خاطر همین متناقض بودن است که نام این پدیده را پارادوکس انتخاب یا تناقض انتخاب گذاشتهاند.
■ یک آزمایش علمی در زمینۀ پارادوکس انتخاب
برای درک بهتر روانشناسی مصرف کننده و تناقض انتخاب، دو محقق به نامهای "شینا لینگار" و "مارک لپر" یک آزمایش خیلی ساده را طراحی کردند. یک آزمایش که میتوانست تاثیر تعداد انتخابها را بر روی ما انسانها نشان بدهد.
■ آنها به یک بازار ترهبار در آمریکا رفتند و یک غرفه برای تست و خرید مربا در این بازار برپا کردند. در نصف وقتی که این غرفه برپا بود، آنها ۲۴ طعم مختلف از مربا را به نمایش گذاشتند و برای نصف دیگر اوقات، تعداد انتخابها را به ۶ طعم محدود کردند. در تمام مدت نیز به دو مساله توجه داشتند. اینکه در هر یک از این دو حالت چه تعداد از آدمها:
🔸️برای تست مرباها توقف میکردند.
🔹️یک شیشه مربا میخریدند.
■ نتایج به دست آمده از این آزمایش با عقل جور درنمیآمد. وقتی که محققان ۲۴ طعم را ارائه میدادند، ۶۰% از مردم برای تست مرباها توقف میکردند، ولی تنها ۳% از این افراد خرید میکردند. اما وقتی که تنها ۶ طعم در معرض نمایش بود، ۴۰% از مردم برای تست مرباها میایستاند و به طرز جالبی، ۳۰% از این افراد یک شیشه مربا میخریدند.
■بنابراین با وجود آنکه آدمهای بیشتری جذب یک غرفۀ با انتخابهای متنوع میشدند، اما وقتی که تنها شش انتخاب وجود داشت، شانس اینکه مشتری خریدی انجام دهد حداقل شش برابر میشد. و این همان پارادوکس انتخاب است. اما چرا این اتفاق میافتد؟
■ چرا گزینههای کمتر باعث افزایش فروش میشوند؟
زمانی که آدمها با یک لیست طولانی از انتخابها روبرو هستند، تصمیم گرفتن برای آنها سخت میشود. هر چقدر که این انتخابها بیشتر باشد، آنها نیز زمان بیشتری را برای تصمیمگیری صرف خواهند کرد. حتی وقتی که این موضوع به نفعشان نباشد. روانشناسان این پدیده را فشار انتخاب نامیدهاند.
■ این وقتی است که فرآیند دریافت اطلاعات، ارزیابی انتخابها، مقایسه آنها و تصمیمگیری در مورد خرید آنقدر سخت میشود که حتی ممکن است خریدار به کل از تصمیم خود منصرف بشود.
این یعنی هر چقدر که گزینهها کمتر باشد، انتخاب برای مشتری راحتتر است و در نتیجه فروش شما افزایش خواهد یافت.
✅ همیشه هر چه بیشتر باشد، بهتر است. موافق نیستید؟ تنوع غذایی بیشتر در یک رستوران، طعمهای بیشتر یک برند مربا، کانالهای تلویزیونی بیشتر و …
■ ما همیشه به دنبال بیشتر و بیشتر هستیم، اما این فقط ظاهر امر است. واقعیّت چیز دیگری است و انتخابهای زیاد میتوانند نتیجۀ کاملاً عکسی داشته باشند و باعث ایجاد سردرگمی برای مشتری شوند.
■ اما چطور چنین چیزی ممکن است؟ مگر آدمها ترجیح نمیدهند دستشان برای انتخاب باز باشد؟ دقیقاً به خاطر همین متناقض بودن است که نام این پدیده را پارادوکس انتخاب یا تناقض انتخاب گذاشتهاند.
■ یک آزمایش علمی در زمینۀ پارادوکس انتخاب
برای درک بهتر روانشناسی مصرف کننده و تناقض انتخاب، دو محقق به نامهای "شینا لینگار" و "مارک لپر" یک آزمایش خیلی ساده را طراحی کردند. یک آزمایش که میتوانست تاثیر تعداد انتخابها را بر روی ما انسانها نشان بدهد.
■ آنها به یک بازار ترهبار در آمریکا رفتند و یک غرفه برای تست و خرید مربا در این بازار برپا کردند. در نصف وقتی که این غرفه برپا بود، آنها ۲۴ طعم مختلف از مربا را به نمایش گذاشتند و برای نصف دیگر اوقات، تعداد انتخابها را به ۶ طعم محدود کردند. در تمام مدت نیز به دو مساله توجه داشتند. اینکه در هر یک از این دو حالت چه تعداد از آدمها:
🔸️برای تست مرباها توقف میکردند.
🔹️یک شیشه مربا میخریدند.
■ نتایج به دست آمده از این آزمایش با عقل جور درنمیآمد. وقتی که محققان ۲۴ طعم را ارائه میدادند، ۶۰% از مردم برای تست مرباها توقف میکردند، ولی تنها ۳% از این افراد خرید میکردند. اما وقتی که تنها ۶ طعم در معرض نمایش بود، ۴۰% از مردم برای تست مرباها میایستاند و به طرز جالبی، ۳۰% از این افراد یک شیشه مربا میخریدند.
■بنابراین با وجود آنکه آدمهای بیشتری جذب یک غرفۀ با انتخابهای متنوع میشدند، اما وقتی که تنها شش انتخاب وجود داشت، شانس اینکه مشتری خریدی انجام دهد حداقل شش برابر میشد. و این همان پارادوکس انتخاب است. اما چرا این اتفاق میافتد؟
■ چرا گزینههای کمتر باعث افزایش فروش میشوند؟
زمانی که آدمها با یک لیست طولانی از انتخابها روبرو هستند، تصمیم گرفتن برای آنها سخت میشود. هر چقدر که این انتخابها بیشتر باشد، آنها نیز زمان بیشتری را برای تصمیمگیری صرف خواهند کرد. حتی وقتی که این موضوع به نفعشان نباشد. روانشناسان این پدیده را فشار انتخاب نامیدهاند.
■ این وقتی است که فرآیند دریافت اطلاعات، ارزیابی انتخابها، مقایسه آنها و تصمیمگیری در مورد خرید آنقدر سخت میشود که حتی ممکن است خریدار به کل از تصمیم خود منصرف بشود.
این یعنی هر چقدر که گزینهها کمتر باشد، انتخاب برای مشتری راحتتر است و در نتیجه فروش شما افزایش خواهد یافت.
4_6021513749213479020.pdf
2.8 MB
کتاب "زبان بدن"
کوچک وکاربردی
کوچک وکاربردی
✳️ بهترین راه برای تشخیص تعلق خاطر کارکنان
✅ واژههایی که اعضای تیمها هنگام صحبت درباره سازمان یا همکاران خود استفاده میکنند، نشانههای مهمی از میزان تعلق خاطر و مشارکت کارکنان هستند. بهترین راه برای تشخیص اینکه یک کارمند عضو واقعی تیم است، گوش دادن به استفاده او از واژه «ما» است. چرا؟ زیرا کارمندان متعهد نمیگویند «آنها». کارمندان متعهد میگویند «ما».
■ تفاوت بین «ما» و «آنها»
کارمندانی که از واژه «آنها» هنگام صحبت درباره سازمان و همکاران خود استفاده میکنند، به طور ناخودآگاه تلاش میکنند فاصلهای احساسی بین خود و کارشان ایجاد کنند. برای مثال، وقتی از آنها پرسیده میشود که کجا کار میکنند، ممکن است بگویند «من در شرکت X کار میکنم. آنها محصولات خانگی تولید میکنند.»
در مقابل، کارمندان متعهد ممکن است با اشتیاق بگویند «آه، من در شرکت X کار میکنم. ما محصولات خانگی با کیفیت تولید میکنیم.»
■ تعریف تعهد کارکنان
کارمندان متعهد بهترین استعدادهای خود را در کارشان سرمایهگذاری میکنند و فراتر از حداقلها عمل میکنند، در حالی که کارکنان غیرمتعهد تنها به اندازهای تلاش میکنند که کار به صورت سطحی انجام شود.
■ خطرات کارمندان که دلبسته نیستند
کارمندانی که از واژه «آنها» استفاده میکنند، خود را اعضای با ارزش تیم نمیدانند و کمتر احتمال دارد که به عنوان بازیکنان تیمی عمل کنند. این افراد به جای همکاری موثر با همکارانشان، تنها به اندازهای تلاش میکنند که کارشان انجام شود. در مقابل، کارمندان «ما» خود را بخشی از سازمان میدانند و به عنوان بازیکنان تیمی که همیشه بهترین نسخه حرفهای خود را ارائه میدهند، عمل میکنند.
■ هزینههای نارضایتی و عدم تعهد
اگر کارکنان ناراضی و غیرمتعهد باشند، این وضعیت میتواند به برند شما آسیب بزند. حتی بهترین کمپینهای بازاریابی و تبلیغاتی نمیتوانند اثرات منفی خدمات ضعیف ارائه شده توسط کارکنان ناراضی را جبران کنند. کارمندان غیرمتعهد ۳۷ درصد بیشتر غیبت میکنند، ۱۸ درصد کمتر تولید میکنند و ۱۵ درصد کمتر سودآورند. این عدم تعهد میتواند هزینهای معادل ۳۴ درصد از حقوق سالانه آنها برای شرکت داشته باشد.
■ شنیدن واژهها، کلید تشخیص تعهد
اگر میخواهید دادههای قابل اندازهگیری در مورد میزان تعهد کارکنان خود داشته باشید، میتوانید از نظرسنجیهای تعهد کارکنان استفاده کنید. اما اگر به دقت به نحوه صحبت کارکنان خود درباره سازمان گوش دادهاید، احتمالاً قبلاً میدانید که کارمندان شما چقدر متعهد هستند.
منبع: fastcompany
بازنشرازکانال کارفرمایان،مدیران و کارشناسان
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ واژههایی که اعضای تیمها هنگام صحبت درباره سازمان یا همکاران خود استفاده میکنند، نشانههای مهمی از میزان تعلق خاطر و مشارکت کارکنان هستند. بهترین راه برای تشخیص اینکه یک کارمند عضو واقعی تیم است، گوش دادن به استفاده او از واژه «ما» است. چرا؟ زیرا کارمندان متعهد نمیگویند «آنها». کارمندان متعهد میگویند «ما».
■ تفاوت بین «ما» و «آنها»
کارمندانی که از واژه «آنها» هنگام صحبت درباره سازمان و همکاران خود استفاده میکنند، به طور ناخودآگاه تلاش میکنند فاصلهای احساسی بین خود و کارشان ایجاد کنند. برای مثال، وقتی از آنها پرسیده میشود که کجا کار میکنند، ممکن است بگویند «من در شرکت X کار میکنم. آنها محصولات خانگی تولید میکنند.»
در مقابل، کارمندان متعهد ممکن است با اشتیاق بگویند «آه، من در شرکت X کار میکنم. ما محصولات خانگی با کیفیت تولید میکنیم.»
■ تعریف تعهد کارکنان
کارمندان متعهد بهترین استعدادهای خود را در کارشان سرمایهگذاری میکنند و فراتر از حداقلها عمل میکنند، در حالی که کارکنان غیرمتعهد تنها به اندازهای تلاش میکنند که کار به صورت سطحی انجام شود.
■ خطرات کارمندان که دلبسته نیستند
کارمندانی که از واژه «آنها» استفاده میکنند، خود را اعضای با ارزش تیم نمیدانند و کمتر احتمال دارد که به عنوان بازیکنان تیمی عمل کنند. این افراد به جای همکاری موثر با همکارانشان، تنها به اندازهای تلاش میکنند که کارشان انجام شود. در مقابل، کارمندان «ما» خود را بخشی از سازمان میدانند و به عنوان بازیکنان تیمی که همیشه بهترین نسخه حرفهای خود را ارائه میدهند، عمل میکنند.
■ هزینههای نارضایتی و عدم تعهد
اگر کارکنان ناراضی و غیرمتعهد باشند، این وضعیت میتواند به برند شما آسیب بزند. حتی بهترین کمپینهای بازاریابی و تبلیغاتی نمیتوانند اثرات منفی خدمات ضعیف ارائه شده توسط کارکنان ناراضی را جبران کنند. کارمندان غیرمتعهد ۳۷ درصد بیشتر غیبت میکنند، ۱۸ درصد کمتر تولید میکنند و ۱۵ درصد کمتر سودآورند. این عدم تعهد میتواند هزینهای معادل ۳۴ درصد از حقوق سالانه آنها برای شرکت داشته باشد.
■ شنیدن واژهها، کلید تشخیص تعهد
اگر میخواهید دادههای قابل اندازهگیری در مورد میزان تعهد کارکنان خود داشته باشید، میتوانید از نظرسنجیهای تعهد کارکنان استفاده کنید. اما اگر به دقت به نحوه صحبت کارکنان خود درباره سازمان گوش دادهاید، احتمالاً قبلاً میدانید که کارمندان شما چقدر متعهد هستند.
منبع: fastcompany
بازنشرازکانال کارفرمایان،مدیران و کارشناسان
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ چگونه ايده هاي ماندگار توليد كنيم؟
✅ برادران هیث، نویسندگان کتاب ایده عالی مستدام (انتشارات آریانا قلم)، پس از بررسی صدها ایده ماندگار در دنیا، شش اصل مشابه را در آنها به شرح زیر مشاهده کردند:
● اصل اول: سادگی
وکیل مدافع موفقی میگوید "اگر شما در دادگاه، درباره ده نکته بحث کنید، حتی اگر همه آنها نکات خوبی باشند، هنگامیکه قضات به اتاق هیئت منصفه میروند هیچکدام از آنها را به خاطر نمیآورند". برای کاهش اضافههای ایده و رساندن آن به مفهوم اصلی، باید در کاهش و حذف مسلط باشیم و میبایست بیرحمانه اولویتبندی کنیم. ماموریت ما فقط کوتاه گفتن چیزها نیست، عبارات بسیار کوتاه الزاماً ایدهآل نیستند. گفتار حکیمانه، ایدهآل است. باید ایدههایی بسازیم که علاوه بر سادگی، عمیق و با مفهوم باشند.
● اصل دوم: غیره منتظره بودن
میتوانیم از غافلگیر کردن برای جلب توجه افراد استفاده کنیم؛ احساسی که نقش آن افزایش هوشیاری و تمرکز است. اگر پیام ما از میان پارازیتها عبور نکند و توجه افراد را جلب نکند، نمیتوانیم به پیش برویم. اگر استفاده از غافلگیری در خدمت پیام اصلی ما باشد، بسیار قدرتمند خواهد بود. اما غافلگیری زیاد طول نمیکشد. برای بردباری افراد در توجه به ایده، باید اشتیاق و حس کنجکاوی ایجاد کنیم.
● اصل سوم: ملموس بودن
باید ایده خود را در چارچوب اطلاعات ملموس و فعالیتهای انسانی توضیح دهیم. ایدههای ماندگار به طور طبیعی پر از تصاویر واضح و ملموساند. ایدههای ملموس راحتتر به یاد آورده میشوند. اما ممکن است این سوال را بپرسید که چه چیزی موضوعی را ملموس میکند؟ پاسخ ساده این است که چیزی را که بتوان با حواس پنجگانه خود بررسی نمود، ملموس است.
● اصل چهارم: باورپذیر بودن
ایدههای ماندگار باید اعتبار خود را داشته و باورپذیر باشند. به راههایی نیاز داریم تا افراد، خود ایده ما را بیازمایند. در تنها مناظره ریاست جمهوری در سال 1980 میان رونالد ریگان و جیمی کارتر، ریگان میتوانست آمارهای بیشماری را که نشاندهنده رخوت اقتصادی بودند، بیان کند. به جای آن، وی از سوال سادهای استفاده کرد: "قبل از اینکه رای بدهید از خود بپرسید آیا وضع من از چهار سال قبل بهتر شده است؟".
● اصل پنجم: احساسی بودن
باید کاری کنیم تا حس خاصی در مخاطبان ایده ایجاد شود. هدف از احساسی کردن پیامها این است که کاری کنیم دیگران به آن اهمیت بدهند. احساسات باعث برانگیخته شدن افراد برای اقدام میشود. فراموش نکنید مردم معمولا" به خودشان اهمیت میدهند؛ لذا سعی کنید علایق و سلایق شخصی آنها را در ایده خود مورد توجه قرار دهید.
● اصل ششم: داستانی بودن
باید داستان بگوییم. آتشنشانان بعد از هر آتشسوزی داستان خود را با یکدیگر به اشتراک میگذارند و با این کار تجربیات خود را چند برابر میکنند. شنیدن داستانها مانند شبیهساز پرواز عمل میکند که ما را برای پاسخ سریعتر و موثرتر آماده میسازد. داستانها میتوانند به طور همزمان، احساس و ادراک ما را درگیر خود سازند. داستانها ماندگاری بالایی دارند و پیام خود را ساده و با احساس منتقل میکنند.
گردآوری و تنظیم:سفیر کارآفرینی ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ برادران هیث، نویسندگان کتاب ایده عالی مستدام (انتشارات آریانا قلم)، پس از بررسی صدها ایده ماندگار در دنیا، شش اصل مشابه را در آنها به شرح زیر مشاهده کردند:
● اصل اول: سادگی
وکیل مدافع موفقی میگوید "اگر شما در دادگاه، درباره ده نکته بحث کنید، حتی اگر همه آنها نکات خوبی باشند، هنگامیکه قضات به اتاق هیئت منصفه میروند هیچکدام از آنها را به خاطر نمیآورند". برای کاهش اضافههای ایده و رساندن آن به مفهوم اصلی، باید در کاهش و حذف مسلط باشیم و میبایست بیرحمانه اولویتبندی کنیم. ماموریت ما فقط کوتاه گفتن چیزها نیست، عبارات بسیار کوتاه الزاماً ایدهآل نیستند. گفتار حکیمانه، ایدهآل است. باید ایدههایی بسازیم که علاوه بر سادگی، عمیق و با مفهوم باشند.
● اصل دوم: غیره منتظره بودن
میتوانیم از غافلگیر کردن برای جلب توجه افراد استفاده کنیم؛ احساسی که نقش آن افزایش هوشیاری و تمرکز است. اگر پیام ما از میان پارازیتها عبور نکند و توجه افراد را جلب نکند، نمیتوانیم به پیش برویم. اگر استفاده از غافلگیری در خدمت پیام اصلی ما باشد، بسیار قدرتمند خواهد بود. اما غافلگیری زیاد طول نمیکشد. برای بردباری افراد در توجه به ایده، باید اشتیاق و حس کنجکاوی ایجاد کنیم.
● اصل سوم: ملموس بودن
باید ایده خود را در چارچوب اطلاعات ملموس و فعالیتهای انسانی توضیح دهیم. ایدههای ماندگار به طور طبیعی پر از تصاویر واضح و ملموساند. ایدههای ملموس راحتتر به یاد آورده میشوند. اما ممکن است این سوال را بپرسید که چه چیزی موضوعی را ملموس میکند؟ پاسخ ساده این است که چیزی را که بتوان با حواس پنجگانه خود بررسی نمود، ملموس است.
● اصل چهارم: باورپذیر بودن
ایدههای ماندگار باید اعتبار خود را داشته و باورپذیر باشند. به راههایی نیاز داریم تا افراد، خود ایده ما را بیازمایند. در تنها مناظره ریاست جمهوری در سال 1980 میان رونالد ریگان و جیمی کارتر، ریگان میتوانست آمارهای بیشماری را که نشاندهنده رخوت اقتصادی بودند، بیان کند. به جای آن، وی از سوال سادهای استفاده کرد: "قبل از اینکه رای بدهید از خود بپرسید آیا وضع من از چهار سال قبل بهتر شده است؟".
● اصل پنجم: احساسی بودن
باید کاری کنیم تا حس خاصی در مخاطبان ایده ایجاد شود. هدف از احساسی کردن پیامها این است که کاری کنیم دیگران به آن اهمیت بدهند. احساسات باعث برانگیخته شدن افراد برای اقدام میشود. فراموش نکنید مردم معمولا" به خودشان اهمیت میدهند؛ لذا سعی کنید علایق و سلایق شخصی آنها را در ایده خود مورد توجه قرار دهید.
● اصل ششم: داستانی بودن
باید داستان بگوییم. آتشنشانان بعد از هر آتشسوزی داستان خود را با یکدیگر به اشتراک میگذارند و با این کار تجربیات خود را چند برابر میکنند. شنیدن داستانها مانند شبیهساز پرواز عمل میکند که ما را برای پاسخ سریعتر و موثرتر آماده میسازد. داستانها میتوانند به طور همزمان، احساس و ادراک ما را درگیر خود سازند. داستانها ماندگاری بالایی دارند و پیام خود را ساده و با احساس منتقل میکنند.
گردآوری و تنظیم:سفیر کارآفرینی ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن کوتاه «Cogs 2017»
آنقدر شجاع باشيد تا زندگى خلاقانه اى داشته باشيد؛ رشد و تعالی، بيرون زدن از منطقه امن عادتها است...
آنقدر شجاع باشيد تا زندگى خلاقانه اى داشته باشيد؛ رشد و تعالی، بيرون زدن از منطقه امن عادتها است...
💟 دوست من سلام
با درود و احترام
وقت شما بخیر
این پیام صرفاً جهت عرض ادب و جویاشدن احوالات می باشد.
ان شا الله در سلامتی ،امنیت، آرامش ودر سایه پروردگار سخاوتمند سکنا داشته باشید.
امیرصادقی
۲۷خرداد۰۴
با درود و احترام
وقت شما بخیر
این پیام صرفاً جهت عرض ادب و جویاشدن احوالات می باشد.
ان شا الله در سلامتی ،امنیت، آرامش ودر سایه پروردگار سخاوتمند سکنا داشته باشید.
امیرصادقی
۲۷خرداد۰۴
❤23🙏2
🔴 در شرایط بحرانی، تعدیل بدترین تصمیم است
وقتی سازمانها با بحرانهایی مثل جنگ، اختلال در بازار یا افت فروش روبهرو میشوند،
اولین گزینهای که به ذهن برخی مدیران میرسد، «تعدیل نیروی انسانی» است.
اما آیا این تصمیم، آیندهساز است یا آیندهسوز؟
در این پست، ۸ راهکار واقعبینانه و انسانی مرور شده است
که بهجای حذف نیرو، به حفظ سرمایه انسانی و عبور پایدار از بحران کمک میکنند.
⬇️ خلاصه این ۸ راهکار:
۱. شفافسازی وضعیت برای تیم، زیرا اعتماد از صداقت شکل میگیرد.
۲. کاهش موقت ساعات کاری بهجای قطع کامل همکاری.
۳. تعدیل موقت حقوق با مشارکت کارکنان، نه تحمیل یکجانبه.
۴. توقف پروژههای کماولویت برای آزادسازی منابع حیاتی.
۵. جذب منابع مالی اضطراری مانند وام یا تعویق پرداختها.
۶. ادامه دورکاری با انعطاف عملیاتی، حتی در سطح محدود.
۷. سرمایهگذاری بر آموزش بهجای درجا زدن در بحران.
۸. ایجاد صندوق حمایتی درونسازمانی برای همدلی واقعی.
✅ این راهکارها صرفاً توصیه نیستند؛ بلکه حاصل تجربهی مواجههی انسانی و سازمانیافته با شرایط دشوار هستند.
عبور از بحران به حذف افراد نیاز ندارد؛ بلکه به بازنگری در نگرش مدیریتی نیاز دارد.
گروه مدیران منابع انسانی۲
وقتی سازمانها با بحرانهایی مثل جنگ، اختلال در بازار یا افت فروش روبهرو میشوند،
اولین گزینهای که به ذهن برخی مدیران میرسد، «تعدیل نیروی انسانی» است.
اما آیا این تصمیم، آیندهساز است یا آیندهسوز؟
در این پست، ۸ راهکار واقعبینانه و انسانی مرور شده است
که بهجای حذف نیرو، به حفظ سرمایه انسانی و عبور پایدار از بحران کمک میکنند.
⬇️ خلاصه این ۸ راهکار:
۱. شفافسازی وضعیت برای تیم، زیرا اعتماد از صداقت شکل میگیرد.
۲. کاهش موقت ساعات کاری بهجای قطع کامل همکاری.
۳. تعدیل موقت حقوق با مشارکت کارکنان، نه تحمیل یکجانبه.
۴. توقف پروژههای کماولویت برای آزادسازی منابع حیاتی.
۵. جذب منابع مالی اضطراری مانند وام یا تعویق پرداختها.
۶. ادامه دورکاری با انعطاف عملیاتی، حتی در سطح محدود.
۷. سرمایهگذاری بر آموزش بهجای درجا زدن در بحران.
۸. ایجاد صندوق حمایتی درونسازمانی برای همدلی واقعی.
✅ این راهکارها صرفاً توصیه نیستند؛ بلکه حاصل تجربهی مواجههی انسانی و سازمانیافته با شرایط دشوار هستند.
عبور از بحران به حذف افراد نیاز ندارد؛ بلکه به بازنگری در نگرش مدیریتی نیاز دارد.
گروه مدیران منابع انسانی۲
👏4
✳️ مخالفت مشتری با قیمت را خیلی جدی نگیرید.⁉️
✅ تیم کانِر در کتاب خود به نام «۹۱ خطای فروشندگان» مینویسد:
■ تجربۀ من به عنوان یک فروشندۀ باسابقه میگوید مهمترین خواستههای مشتریان عبارتند از:
🔸قیمت منصفانه
🔹محصولات و خدمات باکیفیت
🔸عمل به وعدهها به خصوص تعهدات زمانی
■ تحقیقات مختلف اما نشان میدهند که اگر بخواهیم خواستههای اصلی مشتریان را به ترتیب اهمیتشان بنویسیم، باید بگوییم که مهمترین خواستههای مشتریان عبارتند از:
🔹عمل به وعدهها به خصوص تعهدات زمانی
🔸محصولات و خدمات باکیفیت
🔹قیمت منصفانه
■ این موضوع نشان میدهد که بر خلاف تصورات رایج، قیمت مهمترین عامل از نظر مشتریان نیست. اما چرا بیشتر فروشندگان هنوز هم تصور میکنند قیمت مهمترین عامل برای مشتریان است؟ دلیل این اشتباه آن است که فروشندگان مبتدی فرق بین قیمت، هزینه و ارزش را نمیدانند.
■ قیمت، پولی است که مشتری برای خرید خود میپردازد. هزینه، پولی است که مشتری باید در طول زمان برای مصرف محصول خریداری شده بپردازد. ارزش، انتظاری است که مشتری از محصول خریداری شده دارد.
■ بر اساس این تعاریف باید بگوییم درست است که مشتری میگوید خواهان محصولی با قیمت ارزان است، اما چیزی که واقعاً میخواهد یکی از این دو خواسته است:
■ مشتری محصولی میخواهد که هزینۀ استفاده از آن پایین باشد. برای مثال، تعمیر و نگهداری آن خیلی گران نباشد و بتواند محصول دسته دوم را به راحتی و با کمترین ضرری بفروشد.
■ مشتری محصولی میخواهد که ارزش پولی که برای خرید آن پرداخته را داشته باشد.
■ پس اگر با مشتریای مواجه شدیم که خواهان محصولی ارزان بود، باید به او بگوییم:
■ نباید دنبال محصولی ارزان باشید، بلکه باید دنبال محصولی باشید که هزینۀ استفاده از آن پایینتر از رقباست.
■ نباید دنبال محصولی ارزان باشید، بلکه باید دنبال محصولی باشید که ارزش پولی که برای آن میپردازید را دارد.
✅ تیم کانِر در کتاب خود به نام «۹۱ خطای فروشندگان» مینویسد:
■ تجربۀ من به عنوان یک فروشندۀ باسابقه میگوید مهمترین خواستههای مشتریان عبارتند از:
🔸قیمت منصفانه
🔹محصولات و خدمات باکیفیت
🔸عمل به وعدهها به خصوص تعهدات زمانی
■ تحقیقات مختلف اما نشان میدهند که اگر بخواهیم خواستههای اصلی مشتریان را به ترتیب اهمیتشان بنویسیم، باید بگوییم که مهمترین خواستههای مشتریان عبارتند از:
🔹عمل به وعدهها به خصوص تعهدات زمانی
🔸محصولات و خدمات باکیفیت
🔹قیمت منصفانه
■ این موضوع نشان میدهد که بر خلاف تصورات رایج، قیمت مهمترین عامل از نظر مشتریان نیست. اما چرا بیشتر فروشندگان هنوز هم تصور میکنند قیمت مهمترین عامل برای مشتریان است؟ دلیل این اشتباه آن است که فروشندگان مبتدی فرق بین قیمت، هزینه و ارزش را نمیدانند.
■ قیمت، پولی است که مشتری برای خرید خود میپردازد. هزینه، پولی است که مشتری باید در طول زمان برای مصرف محصول خریداری شده بپردازد. ارزش، انتظاری است که مشتری از محصول خریداری شده دارد.
■ بر اساس این تعاریف باید بگوییم درست است که مشتری میگوید خواهان محصولی با قیمت ارزان است، اما چیزی که واقعاً میخواهد یکی از این دو خواسته است:
■ مشتری محصولی میخواهد که هزینۀ استفاده از آن پایین باشد. برای مثال، تعمیر و نگهداری آن خیلی گران نباشد و بتواند محصول دسته دوم را به راحتی و با کمترین ضرری بفروشد.
■ مشتری محصولی میخواهد که ارزش پولی که برای خرید آن پرداخته را داشته باشد.
■ پس اگر با مشتریای مواجه شدیم که خواهان محصولی ارزان بود، باید به او بگوییم:
■ نباید دنبال محصولی ارزان باشید، بلکه باید دنبال محصولی باشید که هزینۀ استفاده از آن پایینتر از رقباست.
■ نباید دنبال محصولی ارزان باشید، بلکه باید دنبال محصولی باشید که ارزش پولی که برای آن میپردازید را دارد.
❤2
✳️ وقتی تكنولوژی به كمك واحد منابع انسانی شركت ها میآيد.*
✅ پیشرفت تکنولوژی این روزها در همه حوزه ها تاثیرات خود را نشان می دهد. یکی از بخش هایی که به تازگی استفاده از تکنولوژی در آن رواج یافته، واحد منابع انسانی در شرکت های بزرگ است.
■ در واقع مجموعه های کلان تلاش می کنند با استفاده از وسایل مختلف، اطلاعات جامعی را در مورد کارمندان خود به دست آورند. شرکت ها سپس با تحلیل داده های گردآوری شده، کارآیی افراد را مورد بررسی قرار می دهند و سعی می کنند راهکارهایی را ایجاد نمایند تا بهره وری در مجموعه تحت فرمانشان بالاتر رود.
■ برای مثال برخی از شرکت ها سنسورهایی را در کارتی که بر روی سینه کارمندان نصب می شود، قرار می دهند و بدین شکل رفتار آنان در محیط کار را تحت نظر می گیرند. این سنسورها قادرند حرکت های کارمند را ثبت کنند و حتی تشخیص دهند که او با چه کسانی صحبت کرده و از چه تن صدایی استفاده کرده است.
■ بانک آمریکا (Bank of America) یکی از شرکت هایی به شمار می رود که از این تکنیک بهره گرفته است. آنها با تحلیل اطلاعات جمع شده، دریافته اند کارمندانی که به صورت گروهی به استراحت می پردازند، عملکرد بهتری در کار خود دارند. این شرکت بر اساس همین موضوع، استراحت گروهی را در قالب یک قانون در مجموعه خود پیاده سازی کرد و در نهایت توانست بهبودی ۲۳ درصدی را در کارایی نیروی انسانی به وجود بیاورد.
■ یکی دیگر از مجموعه هایی که از چنین تکنولوژی هایی استفاده می کند، شرکت Tesco در ایرلند است. این مجموعه که یک فروشگاه زنجیره ای است، بازوبندی را به کارمندان خود می دهد که در انجام کارها، بسیار به کمکشان می آید. این بازو بند قار است اقلامی که کارمندان از روی قفسه ها بر می دارند را شناسایی کند و بر اساس همین اطلاعات، زمان انجام پروژه ها را تخمین زند و وظایف را بین افراد تقسیم نماید.
■ جالب است بدایند با فراگیر شدن استفاده از تکنولوژی در واحد منابع انسانی، سازندگان بسیاری در تلاش هستند تا دستگاه های متنوعی را برای این موضوع، تولید نمایند. Fujitsu یکی از همین شرکت ها است. این شرکت به تازگی محصولی به نام Ubiquitouswear را ارائه کرده که به کارفرمایان اجازه می دهد با استفاده از شتاب سنج، دوربین، میکروفون و فشار سنج، کارمندان خود را مورد بررسی قرار دهند.
■ محصول Ubiquitouswear بر اساس دما، رطوبت، ضربان قلب و حرکت کارگران می تواند تشخیص دهد که چه زمانی آن ها تحت فشار استرس هستند. این سیستم همچنین قادر است فشاری که به بدن کارمندان وارد می شود را اندازه گیری نماید و در صورتی که خطری افراد را تهدید کند، هشدار های لازم را ارائه دهد.
■ جمع آوری اطلاعات از کارمندان باعث ایجاد کسب و کارهای دیگری نیز شده است. برای مثال، شرکت Cornerstone نرم افزاری را طراحی کرده که قادر است با تحلیل پانصد میلیون دیتا، الگوهای لازم برای انجام کار را تشخیص دهد و در فرآیند استخدام پیش بینی های لازم را در اختیار کارفرما قرار دهد تا بدین شکل وی قادر باشد بهترین گزینه ممکن را برای شرکت خود جذب نماید.
■ اما این سوال پیش میآید که آیا چنین برخوردی با کارمندان صحیح است؟ آیا جمع آوری اطلاعات، باعث آزردگی خاطر آن ها نمی شود؟
در پاسخ باید گفت اگر اطلاعات گردآوری شده در راستای درستی مورد استفاده قرار گیرند، بی شک می توانند برای خود کارمندان نیز سودآور باشند. برای مثال تشخیص فرآیند های تکراری در یک کار و حذف آن ها می تواند کارایی افراد را افزایش دهد و محیطی شاداب تر را برای آن ها به وجود آورد. اما همواره این نگرانی وجود دارد که شرکت ها از چنین اطلاعاتی برای گیر انداختن کارمندان خود استفاده نمایند و تلاش کنند با مدرک از زیر کار در رفتن آن ها را به اثبات رسانند. در چنین شرایطی بعید به نظر می رسد که تکنولوژی بتواند کمک شایانی به بهود شرایط شرکت کند و صرفا باعث ایجاد محیطی تنش زا می شود.
منبع: forbes
✅ پیشرفت تکنولوژی این روزها در همه حوزه ها تاثیرات خود را نشان می دهد. یکی از بخش هایی که به تازگی استفاده از تکنولوژی در آن رواج یافته، واحد منابع انسانی در شرکت های بزرگ است.
■ در واقع مجموعه های کلان تلاش می کنند با استفاده از وسایل مختلف، اطلاعات جامعی را در مورد کارمندان خود به دست آورند. شرکت ها سپس با تحلیل داده های گردآوری شده، کارآیی افراد را مورد بررسی قرار می دهند و سعی می کنند راهکارهایی را ایجاد نمایند تا بهره وری در مجموعه تحت فرمانشان بالاتر رود.
■ برای مثال برخی از شرکت ها سنسورهایی را در کارتی که بر روی سینه کارمندان نصب می شود، قرار می دهند و بدین شکل رفتار آنان در محیط کار را تحت نظر می گیرند. این سنسورها قادرند حرکت های کارمند را ثبت کنند و حتی تشخیص دهند که او با چه کسانی صحبت کرده و از چه تن صدایی استفاده کرده است.
■ بانک آمریکا (Bank of America) یکی از شرکت هایی به شمار می رود که از این تکنیک بهره گرفته است. آنها با تحلیل اطلاعات جمع شده، دریافته اند کارمندانی که به صورت گروهی به استراحت می پردازند، عملکرد بهتری در کار خود دارند. این شرکت بر اساس همین موضوع، استراحت گروهی را در قالب یک قانون در مجموعه خود پیاده سازی کرد و در نهایت توانست بهبودی ۲۳ درصدی را در کارایی نیروی انسانی به وجود بیاورد.
■ یکی دیگر از مجموعه هایی که از چنین تکنولوژی هایی استفاده می کند، شرکت Tesco در ایرلند است. این مجموعه که یک فروشگاه زنجیره ای است، بازوبندی را به کارمندان خود می دهد که در انجام کارها، بسیار به کمکشان می آید. این بازو بند قار است اقلامی که کارمندان از روی قفسه ها بر می دارند را شناسایی کند و بر اساس همین اطلاعات، زمان انجام پروژه ها را تخمین زند و وظایف را بین افراد تقسیم نماید.
■ جالب است بدایند با فراگیر شدن استفاده از تکنولوژی در واحد منابع انسانی، سازندگان بسیاری در تلاش هستند تا دستگاه های متنوعی را برای این موضوع، تولید نمایند. Fujitsu یکی از همین شرکت ها است. این شرکت به تازگی محصولی به نام Ubiquitouswear را ارائه کرده که به کارفرمایان اجازه می دهد با استفاده از شتاب سنج، دوربین، میکروفون و فشار سنج، کارمندان خود را مورد بررسی قرار دهند.
■ محصول Ubiquitouswear بر اساس دما، رطوبت، ضربان قلب و حرکت کارگران می تواند تشخیص دهد که چه زمانی آن ها تحت فشار استرس هستند. این سیستم همچنین قادر است فشاری که به بدن کارمندان وارد می شود را اندازه گیری نماید و در صورتی که خطری افراد را تهدید کند، هشدار های لازم را ارائه دهد.
■ جمع آوری اطلاعات از کارمندان باعث ایجاد کسب و کارهای دیگری نیز شده است. برای مثال، شرکت Cornerstone نرم افزاری را طراحی کرده که قادر است با تحلیل پانصد میلیون دیتا، الگوهای لازم برای انجام کار را تشخیص دهد و در فرآیند استخدام پیش بینی های لازم را در اختیار کارفرما قرار دهد تا بدین شکل وی قادر باشد بهترین گزینه ممکن را برای شرکت خود جذب نماید.
■ اما این سوال پیش میآید که آیا چنین برخوردی با کارمندان صحیح است؟ آیا جمع آوری اطلاعات، باعث آزردگی خاطر آن ها نمی شود؟
در پاسخ باید گفت اگر اطلاعات گردآوری شده در راستای درستی مورد استفاده قرار گیرند، بی شک می توانند برای خود کارمندان نیز سودآور باشند. برای مثال تشخیص فرآیند های تکراری در یک کار و حذف آن ها می تواند کارایی افراد را افزایش دهد و محیطی شاداب تر را برای آن ها به وجود آورد. اما همواره این نگرانی وجود دارد که شرکت ها از چنین اطلاعاتی برای گیر انداختن کارمندان خود استفاده نمایند و تلاش کنند با مدرک از زیر کار در رفتن آن ها را به اثبات رسانند. در چنین شرایطی بعید به نظر می رسد که تکنولوژی بتواند کمک شایانی به بهود شرایط شرکت کند و صرفا باعث ایجاد محیطی تنش زا می شود.
منبع: forbes
❤1
✳️ مدل 4P در مدیریت منابع انسانی
✅ مدل 4P یکی از رویکردهای مهم در مدیریت منابع انسانی است که بر چهار عنصر کلیدی تمرکز دارد: افراد (People)، فرآیندها (Processes)، عملکرد (Performance)، و پاداش (Pay/Reward). این مدل به سازمانها کمک میکند تا منابع انسانی خود را بهصورت استراتژیک مدیریت کرده و به بهرهوری بالاتر دست یابند.
■افراد (People): کارکنان مهمترین دارایی سازمان هستند. استخدام، توسعه مهارتها، ایجاد محیط کاری مثبت و افزایش انگیزه کارکنان از عوامل کلیدی در این بخش هستند. سازمانها باید بر جذب استعدادهای برتر، آموزش مستمر و ایجاد مسیرهای شغلی تمرکز کنند.
■ فرآیندها (Processes): استانداردسازی و بهینهسازی فرآیندهای HR باعث بهبود کارایی و هماهنگی در سازمان میشود. فرآیندهایی مانند استخدام، ارزیابی عملکرد، توسعه شغلی و مدیریت تغییر باید بهگونهای طراحی شوند که سازمان را در رسیدن به اهداف خود یاری کنند.
■ عملکرد (Performance): ارزیابی و بهبود عملکرد کارکنان، عامل کلیدی در موفقیت سازمان است. استفاده از شاخصهای عملکردی (KPIs)، بازخورد مستمر و فرهنگ یادگیری به رشد و توسعه کارکنان کمک میکند.
■ پاداش (Pay/Reward): ایجاد یک سیستم جبران خدمات عادلانه، شامل حقوق، مزایا و پاداشهای انگیزشی، باعث افزایش رضایت و بهرهوری کارکنان میشود.
■ مدل 4P یک رویکرد جامع برای مدیریت منابع انسانی ارائه میدهد که به بهبود عملکرد سازمان و افزایش رضایت کارکنان منجر میشود.
✅ مدل 4P یکی از رویکردهای مهم در مدیریت منابع انسانی است که بر چهار عنصر کلیدی تمرکز دارد: افراد (People)، فرآیندها (Processes)، عملکرد (Performance)، و پاداش (Pay/Reward). این مدل به سازمانها کمک میکند تا منابع انسانی خود را بهصورت استراتژیک مدیریت کرده و به بهرهوری بالاتر دست یابند.
■افراد (People): کارکنان مهمترین دارایی سازمان هستند. استخدام، توسعه مهارتها، ایجاد محیط کاری مثبت و افزایش انگیزه کارکنان از عوامل کلیدی در این بخش هستند. سازمانها باید بر جذب استعدادهای برتر، آموزش مستمر و ایجاد مسیرهای شغلی تمرکز کنند.
■ فرآیندها (Processes): استانداردسازی و بهینهسازی فرآیندهای HR باعث بهبود کارایی و هماهنگی در سازمان میشود. فرآیندهایی مانند استخدام، ارزیابی عملکرد، توسعه شغلی و مدیریت تغییر باید بهگونهای طراحی شوند که سازمان را در رسیدن به اهداف خود یاری کنند.
■ عملکرد (Performance): ارزیابی و بهبود عملکرد کارکنان، عامل کلیدی در موفقیت سازمان است. استفاده از شاخصهای عملکردی (KPIs)، بازخورد مستمر و فرهنگ یادگیری به رشد و توسعه کارکنان کمک میکند.
■ پاداش (Pay/Reward): ایجاد یک سیستم جبران خدمات عادلانه، شامل حقوق، مزایا و پاداشهای انگیزشی، باعث افزایش رضایت و بهرهوری کارکنان میشود.
■ مدل 4P یک رویکرد جامع برای مدیریت منابع انسانی ارائه میدهد که به بهبود عملکرد سازمان و افزایش رضایت کارکنان منجر میشود.
❤1👍1👎1
Persian_How_to_Think_about_the_Economyشیوه_اندیشیدن_به_اقتصاد.pdf
1.2 MB
📖شیوهی اندیشیدن به اقتصاد: پیشدرآمد
🖌پر ال. بایلوند
🔹این ترجمهی فارسی با اجازهی رسمی موسسه میزس (Mises Institute) بهصورت رایگان، در دسترس شماست.
كانال قواعدبازی
🖌پر ال. بایلوند
🔹این ترجمهی فارسی با اجازهی رسمی موسسه میزس (Mises Institute) بهصورت رایگان، در دسترس شماست.
كانال قواعدبازی
✳️ شاخصهای توسعه از نگاه فیلسوفان: تحلیلی چندبُعدی
✍ دکتر محسن محمودی
✅ توسعه، مفهومی فراتر از رشد اقتصادی است. فیلسوفان بزرگ، هر یک با تأکید بر وجهی خاص، چارچوبهایی برای سنجش پیشرفت جوامع ارائه دادهاند. این نوشتار نشان میدهد که توسعهٔ واقعی تنها زمانی ممکن است که عدالت، آزادی، عقلانیت و پایداری بهصورت توأمان در نظر گرفته شوند.
▪︎شاخصهای کلیدی توسعه از منظر فیلسوفان:
۱. آزادی فردی (جان استوارت میل)
توسعه مستلزم حفظ حریم خصوصی و حق انتخاب است.
نقد امروزی: آیا آزادی فردی میتواند به نابرابری دامن بزند؟
۲. عدالت اجتماعی (جان راولز)
توزیع عادلانه منابع و فرصتها، بنیان توسعه است.
پیوند با اقتصاد: نظریه راولز بر سیاستهای رفاهی تأثیرگذار بوده است.
۳. خودتحققبخشی و کمال انسانی (ارسطو)
توسعه یعنی فراهمکردن بستر شکوفایی استعدادها.
کاربرد معاصر: آموزش همگانی و دسترسی به هنر.
۴. پیشرفت عقلانی و اخلاقی (کانت)
بدون بلوغ فکری و اخلاقی، توسعه پایدار نیست.
چالش امروز: آیا فناوری عقلانیت را تقویت میکند یا تضعیف؟
۵. توانمندسازی و افزایش ظرفیتهای انسانی (امارتیا سِن)
توسعه باید قابلیتهای واقعی انسان را افزایش دهد.
شاخص عملی: بهبود امید به زندگی، سواد و سلامت.
۶. رفاه مادی و معنوی توأمان (میشل فوکو)
تمرکز صرف بر اقتصاد، سلامت روان و معنا را قربانی میکند.
نمونه: بحران افسردگی در جوامع ثروتمند.
۷. توسعه پایدار و تعادل با طبیعت (آلن بدیو)
رشد نامحدود، بحرانهای زیستمحیطی را رقم میزند.
راهکار: اقتصاد چرخشی، انرژیهای تجدیدپذیر.
۸. همبستگی و همزیستی اجتماعی (هگل)
توسعه نیازمند وفاق اجتماعی و کاهش شکافهای اجتماعی است.
▪︎مثال: سیاستهای چندفرهنگی در جوامع مهاجرپذیر.
۹. دموکراسی و مشارکت سیاسی فعال (هانا آرنت، شومپیتر)
بدون مشارکت، توسعه سیاسی و اقتصادی ناقص است.
هشدار: افول مشارکت در دموکراسیهای نمایندگی.
۱۰. عقلانیت انتقادی و نقد ساختاری (هابرماس، مکتب فرانکفورت)
توسعه حقیقی مستلزم نهادینهسازی گفتوگوی عقلانی است.
▪︎چالش امروز:
سلطه الگوریتمها و زوال فضای عمومی.
پرسشهای گشوده و نقدهای مفهومی
▪︎تعارض درونی:
چگونه میتوان بین آزادی فردی میل و عدالت اجتماعی راولز تعادل برقرار کرد؟
▪︎غیبت معرفتی:
چرا دیدگاههای فلسفی غیرغربی (مانند کنفوسیوس) در نظریههای توسعه غایباند؟
▪︎چالش اجرایی:
آیا میتوان شاخصهای فلسفی توسعه را به معیارهای کمّی ترجمه کرد؟
▪︎جمعبندی و چشمانداز
شاخصهای فلسفی توسعه، چندلایه و پویایند، اما تحقق عملی، نیازمند تلفیق با علوم اجتماعی برای طراحی الگوهای کاربردی است.
بازنگری بر پایه تحولات تکنولوژیک و اقلیمی.
گفتوگوی بینفرهنگی برای بازتعریف توسعه در جهانی چندمرکزی
✍ دکتر محسن محمودی
✅ توسعه، مفهومی فراتر از رشد اقتصادی است. فیلسوفان بزرگ، هر یک با تأکید بر وجهی خاص، چارچوبهایی برای سنجش پیشرفت جوامع ارائه دادهاند. این نوشتار نشان میدهد که توسعهٔ واقعی تنها زمانی ممکن است که عدالت، آزادی، عقلانیت و پایداری بهصورت توأمان در نظر گرفته شوند.
▪︎شاخصهای کلیدی توسعه از منظر فیلسوفان:
۱. آزادی فردی (جان استوارت میل)
توسعه مستلزم حفظ حریم خصوصی و حق انتخاب است.
نقد امروزی: آیا آزادی فردی میتواند به نابرابری دامن بزند؟
۲. عدالت اجتماعی (جان راولز)
توزیع عادلانه منابع و فرصتها، بنیان توسعه است.
پیوند با اقتصاد: نظریه راولز بر سیاستهای رفاهی تأثیرگذار بوده است.
۳. خودتحققبخشی و کمال انسانی (ارسطو)
توسعه یعنی فراهمکردن بستر شکوفایی استعدادها.
کاربرد معاصر: آموزش همگانی و دسترسی به هنر.
۴. پیشرفت عقلانی و اخلاقی (کانت)
بدون بلوغ فکری و اخلاقی، توسعه پایدار نیست.
چالش امروز: آیا فناوری عقلانیت را تقویت میکند یا تضعیف؟
۵. توانمندسازی و افزایش ظرفیتهای انسانی (امارتیا سِن)
توسعه باید قابلیتهای واقعی انسان را افزایش دهد.
شاخص عملی: بهبود امید به زندگی، سواد و سلامت.
۶. رفاه مادی و معنوی توأمان (میشل فوکو)
تمرکز صرف بر اقتصاد، سلامت روان و معنا را قربانی میکند.
نمونه: بحران افسردگی در جوامع ثروتمند.
۷. توسعه پایدار و تعادل با طبیعت (آلن بدیو)
رشد نامحدود، بحرانهای زیستمحیطی را رقم میزند.
راهکار: اقتصاد چرخشی، انرژیهای تجدیدپذیر.
۸. همبستگی و همزیستی اجتماعی (هگل)
توسعه نیازمند وفاق اجتماعی و کاهش شکافهای اجتماعی است.
▪︎مثال: سیاستهای چندفرهنگی در جوامع مهاجرپذیر.
۹. دموکراسی و مشارکت سیاسی فعال (هانا آرنت، شومپیتر)
بدون مشارکت، توسعه سیاسی و اقتصادی ناقص است.
هشدار: افول مشارکت در دموکراسیهای نمایندگی.
۱۰. عقلانیت انتقادی و نقد ساختاری (هابرماس، مکتب فرانکفورت)
توسعه حقیقی مستلزم نهادینهسازی گفتوگوی عقلانی است.
▪︎چالش امروز:
سلطه الگوریتمها و زوال فضای عمومی.
پرسشهای گشوده و نقدهای مفهومی
▪︎تعارض درونی:
چگونه میتوان بین آزادی فردی میل و عدالت اجتماعی راولز تعادل برقرار کرد؟
▪︎غیبت معرفتی:
چرا دیدگاههای فلسفی غیرغربی (مانند کنفوسیوس) در نظریههای توسعه غایباند؟
▪︎چالش اجرایی:
آیا میتوان شاخصهای فلسفی توسعه را به معیارهای کمّی ترجمه کرد؟
▪︎جمعبندی و چشمانداز
شاخصهای فلسفی توسعه، چندلایه و پویایند، اما تحقق عملی، نیازمند تلفیق با علوم اجتماعی برای طراحی الگوهای کاربردی است.
بازنگری بر پایه تحولات تکنولوژیک و اقلیمی.
گفتوگوی بینفرهنگی برای بازتعریف توسعه در جهانی چندمرکزی
✳️ کارشناسان سازمان ملل، حمله امریکا به ایران را محکوم کرده و خواستار پایان دائمی دشمنیها شدند
✅ طبق نظر کارشناسان، این حملات نقض آشکار منشور سازمان ملل و حقوق بشر است و میتواند مصداق جنایت بینالمللی تجاوز باشد و هیچگونه دفاع مشروعی در کار نبوده است.
این حملات، اساسیترین قوانین نظم جهانی از سال 1945 و ممنوعیت استفاده تهاجمی از نیروی نظامی و وظایف احترام به حاکمیت و عدم مداخله قهری در کشور دیگر را نقض میکند.
رهبران سیاسی و نظامی مسئول ایالات متحده نیز ممکن است در قبال جنایت بینالمللی تجاوز مسئول باشند و این حملات حقوق بشر، حق حیات، امنیت شخصی، سلامت، محیط زیست پاک و حق تعیین سرنوشت مردم ایران را به طور جدی تهدید میکند.
ماده 2 (4) منشور سازمان ملل متحد، تهدید یا استفاده از زور علیه هر کشوری را ممنوع میکند، مگر در دفاع از خود یا در صورت تصویب شورای امنیت. دفاع از خود نیز فقط در پاسخ به حمله مسلحانه واقعی یا قریبالوقوع توسط کشور دیگری امکانپذیر است.
ایران با سلاح هستهای به ایالات متحده یا اسرائیل حمله نکرده است. هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ایران قصد حمله قریبالوقوع به ایالات متحده یا اسرائیل با سلاح هستهای را دارد.
دفاع از خود «پیشگیرانه» یا «پیشبینیکننده» در برابر تهدیدهای احتمالی آینده، مانند گسترش سلاحهای هستهای یا تروریسم، از زمان تصویب منشور سازمان ملل متحد در 80 سال پیش، توسط قوانین بینالمللی مجاز نبوده است.
آنها گفتند: پذیرش دفاع پیشگیرانه از خود، دوران فاجعهباری از «قدرت حق است» را آغاز میکند، دورانی که در آن کشورهای قدرتمند میتوانند برای پیشبرد منافع امنیتی یا سیاست خارجی خود، دیگران را بمباران کنند. این امر به سوءظنهای مخرب، «مسابقه تسلیحاتی» و اتحادهای بیثباتکننده «توازن قدرت» دامن میزند.
دقیقا همان چیزی که نظم پس از 1945، برخاسته از خاکستر جنگ جهانی، قصد جلوگیری از آن را داشت. این امر منطقه خاورمیانه را بیثباتتر میکند و خطر نقض حقوق بشر را در همه جا افزایش میدهد.
کارشناسان، دیدگاه آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) مبنی بر اینکه تأسیسات هستهای هرگز نباید مورد حمله قرار گیرند را تأیید کردند، زیرا انجام این کار میتواند باعث انتشار مواد رادیواکتیو با تأثیرات مخرب بر محیط زیست و حقوق بشر، از جمله حق حیات، امنیت شخصی، سلامت، محافظت در برابر جابجایی خودسرانه و حقوق آسیبپذیرترین و به حاشیه راندهشدهترین جوامع شود.
قوانین بینالمللی بشردوستانه عموما حمله به تأسیسات هستهای را ممنوع میکند. آنها گفتند: ما از همه طرفها میخواهیم که از استفاده بیشتر از زور خودداری کنند و به حل و فصل مسالمتآمیز اختلافات بینالمللی مطابق با منشور سازمان ملل متحد، از جمله از طریق چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای و آژانس بینالمللی انرژی اتمی و با احترام به حقوق بشر همه مردم، متعهد شوند.
کارشناسان خاطرنشان کردند: زمانبندی این حملات، تلاشهای دیپلماتیک مسالمتآمیز برای احیای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) و همچنین صلح و امنیت در منطقه و فراتر از آن را تضعیف کرد.
آنها گفتند: در جهانی که بحران اقتصادی عمیقی را تجربه میکند، و به عنوان اعضای یک جامعه بینالمللی که به صلح متعهد است، ما معتقدیم که منابع مالی بسیج شده برای تجاوز نظامی باید برای تقویت صلحسازی و توسعه مورد استفاده قرار گیرد.
کارشناسان هشدار دادند: این حملات ایالات متحده، عضو دائم شورای امنیت که مسئول حفظ صلح و امنیت بینالمللی است، تجاوز خشونتآمیز و «دیپلماسی قایقهای توپدار» را به عنوان ابزاری برای کشورداری عادیسازی میکند و حاکمیت قانون بینالمللی را به شدت تضعیف میکند.
در زمان بحران چندجانبهگرایی، همه کشورها باید با چنین بیقانونی مخالفت کنند و به ایالات متحده و اسرائیل فشار بیاورند تا به قوانین جهانی بشریت احترام بگذارند.
لينك مطلب؛
https://www.ohchr.org/en/press-releases/2025/06/un-experts-condemn-united-states-attack-iran-and-demand-permanent-end
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ طبق نظر کارشناسان، این حملات نقض آشکار منشور سازمان ملل و حقوق بشر است و میتواند مصداق جنایت بینالمللی تجاوز باشد و هیچگونه دفاع مشروعی در کار نبوده است.
این حملات، اساسیترین قوانین نظم جهانی از سال 1945 و ممنوعیت استفاده تهاجمی از نیروی نظامی و وظایف احترام به حاکمیت و عدم مداخله قهری در کشور دیگر را نقض میکند.
رهبران سیاسی و نظامی مسئول ایالات متحده نیز ممکن است در قبال جنایت بینالمللی تجاوز مسئول باشند و این حملات حقوق بشر، حق حیات، امنیت شخصی، سلامت، محیط زیست پاک و حق تعیین سرنوشت مردم ایران را به طور جدی تهدید میکند.
ماده 2 (4) منشور سازمان ملل متحد، تهدید یا استفاده از زور علیه هر کشوری را ممنوع میکند، مگر در دفاع از خود یا در صورت تصویب شورای امنیت. دفاع از خود نیز فقط در پاسخ به حمله مسلحانه واقعی یا قریبالوقوع توسط کشور دیگری امکانپذیر است.
ایران با سلاح هستهای به ایالات متحده یا اسرائیل حمله نکرده است. هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ایران قصد حمله قریبالوقوع به ایالات متحده یا اسرائیل با سلاح هستهای را دارد.
دفاع از خود «پیشگیرانه» یا «پیشبینیکننده» در برابر تهدیدهای احتمالی آینده، مانند گسترش سلاحهای هستهای یا تروریسم، از زمان تصویب منشور سازمان ملل متحد در 80 سال پیش، توسط قوانین بینالمللی مجاز نبوده است.
آنها گفتند: پذیرش دفاع پیشگیرانه از خود، دوران فاجعهباری از «قدرت حق است» را آغاز میکند، دورانی که در آن کشورهای قدرتمند میتوانند برای پیشبرد منافع امنیتی یا سیاست خارجی خود، دیگران را بمباران کنند. این امر به سوءظنهای مخرب، «مسابقه تسلیحاتی» و اتحادهای بیثباتکننده «توازن قدرت» دامن میزند.
دقیقا همان چیزی که نظم پس از 1945، برخاسته از خاکستر جنگ جهانی، قصد جلوگیری از آن را داشت. این امر منطقه خاورمیانه را بیثباتتر میکند و خطر نقض حقوق بشر را در همه جا افزایش میدهد.
کارشناسان، دیدگاه آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) مبنی بر اینکه تأسیسات هستهای هرگز نباید مورد حمله قرار گیرند را تأیید کردند، زیرا انجام این کار میتواند باعث انتشار مواد رادیواکتیو با تأثیرات مخرب بر محیط زیست و حقوق بشر، از جمله حق حیات، امنیت شخصی، سلامت، محافظت در برابر جابجایی خودسرانه و حقوق آسیبپذیرترین و به حاشیه راندهشدهترین جوامع شود.
قوانین بینالمللی بشردوستانه عموما حمله به تأسیسات هستهای را ممنوع میکند. آنها گفتند: ما از همه طرفها میخواهیم که از استفاده بیشتر از زور خودداری کنند و به حل و فصل مسالمتآمیز اختلافات بینالمللی مطابق با منشور سازمان ملل متحد، از جمله از طریق چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای و آژانس بینالمللی انرژی اتمی و با احترام به حقوق بشر همه مردم، متعهد شوند.
کارشناسان خاطرنشان کردند: زمانبندی این حملات، تلاشهای دیپلماتیک مسالمتآمیز برای احیای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) و همچنین صلح و امنیت در منطقه و فراتر از آن را تضعیف کرد.
آنها گفتند: در جهانی که بحران اقتصادی عمیقی را تجربه میکند، و به عنوان اعضای یک جامعه بینالمللی که به صلح متعهد است، ما معتقدیم که منابع مالی بسیج شده برای تجاوز نظامی باید برای تقویت صلحسازی و توسعه مورد استفاده قرار گیرد.
کارشناسان هشدار دادند: این حملات ایالات متحده، عضو دائم شورای امنیت که مسئول حفظ صلح و امنیت بینالمللی است، تجاوز خشونتآمیز و «دیپلماسی قایقهای توپدار» را به عنوان ابزاری برای کشورداری عادیسازی میکند و حاکمیت قانون بینالمللی را به شدت تضعیف میکند.
در زمان بحران چندجانبهگرایی، همه کشورها باید با چنین بیقانونی مخالفت کنند و به ایالات متحده و اسرائیل فشار بیاورند تا به قوانین جهانی بشریت احترام بگذارند.
لينك مطلب؛
https://www.ohchr.org/en/press-releases/2025/06/un-experts-condemn-united-states-attack-iran-and-demand-permanent-end
https://t.me/ExecutiveManagement
OHCHR
UN experts condemn United States attack on Iran and demand permanent end to hostilities
GENEVA – UN experts* today unequivocally condemned the recent United States military attack against three nuclear facilities in Iran.“These attacks violate the most fundamental rules of world order since 1945 – the prohibition on the aggressive use of military…
✳️ ایران ودوراهی سرنوشت ساز
✍ دکترنیلی
✍ دکترنیلی
❤3