This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ عدم توجه به مسائل اصلی به معنای نادیده گرفتن یا عدم تمرکز بر موضوعات مهم و اساسی است، چه در یک فعالیت، چه در یک رابطه یا در یک بحث. این موضوع میتواند منجر به پیامدهای منفی شود، مانند اتلاف وقت، از دست دادن فرصتها، یا حتی ایجاد مشکلات بزرگتر و نابودی؟!
👍2❤1
✳️ "قانون کهنگی"
ا صد قانون موفقیت در تجارت
برایان تریسی
✅ "قانون کهنگی" که یکی از مهمترین قوانین موفقیت در تجارت است، به ما میگوید:
"همه چیز، از جمله محصولات، خدمات، برنامهها، استراتژیها، کمپینها، مهارتها و غیره با گذشت زمان کهنه میشوند و نمیتوانیم با اتکای به آنها کسب و کارمان را ادامه بدهیم."
■ بر اساس قانون کهنگی، مهمترین خطایی که یک شرکت مرتکب میشود، سازگار نشدن با تغییرات بازار، رقبا و مشتریانش است.
در حقیقت، شرکتهایی که به جای سازگار شدن با تغییرات بازار، با این تغییرات مبارزه میکنند، در نهایت هم منابعشان را در این مبارزه از دست میدهند و شکست میخورند.
■ آن روی سکۀ "قانون کهنگی"، "قانون بهبود مستمر" است که به ما تاکید میکند برای موفقیت در کسبوکار باید پیوسته به نوآوری و بهبود شرایط شرکتمان پایبند باشیم، حتی اگر وضع فعلی شرکتمان بسیار بسیار خوب است.
■ به بیان دیگر؛
قانون بهبود مستمر به ما یادآوری میکند که:
فرقی ندارد در چه شرایطی هستید، ... وضع بازار و اقتصاد خوب است یا بد. همیشه باید در حال نوآوری و بهبود وضعیت شرکتتان باشید، نه این که منتظر بمانید تا وقتی وضع شرکت خراب شد، سراغ بهبود بروید
■ برای درک بهتر این قانون، این گفتگو با "والت دیزنی" را همیشه به یاد داشته باشید.
از او پرسیدند:
نگران نیستید دیگران از روی کارهای شما کپیبرداری کنند؟
"والت دیزنی" پاسخ داد:
«اصلاً نگران نیستم، چون ما سریعتر از هر شرکت دیگری ایدههای جدیدمان را عرضه میکنیم»
برگرفته از:
کانال "مارکتینگ آز"
ا صد قانون موفقیت در تجارت
برایان تریسی
✅ "قانون کهنگی" که یکی از مهمترین قوانین موفقیت در تجارت است، به ما میگوید:
"همه چیز، از جمله محصولات، خدمات، برنامهها، استراتژیها، کمپینها، مهارتها و غیره با گذشت زمان کهنه میشوند و نمیتوانیم با اتکای به آنها کسب و کارمان را ادامه بدهیم."
■ بر اساس قانون کهنگی، مهمترین خطایی که یک شرکت مرتکب میشود، سازگار نشدن با تغییرات بازار، رقبا و مشتریانش است.
در حقیقت، شرکتهایی که به جای سازگار شدن با تغییرات بازار، با این تغییرات مبارزه میکنند، در نهایت هم منابعشان را در این مبارزه از دست میدهند و شکست میخورند.
■ آن روی سکۀ "قانون کهنگی"، "قانون بهبود مستمر" است که به ما تاکید میکند برای موفقیت در کسبوکار باید پیوسته به نوآوری و بهبود شرایط شرکتمان پایبند باشیم، حتی اگر وضع فعلی شرکتمان بسیار بسیار خوب است.
■ به بیان دیگر؛
قانون بهبود مستمر به ما یادآوری میکند که:
فرقی ندارد در چه شرایطی هستید، ... وضع بازار و اقتصاد خوب است یا بد. همیشه باید در حال نوآوری و بهبود وضعیت شرکتتان باشید، نه این که منتظر بمانید تا وقتی وضع شرکت خراب شد، سراغ بهبود بروید
■ برای درک بهتر این قانون، این گفتگو با "والت دیزنی" را همیشه به یاد داشته باشید.
از او پرسیدند:
نگران نیستید دیگران از روی کارهای شما کپیبرداری کنند؟
"والت دیزنی" پاسخ داد:
«اصلاً نگران نیستم، چون ما سریعتر از هر شرکت دیگری ایدههای جدیدمان را عرضه میکنیم»
برگرفته از:
کانال "مارکتینگ آز"
❤1
ارزشیابی_و_گریدینگ_شغل_و_شاغل.pdf
6.4 MB
آشنایی با روش چابک در ارزشیابی وگریدینگ شغل وشاغل
✳️ مدیران باید کارآمد باشند نه گزارشگر!
✅ مدیران گزارشگر فقط صدایی بلند دارند و تاثیری خاموش .....
■ یادداشت کارآمدی مدیران را با مثالی بیان خواهیم کرد اگر از شما سوال کنند که بهترین و شایسته ترین گزارشگران فوتبال ایران چه افرادی هستند بطور حتم آقایان یوسفی و خیابانی و فردوسی پور در بین سه نفر اول هستند و حالا فرض کنید یک بازی فوتبال حساس از تلویزیون در حال پخش شدن است و گزارشگر هم در ورزشگاه با اشراف کامل و از چندین مانیتور از زوایای گوناگون مسابقه را می بیند و گزارش های حرفه ای ارائه میدهد
گزارشگر می گويد که بازیکن شماره 9باید زودتر پاس می داد و یا
مربی حواست به ضد حمله های حریف باشد و یا
مهاجم تیم روبرو را باید مهار کنید و گرنه دروازمون باز می شود
و ...
■ گزارشگر ، بازیکن ها را کاملاً منطقی نصیحت می کند و کلی راهکار به مربی تیم می دهد ، حتی تماشاچی ها را هم زیر نظر دارد و ریزترین نکات را هم با حداکثر کیفیت ممکن و دلسوزانه ارائه می دهد .
اما یه چیزی؟!
آیا بازیکنان داخل زمین و مربی در حال بازی به این تحلیل و توصیه های حرفه ای گزارشگر ما ذره ای توجه میکنه؟ جواب مشخصه.
هرگز و هیچ وقت.
■ مگر نه اینکه همه حرفای گزارشگر درست است و همه حرفاش دلچسب و همه حرفاش حرفه ای و منطقیه؟ پس چرا حتی یک ذره هم نمی توانداثرگذار باشد؟
گویا گزارشگرها آمدن برای تماشاگران حرف بزنند و یک مقدار شور بدهند و بروند و اصل کاریها یعنی بازیکن ها و مربی ها هیچ.
■ با توجه به مثال گزارشگر بطور حتم متوجه شدید که برخی مدیران فقط گزارشگر هستند !
چیزی که خیلی وقت ها شاهدش هستیم این است که برخی مدیران سازمان ها و مسئولان کشورمان مثل گزارشگرهای مسابقات ورزشی هستند یعنی حتی به شرط منطقی بودن حرفهاشون گویا برای یکسری بیننده و تماشاچی صحبت میکنند و ذینفعان اصلی و کسانی که باید این فرامین را رعایت کنند ذره ای گوش نمی دهند و تحت تاثیر قرار نمیگیرند...
■ این نوع مدیران فقط :
● گزارش میکنند که مثلا هزینه ها باید مدیریت شوند و مشتری مدار باشیم و سهامداران باید از منافع سازمان منتفع شوند و غیره
● گزارش می کنند که عدالت باید رعایت شود و ....
💡نکته طلایی و مهم:
چرا یک مدیر به جایگاه گزارشگری نازل می شود؟
■دلایل اصلی و اساسی که برخی مدیران بجای کارآمدی به یک گزارشگر تبدیل می شوند:
۱. عدم مقبولیت و مشروعیت لازم:
یعنی مدیرانی که تخصص حوزه های مدیریتی و مهارت ها و تجربیات لازم مدیریتی را ندارند و با روابط و رانت به جایگاه مدیریت رسیده اند ، نتیجه اش این است که هرچی حرف میزند ، می شود باد هوا و فقط یک مدیر گزارشگر داریم.
۲. محتوای برنامه ها و کلام و گفته ها فاقد منطق و استدلال و جایگاه علمی و مدیریتی باشد .
۲. نداشتن تیم مدیریتی
خطرناک ترین دلیل برای گزارشگر شدن مدیران همین موضوع است ..
بهترین برنامه ها و استراتژی ها فقط جملات و کلماتی روی کاغذ هستند و فقط اجرایی کردن برنامه ها ، اهمیت دارد ...
اقتصاددان
✅ مدیران گزارشگر فقط صدایی بلند دارند و تاثیری خاموش .....
■ یادداشت کارآمدی مدیران را با مثالی بیان خواهیم کرد اگر از شما سوال کنند که بهترین و شایسته ترین گزارشگران فوتبال ایران چه افرادی هستند بطور حتم آقایان یوسفی و خیابانی و فردوسی پور در بین سه نفر اول هستند و حالا فرض کنید یک بازی فوتبال حساس از تلویزیون در حال پخش شدن است و گزارشگر هم در ورزشگاه با اشراف کامل و از چندین مانیتور از زوایای گوناگون مسابقه را می بیند و گزارش های حرفه ای ارائه میدهد
گزارشگر می گويد که بازیکن شماره 9باید زودتر پاس می داد و یا
مربی حواست به ضد حمله های حریف باشد و یا
مهاجم تیم روبرو را باید مهار کنید و گرنه دروازمون باز می شود
و ...
■ گزارشگر ، بازیکن ها را کاملاً منطقی نصیحت می کند و کلی راهکار به مربی تیم می دهد ، حتی تماشاچی ها را هم زیر نظر دارد و ریزترین نکات را هم با حداکثر کیفیت ممکن و دلسوزانه ارائه می دهد .
اما یه چیزی؟!
آیا بازیکنان داخل زمین و مربی در حال بازی به این تحلیل و توصیه های حرفه ای گزارشگر ما ذره ای توجه میکنه؟ جواب مشخصه.
هرگز و هیچ وقت.
■ مگر نه اینکه همه حرفای گزارشگر درست است و همه حرفاش دلچسب و همه حرفاش حرفه ای و منطقیه؟ پس چرا حتی یک ذره هم نمی توانداثرگذار باشد؟
گویا گزارشگرها آمدن برای تماشاگران حرف بزنند و یک مقدار شور بدهند و بروند و اصل کاریها یعنی بازیکن ها و مربی ها هیچ.
■ با توجه به مثال گزارشگر بطور حتم متوجه شدید که برخی مدیران فقط گزارشگر هستند !
چیزی که خیلی وقت ها شاهدش هستیم این است که برخی مدیران سازمان ها و مسئولان کشورمان مثل گزارشگرهای مسابقات ورزشی هستند یعنی حتی به شرط منطقی بودن حرفهاشون گویا برای یکسری بیننده و تماشاچی صحبت میکنند و ذینفعان اصلی و کسانی که باید این فرامین را رعایت کنند ذره ای گوش نمی دهند و تحت تاثیر قرار نمیگیرند...
■ این نوع مدیران فقط :
● گزارش میکنند که مثلا هزینه ها باید مدیریت شوند و مشتری مدار باشیم و سهامداران باید از منافع سازمان منتفع شوند و غیره
● گزارش می کنند که عدالت باید رعایت شود و ....
💡نکته طلایی و مهم:
چرا یک مدیر به جایگاه گزارشگری نازل می شود؟
■دلایل اصلی و اساسی که برخی مدیران بجای کارآمدی به یک گزارشگر تبدیل می شوند:
۱. عدم مقبولیت و مشروعیت لازم:
یعنی مدیرانی که تخصص حوزه های مدیریتی و مهارت ها و تجربیات لازم مدیریتی را ندارند و با روابط و رانت به جایگاه مدیریت رسیده اند ، نتیجه اش این است که هرچی حرف میزند ، می شود باد هوا و فقط یک مدیر گزارشگر داریم.
۲. محتوای برنامه ها و کلام و گفته ها فاقد منطق و استدلال و جایگاه علمی و مدیریتی باشد .
۲. نداشتن تیم مدیریتی
خطرناک ترین دلیل برای گزارشگر شدن مدیران همین موضوع است ..
بهترین برنامه ها و استراتژی ها فقط جملات و کلماتی روی کاغذ هستند و فقط اجرایی کردن برنامه ها ، اهمیت دارد ...
اقتصاددان
❤1
✳️ چرا ۳۷٪از متقاضیان را فقط نگاه کنیم و انتخاب نکنیم؟
یک قاعده جادویی برای استخدام بهتر
✅ تصور کن پشت میز نشستی، فنجان قهوهات نیمهگرمه، و رو بهرویت یه دسته رزومه چیده شده. هر کدوم بهتر از اون یکی. یه مهندس شبکه با کلی مدرک، یه متخصص SOC با نگاه خیره به آینده، یه نفر که رزومهاش بوی فتوشاپ میده، و یکی هم که هنوز یادش نرفته بنویسه "با احترام، اینجانب..."! حالا تو موندی و یه انتخاب سخت.
■ از کجا بدونی کیو باید بگیری؟ از کجا بفهمی الان زمان تصمیمه یا نه؟
اینجاست که یک قاعده جادویی ریاضی وارد میشه: قانون ۳۷٪.
■ اصل داستان چیه؟
دانشمندان (بله، اونایی که عمرشون رو صرف محاسبه کردن چند نفر باید رد بشن تا بهترین رو بگیریم) به این نتیجه رسیدن: اگر بخوای از بین n نفر، بهترین رو انتخاب کنی و دیگه نتونی برگردی، باید حدود ۳۷٪ اول رو فقط بررسی کنی و هیچکسی رو انتخاب نکنی. بعد از اون، هر وقت کسی بهتر از قبلیها اومد، همونو بگیر.
■ حالا چرا ۳۷٪؟ چون ۱ تقسیم بر e میشه تقریباً ۰.۳۷، و ریاضیدانها عاشق e هستن.(اگه نمیدونی e چیه، نگران نباش. مهم اینه که اونا خیلی براش ذوق دارن!)
■ استخدام چطوری میشه با این قاعده؟
فرض کن ۱۰۰ نفر رزومه دادن. تو باید ۳۷ نفر اول رو فقط نگاه کنی، تحلیل کنی، چشم تیز کنی، ولی نخوای. بعد از نفر ۳۸ به بعد، هر وقت کسی از اون ۳۷ تای قبلی بهتر بود، همون لحظه بزن روی دکمه «دعوت به همکاری».
■ نتیجه؟ شانس انتخاب بهترین نفر به بالاترین حد ممکن میرسه (۳۷٪ خودش شانس خیلی خوبیه تو دنیای بیرحم منابع انسانی!).
■ ولی اگه فقط سه نفر رزومه دادن چی؟
آهان! اینجاست که قانون ۳۷٪ تبدیل میشه به یک نگرش، نه فقط یک عدد. یعنی تو ذهنیت پیدا میکنی:
• اول بررسی کن و قضاوت نکن
• یک معیار بساز برای تشخیص «خوب» از «فقط قابل قبول»
• بعد از شناخت کیفیت کلی، آماده باش تا در لحظهای که واقعا «بهتر» دیدی، تصمیم بگیری.
■ مثلاً با سه رزومه، نفر اول رو صرفاً برای مقایسه نگاه میکنی. نفر دوم اگر بهتر بود، عالی. اگر نه، مجبور میشی با سومی بسازی (یا از نو فراخوان بدی!).
■ یک قاعده یا یک ترفند زندگی؟
جالب اینجاست که قانون ۳۷٪ فقط برای استخدام نیست. برای خرید لپتاپ، انتخاب مشاور حقوقی، پیدا کردن شریک کاری، و حتی انتخاب همتیمی توی یک پروژه حساس هم میشه ازش استفاده کرد.
■ اصلش اینه: قبل از تصمیم، باید بدونی چی برات خوبه. و این فهمیدن، بدون دیدن چندتا گزینه اولیه ممکن نیست.
■ جمعبندی؛ قاعدهای که وقتشناسی یادمون میده
در دنیایی که یا زود تصمیم میگیریم و پشیمون میشیم، یا آنقدر صبر میکنیم که قطار میره، قانون ۳۷٪ میگه کی پیاده بشی، کی سوار بشی، و کی رد بشی.
نه زود، نه دیر.
بلکه در لحظهای که باید...
✍ دکتر حسن بودلایی
https://t.me/ExecutiveManagement
یک قاعده جادویی برای استخدام بهتر
✅ تصور کن پشت میز نشستی، فنجان قهوهات نیمهگرمه، و رو بهرویت یه دسته رزومه چیده شده. هر کدوم بهتر از اون یکی. یه مهندس شبکه با کلی مدرک، یه متخصص SOC با نگاه خیره به آینده، یه نفر که رزومهاش بوی فتوشاپ میده، و یکی هم که هنوز یادش نرفته بنویسه "با احترام، اینجانب..."! حالا تو موندی و یه انتخاب سخت.
■ از کجا بدونی کیو باید بگیری؟ از کجا بفهمی الان زمان تصمیمه یا نه؟
اینجاست که یک قاعده جادویی ریاضی وارد میشه: قانون ۳۷٪.
■ اصل داستان چیه؟
دانشمندان (بله، اونایی که عمرشون رو صرف محاسبه کردن چند نفر باید رد بشن تا بهترین رو بگیریم) به این نتیجه رسیدن: اگر بخوای از بین n نفر، بهترین رو انتخاب کنی و دیگه نتونی برگردی، باید حدود ۳۷٪ اول رو فقط بررسی کنی و هیچکسی رو انتخاب نکنی. بعد از اون، هر وقت کسی بهتر از قبلیها اومد، همونو بگیر.
■ حالا چرا ۳۷٪؟ چون ۱ تقسیم بر e میشه تقریباً ۰.۳۷، و ریاضیدانها عاشق e هستن.(اگه نمیدونی e چیه، نگران نباش. مهم اینه که اونا خیلی براش ذوق دارن!)
■ استخدام چطوری میشه با این قاعده؟
فرض کن ۱۰۰ نفر رزومه دادن. تو باید ۳۷ نفر اول رو فقط نگاه کنی، تحلیل کنی، چشم تیز کنی، ولی نخوای. بعد از نفر ۳۸ به بعد، هر وقت کسی از اون ۳۷ تای قبلی بهتر بود، همون لحظه بزن روی دکمه «دعوت به همکاری».
■ نتیجه؟ شانس انتخاب بهترین نفر به بالاترین حد ممکن میرسه (۳۷٪ خودش شانس خیلی خوبیه تو دنیای بیرحم منابع انسانی!).
■ ولی اگه فقط سه نفر رزومه دادن چی؟
آهان! اینجاست که قانون ۳۷٪ تبدیل میشه به یک نگرش، نه فقط یک عدد. یعنی تو ذهنیت پیدا میکنی:
• اول بررسی کن و قضاوت نکن
• یک معیار بساز برای تشخیص «خوب» از «فقط قابل قبول»
• بعد از شناخت کیفیت کلی، آماده باش تا در لحظهای که واقعا «بهتر» دیدی، تصمیم بگیری.
■ مثلاً با سه رزومه، نفر اول رو صرفاً برای مقایسه نگاه میکنی. نفر دوم اگر بهتر بود، عالی. اگر نه، مجبور میشی با سومی بسازی (یا از نو فراخوان بدی!).
■ یک قاعده یا یک ترفند زندگی؟
جالب اینجاست که قانون ۳۷٪ فقط برای استخدام نیست. برای خرید لپتاپ، انتخاب مشاور حقوقی، پیدا کردن شریک کاری، و حتی انتخاب همتیمی توی یک پروژه حساس هم میشه ازش استفاده کرد.
■ اصلش اینه: قبل از تصمیم، باید بدونی چی برات خوبه. و این فهمیدن، بدون دیدن چندتا گزینه اولیه ممکن نیست.
■ جمعبندی؛ قاعدهای که وقتشناسی یادمون میده
در دنیایی که یا زود تصمیم میگیریم و پشیمون میشیم، یا آنقدر صبر میکنیم که قطار میره، قانون ۳۷٪ میگه کی پیاده بشی، کی سوار بشی، و کی رد بشی.
نه زود، نه دیر.
بلکه در لحظهای که باید...
✍ دکتر حسن بودلایی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ بازبینی ماموریت با ۳ سئوال
✅ نیروهای ویژه دریایی آمریکا (Navy SEALs) فقط با ۳ سوال ماموریتهایشان را بازبینی میکنند. بازبینی پس از اقدام (AAR) روشی برای بررسی پروژهها، ماموریتها، تمرینات آموزشی یا هر رویداد دیگری است که میخواهید آن را ارزیابی کنید. تفاوت بسیار زیادی بین یک بازبینی پس از اقدام (AAR) مؤثر و یک جلسه کالبدشکافی صرفاً برای نقزدن و مقصریابی وجود دارد.
جادو (نکته کلیدی) در نحوه بیان سوالات نهفته است.
● گام اول: چه کارهایی خوب پیش رفت.
هر جلسه AAR را با این سوال آغاز میکنیم: «از کارهایی که خوب پیش رفت، چه درسهای جدید و قابل تکراری آموختیم؟»
در هر نوع بررسی پس از واقعه (post-mortem)، ذهن ما بهطور طبیعی تمایل دارد روی اشتباهات تمرکز کند. اما، بسیار مهم است که دقیقاً مشخص کنیم چه کارهایی درست انجام شد تا بتوانیم آن موفقیتها را تکرار کنیم.
● گام دوم: چه کارهایی خوب پیش نرفت.
پس از بررسی کارهای خوب و موفقیتهایی که میتوانیم در آینده تکرار کنیم، به سراغ نقد سازنده میرویم. بحث را با سوالی مشابه چارچوببندی میکنیم: «از کارهایی که خوب پیش نرفت، چه درسهای جدید و قابل تکراری آموختیم؟»
توجه کنید - سوال این نیست که چه چیزی اشتباه بود... بلکه مشخصاً میپرسد چه درس جدیدی میتوانیم برای آینده به کار بگیریم.
● گام سوم: استانداردهای جدید
پس از اینکه درسهای بهدستآمده از کارهای خوب و ناموفق را کالبدشکافی کردیم، تمرکزمان را به آینده معطوف میکنیم.
با ترکیب دیدگاههای حاصل از دو گام اول، مورد زیر را ارزیابی میکنیم:
«با توجه به سوالات ۱ و ۲، چه تغییراتی میتوانیم در فرآیندهایمان ایجاد کنیم تا برتری تاکتیکی پایدار خود را بهطور سیستماتیک بهبود بخشیم؟»
• این سوال تاکید میکند که استاندارد ما تعالی و برتری است، فرآیند شفاف راه رسیدن به آن است، و میپرسد چه بهبودهایی در فرآیندهایمان ما را به جلو میبرد؟
🔺نکته فرآیندی: هر شرکتکننده باید ۲۴ ساعت قبل از جلسه، پاسخ این سوالات را بهصورت کتبی آماده کند.
جلسات AAR با خواندن تمام بازخوردهای نوشتهشده آغاز میشود.
سپس مدیر جلسه، بحث در مورد هر سوال را هدایت میکند.
✅ نیروهای ویژه دریایی آمریکا (Navy SEALs) فقط با ۳ سوال ماموریتهایشان را بازبینی میکنند. بازبینی پس از اقدام (AAR) روشی برای بررسی پروژهها، ماموریتها، تمرینات آموزشی یا هر رویداد دیگری است که میخواهید آن را ارزیابی کنید. تفاوت بسیار زیادی بین یک بازبینی پس از اقدام (AAR) مؤثر و یک جلسه کالبدشکافی صرفاً برای نقزدن و مقصریابی وجود دارد.
جادو (نکته کلیدی) در نحوه بیان سوالات نهفته است.
● گام اول: چه کارهایی خوب پیش رفت.
هر جلسه AAR را با این سوال آغاز میکنیم: «از کارهایی که خوب پیش رفت، چه درسهای جدید و قابل تکراری آموختیم؟»
در هر نوع بررسی پس از واقعه (post-mortem)، ذهن ما بهطور طبیعی تمایل دارد روی اشتباهات تمرکز کند. اما، بسیار مهم است که دقیقاً مشخص کنیم چه کارهایی درست انجام شد تا بتوانیم آن موفقیتها را تکرار کنیم.
● گام دوم: چه کارهایی خوب پیش نرفت.
پس از بررسی کارهای خوب و موفقیتهایی که میتوانیم در آینده تکرار کنیم، به سراغ نقد سازنده میرویم. بحث را با سوالی مشابه چارچوببندی میکنیم: «از کارهایی که خوب پیش نرفت، چه درسهای جدید و قابل تکراری آموختیم؟»
توجه کنید - سوال این نیست که چه چیزی اشتباه بود... بلکه مشخصاً میپرسد چه درس جدیدی میتوانیم برای آینده به کار بگیریم.
● گام سوم: استانداردهای جدید
پس از اینکه درسهای بهدستآمده از کارهای خوب و ناموفق را کالبدشکافی کردیم، تمرکزمان را به آینده معطوف میکنیم.
با ترکیب دیدگاههای حاصل از دو گام اول، مورد زیر را ارزیابی میکنیم:
«با توجه به سوالات ۱ و ۲، چه تغییراتی میتوانیم در فرآیندهایمان ایجاد کنیم تا برتری تاکتیکی پایدار خود را بهطور سیستماتیک بهبود بخشیم؟»
• این سوال تاکید میکند که استاندارد ما تعالی و برتری است، فرآیند شفاف راه رسیدن به آن است، و میپرسد چه بهبودهایی در فرآیندهایمان ما را به جلو میبرد؟
🔺نکته فرآیندی: هر شرکتکننده باید ۲۴ ساعت قبل از جلسه، پاسخ این سوالات را بهصورت کتبی آماده کند.
جلسات AAR با خواندن تمام بازخوردهای نوشتهشده آغاز میشود.
سپس مدیر جلسه، بحث در مورد هر سوال را هدایت میکند.
❤1
تحلیل_چهارسطحی_تمرکز_تنش_ایران_و_اسرائیل_در_تاریخ_سیزدهم_مرداد_1404.pdf
228.3 KB
تحلیل چهارسطحی تمرکز تنش ایران و اسرائیل در تاریخ سیزدهم مرداد 1404.pdf
شاخصهای_رصد_راهبردی_تنش_ایران_و_اسرائیل_در_تاریخ_سیزدهم_مرداد.pdf
166 KB
شاخصهای رصد راهبردی تنش ایران و اسرائیل در تاریخ سیزدهم مرداد.pdf
✳️ با ۲۰ عادت زشت و ناپسند اجتماعی آشنا شوید و در صورت عدم آگاهی سعی کنید آنها را اصلاح نمایید
۱- خیره شدن به دیگران برای مدت طولانی زمانی که در یک محیط اجتماعی مانند خیابان یا مترو هستید، کار بسیار زشتی است.
۲- قطع کردن حرف دیگران زمانی که در حال صحبت کردن هستند، عجول بودن و بی ملاحظگی شما را نشان میدهد.
۳- بلند حرف زدن در جمع و محیطهای عمومی چه با تلفن و چه با همراهتان، یکی از آزاردهندهترین عادتها است و باید ترک شود. احترام به آسایش دیگران جزو رفتارهای مهم اجتماعی به حساب میآید.
۴- دست دادن خیلی محکم یا خیلی بیحال نشان دهنده مشکلات شخصیتی در شما است. همیشه موقع دست دادن به تجربه مثبت آن فکر کنید و به صورت عادی و برای مدت نه چندان زیادی دست مخاطبتان را بفشارید.
۵- پچ پچ کردن، آهسته حرف زدن و خندیدن مرموز در حضور دیگران بسیار زشت و ناپسند است و بیاحترامی شما به جمع و حاضران آن را نشان میدهد.
۶- استفاده مداوم از تلفن همراه زمانی که با شخص دیگری در حال مکالمه یا وقت گذراندن هستید
۷- حمله به حریم شخصی و باورهای درونی دیگران زمانی که در حال بحث درباره موضوعی هستید
۸- مسخره کردن و خندیدن به اشتباهات و خطاهای دیگران بسیار زشت و است و نشانه بیاحترامی کامل به شخص مقابل است و باید ترک شود.
۹- بیتوجهی به وقت و برنامه ریزی مشخصی که از قبل تعیین شده، نشانه بیمسئولیتی و در عین حال بیاحترامی به مخاطب شما خواهد بود.
۱۰- پرخوری و زیاده روی در مهمانیها نشانه بیاحترامی به شخصیت خود شما و در عین حال مهمان نوازی میزبان شما است. همیشه در همه حال تعادل را رعایت کنید.
۱۱- بهداشت ضعیف و رفتارهای ناخوشایند بهداشتی در حضور دیگران بسیار زشت بوده و حس منفی به مخاطبان شما القا میکند. رسیدگی نکردن به وضع ظاهری و تمیزی و معطر بودن پوشش شما به نوعی نشانه بیارزشی شخص مقابلتان است.
۱۲- ریختن زباله روی زمین و این تفکر که توسط ماموران شهرداری جمع آوری میشود بسیار زشت است.
۱۳- به کار بردن کلمات زشت و ناپسند و استفاده از الفاظ رکیک به خصوص در حضور خانوادهها و کودکان، نشانه بیشخصیتی است.
۱۴- کشیدن سیگار و استعمال دخانیات در جمع و به خصوص در کنار کسی که مانند شما عادت به مصرف این موارد ندارد
۱۵- بدگویی از دیگران در جمع به خصوص زمانی که شخص مورد بحث در جمع حضور نداشته باشد
۱۶- اجازه صحبت به دیگران ندادن
۱۷- فضولی کردن و کنجکاوی بیش از حد در مواردی که به شما ارتباطی ندارد
۱۸- سکوت غیرعادی یا عبوس بودن در جمع مخصوصا اگر این جمع دوستانه باشد، بسیار ناخوشایند است و احساس بدی به مخاطبان شما میدهد. حتی اگر حضور در جمعی را دوست ندارید، سعی کنید حتی به مقدار کم با دیگران تعامل داشته باشید
۱۹- جویدن غذا یا آدامس با دهان باز و تولید صداهای ناهنجار در حضور جمع بسیار ناپسند است و باید ترک شود.
۲۰- بیاحترامی به حق و حقوق دیگران و رعایت نکردن نوبت و همچنین تلاش برای جلو زدن در صف نشانه بیشخصیتی است.
کانون تِک
https://t.me/ExecutiveManagement
۱- خیره شدن به دیگران برای مدت طولانی زمانی که در یک محیط اجتماعی مانند خیابان یا مترو هستید، کار بسیار زشتی است.
۲- قطع کردن حرف دیگران زمانی که در حال صحبت کردن هستند، عجول بودن و بی ملاحظگی شما را نشان میدهد.
۳- بلند حرف زدن در جمع و محیطهای عمومی چه با تلفن و چه با همراهتان، یکی از آزاردهندهترین عادتها است و باید ترک شود. احترام به آسایش دیگران جزو رفتارهای مهم اجتماعی به حساب میآید.
۴- دست دادن خیلی محکم یا خیلی بیحال نشان دهنده مشکلات شخصیتی در شما است. همیشه موقع دست دادن به تجربه مثبت آن فکر کنید و به صورت عادی و برای مدت نه چندان زیادی دست مخاطبتان را بفشارید.
۵- پچ پچ کردن، آهسته حرف زدن و خندیدن مرموز در حضور دیگران بسیار زشت و ناپسند است و بیاحترامی شما به جمع و حاضران آن را نشان میدهد.
۶- استفاده مداوم از تلفن همراه زمانی که با شخص دیگری در حال مکالمه یا وقت گذراندن هستید
۷- حمله به حریم شخصی و باورهای درونی دیگران زمانی که در حال بحث درباره موضوعی هستید
۸- مسخره کردن و خندیدن به اشتباهات و خطاهای دیگران بسیار زشت و است و نشانه بیاحترامی کامل به شخص مقابل است و باید ترک شود.
۹- بیتوجهی به وقت و برنامه ریزی مشخصی که از قبل تعیین شده، نشانه بیمسئولیتی و در عین حال بیاحترامی به مخاطب شما خواهد بود.
۱۰- پرخوری و زیاده روی در مهمانیها نشانه بیاحترامی به شخصیت خود شما و در عین حال مهمان نوازی میزبان شما است. همیشه در همه حال تعادل را رعایت کنید.
۱۱- بهداشت ضعیف و رفتارهای ناخوشایند بهداشتی در حضور دیگران بسیار زشت بوده و حس منفی به مخاطبان شما القا میکند. رسیدگی نکردن به وضع ظاهری و تمیزی و معطر بودن پوشش شما به نوعی نشانه بیارزشی شخص مقابلتان است.
۱۲- ریختن زباله روی زمین و این تفکر که توسط ماموران شهرداری جمع آوری میشود بسیار زشت است.
۱۳- به کار بردن کلمات زشت و ناپسند و استفاده از الفاظ رکیک به خصوص در حضور خانوادهها و کودکان، نشانه بیشخصیتی است.
۱۴- کشیدن سیگار و استعمال دخانیات در جمع و به خصوص در کنار کسی که مانند شما عادت به مصرف این موارد ندارد
۱۵- بدگویی از دیگران در جمع به خصوص زمانی که شخص مورد بحث در جمع حضور نداشته باشد
۱۶- اجازه صحبت به دیگران ندادن
۱۷- فضولی کردن و کنجکاوی بیش از حد در مواردی که به شما ارتباطی ندارد
۱۸- سکوت غیرعادی یا عبوس بودن در جمع مخصوصا اگر این جمع دوستانه باشد، بسیار ناخوشایند است و احساس بدی به مخاطبان شما میدهد. حتی اگر حضور در جمعی را دوست ندارید، سعی کنید حتی به مقدار کم با دیگران تعامل داشته باشید
۱۹- جویدن غذا یا آدامس با دهان باز و تولید صداهای ناهنجار در حضور جمع بسیار ناپسند است و باید ترک شود.
۲۰- بیاحترامی به حق و حقوق دیگران و رعایت نکردن نوبت و همچنین تلاش برای جلو زدن در صف نشانه بیشخصیتی است.
کانون تِک
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤2👍2
✳️ رویکردهای ناب ژاپنی دراجرا
🔹صبور باش و در کارهایت استمرار داشته باش، هیچ اتفاقی یکباره رخ نمی دهد.
این را برای خودت تکرار کن
🔸هر روز روی پیشرفت های کوچک تمرکز کن، سعی کن هر روز حتی ۱٪ هم شده بهتر شوی، همین کافیست
🔹ذهنت را متمرکز و خالی نگهدار، هرچیزی رو نخوان، هرآهنگی رو گوش نده، هر فیلمی رو نبین، روی ورودی های ذهنت حساس باش
📌 ذهن یک متخصص کارآمد برخلاف باور همه ،خالی تر از ذهن یک انسان معمولی است،
چون متمرکزاست
🔸می گویند ، وقتی ۸۰ درصد احساس سیری کردی دست از غذا بکش، همانطور که روی ورودی های ذهن حساسی؛ روی جسمت هم حساس باش، بدنی که هرچیزی بخورد خواه نا خواه دچار بیماری می شود.
🔹با طبیعت انس بگیر، انسان های کامل طبیعت را منبع الهام بخشی برای انگیزه و انرژی می دانند.
🔸به جای پیدا کردن زیبایی در کمال و کامل بودن، به دنبال زیبایی در نقص باش، یعنی دقیقا نقطه مقابل کمالگرایی
🔹 هرانسانی برای بیدار شدن از خواب نیاز به یک دلیل و هدف دارد که به زندگیش معنا بدهد، بگرد و معنای زندگی خودت را پیدا کن
"انسانی که چرایی برای زندگی داشته باشد، هر چگونگی را تحمل می کند"
https://t.me/ExecutiveManagement
🔹صبور باش و در کارهایت استمرار داشته باش، هیچ اتفاقی یکباره رخ نمی دهد.
این را برای خودت تکرار کن
🔸هر روز روی پیشرفت های کوچک تمرکز کن، سعی کن هر روز حتی ۱٪ هم شده بهتر شوی، همین کافیست
🔹ذهنت را متمرکز و خالی نگهدار، هرچیزی رو نخوان، هرآهنگی رو گوش نده، هر فیلمی رو نبین، روی ورودی های ذهنت حساس باش
📌 ذهن یک متخصص کارآمد برخلاف باور همه ،خالی تر از ذهن یک انسان معمولی است،
چون متمرکزاست
🔸می گویند ، وقتی ۸۰ درصد احساس سیری کردی دست از غذا بکش، همانطور که روی ورودی های ذهن حساسی؛ روی جسمت هم حساس باش، بدنی که هرچیزی بخورد خواه نا خواه دچار بیماری می شود.
🔹با طبیعت انس بگیر، انسان های کامل طبیعت را منبع الهام بخشی برای انگیزه و انرژی می دانند.
🔸به جای پیدا کردن زیبایی در کمال و کامل بودن، به دنبال زیبایی در نقص باش، یعنی دقیقا نقطه مقابل کمالگرایی
🔹 هرانسانی برای بیدار شدن از خواب نیاز به یک دلیل و هدف دارد که به زندگیش معنا بدهد، بگرد و معنای زندگی خودت را پیدا کن
"انسانی که چرایی برای زندگی داشته باشد، هر چگونگی را تحمل می کند"
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1
*صفرها را حذف نکنید، ریشه بحران را بزنید*
افقه، اقتصاددان
وي معتقد است حذف صفر از پول ملی در ساختار فعلی اقتصاد ایران، تنها اقدامی ظاهری و پرهزینه است که بدون اصلاحات عمیق ساختاری، نه تنها سودی ندارد، بلکه بار مالی و روانی مضاعفی به مردم تحمیل میکند.
ايشان با انتقاد از تصمیم اخیر درباره حذف صفر از پول ملی، این اقدام را بیاثر و غیرکارکردی در شرایط کنونی اقتصاد کشور دانست و گفت: در شرایط فعلی که دستکاری صفرهای پول، کمترین تأثیر را روی رفاه و قدرت خرید مردم دارد و اساساً هیچ اثر واقعی بر متغیرهای اقتصادی نمیگذارد، باید دید اصلاً هدف سیاستگذار از این تصمیم چه بوده. اگر هدفشان بهبود متغیرهای اقتصادی بوده، که بعید میدانم، باید بدانند که این کار در ساختار فعلی هیچ اثری ندارد.
*حذف صفر ظاهری زیبا دارد با باطنی پرهزینه*
او افزود: اگر هم هدفشان تسهیل در امور حسابداری یا ایجاد یک اثر روانی کوتاهمدت باشد، شاید بتوان گفت تا حدی نتیجهبخش خواهد بود، ولی به هزینههای فراوان آن برای مردم هم باید توجه کرد؛ از تغییر اسکناسها و اسناد رسمی گرفته تا سردرگمی عمومی در تطبیق با واحد پولی جدید.
*ریشه بحرانهای اقتصادی ایران، اقتصادی نیست*
افقه ادامه داد: مشکلات اقتصادی کشور از جمله رفاه پایین مردم، تورم، بیکاری، نابرابری، نرخ پایین سرمایهگذاری و رشد اقتصادی، ریشه در ساختارهای ضدتولید و ضدتوسعه دارد.
اینها حتی ریشه در ساختارهای معیوب اقتصادی هم ندارند؛ بلکه منشأ آنها نگاههای فلسفی، فکری و ارزشی غلط و پوسیده است.
او با تأکید بر اینکه اصلاحات واقعی نیازمند اراده و زمان و البته هزینه است، اظهار کرد: متأسفانه برخی سیاستگذاران به جای تصمیمات ریشهای، به سراغ اقدامات صوری میروند؛ اقدامی مثل حذف صفر که نهتنها کمکی به اقتصاد نمیکند، بلکه هزینهزا هم هست....
ادامه مطلب؛
https://negaheiraniannews.ir/افقه-صفرها-را-حذف-نکنید-ریشه-بحران-را-بزنید
افقه، اقتصاددان
وي معتقد است حذف صفر از پول ملی در ساختار فعلی اقتصاد ایران، تنها اقدامی ظاهری و پرهزینه است که بدون اصلاحات عمیق ساختاری، نه تنها سودی ندارد، بلکه بار مالی و روانی مضاعفی به مردم تحمیل میکند.
ايشان با انتقاد از تصمیم اخیر درباره حذف صفر از پول ملی، این اقدام را بیاثر و غیرکارکردی در شرایط کنونی اقتصاد کشور دانست و گفت: در شرایط فعلی که دستکاری صفرهای پول، کمترین تأثیر را روی رفاه و قدرت خرید مردم دارد و اساساً هیچ اثر واقعی بر متغیرهای اقتصادی نمیگذارد، باید دید اصلاً هدف سیاستگذار از این تصمیم چه بوده. اگر هدفشان بهبود متغیرهای اقتصادی بوده، که بعید میدانم، باید بدانند که این کار در ساختار فعلی هیچ اثری ندارد.
*حذف صفر ظاهری زیبا دارد با باطنی پرهزینه*
او افزود: اگر هم هدفشان تسهیل در امور حسابداری یا ایجاد یک اثر روانی کوتاهمدت باشد، شاید بتوان گفت تا حدی نتیجهبخش خواهد بود، ولی به هزینههای فراوان آن برای مردم هم باید توجه کرد؛ از تغییر اسکناسها و اسناد رسمی گرفته تا سردرگمی عمومی در تطبیق با واحد پولی جدید.
*ریشه بحرانهای اقتصادی ایران، اقتصادی نیست*
افقه ادامه داد: مشکلات اقتصادی کشور از جمله رفاه پایین مردم، تورم، بیکاری، نابرابری، نرخ پایین سرمایهگذاری و رشد اقتصادی، ریشه در ساختارهای ضدتولید و ضدتوسعه دارد.
اینها حتی ریشه در ساختارهای معیوب اقتصادی هم ندارند؛ بلکه منشأ آنها نگاههای فلسفی، فکری و ارزشی غلط و پوسیده است.
او با تأکید بر اینکه اصلاحات واقعی نیازمند اراده و زمان و البته هزینه است، اظهار کرد: متأسفانه برخی سیاستگذاران به جای تصمیمات ریشهای، به سراغ اقدامات صوری میروند؛ اقدامی مثل حذف صفر که نهتنها کمکی به اقتصاد نمیکند، بلکه هزینهزا هم هست....
ادامه مطلب؛
https://negaheiraniannews.ir/افقه-صفرها-را-حذف-نکنید-ریشه-بحران-را-بزنید
negaheiraniannews.ir
افقه: صفرها را حذف نکنید، ریشه بحران را بزنید
افقه، معتقد است حذف صفر از پول ملی در ساختار فعلی اقتصاد ایران، تنها اقدامی ظاهری و پرهزینه است که بدون اصلاحات عمیق ساختاری، نه تنها سودی ندارد، بلکه بار مالی و روانی مضاعفی به مردم تحمیل میکند.
👍1
✳️ سواد رسانهای
تحریف شناختی (Cognitive distortion)
یکی از عوامل فریب است که سبب میشود فرد یا جمع از الگوی تفکر نادرستی پیروی کرده و واقعیت، اخبار و پیام رسانهها را به شکل منفی، اغراق شده یا انحرافی تعبیر نماید.
✅ تحریف شناختی میتواند سبب بروز هیجانات منفی و رفتار ناکارآمد شود. اما در رسانه غالبا سبب سوءبرداشت از یک پیام و گاه فریب می شود.
■ تحریف شناختی اقسام گوناگونی دارد. برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
🔹️تعمیم نادرست (استقراء ناقص)
فرد بدون دلیل موجه و استدلال متقن یک نتیجهگیری کلی از یک وضعیت یا مثال جزئی میکند. مثلا از بدشانسی در موقعیت الف نتیجه میگیرد همیشه بدشانس است. یا با دیدن یک تصویر از ستمگری یکی از اهالی شهر الف نتیجه میگیرد که همه مردم آن شهر ستمگر هستند.
🔹️فیلتر منفی و مثبت
این تحریف دلالت دارد بر تمرکز شدید بر جنبههای منفی یا مثبت یک وضعیت و نادیده گرفتن وجوه دیگر و مخالف آن. برای مثال، فرد ممکن است با دیدن یک فیلم مستند از دوره تاریخی الف نتیجه بگیرد که تمام مطالب مستند دال بر مثبت بودن یا منفی بودن آن دوره تاریخی بوده است.
🔹️تفکر صفر و صدی
مطلق دیدن همه چیز و استفاده دائمی از کلمه همه یا هیچ. مثلا بیان این گزاره که هر کسی یا دشمن من است یا دوست من نوعی تحریف است. یا مثلا این باور که تمام گزارشها و اخبار رسانه الف درست هستند یا غلطند نوعی تحریف به حساب میآید.
🔹️استدلال هیجانی
اتکاء به وضعیت هیجانی خود به عنوان دلیل. برای مثال، این استدلال که اکنون احساس بیارزشی میکنم پس واقعا بیارزشم، یا این تصویر یا خبر حس خوبی به من میدهد پس واقعا خوب است نوعی تحریف شناختی به حساب میآید.
تحریف شناختی (Cognitive distortion)
یکی از عوامل فریب است که سبب میشود فرد یا جمع از الگوی تفکر نادرستی پیروی کرده و واقعیت، اخبار و پیام رسانهها را به شکل منفی، اغراق شده یا انحرافی تعبیر نماید.
✅ تحریف شناختی میتواند سبب بروز هیجانات منفی و رفتار ناکارآمد شود. اما در رسانه غالبا سبب سوءبرداشت از یک پیام و گاه فریب می شود.
■ تحریف شناختی اقسام گوناگونی دارد. برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
🔹️تعمیم نادرست (استقراء ناقص)
فرد بدون دلیل موجه و استدلال متقن یک نتیجهگیری کلی از یک وضعیت یا مثال جزئی میکند. مثلا از بدشانسی در موقعیت الف نتیجه میگیرد همیشه بدشانس است. یا با دیدن یک تصویر از ستمگری یکی از اهالی شهر الف نتیجه میگیرد که همه مردم آن شهر ستمگر هستند.
🔹️فیلتر منفی و مثبت
این تحریف دلالت دارد بر تمرکز شدید بر جنبههای منفی یا مثبت یک وضعیت و نادیده گرفتن وجوه دیگر و مخالف آن. برای مثال، فرد ممکن است با دیدن یک فیلم مستند از دوره تاریخی الف نتیجه بگیرد که تمام مطالب مستند دال بر مثبت بودن یا منفی بودن آن دوره تاریخی بوده است.
🔹️تفکر صفر و صدی
مطلق دیدن همه چیز و استفاده دائمی از کلمه همه یا هیچ. مثلا بیان این گزاره که هر کسی یا دشمن من است یا دوست من نوعی تحریف است. یا مثلا این باور که تمام گزارشها و اخبار رسانه الف درست هستند یا غلطند نوعی تحریف به حساب میآید.
🔹️استدلال هیجانی
اتکاء به وضعیت هیجانی خود به عنوان دلیل. برای مثال، این استدلال که اکنون احساس بیارزشی میکنم پس واقعا بیارزشم، یا این تصویر یا خبر حس خوبی به من میدهد پس واقعا خوب است نوعی تحریف شناختی به حساب میآید.
✳️ شاید «گاراژ سیل (Garage Sale) »جواب داد !
✅ راهکاری تابو شکنانه برای تغییر الگوی مصرف، افزایش سرمایه اجتماعی ،نشاط اجتماعی و حفظ محیط زیست در جامعه ایرانی
■ گاهی ایده وعادت هایی را در ذهن می پرورانیم ،گاهی ایده وعادت های دیگران را مزمزه می کنیم ، وگاهی ایده وعادت های قدیمی را کنار میگذاریم!
■ می گردیم در سلول سلول ذهن پرمشغله، تا شاید خلقی متفاوت راه وطریقی شود بر فائق آمدن برمشکلات!
■ در شرایط کنونی جامعه ما که ضرورت تغییر در فرهنگ مصرف و توجه به پایداری محیط زیست بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، ایده «گاراژ سیل (Garage Sale)» یا بازارچه های محلی فروش محصولات بلااستفاده درب منازل یا درفضاهای عمومی محلات ،(مزمزه رفتاراجتماعی آنان )میتواند ابزاری کارآمد برای احیای فرهنگ استفاده مجدد، صرفه جویی اقتصادی و کاهش اسراف شود .
این طرح علاوه بر کمک به حفظ منابع مالی خانواده ها، تقویت سرمایه اجتماعی و نشاط اجتماعی را به همراه دارد ،همچنین بستری مناسب برای افزایش تعاملات اجتماعی و همبستگی در محلات را فراهم می آورد.
■ یکی از موانع عمده در جامعه ما، وجود انگ های اجتماعی و تابوی خرید و فروش کالاهای دست دوم است که مانع پذیرش این فرهنگ اقتصادی، هوشمندانه و زیست محیطی می شود. در حالی که در کشورهای توسعه یافته این موضوع به عنوان بخشی کاملاً عادی از زندگی روزمره و نمادی از رفتار مسئولانه و صرفه جویانه تلقی میشود.
■ چه اشکالی دارد درکنارهمه دریافت های مد وپوشاک وسبک زندگی و... از آنان، این مورد را نیز امتحان کنیم!
🌀می شود با فرهنگسازی هدفمند، آموزش و الگوسازی ،نگرش های منفی را کاهش دهیم و خرید و فروش کالاهای دست دوم را به عنوان اقدامی پرهیزدهنده از اسراف، ارتقای پرستیژ اجتماعی و بخشی از سبک زندگی مدرن و پایدار معرفی کنیم.
■ این مدل کارکردی می تواند با توجه به فرهنگ خرید های بی رویه و انباری های پر مردم ایران از اجناس بلا استفاده ،الگویی مؤثر در توسعه پایدار و اقتصاد چرخشی باشد .که ضمن کاهش تولید پسماند، حفظ منابع طبیعی و محیط زیست، به کاهش هزینه های خانوار و ارتقای کیفیت زندگی می انجامد.
امتحان کنیم شاید جواب داد!
رزیتا خسروی
دکتری جامعه شناسی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ راهکاری تابو شکنانه برای تغییر الگوی مصرف، افزایش سرمایه اجتماعی ،نشاط اجتماعی و حفظ محیط زیست در جامعه ایرانی
■ گاهی ایده وعادت هایی را در ذهن می پرورانیم ،گاهی ایده وعادت های دیگران را مزمزه می کنیم ، وگاهی ایده وعادت های قدیمی را کنار میگذاریم!
■ می گردیم در سلول سلول ذهن پرمشغله، تا شاید خلقی متفاوت راه وطریقی شود بر فائق آمدن برمشکلات!
■ در شرایط کنونی جامعه ما که ضرورت تغییر در فرهنگ مصرف و توجه به پایداری محیط زیست بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، ایده «گاراژ سیل (Garage Sale)» یا بازارچه های محلی فروش محصولات بلااستفاده درب منازل یا درفضاهای عمومی محلات ،(مزمزه رفتاراجتماعی آنان )میتواند ابزاری کارآمد برای احیای فرهنگ استفاده مجدد، صرفه جویی اقتصادی و کاهش اسراف شود .
این طرح علاوه بر کمک به حفظ منابع مالی خانواده ها، تقویت سرمایه اجتماعی و نشاط اجتماعی را به همراه دارد ،همچنین بستری مناسب برای افزایش تعاملات اجتماعی و همبستگی در محلات را فراهم می آورد.
■ یکی از موانع عمده در جامعه ما، وجود انگ های اجتماعی و تابوی خرید و فروش کالاهای دست دوم است که مانع پذیرش این فرهنگ اقتصادی، هوشمندانه و زیست محیطی می شود. در حالی که در کشورهای توسعه یافته این موضوع به عنوان بخشی کاملاً عادی از زندگی روزمره و نمادی از رفتار مسئولانه و صرفه جویانه تلقی میشود.
■ چه اشکالی دارد درکنارهمه دریافت های مد وپوشاک وسبک زندگی و... از آنان، این مورد را نیز امتحان کنیم!
🌀می شود با فرهنگسازی هدفمند، آموزش و الگوسازی ،نگرش های منفی را کاهش دهیم و خرید و فروش کالاهای دست دوم را به عنوان اقدامی پرهیزدهنده از اسراف، ارتقای پرستیژ اجتماعی و بخشی از سبک زندگی مدرن و پایدار معرفی کنیم.
■ این مدل کارکردی می تواند با توجه به فرهنگ خرید های بی رویه و انباری های پر مردم ایران از اجناس بلا استفاده ،الگویی مؤثر در توسعه پایدار و اقتصاد چرخشی باشد .که ضمن کاهش تولید پسماند، حفظ منابع طبیعی و محیط زیست، به کاهش هزینه های خانوار و ارتقای کیفیت زندگی می انجامد.
امتحان کنیم شاید جواب داد!
رزیتا خسروی
دکتری جامعه شناسی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ در لحظات بحرانی زندگی خودمون رو نبازیم ...
✅ خیلی هامون تجربه های تلخی در زمان اجرای موقعیت های حساس زندگی داریم
اما ادامه دادیم ویا تسلیم شدیم؟!
جا داره به خودمون بگیم
من جای این کودک بودم در این شرایط چیکار می کردم؟!
کانون تِک
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ خیلی هامون تجربه های تلخی در زمان اجرای موقعیت های حساس زندگی داریم
اما ادامه دادیم ویا تسلیم شدیم؟!
جا داره به خودمون بگیم
من جای این کودک بودم در این شرایط چیکار می کردم؟!
کانون تِک
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
✳️ چگونه می توان مطمئن بود که سازمان شما بر اساس استراتژی تعیین شده حرکت و عمل می کند؟
✅ این پرسش مهمی است که همه مدیران شرکت ها باید پاسخ آن را بدانند.
مجله هاروارد بیزنس ریویو به بررسی روانشناختی موفقیت مدیران شرکتدها پرداخته و در پی پاسخگویی به این پرسش برآمده و نوشته است:
برای درک بهتر شرایط به مدیران توصیه می شود کار را با فکر کردن درباره مشکلاتی که ممکن است بر سر راه کارمندان قرار گیرند، شروع کنند یکی از بزرگترین اشتباهاتی که شرکت ها در زمان معرفی فرهنگ سازمانی مورد نظر خود مرتکب می شوند این است که بر مسائل مثبت انتزاعی همچون بی عیب و نقص بودن احترام اعتماد و... تمرکز می کنند.
مورد بی عیب و نقص بودن را در نظر بگیرید به صورت مجازی همه رهبران و مدیران سازمانی از کارکنان خود می خواهند تا بر همین مبنا رفتار کنند در واقع به عنوان یک ارزش هیچ جایگزین واقعی برای بی عیب و نقص بودن وجود ندارد با این حال شما نمی توانید چنین ویژگی را در تصمیم گیری های روزمره خود به کار گیرید.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ این پرسش مهمی است که همه مدیران شرکت ها باید پاسخ آن را بدانند.
مجله هاروارد بیزنس ریویو به بررسی روانشناختی موفقیت مدیران شرکتدها پرداخته و در پی پاسخگویی به این پرسش برآمده و نوشته است:
برای درک بهتر شرایط به مدیران توصیه می شود کار را با فکر کردن درباره مشکلاتی که ممکن است بر سر راه کارمندان قرار گیرند، شروع کنند یکی از بزرگترین اشتباهاتی که شرکت ها در زمان معرفی فرهنگ سازمانی مورد نظر خود مرتکب می شوند این است که بر مسائل مثبت انتزاعی همچون بی عیب و نقص بودن احترام اعتماد و... تمرکز می کنند.
مورد بی عیب و نقص بودن را در نظر بگیرید به صورت مجازی همه رهبران و مدیران سازمانی از کارکنان خود می خواهند تا بر همین مبنا رفتار کنند در واقع به عنوان یک ارزش هیچ جایگزین واقعی برای بی عیب و نقص بودن وجود ندارد با این حال شما نمی توانید چنین ویژگی را در تصمیم گیری های روزمره خود به کار گیرید.
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
Bakhtan dar Nabardi Tulani.pdf
5.8 MB
📖 باختن در نبرد طولانی: وعده دروغ تغییر حکومتها در خاورمیانه
🖌فلیپ اچ. گردون
🔄ترجمۀ فاطمه کریمخان
🗓مرداد ۱۴۰۴
فایل ترجمه این کتاب به رایگان توسط مترجم انتشار یافته است.
🖌فلیپ اچ. گردون
🔄ترجمۀ فاطمه کریمخان
🗓مرداد ۱۴۰۴
فایل ترجمه این کتاب به رایگان توسط مترجم انتشار یافته است.
✳️ سال ۲۰۲۵ نقطه عطف بزرگی برای جامعه جهاني
✅ از بیثباتی ژئوپلیتیکی تشدید شده و انقلاب هوش مصنوعی گرفته تا بازار کار نوسانی و نقشههای تجاری از نو ترسیم شده، زمین زیر پای ما در حال تغییر است.
این ۷ نمودار از گزارشهای اخیر مجمع جهانی اقتصاد، بهروزرسانی مهمی در مورد روندهای تعیینکننده در اواسط سال ارائه میدهند، از جمله:
🔹 وضعیت خطرات و درگیریهای جهانی
🔹 تأثیر اقتصادی فزاینده هوش مصنوعی
🔹 تعرفههای ترامپ و چشمانداز جدید تجارت
🔹 پیشرفتها و خطرات در گذار انرژی
🔹 شکافهای جنسیتی پایدار در دنیای فناوریمحور
تحليل نمودارهایی:
https://www.weforum.org/stories/2025/08/inflection-points-7-global-shifts-defining-2025-so-far-in-charts/?
کانال قواعد بازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ از بیثباتی ژئوپلیتیکی تشدید شده و انقلاب هوش مصنوعی گرفته تا بازار کار نوسانی و نقشههای تجاری از نو ترسیم شده، زمین زیر پای ما در حال تغییر است.
این ۷ نمودار از گزارشهای اخیر مجمع جهانی اقتصاد، بهروزرسانی مهمی در مورد روندهای تعیینکننده در اواسط سال ارائه میدهند، از جمله:
🔹 وضعیت خطرات و درگیریهای جهانی
🔹 تأثیر اقتصادی فزاینده هوش مصنوعی
🔹 تعرفههای ترامپ و چشمانداز جدید تجارت
🔹 پیشرفتها و خطرات در گذار انرژی
🔹 شکافهای جنسیتی پایدار در دنیای فناوریمحور
تحليل نمودارهایی:
https://www.weforum.org/stories/2025/08/inflection-points-7-global-shifts-defining-2025-so-far-in-charts/?
کانال قواعد بازی
https://t.me/ExecutiveManagement
World Economic Forum
Inflection points: 7 global shifts defining 2025 so far… in charts
2025 has been marked by significant global shifts, including increased geopolitical instability, the accelerating impact of AI and a changing labour market.
✳️ سه کلیدِ پنجره اثربخش
🖋 دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
✅ پزشکان و دارو سازها یه اصطلاح قشنگی دارن به اسم پنجره درمانی (Therapeutic Window).
👈 حرف حساب "پنجره درمانی" اینه که:
دوز دارو اگه از یه حدی کمتر باشه اثرگذاری لازم رو نخواهد داشت و اگه از یه حدی هم بیشتر شد باعث مسمومیت یا عوارض خطرناکی میشه. به عبارتی محدوده بین کمترین دوز موثر و بیشترین دوز بی خطر رو میگن "پنجره درمانی". حالا اگر درمان توی اون پنجره انجام بشه یقینا حال بیمار خوب میشه در غیر اینصورت؟!
■ حد پایین و بالا فقط مربوط به پزشکان گرامی و جسم آدم ها نیست کما اینکه ما توی روانشناسی هم یه اصطلاح داریم به اسم پنجره درمانی یا (Window of Tolerance). اینجا هم یک حد پایین و بالا رو معرفی میکنه و میگه: آدم ها تو اون بازه میتونن احساسات و فشارهای روانی شون رو کنترل و مدیریت کنن. توی اون بازه یا پنجره، فرد احساس آرامش میکنه و میتونه یاد بگیره، تعامل موثر داشته باشه، پیشرفت کنه و .... حالا اگه بالاتر از سقف پنجره هیجان دریافت کنه نتیجه اش میشه خشم، اضطراب شدید و وحشت اون فرد و اگر پایین تر از پنجره باشه منجر به بی حسی، کرختی، بی انگیزگی و ... به دنبال داره. همه روان درمانگرها به این پدیده توجه میکنن تا بتونن اثربخش ترین حالت رو برای بیماراشون داشته باشن.
■ "پنجره درمانی" برای بیماری هایی مثل سکته مغزی، سرطان و ... که نیازمند اقدامات سریع درمانی هستند؛ علاوه بر دوز، اشاره به اهمیت زمانِ شروع درمان هم داره. یعنی فقط اون لحظات اول بیماری هست که مداخلات میتونه اثربخش باشه و بعد از اون احتمالا دیگه فایده نداره.
■ خوب تا اینجا که پا رو کردیم تو کفش دکترا. حالا اگه بخوایم پنجره درمانی رو توی دنیای مدیریت استفاده کنیم میشه اسمش رو یه کم عوض کرد و گذاشت *"پنجره اثربخشی".پنجره اثر بخشی سه تا موضوع رو باید همزمان داشته باشه.
🔺سه مؤلفه کلیدی پنجره اثربخشی:
۱. حداقل اثربخش (Minimum Effective Dose)
کمترین میزان منابع، انرژی، یا اقدام که بتونه اثر مطلوب بذاره.
مثال: حداقل تعداد جلسات یا بازخوردهایی که انگیزه تیم رو حفظ میکنه.
۲. حداکثر اثربخش (Maximum Safe Dose)
بیشترین میزان اقدامات که هنوز مثبت و پذیرفتنی تلقی میشه، قبل از آنکه باعث فرسودگی، دلزدگی یا مقاومت بشه و بالاتر از این مقدار اشباع، فشار روانی یا افت کیفیت رو حتماً خواهیم دید.
مثال: حجم بازخورد یا نظارت قبل از آنکه کارکنان حس بد ریزمدیریتی یا همون Micro management پیدا کنند.
۳. زمان طلایی (Optimal Timing)
لحظهای که اثر اقدامات چند برابر میشن چون ذهن و هیجان مخاطب کاملاً آماده پذیرش هست. زودتر از اون منجر به بیتأثیری یا سوءبرداشت میشه و دیرتر از اون هم باعث از دست رفتن انرژی و فرصت ها خواهد شد.
مثال: اعلام تقدیر بلافاصله پس از یک موفقیت، نه اینکه بذاریم هفتهها بعد.
■ بریم چند تا مثال یا شاید هم چند تا درد دل در خصوص "پنجره اثربخشی" را با هم مرور کنیم.
●اولین نمونه: وقتی که کارمندی تازه توی یک دوره یادگیری و آموزشی شرکت کرده.* در این موقعیت ذهن تازه هست و با ایدههای نو آشنا شده و آماده بهکارگیری اونا توی محیط کاره. مدیرای کاردرست میتونن با تعریف ماموریت های عملی کوچک و شدنی، تثبیت یادگیری و حال خوب ناشی از تغییر رو به کارکنان منتقل کنن. (پنجره اثربخشی باز)
تجربه نشون میده بعد از دوره آموزشی مدیران توقع دارند همانند خوردن مسکن بعد از سردرد؛ آرام آرام مشکلات حل بشه و به خودشان زحمت هیچ اقدامی نمیدن و منتظر معجزه میشینن.(بسته شدن پنجره اثربخشی)
● مثال دوم: زمانیکه یکی از کارکنان یا یکی از تیم های شرکت موفقیتی نصیبش میشه.در این حالت فرد یا تیم کاری در بالاترین حد انگیزه و عزتنفس هست. این بهترین زمان برای تقویت رفتار درست و دادن بازخورد مثبته.(پنجره اثربخشی باز است).
غفلت رایجی که معمولا باعث بسته شدن پنجره اثربخشی میشه اینه که مدیران معمولاً فقط به یک تبریک کوتاه بسنده میکنن و سریع میرن سراغ کار بعدی، در حالی که همین لحظه میتونن بنیان تعهد بلندمدت رو بسازن.(بستن پنجره اثربخشی)
● مثال سوم: لحظه قبل از ورود به کارها و اقدامات مهم.
در این موقعیت معمولا افراد تمرکز و هیجان بالایی دارن و کاملاً آماده گوش دادن به نکات "کوتاه و کلیدی" هستن. ارائه حمایت و نکتههای اجرایی کوتاه بهترین حالت ممکن خواهد بود (پنجره اثربخشی باز)
تجربه نشان میده مدیران غیرحرفه ای یا چیزی نمیگن یا شروع میکنن پیامهای طولانی و پراکنده دادن که باعث فشار روانی روی همه میشه.(بسته شدن پنجره اثربخشی)و ده ها مثال دیگر ...
🖋 دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
✅ پزشکان و دارو سازها یه اصطلاح قشنگی دارن به اسم پنجره درمانی (Therapeutic Window).
👈 حرف حساب "پنجره درمانی" اینه که:
دوز دارو اگه از یه حدی کمتر باشه اثرگذاری لازم رو نخواهد داشت و اگه از یه حدی هم بیشتر شد باعث مسمومیت یا عوارض خطرناکی میشه. به عبارتی محدوده بین کمترین دوز موثر و بیشترین دوز بی خطر رو میگن "پنجره درمانی". حالا اگر درمان توی اون پنجره انجام بشه یقینا حال بیمار خوب میشه در غیر اینصورت؟!
■ حد پایین و بالا فقط مربوط به پزشکان گرامی و جسم آدم ها نیست کما اینکه ما توی روانشناسی هم یه اصطلاح داریم به اسم پنجره درمانی یا (Window of Tolerance). اینجا هم یک حد پایین و بالا رو معرفی میکنه و میگه: آدم ها تو اون بازه میتونن احساسات و فشارهای روانی شون رو کنترل و مدیریت کنن. توی اون بازه یا پنجره، فرد احساس آرامش میکنه و میتونه یاد بگیره، تعامل موثر داشته باشه، پیشرفت کنه و .... حالا اگه بالاتر از سقف پنجره هیجان دریافت کنه نتیجه اش میشه خشم، اضطراب شدید و وحشت اون فرد و اگر پایین تر از پنجره باشه منجر به بی حسی، کرختی، بی انگیزگی و ... به دنبال داره. همه روان درمانگرها به این پدیده توجه میکنن تا بتونن اثربخش ترین حالت رو برای بیماراشون داشته باشن.
■ "پنجره درمانی" برای بیماری هایی مثل سکته مغزی، سرطان و ... که نیازمند اقدامات سریع درمانی هستند؛ علاوه بر دوز، اشاره به اهمیت زمانِ شروع درمان هم داره. یعنی فقط اون لحظات اول بیماری هست که مداخلات میتونه اثربخش باشه و بعد از اون احتمالا دیگه فایده نداره.
■ خوب تا اینجا که پا رو کردیم تو کفش دکترا. حالا اگه بخوایم پنجره درمانی رو توی دنیای مدیریت استفاده کنیم میشه اسمش رو یه کم عوض کرد و گذاشت *"پنجره اثربخشی".پنجره اثر بخشی سه تا موضوع رو باید همزمان داشته باشه.
🔺سه مؤلفه کلیدی پنجره اثربخشی:
۱. حداقل اثربخش (Minimum Effective Dose)
کمترین میزان منابع، انرژی، یا اقدام که بتونه اثر مطلوب بذاره.
مثال: حداقل تعداد جلسات یا بازخوردهایی که انگیزه تیم رو حفظ میکنه.
۲. حداکثر اثربخش (Maximum Safe Dose)
بیشترین میزان اقدامات که هنوز مثبت و پذیرفتنی تلقی میشه، قبل از آنکه باعث فرسودگی، دلزدگی یا مقاومت بشه و بالاتر از این مقدار اشباع، فشار روانی یا افت کیفیت رو حتماً خواهیم دید.
مثال: حجم بازخورد یا نظارت قبل از آنکه کارکنان حس بد ریزمدیریتی یا همون Micro management پیدا کنند.
۳. زمان طلایی (Optimal Timing)
لحظهای که اثر اقدامات چند برابر میشن چون ذهن و هیجان مخاطب کاملاً آماده پذیرش هست. زودتر از اون منجر به بیتأثیری یا سوءبرداشت میشه و دیرتر از اون هم باعث از دست رفتن انرژی و فرصت ها خواهد شد.
مثال: اعلام تقدیر بلافاصله پس از یک موفقیت، نه اینکه بذاریم هفتهها بعد.
■ بریم چند تا مثال یا شاید هم چند تا درد دل در خصوص "پنجره اثربخشی" را با هم مرور کنیم.
●اولین نمونه: وقتی که کارمندی تازه توی یک دوره یادگیری و آموزشی شرکت کرده.* در این موقعیت ذهن تازه هست و با ایدههای نو آشنا شده و آماده بهکارگیری اونا توی محیط کاره. مدیرای کاردرست میتونن با تعریف ماموریت های عملی کوچک و شدنی، تثبیت یادگیری و حال خوب ناشی از تغییر رو به کارکنان منتقل کنن. (پنجره اثربخشی باز)
تجربه نشون میده بعد از دوره آموزشی مدیران توقع دارند همانند خوردن مسکن بعد از سردرد؛ آرام آرام مشکلات حل بشه و به خودشان زحمت هیچ اقدامی نمیدن و منتظر معجزه میشینن.(بسته شدن پنجره اثربخشی)
● مثال دوم: زمانیکه یکی از کارکنان یا یکی از تیم های شرکت موفقیتی نصیبش میشه.در این حالت فرد یا تیم کاری در بالاترین حد انگیزه و عزتنفس هست. این بهترین زمان برای تقویت رفتار درست و دادن بازخورد مثبته.(پنجره اثربخشی باز است).
غفلت رایجی که معمولا باعث بسته شدن پنجره اثربخشی میشه اینه که مدیران معمولاً فقط به یک تبریک کوتاه بسنده میکنن و سریع میرن سراغ کار بعدی، در حالی که همین لحظه میتونن بنیان تعهد بلندمدت رو بسازن.(بستن پنجره اثربخشی)
● مثال سوم: لحظه قبل از ورود به کارها و اقدامات مهم.
در این موقعیت معمولا افراد تمرکز و هیجان بالایی دارن و کاملاً آماده گوش دادن به نکات "کوتاه و کلیدی" هستن. ارائه حمایت و نکتههای اجرایی کوتاه بهترین حالت ممکن خواهد بود (پنجره اثربخشی باز)
تجربه نشان میده مدیران غیرحرفه ای یا چیزی نمیگن یا شروع میکنن پیامهای طولانی و پراکنده دادن که باعث فشار روانی روی همه میشه.(بسته شدن پنجره اثربخشی)و ده ها مثال دیگر ...
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
🔺جمع بندی پایانی:
پنجره اثربخشی از مفاهیمی است که به آدم ها کمک می کنه تصمیمات منطقی تری بگیرن؛ برای اینکه این ابزار رو بتونیم عملیاتی کنیم کافیه برای هر «پنجره»، سه سوال کلیدی را قبل از اقدام از خودمون بپرسیم:
۱. آیا دوز اقدام ما کافی هست؟ (نه کماثر، نه افراطی و بیشازحد)
۲. در محدوده امن طرف مقابل هست؟ (بههمریختگی یا بیحسی ایجاد نمیکنه؟)
۳. زمان اقدام درست است؟ (در اوج پذیرش یا بعد از فروکش هیجان منفی)
●به عبارت ساده تر میشه گفت که:
دوز درست × زمان درست × لحن درست = پنجره اثربخشی
هر کدوم از این سه تا پارامتر که نباشه یعنی پنجره داره به سمت غیراثربخشی حرکت میکنه.
■در پایان میخوام خواهش کنم به این سوال مهم فکر کنید:
🔺کجاها دستاوردهای مناسبی به واسطه عملکرد خوب پنجره اثربخشی محقق شده و کجاها عکس این موضوع اتفاق افتاده؟
https://t.me/ExecutiveManagement
پنجره اثربخشی از مفاهیمی است که به آدم ها کمک می کنه تصمیمات منطقی تری بگیرن؛ برای اینکه این ابزار رو بتونیم عملیاتی کنیم کافیه برای هر «پنجره»، سه سوال کلیدی را قبل از اقدام از خودمون بپرسیم:
۱. آیا دوز اقدام ما کافی هست؟ (نه کماثر، نه افراطی و بیشازحد)
۲. در محدوده امن طرف مقابل هست؟ (بههمریختگی یا بیحسی ایجاد نمیکنه؟)
۳. زمان اقدام درست است؟ (در اوج پذیرش یا بعد از فروکش هیجان منفی)
●به عبارت ساده تر میشه گفت که:
دوز درست × زمان درست × لحن درست = پنجره اثربخشی
هر کدوم از این سه تا پارامتر که نباشه یعنی پنجره داره به سمت غیراثربخشی حرکت میکنه.
■در پایان میخوام خواهش کنم به این سوال مهم فکر کنید:
🔺کجاها دستاوردهای مناسبی به واسطه عملکرد خوب پنجره اثربخشی محقق شده و کجاها عکس این موضوع اتفاق افتاده؟
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه