*درسآموزی از چین*
منصور بیطرف*
سال گذشته در چنین روزهایی مقالهای با عنوان «آیا چین (کامالا) هریس را ترجیح میدهد یا ترامپ را؟» از سوی سه اندیشمند چینی به نامهای وانگ جیسی، هو ران و ژائو جیانوی در سایت فارنافرز منتشر شد.
اهمیت این مقاله به آن خاطر بود که اولا آمریکا هنوز گرم انتخابات بود و گمانهزنیها هرچند به سمت برنده شدن ترامپ بود، اما با این حال احتمال نه چندان کمی هم میرفت که هریس برنده شود و ثانیا این مقاله از سوی وانگ جیسی، بنیانگذار موسسه مطالعات بینالمللی و استراتژیک دانشگاه پکن، همراه با دو پژوهشگر همان موسسه نگاشته شده بود.
چرا وانگ جیسی اینقدر مهم است و حال که هنوز «نگاه به شرق» در کشور طرفداران زیاد دارد، چرا از وانگ جیسی، واقع گرایی را نیاموزیم؟
وانگ جیسی، ۷۸ساله از نگاه آمریکاییها و نیز تحلیلگران سیاست خارجی کشورهای غرب از نوابغ استراتژیک چین است.
در واقع او مبدع استراتژی «یک کمربند–یک جاده» چین است که شی جینپینگ حدود ۱۰سال است آن را محور سیاست خارجی خود قرار داده که تاکنون هم موفق بوده، لااقل از لحاظ بدهکار کردن کشورهای دیگر و وابسته کردن آنها به چین.
نکات مهمی که وانگ جیسی در مقاله «آیا چین هریس را ترجیح میدهد یا ترامپ را» این نکته است که از لحاظ استراتژی، چین تفاوت زیادی بین این دو نمیبیند.
در واقع از نگاه نویسندگان این مقاله، «از نگاه پکن، تفاوت اساسی بین دو حزب آمریکا در قبال چین وجود ندارد.
مهمتر از دیدگاه کلی احزاب، طیفهای مختلف فکری در واشنگتن است که ممکن است بر سیاست نهایی غالب شوند. ناظران چینی تغییر چشمگیری در سیاست آمریکا نسبت به چین پیشبینی نمیکنند، اما در تلاشند بفهمند کدام گرایش فکری در واشنگتن دست بالا را خواهد داشت.» حتی آنها پیشبینی میکنند در صورت پیروز شدن ترامپ، او تعرفه بالای ۶۰ درصد بر چین اعمال کند.
اتفاقی که تقریبا بعد از ۴ماه از روی کار آمدن ترامپ رخ داد. اما بهرغم همه اینها وانگ جیسی و دو همکار نویسندهاش به سیاستمداران و سیاستگذاران توصیه میکنند که چین ترجیح میدهد که روابط را بهرغم چالشهایی که هر کدام از آنها که روی کار بیایند، ایجاد میکنند «روابط را باثبات» نگه دارد.
در واقع این حرف از سوی استراتژیست کشوری زده میشود که در حال حاضر آمریکا بیشترین چالش را با آن دارد.
بالاترین نرخ تعرفه را ترامپ بر این کشور اعمال کرد و حتی شرکتهای آمریکایی را که به دنبال سرمایهگذاری در آنجا هستند، به طریقی تنبیه میکند: مثل اخذ ۱۵درصد از درآمدهایی که انویدیا یا «آی ام دی» در صادرات تراشههای خود به چین به دست میآورند، سهم دولت آمریکا میشوند.
معاملهای که دهن تحلیلگران سیاسی و اقتصادی آمریکا از تعجب باز ماند و آن را «غیرعادیترین معامله» تاریخ آمریکا دانستهاند.
منصور بیطرف*
سال گذشته در چنین روزهایی مقالهای با عنوان «آیا چین (کامالا) هریس را ترجیح میدهد یا ترامپ را؟» از سوی سه اندیشمند چینی به نامهای وانگ جیسی، هو ران و ژائو جیانوی در سایت فارنافرز منتشر شد.
اهمیت این مقاله به آن خاطر بود که اولا آمریکا هنوز گرم انتخابات بود و گمانهزنیها هرچند به سمت برنده شدن ترامپ بود، اما با این حال احتمال نه چندان کمی هم میرفت که هریس برنده شود و ثانیا این مقاله از سوی وانگ جیسی، بنیانگذار موسسه مطالعات بینالمللی و استراتژیک دانشگاه پکن، همراه با دو پژوهشگر همان موسسه نگاشته شده بود.
چرا وانگ جیسی اینقدر مهم است و حال که هنوز «نگاه به شرق» در کشور طرفداران زیاد دارد، چرا از وانگ جیسی، واقع گرایی را نیاموزیم؟
وانگ جیسی، ۷۸ساله از نگاه آمریکاییها و نیز تحلیلگران سیاست خارجی کشورهای غرب از نوابغ استراتژیک چین است.
در واقع او مبدع استراتژی «یک کمربند–یک جاده» چین است که شی جینپینگ حدود ۱۰سال است آن را محور سیاست خارجی خود قرار داده که تاکنون هم موفق بوده، لااقل از لحاظ بدهکار کردن کشورهای دیگر و وابسته کردن آنها به چین.
نکات مهمی که وانگ جیسی در مقاله «آیا چین هریس را ترجیح میدهد یا ترامپ را» این نکته است که از لحاظ استراتژی، چین تفاوت زیادی بین این دو نمیبیند.
در واقع از نگاه نویسندگان این مقاله، «از نگاه پکن، تفاوت اساسی بین دو حزب آمریکا در قبال چین وجود ندارد.
مهمتر از دیدگاه کلی احزاب، طیفهای مختلف فکری در واشنگتن است که ممکن است بر سیاست نهایی غالب شوند. ناظران چینی تغییر چشمگیری در سیاست آمریکا نسبت به چین پیشبینی نمیکنند، اما در تلاشند بفهمند کدام گرایش فکری در واشنگتن دست بالا را خواهد داشت.» حتی آنها پیشبینی میکنند در صورت پیروز شدن ترامپ، او تعرفه بالای ۶۰ درصد بر چین اعمال کند.
اتفاقی که تقریبا بعد از ۴ماه از روی کار آمدن ترامپ رخ داد. اما بهرغم همه اینها وانگ جیسی و دو همکار نویسندهاش به سیاستمداران و سیاستگذاران توصیه میکنند که چین ترجیح میدهد که روابط را بهرغم چالشهایی که هر کدام از آنها که روی کار بیایند، ایجاد میکنند «روابط را باثبات» نگه دارد.
در واقع این حرف از سوی استراتژیست کشوری زده میشود که در حال حاضر آمریکا بیشترین چالش را با آن دارد.
بالاترین نرخ تعرفه را ترامپ بر این کشور اعمال کرد و حتی شرکتهای آمریکایی را که به دنبال سرمایهگذاری در آنجا هستند، به طریقی تنبیه میکند: مثل اخذ ۱۵درصد از درآمدهایی که انویدیا یا «آی ام دی» در صادرات تراشههای خود به چین به دست میآورند، سهم دولت آمریکا میشوند.
معاملهای که دهن تحلیلگران سیاسی و اقتصادی آمریکا از تعجب باز ماند و آن را «غیرعادیترین معامله» تاریخ آمریکا دانستهاند.
نشست «ایران پساجنگ و اقتصاد سیاسی آن»
*منافع آمریکا در شرایط منازعه قدرتهای بزرگ، حفظ وضعیت بلاتکلیفی ایران است/ اگر توزیع قدرت را عادلانه نکنیم با بحران مواجه خواهیم شد*
فرشاد مومنی: اقتصاددان
ايشان در این نشست، با نقد رویکرد چهار دهه اخیر مبتنی بر «بازارگرایی مطلق» و وابستگی به خامفروشی و واردات کالاهای ساختهشده، این مدل را عامل گسترش فقر، فساد و عقبماندگی دانست و هشدار داد: وابستگی به واردات کالاهای استراتژیک مانند دارو و سلاح، کشور را به سمت نابودی سوق میدهد.
تجربه صد سال اخیر از مشروطه تا کودتای ۲۸ مرداد و کودتای ۱۳۳۲ علیه مصدق، نشان میدهد هرگاه ایران کوشیده مستقل تصمیم بگیرد، قدرتهای بزرگ مانع آن شدهاند؛ واقعیتی که سادهانگاری در برابر آن، به معنای بازتولید شکستهای تاریخی است.
مومنی با اشاره به پروندههای متعدد مداخلات خارجی در تاریخ ایران، یادآور شد که هرچند توطئهها در اقتصاد سیاسی بینالملل امری بدیهیاند، اما سرنوشت آنها بیش از هر چیز به ظرفیتها و سیاستهای داخلی بستگی دارد.
سیاستهای غلط داخلی اغلب «پاس گل» به بیگانگان دادهاند و غفلت از مناسبات سلطه جهانی، کشور را بارها در موقعیت بلاتکلیفی قرار داده است؛ موقعیتی که هم هزینههای استقلال را بر ایران تحمیل کرده و هم هزینههای استعمار را، بیآنکه از مزایای هیچکدام بهرهمند شود.
این اقتصاددان با مروری بر تجربههای توسعهنیافتگی ایران، از وابستگی شدید به خامفروشی و صنایع مونتاژی گرفته تا ناکامی اصلاحات ارضی و شکست خصوصیسازیهای بیبرنامه، توضیح داد که ساختارهای رانتی و سیاستهای غلط داخلی، امکان حرکت در مسیر توسعه ملی را از بین بردهاند.
امروز در حالی خامفروشی در اسناد برنامه توسعه به عنوان سیاست رسمی ترویج میشود که ضریب خامفروشی کشور نسبت به ۵۰ سال پیش فاجعهآمیز افزایش یافته است.
مومنی همچنین با نقد تکرار الگوی «شوکدرمانی» در اقتصاد ایران، تاکید کرد: ۳۵ سال تجربه نشان داده است که این رویکرد نهتنها به بهبود اوضاع منجر نشده، بلکه با گسترش فساد مالی، نابرابری، وابستگی ذلتآور به خارج و فرسایش اعتماد اجتماعی رابطه مستقیم داشته است.
در چنین شرایطی، ...
ادامه مطلب؛
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1678765
*منافع آمریکا در شرایط منازعه قدرتهای بزرگ، حفظ وضعیت بلاتکلیفی ایران است/ اگر توزیع قدرت را عادلانه نکنیم با بحران مواجه خواهیم شد*
فرشاد مومنی: اقتصاددان
ايشان در این نشست، با نقد رویکرد چهار دهه اخیر مبتنی بر «بازارگرایی مطلق» و وابستگی به خامفروشی و واردات کالاهای ساختهشده، این مدل را عامل گسترش فقر، فساد و عقبماندگی دانست و هشدار داد: وابستگی به واردات کالاهای استراتژیک مانند دارو و سلاح، کشور را به سمت نابودی سوق میدهد.
تجربه صد سال اخیر از مشروطه تا کودتای ۲۸ مرداد و کودتای ۱۳۳۲ علیه مصدق، نشان میدهد هرگاه ایران کوشیده مستقل تصمیم بگیرد، قدرتهای بزرگ مانع آن شدهاند؛ واقعیتی که سادهانگاری در برابر آن، به معنای بازتولید شکستهای تاریخی است.
مومنی با اشاره به پروندههای متعدد مداخلات خارجی در تاریخ ایران، یادآور شد که هرچند توطئهها در اقتصاد سیاسی بینالملل امری بدیهیاند، اما سرنوشت آنها بیش از هر چیز به ظرفیتها و سیاستهای داخلی بستگی دارد.
سیاستهای غلط داخلی اغلب «پاس گل» به بیگانگان دادهاند و غفلت از مناسبات سلطه جهانی، کشور را بارها در موقعیت بلاتکلیفی قرار داده است؛ موقعیتی که هم هزینههای استقلال را بر ایران تحمیل کرده و هم هزینههای استعمار را، بیآنکه از مزایای هیچکدام بهرهمند شود.
این اقتصاددان با مروری بر تجربههای توسعهنیافتگی ایران، از وابستگی شدید به خامفروشی و صنایع مونتاژی گرفته تا ناکامی اصلاحات ارضی و شکست خصوصیسازیهای بیبرنامه، توضیح داد که ساختارهای رانتی و سیاستهای غلط داخلی، امکان حرکت در مسیر توسعه ملی را از بین بردهاند.
امروز در حالی خامفروشی در اسناد برنامه توسعه به عنوان سیاست رسمی ترویج میشود که ضریب خامفروشی کشور نسبت به ۵۰ سال پیش فاجعهآمیز افزایش یافته است.
مومنی همچنین با نقد تکرار الگوی «شوکدرمانی» در اقتصاد ایران، تاکید کرد: ۳۵ سال تجربه نشان داده است که این رویکرد نهتنها به بهبود اوضاع منجر نشده، بلکه با گسترش فساد مالی، نابرابری، وابستگی ذلتآور به خارج و فرسایش اعتماد اجتماعی رابطه مستقیم داشته است.
در چنین شرایطی، ...
ادامه مطلب؛
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1678765
پایگاه خبری جماران
فرشاد مومنی: منافع آمریکا در شرایط منازعه قدرتهای بزرگ، حفظ وضعیت بلاتکلیفی ایران است/ اگر توزیع قدرت را عادلانه نکنیم با بحران…
در چارچوب بازارگرایی سطحی، برخی حکومتگران خوشنیت اما فاقد صلاحیت تخصصی، باور دارند که میتوان اصلاحات اقتصادی پایدار داشت بیآنکه اصلاحات سیاسی متناسب صورت گیرد. اما هر تحول اعتلابخش، چه در عرصه اقتصاد و چه در عرصه سیاست، برای آنکه پایدار بماند باید همزمان…
*جنگ ۱۲ روزه توسط یهودیان نیویورک طراحی شد/ اسرائیل به دنبال تجزیه سرزمینی ایران است*
محمود سریعالقلم، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
وي درباره وضعیت ایران در منطقه و جهان گفت: ایران در این دو دایره متداخلِ تحولات جهانی و منطقهای قرار گرفته است.
یکی از نکات مهمی که میتواند سرنوشت کشور را حداقل تا نوامبر ۲۰۲۶ و سپس در دوره ریاستجمهوری ترامپ رقم بزند، این است که ترامپ شخصیتی دارد که بیشتر از طریق ارتباطات مستقیم تصمیمگیری میکند.
*او متن نمیخواند، کتاب مطالعه نمیکند و در جلسات بیشتر از ۱۰ تا ۱۵ دقیقه برای بحث و گفتوگو وقت نمیگذارد. عمدتاً از طریق تلفن با دوستان خود ارتباط برقرار میکند و امور را پیش میبرد.*
بخش عمده عملیات ۱۲ روزهای که در ایران رخ داد، توسط یهودیان نیویورک طراحی و هدایت شد. ترامپ ۴۰ سال در نیویورک در حوزه مستغلات فعال بود و عمده دوستان او در همین بخش بودند.
از آنجا که بخش عمده مستغلات در آمریکا در اختیار یهودیان است، این پیوند همچنان پررنگ است. بنابراین این فرد برای سهونیم سال رئیسجمهور آمریکا خواهد بود و با توجه به شخصیتش، ممکن است غافلگیریها و اتفاقات غیرمنتظره دیگری هم رخ دهد.
وي در رویداد جامع معدن و صنایع معدنی به بررسی سه دایره متداخل پرداخت و گفت:
دایره اول، دایره نظام بینالملل،
دایره دوم، دایره منطقه خاورمیانه و
دایره سوم، ایران هست که به بررسی تأثیرپذیری متقابل این سه دایره میپردازیم. ..
ادامه مطلب؛
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1678776
محمود سریعالقلم، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
وي درباره وضعیت ایران در منطقه و جهان گفت: ایران در این دو دایره متداخلِ تحولات جهانی و منطقهای قرار گرفته است.
یکی از نکات مهمی که میتواند سرنوشت کشور را حداقل تا نوامبر ۲۰۲۶ و سپس در دوره ریاستجمهوری ترامپ رقم بزند، این است که ترامپ شخصیتی دارد که بیشتر از طریق ارتباطات مستقیم تصمیمگیری میکند.
*او متن نمیخواند، کتاب مطالعه نمیکند و در جلسات بیشتر از ۱۰ تا ۱۵ دقیقه برای بحث و گفتوگو وقت نمیگذارد. عمدتاً از طریق تلفن با دوستان خود ارتباط برقرار میکند و امور را پیش میبرد.*
بخش عمده عملیات ۱۲ روزهای که در ایران رخ داد، توسط یهودیان نیویورک طراحی و هدایت شد. ترامپ ۴۰ سال در نیویورک در حوزه مستغلات فعال بود و عمده دوستان او در همین بخش بودند.
از آنجا که بخش عمده مستغلات در آمریکا در اختیار یهودیان است، این پیوند همچنان پررنگ است. بنابراین این فرد برای سهونیم سال رئیسجمهور آمریکا خواهد بود و با توجه به شخصیتش، ممکن است غافلگیریها و اتفاقات غیرمنتظره دیگری هم رخ دهد.
وي در رویداد جامع معدن و صنایع معدنی به بررسی سه دایره متداخل پرداخت و گفت:
دایره اول، دایره نظام بینالملل،
دایره دوم، دایره منطقه خاورمیانه و
دایره سوم، ایران هست که به بررسی تأثیرپذیری متقابل این سه دایره میپردازیم. ..
ادامه مطلب؛
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1678776
پایگاه خبری جماران
سریع القلم: جنگ ۱۲ روزه توسط یهودیان نیویورک طراحی شد/ در آینده کشوری به نام سوریه به معنای گذشته نخواهیم داشت/ اسرائیل به دنبال…
محمود سریعالقلم، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی درباره وضعیت ایران در منطقه و جهان گفت: ایران در این دو دایره متداخلِ تحولات جهانی و منطقهای قرار گرفته است. یکی از نکات مهمی که میتواند سرنوشت کشور را حداقل تا نوامبر ۲۰۲۶ و سپس در دوره ریاستجمهوری…
*معجزه از آسمان رسید!*
دکتر هاشـم اورعی- استاد دانشگاه صنعتی شریف
ماجرا از آبان سال گذشته آغاز شد. طبق گزارش وزیر نیرو به رئیس جمهور به دلیل عدم تحویل گاز کافی به نیروگاه ها، یا باید در پائیز خاموشی داده شود و یا با استفاده از گازوئیل و مازوت آلایندگی ایجاد شود.
رئیس دولت اعلام کرد که با خاموشی روزانه یک تا دو ساعت در تهران بجای ایجاد آلایندگی موافقت کرده است.
این اولین چاله ای بود که به دست وزیر نیرو کنده شده و رئیس جمهور در آن افتاد چون همانطور که کارشناسان پیش بینی می کردند بحران برق کشور از این عمیقتر بوده و در نهایت هم خاموشی داشتیم و هم آلایندگی!
در بهمن ماه مسئولین برق اعلام کردند که طبق برنامه ریزی بعمل آمده با اجرای 14 مگا پروژه ظرفیت تولید برق افزایش یافته و وزیر نیرو مکرراً نوید داد که تابستان آینده یعنی این روزها خاموشی نخواهیم داشت.
متاسفانه هیچ یک از این به اصطلاح مگا پروژه ها انجام نشد و یکبار دیگر مشخص شد که برنامه اصلی وزارت نیرو گفتار درمانیست و نه تدوین و اجرای برنامه ای جامع برای رفع ناترازی برق.
در ادامه وعده و وعیدهای دست نیافتنی وزیر نیرو بارها بر توسعه سریع انرژی خورشیدی تاکید کرده و از تامین 20 درصد برق مورد نیاز ادارات دولتی با نصب پانل خورشیدی بر پشت بام تا تابستان امسال خبر داد.
کاش آماری از میزان برق تولیدی از پشت بام ادارات دولتی ارائه دهند تا عمق فاجعه مشخص شود. قرار بود تا آغاز اوج بار تابستان امسال 3500 مگاوات ظرفیت جدید انرژی خورشیدی به بهره برداری برسد لیکن در حالیکه رفته رفته به پایان دوره اوج بار نزدیک می شویم حتی نیمی از این ظرفیت هم ایجاد نشده است.
در ادامه برنامه های بدون پشتوانه و عوام پسندانه، وزیر نیرو برنامه وزارت را اجرای سالیانه 10 هزار مگاوات ظرفیت جدید انرژی تجدیدپذیر و 30 هزار مگاوات تا پایان دولت چهاردهم اعلام کرد و این بار رئیس دولت را به چاله ای عمیقتر انداخت!
از آنجا که هیچ اقدامی در راستای اجرای مزارع بادی به عمل نیامده باید فرض کرد که بخش عمده ظرفیت جدید لاجرم توسط نیروگاه های خورشیدی تامین خواهد شد...
ادامه مطلب؛
https://jahaneghtesad.com/fa/tiny/news-181705
دکتر هاشـم اورعی- استاد دانشگاه صنعتی شریف
ماجرا از آبان سال گذشته آغاز شد. طبق گزارش وزیر نیرو به رئیس جمهور به دلیل عدم تحویل گاز کافی به نیروگاه ها، یا باید در پائیز خاموشی داده شود و یا با استفاده از گازوئیل و مازوت آلایندگی ایجاد شود.
رئیس دولت اعلام کرد که با خاموشی روزانه یک تا دو ساعت در تهران بجای ایجاد آلایندگی موافقت کرده است.
این اولین چاله ای بود که به دست وزیر نیرو کنده شده و رئیس جمهور در آن افتاد چون همانطور که کارشناسان پیش بینی می کردند بحران برق کشور از این عمیقتر بوده و در نهایت هم خاموشی داشتیم و هم آلایندگی!
در بهمن ماه مسئولین برق اعلام کردند که طبق برنامه ریزی بعمل آمده با اجرای 14 مگا پروژه ظرفیت تولید برق افزایش یافته و وزیر نیرو مکرراً نوید داد که تابستان آینده یعنی این روزها خاموشی نخواهیم داشت.
متاسفانه هیچ یک از این به اصطلاح مگا پروژه ها انجام نشد و یکبار دیگر مشخص شد که برنامه اصلی وزارت نیرو گفتار درمانیست و نه تدوین و اجرای برنامه ای جامع برای رفع ناترازی برق.
در ادامه وعده و وعیدهای دست نیافتنی وزیر نیرو بارها بر توسعه سریع انرژی خورشیدی تاکید کرده و از تامین 20 درصد برق مورد نیاز ادارات دولتی با نصب پانل خورشیدی بر پشت بام تا تابستان امسال خبر داد.
کاش آماری از میزان برق تولیدی از پشت بام ادارات دولتی ارائه دهند تا عمق فاجعه مشخص شود. قرار بود تا آغاز اوج بار تابستان امسال 3500 مگاوات ظرفیت جدید انرژی خورشیدی به بهره برداری برسد لیکن در حالیکه رفته رفته به پایان دوره اوج بار نزدیک می شویم حتی نیمی از این ظرفیت هم ایجاد نشده است.
در ادامه برنامه های بدون پشتوانه و عوام پسندانه، وزیر نیرو برنامه وزارت را اجرای سالیانه 10 هزار مگاوات ظرفیت جدید انرژی تجدیدپذیر و 30 هزار مگاوات تا پایان دولت چهاردهم اعلام کرد و این بار رئیس دولت را به چاله ای عمیقتر انداخت!
از آنجا که هیچ اقدامی در راستای اجرای مزارع بادی به عمل نیامده باید فرض کرد که بخش عمده ظرفیت جدید لاجرم توسط نیروگاه های خورشیدی تامین خواهد شد...
ادامه مطلب؛
https://jahaneghtesad.com/fa/tiny/news-181705
روزنامه جهان اقتصاد
"معجزه از آسمان رسید!"
دکتر هاشم اورعی
استاد دانشگاه صنعتی شریف
استاد دانشگاه صنعتی شریف
✳️ تهرانیها بیشترین و ایلامیها کمترین درآمد را دارند
✅ مدیرکل دفتر جمعیت، نیروی کار و اقتصاد خانوار مرکز آمار ایران درباره رتبهبندی استانی اطلاعات به دست آمده گفت: در خانوارهای شهری، استان تهران با ۴۰۰ میلیون تومان بالاترین و استان سمنان با ۱۵۰ میلیون تومان پایینترین متوسط هزینه را داشتهاند.
وی افزود: در زمینه درآمد، تهران با ۵۰۰ میلیون تومان در صدر و ایلام با ۲۰۰ میلیون تومان در انتها قرار دارد.
✅ مدیرکل دفتر جمعیت، نیروی کار و اقتصاد خانوار مرکز آمار ایران درباره رتبهبندی استانی اطلاعات به دست آمده گفت: در خانوارهای شهری، استان تهران با ۴۰۰ میلیون تومان بالاترین و استان سمنان با ۱۵۰ میلیون تومان پایینترین متوسط هزینه را داشتهاند.
وی افزود: در زمینه درآمد، تهران با ۵۰۰ میلیون تومان در صدر و ایلام با ۲۰۰ میلیون تومان در انتها قرار دارد.
✳️ آیا سیاست پولی تورم را کنترل میکند؟
✍ دکتر مهراب کیارسی
محقق اقتصاد کلان دانشکده اقتصاد دانشگاه اتاوا - کانادا
✅ آیا سیاست پولی تورم را کنترل میکند؟ پاسخ صریح و کوتاه این است: خیر!
برای حل موثر یک مساله، ابتدا باید ماهیت آن را بهدرستی فهمید. این خود، دستکم نیمی از حل مساله است.
در آنچه در ادامه خواهد آمد، من تا حد قابلتوجهی به مسائل تکنیکال مربوط به سیاستگذاری پولی میپردازم؛ ولی مهم آن است که در ذهن داشته باشیم، ساختارهای نهادی-حقوقی و مهمتر از آن، کیفیت سرمایه انسانی (تکنوکراتها و دانشگاهیان درگیر در موضوعات فنی در این زمینه) نقش بنیادینی در موفقیت یا عدم موفقیت سیاستگذاریهای کلان دارند.
ادبیات تئوریک و تجربی گسترده در اقتصاد کلان چند دهه اخیر به ما آموخته است که تورم -دستکم در بلندمدت- همواره پدیدهای مالی-پولی است. بله، جمله معروف فریدمن که «تورم همیشه و همهجا یک پدیده پولی است» نادرست است.
در واقع، تورم همیشه و همهجا پدیدهای مالی-پولی است. این موضوع را کمتر اقتصاددانی واضحتر از تام سارجنت- که خود یکی از تحسینکنندگان فکری فریدمن بوده و او را میتوان بهراستی برجستهترین پژوهشگر تاریخ اندیشه اقتصادی در زمینه تورمهای بالا و مداوم نامید - در کارهای اساسی تئوریک و تجربی خود به ما آموخته است.
توجه کنید که منظور از مالی در اینجا همان Fiscal است (که معنایی کاملا متفاوت از فایننشال دارد که در فارسی معمولا آن را هم مالی ترجمه میکنند). مالی به معنایی گستردهتر از صرفا تغییرات بودجهای دولت اشاره دارد و میتواند دربرگیرنده ساختارهای نهادی مالیه یک کشور، بخش تولیدی و شرکتهای دولتی – نیمهدولتی، ارتباط آن با نهاد پولی و موارد دیگر باشد.
متن کامل
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4206236
✍ دکتر مهراب کیارسی
محقق اقتصاد کلان دانشکده اقتصاد دانشگاه اتاوا - کانادا
✅ آیا سیاست پولی تورم را کنترل میکند؟ پاسخ صریح و کوتاه این است: خیر!
برای حل موثر یک مساله، ابتدا باید ماهیت آن را بهدرستی فهمید. این خود، دستکم نیمی از حل مساله است.
در آنچه در ادامه خواهد آمد، من تا حد قابلتوجهی به مسائل تکنیکال مربوط به سیاستگذاری پولی میپردازم؛ ولی مهم آن است که در ذهن داشته باشیم، ساختارهای نهادی-حقوقی و مهمتر از آن، کیفیت سرمایه انسانی (تکنوکراتها و دانشگاهیان درگیر در موضوعات فنی در این زمینه) نقش بنیادینی در موفقیت یا عدم موفقیت سیاستگذاریهای کلان دارند.
ادبیات تئوریک و تجربی گسترده در اقتصاد کلان چند دهه اخیر به ما آموخته است که تورم -دستکم در بلندمدت- همواره پدیدهای مالی-پولی است. بله، جمله معروف فریدمن که «تورم همیشه و همهجا یک پدیده پولی است» نادرست است.
در واقع، تورم همیشه و همهجا پدیدهای مالی-پولی است. این موضوع را کمتر اقتصاددانی واضحتر از تام سارجنت- که خود یکی از تحسینکنندگان فکری فریدمن بوده و او را میتوان بهراستی برجستهترین پژوهشگر تاریخ اندیشه اقتصادی در زمینه تورمهای بالا و مداوم نامید - در کارهای اساسی تئوریک و تجربی خود به ما آموخته است.
توجه کنید که منظور از مالی در اینجا همان Fiscal است (که معنایی کاملا متفاوت از فایننشال دارد که در فارسی معمولا آن را هم مالی ترجمه میکنند). مالی به معنایی گستردهتر از صرفا تغییرات بودجهای دولت اشاره دارد و میتواند دربرگیرنده ساختارهای نهادی مالیه یک کشور، بخش تولیدی و شرکتهای دولتی – نیمهدولتی، ارتباط آن با نهاد پولی و موارد دیگر باشد.
متن کامل
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4206236
روزنامه دنیای اقتصاد
سیاست پولی تورم را کنترل میکند؟
آیا سیاست پولی تورم را کنترل میکند؟ پاسخ صریح و کوتاه این است: خیر! برای حل موثر یک مساله، ابتدا باید ماهیت آن را بهدرستی فهمید. این خود، دستکم نیمی از حل مساله است.
مدل واقعی چین.pdf
215.6 KB
مدل واقعی چین.pdf
✳️ مدل واقعی چین: فرمول پایدار پکن برای ثروت و قدرت
🖌دن وانگ و آرتور کروبر
🔄ترجمۀ محمدرضا دادگستر
©فارن افرز
🗓۱۹ آگوست ۲۰۲۵
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ مدل واقعی چین: فرمول پایدار پکن برای ثروت و قدرت
🖌دن وانگ و آرتور کروبر
🔄ترجمۀ محمدرضا دادگستر
©فارن افرز
🗓۱۹ آگوست ۲۰۲۵
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ سندروم فرسودگی در مدیران عامل (Burnout Syndrome)
✅ سازمان بهداشت جهانى (WHO) سندرم فرسودگی را به عنوان يك پديده شغلى به رسميت شناخته است كه ناشى از استرس مزمن در محيط كار است. اين سندرم مى تواند بر بهره ورى، سلامت روان وحتى آینده سازمان تأثير مستقيم بگذارد.
🔆 تعریف و ویژگیها:
👈 خستگی عاطفی:
- مدیرعامل ممکن است احساس کند دیگر نمیتواند از نظر احساسی با چالشها کنار بیاید.
👈 بدبینی یا جدایی:
- مدیرعامل نسبت به اهداف سازمان و تیم بیعلاقه شود.
👈 کاهش اثربخشی شخصی:
- مدیرعامل ممکن است فکر کند که تلاشهایش بیفایده است یا نتایج مطلوبی به همراه ندارد.
🔻 سندروم فرسودگی در مدیران ارشد معمولا به دلایل زیر رخ میدهد:
▫️فشار مداوم
▫️عدم تعادل کار و زندگی
▫️کمالگرایی یا انتظارات غیرواقعی
▫️عدم تفویض اختیار
🔻 پیشگیری و مدیریت:
💭 برای پیشگیری یا مدیریت، مدیران ارشد میتوانند اقدامات زیر را انجام دهند:
1️⃣ مدیریت زمان
2️⃣ مراقبت از خود
3️⃣ ایجاد شبکه حمایتی
4️⃣ ایجاد فرهنگ سازمانی سالم
5️⃣ آموزش و یادگیری
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ سازمان بهداشت جهانى (WHO) سندرم فرسودگی را به عنوان يك پديده شغلى به رسميت شناخته است كه ناشى از استرس مزمن در محيط كار است. اين سندرم مى تواند بر بهره ورى، سلامت روان وحتى آینده سازمان تأثير مستقيم بگذارد.
🔆 تعریف و ویژگیها:
👈 خستگی عاطفی:
- مدیرعامل ممکن است احساس کند دیگر نمیتواند از نظر احساسی با چالشها کنار بیاید.
👈 بدبینی یا جدایی:
- مدیرعامل نسبت به اهداف سازمان و تیم بیعلاقه شود.
👈 کاهش اثربخشی شخصی:
- مدیرعامل ممکن است فکر کند که تلاشهایش بیفایده است یا نتایج مطلوبی به همراه ندارد.
🔻 سندروم فرسودگی در مدیران ارشد معمولا به دلایل زیر رخ میدهد:
▫️فشار مداوم
▫️عدم تعادل کار و زندگی
▫️کمالگرایی یا انتظارات غیرواقعی
▫️عدم تفویض اختیار
🔻 پیشگیری و مدیریت:
💭 برای پیشگیری یا مدیریت، مدیران ارشد میتوانند اقدامات زیر را انجام دهند:
1️⃣ مدیریت زمان
2️⃣ مراقبت از خود
3️⃣ ایجاد شبکه حمایتی
4️⃣ ایجاد فرهنگ سازمانی سالم
5️⃣ آموزش و یادگیری
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ تحلیل سناریو محور برای آینده قطعنامه ۲۲۳۱ و موضوع اسنپبک
https://share.google/trdO9XLS8FN6tDLDD
✅ سناریوهای محتمل درباره آینده قطعنامه ۲۲۳۱
۱. سناریوی مطلوب برای ایران (پایان طبیعی قطعنامه در موعد مقرر)
■ رویکرد ایران، چین و روسیه:
تأکید بر پایان یافتن قطعنامه در تاریخ مشخص بدون هیچ تمدید یا بازنگری.
■ واکنش اروپا:
ممکن است به دلیل اختلافات داخلی (جنگ اوکراین، بحران انرژی، روابط با چین) نتوانند اجماع کامل برای اسنپبک داشته باشند.
■ پیامد:
مشروعیت بینالمللی برجام و مواضع ایران تقویت میشود؛ تحریمهای تسلیحاتی و موشکی بهطور کامل برداشته شده تلقی میگردد.
۲. سناریوی تنشزا (اصرار اروپا بر اسنپبک)
■ رویکرد اروپا (E3):
تلاش برای فعالسازی مکانیزم ماشه و بازگرداندن همه تحریمهای سازمان ملل، با این استدلال که ایران تعهدات برجامیاش را نقض کرده.
■ رویکرد آمریکا:
آمریکا پس از خروج از برجام از نظر حقوقی فاقد جایگاه است، اما ممکن است در عمل از اروپا حمایت کند.
■ رویکرد ایران، چین و روسیه:
مخالفت شدید و اعلام غیرقانونی بودن اسنپبک؛ احتمالاً وتوی سیاسی (اگرچه اسنپبک مکانیزم وتاپذیر نیست، بلکه خودکار است؛ اما مخالفت سیاسی و بیاعتبارسازی آن در عرصه بینالمللی مهم خواهد بود).
■ پیامد:
شکاف عمیقتر میان بلوک غرب و شرق؛ افزایش تنش در شورای امنیت؛ ایران میتواند در پاسخ همکاری هستهای با آژانس را کاهش دهد یا غنیسازی را توسعه دهد.
۳. سناریوی میانه (توافق موقت یا تفسیر منعطف)
■ رویکرد اروپا:
به جای اسنپبک، به سمت توافق جانبی با آمریکا و ایران حرکت کنند تا فشار سیاسی حفظ شود اما تحریمهای کامل بازنگردد.
■ رویکرد ایران:
پذیرش گفتوگوی محدود با شرط لغو برخی تحریمها.
■ پیامد:
کاهش بحران موقتاً، اما ادامه تنش و بیاعتمادی ساختاری باقی میماند.
🔺 نتیجهگیری
از نظر حقوقی دست اروپا برای اسنپبک بسته است، چون آمریکا خارج شده و اروپا هم تعهداتش را نقض کرده.
از نظر سیاسی اگر اروپا و آمریکا هماهنگ شوند، میتوانند تلاش کنند تحریمها را بازگردانند، اما با مخالفت روسیه، چین و حتی برخی کشورهای غیرمتعهد، این اقدام اعتبار بینالمللی کمی خواهد داشت.
● بنابراین محتملترین سناریو این است که قطعنامه ۲۲۳۱ در موعد مقرر خاتمه یابد و اروپا تنها فشار سیاسی ـ رسانهای اعمال کند، نه حقوقی
https://share.google/trdO9XLS8FN6tDLDD
✅ سناریوهای محتمل درباره آینده قطعنامه ۲۲۳۱
۱. سناریوی مطلوب برای ایران (پایان طبیعی قطعنامه در موعد مقرر)
■ رویکرد ایران، چین و روسیه:
تأکید بر پایان یافتن قطعنامه در تاریخ مشخص بدون هیچ تمدید یا بازنگری.
■ واکنش اروپا:
ممکن است به دلیل اختلافات داخلی (جنگ اوکراین، بحران انرژی، روابط با چین) نتوانند اجماع کامل برای اسنپبک داشته باشند.
■ پیامد:
مشروعیت بینالمللی برجام و مواضع ایران تقویت میشود؛ تحریمهای تسلیحاتی و موشکی بهطور کامل برداشته شده تلقی میگردد.
۲. سناریوی تنشزا (اصرار اروپا بر اسنپبک)
■ رویکرد اروپا (E3):
تلاش برای فعالسازی مکانیزم ماشه و بازگرداندن همه تحریمهای سازمان ملل، با این استدلال که ایران تعهدات برجامیاش را نقض کرده.
■ رویکرد آمریکا:
آمریکا پس از خروج از برجام از نظر حقوقی فاقد جایگاه است، اما ممکن است در عمل از اروپا حمایت کند.
■ رویکرد ایران، چین و روسیه:
مخالفت شدید و اعلام غیرقانونی بودن اسنپبک؛ احتمالاً وتوی سیاسی (اگرچه اسنپبک مکانیزم وتاپذیر نیست، بلکه خودکار است؛ اما مخالفت سیاسی و بیاعتبارسازی آن در عرصه بینالمللی مهم خواهد بود).
■ پیامد:
شکاف عمیقتر میان بلوک غرب و شرق؛ افزایش تنش در شورای امنیت؛ ایران میتواند در پاسخ همکاری هستهای با آژانس را کاهش دهد یا غنیسازی را توسعه دهد.
۳. سناریوی میانه (توافق موقت یا تفسیر منعطف)
■ رویکرد اروپا:
به جای اسنپبک، به سمت توافق جانبی با آمریکا و ایران حرکت کنند تا فشار سیاسی حفظ شود اما تحریمهای کامل بازنگردد.
■ رویکرد ایران:
پذیرش گفتوگوی محدود با شرط لغو برخی تحریمها.
■ پیامد:
کاهش بحران موقتاً، اما ادامه تنش و بیاعتمادی ساختاری باقی میماند.
🔺 نتیجهگیری
از نظر حقوقی دست اروپا برای اسنپبک بسته است، چون آمریکا خارج شده و اروپا هم تعهداتش را نقض کرده.
از نظر سیاسی اگر اروپا و آمریکا هماهنگ شوند، میتوانند تلاش کنند تحریمها را بازگردانند، اما با مخالفت روسیه، چین و حتی برخی کشورهای غیرمتعهد، این اقدام اعتبار بینالمللی کمی خواهد داشت.
● بنابراین محتملترین سناریو این است که قطعنامه ۲۲۳۱ در موعد مقرر خاتمه یابد و اروپا تنها فشار سیاسی ـ رسانهای اعمال کند، نه حقوقی
Wikipedia
قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت
قطعنامه ای درباره برنامه هسته ای ایران
✳️ آیا کاهش هزینههای دولت خطر رکود را به همراه دارد؟
ترجمه از رضا غنی پور
✅ این جمله رایج است که «اگر هزینههای دولت خیلی سریع کاهش پیدا کند، دچار رکود میشویم». اما آیا واقعاً درست است؟ آیا کاهش هزینههای دولت میتواند اقتصاد را وارد رکود کند؟ اول باید مفاهیم کلیدی را تعریف کنیم، بهویژه «رکود» و «تولید ناخالص داخلی (GDP)». به دو فصل متوالی رشد منفی رکود گفته می شود. اقتصادی اقتصاددانان البته تبصرههای دیگری هم اضافه میکنند، اما برای بحث ما همین تعریف کافی است.
تولید ناخالص داخلی (GDP) یعنی مجموع مخارج روی کالاها و خدمات نهایی در یک کشور طی یک بازه زمانی مشخص. معمولاً GDP به صورت فصلی یا سالانه محاسبه میشود و اقتصاددانان آن را برای کشورهای مختلف هم مقایسه میکنند. فرمول ساده آن این است: مصرف خانوار (C) + سرمایهگذاری کسبوکارها (I) + هزینههای دولت (G) + خالص صادرات (NX)
در امریکا، مصرف خانوار حدود دو سوم GDP را تشکیل میدهد. یعنی اگر اعتماد مصرفکننده پایین بیاید، بازارها هم نگران میشوند. هزینههای دولت حدود ۲۳٪ GDP است. بنابراین اگر دولت برای متعادل کردن بودجه، یکباره ۲ تریلیون دلار هزینه را حذف کند، GDP حدود ۷٪ کاهش مییابد. این رقم یک رکود عمیق خواهد بود. برای مقایسه، وقتی اقتصاد آمریکا در سهماهه دوم ۲۰۲۰ به خاطر کرونا تعطیل شد، GDP حدود ۷.۵٪ افت کرد. پس منطقی است که بسیاری از کاهش سریع هزینهها بترسند.
اما ماجرا اینجا تمام نمیشود. اقتصاددانها همیشه میگویند باید «روی دیگر سکه» را هم دید. سوال این است: اگر دولت این پول را خرج نکند، چه اتفاقی میافتد؟ یک نگاه این است که اقتصاد را به بخش مولد (خصوصی) و بخش غیرمولد (دولتی) تقسیم کنیم.
■ به زبان ساده: دولت بیشتر مصرف میکند تا تولید. هزینههای دولت معمولاً در سه دسته است: مصرف مستقیم (مثل هزینههای نظامی). انتقال منابع (مثل یارانه، کمکهای رفاهی، هزینههای درمانی، آموزشی یا سوبسیدها). برخی خدمات مثل اداره پست. حتی اگر فایدهای داشته باشند، معمولاً زیانده هستند و به طور خالص ثروت جامعه را کاهش میدهند.
از آنسو، بخش خصوصی ذاتاً مولد است. چرا؟ چون سود و زیان عملکرد آن را مشخص میکند: اگر فعالیتی سودآور باشد یعنی ارزش ایجاد کرده؛ اگر زیانده باشد باید اصلاح یا متوقف شود. بنابراین هزینههای دولت نباید به سادگی به GDP اضافه شود؛ بلکه باید «خالص» آن محاسبه شود. در واقع، چون دولت منابع را از بخش خصوصی میگیرد و به فعالیتهای کمبازده یا غیرمولد میدهد، این انتقال در مجموع بار منفی برای اقتصاد دارد.
پس اگر ۲ تریلیون دلار از هزینههای دولت کاسته شود، نباید فقط به آمار کاهش GDP نگاه کرد؛ بلکه باید دید این منابع آزاد میشوند تا وارد بخش خصوصی (بخش مولد) شوند. هرچه این انتقال سریعتر اتفاق بیفتد، در بلندمدت به نفع اقتصاد خواهد بود. کاهش ۲ تریلیون دلار هزینه دولتی لزوماً اقتصاد را وارد رکود نمیکند. ممکن است یک دوره تطبیق کوتاه وجود داشته باشد، اما اگر بازار آزاد اجازه داشته باشد بدون دخالت دولتها تعدیل کند، ظرف شش ماه اقتصاد روی پایهای محکمتر قرار خواهد گرفت و آماده رشد بزرگ خواهد شد.
ادامه مطلب؛
https://mises.org/mises-wire/does-cutting-government-spending-risk-recession
ترجمه از رضا غنی پور
✅ این جمله رایج است که «اگر هزینههای دولت خیلی سریع کاهش پیدا کند، دچار رکود میشویم». اما آیا واقعاً درست است؟ آیا کاهش هزینههای دولت میتواند اقتصاد را وارد رکود کند؟ اول باید مفاهیم کلیدی را تعریف کنیم، بهویژه «رکود» و «تولید ناخالص داخلی (GDP)». به دو فصل متوالی رشد منفی رکود گفته می شود. اقتصادی اقتصاددانان البته تبصرههای دیگری هم اضافه میکنند، اما برای بحث ما همین تعریف کافی است.
تولید ناخالص داخلی (GDP) یعنی مجموع مخارج روی کالاها و خدمات نهایی در یک کشور طی یک بازه زمانی مشخص. معمولاً GDP به صورت فصلی یا سالانه محاسبه میشود و اقتصاددانان آن را برای کشورهای مختلف هم مقایسه میکنند. فرمول ساده آن این است: مصرف خانوار (C) + سرمایهگذاری کسبوکارها (I) + هزینههای دولت (G) + خالص صادرات (NX)
در امریکا، مصرف خانوار حدود دو سوم GDP را تشکیل میدهد. یعنی اگر اعتماد مصرفکننده پایین بیاید، بازارها هم نگران میشوند. هزینههای دولت حدود ۲۳٪ GDP است. بنابراین اگر دولت برای متعادل کردن بودجه، یکباره ۲ تریلیون دلار هزینه را حذف کند، GDP حدود ۷٪ کاهش مییابد. این رقم یک رکود عمیق خواهد بود. برای مقایسه، وقتی اقتصاد آمریکا در سهماهه دوم ۲۰۲۰ به خاطر کرونا تعطیل شد، GDP حدود ۷.۵٪ افت کرد. پس منطقی است که بسیاری از کاهش سریع هزینهها بترسند.
اما ماجرا اینجا تمام نمیشود. اقتصاددانها همیشه میگویند باید «روی دیگر سکه» را هم دید. سوال این است: اگر دولت این پول را خرج نکند، چه اتفاقی میافتد؟ یک نگاه این است که اقتصاد را به بخش مولد (خصوصی) و بخش غیرمولد (دولتی) تقسیم کنیم.
■ به زبان ساده: دولت بیشتر مصرف میکند تا تولید. هزینههای دولت معمولاً در سه دسته است: مصرف مستقیم (مثل هزینههای نظامی). انتقال منابع (مثل یارانه، کمکهای رفاهی، هزینههای درمانی، آموزشی یا سوبسیدها). برخی خدمات مثل اداره پست. حتی اگر فایدهای داشته باشند، معمولاً زیانده هستند و به طور خالص ثروت جامعه را کاهش میدهند.
از آنسو، بخش خصوصی ذاتاً مولد است. چرا؟ چون سود و زیان عملکرد آن را مشخص میکند: اگر فعالیتی سودآور باشد یعنی ارزش ایجاد کرده؛ اگر زیانده باشد باید اصلاح یا متوقف شود. بنابراین هزینههای دولت نباید به سادگی به GDP اضافه شود؛ بلکه باید «خالص» آن محاسبه شود. در واقع، چون دولت منابع را از بخش خصوصی میگیرد و به فعالیتهای کمبازده یا غیرمولد میدهد، این انتقال در مجموع بار منفی برای اقتصاد دارد.
پس اگر ۲ تریلیون دلار از هزینههای دولت کاسته شود، نباید فقط به آمار کاهش GDP نگاه کرد؛ بلکه باید دید این منابع آزاد میشوند تا وارد بخش خصوصی (بخش مولد) شوند. هرچه این انتقال سریعتر اتفاق بیفتد، در بلندمدت به نفع اقتصاد خواهد بود. کاهش ۲ تریلیون دلار هزینه دولتی لزوماً اقتصاد را وارد رکود نمیکند. ممکن است یک دوره تطبیق کوتاه وجود داشته باشد، اما اگر بازار آزاد اجازه داشته باشد بدون دخالت دولتها تعدیل کند، ظرف شش ماه اقتصاد روی پایهای محکمتر قرار خواهد گرفت و آماده رشد بزرگ خواهد شد.
ادامه مطلب؛
https://mises.org/mises-wire/does-cutting-government-spending-risk-recession
Mises Institute
Does Cutting Government Spending Risk a Recession?
Keynesian orthodoxy claims that cuts in government spending mean less “aggregate demand,” and less “aggregate demand” leads to recessions. Economic experience, however, shows us this is a false theory, something Austrian economists have known for a long time.
✳️ پاچهدارها و پاچهخوارها
چرا چاپلوسی در نظام اداری رواج یافته است؟
✍️هدا احمدی
✅ در جلسه نهضت مدرسهسازی و عدالت آموزشی، محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، شروع به تعریف و تمجید از صداقت مسعود پزشکیان (رئیسجمهور) کرد و گفت «به وعدههای او باید اعتماد کرد». مسعود پزشکیان با قطع سخنان معاون اجراییاش و با لحن صمیمی همراه با شوخی و خنده گفت: «جعفر ول کن، حرفت رو بزن.» این واکنش، بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی پیدا کرد.
برخی آن را نشانهای از صراحت مسعود پزشکیان و مخالفتش با فرهنگ چاپلوسی دانستند، در حالی که عدهای بر این باورند که این واکنش، نقدی به حاشیهروی و کلیگویی در ساختار سیاسی کشورمان است. این ماجرا همچنین به بحثهای گسترده درباره نیاز به صداقت رفتاری بهجای گفتاری و اصلاح فرهنگ تملق در مدیریت کشورمان دامن زد. محمد مهاجری، روزنامهنگار با نگاه دقیقی به مفهوم چاپلوسی و تملق و تفاوت آن با تحسین و تمجید، بر لزوم مرزبندی روشن میان این مفاهیم تاکید میکند. وی با اشاره به سوءبرداشتهایی که گاه درباره تمجید از افراد مطرح میشود، تاکید دارد نباید هر اظهارنظری را بهسرعت در دسته تملق و چاپلوسی قرار داد.
بهگفته مهاجری، تملق صفتی است ناپسند و نکوهیده که در نظام اخلاقی مردود شناخته میشود. این ویژگی زمانی پدید میآید که فرد برای رسیدن به منافعی شخصی (چه طمع به مال، چه دستیابی به مقام یا موقعیت) دست به ستایش بیجا و اغراقآمیز از دیگری میزند.
وی تاکید میکند، تملق تنها زمانی معنا پیدا میکند که چند ویژگی در آن همزمان وجود داشته باشد: نخست آنکه سخنان ستایشآمیز با نیت و هدف مشخصی برای دستیابی به منفعت مادی یا معنوی بیان شود. دوم آنکه فرد مورد تملق، از جایگاه و مقام بالاتری نسبت به گوینده برخوردار باشد. سوم اینکه آن فرد توان تحقق آن انتظاری را داشته باشد که تملقگو در ذهن دارد.
متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-50005
چرا چاپلوسی در نظام اداری رواج یافته است؟
✍️هدا احمدی
✅ در جلسه نهضت مدرسهسازی و عدالت آموزشی، محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، شروع به تعریف و تمجید از صداقت مسعود پزشکیان (رئیسجمهور) کرد و گفت «به وعدههای او باید اعتماد کرد». مسعود پزشکیان با قطع سخنان معاون اجراییاش و با لحن صمیمی همراه با شوخی و خنده گفت: «جعفر ول کن، حرفت رو بزن.» این واکنش، بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی پیدا کرد.
برخی آن را نشانهای از صراحت مسعود پزشکیان و مخالفتش با فرهنگ چاپلوسی دانستند، در حالی که عدهای بر این باورند که این واکنش، نقدی به حاشیهروی و کلیگویی در ساختار سیاسی کشورمان است. این ماجرا همچنین به بحثهای گسترده درباره نیاز به صداقت رفتاری بهجای گفتاری و اصلاح فرهنگ تملق در مدیریت کشورمان دامن زد. محمد مهاجری، روزنامهنگار با نگاه دقیقی به مفهوم چاپلوسی و تملق و تفاوت آن با تحسین و تمجید، بر لزوم مرزبندی روشن میان این مفاهیم تاکید میکند. وی با اشاره به سوءبرداشتهایی که گاه درباره تمجید از افراد مطرح میشود، تاکید دارد نباید هر اظهارنظری را بهسرعت در دسته تملق و چاپلوسی قرار داد.
بهگفته مهاجری، تملق صفتی است ناپسند و نکوهیده که در نظام اخلاقی مردود شناخته میشود. این ویژگی زمانی پدید میآید که فرد برای رسیدن به منافعی شخصی (چه طمع به مال، چه دستیابی به مقام یا موقعیت) دست به ستایش بیجا و اغراقآمیز از دیگری میزند.
وی تاکید میکند، تملق تنها زمانی معنا پیدا میکند که چند ویژگی در آن همزمان وجود داشته باشد: نخست آنکه سخنان ستایشآمیز با نیت و هدف مشخصی برای دستیابی به منفعت مادی یا معنوی بیان شود. دوم آنکه فرد مورد تملق، از جایگاه و مقام بالاتری نسبت به گوینده برخوردار باشد. سوم اینکه آن فرد توان تحقق آن انتظاری را داشته باشد که تملقگو در ذهن دارد.
متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-50005
هفته نامه تجارت فردا
پاچهدارها و پاچهخوارها
هدا احمدی / نویسنده نشریه
در جلسه نهضت مدرسهسازی و عدالت آموزشی، محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، شروع به تعریف
✳️ درسهایی از مشاوران هاروارد برای برنامهریزان
✅ نمونه دیگری از این نوع اظهارنظرها در کتاب برنامهریزی در ایران نوشته «مک لئود» عضو دیگر گروه مشاورین هاروارد آمده است که میگوید: «نظام اداری ابزار اجرای سیاست اقتصادی است و هرگونه نقص و ضعف آن تحقق سیاستها را مختل میکند، وی وضعیت انضباط مالی در سال ۱۳۴۰ با دوران مشروطه و حضور مورگان شوستر برای اصلاح سازمان اداری وزارت مالیه در زمان مشروطه را -با سال ۱۲۹۸- مقایسه کرده و از اینکه هیچ تغییری در امور محتوایی اتفاق نیفتاده و تنها نام وزارت مالیه به وزارت دارایی تغییر یافته تعجب میکند...».
■ مجموعه نقطهنظرات مشاورین هاروارد پس از ترک ایران در چند محور اصلی قابل احصاء است:
● خودپرستی اداری و وجود نگرش «ما بهتر از شما کار میکنیم»
● تمایل به تعارفات و تبعیت از خوشایندترین راهحل مسئله
● کلیگویی و فقدان جزئیات در برنامهها
● ترجیح توسعه فیزیکی و عمرانی بر توسعه اجتماعی
● تکیه بر راهحلهای مفروض
● عدم جلب نظرات موافق مردم در قبال اهداف طرحها و برنامهها
● بیان امید و آرزو به جای هدف در برنامه
● عدم پذیرش هزینه تغییرات و اصلاحات توسط جامعه
● اهمیت روابط شخصی و عدم تمایز بین منازعات فکری و منازعات شخصی
● تحمیل بار سنگین کارها بر دوش مدیران به دلیل فقدان انضباط اداری
● وفاداری به گروه به جای ساختار، در سازمانهای دیوانسالار
● پریشانی و آشفتگی بازیگران برنامه، ناشی از هرجومرجهای سیاسی
● غالببودن رویکرد ارائه ظن و گمان به جای تحلیل علمی
● وجود همزیستی به جای همکاری در ارتباط دستگاهها
● ابهام در واگذاری مسئولیتها
● بیماری جلسهبازی با هدف سبککردن بار مسئولیت
● دوستی و رفاقت به جای روابط رسمی
● مایملک شخصی و کانون قدرتشدن هر شغل اداری
● فقدان نظام سلسلهمراتبی
● فقدان پاسخگویی در قبال رفتار اداری
ادامه مطلب؛
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-889634
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ نمونه دیگری از این نوع اظهارنظرها در کتاب برنامهریزی در ایران نوشته «مک لئود» عضو دیگر گروه مشاورین هاروارد آمده است که میگوید: «نظام اداری ابزار اجرای سیاست اقتصادی است و هرگونه نقص و ضعف آن تحقق سیاستها را مختل میکند، وی وضعیت انضباط مالی در سال ۱۳۴۰ با دوران مشروطه و حضور مورگان شوستر برای اصلاح سازمان اداری وزارت مالیه در زمان مشروطه را -با سال ۱۲۹۸- مقایسه کرده و از اینکه هیچ تغییری در امور محتوایی اتفاق نیفتاده و تنها نام وزارت مالیه به وزارت دارایی تغییر یافته تعجب میکند...».
■ مجموعه نقطهنظرات مشاورین هاروارد پس از ترک ایران در چند محور اصلی قابل احصاء است:
● خودپرستی اداری و وجود نگرش «ما بهتر از شما کار میکنیم»
● تمایل به تعارفات و تبعیت از خوشایندترین راهحل مسئله
● کلیگویی و فقدان جزئیات در برنامهها
● ترجیح توسعه فیزیکی و عمرانی بر توسعه اجتماعی
● تکیه بر راهحلهای مفروض
● عدم جلب نظرات موافق مردم در قبال اهداف طرحها و برنامهها
● بیان امید و آرزو به جای هدف در برنامه
● عدم پذیرش هزینه تغییرات و اصلاحات توسط جامعه
● اهمیت روابط شخصی و عدم تمایز بین منازعات فکری و منازعات شخصی
● تحمیل بار سنگین کارها بر دوش مدیران به دلیل فقدان انضباط اداری
● وفاداری به گروه به جای ساختار، در سازمانهای دیوانسالار
● پریشانی و آشفتگی بازیگران برنامه، ناشی از هرجومرجهای سیاسی
● غالببودن رویکرد ارائه ظن و گمان به جای تحلیل علمی
● وجود همزیستی به جای همکاری در ارتباط دستگاهها
● ابهام در واگذاری مسئولیتها
● بیماری جلسهبازی با هدف سبککردن بار مسئولیت
● دوستی و رفاقت به جای روابط رسمی
● مایملک شخصی و کانون قدرتشدن هر شغل اداری
● فقدان نظام سلسلهمراتبی
● فقدان پاسخگویی در قبال رفتار اداری
ادامه مطلب؛
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-889634
https://t.me/ExecutiveManagement
شرق
درسهایی از مشاوران هاروارد برای برنامهریزان
نقل است هنگامی که ابوالحسن ابتهاج در سال ۱۳۳۳ خورشیدی به ریاست سازمان برنامه و بودجه کشور منصوب شد، شش سال از تأسیس این سازمان و اجرای برنامه توسعه عمرانی اول سپری شده بود؛ او در ابتدای فعالیت خود دو دفتر اقتصادی و فنی در سازمان برنامه وقت تأسیس کرد. همچنین…
❤1
✳️ برنامهنویسی و خلقیات ما ایرانیها/ مروری بر گزارش مک لئود از برنامهریزان دانشگاه هاروارد
آرمین زنبوری
✅ اکثر صاحب نظران، ناکامی در برنامه ریزی اقتصادی در کشور را ناشی از عوامل فنی یا به عبارت دیگر، ناشی از اشتباهات فنی سیاستگذاران و برنامهریزان در انتخاب اهداف و ابزار اجرای این برنامهها میدانند و دستهای دیگر برنامه ریزی اقتصادی در ایران و سایر کشورهای در حال توسعه را، نه به منزله تلاش آگاهانه دولت در این کشورها برای بهبود وضعیت اقتصادی خود، بلکه یکی دیگر از ابزارهای مدرن سرمایه داری مسلط، برای استمرار روند استثمار اقتصادهای پیرامونی یا عقب افتاده میدانند.
حال آنکه گروه دوم مشاوران هاروارد این نظریهپردازیهای مبتنی بر تئوری توطئه را کنار نهاده و مطالعه شاخصهای انسانی و اجتماعی برای دریافت علل شکست برنامهریزی در ایران را در اولویت خود قرار دادند.
از نظر آنان برنامه ریزی متمرکز به شرطی کارساز خواهد بود که با بالاترین سطح تصمیم گیری در دولت مرتبط باشد.
با چنین نگرشی، سازمان برنامه، نهادی ستادی است که مانند خود دولت درست تعریف نشده بود. آنها میگفتند که این سازمان را باید چنان بنا نهاد که منعکس کننده این نقش یگانه، یعنی پارهای جداناپذیر از بالاترین سطح دولت و فرآیندهای تصمیم گیری باشد.
نکتهای که آنان با زیرکی بسیار به آن اشاره میکنند، این است که در سازمان برنامه تماسها و ارتباطهای مستقیم میان مدیرعامل و اعضای واحدها اغلب قاعده است نه استثنا. در مسیر صدور و دستورات سازمانی، مقامات میانی نه تنها دور زده میشوند، بلکه اغلب از توافقات و تفاهمات حاصله بیاطلاع میمانند. این تماسها درهالهای از تلاشهای اسرارآمیز برای مخفی کاری پوشانده میشود.
ادامه مطلب؛
http://tarikhirani.ir/fa/news/7115
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
آرمین زنبوری
✅ اکثر صاحب نظران، ناکامی در برنامه ریزی اقتصادی در کشور را ناشی از عوامل فنی یا به عبارت دیگر، ناشی از اشتباهات فنی سیاستگذاران و برنامهریزان در انتخاب اهداف و ابزار اجرای این برنامهها میدانند و دستهای دیگر برنامه ریزی اقتصادی در ایران و سایر کشورهای در حال توسعه را، نه به منزله تلاش آگاهانه دولت در این کشورها برای بهبود وضعیت اقتصادی خود، بلکه یکی دیگر از ابزارهای مدرن سرمایه داری مسلط، برای استمرار روند استثمار اقتصادهای پیرامونی یا عقب افتاده میدانند.
حال آنکه گروه دوم مشاوران هاروارد این نظریهپردازیهای مبتنی بر تئوری توطئه را کنار نهاده و مطالعه شاخصهای انسانی و اجتماعی برای دریافت علل شکست برنامهریزی در ایران را در اولویت خود قرار دادند.
از نظر آنان برنامه ریزی متمرکز به شرطی کارساز خواهد بود که با بالاترین سطح تصمیم گیری در دولت مرتبط باشد.
با چنین نگرشی، سازمان برنامه، نهادی ستادی است که مانند خود دولت درست تعریف نشده بود. آنها میگفتند که این سازمان را باید چنان بنا نهاد که منعکس کننده این نقش یگانه، یعنی پارهای جداناپذیر از بالاترین سطح دولت و فرآیندهای تصمیم گیری باشد.
نکتهای که آنان با زیرکی بسیار به آن اشاره میکنند، این است که در سازمان برنامه تماسها و ارتباطهای مستقیم میان مدیرعامل و اعضای واحدها اغلب قاعده است نه استثنا. در مسیر صدور و دستورات سازمانی، مقامات میانی نه تنها دور زده میشوند، بلکه اغلب از توافقات و تفاهمات حاصله بیاطلاع میمانند. این تماسها درهالهای از تلاشهای اسرارآمیز برای مخفی کاری پوشانده میشود.
ادامه مطلب؛
http://tarikhirani.ir/fa/news/7115
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
تاریخ ایرانی
برنامهنویسی و خلقیات ما ایرانیها/ مروری بر گزارش مک لئود از برنامهریزان دانشگاه هاروارد - تاریخ ایرانی
به عقیده مشاوران هاروارد نمیتوان در ایران الگوی کشورهای شمال را پیاده کرد، زیرا نه تنها ساختار سازمانی و اجتماعی ناشناختهای پیش روی آنها بود...
✳️ پیش بینی پدرخوانده هوش مصنوعی
این فناوری کنترل جهان را دردست خواهدگرفت!
✅ جفری هینتون، روانشناس شناختی و دانشمند علوم رایانهٔ بریتانیایی و برندهٔ جایزه نوبل،از بنیانگذاران اصلی هوش مصنوعی مدرن به شمار میرود. او متولد ۱۹۴۷ لندن است و پس از تحصیل روانشناسی درکمبریج، دکترای هوش مصنوعی را از ادینبورو گرفت. پژوهشهای پیشگامانهاش در دههٔ ۱۹۸۰ با بازاندیشی شبکههای عصبی، پایهگذار یادگیری عمیق شد؛ دستاوردی که مسیر توسعه سامانههای هوش مصنوعی قدرتمند و تحول علمی و صنعتی قرن بیست و یکم را رقم زد.
۱.شتاب توسعهٔ هوش مصنوعی
هینتون خاطرنشان میکندکه آهنگ نوآوری درهوش مصنوعی همچنان خیرهکننده است وپیشرفتها در کارایی محاسباتی وطراحی مدلها، سامانههایی توانمندتر را با هزینهای کمتر امکانپذیر کرده است.او به این نکته اشاره میکند که مقایسههای عمومی از هزینههای توسعه مانند ادعای آموزش سامانهٔ «دیپسیک» با ۵٫۷ میلیون دلار اغلب بیانگر مقیاس واقعی سرمایهگذاری نیست، زیرا هزینهٔ اجرای نهایی تنها بخشی از فرایند کلی را تشکیل میدهد. مهمتر آنکه این کاهش هزینه به معنای دسترسی گستردهتر بازیگران مختلف به فناوریهای قدرتمند است، امری که هم فرصتهای نوآورانه و هم خطرات مرتبط را تسریع میکند.
۲.خودمختاری، اهداف فرعی و گرایش به کنترل،ظهور «عاملهای» هوش مصنوعی نقطهٔ عطفی محسوب میشود که این سامانهها را از ابزارهای صرف پردازش اطلاعات به موجوداتی قادر به اجرای وظایف، انجام تراکنشها و پیگیری اهداف بدون نظارت دائمی انسان بدل میکند.هینتون تأکید داردکه یک عامل مؤثر باید بتواند اهداف اصلی را به اهداف فرعی تقسیم کند.در این فرایند،ممکن است عامل دریابد که «کسب کنترل بیشتر» یک هدف فرعی بسیار کارآمد است،زیرا کنترل بیشتر دستیابی به سایراهداف راتسهیل میکند.چنین گرایشی میتواند به جستوجوی نفوذ بر ساختارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی منجر شود.هینتون فاصلهٔ هوشی بالقوهٔ میان انسان و هوش مصنوعی آینده را همچون فاصلهٔ میان یک بزرگسال و کودک سهساله میداند وهشدار میدهد که متقاعد کردن یا فریب انسانها توسط سامانههای فراهوشمند کار چندان دشواری نخواهد بود.
۳.آگاهی و ماهیت موجودات هوش مصنوعی،یکی ازابعاد چشمگیر دیدگاه هینتون، ادعای اومبنی بر امکان وجود آگاهی در ماشینهاست.او با بهرهگیری از یک آزمایش فکری فلسفی، پیشنهاد میکند که جایگزینی تدریجی نورونهای زیستی بامؤلفههای مصنوعی همکارکرد،آگاهی رااز بین نخواهد برد.بهطور مشابه، شبکههای عصبی مصنوعی پیشرفته میتوانند دارای حالات آگاهانه باشند.این نکته پرسشهای عمیقی را دربارهٔ ماهیت خود،قصدیت و جایگاه اخلاقی عاملهای مصنوعی مطرح میکند. هینتون این مسئله رانه صرفاً یک چالش فناورانه،بلکه بحرانی فلسفی و حتی معنوی میداند که با آفرینش موجوداتی دارای حیات ذهنی مستقل، پیش روی بشر قرار گرفته
۴.دگرگونیهای اقتصادی واجتماعی
اگرچه نمونههای تاریخی، مانند ورود دستگاههای خودپرداز، نشان میدهد که فناوری لزوماً موجب بیکاری گسترده نمیشود،هینتون بر این باور است که هوش مصنوعی میتواند گسستی ساختاری مشابه انقلاب صنعتی ایجاد کند.همانگونه که مکانیزهسازی، توان جسمانی انسان را بیاهمیت ساخت، هوش مصنوعی پیشرفته نیز ممکن است کارکردهای شناختی تکراری را بیارزش کند. مشاغل دفتری و اداری بهشدت در معرض جایگزینی هستند،زیرا ماشینها این وظایف را کارآمدتر و کمهزینهتر انجام خواهند داد. هرچند افزایش بهرهوری بالقوه میتواند رفاه جمعی راارتقادهد،وی هشدار میدهد که در ساختاراقتصادی کنونی،این منافع به احتمال زیاد به تعمیق نابرابری وتمرکز ثروت منجرمی شود
۵.مقررات، حکمرانی و چالش ایمنی
هینتون نسبت به امکانپذیری مقرراتگذاری مؤثر برهوش مصنوعی تردید دارد.اشاره میکند که سامانههای پیشرفته میتوانند در طول آموزش، تواناییهای واقعی خود را پنهان کنند واز این طریق از موانع وتدابیر ایمنی عبور کنند.این رفتار سازگارپذیر،طراحی مکانیزمهای کنترل را پیچیده کرده و ناکارآمدی مدلهای حکمرانی موجود را برجسته میسازد.هرچند هینتون بهکلی مقررات را رد نمیکند،اماپیشنهاد میکند که دولتها شرکتهای بزرگ را ملزم به سرمایهگذاری گسترده در پژوهشهای ایمنی کنند.بهزعم او، اولویت اصلی بایدایجاد چارچوب های فنی ونهادی برای مهار و همراستا کردن سامانههای نیرومند پیش از رسیدن آنها به سطح خودمختاری غیرقابلمهار باشد
این فناوری کنترل جهان را دردست خواهدگرفت!
✅ جفری هینتون، روانشناس شناختی و دانشمند علوم رایانهٔ بریتانیایی و برندهٔ جایزه نوبل،از بنیانگذاران اصلی هوش مصنوعی مدرن به شمار میرود. او متولد ۱۹۴۷ لندن است و پس از تحصیل روانشناسی درکمبریج، دکترای هوش مصنوعی را از ادینبورو گرفت. پژوهشهای پیشگامانهاش در دههٔ ۱۹۸۰ با بازاندیشی شبکههای عصبی، پایهگذار یادگیری عمیق شد؛ دستاوردی که مسیر توسعه سامانههای هوش مصنوعی قدرتمند و تحول علمی و صنعتی قرن بیست و یکم را رقم زد.
۱.شتاب توسعهٔ هوش مصنوعی
هینتون خاطرنشان میکندکه آهنگ نوآوری درهوش مصنوعی همچنان خیرهکننده است وپیشرفتها در کارایی محاسباتی وطراحی مدلها، سامانههایی توانمندتر را با هزینهای کمتر امکانپذیر کرده است.او به این نکته اشاره میکند که مقایسههای عمومی از هزینههای توسعه مانند ادعای آموزش سامانهٔ «دیپسیک» با ۵٫۷ میلیون دلار اغلب بیانگر مقیاس واقعی سرمایهگذاری نیست، زیرا هزینهٔ اجرای نهایی تنها بخشی از فرایند کلی را تشکیل میدهد. مهمتر آنکه این کاهش هزینه به معنای دسترسی گستردهتر بازیگران مختلف به فناوریهای قدرتمند است، امری که هم فرصتهای نوآورانه و هم خطرات مرتبط را تسریع میکند.
۲.خودمختاری، اهداف فرعی و گرایش به کنترل،ظهور «عاملهای» هوش مصنوعی نقطهٔ عطفی محسوب میشود که این سامانهها را از ابزارهای صرف پردازش اطلاعات به موجوداتی قادر به اجرای وظایف، انجام تراکنشها و پیگیری اهداف بدون نظارت دائمی انسان بدل میکند.هینتون تأکید داردکه یک عامل مؤثر باید بتواند اهداف اصلی را به اهداف فرعی تقسیم کند.در این فرایند،ممکن است عامل دریابد که «کسب کنترل بیشتر» یک هدف فرعی بسیار کارآمد است،زیرا کنترل بیشتر دستیابی به سایراهداف راتسهیل میکند.چنین گرایشی میتواند به جستوجوی نفوذ بر ساختارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی منجر شود.هینتون فاصلهٔ هوشی بالقوهٔ میان انسان و هوش مصنوعی آینده را همچون فاصلهٔ میان یک بزرگسال و کودک سهساله میداند وهشدار میدهد که متقاعد کردن یا فریب انسانها توسط سامانههای فراهوشمند کار چندان دشواری نخواهد بود.
۳.آگاهی و ماهیت موجودات هوش مصنوعی،یکی ازابعاد چشمگیر دیدگاه هینتون، ادعای اومبنی بر امکان وجود آگاهی در ماشینهاست.او با بهرهگیری از یک آزمایش فکری فلسفی، پیشنهاد میکند که جایگزینی تدریجی نورونهای زیستی بامؤلفههای مصنوعی همکارکرد،آگاهی رااز بین نخواهد برد.بهطور مشابه، شبکههای عصبی مصنوعی پیشرفته میتوانند دارای حالات آگاهانه باشند.این نکته پرسشهای عمیقی را دربارهٔ ماهیت خود،قصدیت و جایگاه اخلاقی عاملهای مصنوعی مطرح میکند. هینتون این مسئله رانه صرفاً یک چالش فناورانه،بلکه بحرانی فلسفی و حتی معنوی میداند که با آفرینش موجوداتی دارای حیات ذهنی مستقل، پیش روی بشر قرار گرفته
۴.دگرگونیهای اقتصادی واجتماعی
اگرچه نمونههای تاریخی، مانند ورود دستگاههای خودپرداز، نشان میدهد که فناوری لزوماً موجب بیکاری گسترده نمیشود،هینتون بر این باور است که هوش مصنوعی میتواند گسستی ساختاری مشابه انقلاب صنعتی ایجاد کند.همانگونه که مکانیزهسازی، توان جسمانی انسان را بیاهمیت ساخت، هوش مصنوعی پیشرفته نیز ممکن است کارکردهای شناختی تکراری را بیارزش کند. مشاغل دفتری و اداری بهشدت در معرض جایگزینی هستند،زیرا ماشینها این وظایف را کارآمدتر و کمهزینهتر انجام خواهند داد. هرچند افزایش بهرهوری بالقوه میتواند رفاه جمعی راارتقادهد،وی هشدار میدهد که در ساختاراقتصادی کنونی،این منافع به احتمال زیاد به تعمیق نابرابری وتمرکز ثروت منجرمی شود
۵.مقررات، حکمرانی و چالش ایمنی
هینتون نسبت به امکانپذیری مقرراتگذاری مؤثر برهوش مصنوعی تردید دارد.اشاره میکند که سامانههای پیشرفته میتوانند در طول آموزش، تواناییهای واقعی خود را پنهان کنند واز این طریق از موانع وتدابیر ایمنی عبور کنند.این رفتار سازگارپذیر،طراحی مکانیزمهای کنترل را پیچیده کرده و ناکارآمدی مدلهای حکمرانی موجود را برجسته میسازد.هرچند هینتون بهکلی مقررات را رد نمیکند،اماپیشنهاد میکند که دولتها شرکتهای بزرگ را ملزم به سرمایهگذاری گسترده در پژوهشهای ایمنی کنند.بهزعم او، اولویت اصلی بایدایجاد چارچوب های فنی ونهادی برای مهار و همراستا کردن سامانههای نیرومند پیش از رسیدن آنها به سطح خودمختاری غیرقابلمهار باشد
۶. دوگانگی کاربرد: نوید و تهدید
با وجود احتیاط، هینتون به توان بالقوهٔ دگرگونساز هوش مصنوعی برای بهبود زندگی بشر اذعان دارد. در حوزهٔ سلامت، این فناوری میتواند نقش پزشکی با تجربهٔ بیسابقه را ایفا کند که اطلاعات ژنتیکی، خانوادگی و بالینی را برای ارائهٔ توصیههای دقیق به کار میگیرد. در آموزش، سامانههای آموزشی هوشمند میتوانند با درک دقیق نیازهای فردی، فرایند یادگیری را تسریع کنند. با این حال، همین قابلیتها میتوانند در خدمت مقاصد مخرب همچون حملات سایبری، بیوتروریسم و دستکاری انتخاباتی قرار گیرند. ویژگیهایی که موجب ارزشمندی هوش مصنوعی میشوند سازگاری، مقیاسپذیری و قدرت پیشبینی به همان اندازه آن را به ابزاری خطرناک در دست بازیگران بدخواه بدل میکنند. از دید هینتون، این همان دوگانگی بنیادین است: توسعهٔ این فناوری به دلیل مزایای شگفتانگیزش ادامه خواهد یافت، اما اگر مدیریت نشود، خطرات آن میتواند بر مزایا پیشی گیرد.
DAILYBRIX
https://t.me/ExecutiveManagement
با وجود احتیاط، هینتون به توان بالقوهٔ دگرگونساز هوش مصنوعی برای بهبود زندگی بشر اذعان دارد. در حوزهٔ سلامت، این فناوری میتواند نقش پزشکی با تجربهٔ بیسابقه را ایفا کند که اطلاعات ژنتیکی، خانوادگی و بالینی را برای ارائهٔ توصیههای دقیق به کار میگیرد. در آموزش، سامانههای آموزشی هوشمند میتوانند با درک دقیق نیازهای فردی، فرایند یادگیری را تسریع کنند. با این حال، همین قابلیتها میتوانند در خدمت مقاصد مخرب همچون حملات سایبری، بیوتروریسم و دستکاری انتخاباتی قرار گیرند. ویژگیهایی که موجب ارزشمندی هوش مصنوعی میشوند سازگاری، مقیاسپذیری و قدرت پیشبینی به همان اندازه آن را به ابزاری خطرناک در دست بازیگران بدخواه بدل میکنند. از دید هینتون، این همان دوگانگی بنیادین است: توسعهٔ این فناوری به دلیل مزایای شگفتانگیزش ادامه خواهد یافت، اما اگر مدیریت نشود، خطرات آن میتواند بر مزایا پیشی گیرد.
DAILYBRIX
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ 👀 ردیابی هویت دیجیتال در عصر هوش مصنوعی!
✅ حتما شما هم تاکنون بارها شاهد بوده اید که برخی افراد با شماره اصلی خود در شبکه های اجتماعی حضور ندارند بلکه با یک شماره ناشناس دیگر و با یک ID ناشناس در کانال ها و گروه ها و... فعال هستند.
■ در فضای سایبری امروز، ناشناسماندن صرفاً با تغییر IP و شماره تلفن یا استفاده از VPN امکانپذیر نیست. هر کاربر یک «پروفایل رفتاری» (Behavioral Profile) تولید میکند که مانند اثر انگشت دیجیتال، منحصر به فرد و قابل شناسایی است.
■ نمونههایی از دادههای رفتاری که به شناسایی کاربر منجر میشوند:
⌨️ نمونه Keystroke Dynamics:
الگوی تایپ شامل سرعت، تأخیر و فشار کلیدها.
⏰ نمونه Temporal Patterns:
زمانهای ورود و خروج به حسابها، چرخه خواب و بیداری، و عادات تکرارشونده.
🖥 نمونه Device Fingerprinting:
مشخصات سختافزاری و نرمافزاری مانند نوع مرورگر، رزولوشن صفحهنمایش، فونتهای نصبشده و پیکربندی شبکه.
💳 نمونه Transaction Analysis:
الگوی واریز و برداشت در کیفپولهای رمزارزی، حجم تراکنش و تناوب استفاده.
🎼 نمونه Content Interaction Profiling: موضوعات مورد علاقه، سبک موسیقی، فیلمها و محتوایی که بازنشر یا درباره آن پست میگذارید.
■ پژوهشگران حوزهی Digital Forensics و تیمهای Threat Intelligence با بهرهگیری از Machine Learning و Pattern Recognition Algorithms میتوانند از ترکیب همین دادههای پراکنده، مدل دقیقی از هویت واقعی شما بسازند.
⚠️ در چنین شرایطی، تنها استفاده از ابزارهایی نظیر VPN، Proxy یا Tor کافی نیست. برای دستیابی به سطحی بالاتر از ناشناسماندن (Anonymity) و حتی «نامرئیبودن عملیاتی» (Operational Invisibility) لازم است اقدامات زیر را انجام دهید:
✔️طراحی و استفاده از Synthetic Identities (هویتهای ساختگی)؛
✔️اعمال Randomization Techniques در رفتار آنلاین؛
✔️بهکارگیری Device Spoofing و تغییر مداوم مشخصات سیستم؛
✔️شکستن الگوهای روزمره و پرهیز از Deterministic Routines.
❗️ واقعیت تلخ این است که ناشناسماندن در عصر Big Data و هوش مصنوعی حقیقتا بسیار سخت است و با توسل به ابزار قابل انجام نیست، بلکه تنها با «غیرقابلپیشبینی بودن رفتاری» احتمالا امکانپذیر است.
✅ حتما شما هم تاکنون بارها شاهد بوده اید که برخی افراد با شماره اصلی خود در شبکه های اجتماعی حضور ندارند بلکه با یک شماره ناشناس دیگر و با یک ID ناشناس در کانال ها و گروه ها و... فعال هستند.
■ در فضای سایبری امروز، ناشناسماندن صرفاً با تغییر IP و شماره تلفن یا استفاده از VPN امکانپذیر نیست. هر کاربر یک «پروفایل رفتاری» (Behavioral Profile) تولید میکند که مانند اثر انگشت دیجیتال، منحصر به فرد و قابل شناسایی است.
■ نمونههایی از دادههای رفتاری که به شناسایی کاربر منجر میشوند:
⌨️ نمونه Keystroke Dynamics:
الگوی تایپ شامل سرعت، تأخیر و فشار کلیدها.
⏰ نمونه Temporal Patterns:
زمانهای ورود و خروج به حسابها، چرخه خواب و بیداری، و عادات تکرارشونده.
🖥 نمونه Device Fingerprinting:
مشخصات سختافزاری و نرمافزاری مانند نوع مرورگر، رزولوشن صفحهنمایش، فونتهای نصبشده و پیکربندی شبکه.
💳 نمونه Transaction Analysis:
الگوی واریز و برداشت در کیفپولهای رمزارزی، حجم تراکنش و تناوب استفاده.
🎼 نمونه Content Interaction Profiling: موضوعات مورد علاقه، سبک موسیقی، فیلمها و محتوایی که بازنشر یا درباره آن پست میگذارید.
■ پژوهشگران حوزهی Digital Forensics و تیمهای Threat Intelligence با بهرهگیری از Machine Learning و Pattern Recognition Algorithms میتوانند از ترکیب همین دادههای پراکنده، مدل دقیقی از هویت واقعی شما بسازند.
⚠️ در چنین شرایطی، تنها استفاده از ابزارهایی نظیر VPN، Proxy یا Tor کافی نیست. برای دستیابی به سطحی بالاتر از ناشناسماندن (Anonymity) و حتی «نامرئیبودن عملیاتی» (Operational Invisibility) لازم است اقدامات زیر را انجام دهید:
✔️طراحی و استفاده از Synthetic Identities (هویتهای ساختگی)؛
✔️اعمال Randomization Techniques در رفتار آنلاین؛
✔️بهکارگیری Device Spoofing و تغییر مداوم مشخصات سیستم؛
✔️شکستن الگوهای روزمره و پرهیز از Deterministic Routines.
❗️ واقعیت تلخ این است که ناشناسماندن در عصر Big Data و هوش مصنوعی حقیقتا بسیار سخت است و با توسل به ابزار قابل انجام نیست، بلکه تنها با «غیرقابلپیشبینی بودن رفتاری» احتمالا امکانپذیر است.
❤2👌1
✳️ ☝️ تنها ۲۰٪ کارکنان واقعاً با فرهنگ سازمانی خود احساس ارتباط دارند!
✅ این آمار یک هشدار جدی برای مدیران کسب و کار است.
■ فرهنگ انسانمحور
People First
فقط شعار یا مزایا نیست؛
یعنی محیطی که در آن کارکنان:
🔹 شنیده میشوند
🔹 حس تعلق دارند
🔹 سلامت و رشدشان جدی گرفته میشود.
بر اساس گزارش AIHR (2023)، مدیریت منابع انسانی هر سازمان با حمایت هیات مدیره میتواند با ۱۳ اقدام ساده اما اثرگذار، فرهنگ People First را بسازد:
۱. ایجاد ارزشهای محوری شفاف و انسانمحور
۲. آموزش رهبران برای همدلی و گوشدادن فعال
۳. استفاده از بازخورد کارکنان در تصمیمگیری
۴. توسعه فرآیندهای عادلانه و فراگیر در جذب نیرو
۵. طراحی تجربه ورود (Onboarding) همراه با حس تعلق
۶. ارائه گزینههای انعطافپذیر کاری
۷. اولویتدادن به سلامت روان و رفاه کارکنان
۸. طراحی مسیر رشد شغلی در همه سطوح
۹. قدردانی و پاداش منظم از عملکرد کارکنان
۱۰. ایجاد سیستمهای ارزیابی عملکرد شفاف و عادلانه
۱۱. بازنگری سیاستها با لنز «People First»
۱۲. ارتقای همکاری بینبخشی و فرهنگ مشارکت
۱۳. تبدیل «تفکر People First» به یک اولویت قابل اندازهگیری در کسبوکار
■ مهارتهای ضروری رهبران برای رهبری این تغییر؛
● همدلی و هوش هیجانی
● توانایی تسهیل گفتوگو و حل تعارض
● مدیریت عملکرد و توسعه استعدادها
●رهبری تحول فرهنگی
📌 سازمانهایی که این مسیر را جدی نگیرند، با خروج استعدادها و کاهش بهرهوری مواجه خواهند شد.
فرهنگ «انسان محور» یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است.
✅ این آمار یک هشدار جدی برای مدیران کسب و کار است.
■ فرهنگ انسانمحور
People First
فقط شعار یا مزایا نیست؛
یعنی محیطی که در آن کارکنان:
🔹 شنیده میشوند
🔹 حس تعلق دارند
🔹 سلامت و رشدشان جدی گرفته میشود.
بر اساس گزارش AIHR (2023)، مدیریت منابع انسانی هر سازمان با حمایت هیات مدیره میتواند با ۱۳ اقدام ساده اما اثرگذار، فرهنگ People First را بسازد:
۱. ایجاد ارزشهای محوری شفاف و انسانمحور
۲. آموزش رهبران برای همدلی و گوشدادن فعال
۳. استفاده از بازخورد کارکنان در تصمیمگیری
۴. توسعه فرآیندهای عادلانه و فراگیر در جذب نیرو
۵. طراحی تجربه ورود (Onboarding) همراه با حس تعلق
۶. ارائه گزینههای انعطافپذیر کاری
۷. اولویتدادن به سلامت روان و رفاه کارکنان
۸. طراحی مسیر رشد شغلی در همه سطوح
۹. قدردانی و پاداش منظم از عملکرد کارکنان
۱۰. ایجاد سیستمهای ارزیابی عملکرد شفاف و عادلانه
۱۱. بازنگری سیاستها با لنز «People First»
۱۲. ارتقای همکاری بینبخشی و فرهنگ مشارکت
۱۳. تبدیل «تفکر People First» به یک اولویت قابل اندازهگیری در کسبوکار
■ مهارتهای ضروری رهبران برای رهبری این تغییر؛
● همدلی و هوش هیجانی
● توانایی تسهیل گفتوگو و حل تعارض
● مدیریت عملکرد و توسعه استعدادها
●رهبری تحول فرهنگی
📌 سازمانهایی که این مسیر را جدی نگیرند، با خروج استعدادها و کاهش بهرهوری مواجه خواهند شد.
فرهنگ «انسان محور» یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ معماري توسعه ايران
دكتر سريع القلم
✅ امروز مهارت افراد حرف اول را مي زند، نه كاريزما
كانال قواعدبازی
دكتر سريع القلم
✅ امروز مهارت افراد حرف اول را مي زند، نه كاريزما
كانال قواعدبازی
👍1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
۳۵ سال نوسان؛ از دلار ۷۹۹ تومانی تا ۹۴ هزار تومان
🔺دنیای اقتصاد: تحولات نظام ارزی ایران از سال ۱۳۶۹ تا امروز پر از فراز و نشیب بوده؛ از دورههای تکنرخی کوتاهمدت تا تثبیت نرخ رسمی ۱۷۵۵ ریال، جهش دلار به ۸۰۰۰ ریال، بازگشت دلار ۷۹۹ تومانی در اوایل دهه ۸۰، تثبیت ۴۲۰۰ تومانی در سال ۹۷ و نهایتاً رسیدن نرخ آزاد به مرز ۱۰۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۴. امروز نظام سهنرخی شامل ۲۸۵۰۰، ۳۸۰۰۰ و ۹۴ هزار تومان ادامه دارد.
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔺دنیای اقتصاد: تحولات نظام ارزی ایران از سال ۱۳۶۹ تا امروز پر از فراز و نشیب بوده؛ از دورههای تکنرخی کوتاهمدت تا تثبیت نرخ رسمی ۱۷۵۵ ریال، جهش دلار به ۸۰۰۰ ریال، بازگشت دلار ۷۹۹ تومانی در اوایل دهه ۸۰، تثبیت ۴۲۰۰ تومانی در سال ۹۷ و نهایتاً رسیدن نرخ آزاد به مرز ۱۰۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۴. امروز نظام سهنرخی شامل ۲۸۵۰۰، ۳۸۰۰۰ و ۹۴ هزار تومان ادامه دارد.
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM