مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ پاچه‌دارها و پاچه‌خوارها
چرا چاپلوسی در نظام اداری رواج یافته است؟

✍️هدا احمدی

✅ در جلسه نهضت مدرسه‌سازی و عدالت آموزشی، محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور، شروع به تعریف و تمجید از صداقت مسعود پزشکیان (رئیس‌جمهور) کرد و گفت «به وعده‌های او باید اعتماد کرد». مسعود پزشکیان با قطع سخنان معاون اجرایی‌اش و با لحن صمیمی همراه با شوخی و خنده گفت: «جعفر ول کن، حرفت رو بزن.» این واکنش، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی پیدا کرد.

برخی آن را نشانه‌ای از صراحت مسعود پزشکیان و مخالفتش با فرهنگ چاپلوسی دانستند، در حالی که عده‌ای بر این باورند که این واکنش، نقدی به حاشیه‌روی و کلی‌گویی در ساختار سیاسی کشورمان است. این ماجرا همچنین به بحث‌های گسترده درباره نیاز به صداقت رفتاری به‌جای گفتاری و اصلاح فرهنگ تملق در مدیریت کشورمان دامن زد. محمد مهاجری، روزنامه‌نگار با نگاه دقیقی به مفهوم چاپلوسی و تملق و تفاوت آن با تحسین و تمجید، بر لزوم مرزبندی روشن میان این مفاهیم تاکید می‌کند. وی با اشاره به سوءبرداشت‌هایی که گاه درباره تمجید از افراد مطرح می‌شود، تاکید دارد نباید هر اظهارنظری را به‌سرعت در دسته تملق و چاپلوسی قرار داد.

به‌گفته مهاجری، تملق صفتی است ناپسند و نکوهیده که در نظام اخلاقی مردود شناخته می‌شود. این ویژگی زمانی پدید می‌آید که فرد برای رسیدن به منافعی شخصی (چه طمع به مال، چه دستیابی به مقام یا موقعیت) دست به ستایش بیجا و اغراق‌آمیز از دیگری می‌زند.

وی تاکید می‌کند، تملق تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که چند ویژگی در آن همزمان وجود داشته باشد: نخست آنکه سخنان ستایش‌آمیز با نیت و هدف مشخصی برای دستیابی به منفعت مادی یا معنوی بیان شود. دوم آنکه فرد مورد تملق، از جایگاه و مقام بالاتری نسبت به گوینده برخوردار باشد. سوم اینکه آن فرد توان تحقق آن انتظاری را داشته باشد که تملق‌گو در ذهن دارد.

متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-50005
✳️ درس‌هایی از مشاوران هاروارد برای برنامه‌ریزان

✅ نمونه دیگری از این نوع اظهارنظرها در کتاب برنامه‌ریزی در ایران نوشته «مک لئود» عضو دیگر گروه مشاورین هاروارد آمده است که می‌گوید: «نظام اداری ابزار اجرای سیاست اقتصادی است و هرگونه نقص و ضعف آن تحقق سیاست‌ها را مختل می‌کند، وی وضعیت انضباط مالی در سال ۱۳۴۰ با دوران مشروطه و حضور مورگان شوستر برای اصلاح سازمان اداری وزارت مالیه در زمان مشروطه را -با سال ۱۲۹۸- مقایسه کرده و از اینکه هیچ تغییری در امور محتوایی اتفاق نیفتاده و تنها نام وزارت مالیه به وزارت دارایی تغییر یافته تعجب می‌کند...».

■ مجموعه نقطه‌نظرات مشاورین هاروارد پس از ترک ایران در چند محور اصلی قابل احصاء است:
● خودپرستی اداری و وجود نگرش «ما بهتر از شما کار می‌کنیم»
● تمایل به تعارفات و تبعیت از خوشایندترین راه‌حل مسئله
● کلی‌گویی و فقدان جزئیات در برنامه‌ها
● ترجیح توسعه فیزیکی و عمرانی بر توسعه اجتماعی
● تکیه بر راه‌حل‌های مفروض
● عدم جلب نظرات موافق مردم در قبال اهداف طرح‌ها و برنامه‌ها
● بیان امید و آرزو به جای هدف در برنامه
● عدم پذیرش هزینه تغییرات و اصلاحات توسط جامعه
● اهمیت روابط شخصی و عدم تمایز بین منازعات فکری و منازعات شخصی
● تحمیل بار سنگین کارها بر دوش مدیران به دلیل فقدان انضباط اداری
● وفاداری به گروه به جای ساختار، در سازمان‌های دیوان‌سالار
● پریشانی و آشفتگی بازیگران برنامه، ناشی از هرج‌ومرج‌های سیاسی
● غالب‌بودن رویکرد ارائه ظن و گمان به جای تحلیل علمی
● وجود همزیستی به جای همکاری در ارتباط دستگاه‌ها
● ابهام در واگذاری مسئولیت‌ها
● بیماری جلسه‌بازی با هدف سبک‌کردن بار مسئولیت
● دوستی و رفاقت به جای روابط رسمی
● مایملک شخصی و کانون قدرت‌شدن هر شغل اداری
● فقدان نظام سلسله‌مراتبی
● فقدان پاسخ‌گویی در قبال رفتار اداری

ادامه مطلب؛
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-889634
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
✳️ برنامه‌نویسی و خلقیات ما ایرانی‌ها/ مروری بر گزارش مک لئود از برنامه‌ریزان دانشگاه‌ هاروارد

آرمین زنبوری

✅ اکثر صاحب نظران، ناکامی ‌در برنامه ریزی اقتصادی در کشور را ناشی از عوامل فنی یا به عبارت دیگر، ناشی از اشتباهات فنی سیاستگذاران و برنامه‌ریزان در انتخاب اهداف و ابزار اجرای این برنامه‌ها می‌دانند و دسته‌ای دیگر برنامه ریزی اقتصادی در ایران و سایر کشورهای در حال توسعه را، نه به منزله تلاش آگاهانه دولت در این کشورها برای بهبود وضعیت اقتصادی خود، بلکه یکی دیگر از ابزارهای مدرن سرمایه داری مسلط، برای استمرار روند استثمار اقتصادهای پیرامونی یا عقب افتاده می‌دانند.

حال آنکه گروه دوم مشاوران‌ هاروارد این نظریه‌پردازی‌های مبتنی بر تئوری توطئه را کنار نهاده و مطالعه شاخص‌های انسانی و اجتماعی برای دریافت علل شکست برنامه‌ریزی در ایران را در اولویت خود قرار دادند.
از نظر آنان برنامه ریزی متمرکز به شرطی کارساز خواهد بود که با بالاترین سطح تصمیم گیری در دولت مرتبط باشد.

با چنین نگرشی، سازمان برنامه، نهادی ستادی است که مانند خود دولت درست تعریف نشده بود. آنها می‌گفتند که این سازمان را باید چنان بنا نهاد که منعکس کننده این نقش یگانه، یعنی پاره‌ای جداناپذیر از بالاترین سطح دولت و فرآیندهای تصمیم گیری باشد.
نکته‌ای که آنان با زیرکی بسیار به آن اشاره می‌کنند، این است که در سازمان برنامه تماس‌ها و ارتباط‌های مستقیم میان مدیرعامل و اعضای واحدها اغلب قاعده است نه استثنا. در مسیر صدور و دستورات سازمانی، مقامات میانی نه تنها دور زده می‌شوند، بلکه اغلب از توافقات و تفاهمات حاصله بی‌اطلاع می‌مانند. این تماس‌ها در‌هاله‌ای از تلاش‌های اسرارآمیز برای مخفی کاری پوشانده می‌شود.

ادامه مطلب؛
http://tarikhirani.ir/fa/news/7115
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ پیش بینی پدرخوانده هوش مصنوعی
این فناوری کنترل جهان را دردست خواهدگرفت!
✅ جفری هینتون، روان‌شناس شناختی و دانشمند علوم رایانهٔ بریتانیایی و برندهٔ جایزه نوبل،از بنیان‌گذاران اصلی هوش مصنوعی مدرن به شمار می‌رود. او متولد ۱۹۴۷ لندن است و پس از تحصیل روان‌شناسی درکمبریج، دکترای هوش مصنوعی را از ادینبورو گرفت. پژوهش‌های پیشگامانه‌اش در دههٔ ۱۹۸۰ با بازاندیشی شبکه‌های عصبی، پایه‌گذار یادگیری عمیق شد؛ دستاوردی که مسیر توسعه سامانه‌های هوش مصنوعی قدرتمند و تحول علمی و صنعتی قرن بیست‌ و یکم را رقم زد.
۱.شتاب توسعهٔ هوش مصنوعی
هینتون خاطرنشان می‌کندکه آهنگ نوآوری درهوش مصنوعی همچنان خیره‌کننده است وپیشرفت‌ها در کارایی محاسباتی وطراحی مدل‌ها، سامانه‌هایی توانمندتر را با هزینه‌ای کمتر امکان‌پذیر کرده است.او به این نکته اشاره می‌کند که مقایسه‌های عمومی از هزینه‌های توسعه مانند ادعای آموزش سامانهٔ «دیپ‌سیک» با ۵٫۷ میلیون دلار اغلب بیانگر مقیاس واقعی سرمایه‌گذاری نیست، زیرا هزینهٔ اجرای نهایی تنها بخشی از فرایند کلی را تشکیل می‌دهد. مهم‌تر آنکه این کاهش هزینه به معنای دسترسی گسترده‌تر بازیگران مختلف به فناوری‌های قدرتمند است، امری که هم فرصت‌های نوآورانه و هم خطرات مرتبط را تسریع می‌کند.
۲.خودمختاری، اهداف فرعی و گرایش به کنترل،ظهور «عامل‌های» هوش مصنوعی نقطهٔ عطفی محسوب می‌شود که این سامانه‌ها را از ابزارهای صرف پردازش اطلاعات به موجوداتی قادر به اجرای وظایف، انجام تراکنش‌ها و پیگیری اهداف بدون نظارت دائمی انسان بدل می‌کند.هینتون تأکید داردکه یک عامل مؤثر باید بتواند اهداف اصلی را به اهداف فرعی تقسیم کند.در این فرایند،ممکن است عامل دریابد که «کسب کنترل بیشتر» یک هدف فرعی بسیار کارآمد است،زیرا کنترل بیشتر دستیابی به سایراهداف راتسهیل می‌کند.چنین گرایشی می‌تواند به جست‌وجوی نفوذ بر ساختارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی منجر شود.هینتون فاصلهٔ هوشی بالقوهٔ میان انسان و هوش مصنوعی آینده را همچون فاصلهٔ میان یک بزرگسال و کودک سه‌ساله می‌داند وهشدار می‌دهد که متقاعد کردن یا فریب انسان‌ها توسط سامانه‌های فراهوشمند کار چندان دشواری نخواهد بود.
۳.آگاهی و ماهیت موجودات هوش مصنوعی،یکی ازابعاد چشمگیر دیدگاه هینتون، ادعای اومبنی بر امکان وجود آگاهی در ماشین‌هاست.او با بهره‌گیری از یک آزمایش فکری فلسفی، پیشنهاد می‌کند که جایگزینی تدریجی نورون‌های زیستی بامؤلفه‌های مصنوعی هم‌کارکرد،آگاهی رااز بین نخواهد برد.به‌طور مشابه، شبکه‌های عصبی مصنوعی پیشرفته می‌توانند دارای حالات آگاهانه باشند.این نکته پرسش‌های عمیقی را دربارهٔ ماهیت خود،قصدیت و جایگاه اخلاقی عامل‌های مصنوعی مطرح می‌کند. هینتون این مسئله رانه صرفاً یک چالش فناورانه،بلکه بحرانی فلسفی و حتی معنوی می‌داند که با آفرینش موجوداتی دارای حیات ذهنی مستقل، پیش روی بشر قرار گرفته
۴.دگرگونی‌های اقتصادی واجتماعی
اگرچه نمونه‌های تاریخی، مانند ورود دستگاه‌های خودپرداز، نشان می‌دهد که فناوری لزوماً موجب بیکاری گسترده نمی‌شود،هینتون بر این باور است که هوش مصنوعی می‌تواند گسستی ساختاری مشابه انقلاب صنعتی ایجاد کند.همان‌گونه که مکانیزه‌سازی، توان جسمانی انسان را بی‌اهمیت ساخت، هوش مصنوعی پیشرفته نیز ممکن است کارکردهای شناختی تکراری را بی‌ارزش کند. مشاغل دفتری و اداری به‌شدت در معرض جایگزینی هستند،زیرا ماشین‌ها این وظایف را کارآمدتر و کم‌هزینه‌تر انجام خواهند داد. هرچند افزایش بهره‌وری بالقوه می‌تواند رفاه جمعی راارتقادهد،وی هشدار می‌دهد که در ساختاراقتصادی کنونی،این منافع به احتمال زیاد به تعمیق نابرابری وتمرکز ثروت منجرمی شود
۵.مقررات، حکمرانی و چالش ایمنی
هینتون نسبت به امکان‌پذیری مقررات‌گذاری مؤثر برهوش مصنوعی تردید دارد.اشاره می‌کند که سامانه‌های پیشرفته می‌توانند در طول آموزش، توانایی‌های واقعی خود را پنهان کنند واز این طریق از موانع وتدابیر ایمنی عبور کنند.این رفتار سازگارپذیر،طراحی مکانیزم‌های کنترل را پیچیده کرده و ناکارآمدی مدل‌های حکمرانی موجود را برجسته می‌سازد.هرچند هینتون به‌کلی مقررات را رد نمی‌کند،اماپیشنهاد می‌کند که دولت‌ها شرکت‌های بزرگ را ملزم به سرمایه‌گذاری گسترده در پژوهش‌های ایمنی کنند.به‌زعم او، اولویت اصلی بایدایجاد چارچوب‌ های فنی ونهادی برای مهار و هم‌راستا کردن سامانه‌های نیرومند پیش از رسیدن آن‌ها به سطح خودمختاری غیرقابل‌مهار باشد
۶. دوگانگی کاربرد: نوید و تهدید
با وجود احتیاط، هینتون به توان بالقوهٔ دگرگون‌ساز هوش مصنوعی برای بهبود زندگی بشر اذعان دارد. در حوزهٔ سلامت، این فناوری می‌تواند نقش پزشکی با تجربهٔ بی‌سابقه را ایفا کند که اطلاعات ژنتیکی، خانوادگی و بالینی را برای ارائهٔ توصیه‌های دقیق به کار می‌گیرد. در آموزش، سامانه‌های آموزشی هوشمند می‌توانند با درک دقیق نیازهای فردی، فرایند یادگیری را تسریع کنند. با این حال، همین قابلیت‌ها می‌توانند در خدمت مقاصد مخرب همچون حملات سایبری، بیوتروریسم و دستکاری انتخاباتی قرار گیرند. ویژگی‌هایی که موجب ارزشمندی هوش مصنوعی می‌شوند سازگاری، مقیاس‌پذیری و قدرت پیش‌بینی به همان اندازه آن را به ابزاری خطرناک در دست بازیگران بدخواه بدل می‌کنند. از دید هینتون، این همان دوگانگی بنیادین است: توسعهٔ این فناوری به دلیل مزایای شگفت‌انگیزش ادامه خواهد یافت، اما اگر مدیریت نشود، خطرات آن می‌تواند بر مزایا پیشی گیرد.
DAILYBRIX
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ 👀 ردیابی هویت دیجیتال در عصر هوش مصنوعی!

✅ حتما شما هم تاکنون بارها شاهد بوده اید که برخی افراد با شماره اصلی خود در شبکه های اجتماعی حضور ندارند بلکه با یک شماره ناشناس دیگر و با یک ID ناشناس در کانال ها و گروه ها و... فعال هستند.

■ در فضای سایبری امروز، ناشناس‌ماندن صرفاً با تغییر IP و شماره تلفن یا استفاده از VPN امکان‌پذیر نیست. هر کاربر یک «پروفایل رفتاری» (Behavioral Profile) تولید می‌کند که مانند اثر انگشت دیجیتال، منحصر به فرد و قابل شناسایی است.

■ نمونه‌هایی از داده‌های رفتاری که به شناسایی کاربر منجر می‌شوند:
⌨️ نمونه Keystroke Dynamics:
الگوی تایپ شامل سرعت، تأخیر و فشار کلیدها.
⏰ نمونه Temporal Patterns:
زمان‌های ورود و خروج به حساب‌ها، چرخه خواب و بیداری، و عادات تکرارشونده.
🖥 نمونه Device Fingerprinting:
مشخصات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری مانند نوع مرورگر، رزولوشن صفحه‌نمایش، فونت‌های نصب‌شده و پیکربندی شبکه.
💳 نمونه Transaction Analysis:
الگوی واریز و برداشت در کیف‌پول‌های رمزارزی، حجم تراکنش و تناوب استفاده.
🎼 نمونه Content Interaction Profiling: موضوعات مورد علاقه، سبک موسیقی، فیلم‌ها و محتوایی که بازنشر یا درباره آن پست می‌گذارید.

■ پژوهشگران حوزه‌ی Digital Forensics و تیم‌های Threat Intelligence با بهره‌گیری از Machine Learning و Pattern Recognition Algorithms می‌توانند از ترکیب همین داده‌های پراکنده، مدل دقیقی از هویت واقعی شما بسازند.

⚠️ در چنین شرایطی، تنها استفاده از ابزارهایی نظیر VPN، Proxy یا Tor کافی نیست. برای دستیابی به سطحی بالاتر از ناشناس‌ماندن (Anonymity) و حتی «نامرئی‌بودن عملیاتی» (Operational Invisibility) لازم است اقدامات زیر را انجام دهید:
✔️طراحی و استفاده از Synthetic Identities (هویت‌های ساختگی)؛
✔️اعمال Randomization Techniques در رفتار آنلاین؛
✔️به‌کارگیری Device Spoofing و تغییر مداوم مشخصات سیستم؛
✔️شکستن الگوهای روزمره و پرهیز از Deterministic Routines.

❗️ واقعیت تلخ این است که ناشناس‌ماندن در عصر Big Data و هوش مصنوعی حقیقتا بسیار سخت است و با توسل به ابزار قابل انجام نیست، بلکه تنها با «غیرقابل‌پیش‌بینی بودن رفتاری» احتمالا امکان‌پذیر است.
❤2👌1
✳️ ☝️ تنها ۲۰٪ کارکنان واقعاً با فرهنگ سازمانی خود احساس ارتباط دارند!

✅ این آمار یک هشدار جدی برای مدیران کسب و کار است.

■ فرهنگ انسان‌محور
People First
فقط شعار یا مزایا نیست؛
یعنی محیطی که در آن کارکنان:
🔹 شنیده می‌شوند
🔹 حس تعلق دارند
🔹 سلامت و رشدشان جدی گرفته می‌شود.
بر اساس گزارش AIHR (2023)، مدیریت منابع انسانی هر سازمان با حمایت هیات مدیره می‌تواند با ۱۳ اقدام ساده اما اثرگذار، فرهنگ People First را بسازد:

۱. ایجاد ارزش‌های محوری شفاف و انسان‌محور
۲. آموزش رهبران برای همدلی و گوش‌دادن فعال
۳. استفاده از بازخورد کارکنان در تصمیم‌گیری
۴. توسعه فرآیندهای عادلانه و فراگیر در جذب نیرو
۵. طراحی تجربه ورود (Onboarding) همراه با حس تعلق
۶. ارائه گزینه‌های انعطاف‌پذیر کاری
۷. اولویت‌دادن به سلامت روان و رفاه کارکنان
۸. طراحی مسیر رشد شغلی در همه سطوح
۹. قدردانی و پاداش منظم از عملکرد کارکنان
۱۰. ایجاد سیستم‌های ارزیابی عملکرد شفاف و عادلانه
۱۱. بازنگری سیاست‌ها با لنز «People First»
۱۲. ارتقای همکاری بین‌بخشی و فرهنگ مشارکت
۱۳. تبدیل «تفکر People First» به یک اولویت قابل اندازه‌گیری در کسب‌وکار

■ مهارت‌های ضروری رهبران برای رهبری این تغییر؛

● همدلی و هوش هیجانی
● توانایی تسهیل گفت‌وگو و حل تعارض
● مدیریت عملکرد و توسعه استعدادها
●رهبری تحول فرهنگی

📌 سازمان‌هایی که این مسیر را جدی نگیرند، با خروج استعدادها و کاهش بهره‌وری مواجه خواهند شد.
فرهنگ «انسان محور» یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ معماري توسعه ايران

دكتر سريع القلم

✅ امروز مهارت افراد حرف اول را مي زند، نه كاريزما

كانال قواعدبازی
👍1
۳۵ سال نوسان؛ از دلار ۷۹۹ تومانی تا ۹۴ هزار تومان

🔺دنیای اقتصاد:‌ تحولات نظام ارزی ایران از سال ۱۳۶۹ تا امروز پر از فراز و نشیب بوده؛ از دوره‌های تک‌نرخی کوتاه‌مدت تا تثبیت نرخ رسمی ۱۷۵۵ ریال، جهش دلار به ۸۰۰۰ ریال، بازگشت دلار ۷۹۹ تومانی در اوایل دهه ۸۰، تثبیت ۴۲۰۰ تومانی در سال ۹۷ و نهایتاً رسیدن نرخ آزاد به مرز ۱۰۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۴. امروز نظام سه‌نرخی شامل ۲۸۵۰۰، ۳۸۰۰۰ و ۹۴ هزار تومان ادامه دارد.

✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ قواعدبازي تصاحب فراساحلی
✅ این، بدون اغراق،یکی از خارق‌العاده‌ترین چیزهایی است که وزیر خزانه‌داری ایالات متحده تاکنون گفته است آنچه بسنت می‌گوید این است که ایالات متحده اکنون با ثروت متحدان خود به عنوان یک «صندوق ثروت حاکمیتی»آمریکا (به گفته خودش) رفتار خواهد کرد و آنها را «هدایت» خواهد کرد،«عمدتاً به صلاحدید رئیس جمهور ایالات متحده»، که چگونه از پول خود برای ساخت کارخانه‌های آمریکایی و احیای صنایع آمریکایی استفاده کنند.حتی مجری فاکس نیوز هم باورش نمی‌شود و آن را «تصاحب فراساحلی»کلمه دیگری برای دزدی، می‌نامد.دقیقاً همین است:غارت استعماری بی‌شرمانه.این الگویی است که می‌بینیم پدیدار می‌شود: ایالات متحده که قادر به استخراج ثروت یا پیروزی درجنگ‌ها علیه جنوب جهانیِ به طور فزاینده قوی نیست، به درون خود روی آورده تا از «متحدان» خود که دقیقاً به این دلیل نمی‌توانند مقاومت کنند که برای «حمایت» نظامی به استثمارگر خود وابسته هستند ،لذت ببرد. آنها در برابر استخراج ثروت توسط آمریکا همانقدر بی‌دفاع هستند که هر مستعمره قرن نوزدهمی در برابر «محافظ» استعماری خود بی‌دفاع بود.كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ هوش‌مصنوعی؛ موتور رشد، نوآوری و قدرت ملی

✍ محسن یادبروقی/پژوهشگر حوزه كسب و كار

✅ در دهه‌های اخیر، هوش‌مصنوعی به یکی از کلیدی‌ترین فناوری‌های تحول‌آفرین جهان تبدیل شده است.
این فناوری نه‌تنها شکل اقتصاد و امنیت ملی کشورها را بازتعریف کرده بلکه در حکمرانی، فرهنگ و تعاملات بین‌المللی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند.

افزایش سرعت نوآوری‌ها و نفوذ هوش‌مصنوعی در صنایع مختلف، کشورها را واداشته تا سیاست‌ها و برنامه‌های راهبردی برای تثبیت جایگاه خود در این عرصه را تدوین کنند.
در این میان، ایالات‌متحده با انتشار سند «برنامه راهبردی هوش‌مصنوعی آمریکا ۲۰۲۵» ...

ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=552413
https://t.me/ExecutiveManagement
AI in Action
✳️ مدیریت بهتر است یا اقتصاد ؟

✅ اجازه دهید الهام بگیرم از عنوان قدیمی، خاطره انگیز و نوستالژیک " علم بهتر است یا ثروت "و بیان کنم که مدیریت بهتر است یا اقتصاد؟

الهی ! آنکس که مدیریت دارد چه کم دارد؟ و آنکس که اقتصاد دارد چه غم دارد؟
منت خدای را عز و جل که ناترازی های رنگارنگ ، کار را به جایی کشانده که حتی مدیران و مسئولان کشور هم از شرایط اقتصادی و مدیریتی جامعه ناراضی و ناراحت هستند.
هر نفسی که فرو می‌رود موجب غم و غصه بیشتر و چون برمی‌آید ، درد و رنج و احتمال سکته قلبی و مغزی ما را فزونتر می‌نماید.
از دست و زبان که برآید که جلوی این همه بی نظمی اقتصادی و مدیریتی را گرفته تا مردم یک آب خوش از گلویشان پایین برود.
بنده همان به که بنشینم و خدا خدا کنم تا بلکه سرمایه ام در بورس بیش از این نابود نشود.

از شوخی بگذریم !
واقعا مدیریت بهتر است یا اقتصاد؟!؟
حتما تاریخ می‌خوانید نه ؟!؟
از روزی که فردریک وینسلو تیلور ( 1856 - 1915 میلادی ) و آدام اسمیت ( 1723 - 1790 میلادی ) و نظایر اینها آمدند و حرف های قشنگ قشنگ مدیریتی و اقتصادی زدند تا به امروز، ما جهان سومی ها همچنان درجا میزنیم و آن جهان اولی ها می‌تازند و بالاتر می‌روند. چرا؟ آیا عقل، هوش، دانش، بینش و تدبیرشان از ما بهتر و بیشتر است یا داستان چیز دیگری است؟
از زمانی که تهران پایتخت شده ، حدود دویست سال می‌گذرد، اما تهران امروز در آب و برق و گاز و... در ناترازی و گرفتاری و سختی است. چرا ایران بعد از انقلاب صنعتی در اروپا، همچنان در حال توسعه است و ژاپن و کره جنوبی و سنگاپور و.. توسعه یافته شده اند و اساسا در چه سالی و چه زمانی ایران توسعه یافته خواهد شد؟ آیا دویست سال کافی نیست؟ این همه رنج و سختی و ناترازی برای چیست و تقصیر کیست؟ مگر نه این است که علم اقتصاد فرمول دارد و علم مدیریت هم اصول و قواعد خود را دارد؟ پس چرا ما از علم اقتصاد و علم مدیریت بهره برداری نمی‌کنیم و آیا در این زمینه چه کسی یا چه چیزی مانع کار است؟!؟ ما وقتی صحبت از علم اقتصاد و دانش مدیریت می کنیم یعنی اینکه سلایق شخصی و حزبی، امر و نهی ها و دستور و سفارش متعصبانه این و آن را باید کنار گذاشت تا دچار انحراف و شکست نشویم. آیا درک و فهم این موضوع سخت است؟ بنابراین، اگر علم اقتصاد و دانش مدیریت در جامعه آنطور که باید و شاید کاربرد و کارکردی ندارد ، پس احتمالأ قصد و غرضی در کار است که ما با وجود دانستن پاسخ های سوالات کنکور ، جواب ها را اشتباه می زنیم که قبول نشویم؟!؟
حسن خسروی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ هیچ مدیر و نهادی تصمیم نگیرد

✍ محمدصادق جنان‌صفت

✅ خوشبختانه یا شوربختانه همه مدیران سیاسی و اقتصادی در رده‌های گوناگون مدیریتی و نیز در دولت یا دیگر نهادهای دولتی هرروز اعتراف می‌کنند وضعیت حکمرانی اقتصادی کشور در ژرفای تنگناها فرورفته و نمی‌توان با سیاستگذاری مطابق گذشته دردهای آن را درمان کرد.
با این همه و به‌دلیل اینکه نهاد دولت فاقد سیاستگذاری کلان اقتصادی است و فرماندهی اقتصادی بین چندنفر تقسیم شده و هرکدام از آنها جزیره خود را اداره می‌کنند، می‌بینیم که هرچندگاه یک فرمانده اقتصادی برای اینکه نشان دهد کاری می‌کند؛ تصمیم تازه‌ای می‌گیرد یا اینکه فضا را چنان درهم و مغشوش دیده که می‌خواهد کارهای نشده را الان انجام دهد. به‌طور مثال ناگهان می‌خوانیم که سازمان مالیاتی قانون دریافت مالیات را با عنوان دهان پرکن دریافت مالیات از سوداگری به اجرا می‌گذارد...

ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=552416
✳️ خاویر میلی چگونه تورم را مهار کرد؟

✅ وقتی دسامبر 2023، خاویر میلی به ریاست جمهوری آرژانتین رسید، خیلی از رسانه‌های جهان در تیتر خبر به قدرت رسیدن او، از اوصافی مثل «راست افراطی» و «ترامپ آرژانتین» استفاده کردند.
اما او نه راست‌گرایی مثل دیگر روسای جمهور راست‌گرای جهان بود و نه گفتمان و گفتاری مشابه ترامپ داشت. میلی، یک لیبرتارین است، یک آنارکوکاپیتالیست، که با وعده اصلاحات رادیکال اقتصادی آمد و به موفقیت رسید.
میلی، رهبر حزب «لیبرتاد آوانزا» است که در سال 2021 یک ائتلاف سیاسی بود و کمی بعد به یک حزب بدل شد. 

وقتی میلی در پایان سال 2023 سوگند ریاست‌جمهوری یاد کرد، اقتصاد آرژانتین عملاً سقوط کرده بود. در این سال، تولید ناخالص داخلی کشور 6.1 درصد کاهش یافته بود و تولید ناخالص داخلی سرانۀ تعدیل شده با تورم، از سال ۲۰۰۷ پایین‌تر بود.

سیاست‌های مالی و پولی دولت چپ‌گرای قبل، تورم سالانۀ بیش از 200 درصدی را به وجود آورده بود و در دسامبر 2023، تورم نقطه‌به‌نقطۀ قیمت عمده‌فروشی 54 درصد بود. 

در چنین شرایطی، از نخستین روزهای شروع به کار دولت، خاویر میلی، سه ستون اصلی سیاستی را معرفی کرد:
نخست، تثبیت سریع از مسیر شوک قیمتی و ارزی.
دوم، انضباط مالی هدفمند با هدف «کسری بودجه صفر»
و سوم، آزادسازی و اصلاحات نهادی. 

🔗 متن کامل
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-101202
✳️ جاماندگان!

✅ زلزله اقتصادی ترامپ دیگر بلوک‌های بزرگ را نیز لرزانده است. آسه‌آن و اتحادیه اروپا هرگز مانند پنج متحد اصلی آمریکا در سیاست اقتصادی و امنیتی هم‌راستا نبودند.
این دو بلوک متنوع هستند با تخصص‌های تجاری، مزیت‌ها و گرایش‌های سیاسی گوناگون اما آنها و اعضای‌شان- به‌ ویژه آلمان، فرانسه، هلند، سنگاپور، سوئد و ویتنام- نیز رفتار اقتصادی خود را برپایه بیمه‌ای که آمریکا پیش‌تر فراهم می‌کرد بنا نهاده بودند.

به همین دلیل نقش‌های پیشرو در زنجیره‌های تامین و سرمایه‌گذاری فناوری ایالات ‌متحده یافتند. دولت‌ها و شهروندان‌شان میلیاردها دلار به اقتصاد آمریکا سرازیر کردند: از طریق سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی خرید اوراق خزانه‌داری و مشارکت در بورس آمریکا.
آنها پذیرفتند در رژیم‌های تحریم و کنترل صادرات تحت رهبری آمریکا مشارکت کنند، هرچند نه همیشه پایدار و از ارتش آمریکا حمایت مستقیم کردند.

ترامپ اکنون این کشورها را در معرض تعرفه‌های سنگین، تهدید به تعرفه و درخواست‌های دوجانبه برای امتیازهای خاص و پرداخت‌های جانبی قرار داده است، مانند الزام به خرید گاز طبیعی بیشتر از آمریکا یا انتقال تولید صنعتی به خاک آمریکا.
این بازیگران اقتصادی انتخاب بیشتری دارند که تا چه حد بخواهند روابط‌شان با آمریکا را حفظ کنند. و آنها رفتار خود را سریع‌تر تغییر می‌دهند: پیوندهای اقتصادی با یکدیگر و با چین را تقویت می‌کنند.

آسه‌آن و اتحادیه اروپا از همان آغاز روابط تجاری گسترده‌تری با چین نسبت به آمریکا داشتند؛ اکنون این فاصله بیشتر می‌شود، نه‌فقط به‌دلیل رشد اقتصاد چین، بلکه به این دلیل که آمریکا صادرات و واردات خود به چین و سرمایه‌گذاری در آن را محدود می‌کند.
در دهه گذشته سهم نهاده‌های چینی در زنجیره‌های صنعتی اروپا و جنوب شرق آسیا به ‌طور چشمگیری افزایش یافته در حالی که سهم آمریکا کاهش یافته است.

برای اتحادیه اروپا و قطعا برای آسه‌آن انزوای اقتصادی چین پایدار نیست و سود تجارت با چین هرچه بیشتر افزایش خواهد یافت، به‌ ویژه حالا که آمریکا صحنه را ترک می‌کند. البته تجارت با چین جایگزین ...

ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=552254
jobvision-salary-survey-report-1404.pdf
11.7 MB
✳️ فایل گزارش حقوق و دستمزد در ایران (۱۴۰۴)
🏢 جاب‌ویژن

✅ این گزارش با جمع‌آوری نظرات ۱۰۰ هزار نفر تهیه شده و میزان حقوق دریافتی مشاغل مختلف در سال ۱۴۰۳ و انتظارات افراد نسبت به حقوف دریافتی در سال ۱۴۰۴ را به همراه داده‌های دیگری درباره انواع مشاغل در اختیار شما قرار می دهد.
✳️ تیم‌های رهبری چگونه می‌توانند ارزش‌افزایی کارکردی و احساسی ایجاد کنند

✅ هرم ارزش‌ها کلید جلب وفاداری مشتری است!
✳️👆 تیم‌های رهبری چگونه می‌توانند ارزش‌افزایی کارکردی و احساسی ایجاد کنند
هرم ارزش‌ها کلید جلب وفاداری مشتری

✅ زمانی که مشتریان، محصول یا خدماتی را ارزیابی می‌کنند، دو عامل مهم را در مقابل هم قرار می‌دهند:
۱) ارزش ادراکی،
۲)قیمت. ارزش ادراکی یا Perceived Value به معنای ارزش، اهمیت یا احساسی است که یک مشتری نسبت به محصول یا خدمات در ذهنش دارد. این ارزش، ارتباطی به قیمت کالا ندارد. بازاریابان بخش اعظمی از زمان و انرژی خود را صرف مدیریت قیمت می‌کنند و از طرف دیگر از این معادله غافلند، زیرا افزایش قیمت‌ها با سرعت بیشتری آنها را به درآمد مورد‌نظرشان می‌رساند و قیمت‌گذاری بخش آسان ماجرا است.
زمانی که مشتریان، محصول یا خدماتی را ارزیابی می‌کنند، دو عامل مهم را در مقابل هم قرار می‌دهند: ۱) ارزش ادراکی، ۲)قیمت. ارزش ادراکی یا Perceived Value به معنای ارزش، اهمیت یا احساسی است که یک مشتری نسبت به محصول یا خدمات در ذهنش دارد.
این ارزش، ارتباطی به قیمت کالا ندارد. بازاریابان بخش اعظمی از زمان و انرژی خود را صرف مدیریت قیمت می‌کنند و از طرف دیگر از این معادله غافلند، زیرا افزایش قیمت‌ها با سرعت بیشتری آنها را به درآمد مورد‌نظرشان می‌رساند و قیمت‌گذاری بخش آسان ماجرا است.

■ اما اینکه از نظر مشتری چه چیزی واقعا ارزشمند است، موضوعی است مربوط به حوزه روانشناسی که به سادگی قابل توضیح نیست. در ادامه می‌خوانیم که تیم‌های رهبری چگونه می‌توانند طرف دیگر این معادله را مدیریت و ارزش بیشتری را چه از نظر کارکردی (مثل صرفه‌جویی در زمان یا کاهش هزینه‌ها) و چه احساسی (مانند کاهش استرس یا ایجاد سرگرمی) به مشتری ارائه کنند. روش تجزیه و تحلیل انتخاب گسسته (Discrete Choice Analysis) و سایر تکنیک‌های تحقیقاتی، ابزارهایی قدرتمندند اما این روش‌ها طراحی شده‌اند تا واکنش مشتریان نسبت به پیش‌فرض‌ها را اندازه‌گیری کنند؛ یعنی اندازه‌گیری آنچه گمان می‌رود برای مشتریان ارزشمند باشد. مدیران با این مفاهیم کاملا آشنا هستند و قضاوت درباره آنها چندان مشکل نیست. اما کشف مفاهیم جدید، نیازمند پیش‌بینی و یافتن پاسخ این سوال است که «مشتریان چه چیزهای دیگری را ارزشمند قلمداد می‌کنند؟»

■ اینکه یک محصول یا خدمات ارزشمند است یا نه، کاملا نسبی است و به دید مشتری بستگی دارد. اما ملاک‌هایی برای سنجش ارزش وجود دارند که در سراسر جهان پذیرفته شده‌اند و با کمک آنها شرکت‌ها می‌توانند تکنیک‌های بازاریابی خود را ارتقا داده یا به کلی تغییر دهند. یک مدل «ارزش از نگاه مصرف‌کننده» به شرکت‌ها این امکان را می‌دهد تا ارزش‌های جدید را کشف و در صورت امکان آن را در قالب محصول یا خدمات ارائه کنند. تحقیقات ما نشان داده که یک «مجموعه ارزش» مناسب، باعث افزایش وفاداری مشتری، تمایل بیشتر او به خریداری از یک برند خاص و رشد پایدار درآمد می‌شود.

🔺هرم عناصر سی‌گانه

به‌منظور طراحی هرم ارزش‌ها، ۳۰ عنصر ارزش را شناسایی و آنها را در چهار گروه طبقه‌بندی کرده‌ایم: کارکردی، احساسی، تغییردهنده زندگی و تاثیر اجتماعی. بعضی از این ارزش‌ها درونی‌ و پاسخگوی نیازهای شخصی مصرف‌کننده‌اند، مثل عنصر «انگیزش» که شرکت Fitbit، تولیدکننده تکنولوژی‌های پوشیدنی، آن را در اولویت قرار داده است. سایر ارزش‌ها بیرونی‌اند و به مشتری کمک می‌کنند تا با دنیای بیرون ارتباط برقرار کند. در تحقیقاتمان، گفته‌های مشتریان درباره یک محصول را عینا منعکس نمی‌کنیم بلکه این گفته‌ها را تفسیر و معنای پنهان آن را کشف می‌کنیم. مثلا وقتی کسی می‌گوید فلان بانک «کار راه انداز» است، این یعنی ترکیبی از چهار عنصر «صرفه‌جویی در زمان»، «بی‌دردسر بودن»، «ساده‌سازی» و «کاهش زحمت». هرم عناصر ارزش در واقع شکل گسترش‌یافته هرم سلسله ‌مراتب نیازهای مازلو است.۳۰ سال تجربه و تحقیقات کیفی و کمی در حوزه مشتری، پشتوانه ما در طراحی هرم ارزش‌ها بوده است. در بسیاری از این تحقیقات از تکنیک مصاحبه نردبانی (Laddering Technique) استفاده شده است که در آن، ترجیحات اولیه مشتریان را مورد بررسی قرار می‌دهند تا ببینند چه عواملی در آنها انگیزه ایجاد می‌کند.

هرم عناصر ارزش از سلسله مراتب نیازهای «آبراهام مازلو» نشات گرفته که نخستین بار در سال ۱۹۴۳ منتشر شد. به باور مازلو، اعمال انسان برخاسته از میل به تامین طیفی از نیازها است، از نیازهای اولیه (امنیت، گرما، غذا و استراحت) گرفته تا نیازهای پیچیده (عزت نفس و نوع‌دوستی). این روزها تقریبا همه بازاریابان با هرم مازلو آشنا هستند. مقایسه هرم مازلو با مدل ما می‌تواند مفید باشد. نیازها در مدل مازلو به‌صورت یک هرم طبقه‌بندی شده‌اند. در کف هرم نیازهای روانشناختی و امنیتی و در راس آن خودتعالی و خودشکوفایی قرار دارند.