✳️ در باب پنجره استراتژیک
✅ دیوید کِرتز در کتاب «بازاریابی مدرن» مینویسد: موفقیت هر محصولی در بازار تا حد زیادی به شرایط بازار بستگی دارد. بر همین اساس، پروفسور دِرِک آبِل، مفهوم «پنجره استراتژیک» را برای تعریف بازه زمانی محدودی که در آن، شرایط بازار برای موفقیت یک محصول فراهم است، توسعه داده است.
■ پروفسور دِرِک آبِل معتقد است وقتی شرایط بازار برای عرضه یک محصول مساعد میشود، هر شرکتی فرصت اندکی در اختیار دارد تا با استفاده از آن شرایط، محصول مدنظرش را وارد بازار کند.
■ وی میگوید برای این که به موقع تشخیص بدهید پنجره استراتژیکتان باز است یا بسته، باید به این سه عامل دقت کنید:
● شرایط کنونی و آینده بازار و میزان تطابق آن با محصول مدنظر
● تواناییهای فعلی و آینده شرکت و میزان تطابق آن برای عرضه محصول مدنظر
● میزان تطابق زمانی تواناییهای شرکت برای عرضه محصول با شرایط بازار (آیا شرکتمان در بهترین زمان برای عرضه محصول، توانایی انجام این کار را دارد؟)
■ برای مثال، وال مارت که اکنون بزرگترین فروشگاه زنجیرهای در دنیاست، زمانی وارد بازار شد که به دلیل رکود اقتصادی بزرگ، شرایط بازار برای تولد یک فروشگاه زنجیرهای با پایینترین قیمتها فراهم بود.
■ به همین دلیل، بنیانگذاران وال مارت تصمیم گرفتند تمام منابعشان را روی این کار متمرکز کنند و با این شعار وارد بازار شوند: «پول پسانداز کنید تا بهتر زندگی کنید».
■ بر اساس این شعار، وال مارت نه تنها قیمتهای فوقالعاده مناسبی را به مشتریانش پیشنهاد میداد، بلکه به شیوههای گوناگونی به آنها میآموخت که چگونه میتوانند پول بیشتری پسانداز کنند و از پساندازشان برای ساختن یک زندگی بهتر در آینده استفاده کنند.
✅ دیوید کِرتز در کتاب «بازاریابی مدرن» مینویسد: موفقیت هر محصولی در بازار تا حد زیادی به شرایط بازار بستگی دارد. بر همین اساس، پروفسور دِرِک آبِل، مفهوم «پنجره استراتژیک» را برای تعریف بازه زمانی محدودی که در آن، شرایط بازار برای موفقیت یک محصول فراهم است، توسعه داده است.
■ پروفسور دِرِک آبِل معتقد است وقتی شرایط بازار برای عرضه یک محصول مساعد میشود، هر شرکتی فرصت اندکی در اختیار دارد تا با استفاده از آن شرایط، محصول مدنظرش را وارد بازار کند.
■ وی میگوید برای این که به موقع تشخیص بدهید پنجره استراتژیکتان باز است یا بسته، باید به این سه عامل دقت کنید:
● شرایط کنونی و آینده بازار و میزان تطابق آن با محصول مدنظر
● تواناییهای فعلی و آینده شرکت و میزان تطابق آن برای عرضه محصول مدنظر
● میزان تطابق زمانی تواناییهای شرکت برای عرضه محصول با شرایط بازار (آیا شرکتمان در بهترین زمان برای عرضه محصول، توانایی انجام این کار را دارد؟)
■ برای مثال، وال مارت که اکنون بزرگترین فروشگاه زنجیرهای در دنیاست، زمانی وارد بازار شد که به دلیل رکود اقتصادی بزرگ، شرایط بازار برای تولد یک فروشگاه زنجیرهای با پایینترین قیمتها فراهم بود.
■ به همین دلیل، بنیانگذاران وال مارت تصمیم گرفتند تمام منابعشان را روی این کار متمرکز کنند و با این شعار وارد بازار شوند: «پول پسانداز کنید تا بهتر زندگی کنید».
■ بر اساس این شعار، وال مارت نه تنها قیمتهای فوقالعاده مناسبی را به مشتریانش پیشنهاد میداد، بلکه به شیوههای گوناگونی به آنها میآموخت که چگونه میتوانند پول بیشتری پسانداز کنند و از پساندازشان برای ساختن یک زندگی بهتر در آینده استفاده کنند.
✳️ رهبری در عصر هوش مصنوعی
✅ یک لحظه چشمانتان را ببندید. به بهترین رهبری فکر کنید که تا امروز با او کار کردهاید. چه چیزی از او در خاطرتان مانده؟
- آمارهای درخشان فروش؟
- نمودارهای پیچیده عملکرد؟
- یا آن لحظهای که با یک جمله ساده او، باور کردید که میتوانید جهان را تغییر دهید؟
■ پاسخ شما همان نقطهای است که رهبری واقعی آغاز میشود. در کارگاههایم، وقتی این سوال را میپرسم، فضای اتاق ناگهان از انرژی انسانی پر میشود. گویی همه یک نفس عمیق میکشند و یاد کسی میافتند که نه با «دستور»، بلکه با «وجودش» الهامبخششان بود. این همان راز ماندگاری رهبران استقلالساز است.
■ پارادوکس عصر هوش مصنوعی: هرچه فناوری پیشرفت میکند، انسانیت مهمتر میشود!
ما در آستانه انفجار هوش مصنوعی هستیم. ماشینها بهزودی گزارشهای مالی را تحلیل میکنند، تصمیمات استراتژیک میگیرند و حتی ممکن است جایگزین بخشی از مدیریت شوند. اما یک چیز را نمیتوانند جایگزین کنند و آن: «توانایی ایجاد حسِ تعلق، اعتماد و اشتیاق در قلب انسانها» است.
■ این همان جایی است که رهبران انسان محور برنده میشوند. تحقیقات گالوپ نشان میدهد تیمهایی با سطح بالای تعهد عاطفی، ۲۱٪ سودآوری بیشتر و ۴۱٪ خطای کمتری دارند. اما چگونه میتوان این تعهد را ساخت؟
■ چهار مولفه رهبری اصیل: از حضور فیزیکی تا تاثیر فرافیزیکی
● تمرکز عمیق: هنر «حضور داشتن» در عصر چندوظیفگی
۶۷٪ کارمندان معتقدند رهبرانشان در جلسات با آنها، همزمان ایمیل و شبکههای اجتماعیشان را هم چک میکنند! درصورتی که باید هر تعامل با کارمند را مانند یک «مراسم آیینی خاص» ببینید. لپ تاپ را ببندید. تلفن را روی حالت پرواز یا بیصدا بگذارید. حتی اگر فقط ۵ دقیقه وقت دارید، آن ۵ دقیقه را ۱۰۰٪ اختصاص دهید.
• نکته طلایی: حضور واقعی مانند نور لیزر است؛ پرتوان و متمرکز.
● قدرت وفای به عهدهای کوچک: معماری اعتماد از آجرهای نامرئی
مثلا فرض کنید قول دادهاید فردا ساعت ۱۰ با یکی از کارمندان درباره پروژهاش صحبت کنید. اما جلسه مهمی پیش آمد. اصولا واکنش معمول این است که جلسه را اولویت میدهید و میگویید او این موضوع را درک میکند! اما واکنش رهبر استقلالساز این است که یا جلسه را جابهجا میکند، یا ۵ دقیقه زودتر به فرد اطلاع میدهد و زمان جدیدی پیشنهاد میدهد.
چرا؟ چون میداند اعتماد مانند شیشهای است که یک ترک کوچک، کل آن را بیاعتبار میکند.
■ هنر کنجکاوی اصیل: وقتی «حرفهای بودن» به «انسان بودن» میبازد.
سعی کنید هر هفته از یک کارمند درباره مسائل غیر از کار بپرسید. مثلا: «آخرین باری که از کاری آنقدر لذت بردی که زمان را فراموش کردی، کی بود؟»، «اگر یک ماه مرخصی با حقوق داشته باشی، چه مهارتی یاد میگیری؟»
این سوالات دریچههایی به دنیای درونی تیم میگشایند که گزارشهای سالانه هرگز نشان نمیدهند.
● رهبری به سبک باغبان: پرورش خاک حاصلخیز به جای کنترل گلها.
رهبران سنتی مانند باغبانانی هستند که دائما ارتفاع گلها را اندازه میگیرند. رهبران انسانمحور خاک را غنی میکنند، نور خورشید را تنظیم مینمایند و اجازه میدهند گلها خودشان رشد کنند و در مواقع ضروری آنها را حرس میکنند تا شاخ و برگهای اضافی مانع از رشدشان نشوند.
به جای گفتن «این پروژه را تا فردا تمام کن»، بپرسید «چه منابعی نیاز داری تا بهترین نسخه خودت را در این پروژه نشان دهی و به ددلاینها هم برسیم؟»
■ آینده از آن کیست؟ دادهها یا احساسات؟
• هوش مصنوعی به زودی میتواند:
- الگوهای رفتاری کارمندان را پیش بینی کند.
- بهینهترین تیمها را تشکیل دهد.
- حتی پیشنهاد افزایش حقوق بر اساس الگوریتمها را بدهد.
• اما هیچ الگوریتمی نمیتواند:
- در چشمان کارمند نگاه کند و بگوید «به تو باور دارم».
- اشتیاقی ایجاد کند که افراد داوطلبانه ساعتهای اضافه کار کنند چون معنی کارشان را دوست دارند.
- فرهنگی بسازد که افراد نه برای پول، بلکه برای معنایی که هر روز میسازند، بیایند.
✅ یک لحظه چشمانتان را ببندید. به بهترین رهبری فکر کنید که تا امروز با او کار کردهاید. چه چیزی از او در خاطرتان مانده؟
- آمارهای درخشان فروش؟
- نمودارهای پیچیده عملکرد؟
- یا آن لحظهای که با یک جمله ساده او، باور کردید که میتوانید جهان را تغییر دهید؟
■ پاسخ شما همان نقطهای است که رهبری واقعی آغاز میشود. در کارگاههایم، وقتی این سوال را میپرسم، فضای اتاق ناگهان از انرژی انسانی پر میشود. گویی همه یک نفس عمیق میکشند و یاد کسی میافتند که نه با «دستور»، بلکه با «وجودش» الهامبخششان بود. این همان راز ماندگاری رهبران استقلالساز است.
■ پارادوکس عصر هوش مصنوعی: هرچه فناوری پیشرفت میکند، انسانیت مهمتر میشود!
ما در آستانه انفجار هوش مصنوعی هستیم. ماشینها بهزودی گزارشهای مالی را تحلیل میکنند، تصمیمات استراتژیک میگیرند و حتی ممکن است جایگزین بخشی از مدیریت شوند. اما یک چیز را نمیتوانند جایگزین کنند و آن: «توانایی ایجاد حسِ تعلق، اعتماد و اشتیاق در قلب انسانها» است.
■ این همان جایی است که رهبران انسان محور برنده میشوند. تحقیقات گالوپ نشان میدهد تیمهایی با سطح بالای تعهد عاطفی، ۲۱٪ سودآوری بیشتر و ۴۱٪ خطای کمتری دارند. اما چگونه میتوان این تعهد را ساخت؟
■ چهار مولفه رهبری اصیل: از حضور فیزیکی تا تاثیر فرافیزیکی
● تمرکز عمیق: هنر «حضور داشتن» در عصر چندوظیفگی
۶۷٪ کارمندان معتقدند رهبرانشان در جلسات با آنها، همزمان ایمیل و شبکههای اجتماعیشان را هم چک میکنند! درصورتی که باید هر تعامل با کارمند را مانند یک «مراسم آیینی خاص» ببینید. لپ تاپ را ببندید. تلفن را روی حالت پرواز یا بیصدا بگذارید. حتی اگر فقط ۵ دقیقه وقت دارید، آن ۵ دقیقه را ۱۰۰٪ اختصاص دهید.
• نکته طلایی: حضور واقعی مانند نور لیزر است؛ پرتوان و متمرکز.
● قدرت وفای به عهدهای کوچک: معماری اعتماد از آجرهای نامرئی
مثلا فرض کنید قول دادهاید فردا ساعت ۱۰ با یکی از کارمندان درباره پروژهاش صحبت کنید. اما جلسه مهمی پیش آمد. اصولا واکنش معمول این است که جلسه را اولویت میدهید و میگویید او این موضوع را درک میکند! اما واکنش رهبر استقلالساز این است که یا جلسه را جابهجا میکند، یا ۵ دقیقه زودتر به فرد اطلاع میدهد و زمان جدیدی پیشنهاد میدهد.
چرا؟ چون میداند اعتماد مانند شیشهای است که یک ترک کوچک، کل آن را بیاعتبار میکند.
■ هنر کنجکاوی اصیل: وقتی «حرفهای بودن» به «انسان بودن» میبازد.
سعی کنید هر هفته از یک کارمند درباره مسائل غیر از کار بپرسید. مثلا: «آخرین باری که از کاری آنقدر لذت بردی که زمان را فراموش کردی، کی بود؟»، «اگر یک ماه مرخصی با حقوق داشته باشی، چه مهارتی یاد میگیری؟»
این سوالات دریچههایی به دنیای درونی تیم میگشایند که گزارشهای سالانه هرگز نشان نمیدهند.
● رهبری به سبک باغبان: پرورش خاک حاصلخیز به جای کنترل گلها.
رهبران سنتی مانند باغبانانی هستند که دائما ارتفاع گلها را اندازه میگیرند. رهبران انسانمحور خاک را غنی میکنند، نور خورشید را تنظیم مینمایند و اجازه میدهند گلها خودشان رشد کنند و در مواقع ضروری آنها را حرس میکنند تا شاخ و برگهای اضافی مانع از رشدشان نشوند.
به جای گفتن «این پروژه را تا فردا تمام کن»، بپرسید «چه منابعی نیاز داری تا بهترین نسخه خودت را در این پروژه نشان دهی و به ددلاینها هم برسیم؟»
■ آینده از آن کیست؟ دادهها یا احساسات؟
• هوش مصنوعی به زودی میتواند:
- الگوهای رفتاری کارمندان را پیش بینی کند.
- بهینهترین تیمها را تشکیل دهد.
- حتی پیشنهاد افزایش حقوق بر اساس الگوریتمها را بدهد.
• اما هیچ الگوریتمی نمیتواند:
- در چشمان کارمند نگاه کند و بگوید «به تو باور دارم».
- اشتیاقی ایجاد کند که افراد داوطلبانه ساعتهای اضافه کار کنند چون معنی کارشان را دوست دارند.
- فرهنگی بسازد که افراد نه برای پول، بلکه برای معنایی که هر روز میسازند، بیایند.
✳️ قطعنامه سازمان ملل درباره هوش مصنوعی و گفتمان جهانی حکمرانی بر آن - ایرنا https://share.google/t5K2qEqLXdOGKjZPk
۷ نوع بینش فکری!
۵ نوع عادت احساسی که شمارا گیرمی اندازد؟!
✳️ چطور بحرانها میتوانند دریچهای برای اصلاح ساختاری بگشایند؟
✅ روزنهای رو به تغییر
⚠️ بحرانها، مانند همهگیری کرونا، میتوانند موانع ساختاری و مقاومتهای اداری را کنار بزنند و فرصت اجرای تغییراتی که سالها به تأخیر افتادهاند، فراهم کنند.
👈 پژوهشی از مدرسه عالی مدیریت ییل نشان میدهد که موفقیت تغییرات در چنین شرایطی مشروط به سه عامل است که در ادامه به توضیح آنها میپردازیم:
💡 عوامل موفقیت و ماندگاری تغییرات:
1️⃣ آمادگی و زیرساخت: ایده باید از قبل آماده و دارای نقشه اجرایی و منابع اولیه باشد.
2️⃣ اقدام سریع در بحران: اجرای ایده بهعنوان پاسخ فوری به مشکل، باعث میشود مقاومتها کنار رود.
3️⃣ ارزش بلندمدت و یکپارچگی با روال کاری: ایدههایی که هم مزیت فوری داشته و هم در روند روزمره سازمان جای گیرند، پایدار خواهند ماند.
🌱 درس فراتر از بحران:
🔹 هر تغییری که مشکل تازهای ایجاد کند و راهحل تثبیتشدهای نداشته باشد، میتواند فرصتی برای اجرای ایدهها باشد.
🔹 آمادگی و برنامهریزی برای ایدهها در دوران عادی، زمینه موفقیت در بحران را فراهم میکند و ورود جسورانه در زمان مناسب، تغییرات ساختاری را ممکن میسازد.
📝 منبع: Yale Insights
🔻 مشروح این مقاله را در لینک ضمیمه بخوانید:
https://news.mccima.com/?p=56001
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ روزنهای رو به تغییر
⚠️ بحرانها، مانند همهگیری کرونا، میتوانند موانع ساختاری و مقاومتهای اداری را کنار بزنند و فرصت اجرای تغییراتی که سالها به تأخیر افتادهاند، فراهم کنند.
👈 پژوهشی از مدرسه عالی مدیریت ییل نشان میدهد که موفقیت تغییرات در چنین شرایطی مشروط به سه عامل است که در ادامه به توضیح آنها میپردازیم:
💡 عوامل موفقیت و ماندگاری تغییرات:
1️⃣ آمادگی و زیرساخت: ایده باید از قبل آماده و دارای نقشه اجرایی و منابع اولیه باشد.
2️⃣ اقدام سریع در بحران: اجرای ایده بهعنوان پاسخ فوری به مشکل، باعث میشود مقاومتها کنار رود.
3️⃣ ارزش بلندمدت و یکپارچگی با روال کاری: ایدههایی که هم مزیت فوری داشته و هم در روند روزمره سازمان جای گیرند، پایدار خواهند ماند.
🌱 درس فراتر از بحران:
🔹 هر تغییری که مشکل تازهای ایجاد کند و راهحل تثبیتشدهای نداشته باشد، میتواند فرصتی برای اجرای ایدهها باشد.
🔹 آمادگی و برنامهریزی برای ایدهها در دوران عادی، زمینه موفقیت در بحران را فراهم میکند و ورود جسورانه در زمان مناسب، تغییرات ساختاری را ممکن میسازد.
📝 منبع: Yale Insights
🔻 مشروح این مقاله را در لینک ضمیمه بخوانید:
https://news.mccima.com/?p=56001
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
سایت خبری اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی
روزنهای رو به تغییر
در مارچ ۲۰۲۰، همزمان با آغاز قرنطینه به واسطه همهگیری کرونا، پروفسور جولیا دیبنینیو، از اعضای هات علمی گروه رفتار سازمانی ییل، ایمیلی از یکی از همکاران خود دریافت کرد. فرستنده، پیامی از یکی از فارغالتحصیلان این مدرسه که در یک بیمارستان مشغول به کار بود…
✳️ فیل سفید در اقتصاد سلامت: چالشی فراموش شده در مسیر بهرهوری
✍ نویسنده: دکتر پوریاعادلی/استراتژیست حوزه سلامت
✅ در ادبیات مدیریت و اقتصاد، «فیل سفید» به دارایی یا پروژهای اطلاق میشود که هزینههای نگهداری و عملیاتی آن بسیار گزاف است، اما به دلایل سیاسی، اجتماعی یا بوروکراتیک، خروج از آن یا تعطیلیاش نه تنها دشوار، که غیرممکن به نظر میرسد.
این مفهوم زمانی که پای سلامت جامعه در میان باشد، ابعادی پیچیدهتر و حساستر به خود میگیرد. در اقتصاد سلامت، فیلهای سفید را میتوان در قالب بیمارستانهای فوقتخصصی کمبازده، خرید تجهیزات پزشکی بسیار پیشرفته بدون نیروی انسانی متخصص یا زیرساختهای لازم، و پروژههای عظیم ملی سلامت بدون مطالعات دقیق امکانسنجی مشاهده کرد.
این پدیده نه تنها نشاندهنده تخصیص ناکارآمد منابع محدود سلامت است، بلکه تهدیدی جدی برای عدالت در دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی محسوب میشود.
ریشهیابی این معضل نیازمند واکاوی لایههای مختلف تصمیمگیری در حوزه سلامت است. در بسیاری از موارد، انگیزههای سیاسی کوتاهمدت، مانند افتتاح پروژههای نمایشی در آستانه انتخابات یا پاسخگویی به فشار افکار عمومی برای ایجاد «مراکز پیشرفته»، بدون در نظر گرفتن ملاحظات بلندمدت اقتصادی ، منجر به خلق چنین داراییهایی میشود. این مراکز اغلب با ظرفیتهای خالی زیاد، هزینههای سربار نجومی و نرخ بازدهی پایین سرمایه (ROI) مواجه میشوند.
از سوی دیگر، گاهی تصمیمگیریها بر اساس مد روز یا رقابت بین مناطق یا موسسات بهداشتی صورت میگیرد که نتیجه آن خرید تجهیزات بسیار گرانقیمت (مانند دستگاههای پرتودرمانی یا تصویربرداری پیشرفته) است که نیاز واقعی جمعیت تحت پوشش به آن میزان از تکنولوژی تأیید نشده است.
این امر نه تنها باعث هدررفت سرمایه میشود، بلکه میتواند منجر به ارائه خدمات غیرضروری (Overutilization) و حتی تهدید سلامت بیمار به دلیل استفاده نابجا از تکنولوژی شود.
پیامدهای وجود فیلهای سفید در سیستم سلامت، فراتر از هدررفت مالی صرف است. این پروژهها منابع مالی و انسانی ارزشمندی را به خود جذب میکنند که میتوانست در بخشهای اولویتدارتر و با بازدهی بالاتر، مانند پزشکی مبتنی بر پیشگیری، ارتقای سلامت روستایی، یا توسعه شبکه پایگاههای سلامت محلی، سرمایهگذاری شود.
این جابجایی در تخصیص منابع، نهایتاً به گسترش نابرابری در دسترسی به خدمات اساسی سلامت برای اقشار محروم جامعه دامن میزند. به عبارت سادهتر، پول مالیاتدهندهوبودجه کشور صرف نگهداری از یک «نماد» پرهزینه میشود، در حالی که بسیاری از مردم به خدمات اولیه بهداشتی دسترسی ندارند.
■ راه برونرفت از این چالش، نیازمند عزمی ملی و تغییر نگرش در سطوح کلان مدیریت سلامت است.
● اولاً، ضروری است که تمامی پروژههای بزرگ سرمایهای در حوزه سلامت، پیش از اجرا، تحت ارزیابیهای دقیق فنی-اقتصادی (Health Technology Assessment) و مبتنی بر شواهد اپیدمیولوژیک قرار گیرند. این ارزیابیها باید مستقل، شفاف و فارغ از فشارهای سیاسی باشد.
● ثانیاً، ایجاد سیستمهای نظارتی مستمر برای پایش عملکرد و بهرهوری پروژهها پس از اجرا الزامی است. این سیستمها باید قادر باشند با ارائه دادههای شفاف، ادامه روند پروژههای زیانبار را غیرقابل توجیه کنند.
● ثالثاً، فرهنگ پاسخگویی (Accountability) باید در بین تصمیمگیران حوزه سلامت نهادینه شود. تصمیمگیرانی که با سرمایه عمومی اقدام به ایجاد پروژههایی میکنند که بعدها به فیل سفید تبدیل میشوند، باید در قبال تصمیم خود پاسخگو باشند.
🔺در پایان باید تأکید کرد که سلامت جامعه یک نیاز اساسی است و منابع آن محدود و ارزشمند. مدیریت این منابع امانتی بزرگ در دست سیاستگذاران و مدیران نظام سلامت است.
شناسایی، پیشگیری و حل معضل فیلهای سفید، گامی بلند در جهت تحقق عدالت سلامت و ارتقای کارایی سیستم است. متولیان سلامت باید به جای انداختن بار هزینههای کمرشکن این فیلها بر دوش جامعه، هوشمندانه برنامهریزی کنند تا هر ریال بودجه سلامت، در جایی هزینه شود که بیشترین اثر را بر سلامت مردم دارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ نویسنده: دکتر پوریاعادلی/استراتژیست حوزه سلامت
✅ در ادبیات مدیریت و اقتصاد، «فیل سفید» به دارایی یا پروژهای اطلاق میشود که هزینههای نگهداری و عملیاتی آن بسیار گزاف است، اما به دلایل سیاسی، اجتماعی یا بوروکراتیک، خروج از آن یا تعطیلیاش نه تنها دشوار، که غیرممکن به نظر میرسد.
این مفهوم زمانی که پای سلامت جامعه در میان باشد، ابعادی پیچیدهتر و حساستر به خود میگیرد. در اقتصاد سلامت، فیلهای سفید را میتوان در قالب بیمارستانهای فوقتخصصی کمبازده، خرید تجهیزات پزشکی بسیار پیشرفته بدون نیروی انسانی متخصص یا زیرساختهای لازم، و پروژههای عظیم ملی سلامت بدون مطالعات دقیق امکانسنجی مشاهده کرد.
این پدیده نه تنها نشاندهنده تخصیص ناکارآمد منابع محدود سلامت است، بلکه تهدیدی جدی برای عدالت در دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی محسوب میشود.
ریشهیابی این معضل نیازمند واکاوی لایههای مختلف تصمیمگیری در حوزه سلامت است. در بسیاری از موارد، انگیزههای سیاسی کوتاهمدت، مانند افتتاح پروژههای نمایشی در آستانه انتخابات یا پاسخگویی به فشار افکار عمومی برای ایجاد «مراکز پیشرفته»، بدون در نظر گرفتن ملاحظات بلندمدت اقتصادی ، منجر به خلق چنین داراییهایی میشود. این مراکز اغلب با ظرفیتهای خالی زیاد، هزینههای سربار نجومی و نرخ بازدهی پایین سرمایه (ROI) مواجه میشوند.
از سوی دیگر، گاهی تصمیمگیریها بر اساس مد روز یا رقابت بین مناطق یا موسسات بهداشتی صورت میگیرد که نتیجه آن خرید تجهیزات بسیار گرانقیمت (مانند دستگاههای پرتودرمانی یا تصویربرداری پیشرفته) است که نیاز واقعی جمعیت تحت پوشش به آن میزان از تکنولوژی تأیید نشده است.
این امر نه تنها باعث هدررفت سرمایه میشود، بلکه میتواند منجر به ارائه خدمات غیرضروری (Overutilization) و حتی تهدید سلامت بیمار به دلیل استفاده نابجا از تکنولوژی شود.
پیامدهای وجود فیلهای سفید در سیستم سلامت، فراتر از هدررفت مالی صرف است. این پروژهها منابع مالی و انسانی ارزشمندی را به خود جذب میکنند که میتوانست در بخشهای اولویتدارتر و با بازدهی بالاتر، مانند پزشکی مبتنی بر پیشگیری، ارتقای سلامت روستایی، یا توسعه شبکه پایگاههای سلامت محلی، سرمایهگذاری شود.
این جابجایی در تخصیص منابع، نهایتاً به گسترش نابرابری در دسترسی به خدمات اساسی سلامت برای اقشار محروم جامعه دامن میزند. به عبارت سادهتر، پول مالیاتدهندهوبودجه کشور صرف نگهداری از یک «نماد» پرهزینه میشود، در حالی که بسیاری از مردم به خدمات اولیه بهداشتی دسترسی ندارند.
■ راه برونرفت از این چالش، نیازمند عزمی ملی و تغییر نگرش در سطوح کلان مدیریت سلامت است.
● اولاً، ضروری است که تمامی پروژههای بزرگ سرمایهای در حوزه سلامت، پیش از اجرا، تحت ارزیابیهای دقیق فنی-اقتصادی (Health Technology Assessment) و مبتنی بر شواهد اپیدمیولوژیک قرار گیرند. این ارزیابیها باید مستقل، شفاف و فارغ از فشارهای سیاسی باشد.
● ثانیاً، ایجاد سیستمهای نظارتی مستمر برای پایش عملکرد و بهرهوری پروژهها پس از اجرا الزامی است. این سیستمها باید قادر باشند با ارائه دادههای شفاف، ادامه روند پروژههای زیانبار را غیرقابل توجیه کنند.
● ثالثاً، فرهنگ پاسخگویی (Accountability) باید در بین تصمیمگیران حوزه سلامت نهادینه شود. تصمیمگیرانی که با سرمایه عمومی اقدام به ایجاد پروژههایی میکنند که بعدها به فیل سفید تبدیل میشوند، باید در قبال تصمیم خود پاسخگو باشند.
🔺در پایان باید تأکید کرد که سلامت جامعه یک نیاز اساسی است و منابع آن محدود و ارزشمند. مدیریت این منابع امانتی بزرگ در دست سیاستگذاران و مدیران نظام سلامت است.
شناسایی، پیشگیری و حل معضل فیلهای سفید، گامی بلند در جهت تحقق عدالت سلامت و ارتقای کارایی سیستم است. متولیان سلامت باید به جای انداختن بار هزینههای کمرشکن این فیلها بر دوش جامعه، هوشمندانه برنامهریزی کنند تا هر ریال بودجه سلامت، در جایی هزینه شود که بیشترین اثر را بر سلامت مردم دارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ ارزیابی اتلاف منابع کشورهای در حال توسعه به دلیل سرمایهگذاریهای اشتباه و بیفایده
پروژههای فیل سفید
✍ نویسندگان: جیمز رابینسون و راگنار تورویک
ترجمه و تنظیم: دکتر جعفر خیرخواهان
✅ ریشه واژه «فیل سفید» به سال ۱۸۵۱ باز میگردد که شاه کشور سیام، یکی از فیل های مقدس سپید موی را به یکی از درباریان هدیه داد.
این هدیه که به ظاهر مایه سرافرازی و افتخار بود در واقعیت امر به مصیبتی برای فرد دریافتکننده هدیه تبدیل شد؛ چرا که هزینه نگهداری و مراقبت درست از فیل، فرد را خانه خراب میکرد.
معمولا چنین تصور میشود که علت اصلی توسعه نیافتگی، کمبود سرمایهگذاری است و بسیاری از تئوری های اقتصاد سیاسی هم این باور را ترویج میکنند.
در عین حال شاهد هستیم که سرمایهگذاریهای بسیار زیادی در کشورهای درحال توسعه به خصوص کشورهای صادرکننده نفت صورت گرفته است که به رشد اقتصادی منتهی نشده است.
استدلال مقاله این است که پروژههای فیل سفید بیش از آنکه پدیدهای اقتصادی باشند، مبنای سیاسی دارند. برخی سیاستمداران وجود دارند که از این پروژهها برای راضی نگهداشتن هواداران خویش استفاده میکنند.
در ادبیات اقتصاد سیاسی، فیل سفید به آن دسته از پروژههای سرمایهگذاری اطلاق میشود که گران به دست میآیند؛ ولی کم مصرف و بی فایده هستند.
■ بنابراین اقتصاددانان نه فقط لازم است علل پایین بودن نرخ سرمایهگذاری را توضیح دهند، بلکه باید دلایل تخصیص نامناسب و بهرهوری پایین سرمایهگذاریهای انجام شده را نیز روشن سازند.
مثال متعارف این سرمایهگذاریهای غلط، ساخت فیلهای سفید (یا پروژههای سرمایهگذاری با بازده اجتماعی منفی) است.
■ در این مقاله، با معرفی تئوری فیل سفید برای تبیین این قضیه، خواهیم دید سرمایهگذاری فیل سفید یک نوع بهخصوص از سیاستهای ناکارآی بازتوزیعی است که از جنبه سیاسی جذابیت پیدا میکند.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-خبر-64/450755-بیراهه-پروژه-های-سرمایه-گذاری-فیل-سفید
https://t.me/ExecutiveManagement
پروژههای فیل سفید
✍ نویسندگان: جیمز رابینسون و راگنار تورویک
ترجمه و تنظیم: دکتر جعفر خیرخواهان
✅ ریشه واژه «فیل سفید» به سال ۱۸۵۱ باز میگردد که شاه کشور سیام، یکی از فیل های مقدس سپید موی را به یکی از درباریان هدیه داد.
این هدیه که به ظاهر مایه سرافرازی و افتخار بود در واقعیت امر به مصیبتی برای فرد دریافتکننده هدیه تبدیل شد؛ چرا که هزینه نگهداری و مراقبت درست از فیل، فرد را خانه خراب میکرد.
معمولا چنین تصور میشود که علت اصلی توسعه نیافتگی، کمبود سرمایهگذاری است و بسیاری از تئوری های اقتصاد سیاسی هم این باور را ترویج میکنند.
در عین حال شاهد هستیم که سرمایهگذاریهای بسیار زیادی در کشورهای درحال توسعه به خصوص کشورهای صادرکننده نفت صورت گرفته است که به رشد اقتصادی منتهی نشده است.
استدلال مقاله این است که پروژههای فیل سفید بیش از آنکه پدیدهای اقتصادی باشند، مبنای سیاسی دارند. برخی سیاستمداران وجود دارند که از این پروژهها برای راضی نگهداشتن هواداران خویش استفاده میکنند.
در ادبیات اقتصاد سیاسی، فیل سفید به آن دسته از پروژههای سرمایهگذاری اطلاق میشود که گران به دست میآیند؛ ولی کم مصرف و بی فایده هستند.
■ بنابراین اقتصاددانان نه فقط لازم است علل پایین بودن نرخ سرمایهگذاری را توضیح دهند، بلکه باید دلایل تخصیص نامناسب و بهرهوری پایین سرمایهگذاریهای انجام شده را نیز روشن سازند.
مثال متعارف این سرمایهگذاریهای غلط، ساخت فیلهای سفید (یا پروژههای سرمایهگذاری با بازده اجتماعی منفی) است.
■ در این مقاله، با معرفی تئوری فیل سفید برای تبیین این قضیه، خواهیم دید سرمایهگذاری فیل سفید یک نوع بهخصوص از سیاستهای ناکارآی بازتوزیعی است که از جنبه سیاسی جذابیت پیدا میکند.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-خبر-64/450755-بیراهه-پروژه-های-سرمایه-گذاری-فیل-سفید
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه دنیای اقتصاد
بیراهه پروژههای سرمایهگذاری «فیل سفید»
دنیای اقتصاد- معمولا چنین تصور میشود که علت اصلی توسعه نیافتگی، کمبود سرمایهگذاریها است و بسیاری از تئوریهای اقتصاد سیاسی هم این باور را تایید میکنند. چنین باوری باعث افتادن به دام سرمایهگذاری در پروژههایی میافتد که در ادبیات اقتصادی به نام «فیل سفید»…