۵ نوع عادت احساسی که شمارا گیرمی اندازد؟!
✳️ چطور بحرانها میتوانند دریچهای برای اصلاح ساختاری بگشایند؟
✅ روزنهای رو به تغییر
⚠️ بحرانها، مانند همهگیری کرونا، میتوانند موانع ساختاری و مقاومتهای اداری را کنار بزنند و فرصت اجرای تغییراتی که سالها به تأخیر افتادهاند، فراهم کنند.
👈 پژوهشی از مدرسه عالی مدیریت ییل نشان میدهد که موفقیت تغییرات در چنین شرایطی مشروط به سه عامل است که در ادامه به توضیح آنها میپردازیم:
💡 عوامل موفقیت و ماندگاری تغییرات:
1️⃣ آمادگی و زیرساخت: ایده باید از قبل آماده و دارای نقشه اجرایی و منابع اولیه باشد.
2️⃣ اقدام سریع در بحران: اجرای ایده بهعنوان پاسخ فوری به مشکل، باعث میشود مقاومتها کنار رود.
3️⃣ ارزش بلندمدت و یکپارچگی با روال کاری: ایدههایی که هم مزیت فوری داشته و هم در روند روزمره سازمان جای گیرند، پایدار خواهند ماند.
🌱 درس فراتر از بحران:
🔹 هر تغییری که مشکل تازهای ایجاد کند و راهحل تثبیتشدهای نداشته باشد، میتواند فرصتی برای اجرای ایدهها باشد.
🔹 آمادگی و برنامهریزی برای ایدهها در دوران عادی، زمینه موفقیت در بحران را فراهم میکند و ورود جسورانه در زمان مناسب، تغییرات ساختاری را ممکن میسازد.
📝 منبع: Yale Insights
🔻 مشروح این مقاله را در لینک ضمیمه بخوانید:
https://news.mccima.com/?p=56001
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ روزنهای رو به تغییر
⚠️ بحرانها، مانند همهگیری کرونا، میتوانند موانع ساختاری و مقاومتهای اداری را کنار بزنند و فرصت اجرای تغییراتی که سالها به تأخیر افتادهاند، فراهم کنند.
👈 پژوهشی از مدرسه عالی مدیریت ییل نشان میدهد که موفقیت تغییرات در چنین شرایطی مشروط به سه عامل است که در ادامه به توضیح آنها میپردازیم:
💡 عوامل موفقیت و ماندگاری تغییرات:
1️⃣ آمادگی و زیرساخت: ایده باید از قبل آماده و دارای نقشه اجرایی و منابع اولیه باشد.
2️⃣ اقدام سریع در بحران: اجرای ایده بهعنوان پاسخ فوری به مشکل، باعث میشود مقاومتها کنار رود.
3️⃣ ارزش بلندمدت و یکپارچگی با روال کاری: ایدههایی که هم مزیت فوری داشته و هم در روند روزمره سازمان جای گیرند، پایدار خواهند ماند.
🌱 درس فراتر از بحران:
🔹 هر تغییری که مشکل تازهای ایجاد کند و راهحل تثبیتشدهای نداشته باشد، میتواند فرصتی برای اجرای ایدهها باشد.
🔹 آمادگی و برنامهریزی برای ایدهها در دوران عادی، زمینه موفقیت در بحران را فراهم میکند و ورود جسورانه در زمان مناسب، تغییرات ساختاری را ممکن میسازد.
📝 منبع: Yale Insights
🔻 مشروح این مقاله را در لینک ضمیمه بخوانید:
https://news.mccima.com/?p=56001
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
سایت خبری اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی
روزنهای رو به تغییر
در مارچ ۲۰۲۰، همزمان با آغاز قرنطینه به واسطه همهگیری کرونا، پروفسور جولیا دیبنینیو، از اعضای هات علمی گروه رفتار سازمانی ییل، ایمیلی از یکی از همکاران خود دریافت کرد. فرستنده، پیامی از یکی از فارغالتحصیلان این مدرسه که در یک بیمارستان مشغول به کار بود…
✳️ فیل سفید در اقتصاد سلامت: چالشی فراموش شده در مسیر بهرهوری
✍ نویسنده: دکتر پوریاعادلی/استراتژیست حوزه سلامت
✅ در ادبیات مدیریت و اقتصاد، «فیل سفید» به دارایی یا پروژهای اطلاق میشود که هزینههای نگهداری و عملیاتی آن بسیار گزاف است، اما به دلایل سیاسی، اجتماعی یا بوروکراتیک، خروج از آن یا تعطیلیاش نه تنها دشوار، که غیرممکن به نظر میرسد.
این مفهوم زمانی که پای سلامت جامعه در میان باشد، ابعادی پیچیدهتر و حساستر به خود میگیرد. در اقتصاد سلامت، فیلهای سفید را میتوان در قالب بیمارستانهای فوقتخصصی کمبازده، خرید تجهیزات پزشکی بسیار پیشرفته بدون نیروی انسانی متخصص یا زیرساختهای لازم، و پروژههای عظیم ملی سلامت بدون مطالعات دقیق امکانسنجی مشاهده کرد.
این پدیده نه تنها نشاندهنده تخصیص ناکارآمد منابع محدود سلامت است، بلکه تهدیدی جدی برای عدالت در دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی محسوب میشود.
ریشهیابی این معضل نیازمند واکاوی لایههای مختلف تصمیمگیری در حوزه سلامت است. در بسیاری از موارد، انگیزههای سیاسی کوتاهمدت، مانند افتتاح پروژههای نمایشی در آستانه انتخابات یا پاسخگویی به فشار افکار عمومی برای ایجاد «مراکز پیشرفته»، بدون در نظر گرفتن ملاحظات بلندمدت اقتصادی ، منجر به خلق چنین داراییهایی میشود. این مراکز اغلب با ظرفیتهای خالی زیاد، هزینههای سربار نجومی و نرخ بازدهی پایین سرمایه (ROI) مواجه میشوند.
از سوی دیگر، گاهی تصمیمگیریها بر اساس مد روز یا رقابت بین مناطق یا موسسات بهداشتی صورت میگیرد که نتیجه آن خرید تجهیزات بسیار گرانقیمت (مانند دستگاههای پرتودرمانی یا تصویربرداری پیشرفته) است که نیاز واقعی جمعیت تحت پوشش به آن میزان از تکنولوژی تأیید نشده است.
این امر نه تنها باعث هدررفت سرمایه میشود، بلکه میتواند منجر به ارائه خدمات غیرضروری (Overutilization) و حتی تهدید سلامت بیمار به دلیل استفاده نابجا از تکنولوژی شود.
پیامدهای وجود فیلهای سفید در سیستم سلامت، فراتر از هدررفت مالی صرف است. این پروژهها منابع مالی و انسانی ارزشمندی را به خود جذب میکنند که میتوانست در بخشهای اولویتدارتر و با بازدهی بالاتر، مانند پزشکی مبتنی بر پیشگیری، ارتقای سلامت روستایی، یا توسعه شبکه پایگاههای سلامت محلی، سرمایهگذاری شود.
این جابجایی در تخصیص منابع، نهایتاً به گسترش نابرابری در دسترسی به خدمات اساسی سلامت برای اقشار محروم جامعه دامن میزند. به عبارت سادهتر، پول مالیاتدهندهوبودجه کشور صرف نگهداری از یک «نماد» پرهزینه میشود، در حالی که بسیاری از مردم به خدمات اولیه بهداشتی دسترسی ندارند.
■ راه برونرفت از این چالش، نیازمند عزمی ملی و تغییر نگرش در سطوح کلان مدیریت سلامت است.
● اولاً، ضروری است که تمامی پروژههای بزرگ سرمایهای در حوزه سلامت، پیش از اجرا، تحت ارزیابیهای دقیق فنی-اقتصادی (Health Technology Assessment) و مبتنی بر شواهد اپیدمیولوژیک قرار گیرند. این ارزیابیها باید مستقل، شفاف و فارغ از فشارهای سیاسی باشد.
● ثانیاً، ایجاد سیستمهای نظارتی مستمر برای پایش عملکرد و بهرهوری پروژهها پس از اجرا الزامی است. این سیستمها باید قادر باشند با ارائه دادههای شفاف، ادامه روند پروژههای زیانبار را غیرقابل توجیه کنند.
● ثالثاً، فرهنگ پاسخگویی (Accountability) باید در بین تصمیمگیران حوزه سلامت نهادینه شود. تصمیمگیرانی که با سرمایه عمومی اقدام به ایجاد پروژههایی میکنند که بعدها به فیل سفید تبدیل میشوند، باید در قبال تصمیم خود پاسخگو باشند.
🔺در پایان باید تأکید کرد که سلامت جامعه یک نیاز اساسی است و منابع آن محدود و ارزشمند. مدیریت این منابع امانتی بزرگ در دست سیاستگذاران و مدیران نظام سلامت است.
شناسایی، پیشگیری و حل معضل فیلهای سفید، گامی بلند در جهت تحقق عدالت سلامت و ارتقای کارایی سیستم است. متولیان سلامت باید به جای انداختن بار هزینههای کمرشکن این فیلها بر دوش جامعه، هوشمندانه برنامهریزی کنند تا هر ریال بودجه سلامت، در جایی هزینه شود که بیشترین اثر را بر سلامت مردم دارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ نویسنده: دکتر پوریاعادلی/استراتژیست حوزه سلامت
✅ در ادبیات مدیریت و اقتصاد، «فیل سفید» به دارایی یا پروژهای اطلاق میشود که هزینههای نگهداری و عملیاتی آن بسیار گزاف است، اما به دلایل سیاسی، اجتماعی یا بوروکراتیک، خروج از آن یا تعطیلیاش نه تنها دشوار، که غیرممکن به نظر میرسد.
این مفهوم زمانی که پای سلامت جامعه در میان باشد، ابعادی پیچیدهتر و حساستر به خود میگیرد. در اقتصاد سلامت، فیلهای سفید را میتوان در قالب بیمارستانهای فوقتخصصی کمبازده، خرید تجهیزات پزشکی بسیار پیشرفته بدون نیروی انسانی متخصص یا زیرساختهای لازم، و پروژههای عظیم ملی سلامت بدون مطالعات دقیق امکانسنجی مشاهده کرد.
این پدیده نه تنها نشاندهنده تخصیص ناکارآمد منابع محدود سلامت است، بلکه تهدیدی جدی برای عدالت در دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی محسوب میشود.
ریشهیابی این معضل نیازمند واکاوی لایههای مختلف تصمیمگیری در حوزه سلامت است. در بسیاری از موارد، انگیزههای سیاسی کوتاهمدت، مانند افتتاح پروژههای نمایشی در آستانه انتخابات یا پاسخگویی به فشار افکار عمومی برای ایجاد «مراکز پیشرفته»، بدون در نظر گرفتن ملاحظات بلندمدت اقتصادی ، منجر به خلق چنین داراییهایی میشود. این مراکز اغلب با ظرفیتهای خالی زیاد، هزینههای سربار نجومی و نرخ بازدهی پایین سرمایه (ROI) مواجه میشوند.
از سوی دیگر، گاهی تصمیمگیریها بر اساس مد روز یا رقابت بین مناطق یا موسسات بهداشتی صورت میگیرد که نتیجه آن خرید تجهیزات بسیار گرانقیمت (مانند دستگاههای پرتودرمانی یا تصویربرداری پیشرفته) است که نیاز واقعی جمعیت تحت پوشش به آن میزان از تکنولوژی تأیید نشده است.
این امر نه تنها باعث هدررفت سرمایه میشود، بلکه میتواند منجر به ارائه خدمات غیرضروری (Overutilization) و حتی تهدید سلامت بیمار به دلیل استفاده نابجا از تکنولوژی شود.
پیامدهای وجود فیلهای سفید در سیستم سلامت، فراتر از هدررفت مالی صرف است. این پروژهها منابع مالی و انسانی ارزشمندی را به خود جذب میکنند که میتوانست در بخشهای اولویتدارتر و با بازدهی بالاتر، مانند پزشکی مبتنی بر پیشگیری، ارتقای سلامت روستایی، یا توسعه شبکه پایگاههای سلامت محلی، سرمایهگذاری شود.
این جابجایی در تخصیص منابع، نهایتاً به گسترش نابرابری در دسترسی به خدمات اساسی سلامت برای اقشار محروم جامعه دامن میزند. به عبارت سادهتر، پول مالیاتدهندهوبودجه کشور صرف نگهداری از یک «نماد» پرهزینه میشود، در حالی که بسیاری از مردم به خدمات اولیه بهداشتی دسترسی ندارند.
■ راه برونرفت از این چالش، نیازمند عزمی ملی و تغییر نگرش در سطوح کلان مدیریت سلامت است.
● اولاً، ضروری است که تمامی پروژههای بزرگ سرمایهای در حوزه سلامت، پیش از اجرا، تحت ارزیابیهای دقیق فنی-اقتصادی (Health Technology Assessment) و مبتنی بر شواهد اپیدمیولوژیک قرار گیرند. این ارزیابیها باید مستقل، شفاف و فارغ از فشارهای سیاسی باشد.
● ثانیاً، ایجاد سیستمهای نظارتی مستمر برای پایش عملکرد و بهرهوری پروژهها پس از اجرا الزامی است. این سیستمها باید قادر باشند با ارائه دادههای شفاف، ادامه روند پروژههای زیانبار را غیرقابل توجیه کنند.
● ثالثاً، فرهنگ پاسخگویی (Accountability) باید در بین تصمیمگیران حوزه سلامت نهادینه شود. تصمیمگیرانی که با سرمایه عمومی اقدام به ایجاد پروژههایی میکنند که بعدها به فیل سفید تبدیل میشوند، باید در قبال تصمیم خود پاسخگو باشند.
🔺در پایان باید تأکید کرد که سلامت جامعه یک نیاز اساسی است و منابع آن محدود و ارزشمند. مدیریت این منابع امانتی بزرگ در دست سیاستگذاران و مدیران نظام سلامت است.
شناسایی، پیشگیری و حل معضل فیلهای سفید، گامی بلند در جهت تحقق عدالت سلامت و ارتقای کارایی سیستم است. متولیان سلامت باید به جای انداختن بار هزینههای کمرشکن این فیلها بر دوش جامعه، هوشمندانه برنامهریزی کنند تا هر ریال بودجه سلامت، در جایی هزینه شود که بیشترین اثر را بر سلامت مردم دارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ ارزیابی اتلاف منابع کشورهای در حال توسعه به دلیل سرمایهگذاریهای اشتباه و بیفایده
پروژههای فیل سفید
✍ نویسندگان: جیمز رابینسون و راگنار تورویک
ترجمه و تنظیم: دکتر جعفر خیرخواهان
✅ ریشه واژه «فیل سفید» به سال ۱۸۵۱ باز میگردد که شاه کشور سیام، یکی از فیل های مقدس سپید موی را به یکی از درباریان هدیه داد.
این هدیه که به ظاهر مایه سرافرازی و افتخار بود در واقعیت امر به مصیبتی برای فرد دریافتکننده هدیه تبدیل شد؛ چرا که هزینه نگهداری و مراقبت درست از فیل، فرد را خانه خراب میکرد.
معمولا چنین تصور میشود که علت اصلی توسعه نیافتگی، کمبود سرمایهگذاری است و بسیاری از تئوری های اقتصاد سیاسی هم این باور را ترویج میکنند.
در عین حال شاهد هستیم که سرمایهگذاریهای بسیار زیادی در کشورهای درحال توسعه به خصوص کشورهای صادرکننده نفت صورت گرفته است که به رشد اقتصادی منتهی نشده است.
استدلال مقاله این است که پروژههای فیل سفید بیش از آنکه پدیدهای اقتصادی باشند، مبنای سیاسی دارند. برخی سیاستمداران وجود دارند که از این پروژهها برای راضی نگهداشتن هواداران خویش استفاده میکنند.
در ادبیات اقتصاد سیاسی، فیل سفید به آن دسته از پروژههای سرمایهگذاری اطلاق میشود که گران به دست میآیند؛ ولی کم مصرف و بی فایده هستند.
■ بنابراین اقتصاددانان نه فقط لازم است علل پایین بودن نرخ سرمایهگذاری را توضیح دهند، بلکه باید دلایل تخصیص نامناسب و بهرهوری پایین سرمایهگذاریهای انجام شده را نیز روشن سازند.
مثال متعارف این سرمایهگذاریهای غلط، ساخت فیلهای سفید (یا پروژههای سرمایهگذاری با بازده اجتماعی منفی) است.
■ در این مقاله، با معرفی تئوری فیل سفید برای تبیین این قضیه، خواهیم دید سرمایهگذاری فیل سفید یک نوع بهخصوص از سیاستهای ناکارآی بازتوزیعی است که از جنبه سیاسی جذابیت پیدا میکند.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-خبر-64/450755-بیراهه-پروژه-های-سرمایه-گذاری-فیل-سفید
https://t.me/ExecutiveManagement
پروژههای فیل سفید
✍ نویسندگان: جیمز رابینسون و راگنار تورویک
ترجمه و تنظیم: دکتر جعفر خیرخواهان
✅ ریشه واژه «فیل سفید» به سال ۱۸۵۱ باز میگردد که شاه کشور سیام، یکی از فیل های مقدس سپید موی را به یکی از درباریان هدیه داد.
این هدیه که به ظاهر مایه سرافرازی و افتخار بود در واقعیت امر به مصیبتی برای فرد دریافتکننده هدیه تبدیل شد؛ چرا که هزینه نگهداری و مراقبت درست از فیل، فرد را خانه خراب میکرد.
معمولا چنین تصور میشود که علت اصلی توسعه نیافتگی، کمبود سرمایهگذاری است و بسیاری از تئوری های اقتصاد سیاسی هم این باور را ترویج میکنند.
در عین حال شاهد هستیم که سرمایهگذاریهای بسیار زیادی در کشورهای درحال توسعه به خصوص کشورهای صادرکننده نفت صورت گرفته است که به رشد اقتصادی منتهی نشده است.
استدلال مقاله این است که پروژههای فیل سفید بیش از آنکه پدیدهای اقتصادی باشند، مبنای سیاسی دارند. برخی سیاستمداران وجود دارند که از این پروژهها برای راضی نگهداشتن هواداران خویش استفاده میکنند.
در ادبیات اقتصاد سیاسی، فیل سفید به آن دسته از پروژههای سرمایهگذاری اطلاق میشود که گران به دست میآیند؛ ولی کم مصرف و بی فایده هستند.
■ بنابراین اقتصاددانان نه فقط لازم است علل پایین بودن نرخ سرمایهگذاری را توضیح دهند، بلکه باید دلایل تخصیص نامناسب و بهرهوری پایین سرمایهگذاریهای انجام شده را نیز روشن سازند.
مثال متعارف این سرمایهگذاریهای غلط، ساخت فیلهای سفید (یا پروژههای سرمایهگذاری با بازده اجتماعی منفی) است.
■ در این مقاله، با معرفی تئوری فیل سفید برای تبیین این قضیه، خواهیم دید سرمایهگذاری فیل سفید یک نوع بهخصوص از سیاستهای ناکارآی بازتوزیعی است که از جنبه سیاسی جذابیت پیدا میکند.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-خبر-64/450755-بیراهه-پروژه-های-سرمایه-گذاری-فیل-سفید
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه دنیای اقتصاد
بیراهه پروژههای سرمایهگذاری «فیل سفید»
دنیای اقتصاد- معمولا چنین تصور میشود که علت اصلی توسعه نیافتگی، کمبود سرمایهگذاریها است و بسیاری از تئوریهای اقتصاد سیاسی هم این باور را تایید میکنند. چنین باوری باعث افتادن به دام سرمایهگذاری در پروژههایی میافتد که در ادبیات اقتصادی به نام «فیل سفید»…
✳️ بحران سلامت همچون بحران آب
✍🏽 علی ورامینی
✅ با دوست پزشکی صحبت از نظام سلامت ایران بود. بهواسطه نقلقولهایی که از رفقای ساکن اروپا (بهخصوص اسپانیا، آلمان و...) و کانادا شنیده بودم و از دیگرانی هم خوانده بودم، گفتم که نظام سلامت ایران در قیاس با جهان یکی از سنگرهایی است که هنوز دچار فروپاشی نشده است و هنوز حتی بهتر از خیلی از جاهای دیگر دنیا جواب میدهد.
■ کمتر جایی در جهان میتوانید یک روز صبح تعطیل با علائمی نگرانکننده به بیمارستان بروید، تا ظهر پزشک متخصص شما را دیده، آزمایش و تصویربرداری انجام شده باشد و به مرحلهای رسیده باشید که بتوانید برای ادامه درمان یا متوقف کردن پیگیری تصمیم بگیرید. در ایران هنوز این میسر است، اگر هم بیمه پایه داشته باشید در بیمارستانهای دولتی و آموزشی (که انباشت تجربه و پزشکان زبدهاش بارها از بیمارستان خصوصی بیشتر است) این فرآیند چنان هزینهبر نیست که کسی از روند درمان محروم شود.
■ آن دوست پزشک کموبیش با من در این موارد همدل بود ولی معتقد بود که نظام سلامت ایرانِ امروز همانجایی است که مسئله آب چندسال پیشتر بود. میگفت ما مثل آب، مشغول مصرف سفرههای زیرزمینیایم، بیآنکه جایگزینی برای آن مهیا کرده باشیم. بسیاری از رشتههای مهم تخصصی، حتی در دانشگاههای علوم پزشکی تهران هم چند سالی است که متقاضی ندارد. مهاجرت پزشکان از سطح عمومی به سطح هیئتهای علمی دانشگاه رسیده است. عمدۀ فارغالتحصیلان پزشکی عمومی یا مهاجرت میکنند یا ترجیح میدهند بهجای کار در نظام سلامت و طبابت، وارد بازار زیبایی شوند.
■ از آنسو عمدۀ مردم چنان از خطر پیش روی نظام سلامت و فروپاشی نزدیک آن دورند که برای یک ساعت در انتظار ماندن در بیمارستانی بارها گلایه میکنند. فقط طی یک روز دو حمله به کادر درمان در کرج و ارومیه را دیدیم. کشته شدن جراح قلب در یاسوج را خاطرتان هست؟ مگر یاسوج چند متخصص مثل او داشت؟ آمار وحشتناک خودکشی دستیاران تخصصی پزشکی چرا برای مردم اهمیت چندانی نداشت؟ سوال کلانتر این است: چرا بحران پیش روی نظام سلامت، بحرانی که همۀ مردم ایران، حتی خارجنشینانی را که برای کارهای پزشکیشان به ایران میآیند، درگیر میکند، در سطح جامعه و حتی نخبگان مسئله نشده است؟
■ بخش عمدۀ این بحراننشدن برای این است که نظام سلامت همچنان دارد کار میکند و تا به مرز بسیار بحرانی نرسد، جامعه آن را درک نخواهد کرد. بخشی دیگر هم بهدلیل انگارۀ غلطی است که در فهم عرفی از پزشک شکل گرفته است. مردم همه پزشکان را متخصصان پولداری میبینند که پول روی پول میگذارند. این خطای شناختی از آنجا ناشی میشود که همۀ مردم برای درمان میخواهند سراغ پزشکان شهیر و کارکشته بروند. پشت صف نوبت گرفتن از این پزشکان و دیدن مطبهای شلوغ معدود پزشکان اینچنینی باعث میشود گمان کنند که همۀ پزشکان همین وضعیت را دارند. انگارۀ غلط از پزشک ایرانی و جدا کردن آنها از وضعیت اجتماعی، نقش و کارکرد نظام سلامت در کیفیت زندگی را ناچیز و مردم را نسبت به آن بیتفاوت میکند.
■ درست است که بازیگر اصلی و مهم در جلوگیری از فروپاشی نظام سلامت حاکمیت است، ولی نمیتوان نقش مردم را بهکل نادیده گرفت. مردمی که بخشی از آنها بهجای علم به بدیلهایش اعتماد میکنند و بخشی دیگر هم چتجیپیتی را کارآمدتر از پزشک میدانند. آن دوست درست میگفت: ما مشغول مصرف آخرین سفرههای زیرزمینی پزشکی هستیم و سوال این است که تا تمام نشده، میتوان کاری کرد؟
✍🏽 علی ورامینی
✅ با دوست پزشکی صحبت از نظام سلامت ایران بود. بهواسطه نقلقولهایی که از رفقای ساکن اروپا (بهخصوص اسپانیا، آلمان و...) و کانادا شنیده بودم و از دیگرانی هم خوانده بودم، گفتم که نظام سلامت ایران در قیاس با جهان یکی از سنگرهایی است که هنوز دچار فروپاشی نشده است و هنوز حتی بهتر از خیلی از جاهای دیگر دنیا جواب میدهد.
■ کمتر جایی در جهان میتوانید یک روز صبح تعطیل با علائمی نگرانکننده به بیمارستان بروید، تا ظهر پزشک متخصص شما را دیده، آزمایش و تصویربرداری انجام شده باشد و به مرحلهای رسیده باشید که بتوانید برای ادامه درمان یا متوقف کردن پیگیری تصمیم بگیرید. در ایران هنوز این میسر است، اگر هم بیمه پایه داشته باشید در بیمارستانهای دولتی و آموزشی (که انباشت تجربه و پزشکان زبدهاش بارها از بیمارستان خصوصی بیشتر است) این فرآیند چنان هزینهبر نیست که کسی از روند درمان محروم شود.
■ آن دوست پزشک کموبیش با من در این موارد همدل بود ولی معتقد بود که نظام سلامت ایرانِ امروز همانجایی است که مسئله آب چندسال پیشتر بود. میگفت ما مثل آب، مشغول مصرف سفرههای زیرزمینیایم، بیآنکه جایگزینی برای آن مهیا کرده باشیم. بسیاری از رشتههای مهم تخصصی، حتی در دانشگاههای علوم پزشکی تهران هم چند سالی است که متقاضی ندارد. مهاجرت پزشکان از سطح عمومی به سطح هیئتهای علمی دانشگاه رسیده است. عمدۀ فارغالتحصیلان پزشکی عمومی یا مهاجرت میکنند یا ترجیح میدهند بهجای کار در نظام سلامت و طبابت، وارد بازار زیبایی شوند.
■ از آنسو عمدۀ مردم چنان از خطر پیش روی نظام سلامت و فروپاشی نزدیک آن دورند که برای یک ساعت در انتظار ماندن در بیمارستانی بارها گلایه میکنند. فقط طی یک روز دو حمله به کادر درمان در کرج و ارومیه را دیدیم. کشته شدن جراح قلب در یاسوج را خاطرتان هست؟ مگر یاسوج چند متخصص مثل او داشت؟ آمار وحشتناک خودکشی دستیاران تخصصی پزشکی چرا برای مردم اهمیت چندانی نداشت؟ سوال کلانتر این است: چرا بحران پیش روی نظام سلامت، بحرانی که همۀ مردم ایران، حتی خارجنشینانی را که برای کارهای پزشکیشان به ایران میآیند، درگیر میکند، در سطح جامعه و حتی نخبگان مسئله نشده است؟
■ بخش عمدۀ این بحراننشدن برای این است که نظام سلامت همچنان دارد کار میکند و تا به مرز بسیار بحرانی نرسد، جامعه آن را درک نخواهد کرد. بخشی دیگر هم بهدلیل انگارۀ غلطی است که در فهم عرفی از پزشک شکل گرفته است. مردم همه پزشکان را متخصصان پولداری میبینند که پول روی پول میگذارند. این خطای شناختی از آنجا ناشی میشود که همۀ مردم برای درمان میخواهند سراغ پزشکان شهیر و کارکشته بروند. پشت صف نوبت گرفتن از این پزشکان و دیدن مطبهای شلوغ معدود پزشکان اینچنینی باعث میشود گمان کنند که همۀ پزشکان همین وضعیت را دارند. انگارۀ غلط از پزشک ایرانی و جدا کردن آنها از وضعیت اجتماعی، نقش و کارکرد نظام سلامت در کیفیت زندگی را ناچیز و مردم را نسبت به آن بیتفاوت میکند.
■ درست است که بازیگر اصلی و مهم در جلوگیری از فروپاشی نظام سلامت حاکمیت است، ولی نمیتوان نقش مردم را بهکل نادیده گرفت. مردمی که بخشی از آنها بهجای علم به بدیلهایش اعتماد میکنند و بخشی دیگر هم چتجیپیتی را کارآمدتر از پزشک میدانند. آن دوست درست میگفت: ما مشغول مصرف آخرین سفرههای زیرزمینی پزشکی هستیم و سوال این است که تا تمام نشده، میتوان کاری کرد؟
👌1
📉👆 سقوط ۵۰ درصدی ارزش گارتنر؛ زنگ خطری برای همه کسب و کارها می باشد
💯اهمیت پایداری کسب و کارها در عصر هوش مصنوعی
اخیراً گزارشی منتشر شد که نشان میدهد ارزش بازار گارتنر (Gartner) یکی از معتبرترین شرکتهای تحقیق و مشاوره مدیریتی جهان در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۰ درصد کاهش داشته است.
🔍 دلیل اصلی؟
مدلی که ۴۰ سال پایهگذار موفقیت گارتنر بود (فروش دانش بستهبندیشده، گزارشها و مشاورههای پرهزینه)، امروز دیگر پاسخگو نیست.
زیرا هوش مصنوعی میتواند در چند ثانیه همان تحلیلها و پاسخها را با هزینه نزدیک به صفر در اختیار مدیران بگذارد.
چرا برای ما مهم است؟
✦ گارتنر تنها یک شرکت نیست؛ نمادی از آینده شغلهای دانشمحور است.
✦ همانطور که ارزش این غول جهانی در حال فروپاشی است، بسیاری از سازمانها و حتی متخصصان در تمامی حوزه های سازمانی با همین چالش روبهرو خواهند شد:
آیا ارزش ما در بازفروش دانستههای دیروز است، یا در خلق فردای متفاوت؟
پیام کلیدی برای مدیران و متخصصان ایرانی:
1️⃣ هوش مصنوعی رقیب ما نیست؛ اما اگر تنها به روشهای قدیمی تکیه کنیم، ما را کنار میزند. افرادی که هوش مصنوعی را بدرستی و به موقع استفاده می کند جایگزین افراد و سازمان های سنتی می شوند.
2️⃣ آینده متعلق به کسانی است که به جای «بازگو کردن دانش گذشته»، طراحی و خلق مسیرهای جدید را بلدند.
3️⃣ حوزه های مدیریت منابع انسانی، استراتژی و عملیات باید یاد بگیرند چطور AI را به خدمت بگیرند، نه اینکه از آن بترسند.
💡 پرسش برای شما:
بهعنوان یک متخصص یا مدیر ایرانی، آیا هنوز بیشتر وقتتان صرف تکرار دانستههای گذشته میشود یا در حال طراحی فردای سازمانتان هستید؟
💯اهمیت پایداری کسب و کارها در عصر هوش مصنوعی
اخیراً گزارشی منتشر شد که نشان میدهد ارزش بازار گارتنر (Gartner) یکی از معتبرترین شرکتهای تحقیق و مشاوره مدیریتی جهان در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۰ درصد کاهش داشته است.
🔍 دلیل اصلی؟
مدلی که ۴۰ سال پایهگذار موفقیت گارتنر بود (فروش دانش بستهبندیشده، گزارشها و مشاورههای پرهزینه)، امروز دیگر پاسخگو نیست.
زیرا هوش مصنوعی میتواند در چند ثانیه همان تحلیلها و پاسخها را با هزینه نزدیک به صفر در اختیار مدیران بگذارد.
چرا برای ما مهم است؟
✦ گارتنر تنها یک شرکت نیست؛ نمادی از آینده شغلهای دانشمحور است.
✦ همانطور که ارزش این غول جهانی در حال فروپاشی است، بسیاری از سازمانها و حتی متخصصان در تمامی حوزه های سازمانی با همین چالش روبهرو خواهند شد:
آیا ارزش ما در بازفروش دانستههای دیروز است، یا در خلق فردای متفاوت؟
پیام کلیدی برای مدیران و متخصصان ایرانی:
1️⃣ هوش مصنوعی رقیب ما نیست؛ اما اگر تنها به روشهای قدیمی تکیه کنیم، ما را کنار میزند. افرادی که هوش مصنوعی را بدرستی و به موقع استفاده می کند جایگزین افراد و سازمان های سنتی می شوند.
2️⃣ آینده متعلق به کسانی است که به جای «بازگو کردن دانش گذشته»، طراحی و خلق مسیرهای جدید را بلدند.
3️⃣ حوزه های مدیریت منابع انسانی، استراتژی و عملیات باید یاد بگیرند چطور AI را به خدمت بگیرند، نه اینکه از آن بترسند.
💡 پرسش برای شما:
بهعنوان یک متخصص یا مدیر ایرانی، آیا هنوز بیشتر وقتتان صرف تکرار دانستههای گذشته میشود یا در حال طراحی فردای سازمانتان هستید؟
❤1
✳️ پرامپت های* جذاب ChatGPT برای تبدیل کردن این هوش مصنوعی به یک شریک ذهنی!
🔺 چالش ذهن من
این طرح منه (ایده / برنامه / استراتژی) رو بنویس نقش یه منتقد فکری رو بازی کن ،فرضیات، منطق یا نقطه کورهای منو به چالش بکش ولی هیچ چیزی رو بازنویسی نكن فقط منو مجبور کن خودم دقیق تر فکر کنم
🔺 حس درونی منو ترجمه کن
یه چیزی تو این قضیه برام منطقی نیست ولی نمیتونم بگم چیه وضعیت یا پیام رو توصیف کن کمکم کن کلمات درستی برای این حس پیدا کنم چه چیزی ممکنه ناهماهنگ یا گنگ باشه؟
🔺 تصمیم گیری تو سخت ترین شرایط!
الان تو این شرایط هستم (پروژه / مسئله رو بنویس) دارم چه تصمیمی رو پشت گوش می ندازم یا زیادی پیچیده ش کردم کمکم کن بفهمم چرا دارم تعلل میکنم یا شک دارم.
🔺 ریسک های پنهان رو نشونم بده
این طرحیه که میخوام اجرا کنم طرح یا برنامه رو بنویس راهنماییم کن ببینم کجا ممکنه تو اجرا مشکل بخورم از نظر منابع زمان تیم وابستگی ها و غیره.
🔺 زاویه دید جدید از این موقعیت بده
ایده ی اصلی من اینه (ایده رو بنویس)
کمکم کن از یه زاویه ی متفاوت بهش نگاه کنم مثلا برای یه مخاطب جدید، با رویکرد متفاوت
مطالعات راهبردی هوش مصنوعی / مدیریت هوشمند
* پرامپت (prompt) عبارت یا جملهای کوتاه است که به ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در مورد اینکه چه چیزی ایجاد کند، دستورالعملهایی میدهد. میتوان از پرامپت برای تولید متن، تصویر یا کد استفاده کرد. هرچه درخواست دقیقتر و واضحتر باشد، ابزار هوش مصنوعی احتمال بیشتری برای تولید دقیق خروجی مورد نظر
🔺 چالش ذهن من
این طرح منه (ایده / برنامه / استراتژی) رو بنویس نقش یه منتقد فکری رو بازی کن ،فرضیات، منطق یا نقطه کورهای منو به چالش بکش ولی هیچ چیزی رو بازنویسی نكن فقط منو مجبور کن خودم دقیق تر فکر کنم
🔺 حس درونی منو ترجمه کن
یه چیزی تو این قضیه برام منطقی نیست ولی نمیتونم بگم چیه وضعیت یا پیام رو توصیف کن کمکم کن کلمات درستی برای این حس پیدا کنم چه چیزی ممکنه ناهماهنگ یا گنگ باشه؟
🔺 تصمیم گیری تو سخت ترین شرایط!
الان تو این شرایط هستم (پروژه / مسئله رو بنویس) دارم چه تصمیمی رو پشت گوش می ندازم یا زیادی پیچیده ش کردم کمکم کن بفهمم چرا دارم تعلل میکنم یا شک دارم.
🔺 ریسک های پنهان رو نشونم بده
این طرحیه که میخوام اجرا کنم طرح یا برنامه رو بنویس راهنماییم کن ببینم کجا ممکنه تو اجرا مشکل بخورم از نظر منابع زمان تیم وابستگی ها و غیره.
🔺 زاویه دید جدید از این موقعیت بده
ایده ی اصلی من اینه (ایده رو بنویس)
کمکم کن از یه زاویه ی متفاوت بهش نگاه کنم مثلا برای یه مخاطب جدید، با رویکرد متفاوت
مطالعات راهبردی هوش مصنوعی / مدیریت هوشمند
* پرامپت (prompt) عبارت یا جملهای کوتاه است که به ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در مورد اینکه چه چیزی ایجاد کند، دستورالعملهایی میدهد. میتوان از پرامپت برای تولید متن، تصویر یا کد استفاده کرد. هرچه درخواست دقیقتر و واضحتر باشد، ابزار هوش مصنوعی احتمال بیشتری برای تولید دقیق خروجی مورد نظر
❤2
🌐 گوگل با Gemini 2.5، هوش مصنوعی رو حسابی قویتر کرد❗️
✔️گوگل تازهترین نسخه از مدل هوش مصنوعی خودش به اسم Gemini 2.5 رو معرفی کرده که تو ویرایش عکس و درک بهتر دستورات متنی خیلی بهتر عمل میکنه. یعنی حالا وقتی بهش میگی چیکار کنه، تصاویر دقیقتر و طبیعیتر درست میکنه و فهمش از خواسته ما خیلی بالاتر رفته. این یعنی کار با هوش مصنوعی برای طراحی و تغییر عکسها خیلی راحتتر و دقیقتر شده🔈
✏️علاوه بر این، Gemini 2.5 بهتر میتونه جزییات کوچک توی تصاویر رو تشخیص بده و تغییر بده، چیزی که قبلاً سخت بود. خلاصه اینکه گوگل با این بهروزرسانی، یه قدم بزرگ برداشت تا کیفیت و دقت هوش مصنوعیهاش رو تو ویرایش عکس بالا ببره و تجربه کاربری رو بهتر کنه. اگر از هوش مصنوعی تو کارهای خلاقانه استفاده میکنید، این خبر واسهتون خیلی خوبه👍
✔️گوگل تازهترین نسخه از مدل هوش مصنوعی خودش به اسم Gemini 2.5 رو معرفی کرده که تو ویرایش عکس و درک بهتر دستورات متنی خیلی بهتر عمل میکنه. یعنی حالا وقتی بهش میگی چیکار کنه، تصاویر دقیقتر و طبیعیتر درست میکنه و فهمش از خواسته ما خیلی بالاتر رفته. این یعنی کار با هوش مصنوعی برای طراحی و تغییر عکسها خیلی راحتتر و دقیقتر شده🔈
✏️علاوه بر این، Gemini 2.5 بهتر میتونه جزییات کوچک توی تصاویر رو تشخیص بده و تغییر بده، چیزی که قبلاً سخت بود. خلاصه اینکه گوگل با این بهروزرسانی، یه قدم بزرگ برداشت تا کیفیت و دقت هوش مصنوعیهاش رو تو ویرایش عکس بالا ببره و تجربه کاربری رو بهتر کنه. اگر از هوش مصنوعی تو کارهای خلاقانه استفاده میکنید، این خبر واسهتون خیلی خوبه👍
📱 هوش مصنوعی مثل چتجیپیتی، کار جوونها رو سختتر کرده😮
✔️یک مطالعه تازه از دانشگاه استنفورد نشون داده که ابزارهای هوش مصنوعی مثل چتجیپیتی باعث شدن خیلی از شغلهای معمول و پرطرفدار جوونها که به راحتی قابل جایگزینی با این فناوری هستن، کاهش پیدا کنه. یعنی کارهایی که همیشه جور میشدن، الان با ورود رباتهای هوشمند کمتر شدن و این موضوع حسابی روی بازار کار جوانها تاثیر گذاشته📉
👀این تاثیر توی مشاغلی مثل فروش، خدمات مشتری و کارهای اداری بیشتر دیده شده و به طور کلی فرصتهای جدید برای جوونهایی که تازه میخواستن وارد بازار کار بشن کم و کمتر میشه. پس با پیشرفت سریع هوش مصنوعی، باید دنبال مهارتهای جدید و قابل رقابتتر باشیم تا از موج تغییرات عقب نمونیم🚫
✔️یک مطالعه تازه از دانشگاه استنفورد نشون داده که ابزارهای هوش مصنوعی مثل چتجیپیتی باعث شدن خیلی از شغلهای معمول و پرطرفدار جوونها که به راحتی قابل جایگزینی با این فناوری هستن، کاهش پیدا کنه. یعنی کارهایی که همیشه جور میشدن، الان با ورود رباتهای هوشمند کمتر شدن و این موضوع حسابی روی بازار کار جوانها تاثیر گذاشته📉
👀این تاثیر توی مشاغلی مثل فروش، خدمات مشتری و کارهای اداری بیشتر دیده شده و به طور کلی فرصتهای جدید برای جوونهایی که تازه میخواستن وارد بازار کار بشن کم و کمتر میشه. پس با پیشرفت سریع هوش مصنوعی، باید دنبال مهارتهای جدید و قابل رقابتتر باشیم تا از موج تغییرات عقب نمونیم🚫
✳️ جامعه تورمزده: ما هم در آن گالری هستیم؟
✍️ هومن علوی
✅ وقتی صحبت از افول یا فروپاشی ارزشهای اجتماعی میشود، رویدادهایی نظیرجنگها، انقلابها، قحطیهای بزرگ یا غارت فروشگاهها ومنازل دررویدادهای طبیعی نظیر سیل و زلزله مهیب به ذهن متبادر میشود.
🔸اماگاهی اوقات، فروپاشی در مقیاسهای کوچکتر، چه دریک گالری هنر وچه دربطن یک جامعه، خود را نشان میدهد. هنر اجرامحور «ریتم صفر» اثر ماریناآبراموویچ و پدیده تورم مزمن اقتصادی، دو نمونه از موقعیتهایی هستند که در آنها ساختار اخلاقی و هنجارهای اجتماعی به چالش کشیده میشوند.
■ نقض هنجارهای اجتماعی و ظهور خشونت
🔸در سال ۱۹۷۴، مارینا آبراموویچ، یک هنر اجرامحور ششساعته به نام «ریتم صفر» را در گالری عمومی استودیو مارا در ناپل ایتالیا به نمایش گذاشت. این پرفورمنس که ورود به آن برای عموم آزاد بود، طبق دستورالعمل اعلانی طراحی شده بود:
آبراموویچ خود را بهعنوان یک «شی» معرفی میکرد و مخاطبان مجاز بودند هر کاری که میخواهند با او انجام دهند. ۷۲ شیء مختلف روی یک میز قرار داشت که به سه دسته تقسیم میشدند:
الف) بیضرر یا لذتبخش: مانند شیشه عطر، گل رز، پر سفید، عسل، پارچه ابریشمی، شکلات و شانه.
ب) دارای پتانسیل خشونت کنترلشده: مانند قیچی، سوزن، پونز، میخ، شمع (برای سوزاندن)، تسمه چرمی و تکههای شیشه.
ج) بسیار خطرناک یا مرگبار: مانند چاقوی بزرگ، تیغ جراحی، و اسلحه کمری واقعی با یک گلوله کنارش. آبراموویچ به مدت شش ساعت در حالت بیحرکت ایستاد، نگاهش را به نقطهای دور دوخته بود و هیچ واکنشی به تماس چشمی یا اقدامات مخاطبان نشان نمیداد. سکون و حذف عاملیت، یک فضای بیقاعده ایجاد کرد که در آن مرزهای معمول اخلاقی به چالش کشیده شدند. درابتدا، فضای گالری آمیخته با سکوتی سنگین و هیجانی مبهم بود. تماشاگران با کنجکاوی محتاطانه به او نزدیک شدند؛ برخی بهآرامی دور او قدم زدند، او را از زوایای مختلف بررسی کردند یا اشیای روی میز را وارسی کردند. برخی دیگر با تردید، گل رزی را به دست او دادند، رشتهای از موی او را کنار زدند و روی شانههایش شال انداختند تا واکنش او را بسنجند. خندههای کوتاه و نجواهای پنهان میان تماشاگران، بیشتر نشان از «آزمون مرزها» داشت.
🔸باگذشت زمان و مشاهده انفعال آبراموویچ و حذف عاملیت هنرمند، نوعی اطمینان جمعی در میان تماشاگران شکل گرفت و متوجه شدند که کسی واقعاً مانعشان نخواهد شد.
🔸این فهم، همراه با سرایت رفتاری جمعی، اقدامات را از تماسهای بیضرر و شوخیهای کوچک به حرکات آزاردهنده و سپس خشونتآمیز کشاند. آنها بدن او را با خار گل و تیغ زخمی کردند، پونز به بدنش زدند، لباسهایش را با قیچی بریدند، شمعهایی برای سوزاندن پوستش به او نزدیک کردند.
🔸 آبراموویچ همچنان بیحرکت و ساکت بود، اما در لحظاتی شروع به اشک ریختن کرد. این اشک بیصدا که از گونههایش جاری میشد، در تضاد با لبخند برخی تماشاگران قرار گرفت که در حال آسیبزدن به او بودند.
🔸فردی گلوله را در اسلحه گذاشت و آن را در دست راست آبراموویچ قرار داد و سپس انگشتش را به نشانه تهدید روی ماشه گذاشت. ناگهان همهمه شد و درگیری پیش آمد، برخی مخاطبان در برابر این خشونت ایستادند و برخی تشویق کردند و میخواستند نمایش ادامه پیدا کند. آنچه در ابتدا یک تعامل هنری به نظر میرسید، به نمایشی تکاندهنده از بیرحمی انسانی تبدیل شد.این پرفورمنس نشان داد که خشونت فقط محصول یک فرد بیمار یا خشن نیست،بلکه به شرایط و «موقعیت اجتماعی» مربوط است.وقتی قواعد و چارچوبها برداشته میشوند، در غیاب مسئولیتپذیری چهرهای وحشی از انسانها پدیدار میشود. این گالری به یک میدان آزمایش برای نمایش جنبههای تاریک روان انسان تبدیل شد. در مقیاس جامعه، تورم مزمن همان کار را میکند که «ریتم صفر» در مقیاس یک گالری انجام داد:یک محیط غیرعادی ایجاد میکند که در آن قواعد آشنای زندگی روزمره بهتدریج فرو میریزد و میدان آزمایش واقعی برای سنجش مرزهای اخلاقی انسان فراهم میکند. وقتی پول ارزش خود را بهسرعت از دست میدهد و آینده غیرقابل پیشبینی میشود،فشارهای معیشتی بعضاْ موجب میشود که«اخلاق موقعیتی» بر اصول پایدار غلبه کند. تمرکز به «منافع» جایگزین پایبندی به ارزشهای اجتماعی میشوند. رفتارهای فرصتطلبانه گاه با توجیه یا حتی رضایت درونی همراه میشود، زیرا فشار شرایط، خود را برتر از اصول اخلاقی جا میزند.این تغییر اولویتها آرامآرام هنجارهایی مثل صداقت، انصاف و یاریرسانی را کمرنگ میکند. ابتدا نشانهها ظریفاند:کسی خریدبیش ازنیاز میکند و یا دیگری بدهیاش را دیر میدهد.همانطور که در ریتم صفر، تماسهای بیضرر دقایق ابتدایی به حرکات خشن بدل شد...
📃 متن کامل
https://pooyeshfekri.com/جامعه-تورمزده-ما-هم-در-آن-گالری-هستیم/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍️ هومن علوی
✅ وقتی صحبت از افول یا فروپاشی ارزشهای اجتماعی میشود، رویدادهایی نظیرجنگها، انقلابها، قحطیهای بزرگ یا غارت فروشگاهها ومنازل دررویدادهای طبیعی نظیر سیل و زلزله مهیب به ذهن متبادر میشود.
🔸اماگاهی اوقات، فروپاشی در مقیاسهای کوچکتر، چه دریک گالری هنر وچه دربطن یک جامعه، خود را نشان میدهد. هنر اجرامحور «ریتم صفر» اثر ماریناآبراموویچ و پدیده تورم مزمن اقتصادی، دو نمونه از موقعیتهایی هستند که در آنها ساختار اخلاقی و هنجارهای اجتماعی به چالش کشیده میشوند.
■ نقض هنجارهای اجتماعی و ظهور خشونت
🔸در سال ۱۹۷۴، مارینا آبراموویچ، یک هنر اجرامحور ششساعته به نام «ریتم صفر» را در گالری عمومی استودیو مارا در ناپل ایتالیا به نمایش گذاشت. این پرفورمنس که ورود به آن برای عموم آزاد بود، طبق دستورالعمل اعلانی طراحی شده بود:
آبراموویچ خود را بهعنوان یک «شی» معرفی میکرد و مخاطبان مجاز بودند هر کاری که میخواهند با او انجام دهند. ۷۲ شیء مختلف روی یک میز قرار داشت که به سه دسته تقسیم میشدند:
الف) بیضرر یا لذتبخش: مانند شیشه عطر، گل رز، پر سفید، عسل، پارچه ابریشمی، شکلات و شانه.
ب) دارای پتانسیل خشونت کنترلشده: مانند قیچی، سوزن، پونز، میخ، شمع (برای سوزاندن)، تسمه چرمی و تکههای شیشه.
ج) بسیار خطرناک یا مرگبار: مانند چاقوی بزرگ، تیغ جراحی، و اسلحه کمری واقعی با یک گلوله کنارش. آبراموویچ به مدت شش ساعت در حالت بیحرکت ایستاد، نگاهش را به نقطهای دور دوخته بود و هیچ واکنشی به تماس چشمی یا اقدامات مخاطبان نشان نمیداد. سکون و حذف عاملیت، یک فضای بیقاعده ایجاد کرد که در آن مرزهای معمول اخلاقی به چالش کشیده شدند. درابتدا، فضای گالری آمیخته با سکوتی سنگین و هیجانی مبهم بود. تماشاگران با کنجکاوی محتاطانه به او نزدیک شدند؛ برخی بهآرامی دور او قدم زدند، او را از زوایای مختلف بررسی کردند یا اشیای روی میز را وارسی کردند. برخی دیگر با تردید، گل رزی را به دست او دادند، رشتهای از موی او را کنار زدند و روی شانههایش شال انداختند تا واکنش او را بسنجند. خندههای کوتاه و نجواهای پنهان میان تماشاگران، بیشتر نشان از «آزمون مرزها» داشت.
🔸باگذشت زمان و مشاهده انفعال آبراموویچ و حذف عاملیت هنرمند، نوعی اطمینان جمعی در میان تماشاگران شکل گرفت و متوجه شدند که کسی واقعاً مانعشان نخواهد شد.
🔸این فهم، همراه با سرایت رفتاری جمعی، اقدامات را از تماسهای بیضرر و شوخیهای کوچک به حرکات آزاردهنده و سپس خشونتآمیز کشاند. آنها بدن او را با خار گل و تیغ زخمی کردند، پونز به بدنش زدند، لباسهایش را با قیچی بریدند، شمعهایی برای سوزاندن پوستش به او نزدیک کردند.
🔸 آبراموویچ همچنان بیحرکت و ساکت بود، اما در لحظاتی شروع به اشک ریختن کرد. این اشک بیصدا که از گونههایش جاری میشد، در تضاد با لبخند برخی تماشاگران قرار گرفت که در حال آسیبزدن به او بودند.
🔸فردی گلوله را در اسلحه گذاشت و آن را در دست راست آبراموویچ قرار داد و سپس انگشتش را به نشانه تهدید روی ماشه گذاشت. ناگهان همهمه شد و درگیری پیش آمد، برخی مخاطبان در برابر این خشونت ایستادند و برخی تشویق کردند و میخواستند نمایش ادامه پیدا کند. آنچه در ابتدا یک تعامل هنری به نظر میرسید، به نمایشی تکاندهنده از بیرحمی انسانی تبدیل شد.این پرفورمنس نشان داد که خشونت فقط محصول یک فرد بیمار یا خشن نیست،بلکه به شرایط و «موقعیت اجتماعی» مربوط است.وقتی قواعد و چارچوبها برداشته میشوند، در غیاب مسئولیتپذیری چهرهای وحشی از انسانها پدیدار میشود. این گالری به یک میدان آزمایش برای نمایش جنبههای تاریک روان انسان تبدیل شد. در مقیاس جامعه، تورم مزمن همان کار را میکند که «ریتم صفر» در مقیاس یک گالری انجام داد:یک محیط غیرعادی ایجاد میکند که در آن قواعد آشنای زندگی روزمره بهتدریج فرو میریزد و میدان آزمایش واقعی برای سنجش مرزهای اخلاقی انسان فراهم میکند. وقتی پول ارزش خود را بهسرعت از دست میدهد و آینده غیرقابل پیشبینی میشود،فشارهای معیشتی بعضاْ موجب میشود که«اخلاق موقعیتی» بر اصول پایدار غلبه کند. تمرکز به «منافع» جایگزین پایبندی به ارزشهای اجتماعی میشوند. رفتارهای فرصتطلبانه گاه با توجیه یا حتی رضایت درونی همراه میشود، زیرا فشار شرایط، خود را برتر از اصول اخلاقی جا میزند.این تغییر اولویتها آرامآرام هنجارهایی مثل صداقت، انصاف و یاریرسانی را کمرنگ میکند. ابتدا نشانهها ظریفاند:کسی خریدبیش ازنیاز میکند و یا دیگری بدهیاش را دیر میدهد.همانطور که در ریتم صفر، تماسهای بیضرر دقایق ابتدایی به حرکات خشن بدل شد...
📃 متن کامل
https://pooyeshfekri.com/جامعه-تورمزده-ما-هم-در-آن-گالری-هستیم/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ چرا حتی خودخواهترین افراد هم، باید نسبت به گسترش «فقر» حساس باشند؟
✍️ فیلیپ کاتلر
✅ فقر، پدیدهای دردناک و وضعیتی ناعادلانه است که بشریت همواره با آن روبرو بوده است. صرف نظر از مسئولیت وجدانی و انسانی هر یک از ما در برابر سرنوشت همنوعان خود، که ما را موظف میکند در حدّ توان برای کاهش و التیام دردهای فقرا تلاش کنیم، منافع دیگری نیز از ارتقاء و بهبود کیفیت زندگی فقیران نصیب غیرفقیران و به طور کلی، جامعه بشری خواهد شد. در زیر برخی از این منافع را بر میشمریم:
✏️اول: زندگیهای هدررفته
فقر به معنای هدر رفتن زندگی افرادی است که اگر قادر به بهرهبرداری کامل از توانمندیهای بالقوهی خود بودند، به شکوفایی میرسیدند و جامعه را نیز از میوههای استعداد خود بهرهمند میکردند.
✏️دوم: ایفای نقش مخرب اجتماعی
فقرا، نه تنها از استعدادهای نهفتهی خویش برای ارتقاء زندگی خود، خانواده، و جامعه استفاده نمیکنند، بلکه بالاجبار و از سر ناچاری، بعضا با درگیر شدن در فعالیتهای مخربی چون تکدیگری سازمانیافته، اعتیاد، فحشاء، سرقت، و سایر فعالیتهای مجرمانه به سلامت جامعه آسیب میزنند.
✏️سوم: گسترش بیماریها
افراد فقیر مستعد انواع بیماریها هستند که علاوه بر خود و اطرافیان، میتوانند تمام جامعه را نیز تحت تأثیر قرار دهند. مثلا بیماریهایی چون ایدز و مالاریا در کشورهای فقیر آفریقایی شیوع بیشتری دارد و عدم آگاهی و توجه فقرا نسبت به سلامتی خود، باعث تهدید سلامت در سطح جهانی میشود.
✏️چهارم: سوء استفاده سیاسی
شرایط سخت زندگی و ناامیدی موجود در جوامع فقیر، راه را برای مدعیان حمایت و نجات باز میکند. بنابراین، جوامع فقیر بستر مناسبی برای گسترش عقاید افراطی سیاسی همچون کمونیزم، فاشیزیم، و افراطگرایی مذهبی هستند. به عنوان نمونه، مشاهده میکنیم که القاعده و طالبان پیروان خود را در فقیرنشینترین مناطق مناطق اسلامی جستجو میکنند و بسیاری از بمبگذاران انتحاری، با امید به وعدهی کمک مالی به سایر اعضای خانواده، خود را قربانی میکنند.
✏️پنجم: منافع کسبوکارها از توسعه مناطق فقیرنشین
کمک به رشد اقتصادی مناطق فقیرنشین، در واقع به معنای گسترش بازار برای انواع کسبوکارها در سایر کشورهاست. افزایش تولید هم به نوبهی خود، باعث کاهش قیمت تمامشده محصولات و ارزانتر تمام شدن محصولات صنعتی خواهد شد که امکان برخورداری از آنها را برای تعداد بیشتری از مردم جهان، به ویژه در مناطق محروم فراهم خواهد کرد.
✏️ششم: بحران مهاجرت
امروزه، در بسیاری از کشورهای دنیا، ساکنان شهرهای بزرگ با معضل هجوم گسترده افراد کمدرآمد از روستاها و شهرهای کوچک مواجه هستند؛ پدیدهای که تبعات منفی اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی را ایجاد نموده است. همچنین بسیاری از ساکنان کشورهای پیشرفته، از هزینههای اقتصادی و اجتماعی مهاجرانی که به امید یافتن زندگی بهتر، به طور قانونی یا غیرقانونی از مناطق فقیرنشین به این کشورها کوچ کردهاند رنج میبرند.
✏️بنابراین واقعیت آن است که عوارض ناشی از گسترش فقر، میتواند به افراد غیرفقیر نیز آسیب وارد کند. در نتیجه علاوه بر مسؤولیتهای اخلاقی و انسانی در قبال فقر، حتی با در نظر گرفتن خودخواهانهترین نگرشها نیز، همه ما موظف به تلاش برای ریشهکن کردن پدیدهی شوم «فقر» هستیم.
◀️این متن، خلاصهایست از فصل اول کتاب:
Up & Out of poverty; The social marketing solution
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍️ فیلیپ کاتلر
✅ فقر، پدیدهای دردناک و وضعیتی ناعادلانه است که بشریت همواره با آن روبرو بوده است. صرف نظر از مسئولیت وجدانی و انسانی هر یک از ما در برابر سرنوشت همنوعان خود، که ما را موظف میکند در حدّ توان برای کاهش و التیام دردهای فقرا تلاش کنیم، منافع دیگری نیز از ارتقاء و بهبود کیفیت زندگی فقیران نصیب غیرفقیران و به طور کلی، جامعه بشری خواهد شد. در زیر برخی از این منافع را بر میشمریم:
✏️اول: زندگیهای هدررفته
فقر به معنای هدر رفتن زندگی افرادی است که اگر قادر به بهرهبرداری کامل از توانمندیهای بالقوهی خود بودند، به شکوفایی میرسیدند و جامعه را نیز از میوههای استعداد خود بهرهمند میکردند.
✏️دوم: ایفای نقش مخرب اجتماعی
فقرا، نه تنها از استعدادهای نهفتهی خویش برای ارتقاء زندگی خود، خانواده، و جامعه استفاده نمیکنند، بلکه بالاجبار و از سر ناچاری، بعضا با درگیر شدن در فعالیتهای مخربی چون تکدیگری سازمانیافته، اعتیاد، فحشاء، سرقت، و سایر فعالیتهای مجرمانه به سلامت جامعه آسیب میزنند.
✏️سوم: گسترش بیماریها
افراد فقیر مستعد انواع بیماریها هستند که علاوه بر خود و اطرافیان، میتوانند تمام جامعه را نیز تحت تأثیر قرار دهند. مثلا بیماریهایی چون ایدز و مالاریا در کشورهای فقیر آفریقایی شیوع بیشتری دارد و عدم آگاهی و توجه فقرا نسبت به سلامتی خود، باعث تهدید سلامت در سطح جهانی میشود.
✏️چهارم: سوء استفاده سیاسی
شرایط سخت زندگی و ناامیدی موجود در جوامع فقیر، راه را برای مدعیان حمایت و نجات باز میکند. بنابراین، جوامع فقیر بستر مناسبی برای گسترش عقاید افراطی سیاسی همچون کمونیزم، فاشیزیم، و افراطگرایی مذهبی هستند. به عنوان نمونه، مشاهده میکنیم که القاعده و طالبان پیروان خود را در فقیرنشینترین مناطق مناطق اسلامی جستجو میکنند و بسیاری از بمبگذاران انتحاری، با امید به وعدهی کمک مالی به سایر اعضای خانواده، خود را قربانی میکنند.
✏️پنجم: منافع کسبوکارها از توسعه مناطق فقیرنشین
کمک به رشد اقتصادی مناطق فقیرنشین، در واقع به معنای گسترش بازار برای انواع کسبوکارها در سایر کشورهاست. افزایش تولید هم به نوبهی خود، باعث کاهش قیمت تمامشده محصولات و ارزانتر تمام شدن محصولات صنعتی خواهد شد که امکان برخورداری از آنها را برای تعداد بیشتری از مردم جهان، به ویژه در مناطق محروم فراهم خواهد کرد.
✏️ششم: بحران مهاجرت
امروزه، در بسیاری از کشورهای دنیا، ساکنان شهرهای بزرگ با معضل هجوم گسترده افراد کمدرآمد از روستاها و شهرهای کوچک مواجه هستند؛ پدیدهای که تبعات منفی اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی را ایجاد نموده است. همچنین بسیاری از ساکنان کشورهای پیشرفته، از هزینههای اقتصادی و اجتماعی مهاجرانی که به امید یافتن زندگی بهتر، به طور قانونی یا غیرقانونی از مناطق فقیرنشین به این کشورها کوچ کردهاند رنج میبرند.
✏️بنابراین واقعیت آن است که عوارض ناشی از گسترش فقر، میتواند به افراد غیرفقیر نیز آسیب وارد کند. در نتیجه علاوه بر مسؤولیتهای اخلاقی و انسانی در قبال فقر، حتی با در نظر گرفتن خودخواهانهترین نگرشها نیز، همه ما موظف به تلاش برای ریشهکن کردن پدیدهی شوم «فقر» هستیم.
◀️این متن، خلاصهایست از فصل اول کتاب:
Up & Out of poverty; The social marketing solution
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
🕰 یک دقیقه مطالعه :
✳️ تفاوت بیشعور با احمق
حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست بیمار است...
یعنی: معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند...
خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند نه احمق!
احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند...
بیشعور ها داستان شان با احمق ها فرق دارد.
کسی که ساعت سه صبح بوق میزند بیشعور است.
کسی که جلو تمام زنان مسیر می ایستد بیشعور است.
کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند بیشعور است.
کسی که شب تمام مسیر را نور بالا می رود بیشعور است.
این ها بیشعورند...
حالا یا از نوع احمق بیشعور یا از نوع پرفسور بیشعور...
احمق بودن درد ندارد، درمان هم ندارد، ربطی هم به شعور ندارد، بیشعوری از جای دیگری می آید...
از خانه و مدرسه...
از سرانه مطالعه...
از خود شیفتگی...
از بی وجدانی...
از مرکز فرهنگ فاسد...
بیشعوری واگیر هم دارد! هم درد دارد و هم درمان...
مشکل ما، احمق ها نیستند
مشکل ما، هیچوقت احمق ها نبودند
مشکل ما، بیشعور ها هستند.
یادتان باشد سواد هیچ وقت شعور نمیاره
شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه
سواد یاد گرفتن فرمول و اطلاعات در علم و یا مبحث خاصی است!
این شعور هست که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما میگه!
شعور رو به کسی نمیشه آموزش داد؛ یک انسان می بايست در درون خودش طلب شعورکند تا به آن دست پیدا کند!
چه بسا ما اساتید برجسته علمی و دانشگاهی و یا دینی داریم که سواد دارند ولی شعور ندارند!
📔 : بیشعوری
✍ : دکتر خاویر کرمنت
✳️ تفاوت بیشعور با احمق
حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست بیمار است...
یعنی: معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند...
خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند نه احمق!
احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند...
بیشعور ها داستان شان با احمق ها فرق دارد.
کسی که ساعت سه صبح بوق میزند بیشعور است.
کسی که جلو تمام زنان مسیر می ایستد بیشعور است.
کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند بیشعور است.
کسی که شب تمام مسیر را نور بالا می رود بیشعور است.
این ها بیشعورند...
حالا یا از نوع احمق بیشعور یا از نوع پرفسور بیشعور...
احمق بودن درد ندارد، درمان هم ندارد، ربطی هم به شعور ندارد، بیشعوری از جای دیگری می آید...
از خانه و مدرسه...
از سرانه مطالعه...
از خود شیفتگی...
از بی وجدانی...
از مرکز فرهنگ فاسد...
بیشعوری واگیر هم دارد! هم درد دارد و هم درمان...
مشکل ما، احمق ها نیستند
مشکل ما، هیچوقت احمق ها نبودند
مشکل ما، بیشعور ها هستند.
یادتان باشد سواد هیچ وقت شعور نمیاره
شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه
سواد یاد گرفتن فرمول و اطلاعات در علم و یا مبحث خاصی است!
این شعور هست که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما میگه!
شعور رو به کسی نمیشه آموزش داد؛ یک انسان می بايست در درون خودش طلب شعورکند تا به آن دست پیدا کند!
چه بسا ما اساتید برجسته علمی و دانشگاهی و یا دینی داریم که سواد دارند ولی شعور ندارند!
📔 : بیشعوری
✍ : دکتر خاویر کرمنت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ اقتصادديجيتال
✅ بهبود ۳۶۰۰ برابری عملکرد پردازنده اختصاصی طی ۷ سال توسط شرکت گوگل
پردازنده ای که طراحی شده تا محاسبات مربوط به هوش مصنوعی و یادگیری ماشین (بهخصوص شبکههای عصبی عمیق) را سریعتر و بهینهتر انجام بدهد.
✅ بهبود ۳۶۰۰ برابری عملکرد پردازنده اختصاصی طی ۷ سال توسط شرکت گوگل
پردازنده ای که طراحی شده تا محاسبات مربوط به هوش مصنوعی و یادگیری ماشین (بهخصوص شبکههای عصبی عمیق) را سریعتر و بهینهتر انجام بدهد.
✳️ قانون کارآیی جبری
برایان تریسی در کتاب ارزشمند خود به نام «۱۰۰ قانون موفقیت در تجارت» مینویسد:
✅ هیچ انسانی هرگز برای انجام همۀ کارهایش به اندازۀ کافی وقت ندارد، اما یادمان باشد که باید همیشه برای انجام دادن مهمترین کارهایمان وقت داشته باشیم.
🟢 اگر این قانون به ظاهر ساده را رعایت نکنیم، هیچ وقت در کسب و کارمان موفق نمیشویم و همیشه با مشکل کمبود وقت مواجه خواهیم شد
🔵 به بیان دیگر، اگر میخواهیم موفق شویم، حتماً باید استفادۀ کارآمدی از زمان محدودمان داشته باشیم.
🟤 برای این منظور، نباید روی کار کردن بیشتر تمرکز کنیم و مثلاً به جای ۱۰ ساعت در روز، ۱۴ ساعت کار کنیم. بلکه باید همان ۱۰ ساعتی که برای کار کردن کنار گذاشتهایم را صرفاً به موضوعات مهم اختصاص بدهیم.
🟠 مشکل افزایش کارآیی با کار کردن بیشتر این است که بعد از مدتی دچار خستگی و فرسودگی ذهنی میشویم و در نتیجه نمیتوانیم به خوبی تصمیم بگیریم و برای همین بعد از مدتی با مشکلات و شکستهای زیادی مواجه میشویم.
🟡 برای همین، قبل از وقت گذاشتن برای هر کاری، این سوال ساده را از خودمان بپرسیم: آیا این کار باعث موفقیت من در بلندمدت میشود؟
گاهنامه مدیر
برایان تریسی در کتاب ارزشمند خود به نام «۱۰۰ قانون موفقیت در تجارت» مینویسد:
✅ هیچ انسانی هرگز برای انجام همۀ کارهایش به اندازۀ کافی وقت ندارد، اما یادمان باشد که باید همیشه برای انجام دادن مهمترین کارهایمان وقت داشته باشیم.
🟢 اگر این قانون به ظاهر ساده را رعایت نکنیم، هیچ وقت در کسب و کارمان موفق نمیشویم و همیشه با مشکل کمبود وقت مواجه خواهیم شد
🔵 به بیان دیگر، اگر میخواهیم موفق شویم، حتماً باید استفادۀ کارآمدی از زمان محدودمان داشته باشیم.
🟤 برای این منظور، نباید روی کار کردن بیشتر تمرکز کنیم و مثلاً به جای ۱۰ ساعت در روز، ۱۴ ساعت کار کنیم. بلکه باید همان ۱۰ ساعتی که برای کار کردن کنار گذاشتهایم را صرفاً به موضوعات مهم اختصاص بدهیم.
🟠 مشکل افزایش کارآیی با کار کردن بیشتر این است که بعد از مدتی دچار خستگی و فرسودگی ذهنی میشویم و در نتیجه نمیتوانیم به خوبی تصمیم بگیریم و برای همین بعد از مدتی با مشکلات و شکستهای زیادی مواجه میشویم.
🟡 برای همین، قبل از وقت گذاشتن برای هر کاری، این سوال ساده را از خودمان بپرسیم: آیا این کار باعث موفقیت من در بلندمدت میشود؟
گاهنامه مدیر
👍1
*روزنامه مدیر _ ۲۱۵*
*نشر:* گاهنامه مدیر
-------------------
*۱. پاسخگویی کارکنان و تأثیر آن بر اجرای مؤثر مسئولیتها: نگاهی به چالش مدیریت خرد(Micromanagement)*
🖊دکتر مینا خوئینی
🔴پاسخگویی (Accountability) یکی از مؤلفههای کلیدی در بهبود عملکرد فردی و سازمانی است که نقش مهمی در اثربخشی اجرای مسئولیتها ایفا میکند. این مقاله با استناد به منابع معتبر جهانی از جمله Gallup، McKinsey و Harvard Business Review به بررسی ارتباط بین پاسخگویی کارکنان و کیفیت انجام وظایف شغلی میپردازد و در ادامه به نقد یکی از رایجترین موانع تحقق این اصل، یعنی مدیریت خرد (Micromanagement)، میپردازد. یافتهها نشان میدهد که فرهنگ پاسخگویی، تعهد و مالکیت شغلی را افزایش داده و بهرهوری را ارتقاء میدهد؛ در حالی که مدیریت خرد، اعتماد و انگیزش را تضعیف میکند.
🟢در دنیای امروز که پیچیدگی سازمانها روزبهروز در حال افزایش است، وجود یک ساختار منسجم برای پاسخگو نگهداشتن کارکنان یکی از عوامل کلیدی موفقیت بهشمار میرود.
پاسخگویی به معنای تعهد فردی برای انجام مسئولیتها و پذیرش نتایج عملکرد، با ارتقاء شفافیت و اعتماد در سازمانها همراه است (Gallup, ۲۰۱۹).
🔵با این حال، یکی از موانع اصلی در مسیر تحقق پاسخگویی، پدیده مدیریت خرد (Micromanagement) است؛ رویکردی که با نظارت بیش از حد، انگیزه، خلاقیت و احساس مالکیت کارکنان را تضعیف میکند (Fisher et al., ۲۰۲۱).
🟤پاسخگویی و تأثیر آن بر اجرای مسئولیتها
بر اساس یافتههای Gallup، تیمهایی که در آنها فرهنگ پاسخگویی تقویت شده، تا ۲۱٪ بهرهوری بالاتر را تجربه میکنند و سطوح مشارکت کارکنان نیز بهطور قابلتوجهی افزایش مییابد (Gallup, ۲۰۱۷).
🟠پاسخگویی نهتنها موجب میشود افراد وظایف خود را دقیقتر انجام دهند، بلکه آنها را به نتایج عملکرد خود متعهدتر میسازد.
McKinsey نیز در پژوهشی به این نکته اشاره دارد که ایجاد ساختارهای شفاف، اهداف روشن، و تفویض اختیار مؤثر، سه رکن حیاتی در ارتقای حس مسئولیتپذیری هستند (McKinsey, ۲۰۲۰).
🟡نکته کلیدی این است که پاسخگویی مؤثر در فضایی شکوفا میشود که در آن نقشها بهوضوح تعریف شدهاند، کارکنان استقلال در تصمیمگیری دارند، و مدیران بیشتر نقش حامی و تسهیلگر را ایفا میکنند.
در چنین سازمانهایی، به جای تمرکز بر نحوه اجرای ریزکارها، تمرکز بر نتایج خروجی است. کارکنان زمانی پاسخگو میمانند که بدانند اختیار عمل دارند، مورد اعتمادند، و از تلاشهای آنها قدردانی میشود.
از این رو، شفافسازی انتظارات، استفاده از سازوکارهایی چون OKR و جلسات مرور پیشرفت، و ارائه بازخوردهای مستمر و سازنده از جمله اقداماتی است که فرهنگ پاسخگویی را تقویت میکند.
🟣نقد مدیریت خرد
مدیریت خرد (Micromanagement) سبکی از رهبری است که در آن مدیر بهجای تمرکز بر اهداف کلان و نتایج نهایی، بر فعالیتها و جزئیات کوچک عملکرد کارکنان نظارت دائم دارد. این شیوه برخلاف ظاهرِ کنترلگرایانهاش، معمولاً به کاهش اثربخشی منجر میشود. مدیریت خرد اغلب از ترس اشتباه، کماعتمادی یا باورهای محدودکننده درباره توانایی کارکنان ناشی میشود.
⚫️بر اساس مقالهای در Harvard Business Review (Fisher et al., ۲۰۲۱)، مدیریت خرد موجب تضعیف نوآوری، کاهش انگیزش درونی، و افت حس مالکیت نسبت به مسئولیتها میشود. کارکنان تحت مدیریت خرد، احساس میکنند استقلالی در انجام کار ندارند و دائماً باید برای تصمیمات ساده نیز منتظر تأیید مدیر بمانند.
این شرایط نهتنها بهرهوری را کاهش میدهد، بلکه باعث فرسودگی شغلی و افت تعهد سازمانی نیز میشود.
مدیرانی که ناخواسته در تله مدیریت خرد میافتند، معمولاً در پی کیفیت هستند، اما با رویکردی اشتباه.
این مدیران به جای اینکه کارکنان را برای نتایج پاسخگو کنند، آنها را برای روش اجرا پاسخگو میخواهند؛ و این دقیقاً نقطه تضاد با اصل پاسخگویی مؤثر است.
⚪️راهبردهای پیشنهادی برای تقویت پاسخگویی بدون گرفتار شدن در مدیریت خرد
برای ایجاد فرهنگی مبتنی بر پاسخگویی در سازمان، بدون افتادن در دام مدیریت خرد، میتوان از راهبردهای زیر بهره گرفت:
۱. شفافسازی نقشها و انتظارات:
کارکنان زمانی پاسخگو خواهند بود که دقیقاً بدانند چه مسئولیتی بر عهده دارند و معیار موفقیت چیست.
لازم است انتظارات رفتاری و عملکردی بهصورت کتبی، روشن و در جلسات گفتوگومحور بیان شود.
۲. تفویض اختیار واقعی، نه صوری:
تفویض تنها واگذاری کار نیست، بلکه دادن اختیار تصمیمگیری، اعتماد و پشتیبانی در مسیر عمل است.
*نشر:* گاهنامه مدیر
-------------------
*۱. پاسخگویی کارکنان و تأثیر آن بر اجرای مؤثر مسئولیتها: نگاهی به چالش مدیریت خرد(Micromanagement)*
🖊دکتر مینا خوئینی
🔴پاسخگویی (Accountability) یکی از مؤلفههای کلیدی در بهبود عملکرد فردی و سازمانی است که نقش مهمی در اثربخشی اجرای مسئولیتها ایفا میکند. این مقاله با استناد به منابع معتبر جهانی از جمله Gallup، McKinsey و Harvard Business Review به بررسی ارتباط بین پاسخگویی کارکنان و کیفیت انجام وظایف شغلی میپردازد و در ادامه به نقد یکی از رایجترین موانع تحقق این اصل، یعنی مدیریت خرد (Micromanagement)، میپردازد. یافتهها نشان میدهد که فرهنگ پاسخگویی، تعهد و مالکیت شغلی را افزایش داده و بهرهوری را ارتقاء میدهد؛ در حالی که مدیریت خرد، اعتماد و انگیزش را تضعیف میکند.
🟢در دنیای امروز که پیچیدگی سازمانها روزبهروز در حال افزایش است، وجود یک ساختار منسجم برای پاسخگو نگهداشتن کارکنان یکی از عوامل کلیدی موفقیت بهشمار میرود.
پاسخگویی به معنای تعهد فردی برای انجام مسئولیتها و پذیرش نتایج عملکرد، با ارتقاء شفافیت و اعتماد در سازمانها همراه است (Gallup, ۲۰۱۹).
🔵با این حال، یکی از موانع اصلی در مسیر تحقق پاسخگویی، پدیده مدیریت خرد (Micromanagement) است؛ رویکردی که با نظارت بیش از حد، انگیزه، خلاقیت و احساس مالکیت کارکنان را تضعیف میکند (Fisher et al., ۲۰۲۱).
🟤پاسخگویی و تأثیر آن بر اجرای مسئولیتها
بر اساس یافتههای Gallup، تیمهایی که در آنها فرهنگ پاسخگویی تقویت شده، تا ۲۱٪ بهرهوری بالاتر را تجربه میکنند و سطوح مشارکت کارکنان نیز بهطور قابلتوجهی افزایش مییابد (Gallup, ۲۰۱۷).
🟠پاسخگویی نهتنها موجب میشود افراد وظایف خود را دقیقتر انجام دهند، بلکه آنها را به نتایج عملکرد خود متعهدتر میسازد.
McKinsey نیز در پژوهشی به این نکته اشاره دارد که ایجاد ساختارهای شفاف، اهداف روشن، و تفویض اختیار مؤثر، سه رکن حیاتی در ارتقای حس مسئولیتپذیری هستند (McKinsey, ۲۰۲۰).
🟡نکته کلیدی این است که پاسخگویی مؤثر در فضایی شکوفا میشود که در آن نقشها بهوضوح تعریف شدهاند، کارکنان استقلال در تصمیمگیری دارند، و مدیران بیشتر نقش حامی و تسهیلگر را ایفا میکنند.
در چنین سازمانهایی، به جای تمرکز بر نحوه اجرای ریزکارها، تمرکز بر نتایج خروجی است. کارکنان زمانی پاسخگو میمانند که بدانند اختیار عمل دارند، مورد اعتمادند، و از تلاشهای آنها قدردانی میشود.
از این رو، شفافسازی انتظارات، استفاده از سازوکارهایی چون OKR و جلسات مرور پیشرفت، و ارائه بازخوردهای مستمر و سازنده از جمله اقداماتی است که فرهنگ پاسخگویی را تقویت میکند.
🟣نقد مدیریت خرد
مدیریت خرد (Micromanagement) سبکی از رهبری است که در آن مدیر بهجای تمرکز بر اهداف کلان و نتایج نهایی، بر فعالیتها و جزئیات کوچک عملکرد کارکنان نظارت دائم دارد. این شیوه برخلاف ظاهرِ کنترلگرایانهاش، معمولاً به کاهش اثربخشی منجر میشود. مدیریت خرد اغلب از ترس اشتباه، کماعتمادی یا باورهای محدودکننده درباره توانایی کارکنان ناشی میشود.
⚫️بر اساس مقالهای در Harvard Business Review (Fisher et al., ۲۰۲۱)، مدیریت خرد موجب تضعیف نوآوری، کاهش انگیزش درونی، و افت حس مالکیت نسبت به مسئولیتها میشود. کارکنان تحت مدیریت خرد، احساس میکنند استقلالی در انجام کار ندارند و دائماً باید برای تصمیمات ساده نیز منتظر تأیید مدیر بمانند.
این شرایط نهتنها بهرهوری را کاهش میدهد، بلکه باعث فرسودگی شغلی و افت تعهد سازمانی نیز میشود.
مدیرانی که ناخواسته در تله مدیریت خرد میافتند، معمولاً در پی کیفیت هستند، اما با رویکردی اشتباه.
این مدیران به جای اینکه کارکنان را برای نتایج پاسخگو کنند، آنها را برای روش اجرا پاسخگو میخواهند؛ و این دقیقاً نقطه تضاد با اصل پاسخگویی مؤثر است.
⚪️راهبردهای پیشنهادی برای تقویت پاسخگویی بدون گرفتار شدن در مدیریت خرد
برای ایجاد فرهنگی مبتنی بر پاسخگویی در سازمان، بدون افتادن در دام مدیریت خرد، میتوان از راهبردهای زیر بهره گرفت:
۱. شفافسازی نقشها و انتظارات:
کارکنان زمانی پاسخگو خواهند بود که دقیقاً بدانند چه مسئولیتی بر عهده دارند و معیار موفقیت چیست.
لازم است انتظارات رفتاری و عملکردی بهصورت کتبی، روشن و در جلسات گفتوگومحور بیان شود.
۲. تفویض اختیار واقعی، نه صوری:
تفویض تنها واگذاری کار نیست، بلکه دادن اختیار تصمیمگیری، اعتماد و پشتیبانی در مسیر عمل است.
Harvard Business Review
How to Help (Without Micromanaging)
Extensive research shows that when employees get hands-on managerial support, they perform better than when they’re left to their own devices, but unnecessary or unwanted help can be demoralizing and counterproductive. So how do you intervene constructively?…
کارکنان باید حس کنند که مدیر به آنها اعتماد دارد، حتی اگر در ابتدا اشتباهاتی نیز رخ دهد.
۳. کوچینگ مستمر بهجای کنترل دائم:
مدیرانی که از مهارت کوچینگ بهره میبرند، با طرح پرسشهای معنادار، به رشد تفکر و خودآگاهی کارکنان کمک میکنند. این رویکرد جایگزین خوبی برای کنترل دائم، بازخواستهای استرسی و ورود به جزئیات بیمورد است.
۴. تمرکز بر نتایج، نه روشهای جزئی:
پاسخگویی باید بر پایه نتایج تعریف شود، نه نحوه انجام گامبهگام کار.
اجازه دهید روش انجام کار توسط کارکنان طراحی شود، مگر آنکه موضوع به کیفیت یا ایمنی مربوط باشد.
۵. بازخورد سازنده و بهموقع:
بازخورد بهجای سرزنش، ابزاری برای یادگیری است. ارائه بازخورد شفاف، بهموقع و محترمانه باعث ارتقای کیفیت عملکرد میشود.
ایجاد فضای باز برای گفتوگو درباره اشتباهات، اعتماد را افزایش میدهد.
۶. نظامهای پایش عملکرد غیرمداخلهگرانه:
استفاده از ابزارهایی چون داشبوردهای عملکرد، جلسات مرور هفتگی یا OKRها (Objectives & Key Results) کمک میکند مدیر از پیشرفت کار مطلع باشد، بدون نیاز به دخالت مستقیم.
۷. قدردانی از رفتارهای پاسخگو:
وقتی کارکنان مسئولانه عمل میکنند، این رفتار باید دیده و تحسین شود.
قدردانی نهتنها انگیزه میدهد، بلکه پیام روشنی درباره ارزشهای سازمانی ارسال میکند
🔴پاسخگویی، یکی از ارکان کلیدی در ارتقای مسئولیتپذیری، بهرهوری و رضایت شغلی کارکنان است.
در مقابل، تله مدیریت خرد با سلب اختیار و کاهش اعتماد، مانع از تحقق کامل ظرفیتهای منابع انسانی میشود. بهکارگیری ابزارهایی چون شفافسازی انتظارات، تفویض مؤثر، کوچینگ، بازخورد و قدردانی میتواند مسیر را برای تحقق پاسخگویی فردی و سازمانی هموار سازد. مدیرانی که بهجای نظارت افراطی، بستر رشد و اعتماد را فراهم میسازند، نهتنها به اهداف سازمانی دست مییابند، بلکه سرمایه انسانی پایداری را نیز پرورش میدهند.
منابع:
Fisher, C. M., Amabile, T. M., & Pillemer, J. (2021). How to Help (Without Micromanaging). Harvard Business Review. https://hbr.org/2021/01/how-to-help-without-micromanaging
Gallup. (2017). State of the American Workplace. Gallup, Inc. https://www.gallup.com/workplace/257905/state-american-workplace-report-2017.aspx
Gallup. (2019). 5 Ways to Promote Accountability. https://www.gallup.com/workplace/257945/ways-create-company-culture-accountability.aspx
McKinsey & Company. (2020). For smarter decisions, empower your employees. https://www.mckinsey.com/capabilities/people-and-organizational-performance/our-insights/for-smarter-decisions-empower-your-employees
---------
✳️ در شرایط نامطمئن
✅ در دنیای پویای کسبوکار، توانایی تصمیمگیری در شرایط نامطمئن یکی از ویژگیهای حیاتی رهبران موفق است. رهبرانی که با تغییرات سازگارند، نه تنها در مواقع بحران بلکه در مسیر رشد و توسعه نیز عملکرد بهتری دارند. مقاله حاضر پنج ویژگی کلیدی رهبرانی را بررسی میکند که توانایی بالایی در مدیریت عدم قطعیت دارند و تصمیمات مؤثری اتخاذ میکنند.
🟩 نگرش مثبت نسبت به تغییر
رهبران موفق تغییر را نه یک تهدید، بلکه یک فرصت برای رشد و پیشرفت میدانند. آنها در برابر تحولات مقاومت نمیکنند، بلکه از آن استقبال میکنند و به تیمهایشان کمک میکنند که با اعتمادبهنفس بیشتری با تغییرات مواجه شوند.
🟦 نگاه به چالشهای غیرمنتظره به عنوان فرصت
در شرایط بحرانی، رهبران برجسته بهجای تمرکز بر مشکلات، به دنبال جنبههای مثبت و فرصتهای موجود میگردند. آنها به اهمیت زمینه و شرایط آگاهند و در مواجهه با تغییرات، قادرند بهسرعت فرصتهای پنهان را شناسایی کنند.
🟫 تمرین تحمل عدم قطعیت
رهبران مؤثر میدانند که تصمیمگیری در شرایط مبهم اجتنابناپذیر است. آنها به جای دچار شدن به فلج تصمیمگیری، این شرایط را بهعنوان یک تجربه آزمایشی میبینند و بهتدریج بر ابهامات تسلط پیدا میکنند.
🟧 مهارت در مواجهه با شکست بدون ترس
شکست برای رهبران موفق یک تجربه آموزشی ارزشمند محسوب میشود. آنها نهتنها به تحلیل عینی اشتباهات میپردازند، بلکه این آموختهها را در تصمیمات آینده به کار میگیرند. همچنین، فضایی را ایجاد میکنند که تیمهایشان با خیال راحت ریسکهای منطقی را بپذیرند.
🟨 خوشبینی مبتنی بر واقعیت
رهبران توانمند اعتقاد دارند که حتی در شرایط دشوار، خروجیهای مثبت امکانپذیر است. این نگرش نه از سر خیالپردازی، بلکه از اعتماد به مهارتها و قابلیتهایشان نشأت میگیرد. چنین طرز فکری به آنها کمک میکند تا در مواجهه با مشکلات، مقاومتر و انعطافپذیرتر باشند.
۳. کوچینگ مستمر بهجای کنترل دائم:
مدیرانی که از مهارت کوچینگ بهره میبرند، با طرح پرسشهای معنادار، به رشد تفکر و خودآگاهی کارکنان کمک میکنند. این رویکرد جایگزین خوبی برای کنترل دائم، بازخواستهای استرسی و ورود به جزئیات بیمورد است.
۴. تمرکز بر نتایج، نه روشهای جزئی:
پاسخگویی باید بر پایه نتایج تعریف شود، نه نحوه انجام گامبهگام کار.
اجازه دهید روش انجام کار توسط کارکنان طراحی شود، مگر آنکه موضوع به کیفیت یا ایمنی مربوط باشد.
۵. بازخورد سازنده و بهموقع:
بازخورد بهجای سرزنش، ابزاری برای یادگیری است. ارائه بازخورد شفاف، بهموقع و محترمانه باعث ارتقای کیفیت عملکرد میشود.
ایجاد فضای باز برای گفتوگو درباره اشتباهات، اعتماد را افزایش میدهد.
۶. نظامهای پایش عملکرد غیرمداخلهگرانه:
استفاده از ابزارهایی چون داشبوردهای عملکرد، جلسات مرور هفتگی یا OKRها (Objectives & Key Results) کمک میکند مدیر از پیشرفت کار مطلع باشد، بدون نیاز به دخالت مستقیم.
۷. قدردانی از رفتارهای پاسخگو:
وقتی کارکنان مسئولانه عمل میکنند، این رفتار باید دیده و تحسین شود.
قدردانی نهتنها انگیزه میدهد، بلکه پیام روشنی درباره ارزشهای سازمانی ارسال میکند
🔴پاسخگویی، یکی از ارکان کلیدی در ارتقای مسئولیتپذیری، بهرهوری و رضایت شغلی کارکنان است.
در مقابل، تله مدیریت خرد با سلب اختیار و کاهش اعتماد، مانع از تحقق کامل ظرفیتهای منابع انسانی میشود. بهکارگیری ابزارهایی چون شفافسازی انتظارات، تفویض مؤثر، کوچینگ، بازخورد و قدردانی میتواند مسیر را برای تحقق پاسخگویی فردی و سازمانی هموار سازد. مدیرانی که بهجای نظارت افراطی، بستر رشد و اعتماد را فراهم میسازند، نهتنها به اهداف سازمانی دست مییابند، بلکه سرمایه انسانی پایداری را نیز پرورش میدهند.
منابع:
Fisher, C. M., Amabile, T. M., & Pillemer, J. (2021). How to Help (Without Micromanaging). Harvard Business Review. https://hbr.org/2021/01/how-to-help-without-micromanaging
Gallup. (2017). State of the American Workplace. Gallup, Inc. https://www.gallup.com/workplace/257905/state-american-workplace-report-2017.aspx
Gallup. (2019). 5 Ways to Promote Accountability. https://www.gallup.com/workplace/257945/ways-create-company-culture-accountability.aspx
McKinsey & Company. (2020). For smarter decisions, empower your employees. https://www.mckinsey.com/capabilities/people-and-organizational-performance/our-insights/for-smarter-decisions-empower-your-employees
---------
✳️ در شرایط نامطمئن
✅ در دنیای پویای کسبوکار، توانایی تصمیمگیری در شرایط نامطمئن یکی از ویژگیهای حیاتی رهبران موفق است. رهبرانی که با تغییرات سازگارند، نه تنها در مواقع بحران بلکه در مسیر رشد و توسعه نیز عملکرد بهتری دارند. مقاله حاضر پنج ویژگی کلیدی رهبرانی را بررسی میکند که توانایی بالایی در مدیریت عدم قطعیت دارند و تصمیمات مؤثری اتخاذ میکنند.
🟩 نگرش مثبت نسبت به تغییر
رهبران موفق تغییر را نه یک تهدید، بلکه یک فرصت برای رشد و پیشرفت میدانند. آنها در برابر تحولات مقاومت نمیکنند، بلکه از آن استقبال میکنند و به تیمهایشان کمک میکنند که با اعتمادبهنفس بیشتری با تغییرات مواجه شوند.
🟦 نگاه به چالشهای غیرمنتظره به عنوان فرصت
در شرایط بحرانی، رهبران برجسته بهجای تمرکز بر مشکلات، به دنبال جنبههای مثبت و فرصتهای موجود میگردند. آنها به اهمیت زمینه و شرایط آگاهند و در مواجهه با تغییرات، قادرند بهسرعت فرصتهای پنهان را شناسایی کنند.
🟫 تمرین تحمل عدم قطعیت
رهبران مؤثر میدانند که تصمیمگیری در شرایط مبهم اجتنابناپذیر است. آنها به جای دچار شدن به فلج تصمیمگیری، این شرایط را بهعنوان یک تجربه آزمایشی میبینند و بهتدریج بر ابهامات تسلط پیدا میکنند.
🟧 مهارت در مواجهه با شکست بدون ترس
شکست برای رهبران موفق یک تجربه آموزشی ارزشمند محسوب میشود. آنها نهتنها به تحلیل عینی اشتباهات میپردازند، بلکه این آموختهها را در تصمیمات آینده به کار میگیرند. همچنین، فضایی را ایجاد میکنند که تیمهایشان با خیال راحت ریسکهای منطقی را بپذیرند.
🟨 خوشبینی مبتنی بر واقعیت
رهبران توانمند اعتقاد دارند که حتی در شرایط دشوار، خروجیهای مثبت امکانپذیر است. این نگرش نه از سر خیالپردازی، بلکه از اعتماد به مهارتها و قابلیتهایشان نشأت میگیرد. چنین طرز فکری به آنها کمک میکند تا در مواجهه با مشکلات، مقاومتر و انعطافپذیرتر باشند.
Harvard Business Review
How to Help (Without Micromanaging)
Extensive research shows that when employees get hands-on managerial support, they perform better than when they’re left to their own devices, but unnecessary or unwanted help can be demoralizing and counterproductive. So how do you intervene constructively?…
🟣 در نهایت، رهبرانی که در تصمیمگیریهایشان به این پنج ویژگی متکی هستند، نهتنها خودشان موفقتر عمل میکنند، بلکه تیمهایشان را نیز در مسیر رشد و پیشرفت هدایت میکنند. داشتن ذهنیت مثبت، تحمل عدم قطعیت، پذیرش شکست، و رویکرد فرصتجویانه به مشکلات، از جمله شاخصههای کلیدی است که رهبران برجسته را از سایرین متمایز میکند.
از: hrgarden
از: hrgarden