سناریوها تا پایان۰۴ ؟!
🙏1
سی ویژگی کسانی که خیلی اشتباه میکنند ؟
محمود سریعالقلم
۱. حتی سه صفحه در مورد خودشان نمیتوانند بنویسند؛
۲. صندوقچه EQ آنها قفل است؛
۳. انسانها را به خوب و بد تقسیم میکنند؛
۴. با داده (Data) و مشورت تصمیم نمیگیرند؛
۵. با افراد تکراری معاشرت میکنند؛
۶. با معنای ریسک آشنایی ندارند؛
۷. به استقبال شکست نمیروند؛
۸. حتی در حد یک کتاب از فلاسفۀ بزرگ نخواندهاند؛
۹. دامنۀ واژگان آنها بسیار محدود است؛
۱۰. برای انجام کارها، ذهن خود را نمیتوانند به دپارتمانهای دهگانه تقسیم کنند؛
۱۱. به پیامدهای سخن و رفتار خود بی توجهاند؛
۱۲. بر پرخاشهای خود کنترل ندارند ؛
۱۳. با ویژگیهای مثبت و منفی طبع بشر آشنایی محدودی دارند؛
۱۴. ۹۵ درصد حرف میزنند، ۵ درصد سؤال میکنند؛
۱۵. اکثریت مطلق حرفهایشان تکراری است؛
۱۶. قدرشناس نیستند؛
۱۷. آداب نگه داشتن دوست را نمیدانند؛
۱۸. از افراد بهتر از خود هراس دارند؛
۱۹. با زیباییها، رنگ و سکوت انس ندارند؛
۲۰. ظرفیت به تأخیر انداختن واکنش خود تا یک ماه و حتی یک سال را ندارند؛
۲۱. فکر میکنند Perfect هستند؛
۲۲. Propaganda در آنها تأثیر بسزایی دارد؛
۲۳. به جزئیات بیتوجهاند؛
۲۴. یک سؤال را از ده نفر با دیدگاههای گوناگون نمیپرسند؛
۲۵. کوتاه آمدن را ضعف میپندارند؛
۲۶. دائماً در حال قضاوت بدون پشتوانه هستند؛
۲۷. انتظاراتشان از دیگران بیشتر از انتظاراتشان از خودشان است؛
۲۸. منحنی زندگیشان افقی است؛
۲۹. دایرۀ غرایز آنها فعال ولی دایرۀ فکرآنها منجمد است؛
۳۰. نمیدانند تغییر یعنی فکرتعطیل نیست.
ارسال نظر (https://sariolghalam.com/2025/09/02/سی-ویژگی-کسانی-که-خیلی-اشتباه-میکنند/)
کانال تلگرام 👇
https://t.me/sariolghalam
محمود سریعالقلم
۱. حتی سه صفحه در مورد خودشان نمیتوانند بنویسند؛
۲. صندوقچه EQ آنها قفل است؛
۳. انسانها را به خوب و بد تقسیم میکنند؛
۴. با داده (Data) و مشورت تصمیم نمیگیرند؛
۵. با افراد تکراری معاشرت میکنند؛
۶. با معنای ریسک آشنایی ندارند؛
۷. به استقبال شکست نمیروند؛
۸. حتی در حد یک کتاب از فلاسفۀ بزرگ نخواندهاند؛
۹. دامنۀ واژگان آنها بسیار محدود است؛
۱۰. برای انجام کارها، ذهن خود را نمیتوانند به دپارتمانهای دهگانه تقسیم کنند؛
۱۱. به پیامدهای سخن و رفتار خود بی توجهاند؛
۱۲. بر پرخاشهای خود کنترل ندارند ؛
۱۳. با ویژگیهای مثبت و منفی طبع بشر آشنایی محدودی دارند؛
۱۴. ۹۵ درصد حرف میزنند، ۵ درصد سؤال میکنند؛
۱۵. اکثریت مطلق حرفهایشان تکراری است؛
۱۶. قدرشناس نیستند؛
۱۷. آداب نگه داشتن دوست را نمیدانند؛
۱۸. از افراد بهتر از خود هراس دارند؛
۱۹. با زیباییها، رنگ و سکوت انس ندارند؛
۲۰. ظرفیت به تأخیر انداختن واکنش خود تا یک ماه و حتی یک سال را ندارند؛
۲۱. فکر میکنند Perfect هستند؛
۲۲. Propaganda در آنها تأثیر بسزایی دارد؛
۲۳. به جزئیات بیتوجهاند؛
۲۴. یک سؤال را از ده نفر با دیدگاههای گوناگون نمیپرسند؛
۲۵. کوتاه آمدن را ضعف میپندارند؛
۲۶. دائماً در حال قضاوت بدون پشتوانه هستند؛
۲۷. انتظاراتشان از دیگران بیشتر از انتظاراتشان از خودشان است؛
۲۸. منحنی زندگیشان افقی است؛
۲۹. دایرۀ غرایز آنها فعال ولی دایرۀ فکرآنها منجمد است؛
۳۰. نمیدانند تغییر یعنی فکرتعطیل نیست.
ارسال نظر (https://sariolghalam.com/2025/09/02/سی-ویژگی-کسانی-که-خیلی-اشتباه-میکنند/)
کانال تلگرام 👇
https://t.me/sariolghalam
دکتر محمود سریع القلم
سی ویژگی کسانی که خیلی اشتباه میکنند | دکتر محمود سریع القلم
سی ویژگی کسانی که خیلی اشتباه میکنند ۱. حتی سه صفحه در مورد خودشان نمیتوانند بنویسند؛ ۲. صندوقچه EQ
❤2
✳️ مدیریت نبوغ بینظمها و قانونشکنها
✅ در هر سازمان، نیروهایی وجود دارند که با وجود استعداد و خلاقیت بالا، به دلیل بینظمی و قانونشکنی (از دیر رسیدن تا بیتوجهی به سلسلهمراتب)، چالشبرانگیز میشوند. مدیریت آنها نیازمند تعادلی ظریف میان کنترل و آزادی است.
■ چرا افراد با استعداد گاهی قانونشکن میشوند؟
🔹 ذهن خلاق مرز نمیشناسد و قوانین را محدودیت میبیند.
🔹 تمرکز آنها بر نتیجه است، نه فرآیند.
🔹 قوانین غیرکارآمد برایشان بیمعنیاند.
🔹 اعتمادبهنفس بالا باعث میشود خود را فراتر از چارچوب حس کنند.
🔆 راهکارهای مدیریت استعدادهای بینظم:
1️⃣ بازنویسی قوانین، نه صرفا اجرا
قوانین قدیمی و دستوپاگیر باید اصلاح شوند تا هدفمند و ارزشمحور باشند.
2️⃣ مرزهای واضح اما انعطافپذیر
به آنها «قاب» بدهید، نه «زنجیر»؛ خط قرمزها روشن باشد اما در روش اجرا آزادی داشته باشند.
3️⃣ تبدیل انرژی قانونشکنی به نوآوری
بخشی از وقتشان را برای آزمایش ایدههای جدید اختصاص دهید.
4️⃣ سپردن مسئولیت به جای دستور
حس مالکیت پروژهها، آنها را مسئولیتپذیر میکند.
5️⃣ گفتوگوی شفاف، نه برخورد دستوری
بهجای سرکوب، با پرسشگری ریشه رفتارشان را بشناسید.
6️⃣ نظام پاداش بر اساس نتیجه و رفتار
هم کیفیت خروجی و هم رعایت قوانین کلیدی باید سنجیده شود.
7️⃣ تیمسازی هوشمندانه
کنار افراد ساختارمند و منعطف قرار بگیرند، نه محافظهکاران سختگیر.
8️⃣ حفظ مرزهای عاطفی
بینظمی را حمله شخصی نبینید؛ حرفهای تحلیل کنید.
🎯 جمعبندی
✅ نیروهای بااستعداد اما بینظم، مثل شمشیر دولبهاند. اگر درست مدیریت شوند، موتور نوآوریاند؛ وگرنه تعادل تیم را برهم میزنند. هنر مدیریت در «آزادی کنترلشده» است: آزادی برای شکوفایی خلاقیت، همراه با حفظ ساختار سازمان.
📝 منبع:
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4209230
✅ در هر سازمان، نیروهایی وجود دارند که با وجود استعداد و خلاقیت بالا، به دلیل بینظمی و قانونشکنی (از دیر رسیدن تا بیتوجهی به سلسلهمراتب)، چالشبرانگیز میشوند. مدیریت آنها نیازمند تعادلی ظریف میان کنترل و آزادی است.
■ چرا افراد با استعداد گاهی قانونشکن میشوند؟
🔹 ذهن خلاق مرز نمیشناسد و قوانین را محدودیت میبیند.
🔹 تمرکز آنها بر نتیجه است، نه فرآیند.
🔹 قوانین غیرکارآمد برایشان بیمعنیاند.
🔹 اعتمادبهنفس بالا باعث میشود خود را فراتر از چارچوب حس کنند.
🔆 راهکارهای مدیریت استعدادهای بینظم:
1️⃣ بازنویسی قوانین، نه صرفا اجرا
قوانین قدیمی و دستوپاگیر باید اصلاح شوند تا هدفمند و ارزشمحور باشند.
2️⃣ مرزهای واضح اما انعطافپذیر
به آنها «قاب» بدهید، نه «زنجیر»؛ خط قرمزها روشن باشد اما در روش اجرا آزادی داشته باشند.
3️⃣ تبدیل انرژی قانونشکنی به نوآوری
بخشی از وقتشان را برای آزمایش ایدههای جدید اختصاص دهید.
4️⃣ سپردن مسئولیت به جای دستور
حس مالکیت پروژهها، آنها را مسئولیتپذیر میکند.
5️⃣ گفتوگوی شفاف، نه برخورد دستوری
بهجای سرکوب، با پرسشگری ریشه رفتارشان را بشناسید.
6️⃣ نظام پاداش بر اساس نتیجه و رفتار
هم کیفیت خروجی و هم رعایت قوانین کلیدی باید سنجیده شود.
7️⃣ تیمسازی هوشمندانه
کنار افراد ساختارمند و منعطف قرار بگیرند، نه محافظهکاران سختگیر.
8️⃣ حفظ مرزهای عاطفی
بینظمی را حمله شخصی نبینید؛ حرفهای تحلیل کنید.
🎯 جمعبندی
✅ نیروهای بااستعداد اما بینظم، مثل شمشیر دولبهاند. اگر درست مدیریت شوند، موتور نوآوریاند؛ وگرنه تعادل تیم را برهم میزنند. هنر مدیریت در «آزادی کنترلشده» است: آزادی برای شکوفایی خلاقیت، همراه با حفظ ساختار سازمان.
📝 منبع:
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4209230
روزنامه دنیای اقتصاد
مدیریت نبوغ بینظمها و قانونشکنها
در هر سازمانی افرادی پیدا میشوند که بهوضوح استعداد، خلاقیت و تواناییهایی فراتر از میانگین دارند. آنها ایدههای نوآورانه میآورند، مسائل پیچیده را حل میکنند و گاهی با یک حرکت کل پروژه را نجات میدهند. اما بعضیهایشان یک چالش جدی دارند: بینظمی و قانونشکنی.از…
✳️ آژیر قرمز رشد نقدینگی در بهار ۱۴۰۴
✅ آمار بانک مرکزی نشان میدهد که رشد نقطهای نقدینگی در خرداد ۱۴۰۴ به ۳۲.۴ درصد رسیده که بیشترین سطح ۲۶ ماه اخیر است و از هدفگذاری ۲۵ تا ۳۰ درصدی فراتر رفته است.
🔹 پایه پولی در خرداد به ۱۴۴۴ هزار میلیارد تومان رسید و رشد ۱۲ ماهه آن ۲۹.۶ درصد بوده که نسبت به سال گذشته افزایش ۶.۲ واحد درصدی داشته است.
🔹 حدود یکسوم نقدینگی خلقشده در بهار امسال ناشی از استفاده دولت از تنخواهگردان خزانه بوده است.
🔹 مهمترین عوامل رشد نقدینگی شامل استقراض دولت، انتشار مازاد اوراق بدهی و خرید آن توسط بانکها، تسهیلات تکلیفی، آزادسازی سپرده قانونی و افزایش داراییهای خارجی بانک مرکزی بوده است.
👈 اقتصاددانان هشدار میدهند رشد سریع نقدینگی و پایه پولی بدون مهار کسری بودجه و ریسکهای سیاسی فشار تورمی شدیدی ایجاد خواهد کرد.
🔹 طرح کنترل ترازنامهای بانک مرکزی از سال ۱۴۰۱ بخشی از رشد نقدینگی را مهار کرده اما در سالهای اخیر به دلیل فشارهای مالی دولت و انتظارات تورمی کارایی آن کاهش یافته است. در صورت تداوم روند فعلی، نرخ رشد نقدینگی تا پایان سال میتواند به حدود ۳۸.۶ درصد برسد.
👈 کارشناسان تأکید دارند تنها با اصلاح حکمرانی اقتصادی، مدیریت کسری بودجه و کاهش ریسکهای سیاسی میتوان چشمانداز کنترل نقدینگی و تورم را تغییر داد.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4209351
✅ آمار بانک مرکزی نشان میدهد که رشد نقطهای نقدینگی در خرداد ۱۴۰۴ به ۳۲.۴ درصد رسیده که بیشترین سطح ۲۶ ماه اخیر است و از هدفگذاری ۲۵ تا ۳۰ درصدی فراتر رفته است.
🔹 پایه پولی در خرداد به ۱۴۴۴ هزار میلیارد تومان رسید و رشد ۱۲ ماهه آن ۲۹.۶ درصد بوده که نسبت به سال گذشته افزایش ۶.۲ واحد درصدی داشته است.
🔹 حدود یکسوم نقدینگی خلقشده در بهار امسال ناشی از استفاده دولت از تنخواهگردان خزانه بوده است.
🔹 مهمترین عوامل رشد نقدینگی شامل استقراض دولت، انتشار مازاد اوراق بدهی و خرید آن توسط بانکها، تسهیلات تکلیفی، آزادسازی سپرده قانونی و افزایش داراییهای خارجی بانک مرکزی بوده است.
👈 اقتصاددانان هشدار میدهند رشد سریع نقدینگی و پایه پولی بدون مهار کسری بودجه و ریسکهای سیاسی فشار تورمی شدیدی ایجاد خواهد کرد.
🔹 طرح کنترل ترازنامهای بانک مرکزی از سال ۱۴۰۱ بخشی از رشد نقدینگی را مهار کرده اما در سالهای اخیر به دلیل فشارهای مالی دولت و انتظارات تورمی کارایی آن کاهش یافته است. در صورت تداوم روند فعلی، نرخ رشد نقدینگی تا پایان سال میتواند به حدود ۳۸.۶ درصد برسد.
👈 کارشناسان تأکید دارند تنها با اصلاح حکمرانی اقتصادی، مدیریت کسری بودجه و کاهش ریسکهای سیاسی میتوان چشمانداز کنترل نقدینگی و تورم را تغییر داد.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4209351
روزنامه دنیای اقتصاد
آژیر قرمز رشد نقدینگی
آمار کلهای پولی بهار ۱۴۰۴ که توسط بانک مرکزی منتشر شده، نشان میدهد نرخ رشد نقدینگی به بیشترین مقدار 26ماه اخیر رسیدهاست. نقدینگی در خرداد رشد نقطهای 32.4درصد را ثبت کرده که بالاتر از هدفگذاری بانک مرکزی است. بررسیها نشان میدهد استفاده دولت از تنخواهگردان…
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️وزیر یا عمو سبزی فروش، کدامیک؟
مجتبی لشکربلوکی
با یکی از وزرای اسبق صحبت می کردم می گفت روزی به معاون اول گفتم آنقدر که مرا به جلسات دعوت می کنید، تفاوتی ندارد که وزیر این وزارت خانه من باشم [با مدرک دکتری و ۲۰ سال سابقه کشورداری] یا یک سبزی فروش. چون اصلا اجازه فکر کردن، تمرکز و راهبری موثر وزارت خانه را از من گرفته اید. یکی از مدیران می گفت: در سرزمینی زندگی میکنیم که مدیرانش بیشتر از هر جای جهان «جلسه میروند» و کمتر از هر جای جهان «تصمیم میگیرند».
نظام کشورداری و همچنین شرکت داری ما آفات زیادی دارد. از جمله اینکه مدیران ما شده اند علامه مجلسی! از این جلسه به آن جلسه! وقتی در یک نظام حکمرانی (دولت) یا مجموعه اقتصادی (شرکت خصوصی) جلسات زیاد است این نشانه یک بیماری جدی است و دست کم ۵ ریشه دارد:
شفاف نبودن رژیم تصمیم گیری: وقتی معلوم نیست چه کسی حق دارد در مورد چه چیزی تصمیم بگیرد، همه دور میز مینشینند تا ....
عدم توازن اختیارات و مسوولیت: وقتی برای هر کاری مثلا خرید خودرو دولتی باید جلسات در بالاترین سطوح دولت برگزار شود این یعنی اینکه واحد متولی اختیار لازم را ندارد و باید برای کوچک ترین تصمیمات تایید بقیه را بگیرد (مثال واقعی است)
تصمیم گریزی: وقتی قدرت و جسارت تصمیم گیری از مدیران گرفته می شود، مدیران چه می کنند؟ توزیع ریسک تصمیم! و جلسه تبدیل میشود به ابزاری برای تقسیم مسئولیت که بعدها هر چه شد بگویند ببین این که تصمیم من نبود، ما ده نفر همه با هم تصمیم گرفتیم. خیلی شفاف بخواهم بگویم در ساختار اداری ایران، خیلی وقت ها جلسه یعنی مسئولیتگریزی دستهجمعی!
فرهنگ نمایشی (Performative Culture) یا تئاتر مدیریتی یا شوآف سازمانی: در بسیاری سازمان ها جلسه بیشتر ابزاری است برای شوآف مشارکت و یا عملگرایی نمایشی، نه حل مسئله. اینکه بگوییم ما تا ساعت ۱۱ شب در جلسه بودیم افتخار نیست، نشان ناکارآمدی است. مثالی از تئاتر مدیریتی: یک بار به جلسه یکی از مدیران ارشد کشور دعوت شدم بدون اعلام موضوع دقیق. از دفترشان پرسیدم چند نفر دعوتند؟ گفتند۲۰ نفر! نرفتم. چرا؟ چون در جلسه ۲ساعته ای که وقت مفیدش ۹۰ دقیقه است با فرض حداقل ۱۰ دقیقه فرمایشات گهربار مدیر ارشد مربوطه، ۸۰ دقیقه وقت باقی می ماند برای ۲۰ نفر باقی مانده، یعنی نفری ۴ دقیقه. برای ۴ دقیقه اظهار نظر شتابزده بدون موضوع از پیش تعریف شده ۴ ساعت وقتم را در ترافیک و حضور در جلسه هدر ندادم.
بیاعتمادی به یکدیگر: وقتی مدیران به تصمیمهای یکدیگر اعتماد ندارند، همه میخواهند در جریان همهچیز باشند، و این یعنی جلسه برای هر چیزی!
☑️⭕️تجویز راهبردی
اشتباه نکنید جلسات یکی از مهم ترین ابزارهای مدیریت هستند در این شکی نیست. خود من در بسیاری جلسات شرکت می کنم و خواهم کرد. اصول برگزاری مدیریت جلسات، به هیچ وجه چیزی عجیبی نیست که بخواهم این جا آنها را بیان کنم. هر چند به تجربه دریافته ام بیان بدیهیات ساده گاهی اوقات ارایه کشفیات پیشرفته تلقی می شود. شما هر کتاب مدیریت جلسه رو به صورت تصادفی باز کنی اصولی دارد که ساده و کلیدی اند. در کنار آن ها می خواهم شش پیشنهاد غیرمتعارف را نیز مطرح کنم:
◽️گونهبندی جلسه: بدانیم هر جلسه ای که برگزار می کنیم چه جلسه ای است؟ دست کم ۱۰ گونه جلسه شناخته شده وجود دارد از جلسات ایده پردازی تا تصمیم گیری و... هر گونه جلسه یک شیوه مدیریت می طلبد. برخی رسمی برخی غیررسمی، برخی با جمع بندی برخی بدون جمع بندی، برخی با اعضای زیاد و برخی تاسقف ۶ نفر و ...
◽️عدم برگزاری جلسه: گاهی اوقات بهترین شیوه مدیریت جلسه، عدم برگزاری آن است. با تفویض اختیار کاری کنید که نیازی به اخذ تایید از دیگران وجود نداشته باشد.
◽️جلسات مکتوب: یک استارت آپ موفق ایرانی روش جالبی دارد. همه در یک ساعت خاص هر جایی باشند وارد صفحه گوگل داک می شوند و همزمان راجع به موضوعی که دستور جلسه است می نویسند و روی نوشته های هم کامنت می گذارند. اینگونه لازم نیست که یک نفر صحبت کند و بقیه گوش کنند و هر کسی خواست بدون مزاحمت برای دیگران می تواند بنویسد و بخواند.
◽️تایمر معکوس روی دیوار: یک ساعت دیجیتال بگذارید که دقیقهها را کم میکند؛ فشار روانی مثبت برای مختصر و مفیدگویی
◽️محدودیت کلمات: هر نفر در مورد هر موضوع فقط با N کلمه میتواند نظرش را بگوید. وقتی افراد مجبور به کوتاهگویی میشوند، مجبور می شوند قبل از حرف زدن فکر کنند نه حین حرف زدن!
◽️اعلام هزینه: روی تابلو بنویسید: هر دقیقه این جلسه X میلیون تومان هزینه دارد
این ها پیشنهادهای غیرمتعارف اند. شما اول پیشنهادهای متعارف رو اجرا کنید بعد بروید سراغ غیرمتعارف ها.
بین علامه مجلسی (کسانی که همیشه از این جلسه به آن جلسه می روند) و عمو سبزی فروش، دومی تمرکز و عقل معیشت بیشتری دارد
@Dr_lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
با یکی از وزرای اسبق صحبت می کردم می گفت روزی به معاون اول گفتم آنقدر که مرا به جلسات دعوت می کنید، تفاوتی ندارد که وزیر این وزارت خانه من باشم [با مدرک دکتری و ۲۰ سال سابقه کشورداری] یا یک سبزی فروش. چون اصلا اجازه فکر کردن، تمرکز و راهبری موثر وزارت خانه را از من گرفته اید. یکی از مدیران می گفت: در سرزمینی زندگی میکنیم که مدیرانش بیشتر از هر جای جهان «جلسه میروند» و کمتر از هر جای جهان «تصمیم میگیرند».
نظام کشورداری و همچنین شرکت داری ما آفات زیادی دارد. از جمله اینکه مدیران ما شده اند علامه مجلسی! از این جلسه به آن جلسه! وقتی در یک نظام حکمرانی (دولت) یا مجموعه اقتصادی (شرکت خصوصی) جلسات زیاد است این نشانه یک بیماری جدی است و دست کم ۵ ریشه دارد:
شفاف نبودن رژیم تصمیم گیری: وقتی معلوم نیست چه کسی حق دارد در مورد چه چیزی تصمیم بگیرد، همه دور میز مینشینند تا ....
عدم توازن اختیارات و مسوولیت: وقتی برای هر کاری مثلا خرید خودرو دولتی باید جلسات در بالاترین سطوح دولت برگزار شود این یعنی اینکه واحد متولی اختیار لازم را ندارد و باید برای کوچک ترین تصمیمات تایید بقیه را بگیرد (مثال واقعی است)
تصمیم گریزی: وقتی قدرت و جسارت تصمیم گیری از مدیران گرفته می شود، مدیران چه می کنند؟ توزیع ریسک تصمیم! و جلسه تبدیل میشود به ابزاری برای تقسیم مسئولیت که بعدها هر چه شد بگویند ببین این که تصمیم من نبود، ما ده نفر همه با هم تصمیم گرفتیم. خیلی شفاف بخواهم بگویم در ساختار اداری ایران، خیلی وقت ها جلسه یعنی مسئولیتگریزی دستهجمعی!
فرهنگ نمایشی (Performative Culture) یا تئاتر مدیریتی یا شوآف سازمانی: در بسیاری سازمان ها جلسه بیشتر ابزاری است برای شوآف مشارکت و یا عملگرایی نمایشی، نه حل مسئله. اینکه بگوییم ما تا ساعت ۱۱ شب در جلسه بودیم افتخار نیست، نشان ناکارآمدی است. مثالی از تئاتر مدیریتی: یک بار به جلسه یکی از مدیران ارشد کشور دعوت شدم بدون اعلام موضوع دقیق. از دفترشان پرسیدم چند نفر دعوتند؟ گفتند۲۰ نفر! نرفتم. چرا؟ چون در جلسه ۲ساعته ای که وقت مفیدش ۹۰ دقیقه است با فرض حداقل ۱۰ دقیقه فرمایشات گهربار مدیر ارشد مربوطه، ۸۰ دقیقه وقت باقی می ماند برای ۲۰ نفر باقی مانده، یعنی نفری ۴ دقیقه. برای ۴ دقیقه اظهار نظر شتابزده بدون موضوع از پیش تعریف شده ۴ ساعت وقتم را در ترافیک و حضور در جلسه هدر ندادم.
بیاعتمادی به یکدیگر: وقتی مدیران به تصمیمهای یکدیگر اعتماد ندارند، همه میخواهند در جریان همهچیز باشند، و این یعنی جلسه برای هر چیزی!
☑️⭕️تجویز راهبردی
اشتباه نکنید جلسات یکی از مهم ترین ابزارهای مدیریت هستند در این شکی نیست. خود من در بسیاری جلسات شرکت می کنم و خواهم کرد. اصول برگزاری مدیریت جلسات، به هیچ وجه چیزی عجیبی نیست که بخواهم این جا آنها را بیان کنم. هر چند به تجربه دریافته ام بیان بدیهیات ساده گاهی اوقات ارایه کشفیات پیشرفته تلقی می شود. شما هر کتاب مدیریت جلسه رو به صورت تصادفی باز کنی اصولی دارد که ساده و کلیدی اند. در کنار آن ها می خواهم شش پیشنهاد غیرمتعارف را نیز مطرح کنم:
◽️گونهبندی جلسه: بدانیم هر جلسه ای که برگزار می کنیم چه جلسه ای است؟ دست کم ۱۰ گونه جلسه شناخته شده وجود دارد از جلسات ایده پردازی تا تصمیم گیری و... هر گونه جلسه یک شیوه مدیریت می طلبد. برخی رسمی برخی غیررسمی، برخی با جمع بندی برخی بدون جمع بندی، برخی با اعضای زیاد و برخی تاسقف ۶ نفر و ...
◽️عدم برگزاری جلسه: گاهی اوقات بهترین شیوه مدیریت جلسه، عدم برگزاری آن است. با تفویض اختیار کاری کنید که نیازی به اخذ تایید از دیگران وجود نداشته باشد.
◽️جلسات مکتوب: یک استارت آپ موفق ایرانی روش جالبی دارد. همه در یک ساعت خاص هر جایی باشند وارد صفحه گوگل داک می شوند و همزمان راجع به موضوعی که دستور جلسه است می نویسند و روی نوشته های هم کامنت می گذارند. اینگونه لازم نیست که یک نفر صحبت کند و بقیه گوش کنند و هر کسی خواست بدون مزاحمت برای دیگران می تواند بنویسد و بخواند.
◽️تایمر معکوس روی دیوار: یک ساعت دیجیتال بگذارید که دقیقهها را کم میکند؛ فشار روانی مثبت برای مختصر و مفیدگویی
◽️محدودیت کلمات: هر نفر در مورد هر موضوع فقط با N کلمه میتواند نظرش را بگوید. وقتی افراد مجبور به کوتاهگویی میشوند، مجبور می شوند قبل از حرف زدن فکر کنند نه حین حرف زدن!
◽️اعلام هزینه: روی تابلو بنویسید: هر دقیقه این جلسه X میلیون تومان هزینه دارد
این ها پیشنهادهای غیرمتعارف اند. شما اول پیشنهادهای متعارف رو اجرا کنید بعد بروید سراغ غیرمتعارف ها.
بین علامه مجلسی (کسانی که همیشه از این جلسه به آن جلسه می روند) و عمو سبزی فروش، دومی تمرکز و عقل معیشت بیشتری دارد
@Dr_lashkarbolouki
❤2👌1
✳️ «اقتصاد فرمان میپذیرد؛ آموزه های انقلاب هزینه مبادله کوز و تجربه تاریخی ایران»
دکتر فرشاد مومنی
مقدمه
در ادبیات اقتصادی ایران، گاه عباراتی مطرح میشود که در نگاه نخست شاید جذاب به نظر آیند، اما با مبانی روششناختی اقتصاد بیگانهاند. از جمله این عبارات، گزاره «اقتصاد فرمان نمیپذیرد» است. تحلیل علمی نشان میدهد که چنین دیدگاهی ریشه در فقدان درک از تحولات نظری علم اقتصاد دارد و بیشتر بازتاب نفوذ منافع گروههای خاص است تا انعکاس یک حقیقت علمی. این گزارش با واکاوی انقلاب هزینه مبادله به ابتکار رونالد کوز، و بررسی نسبت آن با تجربه ایران در دوران جنگ و پس از جنگ، به تبیین این مسئله میپردازد.
۱. نقد گزاره «اقتصاد فرمان نمیپذیرد»
بهکارگیری عباراتی همچون «اقتصاد فرمان نمیپذیرد» از سوی برخی افراد، نشانگر فقدان ابتداییترین آشنایی با روششناسی علم اقتصاد است. این گزاره نهتنها با تجربه تاریخی ناسازگار است، بلکه با تحولات نظری اقتصاد مدرن نیز تضاد دارد.
۲. رونالد کوز و انقلاب هزینه مبادله
رونالد کوز نخستین بار در سال ۱۹۳۷ ایدههای خود درباره هزینه مبادله را منتشر ساخت. با این حال، جایزه نوبل اقتصاد دوسال پس از پایان جنگ سرد به او تعلق گرفت. این تأخیر ناشی از ملاحظات سیاسی بود؛ زیرا کار بزرگ کوز بیان این واقعیت بود که:بازار تنها ابزار هماهنگی اقتصادی نیست.«فرمان» نیز میتواند ابزار کارآمدی برای تخصیص منابع باشد.در شرایطی خاص، فرمان کاراتر از بازار عمل میکند.در سالهای جنگ سرد، پذیرش چنین ایدهای به معنای تقویت اردوگاه رقیب تلقی میشد و از همین رو نظریه او تا دههها در حاشیه نگاه داشته شد. اما پس از جنگ سرد، از او بهعنوان بنیانگذار «انقلاب هزینه مبادله» تجلیل شد.
۳. مضمون انقلاب هزینه مبادله
انقلاب هزینه مبادله به گفته اقتصاددانان، پس از انقلاب کینزی، دومین نقطه عطف بزرگ در علم اقتصاد محسوب میشود. پیام اصلی این تحول چنین است:
ایدئولوژی زدگی از بازار را به لحاظ علمی بی اعتباری مطلق بخشید.بازار همواره ابزار بهینه تخصیص منابع نیست.
هزینههای مبادله کمیتپذیر و قابل اندازهگیریاند.
در برخی مبادلات، عدم اتکا به بازار «حماقت» است.
در برخی دیگر، واگذاری به بازار ظلم به جامعه و نسلهای آینده است.بدین ترتیب، هرچه نظامهای اقتصادی-اجتماعی پیچیدهتر شوند، هزینههای مبادله افزایش یافته و اعتبار تحلیلهای قیاسمحور بازارگرایانه کاهش مییابد. در چنین شرایطی، اداره اقتصاد بر اساس «فرمان مبتنی بر خرد» میتواند کارآمدتر از اداره مبتنی بر بازار باشد. البته این فرمان باید بر پایه عقلانیت، سلامت مالی و استقلال ملی استوار باشد، نه بر پایه نفوذ قاچاقچیان یا نمایندگان منافع خارجی.
۴. تجربه ایران: مقایسه دوران جنگ و پس از جنگ
بررسی تجربه ایران نیز این مدعا را تأیید میکند.
در دوران جنگ، فرمانهای اقتصادی مبتنی بر خرد، مشارکت و سلامت مالی بودند. مسئولان کشور به منافع شخصی نیندیشیده و بهعنوان «امانتداران ملت ایران» عمل کردند. نتیجه آنکه در سختترین شرایط تاریخی، کشور توانست افتخارات و دستاوردهایی ارزشمند بیافریند.در دوره پس از جنگ، فرمانها تحت نفوذ سوداگران، رباخواران و منافع خارجی قرار گرفت. نتیجه، بروز بحرانها و ناکامیهای گسترده بود.این مقایسه نشان میدهد که فرمان در اقتصاد نهتنها ممکن است، بلکه در شرایط خاص میتواند بسیار کارآمدتر از بازار باشد.
۵. فریبهای سیاستگذاری: از جهانیسازی تا جایگزینی واردات
لیست در مواجهه با موج جهانی شدن اقتصاد در میانه قرن نوزدهم تأکید میکرد که هیچ عنصری به اندازه «سیاستگذاری اقتصادی بخردانه» نقش سرنوشتساز در توسعه ملی ندارد. این هشدار همچنان برای ایران معاصر درسآموز است.
۵.۱. فریب «اقتصاد فرمان نمیپذیرد»
چنانکه توضیح داده شد، این گزاره فاقد اعتبار علمی بوده و بیشتر ابزاری برای مشروعیتبخشی به منافع گروههای خاص است.
۵.۲. فریب «جایگزینی واردات محکوم به شکست است»
یکی دیگر از فریبهای رایج این است که سیاست جایگزینی واردات را محکوم به شکست میدانند. در حالیکه:
آدام اسمیت خود گواهی داده که دستاوردهای انگلستان نتیجه حمایتگرایی بوده است.لیست نیز در کتاب «اقتصاد ملی و اقتصاد جهانی» با ارائه دوازده مؤلفه، چارچوب جایگزینی واردات توسعهگرا را تبیین کرده است.
اما در شرایط استعماری، این سیاست بهصورت وارونه اجرا شده است: به نام جایگزینی واردات، توسعه واردات در دستور کار قرار گرفته است.
۶. تجربه تاریخی ایران در دوره پهلوی
دکتر فرشاد مومنی
مقدمه
در ادبیات اقتصادی ایران، گاه عباراتی مطرح میشود که در نگاه نخست شاید جذاب به نظر آیند، اما با مبانی روششناختی اقتصاد بیگانهاند. از جمله این عبارات، گزاره «اقتصاد فرمان نمیپذیرد» است. تحلیل علمی نشان میدهد که چنین دیدگاهی ریشه در فقدان درک از تحولات نظری علم اقتصاد دارد و بیشتر بازتاب نفوذ منافع گروههای خاص است تا انعکاس یک حقیقت علمی. این گزارش با واکاوی انقلاب هزینه مبادله به ابتکار رونالد کوز، و بررسی نسبت آن با تجربه ایران در دوران جنگ و پس از جنگ، به تبیین این مسئله میپردازد.
۱. نقد گزاره «اقتصاد فرمان نمیپذیرد»
بهکارگیری عباراتی همچون «اقتصاد فرمان نمیپذیرد» از سوی برخی افراد، نشانگر فقدان ابتداییترین آشنایی با روششناسی علم اقتصاد است. این گزاره نهتنها با تجربه تاریخی ناسازگار است، بلکه با تحولات نظری اقتصاد مدرن نیز تضاد دارد.
۲. رونالد کوز و انقلاب هزینه مبادله
رونالد کوز نخستین بار در سال ۱۹۳۷ ایدههای خود درباره هزینه مبادله را منتشر ساخت. با این حال، جایزه نوبل اقتصاد دوسال پس از پایان جنگ سرد به او تعلق گرفت. این تأخیر ناشی از ملاحظات سیاسی بود؛ زیرا کار بزرگ کوز بیان این واقعیت بود که:بازار تنها ابزار هماهنگی اقتصادی نیست.«فرمان» نیز میتواند ابزار کارآمدی برای تخصیص منابع باشد.در شرایطی خاص، فرمان کاراتر از بازار عمل میکند.در سالهای جنگ سرد، پذیرش چنین ایدهای به معنای تقویت اردوگاه رقیب تلقی میشد و از همین رو نظریه او تا دههها در حاشیه نگاه داشته شد. اما پس از جنگ سرد، از او بهعنوان بنیانگذار «انقلاب هزینه مبادله» تجلیل شد.
۳. مضمون انقلاب هزینه مبادله
انقلاب هزینه مبادله به گفته اقتصاددانان، پس از انقلاب کینزی، دومین نقطه عطف بزرگ در علم اقتصاد محسوب میشود. پیام اصلی این تحول چنین است:
ایدئولوژی زدگی از بازار را به لحاظ علمی بی اعتباری مطلق بخشید.بازار همواره ابزار بهینه تخصیص منابع نیست.
هزینههای مبادله کمیتپذیر و قابل اندازهگیریاند.
در برخی مبادلات، عدم اتکا به بازار «حماقت» است.
در برخی دیگر، واگذاری به بازار ظلم به جامعه و نسلهای آینده است.بدین ترتیب، هرچه نظامهای اقتصادی-اجتماعی پیچیدهتر شوند، هزینههای مبادله افزایش یافته و اعتبار تحلیلهای قیاسمحور بازارگرایانه کاهش مییابد. در چنین شرایطی، اداره اقتصاد بر اساس «فرمان مبتنی بر خرد» میتواند کارآمدتر از اداره مبتنی بر بازار باشد. البته این فرمان باید بر پایه عقلانیت، سلامت مالی و استقلال ملی استوار باشد، نه بر پایه نفوذ قاچاقچیان یا نمایندگان منافع خارجی.
۴. تجربه ایران: مقایسه دوران جنگ و پس از جنگ
بررسی تجربه ایران نیز این مدعا را تأیید میکند.
در دوران جنگ، فرمانهای اقتصادی مبتنی بر خرد، مشارکت و سلامت مالی بودند. مسئولان کشور به منافع شخصی نیندیشیده و بهعنوان «امانتداران ملت ایران» عمل کردند. نتیجه آنکه در سختترین شرایط تاریخی، کشور توانست افتخارات و دستاوردهایی ارزشمند بیافریند.در دوره پس از جنگ، فرمانها تحت نفوذ سوداگران، رباخواران و منافع خارجی قرار گرفت. نتیجه، بروز بحرانها و ناکامیهای گسترده بود.این مقایسه نشان میدهد که فرمان در اقتصاد نهتنها ممکن است، بلکه در شرایط خاص میتواند بسیار کارآمدتر از بازار باشد.
۵. فریبهای سیاستگذاری: از جهانیسازی تا جایگزینی واردات
لیست در مواجهه با موج جهانی شدن اقتصاد در میانه قرن نوزدهم تأکید میکرد که هیچ عنصری به اندازه «سیاستگذاری اقتصادی بخردانه» نقش سرنوشتساز در توسعه ملی ندارد. این هشدار همچنان برای ایران معاصر درسآموز است.
۵.۱. فریب «اقتصاد فرمان نمیپذیرد»
چنانکه توضیح داده شد، این گزاره فاقد اعتبار علمی بوده و بیشتر ابزاری برای مشروعیتبخشی به منافع گروههای خاص است.
۵.۲. فریب «جایگزینی واردات محکوم به شکست است»
یکی دیگر از فریبهای رایج این است که سیاست جایگزینی واردات را محکوم به شکست میدانند. در حالیکه:
آدام اسمیت خود گواهی داده که دستاوردهای انگلستان نتیجه حمایتگرایی بوده است.لیست نیز در کتاب «اقتصاد ملی و اقتصاد جهانی» با ارائه دوازده مؤلفه، چارچوب جایگزینی واردات توسعهگرا را تبیین کرده است.
اما در شرایط استعماری، این سیاست بهصورت وارونه اجرا شده است: به نام جایگزینی واردات، توسعه واردات در دستور کار قرار گرفته است.
۶. تجربه تاریخی ایران در دوره پهلوی
ادامه ازقبل👆
مطالعه مسعود کارشناس درباره تجربه صنعتیشدن ایران در دوره پهلوی نشان میدهد که:
در سال ۱۳۴۲ کل واردات ایران کمتر از ۲۰۰ میلیون دلار بود.
در سال ۱۳۵۶، واردات کالاهای واسطهای، مواد اولیه و ماشینآلات به بیش از ۱۰ میلیارد دلار رسید.
به بیان دیگر، طی پانزده سال، واردات مواد اولیه و ماشینآلات ۵۰ برابر شد.
این ارقام نشان میدهد که آنچه در عمل رخ داد نه جایگزینی واردات، بلکه گسترش واردات بود. به همین دلیل، ادعای شکست سیاست جایگزینی واردات در ایران با واقعیت انطباق ندارد، زیرا اساساً چنین سیاستی به معنای واقعی کلمه پیاده نشد.
۷. وضعیت کنونی ایران
امروزه نیز حمایتهای گمرکی در ایران هیچ نسبتی با ارتقای بنیه تولید ملی ندارند. این حمایتها عمدتاً در خدمت تأمین نیازهای مالی دولت رانتی مبتلا به کسری بودجه مزمناند. در چنین شرایطی، هیچ سطحی از استانداردهای حمایت توسعهگرا وجود ندارد.
■نتیجهگیری:تحلیل اندیشههای رونالد کوز، فردریک لیست و تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که:
فرمان در اقتصاد، در شرایط خاص، میتواند کارآمدتر از بازار باشد.گزاره «اقتصاد فرمان نمیپذیرد» فاقد اعتبار علمی و بیشتر بازتاب نفوذ منافع گروههای خاص است.
سیاست جایگزینی واردات، اگر در چارچوب علمی و توسعهگرا اجرا شود، یکی از ابزارهای کلیدی توسعه است.
تجربه تاریخی ایران در دوران پس از جنگ و پهلوی نشان میدهد که انحراف از این اصول چگونه منجر به توسعه واردات و وابستگی شده است.
● بنابراین، برای ایران امروز، بازگشت به اصول «سیاستگذاری بخردانه»، «فرمان مبتنی بر خرد»، و «حمایت هوشمندانه از تولید ملی» ضرورتی اجتنابناپذیر است.
مطالعه مسعود کارشناس درباره تجربه صنعتیشدن ایران در دوره پهلوی نشان میدهد که:
در سال ۱۳۴۲ کل واردات ایران کمتر از ۲۰۰ میلیون دلار بود.
در سال ۱۳۵۶، واردات کالاهای واسطهای، مواد اولیه و ماشینآلات به بیش از ۱۰ میلیارد دلار رسید.
به بیان دیگر، طی پانزده سال، واردات مواد اولیه و ماشینآلات ۵۰ برابر شد.
این ارقام نشان میدهد که آنچه در عمل رخ داد نه جایگزینی واردات، بلکه گسترش واردات بود. به همین دلیل، ادعای شکست سیاست جایگزینی واردات در ایران با واقعیت انطباق ندارد، زیرا اساساً چنین سیاستی به معنای واقعی کلمه پیاده نشد.
۷. وضعیت کنونی ایران
امروزه نیز حمایتهای گمرکی در ایران هیچ نسبتی با ارتقای بنیه تولید ملی ندارند. این حمایتها عمدتاً در خدمت تأمین نیازهای مالی دولت رانتی مبتلا به کسری بودجه مزمناند. در چنین شرایطی، هیچ سطحی از استانداردهای حمایت توسعهگرا وجود ندارد.
■نتیجهگیری:تحلیل اندیشههای رونالد کوز، فردریک لیست و تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که:
فرمان در اقتصاد، در شرایط خاص، میتواند کارآمدتر از بازار باشد.گزاره «اقتصاد فرمان نمیپذیرد» فاقد اعتبار علمی و بیشتر بازتاب نفوذ منافع گروههای خاص است.
سیاست جایگزینی واردات، اگر در چارچوب علمی و توسعهگرا اجرا شود، یکی از ابزارهای کلیدی توسعه است.
تجربه تاریخی ایران در دوران پس از جنگ و پهلوی نشان میدهد که انحراف از این اصول چگونه منجر به توسعه واردات و وابستگی شده است.
● بنابراین، برای ایران امروز، بازگشت به اصول «سیاستگذاری بخردانه»، «فرمان مبتنی بر خرد»، و «حمایت هوشمندانه از تولید ملی» ضرورتی اجتنابناپذیر است.
✳️ نوآوری بزرگ (مثل News Feed) نتیجهی تکامل تدریجی محصول است، نه تصمیم ناگهانی.
✅ نوآوري يعني حل مشكلي، نه زدن شركتي
■ معرفی ویدئو مصاحبه سم آلتمن و مارک زاکربرگ:
"Mark Zuckerberg : How to Build the Future"
🔹مارک زاکربرگ در این گفتوگو از مسیر ساخت فیسبوک و دیدگاهش برای آینده میگوید. برخی از نکات آموزنده:
● با حل یک مشکل واقعی شروع کنید، نه با ایدهی «شرکت زدن».
● مارک در کنار علوم کامپیوتر، روانشناسی هم خوانده است؛ همین موضوع به او کمک کرد بفهمد مردم چقدر به ارتباط و شناخت علایق دیگران نیاز دارند.
● پروژههای کوچک اولیه میتوانند عطش واقعی جامعه را نشان دهند.
● گوش دادن به کاربر و پیروی از استقبال او، کلید رشد پایدار است.
● ایمان به ارزش کار، تنها چیزی است که شما را از سختترین تصمیمها عبور میدهد.
● شرکت موفق مثل یک موجود یادگیرنده است؛ یادگیری سریع = مزیت رقابتی.
● نوآوری بزرگ (مثل News Feed) نتیجهی تکامل تدریجی محصول است، نه تصمیم ناگهانی.
● تیم رشد و تمرکز روی تجربه کاربر، موتور اصلی توسعه فیسبوک بود.
● در استخدام، روی استعداد و انگیزه تمرکز کنید، نه فقط سابقه.
● نقشه راه ۱۰ ساله: (مصاحبه مربوط به سال 2016 است)
🔹 اتصال همه جهان به اینترنت
🔹 هوش مصنوعی برای سلامت و ایمنی
🔹 واقعیت مجازی و افزوده بهعنوان پلتفرم بعدی
● نگاه به آینده و نسل جوان: مهمترین توصیه به جوانان این است که روی تغییرات مثبت برای دنیا تمرکز کنید، نه صرفاً دنبال ساخت شرکت یا پول باشید.
🎥 مشاهده در یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=Lb4IcGF5iTQ
برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ نوآوري يعني حل مشكلي، نه زدن شركتي
■ معرفی ویدئو مصاحبه سم آلتمن و مارک زاکربرگ:
"Mark Zuckerberg : How to Build the Future"
🔹مارک زاکربرگ در این گفتوگو از مسیر ساخت فیسبوک و دیدگاهش برای آینده میگوید. برخی از نکات آموزنده:
● با حل یک مشکل واقعی شروع کنید، نه با ایدهی «شرکت زدن».
● مارک در کنار علوم کامپیوتر، روانشناسی هم خوانده است؛ همین موضوع به او کمک کرد بفهمد مردم چقدر به ارتباط و شناخت علایق دیگران نیاز دارند.
● پروژههای کوچک اولیه میتوانند عطش واقعی جامعه را نشان دهند.
● گوش دادن به کاربر و پیروی از استقبال او، کلید رشد پایدار است.
● ایمان به ارزش کار، تنها چیزی است که شما را از سختترین تصمیمها عبور میدهد.
● شرکت موفق مثل یک موجود یادگیرنده است؛ یادگیری سریع = مزیت رقابتی.
● نوآوری بزرگ (مثل News Feed) نتیجهی تکامل تدریجی محصول است، نه تصمیم ناگهانی.
● تیم رشد و تمرکز روی تجربه کاربر، موتور اصلی توسعه فیسبوک بود.
● در استخدام، روی استعداد و انگیزه تمرکز کنید، نه فقط سابقه.
● نقشه راه ۱۰ ساله: (مصاحبه مربوط به سال 2016 است)
🔹 اتصال همه جهان به اینترنت
🔹 هوش مصنوعی برای سلامت و ایمنی
🔹 واقعیت مجازی و افزوده بهعنوان پلتفرم بعدی
● نگاه به آینده و نسل جوان: مهمترین توصیه به جوانان این است که روی تغییرات مثبت برای دنیا تمرکز کنید، نه صرفاً دنبال ساخت شرکت یا پول باشید.
🎥 مشاهده در یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=Lb4IcGF5iTQ
برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
YouTube
Mark Zuckerberg : How to Build the Future
Mark is a cofounder of Facebook.
Facebook is one of the most influential companies in the history of the world. Over 1.1 billion people use it every day.
Access podcast and transcript versions of this interview here:
http://www.ycombinator.com/future/mark/…
Facebook is one of the most influential companies in the history of the world. Over 1.1 billion people use it every day.
Access podcast and transcript versions of this interview here:
http://www.ycombinator.com/future/mark/…
❤1
✳️ ... با یادگیری وبکاربستن این ۹ قانون(اصول)می توانی به توسعه و موفقیت خودت کمک کنی!
۱. اصل ستاره قطبی
بدون هدف روشن، هیچوقت به جایی نمیرسی.
یه چشمانداز بلندمدت داشته باش و بر اساسش عمل کن.
۲. قانون وارونگی
به جای دنبال کردن نبوغ، از حماقت دوری کن.
بپرس: «چطور ممکنه شکست بخورم؟» بعد از اون مسیر دوری کن.
۳. قانون پارکینسون
«کار به اندازه زمانی که براش داری کش میاد.»
زمانت رو محدود کن تا تمرکز و بهرهوریت بیشتر بشه.
۴. اصل پارتو (قانون ۸۰/۲۰)
۸۰٪ نتایج از ۲۰٪ تلاشها میاد.
روی کارهایی تمرکز کن که بیشترین ارزش رو خلق میکنن.
۵. اصل پیتر
آدما معمولاً به سطح کسایی که بالادستشون هستن میرسن.
اگه میخوای ازشون جلو بزنی، باید همیشه در حال یادگیری باشی.
۶. قانون بازده نزولی
بعد از یه نقطه، هر تلاش اضافه نتیجه کمتری میده.
یاد بگیر کی دست بکشی، وقتی تلاشت با نتیجه همخونی نداره.
۷. قانون گال
یه سیستم پیچیده، در اصل یه سیستم سادهست با کلی افزودنی بیفایده.
ساده شروع کن و به رویکرد «حداقل محصول قابلعرضه» پایبند باش.
۸. قانون گودهارت
کورکورانه دنبال بهینهسازی معیارها (مثل نمره یا شاخصهای عملکرد) نباش.
روی ارزش واقعی پشت این معیارها تمرکز کن.
۹. اصل کمترین تلاش (قانون زیپف)
آدما همیشه سادهترین مسیر رو انتخاب میکنن.
وقتی چیزی میسازی، سعی کن بدون اصطکاک باشه.
۱. اصل ستاره قطبی
بدون هدف روشن، هیچوقت به جایی نمیرسی.
یه چشمانداز بلندمدت داشته باش و بر اساسش عمل کن.
۲. قانون وارونگی
به جای دنبال کردن نبوغ، از حماقت دوری کن.
بپرس: «چطور ممکنه شکست بخورم؟» بعد از اون مسیر دوری کن.
۳. قانون پارکینسون
«کار به اندازه زمانی که براش داری کش میاد.»
زمانت رو محدود کن تا تمرکز و بهرهوریت بیشتر بشه.
۴. اصل پارتو (قانون ۸۰/۲۰)
۸۰٪ نتایج از ۲۰٪ تلاشها میاد.
روی کارهایی تمرکز کن که بیشترین ارزش رو خلق میکنن.
۵. اصل پیتر
آدما معمولاً به سطح کسایی که بالادستشون هستن میرسن.
اگه میخوای ازشون جلو بزنی، باید همیشه در حال یادگیری باشی.
۶. قانون بازده نزولی
بعد از یه نقطه، هر تلاش اضافه نتیجه کمتری میده.
یاد بگیر کی دست بکشی، وقتی تلاشت با نتیجه همخونی نداره.
۷. قانون گال
یه سیستم پیچیده، در اصل یه سیستم سادهست با کلی افزودنی بیفایده.
ساده شروع کن و به رویکرد «حداقل محصول قابلعرضه» پایبند باش.
۸. قانون گودهارت
کورکورانه دنبال بهینهسازی معیارها (مثل نمره یا شاخصهای عملکرد) نباش.
روی ارزش واقعی پشت این معیارها تمرکز کن.
۹. اصل کمترین تلاش (قانون زیپف)
آدما همیشه سادهترین مسیر رو انتخاب میکنن.
وقتی چیزی میسازی، سعی کن بدون اصطکاک باشه.
👍3
سناریوهای پیش رو بعدازاجرای اسنپ بک
دراخراج این۴کارمند شک نکنید؟