همدلی💞
زندگی خوب؟!
✳️ تصمیمگیری شهودی مدیران
✅ در دنیای پیچیده مدیریت، جایی که دادهها و تحلیلهای کلان به ستونهای اصلی تصمیمگیری تبدیل شدهاند، "تصمیمگیری شهودی" بهعنوان یک ابزار مکمل و قدرتمند مورد توجه قرار گرفته است. برخلاف تصور رایج که شهود را غیرعلمی میداند، مطالعات نشان میدهد که ترکیب تجربه، دانش ضمنی و شهود میتواند به تصمیمهای سریع و مؤثر منجر شود.
https://t.me/ExecutiveManagement
■ چگونه مدیران میتوانند از این توانایی نهفته بهره ببرند؟
تحقیقات نشان میدهد که مدیرانی که شهود خود را با تحلیل دادهها ترکیب میکنند، در ۶۵ درصد موارد تصمیمات دقیقتری نسبت به کسانی که صرفاً به دادهها وابستهاند، اتخاذ میکنند.
■ استیو جابز، بنیانگذار اپل، بارها به نقش شهود خود در طراحی محصولاتی مانند آیفون اشاره کرد. او معتقد بود که شهود، درک عمیقی از نیازهای پنهان مشتریان را ممکن میسازد. این رویکرد به اپل کمک کرد تا محصولاتی خلق کند که نهتنها بازار را رهبری کردند، بلکه فرهنگ مصرف را نیز بازتعریف نمودند.
■ ۳ گام عملی برای تقویت تصمیمگیری شهودی:
● تجربههای گذشته را بازتاب دهید؛ هرچه بیشتر از موفقیتها و شکستهای خود درس بگیرید، شهود شما دقیقتر میشود.
● در موقعیتهای کمریسک، به شهود خود فرصت دهید. برای مثال، در انتخاب یک ایده خلاقانه برای کمپین بازاریابی، گاهی به حس درونی خود اعتماد کنید.
● شهود را با دادهها متعادل کنید. شهود زمانی قدرتمند است که با تحلیلهای منطقی پشتیبانی شود.
■ تصمیمگیری شهودی به مدیران میآموزد که هنر رهبری، در یافتن تعادل بین منطق و احساس نهفته است. در جهانی که سرعت و عدم قطعیت حاکم است، شهود میتواند شما را یک گام جلوتر از رقبا قرار دهد.
راهنامه مدیر https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در دنیای پیچیده مدیریت، جایی که دادهها و تحلیلهای کلان به ستونهای اصلی تصمیمگیری تبدیل شدهاند، "تصمیمگیری شهودی" بهعنوان یک ابزار مکمل و قدرتمند مورد توجه قرار گرفته است. برخلاف تصور رایج که شهود را غیرعلمی میداند، مطالعات نشان میدهد که ترکیب تجربه، دانش ضمنی و شهود میتواند به تصمیمهای سریع و مؤثر منجر شود.
https://t.me/ExecutiveManagement
■ چگونه مدیران میتوانند از این توانایی نهفته بهره ببرند؟
تحقیقات نشان میدهد که مدیرانی که شهود خود را با تحلیل دادهها ترکیب میکنند، در ۶۵ درصد موارد تصمیمات دقیقتری نسبت به کسانی که صرفاً به دادهها وابستهاند، اتخاذ میکنند.
■ استیو جابز، بنیانگذار اپل، بارها به نقش شهود خود در طراحی محصولاتی مانند آیفون اشاره کرد. او معتقد بود که شهود، درک عمیقی از نیازهای پنهان مشتریان را ممکن میسازد. این رویکرد به اپل کمک کرد تا محصولاتی خلق کند که نهتنها بازار را رهبری کردند، بلکه فرهنگ مصرف را نیز بازتعریف نمودند.
■ ۳ گام عملی برای تقویت تصمیمگیری شهودی:
● تجربههای گذشته را بازتاب دهید؛ هرچه بیشتر از موفقیتها و شکستهای خود درس بگیرید، شهود شما دقیقتر میشود.
● در موقعیتهای کمریسک، به شهود خود فرصت دهید. برای مثال، در انتخاب یک ایده خلاقانه برای کمپین بازاریابی، گاهی به حس درونی خود اعتماد کنید.
● شهود را با دادهها متعادل کنید. شهود زمانی قدرتمند است که با تحلیلهای منطقی پشتیبانی شود.
■ تصمیمگیری شهودی به مدیران میآموزد که هنر رهبری، در یافتن تعادل بین منطق و احساس نهفته است. در جهانی که سرعت و عدم قطعیت حاکم است، شهود میتواند شما را یک گام جلوتر از رقبا قرار دهد.
راهنامه مدیر https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ رهبری منابع انسانی در طوفان جنگ: ایستادن بر مرز انسانیت و بقا
✍🏻 دکتر مینا خوئینی
✅ در میانه بحرانهای شدید مانند جنگ، نخستین حوزهای که بیش از هر چیز در معرض تهدید قرار میگیرد، سرمایه انسانی سازمانهاست. جنگ تنها میدان نبرد نظامی نیست؛ بلکه صحنهای است که در آن، جان و روان کارکنان نیز هدف گرفته میشود. در چنین وضعیتی، "نقش رهبران منابع انسانی نهتنها پررنگ، بلکه حیاتی و نجاتبخش "است.
■ رهبران آگاه میدانند که امنیت روانی، در برابر بمباران اطلاعات، نااطمینانی و فشارهای محیطی، نخستین نیاز نیروی انسانی است. آنان با ایجاد ارتباط شفاف، تصمیمات منسجم و صداقت در کلام، فضای اعتماد را حفظ میکنند. حتی وقتی پاسخ قطعی برای همه چیز وجود ندارد، سکوت نمیکنند. شفافیتشان، پیامی روشن دارد: «ما با هم هستیم، حتی در دل تاریکی».
■ سبک رهبری در بحران: میان کنترل، رهاسازی و اصالت
در دل جنگ، سبک رهبری باید سیال و موقعیتی باشد. گاهی رهبر باید مقتدرانه و سریع تصمیم بگیرد تا از تهدیدی فوری عبور کند؛ گاهی دیگر، باید دلهای نگران را با مشارکت، گوشسپاری و مهربانی آرام کند. این توانایی انعطاف از هدایت قاطع به توانمندسازی، تفاوت رهبران بحرانزی با مدیران روزمره است.
■ اما در این مسیر، دو تله مدیریتی رایج و آسیبزا وجود دارد که بسیاری از رهبران ناخواسته در آن گرفتار میشوند:
■ تلهی میکرومدیری (Micromanagement)
در این تله، رهبر بهواسطه اضطراب یا بیاعتمادی، در جزئیترین تصمیمات کارکنان دخالت میکند. در شرایط بحرانی، این سبک باعث فرسودگی ذهنی، کاهش خلاقیت، خشم خاموش و ناتوانی تیم در واکنش سریع میشود. در چنین وضعیتی، کارکنان بهجای عمل، دچار فلج تصمیمگیری میشوند.
■ تلهی ماکرومدیری (Macromanagement)
در نقطه مقابل، برخی رهبران با فاصله گرفتن بیش از حد، از صحنه بحران غایب میمانند. این غیبت، باعث سردرگمی، عدم شفافیت، و احساس رهاشدگی در کارکنان میشود. ماکرومدیری در بحران، نهتنها رهبری نیست، بلکه عقبنشینی از مسئولیت است.
■ مسیر سالم، رهبری اصیل (Authentic Leadership) است؛ سبکی که بر پایه صداقت، خودآگاهی، حضور انسانی و شجاعت دروننگری استوار است. رهبر اصیل، نه کنترلگر افراطیست، نه رهاکنندهی بیتعهد؛ او در میانهی طوفان، «حضور انسانی» خود را به تیم القا میکند.
■ مدیریت بمباران اطلاعاتی: آرامسازی ذهن، نه حذف حقیقت
یکی از مهمترین چالشهای روانی جنگ، بمباران اطلاعاتیست. اخبار، شایعات، تصاویر هولناک و تحلیلهای ضد و نقیض از هر سو به کارکنان هجوم میآورد. این حجم اطلاعات، تمرکز را نابود و اضطراب را تشدید میکند. رهبران منابع انسانی باید بهجای انکار واقعیت، میزان مواجهه کارکنان با اطلاعات را تنظیم و سالمسازی کنند.
■ برخی راهکارهای مؤثر:
- تعیین پنجرههای رسمی اطلاعرسانی
در طول روز (مثلاً یک بولتن کوتاه، پیام روزانه یا اطلاعیه تیمی).
- تعیین منابع معتبر و مرجع
برای دریافت اطلاعات؛ کاهش تکیه بر شایعات یا شبکههای پرتنش.
- آموزش "مرزبندی اطلاعاتی" و مهارت تنظیم هیجانات ، از طریق گفتگوهای تیمی یا جلسات حمایتی.
■ ساختار، چابکی و معنا:
در بحران، ساختار باید چابک و بازطراحیشده باشد. ایجاد تیمهای واکنش سریع، تصمیمات چندلایه، سناریونویسی برای شرایط مختلف، و آموزشهای مانوری از ملزومات زنده ماندن سازمان است. اما همه اینها بدون معنا، بیجاناند. رهبران باید یادآوری کنند چرا ما هنوز اینجاییم، چرا میمانیم، و چرا ادامه میدهیم. معنابخشی، کلید تابآوری است.
■ سلامت روان: ستون فقرات بقا
در بحرانها، حمایت عاطفی نه یک لطف، که یک مسئولیت رهبریست.
رهبران باید فضایی بسازند که کارکنان بتوانند احساسات خود را بیان کنند، کمک بخواهند و احساس شنیده شدن داشته باشند. جلسات همدلی، دسترسی به مشاوران، و حتی حضور خود رهبر بهعنوان انسانی همراه، از زخمهای روانی جلوگیری میکند.
🔺و در پایان…
سازمانهایی که از طوفانها جان سالم بهدر میبرند، فقط آنهایی نیستند که منابع مالی دارند؛ بلکه آنهاییاند که رهبران انسانی دارند. رهبرانی که در دل بحران، فراموش نمیکنند که پیش از هر چیز، با انسانها طرفاند.
جنگ شاید انتخاب ما نباشد،
اما واکنش ما به آن، میتواند آغاز راهی باشد برای ساختن سازمانی انسانیتر، منسجمتر و روشنتر.
بیایید رهبرانی باشیم که در دل طوفان، چراغی روشن نگه میدارند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✍🏻 دکتر مینا خوئینی
✅ در میانه بحرانهای شدید مانند جنگ، نخستین حوزهای که بیش از هر چیز در معرض تهدید قرار میگیرد، سرمایه انسانی سازمانهاست. جنگ تنها میدان نبرد نظامی نیست؛ بلکه صحنهای است که در آن، جان و روان کارکنان نیز هدف گرفته میشود. در چنین وضعیتی، "نقش رهبران منابع انسانی نهتنها پررنگ، بلکه حیاتی و نجاتبخش "است.
■ رهبران آگاه میدانند که امنیت روانی، در برابر بمباران اطلاعات، نااطمینانی و فشارهای محیطی، نخستین نیاز نیروی انسانی است. آنان با ایجاد ارتباط شفاف، تصمیمات منسجم و صداقت در کلام، فضای اعتماد را حفظ میکنند. حتی وقتی پاسخ قطعی برای همه چیز وجود ندارد، سکوت نمیکنند. شفافیتشان، پیامی روشن دارد: «ما با هم هستیم، حتی در دل تاریکی».
■ سبک رهبری در بحران: میان کنترل، رهاسازی و اصالت
در دل جنگ، سبک رهبری باید سیال و موقعیتی باشد. گاهی رهبر باید مقتدرانه و سریع تصمیم بگیرد تا از تهدیدی فوری عبور کند؛ گاهی دیگر، باید دلهای نگران را با مشارکت، گوشسپاری و مهربانی آرام کند. این توانایی انعطاف از هدایت قاطع به توانمندسازی، تفاوت رهبران بحرانزی با مدیران روزمره است.
■ اما در این مسیر، دو تله مدیریتی رایج و آسیبزا وجود دارد که بسیاری از رهبران ناخواسته در آن گرفتار میشوند:
■ تلهی میکرومدیری (Micromanagement)
در این تله، رهبر بهواسطه اضطراب یا بیاعتمادی، در جزئیترین تصمیمات کارکنان دخالت میکند. در شرایط بحرانی، این سبک باعث فرسودگی ذهنی، کاهش خلاقیت، خشم خاموش و ناتوانی تیم در واکنش سریع میشود. در چنین وضعیتی، کارکنان بهجای عمل، دچار فلج تصمیمگیری میشوند.
■ تلهی ماکرومدیری (Macromanagement)
در نقطه مقابل، برخی رهبران با فاصله گرفتن بیش از حد، از صحنه بحران غایب میمانند. این غیبت، باعث سردرگمی، عدم شفافیت، و احساس رهاشدگی در کارکنان میشود. ماکرومدیری در بحران، نهتنها رهبری نیست، بلکه عقبنشینی از مسئولیت است.
■ مسیر سالم، رهبری اصیل (Authentic Leadership) است؛ سبکی که بر پایه صداقت، خودآگاهی، حضور انسانی و شجاعت دروننگری استوار است. رهبر اصیل، نه کنترلگر افراطیست، نه رهاکنندهی بیتعهد؛ او در میانهی طوفان، «حضور انسانی» خود را به تیم القا میکند.
■ مدیریت بمباران اطلاعاتی: آرامسازی ذهن، نه حذف حقیقت
یکی از مهمترین چالشهای روانی جنگ، بمباران اطلاعاتیست. اخبار، شایعات، تصاویر هولناک و تحلیلهای ضد و نقیض از هر سو به کارکنان هجوم میآورد. این حجم اطلاعات، تمرکز را نابود و اضطراب را تشدید میکند. رهبران منابع انسانی باید بهجای انکار واقعیت، میزان مواجهه کارکنان با اطلاعات را تنظیم و سالمسازی کنند.
■ برخی راهکارهای مؤثر:
- تعیین پنجرههای رسمی اطلاعرسانی
در طول روز (مثلاً یک بولتن کوتاه، پیام روزانه یا اطلاعیه تیمی).
- تعیین منابع معتبر و مرجع
برای دریافت اطلاعات؛ کاهش تکیه بر شایعات یا شبکههای پرتنش.
- آموزش "مرزبندی اطلاعاتی" و مهارت تنظیم هیجانات ، از طریق گفتگوهای تیمی یا جلسات حمایتی.
■ ساختار، چابکی و معنا:
در بحران، ساختار باید چابک و بازطراحیشده باشد. ایجاد تیمهای واکنش سریع، تصمیمات چندلایه، سناریونویسی برای شرایط مختلف، و آموزشهای مانوری از ملزومات زنده ماندن سازمان است. اما همه اینها بدون معنا، بیجاناند. رهبران باید یادآوری کنند چرا ما هنوز اینجاییم، چرا میمانیم، و چرا ادامه میدهیم. معنابخشی، کلید تابآوری است.
■ سلامت روان: ستون فقرات بقا
در بحرانها، حمایت عاطفی نه یک لطف، که یک مسئولیت رهبریست.
رهبران باید فضایی بسازند که کارکنان بتوانند احساسات خود را بیان کنند، کمک بخواهند و احساس شنیده شدن داشته باشند. جلسات همدلی، دسترسی به مشاوران، و حتی حضور خود رهبر بهعنوان انسانی همراه، از زخمهای روانی جلوگیری میکند.
🔺و در پایان…
سازمانهایی که از طوفانها جان سالم بهدر میبرند، فقط آنهایی نیستند که منابع مالی دارند؛ بلکه آنهاییاند که رهبران انسانی دارند. رهبرانی که در دل بحران، فراموش نمیکنند که پیش از هر چیز، با انسانها طرفاند.
جنگ شاید انتخاب ما نباشد،
اما واکنش ما به آن، میتواند آغاز راهی باشد برای ساختن سازمانی انسانیتر، منسجمتر و روشنتر.
بیایید رهبرانی باشیم که در دل طوفان، چراغی روشن نگه میدارند.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1
✳️ امتیاز ناخواسته ندهید.؟!
تیم کانِر در کتاب خود به نام «۹۱ خطای فروشندگان» مینویسد:
✅ اشتباه جنونآمیزی که بسیاری از فروشندگان مبتدی مرتکب میشوند این است که قبل از آن که مشتری امتیازی از آنها بخواهد، خودشان به مشتری امتیاز میدهند.
■ برای مثال، فروشندهای را در نظر بگیرید که مشغول معرفی محصول است و بدون آن که مشتری چیزی بگوید، ناگهان رو به مشتری میکند و میگوید: «اگر تخفیف خواستید هم میتوانم تخفیف خوبی برایتان از شرکت بگیرم».
■ مشتری داستان ما شاید اصلاً به تخفیف فکر هم نمیکرد ولی وقتی فروشنده پیش قدم میشود و میگوید حاضر است تخفیف بدهد، چه چیزی به ذهن مشتری خطور میکند؟
■ مشتری به احتمال زیاد پیش خودش فکر میکند «یا محصولی که میخواهد به من بفروشد یک محصول بنجل است یا شرکتی که در آن کار میکند به شدت تحت فشار است و حاضر است کلی امتیاز بدهد.»
■ پس یادمان باشد هیچ وقت تا مشتری از ما امتیازی نخواسته، خودمان پیش قدم نشویم و به او نگوییم حاضریم به او امتیاز بدهیم چون با دادن امتیازهای ناخواسته به مشتری، خودمان را در موضع ضعف قرار میدهیم و به مشتری این پیام را منتقل میکنیم که میتواند راجع به تمام بخشهای پیشنهادمان چانه بزند و امتیاز بگیرد.
■ از طرف دیگر یادمان باشد اگر مشتری از ما امتیازی خواست هم به ازای امتیازی که به او میدهیم، حتماً چیزی از او بخواهیم.
تیم کانِر در کتاب خود به نام «۹۱ خطای فروشندگان» مینویسد:
✅ اشتباه جنونآمیزی که بسیاری از فروشندگان مبتدی مرتکب میشوند این است که قبل از آن که مشتری امتیازی از آنها بخواهد، خودشان به مشتری امتیاز میدهند.
■ برای مثال، فروشندهای را در نظر بگیرید که مشغول معرفی محصول است و بدون آن که مشتری چیزی بگوید، ناگهان رو به مشتری میکند و میگوید: «اگر تخفیف خواستید هم میتوانم تخفیف خوبی برایتان از شرکت بگیرم».
■ مشتری داستان ما شاید اصلاً به تخفیف فکر هم نمیکرد ولی وقتی فروشنده پیش قدم میشود و میگوید حاضر است تخفیف بدهد، چه چیزی به ذهن مشتری خطور میکند؟
■ مشتری به احتمال زیاد پیش خودش فکر میکند «یا محصولی که میخواهد به من بفروشد یک محصول بنجل است یا شرکتی که در آن کار میکند به شدت تحت فشار است و حاضر است کلی امتیاز بدهد.»
■ پس یادمان باشد هیچ وقت تا مشتری از ما امتیازی نخواسته، خودمان پیش قدم نشویم و به او نگوییم حاضریم به او امتیاز بدهیم چون با دادن امتیازهای ناخواسته به مشتری، خودمان را در موضع ضعف قرار میدهیم و به مشتری این پیام را منتقل میکنیم که میتواند راجع به تمام بخشهای پیشنهادمان چانه بزند و امتیاز بگیرد.
■ از طرف دیگر یادمان باشد اگر مشتری از ما امتیازی خواست هم به ازای امتیازی که به او میدهیم، حتماً چیزی از او بخواهیم.
خلقيات ما ايرانيان.pdf
7.8 MB
فایل کتاب"خلقیات ماایرانیان"
جمالزاده
جمالزاده
✳️ ۱۰ کاری که مدیران چابک باید متفاوت انجام دهند.
■ کار کمتر:
کارٍ در جریان را در سطح سبد محصول محدود کنید، اتلاف را حذف نمایید، تمرکز ایجاد کنید، کارهای موازی کمتری انجام دهید، مسائل را ساده نگاه دارید.
■ اکتشاف و تطبیق:
به جای دنبال کردن برنامه ای مشخص، اکتشاف کنید و خود را با آموخته هایتان تطبیق دهید.
■ یادگیری سریع:
چرخه های بازخورد را کوتاه کنید، تحملِ پذیرش اشتباهات را داشته باشید و برای یادگیری و بهبود مستمر ارزش قائل شوید.
■ یک تیم، یک هدف:
برای جلوگیری از انباشته شدن کارها، تیمهایی محصول محور ، متحد و چندتخصصی با هدفی مشترک تشکیل دهید و سیاسی کاری را سرکوب کنید.
■ تمرکز روی ارزش:
به جای هزینه، روی ارزش تمرکز کنید، ارزش را هر چه زودتر و به تدریج تحویل دهید و روی ساخت محصولِ درست تمرکز کنید.
■ توانمندسازی تیم ها:
با الهام بخشیدن و تعامل با تیمها، فرصتی برای ایجاد محرک های ذاتی مانند اختیار ، تسلط و هدف فراهم کنید.
■پذیرش واقعیت های سخت:
در پذیرش مشکلات و واقعیت های سخت باز عمل کنید و تیم خود را در حل مشکلات یاری و حمایت نمایید و همواره به یاد داشته باشید که چابکی مشکلات شما را حل نمیکند، بلکه آنها را برایتان نمایان می سازد.
■ افکار بزرگ، شروع کوچک:
چشم اندازی بزرگ داشته باشید ولی آنرا در بخش های کوچک تحویل دهید.
■ همکاری:
نقش خود را به خوبی ایفا نمایید و اعضای تیم خود را حمایت کنید و به افراد فرصت دهید که حضوری فعال در پروژه ها داشته باشند.
■ رهبری نمونه بودن :
ابتدا خود چابک باشید، از تکنیک های آنهاستفاده کنید، اصول چابکی را به معرض نمایش قرار دهید و مانند رهبری خدمتگزار رفتار نمایید.
ترفند مدیریت
■ کار کمتر:
کارٍ در جریان را در سطح سبد محصول محدود کنید، اتلاف را حذف نمایید، تمرکز ایجاد کنید، کارهای موازی کمتری انجام دهید، مسائل را ساده نگاه دارید.
■ اکتشاف و تطبیق:
به جای دنبال کردن برنامه ای مشخص، اکتشاف کنید و خود را با آموخته هایتان تطبیق دهید.
■ یادگیری سریع:
چرخه های بازخورد را کوتاه کنید، تحملِ پذیرش اشتباهات را داشته باشید و برای یادگیری و بهبود مستمر ارزش قائل شوید.
■ یک تیم، یک هدف:
برای جلوگیری از انباشته شدن کارها، تیمهایی محصول محور ، متحد و چندتخصصی با هدفی مشترک تشکیل دهید و سیاسی کاری را سرکوب کنید.
■ تمرکز روی ارزش:
به جای هزینه، روی ارزش تمرکز کنید، ارزش را هر چه زودتر و به تدریج تحویل دهید و روی ساخت محصولِ درست تمرکز کنید.
■ توانمندسازی تیم ها:
با الهام بخشیدن و تعامل با تیمها، فرصتی برای ایجاد محرک های ذاتی مانند اختیار ، تسلط و هدف فراهم کنید.
■پذیرش واقعیت های سخت:
در پذیرش مشکلات و واقعیت های سخت باز عمل کنید و تیم خود را در حل مشکلات یاری و حمایت نمایید و همواره به یاد داشته باشید که چابکی مشکلات شما را حل نمیکند، بلکه آنها را برایتان نمایان می سازد.
■ افکار بزرگ، شروع کوچک:
چشم اندازی بزرگ داشته باشید ولی آنرا در بخش های کوچک تحویل دهید.
■ همکاری:
نقش خود را به خوبی ایفا نمایید و اعضای تیم خود را حمایت کنید و به افراد فرصت دهید که حضوری فعال در پروژه ها داشته باشند.
■ رهبری نمونه بودن :
ابتدا خود چابک باشید، از تکنیک های آنهاستفاده کنید، اصول چابکی را به معرض نمایش قرار دهید و مانند رهبری خدمتگزار رفتار نمایید.
ترفند مدیریت
👍2❤1
✳️ طوفان در راه
بزرگترین کسری بودجه تاریخ چه اثری روی زندگی مردم میگذارد؟
✍️صبا نوبری
✅ سیدعلی مدنیزاده، وزیر امور اقتصادی و دارایی از کسری بودجه ۸۰۰ هزار میلیاردتومانی خبر داده که یکی از بزرگترین ارقام کسری بودجه در تاریخ شکلگیری دولت مدرن در ایران است.
این میزان کسری بودجه که نشاندهنده شکاف قابل توجه میان درآمدها و مخارج دولت است، میتواند آثار نگرانکنندهای بر وضع نقدینگی و تورم داشته باشد و اقتصاد و جامعه ایران را در آینده نزدیک گرفتار چالشهای زیاد کند.
هرچند در نگاه نخست، رقم اعلامی ۸۰۰ هزار میلیارد تومان تکاندهنده است، اما برای درک عمق واقعی بحران، باید از این عدد فراتر رفت. نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که کسری بودجه موضوع تازهای در اقتصاد ایران نیست.
وابستگی درآمدهای دولت به دلارهای نفتی باعث شده در شرایطی که به هر دلیلی این درآمدها با محدودیت روبهرو شود، هزینههای پایداری که در دوره وفور این درآمدها ایجاد شده، دچار چالش تامین مالی شوند و خودش را به شکل کسری بودجه نشان دهد.
با تشدید تحریمها که فشار قابل توجهی به درآمدهای دولت وارد شده، این کسری در طول سالها بزرگ و بزرگتر شده است، تا جایی که علی مدنیزاده، وزیر اقتصاد در هفتههای گذشته در نشست شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی از رسیدن آن به 800 هزار میلیارد تومان خبر داد. عددی که میتوان گفت در تاریخ اقتصاد ایران رکوردشکنی به حساب میآید.
متن کامل؛
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-50181
بزرگترین کسری بودجه تاریخ چه اثری روی زندگی مردم میگذارد؟
✍️صبا نوبری
✅ سیدعلی مدنیزاده، وزیر امور اقتصادی و دارایی از کسری بودجه ۸۰۰ هزار میلیاردتومانی خبر داده که یکی از بزرگترین ارقام کسری بودجه در تاریخ شکلگیری دولت مدرن در ایران است.
این میزان کسری بودجه که نشاندهنده شکاف قابل توجه میان درآمدها و مخارج دولت است، میتواند آثار نگرانکنندهای بر وضع نقدینگی و تورم داشته باشد و اقتصاد و جامعه ایران را در آینده نزدیک گرفتار چالشهای زیاد کند.
هرچند در نگاه نخست، رقم اعلامی ۸۰۰ هزار میلیارد تومان تکاندهنده است، اما برای درک عمق واقعی بحران، باید از این عدد فراتر رفت. نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که کسری بودجه موضوع تازهای در اقتصاد ایران نیست.
وابستگی درآمدهای دولت به دلارهای نفتی باعث شده در شرایطی که به هر دلیلی این درآمدها با محدودیت روبهرو شود، هزینههای پایداری که در دوره وفور این درآمدها ایجاد شده، دچار چالش تامین مالی شوند و خودش را به شکل کسری بودجه نشان دهد.
با تشدید تحریمها که فشار قابل توجهی به درآمدهای دولت وارد شده، این کسری در طول سالها بزرگ و بزرگتر شده است، تا جایی که علی مدنیزاده، وزیر اقتصاد در هفتههای گذشته در نشست شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی از رسیدن آن به 800 هزار میلیارد تومان خبر داد. عددی که میتوان گفت در تاریخ اقتصاد ایران رکوردشکنی به حساب میآید.
متن کامل؛
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-50181
هفته نامه تجارت فردا
طوفان در راه
صبا نوبری / نویسنده نشریه
سیدعلی مدنیزاده، وزیر امور اقتصادی و دارایی از کسری بودجه ۸۰۰ هزار میلیاردتومانی خبر داده که یکی از
اصلاحات نهادی چگونه میتواند موتور رشد اقتصادی باشد؟
*داستان غمانگیز بهرهوری*
حسین عبده تبریزی، استاد و اقتصاددان مالی
وي با بهرهگیری از یکی از بنیادیترین مدلهای اقتصاد کلان یعنی «تابع تولید کوب-داگلاس» تصویری روشن از چرایی جاماندگی اقتصاد ایران از مسیر توسعه ترسیم کرده است.
وی نشان میدهد که رشد پایدار تنها با انباشت سرمایه و نیروی کار حاصل نمیشود، بلکه نیازمند جهش در «بهرهوری کل عوامل» است؛ جهشی که محصول اصلاحات نهادی، رقابت سالم، شفافیت، آموزش و دسترسی به فناوریهای نوین است.
درحالیکه اقتصاد ایران طی دو دهه گذشته بیشتر بر تزریق سرمایه و استخدام نیروی کار تکیه کرده است، ضعف حکمرانی اقتصادی، تحریمها، پوپولیسم، فساد ساختاری و بیثباتی سیاستی موجب شدهاند بهرهوری در اقتصاد ایران در سطح نازلی باقی بماند.
به این ترتیب رویای سند چشمانداز۱۴۰۴ برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه محقق نشد و اقتصاد ایران با فاصله زیادی از ترکیه و عربستان عقب ماند.
عبدهتبریزی تاکید میکند که اصلاحات نهادی میتوانند موتور رشد باشند؛ حلقه مفقودهای که بدون آن، بازیگران اصلی رشد، ثبات و بازدهی لازم را نخواهند داشت.
حسین عبدهتبریزی، اقتصاددان، در یک مطلب، با استفاده از یک مدل اقتصادی، نشان میدهد که چرا چشمانداز ۱۴۰۴به تحقق نرسید. بررسیها نشان میدهد در دهه ۱۳۸۰، اقتصاد ایران با رشد نزدیک به ۶درصد در مسیر توسعه قرار داشت، اما از میانه دهه، با تغییر سیاستها، تشدید تحریمها و ضعف در حکمرانی اقتصادی بهرهوری منفی شد و رشد افت کرد.
برای جهش بهرهوری، اصلاحات نهادی، شفافیت، رقابت، آموزش و سرمایهگذاری در فناوری حیاتی است. روحیه اجتماعی مهم است، اما بدون اصلاح ساختارها، اثربخشی آن موقتی خواهد بود. رشد بلندمدت بدون بهرهوری ممکن نیست.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4211107
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
*داستان غمانگیز بهرهوری*
حسین عبده تبریزی، استاد و اقتصاددان مالی
وي با بهرهگیری از یکی از بنیادیترین مدلهای اقتصاد کلان یعنی «تابع تولید کوب-داگلاس» تصویری روشن از چرایی جاماندگی اقتصاد ایران از مسیر توسعه ترسیم کرده است.
وی نشان میدهد که رشد پایدار تنها با انباشت سرمایه و نیروی کار حاصل نمیشود، بلکه نیازمند جهش در «بهرهوری کل عوامل» است؛ جهشی که محصول اصلاحات نهادی، رقابت سالم، شفافیت، آموزش و دسترسی به فناوریهای نوین است.
درحالیکه اقتصاد ایران طی دو دهه گذشته بیشتر بر تزریق سرمایه و استخدام نیروی کار تکیه کرده است، ضعف حکمرانی اقتصادی، تحریمها، پوپولیسم، فساد ساختاری و بیثباتی سیاستی موجب شدهاند بهرهوری در اقتصاد ایران در سطح نازلی باقی بماند.
به این ترتیب رویای سند چشمانداز۱۴۰۴ برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه محقق نشد و اقتصاد ایران با فاصله زیادی از ترکیه و عربستان عقب ماند.
عبدهتبریزی تاکید میکند که اصلاحات نهادی میتوانند موتور رشد باشند؛ حلقه مفقودهای که بدون آن، بازیگران اصلی رشد، ثبات و بازدهی لازم را نخواهند داشت.
حسین عبدهتبریزی، اقتصاددان، در یک مطلب، با استفاده از یک مدل اقتصادی، نشان میدهد که چرا چشمانداز ۱۴۰۴به تحقق نرسید. بررسیها نشان میدهد در دهه ۱۳۸۰، اقتصاد ایران با رشد نزدیک به ۶درصد در مسیر توسعه قرار داشت، اما از میانه دهه، با تغییر سیاستها، تشدید تحریمها و ضعف در حکمرانی اقتصادی بهرهوری منفی شد و رشد افت کرد.
برای جهش بهرهوری، اصلاحات نهادی، شفافیت، رقابت، آموزش و سرمایهگذاری در فناوری حیاتی است. روحیه اجتماعی مهم است، اما بدون اصلاح ساختارها، اثربخشی آن موقتی خواهد بود. رشد بلندمدت بدون بهرهوری ممکن نیست.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4211107
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه دنیای اقتصاد
داستان غمانگیز بهرهوری
حسین عبده تبریزی، از استادان معتبر اقتصاد مالی با بهرهگیری از یکی از بنیادیترین مدلهای اقتصاد کلان یعنی «تابع تولید کوب-داگلاس» تصویری روشن از چرایی جاماندگی اقتصاد ایران از مسیر توسعه ترسیم کرده است. وی نشان میدهد که رشد پایدار تنها با انباشت سرمایه…
20956.pdf
2.3 MB
✳️ مطالعه تطبیقی شاخص های ملی سنجش فساد و سلامت اداری
✅ در این گزارش تصریح شده که درحالیکه سلامت اداری متکی بر اصولی چون شفافیت، پاسخگویی، حاکمیت قانون و کارآمدی است، فساد اداری میتواند این بنیانها را تضعیف کرده و به ناکارآمدی ساختاری، بیاعتمادی اجتماعی و تضعیف عدالت اجتماعی منجر کند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در این گزارش تصریح شده که درحالیکه سلامت اداری متکی بر اصولی چون شفافیت، پاسخگویی، حاکمیت قانون و کارآمدی است، فساد اداری میتواند این بنیانها را تضعیف کرده و به ناکارآمدی ساختاری، بیاعتمادی اجتماعی و تضعیف عدالت اجتماعی منجر کند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ ضرورت ها و ابعاد اهمیت اصلاح نظام بودجه ریزی: رویارویی نهادهای بهره کش و نهادهای پشتیبان عدالت، نهادی و بین نسلی
✍ فرشاد مومني/اقتصاددان
✅ وي با بیان اینکه کشور به جای استقبال از توصیه های کارشناسی، بیشتر با نادیده انگاری و فرافکنی مواجه است، اظهارداشت: این یک مسئله بسیار روشن است که در چارچوب چند سرفصل مشخص بیان میشود.
اگر شرافت و پایبندی عملی به موازین عدالت خواهانه اندکی جدی تر گرفته شود، ایران می تواند اوضاع بسیار به سامان تری را تجربه کند.
مومنی با اشاره به سخنان برخی مسئولان که بدون آمادگی کافی به اظهار نظر می پردازند، گفت: حرفهای ناسنجیده، مثل پاشیدن نمک روی زخم است و نباید در سطوح بالای تصمیم گیری شاهد آن باشیم.
این نوع حرفها، حتی اگر با هدف امیدآفرینی زده شوند، به ضد خود تبدیل میشوند. اگر دولت بر محور خرد، دانایی و مشارکت حرکت کند و رسانه های ملی، راه را برای بیان واقعیت ها باز کنند، نجات کشور با کمترین هزینه ممکن خواهد بود.
برآورد ما از ذخیره دانایی های عالمانه در کشور نشان می دهد که هنوز راه امید و اصلاح وجود دارد.
استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی با استناد به گزارش «سنجش ارزشها و نگرشهای ایرانیان» که از سوی وزارت ارشاد منتشر شده است، گفت: مرجعیت مسئولان کشور تنها ۷ تا ۸ درصد است، در حالی که مرجعیت خانواده برای مردم ۵۸.۸ درصد است. این شکاف اعتماد، در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به اعتماد بین مردم و حکومت نیاز دارد، بسیار تکاندهنده است.
ادامه مطلب؛
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1681569
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ فرشاد مومني/اقتصاددان
✅ وي با بیان اینکه کشور به جای استقبال از توصیه های کارشناسی، بیشتر با نادیده انگاری و فرافکنی مواجه است، اظهارداشت: این یک مسئله بسیار روشن است که در چارچوب چند سرفصل مشخص بیان میشود.
اگر شرافت و پایبندی عملی به موازین عدالت خواهانه اندکی جدی تر گرفته شود، ایران می تواند اوضاع بسیار به سامان تری را تجربه کند.
مومنی با اشاره به سخنان برخی مسئولان که بدون آمادگی کافی به اظهار نظر می پردازند، گفت: حرفهای ناسنجیده، مثل پاشیدن نمک روی زخم است و نباید در سطوح بالای تصمیم گیری شاهد آن باشیم.
این نوع حرفها، حتی اگر با هدف امیدآفرینی زده شوند، به ضد خود تبدیل میشوند. اگر دولت بر محور خرد، دانایی و مشارکت حرکت کند و رسانه های ملی، راه را برای بیان واقعیت ها باز کنند، نجات کشور با کمترین هزینه ممکن خواهد بود.
برآورد ما از ذخیره دانایی های عالمانه در کشور نشان می دهد که هنوز راه امید و اصلاح وجود دارد.
استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی با استناد به گزارش «سنجش ارزشها و نگرشهای ایرانیان» که از سوی وزارت ارشاد منتشر شده است، گفت: مرجعیت مسئولان کشور تنها ۷ تا ۸ درصد است، در حالی که مرجعیت خانواده برای مردم ۵۸.۸ درصد است. این شکاف اعتماد، در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به اعتماد بین مردم و حکومت نیاز دارد، بسیار تکاندهنده است.
ادامه مطلب؛
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1681569
https://t.me/ExecutiveManagement
پایگاه خبری جماران
فرشاد مومنی: هیچ برنامه ای برای مواجهه با بحرانها وجود ندارد/ اصلاح نظام بودجه ریزی و توزیع عادلانه قدرت، تنها راه نجات ایران…
ادامه رویه فعلی می تواند سرخوردگی و یاس مردم را تشدید کند. واقعا باید پرسید اولویت تفکری که از پس از جنگ ۱۲ روزه تمام همتش را روی افزایش چندباره قیمت نان گذاشته، چیست!؟ در حالی که خودشان در گزارشهای رسمی اعلام کرده اند که بین ۶۰ تا ۷۰ درصد جمعیت، قوت غالبشان…