• رهبری پارادوکسیکال میداند چگونه ممکن است دو راه متضاد، منتهی به یک مقصد شوند؛ و رهبری مقاوم میداند چه زمانی باید بایستد و چه زمانی باید قدرت بدهد.
■ مدیران ایرانی در حال حاضر در جهان VUCA ای از تلاطمات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند و تقویت هر دو سبک رهبری برای آنان، از الزامهای اصلی تاب آوری و بقا سازمان و کسب و کارهایشان است.
■ مدیران ایرانی در حال حاضر در جهان VUCA ای از تلاطمات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند و تقویت هر دو سبک رهبری برای آنان، از الزامهای اصلی تاب آوری و بقا سازمان و کسب و کارهایشان است.
✳️ کدام کشور در صدر رتبه بندی جهانی «نوآوری» ایستاده است؟
✅ شش کشور از ده کشور برتر «نوآور جهان» در اروپا قرار دارند؛ اما بر اساس گزارشی که سازمان ملل متحد روز سهشنبه منتشر کرد، چین امسال برای اولین بار آلمان را از فهرست ده کشور برتر جهان در این موضوع خارج کرد و وارد این رتبهبندی شد.
■ در این فهرست، سوئیس رتبه اول را به خود اختصاص داده؛ جایگاهی که از سال ۲۰۱۱ حفظ کرده است.
■ سوئد و ایالات متحده نیز به ترتیب در رتبههای دوم و سوم «شاخص نوآوری جهانی» سازمان جهانی مالکیت فکری (GII) قرار دارند.
این رتبهبندی پس از بررسی وضعیت اقتصادی ۱۳۹ کشور تهیه شد که کشورها را بر اساس ۷۸ شاخص رتبهبندی کرده است.
رتبههای ۴ تا ۹ به ترتیب به کشورهای کره جنوبی، سنگاپور، بریتانیا، فنلاند، هلند و دانمارک تعلق گرفته و چین امسال با کنار زدن آلمان، رتبه ۱۰ این فهرست را به خود اختصاص داده است.
آلمان نیز که سال گذشته رتبه نهم را داشت امسال به رتبه یازدهم سقوط کرد.
لينك سازمان جهانی مالکیت فکری (GII)؛
https://www.wipo.int/en/web/global-innovation-index
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ شش کشور از ده کشور برتر «نوآور جهان» در اروپا قرار دارند؛ اما بر اساس گزارشی که سازمان ملل متحد روز سهشنبه منتشر کرد، چین امسال برای اولین بار آلمان را از فهرست ده کشور برتر جهان در این موضوع خارج کرد و وارد این رتبهبندی شد.
■ در این فهرست، سوئیس رتبه اول را به خود اختصاص داده؛ جایگاهی که از سال ۲۰۱۱ حفظ کرده است.
■ سوئد و ایالات متحده نیز به ترتیب در رتبههای دوم و سوم «شاخص نوآوری جهانی» سازمان جهانی مالکیت فکری (GII) قرار دارند.
این رتبهبندی پس از بررسی وضعیت اقتصادی ۱۳۹ کشور تهیه شد که کشورها را بر اساس ۷۸ شاخص رتبهبندی کرده است.
رتبههای ۴ تا ۹ به ترتیب به کشورهای کره جنوبی، سنگاپور، بریتانیا، فنلاند، هلند و دانمارک تعلق گرفته و چین امسال با کنار زدن آلمان، رتبه ۱۰ این فهرست را به خود اختصاص داده است.
آلمان نیز که سال گذشته رتبه نهم را داشت امسال به رتبه یازدهم سقوط کرد.
لينك سازمان جهانی مالکیت فکری (GII)؛
https://www.wipo.int/en/web/global-innovation-index
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
global-innovation-index
Global Innovation Index (GII)
Detailed metrics on innovation performance in almost 131 countries and economies.
Forwarded from کارگروه دانشگاهی انجمن مدیریت ایران (Salar)
ماتریس SPACE (Strategic Position and Action Evaluation Matrix) یکی از ابزارهای تحلیلی در مدیریت استراتژیک است که به سازمان کمک میکند موقعیت استراتژیک خود را شناسایی کرده و نوع استراتژی مناسب (تهاجمی، تدافعی، محافظهکارانه یا رقابتی) را انتخاب کند. این ماتریس با بررسی چهار بُعد اصلی، تصویری از جایگاه سازمان در محیط داخلی و خارجی ارائه میدهد.
1. ابعاد ماتریس SPACE
ماتریس SPACE از چهار محور اصلی تشکیل شده است:
قدرت مالی (Financial Strength – FS):
نشاندهنده وضعیت مالی سازمان است. معیارهایی مانند نقدینگی، بازده داراییها، سودآوری، توان تأمین مالی و جریان نقدی بررسی میشوند.
مقیاس: از +1 (ضعیف) تا +6 (خیلی قوی).
مزیت رقابتی (Competitive Advantage – CA):
بیانگر میزان برتری یا ضعف سازمان در برابر رقباست. عواملی مثل سهم بازار، کیفیت محصول، وفاداری مشتریان، شهرت برند و نوآوری بررسی میشوند.
مقیاس: از –1 (کمترین ضعف) تا –6 (بیشترین ضعف).
قدرت صنعت (Industry Strength – IS):
توان و جذابیت صنعت را نشان میدهد. عواملی مانند نرخ رشد، سودآوری کلی صنعت، ثبات تقاضا، موانع ورود و فناوری اثرگذارند.
مقیاس: از +1 (ضعیف) تا +6 (خیلی قوی).
ثبات محیط (Environmental Stability – ES):
درجه پایداری یا بیثباتی محیط بیرونی را مشخص میکند. متغیرهایی مانند تورم، تغییرات تکنولوژیک، فشارهای رقابتی، سیاستهای دولتی و ریسک بازار در نظر گرفته میشوند.
مقیاس: از –1 (نسبتاً پایدار) تا –6 (بسیار بیثبات).
2. روش کار با ماتریس SPACE
برای هر معیار در چهار بُعد فوق، بر اساس دادههای واقعی یا قضاوت کارشناسی امتیاز داده میشود.
میانگین امتیاز هر بُعد محاسبه میگردد.
امتیازها روی دو محور مختصاتی ترسیم میشوند:
محور افقی (X): مزیت رقابتی (منفی) در سمت چپ و قدرت صنعت (مثبت) در سمت راست.
محور عمودی (Y): ثبات محیط (منفی) در پایین و قدرت مالی (مثبت) در بالا.
محل برخورد مختصات به یکی از چهار ناحیه استراتژیک اشاره میکند.
3. نواحی استراتژیک در ماتریس SPACE
ناحیه تهاجمی (Aggressive):
زمانی که FS و IS قوی و CA و ES در وضعیت مطلوب باشند.
→ مناسب برای استراتژیهای رشد، توسعه بازار، تنوعسازی و سرمایهگذاری.
ناحیه رقابتی (Competitive):
وقتی صنعت قوی است اما مزیت رقابتی سازمان ضعیف است.
→ استراتژیهای بهبود موقعیت رقابتی، افزایش بهرهوری، بازاریابی تهاجمی.
ناحیه محافظهکارانه (Conservative):
وقتی قدرت مالی بالا ولی محیط ناپایدار است.
→ استراتژیهای تمرکز، کاهش هزینهها و توسعه تدریجی.
ناحیه تدافعی (Defensive):
وقتی هم صنعت و هم محیط ضعیف است.
→ استراتژیهای انقباضی، فروش دارایی، خروج از بازار یا ادغام.
4. اهمیت ماتریس SPACE
ساده و کاربردی برای تعیین نوع استراتژی کلان سازمان است.
بر ترکیب عوامل داخلی و خارجی تأکید دارد.
به مدیران کمک میکند بین تواناییهای داخلی و تهدیدها و فرصتهای بیرونی توازن برقرار کنند.
https://t.me/AWGiranmanagementassociation
1. ابعاد ماتریس SPACE
ماتریس SPACE از چهار محور اصلی تشکیل شده است:
قدرت مالی (Financial Strength – FS):
نشاندهنده وضعیت مالی سازمان است. معیارهایی مانند نقدینگی، بازده داراییها، سودآوری، توان تأمین مالی و جریان نقدی بررسی میشوند.
مقیاس: از +1 (ضعیف) تا +6 (خیلی قوی).
مزیت رقابتی (Competitive Advantage – CA):
بیانگر میزان برتری یا ضعف سازمان در برابر رقباست. عواملی مثل سهم بازار، کیفیت محصول، وفاداری مشتریان، شهرت برند و نوآوری بررسی میشوند.
مقیاس: از –1 (کمترین ضعف) تا –6 (بیشترین ضعف).
قدرت صنعت (Industry Strength – IS):
توان و جذابیت صنعت را نشان میدهد. عواملی مانند نرخ رشد، سودآوری کلی صنعت، ثبات تقاضا، موانع ورود و فناوری اثرگذارند.
مقیاس: از +1 (ضعیف) تا +6 (خیلی قوی).
ثبات محیط (Environmental Stability – ES):
درجه پایداری یا بیثباتی محیط بیرونی را مشخص میکند. متغیرهایی مانند تورم، تغییرات تکنولوژیک، فشارهای رقابتی، سیاستهای دولتی و ریسک بازار در نظر گرفته میشوند.
مقیاس: از –1 (نسبتاً پایدار) تا –6 (بسیار بیثبات).
2. روش کار با ماتریس SPACE
برای هر معیار در چهار بُعد فوق، بر اساس دادههای واقعی یا قضاوت کارشناسی امتیاز داده میشود.
میانگین امتیاز هر بُعد محاسبه میگردد.
امتیازها روی دو محور مختصاتی ترسیم میشوند:
محور افقی (X): مزیت رقابتی (منفی) در سمت چپ و قدرت صنعت (مثبت) در سمت راست.
محور عمودی (Y): ثبات محیط (منفی) در پایین و قدرت مالی (مثبت) در بالا.
محل برخورد مختصات به یکی از چهار ناحیه استراتژیک اشاره میکند.
3. نواحی استراتژیک در ماتریس SPACE
ناحیه تهاجمی (Aggressive):
زمانی که FS و IS قوی و CA و ES در وضعیت مطلوب باشند.
→ مناسب برای استراتژیهای رشد، توسعه بازار، تنوعسازی و سرمایهگذاری.
ناحیه رقابتی (Competitive):
وقتی صنعت قوی است اما مزیت رقابتی سازمان ضعیف است.
→ استراتژیهای بهبود موقعیت رقابتی، افزایش بهرهوری، بازاریابی تهاجمی.
ناحیه محافظهکارانه (Conservative):
وقتی قدرت مالی بالا ولی محیط ناپایدار است.
→ استراتژیهای تمرکز، کاهش هزینهها و توسعه تدریجی.
ناحیه تدافعی (Defensive):
وقتی هم صنعت و هم محیط ضعیف است.
→ استراتژیهای انقباضی، فروش دارایی، خروج از بازار یا ادغام.
4. اهمیت ماتریس SPACE
ساده و کاربردی برای تعیین نوع استراتژی کلان سازمان است.
بر ترکیب عوامل داخلی و خارجی تأکید دارد.
به مدیران کمک میکند بین تواناییهای داخلی و تهدیدها و فرصتهای بیرونی توازن برقرار کنند.
https://t.me/AWGiranmanagementassociation
Forwarded from کارگروه دانشگاهی انجمن مدیریت ایران (Salar)
مثال: شرکت فرضی در صنعت فناوری اطلاعات
1. تعیین امتیازها برای چهار بُعد
الف) قدرت مالی (FS):
سودآوری: 5
بازده داراییها: 4
نقدینگی: 6
توان تأمین مالی: 5
میانگین = (5+4+6+5)/4 = 5
ب) مزیت رقابتی (CA):
سهم بازار: –4
کیفیت خدمات: –3
وفاداری مشتریان: –2
برند و شهرت: –3
میانگین = (–4 + –3 + –2 + –3)/4 = –3
ج) قدرت صنعت (IS):
رشد بازار: 5
سودآوری صنعت: 4
موانع ورود: 5
ثبات تقاضا: 4
میانگین = (5+4+5+4)/4 = 4.5
د) ثبات محیط (ES):
تورم: –4
تغییرات تکنولوژیک سریع: –5
سیاستهای دولتی: –3
شدت رقابت: –4
میانگین = (–4 + –5 + –3 + –4)/4 = –4
2. محاسبه مختصات نهایی
محور X = IS + CA = 4.5 + (–3) = +1.5
محور Y = FS + ES = 5 + (–4) = +1
مختصات سازمان: (1.5 , 1)
3. تحلیل موقعیت
نقطه در ربع تهاجمی (Aggressive) قرار دارد، چون مقدار X و Y هر دو مثبت هستند.
نتیجه: شرکت میتواند استراتژیهای رشد، توسعه بازار، تنوعسازی و سرمایهگذاری روی نوآوری را دنبال کند.
https://t.me/AWGiranmanagementassociation
1. تعیین امتیازها برای چهار بُعد
الف) قدرت مالی (FS):
سودآوری: 5
بازده داراییها: 4
نقدینگی: 6
توان تأمین مالی: 5
میانگین = (5+4+6+5)/4 = 5
ب) مزیت رقابتی (CA):
سهم بازار: –4
کیفیت خدمات: –3
وفاداری مشتریان: –2
برند و شهرت: –3
میانگین = (–4 + –3 + –2 + –3)/4 = –3
ج) قدرت صنعت (IS):
رشد بازار: 5
سودآوری صنعت: 4
موانع ورود: 5
ثبات تقاضا: 4
میانگین = (5+4+5+4)/4 = 4.5
د) ثبات محیط (ES):
تورم: –4
تغییرات تکنولوژیک سریع: –5
سیاستهای دولتی: –3
شدت رقابت: –4
میانگین = (–4 + –5 + –3 + –4)/4 = –4
2. محاسبه مختصات نهایی
محور X = IS + CA = 4.5 + (–3) = +1.5
محور Y = FS + ES = 5 + (–4) = +1
مختصات سازمان: (1.5 , 1)
3. تحلیل موقعیت
نقطه در ربع تهاجمی (Aggressive) قرار دارد، چون مقدار X و Y هر دو مثبت هستند.
نتیجه: شرکت میتواند استراتژیهای رشد، توسعه بازار، تنوعسازی و سرمایهگذاری روی نوآوری را دنبال کند.
https://t.me/AWGiranmanagementassociation
❤1
✳️ الگوی وارونه مدیریتی؟!
✅ کسب تجربه در نظام مدیریتی ایران برخلاف الگوی متعارف جهانی با اعطای پست دولتی آغاز میشود.
ورود مدیران به عرصه سیاستگذاری، بدون سابقه و در یک بازار غیر رقابتی نتیجهای جز اتلاف منابع و تعمیق بحرانها نخواهد داشت.
این مدیران پس از آزمون و خطا وارد بخش خصوصی میشوند. این روند وارونه ضمن اتخاذ تصمیمهای نادرست به «تشدید بوروکراسی» و «انحراف از مسیر توسعه اقتصادی» منجر میشود.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=200554
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ کسب تجربه در نظام مدیریتی ایران برخلاف الگوی متعارف جهانی با اعطای پست دولتی آغاز میشود.
ورود مدیران به عرصه سیاستگذاری، بدون سابقه و در یک بازار غیر رقابتی نتیجهای جز اتلاف منابع و تعمیق بحرانها نخواهد داشت.
این مدیران پس از آزمون و خطا وارد بخش خصوصی میشوند. این روند وارونه ضمن اتخاذ تصمیمهای نادرست به «تشدید بوروکراسی» و «انحراف از مسیر توسعه اقتصادی» منجر میشود.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=200554
https://t.me/ExecutiveManagement
اقتصاددان
الگوی وارونه مدیریتی - اقتصاددان
در انگلیس نیز بارها مشاهده شده که مدیران یا مشاوران شرکت مشاوره مدیریتی چند ملیتی مک کینزی به وزارتخانه خزانهداری یا مشاوره مالی پیوستند. این الگو در
✳️ زیر پوست هوشمصنوعی
✅ مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی به بررسی هوشمصنوعی در ایران پرداخته است. بر اساس این گزارش، با وجود ظرفیتهای قابلتوجه مانند نیروی انسانی متخصص و رشد شرکتهای دانشبنیان، محدودیتهای زیرساختی، ضعف سرمایهگذاری در بخش خصوصی و مدیریت پراکنده، دستیابی به اهداف بلندپروازانه را در این حوزه دشوار ساخته است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=200556
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی به بررسی هوشمصنوعی در ایران پرداخته است. بر اساس این گزارش، با وجود ظرفیتهای قابلتوجه مانند نیروی انسانی متخصص و رشد شرکتهای دانشبنیان، محدودیتهای زیرساختی، ضعف سرمایهگذاری در بخش خصوصی و مدیریت پراکنده، دستیابی به اهداف بلندپروازانه را در این حوزه دشوار ساخته است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=200556
https://t.me/ExecutiveManagement
اقتصاددان
زیر پوست هوشمصنوعی - اقتصاددان
مرکز پژوهشهای مجلس در تازهترین گزارش خود وضعیت هوش مصنوعی در ایران را بررسی کرده است. این گزارش نشان میدهد با وجود ظرفیتهای قابلتوجه مانند نیروی انسانی
✳️ ایدههای زامبی: چرا سیاستهای شکستخورده مدام تکرار میشوند؟
📖 Zombie Ideas:
Why Failed Policy Ideas Persist
🖌 Brainard Guy Peters & Maximilian Lennart Nagel
©Cambridge University Press
🗓2020
✅ دنیای سیاستگذاری عمومی پر از سیاستهای ناکارآمد و پرهزینهای است که در سالیان مختلف بارها از سوی دولتها انتخاب شدهاند. چرا این اتفاق رخ میدهد؟
■ بی گای پیترز و ماکسیمیلین نایجل برای توصیف این وضعیت از اصطلاح «ایدههای زامبی» استفاده میکنند که در کتاب سال ۲۰۲۰ خود در انتشارات کمبریج آن را ابداع کردند.
■ ایدههای زامبی، ایدههایی هستند که، صرفنظر از اینکه شواهد بارها و بارها نشان دادهاند راهحل نیستند، همچنان بهعنوان گزینه اول، یا دستکم تنها گزینه موجود، در جعبه ابزار سیاستمداران باقی میمانند.
بعضی ایدهها موفقاند و پایدار؛ بعضی موفقاند ولی کنار گذاشته میشوند؛ بعضی ناکاماند و کنار میروند؛ اما «زامبیها» ناکاماند و پایدار.
■ در کتاب به نمونههایی از ایدههای زامبی اشاره شده است:
● کاهش مالیات موجب رشد اقتصادی میشود (سیاستی تکراری از زمان ریگان تا ترامپ)
● الزام به کار برای دریافت کمکهای اجتماعی (welfare-to-work) که در عمل بیشتر باعث حذف افراد از حمایتها شده تا اشتغال مؤثر
● خصوصیسازی خدمات عمومی که بارها ناکارآمدی و نارضایتی ایجاد کرده، اما همچنان تکرار میشود
● شفافیت مطلق بهعنوان تنها راهکار مقابله با فساد که بعضاً برعکس منجر به پنهانکاری بیشتر میشود
● ممنوعیت مواد مخدر یا الکل برای کاهش مصرف با وجود شکستهای تاریخی و...
■ پیترز و نایجل برای توضیح علت تداوم ایدههای زامبی در سه سطح نخبگان، سازمانها و جامعه این امر را ریشهیابی کردهاند. نخبگان و کارشناسان به ایدههایی وفادار میمانند که قبلاً بهکار بردهاند یا از نظر سیاسی برایشان سودمند است.
سازمانها و نهادها ایدههای جاافتاده را در فرهنگ سازمانی خود نهادینه میکنند. برای مردم هم برخی از ایدهها با شهودشان سازگارتر است.
■ سیاستمداران ترجیح میدهند ایدههای آشنا،ولو ناکارآمد را تکرار کنند تا مسئول شکست ایدههای جدید نشوند. همچنین برخی مفاهیم (مثل بازار آزاد یا شفافیت) ارزش نمادین بالایی دارند و بهراحتی کنار گذاشته نمیشوند.
■ نویسندگان در برابر ایدههای زامبی، از اصطلاح ایدههای سایه استفاده میکنند؛ ایدههایی که میتوانند مفید باشند، اما هرگز فرصت تحقق پیدا نمیکنند و در حاشیه باقی میمانند.
■ پیترز و نایجل به دولتها توصیه میکنند تا به ایدههای تازه، حتی اگر ابتدا غیرعملی یا پرهزینه به نظر برسند، امکان ورود به فرایند سیاستگذاری داده شود.
■ پیشنهاد دیگر این است که دولتها سازوکارهایی برای بازبینی مستمر ایدههای سیاستی و ارزیابی واقعی اثربخشی آنها ایجاد کنند. نهادها باید ظرفیت یادگیری از شکستها را افزایش دهند و چرخه بازخورد واقعی بسازند.
در نهایت سیاستگذاری باید مبتنی بر شواهد و نه صرفاً مبتنی بر ایدئولوژی یا تجربههای گذشته باشد. اینگونه است که میتوان به مرور زمان از شر ایدههای زامبی خلاص شد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
📖 Zombie Ideas:
Why Failed Policy Ideas Persist
🖌 Brainard Guy Peters & Maximilian Lennart Nagel
©Cambridge University Press
🗓2020
✅ دنیای سیاستگذاری عمومی پر از سیاستهای ناکارآمد و پرهزینهای است که در سالیان مختلف بارها از سوی دولتها انتخاب شدهاند. چرا این اتفاق رخ میدهد؟
■ بی گای پیترز و ماکسیمیلین نایجل برای توصیف این وضعیت از اصطلاح «ایدههای زامبی» استفاده میکنند که در کتاب سال ۲۰۲۰ خود در انتشارات کمبریج آن را ابداع کردند.
■ ایدههای زامبی، ایدههایی هستند که، صرفنظر از اینکه شواهد بارها و بارها نشان دادهاند راهحل نیستند، همچنان بهعنوان گزینه اول، یا دستکم تنها گزینه موجود، در جعبه ابزار سیاستمداران باقی میمانند.
بعضی ایدهها موفقاند و پایدار؛ بعضی موفقاند ولی کنار گذاشته میشوند؛ بعضی ناکاماند و کنار میروند؛ اما «زامبیها» ناکاماند و پایدار.
■ در کتاب به نمونههایی از ایدههای زامبی اشاره شده است:
● کاهش مالیات موجب رشد اقتصادی میشود (سیاستی تکراری از زمان ریگان تا ترامپ)
● الزام به کار برای دریافت کمکهای اجتماعی (welfare-to-work) که در عمل بیشتر باعث حذف افراد از حمایتها شده تا اشتغال مؤثر
● خصوصیسازی خدمات عمومی که بارها ناکارآمدی و نارضایتی ایجاد کرده، اما همچنان تکرار میشود
● شفافیت مطلق بهعنوان تنها راهکار مقابله با فساد که بعضاً برعکس منجر به پنهانکاری بیشتر میشود
● ممنوعیت مواد مخدر یا الکل برای کاهش مصرف با وجود شکستهای تاریخی و...
■ پیترز و نایجل برای توضیح علت تداوم ایدههای زامبی در سه سطح نخبگان، سازمانها و جامعه این امر را ریشهیابی کردهاند. نخبگان و کارشناسان به ایدههایی وفادار میمانند که قبلاً بهکار بردهاند یا از نظر سیاسی برایشان سودمند است.
سازمانها و نهادها ایدههای جاافتاده را در فرهنگ سازمانی خود نهادینه میکنند. برای مردم هم برخی از ایدهها با شهودشان سازگارتر است.
■ سیاستمداران ترجیح میدهند ایدههای آشنا،ولو ناکارآمد را تکرار کنند تا مسئول شکست ایدههای جدید نشوند. همچنین برخی مفاهیم (مثل بازار آزاد یا شفافیت) ارزش نمادین بالایی دارند و بهراحتی کنار گذاشته نمیشوند.
■ نویسندگان در برابر ایدههای زامبی، از اصطلاح ایدههای سایه استفاده میکنند؛ ایدههایی که میتوانند مفید باشند، اما هرگز فرصت تحقق پیدا نمیکنند و در حاشیه باقی میمانند.
■ پیترز و نایجل به دولتها توصیه میکنند تا به ایدههای تازه، حتی اگر ابتدا غیرعملی یا پرهزینه به نظر برسند، امکان ورود به فرایند سیاستگذاری داده شود.
■ پیشنهاد دیگر این است که دولتها سازوکارهایی برای بازبینی مستمر ایدههای سیاستی و ارزیابی واقعی اثربخشی آنها ایجاد کنند. نهادها باید ظرفیت یادگیری از شکستها را افزایش دهند و چرخه بازخورد واقعی بسازند.
در نهایت سیاستگذاری باید مبتنی بر شواهد و نه صرفاً مبتنی بر ایدئولوژی یا تجربههای گذشته باشد. اینگونه است که میتوان به مرور زمان از شر ایدههای زامبی خلاص شد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ فقدان داده و روشهای دقیق برای حل و فصل اختلافات
✍🏻حامد قدوسی/اقتصاددان
✅ منظورم گزارهها و ادعاهایی است که طرفین بحث برای سالهای طولانی آنرا تکرار میکنند ولی چون گزارهها به آزمون تجربی گذارده نمیشوند، اولا دعوا بدون هیچ نتیجهای ادامه مییابد و ثانیا افراد برای بیان گزارههای بیپایه «هزینه اعتباری» نمیپردازند چون میدانند ادعایشان قرار نیست مورد آزمون دقیق قرار گرفته و رد شود. در نتیجه میتوانند یک گزاره شاذ یا دور از ذهن را بیان کرده و مدتها از منافع بیان چنین گزاره متفاوت و عجیبی منتفع شوند.
🔶 مثال: نزدیک ۱۵ سال است که در مورد اثرات هدفمندسازی یارانهها روی تورم و بودجه دولت اختلاف است. یک گروه مدعی هستند که چنین اثری یک بار و آن هم کوچک خواهد بود و گروه دیگری مدعی هستند که در صورت آزادسازی قیمت سوخت و حذف یارانهها تورم عظیمی در انتظار اقتصاد ایران خواهد بود. این سوال که «اثر حذف یارانه سوخت روی تورم چه خواهد بود»، سوال بسیار ملموس و انضمامی است که علم اقتصاد ابزارهای مختلفی برای پاسخ دادن به آن دارد و اگر روش درست به کار گرفته شود باید به جواب نهایی آن رسید و سیاستگزار و جامعه را از تشتت ذهنی، تردید و بیعملی نجات داد.
🔸 در دنیا هم موضوعات مشابه فراوان است ولی سعی میشود که «تکلیف» ادعاهای رقیب روشن شود. یادم هست که چند سال پیش بحث حذف ممنوعیت صادرات نفت خام آمریکا مطرح بود. یک گروه مدعی بودند این کار باعث افزایش قیمت داخلی بنزین میشود و یک گروه هم مدعی کاهش قیمت بنزین بودند. نهایتا چندین مقاله تخصصی نوشته شد و با اینکه اعداد متفاوت بود ولی جمعبندی کلی این بود که رفع ممنوعیت صادرات باعث «کاهش» قیمت بنزین برای مصرفکننده داخلی میشود و بر همین اساس هم تصمیم گرفته شد.
🔹 برای حل این نوع اختلافات در اقتصاد ایران میتوان کنفرانس/کارگاه کاملا هدفمند و مشخص حول سوالات مشخص ترتیب داد.
مثلا یک کارگاه دو روزه تخصصی با عنوان کاملا مشخص «تخمین اثر حذف یارانه سوخت روی تورم» داشته باشیم و از متخصصان مختلف دعوت کرد تا مقالات خود را ارسال کنند. طبعا مقالات مختلفی با روشهای متفاوت (مثل مدل CGE، روش داده-ستانده، اقتصادسنجی سری زمانی، اقتصادسنجی Event Study، ...) و نتایج مختلف به این کنفرانس خواهد رسید.
هدف چنین کنفرانس تخصصی و عملگرایی باید این پاسخ به سوالاتی از این نوع باشد:
۱) چرا بین نتایج تخمینهای مختلف اختلاف هست؟ ریشه اختلافات در کدام پارامترها است؟
۲) کدام مقالات روش قویتری دارند و کدام مقالات دچار ضعف نظری/علمی هستند؟
۳) توزیع آماری نتایج تخمینزده شده چه شکلی دارد؟
۴) بازه خطا و اطمینان نتایج تخمینزده شده کجا است؟
۵) برای رسیدن به نتایج دقیقتر چه دادههایی باید در اختیار محققان قرار گیرد؟
۶) برای رسیدن به نتایج دقیقتر چه تکنیکهای پیشرفتهای باید به کار گرفته شود؟
✅ روش رسیدن به پاسخ این سوالات را هم میدانیم: استفاده از داوران جدی، متخصص و بیطرف، تخصیص «منتقد» (Discussant) به هر مقاله و درخواست از او برای باز کردن جعبه سیاه مقاله و نقد آن، دادن فرصت کافی به مخاطبان برای ارائه نقدها و سوالات فنی و نهایتا تشکیل پنلهایی از نویسندگان مقالات مختلف برای بررسی و مقایسه فروض و روشهایشان و رسیدن به مبانی مشترک است.
🔹 شبیه این تجربه را در دنیا برای مدلهای ارزیابی جامع اقلیم (IAM) زیاد داشتهایم: سالها است که کارگاههای تخصصی تشکیل میشود که مدلهای رقیب فروض و پارامترهای مدل خود را با هم مقایسه میکنند و نهایتا در طول زمان، جامعه علمی به یک سری نتایج مشترک و قابل قبول همه همگرا شده است.
🔹 اگر چنین سنتی باب شود، تکلیف یک سری از سوالات و ابهامات کلیدی در اقتصاد ایران را میتوان تا حدی مشخص کرد و به جای گیر کردن در بحثهای تکراری و بیفایده، از آن عبور کرده و در مورد سطح جدیدتر مسایل بحث کرد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍🏻حامد قدوسی/اقتصاددان
✅ منظورم گزارهها و ادعاهایی است که طرفین بحث برای سالهای طولانی آنرا تکرار میکنند ولی چون گزارهها به آزمون تجربی گذارده نمیشوند، اولا دعوا بدون هیچ نتیجهای ادامه مییابد و ثانیا افراد برای بیان گزارههای بیپایه «هزینه اعتباری» نمیپردازند چون میدانند ادعایشان قرار نیست مورد آزمون دقیق قرار گرفته و رد شود. در نتیجه میتوانند یک گزاره شاذ یا دور از ذهن را بیان کرده و مدتها از منافع بیان چنین گزاره متفاوت و عجیبی منتفع شوند.
🔶 مثال: نزدیک ۱۵ سال است که در مورد اثرات هدفمندسازی یارانهها روی تورم و بودجه دولت اختلاف است. یک گروه مدعی هستند که چنین اثری یک بار و آن هم کوچک خواهد بود و گروه دیگری مدعی هستند که در صورت آزادسازی قیمت سوخت و حذف یارانهها تورم عظیمی در انتظار اقتصاد ایران خواهد بود. این سوال که «اثر حذف یارانه سوخت روی تورم چه خواهد بود»، سوال بسیار ملموس و انضمامی است که علم اقتصاد ابزارهای مختلفی برای پاسخ دادن به آن دارد و اگر روش درست به کار گرفته شود باید به جواب نهایی آن رسید و سیاستگزار و جامعه را از تشتت ذهنی، تردید و بیعملی نجات داد.
🔸 در دنیا هم موضوعات مشابه فراوان است ولی سعی میشود که «تکلیف» ادعاهای رقیب روشن شود. یادم هست که چند سال پیش بحث حذف ممنوعیت صادرات نفت خام آمریکا مطرح بود. یک گروه مدعی بودند این کار باعث افزایش قیمت داخلی بنزین میشود و یک گروه هم مدعی کاهش قیمت بنزین بودند. نهایتا چندین مقاله تخصصی نوشته شد و با اینکه اعداد متفاوت بود ولی جمعبندی کلی این بود که رفع ممنوعیت صادرات باعث «کاهش» قیمت بنزین برای مصرفکننده داخلی میشود و بر همین اساس هم تصمیم گرفته شد.
🔹 برای حل این نوع اختلافات در اقتصاد ایران میتوان کنفرانس/کارگاه کاملا هدفمند و مشخص حول سوالات مشخص ترتیب داد.
مثلا یک کارگاه دو روزه تخصصی با عنوان کاملا مشخص «تخمین اثر حذف یارانه سوخت روی تورم» داشته باشیم و از متخصصان مختلف دعوت کرد تا مقالات خود را ارسال کنند. طبعا مقالات مختلفی با روشهای متفاوت (مثل مدل CGE، روش داده-ستانده، اقتصادسنجی سری زمانی، اقتصادسنجی Event Study، ...) و نتایج مختلف به این کنفرانس خواهد رسید.
هدف چنین کنفرانس تخصصی و عملگرایی باید این پاسخ به سوالاتی از این نوع باشد:
۱) چرا بین نتایج تخمینهای مختلف اختلاف هست؟ ریشه اختلافات در کدام پارامترها است؟
۲) کدام مقالات روش قویتری دارند و کدام مقالات دچار ضعف نظری/علمی هستند؟
۳) توزیع آماری نتایج تخمینزده شده چه شکلی دارد؟
۴) بازه خطا و اطمینان نتایج تخمینزده شده کجا است؟
۵) برای رسیدن به نتایج دقیقتر چه دادههایی باید در اختیار محققان قرار گیرد؟
۶) برای رسیدن به نتایج دقیقتر چه تکنیکهای پیشرفتهای باید به کار گرفته شود؟
✅ روش رسیدن به پاسخ این سوالات را هم میدانیم: استفاده از داوران جدی، متخصص و بیطرف، تخصیص «منتقد» (Discussant) به هر مقاله و درخواست از او برای باز کردن جعبه سیاه مقاله و نقد آن، دادن فرصت کافی به مخاطبان برای ارائه نقدها و سوالات فنی و نهایتا تشکیل پنلهایی از نویسندگان مقالات مختلف برای بررسی و مقایسه فروض و روشهایشان و رسیدن به مبانی مشترک است.
🔹 شبیه این تجربه را در دنیا برای مدلهای ارزیابی جامع اقلیم (IAM) زیاد داشتهایم: سالها است که کارگاههای تخصصی تشکیل میشود که مدلهای رقیب فروض و پارامترهای مدل خود را با هم مقایسه میکنند و نهایتا در طول زمان، جامعه علمی به یک سری نتایج مشترک و قابل قبول همه همگرا شده است.
🔹 اگر چنین سنتی باب شود، تکلیف یک سری از سوالات و ابهامات کلیدی در اقتصاد ایران را میتوان تا حدی مشخص کرد و به جای گیر کردن در بحثهای تکراری و بیفایده، از آن عبور کرده و در مورد سطح جدیدتر مسایل بحث کرد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ مدل حل تعارض توماس- کیلمن
❤2
📊 مقایسه درآمد سرانه مردم ایران با کشورهای منطقه
◽️ معیار مقایسه «تولید ناخالص سرانه بر مبنای قدرت خرید ppp» است و منبع آمار «بانک جهانی» است.
◽️ درآمد سرانه مردم ارمنستان، ترکمنستان و آذربایجان از ایرانیان بیشتر است.
◽️ در میان کشورهای منطقه،مردم کشورهای قطر، امارات، بحرین و کویت مرفهترین هستند.
كانال قواعدبازی
◽️ معیار مقایسه «تولید ناخالص سرانه بر مبنای قدرت خرید ppp» است و منبع آمار «بانک جهانی» است.
◽️ درآمد سرانه مردم ارمنستان، ترکمنستان و آذربایجان از ایرانیان بیشتر است.
◽️ در میان کشورهای منطقه،مردم کشورهای قطر، امارات، بحرین و کویت مرفهترین هستند.
كانال قواعدبازی
✳️ ۱۰ راهكار تأمین مالی
✅ تأمین مالی طبیعت در بین سرمایهگذاران پایدار در حال افزایش است، اما به دلیل پیچیدگی این بخش، پیشرفت کند است.
این ۱۰ مدل تأمین مالی - از وامهای مرتبط با پایداری گرفته تا اوراق قرضه آبی و اعتبارات زیستمحیطی - نشان میدهند که چگونه میتوان سرمایه را برای آیندهای مثبت برای طبیعت آزاد کرد.
ادامه مطلب؛
https://www.weforum.org/stories/2025/09/nature-finance-sustainable-investing-priority-models/?
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ تأمین مالی طبیعت در بین سرمایهگذاران پایدار در حال افزایش است، اما به دلیل پیچیدگی این بخش، پیشرفت کند است.
این ۱۰ مدل تأمین مالی - از وامهای مرتبط با پایداری گرفته تا اوراق قرضه آبی و اعتبارات زیستمحیطی - نشان میدهند که چگونه میتوان سرمایه را برای آیندهای مثبت برای طبیعت آزاد کرد.
ادامه مطلب؛
https://www.weforum.org/stories/2025/09/nature-finance-sustainable-investing-priority-models/?
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
World Economic Forum
10 priority nature finance models for the future
A new Forum report identifies 10 nature finance models that could mobilize capital for biodiversity goals and accelerate the transition to a nature-positive economy.
❤1
✳️ من شایسته این تدریس نیستم
🪶محمدرضا اسلامی
✅ قرار بر این شد که یکی از دروس مقدماتی رشته مهندسی عمران را برای دانشجویانِ سال اول تدریس کنم. عنوان درس این بود:
CE ۱۲۱۰: Introduction to Smart Infrastructure
همچنان که از عنوان مشخص است هدف از این درس ایجاد یک «آشنایی اولیه» برای دانشجوی سال اول است تا که بداند این رشته مهندسی که انتخاب کرده اساسا چیست؟ و چه افقهای کار و اشتغال در آینده دارا خواهد بود؟ و در احداث زیربناهای کشور چه نقشی خواهد داشت؟
مدیر گروه گفت: لطفا خیلی روی بحث سازه مانور نده (!) و درباره گرایش های دیگر عمران مثل ژئوتکنیک هم برای بچه ها به قدر کافی صحبت کن.
توضیح دادم که مدتهاست درگیر پروژه یا کار ژئوتکنیکی نبوده ام و لذا برای یکی از جلسات کلاس از یک مهندس با «تجربه در صنعت» (و با سابقه ژئوتکنیک) دعوت خواهم کرد.
بدین منظور ایمیلی زدم به خانم دکتر Jennie Watson-Lamprey که مدیرعامل شرکت مهندسین مشاور مطرح SLATE در سانفرانسیسکو است. این شرکت SLATE پروژه های بزرگی در این حوزه دارد. از جمله پروژه های آن ها برج ملنیوم است که اخیرا در سانفرانسیسکو کج شده و به خاطر مشکلات ژئوتکنیک، ترک هایی در دیوار و سقف برخی آپارتمان ها شکلگرفته و صدها پرونده حقوقی در دادگاه دارد. اکنون شرکت خانم Jennie در حال بررسی اشکالات طراحیِ مشاور قبلی این پروژه است که ببینند درکجا اشتباه شده و چطور می شود راهکاری برای تقویت فونداسیون برج داد. عملا شرکت ایشان درگیر کارهایی در این سطح و تراز است.
وقتی ایمیل دعوتنامه را فرستادم بلافاصله با پاسخ جالب خانم Jennie مواجه شدم. نوشته بود:
«سلام محمدرضا؛ وای که چقدر خوشحال شدم از اینکه دیدم به یاد من بوده ای. باورم نمیشه که من رو در خاطر داشتی. راستش خیلی مشتاقم که در این کلاس، تدریس درباره ژئوتکنیک داشته باشم ولی من شایسته این تدریس نیستم چون که چندسالی هست که عمدتا درگیر امور مدیریتِ شرکت مهندسی مشاور هستم و عملا من دیگه چندان آدم فنی ای محسوب نمی شوم.بنابراین پیشنهاد می کنم که مدیر فنی شرکت ما (آقای Nathaniel Wagner) این تدریس را انجام دهد.»
جمله ای که نوشته بود دقیقا این بود:
I would do a disservice to your students to accept.
قدری جا خوردم. کنجکاو شدم و مجددا رفتم و رزومه خانم Jennie را بررسی کردم. بله درست است! ایشان لیسانس را در دانشگاه کلمبیا بوده، و سپس کارشناسی ارشد و دکترای ژئوتکنیک را از دانشگاه برکلی گرفته (یکی از بهترین دپارتمان های ژئوتکنیک دنیا) ولی با وجود این سابقه، به دلیل اینکه مدتی است که عمدتا درگیر کارهای مدیریتی است خودش را «شایسته» تدریس (آنهم فقط یک جلسه!) در کلاس درس نمی داند .
واقعا به فکر فرو رفتم.
آیا من هم با خودم همین قدر صادق هستم؟ آیا من هم اگر فردی متخصص تر/شایسته تر از خودم وجود داشته باشد، از پذیرفتنِ کار امتناع خواهم کرد؟ آیا من هم جرأت دارم اینقدر به صراحت و مکتوب بنویسم که شایسته ی فلان کار نیستم؟ یا اینکه بلافاصله چنگ می اندازم که کار را روی هوا بگیرم؟ و از هر فرصتی برای مطرح شدن استفاده خواهم کرد؟…
این فکر ها آمد و رفت.
گفتم: پرینت ایمیل Jennie را می گیرم و یادگاری برای پسرم نگه می دارم. اینکه بداند در دنیا این گونه انسان هایی هم هستند. فقط آدم های «شکارگر» در این دنیا نیستند. بلکه حضور دارند آدم هایی که اصول رفتار حرفه ای برایشان مهمتر از بیزینس و شکارگری است.
سه هفته بعد، آن جلسه ی کلاس برگزار شد و مدیر فنی شرکت (یعنی آقای Nathaniel) آمد و به بچه ها درباره مبانی ژئوتکنیک حرف زد. درباره زندگی حرفه ای یک مهندس ژئوتکنیک سخن گفت و توضیح داد که چرا به سمت این حرفه آمده و درآمدش چقدر است و …
نتیجه گیری:
*رفتارهای توسعه یافته در افراد باعث توسعه یک کشور می شود. وقتی که کسی خودش، خودش را متخصص و واجد صلاحیت نداند «مسئولیت» قبول نمی کند.
*از نشانه های توسعه یافتگی این است که برای «علم و تجربه» احترام قائل باشیم. آن کسی که بدون هیچ تجربه فنی سکان مدیریت یک مجموعه عظیم را به عهده می گیرد، شخصیت توسعه نیافته ای دارد.با خودش صادق نیست. او نمی تواند باعث توسعه کشورش شود.
*توسعه یک کشور، محصول شخصیت های توسعه یافته است.
سوال:
چند نفر را میشناسید که چنین سلیم النفس در فضای آموزش باشند ؟!! و اگر کم میشناسید، بفرمائید که چه بر سر نظام آموزشی و مشاوره، آمده و خواهد آمد؟!!
[18/09, 11:10] Moezi Jondishapur: نتیجه گیری:
*رفتارهای توسعه یافته در افراد باعث توسعه یک کشور می شود. وقتی که کسی خودش، خودش را متخصص و واجد صلاحیت نداند «مسئولیت» قبول نمی کند.
🪶محمدرضا اسلامی
✅ قرار بر این شد که یکی از دروس مقدماتی رشته مهندسی عمران را برای دانشجویانِ سال اول تدریس کنم. عنوان درس این بود:
CE ۱۲۱۰: Introduction to Smart Infrastructure
همچنان که از عنوان مشخص است هدف از این درس ایجاد یک «آشنایی اولیه» برای دانشجوی سال اول است تا که بداند این رشته مهندسی که انتخاب کرده اساسا چیست؟ و چه افقهای کار و اشتغال در آینده دارا خواهد بود؟ و در احداث زیربناهای کشور چه نقشی خواهد داشت؟
مدیر گروه گفت: لطفا خیلی روی بحث سازه مانور نده (!) و درباره گرایش های دیگر عمران مثل ژئوتکنیک هم برای بچه ها به قدر کافی صحبت کن.
توضیح دادم که مدتهاست درگیر پروژه یا کار ژئوتکنیکی نبوده ام و لذا برای یکی از جلسات کلاس از یک مهندس با «تجربه در صنعت» (و با سابقه ژئوتکنیک) دعوت خواهم کرد.
بدین منظور ایمیلی زدم به خانم دکتر Jennie Watson-Lamprey که مدیرعامل شرکت مهندسین مشاور مطرح SLATE در سانفرانسیسکو است. این شرکت SLATE پروژه های بزرگی در این حوزه دارد. از جمله پروژه های آن ها برج ملنیوم است که اخیرا در سانفرانسیسکو کج شده و به خاطر مشکلات ژئوتکنیک، ترک هایی در دیوار و سقف برخی آپارتمان ها شکلگرفته و صدها پرونده حقوقی در دادگاه دارد. اکنون شرکت خانم Jennie در حال بررسی اشکالات طراحیِ مشاور قبلی این پروژه است که ببینند درکجا اشتباه شده و چطور می شود راهکاری برای تقویت فونداسیون برج داد. عملا شرکت ایشان درگیر کارهایی در این سطح و تراز است.
وقتی ایمیل دعوتنامه را فرستادم بلافاصله با پاسخ جالب خانم Jennie مواجه شدم. نوشته بود:
«سلام محمدرضا؛ وای که چقدر خوشحال شدم از اینکه دیدم به یاد من بوده ای. باورم نمیشه که من رو در خاطر داشتی. راستش خیلی مشتاقم که در این کلاس، تدریس درباره ژئوتکنیک داشته باشم ولی من شایسته این تدریس نیستم چون که چندسالی هست که عمدتا درگیر امور مدیریتِ شرکت مهندسی مشاور هستم و عملا من دیگه چندان آدم فنی ای محسوب نمی شوم.بنابراین پیشنهاد می کنم که مدیر فنی شرکت ما (آقای Nathaniel Wagner) این تدریس را انجام دهد.»
جمله ای که نوشته بود دقیقا این بود:
I would do a disservice to your students to accept.
قدری جا خوردم. کنجکاو شدم و مجددا رفتم و رزومه خانم Jennie را بررسی کردم. بله درست است! ایشان لیسانس را در دانشگاه کلمبیا بوده، و سپس کارشناسی ارشد و دکترای ژئوتکنیک را از دانشگاه برکلی گرفته (یکی از بهترین دپارتمان های ژئوتکنیک دنیا) ولی با وجود این سابقه، به دلیل اینکه مدتی است که عمدتا درگیر کارهای مدیریتی است خودش را «شایسته» تدریس (آنهم فقط یک جلسه!) در کلاس درس نمی داند .
واقعا به فکر فرو رفتم.
آیا من هم با خودم همین قدر صادق هستم؟ آیا من هم اگر فردی متخصص تر/شایسته تر از خودم وجود داشته باشد، از پذیرفتنِ کار امتناع خواهم کرد؟ آیا من هم جرأت دارم اینقدر به صراحت و مکتوب بنویسم که شایسته ی فلان کار نیستم؟ یا اینکه بلافاصله چنگ می اندازم که کار را روی هوا بگیرم؟ و از هر فرصتی برای مطرح شدن استفاده خواهم کرد؟…
این فکر ها آمد و رفت.
گفتم: پرینت ایمیل Jennie را می گیرم و یادگاری برای پسرم نگه می دارم. اینکه بداند در دنیا این گونه انسان هایی هم هستند. فقط آدم های «شکارگر» در این دنیا نیستند. بلکه حضور دارند آدم هایی که اصول رفتار حرفه ای برایشان مهمتر از بیزینس و شکارگری است.
سه هفته بعد، آن جلسه ی کلاس برگزار شد و مدیر فنی شرکت (یعنی آقای Nathaniel) آمد و به بچه ها درباره مبانی ژئوتکنیک حرف زد. درباره زندگی حرفه ای یک مهندس ژئوتکنیک سخن گفت و توضیح داد که چرا به سمت این حرفه آمده و درآمدش چقدر است و …
نتیجه گیری:
*رفتارهای توسعه یافته در افراد باعث توسعه یک کشور می شود. وقتی که کسی خودش، خودش را متخصص و واجد صلاحیت نداند «مسئولیت» قبول نمی کند.
*از نشانه های توسعه یافتگی این است که برای «علم و تجربه» احترام قائل باشیم. آن کسی که بدون هیچ تجربه فنی سکان مدیریت یک مجموعه عظیم را به عهده می گیرد، شخصیت توسعه نیافته ای دارد.با خودش صادق نیست. او نمی تواند باعث توسعه کشورش شود.
*توسعه یک کشور، محصول شخصیت های توسعه یافته است.
سوال:
چند نفر را میشناسید که چنین سلیم النفس در فضای آموزش باشند ؟!! و اگر کم میشناسید، بفرمائید که چه بر سر نظام آموزشی و مشاوره، آمده و خواهد آمد؟!!
[18/09, 11:10] Moezi Jondishapur: نتیجه گیری:
*رفتارهای توسعه یافته در افراد باعث توسعه یک کشور می شود. وقتی که کسی خودش، خودش را متخصص و واجد صلاحیت نداند «مسئولیت» قبول نمی کند.
👍2👌1