(Conspicuous Consumption)
دارد که اقتصاددان تورستین وبلن (Thorstein Veblen) مطرح کرده بود. او توضیح میداد که انسانها اغلب کالاهایی را مصرف میکنند تا جایگاه اجتماعی خود را به نمایش بگذارند. اپل استادانه این نظریه را در قرن بیستویکم بازآفرینی کرده است. آیفون جدید دیگر صرفاً یک تلفن نیست، بلکه یک «بلیت اجتماعی» برای ورود به حلقهای خاص از مصرفکنندگان است.
■احساس جا ماندن: ترسی عمیقتر از نیاز واقعی
●ترس اصلی خریداران آیفون ۱۷ این نیست که گوشی قدیمیشان از کار میافتد. ترس واقعی، پدیدهای است که روانشناسان آن را FOMO (Fear of Missing Out) مینامند. این ترس از جا ماندن از جمع، از دوستان و از جامعه است. کسی نمیخواهد تنها فردی باشد که هنوز آیفون ۱۴ یا ۱۵ در دست دارد، وقتی دیگران با آیفون ۱۷ عکس میگیرند.
●اپل این ترس را تقویت میکند، نه با تبلیغات مستقیم، بلکه با نمایش موج خرید جهانی. وقتی در رسانهها میخوانی که در هند کسی ۲۱ ساعت در صف مانده یا در چین پیشفروشها در یک دقیقه تمام شده، احساس میکنی اگر نخری، تنها بازندهای. این همان عمق روانشناسی بازاریابی اپل است که نیاز واقعی را به ترسی اجتماعی تبدیل میکند.
■فروش احساس، نه ویژگی
●تحلیلها نشان میدهد بیشتر خریداران آیفون ۱۷ بهخاطر دوربین یا پردازنده جدید آن را نخریدهاند. دلیل اصلی خرید، همان چیزی است که روانشناسان «Emotional Purchase» مینامند. یعنی خرید برای تجربه یک احساس. اپل به مردم «حس نو بودن»، «اطمینان از آینده» و «ارتباط با جمع» را میفروشد.
●همانطور که یک فرد ساعت رولکس میخرد نه به خاطر دقت ثانیهشمار، بلکه برای حس تعلق به یک طبقه خاص، آیفون هم به یک نماد روانی تبدیل شده است. این نکته راز موفقیت بازاریابی اپل است. آنها محصولی میفروشند که در ناخودآگاه مشتری، با «هویت» و «جایگاه اجتماعی» گره خورده است.
■روایتسازی: چرا معرفی آیفون مثل یک آیین مذهبی است؟
●اپل معرفی آیفون ۱۷ را مانند یک مراسم آیینی برگزار کرد. نورپردازی، موسیقی، زبان شاعرانه مدیران و استفاده از عباراتی مثل «عصر جدید» یا «بهترین محصول تاریخ ما» همه بخشی از یک روایتسازی (Storytelling) هستند. این تکنیک، محصول را از یک کالا به یک «تجربه فرهنگی» ارتقا میدهد.
●این همان چیزی است که جامعهشناسان آن را «Consumer Ritual» مینامند. لحظه معرفی آیفون برای میلیونها نفر در سراسر جهان به یک مناسک جمعی تبدیل میشود. در شبکههای اجتماعی، هشتگها ترند میشوند و حس مشترکی از «شاهد بودن» شکل میگیرد. اپل نه فقط گوشی، بلکه یک رویداد اجتماعی خلق میکند.
■فشن تکنولوژی: آیفون به مثابه مد روز
●بازاریابی اپل بیشتر شبیه صنعت مد (Fashion Industry) است تا صنعت سختافزار. آیفون ۱۷ نه فقط معرفی شد، بلکه «Drop» شد، درست مثل یک کفش نایکی کمیاب یا کیف لویی ویتون. این زبان «کمیابی مد» باعث میشود مصرفکننده احساس کند خرید آیفون همانند دستیابی به یک آیتم انحصاری و محدود است.
●مفهوم «Drop Culture» در روانشناسی بازاریابی جوانان بسیار پررنگ است. آنها میخواهند در صف اول باشند، محصول را زودتر از دیگران بگیرند و آن را در شبکههای اجتماعی به نمایش بگذارند. اپل این فرهنگ مد را به فناوری آورده و آیفون را از یک ابزار کاربردی به یک نماد مد روز تبدیل کرده است.
■چرا اپل گوشی نمیفروشد، بلکه آینده میفروشد؟
●در پایان، باید پرسید: چرا میلیونها نفر با وجود داشتن گوشی سالم، آیفون ۱۷ را خریدند؟ پاسخ این است که اپل آینده را میفروشد. این برند مشتری را قانع میکند که اگر گوشی جدید را نخری، از مسیر پیشرفت جا میمانی. این همان تکنیک «Future Framing» است.
●اپل به تو نمیگوید گوشی قدیمیات خراب است. بلکه میگوید: «اگر بهروز نباشی، عقب میافتی، نه در تکنولوژی، بلکه در زندگی.» این جمله بهظاهر ساده، اساس روانشناسی بازاریابی اپل است. آنها با خلق تصویری از آینده، مشتری را وادار میکنند امروز خرید کند.
■پارادوکس اسکرچگیت: چرا حتی نقص آشکار مانع خرید نمیشود؟
●آیفون ۱۷ از همان روزهای اول عرضه با یک جنجال رسانهای همراه شد؛ مسئلهای که کاربران آن را «اسکرچگیت» (Scratchgate) نامیدند. بسیاری از خریداران متوجه شدند که بدنه آلومینیومی مدلهای جدید خیلی سریع خراش برمیدارد، بهویژه در رنگهای تیره مثل مشکی و آبی. در شرایط عادی، چنین مشکلی میتوانست موجی از نارضایتی ایجاد کند و حتی برندهای دیگر را به سقوط بکشاند. اما در مورد اپل، ماجرا دقیقاً برعکس پیش رفت. تقاضا نه تنها کاهش نیافت، بلکه حتی تقویت شد.
دارد که اقتصاددان تورستین وبلن (Thorstein Veblen) مطرح کرده بود. او توضیح میداد که انسانها اغلب کالاهایی را مصرف میکنند تا جایگاه اجتماعی خود را به نمایش بگذارند. اپل استادانه این نظریه را در قرن بیستویکم بازآفرینی کرده است. آیفون جدید دیگر صرفاً یک تلفن نیست، بلکه یک «بلیت اجتماعی» برای ورود به حلقهای خاص از مصرفکنندگان است.
■احساس جا ماندن: ترسی عمیقتر از نیاز واقعی
●ترس اصلی خریداران آیفون ۱۷ این نیست که گوشی قدیمیشان از کار میافتد. ترس واقعی، پدیدهای است که روانشناسان آن را FOMO (Fear of Missing Out) مینامند. این ترس از جا ماندن از جمع، از دوستان و از جامعه است. کسی نمیخواهد تنها فردی باشد که هنوز آیفون ۱۴ یا ۱۵ در دست دارد، وقتی دیگران با آیفون ۱۷ عکس میگیرند.
●اپل این ترس را تقویت میکند، نه با تبلیغات مستقیم، بلکه با نمایش موج خرید جهانی. وقتی در رسانهها میخوانی که در هند کسی ۲۱ ساعت در صف مانده یا در چین پیشفروشها در یک دقیقه تمام شده، احساس میکنی اگر نخری، تنها بازندهای. این همان عمق روانشناسی بازاریابی اپل است که نیاز واقعی را به ترسی اجتماعی تبدیل میکند.
■فروش احساس، نه ویژگی
●تحلیلها نشان میدهد بیشتر خریداران آیفون ۱۷ بهخاطر دوربین یا پردازنده جدید آن را نخریدهاند. دلیل اصلی خرید، همان چیزی است که روانشناسان «Emotional Purchase» مینامند. یعنی خرید برای تجربه یک احساس. اپل به مردم «حس نو بودن»، «اطمینان از آینده» و «ارتباط با جمع» را میفروشد.
●همانطور که یک فرد ساعت رولکس میخرد نه به خاطر دقت ثانیهشمار، بلکه برای حس تعلق به یک طبقه خاص، آیفون هم به یک نماد روانی تبدیل شده است. این نکته راز موفقیت بازاریابی اپل است. آنها محصولی میفروشند که در ناخودآگاه مشتری، با «هویت» و «جایگاه اجتماعی» گره خورده است.
■روایتسازی: چرا معرفی آیفون مثل یک آیین مذهبی است؟
●اپل معرفی آیفون ۱۷ را مانند یک مراسم آیینی برگزار کرد. نورپردازی، موسیقی، زبان شاعرانه مدیران و استفاده از عباراتی مثل «عصر جدید» یا «بهترین محصول تاریخ ما» همه بخشی از یک روایتسازی (Storytelling) هستند. این تکنیک، محصول را از یک کالا به یک «تجربه فرهنگی» ارتقا میدهد.
●این همان چیزی است که جامعهشناسان آن را «Consumer Ritual» مینامند. لحظه معرفی آیفون برای میلیونها نفر در سراسر جهان به یک مناسک جمعی تبدیل میشود. در شبکههای اجتماعی، هشتگها ترند میشوند و حس مشترکی از «شاهد بودن» شکل میگیرد. اپل نه فقط گوشی، بلکه یک رویداد اجتماعی خلق میکند.
■فشن تکنولوژی: آیفون به مثابه مد روز
●بازاریابی اپل بیشتر شبیه صنعت مد (Fashion Industry) است تا صنعت سختافزار. آیفون ۱۷ نه فقط معرفی شد، بلکه «Drop» شد، درست مثل یک کفش نایکی کمیاب یا کیف لویی ویتون. این زبان «کمیابی مد» باعث میشود مصرفکننده احساس کند خرید آیفون همانند دستیابی به یک آیتم انحصاری و محدود است.
●مفهوم «Drop Culture» در روانشناسی بازاریابی جوانان بسیار پررنگ است. آنها میخواهند در صف اول باشند، محصول را زودتر از دیگران بگیرند و آن را در شبکههای اجتماعی به نمایش بگذارند. اپل این فرهنگ مد را به فناوری آورده و آیفون را از یک ابزار کاربردی به یک نماد مد روز تبدیل کرده است.
■چرا اپل گوشی نمیفروشد، بلکه آینده میفروشد؟
●در پایان، باید پرسید: چرا میلیونها نفر با وجود داشتن گوشی سالم، آیفون ۱۷ را خریدند؟ پاسخ این است که اپل آینده را میفروشد. این برند مشتری را قانع میکند که اگر گوشی جدید را نخری، از مسیر پیشرفت جا میمانی. این همان تکنیک «Future Framing» است.
●اپل به تو نمیگوید گوشی قدیمیات خراب است. بلکه میگوید: «اگر بهروز نباشی، عقب میافتی، نه در تکنولوژی، بلکه در زندگی.» این جمله بهظاهر ساده، اساس روانشناسی بازاریابی اپل است. آنها با خلق تصویری از آینده، مشتری را وادار میکنند امروز خرید کند.
■پارادوکس اسکرچگیت: چرا حتی نقص آشکار مانع خرید نمیشود؟
●آیفون ۱۷ از همان روزهای اول عرضه با یک جنجال رسانهای همراه شد؛ مسئلهای که کاربران آن را «اسکرچگیت» (Scratchgate) نامیدند. بسیاری از خریداران متوجه شدند که بدنه آلومینیومی مدلهای جدید خیلی سریع خراش برمیدارد، بهویژه در رنگهای تیره مثل مشکی و آبی. در شرایط عادی، چنین مشکلی میتوانست موجی از نارضایتی ایجاد کند و حتی برندهای دیگر را به سقوط بکشاند. اما در مورد اپل، ماجرا دقیقاً برعکس پیش رفت. تقاضا نه تنها کاهش نیافت، بلکه حتی تقویت شد.
●چرا چنین تناقضی رخ میدهد؟ پاسخ در روانشناسی بازاریابی اپل نهفته است. خریدار آیفون میداند که برای حفاظت از گوشی باید آن را بلافاصله درون یک قاب (Case) قرار دهد. این انتخاب از یک سو فلسفه اصلی طراحی مینیمال، باریک و ظریف آیفون را نقض میکند، چون تجربه لمس مستقیم دستگاه از بین میرود. اما از سوی دیگر، همین تضاد باعث تقویت ارزش روانی محصول میشود. کاربر احساس میکند چیزی «آنقدر ارزشمند» در دست دارد که باید فوراً از آن محافظت کند، حتی اگر این محافظت به قیمت از دست رفتن تجربه طراحی باشد.
●این پدیده در روانشناسی به «Cognitive Dissonance» یا ناهماهنگی شناختی مشهور است. فرد دو باور متضاد دارد: از یک طرف، میخواهد گوشی را همانطور که طراحی شده لمس کند و حس کند. از طرف دیگر، از خراش افتادن آن میترسد. نتیجه این است که او قاب میخرد، اما همزمان ناخودآگاه به خودش یادآوری میکند که در حال حفاظت از «چیزی خاص» است. این حس، حتی ارزش آیفون را در ذهنش بیشتر میکند.
●از زاویه بازاریابی، اپل بهطور غیرمستقیم از همین ناهماهنگی شناختی سود میبرد. هر بار که خریدار مجبور میشود قاب بخرد، شارژر بیسیم سازگار تهیه کند یا بیمه گرانقیمت اپلکر (AppleCare) بگیرد، عملاً درگیر اکوسیستم اپل میشود. این همان جایی است که «نقص» ظاهری به یک «ابزار وفاداری» تبدیل میشود. مصرفکننده نه تنها گوشی میخرد، بلکه به مجموعهای از خدمات و لوازم جانبی وابسته میشود.
■در نهایت، باید گفت که اسکرچگیت برای هر برند دیگری یک بحران جدی بود، اما برای اپل به یک داستان بازاریابی دیگر بدل شد. داستانی که ناخودآگاه به مشتری القا کرد: «این دستگاه آنقدر ظریف و ارزشمند است که باید بیش از هر چیز دیگری از آن مراقبت کنی.» و همین مراقبت، وابستگی روانی و اقتصادی او به برند را بیشتر کرد./ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
●این پدیده در روانشناسی به «Cognitive Dissonance» یا ناهماهنگی شناختی مشهور است. فرد دو باور متضاد دارد: از یک طرف، میخواهد گوشی را همانطور که طراحی شده لمس کند و حس کند. از طرف دیگر، از خراش افتادن آن میترسد. نتیجه این است که او قاب میخرد، اما همزمان ناخودآگاه به خودش یادآوری میکند که در حال حفاظت از «چیزی خاص» است. این حس، حتی ارزش آیفون را در ذهنش بیشتر میکند.
●از زاویه بازاریابی، اپل بهطور غیرمستقیم از همین ناهماهنگی شناختی سود میبرد. هر بار که خریدار مجبور میشود قاب بخرد، شارژر بیسیم سازگار تهیه کند یا بیمه گرانقیمت اپلکر (AppleCare) بگیرد، عملاً درگیر اکوسیستم اپل میشود. این همان جایی است که «نقص» ظاهری به یک «ابزار وفاداری» تبدیل میشود. مصرفکننده نه تنها گوشی میخرد، بلکه به مجموعهای از خدمات و لوازم جانبی وابسته میشود.
■در نهایت، باید گفت که اسکرچگیت برای هر برند دیگری یک بحران جدی بود، اما برای اپل به یک داستان بازاریابی دیگر بدل شد. داستانی که ناخودآگاه به مشتری القا کرد: «این دستگاه آنقدر ظریف و ارزشمند است که باید بیش از هر چیز دیگری از آن مراقبت کنی.» و همین مراقبت، وابستگی روانی و اقتصادی او به برند را بیشتر کرد./ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
article_89456_eb66ec83c3ee608b1570a589bc1655a9_250925_055312.pdf
248.6 KB
✳️ هفت خصلت انسانی مدیران نوع هفتم
✍ دکترقلی پور
✍ دکترقلی پور
✳️ نظام اداری ایران؛ مانع یا همراه شایستگی؟
✅ به گفته دكتر رضا واعظی، استاد مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی، ساختار فعلی نظام اداری ایران نه تنها به تقویت شایستگی نمیانجامد، بلکه سدّی جدی در برابر آن است.
او معتقد است که:
ورود افراد ناشایسته به دستگاههای دولتی باعث میشود میانگین عملکرد سازمانی به سطحی پایین تنزل یابد و آن سطح ناپایدار به «معیار معمول» تبدیل شود.
ساختار اداری فعلی به گونهای طراحی شده که استفاده از ظرفیت نخبگان و متخصصان دشوار است، و حتی اگر افراد توانمند وارد شوند، امکان بهرهگیری از توانشان کاهش مییابد.
در بسیاری موارد، کسانی که در ردههای بالای قدرت قرار دارند، ورود کاردانها را تهدید تلقی میکنند و با ایجاد موانع و دسیسه، مسیر فعالیت مؤثر آنان را مسدود میسازند.
برای بهبود شرایط، تأکید اصلی بر اصلاح ساختاری است، نه تنها انتخاب افراد شایسته.
ساختار اداری باید به نحوی بازسازی شود که نه تنها ورود نخبگان امکانپذیر باشد، بلکه توان به کارگیری مؤثر آنها را نیز فراهم آورد.
متن کامل
https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1689604
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ به گفته دكتر رضا واعظی، استاد مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی، ساختار فعلی نظام اداری ایران نه تنها به تقویت شایستگی نمیانجامد، بلکه سدّی جدی در برابر آن است.
او معتقد است که:
ورود افراد ناشایسته به دستگاههای دولتی باعث میشود میانگین عملکرد سازمانی به سطحی پایین تنزل یابد و آن سطح ناپایدار به «معیار معمول» تبدیل شود.
ساختار اداری فعلی به گونهای طراحی شده که استفاده از ظرفیت نخبگان و متخصصان دشوار است، و حتی اگر افراد توانمند وارد شوند، امکان بهرهگیری از توانشان کاهش مییابد.
در بسیاری موارد، کسانی که در ردههای بالای قدرت قرار دارند، ورود کاردانها را تهدید تلقی میکنند و با ایجاد موانع و دسیسه، مسیر فعالیت مؤثر آنان را مسدود میسازند.
برای بهبود شرایط، تأکید اصلی بر اصلاح ساختاری است، نه تنها انتخاب افراد شایسته.
ساختار اداری باید به نحوی بازسازی شود که نه تنها ورود نخبگان امکانپذیر باشد، بلکه توان به کارگیری مؤثر آنها را نیز فراهم آورد.
متن کامل
https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1689604
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
خبرگزاری ایلنا
نظام اداری در ایران علیه شایستگی است؛ دسیسهچینی برای شایستگان در مراکز دولتی
به گفته عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی و استاد تمام گروه مدیریت دولتی، نظام اداری ما نه تنها موجبههای افزایش شایستگی را ندارد، بلکه سالبههای قدرتمندی دارد که خودش علیه شایستگی وارد عمل میشود.
✳️ ۴۰ هزار تومان فاصله عقلانیت وحماقت
✍ حسین سلاحورزی/عضو هيات مديره و سرپرست PCC
✅ اختلاف نرخ ارز آزاد و مبادلهای به ۴۰ هزار تومان رسیده؛ فاصلهای که نه فقط عدد، بلکه نشانه حماقتی ساختاری است.
بانک مرکزی و دولت ارز کمیاب را با نرخ ارزان به «خودیها» میدهد تا کالا وارد کنند، اما یا کالایی وارد نمیشود یا همان کالا با نرخ آزاد به مردم فروخته میشود.
نتیجه روشن است: رانتهای نجومی برای وابستگان رانتی و سفرهای کوچکتر برای مردم.
این سناریو از ارز ۴۲۰۰ تومانی تا امروز بارها تکرار شده و هر بار فقط منابع ملی را به جیب حلقههای قدرت منتقل کرده است.
هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد که در شرایط تحریم و فشار، منابع ارزی چنین به تاراج برود. اگر اسم این کار «سیاستگذاری» است، پس لابد غارت هم «مدیریت منابع» است!
این شکاف فقط دو نرخ ارز را جدا نمیکند؛ شکاف میان مردم و حاکمیت است. تداوم آن چیزی جز فقر، فساد و بیاعتمادی بیشتر به دنبال نخواهد داشت.
نتیجه سپردن کار به اراذل و عمل کردن به توصیههای ابلهانه بهتر از این نخواهد بود.
✍ حسین سلاحورزی/عضو هيات مديره و سرپرست PCC
✅ اختلاف نرخ ارز آزاد و مبادلهای به ۴۰ هزار تومان رسیده؛ فاصلهای که نه فقط عدد، بلکه نشانه حماقتی ساختاری است.
بانک مرکزی و دولت ارز کمیاب را با نرخ ارزان به «خودیها» میدهد تا کالا وارد کنند، اما یا کالایی وارد نمیشود یا همان کالا با نرخ آزاد به مردم فروخته میشود.
نتیجه روشن است: رانتهای نجومی برای وابستگان رانتی و سفرهای کوچکتر برای مردم.
این سناریو از ارز ۴۲۰۰ تومانی تا امروز بارها تکرار شده و هر بار فقط منابع ملی را به جیب حلقههای قدرت منتقل کرده است.
هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد که در شرایط تحریم و فشار، منابع ارزی چنین به تاراج برود. اگر اسم این کار «سیاستگذاری» است، پس لابد غارت هم «مدیریت منابع» است!
این شکاف فقط دو نرخ ارز را جدا نمیکند؛ شکاف میان مردم و حاکمیت است. تداوم آن چیزی جز فقر، فساد و بیاعتمادی بیشتر به دنبال نخواهد داشت.
نتیجه سپردن کار به اراذل و عمل کردن به توصیههای ابلهانه بهتر از این نخواهد بود.
Automotive-Industry-An-Industry-Beyond-Industrial-Logic.pdf
4.9 MB
📚 کتاب «خودروسازی فراتر از منطق صنعتی؛ بازخوانی سهگانه صنعت، اقتصاد و ژئوپلیتیک»
📈 نرخ تورم رکورد زد
تورم خوراکیها و آشامیدنیها در شهریور ۵۷.۳ درصد اعلام شد.
نان و غلات حدود ۹۵ درصد گران شد.
طبق اعلام مرکز آمار، در شهریور ماه ۱۴۰۴، تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور، ۴۵.۳ درصد بوده است گ. یعنی خانوارهای کشور به طور میانگین ۴۵.۳ درصد بیشتر از شهریور ماه ۱۴۰۳ برای خرید یک «مجموعه کالاها و خدمات یکسان» هزینه کردهاند. تورم نقطه به نقطه شهریور ماه ۱۴۰۴ در مقایسه با ماه قبل ۲.۹ واحد درصد افزایش داشته است.
تورم نقطه به نقطه خوراکیها و آشامیدنی ها در شهریور ماه ۵۷.۳ درصد، تورم نان و غلات ۹۴.۳ درصد، تورم روغن و چربیها ۴۸.۷ درصد و تورم میوه و خشکبار ۷۷.۲ درصد ، تورم شیر، پنیر و تخم مرغ ۴۶.۲ درصد ، تورم سبزیجات ۶۴.۹ درصد، تورم اجاره ۳۴.۴ درصد ، تورم آب، برق و سوخت ۶۴.۷ درصد و تورم بهداشت و درمان ۴۵.۵ درصد اعلام شده است.
همچنین در شهریور ماه، خدمات مربوط به حمل و نقل عمومی نیز ۵۶.۲ درصد گران شد. تورم سالانه کل به بالاترین سطح خود از اردیبهشت ۱۴۰۳ و تورم نقطه به نقطه کل به بالاترین سطح خود از خرداد ۱۴۰۲ تا کنون رسیده است./ جماران
تورم خوراکیها و آشامیدنیها در شهریور ۵۷.۳ درصد اعلام شد.
نان و غلات حدود ۹۵ درصد گران شد.
طبق اعلام مرکز آمار، در شهریور ماه ۱۴۰۴، تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور، ۴۵.۳ درصد بوده است گ. یعنی خانوارهای کشور به طور میانگین ۴۵.۳ درصد بیشتر از شهریور ماه ۱۴۰۳ برای خرید یک «مجموعه کالاها و خدمات یکسان» هزینه کردهاند. تورم نقطه به نقطه شهریور ماه ۱۴۰۴ در مقایسه با ماه قبل ۲.۹ واحد درصد افزایش داشته است.
تورم نقطه به نقطه خوراکیها و آشامیدنی ها در شهریور ماه ۵۷.۳ درصد، تورم نان و غلات ۹۴.۳ درصد، تورم روغن و چربیها ۴۸.۷ درصد و تورم میوه و خشکبار ۷۷.۲ درصد ، تورم شیر، پنیر و تخم مرغ ۴۶.۲ درصد ، تورم سبزیجات ۶۴.۹ درصد، تورم اجاره ۳۴.۴ درصد ، تورم آب، برق و سوخت ۶۴.۷ درصد و تورم بهداشت و درمان ۴۵.۵ درصد اعلام شده است.
همچنین در شهریور ماه، خدمات مربوط به حمل و نقل عمومی نیز ۵۶.۲ درصد گران شد. تورم سالانه کل به بالاترین سطح خود از اردیبهشت ۱۴۰۳ و تورم نقطه به نقطه کل به بالاترین سطح خود از خرداد ۱۴۰۲ تا کنون رسیده است./ جماران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ بازاریابی ویروسوار
( Viral marketing) روشی از بازاریابی دهانبهدهان آنلاین است که همانند ویروس زیستی، ویروس رایانهای یا میم اینترنتی در شبکه اجتماعی، ایمیل و شبکههای موبایل به صورت متن، تصویر، کلیپ، فیلم کوتاه، تصویر متحرک انجام میگیرد.
✅ گاهی برای افزایش هرچه بیشتر آگاهی از برند یا محصولی، از حسابهای جعلی یا رباتهای شبکه اجتماعی نیز استفاده میشود. از دیدگاه بازاریابی، طبق این فرایند افراد تشویق میشوند اطلاعات بازاریابی مطلوبی را که دریافت میکنند، در محیطی فرا رسانهای منتقل کنند؛ اطلاعاتی که بهطور اتفاقی یا بهطور برنامهریزی شده، مطلوب فرد هستند.
( Viral marketing) روشی از بازاریابی دهانبهدهان آنلاین است که همانند ویروس زیستی، ویروس رایانهای یا میم اینترنتی در شبکه اجتماعی، ایمیل و شبکههای موبایل به صورت متن، تصویر، کلیپ، فیلم کوتاه، تصویر متحرک انجام میگیرد.
✅ گاهی برای افزایش هرچه بیشتر آگاهی از برند یا محصولی، از حسابهای جعلی یا رباتهای شبکه اجتماعی نیز استفاده میشود. از دیدگاه بازاریابی، طبق این فرایند افراد تشویق میشوند اطلاعات بازاریابی مطلوبی را که دریافت میکنند، در محیطی فرا رسانهای منتقل کنند؛ اطلاعاتی که بهطور اتفاقی یا بهطور برنامهریزی شده، مطلوب فرد هستند.
همدلی ازهم زبانی بهتراست؟!
❤1
✳️ آثار «ماشه» بر تجارت ايران
«اسنپ بك» با تجارت ايران چه ميكند؟ يك مقام تجاري در دولت در پاسخ به اين پرسش ما ميگويد: «اين سازوكار پيشتر نيز تجربه شده و هرچند فرآيندها را سختتر و پرهزينهتر ميكند، اما تجارت را متوقف نخواهد كرد.» به عبارتي ديگر، او معتقد است كه تحريم تجارت را نميكشد، سخت و گران ميكند. اما ميخواهيم به اين پرسش از ۴ منظر ديگر پاسخ دهيم؛
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=201363
«اسنپ بك» با تجارت ايران چه ميكند؟ يك مقام تجاري در دولت در پاسخ به اين پرسش ما ميگويد: «اين سازوكار پيشتر نيز تجربه شده و هرچند فرآيندها را سختتر و پرهزينهتر ميكند، اما تجارت را متوقف نخواهد كرد.» به عبارتي ديگر، او معتقد است كه تحريم تجارت را نميكشد، سخت و گران ميكند. اما ميخواهيم به اين پرسش از ۴ منظر ديگر پاسخ دهيم؛
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=201363
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
GDP Per Capita in G20/ $
✳️ مشاغل و آینده کار
نسل Z با بازار کار رقابتیتری نسبت به نسلهای پیشین خود مواجه است.
۲۴ سپتامبر ۲۰۲۵
✅ دادههای جدید، وضعیت بازار کار برای ورودیهای جدید و نحوه عملکرد نسل Z در مقایسه با نسلهای قبلی را نشان میدهد.
آگهیهای شغلی سطح پایه از ژانویه ۲۰۲۴، کاهش ۲۹ درصدي داشته است.
■ نسل Z سریعتر بین مشاغل جابجا میشوند، اما پر از جاهطلبی هستند.
ورود به بازار کار برای اولین بار، و همیشه، چشماندازی دلهرهآور بوده است.
اما نسل Z - نسل استعدادهایی که این سفر را آغاز میکنند - حرفه خود را در زمانی از اختلالات عظیم آغاز میکنند و با رقابت بیشتر برای نقشها، تغییرات فناوری و مسیرهای رشد نامشخص روبرو هستند.
آخرین تحقیقات رندستاد با استفاده از نظرسنجی از ۱۱۲۵۰ استعداد و تجزیه و تحلیل ۱۲۶ میلیون آگهی شغلی در سطح جهان نشان میدهد که علیرغم افزایش سطح کمبود استعداد، کاهش مداومی در نقشهای سطح پایه در بخشها وجود دارد.
این محیط کاری پیچیده، یک پارادوکس اصلی را تقویت میکند: نسل Z جاهطلب و توانمند هستند - اما برای یافتن جای پایی در تلاشند.
این دادهها تصویری از نسلی را ترسیم میکنند که هم مصمم و هم سردرگم است و اگر کارفرمایان میخواهند کارگران جوان را الهام بخشند و آنها را حفظ کنند، باید مسیرهای شغلی را از نو تصور کنند.
ادامه مطلب؛
https://www.weforum.org/stories/2025/09/gen-z-are-competitive-job-market-randstad/
قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
نسل Z با بازار کار رقابتیتری نسبت به نسلهای پیشین خود مواجه است.
۲۴ سپتامبر ۲۰۲۵
✅ دادههای جدید، وضعیت بازار کار برای ورودیهای جدید و نحوه عملکرد نسل Z در مقایسه با نسلهای قبلی را نشان میدهد.
آگهیهای شغلی سطح پایه از ژانویه ۲۰۲۴، کاهش ۲۹ درصدي داشته است.
■ نسل Z سریعتر بین مشاغل جابجا میشوند، اما پر از جاهطلبی هستند.
ورود به بازار کار برای اولین بار، و همیشه، چشماندازی دلهرهآور بوده است.
اما نسل Z - نسل استعدادهایی که این سفر را آغاز میکنند - حرفه خود را در زمانی از اختلالات عظیم آغاز میکنند و با رقابت بیشتر برای نقشها، تغییرات فناوری و مسیرهای رشد نامشخص روبرو هستند.
آخرین تحقیقات رندستاد با استفاده از نظرسنجی از ۱۱۲۵۰ استعداد و تجزیه و تحلیل ۱۲۶ میلیون آگهی شغلی در سطح جهان نشان میدهد که علیرغم افزایش سطح کمبود استعداد، کاهش مداومی در نقشهای سطح پایه در بخشها وجود دارد.
این محیط کاری پیچیده، یک پارادوکس اصلی را تقویت میکند: نسل Z جاهطلب و توانمند هستند - اما برای یافتن جای پایی در تلاشند.
این دادهها تصویری از نسلی را ترسیم میکنند که هم مصمم و هم سردرگم است و اگر کارفرمایان میخواهند کارگران جوان را الهام بخشند و آنها را حفظ کنند، باید مسیرهای شغلی را از نو تصور کنند.
ادامه مطلب؛
https://www.weforum.org/stories/2025/09/gen-z-are-competitive-job-market-randstad/
قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
World Economic Forum
Data shows that Gen Z face a deeply competitive job market
Gen Z are entering a more competitive job market than their predecessors. But they're also ambitious and tech-native. Businesses must not ignore them.