✳️ مهربانی؛ سرمایه پنهان سازمانها
✅ در فضای پرچالش و رقابتی امروز، سازمانها بیش از هر زمان دیگری به دنبال ابزارهایی برای افزایش بهرهوری، نوآوری و نگهداشت نیروهای متخصص هستند. اما پژوهشهای اخیر از جمله مقالهی منتشرشده در هاروارد بیزینس ریویو با عنوان «چرا مهربانی یک ضرورت است، نه یک تجمل» نشان میدهد که یکی از مهمترین این ابزارها، عاملی به ظاهر ساده و انسانی است: مهربانی.
■ برخلاف تصور رایج، مهربانی در محیط کار به معنای خوشرویی سطحی یا پرهیز از تعارض نیست، بلکه ترکیبی است از صداقت، احترام و حمایت متقابل. همین ویژگی است که میتواند تفاوت میان یک سازمان معمولی و یک سازمان موفق و تابآور را رقم بزند.
■ مهربانی در روابط کاری اثراتی فراتر از احساس خوب فردی به جا میگذارد. تحقیقات نشان میدهد که تجربه مهربانی در محیط کار با کاهش استرس، افزایش تابآوری روانی و حتی بهبود شاخصهای سلامت جسمانی کارکنان همراه است.
■ کارمندانی که در فضایی مبتنی بر احترام و توجه واقعی فعالیت میکنند، انگیزه و حس معنا در کار خود را عمیقتر تجربه کرده و کمتر در معرض فرسودگی شغلی قرار میگیرند. افزون بر این، مهربانی زمینهساز شکلگیری «ایمنی روانی» در تیمها میشود؛ فضایی که در آن افراد بدون ترس از قضاوت یا تنبیه میتوانند ایدهها، نگرانیها و حتی اشتباهات خود را مطرح کنند. چنین محیطی، نه تنها نوآوری و یادگیری سازمانی را تسهیل میکند، بلکه روابط کاری را نیز بر پایه اعتماد و شفافیت استوار میسازد.
■ در این میان، نقش رهبران و مدیران بسیار تعیینکننده است. مهربانی در سازمان زمانی به یک سرمایه پایدار تبدیل میشود که در رفتار روزمره رهبران متجلی گردد. رهبران مهربان با گوش سپردن صبورانه به دغدغههای کارکنان، با قدردانی از تلاشهای کوچک و بزرگ آنان و با برخورد محترمانه حتی در زمان ارائه بازخوردهای سخت، انسجام تیمی را تقویت میکنند. چنین الگویی، رفتاری مسری در سازمان ایجاد میکند و به تدریج فرهنگی شکل میگیرد که در آن همکاری جایگزین رقابت مخرب میشود. به این ترتیب، مهربانی رهبران نه تنها روحیه تیمها را بالا میبرد، بلکه زمینهساز گسترش فرهنگ سازمانی مهربان در سطوح مختلف میگردد.
■ پیامدهای این رویکرد کاملاً قابل اندازهگیری است. پژوهشهای متعددی نشان دادهاند که سازمانهایی با فرهنگ مبتنی بر مهربانی، نرخ پایینتری از غیبت و جابجایی نیرو دارند، بهرهوری بالاتری را تجربه میکنند و وفاداری کارکنان در آنها افزایش مییابد. همچنین، مشتریان این سازمانها تجربهای مثبتتر از تعاملات کاری پیدا میکنند و در نتیجه، برند کارفرما تقویت میشود. حتی شاخصهای مالی نیز از این روند بینصیب نمیمانند؛ چرا که رفتارهای شهروندی سازمانی نظیر مهربانی، ارتباط مستقیمی با سودآوری و پایداری کسبوکار دارند.
■ در نهایت، مهربانی در محیط کار یک انتخاب اخلاقی یا حرکتی نمادین نیست، بلکه ضرورتی مدیریتی و سرمایهای پنهان برای سازمانهاست. رهبران و مدیرانی که این ارزش را در فرهنگ سازمانی خود نهادینه میکنند، نه تنها سازمانی انسانیتر و سالمتر میسازند، بلکه راه را برای دستیابی به موفقیت پایدار هموار مینمایند. همانگونه که هاروارد بیزینس ریویو بهدرستی اشاره میکند، زمان آن رسیده است که مهربانی را نه یک تجمل، بلکه یک ضرورت حیاتی در نظر بگیریم.
✅ در فضای پرچالش و رقابتی امروز، سازمانها بیش از هر زمان دیگری به دنبال ابزارهایی برای افزایش بهرهوری، نوآوری و نگهداشت نیروهای متخصص هستند. اما پژوهشهای اخیر از جمله مقالهی منتشرشده در هاروارد بیزینس ریویو با عنوان «چرا مهربانی یک ضرورت است، نه یک تجمل» نشان میدهد که یکی از مهمترین این ابزارها، عاملی به ظاهر ساده و انسانی است: مهربانی.
■ برخلاف تصور رایج، مهربانی در محیط کار به معنای خوشرویی سطحی یا پرهیز از تعارض نیست، بلکه ترکیبی است از صداقت، احترام و حمایت متقابل. همین ویژگی است که میتواند تفاوت میان یک سازمان معمولی و یک سازمان موفق و تابآور را رقم بزند.
■ مهربانی در روابط کاری اثراتی فراتر از احساس خوب فردی به جا میگذارد. تحقیقات نشان میدهد که تجربه مهربانی در محیط کار با کاهش استرس، افزایش تابآوری روانی و حتی بهبود شاخصهای سلامت جسمانی کارکنان همراه است.
■ کارمندانی که در فضایی مبتنی بر احترام و توجه واقعی فعالیت میکنند، انگیزه و حس معنا در کار خود را عمیقتر تجربه کرده و کمتر در معرض فرسودگی شغلی قرار میگیرند. افزون بر این، مهربانی زمینهساز شکلگیری «ایمنی روانی» در تیمها میشود؛ فضایی که در آن افراد بدون ترس از قضاوت یا تنبیه میتوانند ایدهها، نگرانیها و حتی اشتباهات خود را مطرح کنند. چنین محیطی، نه تنها نوآوری و یادگیری سازمانی را تسهیل میکند، بلکه روابط کاری را نیز بر پایه اعتماد و شفافیت استوار میسازد.
■ در این میان، نقش رهبران و مدیران بسیار تعیینکننده است. مهربانی در سازمان زمانی به یک سرمایه پایدار تبدیل میشود که در رفتار روزمره رهبران متجلی گردد. رهبران مهربان با گوش سپردن صبورانه به دغدغههای کارکنان، با قدردانی از تلاشهای کوچک و بزرگ آنان و با برخورد محترمانه حتی در زمان ارائه بازخوردهای سخت، انسجام تیمی را تقویت میکنند. چنین الگویی، رفتاری مسری در سازمان ایجاد میکند و به تدریج فرهنگی شکل میگیرد که در آن همکاری جایگزین رقابت مخرب میشود. به این ترتیب، مهربانی رهبران نه تنها روحیه تیمها را بالا میبرد، بلکه زمینهساز گسترش فرهنگ سازمانی مهربان در سطوح مختلف میگردد.
■ پیامدهای این رویکرد کاملاً قابل اندازهگیری است. پژوهشهای متعددی نشان دادهاند که سازمانهایی با فرهنگ مبتنی بر مهربانی، نرخ پایینتری از غیبت و جابجایی نیرو دارند، بهرهوری بالاتری را تجربه میکنند و وفاداری کارکنان در آنها افزایش مییابد. همچنین، مشتریان این سازمانها تجربهای مثبتتر از تعاملات کاری پیدا میکنند و در نتیجه، برند کارفرما تقویت میشود. حتی شاخصهای مالی نیز از این روند بینصیب نمیمانند؛ چرا که رفتارهای شهروندی سازمانی نظیر مهربانی، ارتباط مستقیمی با سودآوری و پایداری کسبوکار دارند.
■ در نهایت، مهربانی در محیط کار یک انتخاب اخلاقی یا حرکتی نمادین نیست، بلکه ضرورتی مدیریتی و سرمایهای پنهان برای سازمانهاست. رهبران و مدیرانی که این ارزش را در فرهنگ سازمانی خود نهادینه میکنند، نه تنها سازمانی انسانیتر و سالمتر میسازند، بلکه راه را برای دستیابی به موفقیت پایدار هموار مینمایند. همانگونه که هاروارد بیزینس ریویو بهدرستی اشاره میکند، زمان آن رسیده است که مهربانی را نه یک تجمل، بلکه یک ضرورت حیاتی در نظر بگیریم.
✳️ گزارش مدیریتی: چرا نوکیا سقوط کرد؟
✍️ دکتر حسن بودلایی
✅ «ما هیچ کار اشتباهی نکردیم، اما باختیم!» — استفن الُپ، مدیرعامل نوکیا در روز واگذاری بخش موبایل به مایکروسافت.
■ اما مگر میشود «اشتباهی نکرد» و باز هم شکست خورد؟ بله! نوکیا قربانی اشتباه نبود، قربانی عدم تطبیق شد.
■ داستان سقوط:
بازار موبایل در اوایل دهه ۲۰۰۰ بهسرعت تغییر کرد. اپل و سامسونگ با نوآوری نرمافزاری و تجربه کاربر پیشتاز شدند. نوکیا همچنان بر سختافزار و سهم بازار قدیمیاش تکیه کرد.
♦️نتیجه؟ سقوط برند شماره ۱ دنیا در کمتر از یک دهه.
■درسهای کلیدی برای رهبران:
● موفقیت دشمن تغییر است.
● هیچچیز ثابت نمیماند.
● رهبری یعنی پیشبینی آینده، نه مدیریت گذشته.
🔺پیام پایانی:
شکست، همیشه از اشتباه نیست؛ گاهی از وابستگی به موفقیتهای گذشته است. اینجاست که نقش یک هممسیر و مربی برای مدیران عالی معنا پیدا میکند: کمک به رهبران تا پیش از آنکه گرفتار مسیر نوکیا شوند، خود را بازآفرینی کنند.
■ سوالها برای مدیران:
●آخرین باری که مدل کسبوکار خود را بازطراحی کردهاید کی بوده است؟
●کدام قوت امروز شما، ضعف فردای شماست؟
●اگر رقیب تازهنفس وارد بازار شود، چه کاری میتواند انجام دهد که شما نکردهاید؟
گاهنامه مدیر
✍️ دکتر حسن بودلایی
✅ «ما هیچ کار اشتباهی نکردیم، اما باختیم!» — استفن الُپ، مدیرعامل نوکیا در روز واگذاری بخش موبایل به مایکروسافت.
■ اما مگر میشود «اشتباهی نکرد» و باز هم شکست خورد؟ بله! نوکیا قربانی اشتباه نبود، قربانی عدم تطبیق شد.
■ داستان سقوط:
بازار موبایل در اوایل دهه ۲۰۰۰ بهسرعت تغییر کرد. اپل و سامسونگ با نوآوری نرمافزاری و تجربه کاربر پیشتاز شدند. نوکیا همچنان بر سختافزار و سهم بازار قدیمیاش تکیه کرد.
♦️نتیجه؟ سقوط برند شماره ۱ دنیا در کمتر از یک دهه.
■درسهای کلیدی برای رهبران:
● موفقیت دشمن تغییر است.
● هیچچیز ثابت نمیماند.
● رهبری یعنی پیشبینی آینده، نه مدیریت گذشته.
🔺پیام پایانی:
شکست، همیشه از اشتباه نیست؛ گاهی از وابستگی به موفقیتهای گذشته است. اینجاست که نقش یک هممسیر و مربی برای مدیران عالی معنا پیدا میکند: کمک به رهبران تا پیش از آنکه گرفتار مسیر نوکیا شوند، خود را بازآفرینی کنند.
■ سوالها برای مدیران:
●آخرین باری که مدل کسبوکار خود را بازطراحی کردهاید کی بوده است؟
●کدام قوت امروز شما، ضعف فردای شماست؟
●اگر رقیب تازهنفس وارد بازار شود، چه کاری میتواند انجام دهد که شما نکردهاید؟
گاهنامه مدیر
❤2
✳️ اجرايي نشدن اهداف فقرزدایی در برنامه هفتم
✅ مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشهایی جداگانه به ارزیابی فصول ۶ و ۱۶ برنامه هفتم پیشرفت تحت عناوین «تامین اجتماعی، سیاستهای حمایتی و توزیع عادلانه درآمد» و «زن، خانواده و جمعیت» پرداخته است.
🔹مواد ۳۰ و ۳۱ از فصل ششم این قانون شامل احکامی در رابطه با رویکرد حمایتی و مقابله با فقر بوده و موضوعاتی چون کالابرگ الکترونیک، پنجره واحد خدمات حمایتی، مستمری مددجویان نهادهای حمایتی، بانک زمان، توانمندسازی افراد نیازمند و همچنین حمایت از ایثارگران را دربرمیگیرد.
🔹طبق این گزارش، عملکرد دستگاههای مسوول در اجرای ماده۳۱ از نظر کمّی تحقق بالایی نداشته است که به تحولات سیاسی و اقتصادی سال ۱۴۰۳ برمیگردد.
🔹همچنین شاخصهای نابرابری در سال اول برنامه تا حدی کاهش یافته، اما احتمال عدم تحقق هدف نهایی این فصل یعنی «به صفر رساندن فقر مطلق» با توجه به محدودیت منابع مالی، افزایش یافته است.
🔹در قانون برنامه هفتم برای نخستین بار به حوزه زن، خانواده و جمعیت فصلی جداگانه اختصاص یافته است. با این حال بررسی گزارش عملکرد این فصل نشان میدهد که تنها ۲۰درصد از احکام بهصورت کامل اجرا شدهاند.
🔹از میان دلایل اصلی عدم اجرای کامل میتوان به نبود آییننامه یا سایر مقررات، عدم پیشبینی منابع مالی در بودجه و کمبود اراده یا توان مدیریتی اشاره کرد.
متن کامل
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4220924
✅ مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشهایی جداگانه به ارزیابی فصول ۶ و ۱۶ برنامه هفتم پیشرفت تحت عناوین «تامین اجتماعی، سیاستهای حمایتی و توزیع عادلانه درآمد» و «زن، خانواده و جمعیت» پرداخته است.
🔹مواد ۳۰ و ۳۱ از فصل ششم این قانون شامل احکامی در رابطه با رویکرد حمایتی و مقابله با فقر بوده و موضوعاتی چون کالابرگ الکترونیک، پنجره واحد خدمات حمایتی، مستمری مددجویان نهادهای حمایتی، بانک زمان، توانمندسازی افراد نیازمند و همچنین حمایت از ایثارگران را دربرمیگیرد.
🔹طبق این گزارش، عملکرد دستگاههای مسوول در اجرای ماده۳۱ از نظر کمّی تحقق بالایی نداشته است که به تحولات سیاسی و اقتصادی سال ۱۴۰۳ برمیگردد.
🔹همچنین شاخصهای نابرابری در سال اول برنامه تا حدی کاهش یافته، اما احتمال عدم تحقق هدف نهایی این فصل یعنی «به صفر رساندن فقر مطلق» با توجه به محدودیت منابع مالی، افزایش یافته است.
🔹در قانون برنامه هفتم برای نخستین بار به حوزه زن، خانواده و جمعیت فصلی جداگانه اختصاص یافته است. با این حال بررسی گزارش عملکرد این فصل نشان میدهد که تنها ۲۰درصد از احکام بهصورت کامل اجرا شدهاند.
🔹از میان دلایل اصلی عدم اجرای کامل میتوان به نبود آییننامه یا سایر مقررات، عدم پیشبینی منابع مالی در بودجه و کمبود اراده یا توان مدیریتی اشاره کرد.
متن کامل
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4220924
روزنامه دنیای اقتصاد
فقرزدایی با دستهای خالی
مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشهایی جداگانه به ارزیابی فصول 6 و 16 برنامه هفتم پیشرفت تحت عناوین «تامین اجتماعی، سیاستهای حمایتی و توزیع عادلانه درآمد» و «زن، خانواده و جمعیت» پرداخته است. مواد 30 و 31 از فصل ششم این قانون شامل احکامی در رابطه با رویکرد حمایتی…
✳️ رونمایی از بوروکراسی جدید
کارخانه دولتی سازمانسازی
✅ گفتوگو با هاشم اورعی، عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف
■ بر اساس قانون برنامه هفتم توسعه، دولت موظف است با هدف جلوگیری از هدررفت منابع و اصلاح ناترازیها، مدیریت مصرف انرژی را سامان دهد. وظایف اصلی سازمان جدید شامل توسعه بازار بهینهسازی انرژی، تسویه گواهیهای صرفهجویی، کاهش نکولپذیری معاملات و تمرکز تصمیمهای راهبردی در حوزه انرژی خواهد بود.
طبق تصمیمات اولیه، ظرفیتهای پراکنده «شرکت بهینهسازی مصرف سوخت»، «ساتبا» و «ستاد مدیریت حملونقل و سوخت» در این نهاد ادغام میشود تا از جزیرهایعمل کردن وزارتخانهها جلوگیری شود.
این سازمان بخشی از طرح ملی بهبود ناترازی انرژی است و قرار است با تمرکز بر بهینهسازی مصرف، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و مدیریت راهبردی منابع، به چالشهای بخش انرژی کشور پاسخ دهد.
با این حال، منتقدان هشدار میدهند که ادامه روند توسعه نهادها و ساختارهای دولتی تنها بحرانها را تعمیق میکند. کارشناسان تاکید میکنند که بدون اصلاحات اساسی در حوزه یارانهها، قیمتگذاری انرژی، جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی و کاهش تصدیگری دولت، هیچ سازمان جدیدی قادر نخواهد بود بحران ناترازی انرژی کشور را حل کند.
بنابراین، تشکیل سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی بیش از آنکه پاسخی واقعی به چالشها باشد، ممکن است صرفا اقدامی نمادین برای انتقال مسوولیتها و فرار از اصلاحات ساختاری تلقی شود. در راستای بررسی ابعاد و پیامدهای تشکیل سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، «دنیای اقتصاد» در گفتوگو با هاشم اورعی، عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف به آسیبشناسی این سیاست پرداختهاست.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4220940
کارخانه دولتی سازمانسازی
✅ گفتوگو با هاشم اورعی، عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف
■ بر اساس قانون برنامه هفتم توسعه، دولت موظف است با هدف جلوگیری از هدررفت منابع و اصلاح ناترازیها، مدیریت مصرف انرژی را سامان دهد. وظایف اصلی سازمان جدید شامل توسعه بازار بهینهسازی انرژی، تسویه گواهیهای صرفهجویی، کاهش نکولپذیری معاملات و تمرکز تصمیمهای راهبردی در حوزه انرژی خواهد بود.
طبق تصمیمات اولیه، ظرفیتهای پراکنده «شرکت بهینهسازی مصرف سوخت»، «ساتبا» و «ستاد مدیریت حملونقل و سوخت» در این نهاد ادغام میشود تا از جزیرهایعمل کردن وزارتخانهها جلوگیری شود.
این سازمان بخشی از طرح ملی بهبود ناترازی انرژی است و قرار است با تمرکز بر بهینهسازی مصرف، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و مدیریت راهبردی منابع، به چالشهای بخش انرژی کشور پاسخ دهد.
با این حال، منتقدان هشدار میدهند که ادامه روند توسعه نهادها و ساختارهای دولتی تنها بحرانها را تعمیق میکند. کارشناسان تاکید میکنند که بدون اصلاحات اساسی در حوزه یارانهها، قیمتگذاری انرژی، جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی و کاهش تصدیگری دولت، هیچ سازمان جدیدی قادر نخواهد بود بحران ناترازی انرژی کشور را حل کند.
بنابراین، تشکیل سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی بیش از آنکه پاسخی واقعی به چالشها باشد، ممکن است صرفا اقدامی نمادین برای انتقال مسوولیتها و فرار از اصلاحات ساختاری تلقی شود. در راستای بررسی ابعاد و پیامدهای تشکیل سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، «دنیای اقتصاد» در گفتوگو با هاشم اورعی، عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف به آسیبشناسی این سیاست پرداختهاست.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4220940
روزنامه دنیای اقتصاد
کارخانه دولتی سازمانسازی
در سالهای اخیر سازمانهای مختلفی در حوزه مدیریت انرژی تاسیس شدند. برخی از این نهادها منحل و گروهی دیگر با هم ادغام شدند. با این حال، مشکل نه تنها رفع نشد، بلکه شکاف ناترازی افزایش پیدا کرد. حالا دولت قصد دارد تا با تشکیل سازمان «بهینهسازی و مدیریت راهبردی…
✳️ نقش هوش حسی در توسعه فردی و سازمانی
سخنران؛ پروفسور محمود سریع القلم، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
محل برگزاری: تهران، مرکز همایش های بین المللی جمهوری اسلامی ایران - سالن اجلاس سران کشور های اسلامی
تاریخ برگزاری: مردادماه 1404
چهارمین کنفرانس بین المللی اقتصاد و مدیریت کسب و کار
ويديو سخنراني؛
https://www.aparat.com/v/xfoe269
سخنران؛ پروفسور محمود سریع القلم، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
محل برگزاری: تهران، مرکز همایش های بین المللی جمهوری اسلامی ایران - سالن اجلاس سران کشور های اسلامی
تاریخ برگزاری: مردادماه 1404
چهارمین کنفرانس بین المللی اقتصاد و مدیریت کسب و کار
ويديو سخنراني؛
https://www.aparat.com/v/xfoe269
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
پروفسور محمود سریع القلم، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
«سخنرانی پروفسور محمود سریعالقلم، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و فوق دکتری روابط بین الملل دانشگاه ایالتی اوهایو، با عنوان: نقش هوش حسی در توسعه فردی و سازمانی»
چهارمین کنفرانس بین المللی اقتصاد و مدیریت کسب و کار به همت انجمن مدیریت کسب و کار ایران…
چهارمین کنفرانس بین المللی اقتصاد و مدیریت کسب و کار به همت انجمن مدیریت کسب و کار ایران…
✳️ برنامههای مهارتی و سیاستهای فعال بازار کار
فیلیپ آگیون (برنده نوبل اقتصاد ۲۰۲۵):
✅ خطر اصلی برای کارگران این نیست که مستقیماً توسط هوش مصنوعی جایگزین شوند، بلکه خطر این است که کارگران شرکتهایی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، جای آنان را (کارگران شرکتهایی که از هوش مصنوعی استفاده نمیکنند) بگیرند.
بنابراین، کند کردن روند پذیرش هوش مصنوعی احتمالاً به زیان اشتغال داخلی خواهد بود، زیرا بسیاری از شرکتها در سطح جهانی با استفادهکنندگان از هوش مصنوعی رقابت خواهند کرد.
در حالیکه هوش مصنوعی میتواند هم رشد اقتصادی و هم اشتغال را افزایش دهد، تحقق این ظرفیت به اصلاحات سیاستی مناسب نیاز دارد.
بهعنوان مثال، سیاستگذاری رقابت باید تضمین کند که شرکتهای ابرغول فعال در بخشهای بالادستی زنجیره ارزش، مانع ورود نوآوران جدید نشوند. مطالعه ما نشان میدهد که پذیرندگان هوش مصنوعی عمدتاً بنگاههای بسیار بزرگتر و پربهرهورترند، که نشان میدهد برندگان اصلی انقلاب هوش مصنوعی همان بازیگران مسلط فعلی خواهند بود.
بهمنظور جلوگیری از تمرکز بیشتر بازار و انحصار قدرت، باید پذیرش هوش مصنوعی در میان شرکتهای کوچکتر را تشویق کرد؛ امری که از طریق ترکیبی از سیاست رقابت و سیاست صنعتی هدفمند – که دسترسی به داده و توان محاسباتی را بهبود دهد – قابل تحقق است.
برای تقویت ظرفیت اشتغالزایی هوش مصنوعی و کاهش آثار منفی آن بر کارگران، دسترسی فراگیر به آموزش باکیفیت، برنامههای مهارتی و سیاستهای فعال بازار کار اهمیت حیاتی دارد.
https://www.project-syndicate.org/commentary/ai-will-boost-productivity-growth-without-harming-jobs-employment-by-philippe-aghion-et-al-2025-01
كانال قواعدبازی
فیلیپ آگیون (برنده نوبل اقتصاد ۲۰۲۵):
✅ خطر اصلی برای کارگران این نیست که مستقیماً توسط هوش مصنوعی جایگزین شوند، بلکه خطر این است که کارگران شرکتهایی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، جای آنان را (کارگران شرکتهایی که از هوش مصنوعی استفاده نمیکنند) بگیرند.
بنابراین، کند کردن روند پذیرش هوش مصنوعی احتمالاً به زیان اشتغال داخلی خواهد بود، زیرا بسیاری از شرکتها در سطح جهانی با استفادهکنندگان از هوش مصنوعی رقابت خواهند کرد.
در حالیکه هوش مصنوعی میتواند هم رشد اقتصادی و هم اشتغال را افزایش دهد، تحقق این ظرفیت به اصلاحات سیاستی مناسب نیاز دارد.
بهعنوان مثال، سیاستگذاری رقابت باید تضمین کند که شرکتهای ابرغول فعال در بخشهای بالادستی زنجیره ارزش، مانع ورود نوآوران جدید نشوند. مطالعه ما نشان میدهد که پذیرندگان هوش مصنوعی عمدتاً بنگاههای بسیار بزرگتر و پربهرهورترند، که نشان میدهد برندگان اصلی انقلاب هوش مصنوعی همان بازیگران مسلط فعلی خواهند بود.
بهمنظور جلوگیری از تمرکز بیشتر بازار و انحصار قدرت، باید پذیرش هوش مصنوعی در میان شرکتهای کوچکتر را تشویق کرد؛ امری که از طریق ترکیبی از سیاست رقابت و سیاست صنعتی هدفمند – که دسترسی به داده و توان محاسباتی را بهبود دهد – قابل تحقق است.
برای تقویت ظرفیت اشتغالزایی هوش مصنوعی و کاهش آثار منفی آن بر کارگران، دسترسی فراگیر به آموزش باکیفیت، برنامههای مهارتی و سیاستهای فعال بازار کار اهمیت حیاتی دارد.
https://www.project-syndicate.org/commentary/ai-will-boost-productivity-growth-without-harming-jobs-employment-by-philippe-aghion-et-al-2025-01
كانال قواعدبازی
Project Syndicate
What AI Means for Growth and Jobs
Philippe Aghion, Simon Bunel and Xavier Jaravel think the technology has great potential to boost productivity without harming employment.
✳️دنظام اداری گرفتار در تله قابلیت
✍ محسن راجي اسدآبادي/پژوهشگر اقتصادبخش عمومي
✅ نظام اداری در کشورها گرفتار در تله قابلیت، معمولا از لحاظ اندازه بزرگ(نسبت ارائه خدمات به اختیارات) و هزینهبر(نسبت بودجه جاری به کل بودجه) هستند.
این نظامها بهدلیل مداخله گسترده در امور و بوروکراسی پیچیده، به شکلی ناکارآ و غیرموثر اداره میشوند. در بسیاری از موارد بهصورت سطحی به طراحی سیاستها و برنامهها میپردازد.
این سطحینگری میتواند ناشی از فشارهای سیاسی، نیاز به نشاندادن موفقیت بهصورت فوری یا پذیرش درخواستهای ذینفعان باشد.
به همین دلیل پروژهها بهگونهای برنامهریزی میشوند که بیشتر به ظاهر و بازاریابی توجه کنند تا به عمق و قابلیت موفقیت آنها. این وضعیت علاوهبر افزایش هزینههای عملیاتی، باعث ایجاد نارضایتی در میان جامعه و کارکنان نیز میشود.
بهعبارتی دیگر در این نظام سازمانها و نهادها در تلاش برای توجیه ناکامیها و ارائه دستاورد خود به تولید مستندات و گزارشهای مختلف میپردازند درحالیکه این مستندات معمولا حلکننده مشکلات عملیاتی و چالشهای واقعی نیستند.
در این کشورها خروجیهای سیستم براساس اهداف تعیینشده شکل نمیگیرند. بهعبارت دیگر آنچه سازمانها به آن دست مییابند، بهندرت با انتظارهای اولیه و اهداف اصلی همخوانی دارد.
برنامهریزی در این نظامها غالبا بهدلیل ضعف در شناسایی نیازهای جامعه و اولویتهای واقعی، تحتتاثیر محدودیتهای منابع قرار میگیرند و بهشدت از سیستمهای ارزیابی و بازخورد موثر ناتوان هستند. هنگامی که خروجی پروژهها و برنامهها با انتظارات همخوانی ندارد، معمولا سازمانها به آسانترین راه یعنی ارائه توجیهات در مورد عدم موفقیت خود مانند «نبود بودجه»، «تعارض منافع» یا «فشار ذینفعان» متوسل میشوند.
این توجیهات بهجای ارائه راهکار و راهبرد به بهانههایی میانجامد که ناکامی را به عوامل خارجی نسبت میدهد و مانع از شناسایی علل واقعی ناکامیها و همچنین تضعیف روحیه درونیسازمان و بیاعتمادی عمومی به نهادهای دولتی میشود.
این کنشها میتواند به سیستمی منجر شود که نارضایتی اجتماعی و فساد را تشدید میکند. نظام اداری برای اینکه اثرگذاری خود را نشان دهند، ضرورت دارد عملیات و فعالیتهای خود را بهگونهای طراحی کنند که دستاوردهای ملموس و اثربخش در خروجی به همراه داشته باشد اما در دام قابلیت، این اهداف غالبا محقق نمیشوند و تنها به توجیه ناکامیها و عدم تحقق اهداف پرداخته میشود.
این رویکرد نهتنها به ضعفهای درونی نظام اداری اشاره دارد بلکه میتواند به کاهش اعتماد عمومی منجر شود. با تداوم این رویکرد، سایه دام قابلیت بر نظاماداری استمرار خواهد داشت و فرصتی برای اصلاح و بهبود باقی نمیماند.
این چرخه ناکارآمدی که بهطور پیوسته ضعفها را تکرار میکند، در نهایت به یک حالت ایستایی و عدم تحول دامن میزند که فارغ از افزایش نابرابریهای موجود در جامعه، منجر به بروز ناامنی و نارضایتی اجتماعی میشود.
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=564262
✍ محسن راجي اسدآبادي/پژوهشگر اقتصادبخش عمومي
✅ نظام اداری در کشورها گرفتار در تله قابلیت، معمولا از لحاظ اندازه بزرگ(نسبت ارائه خدمات به اختیارات) و هزینهبر(نسبت بودجه جاری به کل بودجه) هستند.
این نظامها بهدلیل مداخله گسترده در امور و بوروکراسی پیچیده، به شکلی ناکارآ و غیرموثر اداره میشوند. در بسیاری از موارد بهصورت سطحی به طراحی سیاستها و برنامهها میپردازد.
این سطحینگری میتواند ناشی از فشارهای سیاسی، نیاز به نشاندادن موفقیت بهصورت فوری یا پذیرش درخواستهای ذینفعان باشد.
به همین دلیل پروژهها بهگونهای برنامهریزی میشوند که بیشتر به ظاهر و بازاریابی توجه کنند تا به عمق و قابلیت موفقیت آنها. این وضعیت علاوهبر افزایش هزینههای عملیاتی، باعث ایجاد نارضایتی در میان جامعه و کارکنان نیز میشود.
بهعبارتی دیگر در این نظام سازمانها و نهادها در تلاش برای توجیه ناکامیها و ارائه دستاورد خود به تولید مستندات و گزارشهای مختلف میپردازند درحالیکه این مستندات معمولا حلکننده مشکلات عملیاتی و چالشهای واقعی نیستند.
در این کشورها خروجیهای سیستم براساس اهداف تعیینشده شکل نمیگیرند. بهعبارت دیگر آنچه سازمانها به آن دست مییابند، بهندرت با انتظارهای اولیه و اهداف اصلی همخوانی دارد.
برنامهریزی در این نظامها غالبا بهدلیل ضعف در شناسایی نیازهای جامعه و اولویتهای واقعی، تحتتاثیر محدودیتهای منابع قرار میگیرند و بهشدت از سیستمهای ارزیابی و بازخورد موثر ناتوان هستند. هنگامی که خروجی پروژهها و برنامهها با انتظارات همخوانی ندارد، معمولا سازمانها به آسانترین راه یعنی ارائه توجیهات در مورد عدم موفقیت خود مانند «نبود بودجه»، «تعارض منافع» یا «فشار ذینفعان» متوسل میشوند.
این توجیهات بهجای ارائه راهکار و راهبرد به بهانههایی میانجامد که ناکامی را به عوامل خارجی نسبت میدهد و مانع از شناسایی علل واقعی ناکامیها و همچنین تضعیف روحیه درونیسازمان و بیاعتمادی عمومی به نهادهای دولتی میشود.
این کنشها میتواند به سیستمی منجر شود که نارضایتی اجتماعی و فساد را تشدید میکند. نظام اداری برای اینکه اثرگذاری خود را نشان دهند، ضرورت دارد عملیات و فعالیتهای خود را بهگونهای طراحی کنند که دستاوردهای ملموس و اثربخش در خروجی به همراه داشته باشد اما در دام قابلیت، این اهداف غالبا محقق نمیشوند و تنها به توجیه ناکامیها و عدم تحقق اهداف پرداخته میشود.
این رویکرد نهتنها به ضعفهای درونی نظام اداری اشاره دارد بلکه میتواند به کاهش اعتماد عمومی منجر شود. با تداوم این رویکرد، سایه دام قابلیت بر نظاماداری استمرار خواهد داشت و فرصتی برای اصلاح و بهبود باقی نمیماند.
این چرخه ناکارآمدی که بهطور پیوسته ضعفها را تکرار میکند، در نهایت به یک حالت ایستایی و عدم تحول دامن میزند که فارغ از افزایش نابرابریهای موجود در جامعه، منجر به بروز ناامنی و نارضایتی اجتماعی میشود.
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=564262
روزنامه جهان صنعت
نظام اداری در دام قابلیت
نظام اداری در دام قابلیت روزنامه جهان صنعت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ منابع انرژی جهان در سال ۲۰۲۴
کل تأمین انرژی جهان: ۵۹۲ اِکساژول (EJ)
(هر اِکساژول معادل ۱۷۴ میلیون بشکه نفت است)
🌱 منابع پاک – ۱۳.۵٪
💧 برقآبی: ۱۶ اِکساژول (۳٪)
☢️ هستهای: ۳۱ اِکساژول (۵٪)
سایر انرژیهای تجدیدپذیر (خورشیدی، بادی و ...): ۳۳ اِکساژول (۶٪)
🌍 سوختهای فسیلی – ۸۶.۵٪
🛢 نفت: ۱۹۹ اِکساژول (۳۴٪)
🪨 زغالسنگ: ۱۶۵ اِکساژول (۲۸٪)
⛽️ گاز طبیعی: ۱۴۹ اِکساژول (۲۵٪)
منبع: مؤسسهی انرژی (Energy Institute) – گزارش آماری انرژی جهانی ۲۰۲۵
کل تأمین انرژی جهان: ۵۹۲ اِکساژول (EJ)
(هر اِکساژول معادل ۱۷۴ میلیون بشکه نفت است)
🌱 منابع پاک – ۱۳.۵٪
💧 برقآبی: ۱۶ اِکساژول (۳٪)
☢️ هستهای: ۳۱ اِکساژول (۵٪)
سایر انرژیهای تجدیدپذیر (خورشیدی، بادی و ...): ۳۳ اِکساژول (۶٪)
🌍 سوختهای فسیلی – ۸۶.۵٪
🛢 نفت: ۱۹۹ اِکساژول (۳۴٪)
🪨 زغالسنگ: ۱۶۵ اِکساژول (۲۸٪)
⛽️ گاز طبیعی: ۱۴۹ اِکساژول (۲۵٪)
منبع: مؤسسهی انرژی (Energy Institute) – گزارش آماری انرژی جهانی ۲۰۲۵
❤2
✳️ آینده اقتصاد ایران با مکانیسم ماشه (Snapback Mechanism)
✅ به گزارش مجله اقتصاددان آقای دکتر مجید دهقانی , عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی نوشت : فعالسازی مکانیسم ماشه به معنای بازگشت تمام تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل است که قبل از برجام برقرار بودند. این اتفاق، پیامدهای شدید و فوری خواهد داشت:
1- تشدید تحریمهای بینالمللی:
بازگشت تحریمهای شورای امنیت: این تحریمها جنبه قانونی و الزامآور برای تمام کشورهای عضو سازمان ملل دارند.نقض آنها میتواند تبعات حقوقی و سیاسی برای سایر کشورها داشته باشد.
تحریم های ثانویه: آمریکا از این فرصت استفاده کرده و فشار خود را بر کشورهایی که ممکن است با ایران تجارت کنند،افزایش خواهد داد.بانکها و شرکتهای بینالمللی به طور قطعی هرگونه ارتباط با ایران را قطع خواهند کرد چرا که نه تنها از تحریمهای آمریکا،بلکه از تحریمهای الزامآور سازمان ملل نیز میترسند.
🔗متن کامل🔻
https://B2n.ir/pj3242
✅ به گزارش مجله اقتصاددان آقای دکتر مجید دهقانی , عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی نوشت : فعالسازی مکانیسم ماشه به معنای بازگشت تمام تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل است که قبل از برجام برقرار بودند. این اتفاق، پیامدهای شدید و فوری خواهد داشت:
1- تشدید تحریمهای بینالمللی:
بازگشت تحریمهای شورای امنیت: این تحریمها جنبه قانونی و الزامآور برای تمام کشورهای عضو سازمان ملل دارند.نقض آنها میتواند تبعات حقوقی و سیاسی برای سایر کشورها داشته باشد.
تحریم های ثانویه: آمریکا از این فرصت استفاده کرده و فشار خود را بر کشورهایی که ممکن است با ایران تجارت کنند،افزایش خواهد داد.بانکها و شرکتهای بینالمللی به طور قطعی هرگونه ارتباط با ایران را قطع خواهند کرد چرا که نه تنها از تحریمهای آمریکا،بلکه از تحریمهای الزامآور سازمان ملل نیز میترسند.
🔗متن کامل🔻
https://B2n.ir/pj3242
اقتصاددان
آینده اقتصاد ایران با مکانیسم ماشه (Snapback Mechanism) - اقتصاددان
به گزارش مجله اقتصاددان آقای دکتر مجید دهقانی , عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی نوشت : فعالسازی مکانیسم ماشه به معنای بازگشت تمام تحریمهای شورای امنیت
✳️ درسهای نوبل 2025 برای اقتصاد ایران چیست؟
✍️ محمد طاهری
✅ اگر جایزه نوبل «سایمون کوزنتس» را بهدلیل تفسیر تجربیاش از مبحث «رشد اقتصادی» در نظر بگیریم، تا امروز دستکم 9 اقتصاددان بهخاطر پژوهش در این حوزه برنده جایزه نوبل اقتصاد شدهاند. نقش این اقتصاددانان در تبیین ادبیات رشد و سیاستگذاری مرتبط با آن در بسیاری از کشورها مهم و اثرگذار بوده است.
پس از «سایمون کوزنتس»، «رابرت سولو» برای تبیین رابطه میان سرمایه، نیروی کار و پیشرفت فناوری، این جایزه را دریافت کرد. «داگلاس نورث» بهدلیل بررسی نقش نهادها در رشد اقتصاد و «رابرت لوکاس» برای بسط نظریه انتظارات عقلانی و اثر آن بر مدلهای رشد، برنده نوبل شدند. «پل رومر» بهخاطر بسط و توسعه نظریه رشد درونزا و تأکید بر نقش نوآوری و دانش در رشد اقتصاد و «ویلیام نوردهاوس» برای تلفیق تحلیلهای رشد با تغییرات اقلیمی مفتخر به دریافت این جایزه شدند. چند روز پیش نیز «فیلیپ آگیون»، «پیتر هویت» و «جوئل موکر» سه نظریهپرداز برجسته رشد، برندگان نوبل اقتصاد ۲۰۲۵ شدند. یافتههای آگیون و هویت نشان میدهد که نوآوری چگونه از طریق نوسازی فناوری، تشدید رقابت و افزایش بهرهوری، موتور اصلی رشد پایدار است. موکر نیز یادآور میشود که رشد اقتصاد تنها به سرمایه و فناوری وابسته نیست، بلکه به فرهنگی نیاز دارد که در آن دانش تجربی، رقابت ایدهها و پذیرش شکست ارزشمند شمرده شود.
اما پرسشی که این هفته در تجارتفردا سعی کردهایم به آن پاسخ دهیم این است؛ حال که مبحث رشد تا این اندازه اهمیت آکادمیک دارد، اقتصاد ایران تا چه اندازه از یافتههای دانشمندان این حوزه بهره برده است؟
اقتصاددانانی که در ارتباط با مبحث رشد، برنده جایزه نوبل شدهاند بر عواملی مانند پیشرفت فناوری، نوآوری، نهادها و تخریب خلاقانه تأکید کردهاند که رشد پایدار را ممکن میکند. با این حال شواهد متقن نشان میدهد که اقتصاد ایران بهره قابل توجهی از این دستاوردهای علمی نداشته است.
مدل رشد سولو نشان داد که نه انباشت سرمایه که پیشرفت فناوری، عامل اصلی رشد بلندمدت است. با وجود این، شواهد نشان میدهد که در کشور ما از ظرفیت نوآوری و ارتقای فناوری برای به حرکت در آوردن اقتصاد استفاده نمیشود و ایران به دلیل انرژی ارزان و فشار تحریمها به بهشت فناوریهای فرسوده و آلوده کننده محیط زیست تبدیل شده است.
در مرحله بعد، پل رومر بر نقش دانش و رشد درونزا تأکید داشت، اما رتبه نازل نوآوری ایران در میان کشورهای جهان و تداوم مهاجرت متخصصان، نشان میدهد احترام سیاستمداران ما به نیروهای خلاق جامعه اندک بوده است. هرچند استارتآپها و بنگاههای نوآور در تحرک اقتصاد ایران نقش دارند اما موانعی همچون تحریمها، تهدیدها، انحصارها، نااطمینانیها و محدودیت های مالی و فیلترینگ مانع گسترش این اکوسیستم شدهاند.
نوردهاوس بر پیوند رشد اقتصاد با پایداری محیطزیست تأکید کرد؛ در حالیکه در کشور ما حتی تأمین آب آشامیدنی و هوای پاک نیز به دشواری صورت میگیرد و اقتصاد ما وجود با ناترازیهای بحرانآفرین در زمینه آب و انرژی، از این دیدگاه بهرهای نبرده است. داگلاس نورث نیز بر اهمیت و نقش نهادهای کارآمد در تحرک اقتصادها تأکید داشت، اما اقتصاد ایران، بیبهره از نهادها، گرفتار ناکارآمدی، فساد اداری و بیثباتی در حقوق مالکیت شده که مانع تحقق آموزههای داگلاس نورث شده است.
برندگان نوبل امسال نیز بر تخریب خلاقانه و فرهنگ رشد تأکید دارند. در کشور ما اما صنایع دولتی و شبهدولتی با حمایتهای گسترده، مانع ورود رقبای نوآور میشوند؛ در حالیکه در مدل تخریب خلاقانه، بنگاههای ناکارآمد باید جای خود را به بنگاههای کارآمدتر و نوآور بدهند.
همچنین، عدهای صاحب قدرت اقتصادی و سیاسی به خاطر نفع گروهی خود و به هزینه عدم پیشرفت کل جامعه، همه منافذ خلاقیت و نوآوری را مسدود کردهاند و نفعشان در این است که اقتصاد بسته بماند و آزادی عمل عاملان اقتصادی هرگز محقق نشود.
به این ترتیب اقتصاد ما بهدلیل نفوذ گروههای ذینفع، فساد گسترده، ساختار ناکارآمد، استمرار تحریمها و نااطمینانی زیاد، نه تنها در مسیری که متخصصان رشد ترسیم کردهاند حرکت نمیکند که بر خلاف جهت آن گام بر میدارد. نرخ رشد پایینتر از میانگین جهانی و گسترش روزافزون بیکاری و فقر در کشور ما نشان میدهد که مسیر رشد مستمر و پایدار هنوز هموار نشده است.
نوبل 2025 که در حقیقت تئوری حرکت کشورها در عصر جدید است، میتواند تلنگری به سیاست مداران ایرانی باشد تا از سیاستهای منسوخ و ناکارآمد فاصله بگیرند و با برداشتن انحصارها به نیروهای جوان و با انگیزه اجازه دهند تا با نوآوری و خلاقیت، جامعه و اقتصاد را از تله ورشکستگی و فقر روز افزون نجات دهند.
تجارت فردا
✍️ محمد طاهری
✅ اگر جایزه نوبل «سایمون کوزنتس» را بهدلیل تفسیر تجربیاش از مبحث «رشد اقتصادی» در نظر بگیریم، تا امروز دستکم 9 اقتصاددان بهخاطر پژوهش در این حوزه برنده جایزه نوبل اقتصاد شدهاند. نقش این اقتصاددانان در تبیین ادبیات رشد و سیاستگذاری مرتبط با آن در بسیاری از کشورها مهم و اثرگذار بوده است.
پس از «سایمون کوزنتس»، «رابرت سولو» برای تبیین رابطه میان سرمایه، نیروی کار و پیشرفت فناوری، این جایزه را دریافت کرد. «داگلاس نورث» بهدلیل بررسی نقش نهادها در رشد اقتصاد و «رابرت لوکاس» برای بسط نظریه انتظارات عقلانی و اثر آن بر مدلهای رشد، برنده نوبل شدند. «پل رومر» بهخاطر بسط و توسعه نظریه رشد درونزا و تأکید بر نقش نوآوری و دانش در رشد اقتصاد و «ویلیام نوردهاوس» برای تلفیق تحلیلهای رشد با تغییرات اقلیمی مفتخر به دریافت این جایزه شدند. چند روز پیش نیز «فیلیپ آگیون»، «پیتر هویت» و «جوئل موکر» سه نظریهپرداز برجسته رشد، برندگان نوبل اقتصاد ۲۰۲۵ شدند. یافتههای آگیون و هویت نشان میدهد که نوآوری چگونه از طریق نوسازی فناوری، تشدید رقابت و افزایش بهرهوری، موتور اصلی رشد پایدار است. موکر نیز یادآور میشود که رشد اقتصاد تنها به سرمایه و فناوری وابسته نیست، بلکه به فرهنگی نیاز دارد که در آن دانش تجربی، رقابت ایدهها و پذیرش شکست ارزشمند شمرده شود.
اما پرسشی که این هفته در تجارتفردا سعی کردهایم به آن پاسخ دهیم این است؛ حال که مبحث رشد تا این اندازه اهمیت آکادمیک دارد، اقتصاد ایران تا چه اندازه از یافتههای دانشمندان این حوزه بهره برده است؟
اقتصاددانانی که در ارتباط با مبحث رشد، برنده جایزه نوبل شدهاند بر عواملی مانند پیشرفت فناوری، نوآوری، نهادها و تخریب خلاقانه تأکید کردهاند که رشد پایدار را ممکن میکند. با این حال شواهد متقن نشان میدهد که اقتصاد ایران بهره قابل توجهی از این دستاوردهای علمی نداشته است.
مدل رشد سولو نشان داد که نه انباشت سرمایه که پیشرفت فناوری، عامل اصلی رشد بلندمدت است. با وجود این، شواهد نشان میدهد که در کشور ما از ظرفیت نوآوری و ارتقای فناوری برای به حرکت در آوردن اقتصاد استفاده نمیشود و ایران به دلیل انرژی ارزان و فشار تحریمها به بهشت فناوریهای فرسوده و آلوده کننده محیط زیست تبدیل شده است.
در مرحله بعد، پل رومر بر نقش دانش و رشد درونزا تأکید داشت، اما رتبه نازل نوآوری ایران در میان کشورهای جهان و تداوم مهاجرت متخصصان، نشان میدهد احترام سیاستمداران ما به نیروهای خلاق جامعه اندک بوده است. هرچند استارتآپها و بنگاههای نوآور در تحرک اقتصاد ایران نقش دارند اما موانعی همچون تحریمها، تهدیدها، انحصارها، نااطمینانیها و محدودیت های مالی و فیلترینگ مانع گسترش این اکوسیستم شدهاند.
نوردهاوس بر پیوند رشد اقتصاد با پایداری محیطزیست تأکید کرد؛ در حالیکه در کشور ما حتی تأمین آب آشامیدنی و هوای پاک نیز به دشواری صورت میگیرد و اقتصاد ما وجود با ناترازیهای بحرانآفرین در زمینه آب و انرژی، از این دیدگاه بهرهای نبرده است. داگلاس نورث نیز بر اهمیت و نقش نهادهای کارآمد در تحرک اقتصادها تأکید داشت، اما اقتصاد ایران، بیبهره از نهادها، گرفتار ناکارآمدی، فساد اداری و بیثباتی در حقوق مالکیت شده که مانع تحقق آموزههای داگلاس نورث شده است.
برندگان نوبل امسال نیز بر تخریب خلاقانه و فرهنگ رشد تأکید دارند. در کشور ما اما صنایع دولتی و شبهدولتی با حمایتهای گسترده، مانع ورود رقبای نوآور میشوند؛ در حالیکه در مدل تخریب خلاقانه، بنگاههای ناکارآمد باید جای خود را به بنگاههای کارآمدتر و نوآور بدهند.
همچنین، عدهای صاحب قدرت اقتصادی و سیاسی به خاطر نفع گروهی خود و به هزینه عدم پیشرفت کل جامعه، همه منافذ خلاقیت و نوآوری را مسدود کردهاند و نفعشان در این است که اقتصاد بسته بماند و آزادی عمل عاملان اقتصادی هرگز محقق نشود.
به این ترتیب اقتصاد ما بهدلیل نفوذ گروههای ذینفع، فساد گسترده، ساختار ناکارآمد، استمرار تحریمها و نااطمینانی زیاد، نه تنها در مسیری که متخصصان رشد ترسیم کردهاند حرکت نمیکند که بر خلاف جهت آن گام بر میدارد. نرخ رشد پایینتر از میانگین جهانی و گسترش روزافزون بیکاری و فقر در کشور ما نشان میدهد که مسیر رشد مستمر و پایدار هنوز هموار نشده است.
نوبل 2025 که در حقیقت تئوری حرکت کشورها در عصر جدید است، میتواند تلنگری به سیاست مداران ایرانی باشد تا از سیاستهای منسوخ و ناکارآمد فاصله بگیرند و با برداشتن انحصارها به نیروهای جوان و با انگیزه اجازه دهند تا با نوآوری و خلاقیت، جامعه و اقتصاد را از تله ورشکستگی و فقر روز افزون نجات دهند.
تجارت فردا
-3852770761186730240_135522357024510.pdf
1.8 MB
✳️ سندپژوهشی
گزارش ارزیابی عملکرد برنامه هفتم پیشرفت تا پایان شهریور ۱۴۰۴:
فصل۱۰ - طرح های صنعت، معدن و رشد تولید
پژوهانه| پایگاه نشر مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزارش ارزیابی عملکرد برنامه هفتم پیشرفت تا پایان شهریور ۱۴۰۴:
فصل۱۰ - طرح های صنعت، معدن و رشد تولید
پژوهانه| پایگاه نشر مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
🔺👆تحلیل چندلایهی عملکرد فصل صنعت، معدن و رشد تولید
۱. شکاف میان هدفگذاری و تحقق واقعی
- از ۴۶ هدف کمی، تنها ۵ هدف (۱۴٪) بهطور کامل محقق شدهاند.
- این یعنی ۸۶٪ اهداف یا ناقص یا ناکام ماندهاند
- دلیل اصلی: کمبود منابع مالی (۳۳٪) و فقدان توان کارشناسی (۲۰٪)
تحلیل: این آمار نشان میدهد که برنامهریزی بدون تأمین زیرساختهای اجرایی، صرفاً تولید سند است. تابآوری نهادی در اینجا یعنی توانایی تبدیل هدف به اقدام، نه صرفاً تدوین شاخص.
۲. کیفیت اسناد سیاستی: تعویق، ابهام، و عدم انسجام
- فقط ۲ سند (۲۹٪) کاملاً منطبق با قانون بودهاند.
- ۳ سند (۴۳٪) دچار تعویق در تصمیمگیریاند.
- ۳ سند (۴۳٪) تقسیم کار نهادی نامتوازن دارند.
تحلیل: در جهان BANI، تعویق و ابهام در سیاستگذاری، شکنندگی سیستم را افزایش میدهد. تابآوری در این سطح یعنی طراحی اسناد با وضوح، تقسیم کار شفاف، و قابلیت اجرا— و نه فقط تصویب.
۳. اجرای احکام قانونی: نرخ ناکامی بالا
- از مجموع احکام، ۳۶٪ بهطور کامل اجرا نشدهاند
- فقط ۱۲٪ کاملاً اجرا شدهاند
تحلیل: این نشاندهندهی ضعف در پیگیری، نظارت و پاسخگویی است. در فضای غیرخطی و نامطمئن، تابآوری اجرایی یعنی داشتن سازوکارهای بازخورد، اصلاح مستمر، و یادگیری نهادی.
۱. شکاف میان هدفگذاری و تحقق واقعی
- از ۴۶ هدف کمی، تنها ۵ هدف (۱۴٪) بهطور کامل محقق شدهاند.
- این یعنی ۸۶٪ اهداف یا ناقص یا ناکام ماندهاند
- دلیل اصلی: کمبود منابع مالی (۳۳٪) و فقدان توان کارشناسی (۲۰٪)
تحلیل: این آمار نشان میدهد که برنامهریزی بدون تأمین زیرساختهای اجرایی، صرفاً تولید سند است. تابآوری نهادی در اینجا یعنی توانایی تبدیل هدف به اقدام، نه صرفاً تدوین شاخص.
۲. کیفیت اسناد سیاستی: تعویق، ابهام، و عدم انسجام
- فقط ۲ سند (۲۹٪) کاملاً منطبق با قانون بودهاند.
- ۳ سند (۴۳٪) دچار تعویق در تصمیمگیریاند.
- ۳ سند (۴۳٪) تقسیم کار نهادی نامتوازن دارند.
تحلیل: در جهان BANI، تعویق و ابهام در سیاستگذاری، شکنندگی سیستم را افزایش میدهد. تابآوری در این سطح یعنی طراحی اسناد با وضوح، تقسیم کار شفاف، و قابلیت اجرا— و نه فقط تصویب.
۳. اجرای احکام قانونی: نرخ ناکامی بالا
- از مجموع احکام، ۳۶٪ بهطور کامل اجرا نشدهاند
- فقط ۱۲٪ کاملاً اجرا شدهاند
تحلیل: این نشاندهندهی ضعف در پیگیری، نظارت و پاسخگویی است. در فضای غیرخطی و نامطمئن، تابآوری اجرایی یعنی داشتن سازوکارهای بازخورد، اصلاح مستمر، و یادگیری نهادی.
✳️ هیچکس نمیتواند حتی دو کار را با هم انجام دهد، چه برسد به چندتا!
✅ در سالهای اخیر، توانایی جلوبردن همزمان چند کار -اصطلاحاً «چندوظیفه گی»- در دنیای کسبوکار اهمیت زیادی پیدا کرده. کارفرمایان از کارمندان میخواهند که چند وظیفه را کنار هم انجام دهند و اگر کارمندی نتواند از عهده برآید که او را سرزنش میکنند. حتی برخی در رزومههایشان توانایی «چندوظیفه گی» را بهعنوان یکی از مهارتهایشان ذکر میکنند.
■ اما ریچارد سایتوئیک، استاد عصبشناسی دانشگاه جورج واشنگتن، دربارۀ این موضوع صریح است: مغز هیچکس نمیتواند حتی دو کار را همزمان انجام دهد، چه برسد به سه، چهار یا پنج کار. چندوظیفه گی حتی برای ماشین هم اصطلاح بیمسمایی است، چه برسد به انسان.
■ افسانهای قدیمی میگوید ما فقط از ۱۰ درصد مغزمان استفاده میکنیم. گویا ۹۰ درصد دیگر آن بیکار مانده و نقش ظرفیت ذخیره را بازی میکند. همین افسانه یکی از دلایل شکلگیری ایدهای بود که میگفت اگر ذهن بچهها را زیر بمباران محرکهای عصبی -اعم از رنگها و صداها و کلمات- قرار دهیم، بخشهای بیشتری از مغزشان درگیر میشود و در آینده باهوشتر یا بهرهورتر میشوند. شواهد هیچگاه چنین نتایجی را نشان نداده است.
■ اکثر ما امروزه حداقل نوعی از چندوظیفه گی را تجربه میکنیم که میتوانیم آن را «چندوظیفه گی رسانهای» بنامیم. مثلاً وقتی که تلویزیون روشن است، اما گوشی هم جلوی چشممان است. ممکن است فکر کنیم هم سریالمان را میبینیم، هم با دوستانمان چت میکنیم. اما واقعیت این است که هیچوقت نمیتوانیم این دو کار را درست انجام دهیم. اسکرینها به شکل ویژهای توجهطلباند و سهم بزرگی از تمرکز ما را میگیرند. حتی نگاهی کوتاه به اسکرین بر ساختار توجه و حافظۀ ما اثری عمیق میگذارد.
■ برای مثال، تحقیقی مفصل بر روی ۲۵۷ پرستار بخش مراقبتهای ویژه در آمریکا نشان داد: اکثر خطاهای دارویی زمانی اتفاق میافتند که «ده دقیقه پیش از دادن دارو به مریض» گوشی پرستار زنگ میخورد یا پیامی دریافت میکند.
■ وقتی بفهمیم مغز چگونه انرژی مصرف میکند، این حرف که بخشی از مغز ما بلااستفاده مانده است اعتبار خود را از دست میدهد. اگرچه در هر لحظه فقط بخش کوچکی از نورونهای مغز فعالند، اما دلیل آن محدودیت انرژی در دسترس مغز است. مغز ما طوری طراحی شده است که تعادلی بین وظایف اساسیاش و میزان انرژی در دسترسش برقرار کند.
■ حفظ توجه و هوشیاری در هنگام جابهجاشدن نقطهٔ توجه، تمرکز کردن و حفظ تمرکز از انرژیبرترین کارهایی هستند که مغز ما میتواند انجام دهد. به همین دلیل، توجه ما گزینشی است تا مغز بتواند انرژی خود را حفظ کند. یعنی در هر لحظه فقط میتوانیم بر یک چیز تمرکز کنیم. بنابراین میتوانیم بگوییم اگر مبنا تحقیقات علمی دربارۀ عملکرد مغز باشد، چندوظیفه گی کاری است ابلهانه و بیشازحد هزینهبر که اصولاً امکان موفقشدن در آن وجود ندارد.
✅ در سالهای اخیر، توانایی جلوبردن همزمان چند کار -اصطلاحاً «چندوظیفه گی»- در دنیای کسبوکار اهمیت زیادی پیدا کرده. کارفرمایان از کارمندان میخواهند که چند وظیفه را کنار هم انجام دهند و اگر کارمندی نتواند از عهده برآید که او را سرزنش میکنند. حتی برخی در رزومههایشان توانایی «چندوظیفه گی» را بهعنوان یکی از مهارتهایشان ذکر میکنند.
■ اما ریچارد سایتوئیک، استاد عصبشناسی دانشگاه جورج واشنگتن، دربارۀ این موضوع صریح است: مغز هیچکس نمیتواند حتی دو کار را همزمان انجام دهد، چه برسد به سه، چهار یا پنج کار. چندوظیفه گی حتی برای ماشین هم اصطلاح بیمسمایی است، چه برسد به انسان.
■ افسانهای قدیمی میگوید ما فقط از ۱۰ درصد مغزمان استفاده میکنیم. گویا ۹۰ درصد دیگر آن بیکار مانده و نقش ظرفیت ذخیره را بازی میکند. همین افسانه یکی از دلایل شکلگیری ایدهای بود که میگفت اگر ذهن بچهها را زیر بمباران محرکهای عصبی -اعم از رنگها و صداها و کلمات- قرار دهیم، بخشهای بیشتری از مغزشان درگیر میشود و در آینده باهوشتر یا بهرهورتر میشوند. شواهد هیچگاه چنین نتایجی را نشان نداده است.
■ اکثر ما امروزه حداقل نوعی از چندوظیفه گی را تجربه میکنیم که میتوانیم آن را «چندوظیفه گی رسانهای» بنامیم. مثلاً وقتی که تلویزیون روشن است، اما گوشی هم جلوی چشممان است. ممکن است فکر کنیم هم سریالمان را میبینیم، هم با دوستانمان چت میکنیم. اما واقعیت این است که هیچوقت نمیتوانیم این دو کار را درست انجام دهیم. اسکرینها به شکل ویژهای توجهطلباند و سهم بزرگی از تمرکز ما را میگیرند. حتی نگاهی کوتاه به اسکرین بر ساختار توجه و حافظۀ ما اثری عمیق میگذارد.
■ برای مثال، تحقیقی مفصل بر روی ۲۵۷ پرستار بخش مراقبتهای ویژه در آمریکا نشان داد: اکثر خطاهای دارویی زمانی اتفاق میافتند که «ده دقیقه پیش از دادن دارو به مریض» گوشی پرستار زنگ میخورد یا پیامی دریافت میکند.
■ وقتی بفهمیم مغز چگونه انرژی مصرف میکند، این حرف که بخشی از مغز ما بلااستفاده مانده است اعتبار خود را از دست میدهد. اگرچه در هر لحظه فقط بخش کوچکی از نورونهای مغز فعالند، اما دلیل آن محدودیت انرژی در دسترس مغز است. مغز ما طوری طراحی شده است که تعادلی بین وظایف اساسیاش و میزان انرژی در دسترسش برقرار کند.
■ حفظ توجه و هوشیاری در هنگام جابهجاشدن نقطهٔ توجه، تمرکز کردن و حفظ تمرکز از انرژیبرترین کارهایی هستند که مغز ما میتواند انجام دهد. به همین دلیل، توجه ما گزینشی است تا مغز بتواند انرژی خود را حفظ کند. یعنی در هر لحظه فقط میتوانیم بر یک چیز تمرکز کنیم. بنابراین میتوانیم بگوییم اگر مبنا تحقیقات علمی دربارۀ عملکرد مغز باشد، چندوظیفه گی کاری است ابلهانه و بیشازحد هزینهبر که اصولاً امکان موفقشدن در آن وجود ندارد.
✳️ شکافهای در حال ظهور
✅ تحلیلگران «بانک مورگان استنلی» پیشبینی کردهاند که بیانیههای پس از پلنوم، چارچوبی «مبتنی بر فناوری و عرضه، با تمرکز تدریجی بر رفاه اجتماعی» ارائه خواهند کرد و در نتیجه «احیای قاطعانهی تورم در سال ۲۰۲۶ همچنان دور از دسترس خواهد بود».
واقعیت این است که در پشت عناوین پرزرقوبرق رشد اقتصادی، دورهی پنجسالهی گذشته برای اقتصاد چین چیزی جز ملاحی در دریایی پرطوفان نبوده است.
رکود تورمی در کارخانهها، بحران در بخش املاک و بدهیهای سنگین در دولتهای محلی تشدید شدهاند و مازاد ظرفیت صنعتی تداوم یافته و بیکاری جوانان چینی به رکورد تاریخی رسیده است.
نسلی از فارغالتحصیلان که برای مشاغل تخصصی و پردرآمد در بخش خدمات آموزش دیده بودند، حوزهای که در مدل رشد تقاضامحور و مبتنی بر مصرف باید رشد میکرد، اکنون با کمبود فرصتهای شغلی روبهرو هستند.
▫️ «لری هو»، اقتصاددان ارشد چین در «گروه مککواری» (شرکت خدمات مالی جهانی با دفتر مرکزی در استرالیا) هشدار میدهد که «اگر چین تنها به تقاضای خارجی تکیه کند و تقاضای داخلی کار نکند، با دو مشکل بیکاری و رکود تورمی مواجه خواهد شد.
این وضعیت شاید برای یک یا دو سال قابل تحمل باشد، اما در بلندمدت بیتردید به معضل تبدیل خواهد شد».
او پیشبینی میکند که چین تنها زمانی به طور جدی به تحریک مصرف روی خواهد آورد که تقاضای خارجی چنان کاهش یابد که اهداف رشد این کشور را تهدید کند.
*▪️ وعدههای پوچ در تقویت تقاضای داخلی*
▫️ نقشهی راه سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰، پانزدهمین برنامهی پنجسالهی چین از زمان اتخاذ الگوی برنامهریزی پنجسالهی شوروی در دههی ۱۹۵۰ خواهد بود.
برنامهی چهاردهم وعده داده بود که «نقش بنیادی مصرف در تحریک توسعهی اقتصادی بهطور کامل به کار گرفته شود» و برنامهی سیزدهم نیز تصریح کرده بود که «سهم مصرف در رشد اقتصادی همچنان افزایش خواهد یافت».
به رغم این تاکیدها، خانوارهای چینی که داراییهای آنها بهدلیل بحران املاک کاهش یافته و اعتمادشان در پی محدودیتهای سختگیرانهی دوران همهگیری فرو ریخته، هنوز ترجیح میدهند پسانداز کنند تا خرج نمایند.
این وضعیت بار دیگر ضرورت اصلاحاتی در بازار کار، نظام مالیاتی، شرکتهای دولتی، حقوق زمین و رفاه اجتماعی را برجسته ساخته است.
▫️ به باور تحلیلگران، چین میتواند با تداوم همین مسیر دوگانه پیش رود؛ بدین معنا که حمایت صنعتی را بهسوی پژوهشهای فناورانه سوق دهد و از گسترش صرف ظرفیت تولید بکاهد و در عین حال بهتدریج تلاشهای اولیهی خود برای تقویت نظام رفاهی را گسترش دهد. در یکسال گذشته، پکن برنامههای یارانهی کالاهای مصرفی، مزایای مراقبت از کودک و افزایش اندک مستمریها را اجرا کرده است. همچنین رای تازه دیوان عالی این کشور که پرداخت حق بیمهی اجتماعی اجباری از سوی کارفرمایان و کارگران را الزامی کرده است، زمینهساز تقویت بلندمدت رفاه اجتماعی تلقی میشود. یکی از مشاوران سیاستی دولت چین که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نام وی فاش شود، معتقد است که احتمالا رفاهیات خانوارها، بهویژه بازنشستگان کمدرآمد که رشد مستمری آنها از سطوح بالاتر سریعتر خواهد شد، در پنج سال آینده افزایش خواهد یافت. او افزود که این بهبودها «چندان چشمگیر نخواهد بود»، هرچند «حاکمیت کاملا به مشکل ناکافی بودن تقاضا واقف است»، اما کوچکی بودجهی بیمهی اجتماعی و محدودیت منابع مالی دولتهای محلی، دامنهی انتخابهای سیاستی را محدود کرده است. به گفتهی او، پس از رکود بخش املاک، «چین دیگر قادر به یافتن موتورهای جدید تقاضا نیست».
▫️ بانو «دن وانگ»، مدیر دفتر چین در «گروه اوراسیا» (موسسه تخصصی در زمینه تحلیل ریسک ژئوپولیتیک) نیز انتظار دارد که برنامهی پنجسالهی جدید «با تمرکز بیشتر بر نظام تامین اجتماعی، خدمات درمانی و حمایت از اقشار کمدرآمد، بیش از گذشته به معیشت شهروندان چینی توجه کند». بااینحال او در عین حال تاکید دارد که سیاستهایی از این دست را به هیچ وجه نباید نشانهی تغییر پارادایم سیاستهای اقتصادی چین تعبیر کرد. او میگوید: «در کشوری که اکنون در معنای واقعی کلمه نمونه یک کشور مارکسیستی شده است، همهچیز در نهایت به تولید بازمیگردد».
https://www.morganstanley.com/
كانال قواعدبازی
✅ تحلیلگران «بانک مورگان استنلی» پیشبینی کردهاند که بیانیههای پس از پلنوم، چارچوبی «مبتنی بر فناوری و عرضه، با تمرکز تدریجی بر رفاه اجتماعی» ارائه خواهند کرد و در نتیجه «احیای قاطعانهی تورم در سال ۲۰۲۶ همچنان دور از دسترس خواهد بود».
واقعیت این است که در پشت عناوین پرزرقوبرق رشد اقتصادی، دورهی پنجسالهی گذشته برای اقتصاد چین چیزی جز ملاحی در دریایی پرطوفان نبوده است.
رکود تورمی در کارخانهها، بحران در بخش املاک و بدهیهای سنگین در دولتهای محلی تشدید شدهاند و مازاد ظرفیت صنعتی تداوم یافته و بیکاری جوانان چینی به رکورد تاریخی رسیده است.
نسلی از فارغالتحصیلان که برای مشاغل تخصصی و پردرآمد در بخش خدمات آموزش دیده بودند، حوزهای که در مدل رشد تقاضامحور و مبتنی بر مصرف باید رشد میکرد، اکنون با کمبود فرصتهای شغلی روبهرو هستند.
▫️ «لری هو»، اقتصاددان ارشد چین در «گروه مککواری» (شرکت خدمات مالی جهانی با دفتر مرکزی در استرالیا) هشدار میدهد که «اگر چین تنها به تقاضای خارجی تکیه کند و تقاضای داخلی کار نکند، با دو مشکل بیکاری و رکود تورمی مواجه خواهد شد.
این وضعیت شاید برای یک یا دو سال قابل تحمل باشد، اما در بلندمدت بیتردید به معضل تبدیل خواهد شد».
او پیشبینی میکند که چین تنها زمانی به طور جدی به تحریک مصرف روی خواهد آورد که تقاضای خارجی چنان کاهش یابد که اهداف رشد این کشور را تهدید کند.
*▪️ وعدههای پوچ در تقویت تقاضای داخلی*
▫️ نقشهی راه سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰، پانزدهمین برنامهی پنجسالهی چین از زمان اتخاذ الگوی برنامهریزی پنجسالهی شوروی در دههی ۱۹۵۰ خواهد بود.
برنامهی چهاردهم وعده داده بود که «نقش بنیادی مصرف در تحریک توسعهی اقتصادی بهطور کامل به کار گرفته شود» و برنامهی سیزدهم نیز تصریح کرده بود که «سهم مصرف در رشد اقتصادی همچنان افزایش خواهد یافت».
به رغم این تاکیدها، خانوارهای چینی که داراییهای آنها بهدلیل بحران املاک کاهش یافته و اعتمادشان در پی محدودیتهای سختگیرانهی دوران همهگیری فرو ریخته، هنوز ترجیح میدهند پسانداز کنند تا خرج نمایند.
این وضعیت بار دیگر ضرورت اصلاحاتی در بازار کار، نظام مالیاتی، شرکتهای دولتی، حقوق زمین و رفاه اجتماعی را برجسته ساخته است.
▫️ به باور تحلیلگران، چین میتواند با تداوم همین مسیر دوگانه پیش رود؛ بدین معنا که حمایت صنعتی را بهسوی پژوهشهای فناورانه سوق دهد و از گسترش صرف ظرفیت تولید بکاهد و در عین حال بهتدریج تلاشهای اولیهی خود برای تقویت نظام رفاهی را گسترش دهد. در یکسال گذشته، پکن برنامههای یارانهی کالاهای مصرفی، مزایای مراقبت از کودک و افزایش اندک مستمریها را اجرا کرده است. همچنین رای تازه دیوان عالی این کشور که پرداخت حق بیمهی اجتماعی اجباری از سوی کارفرمایان و کارگران را الزامی کرده است، زمینهساز تقویت بلندمدت رفاه اجتماعی تلقی میشود. یکی از مشاوران سیاستی دولت چین که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نام وی فاش شود، معتقد است که احتمالا رفاهیات خانوارها، بهویژه بازنشستگان کمدرآمد که رشد مستمری آنها از سطوح بالاتر سریعتر خواهد شد، در پنج سال آینده افزایش خواهد یافت. او افزود که این بهبودها «چندان چشمگیر نخواهد بود»، هرچند «حاکمیت کاملا به مشکل ناکافی بودن تقاضا واقف است»، اما کوچکی بودجهی بیمهی اجتماعی و محدودیت منابع مالی دولتهای محلی، دامنهی انتخابهای سیاستی را محدود کرده است. به گفتهی او، پس از رکود بخش املاک، «چین دیگر قادر به یافتن موتورهای جدید تقاضا نیست».
▫️ بانو «دن وانگ»، مدیر دفتر چین در «گروه اوراسیا» (موسسه تخصصی در زمینه تحلیل ریسک ژئوپولیتیک) نیز انتظار دارد که برنامهی پنجسالهی جدید «با تمرکز بیشتر بر نظام تامین اجتماعی، خدمات درمانی و حمایت از اقشار کمدرآمد، بیش از گذشته به معیشت شهروندان چینی توجه کند». بااینحال او در عین حال تاکید دارد که سیاستهایی از این دست را به هیچ وجه نباید نشانهی تغییر پارادایم سیاستهای اقتصادی چین تعبیر کرد. او میگوید: «در کشوری که اکنون در معنای واقعی کلمه نمونه یک کشور مارکسیستی شده است، همهچیز در نهایت به تولید بازمیگردد».
https://www.morganstanley.com/
كانال قواعدبازی
Morgan Stanley
What’s Next Starts Here | Morgan Stanley
Tap into expertise, capital and capabilities from across the integrated firm, brought together to help you navigate your pivotal moments.
✳️ ۱۵ راهکاری که برای مثبتاندیشی و موفقیت در محیط کار
✅ شاید مدیر بدخلقی دارید که همیشه شما را متهم به اشتباه می کند یا محیط کارتان متناسب با اخلاق و علایقتان نیست. اگر این چنین است، نگران نباشید، شما بهعنوان یک انسان قادر هستید شرایط بد و غیرقابل تحمل را با راههای مختلف مدیریت کنید.
پس باید بپذیرید در محل کار هم می توان مثبت اندیش بود و وضعیت را بهدلخواه خود تغییر داد.
در ادامه، ۱۵ روش مثبت اندیشی در محیط کار را معرفی می کنیم.
● همواره به دنبال یادگیری باشید
اگر دوران تحصیل شما به پایان رسیده، بدین معنا نیست که برای یادگیری دیر شده است. یکی از راههای مثبت اندیشی در محل کار تلاش برای افزودن به دانش و مهارتها و تقویت رزومهی کاری است.
● به اطرافیان خود آموزش دهید
اگر می خواهید مدیرتان و دیگر همکاران چیزهای جدید به شما یاد بدهند، پس باید به آنها کمک کنید و چیزهای تازه یاد بدهید و مهارتها و دانستههایتان را به اشتراک بگذارید. با کمک کردن به دیگران احساس خوبی خواهید داشت.
● کمی به خودتان استراحت دهید
اگر بخواهید بدون وقفه و طولانی مدت کار کنید، خسته خواهید شد. هر دو ساعت یک بار به خودتان استراحت بدهید. اجازه ندهید فشار کاری تمرکز و انگیزه تان را از بین ببرد.
● در خانه کار نکنید
اگر مدام و بیوقفه کار کنید و بعد از بازگشت به خانه نیز به کار کردن ادامه دهید، تمام انرژی و انگیزهتان از دست خواهد رفت.باید بتوانید میان کار و زندگیتان تعادل ایجاد کنید و زمانی را به رسیدگی به خانواده، تفریح و سرگرمی اختصاص دهید.
● ارتباط بهتری با همکاران برقرار کنید
یکی از راههای مثبت اندیشی در محیط کار این است که با همکارانتان ارتباط بهتری برقرار کنید. البته نباید خیلی زود هم خودمانی شوید، بلکه به دور از مسائل کاری، با هم حرف بزنید و چیزی بخورید تا حال بهتری را در محیط کار تجربه کنید.
● در برنامههای غیر کاری شرکت کنید
بهتر است خود را از برنامههایی چون شام و پیاده روی که همکاران بعد از خروج از اداره و تمام شدن ساعت کاری صورت میدهند، جدا نکنید. با همکاران خود بیشتر در ارتباط باشید و بگذارید شما را از خودشان بدانند. این کار سبب تقویت ارتباطات شده و باری از مسئولیتهای شغلی را از دوشتان بر می دارد.
● محل کار را دلچسب کنید
برای مثبت اندیشی در محیط کار باید فضایی دلنشین و خوشایند برای خود ایجاد کنید. در هر فضایی که مشغول به کار هستید، با اطلاع از محدودیتها و اجازه از مدیر، سعی کنید تغییرات دل نشینی ایجاد کنید. برای مثال روی میز کار خود عکسی از خانوادهتان بگذارید یا پوسترهای زیبا و مثبت روی دیوار بزنید.
● داوطلب شوید
به جای این که منتظر بمانید تا پروژهای به شما پیشنهاد شود، خودتان دست به کار شوید و انگیزه و رغبت خود را به رئیستان نشان دهید. قطعاً این کارتان باعث می شود برای پروژههای بعدی به شما فکر کنند.
● تنها روی یک چیز تمرکز کنید
حواستان را روی انجام یک کار مشخص جمع کنید. تمرکز روی یک کار و انجام آن خیلی بهتر از این است که کارهای مختلف را با هم شروع کرده و همه را ناقص جلو ببرید.
● اهداف مشخص و قابل دسترسی داشته باشید
نباید اهداف رؤیایی داشته باشید. البته رؤیا و آرزو شما را به جلو میبرد اما نباید سبب شود از دنیای واقعی جدا شوید. اهداف مشخص، واقعگرایانه و دسترس پذیر داشته باشید و تمام تلاش خود را برای دست یابی به اهدافتان به کار ببرید.
● از قدرت تخیلتان استفاده کنید
برای انجام کارها و پروژههایتان از قدرت خلاقیت و تخیل خود استفاده کنید. با بالا بردن تمرکز و تلاش خود راههای جدیدی پیدا کنید تا باعث شگفتی رئیستان شود.
● از اشتباهاتتان بگذرید
قطعاً برای شما هم پیش آمده در محیط کار مرتکب اشتباهی ناخواسته شوید؛ این اشتباهات برای همه رخ می دهد. باید حواستان را جمع کنید تا اشتباه نکنید اما اگر هم مرتکب خطایی شدید، خیلی خود را سرزنش نکنید. باید از اشتباهات خود بگذرید و از آنها درس بگیرید.
● برای موفقیتها به خود پاداش بدهید
اگر در کارتان به موفقیت یا دستاورد مثبتی رسیدید، حتماً به خود پاداش بدهید. این جایزه هر چقدر هم کوچک باشد، تأثیر مثبت زیادی روی روحیهتان خواهد داشت.
● با افراد مثبت معاشرت کنید
یکی از بهترین روشهای مثبت اندیشی در محیط کار ارتباط با افراد مثبت و خوش فکر است. پس در زندگی از افراد منفی نگر و سمی دوری کنید. این افراد سبب خستگی شما می شوند و تمام انرژیتان را می گیرند.
● بیشتر لبخند بزنید
لبخند زدن به طور ناخودآگاه شما را از حالت خسته و عبوس دور می کند. پس سعی کنید همیشه در ارتباط با مشتری، همکار، مدیر، ارباب رجوع و ... لبخند روی لب داشته باشید و تأثیر شگفت انگیز لبخند زدن را ببینید.
باشگاه کارفرمایان،مدیران و کارشناسان
✅ شاید مدیر بدخلقی دارید که همیشه شما را متهم به اشتباه می کند یا محیط کارتان متناسب با اخلاق و علایقتان نیست. اگر این چنین است، نگران نباشید، شما بهعنوان یک انسان قادر هستید شرایط بد و غیرقابل تحمل را با راههای مختلف مدیریت کنید.
پس باید بپذیرید در محل کار هم می توان مثبت اندیش بود و وضعیت را بهدلخواه خود تغییر داد.
در ادامه، ۱۵ روش مثبت اندیشی در محیط کار را معرفی می کنیم.
● همواره به دنبال یادگیری باشید
اگر دوران تحصیل شما به پایان رسیده، بدین معنا نیست که برای یادگیری دیر شده است. یکی از راههای مثبت اندیشی در محل کار تلاش برای افزودن به دانش و مهارتها و تقویت رزومهی کاری است.
● به اطرافیان خود آموزش دهید
اگر می خواهید مدیرتان و دیگر همکاران چیزهای جدید به شما یاد بدهند، پس باید به آنها کمک کنید و چیزهای تازه یاد بدهید و مهارتها و دانستههایتان را به اشتراک بگذارید. با کمک کردن به دیگران احساس خوبی خواهید داشت.
● کمی به خودتان استراحت دهید
اگر بخواهید بدون وقفه و طولانی مدت کار کنید، خسته خواهید شد. هر دو ساعت یک بار به خودتان استراحت بدهید. اجازه ندهید فشار کاری تمرکز و انگیزه تان را از بین ببرد.
● در خانه کار نکنید
اگر مدام و بیوقفه کار کنید و بعد از بازگشت به خانه نیز به کار کردن ادامه دهید، تمام انرژی و انگیزهتان از دست خواهد رفت.باید بتوانید میان کار و زندگیتان تعادل ایجاد کنید و زمانی را به رسیدگی به خانواده، تفریح و سرگرمی اختصاص دهید.
● ارتباط بهتری با همکاران برقرار کنید
یکی از راههای مثبت اندیشی در محیط کار این است که با همکارانتان ارتباط بهتری برقرار کنید. البته نباید خیلی زود هم خودمانی شوید، بلکه به دور از مسائل کاری، با هم حرف بزنید و چیزی بخورید تا حال بهتری را در محیط کار تجربه کنید.
● در برنامههای غیر کاری شرکت کنید
بهتر است خود را از برنامههایی چون شام و پیاده روی که همکاران بعد از خروج از اداره و تمام شدن ساعت کاری صورت میدهند، جدا نکنید. با همکاران خود بیشتر در ارتباط باشید و بگذارید شما را از خودشان بدانند. این کار سبب تقویت ارتباطات شده و باری از مسئولیتهای شغلی را از دوشتان بر می دارد.
● محل کار را دلچسب کنید
برای مثبت اندیشی در محیط کار باید فضایی دلنشین و خوشایند برای خود ایجاد کنید. در هر فضایی که مشغول به کار هستید، با اطلاع از محدودیتها و اجازه از مدیر، سعی کنید تغییرات دل نشینی ایجاد کنید. برای مثال روی میز کار خود عکسی از خانوادهتان بگذارید یا پوسترهای زیبا و مثبت روی دیوار بزنید.
● داوطلب شوید
به جای این که منتظر بمانید تا پروژهای به شما پیشنهاد شود، خودتان دست به کار شوید و انگیزه و رغبت خود را به رئیستان نشان دهید. قطعاً این کارتان باعث می شود برای پروژههای بعدی به شما فکر کنند.
● تنها روی یک چیز تمرکز کنید
حواستان را روی انجام یک کار مشخص جمع کنید. تمرکز روی یک کار و انجام آن خیلی بهتر از این است که کارهای مختلف را با هم شروع کرده و همه را ناقص جلو ببرید.
● اهداف مشخص و قابل دسترسی داشته باشید
نباید اهداف رؤیایی داشته باشید. البته رؤیا و آرزو شما را به جلو میبرد اما نباید سبب شود از دنیای واقعی جدا شوید. اهداف مشخص، واقعگرایانه و دسترس پذیر داشته باشید و تمام تلاش خود را برای دست یابی به اهدافتان به کار ببرید.
● از قدرت تخیلتان استفاده کنید
برای انجام کارها و پروژههایتان از قدرت خلاقیت و تخیل خود استفاده کنید. با بالا بردن تمرکز و تلاش خود راههای جدیدی پیدا کنید تا باعث شگفتی رئیستان شود.
● از اشتباهاتتان بگذرید
قطعاً برای شما هم پیش آمده در محیط کار مرتکب اشتباهی ناخواسته شوید؛ این اشتباهات برای همه رخ می دهد. باید حواستان را جمع کنید تا اشتباه نکنید اما اگر هم مرتکب خطایی شدید، خیلی خود را سرزنش نکنید. باید از اشتباهات خود بگذرید و از آنها درس بگیرید.
● برای موفقیتها به خود پاداش بدهید
اگر در کارتان به موفقیت یا دستاورد مثبتی رسیدید، حتماً به خود پاداش بدهید. این جایزه هر چقدر هم کوچک باشد، تأثیر مثبت زیادی روی روحیهتان خواهد داشت.
● با افراد مثبت معاشرت کنید
یکی از بهترین روشهای مثبت اندیشی در محیط کار ارتباط با افراد مثبت و خوش فکر است. پس در زندگی از افراد منفی نگر و سمی دوری کنید. این افراد سبب خستگی شما می شوند و تمام انرژیتان را می گیرند.
● بیشتر لبخند بزنید
لبخند زدن به طور ناخودآگاه شما را از حالت خسته و عبوس دور می کند. پس سعی کنید همیشه در ارتباط با مشتری، همکار، مدیر، ارباب رجوع و ... لبخند روی لب داشته باشید و تأثیر شگفت انگیز لبخند زدن را ببینید.
باشگاه کارفرمایان،مدیران و کارشناسان
❤2
Forwarded from دکتر محمود سریع القلم
Telegraph
چرا نمی توانیم بین المللی شویم؟
کانونی ترین علّتی که یک کشور بین المللی می شود، ساختار اقتصادی آن است. به محض اینکه دولتی تصمیم گرفت و مقرر کرد مسئولیت تولید، توزیع، کسب درآمد، ایجاد اشتغال و معاش مردم نزد او باشد، ضرورت بین المللی شدن اقتصاد و کشور خود را از میان برداشته است. نمونۀ بارز…
✳️ هوش مصنوعی اقتصاد آمریکا را میلرزاند؛ ۱۰۰ میلیون شغل در خطر نابودی
✅ دموکراتهای سنا هشدار دادند پیشرفت سریع فناوریهای نوین میتواند تا پایان دهه آینده، موجی از بیکاری و بیثباتی اجتماعی در آمریکا ایجاد کند.
در گزارشی هشدارآمیز، دموکراتهای سنای آمریکا اعلام کردند که هوش مصنوعی و فناوریهای خودکار تا پایان دهه آینده میتوانند بیش از ۱۰۰ میلیون شغل را در این کشور از بین ببرد.
به نقل از منابع آمریکایی، تازهترین گزارش منتشرشده از سوی دموکراتها در مجلس سنای آمریکا، نسبت به تبعات گسترده گسترش هوش مصنوعی و اتوماسیون در ساختار اقتصادی این کشور هشدار داده است.بر اساس این گزارش، آمریکا ممکن است طی دهه آینده، تا ۱۰۰ میلیون شغل را بهدلیل پیشرفت سریع فناوریهای نوین از دست بدهد.این گزارش که توسط کمیته سلامت، آموزش، کار و بازنشستگی سنا تهیه شده، حاکی از آن است که اغلب صنایع و مشاغل سنتی آمریکا، از رستورانهای فستفود گرفته تا حسابداری و حملونقل جادهای، در معرض تهدید جدی هوش مصنوعی قرار دارند. تحلیل منتشرشده، از یک دگرگونی خطرناک در بنیانهای اقتصاد آمریکا پرده برمیدارد که در صورت بیتوجهی، میتواند به بیکاری گسترده و بیثباتی اجتماعی منجر شود.
برنی سندرز، سناتور سرشناس آمریکایی و یکی از چهرههای اصلی پشت این گزارش، سرمایهداران بزرگ و غولهای فناوری را متهم کرده که با بهرهگیری از هوش مصنوعی، دست به آغاز نوعی «انقلاب صنعتی جدید» زدهاند که هدف آن کاهش هزینههای نیروی کار و افزایش سودهای انحصاری است؛ حتی اگر به قیمت نابودی میلیونها شغل با درآمد مناسب تمام شود. سندرز هشدار داده که اقتصاد آمریکا بهتدریج به بازاری تبدیل میشود که کنترل آن نه در دست مردم، بلکه در اختیار الگوریتمها و سرمایه جهانیشده قرار دارد.در بخش دیگری از این گزارش، نقش منفی دولت آمریکا به رهبری دونالد ترامپ نیز مورد توجه قرار گرفته است. بهگفته نویسندگان گزارش، سیاستهای سهلگیرانه و حمایت از شرکتهای فناوری بزرگ، منجر به تسلط لابیهای تکنولوژی بر مقرراتگذاری شده و فضا را برای اخراجهای گسترده در شرکتهایی نظیر "آمازون" و "والمارت" به نفع اتوماسیون مهیا کرده است؛ موضوعی که پیامدهای اجتماعی و اقتصادی عمیقی بهدنبال داشته است.
برای مقابله با این بحران پیشرو، توصیههایی در گزارش مطرح شده که از جمله آنها میتوان به کاهش ساعت کاری هفتگی به ۳۲ ساعت، وضع مالیات بر استفاده از رباتها، و تقسیم سود شرکتها میان کارگران و مالکان اشاره کرد. هدف از این پیشنهادها، جلوگیری از تشدید بیکاری و ایجاد حداقلی از عدالت اجتماعی در عصری است که گزارش آن را "تهدیدی وجودی برای کار انسانی" توصیف میکند.این در حالی است که، بهنوشته گزارش، بسیاری از تصمیمگیرندگان در واشنگتن، بهویژه در میان جمهوریخواهان، هنوز چشم خود را بر پیامدهای اجتماعی این تحولات بستهاند و صرفاً بر شعارهایی چون «پیشتازی تکنولوژیک» تأکید دارند، حتی اگر بهای آن را کارگران آمریکایی با از دست دادن شغل و منزلت خود بپردازند.
آکادمی استراتژی ایران
✅ دموکراتهای سنا هشدار دادند پیشرفت سریع فناوریهای نوین میتواند تا پایان دهه آینده، موجی از بیکاری و بیثباتی اجتماعی در آمریکا ایجاد کند.
در گزارشی هشدارآمیز، دموکراتهای سنای آمریکا اعلام کردند که هوش مصنوعی و فناوریهای خودکار تا پایان دهه آینده میتوانند بیش از ۱۰۰ میلیون شغل را در این کشور از بین ببرد.
به نقل از منابع آمریکایی، تازهترین گزارش منتشرشده از سوی دموکراتها در مجلس سنای آمریکا، نسبت به تبعات گسترده گسترش هوش مصنوعی و اتوماسیون در ساختار اقتصادی این کشور هشدار داده است.بر اساس این گزارش، آمریکا ممکن است طی دهه آینده، تا ۱۰۰ میلیون شغل را بهدلیل پیشرفت سریع فناوریهای نوین از دست بدهد.این گزارش که توسط کمیته سلامت، آموزش، کار و بازنشستگی سنا تهیه شده، حاکی از آن است که اغلب صنایع و مشاغل سنتی آمریکا، از رستورانهای فستفود گرفته تا حسابداری و حملونقل جادهای، در معرض تهدید جدی هوش مصنوعی قرار دارند. تحلیل منتشرشده، از یک دگرگونی خطرناک در بنیانهای اقتصاد آمریکا پرده برمیدارد که در صورت بیتوجهی، میتواند به بیکاری گسترده و بیثباتی اجتماعی منجر شود.
برنی سندرز، سناتور سرشناس آمریکایی و یکی از چهرههای اصلی پشت این گزارش، سرمایهداران بزرگ و غولهای فناوری را متهم کرده که با بهرهگیری از هوش مصنوعی، دست به آغاز نوعی «انقلاب صنعتی جدید» زدهاند که هدف آن کاهش هزینههای نیروی کار و افزایش سودهای انحصاری است؛ حتی اگر به قیمت نابودی میلیونها شغل با درآمد مناسب تمام شود. سندرز هشدار داده که اقتصاد آمریکا بهتدریج به بازاری تبدیل میشود که کنترل آن نه در دست مردم، بلکه در اختیار الگوریتمها و سرمایه جهانیشده قرار دارد.در بخش دیگری از این گزارش، نقش منفی دولت آمریکا به رهبری دونالد ترامپ نیز مورد توجه قرار گرفته است. بهگفته نویسندگان گزارش، سیاستهای سهلگیرانه و حمایت از شرکتهای فناوری بزرگ، منجر به تسلط لابیهای تکنولوژی بر مقرراتگذاری شده و فضا را برای اخراجهای گسترده در شرکتهایی نظیر "آمازون" و "والمارت" به نفع اتوماسیون مهیا کرده است؛ موضوعی که پیامدهای اجتماعی و اقتصادی عمیقی بهدنبال داشته است.
برای مقابله با این بحران پیشرو، توصیههایی در گزارش مطرح شده که از جمله آنها میتوان به کاهش ساعت کاری هفتگی به ۳۲ ساعت، وضع مالیات بر استفاده از رباتها، و تقسیم سود شرکتها میان کارگران و مالکان اشاره کرد. هدف از این پیشنهادها، جلوگیری از تشدید بیکاری و ایجاد حداقلی از عدالت اجتماعی در عصری است که گزارش آن را "تهدیدی وجودی برای کار انسانی" توصیف میکند.این در حالی است که، بهنوشته گزارش، بسیاری از تصمیمگیرندگان در واشنگتن، بهویژه در میان جمهوریخواهان، هنوز چشم خود را بر پیامدهای اجتماعی این تحولات بستهاند و صرفاً بر شعارهایی چون «پیشتازی تکنولوژیک» تأکید دارند، حتی اگر بهای آن را کارگران آمریکایی با از دست دادن شغل و منزلت خود بپردازند.
آکادمی استراتژی ایران
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه