*اجماع لندن: تأمین اجتماعی ستونی برای ثبات اجتماعی و عدالت است*
یاداشتی از علی حیدری؛کارشناس رفاه و تامین اجتماعی
از منظر عدالت اجتماعی و تامین اجتماعی بایستی گفت «اجماع لندن» سیستمهای تأمین اجتماعی را نه بهعنوان هزینهای برای اقتصاد، بلکه بهعنوان ستونی برای ثبات اجتماعی، عدالت و رشد پایدار میبیند.
این پارادایم جدید از بیمهگری فعال ونهایی دولت حمایت میکند، بر کیفیت شغلها و عدالت جنسیتی تأکید دارد و همزمان طراحی هوشمند سیاستها را در کنار تقویت ظرفیت دولت الزامی میداند این رویکرد در تقابل با «اجماع واشینگتن» است که دولت منفعل، تقلیل یافته و بیتفاوت به عدالت اجتماعی را تجویز میکند و بهجای آن، دولتی فعال، عدالت طلب، در صحنه و توانمند را توصیه مینماید.
نتیجه آنکه به نظر میرسد متولیان امر اگر نتوانستهاند و نمیتوانند یک پارادایم اقتصادی منطبق با قانون اساسی و آموزههای ایرانی و اسلامی (اجماع تهران) اتخاذ کنند، اکنون که ناکارآمدی اجرای «اجماع واشینگتن» در ایران ثابت شده و با چشم غیر مسلح و بر سر هر کوی برزنی قابل مشاهده است و مردم ایران را در فقر و فاقه شدید گرفتار ساخته است.
و در شرایطی که غربیها هم از «اجماع واشینگتن» به «اجماع لندن» رسیدهاند بهتر است بعد از ۵۰سال اجرا و پیادهسازی «اجماع واشینگتن» قدری هم به اجرای «اجماع لندن» بپردازند و در حداقل شرایط «عدالت طلبی» را از آن اقتباس نمایند و از مدرسه عدالت لندن درس بگیرند،
نه اینکه نسخههای ترجمه شده و دستمالی شده «اجماع واشینگتن» را دوباره مطرح و دنبال نمایند و در فقدان زیرساختهای لازم و بدون فراهمسازی مقدمات و پیشنیازهای ضروری نظیر نظام چندلایه تامین اجتماعی، بر طبل جراحیهای بزرگ اقتصادی و اجتماعی نکوبند و به اعتبار سخن رئیس جمهور پزشک خود، قبل از دست بردن به تیغ جراحی، نگاهی به نبض و علائم حیاتی بیمار بیاندازند و به قول مولانا «مسلمانی ز سر گیرند.»
لينك مطلب؛
https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1702708
كانال قواعدبازی
یاداشتی از علی حیدری؛کارشناس رفاه و تامین اجتماعی
از منظر عدالت اجتماعی و تامین اجتماعی بایستی گفت «اجماع لندن» سیستمهای تأمین اجتماعی را نه بهعنوان هزینهای برای اقتصاد، بلکه بهعنوان ستونی برای ثبات اجتماعی، عدالت و رشد پایدار میبیند.
این پارادایم جدید از بیمهگری فعال ونهایی دولت حمایت میکند، بر کیفیت شغلها و عدالت جنسیتی تأکید دارد و همزمان طراحی هوشمند سیاستها را در کنار تقویت ظرفیت دولت الزامی میداند این رویکرد در تقابل با «اجماع واشینگتن» است که دولت منفعل، تقلیل یافته و بیتفاوت به عدالت اجتماعی را تجویز میکند و بهجای آن، دولتی فعال، عدالت طلب، در صحنه و توانمند را توصیه مینماید.
نتیجه آنکه به نظر میرسد متولیان امر اگر نتوانستهاند و نمیتوانند یک پارادایم اقتصادی منطبق با قانون اساسی و آموزههای ایرانی و اسلامی (اجماع تهران) اتخاذ کنند، اکنون که ناکارآمدی اجرای «اجماع واشینگتن» در ایران ثابت شده و با چشم غیر مسلح و بر سر هر کوی برزنی قابل مشاهده است و مردم ایران را در فقر و فاقه شدید گرفتار ساخته است.
و در شرایطی که غربیها هم از «اجماع واشینگتن» به «اجماع لندن» رسیدهاند بهتر است بعد از ۵۰سال اجرا و پیادهسازی «اجماع واشینگتن» قدری هم به اجرای «اجماع لندن» بپردازند و در حداقل شرایط «عدالت طلبی» را از آن اقتباس نمایند و از مدرسه عدالت لندن درس بگیرند،
نه اینکه نسخههای ترجمه شده و دستمالی شده «اجماع واشینگتن» را دوباره مطرح و دنبال نمایند و در فقدان زیرساختهای لازم و بدون فراهمسازی مقدمات و پیشنیازهای ضروری نظیر نظام چندلایه تامین اجتماعی، بر طبل جراحیهای بزرگ اقتصادی و اجتماعی نکوبند و به اعتبار سخن رئیس جمهور پزشک خود، قبل از دست بردن به تیغ جراحی، نگاهی به نبض و علائم حیاتی بیمار بیاندازند و به قول مولانا «مسلمانی ز سر گیرند.»
لينك مطلب؛
https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1702708
كانال قواعدبازی
خبرگزاری ایلنا
اجماع لندن: تأمین اجتماعی ستونی برای ثبات اجتماعی و عدالت است
یک کارشناس رفاه و تامین اجتماعی نوشت: از منظر عدالت اجتماعی و تامین اجتماعی بایستی گفت «اجماع لندن» سیستمهای تأمین اجتماعی را نه بهعنوان هزینهای برای اقتصاد، بلکه بهعنوان ستونی برای ثبات اجتماعی، عدالت و رشد پایدار میبیند.
🔘 *اجماع لندن* منتشر شد
مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن اخیراً از کتاب *«اجماع لندن: اصول اقتصادی برای قرن بیست و یکم»* رونمایی کرده است که تلاشی برای بازنگری در اندیشههای اقتصادی در دوران پس از اجماع واشنگتن بوده است. این اثر بهسرپرستی تیم بزلی و آندرس ولاسکو و با مشارکت اقتصاددانان برجستهای چون فیلیپ آگیون، دنی رودریک، ریکاردو هاوسمن، اولیویه بلانشار، هلن ری، کریستوفر پیساریدس و دیگران نوشته شده است.
اجماع لندن *پنج اصل محوری* دارد. *نخستین اصل* تأکید میکند که هدف اقتصاد تنها افزایش درآمد و تولید نیست، بلکه بهبود رفاه و کیفیت زندگی انسانها است. رفاه تنها در پول خلاصه نمیشود، بلکه شامل کرامت، منزلت اجتماعی، امنیت و فرصتهای برابر است. از این منظر، سیاستهای اقتصادی نباید فقط پس از تولید و از طریق بازتوزیع مالی نابرابری را اصلاح کنند، بلکه باید به سراغ ساختارهای تولید، اشتغال و نظام پاداش بروند و نابرابری را در مرحلهی شکلگیری مهار کنند؛ آنچه امروزه از آن با عنوان «پیشتوزیع» یاد میشود.
*اصل دوم* بر اهمیت رشد و مکان تأکید دارد. رشد اقتصادی همچنان شرط لازم برای پیشرفت انسانی است، اما کیفیت و توزیع جغرافیایی آن اهمیت بیشتری یافته است. سیاستگذاری باید به گونهای باشد که رشد نه فقط در اعداد و میانگینها، بلکه در همهی مناطق و میان همهی اقشار جامعه دیده شود. دولت باید محیطی بسازد که نوآوری، یادگیری و فناوری را در خدمت ارتقای بهرهوری و عدالت منطقهای قرار دهد؛ زیرا توسعهای که فقط به چند شهر بزرگ یا بخش خاصی از جامعه محدود شود، پایدار نخواهد بود.
*سومین اصل* بر نقش دولت بهعنوان بیمهگر نهایی تأکید دارد. دولت تنها مسئول تثبیت کلان و کنترل تورم نیست؛ بلکه باید از شهروندان در برابر نوسانات اقتصادی، بیماریها، بیکاری، بحرانهای مالی و اقلیمی حمایت کند. در جهانی که پر از شوکهای پیشبینیناپذیر است، دولت باید تابآوری اقتصادی و اجتماعی را تقویت کرده و نظامهای بیمهای، مالی و زیرساختی خود را برای مقابله با بحرانها بازسازی کند. هدف، اقتصادی است که در برابر نوسان مقاوم باشد و شهروندان در آن احساس امنیت کنند.
*چهارمین اصل* میگوید اقتصاد بدون سیاست خوب ممکن نیست. تجربه نشان داده است که سیاستهای اقتصادی—ولو اگر از نظر فنی درست باشند—بدون مشروعیت سیاسی، شفافیت و اعتماد اجتماعی دوام ندارند. بنابراین، سیاستگذاری اقتصادی باید در چارچوبی دموکراتیک، پاسخگو و مشارکتی انجام شود. سیاست خوب به معنای سیاستی است که مردم در آن سهیم باشند، از آن احساس مالکیت کنند و بدانند که تصمیمها در خدمت منافع عمومی است. تنها در این صورت است که اصلاحات اقتصادی میتواند پایدار بماند و به انسجام اجتماعی بینجامد.
*پنجمین و آخرین اصل* بر ظرفیت و توانمندی دولت تکیه دارد. اجرای موفق هر سیاست، چه در عرصهی مالی و صنعتی و چه در زمینهی اجتماعی و زیستمحیطی، نیازمند دولتی کارآمد، شفاف و توانمند است. دولت باید بتواند منابع را گردآوری کند، قوانین را اجرا نماید و خدمات عمومی را با کیفیت و عدالت ارائه دهد. ضعف نهادی و اداری، ریشهی بسیاری از ناکامیهای توسعه است. بنابراین، سرمایهگذاری در ساختار، مهارت و مشروعیت دولت، خود نوعی سرمایهگذاری زیربنایی است.
مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن اخیراً از کتاب *«اجماع لندن: اصول اقتصادی برای قرن بیست و یکم»* رونمایی کرده است که تلاشی برای بازنگری در اندیشههای اقتصادی در دوران پس از اجماع واشنگتن بوده است. این اثر بهسرپرستی تیم بزلی و آندرس ولاسکو و با مشارکت اقتصاددانان برجستهای چون فیلیپ آگیون، دنی رودریک، ریکاردو هاوسمن، اولیویه بلانشار، هلن ری، کریستوفر پیساریدس و دیگران نوشته شده است.
اجماع لندن *پنج اصل محوری* دارد. *نخستین اصل* تأکید میکند که هدف اقتصاد تنها افزایش درآمد و تولید نیست، بلکه بهبود رفاه و کیفیت زندگی انسانها است. رفاه تنها در پول خلاصه نمیشود، بلکه شامل کرامت، منزلت اجتماعی، امنیت و فرصتهای برابر است. از این منظر، سیاستهای اقتصادی نباید فقط پس از تولید و از طریق بازتوزیع مالی نابرابری را اصلاح کنند، بلکه باید به سراغ ساختارهای تولید، اشتغال و نظام پاداش بروند و نابرابری را در مرحلهی شکلگیری مهار کنند؛ آنچه امروزه از آن با عنوان «پیشتوزیع» یاد میشود.
*اصل دوم* بر اهمیت رشد و مکان تأکید دارد. رشد اقتصادی همچنان شرط لازم برای پیشرفت انسانی است، اما کیفیت و توزیع جغرافیایی آن اهمیت بیشتری یافته است. سیاستگذاری باید به گونهای باشد که رشد نه فقط در اعداد و میانگینها، بلکه در همهی مناطق و میان همهی اقشار جامعه دیده شود. دولت باید محیطی بسازد که نوآوری، یادگیری و فناوری را در خدمت ارتقای بهرهوری و عدالت منطقهای قرار دهد؛ زیرا توسعهای که فقط به چند شهر بزرگ یا بخش خاصی از جامعه محدود شود، پایدار نخواهد بود.
*سومین اصل* بر نقش دولت بهعنوان بیمهگر نهایی تأکید دارد. دولت تنها مسئول تثبیت کلان و کنترل تورم نیست؛ بلکه باید از شهروندان در برابر نوسانات اقتصادی، بیماریها، بیکاری، بحرانهای مالی و اقلیمی حمایت کند. در جهانی که پر از شوکهای پیشبینیناپذیر است، دولت باید تابآوری اقتصادی و اجتماعی را تقویت کرده و نظامهای بیمهای، مالی و زیرساختی خود را برای مقابله با بحرانها بازسازی کند. هدف، اقتصادی است که در برابر نوسان مقاوم باشد و شهروندان در آن احساس امنیت کنند.
*چهارمین اصل* میگوید اقتصاد بدون سیاست خوب ممکن نیست. تجربه نشان داده است که سیاستهای اقتصادی—ولو اگر از نظر فنی درست باشند—بدون مشروعیت سیاسی، شفافیت و اعتماد اجتماعی دوام ندارند. بنابراین، سیاستگذاری اقتصادی باید در چارچوبی دموکراتیک، پاسخگو و مشارکتی انجام شود. سیاست خوب به معنای سیاستی است که مردم در آن سهیم باشند، از آن احساس مالکیت کنند و بدانند که تصمیمها در خدمت منافع عمومی است. تنها در این صورت است که اصلاحات اقتصادی میتواند پایدار بماند و به انسجام اجتماعی بینجامد.
*پنجمین و آخرین اصل* بر ظرفیت و توانمندی دولت تکیه دارد. اجرای موفق هر سیاست، چه در عرصهی مالی و صنعتی و چه در زمینهی اجتماعی و زیستمحیطی، نیازمند دولتی کارآمد، شفاف و توانمند است. دولت باید بتواند منابع را گردآوری کند، قوانین را اجرا نماید و خدمات عمومی را با کیفیت و عدالت ارائه دهد. ضعف نهادی و اداری، ریشهی بسیاری از ناکامیهای توسعه است. بنابراین، سرمایهگذاری در ساختار، مهارت و مشروعیت دولت، خود نوعی سرمایهگذاری زیربنایی است.
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ شش دهه پیش، ایران و کرهجنوبی با شرایطی مشابه، مسیر توسعه را آغاز کردند، اما امروز کره در میان اقتصادهای برتر جهان قرار دارد و ایران درگیر چرخههای ناکارآمدی مانده است.
✅ کره با اتکا به آموزش، نهادسازی و استراتژی صادراتمحور توانست برندهای جهانی بسازد، در حالی که ایران با تکیه بر نفت، سیاستهای حمایتی ناکارآمد و تصمیمگیریهای پراکنده، صنعتیشدن را فقط در ظاهر تجربه کرد. بازگشت به مسیر توسعه در ایران نیازمند اصلاح بنیادین نهادها و ساختار تصمیمگیری است
✅ کره با اتکا به آموزش، نهادسازی و استراتژی صادراتمحور توانست برندهای جهانی بسازد، در حالی که ایران با تکیه بر نفت، سیاستهای حمایتی ناکارآمد و تصمیمگیریهای پراکنده، صنعتیشدن را فقط در ظاهر تجربه کرد. بازگشت به مسیر توسعه در ایران نیازمند اصلاح بنیادین نهادها و ساختار تصمیمگیری است
❤1