Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
زنگخطر برای موتور رشد اقتصادی به صدا درآمد
🔹بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تشکیل سرمایه ثابت ناخالص، منفی۱.۹درصد برای فصل بهار سال جاری ثبت شده که کمترین میزان رشد فصلی از ابتدای دهه ۱۴۰۰ است.
🔹در فصل نخست، تشکیل سرمایه در بخش ماشینآلات با افت منفی ۳.۳درصد و در بخش ساختمان با رشد اندک ۰.۴درصدی مواجه شد.
🔹به طور کلی رشد اقتصادی تحتتاثیر سه عامل نیروی انسانی، سرمایه و بهرهوری کل عوامل تولید است که شواهد در اقتصاد ایران حاکی از وابستگی بالای رشد اقتصادی به انباشت سرمایه در اقتصاد است.
🔹بنا بر دادههای مرکز آمار ایران، رشد اقتصادی فصل بهار ۱۴۰۴ منفی ۰.۴درصد گزارش شده است.
🔹با توجه به روند نزولی سرمایهگذاری که اصلیترین سوخت رشد اقتصادی طی ۴دهه گذشته در اقتصاد ایران بوده است، انتظار میرود رشد اقتصادی در فصلهای آینده در سطوح پایین باقی بماند و رشد ۸درصدی سالانه که در برنامه هفتم توسعه هدفگذاری شده است، در سال جاری نیز محقق نشود.
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔹بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تشکیل سرمایه ثابت ناخالص، منفی۱.۹درصد برای فصل بهار سال جاری ثبت شده که کمترین میزان رشد فصلی از ابتدای دهه ۱۴۰۰ است.
🔹در فصل نخست، تشکیل سرمایه در بخش ماشینآلات با افت منفی ۳.۳درصد و در بخش ساختمان با رشد اندک ۰.۴درصدی مواجه شد.
🔹به طور کلی رشد اقتصادی تحتتاثیر سه عامل نیروی انسانی، سرمایه و بهرهوری کل عوامل تولید است که شواهد در اقتصاد ایران حاکی از وابستگی بالای رشد اقتصادی به انباشت سرمایه در اقتصاد است.
🔹بنا بر دادههای مرکز آمار ایران، رشد اقتصادی فصل بهار ۱۴۰۴ منفی ۰.۴درصد گزارش شده است.
🔹با توجه به روند نزولی سرمایهگذاری که اصلیترین سوخت رشد اقتصادی طی ۴دهه گذشته در اقتصاد ایران بوده است، انتظار میرود رشد اقتصادی در فصلهای آینده در سطوح پایین باقی بماند و رشد ۸درصدی سالانه که در برنامه هفتم توسعه هدفگذاری شده است، در سال جاری نیز محقق نشود.
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✳️ گاو نر و چینی فروشی
✍ سهراب دل انگيزان/اقتصاددان
✅ گاو نری در یکی از کوچه های شهر رها بود. قوی و مست غرور و نادانی. در بین گاوهای هم طویله اش البته که گاوهای قوی و مست فراوانی بودند، ولی ماجرا جویی و جسارت او آنچنان زیاد بود که شب توانست حصار بهار بند طویله را با شاخ از جای خویش بدر کند و بیرون بیاید.
بوی یونجه و جو تازه از انبار جو و علوفه او را مست کرده بود. سری در گوشه خالی پنجره انبار برد و کمی یونجه خشک نوش جان کرد.
به فشار سر که هر بار برای خوردن جلوتر میرفت، پنجره باز شد و توانست که تا کمر وارد انبار شود و هرچه میخواهد جو و یونجه بخورد.
سیر نمیشد، ولی کنجکاوی و روح سرکش گاوی او عاملی بود که بوی گاوهای ماده را جستجو کند و به همین خیال از طویله بیرون رفت و به یکباره خود را در جاده بیرون گاوداری دید.
گاوداری در کنار یک شهر کوچک توریستی بود. بازارچههای شهر همه از مغازه های بزرگ و کوچکی تشکیل شده بودند که چینی آلات، سفال، مجسمه، وسایل تزئینی و البته خوراکی و تنقلات و سوغات میفروختند.
گاو سرمست غرور و نادانی، در ابتدای جادهای ایستاده بود که ورودی یکی از مهمترین بازارهای شهر بود.
مردم شهر و گردشگران در حال گردش و بازدید و امور روزانه خود بودند که به یکباره گاو را دیدند. سیاه، بزرگ، عضلانی، با شاخهایی به مانند کمان و نوکهایی تیز.
تعدادی جوان ماجرا جو با دیدن گاو به سمتش آمدند. مردم از ترس کناری را گزیدند و یا به درون مغازه ها پناه بردند. همه مغازه داران که با این مساله آشنا بودند، درب مغازه های خود را بستند. اما چینی فروشی بزرگ تازه رونق که صاحبش تازه فوت کرده بود و فرزند جوانش مدیریت مغازه را در دست گرفته بود، از حضور گاو و فعالیتهای او در یک بازار گردشگری چیزی نمیدانست. این بود که درب مغازه اش را همچنان باز گذاشت. لذا تعداد زیادی از توریستها به مغازه او پناه آورده بودند.
گاو با تحریک جوانان نادانتر از خود شروع به دویدن و حمله به آنها کرد. جوانان فرار کردند. یکی از آنها که لباس قرمزی پوشیده بود بیشتر به چشم گاو آمد و او را دنبال کرد. جوان هراسان فرار میکرد. هیچ جایی برای پناه آوردن نبود. ناگاه درب مغازه چینی فروش را باز دید. به آنجا پناه برد و در میان جمعیت قرار گرفت. گاو به درب مغازه رسیده بود. خشمگین، سرمست از جو بسیار که خورده بود، قدرتمند و نادان.
جمعیت با دیدن گاو هراسان به هر سو فرار کردند. قفسه های چینی بود که توسط جمعیت فرو می افتاد و بار چینی بود که بر زمین ریخته و خرد میشد.
گاو از این تحرک شدید جمعیت و صدای فرو افتادن قفسه ها و خرد شدن چینی ها بیشتر هراسان شد. بی هدف به سمت جمعیت دوید. به قفسه های چسبیده به دیوار و یا ایستاده برخورد میکرد و تقریبا همه چیز را نابود و خرد و ناکارآمد کرد.
مردم از چینی فروشی بیرون رفته و هر کدام سویی را برای فرار انتخاب کرده بودند. اما گاو نمیتوانست راه بیرون رفتن را پیدا کند.
لذا بیشترین هراسان شد و به هر چیزی و حتی دیوارها شاخ میزد و آنها را خراب میکرد. صاحب مغازه هم هیچ تجربه نداشت که چکار میتواند انجام دهد تا گاو را بیرون آورد.
یکی از مغازه دارهای با تجربه سریع دوید و درب مغازه را که گاو در آنجا گیر کرده بود بست. حالا گاو به تنهایی در مغازه مانده و هیچ راه بیرون رفتی هم نداشت.
نکات مهم یاد گرفتنی:
1. وقتی گاوی مست در شهر رها شده است، درب مغازه ات را ببند.
2. وقتی مردم را در مغازه ات به پناه میگیری، باید بپذیری که اگر هراسان شوند، قبل از گاو، این آنها هستند که عامل تخریب اموال تو خواهند شد.
3. اگر مردم هراسان شوند، ممکن است از گاو هم بیشتر خسارت ببار آورند. این خسارت ناشی از ترس است که از خسارات ناشی از نادانی بیشتر است.
4. مدیران پیر فقط درب مغازه خود را بستند که گاو وارد مغازه نشود ولی در عمل مساله خودشان را از مساله مردم جدا کردند. لذا کسی نمیتواند به آنها تهمت بزند که با مردم رفتار زشتی داشته اند ولی اگر مغازه دار جوان از مردم برای خسارت به اموالش شکایت کند، هم شکایت او مسموع نیست و هم به رفتار زشت و خودخواهانه محکوم خواهد شد.
5. حضور یک گاو نر قوی و خشمگین و جوان در یک چینی فروشی میتواند بلایی بزرگ باشد که صاحب مغازه را کامل از هستی ساقط کند.
6. هرچند مغازه بیمه دزدی و آتش سوزی داشت، ولی بیمه خرابکاری توسط گاو را نداشت و حق بیمه ای به او تعلق نگرفت.
7. سیاستمداران نادان و مست جویای نام وقتی به جایگاه سیاست میرسند، کم از گاو مستی که در چینی فروشی قرار گرفتهاند نخواهند بود.
8. پیدا کردن مقصر اصلی حادثه بسیار سخت است و هرکسی به سهم خودش در حادثه و خسارات آن شریک است، ولی قاضی احتمالا صاحب گاو را مقصر اصلی و مکلف به جبران خسارات معرفی خواهد کرد.
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ سهراب دل انگيزان/اقتصاددان
✅ گاو نری در یکی از کوچه های شهر رها بود. قوی و مست غرور و نادانی. در بین گاوهای هم طویله اش البته که گاوهای قوی و مست فراوانی بودند، ولی ماجرا جویی و جسارت او آنچنان زیاد بود که شب توانست حصار بهار بند طویله را با شاخ از جای خویش بدر کند و بیرون بیاید.
بوی یونجه و جو تازه از انبار جو و علوفه او را مست کرده بود. سری در گوشه خالی پنجره انبار برد و کمی یونجه خشک نوش جان کرد.
به فشار سر که هر بار برای خوردن جلوتر میرفت، پنجره باز شد و توانست که تا کمر وارد انبار شود و هرچه میخواهد جو و یونجه بخورد.
سیر نمیشد، ولی کنجکاوی و روح سرکش گاوی او عاملی بود که بوی گاوهای ماده را جستجو کند و به همین خیال از طویله بیرون رفت و به یکباره خود را در جاده بیرون گاوداری دید.
گاوداری در کنار یک شهر کوچک توریستی بود. بازارچههای شهر همه از مغازه های بزرگ و کوچکی تشکیل شده بودند که چینی آلات، سفال، مجسمه، وسایل تزئینی و البته خوراکی و تنقلات و سوغات میفروختند.
گاو سرمست غرور و نادانی، در ابتدای جادهای ایستاده بود که ورودی یکی از مهمترین بازارهای شهر بود.
مردم شهر و گردشگران در حال گردش و بازدید و امور روزانه خود بودند که به یکباره گاو را دیدند. سیاه، بزرگ، عضلانی، با شاخهایی به مانند کمان و نوکهایی تیز.
تعدادی جوان ماجرا جو با دیدن گاو به سمتش آمدند. مردم از ترس کناری را گزیدند و یا به درون مغازه ها پناه بردند. همه مغازه داران که با این مساله آشنا بودند، درب مغازه های خود را بستند. اما چینی فروشی بزرگ تازه رونق که صاحبش تازه فوت کرده بود و فرزند جوانش مدیریت مغازه را در دست گرفته بود، از حضور گاو و فعالیتهای او در یک بازار گردشگری چیزی نمیدانست. این بود که درب مغازه اش را همچنان باز گذاشت. لذا تعداد زیادی از توریستها به مغازه او پناه آورده بودند.
گاو با تحریک جوانان نادانتر از خود شروع به دویدن و حمله به آنها کرد. جوانان فرار کردند. یکی از آنها که لباس قرمزی پوشیده بود بیشتر به چشم گاو آمد و او را دنبال کرد. جوان هراسان فرار میکرد. هیچ جایی برای پناه آوردن نبود. ناگاه درب مغازه چینی فروش را باز دید. به آنجا پناه برد و در میان جمعیت قرار گرفت. گاو به درب مغازه رسیده بود. خشمگین، سرمست از جو بسیار که خورده بود، قدرتمند و نادان.
جمعیت با دیدن گاو هراسان به هر سو فرار کردند. قفسه های چینی بود که توسط جمعیت فرو می افتاد و بار چینی بود که بر زمین ریخته و خرد میشد.
گاو از این تحرک شدید جمعیت و صدای فرو افتادن قفسه ها و خرد شدن چینی ها بیشتر هراسان شد. بی هدف به سمت جمعیت دوید. به قفسه های چسبیده به دیوار و یا ایستاده برخورد میکرد و تقریبا همه چیز را نابود و خرد و ناکارآمد کرد.
مردم از چینی فروشی بیرون رفته و هر کدام سویی را برای فرار انتخاب کرده بودند. اما گاو نمیتوانست راه بیرون رفتن را پیدا کند.
لذا بیشترین هراسان شد و به هر چیزی و حتی دیوارها شاخ میزد و آنها را خراب میکرد. صاحب مغازه هم هیچ تجربه نداشت که چکار میتواند انجام دهد تا گاو را بیرون آورد.
یکی از مغازه دارهای با تجربه سریع دوید و درب مغازه را که گاو در آنجا گیر کرده بود بست. حالا گاو به تنهایی در مغازه مانده و هیچ راه بیرون رفتی هم نداشت.
نکات مهم یاد گرفتنی:
1. وقتی گاوی مست در شهر رها شده است، درب مغازه ات را ببند.
2. وقتی مردم را در مغازه ات به پناه میگیری، باید بپذیری که اگر هراسان شوند، قبل از گاو، این آنها هستند که عامل تخریب اموال تو خواهند شد.
3. اگر مردم هراسان شوند، ممکن است از گاو هم بیشتر خسارت ببار آورند. این خسارت ناشی از ترس است که از خسارات ناشی از نادانی بیشتر است.
4. مدیران پیر فقط درب مغازه خود را بستند که گاو وارد مغازه نشود ولی در عمل مساله خودشان را از مساله مردم جدا کردند. لذا کسی نمیتواند به آنها تهمت بزند که با مردم رفتار زشتی داشته اند ولی اگر مغازه دار جوان از مردم برای خسارت به اموالش شکایت کند، هم شکایت او مسموع نیست و هم به رفتار زشت و خودخواهانه محکوم خواهد شد.
5. حضور یک گاو نر قوی و خشمگین و جوان در یک چینی فروشی میتواند بلایی بزرگ باشد که صاحب مغازه را کامل از هستی ساقط کند.
6. هرچند مغازه بیمه دزدی و آتش سوزی داشت، ولی بیمه خرابکاری توسط گاو را نداشت و حق بیمه ای به او تعلق نگرفت.
7. سیاستمداران نادان و مست جویای نام وقتی به جایگاه سیاست میرسند، کم از گاو مستی که در چینی فروشی قرار گرفتهاند نخواهند بود.
8. پیدا کردن مقصر اصلی حادثه بسیار سخت است و هرکسی به سهم خودش در حادثه و خسارات آن شریک است، ولی قاضی احتمالا صاحب گاو را مقصر اصلی و مکلف به جبران خسارات معرفی خواهد کرد.
كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ مدیران چگونه میتوانند برای کارکنان برنامهریزی روزانه تعریف کنند
✅ اهمیت هدفگذاری روزانه:
کارکنانی که اهداف روزانه برای خود تعیین میکنند، نه تنها دستاوردهای بیشتری دارند، بلکه روحیه و احساس بهتری نسبت به کار خود پیدا میکنند.
🔹 اهداف کوچک، نتایج بزرگ
تعیین اهداف کوتاهمدت در کسبوکار، مسیر و دستاوردها را شفاف میکند و اثر روانشناختی مثبت ایجاد میکند.
■ پژوهش روی ۱.۵ میلیون هدف گزارش شده توسط ۱۲ هزار نفر نشان داد افرادی که حداقل ۴ هدف روزانه در هفته داشتند، ۳۴٪ بیشتر به KPI خود رسیدند و کسانی که ۵۰٪ اهدافشان را محقق کردند، احساس بهتری نسبت به کار خود داشتند.
🔹 تبدیل هدفگذاری به عادت
1️⃣ کمک به درک منافع توسط کارکنان: هدفگذاری مشارکتی و مشورتی باعث میشود کارکنان مزایای این رفتار را بهتر درک کنند و انگیزه بیشتری پیدا کنند.
2️⃣ جشن گرفتن بردهای کوچک: ثبت موفقیتهای فردی و تیمی روحیه مثبت ایجاد میکند و انگیزه را افزایش میدهد. در یک مطالعه، کارکنانی که موفقیت خود و همکارانشان را اعلام کردند، ۵۹٪ احتمال بیشتری برای ثبت روحیه مثبت داشتند.
3️⃣ استفاده از زبان مناسب: اهداف دقیق و عملی باعث عملکرد بهتر میشوند. مثال: استفاده از اصطلاحات مرتبط با مشتری و فروش منجر به ۱۲٪ تعامل بیشتر با مشتریان شد.
4️⃣ فراموش نکردن پیشنیازها: حمایت مدیران و مشارکت کارکنان برای تعیین اهداف، همراه با فضای امن روانشناختی برای بیان شکستها و اشتباهات، کلید موفقیت است.
🔹 اثرات هدفگذاری مستمر
هدفگذاری منظم موجب بهبود عملکرد فردی و تیمی، افزایش سرعت پاسخ به مشتریان (کاهش ۱۰٪ زمان رسیدگی به پیامها)، و روحیه و تعامل مثبت کارکنان میشود. وقتی هدفگذاری روزانه به یک عادت سازمانی تبدیل شود، منافع آن به طور تصاعدی برای کل تیم یا سازمان ملموس خواهد بود.
💡 نتیجهگیری
هدفگذاری روزانه، هرچند کوچک به نظر میرسد، اما اثری بزرگ بر عملکرد کلی و روحیه کارکنان دارد. همانند مایکل فلپس، این عادت میتواند به نتایج برجسته و پایدار برای کل سازمان منجر شود.
📝 منبع: دنیای اقتصاد
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ اهمیت هدفگذاری روزانه:
کارکنانی که اهداف روزانه برای خود تعیین میکنند، نه تنها دستاوردهای بیشتری دارند، بلکه روحیه و احساس بهتری نسبت به کار خود پیدا میکنند.
🔹 اهداف کوچک، نتایج بزرگ
تعیین اهداف کوتاهمدت در کسبوکار، مسیر و دستاوردها را شفاف میکند و اثر روانشناختی مثبت ایجاد میکند.
■ پژوهش روی ۱.۵ میلیون هدف گزارش شده توسط ۱۲ هزار نفر نشان داد افرادی که حداقل ۴ هدف روزانه در هفته داشتند، ۳۴٪ بیشتر به KPI خود رسیدند و کسانی که ۵۰٪ اهدافشان را محقق کردند، احساس بهتری نسبت به کار خود داشتند.
🔹 تبدیل هدفگذاری به عادت
1️⃣ کمک به درک منافع توسط کارکنان: هدفگذاری مشارکتی و مشورتی باعث میشود کارکنان مزایای این رفتار را بهتر درک کنند و انگیزه بیشتری پیدا کنند.
2️⃣ جشن گرفتن بردهای کوچک: ثبت موفقیتهای فردی و تیمی روحیه مثبت ایجاد میکند و انگیزه را افزایش میدهد. در یک مطالعه، کارکنانی که موفقیت خود و همکارانشان را اعلام کردند، ۵۹٪ احتمال بیشتری برای ثبت روحیه مثبت داشتند.
3️⃣ استفاده از زبان مناسب: اهداف دقیق و عملی باعث عملکرد بهتر میشوند. مثال: استفاده از اصطلاحات مرتبط با مشتری و فروش منجر به ۱۲٪ تعامل بیشتر با مشتریان شد.
4️⃣ فراموش نکردن پیشنیازها: حمایت مدیران و مشارکت کارکنان برای تعیین اهداف، همراه با فضای امن روانشناختی برای بیان شکستها و اشتباهات، کلید موفقیت است.
🔹 اثرات هدفگذاری مستمر
هدفگذاری منظم موجب بهبود عملکرد فردی و تیمی، افزایش سرعت پاسخ به مشتریان (کاهش ۱۰٪ زمان رسیدگی به پیامها)، و روحیه و تعامل مثبت کارکنان میشود. وقتی هدفگذاری روزانه به یک عادت سازمانی تبدیل شود، منافع آن به طور تصاعدی برای کل تیم یا سازمان ملموس خواهد بود.
💡 نتیجهگیری
هدفگذاری روزانه، هرچند کوچک به نظر میرسد، اما اثری بزرگ بر عملکرد کلی و روحیه کارکنان دارد. همانند مایکل فلپس، این عادت میتواند به نتایج برجسته و پایدار برای کل سازمان منجر شود.
📝 منبع: دنیای اقتصاد
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1
✳️ رکود تورمی و تبعات آن بر اقتصاد ایران
✍️ مرتضی افقه/اقتصاددان
✅ ایران با یکی از پیچیدهترین پدیدههای اقتصادی، یعنی رکود تورمی (Stagflation)، مواجه شده است؛ پدیدهای که آسیبهای فراوانی به معیشت خانوارها و ساختار اقتصادی کشور وارد کرده است. رکود تورمی ترکیبی از دو بحران متضاد را در خود دارد: رکود اقتصادی و تورم بالا. این بدان معناست که اقتصاد از یک سو با کاهش تولید، افزایش بیکاری و افت رشد مواجه است، و از سوی دیگر، قیمتها نیز بهطور همزمان با سرعتی فزاینده افزایش مییابند و قدرت خرید مردم کاهش پیدا میکند.
علل سمت عرضه: افزایش ناگهانی هزینههای تولید موجب کاهش تولید و افزایش قیمتها میشود. همچنین، ساختارهای معیوب حاکم بر نظام تصمیمگیری اقتصادی میتوانند منجر به افزایش هزینه تولید و در نتیجه رکود تورمی شوند.
سیاستهای اقتصادی ناکارآمد: تصمیمات ناهماهنگ یا نادرست در حوزههای پولی و مالی، بهویژه در شرایط بحرانی، میتوانند وضعیت رکود تورمی را تشدید کنند.
بیثباتی سیاسی و مدیریتی: تغییرات مکرر در مدیریت اقتصادی، قوانین و سیاستهای مرتبط با تولید، و ناکارآمدی مدیریتی و بوروکراتیک نیز از جمله دلایل بروز رکود تورمی در کشور هستند.
بدیهی است که رکود تورمی آثاری بهمراتب مخربتر از بروز هرکدام از رکود یا تورم بهطور جداگانه دارد. افزون بر این، درمان این بیماری اقتصادی نیز بسیار دشوارتر از مواجهه با رکود یا تورم بهصورت مستقل است. برخی از آثار رکود تورمی عبارتاند از: کاهش قدرت خرید مردم، افزایش بیکاری و فقر، کاهش سرمایهگذاری و تولید، بیثباتی در سیاستگذاری و تصمیمگیری، و بیاعتمادی و نگرانی عمومی نسبت به آینده اقتصادی.
برای درمان بیماری رکود تورمی که سالهاست بر اقتصاد کشور سایه افکنده، باید ریشه بروز و تداوم آن را بهدرستی شناخت تا بتوان نسخهای مؤثر برای درمان آن تجویز کرد. بر اساس شواهد موجود، رکود تورمی در ایران ریشه در ساختارهای معیوب، ضدتولید و ضدتوسعهای دارد که بر نظام تصمیمگیری کشور حاکماند.
در کنار عوامل داخلی، انبوهی از تنشها و بیثباتی در روابط خارجی طی دهههای گذشته، بهویژه از سال ۱۳۹۷ به اینسو، با تشدید تحریمها بر کشور تحمیل شدهاند. این وضعیت، بهویژه با بازگشت ترامپ به کاخ سفید و تحولات سیاسی منطقه که از سال گذشته آغاز شد و با جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران به اوج رسید، روابط تجاری و اقتصادی کشور را با بنبستها و دشواریهای فراوان مواجه کرده است. حاصل این وضعیت، افزایش قیمت ارز و در نتیجه افزایش قیمت کالاهای مصرفی، واسطهای و سرمایهای وارداتی بوده است. اقتصاد ایران بهدلیل وابستگی شدید به درآمدهای نفتی، بهشدت به روابط اقتصادی و تجاری خارجی وابسته شده است. هر تحول منفی در این روابط، مستقیماً بر تولید و معیشت داخلی تأثیرگذار بوده و هست؛ امری که در تمامی سالهای گذشته بر اقتصاد کشور سایه افکنده است.
هیچ راهحل کوتاهمدتی برای برونرفت از وضعیت فعلی وجود ندارد. هرچند حل مشکل روابط خارجی و عادیسازی مناسبات سیاسی و اقتصادی با جهان، بهویژه کشورهای پیشرفته غربی، میتواند بهعنوان یک راهحل میانمدت مطرح باشد، اما این اقدام بهتنهایی کافی نیست. در این میان، انجام تحولات اساسی در ساختارهای معیوب غیراقتصادی یادشده، امری اجتنابناپذیر برای رهایی از بنبستهای موجود است که البته نه آسان است و نه کوتاه مدت. نخستین گام، بازنگری در اولویتهای نظام ارزشی حاکم است. این نظام باید پیشرفت، رفاه اقتصادی و توسعه همهجانبه را در صدر اولویتهای خود قرار دهد؛ نیل به توسعه یعنی مرحلهای که تمامی مردم بتوانند نیازهای مادی و غیرمادی خود را بهطور کامل البته متناسب با عرف رایج تأمین کنند.
چنین تحول نگرشی، زمینهساز ایجاد بستری مناسب برای اصلاح بنیادین در نظام انتخاب و انتصاب کارگزاران حاکمیت در تمامی ردهها و در همه دستگاههایی خواهد بود که نقش تصمیمگیر یا سیاستگذار دارند. در این چارچوب، نظامی شکل خواهد گرفت که در آن کلیه تصمیمگیران، تصمیمسازان، مدیران و کارکنان، بر اساس شایستگیهای لازم برای هدایت جامعه بهسوی توسعه همهجانبه انتخاب شوند. در چنین شرایطی، دستگاههای مقننه و قضائیه نیز بهتدریج جهتگیری توسعهمحور و تولیدی پیدا خواهند کرد؛ به نفع رشد و رفاه اقتصادی و غیراقتصادی جامعه.
این تحولات بلندمدت، دشوار و پرهزینه خواهند بود و البته با مقاومت افراد و گروههای ذینفوذ و ذینفع مواجه خواهند شد. اما برای قرار گرفتن در مسیر توسعه، هیچ گریزی از این مسیر نیست. تنها از طریق اصلاحات بنیادین، میتوان به ساختارهایی دست یافت که ظرفیت پاسخگویی به نیازهای جامعه را داشته باشند و کشور را از چرخه معیوب رکود و تورم و سایر بحرانهای اقتصادی خارج کنند.
✍️ مرتضی افقه/اقتصاددان
✅ ایران با یکی از پیچیدهترین پدیدههای اقتصادی، یعنی رکود تورمی (Stagflation)، مواجه شده است؛ پدیدهای که آسیبهای فراوانی به معیشت خانوارها و ساختار اقتصادی کشور وارد کرده است. رکود تورمی ترکیبی از دو بحران متضاد را در خود دارد: رکود اقتصادی و تورم بالا. این بدان معناست که اقتصاد از یک سو با کاهش تولید، افزایش بیکاری و افت رشد مواجه است، و از سوی دیگر، قیمتها نیز بهطور همزمان با سرعتی فزاینده افزایش مییابند و قدرت خرید مردم کاهش پیدا میکند.
علل سمت عرضه: افزایش ناگهانی هزینههای تولید موجب کاهش تولید و افزایش قیمتها میشود. همچنین، ساختارهای معیوب حاکم بر نظام تصمیمگیری اقتصادی میتوانند منجر به افزایش هزینه تولید و در نتیجه رکود تورمی شوند.
سیاستهای اقتصادی ناکارآمد: تصمیمات ناهماهنگ یا نادرست در حوزههای پولی و مالی، بهویژه در شرایط بحرانی، میتوانند وضعیت رکود تورمی را تشدید کنند.
بیثباتی سیاسی و مدیریتی: تغییرات مکرر در مدیریت اقتصادی، قوانین و سیاستهای مرتبط با تولید، و ناکارآمدی مدیریتی و بوروکراتیک نیز از جمله دلایل بروز رکود تورمی در کشور هستند.
بدیهی است که رکود تورمی آثاری بهمراتب مخربتر از بروز هرکدام از رکود یا تورم بهطور جداگانه دارد. افزون بر این، درمان این بیماری اقتصادی نیز بسیار دشوارتر از مواجهه با رکود یا تورم بهصورت مستقل است. برخی از آثار رکود تورمی عبارتاند از: کاهش قدرت خرید مردم، افزایش بیکاری و فقر، کاهش سرمایهگذاری و تولید، بیثباتی در سیاستگذاری و تصمیمگیری، و بیاعتمادی و نگرانی عمومی نسبت به آینده اقتصادی.
برای درمان بیماری رکود تورمی که سالهاست بر اقتصاد کشور سایه افکنده، باید ریشه بروز و تداوم آن را بهدرستی شناخت تا بتوان نسخهای مؤثر برای درمان آن تجویز کرد. بر اساس شواهد موجود، رکود تورمی در ایران ریشه در ساختارهای معیوب، ضدتولید و ضدتوسعهای دارد که بر نظام تصمیمگیری کشور حاکماند.
در کنار عوامل داخلی، انبوهی از تنشها و بیثباتی در روابط خارجی طی دهههای گذشته، بهویژه از سال ۱۳۹۷ به اینسو، با تشدید تحریمها بر کشور تحمیل شدهاند. این وضعیت، بهویژه با بازگشت ترامپ به کاخ سفید و تحولات سیاسی منطقه که از سال گذشته آغاز شد و با جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران به اوج رسید، روابط تجاری و اقتصادی کشور را با بنبستها و دشواریهای فراوان مواجه کرده است. حاصل این وضعیت، افزایش قیمت ارز و در نتیجه افزایش قیمت کالاهای مصرفی، واسطهای و سرمایهای وارداتی بوده است. اقتصاد ایران بهدلیل وابستگی شدید به درآمدهای نفتی، بهشدت به روابط اقتصادی و تجاری خارجی وابسته شده است. هر تحول منفی در این روابط، مستقیماً بر تولید و معیشت داخلی تأثیرگذار بوده و هست؛ امری که در تمامی سالهای گذشته بر اقتصاد کشور سایه افکنده است.
هیچ راهحل کوتاهمدتی برای برونرفت از وضعیت فعلی وجود ندارد. هرچند حل مشکل روابط خارجی و عادیسازی مناسبات سیاسی و اقتصادی با جهان، بهویژه کشورهای پیشرفته غربی، میتواند بهعنوان یک راهحل میانمدت مطرح باشد، اما این اقدام بهتنهایی کافی نیست. در این میان، انجام تحولات اساسی در ساختارهای معیوب غیراقتصادی یادشده، امری اجتنابناپذیر برای رهایی از بنبستهای موجود است که البته نه آسان است و نه کوتاه مدت. نخستین گام، بازنگری در اولویتهای نظام ارزشی حاکم است. این نظام باید پیشرفت، رفاه اقتصادی و توسعه همهجانبه را در صدر اولویتهای خود قرار دهد؛ نیل به توسعه یعنی مرحلهای که تمامی مردم بتوانند نیازهای مادی و غیرمادی خود را بهطور کامل البته متناسب با عرف رایج تأمین کنند.
چنین تحول نگرشی، زمینهساز ایجاد بستری مناسب برای اصلاح بنیادین در نظام انتخاب و انتصاب کارگزاران حاکمیت در تمامی ردهها و در همه دستگاههایی خواهد بود که نقش تصمیمگیر یا سیاستگذار دارند. در این چارچوب، نظامی شکل خواهد گرفت که در آن کلیه تصمیمگیران، تصمیمسازان، مدیران و کارکنان، بر اساس شایستگیهای لازم برای هدایت جامعه بهسوی توسعه همهجانبه انتخاب شوند. در چنین شرایطی، دستگاههای مقننه و قضائیه نیز بهتدریج جهتگیری توسعهمحور و تولیدی پیدا خواهند کرد؛ به نفع رشد و رفاه اقتصادی و غیراقتصادی جامعه.
این تحولات بلندمدت، دشوار و پرهزینه خواهند بود و البته با مقاومت افراد و گروههای ذینفوذ و ذینفع مواجه خواهند شد. اما برای قرار گرفتن در مسیر توسعه، هیچ گریزی از این مسیر نیست. تنها از طریق اصلاحات بنیادین، میتوان به ساختارهایی دست یافت که ظرفیت پاسخگویی به نیازهای جامعه را داشته باشند و کشور را از چرخه معیوب رکود و تورم و سایر بحرانهای اقتصادی خارج کنند.
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
فرمول ثبات اقتصادی در جنگ
🔺گزارش پژوهشکده پولی و بانکی درباره «تقویت ثبات اقتصاد کلان در شرایط بحرانی و جنگی» نشان میدهد که عبور موفق کشورها از دوران بحران یا جنگ، به حفظ ثبات اقتصاد کلان و اجرای سیاستهای هماهنگ پولی، مالی و ارزی وابسته است.
🔺ثبات اقتصادی یعنی توان دولت در حفظ سیاستهای پایدار داخلی و خارجی برای جلوگیری از نوسانات شدید.
🔺ثبات داخلی شامل رشد پایدار، کنترل تورم، اشتغال و ثبات قیمتی است؛ ثبات خارجی نیز به توازن تراز پرداختها و کنترل نرخ ارز مربوط میشود. این ثبات تنها با هماهنگی میان سیاستهای پولی، مالی، ارزی و تجاری بهدست میآید.
🔺جنگ فشار شدیدی بر بودجه و تولید وارد میکند. افزایش هزینههای نظامی و کاهش سرمایهگذاری باعث تورم، کسری بودجه و تخریب زیرساختها میشود.
🔺در شرایط جنگ، هدف سیاستهای اقتصادی باید تخصیص بهینه منابع برای تأمین کالاهای ضروری، مهار تورم و حفظ معیشت مردم باشد.
🔺در عین حال، دولت باید چشمانداز بازسازی را مدنظر قرار دهد؛ یعنی پس از جنگ با اصلاح بودجه، محدود کردن حمایتهای پراکنده و تمرکز بر کمک هدفمند به بخشهای آسیبدیده، مسیر بازگشت به رشد را فراهم کند.
🔺اقتصاددانان سه شاخص کلیدی برای سنجش آمادگی کشورها معرفی کردهاند:
🔺فضای بودجهای: ظرفیت رشد و هزینهکرد دولت بدون بیثباتی قیمتی.
🔺فضای پولی: توان بانک مرکزی در تحریک رشد بدون ایجاد تورم.
🔺فضای ذخیرهای: سطح ذخایر ارزی و نقدینگی برای مقابله با شوکها.
🔺کشورهایی با ذخایر ارزی کافی، بدهی پایین، درآمد سرانه بالا و رژیم ارزی انعطافپذیر، از تابآوری بیشتری برخوردارند؛ در حالیکه اقتصادهای درگیر تحریم، با نرخ ارز میخکوب و بدهی سنگین، کمتحملترند.
🔺عبور کشور از بحران و جنگ مستلزم پیشدستی سیاستی، هماهنگی نهادی و مدیریت حرفهای منابع است. ثبات اقتصادی تنها زمانی حفظ میشود که سیاستگذار میان کنترل کوتاهمدت بحران و طراحی بلندمدت بازسازی تعادل برقرار کند.
🔗 متن کامل
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔺گزارش پژوهشکده پولی و بانکی درباره «تقویت ثبات اقتصاد کلان در شرایط بحرانی و جنگی» نشان میدهد که عبور موفق کشورها از دوران بحران یا جنگ، به حفظ ثبات اقتصاد کلان و اجرای سیاستهای هماهنگ پولی، مالی و ارزی وابسته است.
🔺ثبات اقتصادی یعنی توان دولت در حفظ سیاستهای پایدار داخلی و خارجی برای جلوگیری از نوسانات شدید.
🔺ثبات داخلی شامل رشد پایدار، کنترل تورم، اشتغال و ثبات قیمتی است؛ ثبات خارجی نیز به توازن تراز پرداختها و کنترل نرخ ارز مربوط میشود. این ثبات تنها با هماهنگی میان سیاستهای پولی، مالی، ارزی و تجاری بهدست میآید.
🔺جنگ فشار شدیدی بر بودجه و تولید وارد میکند. افزایش هزینههای نظامی و کاهش سرمایهگذاری باعث تورم، کسری بودجه و تخریب زیرساختها میشود.
🔺در شرایط جنگ، هدف سیاستهای اقتصادی باید تخصیص بهینه منابع برای تأمین کالاهای ضروری، مهار تورم و حفظ معیشت مردم باشد.
🔺در عین حال، دولت باید چشمانداز بازسازی را مدنظر قرار دهد؛ یعنی پس از جنگ با اصلاح بودجه، محدود کردن حمایتهای پراکنده و تمرکز بر کمک هدفمند به بخشهای آسیبدیده، مسیر بازگشت به رشد را فراهم کند.
🔺اقتصاددانان سه شاخص کلیدی برای سنجش آمادگی کشورها معرفی کردهاند:
🔺فضای بودجهای: ظرفیت رشد و هزینهکرد دولت بدون بیثباتی قیمتی.
🔺فضای پولی: توان بانک مرکزی در تحریک رشد بدون ایجاد تورم.
🔺فضای ذخیرهای: سطح ذخایر ارزی و نقدینگی برای مقابله با شوکها.
🔺کشورهایی با ذخایر ارزی کافی، بدهی پایین، درآمد سرانه بالا و رژیم ارزی انعطافپذیر، از تابآوری بیشتری برخوردارند؛ در حالیکه اقتصادهای درگیر تحریم، با نرخ ارز میخکوب و بدهی سنگین، کمتحملترند.
🔺عبور کشور از بحران و جنگ مستلزم پیشدستی سیاستی، هماهنگی نهادی و مدیریت حرفهای منابع است. ثبات اقتصادی تنها زمانی حفظ میشود که سیاستگذار میان کنترل کوتاهمدت بحران و طراحی بلندمدت بازسازی تعادل برقرار کند.
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
اینفلوئنسرهای همهکاره هیچکاره
🔹در عصر شبکههای اجتماعی، اینفلوئنسرها تبدیل به بازیگران اصلی شکلدهی افکار عمومی و بازارها شدهاند؛ گاه منشأ موجهای مثبت و گاه منبع اطلاعات نادرست. مثال جهانی آن، محبوبیت ناگهانی «شکلات پستهای امارات» بود که فقط با چند ویدئوی تیکتاکی بحران عرضه جهانی پسته ایجاد کرد.
🔹با این حال، سلطه شهرت بر تخصص پیامدهای سنگینی دارد؛ بسیاری از کاربران پرمخاطب در حوزههایی مانند سلامت، روانشناسی یا سرمایهگذاری بدون دانش کافی سخن میگویند و محتوایی منتشر میکنند که میتواند تصمیمهای اقتصادی یا سلامت میلیونها نفر را منحرف کند.
🔹الگوریتمها نیز بهجای دقت و صحت، محتواهای هیجانی را تقویت میکنند و فضای رسانهای را به بازار توجه و سرگرمی بدل میسازند.
🔹در ایران، گردش مالی این صنعت در سال ۱۴۰۲ حدود ۶هزار میلیارد تومان برآورد شد.
🔹برخی واینرها برای هر استوری تا ۱۰۰ میلیون تومان دریافت میکردند و همین انگیزه مالی، تولید انبوه محتواهای سطحی و تبلیغات فاقد صحتسنجی را دامن زده است.
🔹در واکنش، کشورهای مختلف در مسیر حرفهایسازی تولید محتوا حرکت کردهاند:
🔸چین از سال ۲۰۲۵ تولیدکنندگان محتوای تخصصی را موظف کرده است مدارک یا صلاحیت حرفهای معتبر ارائه دهند و پلتفرمها باید این مدارک را راستیآزمایی کنند. تخلف میتواند به جریمه تا ۱۰۰ هزار یوآن منجر شود.
🔸امارات نیز طبق قانون جدید رسانهای، برای هر فعال تجاری در فضای مجازی، گرفتن دو مجوز (تجاری و رسانهای) را الزامی کرده و رعایت حدود ۲۰ استاندارد اخلاقی و محتوایی را خواسته است.
🔹این رویکردها نشان میدهد که در عصر دیجیتال، شهرت نمیتواند جایگزین تخصص شود و فقدان نظارت میتواند سلامت، آموزش و اقتصاد جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. شکلگیری نظامهای شفاف، پاسخگو و مبتنی بر صلاحیت حرفهای تنها راه حفظ اعتماد و کیفیت اطلاعات در زیستجهان شبکهای است.
🔗 متن کامل
#دنیای_اقتصاد #اینفلوئنسر #چین #امارات #قانون #شهرت #تخصص #افکار_عمومی
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔹در عصر شبکههای اجتماعی، اینفلوئنسرها تبدیل به بازیگران اصلی شکلدهی افکار عمومی و بازارها شدهاند؛ گاه منشأ موجهای مثبت و گاه منبع اطلاعات نادرست. مثال جهانی آن، محبوبیت ناگهانی «شکلات پستهای امارات» بود که فقط با چند ویدئوی تیکتاکی بحران عرضه جهانی پسته ایجاد کرد.
🔹با این حال، سلطه شهرت بر تخصص پیامدهای سنگینی دارد؛ بسیاری از کاربران پرمخاطب در حوزههایی مانند سلامت، روانشناسی یا سرمایهگذاری بدون دانش کافی سخن میگویند و محتوایی منتشر میکنند که میتواند تصمیمهای اقتصادی یا سلامت میلیونها نفر را منحرف کند.
🔹الگوریتمها نیز بهجای دقت و صحت، محتواهای هیجانی را تقویت میکنند و فضای رسانهای را به بازار توجه و سرگرمی بدل میسازند.
🔹در ایران، گردش مالی این صنعت در سال ۱۴۰۲ حدود ۶هزار میلیارد تومان برآورد شد.
🔹برخی واینرها برای هر استوری تا ۱۰۰ میلیون تومان دریافت میکردند و همین انگیزه مالی، تولید انبوه محتواهای سطحی و تبلیغات فاقد صحتسنجی را دامن زده است.
🔹در واکنش، کشورهای مختلف در مسیر حرفهایسازی تولید محتوا حرکت کردهاند:
🔸چین از سال ۲۰۲۵ تولیدکنندگان محتوای تخصصی را موظف کرده است مدارک یا صلاحیت حرفهای معتبر ارائه دهند و پلتفرمها باید این مدارک را راستیآزمایی کنند. تخلف میتواند به جریمه تا ۱۰۰ هزار یوآن منجر شود.
🔸امارات نیز طبق قانون جدید رسانهای، برای هر فعال تجاری در فضای مجازی، گرفتن دو مجوز (تجاری و رسانهای) را الزامی کرده و رعایت حدود ۲۰ استاندارد اخلاقی و محتوایی را خواسته است.
🔹این رویکردها نشان میدهد که در عصر دیجیتال، شهرت نمیتواند جایگزین تخصص شود و فقدان نظارت میتواند سلامت، آموزش و اقتصاد جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. شکلگیری نظامهای شفاف، پاسخگو و مبتنی بر صلاحیت حرفهای تنها راه حفظ اعتماد و کیفیت اطلاعات در زیستجهان شبکهای است.
#دنیای_اقتصاد #اینفلوئنسر #چین #امارات #قانون #شهرت #تخصص #افکار_عمومی
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا نرخ ارز در ایران یکسان نمیشود؟
🔺دنیای اقتصاد: در دومین قسمت از برنامه صد سال تورم در ایران، ولیالله سیف، رئیسکل اسبق بانک مرکزی به بررسی چرایی عدم توانایی مهار تورم توسط دولتهای پس از انقلاب پرداخته است.
🔺به عقیده او در سالهای گذشته عدم توجه دولت به منابع خود، این نهاد را به سوی فشار آوردن به منابع بانک مرکزی سوق داده است.
🔺به بیان رئیسکل اسبق بانک مرکزی، در دهه ۷۰ بانک مرکزی، حرکت به سمت نظام ارزی شناور مديريت شده حرکت کرد.
🔺بر اساس گفتههای سیف در دولت محمود احمدی نژاد سیاستهای پوپولیستی مانع از صرف منابع ارزی در راستای ایجاد زیرساختها شد.
🔺او همچنین معتقد است که نرخ گذاری غلط ارزی منجر به افزایش تقاضا و هدر رفت منابع ارزی کشور میشود.
🔹قسمت اول این برنامه را اینجا ببینید
#رصدخانه_اقتصاد
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔺دنیای اقتصاد: در دومین قسمت از برنامه صد سال تورم در ایران، ولیالله سیف، رئیسکل اسبق بانک مرکزی به بررسی چرایی عدم توانایی مهار تورم توسط دولتهای پس از انقلاب پرداخته است.
🔺به عقیده او در سالهای گذشته عدم توجه دولت به منابع خود، این نهاد را به سوی فشار آوردن به منابع بانک مرکزی سوق داده است.
🔺به بیان رئیسکل اسبق بانک مرکزی، در دهه ۷۰ بانک مرکزی، حرکت به سمت نظام ارزی شناور مديريت شده حرکت کرد.
🔺بر اساس گفتههای سیف در دولت محمود احمدی نژاد سیاستهای پوپولیستی مانع از صرف منابع ارزی در راستای ایجاد زیرساختها شد.
🔺او همچنین معتقد است که نرخ گذاری غلط ارزی منجر به افزایش تقاضا و هدر رفت منابع ارزی کشور میشود.
🔹قسمت اول این برنامه را اینجا ببینید
#رصدخانه_اقتصاد
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✳️ داده چیست و اجزا آن کدامند؟
✍قدرت طاهری، پژوهشگر و کارشناس علم داده
✅ داده به مجموعهای از حقایق، ارقام و اطلاعات اطلاق میشود که میتوان آنها را پردازش کرد تا به بینشهای معناداری دست یافت.
در دنیای دیجیتالی فزاینده، داده به یک منبع اساسی در زمینههای مختلف از جمله تجارت، مراقبتهای بهداشتی، فناوری و تحقیقات علمی تبدیل شده است. اهمیت قابل توجه آن ناشی از توانایی آن در اطلاعرسانی به تصمیمگیری، بهینهسازی فرآیندها و افزایش کارایی عملیاتی است، در نتیجه عملکرد و نوآوری جامعه معاصر را شکل میدهد.
■ دادهها را میتوان بر اساس معیارهای مختلف از جمله ساختار، اندازهگیری و نوع آماری به انواع مختلفی طبقهبندی کرد. سه دسته اصلی ساختاری عبارتند از دادههای ساختیافته، دادههای بدون ساختار و دادههای نیمهساختیافته.
دادههای ساختیافته بسیار سازمانیافته هستند، معمولاً در پایگاههای داده ذخیره میشوند و به راحتی قابل تجزیه و تحلیل هستند، در حالی که دادههای بدون ساختار فاقد یک قالب از پیش تعریف شده هستند و شامل قالبهایی مانند ایمیلها و محتوای رسانههای اجتماعی میشوند.
دادههای نیمهساختیافته یک حد واسط را نشان میدهند و برخی از ویژگیهای سازمانی را ارائه میدهند که تجزیه و تحلیل را تسهیل میکند. علاوه بر این، دادهها را میتوان به انواع کمی و کیفی دستهبندی کرد، که به ترتیب اطلاعات عددی در مقابل اطلاعات توصیفی را برجسته میکنند.
درک اجزای دادهها( مانند تعریف داده، عناصر داده و فراداده ) برای مدیریت و تفسیر مؤثر بسیار مهم است.
این اجزا نقش مهمی در نحوه جمعآوری، ذخیره، پردازش و استفاده از دادهها ایفا میکنند و اطمینان میدهند که سازمانها میتوانند از دادههای خود برای مزایای استراتژیک استفاده کنند.
تبدیل دادههای خام به اطلاعات عملی یک فرآیند حیاتی است، زیرا سازمانها را قادر میسازد تا بینشهایی را استخراج کنند که به تصمیمگیری استراتژیک اطلاعرسانی کرده و نوآوری را هدایت میکنند.
علیرغم مزایای متعدد، جابجایی دادهها چالشهای مهمی از جمله امنیت داده، مدیریت کیفیت و حاکمیت را نیز به همراه دارد. سازمانها باید این پیچیدگیها را برای حفظ یکپارچگی دادهها و اطمینان از انطباق با مقررات مربوطه هدایت کنند.
با ادامه تکثیر و تکامل دادهها، پرداختن به این چالشها به طور فزایندهای برای مدیریت و استفاده موفقیتآمیز از دادهها ضروری میشود.
■انواع دادهها
دادهها را میتوان بر اساس ساختار، ویژگیهای اندازهگیری و کاربردها به چندین نوع طبقهبندی کرد. درک این انواع برای مدیریت و تجزیه و تحلیل موثر دادهها بسیار مهم است.
● بر اساس ساختار
دادهها معمولاً به سه دسته ساختاری اصلی طبقهبندی میشوند: دادههای ساختیافته، دادههای بدون ساختار و دادههای نیمهساختیافته.
● دادههای ساختیافته
دادههای ساختیافته بسیار سازمانیافته هستند و از یک مدل یا طرح از پیش تعریفشده پیروی میکنند، که جستجو و تجزیه و تحلیل آن را آسان میکند. این نوع دادهها اغلب در پایگاههای داده یا صفحات گسترده ذخیره میشوند. مثالها شامل نام مشتری، ارقام فروش و سوابق تراکنش است که از یک قالب یا سازمان خاص پیروی میکنند.
●دادههای بدون ساختار
دادههای بدون ساختار فاقد یک قالب از پیش تعریف شده هستند و اغلب تجزیه و تحلیل آن دشوارتر است. این دسته شامل انواع دادههایی مانند ایمیلها، پستهای رسانههای اجتماعی، تصاویر و فیلمها میشود. بخش قابل توجهی از دادههای جهان در این دسته قرار میگیرند و نشاندهنده اطلاعات ارزشمندی هستند که برای استخراج بینش، نیاز به پردازش دارند.
● دادههای نیمهساختیافته
ساختار سفت و سختی ندارند، اما حاوی عناصر سازمانی هستند که تجزیه و تحلیل آن را در مقایسه با دادههای بدون ساختار آسانتر میکند. قالبهایی مانند JSON یا XML نمونههایی از دادههای نیمهساختیافته هستند که اغلب برای انتقال اطلاعات بین سیستمها استفاده میشوند( ادامه دارد)
منبع؛
https://www.mygreatlearning.com/blog/what-is-data-definition-types-importance/
https://t.me/ExecutiveManagement
✍قدرت طاهری، پژوهشگر و کارشناس علم داده
✅ داده به مجموعهای از حقایق، ارقام و اطلاعات اطلاق میشود که میتوان آنها را پردازش کرد تا به بینشهای معناداری دست یافت.
در دنیای دیجیتالی فزاینده، داده به یک منبع اساسی در زمینههای مختلف از جمله تجارت، مراقبتهای بهداشتی، فناوری و تحقیقات علمی تبدیل شده است. اهمیت قابل توجه آن ناشی از توانایی آن در اطلاعرسانی به تصمیمگیری، بهینهسازی فرآیندها و افزایش کارایی عملیاتی است، در نتیجه عملکرد و نوآوری جامعه معاصر را شکل میدهد.
■ دادهها را میتوان بر اساس معیارهای مختلف از جمله ساختار، اندازهگیری و نوع آماری به انواع مختلفی طبقهبندی کرد. سه دسته اصلی ساختاری عبارتند از دادههای ساختیافته، دادههای بدون ساختار و دادههای نیمهساختیافته.
دادههای ساختیافته بسیار سازمانیافته هستند، معمولاً در پایگاههای داده ذخیره میشوند و به راحتی قابل تجزیه و تحلیل هستند، در حالی که دادههای بدون ساختار فاقد یک قالب از پیش تعریف شده هستند و شامل قالبهایی مانند ایمیلها و محتوای رسانههای اجتماعی میشوند.
دادههای نیمهساختیافته یک حد واسط را نشان میدهند و برخی از ویژگیهای سازمانی را ارائه میدهند که تجزیه و تحلیل را تسهیل میکند. علاوه بر این، دادهها را میتوان به انواع کمی و کیفی دستهبندی کرد، که به ترتیب اطلاعات عددی در مقابل اطلاعات توصیفی را برجسته میکنند.
درک اجزای دادهها( مانند تعریف داده، عناصر داده و فراداده ) برای مدیریت و تفسیر مؤثر بسیار مهم است.
این اجزا نقش مهمی در نحوه جمعآوری، ذخیره، پردازش و استفاده از دادهها ایفا میکنند و اطمینان میدهند که سازمانها میتوانند از دادههای خود برای مزایای استراتژیک استفاده کنند.
تبدیل دادههای خام به اطلاعات عملی یک فرآیند حیاتی است، زیرا سازمانها را قادر میسازد تا بینشهایی را استخراج کنند که به تصمیمگیری استراتژیک اطلاعرسانی کرده و نوآوری را هدایت میکنند.
علیرغم مزایای متعدد، جابجایی دادهها چالشهای مهمی از جمله امنیت داده، مدیریت کیفیت و حاکمیت را نیز به همراه دارد. سازمانها باید این پیچیدگیها را برای حفظ یکپارچگی دادهها و اطمینان از انطباق با مقررات مربوطه هدایت کنند.
با ادامه تکثیر و تکامل دادهها، پرداختن به این چالشها به طور فزایندهای برای مدیریت و استفاده موفقیتآمیز از دادهها ضروری میشود.
■انواع دادهها
دادهها را میتوان بر اساس ساختار، ویژگیهای اندازهگیری و کاربردها به چندین نوع طبقهبندی کرد. درک این انواع برای مدیریت و تجزیه و تحلیل موثر دادهها بسیار مهم است.
● بر اساس ساختار
دادهها معمولاً به سه دسته ساختاری اصلی طبقهبندی میشوند: دادههای ساختیافته، دادههای بدون ساختار و دادههای نیمهساختیافته.
● دادههای ساختیافته
دادههای ساختیافته بسیار سازمانیافته هستند و از یک مدل یا طرح از پیش تعریفشده پیروی میکنند، که جستجو و تجزیه و تحلیل آن را آسان میکند. این نوع دادهها اغلب در پایگاههای داده یا صفحات گسترده ذخیره میشوند. مثالها شامل نام مشتری، ارقام فروش و سوابق تراکنش است که از یک قالب یا سازمان خاص پیروی میکنند.
●دادههای بدون ساختار
دادههای بدون ساختار فاقد یک قالب از پیش تعریف شده هستند و اغلب تجزیه و تحلیل آن دشوارتر است. این دسته شامل انواع دادههایی مانند ایمیلها، پستهای رسانههای اجتماعی، تصاویر و فیلمها میشود. بخش قابل توجهی از دادههای جهان در این دسته قرار میگیرند و نشاندهنده اطلاعات ارزشمندی هستند که برای استخراج بینش، نیاز به پردازش دارند.
● دادههای نیمهساختیافته
ساختار سفت و سختی ندارند، اما حاوی عناصر سازمانی هستند که تجزیه و تحلیل آن را در مقایسه با دادههای بدون ساختار آسانتر میکند. قالبهایی مانند JSON یا XML نمونههایی از دادههای نیمهساختیافته هستند که اغلب برای انتقال اطلاعات بین سیستمها استفاده میشوند( ادامه دارد)
منبع؛
https://www.mygreatlearning.com/blog/what-is-data-definition-types-importance/
https://t.me/ExecutiveManagement
Great Learning Blog: Free Resources what Matters to shape your Career!
What is Data? Definition, Classification, and Importance
Discover what data is, its types, and its importance in today's digital world. Learn how structured, unstructured, and big data drive decision-making, AI, and business growth.
✳️ مهمترین نکات سخنرانی لی چیانگ نخست وزیر چین در شانزدهمین نشست سالانه "قهرمانان نو"
1. توسعه جهانی در یک چهاراه بحرانی
نخست وزیر چین ضمن اشاره به بحران مالی سال 2008 و وجود حس سردرگمی و تشویش در میان ملتها در آن زمان و تکرار تاریخ، به نقل از آقای شی جین پینگ اظهار داشت: توسعه جهانی هم اکنون در یک چهارراه بحرانی قرار گرفته و در چنین وضعیتی لازم است تا در خصوص شیوه تکامل اقتصاد و تجارت جهانی، نوع نظم اقتصادی و تجاری مورد نیاز جهان (در وضعیت جدید) و نیز چگونگی گسترش همکاری برای مواجهه با چالشها عمیقاً بیندیشیم.
2. دگرگونی ژرف در جغرافیای اقتصادی و تجاری جهان
به دلیل عوامل ژئوپلیتیکی، پیشرفت فناوری و ساختار اقتصادی، چشمانداز اقتصادی وتجاری جهانی در حال گذار از تحولات و تعدیلهای عمیقی است. در حالیکه تجارت در اقتصادهای توسعه یافته در حال تضعیف است، کشورهای "جنوب جهانی" که ۷۰ درصد جمعیت جهان را نمایندگی میکنند، به عنوان بازارهای پویا در حال سربرآوردن هستند. این کشورها اکنون ۴۵ درصد مبادلات کالا در جهان را به خود اختصاص دادهاند و به طور فزایندهای به محرکهای اصلی رشد تجارت جهانی تبدیل شدهاند. تجارت در بخشهای سنتی در حال کند شدن بوده ولی در بخشهای نوظهور درحال رشد است.
درسال۲۰۲۴، تجارت جهانی کالا تنها دو درصد رشد کرد، درحالیکه تجارت خدمات ۸.۸ درصد افزایش یافت و ۶۰ درصد از کل افزایش تجارت جهانی را به خود اختصاص داد. پیشرفت سریع فناوری، مرزهای تجارت را جابجا کرده و منجر به رشد قوی تجارت دیجیتال و تجارت سبز شده است.
3. گسترش منطقه گرایی
سازوکارهای جهانی با چالشهایی روبرو هستند و همکاریهای منطقهای درحال افزایش است. ما شاهد افزایش قابل توجه اقدامات حمایتگرایانه و افزایش اصطکاکهای اقتصادی و تجاری در سراسر جهان بودهایم. بسیاری از کشورها مجبور به کشف راههای جدید برای تجارت شدهاند که منجر به افزایش مداوم ترتیبات اقتصادی و تجاری دوجانبه و چندجانبه شده است.
تعداد توافقنامههای تجاری منطقهای امضا شده بین کشورها از کمتر از۱۰۰ مورد در ابتدای این قرن به بیش از ۶۰۰ مورد افزایش یافته است.
4. گسست در زنجیره های صنعتی و تأمین
نوسان و کاهش در سرمایهگذاری، خطر تجزیه در زنجیرههای صنعتی وتأمین راافزایش داده است. برخی از کشورها به نام کاهش ریسک(de- risking) در فعالیتهای بازار دخالت کردهاند.
روندهای «دوستانهسازیfriendshoring»، «نزدیکسازیnearshoring»و «درونسپاریonshoring» درزنجیرههای صنعتی و تأمین درحال تقویت است. ما به جزایر بسته و منزوی برنخواهیم گشت ؛ آنچه ما نیاز داریم پلهای بیشتری از همکاری برد-برد است.
5. ضرورت اقدامات سازنده برای مهار شکافها و احیای چندجانبهگرایی
سه اقدام محوری در این راستا عبارتاند از: حل اختلافات از طریق گفتوگو و مشورت مطابق اصول سازمان تجارت جهانی؛ پاسداری از منافع مشترک با تقویت هماهنگی سیاستهای کلان و صیانت از زنجیرههای تأمین جهانی؛ چین به مشارکت فعال در همکاریهای چندجانبه APE،SCO،BRICS،G20 و سایر همکاریهای چندجانبه ادامه خواهدداد.
همکاری باکیفیت بالای کمربند-راه را پیش خواهد برد و در زمینههایی مانند اتصال جهانی و توسعه پایدار برای ارتقای بهتر رفاه مشترک، مشارکت بیشتری خواهدداشت.
6. تداوم نقش محرک اقتصاد چین در رشد جهانی
تولید ناخالص داخلی چین با رشد ۵٫۴ درصدیِ در فصل نخست ۲۰۲۵، با پشتوانه برنامهریزی بلندمدت (چهاردهمین و در آستانه پانزدهمین برنامه پنجساله)، ثبات اقتصاد کلان و بازاری معادل ۵۰ تریلیون یوان مصرف سالانه، همچنان موتور ۳۰ درصدی رشد جهان باقی خواهد بود. وی بر ترکیب «مصرف فزاینده داخلی»، «ظرفیت عظیم سرمایهگذاری» و «واردات روبهگسترش» چین بهعنوان پیشرانهای فرصتساز برای صادرکنندگان و سرمایهگذاران خارجی تأکید کرد.
7. نوآوری و فناوریهای باز بهمثابه پیشران توسعه مشترک
جهش مداوم چین در نوآوری، نیروی محرکه مورد نیاز برای توسعه جهانی را فراهم میکند. سالهاست که چین علم و فناوری را به عنوان نیروی مولد اصلی خود در نظر گرفته و مسیری موفق را پیموده است که در آن نوآوری علمی-فناوری، نوآوری صنعتی ر اهدایت میکند و ارتقاء صنعتی، تکامل علمی-فناوری را به پیش میبرد.
در حوزههایی مانند انرژی سبز و تولید پیشرفته، فناوریهای چینی اکنون در جهان پیشرو هستند. و از همه مهمتر، نوآوری چین متنباز و آزاد است. ما مایلیم فناوریهای بومی وسناریوهای نوآوری را با جهان به اشتراک بگذاریم و از همکاریهای بینالمللی در تحقیق، توسعه، کاربرد و عمومیسازی حمایت کنیم تا توسعه مبتنی بر نوآوری را در همه کشورها از طریق شفافیت و همکاری پیش ببریم.
1. توسعه جهانی در یک چهاراه بحرانی
نخست وزیر چین ضمن اشاره به بحران مالی سال 2008 و وجود حس سردرگمی و تشویش در میان ملتها در آن زمان و تکرار تاریخ، به نقل از آقای شی جین پینگ اظهار داشت: توسعه جهانی هم اکنون در یک چهارراه بحرانی قرار گرفته و در چنین وضعیتی لازم است تا در خصوص شیوه تکامل اقتصاد و تجارت جهانی، نوع نظم اقتصادی و تجاری مورد نیاز جهان (در وضعیت جدید) و نیز چگونگی گسترش همکاری برای مواجهه با چالشها عمیقاً بیندیشیم.
2. دگرگونی ژرف در جغرافیای اقتصادی و تجاری جهان
به دلیل عوامل ژئوپلیتیکی، پیشرفت فناوری و ساختار اقتصادی، چشمانداز اقتصادی وتجاری جهانی در حال گذار از تحولات و تعدیلهای عمیقی است. در حالیکه تجارت در اقتصادهای توسعه یافته در حال تضعیف است، کشورهای "جنوب جهانی" که ۷۰ درصد جمعیت جهان را نمایندگی میکنند، به عنوان بازارهای پویا در حال سربرآوردن هستند. این کشورها اکنون ۴۵ درصد مبادلات کالا در جهان را به خود اختصاص دادهاند و به طور فزایندهای به محرکهای اصلی رشد تجارت جهانی تبدیل شدهاند. تجارت در بخشهای سنتی در حال کند شدن بوده ولی در بخشهای نوظهور درحال رشد است.
درسال۲۰۲۴، تجارت جهانی کالا تنها دو درصد رشد کرد، درحالیکه تجارت خدمات ۸.۸ درصد افزایش یافت و ۶۰ درصد از کل افزایش تجارت جهانی را به خود اختصاص داد. پیشرفت سریع فناوری، مرزهای تجارت را جابجا کرده و منجر به رشد قوی تجارت دیجیتال و تجارت سبز شده است.
3. گسترش منطقه گرایی
سازوکارهای جهانی با چالشهایی روبرو هستند و همکاریهای منطقهای درحال افزایش است. ما شاهد افزایش قابل توجه اقدامات حمایتگرایانه و افزایش اصطکاکهای اقتصادی و تجاری در سراسر جهان بودهایم. بسیاری از کشورها مجبور به کشف راههای جدید برای تجارت شدهاند که منجر به افزایش مداوم ترتیبات اقتصادی و تجاری دوجانبه و چندجانبه شده است.
تعداد توافقنامههای تجاری منطقهای امضا شده بین کشورها از کمتر از۱۰۰ مورد در ابتدای این قرن به بیش از ۶۰۰ مورد افزایش یافته است.
4. گسست در زنجیره های صنعتی و تأمین
نوسان و کاهش در سرمایهگذاری، خطر تجزیه در زنجیرههای صنعتی وتأمین راافزایش داده است. برخی از کشورها به نام کاهش ریسک(de- risking) در فعالیتهای بازار دخالت کردهاند.
روندهای «دوستانهسازیfriendshoring»، «نزدیکسازیnearshoring»و «درونسپاریonshoring» درزنجیرههای صنعتی و تأمین درحال تقویت است. ما به جزایر بسته و منزوی برنخواهیم گشت ؛ آنچه ما نیاز داریم پلهای بیشتری از همکاری برد-برد است.
5. ضرورت اقدامات سازنده برای مهار شکافها و احیای چندجانبهگرایی
سه اقدام محوری در این راستا عبارتاند از: حل اختلافات از طریق گفتوگو و مشورت مطابق اصول سازمان تجارت جهانی؛ پاسداری از منافع مشترک با تقویت هماهنگی سیاستهای کلان و صیانت از زنجیرههای تأمین جهانی؛ چین به مشارکت فعال در همکاریهای چندجانبه APE،SCO،BRICS،G20 و سایر همکاریهای چندجانبه ادامه خواهدداد.
همکاری باکیفیت بالای کمربند-راه را پیش خواهد برد و در زمینههایی مانند اتصال جهانی و توسعه پایدار برای ارتقای بهتر رفاه مشترک، مشارکت بیشتری خواهدداشت.
6. تداوم نقش محرک اقتصاد چین در رشد جهانی
تولید ناخالص داخلی چین با رشد ۵٫۴ درصدیِ در فصل نخست ۲۰۲۵، با پشتوانه برنامهریزی بلندمدت (چهاردهمین و در آستانه پانزدهمین برنامه پنجساله)، ثبات اقتصاد کلان و بازاری معادل ۵۰ تریلیون یوان مصرف سالانه، همچنان موتور ۳۰ درصدی رشد جهان باقی خواهد بود. وی بر ترکیب «مصرف فزاینده داخلی»، «ظرفیت عظیم سرمایهگذاری» و «واردات روبهگسترش» چین بهعنوان پیشرانهای فرصتساز برای صادرکنندگان و سرمایهگذاران خارجی تأکید کرد.
7. نوآوری و فناوریهای باز بهمثابه پیشران توسعه مشترک
جهش مداوم چین در نوآوری، نیروی محرکه مورد نیاز برای توسعه جهانی را فراهم میکند. سالهاست که چین علم و فناوری را به عنوان نیروی مولد اصلی خود در نظر گرفته و مسیری موفق را پیموده است که در آن نوآوری علمی-فناوری، نوآوری صنعتی ر اهدایت میکند و ارتقاء صنعتی، تکامل علمی-فناوری را به پیش میبرد.
در حوزههایی مانند انرژی سبز و تولید پیشرفته، فناوریهای چینی اکنون در جهان پیشرو هستند. و از همه مهمتر، نوآوری چین متنباز و آزاد است. ما مایلیم فناوریهای بومی وسناریوهای نوآوری را با جهان به اشتراک بگذاریم و از همکاریهای بینالمللی در تحقیق، توسعه، کاربرد و عمومیسازی حمایت کنیم تا توسعه مبتنی بر نوآوری را در همه کشورها از طریق شفافیت و همکاری پیش ببریم.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1
8. فراخوان به کارآفرینان و تعهد به بهبود محیط کسبوکار
در پایان، لی چیانگ کارآفرینان را «سرمایههای استثناییِ نظم بازار» توصیف و آنان را به سه مأموریت فراخواند: پیگیری منافع همگانی و مخالفت با تجزیه و قطع زنجیرههای تأمین ؛ پیشگامی در بهرهگیری از موج نوین انقلاب صنعتی؛ و جستجوی نتایج برد–برد از طریق ادغام منابع و گسترش بازارها.
وی اطمینان داد که دولت چین با تقویت حاکمیت قانون، رقابت سالم و گشایش بیشتر، محیطی «جهانی، بازارمحور و پیشبینیپذیر» برای فعالیت شرکتهای داخلی و خارجی فراهم میکند تا همه در مسیر آیندهای روشن شریک و شریکسود باشند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
در پایان، لی چیانگ کارآفرینان را «سرمایههای استثناییِ نظم بازار» توصیف و آنان را به سه مأموریت فراخواند: پیگیری منافع همگانی و مخالفت با تجزیه و قطع زنجیرههای تأمین ؛ پیشگامی در بهرهگیری از موج نوین انقلاب صنعتی؛ و جستجوی نتایج برد–برد از طریق ادغام منابع و گسترش بازارها.
وی اطمینان داد که دولت چین با تقویت حاکمیت قانون، رقابت سالم و گشایش بیشتر، محیطی «جهانی، بازارمحور و پیشبینیپذیر» برای فعالیت شرکتهای داخلی و خارجی فراهم میکند تا همه در مسیر آیندهای روشن شریک و شریکسود باشند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
📄 *چرا کارآفرین، کاراکتر مهمی در اقتصاد است؟*
در تحلیلهای اقتصادی و متن کتابهای درسی، جایی که مدلهای ریاضی و مفاهیم تعادلی اغلب بر گفتمان مسلط سیطره دارند، یک شخصیت شبحگون حضوری متناقض دارد: کارآفرین.
کارآفرین معادلی است که برای واژه آنتروپرونر در نظر گرفته شده است. کارآفرین فردی است که با ویژگیهای «هوشیاری»، «نوآوری» و «ریسک پذیری» خود، فرصتهای سودآوریِ کشفنشده در بازار را شناسایی میکند.
در چارچوب نظریه تعادل عمومی، این عامل انسانی یا به کلی غایب است یا به یک بهینهساز منفعل و محاسبهگر فروکاسته میشود که در جهانی با اطلاعات کامل یا ریسکهای قابل محاسبه، صرفاً به تخصیص منابع میپردازد.
اما این تصویر مکانیکی و بیروح، از توضیح پویاترین و اساسیترین جنبههای حیات اقتصادی عاجز است: تغییر، نوآوری، عدم قطعیت، ریسک پذیری مهمتر از همه، خودِ فرآیند بازار.
چگونه یک اقتصاد از وضعیت ناهماهنگی به سمت هماهنگی بیشتر حرکت میکند؟ چگونه دانش پراکنده و ناقص میلیونها فرد در جامعه هماهنگ میشود؟ و چگونه نظم اقتصادی از دل جهانی ذاتاً نامعلوم و در حال تغییر پدیدار میگردد؟
پاسخ به این پرسشهای بنیادین، نه در توابع تولید و منحنیهای بیتفاوتی، که در فهم عمیق نقش کارآفرین به عنوان نیروی محرکه اصلی فرآیند بازار نهفته است. ..
ادامه مطلب؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-109292
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
در تحلیلهای اقتصادی و متن کتابهای درسی، جایی که مدلهای ریاضی و مفاهیم تعادلی اغلب بر گفتمان مسلط سیطره دارند، یک شخصیت شبحگون حضوری متناقض دارد: کارآفرین.
کارآفرین معادلی است که برای واژه آنتروپرونر در نظر گرفته شده است. کارآفرین فردی است که با ویژگیهای «هوشیاری»، «نوآوری» و «ریسک پذیری» خود، فرصتهای سودآوریِ کشفنشده در بازار را شناسایی میکند.
در چارچوب نظریه تعادل عمومی، این عامل انسانی یا به کلی غایب است یا به یک بهینهساز منفعل و محاسبهگر فروکاسته میشود که در جهانی با اطلاعات کامل یا ریسکهای قابل محاسبه، صرفاً به تخصیص منابع میپردازد.
اما این تصویر مکانیکی و بیروح، از توضیح پویاترین و اساسیترین جنبههای حیات اقتصادی عاجز است: تغییر، نوآوری، عدم قطعیت، ریسک پذیری مهمتر از همه، خودِ فرآیند بازار.
چگونه یک اقتصاد از وضعیت ناهماهنگی به سمت هماهنگی بیشتر حرکت میکند؟ چگونه دانش پراکنده و ناقص میلیونها فرد در جامعه هماهنگ میشود؟ و چگونه نظم اقتصادی از دل جهانی ذاتاً نامعلوم و در حال تغییر پدیدار میگردد؟
پاسخ به این پرسشهای بنیادین، نه در توابع تولید و منحنیهای بیتفاوتی، که در فهم عمیق نقش کارآفرین به عنوان نیروی محرکه اصلی فرآیند بازار نهفته است. ..
ادامه مطلب؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-109292
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
اکوایران
چرا کارآفرین کاراکتر مهمی در اقتصاد است؟
در تحلیلهای اقتصادی و متن کتابهای درسی، جایی که مدلهای ریاضی و مفاهیم تعادلی اغلب بر گفتمان مسلط سیطره دارند، یک شخصیت شبحگون حضوری متناقض دارد: کارآفرین.
✳️ مرور یک مقاله جذاب از Harvard Business Review
✍️ تهیه و تنظیم: دکتر حسن بودلائی
✅ پیام کلیدی: «هوش مصنوعی زایشی تنها زمانی میتواند بهرهوری و ارزش واقعی ایجاد کند که با استراتژی روشن، آموزش درست و ادغام در فرآیندهای اصلی سازمان همراه باشد؛ در غیر این صورت، تنها حجم زیادی کار بیارزش (Workslop) تولید خواهد کرد.»
🔸عنوان اصلی مقاله (به انگلیسی):
“AI-Generated Workslop Is Destroying Productivity”
(Harvard Business Review, Sep 22, 2025)
■ پیام اصلی مقاله:
در سالهای اخیر، استفاده از هوش مصنوعی زایشی (Generative AI) در محیطهای کاری با سرعت زیادی افزایش یافته است. بسیاری از مدیران سازمانها کارکنان را تشویق یا حتی موظف کردهاند از این فناوری بهره بگیرند. با این حال، واقعیت کمی تلخ است: تحقیقات MIT Media Lab نشان میدهد ۹۵ درصد سازمانها هیچ بازگشت سرمایه ملموسی (ROI) از این فناوری تجربه نکردهاند. به بیان ساده، هیجان و فعالیت زیاد بوده، اما خروجی واقعی بسیار کم.
■ چرا چنین تناقضی شکل گرفته است؟
۱. استفاده شتابزده و بدون استراتژی روشن
۲. فقدان آموزش کافی برای کارکنان در بهرهبرداری مؤثر از AI
۳. تمرکز روی تولید سریع به جای خلق ارزش و کیفیت
۴. جدا بودن ابزارهای AI از فرآیندهای اصلی تصمیمگیری در سازمان
■ مفهوم کلیدی: «Workslop»:
نویسندگان مقاله اصطلاح تازهای معرفی کردهاند: Workslop.
منظور، انبوهی از محتوا و خروجیهای بیکیفیتی است که با AI تولید میشود؛ محتوایی که نه تنها ارزشی نمیافزاید، بلکه وقت کارکنان را برای پالایش و اصلاح تلف میکند و بهرهوری را پایین میآورد.
■ جمعبندی:
پیام این مقاله روشن است: هوش مصنوعی زایشی به خودی خود ارزشآفرین نیست. اگر سازمانها تنها به دنبال موج فناوری باشند و بدون هدف مشخص یا آموزش کافی از AI استفاده کنند، به جای بهرهوری بیشتر با حجم عظیمی از کارهای بیارزش و تصمیمگیریهای ضعیفتر روبهرو خواهند شد.
■اما اگر همین فناوری با استراتژی روشن، آموزش دقیق کارکنان و ادغام در فرآیندهای اصلی سازمانی همراه شود، میتواند به ابزاری واقعی برای افزایش بهرهوری و نوآوری بدل گردد.
■ به زبان ساده:
هوش مصنوعی زایشی در خدمت سازمانهایی قرار میگیرد که میدانند چگونه آن را در مسیر اهداف واقعی و ارزشآفرین هدایت کنند.
■ این مقاله هشداری جدی برای مدیران است: «صرفاً استفاده از AI افتخار نیست؛ ارزش واقعی زمانی خلق میشود که این ابزار به درستی هدایت و مدیریت شود.»
https://t.me/ExecutiveManagement
✍️ تهیه و تنظیم: دکتر حسن بودلائی
✅ پیام کلیدی: «هوش مصنوعی زایشی تنها زمانی میتواند بهرهوری و ارزش واقعی ایجاد کند که با استراتژی روشن، آموزش درست و ادغام در فرآیندهای اصلی سازمان همراه باشد؛ در غیر این صورت، تنها حجم زیادی کار بیارزش (Workslop) تولید خواهد کرد.»
🔸عنوان اصلی مقاله (به انگلیسی):
“AI-Generated Workslop Is Destroying Productivity”
(Harvard Business Review, Sep 22, 2025)
■ پیام اصلی مقاله:
در سالهای اخیر، استفاده از هوش مصنوعی زایشی (Generative AI) در محیطهای کاری با سرعت زیادی افزایش یافته است. بسیاری از مدیران سازمانها کارکنان را تشویق یا حتی موظف کردهاند از این فناوری بهره بگیرند. با این حال، واقعیت کمی تلخ است: تحقیقات MIT Media Lab نشان میدهد ۹۵ درصد سازمانها هیچ بازگشت سرمایه ملموسی (ROI) از این فناوری تجربه نکردهاند. به بیان ساده، هیجان و فعالیت زیاد بوده، اما خروجی واقعی بسیار کم.
■ چرا چنین تناقضی شکل گرفته است؟
۱. استفاده شتابزده و بدون استراتژی روشن
۲. فقدان آموزش کافی برای کارکنان در بهرهبرداری مؤثر از AI
۳. تمرکز روی تولید سریع به جای خلق ارزش و کیفیت
۴. جدا بودن ابزارهای AI از فرآیندهای اصلی تصمیمگیری در سازمان
■ مفهوم کلیدی: «Workslop»:
نویسندگان مقاله اصطلاح تازهای معرفی کردهاند: Workslop.
منظور، انبوهی از محتوا و خروجیهای بیکیفیتی است که با AI تولید میشود؛ محتوایی که نه تنها ارزشی نمیافزاید، بلکه وقت کارکنان را برای پالایش و اصلاح تلف میکند و بهرهوری را پایین میآورد.
■ جمعبندی:
پیام این مقاله روشن است: هوش مصنوعی زایشی به خودی خود ارزشآفرین نیست. اگر سازمانها تنها به دنبال موج فناوری باشند و بدون هدف مشخص یا آموزش کافی از AI استفاده کنند، به جای بهرهوری بیشتر با حجم عظیمی از کارهای بیارزش و تصمیمگیریهای ضعیفتر روبهرو خواهند شد.
■اما اگر همین فناوری با استراتژی روشن، آموزش دقیق کارکنان و ادغام در فرآیندهای اصلی سازمانی همراه شود، میتواند به ابزاری واقعی برای افزایش بهرهوری و نوآوری بدل گردد.
■ به زبان ساده:
هوش مصنوعی زایشی در خدمت سازمانهایی قرار میگیرد که میدانند چگونه آن را در مسیر اهداف واقعی و ارزشآفرین هدایت کنند.
■ این مقاله هشداری جدی برای مدیران است: «صرفاً استفاده از AI افتخار نیست؛ ارزش واقعی زمانی خلق میشود که این ابزار به درستی هدایت و مدیریت شود.»
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1
✳️ داستان گرگ و لکلک و درسهای مدیریتی از این داستان
✅ گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی می گشت که آن را در آورد تا به لک لک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل گرگ مزدی به لک لک بدهد.
لک لک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد. گرگ به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برات کافی است.
👤 کارلوس فوئنتس
■ داستان گرگ و لکلک، اگرچه ساده به نظر میرسد، درسهای ارزشمندی برای دنیای مدیریت در خود دارد. در محیط کار، ما اغلب با افراد و موقعیتهایی مواجه میشویم که نیازمند همکاری و کمک هستند. اما آیا همه سزاوار اعتماد ما هستند؟
■ سرمایهگذاری عاطفی و حرفهای روی افراد اشتباه
همانطور که لکلک وقت و انرژی خود را صرف نجات گرگ کرد، مدیران هم گاهی روی کارمندان یا پروژههایی سرمایهگذاری میکنند که لیاقت و قدردانی لازم را ندارند. این سرمایهگذاری میتواند به شکل آموزش، دادن فرصتهای رشد یا حتی صرف زمان و انرژی برای حل مشکلات آنها باشد. وقتی در نهایت نتیجهای جز ضرر یا بیمهری نصیبمان نمیشود، درس بزرگی میگیریم.
■ عدم انتظار پاداش از افراد نالایق
گرگ، به جای تشکر، نجات جان لکلک را بزرگترین پاداش او دانست. در محیط کار، وقتی به فردی خدمت میکنید که اخلاق حرفهای ندارد، انتظار پاداش یا قدردانی نداشته باشید. گاهی اوقات، تنها پاداش شما این است که از گزند و آسیب او در امان بمانید. موفقیتهای دیگران را نباید با فداکاریهای بیحساب خود رقم بزنید.
■ شناخت درست افراد، کلید موفقیت
کارلوس فوئنتس میگوید: "گاهی اشتباهمان در زندگی این است که به برخی آدمها جایگاهی میبخشیم که هرگز لیاقت آن را ندارند!" این جمله در مدیریت مصداق کامل دارد. یک مدیر موفق باید توانایی شناخت افراد را داشته باشد. پیش از اختصاص مسئولیتها، ارتقاء شغلی یا حتی اعتماد به یک همکار، باید به صداقت، تعهد و شخصیت او توجه کرد.
■ نتیجهگیری:
مدیریت تنها به سازماندهی کارها محدود نمیشود، بلکه شامل مدیریت روابط با افراد نیز هست. داستان گرگ و لکلک به ما یادآوری میکند که هوشمندانه عمل کنیم. زمان و انرژی خود را برای افرادی صرف کنیم که نه تنها شایستگی دارند، بلکه قدردان زحمات ما هم هستند.
گاهنامه مدیر
✅ گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی می گشت که آن را در آورد تا به لک لک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل گرگ مزدی به لک لک بدهد.
لک لک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد. گرگ به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برات کافی است.
👤 کارلوس فوئنتس
■ داستان گرگ و لکلک، اگرچه ساده به نظر میرسد، درسهای ارزشمندی برای دنیای مدیریت در خود دارد. در محیط کار، ما اغلب با افراد و موقعیتهایی مواجه میشویم که نیازمند همکاری و کمک هستند. اما آیا همه سزاوار اعتماد ما هستند؟
■ سرمایهگذاری عاطفی و حرفهای روی افراد اشتباه
همانطور که لکلک وقت و انرژی خود را صرف نجات گرگ کرد، مدیران هم گاهی روی کارمندان یا پروژههایی سرمایهگذاری میکنند که لیاقت و قدردانی لازم را ندارند. این سرمایهگذاری میتواند به شکل آموزش، دادن فرصتهای رشد یا حتی صرف زمان و انرژی برای حل مشکلات آنها باشد. وقتی در نهایت نتیجهای جز ضرر یا بیمهری نصیبمان نمیشود، درس بزرگی میگیریم.
■ عدم انتظار پاداش از افراد نالایق
گرگ، به جای تشکر، نجات جان لکلک را بزرگترین پاداش او دانست. در محیط کار، وقتی به فردی خدمت میکنید که اخلاق حرفهای ندارد، انتظار پاداش یا قدردانی نداشته باشید. گاهی اوقات، تنها پاداش شما این است که از گزند و آسیب او در امان بمانید. موفقیتهای دیگران را نباید با فداکاریهای بیحساب خود رقم بزنید.
■ شناخت درست افراد، کلید موفقیت
کارلوس فوئنتس میگوید: "گاهی اشتباهمان در زندگی این است که به برخی آدمها جایگاهی میبخشیم که هرگز لیاقت آن را ندارند!" این جمله در مدیریت مصداق کامل دارد. یک مدیر موفق باید توانایی شناخت افراد را داشته باشد. پیش از اختصاص مسئولیتها، ارتقاء شغلی یا حتی اعتماد به یک همکار، باید به صداقت، تعهد و شخصیت او توجه کرد.
■ نتیجهگیری:
مدیریت تنها به سازماندهی کارها محدود نمیشود، بلکه شامل مدیریت روابط با افراد نیز هست. داستان گرگ و لکلک به ما یادآوری میکند که هوشمندانه عمل کنیم. زمان و انرژی خود را برای افرادی صرف کنیم که نه تنها شایستگی دارند، بلکه قدردان زحمات ما هم هستند.
گاهنامه مدیر
✳️ بر اساس گزارش «چشمانداز جهانی انرژی ۲۰۲۵» مککینزی، مدیران عامل برای تحلیل محیط کسبوکار و تصمیمگیریهای راهبردی باید به چند نکته کلیدی توجه ویژه داشته باشند:
🎯 ۱. بازتعریف اولویتها در گذار انرژی
• سهگانهی راهبردی انرژی شامل مقرونبهصرفگی، امنیت عرضه و کاهش انتشار کربن است.
• در شرایط فعلی، امنیت و صرفه اقتصادی بر کاهش انتشار غلبه یافتهاند؛ این تغییر توازن، مسیر گذار انرژی را کند و پرهزینهتر میکند.
🌍 ۲. شکاف فزاینده میان اهداف اقلیمی و واقعیتها
• انتشار گازهای گلخانهای به رکوردهای جدیدی رسیده و سناریوهای مدلسازیشده نشان میدهند که حتی در خوشبینانهترین حالت، دمای جهانی تا سال ۲۱۰۰ به ۱.۹ درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت.
• این شکاف اقلیمی، فشارهای سیاسی و اقتصادی را بر کسبوکارها افزایش خواهد داد و نیازمند سیاستگذاری جسورانهتر و سرمایهگذاریهای هدفمندتر است.
🔮 ۳. سه سناریوی کلیدی برای آینده انرژی
■ سناریو ویژگیها پیامدها برای کسبوکار
تکامل کند، تمرکز بر امنیت و مقرونبهصرفگی، کاهش سرمایهگذاری در فناوریهای پاک ریسک بالا در مواجهه با مقررات اقلیمی، فرصت محدود برای نوآوری
تداوم روند کنونی توازن نسبی میان سهگانه انرژی، پیشرفت تدریجی فناوری نیاز به انعطافپذیری در استراتژیها، فرصت برای ورود به بازارهای نوظهور
تحول پایدار اولویت پایداری و کربنزدایی، سرمایهگذاری گسترده در فناوری فرصتهای بزرگ برای نوآوری، مزیت رقابتی در بازارهای آیندهنگر
📈 ۴. تغییر جغرافیای تقاضای انرژی
• رشد تقاضا تا سال ۲۰۵۰ عمدتاً از هند، آسهآن و آفریقا خواهد بود.
• این مناطق به موتورهای اصلی رشد اقتصادی و مصرف انرژی تبدیل میشوند؛ برای مدیران عامل، این یعنی بازنگری در بازارهای هدف و زنجیره تأمین جهانی.
⚡ ۵. ظهور محرکهای نوین تقاضا
• مراکز داده، حملونقل الکتریکی و تولید هیدروژن بهعنوان بخشهای نوظهور، سهم قابل توجهی از رشد مصرف برق را به خود اختصاص خواهند داد.
• کسبوکارهایی که در این حوزهها سرمایهگذاری کنند، در آینده مزیت رقابتی خواهند داشت.
🧭 ۶. پراکندگی ژئوپلیتیکی در تعریف امنیت انرژی
• امنیت انرژی برای کشورهای صادرکننده سوخت فسیلی با بهرهبرداری داخلی معنا میشود، در حالی که برای واردکنندگان، توسعه منابع تجدیدپذیر اولویت دارد.
• این تفاوتها منجر به استراتژیهای متضاد در گذار انرژی میشود؛ مدیران باید تحلیلهای منطقهای دقیقتری داشته باشند.برای تدوین استراتژی در پرتو گزارش «چشمانداز جهانی انرژی ۲۰۲۵»، مدیران عامل میتوانند از یک چارچوب چندلایه بهره بگیرند که هم به تحلیل محیط کلان انرژی میپردازد و هم مسیرهای عملیاتی را برای سازمان مشخص میکند. در ادامه، یک چارچوب پیشنهادی برای تدوین استراتژی آوردهام:
🧭 چارچوب تدوین استراتژی در عصر گذار انرژی
۱. تحلیل محیط کلان انرژی (Macro Energy Landscape)
■ مؤلفه نکات کلیدی پیامد برای سازمان
ژئوپلیتیک افزایش تنشها، ملیگرایی انرژی ریسک تأمین و نوسانات قیمت
اقلیم شکاف فزاینده با اهداف پاریس فشارهای قانونی و اجتماعی
فناوری رشد مراکز داده، حملونقل الکتریکی، هیدروژن فرصتهای نوآوری و سرمایهگذاری
تقاضا رشد در هند، آسهآن، آفریقا بازنگری در بازارهای هدف
۲. انتخاب سناریوی مرجع برای برنامهریزی
■ بر اساس سه سناریوی مککینزی، سازمانها باید مشخص کنند که کدام مسیر محتملتر یا مطلوبتر است:
1⃣ تکامل کند: مناسب برای سازمانهایی با وابستگی بالا به سوختهای فسیلی و منابع داخلی
2⃣ تداوم روند کنونی: مناسب برای سازمانهایی با ظرفیت تطبیق تدریجی و سرمایهگذاری محدود
3⃣ تحول پایدار: مناسب برای سازمانهای پیشرو در فناوریهای پاک و بازارهای جهانی
۳. طراحی پاسخهای راهبردی در سه سطح
🎯 سطح سیاستگذاری و جهتگیری کلان
• تعریف مجدد مأموریت سازمان با توجه به پایداری و تابآوری
• تعیین موضع سازمان نسبت به کربنزدایی: منفعل، تطبیقی یا پیشرو
⚙️ سطح عملیاتی و سرمایهگذاری
• ارزیابی زنجیره تأمین انرژی و تنوعبخشی به منابع
• سرمایهگذاری در فناوریهای نوظهور (مانند ذخیرهسازی، هیدروژن، مراکز داده سبز)
• بازطراحی زیرساختها برای افزایش بهرهوری و کاهش انتشار
📊 سطح تحلیل و سنجش
• طراحی داشبوردهای معنادار برای رصد شاخصهای انرژی، اقلیم و فناوری
• استفاده از سناریو تیبلها برای مدلسازی عدمقطعیتها و تصمیمگیری تطبیقی
۴. ابزارهای پیشنهادی برای مدیران عامل
• Scenario Table
شخصیسازیشده: برای شبیهسازی مسیرهای مختلف گذار انرژی
• ابزار سنجش تابآوری انرژی: برای ارزیابی آمادگی سازمان در برابر شوکهای انرژی
• نقشهبرداری ژئوپلیتیکی انرژی: برای تحلیل ریسکهای منطقهای و فرصتهای همکاری
🎯 ۱. بازتعریف اولویتها در گذار انرژی
• سهگانهی راهبردی انرژی شامل مقرونبهصرفگی، امنیت عرضه و کاهش انتشار کربن است.
• در شرایط فعلی، امنیت و صرفه اقتصادی بر کاهش انتشار غلبه یافتهاند؛ این تغییر توازن، مسیر گذار انرژی را کند و پرهزینهتر میکند.
🌍 ۲. شکاف فزاینده میان اهداف اقلیمی و واقعیتها
• انتشار گازهای گلخانهای به رکوردهای جدیدی رسیده و سناریوهای مدلسازیشده نشان میدهند که حتی در خوشبینانهترین حالت، دمای جهانی تا سال ۲۱۰۰ به ۱.۹ درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت.
• این شکاف اقلیمی، فشارهای سیاسی و اقتصادی را بر کسبوکارها افزایش خواهد داد و نیازمند سیاستگذاری جسورانهتر و سرمایهگذاریهای هدفمندتر است.
🔮 ۳. سه سناریوی کلیدی برای آینده انرژی
■ سناریو ویژگیها پیامدها برای کسبوکار
تکامل کند، تمرکز بر امنیت و مقرونبهصرفگی، کاهش سرمایهگذاری در فناوریهای پاک ریسک بالا در مواجهه با مقررات اقلیمی، فرصت محدود برای نوآوری
تداوم روند کنونی توازن نسبی میان سهگانه انرژی، پیشرفت تدریجی فناوری نیاز به انعطافپذیری در استراتژیها، فرصت برای ورود به بازارهای نوظهور
تحول پایدار اولویت پایداری و کربنزدایی، سرمایهگذاری گسترده در فناوری فرصتهای بزرگ برای نوآوری، مزیت رقابتی در بازارهای آیندهنگر
📈 ۴. تغییر جغرافیای تقاضای انرژی
• رشد تقاضا تا سال ۲۰۵۰ عمدتاً از هند، آسهآن و آفریقا خواهد بود.
• این مناطق به موتورهای اصلی رشد اقتصادی و مصرف انرژی تبدیل میشوند؛ برای مدیران عامل، این یعنی بازنگری در بازارهای هدف و زنجیره تأمین جهانی.
⚡ ۵. ظهور محرکهای نوین تقاضا
• مراکز داده، حملونقل الکتریکی و تولید هیدروژن بهعنوان بخشهای نوظهور، سهم قابل توجهی از رشد مصرف برق را به خود اختصاص خواهند داد.
• کسبوکارهایی که در این حوزهها سرمایهگذاری کنند، در آینده مزیت رقابتی خواهند داشت.
🧭 ۶. پراکندگی ژئوپلیتیکی در تعریف امنیت انرژی
• امنیت انرژی برای کشورهای صادرکننده سوخت فسیلی با بهرهبرداری داخلی معنا میشود، در حالی که برای واردکنندگان، توسعه منابع تجدیدپذیر اولویت دارد.
• این تفاوتها منجر به استراتژیهای متضاد در گذار انرژی میشود؛ مدیران باید تحلیلهای منطقهای دقیقتری داشته باشند.برای تدوین استراتژی در پرتو گزارش «چشمانداز جهانی انرژی ۲۰۲۵»، مدیران عامل میتوانند از یک چارچوب چندلایه بهره بگیرند که هم به تحلیل محیط کلان انرژی میپردازد و هم مسیرهای عملیاتی را برای سازمان مشخص میکند. در ادامه، یک چارچوب پیشنهادی برای تدوین استراتژی آوردهام:
🧭 چارچوب تدوین استراتژی در عصر گذار انرژی
۱. تحلیل محیط کلان انرژی (Macro Energy Landscape)
■ مؤلفه نکات کلیدی پیامد برای سازمان
ژئوپلیتیک افزایش تنشها، ملیگرایی انرژی ریسک تأمین و نوسانات قیمت
اقلیم شکاف فزاینده با اهداف پاریس فشارهای قانونی و اجتماعی
فناوری رشد مراکز داده، حملونقل الکتریکی، هیدروژن فرصتهای نوآوری و سرمایهگذاری
تقاضا رشد در هند، آسهآن، آفریقا بازنگری در بازارهای هدف
۲. انتخاب سناریوی مرجع برای برنامهریزی
■ بر اساس سه سناریوی مککینزی، سازمانها باید مشخص کنند که کدام مسیر محتملتر یا مطلوبتر است:
1⃣ تکامل کند: مناسب برای سازمانهایی با وابستگی بالا به سوختهای فسیلی و منابع داخلی
2⃣ تداوم روند کنونی: مناسب برای سازمانهایی با ظرفیت تطبیق تدریجی و سرمایهگذاری محدود
3⃣ تحول پایدار: مناسب برای سازمانهای پیشرو در فناوریهای پاک و بازارهای جهانی
۳. طراحی پاسخهای راهبردی در سه سطح
🎯 سطح سیاستگذاری و جهتگیری کلان
• تعریف مجدد مأموریت سازمان با توجه به پایداری و تابآوری
• تعیین موضع سازمان نسبت به کربنزدایی: منفعل، تطبیقی یا پیشرو
⚙️ سطح عملیاتی و سرمایهگذاری
• ارزیابی زنجیره تأمین انرژی و تنوعبخشی به منابع
• سرمایهگذاری در فناوریهای نوظهور (مانند ذخیرهسازی، هیدروژن، مراکز داده سبز)
• بازطراحی زیرساختها برای افزایش بهرهوری و کاهش انتشار
📊 سطح تحلیل و سنجش
• طراحی داشبوردهای معنادار برای رصد شاخصهای انرژی، اقلیم و فناوری
• استفاده از سناریو تیبلها برای مدلسازی عدمقطعیتها و تصمیمگیری تطبیقی
۴. ابزارهای پیشنهادی برای مدیران عامل
• Scenario Table
شخصیسازیشده: برای شبیهسازی مسیرهای مختلف گذار انرژی
• ابزار سنجش تابآوری انرژی: برای ارزیابی آمادگی سازمان در برابر شوکهای انرژی
• نقشهبرداری ژئوپلیتیکی انرژی: برای تحلیل ریسکهای منطقهای و فرصتهای همکاری
🔻 پیشبینی جدید یک اقتصاددان از نرخ تورم تا پایان سال/ نرخ تورم از این عدد عبور میکند
علی قنبری، کارشناس اقتصادی:
تورم ترکیبی از عوامل مختلفی از جمله افزایش نرخ ارز، رشد نرخ نقدینگی، انتظارات تورمی و از همه مهمتر کسری بودجه است همه این عوامل در رشد نرخ تورم و رسیدن آن به نرخ ۴۸.۶ درصد موثر بودند
یکی از عوامل مهم در افزایش نرخ تورم همان موضوع انتظارات تورمی بوده که پس از جنگ ۱۲ روزه و تنشهای منطقهای روز به روز بیشتر شد. عامل مهم دیگر موثر در کنترل تورم، کاهش نرخ رشد نقدینگی است. دولت باید سیاستهای مالی و پولی مناسب انتظارات تورمی را از طریق ثبات اقتصادی کنترل کنند تا حداقل انتظارت تورمی افزایش پیدا نکند.
در حال حاضر یکی از اقلامی که با افزایش نرخ تورم، مصرف آن به شدت کاهش پیدا کرده، گوشت است.
متاسفانه، تورم سلامت جامعه را هدف قرار داده و امروز شاهد آن هستیم که هزینههای درمان هم از سبد خانوار در حال کاهش و در برخی از خانوار هم حذف شده است/خبرآنلاین
علی قنبری، کارشناس اقتصادی:
تورم ترکیبی از عوامل مختلفی از جمله افزایش نرخ ارز، رشد نرخ نقدینگی، انتظارات تورمی و از همه مهمتر کسری بودجه است همه این عوامل در رشد نرخ تورم و رسیدن آن به نرخ ۴۸.۶ درصد موثر بودند
یکی از عوامل مهم در افزایش نرخ تورم همان موضوع انتظارات تورمی بوده که پس از جنگ ۱۲ روزه و تنشهای منطقهای روز به روز بیشتر شد. عامل مهم دیگر موثر در کنترل تورم، کاهش نرخ رشد نقدینگی است. دولت باید سیاستهای مالی و پولی مناسب انتظارات تورمی را از طریق ثبات اقتصادی کنترل کنند تا حداقل انتظارت تورمی افزایش پیدا نکند.
در حال حاضر یکی از اقلامی که با افزایش نرخ تورم، مصرف آن به شدت کاهش پیدا کرده، گوشت است.
متاسفانه، تورم سلامت جامعه را هدف قرار داده و امروز شاهد آن هستیم که هزینههای درمان هم از سبد خانوار در حال کاهش و در برخی از خانوار هم حذف شده است/خبرآنلاین
▪︎ چقدر سخته حس کنی دیگه هیچ پشت و پناهی نداری
▪︎ چقدر سخته معنی یتیم شدن رو تو هر سنی بفهمی.
▪︎ چقدر سخته وقتی تو تقویمو نگاه می کنی،روز مرگ بابات رو ببینی همه خاطرات اون روز بد رو به یاد بیاری
▪︎ چقدر سخته چشمات همش دنبال
اون چهره ی آشنا باشه که دیگه رفته
▪︎ چقدر سخته گوشات بخواد یه بار دیگه صدای قشنگ بابات رو بشنوه ولی نتونه
▪︎ چقدر سخته همه دنیا با مرگ عزیز ترین کست دگر گون بشه
▪︎ چقدر سخته هر وقت بخوای با بابات حرف بزنی و درد و دل کنی
بری آرامستان
🖤... چقدر سخته
🤲 خلد آشیان وجنت مکان باشی پدر راحل
▪︎ چقدر سخته معنی یتیم شدن رو تو هر سنی بفهمی.
▪︎ چقدر سخته وقتی تو تقویمو نگاه می کنی،روز مرگ بابات رو ببینی همه خاطرات اون روز بد رو به یاد بیاری
▪︎ چقدر سخته چشمات همش دنبال
اون چهره ی آشنا باشه که دیگه رفته
▪︎ چقدر سخته گوشات بخواد یه بار دیگه صدای قشنگ بابات رو بشنوه ولی نتونه
▪︎ چقدر سخته همه دنیا با مرگ عزیز ترین کست دگر گون بشه
▪︎ چقدر سخته هر وقت بخوای با بابات حرف بزنی و درد و دل کنی
بری آرامستان
🖤... چقدر سخته
🤲 خلد آشیان وجنت مکان باشی پدر راحل
❤4
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
روح «لین» در کالبد «شی» / چین به دنبال نقشه راهی در برابر قدرتهای خارجی است
🔹شی جینپینگ در سالهای صعودش در حزب کمونیست شعری از «لین زِشو» — مقام امپراتوری قرن نوزدهم که در برابر قاچاق تریاک بریتانیا ایستاد و شکست خورد — بر میز کارش داشت.
🔹شکست لین آغاز «قرن تحقیر» برای چین بود و زدودن آن، هدف اصلی شی از زمان قدرتگیری شده است.
🔹این حافظه تاریخی، ریشه رویکرد سرسخت او در جنگ تجاری با آمریکاست؛ جایی که اختلاف ترامپ و شی فراتر از تعرفهها، به درک متضادشان از نظم جهانی بازمیگردد: ترامپ چین را برنده این نظم میداند، شی قربانی آن.
🔹برای شی، میراث لین یادآور این است که چین نباید زیر فشار خارجی خم شود یا از موضع ضعف مذاکره کند. او معتقد است چین امروز قدرتمندتر از دوران لین است و میتواند در عرصهای که نیاکانش باختند، پیروز شود.
🔹در سیاست کنونی چین، محدودسازی صادرات مواد معدنی کمیاب بهعنوان اهرم فشار و واکنش خشمگین به اتهامهای آمریکا درباره فنتانیل، بازتاب همان ذهنیت تاریخی مقاومت است.
🔹شی سالها در زادگاه لین (فوجیان) خدمت کرد و خود بر بازسازی یادمانهای او نظارت داشت. این اماکن اکنون نماد ناسیونالیسم مدرن شدهاند ـ مقاومت در برابر سلطه خارجی همراه با پذیرش گزینشی علم و فناوری غربی.
🔹روایت رسمی چین از جنگ تریاک بر صداقت و ایستادگی لین تمرکز دارد و شعر معروفش «اگر به نفع ملت باشد، برایش زنده میمانم و میمیرم» به شعار نمادین دوران شی بدل شده است.
🔗 متن کامل
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔹شی جینپینگ در سالهای صعودش در حزب کمونیست شعری از «لین زِشو» — مقام امپراتوری قرن نوزدهم که در برابر قاچاق تریاک بریتانیا ایستاد و شکست خورد — بر میز کارش داشت.
🔹شکست لین آغاز «قرن تحقیر» برای چین بود و زدودن آن، هدف اصلی شی از زمان قدرتگیری شده است.
🔹این حافظه تاریخی، ریشه رویکرد سرسخت او در جنگ تجاری با آمریکاست؛ جایی که اختلاف ترامپ و شی فراتر از تعرفهها، به درک متضادشان از نظم جهانی بازمیگردد: ترامپ چین را برنده این نظم میداند، شی قربانی آن.
🔹برای شی، میراث لین یادآور این است که چین نباید زیر فشار خارجی خم شود یا از موضع ضعف مذاکره کند. او معتقد است چین امروز قدرتمندتر از دوران لین است و میتواند در عرصهای که نیاکانش باختند، پیروز شود.
🔹در سیاست کنونی چین، محدودسازی صادرات مواد معدنی کمیاب بهعنوان اهرم فشار و واکنش خشمگین به اتهامهای آمریکا درباره فنتانیل، بازتاب همان ذهنیت تاریخی مقاومت است.
🔹شی سالها در زادگاه لین (فوجیان) خدمت کرد و خود بر بازسازی یادمانهای او نظارت داشت. این اماکن اکنون نماد ناسیونالیسم مدرن شدهاند ـ مقاومت در برابر سلطه خارجی همراه با پذیرش گزینشی علم و فناوری غربی.
🔹روایت رسمی چین از جنگ تریاک بر صداقت و ایستادگی لین تمرکز دارد و شعر معروفش «اگر به نفع ملت باشد، برایش زنده میمانم و میمیرم» به شعار نمادین دوران شی بدل شده است.
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1