✳️ سخاوت استراتژیک؟!
نحوه استفاده مردم ازهوش مصنوعی
✳️ بلای تفکر و روش «کارمندی»
🔸 همه فرایندها، نگاه ها و سیستم ها در کشور آماده است تا از دانش آموزان و فرزندانمان یک «کارمند» تمام عیار تربیت کند؛ کارمندی که روز را در یک آسودگی و یکنواختی به شب برساند و روز بعد، باز همین آش و همین کاسه!
حتی شاید یک دانش آموز پس از دوره تحصیل دانشگاه، در یک اداره یا سازمان مشغول کار کارمندی به شیوه متداول آن نشود، اما رویکرد ذهنی، خواسته و آمال و آرزوی او احتمالا همان کارمند شدن است.
🔸 می توانیم انتظار داشته باشیم، در سیستم هایی که نهایت تلاش و تجربه اش، مدرک گرایی و نه تفکر خلاق و ذهنیت توسعه است، دانش آموزان و دانشجویان، پس از پایان ادوار تحصیلی خودشان در جست وجوی کارآفرینی، تولید و زایش باشند.
طبیعتا این حرف معطوف به تمامی دانش آموزان و دانشجویان نیست و همواره بخشی از آنان به واسطه بسترهای خاص و زیست بوم متفاوتی که در آن تنفس می کنند، گام در مسیر رشد و ارتقای کشور می گذارند که شاید اگر همینان نباشند، مشخص نیست صاحبان تفکر کارمندی در بخش های تصمیم سازی و اجرایی چه بلایی بر سر کشور خواهند آورد.
🔸 بی شک، آن چه امروز از ناکارآمدی، نقص های گسترده و روزمرگی در بخش های مختلف کشور وجود دارد، نتیجه حضور افرادی است که نتوانستند در زمان و موقعیت لازم، تصمیمات بزرگ، روزآمد و راهبردی را به فرایندهای را پیش روی کشور قرار دهند.
🔹 گزارش کامل:
https://sarasari.khorasanonlin.ir/Newspaper/item/133953
كانال قواعدبازی
🔸 همه فرایندها، نگاه ها و سیستم ها در کشور آماده است تا از دانش آموزان و فرزندانمان یک «کارمند» تمام عیار تربیت کند؛ کارمندی که روز را در یک آسودگی و یکنواختی به شب برساند و روز بعد، باز همین آش و همین کاسه!
حتی شاید یک دانش آموز پس از دوره تحصیل دانشگاه، در یک اداره یا سازمان مشغول کار کارمندی به شیوه متداول آن نشود، اما رویکرد ذهنی، خواسته و آمال و آرزوی او احتمالا همان کارمند شدن است.
🔸 می توانیم انتظار داشته باشیم، در سیستم هایی که نهایت تلاش و تجربه اش، مدرک گرایی و نه تفکر خلاق و ذهنیت توسعه است، دانش آموزان و دانشجویان، پس از پایان ادوار تحصیلی خودشان در جست وجوی کارآفرینی، تولید و زایش باشند.
طبیعتا این حرف معطوف به تمامی دانش آموزان و دانشجویان نیست و همواره بخشی از آنان به واسطه بسترهای خاص و زیست بوم متفاوتی که در آن تنفس می کنند، گام در مسیر رشد و ارتقای کشور می گذارند که شاید اگر همینان نباشند، مشخص نیست صاحبان تفکر کارمندی در بخش های تصمیم سازی و اجرایی چه بلایی بر سر کشور خواهند آورد.
🔸 بی شک، آن چه امروز از ناکارآمدی، نقص های گسترده و روزمرگی در بخش های مختلف کشور وجود دارد، نتیجه حضور افرادی است که نتوانستند در زمان و موقعیت لازم، تصمیمات بزرگ، روزآمد و راهبردی را به فرایندهای را پیش روی کشور قرار دهند.
🔹 گزارش کامل:
https://sarasari.khorasanonlin.ir/Newspaper/item/133953
كانال قواعدبازی
sarasari.khorasanonlin.ir
بلای تفکر و روش «کارمندی»
✳️ پژوهشگران دانشگاه «ییل» درباره تشدید ناترازی مسکن و انرژی در شهرهای اصلی هشدار دادند؛
پایتختها زیر بار مهاجران اقلیمی
درحالیکه تغییرات اقلیمی در حال حاضر به یکی از بزرگترین بحرانهای شهرهای بزرگ بهویژه پایتختها تبدیل شده، ورود بیش از حد مهاجران برای یافتن شغل و دریافت خدمات بالاتر و بهتر جهت افزایش سطح کیفیت زندگی ناترازی مسکن و انرژی را تشدید کرده و شهرها را در آینده از سه منظر مسکن، زیرساختها و آب مورد تهدید قرار خواهد داد. پژوهشگران محیطزیست و تغییرات اقلیمی در دانشگاه ییل آمریکا در پژوهشی با عنوان «چگونه شهرها میتوانند با جابهجاییهای ناشی از آب و هوا سازگار شوند: مهاجرت اقلیمی و تابآوری شهری در اَمان، دارالسلام و مکزیکوسیتی» نگاهی اجمالی به چگونگی شکلگیری چشمانداز شهری توسط مهاجران اقلیمی داشتهاند و این موضوع را مورد بررسی قرار دادهاند که چگونه مهاجرت و تغییرات اقلیمی، آینده شهرها را به خطر میاندازد.
برنامهریزی پیشگیرانه و هماهنگ که سطوح مختلف دولت، تحقیقات دانشگاهی، سازمانهای مردمنهاد و تجربیات مهاجران را به هم پیوند میدهد، میتواند کیفیت زندگی ساکنان فعلی و جدید را بهبود بخشد.
این پژوهش با بررسی سه شهر از کشورهای جنوب جهان که با نرخ بالای مهاجرت اقلیمی مواجه خواهند شد نشان میدهد که سیاستگذاران و برنامهریزان کشوری و شهری چگونه با این بحران و چالش آینده این شهرها مقابله خواهند کرد.
اَمان، پایتخت اردن، که در حال حاضر حدود ۵میلیون نفر جمعیت دارد، با فشار زیاد ناشی از رشد سریع جمعیت مهاجر و کمبود شدید آب مواجه است و منابع آب تجدیدپذیر آن سالانه کمتر از ۱۰۰ مترمکعب به ازای هر نفر است.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4225005
كانال قواعدبازی
پایتختها زیر بار مهاجران اقلیمی
درحالیکه تغییرات اقلیمی در حال حاضر به یکی از بزرگترین بحرانهای شهرهای بزرگ بهویژه پایتختها تبدیل شده، ورود بیش از حد مهاجران برای یافتن شغل و دریافت خدمات بالاتر و بهتر جهت افزایش سطح کیفیت زندگی ناترازی مسکن و انرژی را تشدید کرده و شهرها را در آینده از سه منظر مسکن، زیرساختها و آب مورد تهدید قرار خواهد داد. پژوهشگران محیطزیست و تغییرات اقلیمی در دانشگاه ییل آمریکا در پژوهشی با عنوان «چگونه شهرها میتوانند با جابهجاییهای ناشی از آب و هوا سازگار شوند: مهاجرت اقلیمی و تابآوری شهری در اَمان، دارالسلام و مکزیکوسیتی» نگاهی اجمالی به چگونگی شکلگیری چشمانداز شهری توسط مهاجران اقلیمی داشتهاند و این موضوع را مورد بررسی قرار دادهاند که چگونه مهاجرت و تغییرات اقلیمی، آینده شهرها را به خطر میاندازد.
برنامهریزی پیشگیرانه و هماهنگ که سطوح مختلف دولت، تحقیقات دانشگاهی، سازمانهای مردمنهاد و تجربیات مهاجران را به هم پیوند میدهد، میتواند کیفیت زندگی ساکنان فعلی و جدید را بهبود بخشد.
این پژوهش با بررسی سه شهر از کشورهای جنوب جهان که با نرخ بالای مهاجرت اقلیمی مواجه خواهند شد نشان میدهد که سیاستگذاران و برنامهریزان کشوری و شهری چگونه با این بحران و چالش آینده این شهرها مقابله خواهند کرد.
اَمان، پایتخت اردن، که در حال حاضر حدود ۵میلیون نفر جمعیت دارد، با فشار زیاد ناشی از رشد سریع جمعیت مهاجر و کمبود شدید آب مواجه است و منابع آب تجدیدپذیر آن سالانه کمتر از ۱۰۰ مترمکعب به ازای هر نفر است.
ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4225005
كانال قواعدبازی
روزنامه دنیای اقتصاد
پایتختها زیر بار مهاجران اقلیمی
درحالیکه تغییرات اقلیمی در حال حاضر به یکی از بزرگترین بحرانهای شهرهای بزرگ بهویژه پایتختها تبدیل شده، ورود بیش از حد مهاجران برای یافتن شغل و دریافت خدمات بالاتر و بهتر جهت افزایش سطح کیفیت زندگی ناترازی مسکن و انرژی را تشدید کرده و شهرها را در آینده…
*پروژه گزارشدهی جنایت سازمانیافته و فساد*
«پروژه گزارشدهی جنایت سازمانیافته و فساد» (OCCRP)، یکی از بزرگترین سازمانهای روزنامهنگاری تحقیقی در جهان، جمعه ۹ آبان / ۳۱ اکتبر اطلاعات تازهای از ثروت و داراییهای علی انصاری ارائه داده است.
این نهاد روزنامهنگاری تحقیقی گفته است علی انصاری که گذرنامههای قبرس و «سنتکیتس و نویس» (کشور جزیرهای در دریای کارائیب) را هم در اختیار دارد، «مالک چندین دارایی بزرگ بانکی، خردهفروشی و املاک در ایران، بریتانیا و امارات متحده عربی است».
*«پروژه گزارشدهی جنایت سازمانیافته و فساد» افزوده است:*
سوابق ثبت شرکتها (Companies House) نشان میدهد که انصاری، «شرکت سرمایهگذاری بیرچ» (Birch Ventures Limited) را که در «جزیره مَن» (Isle of Man) ثبت شده است، کنترل میکند.
«جزیره مَن» یکی از جزایر نیمهخودمختار در دریای ایرلند است که بین بریتانیا و ایرلند شمالی واقع است.
*این نهاد روزنامهنگاری تحقیقی افزوده است:*
دادههای املاک بریتانیا حاکی از آن است که این شرکت («شرکت سرمایهگذاری بیرچ»)، مالک ۱۲ ملک در خیابان بیشاپز Bishops Avenue در شمال لندن است که بهدلیل ساکنان ثروتمندش اغلب «خیابان میلیاردرها» نامیده میشود.
بنا به این گزارش، اوایل ماه جاری میلادی، مجله بریتانیایی «پرایوت آی» (Private Eye) گزارش داد علی انصاری که بهعنوان مالک «شرکت سرمایهگذاری بیرچ» ثبت شده – و در پروندهها «قبرسی» توصیف شده – در واقع همان تاجر ایرانی است.
لينك گزارش؛
https://www.occrp.org/en/news/uk-sanctions-iranian-tycoon-for-allegedly-financing-irans-revolutionary-guard
كانال قواعدبازی
«پروژه گزارشدهی جنایت سازمانیافته و فساد» (OCCRP)، یکی از بزرگترین سازمانهای روزنامهنگاری تحقیقی در جهان، جمعه ۹ آبان / ۳۱ اکتبر اطلاعات تازهای از ثروت و داراییهای علی انصاری ارائه داده است.
این نهاد روزنامهنگاری تحقیقی گفته است علی انصاری که گذرنامههای قبرس و «سنتکیتس و نویس» (کشور جزیرهای در دریای کارائیب) را هم در اختیار دارد، «مالک چندین دارایی بزرگ بانکی، خردهفروشی و املاک در ایران، بریتانیا و امارات متحده عربی است».
*«پروژه گزارشدهی جنایت سازمانیافته و فساد» افزوده است:*
سوابق ثبت شرکتها (Companies House) نشان میدهد که انصاری، «شرکت سرمایهگذاری بیرچ» (Birch Ventures Limited) را که در «جزیره مَن» (Isle of Man) ثبت شده است، کنترل میکند.
«جزیره مَن» یکی از جزایر نیمهخودمختار در دریای ایرلند است که بین بریتانیا و ایرلند شمالی واقع است.
*این نهاد روزنامهنگاری تحقیقی افزوده است:*
دادههای املاک بریتانیا حاکی از آن است که این شرکت («شرکت سرمایهگذاری بیرچ»)، مالک ۱۲ ملک در خیابان بیشاپز Bishops Avenue در شمال لندن است که بهدلیل ساکنان ثروتمندش اغلب «خیابان میلیاردرها» نامیده میشود.
بنا به این گزارش، اوایل ماه جاری میلادی، مجله بریتانیایی «پرایوت آی» (Private Eye) گزارش داد علی انصاری که بهعنوان مالک «شرکت سرمایهگذاری بیرچ» ثبت شده – و در پروندهها «قبرسی» توصیف شده – در واقع همان تاجر ایرانی است.
لينك گزارش؛
https://www.occrp.org/en/news/uk-sanctions-iranian-tycoon-for-allegedly-financing-irans-revolutionary-guard
كانال قواعدبازی
OCCRP
UK Sanctions Iranian Tycoon for Allegedly Financing Iran’s Revolutionary Guard
UK accuses Iranian banker of funding Revolutionary Guard, imposing an asset freeze and travel ban against him.
*افقه: خوشبینانهترین برآوردها از فقر ۳۰ تا ۳۶ درصد جمعیت خبر میدهند / بحران فقر گسترش مییابد*
عضو هیات علمی دانشگاه اهواز با بیان اینکه اگر دولت نتواند راهی برای کاهش تنشها پیدا کند، امسال با رکود تورمی بزرگ مواجه خواهیم شد، پیشبینی کرد در پایان ۱۴۰۴ تورم از ۶۰ درصد هم بیشتر خواهد شد.
به گزارش خبرآنلاین آمارهای رسمی هم از وخامت اوضاع در ایران خبر میدهند.
آخرین آمار تورم کشور نشان میدهد که تورم نقطه به نقطه در آستانه عبور از مرز ۵۰ درصدی قرار گرفته است. این در حالی است که بررسی جزییات نشان میدهد تورم اقلام مصرفی عمومی، مانند خوراکیها و آشامیدنیها به مراتب شدت بیشتری از تورم عمومی و دیگر کالاها و خدمات دارند.
از سوی دیگر برآوردهای مختلف از گسترش دامنه فقر خبر میدهند. در حالی که مرکز پژوهشهای مجلس از فقر ۳۰ درصدی جامعه برای سالهای گذشته خبر داده بود، برآوردهای جدید از افزایش جمعیت فقرا تا ۳۶ درصد خبر میدهند.
همچنین این طرف و آن طرف نسبت به بحران گرسنگی هم هشدار میدهند به نحوی که اخیرا یکی از محققان مرکز پژوهشهای مجلس ادعا کرده بود که ۴ میلیون نفر از ایرانیان (حدود ۵ درصد کشور) درآمدشان کفاف تامین حداقل غذای ماهانه آنها را نمیدهد.
به زبان سادهتر از هر ۲۰ ایرانی یک نفر دچار گرسنگی مزمن است و با توجه به تورم بالای فعلی، میتوان پیشبینی کرد که هم شدت گرسنگی و هم میزان گرسنگان در سالهای آینده افزایش هم پیدا کند.
مرتضی افقه، عضو هیات علمی دانشگاه اهواز با ابراز نگرانی دبرباره شرایط فعلی به خبرآنلاین گفت: صادقانه فکر میکنم باید کسانی در این باره توضیح بدهند که ادعا داشتند تحریمها هیچ است و ورق پارهای بیش نیست.
آنها که مدعی بودند بدون رفع تحریمها، دولتهای ایران خواهند توانست از این بن بست خارج شوند، اکنون باید توضیح دهند چرا به این وضعیت اسفناک رسیدهایم.
او ادامه داد: از سوی دیگر باید دولتها و کسانی که مدعی بودند با افزایش هزینهها از جمله نرخ بنزین و ارز، بدون ایجاد تورم میتوان کشور را به سمت توسعه هدایت کرد.
آنها امروز هم دوباره فعال شدند و دولت را تشویق میکنند به افزایش قیمتها. کاری که دولتها هم از سال ۹۷ تا به امروز، با وجود تغییر سه رییس جمهوری، از آن دست بر نداشتهاند....
ادامه مطلب؛
khabaronline.ir/xp9Xd
كانال قواعدبازی
عضو هیات علمی دانشگاه اهواز با بیان اینکه اگر دولت نتواند راهی برای کاهش تنشها پیدا کند، امسال با رکود تورمی بزرگ مواجه خواهیم شد، پیشبینی کرد در پایان ۱۴۰۴ تورم از ۶۰ درصد هم بیشتر خواهد شد.
به گزارش خبرآنلاین آمارهای رسمی هم از وخامت اوضاع در ایران خبر میدهند.
آخرین آمار تورم کشور نشان میدهد که تورم نقطه به نقطه در آستانه عبور از مرز ۵۰ درصدی قرار گرفته است. این در حالی است که بررسی جزییات نشان میدهد تورم اقلام مصرفی عمومی، مانند خوراکیها و آشامیدنیها به مراتب شدت بیشتری از تورم عمومی و دیگر کالاها و خدمات دارند.
از سوی دیگر برآوردهای مختلف از گسترش دامنه فقر خبر میدهند. در حالی که مرکز پژوهشهای مجلس از فقر ۳۰ درصدی جامعه برای سالهای گذشته خبر داده بود، برآوردهای جدید از افزایش جمعیت فقرا تا ۳۶ درصد خبر میدهند.
همچنین این طرف و آن طرف نسبت به بحران گرسنگی هم هشدار میدهند به نحوی که اخیرا یکی از محققان مرکز پژوهشهای مجلس ادعا کرده بود که ۴ میلیون نفر از ایرانیان (حدود ۵ درصد کشور) درآمدشان کفاف تامین حداقل غذای ماهانه آنها را نمیدهد.
به زبان سادهتر از هر ۲۰ ایرانی یک نفر دچار گرسنگی مزمن است و با توجه به تورم بالای فعلی، میتوان پیشبینی کرد که هم شدت گرسنگی و هم میزان گرسنگان در سالهای آینده افزایش هم پیدا کند.
مرتضی افقه، عضو هیات علمی دانشگاه اهواز با ابراز نگرانی دبرباره شرایط فعلی به خبرآنلاین گفت: صادقانه فکر میکنم باید کسانی در این باره توضیح بدهند که ادعا داشتند تحریمها هیچ است و ورق پارهای بیش نیست.
آنها که مدعی بودند بدون رفع تحریمها، دولتهای ایران خواهند توانست از این بن بست خارج شوند، اکنون باید توضیح دهند چرا به این وضعیت اسفناک رسیدهایم.
او ادامه داد: از سوی دیگر باید دولتها و کسانی که مدعی بودند با افزایش هزینهها از جمله نرخ بنزین و ارز، بدون ایجاد تورم میتوان کشور را به سمت توسعه هدایت کرد.
آنها امروز هم دوباره فعال شدند و دولت را تشویق میکنند به افزایش قیمتها. کاری که دولتها هم از سال ۹۷ تا به امروز، با وجود تغییر سه رییس جمهوری، از آن دست بر نداشتهاند....
ادامه مطلب؛
khabaronline.ir/xp9Xd
كانال قواعدبازی
خبرآنلاین
افقه: خوشبینانهترین برآوردها از فقر ۳۰ تا ۳۶ درصد جمعیت خبر میدهند / بحران فقر گسترش مییابد
عضو هیات علمی دانشگاه اهواز با بیان اینکه اگر دولت نتواند راهی برای کاهش تنشها پیدا کند، امسال با رکود تورمی بزرگ مواجه خواهیم شد، پیشبینی کرد در پایان ۱۴۰۴ تورم از ۶۰ درصد هم بیشتر خواهد شد.
❤1
✳️ پارادوکس بهرهوری
هوش مصنوعی با بهرهوری کسبوکارها چه میکند؟
✍ مولود پاکروان
✅ تصور شما از ایلان ماسک چیست؟ بعید است فکر کنید تکنوفوبیا دارد. بنابراین وقتی صاحب توئیتر در مورد خطرات هوش مصنوعی هشدار میدهد، ارزش دارد که بنشینید و به حرفهایش فکر کنید.
ماسک از ترس اینکه نسل جدیدی از ماشینهای همیشه هوشمند، حیات روی کره زمین را تهدید کند، یکی از افراد حاضر در لبه تغییرات تکنولوژیکی است که خواستار وقفه ششماهه در آموزش سیستمهای هوش مصنوعی جدید شده است.
■ ظاهراً قرار است ماشینها بیایند و جهان ما را تسخیر کنند! اما اگر واقعبین باشیم هوش مصنوعی به همان اندازه که امکان دارد به کابوس جهان تبدیل شود؛ پتانسیلهای بسیاری برای بهبود جنبههای مختلف زندگی دارد.
درست مانند زمانی که تراکتورها در مزارع جای دستان کشاورزان را گرفتند، فناوریهای مبتنی بر AI قادرند هزاران کاری را که کارگران بیشماری به دشواری انجام میدهند تسهیل کنند؛ این یعنی انقلابی که میتواند مرزهای بهرهوری را جابهجا کند.
■ برخی معتقدند که هوش مصنوعی رویداد سرنوشتسازی خواهد بود که میتواند به دوران طولانی بهرهوری ضعیف و رشد پایین رایج در اقتصادهای غربی از زمان شروع بحران مالی جهان در 15 سال پیش پایان دهد.
مسیر این تحول اقتصادی، البته از محل کار میگذرد. مطالعه موسسه گلدمن ساکس پیشبینی میکند که حدود دوسوم مشاغل فعلی در دهه آینده تحت تاثیر AI قرار میگیرند و یکچهارم تا نیمی از کارهایی که اکنون بهوسیله انسانها انجام میشود، به الگوریتمها سپرده خواهد شد.
رقم 300 میلیون را هم که حتماً به خاطر دارید: مشاغلی که ممکن است در سراسر جهان از دست برود. *مککینزی هم گزارشی منتشر کرده که در آن ...*
ادامه مطلب؛
https://www.tejaratefarda.com/بخش-علم-تکنولوژی-3/44883-پارادوکس-بهره-وری
كانال قواعدبازی
هوش مصنوعی با بهرهوری کسبوکارها چه میکند؟
✍ مولود پاکروان
✅ تصور شما از ایلان ماسک چیست؟ بعید است فکر کنید تکنوفوبیا دارد. بنابراین وقتی صاحب توئیتر در مورد خطرات هوش مصنوعی هشدار میدهد، ارزش دارد که بنشینید و به حرفهایش فکر کنید.
ماسک از ترس اینکه نسل جدیدی از ماشینهای همیشه هوشمند، حیات روی کره زمین را تهدید کند، یکی از افراد حاضر در لبه تغییرات تکنولوژیکی است که خواستار وقفه ششماهه در آموزش سیستمهای هوش مصنوعی جدید شده است.
■ ظاهراً قرار است ماشینها بیایند و جهان ما را تسخیر کنند! اما اگر واقعبین باشیم هوش مصنوعی به همان اندازه که امکان دارد به کابوس جهان تبدیل شود؛ پتانسیلهای بسیاری برای بهبود جنبههای مختلف زندگی دارد.
درست مانند زمانی که تراکتورها در مزارع جای دستان کشاورزان را گرفتند، فناوریهای مبتنی بر AI قادرند هزاران کاری را که کارگران بیشماری به دشواری انجام میدهند تسهیل کنند؛ این یعنی انقلابی که میتواند مرزهای بهرهوری را جابهجا کند.
■ برخی معتقدند که هوش مصنوعی رویداد سرنوشتسازی خواهد بود که میتواند به دوران طولانی بهرهوری ضعیف و رشد پایین رایج در اقتصادهای غربی از زمان شروع بحران مالی جهان در 15 سال پیش پایان دهد.
مسیر این تحول اقتصادی، البته از محل کار میگذرد. مطالعه موسسه گلدمن ساکس پیشبینی میکند که حدود دوسوم مشاغل فعلی در دهه آینده تحت تاثیر AI قرار میگیرند و یکچهارم تا نیمی از کارهایی که اکنون بهوسیله انسانها انجام میشود، به الگوریتمها سپرده خواهد شد.
رقم 300 میلیون را هم که حتماً به خاطر دارید: مشاغلی که ممکن است در سراسر جهان از دست برود. *مککینزی هم گزارشی منتشر کرده که در آن ...*
ادامه مطلب؛
https://www.tejaratefarda.com/بخش-علم-تکنولوژی-3/44883-پارادوکس-بهره-وری
كانال قواعدبازی
هفته نامه تجارت فردا
پارادوکس بهرهوری
مولود پاکروان / نویسنده نشریه
تصور شما از ایلان ماسک چیست؟ بعید است فکر کنید تکنوفوبیا دارد. بنابراین وقتی صاحب توئیتر در مورد خطرات هوش
👏1
✳️ مرز فقر یا رفاه؟
✍ فاطمه رحیمی، سردبیر روزنامه جهان صنعت
✅ در روزهایی که اقتصاد ایران زیر فشار تورم، نوسانات ارزی و کسری بودجه درجا میزند، صدایی تازه از میان سیاستهای رفاهی به گوش رسید؛ وزیر کار اعلام کرده است که خانوارهای دارای خانه و درآمد ماهانه بالای ۳۰میلیون تومان از فهرست یارانهبگیران حذف میشوند.
در ظاهر تصمیمی منطقی است؛ حذف یارانه از کسانی که نیازمند نیستند تا منابع به دهکهای پایین برسد.
در عمل اما پرسش اصلی این است: آیا این مرز ۳۰میلیونی، مرز واقعی رفاه است یا مرز خطای سیاستگذاری؟
طبق گفته وزیر، خانوار سهنفره با درآمد ۳۰میلیون تومان در دهک هشتم قرار دارد اما واقعیت آن است که در اقتصاد امروز ایران ۳۰میلیون تومان درآمد در ماه الزاما به معنای رفاه نیست.
هزینه مسکن، خوراک، آموزش و درمان چنان افزایش یافته که حتی طبقه متوسط نیز در تامین نیازهای پایه گرفتار است.
وقتی خط فقر رسمی کشور- بنا به گفته سخنگوی دولت- برای خانواده چهارنفره حدود ۲۵میلیون تومان در ماه اعلام میشود، فاصله دهک هشتم با فقر تنها چند پله است، نه چند دهک.
در چنین شرایطی هر حذف نادرستی از فهرست یارانهبگیران میتواند فشار را نه از بالا بلکه از میانه جامعه بیشتر کند؛ از همان جایی که هنوز چرخ بازار و تولید بر آن استوار است.
در حقیقت مشکل در «عدد» نیست، در منطق تصمیمگیری است. تکیه بر درآمد اسمی و مالکیت خانه، بدون درنظر گرفتن واقعیت هزینهها و تفاوت مناطق، ما را به نتیجهای نادرست میرساند.
بسیاری از خانوادههای شهری تنها مالک خانهای قدیمی هستند اما با حقوقی ثابت و توان خریدی فرسوده زندگی میکنند. با معیار فعلی، این خانوادهها «غنی» تلقی میشوند در حالیکه واقعیت آن است که به سختی از طبقه متوسط سقوط نکردهاند.
سیاست حذف یارانه بر پایه چنین چرتکههایی، نه عدالت میآورد و نه اعتماد بلکه تنها بر بیاعتمادی مردم به آمار رسمی میافزاید.
وزیر کار میگوید که با حذف سه دهک بالایی حدود ۵هزار میلیارد تومان صرفهجویی خواهد شد اما همین وزیر تاکید میکند برای حمایت از سایر دهکها به ۲۵هزار میلیارد تومان نیاز است.
این یعنی منابع حاصل از حذف تنها یکپنجم هدف مورد نیاز است. پرسش ساده است: وقتی چنین سیاستی حتی از نظر عددی قادر به بازسازی قدرت خرید طبقات پایین نیست، چرا باید هزینه اجتماعی و روانی آن را بپردازیم؟
در اقتصادی که مردم از خرج کردن میترسند و تقاضا در حال خاموشی است، هر تصمیمی که قدرت خرید را حتی اندکی کاهش دهد، به رکود دامن میزند.
نتیجه آن انبارهای پرکالا، کارخانههای نیمهفعال و بازارهای بیمشتری است.
در واقع مساله اصلی نه یارانه است و نه دهک بلکه اعتماد عمومی است....
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=571334
كانال قواعدبازی
✍ فاطمه رحیمی، سردبیر روزنامه جهان صنعت
✅ در روزهایی که اقتصاد ایران زیر فشار تورم، نوسانات ارزی و کسری بودجه درجا میزند، صدایی تازه از میان سیاستهای رفاهی به گوش رسید؛ وزیر کار اعلام کرده است که خانوارهای دارای خانه و درآمد ماهانه بالای ۳۰میلیون تومان از فهرست یارانهبگیران حذف میشوند.
در ظاهر تصمیمی منطقی است؛ حذف یارانه از کسانی که نیازمند نیستند تا منابع به دهکهای پایین برسد.
در عمل اما پرسش اصلی این است: آیا این مرز ۳۰میلیونی، مرز واقعی رفاه است یا مرز خطای سیاستگذاری؟
طبق گفته وزیر، خانوار سهنفره با درآمد ۳۰میلیون تومان در دهک هشتم قرار دارد اما واقعیت آن است که در اقتصاد امروز ایران ۳۰میلیون تومان درآمد در ماه الزاما به معنای رفاه نیست.
هزینه مسکن، خوراک، آموزش و درمان چنان افزایش یافته که حتی طبقه متوسط نیز در تامین نیازهای پایه گرفتار است.
وقتی خط فقر رسمی کشور- بنا به گفته سخنگوی دولت- برای خانواده چهارنفره حدود ۲۵میلیون تومان در ماه اعلام میشود، فاصله دهک هشتم با فقر تنها چند پله است، نه چند دهک.
در چنین شرایطی هر حذف نادرستی از فهرست یارانهبگیران میتواند فشار را نه از بالا بلکه از میانه جامعه بیشتر کند؛ از همان جایی که هنوز چرخ بازار و تولید بر آن استوار است.
در حقیقت مشکل در «عدد» نیست، در منطق تصمیمگیری است. تکیه بر درآمد اسمی و مالکیت خانه، بدون درنظر گرفتن واقعیت هزینهها و تفاوت مناطق، ما را به نتیجهای نادرست میرساند.
بسیاری از خانوادههای شهری تنها مالک خانهای قدیمی هستند اما با حقوقی ثابت و توان خریدی فرسوده زندگی میکنند. با معیار فعلی، این خانوادهها «غنی» تلقی میشوند در حالیکه واقعیت آن است که به سختی از طبقه متوسط سقوط نکردهاند.
سیاست حذف یارانه بر پایه چنین چرتکههایی، نه عدالت میآورد و نه اعتماد بلکه تنها بر بیاعتمادی مردم به آمار رسمی میافزاید.
وزیر کار میگوید که با حذف سه دهک بالایی حدود ۵هزار میلیارد تومان صرفهجویی خواهد شد اما همین وزیر تاکید میکند برای حمایت از سایر دهکها به ۲۵هزار میلیارد تومان نیاز است.
این یعنی منابع حاصل از حذف تنها یکپنجم هدف مورد نیاز است. پرسش ساده است: وقتی چنین سیاستی حتی از نظر عددی قادر به بازسازی قدرت خرید طبقات پایین نیست، چرا باید هزینه اجتماعی و روانی آن را بپردازیم؟
در اقتصادی که مردم از خرج کردن میترسند و تقاضا در حال خاموشی است، هر تصمیمی که قدرت خرید را حتی اندکی کاهش دهد، به رکود دامن میزند.
نتیجه آن انبارهای پرکالا، کارخانههای نیمهفعال و بازارهای بیمشتری است.
در واقع مساله اصلی نه یارانه است و نه دهک بلکه اعتماد عمومی است....
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=571334
كانال قواعدبازی
روزنامه جهان صنعت
مرز فقر یا رفاه؟
مرز فقر یا رفاه؟ روزنامه جهان صنعت
👍1
📌 ... کلمه "بعداً " را از زندگی ات حذف کن
اگرکاری رابایدشروع کنی،بکن
اگر حرفی را باید بزنی، بزن
اگر جایی برای رفتن داری، برو
اگر کتابی را باید بخوانی، بخوان
اگرعادتی رابایدتغییربدهی، بده
اگر محبتی را باید ابراز کنی، بکن
اگر درسی را باید یاد بگیری، بگیر
فردا برای همه، حتمی نیست...⁉️
اگرکاری رابایدشروع کنی،بکن
اگر حرفی را باید بزنی، بزن
اگر جایی برای رفتن داری، برو
اگر کتابی را باید بخوانی، بخوان
اگرعادتی رابایدتغییربدهی، بده
اگر محبتی را باید ابراز کنی، بکن
اگر درسی را باید یاد بگیری، بگیر
فردا برای همه، حتمی نیست...⁉️
👌3❤1
✳️ آیا میتوان علوم انسانی را از هوش مصنوعی نجات داد؟!
✅ ترکیب سهگانه «سودمحوری»، «کمسوادی» و «هوش مصنوعی» علوم انسانی را به زانو درآورده است!
■ آموزشهای لیبرال -شامل فلسفه، ادبیات، زبان، تاریخ و رشتههایی مشابه آنها- چند قرن، هستۀ اصلی رسالت دانشگاهها را میساخت. هدف از این نوع آموزش، پرورش دانشجویانی آزاد و خردمند بود که بتوانند نقش رهبری را در جامعۀ خود ایفا کنند. اما امروزه این رشتهها یکی از سختترین دورانهای خود را سپری میکنند. جنیفر فری، استاد فلسفه و رئیس سابق کالج تولسا، اخیراً در نیویورکتایمز نوشت: تراژدی آکادمی معاصر این است که آموزشهای لیبرال حتی اگر بسیار هم موفق باشند، ناکارآمد و بیارزش قملداد میشوند.
■ دانشگاه روزگاری نهادی بود برای پرورش انسانهای ژرفاندیش و بزرگ. اما با تغییر تدریجی دستورکارهای این نهاد، دانشگاه به جایی تبدیل شد که وظیفهاش تولید انسانهایی است که بتوانند پول بیشتری دربیاورند.
■ بحران مالی سال ۲۰۰۸ وخامت این مسئله را دوچندان کرد. تیغِ سودآوری بالای سر همۀ استادان دانشگاه به چرخش درآمد. از شاخههای مختلف علوم انسانی، دم به دم، خواسته میشد تا بهرهوریشان را بالا ببرند و ثابت کنند به چه دردی میخورند. بدینترتیب، فضای بحثهای عمیق و رابطۀ غنی و پیچیدۀ استادان و دانشجویان در این رشتهها که نقش اصلی را در پرورش شخصیت علمی آنها ایفا میکرد از بین رفت، و جای آن را فرهنگِ سمی مقالهنویسی و کلاسهای شلوغ و دورههای آموزشی کوتاه پر کرد.
■ فری در گفتوگو با آناستازیا برگ، استاد فلسفۀ دانشگاه کالیفرنیا، میگوید «در عصر کاهش سواد، نفوذ افسارگسیختۀ هوش مصنوعی و سیاستهای اقتدارگرا، مبارزه برای علوم انسانی مبارزهای پیشاپیش شکستخورده به نظر میرسد».
■ در تصور امروزی ما از دانشگاه، دانشجویان باید در سالهای تحصیل خود مهارتهای لازم برای پیداکردن شغل و کسب درآمد را بیاموزند. اما این تصور فراموش میکند که، در مرتبۀ اول، دانشجوها بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه، باید بتوانند «زندگی» کنند. و برای این کار باید به درکی از شخصیت خودشان رسیده باشند و قابلیت تصمیمگیری و انتخابهای عاقلانه را کسب کرده باشند. همچنین باید به فهمی نظاممند از جهان اجتماعی خوشان رسیده باشند تا در کوران حوادث بهکلی سردرگم و پریشان نشوند. و این اتفاقی است که با افول علوم انسانی رخ داده است.
■ منتقدان میگویند که علوم انسانی درنهایت به دانشجویان میآموزند چگونه متنهایی تأثیرگذار بنویسند، حالآنکه هوش مصنوعی با سرعتی باورنکردنی این کار را انجام میدهد. از نظر فری، آنچه این منتقدان نادیده میگیرند این است که «نوشتن» مهمترین راه بشر برای «فکرکردن» است. و ما با سپردن این وظیفه به ماشین خودمان را از قابلیت اندیشیدن محروم میکنیم. پس نباید تعجب کنیم اگر در بحرانهای سیاسی، اجتماعی یا محیطزیستی با مردمی روبهرو میشویم که به نظر میرسد رفتارهایشان با هیچ منطقی سازگار نیست.
■ فری میگوید شیوۀ فهم امروزی از دانشگاه و وظایف و تواناییهای آن تماماً به ضرر علوم انسانی است. با ازمیانبردن فرصت گفتوگوهای بنیادین در دانشگاه و جایگزینکردن آن با مقاله و پروژه چه اتفاقی میافتد؟ مقالههای استادان در آرشیو مجلات تخصصی خاک میخورد و دانشجویان، سرگشته و گیج، از کلاسی به کلاس دیگر میروند. اما این مسئله صرفاً در سطح دانشکدههای علوم انسانی باقی نمیماند. جامعهای که کوهی از مقالههای خواندهنشده و لشکری از دانشجویان سردرگم تولید میکند بعید است آیندۀ روشنی در پیش داشته باشد.
🔺آنچه خواندید برگرفته از مصاحبۀ آناستازیا برگ، استاد فلسفۀ دانشگاه کالیفرنیا و سردبیر مجلۀ پوینت، با جنیفر فِرِی، رئیس سابق کالج تولسا است که در تاریخ ۱۵ اکتبر ۲۰۲۵ با عنوان «آیا میتوان علوم انسانی را نجات داد؟»در سابستک مجلۀ پوینت منتشر شده است.
مدرسه مدیریت
✅ ترکیب سهگانه «سودمحوری»، «کمسوادی» و «هوش مصنوعی» علوم انسانی را به زانو درآورده است!
■ آموزشهای لیبرال -شامل فلسفه، ادبیات، زبان، تاریخ و رشتههایی مشابه آنها- چند قرن، هستۀ اصلی رسالت دانشگاهها را میساخت. هدف از این نوع آموزش، پرورش دانشجویانی آزاد و خردمند بود که بتوانند نقش رهبری را در جامعۀ خود ایفا کنند. اما امروزه این رشتهها یکی از سختترین دورانهای خود را سپری میکنند. جنیفر فری، استاد فلسفه و رئیس سابق کالج تولسا، اخیراً در نیویورکتایمز نوشت: تراژدی آکادمی معاصر این است که آموزشهای لیبرال حتی اگر بسیار هم موفق باشند، ناکارآمد و بیارزش قملداد میشوند.
■ دانشگاه روزگاری نهادی بود برای پرورش انسانهای ژرفاندیش و بزرگ. اما با تغییر تدریجی دستورکارهای این نهاد، دانشگاه به جایی تبدیل شد که وظیفهاش تولید انسانهایی است که بتوانند پول بیشتری دربیاورند.
■ بحران مالی سال ۲۰۰۸ وخامت این مسئله را دوچندان کرد. تیغِ سودآوری بالای سر همۀ استادان دانشگاه به چرخش درآمد. از شاخههای مختلف علوم انسانی، دم به دم، خواسته میشد تا بهرهوریشان را بالا ببرند و ثابت کنند به چه دردی میخورند. بدینترتیب، فضای بحثهای عمیق و رابطۀ غنی و پیچیدۀ استادان و دانشجویان در این رشتهها که نقش اصلی را در پرورش شخصیت علمی آنها ایفا میکرد از بین رفت، و جای آن را فرهنگِ سمی مقالهنویسی و کلاسهای شلوغ و دورههای آموزشی کوتاه پر کرد.
■ فری در گفتوگو با آناستازیا برگ، استاد فلسفۀ دانشگاه کالیفرنیا، میگوید «در عصر کاهش سواد، نفوذ افسارگسیختۀ هوش مصنوعی و سیاستهای اقتدارگرا، مبارزه برای علوم انسانی مبارزهای پیشاپیش شکستخورده به نظر میرسد».
■ در تصور امروزی ما از دانشگاه، دانشجویان باید در سالهای تحصیل خود مهارتهای لازم برای پیداکردن شغل و کسب درآمد را بیاموزند. اما این تصور فراموش میکند که، در مرتبۀ اول، دانشجوها بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه، باید بتوانند «زندگی» کنند. و برای این کار باید به درکی از شخصیت خودشان رسیده باشند و قابلیت تصمیمگیری و انتخابهای عاقلانه را کسب کرده باشند. همچنین باید به فهمی نظاممند از جهان اجتماعی خوشان رسیده باشند تا در کوران حوادث بهکلی سردرگم و پریشان نشوند. و این اتفاقی است که با افول علوم انسانی رخ داده است.
■ منتقدان میگویند که علوم انسانی درنهایت به دانشجویان میآموزند چگونه متنهایی تأثیرگذار بنویسند، حالآنکه هوش مصنوعی با سرعتی باورنکردنی این کار را انجام میدهد. از نظر فری، آنچه این منتقدان نادیده میگیرند این است که «نوشتن» مهمترین راه بشر برای «فکرکردن» است. و ما با سپردن این وظیفه به ماشین خودمان را از قابلیت اندیشیدن محروم میکنیم. پس نباید تعجب کنیم اگر در بحرانهای سیاسی، اجتماعی یا محیطزیستی با مردمی روبهرو میشویم که به نظر میرسد رفتارهایشان با هیچ منطقی سازگار نیست.
■ فری میگوید شیوۀ فهم امروزی از دانشگاه و وظایف و تواناییهای آن تماماً به ضرر علوم انسانی است. با ازمیانبردن فرصت گفتوگوهای بنیادین در دانشگاه و جایگزینکردن آن با مقاله و پروژه چه اتفاقی میافتد؟ مقالههای استادان در آرشیو مجلات تخصصی خاک میخورد و دانشجویان، سرگشته و گیج، از کلاسی به کلاس دیگر میروند. اما این مسئله صرفاً در سطح دانشکدههای علوم انسانی باقی نمیماند. جامعهای که کوهی از مقالههای خواندهنشده و لشکری از دانشجویان سردرگم تولید میکند بعید است آیندۀ روشنی در پیش داشته باشد.
🔺آنچه خواندید برگرفته از مصاحبۀ آناستازیا برگ، استاد فلسفۀ دانشگاه کالیفرنیا و سردبیر مجلۀ پوینت، با جنیفر فِرِی، رئیس سابق کالج تولسا است که در تاریخ ۱۵ اکتبر ۲۰۲۵ با عنوان «آیا میتوان علوم انسانی را نجات داد؟»در سابستک مجلۀ پوینت منتشر شده است.
مدرسه مدیریت