چارهای جز تکیه بر بخش خدمات برای دستیابی طبقه متوسط به انواع شغلهای مولد نداریم.
▫️خوشبختانه، در اقتصادهای پیشرفته و در حال توسعه به طور یکسان، آزمایشهای محلی و منطقهای متعددی موجود است که در آنها شراکت میان نهادهای دولتی و بخش خصوصی یا گروههای مدنی، تحولات اقتصادی معناداری را به بار آورده است. این ابتکارات محلی و مکانمحور ممکن است شبیه سیاستهای صنعتی سنتی جلوه نکنند، اما مشابه راهبرد صنعتی نوین چین هستند. آنها همکاریهای تکرارشونده و تامین ورودیهای عمومی (آموزش مهارتها، گسترش کسبوکار، کمکهای مقرراتی و سایتهای سبز) را در کنار یارانهها برای شناسایی فرصتهای تجاری نوین و کاهش محدودیتها در بر میگیرند.
▫️مقامات اقتصادی ملی میتوانند از این مدلها الگو بگیرند. دولت رئیسجمهور سابق آمریکا، جو بایدن، «چالشهایی» را شناسایی کرد و آژانسهای توسعه اقتصادی در مناطق مختلف را با وعده تامین مالی دولتی دعوت به ارائه پیشنهادهایی برای نحوه برطرف کردن آنها ساخت. چنین رویکردی نه تنها منابع جدیدی فراهم میآورد، بلکه بازیگران محلی را به غلبه بر مشکلات اقدام جمعی و تدوین چشماندازی مشترک برای توسعه آینده ترغیب میکند. متأسفانه، مقیاس این برنامهها در مقایسه با سیاستهای صنعتی برجسته دولت، یعنی «قانون تراشهها و علم» و «قانون کاهش تورم»، که هر دو عمدتا به سوی تولید گرایش داشتند، ناچیز بود.
▫️دولتهای ملی، به ویژه در اقتصادهای پیشرفته، میتوانند نقشی عظیم در هدایت نوآوری به شیوه نوآوریهای دوستدار نیروی کار ایفا کنند. بسیاری از صنایع خدماتی مانند خردهفروشی، انبارداری و لجستیک پیشتر از معرفی فناوریهای دیجیتال نوین بهره بردهاند، اما شرکتهای خصوصی همیشه منافع کارگران را در نظر ندارند. آنها ترجیح میدهند از فناوری نوین به جای اعطای خودمختاری و امکان انجام طیف گستردهتری از وظایف به کارگران، برای نظارت و استثمار بیشتر آنها بهره جویند. تولید فناوریهایی که کارگران را در شغلهای سنتی کمدرآمد مانند مراقبت، خردهفروشی و خدمات غذایی توانمند سازد، نیازمند تلاش عمومی اختصاصی است، مشابه آنچه برای انرژیهای تجدیدپذیر طلب میشود.
▫️فهرست سیاستهای فعلی برای وظایف پیش رو ناکافی است و قطعا تعارضات جدی میان اهداف ایجاد خواهد کرد. برای مقابله همزمان با دگرگونیهای اقلیمی، بازسازی طبقه متوسط و کاهش فقر، باید از شیوههای فکری تثبیتشده فاصله بگیریم و رویکردهای نوین را مد نظر قرار دهیم. خبر مسرتبخش این است که گام نهادن در مسیر سیاستهای بهتر و فرهیختهتر نه ناممکن است و نه دیرهنگام. بذرهای این رویکردهای نوآورانه پیش از این در رویههای رایج در سراسر جهان پاشیده شده است. به انقلاب نیاز نیست، تنها به بازپیکربندی اولویتها و سیاستها نیاز داریم.
▫️گرچه با نگاه به داخل و امید کمتر داشتن به همکاریهای جهانی بیشتر گزینههای مرجح اقتصاددانان و طبقه تکنوکراتهای دیگر منتفی میشوند، اما این نگاه راهحلهای دیگری را که اغلب در جهان واقعی مؤثرترند، روی میز میگذارد.
لينك مطلب؛
https://www.project-syndicate.org/commentary/climate-change-middle-class-erosion-global-poverty-solutions-already-exist-by-dani-rodrik-2025-10?referral=533c72
كانال قواعدبازی
▫️خوشبختانه، در اقتصادهای پیشرفته و در حال توسعه به طور یکسان، آزمایشهای محلی و منطقهای متعددی موجود است که در آنها شراکت میان نهادهای دولتی و بخش خصوصی یا گروههای مدنی، تحولات اقتصادی معناداری را به بار آورده است. این ابتکارات محلی و مکانمحور ممکن است شبیه سیاستهای صنعتی سنتی جلوه نکنند، اما مشابه راهبرد صنعتی نوین چین هستند. آنها همکاریهای تکرارشونده و تامین ورودیهای عمومی (آموزش مهارتها، گسترش کسبوکار، کمکهای مقرراتی و سایتهای سبز) را در کنار یارانهها برای شناسایی فرصتهای تجاری نوین و کاهش محدودیتها در بر میگیرند.
▫️مقامات اقتصادی ملی میتوانند از این مدلها الگو بگیرند. دولت رئیسجمهور سابق آمریکا، جو بایدن، «چالشهایی» را شناسایی کرد و آژانسهای توسعه اقتصادی در مناطق مختلف را با وعده تامین مالی دولتی دعوت به ارائه پیشنهادهایی برای نحوه برطرف کردن آنها ساخت. چنین رویکردی نه تنها منابع جدیدی فراهم میآورد، بلکه بازیگران محلی را به غلبه بر مشکلات اقدام جمعی و تدوین چشماندازی مشترک برای توسعه آینده ترغیب میکند. متأسفانه، مقیاس این برنامهها در مقایسه با سیاستهای صنعتی برجسته دولت، یعنی «قانون تراشهها و علم» و «قانون کاهش تورم»، که هر دو عمدتا به سوی تولید گرایش داشتند، ناچیز بود.
▫️دولتهای ملی، به ویژه در اقتصادهای پیشرفته، میتوانند نقشی عظیم در هدایت نوآوری به شیوه نوآوریهای دوستدار نیروی کار ایفا کنند. بسیاری از صنایع خدماتی مانند خردهفروشی، انبارداری و لجستیک پیشتر از معرفی فناوریهای دیجیتال نوین بهره بردهاند، اما شرکتهای خصوصی همیشه منافع کارگران را در نظر ندارند. آنها ترجیح میدهند از فناوری نوین به جای اعطای خودمختاری و امکان انجام طیف گستردهتری از وظایف به کارگران، برای نظارت و استثمار بیشتر آنها بهره جویند. تولید فناوریهایی که کارگران را در شغلهای سنتی کمدرآمد مانند مراقبت، خردهفروشی و خدمات غذایی توانمند سازد، نیازمند تلاش عمومی اختصاصی است، مشابه آنچه برای انرژیهای تجدیدپذیر طلب میشود.
▫️فهرست سیاستهای فعلی برای وظایف پیش رو ناکافی است و قطعا تعارضات جدی میان اهداف ایجاد خواهد کرد. برای مقابله همزمان با دگرگونیهای اقلیمی، بازسازی طبقه متوسط و کاهش فقر، باید از شیوههای فکری تثبیتشده فاصله بگیریم و رویکردهای نوین را مد نظر قرار دهیم. خبر مسرتبخش این است که گام نهادن در مسیر سیاستهای بهتر و فرهیختهتر نه ناممکن است و نه دیرهنگام. بذرهای این رویکردهای نوآورانه پیش از این در رویههای رایج در سراسر جهان پاشیده شده است. به انقلاب نیاز نیست، تنها به بازپیکربندی اولویتها و سیاستها نیاز داریم.
▫️گرچه با نگاه به داخل و امید کمتر داشتن به همکاریهای جهانی بیشتر گزینههای مرجح اقتصاددانان و طبقه تکنوکراتهای دیگر منتفی میشوند، اما این نگاه راهحلهای دیگری را که اغلب در جهان واقعی مؤثرترند، روی میز میگذارد.
لينك مطلب؛
https://www.project-syndicate.org/commentary/climate-change-middle-class-erosion-global-poverty-solutions-already-exist-by-dani-rodrik-2025-10?referral=533c72
كانال قواعدبازی
Project Syndicate
Neglected Solutions to Our Biggest Problems
Dani Rodrik argues that we already have the tools we need to address the world's biggest economic challenges.
*۱۰ کشور خشک جهان*
بسیاری از خشکترین کشورهای جهان در صحرای بزرگ آفریقا و شبهجزیره عربستان (مانند مصر، لیبی و عربستان سعودی) قرار دارند و تحت تأثیر فشارهای بالای نیمهگرمسیری، تابش شدید خورشید و تابستانهای طولانی و بیباران هستند.
زمانی که باران میبارد، کوتاه و نامنظم است و معمولاً به جبهههای زمستانی یا جریانهای کوتاهمدت موسمی مربوط میشود؛ رگبارهای شدید از بستر رودهای خشک (وادیها) عبور میکنند و سیلاب ایجاد میکنند، نه تغذیهی آب زیرزمینی (مانند عربستان و اردن).
زمینهای هموار و فاصله از منابع رطوبتی، صعود هوای لازم برای تشکیل ابر را محدود میکند. بادهای داغ بیابانی و فلاتهای داخلی مانند نجد در عربستان، تبخیر را بهمراتب بیش از میزان بارش افزایش میدهند.
میانگینهای کشوری نیز تفاوتها را پنهان میکنند: مناطق کوهستانی لیبی و سواحل مدیترانهای مصر در زمستان اندکی بارش دارند، در حالی که نواحی داخلی تقریباً هیچ بارانی دریافت نمیکنند. با توجه به نبود رودخانههای دائمی، کشورهایی مانند قطر، بحرین و امارات متحده عربی به سفرههای آب فسیلی، آبشیرینکنی و مدیریت تقاضا متکیاند.
مجموع بارش میتواند بر اثر خشکسالیهای چندساله یا طوفانهای نادر (مانند بقایای طوفان مکنو) تغییر کند، اما الگوی کلی ثابت است.
در این مقاله، کشورهای خشک جهان بر اساس میانگین بارش سالانه رتبهبندی شدهاند تا نشان داده شود چگونه جغرافیا و گردش جوّی، بارش را محدود میکند.
*فهرست ۱۰ کشور خشک جهان*
میانگین بارش سالانه (میلیمتر در سال)
مصر – ۵۱
لیبی – ۵۶
عربستان سعودی – ۵۹
قطر – ۷۴
امارات متحده عربی – ۷۸
بحرین – ۸۳
الجزایر – ۸۹
موریتانی – ۹۲
اردن – ۱۱۱
کویت – ۱۲۱
ایران- ۲۵۰
۱. مصر
مصر از خشکترین کشورهای جهان است زیرا بیشتر خاک آن در صحرای شرقی واقع شده که تحت سلطه فشار بالای نیمهگرمسیری و آسمان صاف قرار دارد.
بارش تقریباً فقط در سواحل مدیترانهای در زمستان رخ میدهد و حتی در آنجا نیز اندک است؛ شهرهایی مانند اقصر و اسوان تقریباً هیچ بارانی در طول سال دریافت نمیکنند. تابستانها طولانی، بسیار گرم و همراه با تبخیر شدیدند. بادهای گرم و خشک خماسين نیز بر خشکی میافزایند.
۲. لیبی
لیبی تقریباً بهطور کامل در صحرای بزرگ آفریقا قرار دارد و به دلیل فشار بالای نیمهگرمسیری، تابش مداوم و بارش ناچیز، از خشکترین کشورهاست. بارش محدود به نوار باریکی در ساحل مدیترانه است و بیشتر سالها خشکسالی دارد.
درون کشور گاه سالها هیچ بارانی نمیبارد و تنها واحهها محل زیست هستند. دمای تابستان تا ۴۸ درجه میرسد و باد داغ «غِبلی» خشکی را تشدید میکند.
۳. عربستان سعودی
عربستان آبوهوای بیابانی دارد و تقریباً هیچ منطقهای از آن از گرما و خشکی در امان نیست. میانگین بارش سالانه ۵۰ تا ۱۵۰ میلیمتر است و بخشهایی مانند نجد و ربعالخالی حتی کمتر دریافت میکنند.
تبخیر شدید تابستانی رطوبت اندک را از بین میبرد. هیچ رودخانه دائمی وجود ندارد و فقط پس از طوفانهای نادر، وادیها برای مدت کوتاهی جریان مییابند. تنها مناطق کوهستانی جنوبغربی گاه بیش از ۲۵۰ میلیمتر باران دارند.
۴. قطر
قطر شبهجزیرهای مسطح با اقلیم بیابانی است. میانگین بارش حدود ۷۵ میلیمتر در سال است و بیشتر آن بین دسامبر تا آوریل میبارد. تابستانها بسیار گرماند و دمای هوا گاه از ۴۳ درجه میگذرد.
بادهای خشک جنوبی و طوفانهای گرد و غبار، همراه با نبود بارش در نیمه سال، سبب خشکی مزمن میشوند.
۵. امارات متحده عربی
امارات نیز آبوهوای بیابانی دارد و میانگین بارش آن کمتر از ۱۰۰ میلیمتر در سال است که بیشتر در زمستان رخ میدهد. بارشها کوتاه و شدیدند و معمولاً موجب سیلاب میشوند نه تغذیه آب زیرزمینی.
گرمای تابستانی، تبخیر را بسیار بالا میبرد و حتی کوههای حجر در شرق کشور نیز بارش اندکی دارند.
۶. بحرین
بحرین اقلیمی بیابانی و ساحلی دارد با میانگین بارش حدود ۸۵ میلیمتر در سال. باران اندک و نامنظم، تبخیر بالا و گرمای تابستان (تا ۴۰ درجه و بالاتر) باعث خشکی شدید شده است. بادهای شمالغربی مرطوب «شمال» اغلب مهآلودند اما بارش نمیآورند، و باد گرم «قوس» در بهار، دما و گردوغبار را افزایش میدهد.
۷. الجزایر
بخش اعظم الجزایر در صحرای بزرگ قرار دارد و بارش در آن معمولاً کمتر از ۱۰۰ میلیمتر در سال است. تابستانها بسیار گرماند و دمای برخی مناطق به بیش از ۵۰ درجه میرسد. تنها سواحل مدیترانهای و کوههای شمالی مقداری بارش فصلی دارند، در حالی که مرکز و جنوب کشور بهشدت خشکاند.
بسیاری از خشکترین کشورهای جهان در صحرای بزرگ آفریقا و شبهجزیره عربستان (مانند مصر، لیبی و عربستان سعودی) قرار دارند و تحت تأثیر فشارهای بالای نیمهگرمسیری، تابش شدید خورشید و تابستانهای طولانی و بیباران هستند.
زمانی که باران میبارد، کوتاه و نامنظم است و معمولاً به جبهههای زمستانی یا جریانهای کوتاهمدت موسمی مربوط میشود؛ رگبارهای شدید از بستر رودهای خشک (وادیها) عبور میکنند و سیلاب ایجاد میکنند، نه تغذیهی آب زیرزمینی (مانند عربستان و اردن).
زمینهای هموار و فاصله از منابع رطوبتی، صعود هوای لازم برای تشکیل ابر را محدود میکند. بادهای داغ بیابانی و فلاتهای داخلی مانند نجد در عربستان، تبخیر را بهمراتب بیش از میزان بارش افزایش میدهند.
میانگینهای کشوری نیز تفاوتها را پنهان میکنند: مناطق کوهستانی لیبی و سواحل مدیترانهای مصر در زمستان اندکی بارش دارند، در حالی که نواحی داخلی تقریباً هیچ بارانی دریافت نمیکنند. با توجه به نبود رودخانههای دائمی، کشورهایی مانند قطر، بحرین و امارات متحده عربی به سفرههای آب فسیلی، آبشیرینکنی و مدیریت تقاضا متکیاند.
مجموع بارش میتواند بر اثر خشکسالیهای چندساله یا طوفانهای نادر (مانند بقایای طوفان مکنو) تغییر کند، اما الگوی کلی ثابت است.
در این مقاله، کشورهای خشک جهان بر اساس میانگین بارش سالانه رتبهبندی شدهاند تا نشان داده شود چگونه جغرافیا و گردش جوّی، بارش را محدود میکند.
*فهرست ۱۰ کشور خشک جهان*
میانگین بارش سالانه (میلیمتر در سال)
مصر – ۵۱
لیبی – ۵۶
عربستان سعودی – ۵۹
قطر – ۷۴
امارات متحده عربی – ۷۸
بحرین – ۸۳
الجزایر – ۸۹
موریتانی – ۹۲
اردن – ۱۱۱
کویت – ۱۲۱
ایران- ۲۵۰
۱. مصر
مصر از خشکترین کشورهای جهان است زیرا بیشتر خاک آن در صحرای شرقی واقع شده که تحت سلطه فشار بالای نیمهگرمسیری و آسمان صاف قرار دارد.
بارش تقریباً فقط در سواحل مدیترانهای در زمستان رخ میدهد و حتی در آنجا نیز اندک است؛ شهرهایی مانند اقصر و اسوان تقریباً هیچ بارانی در طول سال دریافت نمیکنند. تابستانها طولانی، بسیار گرم و همراه با تبخیر شدیدند. بادهای گرم و خشک خماسين نیز بر خشکی میافزایند.
۲. لیبی
لیبی تقریباً بهطور کامل در صحرای بزرگ آفریقا قرار دارد و به دلیل فشار بالای نیمهگرمسیری، تابش مداوم و بارش ناچیز، از خشکترین کشورهاست. بارش محدود به نوار باریکی در ساحل مدیترانه است و بیشتر سالها خشکسالی دارد.
درون کشور گاه سالها هیچ بارانی نمیبارد و تنها واحهها محل زیست هستند. دمای تابستان تا ۴۸ درجه میرسد و باد داغ «غِبلی» خشکی را تشدید میکند.
۳. عربستان سعودی
عربستان آبوهوای بیابانی دارد و تقریباً هیچ منطقهای از آن از گرما و خشکی در امان نیست. میانگین بارش سالانه ۵۰ تا ۱۵۰ میلیمتر است و بخشهایی مانند نجد و ربعالخالی حتی کمتر دریافت میکنند.
تبخیر شدید تابستانی رطوبت اندک را از بین میبرد. هیچ رودخانه دائمی وجود ندارد و فقط پس از طوفانهای نادر، وادیها برای مدت کوتاهی جریان مییابند. تنها مناطق کوهستانی جنوبغربی گاه بیش از ۲۵۰ میلیمتر باران دارند.
۴. قطر
قطر شبهجزیرهای مسطح با اقلیم بیابانی است. میانگین بارش حدود ۷۵ میلیمتر در سال است و بیشتر آن بین دسامبر تا آوریل میبارد. تابستانها بسیار گرماند و دمای هوا گاه از ۴۳ درجه میگذرد.
بادهای خشک جنوبی و طوفانهای گرد و غبار، همراه با نبود بارش در نیمه سال، سبب خشکی مزمن میشوند.
۵. امارات متحده عربی
امارات نیز آبوهوای بیابانی دارد و میانگین بارش آن کمتر از ۱۰۰ میلیمتر در سال است که بیشتر در زمستان رخ میدهد. بارشها کوتاه و شدیدند و معمولاً موجب سیلاب میشوند نه تغذیه آب زیرزمینی.
گرمای تابستانی، تبخیر را بسیار بالا میبرد و حتی کوههای حجر در شرق کشور نیز بارش اندکی دارند.
۶. بحرین
بحرین اقلیمی بیابانی و ساحلی دارد با میانگین بارش حدود ۸۵ میلیمتر در سال. باران اندک و نامنظم، تبخیر بالا و گرمای تابستان (تا ۴۰ درجه و بالاتر) باعث خشکی شدید شده است. بادهای شمالغربی مرطوب «شمال» اغلب مهآلودند اما بارش نمیآورند، و باد گرم «قوس» در بهار، دما و گردوغبار را افزایش میدهد.
۷. الجزایر
بخش اعظم الجزایر در صحرای بزرگ قرار دارد و بارش در آن معمولاً کمتر از ۱۰۰ میلیمتر در سال است. تابستانها بسیار گرماند و دمای برخی مناطق به بیش از ۵۰ درجه میرسد. تنها سواحل مدیترانهای و کوههای شمالی مقداری بارش فصلی دارند، در حالی که مرکز و جنوب کشور بهشدت خشکاند.
🔺🔺🔺🔺
۸. موریتانی
موریتانی در حاشیه غربی صحرای بزرگ واقع شده و بیشتر آن بیابانی است. دما در تابستان تا ۵۰ درجه میرسد و بارش در بیشتر مناطق تقریباً صفر است. سواحل اقیانوس اطلس نیز بهدلیل جریانهای سرد دریایی مهآلودند اما باران نمیبارد. تنها نواحی جنوبی نزدیک مرز سنگال گاه در فصل موسمی (جولای تا سپتامبر) باران اندکی میگیرند.
۹. اردن
اردن آبوهوایی نیمهخشک تا بیابانی دارد. بیشتر بارش بین نوامبر تا آوریل رخ میدهد و تابستانها خشک و بسیار گرماند. بیشتر مناطق کشور کمتر از ۱۰۰ میلیمتر بارش سالانه دارند و تبخیر بالا رطوبت را کاهش میدهد. تنها مناطق شمالغربی کمی بارش بیشتری (۲۵۰ تا ۴۵۰ میلیمتر) دارند. بادهای گرم از مصر گردوغبار میآورند نه باران.
۱۰. کویت
کویت اقلیمی بیابانی با تابش شدید و بارندگی بسیار اندک دارد؛ میانگین بارش حدود ۱۰۰ تا ۱۱۵ میلیمتر در سال است. بیشتر بارش در زمستان رخ میدهد و کوتاهمدت است. دمای تابستان تا ۴۷ درجه میرسد و رطوبت به زیر ۱۰ درصد میرسد. تبخیر بسیار بیشتر از بارش است و این کشور از گرمترین مناطق جهان محسوب میشود.
این ده کشور نمونهای از یک واقعیت مشترک اقلیمی هستند: فشارهای بالای نیمهگرمسیری، زمینهای هموار و گرمای شدید موجب کاهش بارش و افزایش تبخیر میشوند. بارانهای ناگهانی معمولاً باعث سیلاب میشوند، نه تغذیهی منابع آب. کمبود رودخانههای دائمی و وسعت نواحی خشک، کشورها را به سوی استفاده از آبهای فسیلی، آبشیرینکنی، بازیافت و مدیریت دقیق مصرف سوق داده است. اگرچه بارش سالانه ممکن است با طوفانهای نادر یا خشکسالیهای چندساله تغییر کند، اما عوامل ساختاری خشکی پایدارند و برنامهریزی بلندمدت، زیرساخت مقاوم و حکمرانی کارآمد آب را امری ضروری میسازند.
ایران
ایران از جمله کشورهای خشک و نیمهخشک جهان است، زیرا بخش وسیعی از سرزمین آن در کمربند خشک جهانی و در زیر نفوذ پرفشار جنبحارهای قرار دارد. این شرایط موجب آسمان صاف، تابش شدید خورشید، بارش اندک و تبخیر بسیار بالا در بیشتر ماههای سال میشود. میانگین بارش سالانه در ایران یکسوم میانگین جهانی است.
در حالی که بخشهای شمالی و غربی کشور گاه بارشهای قابل توجه دارند، نواحی مرکزی، شرقی و جنوب شرقی در زمره خشکترین مناطق آسیا قرار میگیرند.
در نبود رودخانههای دائمی پرآب (جز معدود رودهای شمال و غرب)، بیشتر مناطق کشور به منابع آب زیرزمینی، قناتها، سدها و سامانههای انتقال آب وابستهاند.
تبخیر سالانه در برخی نواحی مرکزی بیش از ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ میلیمتر است؛ یعنی چندین برابر میانگین بارش. این عدم تعادل، بحران آب را به یکی از چالشهای اصلی کشور تبدیل کرده است.
با تغییرات اقلیمی، کاهش بارشهای زمستانی و افزایش دما، احتمال خشکسالیهای چندساله افزایش یافته است. بسیاری از تالابها مانند هورالعظیم، بختگان و گاوخونی خشک یا کمجان شدهاند و فرونشست زمین به یکی از نشانههای بحران آب زیرزمینی بدل گشته است.
ایران نمونهای روشن از واقعیت اقلیم خشک جهانی است: فشار بالای جنبحارهای، زمینهای هموار داخلی، گرمای شدید و تبخیر بالا موجب میشوند که بارش اندک و نامنظم، پاسخگوی نیازهای آبی جمعیت رو به رشد نباشد. آیندهی پایدار این سرزمین، در گرو مدیریت هوشمند منابع آب، بازیافت و بازچرخانی، اصلاح الگوی کشت، و سازگاری با کمآبی است.
🔻منبع:
https://www.worldatlas.com/climate/the-10-driest-countries-in-the-world.html
كانال قواعدبازی
۸. موریتانی
موریتانی در حاشیه غربی صحرای بزرگ واقع شده و بیشتر آن بیابانی است. دما در تابستان تا ۵۰ درجه میرسد و بارش در بیشتر مناطق تقریباً صفر است. سواحل اقیانوس اطلس نیز بهدلیل جریانهای سرد دریایی مهآلودند اما باران نمیبارد. تنها نواحی جنوبی نزدیک مرز سنگال گاه در فصل موسمی (جولای تا سپتامبر) باران اندکی میگیرند.
۹. اردن
اردن آبوهوایی نیمهخشک تا بیابانی دارد. بیشتر بارش بین نوامبر تا آوریل رخ میدهد و تابستانها خشک و بسیار گرماند. بیشتر مناطق کشور کمتر از ۱۰۰ میلیمتر بارش سالانه دارند و تبخیر بالا رطوبت را کاهش میدهد. تنها مناطق شمالغربی کمی بارش بیشتری (۲۵۰ تا ۴۵۰ میلیمتر) دارند. بادهای گرم از مصر گردوغبار میآورند نه باران.
۱۰. کویت
کویت اقلیمی بیابانی با تابش شدید و بارندگی بسیار اندک دارد؛ میانگین بارش حدود ۱۰۰ تا ۱۱۵ میلیمتر در سال است. بیشتر بارش در زمستان رخ میدهد و کوتاهمدت است. دمای تابستان تا ۴۷ درجه میرسد و رطوبت به زیر ۱۰ درصد میرسد. تبخیر بسیار بیشتر از بارش است و این کشور از گرمترین مناطق جهان محسوب میشود.
این ده کشور نمونهای از یک واقعیت مشترک اقلیمی هستند: فشارهای بالای نیمهگرمسیری، زمینهای هموار و گرمای شدید موجب کاهش بارش و افزایش تبخیر میشوند. بارانهای ناگهانی معمولاً باعث سیلاب میشوند، نه تغذیهی منابع آب. کمبود رودخانههای دائمی و وسعت نواحی خشک، کشورها را به سوی استفاده از آبهای فسیلی، آبشیرینکنی، بازیافت و مدیریت دقیق مصرف سوق داده است. اگرچه بارش سالانه ممکن است با طوفانهای نادر یا خشکسالیهای چندساله تغییر کند، اما عوامل ساختاری خشکی پایدارند و برنامهریزی بلندمدت، زیرساخت مقاوم و حکمرانی کارآمد آب را امری ضروری میسازند.
ایران
ایران از جمله کشورهای خشک و نیمهخشک جهان است، زیرا بخش وسیعی از سرزمین آن در کمربند خشک جهانی و در زیر نفوذ پرفشار جنبحارهای قرار دارد. این شرایط موجب آسمان صاف، تابش شدید خورشید، بارش اندک و تبخیر بسیار بالا در بیشتر ماههای سال میشود. میانگین بارش سالانه در ایران یکسوم میانگین جهانی است.
در حالی که بخشهای شمالی و غربی کشور گاه بارشهای قابل توجه دارند، نواحی مرکزی، شرقی و جنوب شرقی در زمره خشکترین مناطق آسیا قرار میگیرند.
در نبود رودخانههای دائمی پرآب (جز معدود رودهای شمال و غرب)، بیشتر مناطق کشور به منابع آب زیرزمینی، قناتها، سدها و سامانههای انتقال آب وابستهاند.
تبخیر سالانه در برخی نواحی مرکزی بیش از ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ میلیمتر است؛ یعنی چندین برابر میانگین بارش. این عدم تعادل، بحران آب را به یکی از چالشهای اصلی کشور تبدیل کرده است.
با تغییرات اقلیمی، کاهش بارشهای زمستانی و افزایش دما، احتمال خشکسالیهای چندساله افزایش یافته است. بسیاری از تالابها مانند هورالعظیم، بختگان و گاوخونی خشک یا کمجان شدهاند و فرونشست زمین به یکی از نشانههای بحران آب زیرزمینی بدل گشته است.
ایران نمونهای روشن از واقعیت اقلیم خشک جهانی است: فشار بالای جنبحارهای، زمینهای هموار داخلی، گرمای شدید و تبخیر بالا موجب میشوند که بارش اندک و نامنظم، پاسخگوی نیازهای آبی جمعیت رو به رشد نباشد. آیندهی پایدار این سرزمین، در گرو مدیریت هوشمند منابع آب، بازیافت و بازچرخانی، اصلاح الگوی کشت، و سازگاری با کمآبی است.
🔻منبع:
https://www.worldatlas.com/climate/the-10-driest-countries-in-the-world.html
كانال قواعدبازی
WorldAtlas
The 10 Driest Countries In The World
From the sandy plains of Africa and the Middle East to the rugged, windswept landscapes of Central Asia, these 10 countries are the driest in the world.
*چرا بازارهای نوظهور، عرصه آزمایش کربنزدایی خواهند بود؟*
۴ نوامبر ۲۰۲۵
بازارهای نوظهور بخش عمدهای از رشد جمعیت جهانی، گسترش زیرساختها و فعالیت اقتصادی را در دهههای آینده هدایت خواهند کرد - که آنها را به یک میدان آزمایش حیاتی برای راهحلهای اقلیمی تبدیل میکند.
بر این اساس، سرمایهگذارانی که صرفاً بر کربنزدایی بازارهای توسعهیافته تمرکز میکنند، ممکن است برخی از جذابترین فرصتها را نادیده بگیرند - فرصتهایی که حاشیه سود بهتر، دسترسی گستردهتر و منحنیهای پذیرش سریعتری را ارائه میدهند.
بازارهای نوظهور و اقتصادهای در حال توسعه (به استثنای چین) تقریباً یک چهارم تولید ناخالص داخلی جهانی را تشکیل میدهند، اما تا به امروز تنها ۱۴ درصد از جریانهای مالی جهانی در زمینه آب و هوا را جذب میکنند.
برای باقی ماندن در مسیر صفر خالص، این اقتصادها تا سال ۲۰۳۰ به ۴۵۰ تا ۵۵۰ میلیارد دلار اضافی در سال از طریق تأمین مالی خارجی نیاز خواهند داشت - افزایشی تا ۱۸ برابر.
ادامه مطلب؛
https://www.weforum.org/stories/2025/11/emerging-markets-test-ground-decarbonization/?
كانال قواعدبازی
۴ نوامبر ۲۰۲۵
بازارهای نوظهور بخش عمدهای از رشد جمعیت جهانی، گسترش زیرساختها و فعالیت اقتصادی را در دهههای آینده هدایت خواهند کرد - که آنها را به یک میدان آزمایش حیاتی برای راهحلهای اقلیمی تبدیل میکند.
بر این اساس، سرمایهگذارانی که صرفاً بر کربنزدایی بازارهای توسعهیافته تمرکز میکنند، ممکن است برخی از جذابترین فرصتها را نادیده بگیرند - فرصتهایی که حاشیه سود بهتر، دسترسی گستردهتر و منحنیهای پذیرش سریعتری را ارائه میدهند.
بازارهای نوظهور و اقتصادهای در حال توسعه (به استثنای چین) تقریباً یک چهارم تولید ناخالص داخلی جهانی را تشکیل میدهند، اما تا به امروز تنها ۱۴ درصد از جریانهای مالی جهانی در زمینه آب و هوا را جذب میکنند.
برای باقی ماندن در مسیر صفر خالص، این اقتصادها تا سال ۲۰۳۰ به ۴۵۰ تا ۵۵۰ میلیارد دلار اضافی در سال از طریق تأمین مالی خارجی نیاز خواهند داشت - افزایشی تا ۱۸ برابر.
ادامه مطلب؛
https://www.weforum.org/stories/2025/11/emerging-markets-test-ground-decarbonization/?
كانال قواعدبازی
World Economic Forum
Emerging markets are a testing ground for decarbonization
The most scalable climate solutions in emerging markets are not those that transplant global technologies, they are those built within their local context.
✳️ کدام مدل کارمند هستید؟
✅ معرفی ۴ تیپ معروف: I، T، V و M-Shaped
▫️ کارمند I-Shaped
این افراد در یک حوزه خاص تخصص عمیق دارند و مهارتهایشان تقریباً محدود به همان زمینه است؛ مثل برنامهنویسی که فقط یک زبان را خیلی خوب بلد است و در کار تیمی یا حوزههای دیگر چندان فعال نیست. این مدل بیشتر مناسب کارهای تخصصی و عمیق است که نیاز به تمرکز بالا روی یک مهارت دارد.
▫️ کارمند T-Shaped
علاوه بر داشتن تخصص عمیق در یک زمینه خاص (پای عمودی T)، در حوزههای دیگر هم دانش و مهارت سطحی دارند (پای افقی T). مثلاً یک طراح گرافیک که در طراحی حرفهای است اما کمی هم از بازاریابی و تولید محتوا سر در میآورد. این افراد برای کار تیمی، پروژههای چندرشتهای و موقعیتهایی که به انعطاف و همکاری نیاز دارد، فوقالعادهاند.
▫️ کارمند V-Shaped
این مدل نسخه پیشرفتهتر T است؛ یعنی فرد علاوه بر تخصص عمیق در یک حوزه، در زمینههای مرتبط و نزدیک به تخصصش هم مهارت متوسط و کاربردی دارد (نه فقط سطحی!). مثلاً یک مدیر پروژه که در مدیریت قوی است و در تحلیل داده و مارکتینگ نیز مهارت خوبی دارد. این افراد سریعتر یاد میگیرند و برای نقشهای رهبری و پروژههای پیچیده عالیاند.
▫️ کارمند M-Shaped
این افراد در دو یا چند حوزه مختلف تخصص عمیق دارند (مثل دو یا چند پای عمودی در حرف M). مثلاً کسی که هم برنامهنویسی را حرفهای بلده و هم در مدیریت محصول یا بازاریابی تخصص دارد. این مدل برای نقشهای مدیریتی، پروژههای بزرگ و کارهای چندجانبه خیلی ارزشمند است چون میتواند چند نقش کلیدی را همزمان اجرا کند.
برای حرکت از مدل I به مدل T یا حتی M، لازم است علاوه بر تعمیق تخصص اصلی خود، به یادگیری مهارتهای جانبی یا حوزههای مرتبط نیز بپردازید. به عنوان مثال، اگر تخصص شما برنامهنویسی است، میتوانید دانش خود را در زمینههایی مانند طراحی، مدیریت پروژه یا مهارتهای ارتباطی و کار تیمی نیز گسترش دهید تا توانمندیهای خود را افقیتر کنید.
برای تبدیل شدن به مدل M، باید در دو یا چند حوزه مختلف به سطح تخصص عمیق برسید؛ یعنی مثلاً همزمان در برنامهنویسی و مدیریت محصول یا بازاریابی به صورت حرفهای فعالیت داشته باشید.
شرکت در پروژههای چندرشتهای، همکاری با افراد دارای تخصصهای متفاوت و یادگیری مبتنی بر پروژه از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند در این مسیر به شما کمک کنند.
این مدلها به ما کمک میکنند بفهمیم هر فرد برای چه نوع کار یا تیمی مناسبتر است و چطور میتواند مسیر رشدش را هدفمندتر انتخاب کند.
مدیران تولیدوعملیات ایران زمین
✅ معرفی ۴ تیپ معروف: I، T، V و M-Shaped
▫️ کارمند I-Shaped
این افراد در یک حوزه خاص تخصص عمیق دارند و مهارتهایشان تقریباً محدود به همان زمینه است؛ مثل برنامهنویسی که فقط یک زبان را خیلی خوب بلد است و در کار تیمی یا حوزههای دیگر چندان فعال نیست. این مدل بیشتر مناسب کارهای تخصصی و عمیق است که نیاز به تمرکز بالا روی یک مهارت دارد.
▫️ کارمند T-Shaped
علاوه بر داشتن تخصص عمیق در یک زمینه خاص (پای عمودی T)، در حوزههای دیگر هم دانش و مهارت سطحی دارند (پای افقی T). مثلاً یک طراح گرافیک که در طراحی حرفهای است اما کمی هم از بازاریابی و تولید محتوا سر در میآورد. این افراد برای کار تیمی، پروژههای چندرشتهای و موقعیتهایی که به انعطاف و همکاری نیاز دارد، فوقالعادهاند.
▫️ کارمند V-Shaped
این مدل نسخه پیشرفتهتر T است؛ یعنی فرد علاوه بر تخصص عمیق در یک حوزه، در زمینههای مرتبط و نزدیک به تخصصش هم مهارت متوسط و کاربردی دارد (نه فقط سطحی!). مثلاً یک مدیر پروژه که در مدیریت قوی است و در تحلیل داده و مارکتینگ نیز مهارت خوبی دارد. این افراد سریعتر یاد میگیرند و برای نقشهای رهبری و پروژههای پیچیده عالیاند.
▫️ کارمند M-Shaped
این افراد در دو یا چند حوزه مختلف تخصص عمیق دارند (مثل دو یا چند پای عمودی در حرف M). مثلاً کسی که هم برنامهنویسی را حرفهای بلده و هم در مدیریت محصول یا بازاریابی تخصص دارد. این مدل برای نقشهای مدیریتی، پروژههای بزرگ و کارهای چندجانبه خیلی ارزشمند است چون میتواند چند نقش کلیدی را همزمان اجرا کند.
برای حرکت از مدل I به مدل T یا حتی M، لازم است علاوه بر تعمیق تخصص اصلی خود، به یادگیری مهارتهای جانبی یا حوزههای مرتبط نیز بپردازید. به عنوان مثال، اگر تخصص شما برنامهنویسی است، میتوانید دانش خود را در زمینههایی مانند طراحی، مدیریت پروژه یا مهارتهای ارتباطی و کار تیمی نیز گسترش دهید تا توانمندیهای خود را افقیتر کنید.
برای تبدیل شدن به مدل M، باید در دو یا چند حوزه مختلف به سطح تخصص عمیق برسید؛ یعنی مثلاً همزمان در برنامهنویسی و مدیریت محصول یا بازاریابی به صورت حرفهای فعالیت داشته باشید.
شرکت در پروژههای چندرشتهای، همکاری با افراد دارای تخصصهای متفاوت و یادگیری مبتنی بر پروژه از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند در این مسیر به شما کمک کنند.
این مدلها به ما کمک میکنند بفهمیم هر فرد برای چه نوع کار یا تیمی مناسبتر است و چطور میتواند مسیر رشدش را هدفمندتر انتخاب کند.
مدیران تولیدوعملیات ایران زمین
✳️ بدهی رفتاری و تهدید حافظه سازمان
🖊️دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
✅ گفت: من مدیرعاملی رو قبول نکردم چون موضوعات مالی خیلی بلد نبودم. برام خیلی جالب شد چون این صحبت رو از خیلی ها شنیده بودم ولی تا حالا از هیچ کسی نشنیدم که چون در مهارت های انسانی و کار کردن با آدم ها ضعیف بودم پیشنهاد مدیر عاملی رو رد کردم! (یه نکته توی پرانتز: موضوعات مالی شرکت را خیلی ساده میشه از طریق دیگران دنبال کرد و فقط کنترل استراتژیک داشت؛ ولی موضوعات انسانی و احساسی ذره ای قابل واگذاری نیست. موضوعات مالی را با آموزش میشود یاد گرفت ولی یادگیری موضوعات انسانی به مراتب دشوارتر و زمانبرتر است.).
● با این مقدمه بریم سراغ اصل داستان بدهی های رفتاری.
تو دنیای حسابداری یک مفهومی وجود داره به اسم "حسابداری تعهدی" (Accrual Accounting). مثال ساده اش اینه که فرض کنین شرکت شما در آذرماه خدماتی ارائه میده ولی مشتری قراره هزینه را توی دیماه پرداخت کنه. بر اساس حسابداری نقدی (Cash Accounting)، تا وقتی پول نرسیده، هیچ درآمدی ثبت نمیشه ولی در حسابداری تعهدی (Accrual Accounting) درآمد در همان آذرماه ثبت میشه، چون خدمات در آن ماه انجام شده.
بنابراین : در حسابداری، «آکیو» یعنی "ثبت و شناسایی تدریجی هزینهها یا درآمدها" حتی "اگر هنوز پرداخت نشده باشن".
● در دنیای سازمان ها هم، احساسات و واکنشها دقیقاً هینجوری هستن؛ یعنی اگر «بیتوجهیهای کوچک» ثبت و ترمیم نشن، مثل بدهیهای انباشته، بالاخره باعث میشن روزی سیستم فرو بپاشه. به عبارتی، "چیزهای منفی که توی زندگی به مرور انباشته میشن اگر بهموقع شناسایی و مدیریت نشن، تبدیل به بحران میشن."
● هر دلخوریِ نگفته، یک هزینهی معوق میشه؛ و هر سکوتِ معنادار تکراری، یک بدهیِ جدید به جا میذاره. اگر مراقب Accrualهای احساسی نباشیم، به صورت ناگهانی اعلام ورشکستگی میکنیم نه در دفتر مالی، بلکه اینبار در دفتر احساسات و تعاملات انسانی.
● با اجازتون با چند تا مثال بحث رو دنبال کنیم:
اول: در سطح خانواده
در روابط زناشویی یا کاری، هر بار که احساس ناراحتی، خشم، ناامیدی یا بیتوجهی اتفاق میافته ولی کسی دربارهاش حرف نمیزنه، در واقع داره یک «بدهی عاطفی» ثبت میشه. این بدهیها اگر ثبت بشن ولی تسویه نشن، کمکم انباشته میشن و روزی سیستم رابطه ورشکسته میشه. همونطور که در حسابداری، «هزینه پرداختنشده» بحران مالی میسازه، در رابطه هم «احساس پرداختنشده» بحران عاطفی میسازه.
دوم: مثال در سطح سازمان
در سازمانها هم Accrual میتونه استعارهای از تعلل در حل مشکلات کوچک باشه. وقتی مدیرها خطاهای کوچک، دلخوریهای تیم یا ضعفهای فرآیند رو نادیده میگیرن، دارن بدهیهای فرهنگی و رفتاری بزرگ انباشته میکنن.
نتیجه؟ بعد از مدتی، انفجار بیاعتمادی یا استعفاهای زنجیرهای رو شاهد هستیم.
سوم: در سطح جامعه
در سطح جامعه هم، Accrual یعنی «انباشت تدریجیِ نادیدهگرفتنها. هر بار که عدالت به تعویق میافته، هر بار که صدای گروهی شنیده نمیشه، هر بار که وعدهای داده میشه اما به فراموشی سپرده میشه، در واقع جامعه داره «بدهی اجتماعی» انباشته میکنه. این بدهیها در عمق احساس مردم ثبت میشن و روزی که نشانههاش بیرون میزنه، همه با تعجب میپرسن: «چطور یهدفعه اینطور شد؟
🔺بحث پایانی
حافظه سازمانی موضوع بسیار قدرتمند و جدیه. حافظه سازمانی خوبی و بدی ها نسبت به کارکنان و مشتریان، موفقیت و شکست ها، ملایمات و سخت گیری ها رو اصلا فراموش نمیکنه. ما با «آکیو» می توانیم هم حافظه سازمانی مثبت بسازیم هم منفی.
● زمانی منفی میشه که «آکیو» به بدهیهای نادیدهی انسانی منجر بشه. بیتوجهیهای کوچک، قولهای عملنشده، رفتارهای غیرشفاف، تصمیمهای یکطرفه، همهاش مثل اقساطی هستن که دیر یا زود باید پرداخت بشن.
● سازمانهایی که به موقع این بدهیها رو شناسایی و تسویه نمیکنن، ممکنه از بیرون موفق بهنظر برسن، اما از درون پر از خستگی، بیاعتمادی و دلزدگی هستن و در حافظه سازمان به عنوان نکته منفی باقی میمونن.
در مقابل، مدیرانی که «تفکر تعهدی انسانی» دارن، مثل حسابدارانی هستن که هر تراکنش کوچک رو در لحظه ثبت میکنن: احساسها، بازخوردها و نیازهای پنهان تیمشون رو میبینن، میشنون و به موقع پاسخ میدن و حافظه مثبت سازمانی رو رقم میزنن.
● میخوام خواهش کنم در انتها در مورد این جمله فکر کنید: "مدیریت واقعی، فقط دربارهی پول و پروژه نیست بلکه دربارهی احساس، اعتماد و تداوم روابطی است که حافظه مثبت سازمانی را می سازند."
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
🖊️دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
✅ گفت: من مدیرعاملی رو قبول نکردم چون موضوعات مالی خیلی بلد نبودم. برام خیلی جالب شد چون این صحبت رو از خیلی ها شنیده بودم ولی تا حالا از هیچ کسی نشنیدم که چون در مهارت های انسانی و کار کردن با آدم ها ضعیف بودم پیشنهاد مدیر عاملی رو رد کردم! (یه نکته توی پرانتز: موضوعات مالی شرکت را خیلی ساده میشه از طریق دیگران دنبال کرد و فقط کنترل استراتژیک داشت؛ ولی موضوعات انسانی و احساسی ذره ای قابل واگذاری نیست. موضوعات مالی را با آموزش میشود یاد گرفت ولی یادگیری موضوعات انسانی به مراتب دشوارتر و زمانبرتر است.).
● با این مقدمه بریم سراغ اصل داستان بدهی های رفتاری.
تو دنیای حسابداری یک مفهومی وجود داره به اسم "حسابداری تعهدی" (Accrual Accounting). مثال ساده اش اینه که فرض کنین شرکت شما در آذرماه خدماتی ارائه میده ولی مشتری قراره هزینه را توی دیماه پرداخت کنه. بر اساس حسابداری نقدی (Cash Accounting)، تا وقتی پول نرسیده، هیچ درآمدی ثبت نمیشه ولی در حسابداری تعهدی (Accrual Accounting) درآمد در همان آذرماه ثبت میشه، چون خدمات در آن ماه انجام شده.
بنابراین : در حسابداری، «آکیو» یعنی "ثبت و شناسایی تدریجی هزینهها یا درآمدها" حتی "اگر هنوز پرداخت نشده باشن".
● در دنیای سازمان ها هم، احساسات و واکنشها دقیقاً هینجوری هستن؛ یعنی اگر «بیتوجهیهای کوچک» ثبت و ترمیم نشن، مثل بدهیهای انباشته، بالاخره باعث میشن روزی سیستم فرو بپاشه. به عبارتی، "چیزهای منفی که توی زندگی به مرور انباشته میشن اگر بهموقع شناسایی و مدیریت نشن، تبدیل به بحران میشن."
● هر دلخوریِ نگفته، یک هزینهی معوق میشه؛ و هر سکوتِ معنادار تکراری، یک بدهیِ جدید به جا میذاره. اگر مراقب Accrualهای احساسی نباشیم، به صورت ناگهانی اعلام ورشکستگی میکنیم نه در دفتر مالی، بلکه اینبار در دفتر احساسات و تعاملات انسانی.
● با اجازتون با چند تا مثال بحث رو دنبال کنیم:
اول: در سطح خانواده
در روابط زناشویی یا کاری، هر بار که احساس ناراحتی، خشم، ناامیدی یا بیتوجهی اتفاق میافته ولی کسی دربارهاش حرف نمیزنه، در واقع داره یک «بدهی عاطفی» ثبت میشه. این بدهیها اگر ثبت بشن ولی تسویه نشن، کمکم انباشته میشن و روزی سیستم رابطه ورشکسته میشه. همونطور که در حسابداری، «هزینه پرداختنشده» بحران مالی میسازه، در رابطه هم «احساس پرداختنشده» بحران عاطفی میسازه.
دوم: مثال در سطح سازمان
در سازمانها هم Accrual میتونه استعارهای از تعلل در حل مشکلات کوچک باشه. وقتی مدیرها خطاهای کوچک، دلخوریهای تیم یا ضعفهای فرآیند رو نادیده میگیرن، دارن بدهیهای فرهنگی و رفتاری بزرگ انباشته میکنن.
نتیجه؟ بعد از مدتی، انفجار بیاعتمادی یا استعفاهای زنجیرهای رو شاهد هستیم.
سوم: در سطح جامعه
در سطح جامعه هم، Accrual یعنی «انباشت تدریجیِ نادیدهگرفتنها. هر بار که عدالت به تعویق میافته، هر بار که صدای گروهی شنیده نمیشه، هر بار که وعدهای داده میشه اما به فراموشی سپرده میشه، در واقع جامعه داره «بدهی اجتماعی» انباشته میکنه. این بدهیها در عمق احساس مردم ثبت میشن و روزی که نشانههاش بیرون میزنه، همه با تعجب میپرسن: «چطور یهدفعه اینطور شد؟
🔺بحث پایانی
حافظه سازمانی موضوع بسیار قدرتمند و جدیه. حافظه سازمانی خوبی و بدی ها نسبت به کارکنان و مشتریان، موفقیت و شکست ها، ملایمات و سخت گیری ها رو اصلا فراموش نمیکنه. ما با «آکیو» می توانیم هم حافظه سازمانی مثبت بسازیم هم منفی.
● زمانی منفی میشه که «آکیو» به بدهیهای نادیدهی انسانی منجر بشه. بیتوجهیهای کوچک، قولهای عملنشده، رفتارهای غیرشفاف، تصمیمهای یکطرفه، همهاش مثل اقساطی هستن که دیر یا زود باید پرداخت بشن.
● سازمانهایی که به موقع این بدهیها رو شناسایی و تسویه نمیکنن، ممکنه از بیرون موفق بهنظر برسن، اما از درون پر از خستگی، بیاعتمادی و دلزدگی هستن و در حافظه سازمان به عنوان نکته منفی باقی میمونن.
در مقابل، مدیرانی که «تفکر تعهدی انسانی» دارن، مثل حسابدارانی هستن که هر تراکنش کوچک رو در لحظه ثبت میکنن: احساسها، بازخوردها و نیازهای پنهان تیمشون رو میبینن، میشنون و به موقع پاسخ میدن و حافظه مثبت سازمانی رو رقم میزنن.
● میخوام خواهش کنم در انتها در مورد این جمله فکر کنید: "مدیریت واقعی، فقط دربارهی پول و پروژه نیست بلکه دربارهی احساس، اعتماد و تداوم روابطی است که حافظه مثبت سازمانی را می سازند."
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ شش خطای رایج مدیران در مدیریت ریسک
✳️ در یکی از ماندگارترین مقالات Harvard Business Review، نسیم طالب (Nassim Taleb)، دنیل گلدستاین (Daniel Goldstein) و مارک اسپیتزناگل (Mark Spitznagel) به یک توهم خطرناک حمله میکنند: اینکه تصور کنیم میتوان آینده را پیشبینی کرد.
🟢 در جهانی سرشار از رویدادهای غیرقابلپیشبینی، آنچه سازمانها را نجات میدهد «پیشبینی» نیست، بلکه کاهش آسیبپذیری و تقویت تابآوری است.
🔵 نویسندگان شش خطای کلاسیک را معرفی میکنند که هنوز در تفکر مدیران دربارهی ریسک تکرار میشود:
🟫 باور به توان پیشبینی رویدادهای افراطی: هیچکس قادر به پیشبینی قویترین شوکها نیست. تمرکز بر پیشبینی، ما را از آمادهسازی برای پیامدها غافل میکند.
🟧 اعتماد به گذشته برای پیشبینی آینده: در نظامهای پیچیدۀ امروزی، تاریخ تکرار نمیشود؛ بلکه گمراهکننده است.
🟨 بیتوجهی به توصیههای «چه نباید کرد»: در مدیریت ریسک، اجتناب از خطا مهمتر از جستجوی سود است. استادان شطرنج میدانند که برد با پرهیز از اشتباه حاصل میشود.
🟪 اندازهگیری ریسک با انحراف معیار: هیچ عددی نمیتواند پیچیدگی و شدت واقعی ریسک را نمایندگی کند.
⬛️ نادیدهگرفتن روانشناسی ریسک: نحوۀ بیان ریسک بههمان اندازه مهم است که محاسبۀ آن.
⬜️ حذف افزونگی بهنام کارایی: سازمانی که هیچ ظرفیت اضافی ندارد، با یک شوک کوچک فرو میریزد. طبیعت با دو کلیه و دو ریهاش نشان داده که بقا یعنی «ظرفیت اضافی».
🔴 نکتۀ کلیدی: مدیریت ریسک یعنی ساختن سازمانهایی که نهتنها از بحرانها جان سالم به در میبرند، بلکه از دل آنها قویتر بیرون میآیند.
همانطور که طالب میگوید:
«بزرگترین ریسک در درون ماست؛ در اعتمادبهنفس بیشازحد و غرورمان».
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ در یکی از ماندگارترین مقالات Harvard Business Review، نسیم طالب (Nassim Taleb)، دنیل گلدستاین (Daniel Goldstein) و مارک اسپیتزناگل (Mark Spitznagel) به یک توهم خطرناک حمله میکنند: اینکه تصور کنیم میتوان آینده را پیشبینی کرد.
🟢 در جهانی سرشار از رویدادهای غیرقابلپیشبینی، آنچه سازمانها را نجات میدهد «پیشبینی» نیست، بلکه کاهش آسیبپذیری و تقویت تابآوری است.
🔵 نویسندگان شش خطای کلاسیک را معرفی میکنند که هنوز در تفکر مدیران دربارهی ریسک تکرار میشود:
🟫 باور به توان پیشبینی رویدادهای افراطی: هیچکس قادر به پیشبینی قویترین شوکها نیست. تمرکز بر پیشبینی، ما را از آمادهسازی برای پیامدها غافل میکند.
🟧 اعتماد به گذشته برای پیشبینی آینده: در نظامهای پیچیدۀ امروزی، تاریخ تکرار نمیشود؛ بلکه گمراهکننده است.
🟨 بیتوجهی به توصیههای «چه نباید کرد»: در مدیریت ریسک، اجتناب از خطا مهمتر از جستجوی سود است. استادان شطرنج میدانند که برد با پرهیز از اشتباه حاصل میشود.
🟪 اندازهگیری ریسک با انحراف معیار: هیچ عددی نمیتواند پیچیدگی و شدت واقعی ریسک را نمایندگی کند.
⬛️ نادیدهگرفتن روانشناسی ریسک: نحوۀ بیان ریسک بههمان اندازه مهم است که محاسبۀ آن.
⬜️ حذف افزونگی بهنام کارایی: سازمانی که هیچ ظرفیت اضافی ندارد، با یک شوک کوچک فرو میریزد. طبیعت با دو کلیه و دو ریهاش نشان داده که بقا یعنی «ظرفیت اضافی».
🔴 نکتۀ کلیدی: مدیریت ریسک یعنی ساختن سازمانهایی که نهتنها از بحرانها جان سالم به در میبرند، بلکه از دل آنها قویتر بیرون میآیند.
همانطور که طالب میگوید:
«بزرگترین ریسک در درون ماست؛ در اعتمادبهنفس بیشازحد و غرورمان».
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ درس زندگی ؟!
✅ تیم ملی مصر داشت بعد از 28 سال به جام جهانی صعود میکرد… اما دقیقه 86 گل تساوی را خوردن و رویای یه کشور از بین میره…
گاهی وقتا درست همون لحظهای که فکر میکنی همه چیز خراب شده، مثل اون دقیقه ۸۶ که کنگو بازی رو مساوی کرد و انگار رؤیای یه ملت به باد رفت، همونجاست که زندگی یه پنالتی دیگه جلوت میذاره درست مثل محمد صلاح که توی آخرین لحظه اون پنالتی رو گل کرد
توی کسب وکار و زندگی هم همونجا که فکر میکنی همه چیز از دست رفته، شاید یه پنجره جدید برای یه حرکت جسورانهتر باز بشه، مهم اینه که اون لحظه رو درک کنی، خودت رو نبازی و بدونی که...
🔺هر شکست میتونه
شروع یه پیروزی دیگه باشه
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ تیم ملی مصر داشت بعد از 28 سال به جام جهانی صعود میکرد… اما دقیقه 86 گل تساوی را خوردن و رویای یه کشور از بین میره…
گاهی وقتا درست همون لحظهای که فکر میکنی همه چیز خراب شده، مثل اون دقیقه ۸۶ که کنگو بازی رو مساوی کرد و انگار رؤیای یه ملت به باد رفت، همونجاست که زندگی یه پنالتی دیگه جلوت میذاره درست مثل محمد صلاح که توی آخرین لحظه اون پنالتی رو گل کرد
توی کسب وکار و زندگی هم همونجا که فکر میکنی همه چیز از دست رفته، شاید یه پنجره جدید برای یه حرکت جسورانهتر باز بشه، مهم اینه که اون لحظه رو درک کنی، خودت رو نبازی و بدونی که...
🔺هر شکست میتونه
شروع یه پیروزی دیگه باشه
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ معنی عملی حرف مدیرعامل Nvidia درآینده دنیای کسب وکار چیست؟
✅ وقتی عمده کارهای فکری توسط هوش مصنوعی انجام بشه و دوباره سهم مشاغل یدی بیشتر بشه، یعنی کاهش مزیت رقابتی زنان، یعنی دوباره اهمیت فیزیک و زور بازو، یعنی در آینده دوباره مشاغل بیشتر برای مردان، برگشت به مشابه سبک زندگیای که در اون مرد شکارچی بود و زن تربیت کننده فرزندان.
این یعنی پررنگ تر شدن برخی سنتهای خودجوش چند هزارساله.
مگر اینکه با مداخله دولتی، تعادل دست ساز مخرب دیگری پدید بیاد که بیشتر به فروپاشی انسان منتهی بشه.
✅ وقتی عمده کارهای فکری توسط هوش مصنوعی انجام بشه و دوباره سهم مشاغل یدی بیشتر بشه، یعنی کاهش مزیت رقابتی زنان، یعنی دوباره اهمیت فیزیک و زور بازو، یعنی در آینده دوباره مشاغل بیشتر برای مردان، برگشت به مشابه سبک زندگیای که در اون مرد شکارچی بود و زن تربیت کننده فرزندان.
این یعنی پررنگ تر شدن برخی سنتهای خودجوش چند هزارساله.
مگر اینکه با مداخله دولتی، تعادل دست ساز مخرب دیگری پدید بیاد که بیشتر به فروپاشی انسان منتهی بشه.
مرکز پژوهشهای اتاق ایران گزارش داد
📱 *ویتنام چگونه به سی و پنجمین اقتصاد بزرگ دنیا تبدیل شد؟*
مرکز پژوهشهای اتاق ایران در گزارشی به بررسی شرایط اقتصادی کشور ویتنام، پرداخته است.
🔹 در این گزارش آمده است: به لحاظ اقتصادی ویتنام نمونه یک داستان موفق توسعه است. اصلاحات اقتصادی از زمان Doi Moi در 1986 به همراه بهرهبرداری مناسب از روندهای اقتصادی جهانی موجب شده است که این کشور تنها طی یک نسل از یکی از فقیرترین ملتهای جهان به کشوری با درآمد متوسط تبدیل شود.
🔹 تنها بین 2002 تا 2021 سرانه تولید ناخالص داخلی ویتنام 3.6 برابر شده است و به نزدیک 3700 دلار امریکا رسیده است. نرخ فقر نیز تنها طی 10 سال یعنی از 2010 تا 2020 از 14 درصد به 3.8 درصد رسیده است.
🔹در نتیجه این روند، ویتنام در ابتدای دهه دوم هزارهٔ جدید، سی و پنجمین اقتصاد بزرگ دنیا به شمار میرود.
🔹متن کامل این گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/87920
📱 *ویتنام چگونه به سی و پنجمین اقتصاد بزرگ دنیا تبدیل شد؟*
مرکز پژوهشهای اتاق ایران در گزارشی به بررسی شرایط اقتصادی کشور ویتنام، پرداخته است.
🔹 در این گزارش آمده است: به لحاظ اقتصادی ویتنام نمونه یک داستان موفق توسعه است. اصلاحات اقتصادی از زمان Doi Moi در 1986 به همراه بهرهبرداری مناسب از روندهای اقتصادی جهانی موجب شده است که این کشور تنها طی یک نسل از یکی از فقیرترین ملتهای جهان به کشوری با درآمد متوسط تبدیل شود.
🔹 تنها بین 2002 تا 2021 سرانه تولید ناخالص داخلی ویتنام 3.6 برابر شده است و به نزدیک 3700 دلار امریکا رسیده است. نرخ فقر نیز تنها طی 10 سال یعنی از 2010 تا 2020 از 14 درصد به 3.8 درصد رسیده است.
🔹در نتیجه این روند، ویتنام در ابتدای دهه دوم هزارهٔ جدید، سی و پنجمین اقتصاد بزرگ دنیا به شمار میرود.
🔹متن کامل این گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/87920
otaghiranonline
ویتنام چگونه به سی و پنجمین اقتصاد بزرگ دنیا تبدیل شد؟
تنها بین 2002 تا 2021 سرانهٔ تولید ناخالص داخلی ویتنام 3.6 برابر شده و به نزدیک 3700 دلار امریکا رسیده است. نرخ فقر نیز تنها طی 10 سال یعنی از 2010 تا 2020 از 14 درصد به 3.8 درصد رسیده است.
🔻 تحریم علیه نوآوری
چرا با وجود تحریمها حرکت بر لبه فناوری ناممکن است؟
🔹 تحریم یک جنگ پیچیده با آثاری گسترده و عمیق است که زمان میبرد تا خودش را نشان دهد.
نه فقط بحران ارز، تورم بالا، کمرشدی مزمن و رکود، کاهش فروش نفت و افزایش گسترده فقر در جامعه، که در تشدید بحران آب و محیط زیست، فروکاست شاخصهای اخلاقی و زدودن شادمانی از جامعه و حتی افت فوتبال و اشتباهات داوری هم تحریم موثر است.
بستن دریچه ورود فناوری به کشور یکی از مهمترین پیامدهای تحریم است که تمام زندگی ما را تحت تاثیر قرار میدهد.
🔹 در مورد هزینههای ناشی از تحریم بر اقتصاد ایران برآوردهای متفاوتی در حوزههای مختلف شده است.
در مقاله رضا زمانی با عنوان «آیا هزینه میلیارددلاری تحریم برای توسعه اقتصادی ایران حائز اهمیت است؟»، عنوان شده که تحریمها در فاصله سالهای 2011 تا 2022 بر بخش خدمات 600 میلیون، بخش صنعت 450 میلیون و بخش کشاورزی 150 میلیون دلار هزینه وارد کرده که مجموع آن را به 1 /2 میلیارد دلار بالغ میکند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
چرا با وجود تحریمها حرکت بر لبه فناوری ناممکن است؟
🔹 تحریم یک جنگ پیچیده با آثاری گسترده و عمیق است که زمان میبرد تا خودش را نشان دهد.
نه فقط بحران ارز، تورم بالا، کمرشدی مزمن و رکود، کاهش فروش نفت و افزایش گسترده فقر در جامعه، که در تشدید بحران آب و محیط زیست، فروکاست شاخصهای اخلاقی و زدودن شادمانی از جامعه و حتی افت فوتبال و اشتباهات داوری هم تحریم موثر است.
بستن دریچه ورود فناوری به کشور یکی از مهمترین پیامدهای تحریم است که تمام زندگی ما را تحت تاثیر قرار میدهد.
🔹 در مورد هزینههای ناشی از تحریم بر اقتصاد ایران برآوردهای متفاوتی در حوزههای مختلف شده است.
در مقاله رضا زمانی با عنوان «آیا هزینه میلیارددلاری تحریم برای توسعه اقتصادی ایران حائز اهمیت است؟»، عنوان شده که تحریمها در فاصله سالهای 2011 تا 2022 بر بخش خدمات 600 میلیون، بخش صنعت 450 میلیون و بخش کشاورزی 150 میلیون دلار هزینه وارد کرده که مجموع آن را به 1 /2 میلیارد دلار بالغ میکند.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ آزار جنسی چگونه زنان را در بازار کار محافظهکار میکند؟
✅ راهحل اقتصاددانان برای کاهش آزار زنان در محیط کار
🔹بنا بر گزارش مریم رحیمی در هفته نامه تجارت فردا، زنان در حالی وارد بازار کار میشوند که معمولاً جایگاه شغلیشان از مردان نازلتر است و حقوق کمتری نسبت به آنها دریافت میکنند.
حال تصور کنید چه اتفاقی رخ میدهد اگر تمام این نابرابریها توامان با آزار جنسی در فقدان قوانین و سازوکارهای بازدارنده از آزار جنسی در محیط کار رخ دهد؟
🔹اقتصاددانان تاکید میکنند آزار جنسی نهفقط مسئلهای اخلاقی، بلکه عامل موثری بر بهرهوری نیروی کار و توسعه اقتصادی است.
🔹 نبود سازوکارهای حمایتی، ضعف نهادهای نظارتی و فرهنگ سازمانی مردسالار، زمینه تکرار این رفتارها را فراهم کرده است.
🔹در سال 2023، کلودیا گلدین نوبل اقتصاد را برای تحلیل تاریخی مشارکت زنان در بازار کار، فاصله حقوق بین زنان و مردان، تاثیر مسئولیتهای خانوادگی بر مسیر شغلی زنان و چگونگی تحول این مسائل در طول زمان دریافت کرد. آزار جنسی باعث آسیب روانی، اجتناب از ارتقای شغلی و انتقال زنان به مشاغل کمدرآمد میشود.
🔹 اگر عواقب شدیدی برای متخلفان در نظر گرفته شده و عملی شود، میتوان نیروهای انسانی زن را در سازمانها حفظ کرد.
⬅️ جزئیات بیشتر
https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-752913
✅ راهحل اقتصاددانان برای کاهش آزار زنان در محیط کار
🔹بنا بر گزارش مریم رحیمی در هفته نامه تجارت فردا، زنان در حالی وارد بازار کار میشوند که معمولاً جایگاه شغلیشان از مردان نازلتر است و حقوق کمتری نسبت به آنها دریافت میکنند.
حال تصور کنید چه اتفاقی رخ میدهد اگر تمام این نابرابریها توامان با آزار جنسی در فقدان قوانین و سازوکارهای بازدارنده از آزار جنسی در محیط کار رخ دهد؟
🔹اقتصاددانان تاکید میکنند آزار جنسی نهفقط مسئلهای اخلاقی، بلکه عامل موثری بر بهرهوری نیروی کار و توسعه اقتصادی است.
🔹 نبود سازوکارهای حمایتی، ضعف نهادهای نظارتی و فرهنگ سازمانی مردسالار، زمینه تکرار این رفتارها را فراهم کرده است.
🔹در سال 2023، کلودیا گلدین نوبل اقتصاد را برای تحلیل تاریخی مشارکت زنان در بازار کار، فاصله حقوق بین زنان و مردان، تاثیر مسئولیتهای خانوادگی بر مسیر شغلی زنان و چگونگی تحول این مسائل در طول زمان دریافت کرد. آزار جنسی باعث آسیب روانی، اجتناب از ارتقای شغلی و انتقال زنان به مشاغل کمدرآمد میشود.
🔹 اگر عواقب شدیدی برای متخلفان در نظر گرفته شده و عملی شود، میتوان نیروهای انسانی زن را در سازمانها حفظ کرد.
⬅️ جزئیات بیشتر
https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-752913
اقتصادنیوز
آزار جنسی چگونه زنان را در بازار کار محافظهکار میکند؟ | راهحل اقتصاددانان برای کاهش آزار زنان در محیط کار
اقتصادنیوز: با گذشت چند سال از گسترش جنبش «میتو» در ایران، بحث درباره آزار و تجاوز جنسی به یکی از چالشهای اجتماعی و اقتصادی جدی بدل شده است.
❤1
✳️ آشنایی با اصطلاحات تخصصی در حوزه منابع انسانی
✍ سعید پاکدل
✍ سعید پاکدل
مرکز پژوهشهای اتاق ایران گزارش داد
*شامخ مهرماه به 47.4 رسید | رشد سفارشات جدید زیر سایه انتظارات تورمی*
📈📉🔹مرکز پژوهشهای اتاق ایران گزارش داد: شاخص مدیران خرید (شامخ) کل اقتصاد برای مهرماه برابر با 47.4 برآورد شده و وضعیت کسبوکارها در این ماه برای نوزدهمین ماه متوالی، روندی کاهشی داشته است.
🔹با این حال شاخص مدیران خرید بخش صنعت در مهر ماه با عدد ۵۳.۴ به بالاترین سطح خود در 20 ماهه اخیر رسیده است که بیانگر رشد نسبی در تولید صنعتی بوده و قابل توجه است.
🔹سفارشات جدید مشتریان در کل اقتصاد، کاهش متوالی طی 20 ماه اخیر را نشان میدهد و در بخش صنعت طی مهر ماه افزایش یافته است که احتمالا به معنی شکلگیری انتظارات تحرک در تقاضای کل اقتصاد در ماههای آتی است.
🔹شاخص قیمت مواد اولیه به بالاترین سطح ۳۰ ماه اخیر رسیده و قیمت محصولات نهایی نیز بیشترین رشد ۸ ماه اخیر را داشته است. این افزایش قیمتها به تورم بیشتر در نیمه دوم سال دامن خواهد زد.
🔹گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/87938
*شامخ مهرماه به 47.4 رسید | رشد سفارشات جدید زیر سایه انتظارات تورمی*
📈📉🔹مرکز پژوهشهای اتاق ایران گزارش داد: شاخص مدیران خرید (شامخ) کل اقتصاد برای مهرماه برابر با 47.4 برآورد شده و وضعیت کسبوکارها در این ماه برای نوزدهمین ماه متوالی، روندی کاهشی داشته است.
🔹با این حال شاخص مدیران خرید بخش صنعت در مهر ماه با عدد ۵۳.۴ به بالاترین سطح خود در 20 ماهه اخیر رسیده است که بیانگر رشد نسبی در تولید صنعتی بوده و قابل توجه است.
🔹سفارشات جدید مشتریان در کل اقتصاد، کاهش متوالی طی 20 ماه اخیر را نشان میدهد و در بخش صنعت طی مهر ماه افزایش یافته است که احتمالا به معنی شکلگیری انتظارات تحرک در تقاضای کل اقتصاد در ماههای آتی است.
🔹شاخص قیمت مواد اولیه به بالاترین سطح ۳۰ ماه اخیر رسیده و قیمت محصولات نهایی نیز بیشترین رشد ۸ ماه اخیر را داشته است. این افزایش قیمتها به تورم بیشتر در نیمه دوم سال دامن خواهد زد.
🔹گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://otaghiranonline.ir/news/87938
otaghiranonline
شامخ مهرماه به 47.4 رسید | رشد سفارشات جدید زیر سایه انتظارات تورمی
شاخص مدیران خرید (شامخ) کل اقتصاد برای مهرماه برابر با 47.4 برآورد شده و حاکی از آن است که وضعیت کسبوکارها در این ماه برای نوزدهمین ماه متوالی، روندی کاهشی داشته است.
❤1
✳️ کالبدشکافی پیش از مرگ توسط تیم های قرمز
✍مجتبی لشکربلوکی
✅ معمولا بدن کسی که کشته شدنش مشکوک است را کالبدشکافی می کنند. نه فقط مرگ های مشکوک، به تمام فعالیتها و بررسیهایی که پس از فوت یک فرد انجام میگیرد تا علت، نحوه، زمان و شرایط مرگ مشخص شود می گویند معاینه پس از مرگ یا Postmortem. آیا پیش از مرگ هم کالبدشکافی می شود؟ قاعدتا نه! ولی در دنیای مدیریت و استراتژی بله!
■ تکنیک Premortem یک تکنیک قدرتمند در مدیریت ریسک و تصمیمگیری است که توسط روانشناس معروف، گری کلاین، ابداع شد.
هدف اصلی آن، شناسایی و کاهش نقاط ضعف مخفی یک پروژه یا تصمیم پیش از اجرای آن است. به جای اینکه بعد از شکست، علتیابی و کالبدشکافی کنیم، در این روش پیش از وقوع، شکست را تصور میکنیم و به دلایل آن فکر می کنیم
🔺تحلیل و تجویز راهبردی
به طور سنتی، تیمها پس از اتمام یک پروژه یا اجرای یک استراتژی، یک کالبدشکافی پس از مرگ برگزار میکنند تا درسهایی برای آینده بیاموزند. کالبدشکافی پیش از مرگ دقیقاً برعکس عمل میکند.
گام های اصلی آن چنین است:
۱) تصور شکست: از اعضای تیم بخواهید تصور کنند که استراتژی/پروژه به طور کامل شکست خورده.
۲) طوفان فکری برای دلایل شکست: از هر فرد بخواهید به صورت مستقل، حداقل ۵ تا ۱۰ دلیل معتبر (و نه دلایل پیشپاافتاده) برای این شکست فاجعهبار بنویسد.
■ این دلایل میتوانند شامل هر چیزی باشند: مشکلات فنی، اختلافات تیمی، تغییرات بازار، رقبا، مشکلات مالی، مسائل رگولاتوری، اتفاقات پیشبینی نشده و...
۳) جمعآوری و دستهبندی: دلایل جمعآوری شده را از همه اعضا دریافت کرده و آنها را در یک لیست واحد (بدون تکرار) گردآوری کنید.
۴) اولویت بندی: دلایل را بر اساس احتمال وقوع و شدت تأثیرشان بر شکست پروژه اولویتبندی کنید.
۵) طراحی اقدامات سه گانه: برای هر یک از دلایل اصلی شکست، اقدامات پیشگیرانه (برای جلوگیری از وقوع آن) و یا اقدامات جبرانی (برای کاهش تأثیر آن در صورت وقوع) و یا اقدامات آلترناتیو (برای سوئیچ کردن از برنامه الف به ب) طراحی کنید
🔺چرا کالبدشکافی پیش از مرگ مهم است؟
● دلیل اول: این تکنیک راهی برای خنثی کردن سوگیری خوشبینی به عنوان یکی از خطاهای مهم شناختی است. انسانها به طور طبیعی خوشبین هستند و تمایل دارند نقاط ضعف احتمالی را نادیده بگیرند.
● دلیل دوم: تشخیص نقاط کور (آسیب پذیری های پنهان): به دلیل تجربیات، تخصصها و دیدگاههای متفاوت اعضای تیم، Premortem میتواند نقاط کوری را که در برنامهریزی اولیه نادیده گرفته شدهاند، آشکار سازد.
● دلیل سوم: افزایش آمادگی همزمان ذهنی و روانی: با شناسایی مشکلات احتمالی پیش از وقوع، تیم آمادگی بهتری برای مقابله با چالشهای واقعی پیدا میکند. هم از نظر شناختی (پیش آگاهی) و هم از نظر احساسی (روانی) برای شرایط مختلف و چالش ها آماده تر است.
■ چه کسی این کار را انجام می دهد؟
هم می توانید خودتان این کار را انجام دهید هم از تکنیک تیم قرمز استفاده کنید که ریشه در حوزه ارتش و امنیت دارد. تیم قرمز چیست؟ گروهی از متخصصان مستقل و باتجربه که با هدف به چالش کشیدن، یافتن نقاط ضعف و کشف آسیبپذیریها در یک سیستم، طرح، یا تصمیم، به شیوهای تهاجمی (مانند یک دشمن یا رقیب) عمل میکنند.
■ خلاصه؛ آنانکه فقط موفقیت را تصور، تجسم و شبیه سازی می کنند بعدها دچار غافل گیری های استراتژیک می شوند. پس شکست را هم تصور، تجسم و شبیهسازی کنید تا احتمال وقوع آن را در دنیای واقعی به حداقل برسانيد. فقط در کتاب های زرد هست که با تجسم مثبت و تصور موفقیت می توان به هدف رسید. دنیای واقعی بی رحم تر از این حرف هاست.
■ نوبت بعدی که خواستید یک تصمیم استراتژیک بگیرید (چه در زندگی فردی، چه در مدیریت سازمان و چه در اداره کشور)، تیم قرمز را برای کالبدشکافی پیش از مرگ دعوت کنید.
https://t.me/ExecutiveManagement
✍مجتبی لشکربلوکی
✅ معمولا بدن کسی که کشته شدنش مشکوک است را کالبدشکافی می کنند. نه فقط مرگ های مشکوک، به تمام فعالیتها و بررسیهایی که پس از فوت یک فرد انجام میگیرد تا علت، نحوه، زمان و شرایط مرگ مشخص شود می گویند معاینه پس از مرگ یا Postmortem. آیا پیش از مرگ هم کالبدشکافی می شود؟ قاعدتا نه! ولی در دنیای مدیریت و استراتژی بله!
■ تکنیک Premortem یک تکنیک قدرتمند در مدیریت ریسک و تصمیمگیری است که توسط روانشناس معروف، گری کلاین، ابداع شد.
هدف اصلی آن، شناسایی و کاهش نقاط ضعف مخفی یک پروژه یا تصمیم پیش از اجرای آن است. به جای اینکه بعد از شکست، علتیابی و کالبدشکافی کنیم، در این روش پیش از وقوع، شکست را تصور میکنیم و به دلایل آن فکر می کنیم
🔺تحلیل و تجویز راهبردی
به طور سنتی، تیمها پس از اتمام یک پروژه یا اجرای یک استراتژی، یک کالبدشکافی پس از مرگ برگزار میکنند تا درسهایی برای آینده بیاموزند. کالبدشکافی پیش از مرگ دقیقاً برعکس عمل میکند.
گام های اصلی آن چنین است:
۱) تصور شکست: از اعضای تیم بخواهید تصور کنند که استراتژی/پروژه به طور کامل شکست خورده.
۲) طوفان فکری برای دلایل شکست: از هر فرد بخواهید به صورت مستقل، حداقل ۵ تا ۱۰ دلیل معتبر (و نه دلایل پیشپاافتاده) برای این شکست فاجعهبار بنویسد.
■ این دلایل میتوانند شامل هر چیزی باشند: مشکلات فنی، اختلافات تیمی، تغییرات بازار، رقبا، مشکلات مالی، مسائل رگولاتوری، اتفاقات پیشبینی نشده و...
۳) جمعآوری و دستهبندی: دلایل جمعآوری شده را از همه اعضا دریافت کرده و آنها را در یک لیست واحد (بدون تکرار) گردآوری کنید.
۴) اولویت بندی: دلایل را بر اساس احتمال وقوع و شدت تأثیرشان بر شکست پروژه اولویتبندی کنید.
۵) طراحی اقدامات سه گانه: برای هر یک از دلایل اصلی شکست، اقدامات پیشگیرانه (برای جلوگیری از وقوع آن) و یا اقدامات جبرانی (برای کاهش تأثیر آن در صورت وقوع) و یا اقدامات آلترناتیو (برای سوئیچ کردن از برنامه الف به ب) طراحی کنید
🔺چرا کالبدشکافی پیش از مرگ مهم است؟
● دلیل اول: این تکنیک راهی برای خنثی کردن سوگیری خوشبینی به عنوان یکی از خطاهای مهم شناختی است. انسانها به طور طبیعی خوشبین هستند و تمایل دارند نقاط ضعف احتمالی را نادیده بگیرند.
● دلیل دوم: تشخیص نقاط کور (آسیب پذیری های پنهان): به دلیل تجربیات، تخصصها و دیدگاههای متفاوت اعضای تیم، Premortem میتواند نقاط کوری را که در برنامهریزی اولیه نادیده گرفته شدهاند، آشکار سازد.
● دلیل سوم: افزایش آمادگی همزمان ذهنی و روانی: با شناسایی مشکلات احتمالی پیش از وقوع، تیم آمادگی بهتری برای مقابله با چالشهای واقعی پیدا میکند. هم از نظر شناختی (پیش آگاهی) و هم از نظر احساسی (روانی) برای شرایط مختلف و چالش ها آماده تر است.
■ چه کسی این کار را انجام می دهد؟
هم می توانید خودتان این کار را انجام دهید هم از تکنیک تیم قرمز استفاده کنید که ریشه در حوزه ارتش و امنیت دارد. تیم قرمز چیست؟ گروهی از متخصصان مستقل و باتجربه که با هدف به چالش کشیدن، یافتن نقاط ضعف و کشف آسیبپذیریها در یک سیستم، طرح، یا تصمیم، به شیوهای تهاجمی (مانند یک دشمن یا رقیب) عمل میکنند.
■ خلاصه؛ آنانکه فقط موفقیت را تصور، تجسم و شبیه سازی می کنند بعدها دچار غافل گیری های استراتژیک می شوند. پس شکست را هم تصور، تجسم و شبیهسازی کنید تا احتمال وقوع آن را در دنیای واقعی به حداقل برسانيد. فقط در کتاب های زرد هست که با تجسم مثبت و تصور موفقیت می توان به هدف رسید. دنیای واقعی بی رحم تر از این حرف هاست.
■ نوبت بعدی که خواستید یک تصمیم استراتژیک بگیرید (چه در زندگی فردی، چه در مدیریت سازمان و چه در اداره کشور)، تیم قرمز را برای کالبدشکافی پیش از مرگ دعوت کنید.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
⭕️خوب، بد، زشت
*آیا نوشداروی «گزیر» به کمک نظام بانکی کشور میآید؟*
✍️رضا طهماسبی
🔸سرانجام بانکی که با اسم «تات» شروع کرد و در پی یک ادغام به «آینده» تغییر نام داد، به خط پایان رسید؛ بانکی که به مثابه سلبریتیها و اینفلوئنسرهای فضای مجازی تاریخ تولدش را با 8 /8 /88 مقارن کرده بود تا احتمالاً بعدها از این تاریخ تولد آهنگین تبلیغات بسازد و بازدید بگیرد، در 1 /8 /1404 با یک خداحافظی اجباری از بازار پول کشور حذف و در دل بانک ملی ادغام شد.
🔸حالا خبری از بانکی که سالها اسمش ورد زبان سیاسیون بود، نیست. در یکونیم دهه اخیر هرگاه رقابتی در عرصه سیاست شکل گرفت، کسانی یکدیگر را به دست داشتن در مدیریت یا ارتباط با حلقه گردانندگان و حداقل تسهیلاتبگیران بانک آینده متهم میکردند. بانک آینده و یکی از بزرگترین داراییهایش، مجتمع ایرانمال، به نمادهایی بزرگ از فساد تبدیل شده بودند. همه میدانستند بانک آینده ورشکسته و زیانده و مسئول بخشی از تورم تحمیلی به مردم است؛ همه میدانستند که این موسسه با این حجم از داراییهای سمی، بدهیهای انباشت و زیانهای فزاینده راهی برای خروج و نجات ندارد اما کسی جسارت خاتمه دادن به این قارچ سمی را نداشت.
🔸درنهایت اتفاقی که باید سالها زودتر میافتاد تا جلوی این زیان عمومی با هزینه کمتری گرفته میشد، بهسختی و با هماهنگی دولت و بانک مرکزی و قوه قضائیه رخ داد. البته گرچه هنوز زوایای اجرایی نحوه انحلال بانک آینده مشخص نیست، اما این امیدواری وجود دارد که این فرآیند مبتنی بر اصول و استانداردهای بانکداری باشد تا فرآیند گزیر بانکی (Bank Resoloution) به بهترین شکل، با کمترین هزینه برای مردم و اقتصاد به پایان برسد و بدون تحمیل هزینه بر سپردهگذاران خرد، بخشی از زیان ایجادشده از سوی این بانک با داراییها جبران شود و بخش دیگری نیز از سوی سپردهگذاران کلان و سهامداران تقبل شود.
🔸بانک آینده نماد یک بانک بد و ناتراز بود و نفس حضورش در نظام بانکداری ما بیسابقه نبوده اما از نظر حجم زیان و بدهی، آینده یک نمونه بیسابقه است؛ انحلال تمیز این بانک یک تجربه سخت و نفسگیر برای بانک مرکزی و یک تجربه درسآموز برای نظام بانکداری و صنعت مالی کشور است. تجربهای که موفقیت در آن یک انتخاب نیست یک «باید» است، چرا که شواهد حاکی از آن است که حداقل چند بانک دیگر باید در همین مسیر قرار گرفته و با فرآیند گزیر بانکی تعیین تکلیف شوند.
متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-50690
كانال قواعدبازی
*آیا نوشداروی «گزیر» به کمک نظام بانکی کشور میآید؟*
✍️رضا طهماسبی
🔸سرانجام بانکی که با اسم «تات» شروع کرد و در پی یک ادغام به «آینده» تغییر نام داد، به خط پایان رسید؛ بانکی که به مثابه سلبریتیها و اینفلوئنسرهای فضای مجازی تاریخ تولدش را با 8 /8 /88 مقارن کرده بود تا احتمالاً بعدها از این تاریخ تولد آهنگین تبلیغات بسازد و بازدید بگیرد، در 1 /8 /1404 با یک خداحافظی اجباری از بازار پول کشور حذف و در دل بانک ملی ادغام شد.
🔸حالا خبری از بانکی که سالها اسمش ورد زبان سیاسیون بود، نیست. در یکونیم دهه اخیر هرگاه رقابتی در عرصه سیاست شکل گرفت، کسانی یکدیگر را به دست داشتن در مدیریت یا ارتباط با حلقه گردانندگان و حداقل تسهیلاتبگیران بانک آینده متهم میکردند. بانک آینده و یکی از بزرگترین داراییهایش، مجتمع ایرانمال، به نمادهایی بزرگ از فساد تبدیل شده بودند. همه میدانستند بانک آینده ورشکسته و زیانده و مسئول بخشی از تورم تحمیلی به مردم است؛ همه میدانستند که این موسسه با این حجم از داراییهای سمی، بدهیهای انباشت و زیانهای فزاینده راهی برای خروج و نجات ندارد اما کسی جسارت خاتمه دادن به این قارچ سمی را نداشت.
🔸درنهایت اتفاقی که باید سالها زودتر میافتاد تا جلوی این زیان عمومی با هزینه کمتری گرفته میشد، بهسختی و با هماهنگی دولت و بانک مرکزی و قوه قضائیه رخ داد. البته گرچه هنوز زوایای اجرایی نحوه انحلال بانک آینده مشخص نیست، اما این امیدواری وجود دارد که این فرآیند مبتنی بر اصول و استانداردهای بانکداری باشد تا فرآیند گزیر بانکی (Bank Resoloution) به بهترین شکل، با کمترین هزینه برای مردم و اقتصاد به پایان برسد و بدون تحمیل هزینه بر سپردهگذاران خرد، بخشی از زیان ایجادشده از سوی این بانک با داراییها جبران شود و بخش دیگری نیز از سوی سپردهگذاران کلان و سهامداران تقبل شود.
🔸بانک آینده نماد یک بانک بد و ناتراز بود و نفس حضورش در نظام بانکداری ما بیسابقه نبوده اما از نظر حجم زیان و بدهی، آینده یک نمونه بیسابقه است؛ انحلال تمیز این بانک یک تجربه سخت و نفسگیر برای بانک مرکزی و یک تجربه درسآموز برای نظام بانکداری و صنعت مالی کشور است. تجربهای که موفقیت در آن یک انتخاب نیست یک «باید» است، چرا که شواهد حاکی از آن است که حداقل چند بانک دیگر باید در همین مسیر قرار گرفته و با فرآیند گزیر بانکی تعیین تکلیف شوند.
متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-50690
كانال قواعدبازی
هفته نامه تجارت فردا
خوب، بد، زشت
رضا طهماسبی / دبیر تحریریه
سرانجام بانکی که با اسم «تات» شروع کرد و در پی یک ادغام به «آینده» تغییر نام داد، به خط