مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ اگر این رفتارهارادارید،سریعاً آنهاراترک کنید؟
✳️ لازم نیست همیشه حالت خوب باشه،ببین چی داری حس می کنی؟
✳️ ذهن پاپ کورنی؟!
✳️ اقتصاد توجه در عصر الگوریتم‌ها

✅ گذار از اقتصاد رانت‌محور به اقتصاد مشارکتی و آگاهانه توجه

✍️ هومن علوی / پژوهشگر اقتصاد توسعه

🔸 در جهان امروز که داده‌ها و اطلاعات با شتابی تصاعدی گسترش می‌یابند، ذهن انسان با محدودیتی بنیادین روبه‌روست: ظرفیت پردازش او کمتر از سیلابی است که هر لحظه از اطلاعات بر او فرو می‌ریزد.

🔸 این محدودیت، «توجه» را به منبعی کمیاب و ارزشمند بدل کرده است؛ منبعی که بازیگران رسانه‌ای، اقتصادی و سیاسی در رقابتی تنگاتنگ برای جلب و حفظ آن می‌کوشند.

🔸 این رقابت بی‌وقفه، ساختار تصمیم‌گیری فردی و اجتماعی را دگرگون ساخته و کیفیت محتوا و تعامل انسانی را تحت تأثیر قرار داده است.

🔸 یکی از چالش‌ها در اقتصاد توجه، پارادوکس فراوانی گزینه‌های انتخاب است. هنگامی که انتخاب‌های بی‌شمار در برابر فرد قرار می‌گیرد، آزادی انتخاب در عمل افزایش نمی‌یابد.

🔸 این وضعیت، موجب «خستگی شناختی» و «خستگی تصمیم» می‌شود؛ حالتی که در آن مغز برای حفظ انرژی و کارآمدی خود به تصمیم‌های ساده‌گرایانه، عادتی یا شهودی پناه می‌برد و گاه به انتخاب‌های شتاب‌زده و پرخطر تن می‌دهد.

🔸 ذهن انسان تنها توان پردازش حجم محدودی از اطلاعات را در دوره زمانی مشخص دارد و با رسیدن به آستانه اشباع، دقت و کیفیت تصمیم‌گیری کاهش می‌یابد.

🔸 از همین‌رو، بسیاری از مدیران، کارآفرینان و چهره‌های اثرگذار با ساده‌سازی تصمیم‌های روزمره – از انتخاب لباس تا برنامه غذایی – می‌کوشند نیروی ذهنی خویش را برای تصمیم‌های پیچیده‌تر و راهبردی‌تر حفظ کنند. چنین رویکردی نشان می‌دهد که در دنیای معاصر، «مدیریت توجه» به‌ اندازه «مدیریت زمان» اهمیت یافته است.

🔸 در جوامع رانت‌محور یا یارانه‌محور، ذهنیت «مصرف رایگان» ریشه دوانده و تأثیر مخرب در اقتصاد فرهنگی پدید آورده است. این نگرش پرداخت برای محتوا را امری غیرضروری یا حتی ناپسند می‌پندارد.

🔸 پیامد این طرز فکر، گسترش پدیده «سواری مجانی» است؛ رفتاری که خالقان محتوا را تضعیف می‌کند و بنیان‌های تولید فرهنگی را فرسوده می‌سازد. گذر از این چرخه معیوب، نیازمند تغییر نگرش از مصرف منفعل به مشارکت فعال فرهنگی است.

🔸 پرداخت قانونی و خرید اشتراک، نوعی سرمایه‌گذاری فرهنگی و اخلاقی است که مخاطب را از مصرف‌کننده‌ای بی‌تفاوت به همکار و شریک در تولید معنا تبدیل می‌کند. این رویکرد، زمینه‌ساز شکل‌گیری «اقتصاد توجهِ آگاهانه و اخلاق‌مدار» است.

🔸 در مقابل، اقتصاد رانتی با خطر شکل‌گیری «توجه یارانه‌ای» روبه‌رو است؛ توجهی که نه از دل مشارکت آزاد شهروندان، بلکه از رسانه‌های وابسته و روایت‌های پوپولیستی و فریبنده برمی‌خیزد.

🔸 در چنین شرایطی، شهروندان مسئول می‌توانند با بهینه‌سازی ظرفیت شناختی خود، تمرکز خویش را به مسائل کلان و چالش‌های راهبردی معطوف کنند.

🔸 این توانمندی پیش‌درآمدی برای حکمرانی اثربخش است؛ از یک‌سو امکان مداخله عقلانی در تصمیم‌سازی عمومی را فراهم می‌آورد و از سوی دیگر، سپهر گفتمانی جامعه را از لغزش به سمت موضوعات حاشیه‌ای و هیجانی مصون می‌سازد.

🔸 بی‌تردید، بدون گذار به اقتصاد مشارکتی و آگاهانه توجه در حوزه سیاست، جامعه محکوم به چرخه‌ای معیوب از هیجان، حواس‌پرتی، تخریب و رادیکالیسم خواهد بود.

📃 مطالعه متن کامل ؛
https://pooyeshfekri.com/اقتصاد-توجه-در-عصر-الگوریتمها/
كانال قواعدبازی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ برخی سازمان‌ها اینگونه اند ...
همگی (فردی یا گروهی) روبروی هم، همون داخل استخر (سازمان) پارو می زنند ...
دورترين مقصد، دیواره های استخر است⁉️
✳️دنسل زد، در جست‌وجوی صداقت

✅ در دنیای کسب‌وکار امروز، درک نسل زد به یکی از چالش‌های جدی مدیران تبدیل شده است؛ نسلی که کار را نه وسیله‌ای برای گذران زندگی، بلکه بخشی از هویت و معنای خود می‌داند.

🔹 کار به‌عنوان معنا، نه صرفاً منبع درآمد:

● بر اساس پژوهش موسسه گالوپ، بیش از ۷۰٪ از اعضای نسل زد خواهان شغلی هستند که به آن‌ها احساس تأثیرگذاری و معنا بدهد.
برای این نسل، صداقت سازمان مهم‌تر از شعارهاست؛ اگر فاصله‌ای بین گفتار و عمل باشد، اعتماد فوراً از بین می‌رود.

🔹 احساس تعلق؛ ارزشی فراتر از حقوق:

● نسل زد بیش از هر نسل دیگری از احساس تنهایی رنج می‌برد؛ نه فقط در زندگی شخصی، بلکه در محیط کار.
آن‌ها می‌خواهند دیده شوند، شنیده شوند و اثرگذار باشند.
سازمان‌هایی که فرهنگ گفت‌وگو و بازخورد واقعی را ایجاد کرده‌اند، توانسته‌اند این نسل را وفادارتر و خلاق‌تر نگه دارند.

🔹 مدیر یا مربی؟

● این نسل به دستور و کنترل واکنش خوبی نشان نمی‌دهد.
نسل زد به مربی رشد نیاز دارد، نه رئیس.
مدیرانی که شنوا و راهنما هستند، بیشترین ارتباط و اعتماد را با کارکنان جوان برقرار می‌کنند.

🔹 ارزش‌گرایی به‌جای ظاهرگرایی:

● برای نسل زد، مهم است شرکتشان چه باورهایی دارد، نه فقط چه می‌فروشد.
اگر شعارهایی مانند «نوآوری» یا «توسعه پایدار» در عمل دیده نشود، اعتماد فوراً فرو می‌ریزد.
برای آن‌ها، ارزش واقعی فقط زمانی معنا دارد که زندگی شود، نه صرفاً گفته شود.

🔹 انعطاف‌پذیری؛ امنیت در عصر تغییر:

● امنیت شغلی برای نسل زد یعنی فرصت یادگیری و رشد، نه ثبات.
محیط‌های خشک و بدون تحرک، حتی با حقوق بالا هم برایشان بی‌معناست.
سازمان‌هایی که فرهنگ یادگیری مستمر و تجربه نو را ترویج می‌کنند، می‌توانند از انرژی این نسل برای نوآوری بهره ببرند.

🔹 نسل زد؛ آینه‌ای برای سازمان‌ها:

● نسل زد آینه‌ای است که نشان می‌دهد سازمان چقدر واقعی و صادق است.
اگر فرهنگ سازمان بر پایه معنا، رهبری انسانی و ارزش‌های زنده بنا شده باشد، نسل زد بهترین سفیر آن خواهد بود.

🔺 نتیجه‌گیری:
نسل زد تهدید نیست؛ فرصتی است برای بازتعریف مدیریت و رهبری.
در دنیایی که وفاداری با معنا سنجیده می‌شود، سؤال اصلی دیگر این نیست که
«چگونه کارکنان را نگه داریم؟» بلکه این است که
«چگونه کاری بسازیم که ارزش ماندن داشته باشد.»
✍️ منبع: مشاور توسعه کسب‌وکار
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement