✳️ جایگاه ایران در هوش مصنوعی:
✅ هشداری در شاخص جهانی
■ آیا می دانید ایران در رقابت جهانی هوش مصنوعی کجا ایستاده است؟
🧠 نتایج «شاخص جهانی هوش مصنوعی» یک زنگ خطر جدی برای جایگاه ایران است: گزارش شاخص جهانی هوش مصنوعی، کشورها را بر اساس ظرفیت و توانمندیهایشان به چهار سطح مشخص تقسیم می کند. این دسته بندی جایگاه ایران را در ساختار قدرت جهانی این فناوری به خوبی روشن می کند.
• سطح اول: ابرقدرت (The Superpower): فقط ایالات متحده.
• سطح دوم: رقیب جهانی (The Challenger): فقط چین.
• سطح سوم: باشگاه نخبگان (The Elite Club): شامل ۲۴ کشور توسعه یافته مانند سنگاپور، آلمان، اسرائیل، هند، عربستان و امارات.
• سطح چهارم: آغازگران و پیروان (The Starters / Emerging): شامل ۵۷ کشور، یعنی اکثریت جهان. بر اساس این گزارش، ایران با کسب امتیاز ناچیز ۷ از ۱۰۰، در رتبه ۶۰ از میان ۸۳ کشور جهان قرار گرفته است.
این امتیاز نه تنها بسیار پایینتر از میانگین جهانی (۱۳.۳) است، بلکه کشور را در سطح چهارم (آغازگران و پیروان)، یعنی پایینترین سطح جهانی، دسته بندی می کند. این امتیاز یعنی ظرفیت هوش مصنوعی ایران کمتر از یکدهم آمریکا و یکهفتم چین است.
📉 اما هشدار اصلی، شکاف عمیق با رقبای منطقه ای است. در حالی که ایران در سطح چهارم قرار دارد، تمام رقبای اصلی در سطح سوم (باشگاه نخبگان) جای گرفته اند:
🇮🇱 اسرائیل: رتبه ۹ (امتیاز: ۲۶)
🇸🇦 عربستان سعودی: رتبه ۱۴ (امتیاز: ۲۰ تقریباً سه برابر ایران)
🇦🇪 امارات متحده عربی: رتبه ۲۰ (امتیاز: ۱۷)
🇹🇷 ترکیه: رتبه ۳۴ (امتیاز: ۱۱)
برای رسیدن به جایگاه رقبای اصلی (سطح ۳)، ایران باید امتیاز خود را بیش از دو برابر کرده و به حداقل ۱۶ برساند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ هشداری در شاخص جهانی
■ آیا می دانید ایران در رقابت جهانی هوش مصنوعی کجا ایستاده است؟
🧠 نتایج «شاخص جهانی هوش مصنوعی» یک زنگ خطر جدی برای جایگاه ایران است: گزارش شاخص جهانی هوش مصنوعی، کشورها را بر اساس ظرفیت و توانمندیهایشان به چهار سطح مشخص تقسیم می کند. این دسته بندی جایگاه ایران را در ساختار قدرت جهانی این فناوری به خوبی روشن می کند.
• سطح اول: ابرقدرت (The Superpower): فقط ایالات متحده.
• سطح دوم: رقیب جهانی (The Challenger): فقط چین.
• سطح سوم: باشگاه نخبگان (The Elite Club): شامل ۲۴ کشور توسعه یافته مانند سنگاپور، آلمان، اسرائیل، هند، عربستان و امارات.
• سطح چهارم: آغازگران و پیروان (The Starters / Emerging): شامل ۵۷ کشور، یعنی اکثریت جهان. بر اساس این گزارش، ایران با کسب امتیاز ناچیز ۷ از ۱۰۰، در رتبه ۶۰ از میان ۸۳ کشور جهان قرار گرفته است.
این امتیاز نه تنها بسیار پایینتر از میانگین جهانی (۱۳.۳) است، بلکه کشور را در سطح چهارم (آغازگران و پیروان)، یعنی پایینترین سطح جهانی، دسته بندی می کند. این امتیاز یعنی ظرفیت هوش مصنوعی ایران کمتر از یکدهم آمریکا و یکهفتم چین است.
📉 اما هشدار اصلی، شکاف عمیق با رقبای منطقه ای است. در حالی که ایران در سطح چهارم قرار دارد، تمام رقبای اصلی در سطح سوم (باشگاه نخبگان) جای گرفته اند:
🇮🇱 اسرائیل: رتبه ۹ (امتیاز: ۲۶)
🇸🇦 عربستان سعودی: رتبه ۱۴ (امتیاز: ۲۰ تقریباً سه برابر ایران)
🇦🇪 امارات متحده عربی: رتبه ۲۰ (امتیاز: ۱۷)
🇹🇷 ترکیه: رتبه ۳۴ (امتیاز: ۱۱)
برای رسیدن به جایگاه رقبای اصلی (سطح ۳)، ایران باید امتیاز خود را بیش از دو برابر کرده و به حداقل ۱۶ برساند.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
مدل استراتژی مکنزی
📖 تیکه کتاب
رمز بقای مدیریت، انتخاب و انتصاب زیردستانی است که قدشان از شما کوتاهتر است. اگر زمانی مجبور شدید به استفاده از فرد قد بلند، حتماً یکی از این دو کار را با او انجام دهید:
یک: آنقدر بر سرش بکوبید تا قد او هم به اندازه شما و بلکه کوتاهتر شود.
دو: قبل از شروع همکاری، قسمت اضافه قدش را ببرید تا به اندازهٔ مطلوبتان برسد. از بالا یا پایین یا وسط فرقی نمیکند. مهم این است که وسیله تفاخر یا تکبر او را ببرید یا از بین ببرید.
دموکراسی یا دموقراضه
رمز بقای مدیریت، انتخاب و انتصاب زیردستانی است که قدشان از شما کوتاهتر است. اگر زمانی مجبور شدید به استفاده از فرد قد بلند، حتماً یکی از این دو کار را با او انجام دهید:
یک: آنقدر بر سرش بکوبید تا قد او هم به اندازه شما و بلکه کوتاهتر شود.
دو: قبل از شروع همکاری، قسمت اضافه قدش را ببرید تا به اندازهٔ مطلوبتان برسد. از بالا یا پایین یا وسط فرقی نمیکند. مهم این است که وسیله تفاخر یا تکبر او را ببرید یا از بین ببرید.
دموکراسی یا دموقراضه
✳️ زخم ناسور
آیا جامعه ایران دچار شکاف اجتماعی شده است؟
✍️شادی معرفتی
🔹شکاف اجتماعی در ایران یک لحظه یا یک حادثه نیست. یک مسیر است. خطی ممتد که از مشروطه تا امروز کشیده شده و هر نسل، فصل تازهای به آن افزوده است. مسئله، «تکثر» جامعه ایرانی نیست؛ تکثر، ویژگی طبیعی هر جامعه زنده است.
🔹مسئله این است که این تکثر، هرگز به رسمیت شناخته نشد، نهاد پیدا نکرد و فرصتی برای تبدیل شدن به گفتوگو نیافت. شکافها در ایران، گامبهگام از «اختلاف نظر» به «تضاد هویت» و درنهایت به «رقابت برای حذف دیگری» رسیدند. ما یکدیگر را نه رقیب که مانع بقا دیدیم. نه میانجی ساختیم، نه مناظره را تمرین کردیم، نه آستانه تحمل روایت مخالف را بالا بردیم.
🔹نتیجه، تاریخی شده است که در آن هر شکاف کوچک، بهجای ترمیم، عمیقتر شده؛ هر فرصت آشتی، یا مصادره شد یا از دست رفت. و هر پل، دیر یا زود به دیوار بدل شد.
🔹در این یادداشت، ابتدا مروری کوتاه خواهیم داشت بر صد سال شکاف و گسست اجتماعی در ایران امروز و پس از آن نگاهی خواهیم انداخت بر شکافهایی که امروز به گسل بدل شدهاند.
📌متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-50803
آیا جامعه ایران دچار شکاف اجتماعی شده است؟
✍️شادی معرفتی
🔹شکاف اجتماعی در ایران یک لحظه یا یک حادثه نیست. یک مسیر است. خطی ممتد که از مشروطه تا امروز کشیده شده و هر نسل، فصل تازهای به آن افزوده است. مسئله، «تکثر» جامعه ایرانی نیست؛ تکثر، ویژگی طبیعی هر جامعه زنده است.
🔹مسئله این است که این تکثر، هرگز به رسمیت شناخته نشد، نهاد پیدا نکرد و فرصتی برای تبدیل شدن به گفتوگو نیافت. شکافها در ایران، گامبهگام از «اختلاف نظر» به «تضاد هویت» و درنهایت به «رقابت برای حذف دیگری» رسیدند. ما یکدیگر را نه رقیب که مانع بقا دیدیم. نه میانجی ساختیم، نه مناظره را تمرین کردیم، نه آستانه تحمل روایت مخالف را بالا بردیم.
🔹نتیجه، تاریخی شده است که در آن هر شکاف کوچک، بهجای ترمیم، عمیقتر شده؛ هر فرصت آشتی، یا مصادره شد یا از دست رفت. و هر پل، دیر یا زود به دیوار بدل شد.
🔹در این یادداشت، ابتدا مروری کوتاه خواهیم داشت بر صد سال شکاف و گسست اجتماعی در ایران امروز و پس از آن نگاهی خواهیم انداخت بر شکافهایی که امروز به گسل بدل شدهاند.
📌متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-50803
هفته نامه تجارت فردا
زخم ناسور
شادی معرفتی / نویسنده نشریه
شکاف اجتماعی در ایران یک لحظه یا یک حادثه نیست. یک مسیر است. خطی ممتد که از مشروطه تا امروز کشیده شده و هر نسل،
✳️ ده نکته برای تابآوری کسبوکارها در شرایط بحران
✍ سهراب دلانگیزان؛ استاد گروه اقتصاد دانشگاه رازی
✅ یکی از ویژگیهای مهم کسبوکارها این است که در شرایط بحرانی چقدر تابآوری و تا چه اندازه در مقابل مشکلات و سختیهای ناشی از بحرانها انعطافپذیری دارند.
🔹ده نکته زیر از مهمترین نکات قابلتوجه در این حوزه هستند:
۱. انعطافپذیری: ویژگی انعطافپذیری از چند زاویه مهم شمرده میشود: انعطافپذیری در قیمتگذاری، انعطافپذیری در زنجیره تامین، انعطافپذیری در جایگزینی نیروی انسانی، انعطافپذیری در استفاده از تکنولوژی و انعطافپذیری در جایگزینی ماشینآلات و تجهیزات.
اگر یک واحد اقتصادی بتواند در شرایط خاص این انعطافپذیریها را داشته باشد، تابآوری بالاتری دارد.
۲. چابکی: چابکی یک کسبوکار به معنای آمادگی سریع مدیریت آن برای واکنش نشان دادن به تغییرات سریع محیط کسبوکار تعبیر و تعریف میشود.
۳. تنوع در منابع درآمدی: هرگاه یک کسبوکار تنها به یک منبع درآمدی وابسته باشد، آنگاه میتواند ریسک بالاتری داشته باشد. برای کاهش دادن این ریسک یکی از مهمترین سیاستهای لازم تنوعبخشی به منبع درآمدی کسبوکار است.
۴. مدیریت ریسک قوی: برای ایجاد شرایط قدرتمند در جهت مدیریت ریسک در یک بنگاه لازم است نسبت به شناسایی، ارزیابی و برنامهریزی برای مقابله با ریسکها اقدام کرد.
۵. ذخایر مالی مناسب و در حد کفایت: داشتن نقدینگی و ذخایر مالی مناسب به کسبوکار اجازه میدهد در دوران رکود یا بحران، هزینههای خود را پوشش داده و از سقوط جلوگیری کند.
۶. استواری و تنوع زنجیره تامین: وابستگی به یک تامینکننده یا یک مسیر تامین، آسیبپذیری را افزایش میدهد. تنوع در تامینکنندگان و مسیرهای تامین، پایداری را افزایش میدهد.
۷. نوآوری و تحولپذیری: پذیرندگی نوآوری در همه حوزههای محصول، روش تولید، مدیریت، بازار، تامین، انبارها، بازاررسانی، بازاریابی و قیمتگذاری و... از نشانههای چابکی و البته انعطافپذیری یک کسبوکار است.
۸. تعهد به حفظ نیروی کار: نیروی کار متعهد و آموزشدیده، سرمایه ارزشمندی در بحرانهاست. حفظ و حمایت از نیروی کار، به حفظ دانش و تجربه در سازمان کمک میکند.
۹. حفظ ارتباط موثر با مشتری: لازم است کسبوکارها با مشتریان خود ارتباط عمیقی و موثر را حفظ کنند، نیازهای آنها را درک کنند و در شرایط بحرانها وفاداری مشتریان را حفظ کنند.
۱۰. استفاده بهنگام از فناوری: بهرهگیری از فناوریهای جدید برای بهبود کارآیی، کاهش هزینهها، و ارائه خدمات بهتر، میتواند به تابآوری کسبوکار کمک کند.
مدرسه مدیریت
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ سهراب دلانگیزان؛ استاد گروه اقتصاد دانشگاه رازی
✅ یکی از ویژگیهای مهم کسبوکارها این است که در شرایط بحرانی چقدر تابآوری و تا چه اندازه در مقابل مشکلات و سختیهای ناشی از بحرانها انعطافپذیری دارند.
🔹ده نکته زیر از مهمترین نکات قابلتوجه در این حوزه هستند:
۱. انعطافپذیری: ویژگی انعطافپذیری از چند زاویه مهم شمرده میشود: انعطافپذیری در قیمتگذاری، انعطافپذیری در زنجیره تامین، انعطافپذیری در جایگزینی نیروی انسانی، انعطافپذیری در استفاده از تکنولوژی و انعطافپذیری در جایگزینی ماشینآلات و تجهیزات.
اگر یک واحد اقتصادی بتواند در شرایط خاص این انعطافپذیریها را داشته باشد، تابآوری بالاتری دارد.
۲. چابکی: چابکی یک کسبوکار به معنای آمادگی سریع مدیریت آن برای واکنش نشان دادن به تغییرات سریع محیط کسبوکار تعبیر و تعریف میشود.
۳. تنوع در منابع درآمدی: هرگاه یک کسبوکار تنها به یک منبع درآمدی وابسته باشد، آنگاه میتواند ریسک بالاتری داشته باشد. برای کاهش دادن این ریسک یکی از مهمترین سیاستهای لازم تنوعبخشی به منبع درآمدی کسبوکار است.
۴. مدیریت ریسک قوی: برای ایجاد شرایط قدرتمند در جهت مدیریت ریسک در یک بنگاه لازم است نسبت به شناسایی، ارزیابی و برنامهریزی برای مقابله با ریسکها اقدام کرد.
۵. ذخایر مالی مناسب و در حد کفایت: داشتن نقدینگی و ذخایر مالی مناسب به کسبوکار اجازه میدهد در دوران رکود یا بحران، هزینههای خود را پوشش داده و از سقوط جلوگیری کند.
۶. استواری و تنوع زنجیره تامین: وابستگی به یک تامینکننده یا یک مسیر تامین، آسیبپذیری را افزایش میدهد. تنوع در تامینکنندگان و مسیرهای تامین، پایداری را افزایش میدهد.
۷. نوآوری و تحولپذیری: پذیرندگی نوآوری در همه حوزههای محصول، روش تولید، مدیریت، بازار، تامین، انبارها، بازاررسانی، بازاریابی و قیمتگذاری و... از نشانههای چابکی و البته انعطافپذیری یک کسبوکار است.
۸. تعهد به حفظ نیروی کار: نیروی کار متعهد و آموزشدیده، سرمایه ارزشمندی در بحرانهاست. حفظ و حمایت از نیروی کار، به حفظ دانش و تجربه در سازمان کمک میکند.
۹. حفظ ارتباط موثر با مشتری: لازم است کسبوکارها با مشتریان خود ارتباط عمیقی و موثر را حفظ کنند، نیازهای آنها را درک کنند و در شرایط بحرانها وفاداری مشتریان را حفظ کنند.
۱۰. استفاده بهنگام از فناوری: بهرهگیری از فناوریهای جدید برای بهبود کارآیی، کاهش هزینهها، و ارائه خدمات بهتر، میتواند به تابآوری کسبوکار کمک کند.
مدرسه مدیریت
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ داستان کوتاه: «چهار کلید مغازهدار»
قصه گو : محمد حسین ادیب
✅ رضا یک مغازه کوچک ابزارفروشی در یک کوچه شلوغ داشت.
سی سال بود کار میکرد و هنوز «هیچوقت» نفهمیده بود چرا با اینکه فروشش بد نبود، همیشه آخر ماه پول کم میآورد.
یک روز پیرمردی وارد مغازه شد. چیزی نخرید.
فقط یک جمله گفت:
«تو مغازهداری نمیکنی، تو زندانیِ مغازهای.»
رضا جا خورد.
پیرمرد رفت، اما جملهاش مثل قفل توی ذهنش ماند.
آن شب، رضا تصمیم گرفت مغازه را مثل یک بیزینس واقعی ببیند، نه مثل چهار دیواری پدری.
اولین کاری که کرد، یک دفتر برداشت و چهار سؤال نوشت:
۱. آیا جریان نقدم مثبت است؟
۲. آیا پولی که خرج میکنم ظرف دو ماه برمیگردد؟
۳. آیا اگر من مریض شوم، مغازه کار میکند؟
۴. آیا حاضر هستم از فردا مدل فروش را عوض کنم؟
جواب هر چهار تا «نه» بود.
و همین، شروع بیداری شد.
فردایش با خودش گفت:
«اگر ۷٪ بیشتر خرج کنم، مغازه من را میخورد. پس خرج را اول میزنم.»
کارتخوان اضافه را جمع کرد، انبار اضافه را فروخت، بدهیهای بیمعنا را بست.
بعد رفت سراغ فروش.
از هر چیزی که دو ماهه پولش برنمیگشت، خرید نکرد.
ناگهان دید نقدینگیاش دو برابر شد.
و بعد:
سیستمسازی.
هر کاری که باید دو بار انجام میشد، روی یک کاغذ نوشت و چسباند به دیوار.
یک کارگر تازهکار آورد، گفت:
«اینها را بخوان، همینها کل مغازه است.»
هفته بعد، در حالی که کارگر داشت فروش را انجام میداد، رضا پشت میز نشست و فکر کرد:
«اگر من درست سیستمسازی کنم، اگر مغازه بدون من کار کند… شاید من هم بالاخره زندگی کنم.»
آخرین تغییر را همان روز زد:
تغییر ذهنیت.
قبلاً هر تغییری برایش سخت بود. ولی از آن روز تصمیم گرفت هر مدل جدید فروش، خریـد، قیمت، یا رفتار بازار را ظرف ۲۴ ساعت اعمال کند.
دو ماه بعد، رضا تبدیل شد به همان چیزی که همیشه فکر میکرد «بزرگها» هستند:
کسی که مغازه را اداره نمیکرد—
مغازه برای او کار میکرد.
درآمدش؟
بیشتر.
آرامشش؟
بیشتر.
زمانش؟
آزادتر.
پیرمرد دیگر برنگشت؛
اما رضا فهمید آن مرد یک جمله را برای او گذاشته بود:
«آدمی که سبک شود، سنگین زندگی میکند
قصه گو : محمد حسین ادیب
✅ رضا یک مغازه کوچک ابزارفروشی در یک کوچه شلوغ داشت.
سی سال بود کار میکرد و هنوز «هیچوقت» نفهمیده بود چرا با اینکه فروشش بد نبود، همیشه آخر ماه پول کم میآورد.
یک روز پیرمردی وارد مغازه شد. چیزی نخرید.
فقط یک جمله گفت:
«تو مغازهداری نمیکنی، تو زندانیِ مغازهای.»
رضا جا خورد.
پیرمرد رفت، اما جملهاش مثل قفل توی ذهنش ماند.
آن شب، رضا تصمیم گرفت مغازه را مثل یک بیزینس واقعی ببیند، نه مثل چهار دیواری پدری.
اولین کاری که کرد، یک دفتر برداشت و چهار سؤال نوشت:
۱. آیا جریان نقدم مثبت است؟
۲. آیا پولی که خرج میکنم ظرف دو ماه برمیگردد؟
۳. آیا اگر من مریض شوم، مغازه کار میکند؟
۴. آیا حاضر هستم از فردا مدل فروش را عوض کنم؟
جواب هر چهار تا «نه» بود.
و همین، شروع بیداری شد.
فردایش با خودش گفت:
«اگر ۷٪ بیشتر خرج کنم، مغازه من را میخورد. پس خرج را اول میزنم.»
کارتخوان اضافه را جمع کرد، انبار اضافه را فروخت، بدهیهای بیمعنا را بست.
بعد رفت سراغ فروش.
از هر چیزی که دو ماهه پولش برنمیگشت، خرید نکرد.
ناگهان دید نقدینگیاش دو برابر شد.
و بعد:
سیستمسازی.
هر کاری که باید دو بار انجام میشد، روی یک کاغذ نوشت و چسباند به دیوار.
یک کارگر تازهکار آورد، گفت:
«اینها را بخوان، همینها کل مغازه است.»
هفته بعد، در حالی که کارگر داشت فروش را انجام میداد، رضا پشت میز نشست و فکر کرد:
«اگر من درست سیستمسازی کنم، اگر مغازه بدون من کار کند… شاید من هم بالاخره زندگی کنم.»
آخرین تغییر را همان روز زد:
تغییر ذهنیت.
قبلاً هر تغییری برایش سخت بود. ولی از آن روز تصمیم گرفت هر مدل جدید فروش، خریـد، قیمت، یا رفتار بازار را ظرف ۲۴ ساعت اعمال کند.
دو ماه بعد، رضا تبدیل شد به همان چیزی که همیشه فکر میکرد «بزرگها» هستند:
کسی که مغازه را اداره نمیکرد—
مغازه برای او کار میکرد.
درآمدش؟
بیشتر.
آرامشش؟
بیشتر.
زمانش؟
آزادتر.
پیرمرد دیگر برنگشت؛
اما رضا فهمید آن مرد یک جمله را برای او گذاشته بود:
«آدمی که سبک شود، سنگین زندگی میکند
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ابزارهای توسعه
سرمایه گذاری چین در ایران.pdf
853.4 KB
✳️ الگوهای متنوع، فرجام های متفاوت:
تحلیل روند سرمایه گذاری چین در ایران
✅ سرمایه گذاری خارجی همواره در اقتصادهای درحال توسعه به عنوان ابزاری برای جبران کمبود منابع مالی، ارتقای فنّاوری و توسعۀ زیرساخت ها مطرح بوده است.
در ایران نیز، به ویژه طی دو دهۀ گذشته، چین به یکی از مهم ترین شرکای اقتصادی و سرمایه گذاران بالقوه بدل شده است.
از پروژه های بزرگ در حوزۀ انرژی گرفته تا مشارکت در طرح های زیربنایی و حمل ونقل، همکاری های ایران و چین همواره در مرکز توجه سیاست گذاران، رسانه ها و افکار عمومی قرار داشته است.
بااین حال، برداشت ها و روایت های موجود از این روند همگون نیست و در بسیاری از موارد در دو قطب متضاد قرار می گیرد.
● از یکسو، برخی تحلیل گران و گروه های منتقد بر این باورند که سرمایه گذاری های چین در ایران عمدتاً استثماری است و به گونه ای طراحی شده که منافع یک جانبۀ پکن را تأمین کند.
در نگاه آنان، شرایط تحریمی و انزوای مالی ایران فرصتی برای چین فراهم آورده است تا با کمترین هزینه به منابع انرژی و بازارهای استراتژیک دست یابد....
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
تحلیل روند سرمایه گذاری چین در ایران
✅ سرمایه گذاری خارجی همواره در اقتصادهای درحال توسعه به عنوان ابزاری برای جبران کمبود منابع مالی، ارتقای فنّاوری و توسعۀ زیرساخت ها مطرح بوده است.
در ایران نیز، به ویژه طی دو دهۀ گذشته، چین به یکی از مهم ترین شرکای اقتصادی و سرمایه گذاران بالقوه بدل شده است.
از پروژه های بزرگ در حوزۀ انرژی گرفته تا مشارکت در طرح های زیربنایی و حمل ونقل، همکاری های ایران و چین همواره در مرکز توجه سیاست گذاران، رسانه ها و افکار عمومی قرار داشته است.
بااین حال، برداشت ها و روایت های موجود از این روند همگون نیست و در بسیاری از موارد در دو قطب متضاد قرار می گیرد.
● از یکسو، برخی تحلیل گران و گروه های منتقد بر این باورند که سرمایه گذاری های چین در ایران عمدتاً استثماری است و به گونه ای طراحی شده که منافع یک جانبۀ پکن را تأمین کند.
در نگاه آنان، شرایط تحریمی و انزوای مالی ایران فرصتی برای چین فراهم آورده است تا با کمترین هزینه به منابع انرژی و بازارهای استراتژیک دست یابد....
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
✳️ تلههای مدیریتی؛ دامهایی که حتی مدیران حرفهای هم در آن گرفتار میشوند
✅ در دنیای مدیریت، اشتباهات همیشه از کمبود تجربه یا ضعف دانش نمیآیند. بسیاری از مدیران باتجربه هم در «تلههای مدیریتی» گرفتار میشوند؛ دامهایی ذهنی و رفتاری که عملکرد تیم، سرعت تصمیمگیری و کیفیت نتایج را به شدت کاهش میدهد. شناخت این تلهها اولین قدم برای جلوگیری از افتادن در آنهاست.
۱) تله کنترل بیشازحد (Micromanagement)
مدیرانی که روی هر جزئیات کوچک نظارت میکنند، معمولاً از ترس اشتباهکردن تیم یا نگرانی از کنترلنشدن کار این رفتار را نشان میدهند. نتیجه؟ کند شدن کار، کاهش انگیزه، و وابستگی غیرضروری کارکنان. مدیران موفق بهجای کنترل جزئیات، مرز، نتیجه و انتظار را مشخص میکنند.
۲) تله تصمیمگیری احساسی
وقتی تصمیمها تحت تأثیر خشم، ترس، خوشبینی افراطی یا فشار محیط گرفته میشوند، کیفیت نتایج قربانی میشود. راهحل: قبل از هر تصمیم مهم، ۵ دقیقه مکث کنید و سه سؤال بپرسید: «واقعیت چیست؟ گزینهها چیست؟ پیامدها چیست؟»
۳) تله قهرمانگرایی در مدیریت
مدیر فکر میکند خودش باید همه مشکلات را شخصاً حل کند. این ذهنیت باعث فرسودگی، کاهش خلاقیت تیم و نبودِ جانشین مناسب میشود. مدیریت حرفهای یعنی خلق تیم قوی، نه نمایش قدرت فردی.
۴) تله جلسات بیپایان
جلساتی که بدون هدف، بدون خروجی و بدون محدودیت زمانی برگزار میشوند، بزرگترین بلعنده زماناند. قانون طلایی: هر جلسه باید هدف، خروجی، زمان پایان و مسئول پیگیری داشته باشد؛ وگرنه اصلاً نباید برگزار شود.
۵) تله اجتناب از تعارض
بسیاری از مدیران از ترس ناراحت شدن دیگران از گفتوگوهای دشوار فرار میکنند. درحالیکه تعارض سازنده موتور رشد تیم است. مدیریت مؤثر یعنی توانایی گفتن حرفهای سخت، محترمانه اما صریح.
۶) تله «من تجربه دارم، پس درست میگویم»
این باور باعث مقاومت در برابر تغییر، نادیدهگرفتن دادهها و برخورد بسته با ایدههای جدید میشود. تجربه ارزشمند است، اما تنها وقتی که با ذهنیت یادگیرنده همراه باشد.
۷) تله سرعتزدگی در تغییر
برخی مدیران فرآیند تغییر را آنقدر سریع اجرا میکنند که تیم فرصت تطبیق ندارد؛ برخی دیگر آنقدر کند هستند که بازار از آنها جلو میزند. مهارت اصلی مدیریت، تشخیص ریتم مناسب تغییر است.
جمعبندی:
مدیریت بیش از آنکه مهارت فنی باشد، هنر شناخت ذهن و رفتار انسانهاست، از جمله خودِ مدیر. آگاهی از تلههای مدیریتی به ما اجازه میدهد تصمیمهای بهتر بگیریم، تیمهای قویتری بسازیم و با شفافیت بیشتری رهبری کنیم.
✍ توسعه مهارت های نرم وحرفه ای
✅ در دنیای مدیریت، اشتباهات همیشه از کمبود تجربه یا ضعف دانش نمیآیند. بسیاری از مدیران باتجربه هم در «تلههای مدیریتی» گرفتار میشوند؛ دامهایی ذهنی و رفتاری که عملکرد تیم، سرعت تصمیمگیری و کیفیت نتایج را به شدت کاهش میدهد. شناخت این تلهها اولین قدم برای جلوگیری از افتادن در آنهاست.
۱) تله کنترل بیشازحد (Micromanagement)
مدیرانی که روی هر جزئیات کوچک نظارت میکنند، معمولاً از ترس اشتباهکردن تیم یا نگرانی از کنترلنشدن کار این رفتار را نشان میدهند. نتیجه؟ کند شدن کار، کاهش انگیزه، و وابستگی غیرضروری کارکنان. مدیران موفق بهجای کنترل جزئیات، مرز، نتیجه و انتظار را مشخص میکنند.
۲) تله تصمیمگیری احساسی
وقتی تصمیمها تحت تأثیر خشم، ترس، خوشبینی افراطی یا فشار محیط گرفته میشوند، کیفیت نتایج قربانی میشود. راهحل: قبل از هر تصمیم مهم، ۵ دقیقه مکث کنید و سه سؤال بپرسید: «واقعیت چیست؟ گزینهها چیست؟ پیامدها چیست؟»
۳) تله قهرمانگرایی در مدیریت
مدیر فکر میکند خودش باید همه مشکلات را شخصاً حل کند. این ذهنیت باعث فرسودگی، کاهش خلاقیت تیم و نبودِ جانشین مناسب میشود. مدیریت حرفهای یعنی خلق تیم قوی، نه نمایش قدرت فردی.
۴) تله جلسات بیپایان
جلساتی که بدون هدف، بدون خروجی و بدون محدودیت زمانی برگزار میشوند، بزرگترین بلعنده زماناند. قانون طلایی: هر جلسه باید هدف، خروجی، زمان پایان و مسئول پیگیری داشته باشد؛ وگرنه اصلاً نباید برگزار شود.
۵) تله اجتناب از تعارض
بسیاری از مدیران از ترس ناراحت شدن دیگران از گفتوگوهای دشوار فرار میکنند. درحالیکه تعارض سازنده موتور رشد تیم است. مدیریت مؤثر یعنی توانایی گفتن حرفهای سخت، محترمانه اما صریح.
۶) تله «من تجربه دارم، پس درست میگویم»
این باور باعث مقاومت در برابر تغییر، نادیدهگرفتن دادهها و برخورد بسته با ایدههای جدید میشود. تجربه ارزشمند است، اما تنها وقتی که با ذهنیت یادگیرنده همراه باشد.
۷) تله سرعتزدگی در تغییر
برخی مدیران فرآیند تغییر را آنقدر سریع اجرا میکنند که تیم فرصت تطبیق ندارد؛ برخی دیگر آنقدر کند هستند که بازار از آنها جلو میزند. مهارت اصلی مدیریت، تشخیص ریتم مناسب تغییر است.
جمعبندی:
مدیریت بیش از آنکه مهارت فنی باشد، هنر شناخت ذهن و رفتار انسانهاست، از جمله خودِ مدیر. آگاهی از تلههای مدیریتی به ما اجازه میدهد تصمیمهای بهتر بگیریم، تیمهای قویتری بسازیم و با شفافیت بیشتری رهبری کنیم.
✍ توسعه مهارت های نرم وحرفه ای
✳️ ایران پیر
کاهش نرخ تولد به زیر نرخ جانشینی چه عواقبی برای اقتصاد ایران دارد؟
✍️فائزه مومنی
✅ جمعیت ایران وارد مرحلهای بحرانی از نظر ساختار سنی شده است. در سال ۱۴۰۳ تعداد تولدها برای نخستینبار در شش دهه اخیر به زیر یک میلیون رسید و نرخ باروری کل به 44 /1 کاهش یافت؛ یعنی بسیار پایینتر از سطح جایگزینی 1 /2.
🔹پیشبینی میشود از دهه ۱۴۴۰ رشد جمعیت منفی شود و کشور با کاهش خالص جمعیت روبهرو شود. همزمان، جمعیت سالمند نیز رو به افزایش است؛ سهم افراد بالای ۶۵ سال از شش درصد در سال ۱۳۹۵ به حدود هشت درصد در سال ۱۴۰۴ رسیده و انتظار میرود در دهه آینده با بازنشستگی نسلهای پرجمعیت، نسبت وابستگی سالمندان بهطور چشمگیری افزایش یابد.
🔹این روند پیامدهای اقتصادی گستردهای دارد. کاهش نیروی کار فعال، رشد تولید ناخالص داخلی را تهدید میکند و در صورت نبود سرمایهگذاری در نیروی انسانی و فناوری، موجب افت نوآوری، کاهش کارآفرینی و تضعیف رقابتپذیری میشود. همزمان، جمعیت سالخورده فشار سنگینی بر بودجه عمومی و صندوقهای بازنشستگی وارد میکند؛ چرا که تعداد بیمهپردازان کاهش یافته و هزینههای درمان و مستمری بالا میرود.
🔹در ایران، نسبت بازنشستگان به کارکنان شاغل در صندوق بازنشستگی کشوری به حدود ۸۱ درصد رسیده است که نشانهای از افزایش سریع بار مالی دولت است. پیری جمعیت همچنین الگوهای مصرف و سرمایهگذاری را دگرگون میکند؛ تقاضا برای آموزش، مسکن و کالاهای خانوادگی کاهش مییابد، درحالیکه نیاز به خدمات پزشکی و مراقبتی افزایش پیدا میکند.
🔹 تجربه کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، ایتالیا و آلمان نشان داده است که کاهش باروری، اگر با سیاستهای حمایتی، اصلاح ساختار اقتصادی و ارتقای امنیت شغلی همراه نباشد، به افت پایدار رشد، فشار بر نظامهای رفاهی و ناپایداری مالی دولتها منجر خواهد شد.
مدرسه مدیریت
کاهش نرخ تولد به زیر نرخ جانشینی چه عواقبی برای اقتصاد ایران دارد؟
✍️فائزه مومنی
✅ جمعیت ایران وارد مرحلهای بحرانی از نظر ساختار سنی شده است. در سال ۱۴۰۳ تعداد تولدها برای نخستینبار در شش دهه اخیر به زیر یک میلیون رسید و نرخ باروری کل به 44 /1 کاهش یافت؛ یعنی بسیار پایینتر از سطح جایگزینی 1 /2.
🔹پیشبینی میشود از دهه ۱۴۴۰ رشد جمعیت منفی شود و کشور با کاهش خالص جمعیت روبهرو شود. همزمان، جمعیت سالمند نیز رو به افزایش است؛ سهم افراد بالای ۶۵ سال از شش درصد در سال ۱۳۹۵ به حدود هشت درصد در سال ۱۴۰۴ رسیده و انتظار میرود در دهه آینده با بازنشستگی نسلهای پرجمعیت، نسبت وابستگی سالمندان بهطور چشمگیری افزایش یابد.
🔹این روند پیامدهای اقتصادی گستردهای دارد. کاهش نیروی کار فعال، رشد تولید ناخالص داخلی را تهدید میکند و در صورت نبود سرمایهگذاری در نیروی انسانی و فناوری، موجب افت نوآوری، کاهش کارآفرینی و تضعیف رقابتپذیری میشود. همزمان، جمعیت سالخورده فشار سنگینی بر بودجه عمومی و صندوقهای بازنشستگی وارد میکند؛ چرا که تعداد بیمهپردازان کاهش یافته و هزینههای درمان و مستمری بالا میرود.
🔹در ایران، نسبت بازنشستگان به کارکنان شاغل در صندوق بازنشستگی کشوری به حدود ۸۱ درصد رسیده است که نشانهای از افزایش سریع بار مالی دولت است. پیری جمعیت همچنین الگوهای مصرف و سرمایهگذاری را دگرگون میکند؛ تقاضا برای آموزش، مسکن و کالاهای خانوادگی کاهش مییابد، درحالیکه نیاز به خدمات پزشکی و مراقبتی افزایش پیدا میکند.
🔹 تجربه کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، ایتالیا و آلمان نشان داده است که کاهش باروری، اگر با سیاستهای حمایتی، اصلاح ساختار اقتصادی و ارتقای امنیت شغلی همراه نباشد، به افت پایدار رشد، فشار بر نظامهای رفاهی و ناپایداری مالی دولتها منجر خواهد شد.
مدرسه مدیریت
✳️ دومینوی نابهرهوری در زنجیره تأمین انرژی
✍اسماعیل حبیبی
معاون راهبری سازمان ملی بهرهوری ایران
✅ در حوزه انرژی در کشور متأسفانه با دومینوی نابهرهوری مواجه هستیم به این معنا که در طول زنجیره تأمین انرژی و در هر یک از اجزای این زنجیره، مصداقهایی وجود دارد که نابهرهوری را تقویت و تشدید کرده و تا انتهای زنجیره، بخش اعظمی از انرژی هدر رفته و تنها درصد کمی از آن برای تولید ارزش افزوده به کار گرفته میشود.
🔹 زنجیره تأمین انرژی از استخراج نفت شروع شده و با تحویل فرآوردههای نفتی به نیروگاهها تداوم پیدا میکند. نیروگاهها نیز با تبدیل آن به انرژی الکتریکی و انتقال و توزیع برق به واحدهای صنعتی و خانوارها، امکان ایجاد ارزش افزوده از انرژی را فراهم مینمایند.
🔹 در حلقه اول زنجیره تأمین انرژی یعنی میادین نفتی در فرآیند استخراج، مصادیق عمده هدر رفت انرژی عبارتند از پایین بودن «ضریب بازیافت میادین نفتی» و همچنین بالا بودن «میزان فلرینگ» و «ضریب اتلاف شبکههای توزیع و انتقال نفت و گاز»، به نسبت استانداردها و میانگینهای جهانی.
🔹 ضریب بازیافت نفت به معنای درصدی از کل ذخایر یک میدان نفتی است که در طول عمر میدان، قابلیت استخراج دارد. میانگین این ضریب در ایران حدود ۲۴ درصد برآورد شده است که با میانگین جهانی ۳۴ درصد فاصله قابل توجهی دارد. هر یک درصد این ضریب به معنای حدود ۶ میلیارد بشکه نفت خام است که به علت معیوب بودن فرآیند استخراج، دیگر هرگز قابلیت برداشت نخواهد داشت. این فرصتسوزی را شاید بتوان یکی از بزرگترین مصداقهای عدم بهرهوری در کشور دانست. میزان «مشعل سوزی در فرایند استخراج» و «ضریب اتلاف شبکه انتقال و توزیع نفت و گاز» هم متأسفانه عدد قابل توجهی است.
🔹 در حلقه دوم زنجیره تأمین انرژی، فرآوردههای نفتی وارد نیروگاههای تولید برق میشوند. متوسط راندمان نیروگاههای حرارتی کشور حدود ۴۰ درصد است در حالی که میتوان با تغییر تکنولوژی این نیروگاهها، میانگین راندمان را به ۵۵ درصد ارتقا داد.
🔹 در حلقه سوم یعنی شبکه انتقال و توزیع برق نیز «ضریب اتلاف» بالای ۱۰ درصد برآورد میشود. در انتهای زنجیره تأمین انرژی یعنی مصرف (حلقه چهارم) هم وضعیت اصلا مناسب نیست. «شدت مصرف انرژی» در صنایع، بسیار بالاتر از میانگینهای جهانی است. شدت مصرف انرژی که از تقسیم میزان انرژی مصرفی بر میزان تولید ناخالص داخلی به دست میآید، توسط برخی مراجع، حدود ۳ برابر میانگین جهانی برآورد شده است. فرسودگی ماشینآلات و تجهیزات تولید و عدم سرمایهگذاری برای ارتقای تکنولوژی، یکی از اصلیترین عوامل پایین بودن شدت مصرف انرژی در کلان است. حجم بالای «ضایعات تولید» هم یکی دیگر از مشکلات بخش صنعت در کشور است.
🔹 متأسفانه ما با دومینوی نابهرهوری در زنجیره تأمین انرژی مواجه هستیم و نابهرهوری در هر یک از مراحل زنجیره، تشدید و تقویت میشود. برای محاسبه دقیق میزان هدر رفت انرژی میبایست ضرایب و شاخصهایی که مطرح شد را در هم ضرب کنیم تا متوجه عمق خسارت ناشی از مصرف غیربهینه انرژی در کشور شویم.
برای حل این بحران، نگاه جزیرهای به موضوع انرژی کارساز نخواهد بود. میبایست همه ابعاد انرژی اعم از تولید، انتقال و توزیع و مصرف به شکل یکپارچه مورد توجه قرار بگیرند چرا که همه این ابعاد بر هم تأثیرگذار و از هم تأثیرپذیر هستند.
🔹 در برنامه پنجساله هفتم پیشرفت اهداف کمی مناسبی برای حوزه بهرهوری انرژی طرحریزی شدهاست ولی تحقق این اهداف نیازمند یک عزم جدی و مشارکت همه بازیگران این اکوسیستم میباشد. افزایش یک درصد ضریب بازیافت نفت خام، ارتقای میانگین راندمان نیروگاههای حرارتی موجود به ۴۴ درصد، کاهش تلفات شبکه انتقال و توزیع برق به ۱۰ درصد، جمع آوری سالانه ۱۶ میلیارد متر مکعب گاز مشعل، افزایش بهرهوری آب و الزام صنایع به استفاده از منابع آبی نامتعارف و ...... از جمله اهدافی است که در برنامه هفتم ترسیم شده است.
🔹 سازمان ملی بهرهوری ایران با توجه به ماده ۲ و ۱۱۱ قانون برنامه هفتم پیشرفت و در ذیل نظام ملی بهرهوری ایران در نظر دارد با راهبری سازمان برنامه و بودجه و همکاری کلیه دستگاههای اجرایی ذیربط، برنامه ارتقای بهرهوری ۹ بخش اقتصادی را تهیه و تدوین نماید.
ارتقای بهرهوری راهی است که اگر امروز آغاز نشود فردا هزینههای سنگینتری را به کشور تحمیل خواهدکرد.
مدرسه مدیریت
✍اسماعیل حبیبی
معاون راهبری سازمان ملی بهرهوری ایران
✅ در حوزه انرژی در کشور متأسفانه با دومینوی نابهرهوری مواجه هستیم به این معنا که در طول زنجیره تأمین انرژی و در هر یک از اجزای این زنجیره، مصداقهایی وجود دارد که نابهرهوری را تقویت و تشدید کرده و تا انتهای زنجیره، بخش اعظمی از انرژی هدر رفته و تنها درصد کمی از آن برای تولید ارزش افزوده به کار گرفته میشود.
🔹 زنجیره تأمین انرژی از استخراج نفت شروع شده و با تحویل فرآوردههای نفتی به نیروگاهها تداوم پیدا میکند. نیروگاهها نیز با تبدیل آن به انرژی الکتریکی و انتقال و توزیع برق به واحدهای صنعتی و خانوارها، امکان ایجاد ارزش افزوده از انرژی را فراهم مینمایند.
🔹 در حلقه اول زنجیره تأمین انرژی یعنی میادین نفتی در فرآیند استخراج، مصادیق عمده هدر رفت انرژی عبارتند از پایین بودن «ضریب بازیافت میادین نفتی» و همچنین بالا بودن «میزان فلرینگ» و «ضریب اتلاف شبکههای توزیع و انتقال نفت و گاز»، به نسبت استانداردها و میانگینهای جهانی.
🔹 ضریب بازیافت نفت به معنای درصدی از کل ذخایر یک میدان نفتی است که در طول عمر میدان، قابلیت استخراج دارد. میانگین این ضریب در ایران حدود ۲۴ درصد برآورد شده است که با میانگین جهانی ۳۴ درصد فاصله قابل توجهی دارد. هر یک درصد این ضریب به معنای حدود ۶ میلیارد بشکه نفت خام است که به علت معیوب بودن فرآیند استخراج، دیگر هرگز قابلیت برداشت نخواهد داشت. این فرصتسوزی را شاید بتوان یکی از بزرگترین مصداقهای عدم بهرهوری در کشور دانست. میزان «مشعل سوزی در فرایند استخراج» و «ضریب اتلاف شبکه انتقال و توزیع نفت و گاز» هم متأسفانه عدد قابل توجهی است.
🔹 در حلقه دوم زنجیره تأمین انرژی، فرآوردههای نفتی وارد نیروگاههای تولید برق میشوند. متوسط راندمان نیروگاههای حرارتی کشور حدود ۴۰ درصد است در حالی که میتوان با تغییر تکنولوژی این نیروگاهها، میانگین راندمان را به ۵۵ درصد ارتقا داد.
🔹 در حلقه سوم یعنی شبکه انتقال و توزیع برق نیز «ضریب اتلاف» بالای ۱۰ درصد برآورد میشود. در انتهای زنجیره تأمین انرژی یعنی مصرف (حلقه چهارم) هم وضعیت اصلا مناسب نیست. «شدت مصرف انرژی» در صنایع، بسیار بالاتر از میانگینهای جهانی است. شدت مصرف انرژی که از تقسیم میزان انرژی مصرفی بر میزان تولید ناخالص داخلی به دست میآید، توسط برخی مراجع، حدود ۳ برابر میانگین جهانی برآورد شده است. فرسودگی ماشینآلات و تجهیزات تولید و عدم سرمایهگذاری برای ارتقای تکنولوژی، یکی از اصلیترین عوامل پایین بودن شدت مصرف انرژی در کلان است. حجم بالای «ضایعات تولید» هم یکی دیگر از مشکلات بخش صنعت در کشور است.
🔹 متأسفانه ما با دومینوی نابهرهوری در زنجیره تأمین انرژی مواجه هستیم و نابهرهوری در هر یک از مراحل زنجیره، تشدید و تقویت میشود. برای محاسبه دقیق میزان هدر رفت انرژی میبایست ضرایب و شاخصهایی که مطرح شد را در هم ضرب کنیم تا متوجه عمق خسارت ناشی از مصرف غیربهینه انرژی در کشور شویم.
برای حل این بحران، نگاه جزیرهای به موضوع انرژی کارساز نخواهد بود. میبایست همه ابعاد انرژی اعم از تولید، انتقال و توزیع و مصرف به شکل یکپارچه مورد توجه قرار بگیرند چرا که همه این ابعاد بر هم تأثیرگذار و از هم تأثیرپذیر هستند.
🔹 در برنامه پنجساله هفتم پیشرفت اهداف کمی مناسبی برای حوزه بهرهوری انرژی طرحریزی شدهاست ولی تحقق این اهداف نیازمند یک عزم جدی و مشارکت همه بازیگران این اکوسیستم میباشد. افزایش یک درصد ضریب بازیافت نفت خام، ارتقای میانگین راندمان نیروگاههای حرارتی موجود به ۴۴ درصد، کاهش تلفات شبکه انتقال و توزیع برق به ۱۰ درصد، جمع آوری سالانه ۱۶ میلیارد متر مکعب گاز مشعل، افزایش بهرهوری آب و الزام صنایع به استفاده از منابع آبی نامتعارف و ...... از جمله اهدافی است که در برنامه هفتم ترسیم شده است.
🔹 سازمان ملی بهرهوری ایران با توجه به ماده ۲ و ۱۱۱ قانون برنامه هفتم پیشرفت و در ذیل نظام ملی بهرهوری ایران در نظر دارد با راهبری سازمان برنامه و بودجه و همکاری کلیه دستگاههای اجرایی ذیربط، برنامه ارتقای بهرهوری ۹ بخش اقتصادی را تهیه و تدوین نماید.
ارتقای بهرهوری راهی است که اگر امروز آغاز نشود فردا هزینههای سنگینتری را به کشور تحمیل خواهدکرد.
مدرسه مدیریت
❤2
1764663603353.pdf
14.2 MB
داستان ۳ساله AI
AI_Policy_Models_in_China_and_the_United_States_A_Multi_Level_Comparative.pdf
6.1 MB
📖مدلهای سیاست هوش مصنوعی در چین و ایالات متحده:
تحلیل تطبیقی چند سطحی از همگرایی و واگرایی سیاستها
🖌لین ژو و همکاران
مجله تحلیل سیاست تطبیقی: تحقیق و عمل
🗓نوامبر ۲۰۲۵
كانال قواعدبازی
تحلیل تطبیقی چند سطحی از همگرایی و واگرایی سیاستها
🖌لین ژو و همکاران
مجله تحلیل سیاست تطبیقی: تحقیق و عمل
🗓نوامبر ۲۰۲۵
كانال قواعدبازی