*بودجه امسال را وزير اقتصاد تنظيم كرده است؟!*
بودجه ۱۴۰۵ با حداقل کسری تنظیم شد
🔹 وزیر اقتصاد با اشاره به اینکه هنوز در مورد مسائل مرتبط با بازار سرمایه از جمله نرخ خوراک پتروشیمیها در لایحه بودجه جمع بندی نشده است، گفت: لایحه بودجه ۱۴۰۵ با کسری نزدیک به صفر بسته شده و فشاری به بانک مرکزی وارد نمیکند.
ادامه مطلب؛
https://jahansanatnews.ir/?p=559141
بودجه ۱۴۰۵ با حداقل کسری تنظیم شد
🔹 وزیر اقتصاد با اشاره به اینکه هنوز در مورد مسائل مرتبط با بازار سرمایه از جمله نرخ خوراک پتروشیمیها در لایحه بودجه جمع بندی نشده است، گفت: لایحه بودجه ۱۴۰۵ با کسری نزدیک به صفر بسته شده و فشاری به بانک مرکزی وارد نمیکند.
ادامه مطلب؛
https://jahansanatnews.ir/?p=559141
جهان صنعت نیوز
بودجه ۱۴۰۵ با حداقل کسری تنظیم شد
وزیر اقتصاد با اشاره به اینکه هنوز در مورد مسائل مرتبط با بازار سرمایه از جمله نرخ خوراک پتروشیمیها در لایحه بودجه جمع بندی نشده است، گفت: لایحه بودجه 1405 با کسری نزدیک به صفر بسته شده و فشاری به بانک مرکزی وارد نمیکند.
جملات پایانی توأم با گریه «مدیرعامل نوکیا» در سخنرانی واگذاری نوکیا به مایکروسافت است:
«ما هیچ کار اشتباهی نکردیم، اما به نوعی، باختیم.»
نوکیا یک شرکت محترم بود.
ما هیچ کار اشتباهی در کسب و کار خود انجام ندادهایم، اما جهان خیلی سریع تغییر کرده است.
ما یادگیری را از دست دادیم، تغییر را از دست دادیم و بنابراین فرصت ارزشمندی را که برای تبدیل شدن به یک شرکت غول پیکر در دسترس بود، از دست دادیم.
*نتیجه اخلاقی:*
اگر تغییر نکنید، از رقابت محروم خواهید شد. اگر نمیخواهید چیزهای جدید یاد بگیرید و افکار و ذهنیت شما قدیمی باقی بماند، در نهایت با گذشت زمان از بین خواهید رفت.
«ما هیچ کار اشتباهی نکردیم، اما به نوعی، باختیم.»
نوکیا یک شرکت محترم بود.
ما هیچ کار اشتباهی در کسب و کار خود انجام ندادهایم، اما جهان خیلی سریع تغییر کرده است.
ما یادگیری را از دست دادیم، تغییر را از دست دادیم و بنابراین فرصت ارزشمندی را که برای تبدیل شدن به یک شرکت غول پیکر در دسترس بود، از دست دادیم.
*نتیجه اخلاقی:*
اگر تغییر نکنید، از رقابت محروم خواهید شد. اگر نمیخواهید چیزهای جدید یاد بگیرید و افکار و ذهنیت شما قدیمی باقی بماند، در نهایت با گذشت زمان از بین خواهید رفت.
👍2
✳️ ۵ اشتباه در سیاست سازمانی!
✅ در علم مدیریت بارها اشاره شده است که سیاستورزی در سازمانها ناگزیر است، و نمیتوان سازمانی را یافت که مدیران و کارکنان آن، درگیر بازی قدرت نشوند.
▪︎اصطلاح سیاستورزی سازمانی در توصیف ارتباطهای سازمانی بسیار رایج است.
▪︎اساس مهارت سیاسی شامل مذاکره، نفوذ، و متقاعد سازی است، و آن را نباید لزوما با "از پشت خنجر زدن" و "زیرآبی رفتن" یکی گرفت.
▪︎جرالد فریس، استاد مدیریت و روانشناسی دانشگاه فلوریدا در مصاحبه با سی مدیرعامل، ۵ نشانه را ذکر کرده است که نشان دهنده مهارت پایین سیاسی است:
۱- پرت بودن:
پرت بودن یعنی خبر نداشتن از تعامل و رفتارهای دیگران و همچنین برداشت بقیه از رفتار خودتان، و آگاه نبودن از گروهبندیها و بلوکهای ذی نفع.
اگر از بده بستان های سازمان خبر ندارید، مهارت سیاسی شما تعریفی ندارد.
۲- تمرکز بیش از اندازه بر نتایج :
اگر فقط به دستاورد و نتایج پایانی فکر میکنید، بدون آنکه چگونگی رسیدن به آن را در نظر داشته باشید، یک جای کار میلنگد.
افراد با میل توفیقطلبی بالا که فقط به نتیجه میپردازند، بدون آنکه دیگران را در نظر داشته باشند، باید مهارت سیاسی خود را بالا ببرند.
۳- خود را خوب نشان دادن:
دیگران باید شما را باورپذیر بدانند، باید نشان بدهید خودتان هستید و کارتان نمایشی نیست؛ در خودشیرینی هم احتیاط کنید.
🔺 نکته مهم:
امروزه در کشورمان ، مدیران محافظه کار و مدیران شوآف کار ( نمایشی ) و مدیران سفارشی و رانتی و مدیران فاقد صلاحیت حرفه ای از آفت های اصلی و اساسی مدیریت می باشند که تنها دستاورد آنها اتلاف منابع کشورمان است .
۴- سیاستگریزی و انزوا:
مهارت سیاسی در خلا روی نمیدهد، بلکه باید با دیگران در ارتباط بود.
اگر از قلعه خودتان بیرون نمیآیید و عافیتجویی میکنید، توفیقی نخواهید داشت.
سیاستگریزی باعث انزوای بیشتر میشود.
۵ - میل بیش از اندازه به محبوب ماندن:
چهره خوب نشان دادن شرط سیاست است، ولی اگر "دوست داشته شدن" به هدف اصلی بدل شود، یعنی باید رویکرد خودتان را تغییر دهید.
✍منبع: business insider
بازنشراز کانال اقتصاددان
✅ در علم مدیریت بارها اشاره شده است که سیاستورزی در سازمانها ناگزیر است، و نمیتوان سازمانی را یافت که مدیران و کارکنان آن، درگیر بازی قدرت نشوند.
▪︎اصطلاح سیاستورزی سازمانی در توصیف ارتباطهای سازمانی بسیار رایج است.
▪︎اساس مهارت سیاسی شامل مذاکره، نفوذ، و متقاعد سازی است، و آن را نباید لزوما با "از پشت خنجر زدن" و "زیرآبی رفتن" یکی گرفت.
▪︎جرالد فریس، استاد مدیریت و روانشناسی دانشگاه فلوریدا در مصاحبه با سی مدیرعامل، ۵ نشانه را ذکر کرده است که نشان دهنده مهارت پایین سیاسی است:
۱- پرت بودن:
پرت بودن یعنی خبر نداشتن از تعامل و رفتارهای دیگران و همچنین برداشت بقیه از رفتار خودتان، و آگاه نبودن از گروهبندیها و بلوکهای ذی نفع.
اگر از بده بستان های سازمان خبر ندارید، مهارت سیاسی شما تعریفی ندارد.
۲- تمرکز بیش از اندازه بر نتایج :
اگر فقط به دستاورد و نتایج پایانی فکر میکنید، بدون آنکه چگونگی رسیدن به آن را در نظر داشته باشید، یک جای کار میلنگد.
افراد با میل توفیقطلبی بالا که فقط به نتیجه میپردازند، بدون آنکه دیگران را در نظر داشته باشند، باید مهارت سیاسی خود را بالا ببرند.
۳- خود را خوب نشان دادن:
دیگران باید شما را باورپذیر بدانند، باید نشان بدهید خودتان هستید و کارتان نمایشی نیست؛ در خودشیرینی هم احتیاط کنید.
🔺 نکته مهم:
امروزه در کشورمان ، مدیران محافظه کار و مدیران شوآف کار ( نمایشی ) و مدیران سفارشی و رانتی و مدیران فاقد صلاحیت حرفه ای از آفت های اصلی و اساسی مدیریت می باشند که تنها دستاورد آنها اتلاف منابع کشورمان است .
۴- سیاستگریزی و انزوا:
مهارت سیاسی در خلا روی نمیدهد، بلکه باید با دیگران در ارتباط بود.
اگر از قلعه خودتان بیرون نمیآیید و عافیتجویی میکنید، توفیقی نخواهید داشت.
سیاستگریزی باعث انزوای بیشتر میشود.
۵ - میل بیش از اندازه به محبوب ماندن:
چهره خوب نشان دادن شرط سیاست است، ولی اگر "دوست داشته شدن" به هدف اصلی بدل شود، یعنی باید رویکرد خودتان را تغییر دهید.
✍منبع: business insider
بازنشراز کانال اقتصاددان
✳️ رفتارهای کارفرما که باعث نارضایتی کارمندان میشود؟!
✅ یک رهبر موفق باید نیازها و خواستههای کارمندان خود را بشناسد. همچنین، توجه به کارکنان یک کسب و کار و ایجاد ارتباط موثر با آنها اهمیت زیادی دارد. در ادامه به تعدادی از دلخوریهایی که کارمندان در محل کار با آن مواجهند میپردازیم.
▪︎به مشکلات و اختلافات آنها توجهی نمیشود
تحقیقی که در این زمینه انجام شد نشان داد، تقریبا یکچهارم کارمندان اعلام کردند عملکرد بخش منابع انسانی محل کارشان در حل مشکلات و اختلافات رضایتبخش نیست.
▪︎کارمند سخت کار میکند، مدیر به اعتبار و سرمایه میرسد
در یک نظرسنجی ۱۷ درصد کارمندان گفتند کارفرمایشان با ایدههای آنها اعتبار زیادی پیدا میکند اما آنها هیچ بهرهای از ایدهی خودشان نمیبرند.
▪︎امکان پیشرفت در کار وجود ندارد
بنابر یک نظرسنجی، تنها ۴۱ درصد کارمندان با قطعیت اعلام کردند کارفرمایشان به آنها کمک میکند در شغلشان پیشرفت کنند.
▪︎کارفرما اشتیاق و انگیزهای در آنها ایجاد نمیکند
در یک پژوهش، تنها ۳۵ درصد کارمندان اعلام کردند کارفرمایشان برای آنها الهامبخش است و کمک میکند با اشتیاق زیاد به کارشان بپردازند.
▪︎از کارمندان به اندازه کافی قدردانی نمیشود
نتایج یک نظرسنجی نشان داد ۶۳ درصد کارمندان احساس میکردند به قدر کافی به خاطر دستآوردهایشان از آنها قدردانی نمیشود.
▪︎توجهی به استراحت کارمندان نمیشود
نظرسنجی جدیدی نشان داد ۸۰ درصد مدیران ادعا میکنند به استراحت کارمندان اهمیت زیادی میدهند و به اندازهی کافی به آنها مرخصی میدهند. 67 درصد کارمندان گفتند هرگز چنین حرفی از کارفرمایشان نشنیدهاند یا در زمان درخواست مرخصی، با مخالفت آنها مواجه شدهاند.
▪︎کارمندان وظایف مشخصی ندارند
وقتی کارمندان ندانند دقیقا چه کاری باید انجام دهند، چطور میتوانند عملکرد خوبی از خود نشان دهند؟ بنا بر یک نظرسنجی، 57 درصد کارمندان از اینکه کارفرمایشان دستورات مشخصی به آنها نمیدهد گله داشتند.
▪︎خیلی از مدیران برای کارمندان وقت نمیگذارند
در تحقیقی، نیمی از کارمندان گفتند در اغلب مواقع مدیران برای دیدارهای دسته جمعی با کارمندان وقت دارند، اما برای هر یک از آنها به طور جداگانه وقت نمیگذارند.
▪︎مدیران توجه کافی به کارمندان ندارند
براساس تحقیقی، ۳۶ درصد از کارمندان گله داشتند که مدیران هیچ اهمیتی نمیدهند که نام آنها را بدانند.
▪︎میزان حقوق دریافتی عادلانه نیست
نتایج تحقیقی در سال ۲۰۱۷ میلادی نشان میدهد تنها ۲۰ درصد کارمندان ادعا میکنند حقوقشان عادلانه است.
▪︎هیچ شفافیتی در شرکت وجود ندارد
شفافیت در کار، از جمله عواملی است که باعث میشود کارمندان یک شرکت خوشحال و راضی باشند. خیلی از شرکتها خصوصا درباره پرداختیها این شفافیت را به وجود نمیآورند.
هیچ بازخوردی از مدیر نمیگیرند
مدیران اندکی به کارمندانشان بازخورد لازم را میدهند، هر چند این کار واقعا نیاز است. زیرا هم به کارفرما و هم به کارمند در راستای پیشرفت سازمان کمک میکند.
▪︎زیرنظرگرفتنِ دقیق مدیران باعث تضعیف روحیه کارمندان میشود
خیلی از کارمندان میگویند کارفرمای آنها تمام حرکاتشان را زیر نظر دارند و فرصت درست کار کردن را از آنها میگیرند. طبق نتایج یک مطالعه، ۶۸ درصد کارمندان میگویند مدیریت ذرهبینی باعث شده روحیهشان در کار تضعیف شود.
▪︎تبعیض در محل کار باعث کاهش بهرهروی کارمندان میشود
مطالعه دیگری نشان میدهد ۵۶ درصد کارفرمایان حتی قبل از اینکه عملکرد کارمندان ارزیابی شود یکی از افراد محبوبشان را برای ارتقا جایگاه در ذهن دارند و ۹۶ درصد نیز حتی بعد از انجام فرآیند ارزشیابی عملکرد، این ارتقا را به همان فرد مورد نظر میدهند. جالب است بدانید، ۷۵ درصد کارمندان میگویند در محل کارشان با چنین تبعیضهایی مواجه شدهاند.
منبع: entrepreneur
بازنشراز: کانال آموزش های سازمانی
✅ یک رهبر موفق باید نیازها و خواستههای کارمندان خود را بشناسد. همچنین، توجه به کارکنان یک کسب و کار و ایجاد ارتباط موثر با آنها اهمیت زیادی دارد. در ادامه به تعدادی از دلخوریهایی که کارمندان در محل کار با آن مواجهند میپردازیم.
▪︎به مشکلات و اختلافات آنها توجهی نمیشود
تحقیقی که در این زمینه انجام شد نشان داد، تقریبا یکچهارم کارمندان اعلام کردند عملکرد بخش منابع انسانی محل کارشان در حل مشکلات و اختلافات رضایتبخش نیست.
▪︎کارمند سخت کار میکند، مدیر به اعتبار و سرمایه میرسد
در یک نظرسنجی ۱۷ درصد کارمندان گفتند کارفرمایشان با ایدههای آنها اعتبار زیادی پیدا میکند اما آنها هیچ بهرهای از ایدهی خودشان نمیبرند.
▪︎امکان پیشرفت در کار وجود ندارد
بنابر یک نظرسنجی، تنها ۴۱ درصد کارمندان با قطعیت اعلام کردند کارفرمایشان به آنها کمک میکند در شغلشان پیشرفت کنند.
▪︎کارفرما اشتیاق و انگیزهای در آنها ایجاد نمیکند
در یک پژوهش، تنها ۳۵ درصد کارمندان اعلام کردند کارفرمایشان برای آنها الهامبخش است و کمک میکند با اشتیاق زیاد به کارشان بپردازند.
▪︎از کارمندان به اندازه کافی قدردانی نمیشود
نتایج یک نظرسنجی نشان داد ۶۳ درصد کارمندان احساس میکردند به قدر کافی به خاطر دستآوردهایشان از آنها قدردانی نمیشود.
▪︎توجهی به استراحت کارمندان نمیشود
نظرسنجی جدیدی نشان داد ۸۰ درصد مدیران ادعا میکنند به استراحت کارمندان اهمیت زیادی میدهند و به اندازهی کافی به آنها مرخصی میدهند. 67 درصد کارمندان گفتند هرگز چنین حرفی از کارفرمایشان نشنیدهاند یا در زمان درخواست مرخصی، با مخالفت آنها مواجه شدهاند.
▪︎کارمندان وظایف مشخصی ندارند
وقتی کارمندان ندانند دقیقا چه کاری باید انجام دهند، چطور میتوانند عملکرد خوبی از خود نشان دهند؟ بنا بر یک نظرسنجی، 57 درصد کارمندان از اینکه کارفرمایشان دستورات مشخصی به آنها نمیدهد گله داشتند.
▪︎خیلی از مدیران برای کارمندان وقت نمیگذارند
در تحقیقی، نیمی از کارمندان گفتند در اغلب مواقع مدیران برای دیدارهای دسته جمعی با کارمندان وقت دارند، اما برای هر یک از آنها به طور جداگانه وقت نمیگذارند.
▪︎مدیران توجه کافی به کارمندان ندارند
براساس تحقیقی، ۳۶ درصد از کارمندان گله داشتند که مدیران هیچ اهمیتی نمیدهند که نام آنها را بدانند.
▪︎میزان حقوق دریافتی عادلانه نیست
نتایج تحقیقی در سال ۲۰۱۷ میلادی نشان میدهد تنها ۲۰ درصد کارمندان ادعا میکنند حقوقشان عادلانه است.
▪︎هیچ شفافیتی در شرکت وجود ندارد
شفافیت در کار، از جمله عواملی است که باعث میشود کارمندان یک شرکت خوشحال و راضی باشند. خیلی از شرکتها خصوصا درباره پرداختیها این شفافیت را به وجود نمیآورند.
هیچ بازخوردی از مدیر نمیگیرند
مدیران اندکی به کارمندانشان بازخورد لازم را میدهند، هر چند این کار واقعا نیاز است. زیرا هم به کارفرما و هم به کارمند در راستای پیشرفت سازمان کمک میکند.
▪︎زیرنظرگرفتنِ دقیق مدیران باعث تضعیف روحیه کارمندان میشود
خیلی از کارمندان میگویند کارفرمای آنها تمام حرکاتشان را زیر نظر دارند و فرصت درست کار کردن را از آنها میگیرند. طبق نتایج یک مطالعه، ۶۸ درصد کارمندان میگویند مدیریت ذرهبینی باعث شده روحیهشان در کار تضعیف شود.
▪︎تبعیض در محل کار باعث کاهش بهرهروی کارمندان میشود
مطالعه دیگری نشان میدهد ۵۶ درصد کارفرمایان حتی قبل از اینکه عملکرد کارمندان ارزیابی شود یکی از افراد محبوبشان را برای ارتقا جایگاه در ذهن دارند و ۹۶ درصد نیز حتی بعد از انجام فرآیند ارزشیابی عملکرد، این ارتقا را به همان فرد مورد نظر میدهند. جالب است بدانید، ۷۵ درصد کارمندان میگویند در محل کارشان با چنین تبعیضهایی مواجه شدهاند.
منبع: entrepreneur
بازنشراز: کانال آموزش های سازمانی
🎯 اِنْشیتیفیکِیشِن
پلتفرمهای دیجیتال چطور به فنا میروند؟
🔴 کوری داکترو، واژۀ انشیتیفیکیشن را برای توضیح پدیدهای ساخت که پلتفرمهای بزرگ دیجیتال را به فروپاشی میکشاند. این روند به صورت خلاصه چنین است: «پلتفرمها خست با کاربران خوشرفتاری میکنند. بعد، برای رضایت مشتریان تجاری، کاربران را قربانی میکنند و درنهایت مشتریان تجاری را هم قربانی میکنند تا تمام منافع اقتصادی را برای خودشان نگه دارند. سپس از هم میپاشند».
از نظر داکترو، اِنشیتیفیکیشن نقشی اساسی در افول محبوبیت صنعت فناوری در افکار عمومی داشته است.
🔴 پل گرومن، اقتصاددان برندۀ جایزۀ نوبل، میگوید مفهومی که داکترو ساخته است، فراتر از سطح شرکتهای تکنولوژیک نیز کاربرد دارد و در واقع توضیح میدهد چطور هر کسبوکار مبتنی بر شبکه رو به فروپاشی میرود.
🔴 کروگمن مینویسد: فرض کنید کسبوکاری را اداره میکنید که محصولش از اثرات شبکهای بهرهمند است: یعنی هرچه کاربرانش بیشتر باشند، برای دیگر کاربران جذابتر میشود.
پلتفرمهای اجتماعی مانند فیسبوک یا تیکتاک مثالهای روشن آناند، اما همین منطق درمورد خدماتی چون اوبر یا کالاهایی مثل خودروهای برقی نیز صدق میکند. راهبرد بهینه برای بیشینهسازی سود چیست؟ پاسخ ظاهراً ساده است: ابتدا با ارائۀ خدمات جذاب و کمهزینه شبکۀ بزرگی بسازید، سپس از این پایگاه مشتریان بهرهبرداری کنید.
🔴 در مسیر این بهرهبرداری، فرایند انشیتیفیکشن شروع میشود: با افزایش قیمت، کاهش کیفیت، اجبار به تماشای تبلیغات، یا ترکیبی از همۀ اینها.
🔴 شرکت این مسیر را آنقدر ادامه میدهد که دیگر رشد پایگاه مشتریان متوقف میشود. یعنی دیگر کسی قدم به درون شبکۀ آن نمیگذارد. این دقیقاً وضعیتی است که فیسبوک در آن به سر میبرد. البته شبکۀ قدیمی به آسانی از هم نمیپاشد، بنابراین شرکت در رکود ادامه میدهد. از نظر کروگمن، چرخهای که شرکتها ابتدا خدمات عالی با قیمت پایین ارائه میدهند و درنهایت خدمات ضعیف با قیمت بالا عرضه میکنند الگوی طبیعی حیات هر صنعت مبتنی بر اثرات شبکهای است.
🔴 کاربرها نیز این افول تجربۀ کاربری را یک تراژدی اخلاقی میبینند. این تصور به وجود میآید که روزگاری «آدمهای خوبی» بودند که کسبوکار خود را در خدمت منافع عمومی اداره میکردند، اما بعد یا فاسد شدند، یا زیر فشار سرمایهگذاران وادار شدند چنین کنند.
🔴 دکتراو مینویسد: «همان کسی که زمانی فیسبوک را به پلتفرمی عالی برای ساختن اجتماعات و پیداکردن دوستان بدل کرده بود حالا آن را به دوزخ بدل کرده. شواهد قابلتوجهی وجود دارد مبنی بر اینکه مارک زاکربرگ از همان ابتدا آدم عجیبی بوده و خیلی زود، خیلی پیش از آنکه خدمات را نابود کند، سرمایۀ سرمایهگذاران را جذب کرده بود. پس چه شده؟ مغزش تاب برداشته؟ یا سرمایهگذارانش بیرحمتر شدهاند؟» احتمالاً جواب سادهتر است: این صرفاً طبیعتِ کسبوکار اوست.
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «نظریۀ عمومی اِنْشیتیفیکِیشِن» که در سیوششمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب گزارشی است از «The General Theory of Enshittification» که نوشتۀ پل کروگمن است. این مطلب در تاریخ ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۵ در وبسایت ساب استک منتشر شده است.
منبع؛ترجمان
https://www.linkedin.com/posts/faezeh-nazari_انشیتیفیکیشن-پلتفرمهای-دیجیتال-چطور-activity-7408030242142953472-Nc4G
كانال قواعدبازی
پلتفرمهای دیجیتال چطور به فنا میروند؟
🔴 کوری داکترو، واژۀ انشیتیفیکیشن را برای توضیح پدیدهای ساخت که پلتفرمهای بزرگ دیجیتال را به فروپاشی میکشاند. این روند به صورت خلاصه چنین است: «پلتفرمها خست با کاربران خوشرفتاری میکنند. بعد، برای رضایت مشتریان تجاری، کاربران را قربانی میکنند و درنهایت مشتریان تجاری را هم قربانی میکنند تا تمام منافع اقتصادی را برای خودشان نگه دارند. سپس از هم میپاشند».
از نظر داکترو، اِنشیتیفیکیشن نقشی اساسی در افول محبوبیت صنعت فناوری در افکار عمومی داشته است.
🔴 پل گرومن، اقتصاددان برندۀ جایزۀ نوبل، میگوید مفهومی که داکترو ساخته است، فراتر از سطح شرکتهای تکنولوژیک نیز کاربرد دارد و در واقع توضیح میدهد چطور هر کسبوکار مبتنی بر شبکه رو به فروپاشی میرود.
🔴 کروگمن مینویسد: فرض کنید کسبوکاری را اداره میکنید که محصولش از اثرات شبکهای بهرهمند است: یعنی هرچه کاربرانش بیشتر باشند، برای دیگر کاربران جذابتر میشود.
پلتفرمهای اجتماعی مانند فیسبوک یا تیکتاک مثالهای روشن آناند، اما همین منطق درمورد خدماتی چون اوبر یا کالاهایی مثل خودروهای برقی نیز صدق میکند. راهبرد بهینه برای بیشینهسازی سود چیست؟ پاسخ ظاهراً ساده است: ابتدا با ارائۀ خدمات جذاب و کمهزینه شبکۀ بزرگی بسازید، سپس از این پایگاه مشتریان بهرهبرداری کنید.
🔴 در مسیر این بهرهبرداری، فرایند انشیتیفیکشن شروع میشود: با افزایش قیمت، کاهش کیفیت، اجبار به تماشای تبلیغات، یا ترکیبی از همۀ اینها.
🔴 شرکت این مسیر را آنقدر ادامه میدهد که دیگر رشد پایگاه مشتریان متوقف میشود. یعنی دیگر کسی قدم به درون شبکۀ آن نمیگذارد. این دقیقاً وضعیتی است که فیسبوک در آن به سر میبرد. البته شبکۀ قدیمی به آسانی از هم نمیپاشد، بنابراین شرکت در رکود ادامه میدهد. از نظر کروگمن، چرخهای که شرکتها ابتدا خدمات عالی با قیمت پایین ارائه میدهند و درنهایت خدمات ضعیف با قیمت بالا عرضه میکنند الگوی طبیعی حیات هر صنعت مبتنی بر اثرات شبکهای است.
🔴 کاربرها نیز این افول تجربۀ کاربری را یک تراژدی اخلاقی میبینند. این تصور به وجود میآید که روزگاری «آدمهای خوبی» بودند که کسبوکار خود را در خدمت منافع عمومی اداره میکردند، اما بعد یا فاسد شدند، یا زیر فشار سرمایهگذاران وادار شدند چنین کنند.
🔴 دکتراو مینویسد: «همان کسی که زمانی فیسبوک را به پلتفرمی عالی برای ساختن اجتماعات و پیداکردن دوستان بدل کرده بود حالا آن را به دوزخ بدل کرده. شواهد قابلتوجهی وجود دارد مبنی بر اینکه مارک زاکربرگ از همان ابتدا آدم عجیبی بوده و خیلی زود، خیلی پیش از آنکه خدمات را نابود کند، سرمایۀ سرمایهگذاران را جذب کرده بود. پس چه شده؟ مغزش تاب برداشته؟ یا سرمایهگذارانش بیرحمتر شدهاند؟» احتمالاً جواب سادهتر است: این صرفاً طبیعتِ کسبوکار اوست.
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «نظریۀ عمومی اِنْشیتیفیکِیشِن» که در سیوششمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب گزارشی است از «The General Theory of Enshittification» که نوشتۀ پل کروگمن است. این مطلب در تاریخ ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۵ در وبسایت ساب استک منتشر شده است.
منبع؛ترجمان
https://www.linkedin.com/posts/faezeh-nazari_انشیتیفیکیشن-پلتفرمهای-دیجیتال-چطور-activity-7408030242142953472-Nc4G
كانال قواعدبازی
Linkedin
اِنْشیتیفیکِیشِن
پلتفرمهای دیجیتال چطور به فنا میروند؟
کوری داکترو، واژۀ انشیتیفیکیشن را برای توضیح پدیدهای ساخت که پلتفرمهای…
پلتفرمهای دیجیتال چطور به فنا میروند؟
کوری داکترو، واژۀ انشیتیفیکیشن را برای توضیح پدیدهای ساخت که پلتفرمهای…
اِنْشیتیفیکِیشِن
پلتفرمهای دیجیتال چطور به فنا میروند؟
کوری داکترو، واژۀ انشیتیفیکیشن را برای توضیح پدیدهای ساخت که پلتفرمهای بزرگ دیجیتال را به فروپاشی میکشاند. این روند به صورت خلاصه چنین است: «پلتفرمها خست با کاربران خوشرفتاری میکنند. بعد،…
پلتفرمهای دیجیتال چطور به فنا میروند؟
کوری داکترو، واژۀ انشیتیفیکیشن را برای توضیح پدیدهای ساخت که پلتفرمهای بزرگ دیجیتال را به فروپاشی میکشاند. این روند به صورت خلاصه چنین است: «پلتفرمها خست با کاربران خوشرفتاری میکنند. بعد،…
✳️ تورم و اخلاق
✅ تورم صرفاً یک پدیده اقتصادی و عددی نیست، بلکه پدیدهای عمیقاً اخلاقی و اجتماعی است که آثار آن فراتر از کاهش قدرت خرید پول، به روابط انسانی، اعتماد اجتماعی، عدالت، مسئولیتپذیری و ارزشهای اخلاقی جامعه نفوذ میکند. در این نگاه، تورم نهتنها نتیجه تصمیمات اقتصادی نادرست، بلکه بازتابی از ضعفهای نهادی، رفتاری و اخلاقی در سطوح مختلف حاکمیت و جامعه است.
۱. مفهوم تورم و ابعاد فراتر از اقتصاد
تورم به افزایش مستمر سطح عمومی قیمتها گفته میشود، اما اثر واقعی آن در توزیع ناعادلانه ثروت و درآمدنمایان میشود.
تورم:
به زیان حقوقبگیران و اقشار کمدرآمد عمل میکند؛
به نفع بدهکاران، سفتهبازان و دارندگان داراییهای غیرمولد تمام میشود؛
باعث انتقال پنهان ثروت از ضعیف به قوی میگردد.
از این منظر، تورم یک مالیات پنهان و غیرشفاف است که بدون تصویب اجتماعی، از مردم اخذ میشود و همین ویژگی آن را به مسئلهای اخلاقی تبدیل میکند.
۲. تورم و تضعیف اخلاق فردی
تورم مزمن بهتدریج رفتارهای اخلاقی افراد را تغییر میدهد. در شرایط تورمی:
صداقت اقتصادی کاهش مییابد؛
احتکار، گرانفروشی، کمفروشی و سوداگری توجیهپذیر میشود؛
افراد برای حفظ ارزش دارایی خود به رفتارهای غیرمولد یا حتی غیراخلاقی روی میآورند.
تورم، «عقلانیت کوتاهمدت» را جایگزین «مسئولیت بلندمدت» میکند و این امر باعث فرسایش سرمایه اخلاقی جامعه میشود.
۳. تورم و فروپاشی اعتماد اجتماعی
یکی از مهمترین پیامدهای اخلاقی تورم، از بین رفتن اعتماد است:
بیاعتمادی مردم به دولت و سیاستگذار؛
بیاعتمادی بین فروشنده و خریدار؛
بیاعتمادی نسبت به آینده.
وقتی ارزش پول ناپایدار است، تعهدات اخلاقی نیز سست میشوند. قراردادها معنا و اعتبار خود را از دست میدهند و جامعه وارد چرخهای از بیثباتی روانی و اجتماعی میشود.
۴. مسئولیت اخلاقی دولت و سیاستگذار
در این چارچوب، تورم صرفاً یک خطای فنی نیست، بلکه نقض مسئولیت اخلاقی حاکمیت است. دولت و نظام تصمیمگیری اقتصادی:
موظف به حفظ ثبات پول ملی هستند؛
نباید هزینه ناکارآمدیها را از طریق تورم به مردم منتقل کنند؛
باید پاسخگوی پیامدهای اخلاقی تصمیمات پولی و مالی باشند.
چاپ پول بیضابطه، کسری بودجه مزمن و سیاستهای کوتاهنگرانه، مصادیق بیعدالتی بیننسلی نیز محسوب میشوند.
۵. تورم، فقر و نابرابری اخلاقی
تورم بیش از همه به فقرا آسیب میزند و این امر شکاف طبقاتی را تشدید میکند. در نتیجه:
احساس بیعدالتی گسترش مییابد؛
همبستگی اجتماعی تضعیف میشود؛
بستر نارضایتی، خشونت پنهان و بیتفاوتی اخلاقی فراهم میگردد.
در چنین فضایی، اخلاق فردی بدون اصلاح ساختارهای اقتصادی، توان بقا و اثرگذاری ندارد.
۶. جمعبندی
تورم یک پدیده صرفاً اقتصادی نیست، بلکه آزمونی برای اخلاق جامعه و حاکمیت است. کنترل تورم فقط با ابزارهای پولی ممکن نیست، بلکه نیازمند:
● شفافیت،
● پاسخگویی،
● عدالت در تصمیمگیری،
● و پایبندی به اصول اخلاق عمومی است.
بدون اخلاق اقتصادی، ثبات پولی پایدار نخواهد بود و بدون ثبات پولی، اخلاق اجتماعی بهتدریج فرسوده میشود.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ تورم صرفاً یک پدیده اقتصادی و عددی نیست، بلکه پدیدهای عمیقاً اخلاقی و اجتماعی است که آثار آن فراتر از کاهش قدرت خرید پول، به روابط انسانی، اعتماد اجتماعی، عدالت، مسئولیتپذیری و ارزشهای اخلاقی جامعه نفوذ میکند. در این نگاه، تورم نهتنها نتیجه تصمیمات اقتصادی نادرست، بلکه بازتابی از ضعفهای نهادی، رفتاری و اخلاقی در سطوح مختلف حاکمیت و جامعه است.
۱. مفهوم تورم و ابعاد فراتر از اقتصاد
تورم به افزایش مستمر سطح عمومی قیمتها گفته میشود، اما اثر واقعی آن در توزیع ناعادلانه ثروت و درآمدنمایان میشود.
تورم:
به زیان حقوقبگیران و اقشار کمدرآمد عمل میکند؛
به نفع بدهکاران، سفتهبازان و دارندگان داراییهای غیرمولد تمام میشود؛
باعث انتقال پنهان ثروت از ضعیف به قوی میگردد.
از این منظر، تورم یک مالیات پنهان و غیرشفاف است که بدون تصویب اجتماعی، از مردم اخذ میشود و همین ویژگی آن را به مسئلهای اخلاقی تبدیل میکند.
۲. تورم و تضعیف اخلاق فردی
تورم مزمن بهتدریج رفتارهای اخلاقی افراد را تغییر میدهد. در شرایط تورمی:
صداقت اقتصادی کاهش مییابد؛
احتکار، گرانفروشی، کمفروشی و سوداگری توجیهپذیر میشود؛
افراد برای حفظ ارزش دارایی خود به رفتارهای غیرمولد یا حتی غیراخلاقی روی میآورند.
تورم، «عقلانیت کوتاهمدت» را جایگزین «مسئولیت بلندمدت» میکند و این امر باعث فرسایش سرمایه اخلاقی جامعه میشود.
۳. تورم و فروپاشی اعتماد اجتماعی
یکی از مهمترین پیامدهای اخلاقی تورم، از بین رفتن اعتماد است:
بیاعتمادی مردم به دولت و سیاستگذار؛
بیاعتمادی بین فروشنده و خریدار؛
بیاعتمادی نسبت به آینده.
وقتی ارزش پول ناپایدار است، تعهدات اخلاقی نیز سست میشوند. قراردادها معنا و اعتبار خود را از دست میدهند و جامعه وارد چرخهای از بیثباتی روانی و اجتماعی میشود.
۴. مسئولیت اخلاقی دولت و سیاستگذار
در این چارچوب، تورم صرفاً یک خطای فنی نیست، بلکه نقض مسئولیت اخلاقی حاکمیت است. دولت و نظام تصمیمگیری اقتصادی:
موظف به حفظ ثبات پول ملی هستند؛
نباید هزینه ناکارآمدیها را از طریق تورم به مردم منتقل کنند؛
باید پاسخگوی پیامدهای اخلاقی تصمیمات پولی و مالی باشند.
چاپ پول بیضابطه، کسری بودجه مزمن و سیاستهای کوتاهنگرانه، مصادیق بیعدالتی بیننسلی نیز محسوب میشوند.
۵. تورم، فقر و نابرابری اخلاقی
تورم بیش از همه به فقرا آسیب میزند و این امر شکاف طبقاتی را تشدید میکند. در نتیجه:
احساس بیعدالتی گسترش مییابد؛
همبستگی اجتماعی تضعیف میشود؛
بستر نارضایتی، خشونت پنهان و بیتفاوتی اخلاقی فراهم میگردد.
در چنین فضایی، اخلاق فردی بدون اصلاح ساختارهای اقتصادی، توان بقا و اثرگذاری ندارد.
۶. جمعبندی
تورم یک پدیده صرفاً اقتصادی نیست، بلکه آزمونی برای اخلاق جامعه و حاکمیت است. کنترل تورم فقط با ابزارهای پولی ممکن نیست، بلکه نیازمند:
● شفافیت،
● پاسخگویی،
● عدالت در تصمیمگیری،
● و پایبندی به اصول اخلاق عمومی است.
بدون اخلاق اقتصادی، ثبات پولی پایدار نخواهد بود و بدون ثبات پولی، اخلاق اجتماعی بهتدریج فرسوده میشود.
https://t.me/ExecutiveManagement
تورم و اخلاق.pdf
12.1 MB
کتاب " تورم واخلاق "
✳️ اکونومیست:
خاویر میلی پزو را آزادتر میکند
✍🏻 ترجمه: مسعود یوسفحصیرچین
✅ رئیسجمهور خاویر میلی، در بیانیهای مملو از اصطلاحات تخصصی که در وبسایت بانک مرکزی آرژانتین منتشر شد، بیسروصدا تغییری حیاتی ایجاد کرده است. از ماه ژانویه، پزوی آرژانتین ــکه سال گذشته زیر ضرب بازارها قرار گرفت و با حمایت دونالد ترامپ سرپا ماندــ آزادانهتر شناور میشود.
به گزارش اکوایران و به نقل از اکونومیست، از ماه آوریل، پزو در دامنۀ نوسانی حرکت میکرد که حدود آن هر ماه یک درصد گسترش مییافت. اکنون این حدود با نرخ تورم گسترش خواهند یافت که در حال حاضر 2.5 درصد در ماه است. این کار به پزو، که بسیاری معتقدند بیشازحد ارزشگذاری شده، اجازه میدهد سریعتر تضعیف شود. همچنین به اجرای برنامهای برای خرید حدود ۱۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی در سال آینده کمک خواهد کرد. همۀ اینها، هرچند محتاطانه، گامی خوشایند برای رفع بزرگترین ضعف برنامۀ اصلاحات آزادسازیِ خاویر میلی است.
دولت او مدتها تلاش کرده بود پزو را قوی نگه دارد. این کار به کاهش تورم کمک کرد اما به صادرات ضربه زد، واردات را افزایش داد و انباشت ذخایر ارزی را بسیار دشوار ساخت. این موضوع صندوق بینالمللی پول و سرمایهگذارانی را که طلب دلاری دارند، نگران کرد. با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای در ماه اکتبر، همه شروع به فروش پزو کردند و بانک مرکزی را واداشتند برای دفاع از حد بالای دامنۀ نوسان میلیاردها دلار بفروشد. پزو در آستانۀ سقوط از این دامنه قرار گرفت؛ اتفاقی که میتوانست چشمانداز انتخاباتی خاویر میلی و پروژۀ گستردهتر اصلاحات او را نابود کند. سپس، به شکلی غیرمنتظره، وزارت خزانهداری آمریکا از پزو حمایت کرد. این اقدام فشارها را کاهش داد و به پیروزی آقای میلی کمک کرد. او همچنان اصرار داشت که رژیم نرخ ارز را تغییر نخواهد داد، اما سرمایهگذاران همچنان نگران بودند.
صندوق بینالمللی پول بلافاصله از این تغییر جدید استقبال کرد. بازارها هم همینطور: سهام آرژانتین و اوراق قرضۀ دلاری جهش کردند، نشانهای از اینکه دولت ممکن است بهزودی دوبارۀ بتواند از بازارهای جهانی سرمایه استقراض کند. پزو تضعیف شد. گسترش دامنۀ نوسان، خطر افزایش اندکی تورم را به همراه دارد اما با پشت سر گذاشتن انتخابات میاندورهای، این مسئله برای دولت آنقدر نگرانکننده نیست.
با این حال، این وضعیت هنوز فاصله زیادی با شناوری کامل دارد. از نظر واقعی، این دامنه در عمل پزو را وادار میکرد که بهمرور زمان تقویت شود. اکنون پزو اجازۀ تضعیف خواهد داشت، اما فقط بهطور حاشیهای. به گفتۀ مؤسسه مشاورهای کپیتال اکونومیکس در لندن، این وضعیت همچنان ارزش پزو را بیشتر از حد واقعی نگه میدارد. افزون بر این، خرید ذخایر ارزی به نرخ رشد اقتصادی و اندازۀ بازار ارز خارجی محدود خواهد بود. بانک مرکزی هنوز برنامهای برای هدف گرفتن تورم از طریق نرخهای بهره اعلام نکرده است. ماجرای پولیِ خاویر میلی هنوز به پایان نرسیده است.
لينك مطلب؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-115592
خاویر میلی پزو را آزادتر میکند
✍🏻 ترجمه: مسعود یوسفحصیرچین
✅ رئیسجمهور خاویر میلی، در بیانیهای مملو از اصطلاحات تخصصی که در وبسایت بانک مرکزی آرژانتین منتشر شد، بیسروصدا تغییری حیاتی ایجاد کرده است. از ماه ژانویه، پزوی آرژانتین ــکه سال گذشته زیر ضرب بازارها قرار گرفت و با حمایت دونالد ترامپ سرپا ماندــ آزادانهتر شناور میشود.
به گزارش اکوایران و به نقل از اکونومیست، از ماه آوریل، پزو در دامنۀ نوسانی حرکت میکرد که حدود آن هر ماه یک درصد گسترش مییافت. اکنون این حدود با نرخ تورم گسترش خواهند یافت که در حال حاضر 2.5 درصد در ماه است. این کار به پزو، که بسیاری معتقدند بیشازحد ارزشگذاری شده، اجازه میدهد سریعتر تضعیف شود. همچنین به اجرای برنامهای برای خرید حدود ۱۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی در سال آینده کمک خواهد کرد. همۀ اینها، هرچند محتاطانه، گامی خوشایند برای رفع بزرگترین ضعف برنامۀ اصلاحات آزادسازیِ خاویر میلی است.
دولت او مدتها تلاش کرده بود پزو را قوی نگه دارد. این کار به کاهش تورم کمک کرد اما به صادرات ضربه زد، واردات را افزایش داد و انباشت ذخایر ارزی را بسیار دشوار ساخت. این موضوع صندوق بینالمللی پول و سرمایهگذارانی را که طلب دلاری دارند، نگران کرد. با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای در ماه اکتبر، همه شروع به فروش پزو کردند و بانک مرکزی را واداشتند برای دفاع از حد بالای دامنۀ نوسان میلیاردها دلار بفروشد. پزو در آستانۀ سقوط از این دامنه قرار گرفت؛ اتفاقی که میتوانست چشمانداز انتخاباتی خاویر میلی و پروژۀ گستردهتر اصلاحات او را نابود کند. سپس، به شکلی غیرمنتظره، وزارت خزانهداری آمریکا از پزو حمایت کرد. این اقدام فشارها را کاهش داد و به پیروزی آقای میلی کمک کرد. او همچنان اصرار داشت که رژیم نرخ ارز را تغییر نخواهد داد، اما سرمایهگذاران همچنان نگران بودند.
صندوق بینالمللی پول بلافاصله از این تغییر جدید استقبال کرد. بازارها هم همینطور: سهام آرژانتین و اوراق قرضۀ دلاری جهش کردند، نشانهای از اینکه دولت ممکن است بهزودی دوبارۀ بتواند از بازارهای جهانی سرمایه استقراض کند. پزو تضعیف شد. گسترش دامنۀ نوسان، خطر افزایش اندکی تورم را به همراه دارد اما با پشت سر گذاشتن انتخابات میاندورهای، این مسئله برای دولت آنقدر نگرانکننده نیست.
با این حال، این وضعیت هنوز فاصله زیادی با شناوری کامل دارد. از نظر واقعی، این دامنه در عمل پزو را وادار میکرد که بهمرور زمان تقویت شود. اکنون پزو اجازۀ تضعیف خواهد داشت، اما فقط بهطور حاشیهای. به گفتۀ مؤسسه مشاورهای کپیتال اکونومیکس در لندن، این وضعیت همچنان ارزش پزو را بیشتر از حد واقعی نگه میدارد. افزون بر این، خرید ذخایر ارزی به نرخ رشد اقتصادی و اندازۀ بازار ارز خارجی محدود خواهد بود. بانک مرکزی هنوز برنامهای برای هدف گرفتن تورم از طریق نرخهای بهره اعلام نکرده است. ماجرای پولیِ خاویر میلی هنوز به پایان نرسیده است.
لينك مطلب؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-115592
اکوایران
خاویر میلی پزو را آزادتر میکند
رئیسجمهور خاویر میلی، در بیانیهای مملو از اصطلاحات تخصصی که در وبسایت بانک مرکزی آرژانتین منتشر شد، بیسروصدا تغییری حیاتی ایجاد کرده است. از ماه ژانویه، پزوی آرژانتین ــکه سال گذشته زیر ضرب بازارها قرار گرفت و با حمایت دونالد ترامپ سرپا ماندــ آزادانهتر…
❤1
✳️ پنج اقتصاددان در گفتوگو با «شرق» از تحمیل خسارت سنگین تحریف علم بر اقتصاد کشور میگویند
اقتصاد در دام شبهعلم
✅ یک ریاضیدان و فیزیکدان به نام آلن سوکال که دانشآموخته دانشگاه هاروارد است، تصمیم گرفت با واژههای پیچیده و ثقیل و استفاده نابجا از مفاهیم علمی، مقالهای جعلی و بیمعنا بنویسد و واقعیتهای علمی را زیر سؤال ببرد.
او عنوان پرطمطراق «هرمنوتیک متحولکننده گرایش کوانتومی» را برای مقاله خود انتخاب کرد و آن را به یک مجله معروف مطالعات اجتماعی حلقه روشنفکران لفاظ فرستاد.
در کمال ناباوری، مقاله جعلی آلن سوکال در مجله معروف social text پذیرفته و در همان سال ۱۹۹۶ منتشر شد! این فیزیکدان بلافاصله افشا کرد که همه استدلالهایش در آن مقاله پوچ و بیمعنا بوده و هدف آن رسواسازی شارلاتانیسم حاکم بر بعضی حلقههای فکری و روشنفکری بوده است.
او گفت این حلقههای فکری از ناآگاهی عامه مردم که «هر چیز پیچیده با ظاهر علمی را چون نمیفهمند بهسرعت میپذیرند»، سوءاستفاده کرده و نظریات شبهعلمی خود را ترویج میکنند. ماجرا بهسرعت به یک رسوایی بینالمللی تبدیل شد و بازندگان صرفا به این دفاع متوسل شدند که روش سوکال اخلاقی نبوده است.
این ماجرا خلاصه کوتاهی است درباره «شبهعلم» و مفاهیم غیرعلمی که برخی تلاش میکنند با ظاهر علمی و جملات پیچیده و مبهم، بهعنوان «علم» به جامعه بقبولانند.
این تلاش برای ترویج شبهعلم گاهی تنها به خودنمایی فضلفروشانه خلاصه نمیشود و شبهعلم با انگیزههای منفعتطلبانه تولید و ترویج میشود....
ادامه مطلب؛
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1076651
كانال قواعدبازی
اقتصاد در دام شبهعلم
✅ یک ریاضیدان و فیزیکدان به نام آلن سوکال که دانشآموخته دانشگاه هاروارد است، تصمیم گرفت با واژههای پیچیده و ثقیل و استفاده نابجا از مفاهیم علمی، مقالهای جعلی و بیمعنا بنویسد و واقعیتهای علمی را زیر سؤال ببرد.
او عنوان پرطمطراق «هرمنوتیک متحولکننده گرایش کوانتومی» را برای مقاله خود انتخاب کرد و آن را به یک مجله معروف مطالعات اجتماعی حلقه روشنفکران لفاظ فرستاد.
در کمال ناباوری، مقاله جعلی آلن سوکال در مجله معروف social text پذیرفته و در همان سال ۱۹۹۶ منتشر شد! این فیزیکدان بلافاصله افشا کرد که همه استدلالهایش در آن مقاله پوچ و بیمعنا بوده و هدف آن رسواسازی شارلاتانیسم حاکم بر بعضی حلقههای فکری و روشنفکری بوده است.
او گفت این حلقههای فکری از ناآگاهی عامه مردم که «هر چیز پیچیده با ظاهر علمی را چون نمیفهمند بهسرعت میپذیرند»، سوءاستفاده کرده و نظریات شبهعلمی خود را ترویج میکنند. ماجرا بهسرعت به یک رسوایی بینالمللی تبدیل شد و بازندگان صرفا به این دفاع متوسل شدند که روش سوکال اخلاقی نبوده است.
این ماجرا خلاصه کوتاهی است درباره «شبهعلم» و مفاهیم غیرعلمی که برخی تلاش میکنند با ظاهر علمی و جملات پیچیده و مبهم، بهعنوان «علم» به جامعه بقبولانند.
این تلاش برای ترویج شبهعلم گاهی تنها به خودنمایی فضلفروشانه خلاصه نمیشود و شبهعلم با انگیزههای منفعتطلبانه تولید و ترویج میشود....
ادامه مطلب؛
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1076651
كانال قواعدبازی
شرق
اقتصاد در دام شبهعلم
یک ریاضیدان و فیزیکدان به نام آلن سوکال که دانشآموخته دانشگاه هاروارد است، تصمیم گرفت با واژههای پیچیده و ثقیل و استفاده نابجا از مفاهیم علمی، مقالهای جعلی و بیمعنا بنویسد و واقعیتهای علمی را زیر سؤال ببرد. او عنوان پرطمطراق «هرمنوتیک متحولکننده گرایش…
✳️ رهبری بوروکراتیک؛ نظمِ آهنین برای شرایطِ حساس
✅ این سبک بر پایه «قوانین مکتوب، چکلیستها و سلسلهمراتب دقیق» بنا شده است.
❓کجا باید بروکراتیک باشیم؟
🔸در محیطهای پریسِک و حساس مثل بانکداری، اتاق عمل، خطوط هواپیمایی یا کارخانههای مواد شیمیایی.
جایی که «خلاقیت» یعنی فاجعه، و «رعایت دستورالعمل» یعنی امنیت.
💡 درس مدیریتی:
اگر در کسبوکارتان با پول مردم یا جان آدمها سر و کار دارید، بهجای الهامبخش بودن، «منظبط» باشید. اینجا ثبات پادشاه است.
HBS
✅ این سبک بر پایه «قوانین مکتوب، چکلیستها و سلسلهمراتب دقیق» بنا شده است.
❓کجا باید بروکراتیک باشیم؟
🔸در محیطهای پریسِک و حساس مثل بانکداری، اتاق عمل، خطوط هواپیمایی یا کارخانههای مواد شیمیایی.
جایی که «خلاقیت» یعنی فاجعه، و «رعایت دستورالعمل» یعنی امنیت.
💡 درس مدیریتی:
اگر در کسبوکارتان با پول مردم یا جان آدمها سر و کار دارید، بهجای الهامبخش بودن، «منظبط» باشید. اینجا ثبات پادشاه است.
HBS
✳️ هنر شوخطبعی در رهبری؛ جعبهابزاری برای رهبران سازمانی
✅ استفاده از شوخطبعی در رهبری باعث افزایش انگیزه و عملکرد کارکنان میشود.
امروزه طنز ابزاری استراتژیک برای مدیریت به شمار میرود که نباید بهعنوان یک سرگرمی ساده تلقی شود.
برای بهرهگیری از طنز، مدیران به دانش، مهارت و تواناییهای لازم نیاز دارند.
ایجاد فرهنگ سازمانی حامی طنز، روابط باکیفیت و کانالهای ارتباطی باز از الزامات این روند است.
HBS
✅ استفاده از شوخطبعی در رهبری باعث افزایش انگیزه و عملکرد کارکنان میشود.
امروزه طنز ابزاری استراتژیک برای مدیریت به شمار میرود که نباید بهعنوان یک سرگرمی ساده تلقی شود.
برای بهرهگیری از طنز، مدیران به دانش، مهارت و تواناییهای لازم نیاز دارند.
ایجاد فرهنگ سازمانی حامی طنز، روابط باکیفیت و کانالهای ارتباطی باز از الزامات این روند است.
HBS
✳️ قصه در بازاریابی از کجا میآید ؟
✅ یکی از اشتباههای رایج در بازاریابی این است که فکر میکنیم «قصه» یعنی داستانپردازی خیالی.
▪︎اما علم مدیریت و ارتباطات میگوید:
قصه، کشف است نه اختراع.
بر اساس چارچوبهای معتبر Storytelling، قصهها معمولاً از چهار منبع میآیند
1️⃣ زمانی که کار درست را انجام دادید
موفقیتها، تصمیمهای درست، ایستادن پای اصول
● نکته مدیریتی:
مطالعات اعتماد (Trust Theory) نشان میدهد روایت موفقیتهای واقعی، اعتبار برند را بیشتر از اغراق تبلیغاتی میسازد.
2️⃣ زمانی که کار را خراب کردید
اشتباه، شکست، تصمیم غلط، اصلاح مسیر
● نکته مدیریتی:
برندهایی که «خطا + یادگیری» را روایت میکنند، اثر Authenticity بالاتری دارند و اعتماد عمیقتری میسازند.
3️⃣ یک مربی
کسی که نگاه شما را عوض کرده
● نکته مدیریتی:
انتقال دانش وقتی در قالب تجربه انسانی ارائه شود، طبق نظریه یادگیری اجتماعی بندورا، ماندگارتر است.
4️⃣ یک کتاب، فیلم یا اتفاق جدید
الهامی که باعث تغییر زاویه دید شده
● نکته مدیریتی:
بازاریابهای حرفهای «بینرشتهای» فکر میکنند؛ الهام از بیرون صنعت، منبع نوآوری است.
⚠️ اصل کلیدی جادوی بازاریابی
قصه خوب:
شخصی است
واقعی است
و به ارزش درونی شما وصل است
نه لازم است قهرمان باشید
نه بینقص
کافی است صادق باشید
▪︎آخرین محتوایی که منتشر کردی از کدام منبع بود؟
اگر هیچکدام، مشکل از «ایده» نیست…
مشکل از نگاه است.
HBS
✅ یکی از اشتباههای رایج در بازاریابی این است که فکر میکنیم «قصه» یعنی داستانپردازی خیالی.
▪︎اما علم مدیریت و ارتباطات میگوید:
قصه، کشف است نه اختراع.
بر اساس چارچوبهای معتبر Storytelling، قصهها معمولاً از چهار منبع میآیند
1️⃣ زمانی که کار درست را انجام دادید
موفقیتها، تصمیمهای درست، ایستادن پای اصول
● نکته مدیریتی:
مطالعات اعتماد (Trust Theory) نشان میدهد روایت موفقیتهای واقعی، اعتبار برند را بیشتر از اغراق تبلیغاتی میسازد.
2️⃣ زمانی که کار را خراب کردید
اشتباه، شکست، تصمیم غلط، اصلاح مسیر
● نکته مدیریتی:
برندهایی که «خطا + یادگیری» را روایت میکنند، اثر Authenticity بالاتری دارند و اعتماد عمیقتری میسازند.
3️⃣ یک مربی
کسی که نگاه شما را عوض کرده
● نکته مدیریتی:
انتقال دانش وقتی در قالب تجربه انسانی ارائه شود، طبق نظریه یادگیری اجتماعی بندورا، ماندگارتر است.
4️⃣ یک کتاب، فیلم یا اتفاق جدید
الهامی که باعث تغییر زاویه دید شده
● نکته مدیریتی:
بازاریابهای حرفهای «بینرشتهای» فکر میکنند؛ الهام از بیرون صنعت، منبع نوآوری است.
⚠️ اصل کلیدی جادوی بازاریابی
قصه خوب:
شخصی است
واقعی است
و به ارزش درونی شما وصل است
نه لازم است قهرمان باشید
نه بینقص
کافی است صادق باشید
▪︎آخرین محتوایی که منتشر کردی از کدام منبع بود؟
اگر هیچکدام، مشکل از «ایده» نیست…
مشکل از نگاه است.
HBS
✳️ تاب آوری
✅ تابآوری روانی یعنی بازگشت به زندگی عادی پس از تجربههای تلخ و سخت. اگر بتوانیم در مواجهه با ناملایمات تاب بیاوریم و بهرغم سختیها به رشد و زیستن شادمانه ادامه بدهیم، یعنی تابآوری در ما زیاد است. اگر این ویژگی و توانایی را در خود تقویت کنیم، بعد از تجربه رنجها، فشارها و شکستها، و تلخیهای زندگی میتوانیم دستها را به زانو بگیریم و دوباره از جا بلند شویم. تابآوری کمکمان میکند زخمها را التیام ببخشیم و لحظهها را شادتر و آرامتر زندگی کنیم.
▪︎مثلاً فرض کنید تصادفی سخت رخ داده و از نظر جسمی آسیب دشواری دیدهاید. تحمل وضعیت و تلاش برای بهبودی، همراه با ناامید و خستهنشدن از روند درمان، نشان میدهد فردی تابآور هستید.
◀️ چگونه مهارتهای تابآوری را تقویت کنیم؟
روشهای زیر در تقویت ویژگی های تاب آوری کمکمان میکنند:
▪️حواسمان به سلامتمان باشد و خودمراقبتی را فراموش نکنیم.
▪️با تقویت حس بخشش در خود از بند کینهها و عقدهها رها شویم.
▪️از تجربههایمان برای دیگران بگوییم و آنها را با دیگران در میان بگذاریم.
▪️سبک زندگیمان را سالم کنیم، برای نمونه خوب بخوابیم و خوب بخوریم.
▪️در زندگـی منظم باشیـم و با هدفمندی به لحظههایمان معـنا بدهیم.
▪️به خودمان اجازه تجربه احساسات مختلف را بدهیم و احساساتمان را سرکوب نکنیم.
▪️در صورت نیاز، برای مدیریت بهتر احساساتمان به مشاور و روانشناس مراجعه کنیم.
▪️برای حل مشکلات، منتظر ننشینیم و ابتکار عمل را به دست بگیریم و مسائل را حل کنیم.
▪️بدانیم به چه حمایتها و پشتیبانیهایی در زندگی نیاز داریم و از کمک این پشتیبانان بهره ببریم.
▪️روی نکات مثبت هرچیز دست بگذاریم و با مثبتاندیشی عاقلانه و واقعبینانه روحیهمان را بالا ببریم.
HBS
✅ تابآوری روانی یعنی بازگشت به زندگی عادی پس از تجربههای تلخ و سخت. اگر بتوانیم در مواجهه با ناملایمات تاب بیاوریم و بهرغم سختیها به رشد و زیستن شادمانه ادامه بدهیم، یعنی تابآوری در ما زیاد است. اگر این ویژگی و توانایی را در خود تقویت کنیم، بعد از تجربه رنجها، فشارها و شکستها، و تلخیهای زندگی میتوانیم دستها را به زانو بگیریم و دوباره از جا بلند شویم. تابآوری کمکمان میکند زخمها را التیام ببخشیم و لحظهها را شادتر و آرامتر زندگی کنیم.
▪︎مثلاً فرض کنید تصادفی سخت رخ داده و از نظر جسمی آسیب دشواری دیدهاید. تحمل وضعیت و تلاش برای بهبودی، همراه با ناامید و خستهنشدن از روند درمان، نشان میدهد فردی تابآور هستید.
◀️ چگونه مهارتهای تابآوری را تقویت کنیم؟
روشهای زیر در تقویت ویژگی های تاب آوری کمکمان میکنند:
▪️حواسمان به سلامتمان باشد و خودمراقبتی را فراموش نکنیم.
▪️با تقویت حس بخشش در خود از بند کینهها و عقدهها رها شویم.
▪️از تجربههایمان برای دیگران بگوییم و آنها را با دیگران در میان بگذاریم.
▪️سبک زندگیمان را سالم کنیم، برای نمونه خوب بخوابیم و خوب بخوریم.
▪️در زندگـی منظم باشیـم و با هدفمندی به لحظههایمان معـنا بدهیم.
▪️به خودمان اجازه تجربه احساسات مختلف را بدهیم و احساساتمان را سرکوب نکنیم.
▪️در صورت نیاز، برای مدیریت بهتر احساساتمان به مشاور و روانشناس مراجعه کنیم.
▪️برای حل مشکلات، منتظر ننشینیم و ابتکار عمل را به دست بگیریم و مسائل را حل کنیم.
▪️بدانیم به چه حمایتها و پشتیبانیهایی در زندگی نیاز داریم و از کمک این پشتیبانان بهره ببریم.
▪️روی نکات مثبت هرچیز دست بگذاریم و با مثبتاندیشی عاقلانه و واقعبینانه روحیهمان را بالا ببریم.
HBS
✳️ تاریخ و درس مدیریتی :
✅ نادرشاه پدر استراتژی مدرن ایرانی
▪︎نادرشاه از کنار سربازی گذشت که داشت زرهاش را بررسی میکرد.
ایستاد و پرسید: «چکار میکنی؟»
سرباز گفت:
«نگاه میکنم اگر زرهام پاره است بدوزمش. فردا جنگ است. اگر زرهام پاره باشد، میمیرم.»
نادر چیزی نگفت. چند قدم رفت، برگشت و پرسید:
«اگر زرهات سالم باشد، تضمین میکنی زنده بمانی؟»
سرباز مکث کرد و گفت:
«نه… ولی شانسم بیشتر میشود.»
نادر لبخند تلخی زد و گفت:
«همین فرق آدم عاقل با بزدل است.
عاقل برای افزایش شانس میجنگد، نه برای تضمین.»
صبح فردا همان سرباز زنده ماند.
نه چون تضمین داشت،
بلکه چون قبل از جنگ، واقعیت را پذیرفته بود.
▪︎ درس مدیریتی
تصمیمگیری عقلانی = افزایش احتمال موفقیت، نه حذف ریسک
(Expected Value & Risk Management)
افراد موفق روی کاهش عدمقطعیتهای قابلکنترل سرمایهگذاری میکنند، نه روی تضمینِ ناممکن.
پیشرفت با اقدامهای کوچکِ پیوسته رخ میدهد (Incrementalism)، نه با انتظار قطعیت کامل.
کارآفرینها «ایمنسازی شانس» میکنند: آزمایش، داده، یادگیری سریع (Lean & Experimentation).
🧩 جمعبندی:
خیلیها حرکت نمیکنند چون تضمین میخواهند.
اما بازار با تضمین جلو نمیرود؛
با بالا بردن شانسِ درست جلو میرود.
اگر هنوز منتظر مطمئنشدنی، از خودت بپرس:
من دارم شانس را زیاد میکنم یا دنبال تضمین میگردم؟
✅ نادرشاه پدر استراتژی مدرن ایرانی
▪︎نادرشاه از کنار سربازی گذشت که داشت زرهاش را بررسی میکرد.
ایستاد و پرسید: «چکار میکنی؟»
سرباز گفت:
«نگاه میکنم اگر زرهام پاره است بدوزمش. فردا جنگ است. اگر زرهام پاره باشد، میمیرم.»
نادر چیزی نگفت. چند قدم رفت، برگشت و پرسید:
«اگر زرهات سالم باشد، تضمین میکنی زنده بمانی؟»
سرباز مکث کرد و گفت:
«نه… ولی شانسم بیشتر میشود.»
نادر لبخند تلخی زد و گفت:
«همین فرق آدم عاقل با بزدل است.
عاقل برای افزایش شانس میجنگد، نه برای تضمین.»
صبح فردا همان سرباز زنده ماند.
نه چون تضمین داشت،
بلکه چون قبل از جنگ، واقعیت را پذیرفته بود.
▪︎ درس مدیریتی
تصمیمگیری عقلانی = افزایش احتمال موفقیت، نه حذف ریسک
(Expected Value & Risk Management)
افراد موفق روی کاهش عدمقطعیتهای قابلکنترل سرمایهگذاری میکنند، نه روی تضمینِ ناممکن.
پیشرفت با اقدامهای کوچکِ پیوسته رخ میدهد (Incrementalism)، نه با انتظار قطعیت کامل.
کارآفرینها «ایمنسازی شانس» میکنند: آزمایش، داده، یادگیری سریع (Lean & Experimentation).
🧩 جمعبندی:
خیلیها حرکت نمیکنند چون تضمین میخواهند.
اما بازار با تضمین جلو نمیرود؛
با بالا بردن شانسِ درست جلو میرود.
اگر هنوز منتظر مطمئنشدنی، از خودت بپرس:
من دارم شانس را زیاد میکنم یا دنبال تضمین میگردم؟
👍2
✳️ هوشمصنوعی چگونه توازن قدرت را تغییر میدهد:
تمرکزگرایی یا تمرکززدایی
✍ اسفندیار جهانگرد،استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
✅ آوی گلدفارب از دانشگاه تورنتو بحثی درباره مقاله برایان جلفسون و هیتزیگ تحتعنوان «نقش هوشمصنوعی در استفاده از دانش در جامعه» مطرح میکنند که دودیدگاه متفاوت را درقالب پیامد گسترش هوشمصنوعی درقالب تمرکززدایی و تمرکزگرایی بازگو میکند. در ادامه تقابل این دو دیدگاه آمده است:
برایان جلفسون و هیتزیگ استدلال میکنند که هوشمصنوعی تحولآفرین به تمرکز قدرت منجر میشود زیرا انتقال دانش ضمنی را ممکن کرده و ظرفیت پردازشی عاملها را گسترش میدهد. در مدل آنها از حقوق تصمیمگیری در یکسازمان با «ستاد مرکزی» و «کارآفرینان محلی» دانش ضمنی محلی به دانشی قابل انتقال تبدیل میشود و بنابراین بدون نیاز به تصمیمگیری محلی در دسترس ستاد مرکزی قرار میگیرد. بهطور مشابه ستاد مرکزی بهواسطه توان پردازشی بالاتر میواند میان عاملهای محلی هماهنگی ایجاد کند. این چارچوب بهدرستی نشان میدهد که هوشمصنوعی تحولآفرین میتواند به تمرکز قدرت در سازمانها بینجامد.
بااینحال سناریوی معکوس نیز ممکن است. دستکم سهنیروی مهم وجود دارد که میتوانند به تمرکززدایی حقوق تصمیمگیری و قدرت در سازمانها منجر شوند: نخست دانش ضمنی اغلب در ستاد مرکزی متمرکز است و نه صرفا نزد عاملهای محلی؛ درنتیجه هوشمصنوعی تحولآفرین میتواند حقوق تصمیمگیری را از ستاد مرکزی دور کند. دوم اینکه هوشمصنوعی ممکن است افراد را به قابلیتهایی مجهز کند که پیشتر فقط در اختیار سازمانهای بزرگ بود. سوم آنکه هوشمصنوعی تحولآفرین ممکن است بهسرعت منتشر شود بهطوری که افراد بسیار زیادی به این قابلیتها دسترسی پیدا کنند. درمجموع ایننیروها نشان میدهند که بهجای تمرکز قدرت هوشمصنوعی تحولآفرین میتواند دسترسی به ابزارهای پیشرفته را که پیشتر تنها در اختیار شمار اندکی از افراد بسیار ماهر بوده دموکراتیزه کند...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=591695
كانال قواعدبازی
تمرکزگرایی یا تمرکززدایی
✍ اسفندیار جهانگرد،استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
✅ آوی گلدفارب از دانشگاه تورنتو بحثی درباره مقاله برایان جلفسون و هیتزیگ تحتعنوان «نقش هوشمصنوعی در استفاده از دانش در جامعه» مطرح میکنند که دودیدگاه متفاوت را درقالب پیامد گسترش هوشمصنوعی درقالب تمرکززدایی و تمرکزگرایی بازگو میکند. در ادامه تقابل این دو دیدگاه آمده است:
برایان جلفسون و هیتزیگ استدلال میکنند که هوشمصنوعی تحولآفرین به تمرکز قدرت منجر میشود زیرا انتقال دانش ضمنی را ممکن کرده و ظرفیت پردازشی عاملها را گسترش میدهد. در مدل آنها از حقوق تصمیمگیری در یکسازمان با «ستاد مرکزی» و «کارآفرینان محلی» دانش ضمنی محلی به دانشی قابل انتقال تبدیل میشود و بنابراین بدون نیاز به تصمیمگیری محلی در دسترس ستاد مرکزی قرار میگیرد. بهطور مشابه ستاد مرکزی بهواسطه توان پردازشی بالاتر میواند میان عاملهای محلی هماهنگی ایجاد کند. این چارچوب بهدرستی نشان میدهد که هوشمصنوعی تحولآفرین میتواند به تمرکز قدرت در سازمانها بینجامد.
بااینحال سناریوی معکوس نیز ممکن است. دستکم سهنیروی مهم وجود دارد که میتوانند به تمرکززدایی حقوق تصمیمگیری و قدرت در سازمانها منجر شوند: نخست دانش ضمنی اغلب در ستاد مرکزی متمرکز است و نه صرفا نزد عاملهای محلی؛ درنتیجه هوشمصنوعی تحولآفرین میتواند حقوق تصمیمگیری را از ستاد مرکزی دور کند. دوم اینکه هوشمصنوعی ممکن است افراد را به قابلیتهایی مجهز کند که پیشتر فقط در اختیار سازمانهای بزرگ بود. سوم آنکه هوشمصنوعی تحولآفرین ممکن است بهسرعت منتشر شود بهطوری که افراد بسیار زیادی به این قابلیتها دسترسی پیدا کنند. درمجموع ایننیروها نشان میدهند که بهجای تمرکز قدرت هوشمصنوعی تحولآفرین میتواند دسترسی به ابزارهای پیشرفته را که پیشتر تنها در اختیار شمار اندکی از افراد بسیار ماهر بوده دموکراتیزه کند...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=591695
كانال قواعدبازی
روزنامه جهان صنعت
تمرکزگرایی یا تمرکززدایی
تمرکزگرایی یا تمرکززدایی روزنامه جهان صنعت
*نسل Zدر صنعت ایران: جوانان دیجیتال و تحولات محیط کار*
محسن یادبروقی،تحلیلگر راهبردی هوشمصنوعی، فناوری و نوآوری
نسلZ یعنی متولدین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۰ اکنون بخش بزرگی از نیروی کار ایران و جهان را تشکیل میدهند و با ورود خود به محیطهای کاری موجی از تغییرات و تحولها را بههمراه آوردند.
این نسل که در دوران دیجیتال و اینترنت بزرگ شده ویژگیهای منحصربهفردی دارد که آنها را از نسلهای قبلی متمایز میکند: از مهارتهای بالای دیجیتال و انعطافپذیری گرفته تا حساسیت به عدالت و انتظار بازخورد سریع.
مدیران و صنایع باید بدانند روشهای سنتی جذب و نگهداشت دیگر جواب نمیدهد. نسلZ به محیطهایی نیاز دارد که فرصت یادگیری مداوم، مشارکت واقعی در پروژهها و تجربههای ارزشمند فراهم کند.
براساس گزارش Deloitte در سال ۲۰۲۳ نسلZ تمایل دارد در محیطهایی فعالیت کند که شفاف، عادلانه و فناوریمحور باشند و تجربههای نوآورانه ارائه دهند.
در ایران نیز تحقیقات مرکز آمار و مطالعات منابع انسانی نشان میدهد جوانان ایرانی به محیطهای کاری که امکان رشد، توسعه مهارت و مشارکت در پروژههای اثرگذار داشته باشد علاقهمند هستند.
آنها انتظار دارند مدیران به نیازهایشان پاسخ دهند و بتوانند در محیطی با فرهنگ سازمانی شفاف و عدالتمحور فعالیت کنند.
نسل Zبه استقلال کاری و انعطافپذیری اهمیت داده و محیطهای سختگیرانه و سلسلهمراتبی را ترجیح نمیدهد.
ساعات کاری منعطف، دورکاری و استفاده از ابزارهای دیجیتال مدیریت پروژه نقش مهمی در افزایش رضایت و بهرهوری آنان دارد. انتظار بازخورد سریع و مستمر نیز یکی از ویژگیهای بارز این نسل است.
سازمانهایی که از سیستمهای بازخورد تعاملی و ارزیابی شفاف استفاده میکنند موفقتر نسلZ را جذب و نگه میدارند.
عدالت سازمانی و شفافیت برای نسلZ اهمیت زیادی دارد و محیطهایی که تصمیمگیریها منصفانه و فرصتها برابر باشد جذابتر هستند.
ایجاد فرهنگی که بر پایه عدالت، شفافیت و مشارکت شکل گرفته باشد اعتماد و تعلق این نسل را افزایش میدهد و مانع ترک سازمان میشود.
در زمینه توسعه مهارت نسلZ به یادگیری کوتاه، کاربردی و دیجیتال علاقه دارد. دورههای آنلاین، شبیهسازی و پروژههای عملی بهترین روشها برای ارتقای تواناییهای آنان هستند.
این نسل میخواهد مهارتهای خود را در محیطهای واقعی بهکار گیرد و تجربه کسب کند. سازمانهایی که فرصتهای یادگیری عملی فراهم کنند قادر خواهند بود نسلZ را حفظ و انگیزه آنان را افزایش دهند.
*تعامل و همکاری نیز برای این نسل اهمیت ویژهای دارد...*
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=591687
محسن یادبروقی،تحلیلگر راهبردی هوشمصنوعی، فناوری و نوآوری
نسلZ یعنی متولدین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۰ اکنون بخش بزرگی از نیروی کار ایران و جهان را تشکیل میدهند و با ورود خود به محیطهای کاری موجی از تغییرات و تحولها را بههمراه آوردند.
این نسل که در دوران دیجیتال و اینترنت بزرگ شده ویژگیهای منحصربهفردی دارد که آنها را از نسلهای قبلی متمایز میکند: از مهارتهای بالای دیجیتال و انعطافپذیری گرفته تا حساسیت به عدالت و انتظار بازخورد سریع.
مدیران و صنایع باید بدانند روشهای سنتی جذب و نگهداشت دیگر جواب نمیدهد. نسلZ به محیطهایی نیاز دارد که فرصت یادگیری مداوم، مشارکت واقعی در پروژهها و تجربههای ارزشمند فراهم کند.
براساس گزارش Deloitte در سال ۲۰۲۳ نسلZ تمایل دارد در محیطهایی فعالیت کند که شفاف، عادلانه و فناوریمحور باشند و تجربههای نوآورانه ارائه دهند.
در ایران نیز تحقیقات مرکز آمار و مطالعات منابع انسانی نشان میدهد جوانان ایرانی به محیطهای کاری که امکان رشد، توسعه مهارت و مشارکت در پروژههای اثرگذار داشته باشد علاقهمند هستند.
آنها انتظار دارند مدیران به نیازهایشان پاسخ دهند و بتوانند در محیطی با فرهنگ سازمانی شفاف و عدالتمحور فعالیت کنند.
نسل Zبه استقلال کاری و انعطافپذیری اهمیت داده و محیطهای سختگیرانه و سلسلهمراتبی را ترجیح نمیدهد.
ساعات کاری منعطف، دورکاری و استفاده از ابزارهای دیجیتال مدیریت پروژه نقش مهمی در افزایش رضایت و بهرهوری آنان دارد. انتظار بازخورد سریع و مستمر نیز یکی از ویژگیهای بارز این نسل است.
سازمانهایی که از سیستمهای بازخورد تعاملی و ارزیابی شفاف استفاده میکنند موفقتر نسلZ را جذب و نگه میدارند.
عدالت سازمانی و شفافیت برای نسلZ اهمیت زیادی دارد و محیطهایی که تصمیمگیریها منصفانه و فرصتها برابر باشد جذابتر هستند.
ایجاد فرهنگی که بر پایه عدالت، شفافیت و مشارکت شکل گرفته باشد اعتماد و تعلق این نسل را افزایش میدهد و مانع ترک سازمان میشود.
در زمینه توسعه مهارت نسلZ به یادگیری کوتاه، کاربردی و دیجیتال علاقه دارد. دورههای آنلاین، شبیهسازی و پروژههای عملی بهترین روشها برای ارتقای تواناییهای آنان هستند.
این نسل میخواهد مهارتهای خود را در محیطهای واقعی بهکار گیرد و تجربه کسب کند. سازمانهایی که فرصتهای یادگیری عملی فراهم کنند قادر خواهند بود نسلZ را حفظ و انگیزه آنان را افزایش دهند.
*تعامل و همکاری نیز برای این نسل اهمیت ویژهای دارد...*
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=591687
روزنامه جهان صنعت
نسل Zدر صنعت ایران: جوانان دیجیتال و تحولات محیط کار
نسل Zدر صنعت ایران: جوانان دیجیتال و تحولات محیط کار روزنامه جهان صنعت
واکاوی ابعاد نااطمینانی در اقتصاد کشور
*تورمِ بیاعتمادی*
آنچه امروز اقتصاد ایران با آن مواجه است، صرفا مجموعهای از شاخصهای نامطلوب یا نوسانات مقطعی نیست؛ مساله اصلی انسداد افق آینده است.
اقتصادی که در آن مسیر سیاستگذاری نامشخص، قواعد بازی ناپایدار و افق تصمیمگیری کوتاه شده، حتی پیش از وقوع هر شوک جدیدی، در وضعیت نااطمینانی مزمن قرار میگیرد. در چنین شرایطی آینده نه محل برنامهریزی بلکه منبع اضطراب اقتصادی میشود. انسداد افق بیش از هرچیز محصول تعویق اصلاحات است.
اصلاح ساختار انرژی سالهاست به تعویق افتاده و هربار با ملاحظات کوتاهمدت سیاسی جایگزین شده است. اصلاح نظام یارانهای بهجای آنکه به کاهش رانت و افزایش کارایی منجر شود، اغلب به بازتوزیع نقدی بدون پشتوانه مالی پایدار ختم شده است.
در حوزه مالیه عمومی نیز کسری بودجه مزمن همچنان از مسیرهایی چون خلق پول، استقراض پنهان و انتقال فشار به نظام بانکی تامین میشود؛ مسیری که بهطور مستقیم به تورم و نااطمینانی دامن میزند.
از سوی دیگر نبود چشمانداز روشن در روابط خارجی و تداوم انزوای اقتصادی، افق سرمایهگذاری را تیرهتر کرده است.
در غیاب دسترسی پایدار به بازارهای جهانی، فناوری و سرمایه، حتی اصلاحات داخلی نیز اثرگذاری محدودی خواهند داشت. نتیجه آن است که بنگاهها، خانوارها و حتی دولت، همگی در وضعیت «واکنشی» قرار میگیرند؛ تصمیمها نه براساس برنامه بلکه در پاسخ به بحرانهای روزمره اتخاذ میشود.
انسداد افق آینده، پیامدهای اجتماعی و روانی نیز دارد. وقتی جامعه به این جمعبندی میرسد که تلاش، پسانداز و کار بلندمدت تضمینی برای حفظ ارزش ندارد، امید جای خود را به احتیاط افراطی و رفتارهای کوتاهمدت میدهد.
در چنین فضایی انتظار مهار تورم، بازگشت رشد یا افزایش سرمایهگذاری، بدون تغییر مسیر سیاستگذاری، انتظاری غیرواقعبینانه است. اقتصاد ایران امروز بیش از هرچیز به بازسازی افق نیاز دارد؛ افقی که از دل اصلاحات واقعی، انضباط مالی، شفافیت سیاستی و کاهش نااطمینانی بیرون میآید.
در غیراین صورت تورم بیاعتمادی همچنان بازتولید خواهد شد و اقتصاد در چرخهای از رکود، نوسان و فرسایش امید، گرفتار میماند.
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=591190
*تورمِ بیاعتمادی*
آنچه امروز اقتصاد ایران با آن مواجه است، صرفا مجموعهای از شاخصهای نامطلوب یا نوسانات مقطعی نیست؛ مساله اصلی انسداد افق آینده است.
اقتصادی که در آن مسیر سیاستگذاری نامشخص، قواعد بازی ناپایدار و افق تصمیمگیری کوتاه شده، حتی پیش از وقوع هر شوک جدیدی، در وضعیت نااطمینانی مزمن قرار میگیرد. در چنین شرایطی آینده نه محل برنامهریزی بلکه منبع اضطراب اقتصادی میشود. انسداد افق بیش از هرچیز محصول تعویق اصلاحات است.
اصلاح ساختار انرژی سالهاست به تعویق افتاده و هربار با ملاحظات کوتاهمدت سیاسی جایگزین شده است. اصلاح نظام یارانهای بهجای آنکه به کاهش رانت و افزایش کارایی منجر شود، اغلب به بازتوزیع نقدی بدون پشتوانه مالی پایدار ختم شده است.
در حوزه مالیه عمومی نیز کسری بودجه مزمن همچنان از مسیرهایی چون خلق پول، استقراض پنهان و انتقال فشار به نظام بانکی تامین میشود؛ مسیری که بهطور مستقیم به تورم و نااطمینانی دامن میزند.
از سوی دیگر نبود چشمانداز روشن در روابط خارجی و تداوم انزوای اقتصادی، افق سرمایهگذاری را تیرهتر کرده است.
در غیاب دسترسی پایدار به بازارهای جهانی، فناوری و سرمایه، حتی اصلاحات داخلی نیز اثرگذاری محدودی خواهند داشت. نتیجه آن است که بنگاهها، خانوارها و حتی دولت، همگی در وضعیت «واکنشی» قرار میگیرند؛ تصمیمها نه براساس برنامه بلکه در پاسخ به بحرانهای روزمره اتخاذ میشود.
انسداد افق آینده، پیامدهای اجتماعی و روانی نیز دارد. وقتی جامعه به این جمعبندی میرسد که تلاش، پسانداز و کار بلندمدت تضمینی برای حفظ ارزش ندارد، امید جای خود را به احتیاط افراطی و رفتارهای کوتاهمدت میدهد.
در چنین فضایی انتظار مهار تورم، بازگشت رشد یا افزایش سرمایهگذاری، بدون تغییر مسیر سیاستگذاری، انتظاری غیرواقعبینانه است. اقتصاد ایران امروز بیش از هرچیز به بازسازی افق نیاز دارد؛ افقی که از دل اصلاحات واقعی، انضباط مالی، شفافیت سیاستی و کاهش نااطمینانی بیرون میآید.
در غیراین صورت تورم بیاعتمادی همچنان بازتولید خواهد شد و اقتصاد در چرخهای از رکود، نوسان و فرسایش امید، گرفتار میماند.
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=591190
روزنامه جهان صنعت
تورمِ بیاعتمادی
تورمِ بیاعتمادی روزنامه جهان صنعت
*نوشتن با دست در برابر تایپ کردن: ۳۰ مطالعه نشان میدهند کدامیک برای مغز بهتر است*
ترجمه : دورنمای اقتصاد
نوشتن با دست که بهسرعت در حال تبدیل شدن به هنری فراموششده است، ذهن را به روشهایی درگیر میکند که تایپ کردن هرگز قادر به بازتولید آن نیست. بررسیهای تصویربرداری مغزی نشان دادهاند که نوشتن با دست شبکهی گستردهتری از نواحی مغزی را نسبت به تایپ فعال میکند؛ ازجمله بخشهایی مرتبط با حافظه، پردازش حسی و هماهنگی حرکتی.
این یافتهها بهویژه برای سالمندان اهمیت دارد، زیرا نیازهای شناختی نوشتن دستی ممکن است به تحریک نوراپلاستیسیته ــ یعنی توانایی مغز برای ایجاد ارتباطات جدید و سازگاری در طول زمان ــ کمک کند.
این مرور که به سرپرستی روانپزشک «جوزپه مارانو» در دانشگاه کاتولیک قلب مقدس در رم انجام شد، ۳۰ مطالعه را که از فناوریهایی مانند fMRI و EEG با چگالی بالا برای مقایسه فعالیت مغزی حین نوشتن با دست و تایپ استفاده کرده بودند، تحلیل کرد.
الگوی مشاهدهشده در همهی مطالعات یکسان بود: نوشتن با دست مغز را وادار میکند سختتر کار کند؛ مهارتهای حرکتی ظریف را هماهنگ سازد، بازخورد لمسی قلم و کاغذ را پردازش کند، و آگاهی فضایی از شکلگیری هر حرف را حفظ کند. در مقابل، تایپ شامل حرکات تکراری انگشتان است که تلاش شناختی بسیار کمتری میطلبد. این تفاوت در میزان درگیری ذهنی ممکن است برای سلامت بلندمدت مغز اهمیت داشته باشد.
*✔️ چگونه نوشتن با دست بخشهای بیشتری از مغز را فعال میکند*
پلاستیسیتهی مغز در طول زندگی تغییر میکند. در کودکی، شبکههای عصبی بسیار انعطافپذیرند و یادگیری سریع را امکانپذیر میسازند. در بزرگسالی، ساختار مغز پایدارتر میشود و یادگیری مهارتهای جدید دشوارتر.
اما پژوهشها نشان دادهاند که فعالیتهای نیازمند تلاش ذهنی میتوانند به حفظ عملکرد مغز و احتمالاً کُند کردن افول مرتبط با سن کمک کنند.
نوشتن با دست بهنظر میرسد در این دسته قرار میگیرد. این مرور که در نشریه Life منتشر شده، نشان میدهد که نوشتن با دست قشر حسیـحرکتی را برای دریافت بازخورد لمسی، ناحیهی «تشخیص کلمهی دیداری» را برای شناسایی حروف، لوب آهیانهی فوقانی را برای پردازش فضایی، و همچنین نواحی زبانی از جمله ناحیهی بروکا را فعال میکند. تایپ کردن بسیاری از این نواحی را فعال نمیکند و پژوهشگران آن را نوعی «درگیری شناختی منفعلتر» توصیف میکنند.
یک مطالعه با استفاده از EEG با چگالی بالا بر روی ۳۶ بزرگسال جوان نشان داد که نوشتن با دست نوسانات موجی تتا و آلفا ــ مرتبط با یادگیری و تثبیت حافظه ــ را تحریک میکند. این الگوها در هنگام نوشتن با دست بسیار قویتر از هنگام تایپ بودند.
بخشهای مختلف مغز که هنگام نوشتن فعال میشدند، همچنین از طریق همین امواج با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند؛ نشانهای از یکپارچگی عصبی که در تایپ مشاهده نمیشود.
پژوهشگران فرض میکنند که تکیهی بیشازحد بر کیبورد «ممکن است باعث کاهش فعالسازی مدارهای عصبی مرتبط با یادگیری و تثبیت حافظه شود».
در مقابل، نوشتن با دست که درگیری حرکتی و شناختی بیشتری ایجاد میکند، «ممکن است مزایای بلندمدتی برای حفظ عملکرد مغزی داشته باشد».
مطالعهای از «لانگکمپ و همکاران» نشان داد افرادی که کاراکترهای ناآشنا را با دست مینوشتند، نسبت به افرادی که همان کاراکترها را تایپ میکردند، حافظهی بهتری در یادآوری داشتند.
پژوهشگران این تفاوت را ناشی از بار شناختی بالاتر در نوشتن دستی دانستند که سبب پردازش عمیقتر اطلاعات میشود.
پژوهشهای دیگری نیز عملکرد دانشجویانی را بررسی کردهاند که در کلاسها یادداشتبرداری میکنند. کسانی که با دست مینوشتند، یادگیری مفهومی بهتری نسبت به افرادی داشتند که تایپ میکردند، حتی زمانی که سرعت تایپ نیز کنترل شده بود. تایپ معمولاً به رونویسی کلمهبهکلمه منجر میشود که فرایندی نسبتاً منفعل است.
اما نوشتن دستی بهدلیل کندی، فرد را مجبور به خلاصهسازی و درگیر شدن فعال با محتوا میکند.
برای سالمندانی که نگران حافظه هستند، این یافتهها نشان میدهد نوشتن میتواند فعالیتی ساده با فواید بالقوه باشد. نگهداشتن دفترچهی روزانه، نوشتن نامه برای دوستان یا یادداشتبرداری با دست ممکن است مزایایی فراهم کند که تایپ قادر به ایجاد آن نیست.
پژوهشگران همچنین به پتانسیل درمانی نوشتن اشاره میکنند. درگیری همزمان شبکههای حسیـحرکتی، شناختی و حافظهای در نوشتن، آن را به گزینهای مناسب برای توانبخشی شناختی بیماران دارای مشکلات عصبی مانند سکته، آسیب مغزی یا بیماریهای نورودژنراتیو تبدیل میکند. فناوریهای دیجیتالی مانند تبلتهای قلمدار نیز میتوانند با شبیهسازی تجربه نوشتن، مزایای مشابهی ایجاد کنند.
*✔️ چرا قلم و کاغذ مغز را متفاوت از کیبورد فعال میکنند*
ترجمه : دورنمای اقتصاد
نوشتن با دست که بهسرعت در حال تبدیل شدن به هنری فراموششده است، ذهن را به روشهایی درگیر میکند که تایپ کردن هرگز قادر به بازتولید آن نیست. بررسیهای تصویربرداری مغزی نشان دادهاند که نوشتن با دست شبکهی گستردهتری از نواحی مغزی را نسبت به تایپ فعال میکند؛ ازجمله بخشهایی مرتبط با حافظه، پردازش حسی و هماهنگی حرکتی.
این یافتهها بهویژه برای سالمندان اهمیت دارد، زیرا نیازهای شناختی نوشتن دستی ممکن است به تحریک نوراپلاستیسیته ــ یعنی توانایی مغز برای ایجاد ارتباطات جدید و سازگاری در طول زمان ــ کمک کند.
این مرور که به سرپرستی روانپزشک «جوزپه مارانو» در دانشگاه کاتولیک قلب مقدس در رم انجام شد، ۳۰ مطالعه را که از فناوریهایی مانند fMRI و EEG با چگالی بالا برای مقایسه فعالیت مغزی حین نوشتن با دست و تایپ استفاده کرده بودند، تحلیل کرد.
الگوی مشاهدهشده در همهی مطالعات یکسان بود: نوشتن با دست مغز را وادار میکند سختتر کار کند؛ مهارتهای حرکتی ظریف را هماهنگ سازد، بازخورد لمسی قلم و کاغذ را پردازش کند، و آگاهی فضایی از شکلگیری هر حرف را حفظ کند. در مقابل، تایپ شامل حرکات تکراری انگشتان است که تلاش شناختی بسیار کمتری میطلبد. این تفاوت در میزان درگیری ذهنی ممکن است برای سلامت بلندمدت مغز اهمیت داشته باشد.
*✔️ چگونه نوشتن با دست بخشهای بیشتری از مغز را فعال میکند*
پلاستیسیتهی مغز در طول زندگی تغییر میکند. در کودکی، شبکههای عصبی بسیار انعطافپذیرند و یادگیری سریع را امکانپذیر میسازند. در بزرگسالی، ساختار مغز پایدارتر میشود و یادگیری مهارتهای جدید دشوارتر.
اما پژوهشها نشان دادهاند که فعالیتهای نیازمند تلاش ذهنی میتوانند به حفظ عملکرد مغز و احتمالاً کُند کردن افول مرتبط با سن کمک کنند.
نوشتن با دست بهنظر میرسد در این دسته قرار میگیرد. این مرور که در نشریه Life منتشر شده، نشان میدهد که نوشتن با دست قشر حسیـحرکتی را برای دریافت بازخورد لمسی، ناحیهی «تشخیص کلمهی دیداری» را برای شناسایی حروف، لوب آهیانهی فوقانی را برای پردازش فضایی، و همچنین نواحی زبانی از جمله ناحیهی بروکا را فعال میکند. تایپ کردن بسیاری از این نواحی را فعال نمیکند و پژوهشگران آن را نوعی «درگیری شناختی منفعلتر» توصیف میکنند.
یک مطالعه با استفاده از EEG با چگالی بالا بر روی ۳۶ بزرگسال جوان نشان داد که نوشتن با دست نوسانات موجی تتا و آلفا ــ مرتبط با یادگیری و تثبیت حافظه ــ را تحریک میکند. این الگوها در هنگام نوشتن با دست بسیار قویتر از هنگام تایپ بودند.
بخشهای مختلف مغز که هنگام نوشتن فعال میشدند، همچنین از طریق همین امواج با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند؛ نشانهای از یکپارچگی عصبی که در تایپ مشاهده نمیشود.
پژوهشگران فرض میکنند که تکیهی بیشازحد بر کیبورد «ممکن است باعث کاهش فعالسازی مدارهای عصبی مرتبط با یادگیری و تثبیت حافظه شود».
در مقابل، نوشتن با دست که درگیری حرکتی و شناختی بیشتری ایجاد میکند، «ممکن است مزایای بلندمدتی برای حفظ عملکرد مغزی داشته باشد».
مطالعهای از «لانگکمپ و همکاران» نشان داد افرادی که کاراکترهای ناآشنا را با دست مینوشتند، نسبت به افرادی که همان کاراکترها را تایپ میکردند، حافظهی بهتری در یادآوری داشتند.
پژوهشگران این تفاوت را ناشی از بار شناختی بالاتر در نوشتن دستی دانستند که سبب پردازش عمیقتر اطلاعات میشود.
پژوهشهای دیگری نیز عملکرد دانشجویانی را بررسی کردهاند که در کلاسها یادداشتبرداری میکنند. کسانی که با دست مینوشتند، یادگیری مفهومی بهتری نسبت به افرادی داشتند که تایپ میکردند، حتی زمانی که سرعت تایپ نیز کنترل شده بود. تایپ معمولاً به رونویسی کلمهبهکلمه منجر میشود که فرایندی نسبتاً منفعل است.
اما نوشتن دستی بهدلیل کندی، فرد را مجبور به خلاصهسازی و درگیر شدن فعال با محتوا میکند.
برای سالمندانی که نگران حافظه هستند، این یافتهها نشان میدهد نوشتن میتواند فعالیتی ساده با فواید بالقوه باشد. نگهداشتن دفترچهی روزانه، نوشتن نامه برای دوستان یا یادداشتبرداری با دست ممکن است مزایایی فراهم کند که تایپ قادر به ایجاد آن نیست.
پژوهشگران همچنین به پتانسیل درمانی نوشتن اشاره میکنند. درگیری همزمان شبکههای حسیـحرکتی، شناختی و حافظهای در نوشتن، آن را به گزینهای مناسب برای توانبخشی شناختی بیماران دارای مشکلات عصبی مانند سکته، آسیب مغزی یا بیماریهای نورودژنراتیو تبدیل میکند. فناوریهای دیجیتالی مانند تبلتهای قلمدار نیز میتوانند با شبیهسازی تجربه نوشتن، مزایای مشابهی ایجاد کنند.
*✔️ چرا قلم و کاغذ مغز را متفاوت از کیبورد فعال میکنند*
Study Finds
Handwriting vs. Typing: 30 Brain Studies Reveal Which Is Better For Your Brain
Writing by hand engages more of the brain than typing. Scientists say the cognitive demands of handwriting may help keep the aging mind sharp.