مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
786 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
آرزو بدون تلاش، رویایی بیهوده است و تلاش بدون آرزو، مسیری بدون مقصد. این دو باید در یک تعادل پویا باشند تا به موفقیت منجر شوند.

برای دستیابی به آرزوهایتان، اهداف کوچک و قابل دستیابی تعیین کنید و هر روز روی آن‌ها کار کنید. این کار به شما انگیزه می‌دهد و از احساس ناامیدی جلوگیری می‌کند.
👍3
✳️ ویژگی های طراحی مدل شایستگی منابع انسانی به روش Korn Ferry

✅ شرکت Korn Ferry یکی از شناخته‌شده‌ترین برندهای جهانی در حوزه مشاوره منابع انسانی و مدیریت استعداد است.

▪︎این شرکت پس از خرید Hay Group، مجموعه ای از ابزارها را به صورت یکپارچه برای طراحی مدل شایستگی توسعه داده است.
▪︎برخی از مهمترین ویژگی های این مدل به صورت خلاصه عبارت‌اند از:

۱. تمرکز بر نقش‌ها (Roles) به جای شغل و پست (Jobs & Positions):
نگاه نقش محور، امکان طراحی شایستگی‌های دقیق‌تر و قابل استفاده برای سطوح مختلف سازمان را فراهم می کند.

۲. سطح بندی مصادیق رفتاری (Behavioral Indicators):
هر شایستگی با جملات رفتاری استاندارد سطح‌بندی می‌شود تا ارزیابی‌ها دقیق، قابل مشاهده و قابل استناد باشند.

۳. سطح‌بندی شایستگی‌ها متناسب با نقش‌ها:
این ویژگی کمک می‌کند تعداد شایستگی‌های مدیریتی محدود، هدفمند و متناسب با مسئولیت نقش باقی بماند.

۴. توجه به ریسک‌های انحرافی (Derailment Risks):
علاوه بر رفتارهای مثبت، رفتارهای بازدارنده یا ریسک‌های مدیریتی نیز در ارزیابی شایستگی‌ها شناسایی و مدیریت می‌شوند.

۵. تعریف تجربه (Experience) به صورت کیفی، نه صرفاً سابقه کار: تجربه به معنای قرار گرفتن در موقعیت‌های یادگیری کلیدی و چالش‌برانگیز است، نه فقط احراز شرایط شغلی مانند داشتن پنج سال سابقه مدیریتی
AI Is Changing How We Learn at Work.Fa.14041001 (1).pdf
267 KB
«لیندا گراتن» در این مقاله ما را با سوالاتی مهم در زمینه تاثیر هوش مصنوعی بر شیوه یادگیری و توسعه انسانی مواجه می کند.

سوالاتی تفکر برانگیز که در دنیای شیفته هوش مصنوعی امروز، بعضا کمرنگ یا حتی گم شده‌اند، سوالاتی که نیازمند «گفتگوهای معناساز» هستند.

در اینکه هوش مصنوعی آینده کاری را تغییر می دهد شکی نیست پدیده‌ای که همین حالا هم شروع شده است اما به اعتقاد گراتن، اینکه آینده یادگیری انسان چگونه باشد، هنوز به انتخاب ما بستگی دارد.

#هوش_مصنوعی
#یادگیری_و_توسعه
#مقاله
#مجله_کسب_و_کار_هاروارد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمارین تمرکز
کتاب هوش مصنوعی.pdf
7.8 MB
کتاب مبانی سواد هوش مصنوعی
✳️ نرخ تورم تا پایان سال ممکن است به ۵۶ درصد هم برسد؟!

✍ دنیای اقتصاد نوشت:

✅ اگر روند تورم در سه‌ماهه پایانی سال مشابه سه ماه اخیر ادامه یابد، تورم نقطه‌ای تا پایان سال به حدود ۵۵٫۶ درصد خواهد رسید.

● همچنین در سناریویی که رفتار تورم در ماه‌های پایانی مشابه آذر‌ماه باشد، نرخ تورم حتی می‌تواند به ۵۶ درصد برسد.

● در سناریوی خوش‌بینانه‌تر نیز، اگر الگوی تورم سه‌ماهه پایانی منطبق با میانگین ۹ ماه نخست سال حرکت کند، تورم در سطح ۵۳٫۱ درصد قرار خواهد گرفت.

● در مجموع، همه سناریوها حاکی از آن است که تغییر معناداری در نرخ تورم رخ نخواهد داد و سال ۱۴۰۴ به‌عنوان یکی از سال‌های شاخص در رشد شاخص قیمت مصرف‌کننده ثبت می‌شود.
📌برندینگ با بازاریابی چه تفاوتی دارد ؟
✳️ ریزش یا خیزش؟بقا یارشد؟ فهم استراتژی منابع انسانی خواب زمستانی استراتژیک
دکتر حسن بودلایی
چکیده:در شرایطی که بسیاری از کسب‌وکارهای ایرانی با فشارهای اقتصادی، نااطمینانی آینده و فرسودگی نیروی انسانی روبه‌رو هستند، خطر «ریزش سرمایه انسانی» به یکی از جدی‌ترین تهدیدهای سازمانی تبدیل شده است. این مقاله با الهام از مفهوم «خواب زمستانی استراتژیک» که نخستین‌بار در ادبیات H.B.Rبه‌عنوان پاسخی به محیط‌های بی‌ثبات و پرریسک مطرح شد، تلاش می‌کند نشان دهد که ترجمه این رویکرد در حوزه منابع انسانی چه معنایی دارددر این مطلب استدلال می‌کنیم که برای سازمان‌هایی که جهت‌گیری راهبردی خواب زمستانی را برگزیده‌اند، نقش واحد منابع انسانی نه پیشران رشد، بلکه نگهبان جان سازمان است؛ واحدی که با تمرکز بر مراقبت، نگهداشت و حفظ توان انسانی، بستر رویش و رشد آینده را زنده نگه می‌دارد
کلیدواژه‌ها:خواب زمستانی استراتژیک، استراتژی منابع انسانی، ریزش سرمایه انسانی، نگهداشت کارکنان، بقا یا رشد، مدیریت منابع انسانی ایران
مقدمه: وقتی جهت راهبردی عوض می‌شود!در سال‌های اخیر، بسیاری از سازمان‌ها در جهان و به‌ویژه در ایران، با محیطی مواجه شده‌اند که دیگر قابل پیش‌بینی نیست: نوسان‌های اقتصادی محدودیت منابع، فشارهای بیرونی و فرسودگی درونی.
در چنین فضایی، مقاله‌ای H.B.R مفهوم «خواب زمستانی استراتژیک» را مطرح کرد؛ رویکردی که می‌گفت در زمانه‌ی بی‌ثباتی، شاید عاقلانه‌ترین انتخاب این نباشد که بی‌وقفه به دنبال رشد و توسعه باشیم، بلکه باید موقتاً سرعت را کم کنیم، انرژی را ذخیره کنیم و جان سازمان را برای آینده حفظ نماییم.برای بسیاری از کسب‌وکارهای ایرانی، این ایده امروز کاملاً ملموس است. وقتی فروش ناپایدار است، نقدینگی محدود است و کارکنان زیر فشار معیشت و نااطمینانی قرار دارند، ادامه دادن منطق «رشد به هر قیمت» می‌تواند به فرسایش و در نهایت ریزش سرمایه انسانی بینجامد. در چنین شرایطی، اگر سازمانی جهت‌گیری راهبردی خواب زمستانی استراتژیک را برمی‌گزیند، بلافاصله این پرسش پیش می‌آید که:
نقش واحد منابع انسانی در این مسیر چیست؟ و اساساً خواب زمستانی استراتژیک وقتی به زبان منابع انسانی ترجمه می‌شود، چه معنایی پیدا می‌کند؟
خواب زمستانی استراتژیک در سطح سازمان؛ سپس در منابع انسانی.در سطح کلان سازمان، خواب زمستانی استراتژیک یعنی پذیرفتن این واقعیت که اکنون زمان جهش و توسعه تهاجمی نیست. سازمان تصمیم می‌گیرد مصرف انرژی را کم کند، ریسک‌ها را کنترل کند و مهم‌تر از همه، دارایی‌های حیاتی خود را حفظ نماید تا وقتی شرایط بهتر شد، هنوز توانی برای حرکت داشته باشد.اما وقتی این رویکرد به حوزه منابع انسانی ترجمه می‌شود، معنایش بسیار روشن است: دارایی حیاتی سازمان، آدم‌های آن هستند.
پس خواب زمستانی استراتژیک در منابع انسانی یعنی تمرکز آگاهانه بر این که آدم‌ها نریزند، نسوزند و از پا نیفتند.به زبان ساده، منابع انسانی در این رویکرد می‌گوید: «الان وقت دویدن نیست؛ وقت این است که نگذاریم جان سازمان تحلیل برود.»
مسئله امروز: دوراهی ریزش یا خیزش.واقعیت میدانی در بسیاری از شرکت‌های ایرانی نشان می‌دهد که نرخ خروج کارکنان به سطوح نگران‌کننده‌ای رسیده و در برخی صنایع و سازمان‌ها به حدود بیست‌وپنج تا سی درصد در سال نزدیک شده است. این یعنی هر سال بخش بزرگی از تجربه، دانش و سرمایه انسانی از دست می‌رود. در چنین فضایی، هر تصمیم منابع انسانی در عمل یک انتخاب است میان دو مسیر:
• یا تصمیمی که ریزش را بیشتر می‌کند،
• یا تصمیمی که کمک می‌کند امکان خیزش و رشد آینده حفظ شوداینجاست که استراتژی منابع انسانی معنا پیدا می‌کند. استراتژی نه یک سند، بلکه مجموعه‌ای از همین انتخاب‌های روزمره است.
نقش کلیدی منابع انسانی در خواب زمستانی: نگهبان جان سازمان.اگر بخواهیم برای واحد منابع انسانی در این رویکرد یک استعاره انتخاب کنیم، شاید بهترین تعبیر این باشد: منابع انسانی، نگهبان جان سازمان است.نه باغبانی که در پی کاشت‌های تازه و رشد سریع باشد، و نه فرمانده‌ای که فقط نتیجه بخواهد؛ بلکه نگهبانی که مراقب است آتش خاموش نشود، جان باقی بماند و کسی از پا نیفتد.
منابع انسانی در خواب زمستانی استراتژیک، مدافع و حامی سرمایه انسانی است؛ واحدی که وظیفه‌اش صیانت است، نه توسعه شتاب‌زده.استراتژی منابع انسانی یعنی انتخاب میان دوگانه‌هادر این چارچوب، استراتژی منابع انسانی به زبان ساده یعنی این که در هر حوزه‌ی تصمیم‌گیری بپرسیم:
این انتخاب ما را به سمت ریزش می‌برد یا کمک می‌کند امکان خیزش حفظ شود؟
ادامه ازقبل👆
○وقتی این سؤال را جدی بگیریم، بسیاری از تصمیم‌ها معنای تازه‌ای پیدا می‌کنند. در جذب نیرو، سازمانی که خواب زمستانی را برگزیده است، به‌جای رقابت پرهزینه برای آوردن افراد جدید، تمرکز خود را بر نگهداشت نیروهای موجود می‌گذارد. منطقش این است که اگر نتوانیم کسانی را که داریم حفظ کنیم، آوردن نیروهای تازه فقط ریزش را پنهان می‌کند، نه حل.در آموزش و توسعه، به‌جای برنامه‌های گسترده برای جهش سریع، آموزش‌های هدفمند و حیاتی در اولویت قرار می‌گیرد؛ آموزش‌هایی که کمک کند افراد چندمهارته شوند، نقش‌های کلیدی خالی نماند و سازمان زمین نخورد. توسعه برای پریدن نیست، برای دوام آوردن است.در جبران خدمات و انگیزش، وقتی امکان افزایش‌های بزرگ مالی وجود ندارد، تمرکز به سمت معنا، احترام، دیده‌شدن و صداقت می‌رود. منابع انسانی می‌داند که وعده‌های غیرقابل تحقق، اعتماد را می‌ریزد و ریزش را تشدید می‌کند، اما همراهی صادقانه می‌تواند امید را زنده نگه دارد.در مدیریت عملکرد، فشار برای عدد و نتیجه جای خود را به توجه به توان و سلامت افراد می‌دهد. سؤال اصلی دیگر این نیست که «چقدر خروجی گرفتی؟» بلکه این است که «چقدر توان داری ادامه بدهی؟». در اینجا رهبری همدلانه مهم‌تر از کنترل سخت‌گیرانه است.
در فرهنگ سازمانی، به‌جای فضای سرد و مطالبه‌گر، فرهنگ مراقبت و هم‌سرنوشتی تقویت می‌شود. پیام سازمان روشن است: «در این زمستان، کنار هم می‌مانیم.» چنین فرهنگی، بزرگ‌ترین سد در برابر ریزش تعلق است و در نگهداشت و جانشین‌پروری، تمرکز از توسعه سریع به صیانت از نقش‌ها و دانش حیاتی تغییر می‌کند. هدف این نیست که سریع بزرگ شویم، بلکه این است که فرو نریزیم.
زمستان برای ماندن نیست؛ برای نریختن است. خواب زمستانی استراتژیک به معنای ماندن همیشگی در رکود نیست. این یک توقف موقت برای حفظ جان است. سازمانی که در این دوره آدم‌هایش را بسوزاند، حتی اگر بعدها فرصت رشد پیدا کند، چیزی برای روییدن نخواهد داشت. منابع انسانی در این میان نقش حیاتی دارد: اگر این واحد بتواند جان سازمان را از زمستان عبور دهد، بذر رویش و رشد آینده را حفظ کرده است.
●نتیجه‌گیری:
پیام این مقاله ساده است. برای بسیاری از کسب‌وکارهای ایرانی، امروز زمان انتخاب است: ریزش یا خیزش؟ بقا یا رشد؟خواب زمستانی استراتژیک نام انتخابی است که می‌گوید: اول نگذار چیزی بریزد، بعد به روییدن فکر کن.در این انتخاب، واحد منابع انسانی نگهبان جان سازمان است؛ مدافع و حامی آدم‌هایی که اگر بمانند، فردا امکان رشد هم باقی خواهد ماند.هنر منابع انسانی این است که بداند چه زمانی باید رشد را عقب بیندازد تا جان سازمان حفظ شود، و چه زمانی می‌تواند جان حفظ‌شده را خرج رویش کند.
راهنامه مدیر
دو سناریو_251227_225539.pdf
106.2 KB
ایران در آستانه تغییر، دو سناریو محتمل پیش روی کشور.
استاندارد مدیریت ریسک هوش مصنوعی.pdf
1.5 MB
استاندارد مدیریت ریسک هوش مصنوعی
✳️ تمام آنچه کارکنان می‌خواهند:
رفاه، انعطاف‌پذیری و توسعه شغلی


✅ شرکت گوگل در تحقیقی با مشارکت Ipsos که یک شرکت فعال درزمینه تحقیقات بازار است مطالعه‌‌‌ای روی ۱۰۰۰ نفر از کارمندان آمریکایی که در سطوح مختلف شغلی و در شرکت‌های مختلف مشغول فعالیت بودند انجام دادند و از آنها در مورد تجربیات، دیدگاه‌‌‌ها و امیدشان به آینده پرسیدند و به نتایج جالب‌‌‌توجهی دست پیدا کردند.

🔸یکی از عجیب‌‌‌ترین یافته‌‌‌های برآمده از این تحقیق این بود که ۷۶درصد شرکت‌کنندگان در تحقیق مشترک گوگل اعلام کردند که از شغل کنونی‌‌‌شان رضایت دارند اما در همین حال ۵۸درصدشان گفتند که به‌‌‌طور فعال در حال جست‌وجو برای پیدا کردن شغل یا موقعیت بهتری در سازمان خود یا خارج از آن هستند.

🔸این نکته جالب حکایت از آن دارد که رضایت شغلی کارکنان در موقعیت کنونی‌‌‌شان دلیلی نمی‌شود که آنها به دنبال فرصت‌‌‌های جدید و بهتر شغلی نباشند و آنچه در اینجا بیشتر از هر چیزی به چشم می‌‌‌آید و عاملی تعیین‌‌‌کننده درزمینه آینده کاری افراد به‌‌‌حساب می‌‌‌آید چیزی نیست مگر «تغییر».
در اینجا نگاهی می‌اندازیم به سه یافته اصلی و آموزنده تحقیق مشترک گوگل:

1⃣ کارکنان هم به پول فکر می‌کنند و هم به کیفیت زندگی

اگرچه حقوق و مزایای مالی برای کارکنان مهم است، اما تحقیقات نشان داده که آنچه برای آنها از اهمیت بیشتری برخوردار است رفاه و سلامت‌شان است. بنابراین لازم است تمام سازمان‌ها به‌‌‌صورت دوره‌‌‌ای اقدام به انجام مطالعات موردی درباره انتظارات کارکنان در ارتباط با رفاه و آرامش‌شان کنند تا به‌‌‌طور دقیق بفهمند لازم است چه پیشنهادهای جدیدی باید به کارکنانشان ارائه دهند.

2⃣ انعطاف‌‌‌پذیری، پادشاه است

انعطاف‌‌‌پذیریِ بیشتر در برابر کارکنان چیزی بود که در دوران همه‌گیری کرونا بر سازمان‌ها تحمیل شد و آنها را مجبور کرد در واکنش به وضعیت اضطراری ماه‌‌‌های اول همه‌گیری و قرنطینه سراسری، این حق را به کارکنانشان بدهند تا خودشان تعیین کنند که چه موقع، کجا و چطور کار کنند.
با پایان همه‌گیری کرونا و بازگشت به شرایط عادی نیز لازم است که رهبران سازمان‌ها همچنان به‌‌‌حق انتخاب‌ِ کارکنان احترام گذاشته و انعطاف‌‌‌پذیری سازمانی را تداوم بخشند.

3⃣ لازم است که درزمینه توسعه کاری کارکنان سرمایه‌گذاری کرد

تحقیقات نشان داد که اگر کارکنان یک سازمان به این اطمینان برسند که رهبران سازمان به‌‌‌طور پیوسته به فکر توسعه شغلی آنها هستند و می‌‌‌کوشند تا با ارائه آموزش‌‌‌های بیشتر آینده شغلی بهتری را برای آنها رقم بزنند، در این حالت تمایل آنها به ترک سازمان به میزان چشمگیری کاهش می‌‌‌یابد.
با این‌‌‌همه باید دانست که کمک سازمان‌ها به پیشرفت شغلی کارکنانشان فقط به تقویت مهارت‌‌‌های سخت و توانایی‌‌‌های فنی آنها محدود نمی‌شود، بلکه بسیاری از کارکنان از سازمان‌های خود این انتظار رادارند تا درزمینه  تقویت مهارت‌‌‌های نرم مانند مهارت‌‌‌های ارتباطی نیز اقدام کنند.
✳️ قصه قلمرویی که سایه پادشاه فیل‌سوار، روی هر تصمیمی می‌افتاد!

✅ گاهی در سرزمین‌های کسب‌وکار، به جای «مدیریت حرفه‌ای»، با «تئاتر حرفه‌ای‌نمایی» روبرو می‌شوی. داستان من از چنین سرزمین عجایبی است؛ جایی که منابع انسانی، از «مشاور استراتژیک» به «دکور متحرک» تقلیل یافت و منطق، قربانی نمایش قدرت شد.
در این قلمرو، پادشاه فیل‌سوار، چنان "خاندان" خود را در رگ‌های شرکت تزریق کرده بود که گویی شرکت یک پیکر زنده بود و آنها "گلبول های سفید وفادار" که فقط سلول‌های خودی را می‌شناسند و باقی را بیگانه. گاهی فکر می‌کردی شرکت نیست، یک "دورهمی فامیلی" است با فیش حقوقی برای دارک‌تر شدن موضوع!
مدیرعامل یا به تعبیر درست‌تر، «مترسک تشریفاتی» تنها زمانی تکان می‌خورد که فرمان از قصر برسد. نقش او نه «تصمیم‌گیری»، که «گیرنده تصمیم‌» بود. هر حرکت مستقل او، با سرعتی فراتر از نور، توسط شبکه خبررسانی خویشاوندی به تخت‌گاه گزارش می‌شد.
"شورای سلطنت" نیز صحنه سکوت بود. سکوتی نه از روی تأمل، که از جنس «ترس». حقوق‌های کلانشان، چون زنجیره‌ای طلایی، زبان‌هایشان را دربند کشیده بود.
روزی از روزها، یکی از وزیران بانفوذ در شورا پیشنهاد داد: «برای چابکی، دو "معاون الدوله" جدید می‌سازیم: یکی از آنها حتماً باید معاون‌الدوله خزانه و سرمایه (البته منظور بلانسبت سرمایه انسانی) باشد! و مدیون خواهید بود اگر گمان کنید، صرفا برای یک شخص، آن سمت معاون‌الدوله ایجاد شد.
نقشه این بود: «ورم خانوادگی» شرکت را با «ماشین‌حساب» درمان کنند!
مشاور اعظم که از قضا در آن جلسه نیز حضور داشت، گفت: «این کار، تنها چشم‌بندی است بر واقعیت. اگر سرمایه انسانی زیر چتر مالی برود، به یک حسابدار حقوق‌ها و نگهبان دروازه‌های شهر تبدیل خواهد شد. نه پرورش‌دهنده استعداد، و نه محافظ فرهنگ.»
ولی ازآنجاکه این وزیر، سفیر ویژه پادشاه فیل‌سوار بود، همه - حتی مترسک اصلی - ترجیح دادند بار دیگر گوش‌هایشان را تیز کنند و زبان‌هایشان را قفل. و شد آنچه باید می‌شد.
▪︎درس‌های این تراژدی-کمدی:
۱. عنوان‌ها دروغ نمی‌گویند، ولی گاهی حقیقت را می‌دزدند:می‌توانی بر یک بطری خالی، برچسب «معجون رشد» بچسبانی، اما اگر محتوا هوا باشد، تشنگی را درمان نمی‌کند.
۲. ریشه‌ها از ساختار مهم‌ترند: می‌توانی زیباترین نقشه باغ را بکشی، اما اگر ریشه‌ها گندیده باشند، هر نهالی زرد می‌شود.
۳. ترس، خلاقیت را خاموش می‌کند - و شرکت را به گورستان ایده‌ها تبدیل می‌کند: وقتی تنها صدای مجاز، زمزمه با تخت‌گاه باشد، نوآوری خفه می‌شود.

پایان داستان، پرسشی بود که از خواننده از مشاور اعظم کرد: «تو مشاور اعظم بودی، چرا ساکت ماندی؟»
پاسخ مشاور این بود: «عزیزکم، مشاوره در چنین سرزمینی، شبیه پزشکی است در دوره‌ای که بیمار فقط مسکن می‌خواهد—نه شنیدن علت عیب واقعی. گاهی فریاد زدن در طوفان، فقط خستگی می‌آورد؛ باید ناظر می‌ماندی و درس می‌گرفتی و با زبان‌ دیگری آن‌را فریاد می‌زدی تا شاید به گوشی برسد.»
●این داستان، ساخته ذهن نویسنده است و هرگونه شباهت به افراد و سازمان‌های واقعی، کاملا تصادفی است!
آکادمی مشاوره مدیریت پیشرفت
سرمایه انسانی پنهان - وب.pdf
1.2 MB
سرمايه انساني پنهان
راهکارهای بهره‌گیری از ظرفیت‌های کارآفرینی زنان در بازار کار ایران بر اساس پیمایش جهانی زنان کارآفرین

مرکز پژوهش های اتاق ایران

🔹انتشار تازه‌ترین گزارش تحلیلی شبکه زنان اتحادیه اتاق‌های بازرگانی و صنعت اروپا و نهاد زنان سازمان ملل متحدتحت عنوان «سرمایه انسانی پنهان: بهره‌گیری از ظرفیت کارآفرینی زنان دربازار کار-بینش‌هایی از نظرسنجی جهانی زنان کارآفرین» باردیگر اهمیت نقش اقتصادی زنان را درتوسعه پایدار کشورها یادآور شد.
گزارشی که باوجود تمرکز جغرافیایی بر اروپا، یافته‌های آن بادقتی چشمگیر با شرایط محیط کسب‌وکار زنان در ایران هم‌پوشانی دارد و ازاین‌رو می‌تواند یک نقشه‌راه تطبیقی برای کشور ایفاکند.
🔹گزارش«سرمایه انسانی پنهان»یک پیام محوری را با دقت روشن می‌کند: "سرمایه انسانی زنان نه یک پتانسیل دور از دسترس، بلکه یک ظرفیت اقتصادی بالفعل است که تنهابه سیاست‌گذاری درست و فرصت عادلانه نیازدارد"
بهره‌گیری ازاین ظرفیت، برای ایران صرفاً اقدامی حمایتی در حوزه زنان نیست؛ بلکه بخشی از راه‌حل رشد تولید، اشتغال‌زایی پایدار، بهبودشاخص عدالت اجتماعی و افزایش توان رقابت اقتصادی کشوراست.كانال قواعدبازی
✳️ امنیت سایبریAI

✅ هوش مصنوعی (AI) هم ماهیت دارایی‌هایی را که نیاز به حفاظت دارند تغییر می‌دهد و هم سازوکارهایی را که امنیت سایبری بر پایه آن‌ها عمل می‌کند دگرگون می‌سازد. ظرفیت هوش مصنوعی برای پیشبرد کسب‌وکار بسیار بالاست، اما در صورت نبود مدیریت صحیح، نادیده گرفتن امنیت می‌تواند ابتکارات تجاری، کمپین‌های بازاریابی و حتی انطباق با الزامات قانونی را با خطر جدی مواجه کند.

▪︎با ادغام زودهنگام امنیت در چرخه استفاده از هوش مصنوعی و پذیرش اصول «اعتماد صفر»، سازمان‌ها می‌توانند از مزایای AI بهره‌مند شوند و هم‌زمان ریسک‌ها را کاهش دهند. این موضوع شبیه نقش ترمز در خودرو است که امکان حرکت سریع‌تر اما ایمن‌تر را فراهم می‌کند.

▪︎به‌ویژه هوش مصنوعی مولد (GenAI) باعث اختلال در عملیات کسب‌وکار شده و همه را ناگزیر به تحول کرده است. این تغییر شامل تیم‌های امنیتی نیز می‌شود. بسیاری از رهبران امنیتی با تیم‌هایی روبه‌رو هستند که مشتاق پیاده‌سازی ابزارهای جدید هوش مصنوعی‌اند، گاهی حتی بدون دریافت تأییدیه‌های لازم.

▪︎برای مثال، مدیر فروشی را تصور کنید که به دنبال دسترسی سریع‌تر به اطلاعات قیمت‌گذاری است یا توسعه‌دهنده‌ای که می‌خواهد از ابزارهای جدید استفاده کند، بدون آنکه ملاحظات امنیتی مانع نوآوری شود. همه به دنبال افزایش بهره‌وری هستند، اما اغلب این واقعیت نادیده گرفته می‌شود که امنیت برای جلوگیری از نشت داده و سایر تهدیدات، یک ضرورت غیرقابل چشم‌پوشی است.

▪︎در نتیجه، تیم‌های امنیتی باید رویکرد خود را نسبت به حفاظت از داده‌ها و دارایی‌ها در عصر هوش مصنوعی بازنگری کنند. از آنجا که هوش مصنوعی ذاتاً داده‌محور است، اولویت‌بندی طبقه‌بندی داده و امنیت اطلاعات اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

▪︎مکانیزم‌های سنتی دفاع شبکه مانند فایروال‌ها به‌تنهایی توان محافظت مؤثر از داده‌ها و برنامه‌های مبتنی بر هوش مصنوعی را ندارند. در عوض، داده‌ها و دارایی‌ها باید در هر مکانی که قرار دارند محافظت شوند. این مکان می‌تواند فضای ابری، سرویس‌های هوش مصنوعی، دستگاه‌های همراه یا هر بستر دیگری باشد.

▪︎بهترین راهکار برای تحقق این هدف، به‌کارگیری یک چارچوب جامع امنیتی مانند Zero Trust است.

🔺نکات کلیدی:

هوش مصنوعی الزامات استراتژیک جدیدی را برای امنیت ایجاد می‌کند.

ایمن‌سازی هوش مصنوعی به رویکردی دارایی‌محور و داده‌محور نیاز دارد.

هوش مصنوعی مستلزم کنترل‌ها و دفاع‌های امنیتی در حال تکامل است.

هوش مصنوعی ارزش، ریسک‌ها و نیازهای امنیتی داده‌ها را افزایش می‌دهد و می‌تواند به تسریع پیاده‌سازی اعتماد صفر کمک کند.
پدرام کیانی/انجمن تخصصی AI.Sec
✳️ ایده‌ها هیچ‌وقت آماده نیستند، ما آماده می‌شویم

✅ درس نتفلیکس از زبان مارک رندولف
مارک رندولف، هم‌بنیان‌گذار نتفلیکس، یک جمله‌ی deceptively ساده دارد:
▪︎«هیچ‌کس از روز اول نمی‌داند کدام ایده موفق می‌شود و کدام شکست می‌خورد، چون واقعاً هیچ‌کس از قبل چیزی نمی‌داند.»
این جمله، اگر دقیق دیده شود، یک اصل طلایی در مدیریت نوآوری و کارآفرینی است.
▪︎چالش رایج:
بیشتر مدیران و کارآفرینان فکر می‌کنند:
اگر بیشتر فکر کنم → ریسک کمتر می‌شود
اگر تحلیل کامل‌تر باشد → شکست کمتر است

👈 اما علم مدیریت می‌گوید:
تفکرِ بدون اقدام، فقط تأخیرِ هوشمندانه است.
۱. عدم‌قطعیت، ذات بازار است
در دنیای واقعی:
رفتار مشتری ثابت نیست
مدل کسب‌وکار پایدار نیست
زمان‌بندی بازار قابل پیش‌بینی نیست
📌 این یعنی:
Analysis Paralysis (فلج تحلیلی)
یکی از اصلی‌ترین قاتلان نوآوری است.
کسب‌وکارهایی که منتظر «اطمینان» می‌مانند،
یا هرگز شروع نمی‌کنند،
یا خیلی دیر وارد بازی می‌شوند.
۲. اجرای سریع = یادگیری سریع‌تر
نتفلیکس از اول «نتفلیکسِ امروز» نبود.
🔹 مدل اولیه: اجاره DVD با پست
🔹 پر از محدودیت
🔹 دور از ایده‌آل
اما مزیت واقعی چه بود؟

Bias for Action
تمایل دائمی به اقدام، تست و اصلاح آن‌ها:
مدل اشتراک را تست کردند
الگوریتم پیشنهاد را آزمودند
با داده‌های واقعی یاد گرفتند، نه فرضیات ذهنی
🔺نتیجه؟
یک ایده‌ی ناقص → یک غول رسانه‌ای جهانی.

۳. اصل «اقدام ناب» (Lean Action)
این دقیقاً منطبق با چرخه‌ی معروف Lean Startup است:
1️⃣ Build – بساز، حتی ناقص
2️⃣ Measure – واکنش واقعی بازار را بسنج
3️⃣ Learn – یاد بگیر و اصلاح کن

▪︎مزیت رقابتی امروز:
نه بهترین ایده،
بلکه سریع‌ترین چرخه‌ی یادگیری است.

۴. ریسک، هزینه نیست؛ سرمایه‌ی یادگیری است
در ذهن بسیاری از مدیران:
شکست = هزینه
در منطق نوآوری:
شکست کوچک و سریع = داده‌ی ارزشمند
هر تست ناموفق:
ابهام را کم می‌کند
تصمیم بعدی را دقیق‌تر می‌کند
از شکست‌های بزرگ جلوگیری می‌کند

🔺جمع‌بندی:
درس واقعی نتفلیکس این نیست که «ایده خوب داشته باش»
بلکه این است که:
به‌جای فکر زیاد → بساز
به‌جای ترس از اشتباه → آزمایش کن
به‌جای انتظار قطعیت → حرکت کن

📍 یادگیری واقعی، فقط در عمل اتفاق می‌افتد.

✨ بازار به ایده‌ها پاداش نمی‌دهد؛
به اقدامِ هوشمندانه پاداش می‌دهد.
HBS
✳️ الگوهای مخرب در رابطه و نقشهٔ توسعه فردی برای ساختن روابط مؤثر

✅ بسیاری از تعارض‌ها و فرسودگی‌های عاطفی، نتیجهٔ «آدم‌های بد» نیست؛ محصول الگوهای تکرارشونده‌ای است که اغلب ناآگاهانه در روابط حمل می‌کنیم. این الگوها مثل نرم‌افزارهایی در پس‌زمینه عمل می‌کنند و تا زمانی که دیده و بازطراحی نشوند، حتی بهترین نیت‌ها و مهارت‌ها را هم خنثی می‌کننددر این مقاله، ابتدا چند الگوی رایج مخرب در رابطه را بررسی می‌کنیم سپس نقشه‌ای عملی برای توسعه فردی ارائه می‌دهیم تا بتوانیم به‌جای تکرار خودکار این الگوها، به‌سمت ساختن روابط مؤثر، امن و رو‌به‌رشد حرکت کنیم.
▪︎الگوی مخرب در رابطه یعنی چه؟الگوی مخرب، مجموعه‌ای از واکنش‌ها، باورها و رفتارهای تکرارشونده است که در کوتاه‌مدت شاید از ما محافظت کند، اما در بلندمدت کیفیت رابطه را فرسوده می‌کند. این الگوها معمولاً ریشه در تجربه‌های گذشته، باورهای هسته‌ای و مهارت‌های ارتباطیِ نساخته دارند.نشانهٔ الگو این است که موقعیت‌ها و آدم‌ها عوض می‌شوند، اما «فیلم رابطه» شبیه هم باقی می‌ماند؛ گویی هر بار با بازیگر جدید، همان سناریو را اجرا می‌کنیم. تا زمانی که برای این سناریو نام نگذاریم و آن را نبینیم، امکان بازنویسی آن محدود است.
▪︎چند الگوی رایج مخرب در رابطه
الگوهای مخرب بسیار متنوع‌اند، اما بسیاری از آن‌ها را می‌توان در چند دستهٔ اصلی خلاصه کرد. هدف از نام‌گذاری این الگوها، خودسرزنش‌گری نیست؛ هدف، دیدن و قابل‌تغییر کردن آن‌هاست.
۱. اجتناب از تعارض
در این الگو، فرد برای حفظ ظاهرِ آرام رابطه، از بیان ناراحتی، نیاز و مرزهای خود اجتناب می‌کند. تعارض به‌ظاهر کم است، اما نارضایتی و فاصلهٔ عاطفی در زیرپوست رابطه رشد می‌کند.
جمله‌های رایج: «ارزشش را ندارد بحث کنیم»، «بگذریم»، «حالا چیزی نگم بهتره».
پیامد بلندمدت: انباشت رنج پنهان، بی‌انگیزگی، دور شدن، وگاهی انفجار ناگهانی
۲. حمله و دفاع دائمی
در این الگو،تعارض‌ها سریعاً به میدان نبرد تبدیل می‌شوند؛تمرکز به‌جای حل مسئله روی «برنده شدن»و «مقصر پیدا کردن»است زبان رابطه سرشار از «تو همیشه»و«تو هیچ‌وقت» است
جمله‌های رایج:«همیشه همینی»،«تو اصلاً نمی‌فهمی»،«همه‌اش تقصیر توست»
پیامد بلندمدت: فرسودگی عاطفی،کاهش شدید ایمنی روانی،دور شدن یا جنگ‌های فرسایشی
۳. الگوی قربانی مزمن
در این الگو،فردخودرا دائماً در نقش قربانی می‌بیند کسی که«هیچ‌کس درکش نمی‌کند»و«همیشه حق با دیگری است» مسئولیت‌پذیری کاهش می‌یابد و احساس ناتوانی و درماندگی تقویت می‌شود
جمله‌های رایج:«هیچ‌کس به من فکر نمی‌کند»،«هر کاری کنم فایده ندارد»
پیامد بلندمدت: کاهش عزت‌نفس،جذب روابط نابرابر، و ناتوانی در تغییر فعالانهٔ شرایط
۴. نجات‌دهندهٔ مزمن
در این الگو، فرد دائماً نقش «نجات‌دهنده» رادررابطه می‌گیرد؛ نیازهای خود را کنار می‌گذارد تا مشکلات دیگران را حل کندو هم‌زمان در عمق از«قدرنشناسی دیگران»رنج می‌برد
جمله‌های رایج: «من همیشه برای همه هستم، ولی کسی برای من نیست»
پیامد بلندمدت: فرسودگی، دلخوری‌های مزمن و روابطی که در آن مرزهای سالم تضعیف شده‌اند
۵. الگوی کناره‌گیری عاطفی
در این الگو،فرد برای محافظت از خود،از صمیمیت عاطفی اجتناب می‌کند؛ ممکن است درسطح منطقی و عملی حضور داشته باشد، اما احساسات و آسیب‌پذیری خود را تقریباً هرگز نشان نمی‌دهد
نشانه‌ها: شوخی کردن با هر موضوع جدی،تغییر سریع بحث وقتی پای احساسات وسط می‌آید، پاسخ‌های کوتاه و کلی
پیامد بلندمدت:احساس تنهایی در رابطه سوءبرداشت «بی‌احساس بودن»، و ناتمام ماندن گفت‌وگوهای عمیق.
ریشهٔ الگوهای مخرب؛از باورها تا مهارت‌ها
الگوهای مخرب فقط محصول «بد بودن» یا «ضعیف بودن» مانیستند اغلب زمانی شکل گرفته‌اند که به‌عنوان کودک یا نوجوان تنها راه حاضر برای بقا، دیده شدن یا محافظت از خود بوده‌اند. مشکل ازجایی شروع می‌شود که همان راه‌حل‌های قدیمی را بدون بازنگری به روابط بزرگسالی می‌آوریم
ریشه‌های رایج شامل این موارد است:
باورهای هسته‌ای دربارهٔ خود و دیگران (مثل «احساسات خطرناک‌اند»، «اگر مخالفت کنم، طرد می‌شوم»)
نداشتن مهارت‌های آموخته‌نشده (مثل ناتوانی در نه گفتن،ناآشنایی با سبک قاطعانه، یا نداشتن الگوی سالم در خانوادهٔ مبدأ)
تجربه‌های حل‌نشدهٔ گذشته که باعث فعال شدن شدید واکنش‌های دفاعی در تعارض‌های فعلی می‌شوند.
نقشهٔ توسعه فردی برای بازطراحی الگوهای رابطه
برای تغییر الگوهای مخرب، نیاز به یک نقشهٔ توسعه فردی داریم؛ نقشه‌ای که صرفاً بر «دانستن» تکیه نکند، بلکه «مشاهده، تمرین و بازخورد» را هم در بر بگیرد. یک چارچوب کاربردی می‌تواند شامل مراحل زیر باشد:
ادامه ازقبل👆
۱.خودآگاهی ساختاریافته
به‌جای فقط «حس کردن» این‌که چیزی در روابط تکرار می‌شود، الگوها را مکتوب و ساختاریافته مشاهده کنید می‌توانید این پرسش‌ها را به‌عنوان نقطهٔ شروع استفاده کنید:در سه رابطهٔ مهم اخیر، تعارض‌ها چگونه شروع و چگونه تمام شدند؟
نقش تکرارشوندهٔ من چه بوده است (قربانی،نجات‌دهنده، مهاجم، ساکت)
کدام جمله‌ها را زیاد تکرار می‌کنم؟
۲. نام‌گذاری الگو و فهم کارکرد آن
الگو را نام‌گذاری کنید («اجتناب از تعارض»، «نجات‌دهنده»، «حمله‌گر» و…) و از خود بپرسید: این الگو در گذشته چگونه به من کمک کرده است؟ و امروز چه هزینه‌هایی دارد؟ این نگاه، از خودسرزنش‌گری کم می‌کند و فضا را برای تغییر باز می‌کند
۳. تعریف نسخهٔ جایگزین (الگوی مطلوب)
برای هر الگوی مخرب، یک الگوی مطلوب مشخص کنید؛ مثلاً به‌جای «اجتناب از تعارض»، «بیان تدریجی و محترمانهٔ نیازها»یا به‌جای«حمله ودفاع دائمی»،«استفاده از پیام من و گوش‌دادن فعال»
۴. طراحی تمرین‌های کوچک رفتاری
به‌جای هدف‌های مبهم مثل «از این به بعد قاطع باشم»، تمرین‌های کوچک و قابل‌ سنجش طراحی کنید؛ مثلاً:هفته‌ای یک‌بار، در یک موقعیت کم‌ریسک، احساس و نیاز خود را با ساختار پیام من بیان کنم.در یک تعارض کوچک، قبل از دفاع، یک بار بازتاب احساس طرف مقابل را تمرین کنم
۵. پایش و بازنگری دوره‌ای (IDP شخصی برای رابطه)
مثل هر برنامهٔ توسعهٔ فردی، نیاز است به‌طور دوره‌ای (مثلاً ماهانه) برنامه را مرور کنید: چه چیزهایی تغییر کرده؟کجا هنوز گیر دارم؟چه حمایتی (کتاب، کوچ، کارگاه، گفت‌وگو) می‌تواندکمک‌کننده باشد؟
ابزارهای کلیدی برای جایگزینی الگوهای مخرب
برای این‌که نقشهٔ توسعه فردی در روابط به نتیجه برسد، لازم است چند مهارت کلیدی را هم‌زمان تقویت کنیم.مهم‌ترین این مهارت‌ها در مقالات دیگرِ «رابطه مؤثر» به‌تفصیل باز شده‌اند.
خودآگاهی هیجانی: دیدن و نام‌گذاری احساسات و نیازها در لحظهٔ تعامل
خودتنظیمی: توانایی مدیریت تکانه‌هاوانتخاب پاسخ، به‌جای واکنش خودکار
همدلی عمیق:دیدن دنیای درونی طرف مقابل، بدون الزام به موافقت کامل
سبک ارتباطی قاطعانه: احترام هم‌زمان به خود و دیگری در بیان احساس و مرز
تکنیک‌های ارتباط مؤثر: گوش‌دادن فعال،پرسشگری بازتاب احساس،پیام من و بازخورد سازنده
برای کار سیستماتیک روی این مهارت‌ها،مطالعهٔ سلسله‌مقالات «رابطه مؤثر» در چالش آکادمی می‌تواند نقش همان «نقشهٔ توسعه فردی» را برای روابط ایفا کند.چند تمرین عملی برای شروع تغییر
برای این‌که این مقاله تبدیل به عمل شود،می‌توانید از همین هفته چند تمرین ساده را شروع کنید:
۱. دفترچهٔ الگوهای رابطه
یک دفترچه کوچک برای خود اختصاص دهید و بعد از موقعیت‌های مهم ارتباطی، در چند خط ثبت کنید:چه شد؟ من چه کردم؟ این به کدام الگوی آشنا شبیه بود؟ دفعهٔ بعد یک رفتار کوچک جایگزین چه می‌تواند باشد؟
۲. یک گفت‌وگوی شفاف دربارهٔ یک موضوع قدیمی
یک موضوع قدیمیِ حل‌نشده را انتخاب کنید و با استفاده از پیام من، تلاش کنید آن را این بار متفاوت مطرح کنید: با بیان احساس، نیاز و درخواست مشخص، نه سرزنش و حمله
۳. درخواست بازخورد آگاهانه
از یک فرد امن (دوست، همسر، همکار نزدیک) بخواهید صادقانه بگوید: «وقتی با من تعارض داری، چه چیزی در سبک ارتباطی‌ام برایت سخت است؟» و «چه چیزی کمک می‌کند احساس امنیت بیشتری در گفت‌وگو با من داشته باشی؟»
✳️سرایت اجتماعی
✅سرایت اجتماعی Social Contagion درسازمان به فرآیند انتقال ناخودآگاه و سریع افکار عواطف،نگرش‌هاورفتارها در میان کارکنان از طریق شبکه‌های ارتباطی درون‌سازمانی اشاره دارداین پدیده که مشابه شیوع بیماری‌های مسری عمل می‌کندازطریق تعاملات روزمره،مشاهده،تقلید،هم‌نوایی با هنجارهای گروهی والگوبرداری از همکاران یا مدیران صورت می‌پذیرد
■ریشه‌های تاریخی این مفهوم به قرن نوزدهم وآثار گوستاو لوبون Gustave Le Bonدرروان‌شناسی توده‌ها بازمی‌گردد.لوبون بر این باور بود که افراد درجمع فردیت خود را از دست داده و هیجانات باورها ورفتارها به سرعت میان آنها منتقل می‌شود.با این حال مفهوم‌سازی مدرن سرایت اجتماعی در روان‌شناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی با پژوهش‌های رابرت سیالدینیRobert Cialdini در حوزه تأثیر اجتماعی و هم‌نوایی پیوند خورده است
■اصطلاح «سرایت اجتماعی» به‌صورت نظام‌مند، نخستین بار در سال ۱۹۷۴ میلادی توسط دیوید فیلیپس David Phillips جامعه‌شناس آمریکایی،در تحقیقات مربوط به رفتار جمعی مطرح شد فیلیپس با بررسی «اثر ورتر» Werther Effect نشان داد که پوشش رسانه‌ای خودکشی می‌تواند به افزایش موارد مشابه در جامعه بینجامد
■مصادیق این پدیده در سازمان‌ها متنوع است. از جمله می‌توان به شیوع استرس و فرسودگی شغلی اشاره کرد که در آن فشار روانی فردی همچون موجی در تیم منتشر شده و به کاهش بهره‌وری جمعی می‌انجامد. انتشار شایعات و اطلاعات نادرست در شبکه‌های غیررسمی نیز بی‌ثباتی،بی‌اعتمادی و تصمیم‌گیری‌های نادرست را دامن می‌زند. هم‌نوایی کارکنان با فرهنگ سکوت به دلیل ترس ازطرد شدن نمونه‌ای دیگر از این پدیده است همچنین،تقلید رفتارهای اخلاقی یا غیراخلاقی مدیران الگوهای رفتاری را در سطوح مختلف سازمان بازتولید می‌کند
■درمقابل، شیوع نوآوری‌ها و روش‌های کاری جدید ازطریق شبکه‌های داخلی،جلوه‌ای مثبت از این مکانیسم محسوب می‌شود
شکل‌گیری سرایت اجتماعی در سازمان‌ها تحت تأثیر عوامل متعددی است
●تمایل ذاتی به هم‌نوایی،افراد را به تطبیق رفتاری با جمع وا می‌دارد.
●شبکه‌های ارتباطی غیررسمی قوی بستر مبادله سریع اطلاعات و الگوهای رفتاری را فراهم می‌کنند.
●ابهام محیط کار افراد را به تقلید از دیگران برای کاهش عدم اطمینان سوق می‌دهد
●هویت‌یابی سازمانی پذیرش رفتارهای مشترک را افزایش داده و تأثیرپذیری از مدیران به عنوان الگو، این روند را تقویت می‌کند
●بحران‌های جمعی مانند تغییرات ساختاری، حساسیت به رفتار جمعی را تشدیدمی‌کند
●همگنی گروه‌های کاری انتقال ایده‌هاراتسهیل کرده و فقدان ارتباطات شفاف،فضای گسترش شایعات راایجاد می‌کند
●فشارهمتایان برای تبعیت از هنجارهای گروهی و طراحی محیط‌های مشوق تعامل غیررسمی نیزازدیگرعوامل تسریع‌کننده این پدیده هستند
■پدیده سرایت اجتماعی به شکل‌گیری یا تقویت فرهنگ سازمانی خاص مثل فرهنگ تلاش یا کم‌کاری منجر می‌شود. گسترش هیجانات منفی مثل ناامیدی عملکرد تیمی را تضعیف می‌کنددرفرآیند تصمیم‌گیری گروهی، خطر بروز خطاهایی مانند گروه‌اندیشی افزایش می‌یابدتسریع تعارضات بین‌فردی و کاهش بهره‌وری از دیگر عواقب محتمل هستندسرایت هیجاناتی مانند ترس یاخشم،فضای کاری را متأثر ساخته وانتشار رفتارهای غیراخلاقی را تسهیل می‌کندبرنامه‌های تغییر سازمانی ممکن است باگسترش مقاومت کارکنان خنثی شوندانتقال عوامل استرس‌زای روانی مانند اضطراب و فرسودگی، سلامت عاطفی کارکنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد
■سرایت اجتماعی به‌طور مستقیم بر فرهنگ، سلامت و عملکرد سازمان تأثیر می‌گذاردمدیران با شناخت مکانیسم‌های آن می‌توانند از این پدیده برای ترویج رفتارهای مطلوب مانند کار تیمی،یادگیری وتعهد سازمانی بهره‌ برده واز گسترش رفتارهای نامطلوب مانند تعارض بی‌عدالتی،مقاومت در برابر تغییر و رفتارهای ناسالم جلوگیری کنند
■راهکارهای مدیریت مؤثرسرایت اجتماعی شامل شناسایی و تقویت الگوهای نقش مثبت توسط مدیران و کارکنان اثرگذار،تقویت ارتباطات شفاف وبه‌موقع برای کاهش ابهام و ایجاد شبکه‌های ارتباطی سالم است آموزش کارکنان و مدیران درباره مکانیسم‌های ناخودآگاه سرایت اجتماعی،استقرار سیستم‌های بازخورد سریع و تنوع‌بخشی به ترکیب گروه‌های کاری نیز از اقدامات ضروری محسوب می‌شوند مدیریت استرس سازمانی از طریق برنامه‌های حمایتی،تقویت فرهنگ اعتماد و گفت‌وگوی باز،استفاده از داده‌های شبکه‌های اجتماعی سازمانی برای رصداطلاعات و تدوین واجرای سیاست‌های اخلاقی روشن از دیگر راهکارهای مؤثر در این زمینه هستند
▪︎مطالعه کتاب «تأثیر: روانشناسی ترغیب» Influence: The Psychology of Persuasion نوشته رابرت سیالدینی Robert Cialdini را به اساتید، دانشجویان، مدیران و پژوهشگران توصیه می‌کنم.
گاهنامه مدیر
دکتر علی محمد مصدق راد