*چرا مبارزه با فساد در ایران اثرگذار نیست؟*
✍محمدرضا یوسفی/اقتصاددان
🔹 مبارزۀ با فساد را باید در یک بسته تعریف کرد. سازوکار شایسته سالاری، نظارت حاکمیتی و مردمی بر کارگزاران و اصل شفافیت در همۀ سطوح تصمیم گیری، انتخاباتی، منابع مالی کاندیداها، دارایی مقامات، فرایند تخصیص بودجه از جمله مولفه های مبارزه با فساد هستند.
🔹توصیه های اخلاقی به تنهایی مانع از فساد نمی شود. انحراف در صدر اسلام بهترین دلیل بر صحت این سخن است البته توصیه های اخلاقی در کنار مولفه های یادشده تاثیرگذارتر خواهند بود.
🔹مجازات خطا کار، آخرین حلقۀ مبارزۀ با فساد است. حضرت کسی را که مرتکب فساد می شد مجازات کرده، و به گذشته و یا قرابت و خویشاوندی او با خود و عواملش نگاه نمی کرد. در حکومت علی، جایي برای خائنان نبوده، مال مردم به بیت المال برگردانده شده و ننگ خيانت بر پيشاني خائن زده تا در نزد همگان خيانتكار بودنش روشن گردد. هر گاه حضرت با موردی از فساد مواجه می شدند، پنهان کاری نمی کردند. افشای آن را نه تنها برای اعتبار نظامش بد نمی دانستند بلکه بر افشای آن تاکید داشته، آن را مایۀ مباهات می دانستند. زیرا این امر موجب تشویق مدیران سالم شده و تهدیدی برای کسانی محسوب می شد که زمینۀ انحراف را داشتند. عدم برخورد با فاسدان موجب تداوم و گسترش فساد در حاکمیت و بی اعتمادی عمومی می گردد. بنابراین برخورد با متخلف اقتصادی یک اصل بسیار مهم است.
🔹فساد در دنیای کنونی، یک پدیدۀ سازمان یافته است. امروزه به دلیل بوروکراسی های دنیای جدید، تداوم فساد بجز با سازمان یافتگی ممکن نیست. بر این اساس کشف شبکه اهمیت دارد. به عنوان مثال اگر متخلف در شهرداری، بانک، گمرک و یا دادگاه به تنهایی اقدام به خلاف کند، بسیار زود فساد وی آشکار می شود. رئیس بالا دستی یا کارشناس پایین دستی بعد از چند مورد شک کرده و سپس تخلف کشف می شود. از این رو در دنیای امروز، فساد امری سازمان یافته است. این نکته برخلاف دوران پیشین است که امکان تخلف توسط یک کارگزار به تنهایی وجود داشت.
🔹گاه گاهی در کشور فسادی اعلام می شود و محاکماتی انجام می شود و سپس سخنگوی قوۀ قضائیه گزارشی منتخب از آن ارائه می دهد. اما برای اینکه دادگاهها بازدارندگی داشته باشند باید سه اتفاق بیفتد. اتفاق اول عنصر شفافیت است. در این دادگاهها عنصر شفافیت مفقود است. خبرنگاران امکان دسترسی آزاد به دادگاهها را ندارند از این رو اعتماد عمومی به اطلاعات قطره چکانی سخنگو، کاهش می یابد و در نتیجه این نوع مبارزه از اهمیت لازم از دید عمومی برخوردار نخواهد بود. دومین عنصر مهم، برخورد یکسان با جرائم مشابه است. به عنوان نمونه، برخورد با دو مسئلۀ حقوق نجومی و املاک نجومی یکسان نبوده است. سومین مولفۀ مهم، امکان بازخوانی جرم و فساد توسط نهادهای علمی و مدنی است. شفافیت اطلاعات موجب می شود که یک پروندۀ تحقیقاتی پیش روی محققان باز شود. آنان به مطالعۀ چگونگی و سازوکار شکل گیری و فرایندهای فساد پرداخته و بستری که در آن رشوه و یا اختلاس رخ می دهد را شناسایی می کنند. در نتیجه، می توانند راهکارهایی برای بستن مجاری فساد برای آینده پیشنهاد کنند. گاه مشکل به دلیل قوانین مبهم است و گاه به دلیل خلأ قانونی و یا دلایل دیگر است. به عنوان مثال، زمانی شرکت انرون سومین شرکت در بورس نیویورک و از بزرگترین شرکت های انرژی جهان بود. درآمد این شرکت در سال 2000، 101 میلیارد دلار بود. اما این شرکت دچار فساد مالی شد و ارزش سهام آن به شدت کاهش یافت و در سال 2001 ورشکسته شد. اطلاعات شفاف این شرکت امکان بررسی و درس آموزی را برای گروههای مختلف فراهم کرد. جورجز اندرلی در مباحث اخلاق تجاری از زاویۀ اخلاقی، این موضوع را تحلیل می کرد. دیگران نیز از زوایای دیگر آن را بررسی کردند.
🔹 شاخص ادراک فساد برای سال 2025 رتبۀ ایران را 153 از میان 182 کشور جهان نشان می دهد و این به معنای گسترۀ فساد در بخش عمومی کشور و فقاند بستۀ مبارزۀ موثربا فساد است.
🔹سازوکارهای موجود در همۀ مولفه های مبارزه با فساد مشکل دارد. فیلترهای کیفی و متعدد، بستر رقابت را در انتخابات محدود کرده، نظام دسترسی محدود شکل گرفته است. یا وجود دستگاه های متعدد نظارتی و حراستی، ذهنیت عمومی بر فساد گسترده است و این نشان از ناکارآمدی دستگاه های نظارتی دارد. نظارت های مردمی تحت عنوان سوت زنی از جایگاه محکم قانونی برخوردار نیست. هیچ گزارش شفافی از عملکرد بنیاد مستضعفان و دیگر نهادهای حاکمیتی وجود ندارد. بودجه کشور، منابع مالی و دارایی مقامات شفاف نیست. و در نهایت دادگاهها علنی نیستند و امکان بازخوانی پرونده های مفاسد مالی وجود ندارد لذا فساد از همان مجاری تکرار می شود و شاخص ادراک فساد بالا خواهد ماند.
✍محمدرضا یوسفی/اقتصاددان
🔹 مبارزۀ با فساد را باید در یک بسته تعریف کرد. سازوکار شایسته سالاری، نظارت حاکمیتی و مردمی بر کارگزاران و اصل شفافیت در همۀ سطوح تصمیم گیری، انتخاباتی، منابع مالی کاندیداها، دارایی مقامات، فرایند تخصیص بودجه از جمله مولفه های مبارزه با فساد هستند.
🔹توصیه های اخلاقی به تنهایی مانع از فساد نمی شود. انحراف در صدر اسلام بهترین دلیل بر صحت این سخن است البته توصیه های اخلاقی در کنار مولفه های یادشده تاثیرگذارتر خواهند بود.
🔹مجازات خطا کار، آخرین حلقۀ مبارزۀ با فساد است. حضرت کسی را که مرتکب فساد می شد مجازات کرده، و به گذشته و یا قرابت و خویشاوندی او با خود و عواملش نگاه نمی کرد. در حکومت علی، جایي برای خائنان نبوده، مال مردم به بیت المال برگردانده شده و ننگ خيانت بر پيشاني خائن زده تا در نزد همگان خيانتكار بودنش روشن گردد. هر گاه حضرت با موردی از فساد مواجه می شدند، پنهان کاری نمی کردند. افشای آن را نه تنها برای اعتبار نظامش بد نمی دانستند بلکه بر افشای آن تاکید داشته، آن را مایۀ مباهات می دانستند. زیرا این امر موجب تشویق مدیران سالم شده و تهدیدی برای کسانی محسوب می شد که زمینۀ انحراف را داشتند. عدم برخورد با فاسدان موجب تداوم و گسترش فساد در حاکمیت و بی اعتمادی عمومی می گردد. بنابراین برخورد با متخلف اقتصادی یک اصل بسیار مهم است.
🔹فساد در دنیای کنونی، یک پدیدۀ سازمان یافته است. امروزه به دلیل بوروکراسی های دنیای جدید، تداوم فساد بجز با سازمان یافتگی ممکن نیست. بر این اساس کشف شبکه اهمیت دارد. به عنوان مثال اگر متخلف در شهرداری، بانک، گمرک و یا دادگاه به تنهایی اقدام به خلاف کند، بسیار زود فساد وی آشکار می شود. رئیس بالا دستی یا کارشناس پایین دستی بعد از چند مورد شک کرده و سپس تخلف کشف می شود. از این رو در دنیای امروز، فساد امری سازمان یافته است. این نکته برخلاف دوران پیشین است که امکان تخلف توسط یک کارگزار به تنهایی وجود داشت.
🔹گاه گاهی در کشور فسادی اعلام می شود و محاکماتی انجام می شود و سپس سخنگوی قوۀ قضائیه گزارشی منتخب از آن ارائه می دهد. اما برای اینکه دادگاهها بازدارندگی داشته باشند باید سه اتفاق بیفتد. اتفاق اول عنصر شفافیت است. در این دادگاهها عنصر شفافیت مفقود است. خبرنگاران امکان دسترسی آزاد به دادگاهها را ندارند از این رو اعتماد عمومی به اطلاعات قطره چکانی سخنگو، کاهش می یابد و در نتیجه این نوع مبارزه از اهمیت لازم از دید عمومی برخوردار نخواهد بود. دومین عنصر مهم، برخورد یکسان با جرائم مشابه است. به عنوان نمونه، برخورد با دو مسئلۀ حقوق نجومی و املاک نجومی یکسان نبوده است. سومین مولفۀ مهم، امکان بازخوانی جرم و فساد توسط نهادهای علمی و مدنی است. شفافیت اطلاعات موجب می شود که یک پروندۀ تحقیقاتی پیش روی محققان باز شود. آنان به مطالعۀ چگونگی و سازوکار شکل گیری و فرایندهای فساد پرداخته و بستری که در آن رشوه و یا اختلاس رخ می دهد را شناسایی می کنند. در نتیجه، می توانند راهکارهایی برای بستن مجاری فساد برای آینده پیشنهاد کنند. گاه مشکل به دلیل قوانین مبهم است و گاه به دلیل خلأ قانونی و یا دلایل دیگر است. به عنوان مثال، زمانی شرکت انرون سومین شرکت در بورس نیویورک و از بزرگترین شرکت های انرژی جهان بود. درآمد این شرکت در سال 2000، 101 میلیارد دلار بود. اما این شرکت دچار فساد مالی شد و ارزش سهام آن به شدت کاهش یافت و در سال 2001 ورشکسته شد. اطلاعات شفاف این شرکت امکان بررسی و درس آموزی را برای گروههای مختلف فراهم کرد. جورجز اندرلی در مباحث اخلاق تجاری از زاویۀ اخلاقی، این موضوع را تحلیل می کرد. دیگران نیز از زوایای دیگر آن را بررسی کردند.
🔹 شاخص ادراک فساد برای سال 2025 رتبۀ ایران را 153 از میان 182 کشور جهان نشان می دهد و این به معنای گسترۀ فساد در بخش عمومی کشور و فقاند بستۀ مبارزۀ موثربا فساد است.
🔹سازوکارهای موجود در همۀ مولفه های مبارزه با فساد مشکل دارد. فیلترهای کیفی و متعدد، بستر رقابت را در انتخابات محدود کرده، نظام دسترسی محدود شکل گرفته است. یا وجود دستگاه های متعدد نظارتی و حراستی، ذهنیت عمومی بر فساد گسترده است و این نشان از ناکارآمدی دستگاه های نظارتی دارد. نظارت های مردمی تحت عنوان سوت زنی از جایگاه محکم قانونی برخوردار نیست. هیچ گزارش شفافی از عملکرد بنیاد مستضعفان و دیگر نهادهای حاکمیتی وجود ندارد. بودجه کشور، منابع مالی و دارایی مقامات شفاف نیست. و در نهایت دادگاهها علنی نیستند و امکان بازخوانی پرونده های مفاسد مالی وجود ندارد لذا فساد از همان مجاری تکرار می شود و شاخص ادراک فساد بالا خواهد ماند.
✳️ هوش مصنوعی و هوشمندسازی صنایع: کاربردهای نوین در تولید هوشمند
محسن یادبروقی/تحلیلگر راهبردی هوش مصنوعی، فناوری و نوآوری
هوش مصنوعی دیگر یک فناوری آیندهنگرانه نیست؛ این یک واقعیت جاری است که خطوط تولید را هوشمند کرده، مدیران را قدرتمند ساخته و چشمانداز صنایع را دستخوش تغییر کرده است.
هوش مصنوعی دیگر یک عبارت فانتزی فناورانه نیست که فقط در کنفرانسهای علمی شنیده شود؛ این فناوری در حال تبدیل شدن به جزء لاینفک عملیات صنعتی واقعی است، از خطوط تولید کارخانهها گرفته تا مدیریت زنجیره تأمین، از کنترل کیفیت تا برنامهریزی راهبردی. در سالهای اخیر، بهویژه در بازه ۲۰۲۴–۲۰۲۵، هوش مصنوعی بهطرز محسوسی به عرصه صنایع ورود کرده و نوید تحولاتی را میدهد که دههها پیش فقط در فیلمهای علمی‑تخیلی دیده میشد.
اما واقعیت امروز این است که AI با دادهها کار میکند، مشکلات صنعتی را حل کرده و مدیران صنعتی را در مسیر تصمیمگیریهای دقیق و سریع یاری میدهد.
یکی از قابل لمسترین تاثیرات AI در صنعت، نگهداری پیشبینانه است؛ سیستمی که دیگر منتظر خرابی ماشینآلات نمیماند تا اتفاق بدی بیفتد، بلکه از دادههای سنسوری استفاده میکند تا قبل از وقوع مشکل، آن را پیشبینی نماید.
این فناوری در شرکتهای بزرگ تولیدی توانسته است ضریب توقف ناگهانی را به شکل قابلتوجهی کاهش دهد و با پیشبینی زودهنگام خرابیها، هزینههای نگهداری را به شدت پایین بیاورد. چنین دستاوردی نه تنها تولید را روانتر کرده، بلکه «امنیت عملیاتی» را نیز به شرکت ها و سازمانهای صنعتی هدیه میدهد—چیزی که مدیران صنعتی در دوران بیثباتی اقتصادی و پیچیدگی زنجیرههای تأمین جهانی به آن نیاز مبرم دارند...
ادامه مطلب؛
https://safheeghtesad.ir/fa/tiny/news-326730
محسن یادبروقی/تحلیلگر راهبردی هوش مصنوعی، فناوری و نوآوری
هوش مصنوعی دیگر یک فناوری آیندهنگرانه نیست؛ این یک واقعیت جاری است که خطوط تولید را هوشمند کرده، مدیران را قدرتمند ساخته و چشمانداز صنایع را دستخوش تغییر کرده است.
هوش مصنوعی دیگر یک عبارت فانتزی فناورانه نیست که فقط در کنفرانسهای علمی شنیده شود؛ این فناوری در حال تبدیل شدن به جزء لاینفک عملیات صنعتی واقعی است، از خطوط تولید کارخانهها گرفته تا مدیریت زنجیره تأمین، از کنترل کیفیت تا برنامهریزی راهبردی. در سالهای اخیر، بهویژه در بازه ۲۰۲۴–۲۰۲۵، هوش مصنوعی بهطرز محسوسی به عرصه صنایع ورود کرده و نوید تحولاتی را میدهد که دههها پیش فقط در فیلمهای علمی‑تخیلی دیده میشد.
اما واقعیت امروز این است که AI با دادهها کار میکند، مشکلات صنعتی را حل کرده و مدیران صنعتی را در مسیر تصمیمگیریهای دقیق و سریع یاری میدهد.
یکی از قابل لمسترین تاثیرات AI در صنعت، نگهداری پیشبینانه است؛ سیستمی که دیگر منتظر خرابی ماشینآلات نمیماند تا اتفاق بدی بیفتد، بلکه از دادههای سنسوری استفاده میکند تا قبل از وقوع مشکل، آن را پیشبینی نماید.
این فناوری در شرکتهای بزرگ تولیدی توانسته است ضریب توقف ناگهانی را به شکل قابلتوجهی کاهش دهد و با پیشبینی زودهنگام خرابیها، هزینههای نگهداری را به شدت پایین بیاورد. چنین دستاوردی نه تنها تولید را روانتر کرده، بلکه «امنیت عملیاتی» را نیز به شرکت ها و سازمانهای صنعتی هدیه میدهد—چیزی که مدیران صنعتی در دوران بیثباتی اقتصادی و پیچیدگی زنجیرههای تأمین جهانی به آن نیاز مبرم دارند...
ادامه مطلب؛
https://safheeghtesad.ir/fa/tiny/news-326730
پایگاه خبری و تحلیلی صفحه اقتصادhttps://safheeghtesad.ir/fa/admin/users/logout/
هوش مصنوعی و هوشمندسازی صنایع: کاربردهای نوین در تولید هوشمند
هوش مصنوعی دیگر یک فناوری آیندهنگرانه نیست؛ این یک واقعیت جاری است که خطوط تولید را هوشمند کرده، مدیران را قدرتمند ساخته و چشمانداز صنایع را دستخوش تغییر کرده است.
❤1
Forwarded from دکتر محمود سریع القلم
سی ویژگی یک مُدیر توانمند
محمود سریعالقلم
مدیر فردی است:
۱. که شخصیت او جلوتر از تحصیلات او حرکت کند؛
۲. که تحصیلات داشته باشد و نه مدرک؛
۳. که خوب درس خوانده باشد؛
۴. که از حفظ وضع موجود بترسد؛
۵. که متوجه باشد تمرکز پراکنده زمینه ساز شکست است؛
۶. که دریافته باشد نزاعهای اصلی زندگی در درون خود اوست؛
۷. که میان زندگی شخصی از یک طرف و حرفۀ مدیریتی از طرف دیگر، تعادل ایجاد کند؛
۸. که سخنان او را دیگران حس کنند و به خاطر بسپارند؛
۹. که بداند کیفیت در کار، تصادفی نیست؛
۱۰. که هفت روز هفته و ۲۴ ساعت شبانه روز در حال یادگیری باشد؛
۱۱. که موفقیت را از قلب شکستهای مکرر استخراج کند؛
۱۲. که با آجرهایی که دیگران به او پرتاب میکنند، ساختمان بسازد؛
۱۳. که آگاه باشد خصلت «شجاعت» تمام خصلتهای دیگر را تضمین میکند؛
۱۴. که با همه پستیها و بلندیهای زمانه خود، بهترینها را به میراث بگذارد؛
۱۵. که یاد گرفته باشد دیگران اول باید او را قبول کنند بعد سخنانش را؛
۱۶. که ریشه معاشرت و ارتباطات مؤثر را در واژگان ساده و جملات کوتاه بداند؛
۱۷. که آموخته باشد فاصله میان خوب و عالی از قلب اوتشعشع می یابد؛
۱۸. که تا میتواند از دمدمی مزاج بودن فاصله میگیرد؛
۱۹. که کمتر در مورد خود صحبت میکند و اجازه میدهد دیگران در مورد خودشان صحبت کنند؛
۲۰. که درونی زلال، پرشور و فراخ داشته باشد؛
۲۱. که طرز برخورد او با انسانهای دیگر مملو از دقت و ظرافتهای کلامی و غیرکلامی است؛
۲۲. که تا میتواند در جای خود، تقدیر و تشکر میکند؛
۲۳. که وقت میگذارد و با خودش گفت وگو میکند؛
۲۴. که توانمندی او مساوی است با آنکه چه کسانی را جذب میکند؛
۲۵. که فهمیده است انسانهای دیگر میخواهند بدانند او چقدر برای دیگران اهمیت قائل است؛
۲۶. که از توانمندیهای دیگران برای تحقق اهداف مشترک نهایت بهرهبرداری را میکند؛
۲۷. که بیشتر امتیاز میدهد، میبخشد و یاد میدهد تا آنکه تقاضا و انتظارات داشته باشد؛
۲۸. که دیگران نحوۀ واکنش و روش تصمیمگیری او را تقدیر میکنند؛
۲۹. که تا چه میزان اشتباهات خود را تشخیص میدهد، مینویسد، دسته بندی و اصلاح میکند؛
۳۰. که از افلاطون شنیده باشد: کار مهم زندگی، تسخیر خود است.
ارسال نظر
کانال تلگرام 👇
https://t.me/sariolghalam
محمود سریعالقلم
مدیر فردی است:
۱. که شخصیت او جلوتر از تحصیلات او حرکت کند؛
۲. که تحصیلات داشته باشد و نه مدرک؛
۳. که خوب درس خوانده باشد؛
۴. که از حفظ وضع موجود بترسد؛
۵. که متوجه باشد تمرکز پراکنده زمینه ساز شکست است؛
۶. که دریافته باشد نزاعهای اصلی زندگی در درون خود اوست؛
۷. که میان زندگی شخصی از یک طرف و حرفۀ مدیریتی از طرف دیگر، تعادل ایجاد کند؛
۸. که سخنان او را دیگران حس کنند و به خاطر بسپارند؛
۹. که بداند کیفیت در کار، تصادفی نیست؛
۱۰. که هفت روز هفته و ۲۴ ساعت شبانه روز در حال یادگیری باشد؛
۱۱. که موفقیت را از قلب شکستهای مکرر استخراج کند؛
۱۲. که با آجرهایی که دیگران به او پرتاب میکنند، ساختمان بسازد؛
۱۳. که آگاه باشد خصلت «شجاعت» تمام خصلتهای دیگر را تضمین میکند؛
۱۴. که با همه پستیها و بلندیهای زمانه خود، بهترینها را به میراث بگذارد؛
۱۵. که یاد گرفته باشد دیگران اول باید او را قبول کنند بعد سخنانش را؛
۱۶. که ریشه معاشرت و ارتباطات مؤثر را در واژگان ساده و جملات کوتاه بداند؛
۱۷. که آموخته باشد فاصله میان خوب و عالی از قلب اوتشعشع می یابد؛
۱۸. که تا میتواند از دمدمی مزاج بودن فاصله میگیرد؛
۱۹. که کمتر در مورد خود صحبت میکند و اجازه میدهد دیگران در مورد خودشان صحبت کنند؛
۲۰. که درونی زلال، پرشور و فراخ داشته باشد؛
۲۱. که طرز برخورد او با انسانهای دیگر مملو از دقت و ظرافتهای کلامی و غیرکلامی است؛
۲۲. که تا میتواند در جای خود، تقدیر و تشکر میکند؛
۲۳. که وقت میگذارد و با خودش گفت وگو میکند؛
۲۴. که توانمندی او مساوی است با آنکه چه کسانی را جذب میکند؛
۲۵. که فهمیده است انسانهای دیگر میخواهند بدانند او چقدر برای دیگران اهمیت قائل است؛
۲۶. که از توانمندیهای دیگران برای تحقق اهداف مشترک نهایت بهرهبرداری را میکند؛
۲۷. که بیشتر امتیاز میدهد، میبخشد و یاد میدهد تا آنکه تقاضا و انتظارات داشته باشد؛
۲۸. که دیگران نحوۀ واکنش و روش تصمیمگیری او را تقدیر میکنند؛
۲۹. که تا چه میزان اشتباهات خود را تشخیص میدهد، مینویسد، دسته بندی و اصلاح میکند؛
۳۰. که از افلاطون شنیده باشد: کار مهم زندگی، تسخیر خود است.
ارسال نظر
کانال تلگرام 👇
https://t.me/sariolghalam
❤6
✳️ گروه ویژهٔ اقدام مالی، افایتیاف، خبر داد که ایران در ماههای اخیر تلاشهایی برای تعامل دوباره با این نهاد انجام داده، اما هنوز به معیارها و استانداردهای آن نرسیده و بخش عمدهٔ برنامهٔ اقدام خود را اجرا نکرده است.
🔸 در بیانیهٔ پایانی نشست عمومی افایتیاف که ۲۲ تا ۲۴ بهمن در مکزیکوسیتی برگزار شد، آمده است ایران در ژانویهٔ ۲۰۲۶ گزارشی دربارهٔ تصویب کنوانسیونهای سازمان ملل، شامل کنوانسیون پالرمو و کنوانسیون سیافتی ارائه کرده است.
🔸 با این حال، افایتیاف اعلام کرده تعهداتی که از سوی ایران مطرح شده «بیش از حد کلی و گسترده» است و اجرای این دو کنوانسیون در داخل ایران با استانداردهای این نهاد همخوانی ندارد.
🔸 گروه ویژه اقدام مالی، یا به اختصار افایتیاف، یک سازمان بین دولتی است که توصیهنامههایی را در قالب استانداردهای بینالمللی برای مبارزه با «پولشویی و تامین مالی تروریسم» ارائه میدهد.
🔸 ایران به دلیل نپیوستن در دو زمینه مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم به افایتیاف از سال ۲۰۲۰ دوباره به فهرست سیاه این نهاد بازگشته و محدودیتهای بانکی و مالی گستردهای را متحمل شده است.
🔸 در بیانیهٔ پایانی نشست عمومی افایتیاف که ۲۲ تا ۲۴ بهمن در مکزیکوسیتی برگزار شد، آمده است ایران در ژانویهٔ ۲۰۲۶ گزارشی دربارهٔ تصویب کنوانسیونهای سازمان ملل، شامل کنوانسیون پالرمو و کنوانسیون سیافتی ارائه کرده است.
🔸 با این حال، افایتیاف اعلام کرده تعهداتی که از سوی ایران مطرح شده «بیش از حد کلی و گسترده» است و اجرای این دو کنوانسیون در داخل ایران با استانداردهای این نهاد همخوانی ندارد.
🔸 گروه ویژه اقدام مالی، یا به اختصار افایتیاف، یک سازمان بین دولتی است که توصیهنامههایی را در قالب استانداردهای بینالمللی برای مبارزه با «پولشویی و تامین مالی تروریسم» ارائه میدهد.
🔸 ایران به دلیل نپیوستن در دو زمینه مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم به افایتیاف از سال ۲۰۲۰ دوباره به فهرست سیاه این نهاد بازگشته و محدودیتهای بانکی و مالی گستردهای را متحمل شده است.
✳️ افزايش روی كاغذ نگرانی در عمل
✅ مركز پژوهشهاي مجلس در گزارشي اعلام كرده كه در لايحه بودجه سال آينده، براي متناسبسازي حقوق بازنشستگان، ۲۵۲ هزار ميليارد تومان در نظر گرفته شده كه اين رقم نسبت به سال گذشته ۳۶ درصد رشد دارد. اعتبارات مربوط به حوزه صندوقهاي بازنشستگي در قانون بودجه سال جاري و لايحه بودجه سال آتي را ميتوان در چهار قالب كلي تعادل منابع و مصارف صندوقهاي بازنشستگي، بخشي از خدمات حمايت بيمهاي شامل تأديه بدهي جاري دولت (سهم مشاركت) به صندوقهاي تأمين اجتماعي و روستاييان، كشاورزان و عشاير، متناسبسازي حقوق بازنشستگان و تأديه بدهي انباشته دولت به سازمان تأمين اجتماعي و صندوق بيمه اجتماعي كشاورزان، روستاييان و عشاير دستهبندي كرد.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=210286
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مركز پژوهشهاي مجلس در گزارشي اعلام كرده كه در لايحه بودجه سال آينده، براي متناسبسازي حقوق بازنشستگان، ۲۵۲ هزار ميليارد تومان در نظر گرفته شده كه اين رقم نسبت به سال گذشته ۳۶ درصد رشد دارد. اعتبارات مربوط به حوزه صندوقهاي بازنشستگي در قانون بودجه سال جاري و لايحه بودجه سال آتي را ميتوان در چهار قالب كلي تعادل منابع و مصارف صندوقهاي بازنشستگي، بخشي از خدمات حمايت بيمهاي شامل تأديه بدهي جاري دولت (سهم مشاركت) به صندوقهاي تأمين اجتماعي و روستاييان، كشاورزان و عشاير، متناسبسازي حقوق بازنشستگان و تأديه بدهي انباشته دولت به سازمان تأمين اجتماعي و صندوق بيمه اجتماعي كشاورزان، روستاييان و عشاير دستهبندي كرد.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=210286
https://t.me/ExecutiveManagement
اقتصاددان
افزايش روی كاغذ نگرانی در عمل - اقتصاددان
بر اساس برآوردهاي ارائه شده، دولت براي حوزه صندوقهاي بازنشستگي رقمي بيش از هزار هزار ميليارد تومان پيشبيني كرده است؛ رقمي كه بخش بزرگي از كل اعتبارات رفاه
✳️ بخشبندی رفتاری
✅ بخشبندی رفتاری (Behavioral segmentation)، یکی از سه روش اصلی بخشبندی بازار به حساب میآید که در آن بازار و مشتریانمان را بر اساس رفتارهای ایشان به بخشهای گوناگونی تقسیم میکنیم.
■ دو روش اصلی دیگر بخشبندی بازار عبارتند از: بخشبندی جمعیتشناختی (Demographic segmentation) که در آن بازار را بر اساس متغیرهای جمعیتی مثل سن، جنسیت، میزان درآمد و غیره تقسیم میکنیم و بخشبندی روانشناختی (Psychological segmentation) که در آن بازار را بر اساس متغیرهای روانی مثل شخصیت، علائق، سبک زندگی و غیره تقسیم میکنیم.
■ بخشبندی رفتاری در مقایسه با دو نوع دیگر بخشبندی، کاربردیتر است و شامل این هفت روش اصلی میباشد:
■ بخشبندی بر اساس رفتارهای خرید، مثل محل خرید، دفعات خرید و غیره.
■ بخشبندی بر اساس منافع مورد نظر از محصول مثل بخشبندی بازار خمیردندان به بخشهایی شبیه «مشتریانی که خواهان دندان سفید هستند» یا «مشتریانی که خواهان بوی خوش دهان هستند».
■ بخشبندی بر اساس مرحله سفر مشتری مثل بخشبندی مشتریان به «مشتری ناشناس»، «مشتری بالقوه»، «مشتری آشنا»، «مشتری تازه خرید کرده»، «مشتری تکراری»، «مشتری وفادار» و «مشتری طرفدار».
■ بخشبندی بر اساس میزان مصرف مشتری مثل بخشبندی به «مشتریان پرمصرف»، «مشتریان با مصرف متوسط» و «مشتریان کم مصرف».
■ بخشبندی بر اساس زمان خرید مثل بخشبندی بازار قهوه به «مشتریانی که صبحها برای بیدار شدن قهوه میخورند» و «مشتریانی که عصرها برای انرژی گرفتن قهوه میخورند».
■ بخشبندی بر اساس میزان رضایت مشتریان به بخشهایی مثل «خیلی راضی»، «راضی»، «بیتفاوت»، «ناراضی» و «خیلی ناراضی».
■ بخشبندی بر اساس میزان وفاداری مشتریان به بخشهایی مثل «طرفدار سفت و سخت»، «وفادار»، «وفادار موقت»، «عبوری» و غیره
🔺نکته مهم در بخشبندی مشتریان این است که برای هر بخش باید برنامه و استراتژی بازاریابی جداگانه و خاصی را طراحی کنیم.
✅ بخشبندی رفتاری (Behavioral segmentation)، یکی از سه روش اصلی بخشبندی بازار به حساب میآید که در آن بازار و مشتریانمان را بر اساس رفتارهای ایشان به بخشهای گوناگونی تقسیم میکنیم.
■ دو روش اصلی دیگر بخشبندی بازار عبارتند از: بخشبندی جمعیتشناختی (Demographic segmentation) که در آن بازار را بر اساس متغیرهای جمعیتی مثل سن، جنسیت، میزان درآمد و غیره تقسیم میکنیم و بخشبندی روانشناختی (Psychological segmentation) که در آن بازار را بر اساس متغیرهای روانی مثل شخصیت، علائق، سبک زندگی و غیره تقسیم میکنیم.
■ بخشبندی رفتاری در مقایسه با دو نوع دیگر بخشبندی، کاربردیتر است و شامل این هفت روش اصلی میباشد:
■ بخشبندی بر اساس رفتارهای خرید، مثل محل خرید، دفعات خرید و غیره.
■ بخشبندی بر اساس منافع مورد نظر از محصول مثل بخشبندی بازار خمیردندان به بخشهایی شبیه «مشتریانی که خواهان دندان سفید هستند» یا «مشتریانی که خواهان بوی خوش دهان هستند».
■ بخشبندی بر اساس مرحله سفر مشتری مثل بخشبندی مشتریان به «مشتری ناشناس»، «مشتری بالقوه»، «مشتری آشنا»، «مشتری تازه خرید کرده»، «مشتری تکراری»، «مشتری وفادار» و «مشتری طرفدار».
■ بخشبندی بر اساس میزان مصرف مشتری مثل بخشبندی به «مشتریان پرمصرف»، «مشتریان با مصرف متوسط» و «مشتریان کم مصرف».
■ بخشبندی بر اساس زمان خرید مثل بخشبندی بازار قهوه به «مشتریانی که صبحها برای بیدار شدن قهوه میخورند» و «مشتریانی که عصرها برای انرژی گرفتن قهوه میخورند».
■ بخشبندی بر اساس میزان رضایت مشتریان به بخشهایی مثل «خیلی راضی»، «راضی»، «بیتفاوت»، «ناراضی» و «خیلی ناراضی».
■ بخشبندی بر اساس میزان وفاداری مشتریان به بخشهایی مثل «طرفدار سفت و سخت»، «وفادار»، «وفادار موقت»، «عبوری» و غیره
🔺نکته مهم در بخشبندی مشتریان این است که برای هر بخش باید برنامه و استراتژی بازاریابی جداگانه و خاصی را طراحی کنیم.
✳️ یک عضو موثر تیم چه ویژگی هایی دارد؟
✅ در سازمانهای امروزی، موفقیت بیش از هر چیز به کیفیت کار تیمی وابسته است. پیچیدگی مسائل و سرعت تغییرات باعث شده است که هیچ فردی بهتنهایی نتواند پاسخگوی همه نیازها باشد. در چنین شرایطی، تیمهای اثربخش نقش محوری دارند و کیفیت این تیمها تا حد زیادی به ویژگیهای اعضای آنها بستگی دارد.
■ عضو اثربخش تیم صرفاً فردی متخصص نیست، بلکه کسی است که رفتار، نگرش و تعامل او به موفقیت جمعی کمک میکند. یکی از مهمترین ویژگیهای عضو اثربخش تیم، مسئولیتپذیری جمعی است. این فرد موفقیت و شکست را نتیجه عملکرد کل تیم میداند و خود را تنها به انجام وظایف شخصی محدود نمیکند.
■ در مواقع لازم، به همکاران کمک میکند و برای حل مسائل مشترک پیشقدم میشود. پژوهشها نشان میدهند چنین نگرشی باعث افزایش هماهنگی و کاهش تعارضهای فرساینده در تیم میشود.
■ قابلاعتماد بودن و پایبندی به تعهدات نیز نقش اساسی دارد. عضو اثربخش به وعدههای خود عمل میکند، کارها را بهموقع انجام میدهد و در صورت بروز مشکل، صادقانه آن را مطرح میکند. این رفتار اعتماد را در تیم تقویت میکند و اعتماد، پایه اصلی همکاری پایدار است. بدون اعتماد، انرژی تیم صرف کنترل و پیگیری میشود و اثربخشی کاهش مییابد.
■ ارتباط مؤثر از دیگر ویژگیهای کلیدی است. عضو اثربخش شنوندهای فعال است، به نظرات دیگران احترام میگذارد و اطلاعات مهم را با تیم به اشتراک میگذارد. او از پنهانکاری پرهیز میکند و میداند که کیفیت ارتباطات، مستقیماً بر کیفیت تصمیمگیری و عملکرد تیم اثر میگذارد.
■ کمک به ایجاد امنیت روانی نیز نقش مهمی در اثربخشی اعضای تیم دارد. عضو اثربخش فضایی ایجاد میکند که در آن افراد بتوانند بدون ترس از قضاوت یا سرزنش، اشتباه کنند، سؤال بپرسند یا نظر مخالف بدهند. چنین فضایی زمینهساز یادگیری، نوآوری و بهبود مستمر عملکرد تیم است.
■ تواضع و کنار گذاشتن خودمحوری از دیگر ویژگیهای اعضای مؤثر تیم است. این افراد منافع تیم را بر دیدهشدن شخصی ترجیح میدهند، اعتبار موفقیت را با دیگران تقسیم میکنند و اختلاف نظرها را به تعارض شخصی تبدیل نمیکنند. این رویکرد به حفظ روابط سالم و تمرکز بر هدف مشترک کمک میکند.
■ سازگاری و یادگیری مستمر نیز از ویژگیهای مهم اعضای اثربخش تیم است. این افراد نسبت به تغییر مقاوم نیستند، بازخوردها را فرصتی برای رشد میدانند و در مواجهه با شکست به دنبال یادگیری هستند، نه مقصر یافتن. احترام به تفاوتها و تنوع فکری نیز باعث میشود تیم از دیدگاههای متنوع برای حل مسائل بهره ببرد.
■ در نهایت، هوش هیجانی، اخلاق حرفهای و روحیه پیشفعالانه، تکمیلکننده ویژگیهای عضو اثربخش تیم هستند. چنین افرادی با درک احساسات خود و دیگران، رفتارهای منصفانه و پیشنهاد راهحلها، به شکلگیری تیمهایی پایدار، انسانی و موفق کمک میکنند.
✅ در سازمانهای امروزی، موفقیت بیش از هر چیز به کیفیت کار تیمی وابسته است. پیچیدگی مسائل و سرعت تغییرات باعث شده است که هیچ فردی بهتنهایی نتواند پاسخگوی همه نیازها باشد. در چنین شرایطی، تیمهای اثربخش نقش محوری دارند و کیفیت این تیمها تا حد زیادی به ویژگیهای اعضای آنها بستگی دارد.
■ عضو اثربخش تیم صرفاً فردی متخصص نیست، بلکه کسی است که رفتار، نگرش و تعامل او به موفقیت جمعی کمک میکند. یکی از مهمترین ویژگیهای عضو اثربخش تیم، مسئولیتپذیری جمعی است. این فرد موفقیت و شکست را نتیجه عملکرد کل تیم میداند و خود را تنها به انجام وظایف شخصی محدود نمیکند.
■ در مواقع لازم، به همکاران کمک میکند و برای حل مسائل مشترک پیشقدم میشود. پژوهشها نشان میدهند چنین نگرشی باعث افزایش هماهنگی و کاهش تعارضهای فرساینده در تیم میشود.
■ قابلاعتماد بودن و پایبندی به تعهدات نیز نقش اساسی دارد. عضو اثربخش به وعدههای خود عمل میکند، کارها را بهموقع انجام میدهد و در صورت بروز مشکل، صادقانه آن را مطرح میکند. این رفتار اعتماد را در تیم تقویت میکند و اعتماد، پایه اصلی همکاری پایدار است. بدون اعتماد، انرژی تیم صرف کنترل و پیگیری میشود و اثربخشی کاهش مییابد.
■ ارتباط مؤثر از دیگر ویژگیهای کلیدی است. عضو اثربخش شنوندهای فعال است، به نظرات دیگران احترام میگذارد و اطلاعات مهم را با تیم به اشتراک میگذارد. او از پنهانکاری پرهیز میکند و میداند که کیفیت ارتباطات، مستقیماً بر کیفیت تصمیمگیری و عملکرد تیم اثر میگذارد.
■ کمک به ایجاد امنیت روانی نیز نقش مهمی در اثربخشی اعضای تیم دارد. عضو اثربخش فضایی ایجاد میکند که در آن افراد بتوانند بدون ترس از قضاوت یا سرزنش، اشتباه کنند، سؤال بپرسند یا نظر مخالف بدهند. چنین فضایی زمینهساز یادگیری، نوآوری و بهبود مستمر عملکرد تیم است.
■ تواضع و کنار گذاشتن خودمحوری از دیگر ویژگیهای اعضای مؤثر تیم است. این افراد منافع تیم را بر دیدهشدن شخصی ترجیح میدهند، اعتبار موفقیت را با دیگران تقسیم میکنند و اختلاف نظرها را به تعارض شخصی تبدیل نمیکنند. این رویکرد به حفظ روابط سالم و تمرکز بر هدف مشترک کمک میکند.
■ سازگاری و یادگیری مستمر نیز از ویژگیهای مهم اعضای اثربخش تیم است. این افراد نسبت به تغییر مقاوم نیستند، بازخوردها را فرصتی برای رشد میدانند و در مواجهه با شکست به دنبال یادگیری هستند، نه مقصر یافتن. احترام به تفاوتها و تنوع فکری نیز باعث میشود تیم از دیدگاههای متنوع برای حل مسائل بهره ببرد.
■ در نهایت، هوش هیجانی، اخلاق حرفهای و روحیه پیشفعالانه، تکمیلکننده ویژگیهای عضو اثربخش تیم هستند. چنین افرادی با درک احساسات خود و دیگران، رفتارهای منصفانه و پیشنهاد راهحلها، به شکلگیری تیمهایی پایدار، انسانی و موفق کمک میکنند.
✳️ ویژگی های یک تیم کاری اثربخش
✅ ساختن تیمی اثربخش یکی از مهمترین وظایف مدیران در سازمانهای امروزی است. پژوهشهای حوزه مدیریت و رفتار سازمانی نشان میدهد که تفاوت عملکرد میان تیمها، بیش از آنکه ناشی از تواناییهای فردی باشد، به کیفیت مدیریت، شیوه تعامل اعضا و فضای حاکم بر تیم وابسته است.
■ تیم اثربخش صرفاً مجموعهای از افراد نیست، بلکه گروهی است که اعضای آن به یکدیگر وابستهاند، هدف مشترکی دارند و نسبت به نتایج نهایی احساس مسئولیت جمعی میکنند.
■ یکی از عوامل بنیادین در شکلگیری تیم اثربخش، وجود هدف روشن و مشترک است. زمانی که اعضای تیم بدانند چرا کاری را انجام میدهند و این هدف چه اهمیتی دارد، هماهنگی و انگیزه بیشتری ایجاد میشود. مدیرانی که اعضای تیم را در تعیین اهداف مشارکت میدهند، حس مالکیت و تعهد را در آنها تقویت میکنند و از رفتارهای حداقلی جلوگیری میشود.
■ نقش مدیر در رهبری تیم نیز بسیار تعیینکننده است. رهبری مؤثر به معنای کنترل دائمی یا تصمیمگیری یکجانبه نیست، بلکه شامل جهتدهی، حمایت، تسهیل همکاری و برداشتن موانع از مسیر تیم است.
■ پژوهشها نشان میدهند مدیرانی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند، در مدیریت تعارضها، ایجاد اعتماد و انگیزش اعضا موفقترند و تیمهای اثربخشتری میسازند.
■ ارتباطات شفاف و باز، از دیگر ویژگیهای کلیدی تیمهای موفق است. تیمهایی که در آنها اطلاعات بهموقع به اشتراک گذاشته میشود و اعضا میتوانند آزادانه نظر بدهند یا سؤال بپرسند، کمتر دچار سوءتفاهم و تعارض مخرب میشوند. مدیر با الگو قرار دادن شنیدن فعال، پاسخگویی و پذیرش دیدگاههای متفاوت، نقش مهمی در شکلگیری چنین فضایی دارد.
■ امنیت روانی یکی از مفاهیم محوری در پژوهشهای جدید درباره تیمهاست. امنیت روانی به این معناست که افراد بدون ترس از قضاوت یا تنبیه، بتوانند اشتباه کنند، نظر مخالف بدهند یا دغدغههای خود را بیان کنند.
■ مطالعات نشان میدهند تیمهایی که از امنیت روانی بالاتری برخوردارند، نوآورترند، سریعتر یاد میگیرند و عملکرد بهتری دارند. واکنش مدیر به اشتباهات و انتقادها، نقش تعیینکنندهای در ایجاد یا تخریب این امنیت دارد.
اعتماد نیز پایه همکاری مؤثر در تیم است. وقتی اعضای تیم به مدیر و یکدیگر اعتماد دارند، انرژی خود را صرف همکاری و حل مسئله میکنند، نه محافظت از خود. مدیر با رفتار منصفانه، پایبندی به وعدهها و حمایت از اعضا، اعتماد را در تیم نهادینه میکند.
■ در نهایت، پژوهشها نشان میدهند تیمهای اثربخش یادگیرنده، سازگار و متنوعاند. مدیرانی که از تفاوتها بهدرستی استفاده میکنند، نقشها را متناسب با توانمندیها توزیع میکنند و یادگیری مستمر را تشویق میکنند، زمینه موفقیت پایدار تیم را فراهم میسازند. تیم اثربخش حاصل کنترل نیست، بلکه نتیجه پرورش آگاهانه انسانها در یک بستر سالم و حمایتی است.
گاهنامه مدیر
✅ ساختن تیمی اثربخش یکی از مهمترین وظایف مدیران در سازمانهای امروزی است. پژوهشهای حوزه مدیریت و رفتار سازمانی نشان میدهد که تفاوت عملکرد میان تیمها، بیش از آنکه ناشی از تواناییهای فردی باشد، به کیفیت مدیریت، شیوه تعامل اعضا و فضای حاکم بر تیم وابسته است.
■ تیم اثربخش صرفاً مجموعهای از افراد نیست، بلکه گروهی است که اعضای آن به یکدیگر وابستهاند، هدف مشترکی دارند و نسبت به نتایج نهایی احساس مسئولیت جمعی میکنند.
■ یکی از عوامل بنیادین در شکلگیری تیم اثربخش، وجود هدف روشن و مشترک است. زمانی که اعضای تیم بدانند چرا کاری را انجام میدهند و این هدف چه اهمیتی دارد، هماهنگی و انگیزه بیشتری ایجاد میشود. مدیرانی که اعضای تیم را در تعیین اهداف مشارکت میدهند، حس مالکیت و تعهد را در آنها تقویت میکنند و از رفتارهای حداقلی جلوگیری میشود.
■ نقش مدیر در رهبری تیم نیز بسیار تعیینکننده است. رهبری مؤثر به معنای کنترل دائمی یا تصمیمگیری یکجانبه نیست، بلکه شامل جهتدهی، حمایت، تسهیل همکاری و برداشتن موانع از مسیر تیم است.
■ پژوهشها نشان میدهند مدیرانی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند، در مدیریت تعارضها، ایجاد اعتماد و انگیزش اعضا موفقترند و تیمهای اثربخشتری میسازند.
■ ارتباطات شفاف و باز، از دیگر ویژگیهای کلیدی تیمهای موفق است. تیمهایی که در آنها اطلاعات بهموقع به اشتراک گذاشته میشود و اعضا میتوانند آزادانه نظر بدهند یا سؤال بپرسند، کمتر دچار سوءتفاهم و تعارض مخرب میشوند. مدیر با الگو قرار دادن شنیدن فعال، پاسخگویی و پذیرش دیدگاههای متفاوت، نقش مهمی در شکلگیری چنین فضایی دارد.
■ امنیت روانی یکی از مفاهیم محوری در پژوهشهای جدید درباره تیمهاست. امنیت روانی به این معناست که افراد بدون ترس از قضاوت یا تنبیه، بتوانند اشتباه کنند، نظر مخالف بدهند یا دغدغههای خود را بیان کنند.
■ مطالعات نشان میدهند تیمهایی که از امنیت روانی بالاتری برخوردارند، نوآورترند، سریعتر یاد میگیرند و عملکرد بهتری دارند. واکنش مدیر به اشتباهات و انتقادها، نقش تعیینکنندهای در ایجاد یا تخریب این امنیت دارد.
اعتماد نیز پایه همکاری مؤثر در تیم است. وقتی اعضای تیم به مدیر و یکدیگر اعتماد دارند، انرژی خود را صرف همکاری و حل مسئله میکنند، نه محافظت از خود. مدیر با رفتار منصفانه، پایبندی به وعدهها و حمایت از اعضا، اعتماد را در تیم نهادینه میکند.
■ در نهایت، پژوهشها نشان میدهند تیمهای اثربخش یادگیرنده، سازگار و متنوعاند. مدیرانی که از تفاوتها بهدرستی استفاده میکنند، نقشها را متناسب با توانمندیها توزیع میکنند و یادگیری مستمر را تشویق میکنند، زمینه موفقیت پایدار تیم را فراهم میسازند. تیم اثربخش حاصل کنترل نیست، بلکه نتیجه پرورش آگاهانه انسانها در یک بستر سالم و حمایتی است.
گاهنامه مدیر
Forwarded from TheEconomistFarsi اکونومیست فارسی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟥#اکونومیست: قدرتمندترین زن جهان کیست؟
سانائه تاکایچی، نخستوزیر ژاپن، با تصمیمی پرریسک برای برگزاری انتخابات زودهنگام، قمار بزرگی کرد و پیروزی حتی بزرگتری به دست آورد.
اما او کیست و چگونه از این اختیارات تاریخی استفاده خواهد کرد؟
@TheEconomistFarsi
#اکونومیست_فارسی ✅
سانائه تاکایچی، نخستوزیر ژاپن، با تصمیمی پرریسک برای برگزاری انتخابات زودهنگام، قمار بزرگی کرد و پیروزی حتی بزرگتری به دست آورد.
اما او کیست و چگونه از این اختیارات تاریخی استفاده خواهد کرد؟
@TheEconomistFarsi
#اکونومیست_فارسی ✅
❤1
✳️ از فرسایش ارزش پول ملی تا بحران اعتماد؛ راه نجات اقتصاد ایران چیست؟
✅ دکتر حسین راغفر، ضمن ارائه تحلیلی تاریخی و نظری از مفهوم پول و کارکردهای آن، سقوط ارزش پول ملی را صرفا یک پدیده مالی ندانست و آن را مسألهای مرتبط با اعتماد عمومی، قرارداد اجتماعی و ثبات سیاسی کشورها توصیف کرد و گفت:
تضعیف پول ملی در طول تاریخ بارها به فرسایش اعتماد عمومی و حتی سقوط حکومتها انجامیده است.
■ وی با اشاره به تجربه ۳۷ سال گذشته ایران پس از جنگ تحمیلی، کاهش مستمر ارزش پول ملی، شوکهای ارزی و گسترش پدیده دلاری شدن اقتصاد را از عوامل تضعیف اعتماد عمومی و گسترش نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی دانست و با طرح چهار سناریو درباره آینده اقتصاد کشور، مجموعهای از اقدامات را به عنوان تنها گزینه اصلاحی و «انقلاب اقتصادی و اجتماعی» از درون ساختار قدرت پیشنهاد کرد.
🌐 متن کامل؛
http://ires.ir/news/40411262/
✅ دکتر حسین راغفر، ضمن ارائه تحلیلی تاریخی و نظری از مفهوم پول و کارکردهای آن، سقوط ارزش پول ملی را صرفا یک پدیده مالی ندانست و آن را مسألهای مرتبط با اعتماد عمومی، قرارداد اجتماعی و ثبات سیاسی کشورها توصیف کرد و گفت:
تضعیف پول ملی در طول تاریخ بارها به فرسایش اعتماد عمومی و حتی سقوط حکومتها انجامیده است.
■ وی با اشاره به تجربه ۳۷ سال گذشته ایران پس از جنگ تحمیلی، کاهش مستمر ارزش پول ملی، شوکهای ارزی و گسترش پدیده دلاری شدن اقتصاد را از عوامل تضعیف اعتماد عمومی و گسترش نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی دانست و با طرح چهار سناریو درباره آینده اقتصاد کشور، مجموعهای از اقدامات را به عنوان تنها گزینه اصلاحی و «انقلاب اقتصادی و اجتماعی» از درون ساختار قدرت پیشنهاد کرد.
🌐 متن کامل؛
http://ires.ir/news/40411262/
موسسه دین و اقتصاد
حسین راغفر: از فرسایش ارزش پول ملی تا بحران اعتماد؛ راه نجات اقتصاد ایران چیست؟ - موسسه مطالعات دین و اقتصاد
سیاستهای نادرست پولی و مالی مانند تامین کسری بودجه دولتها از طریق شوکهای ارزی، استقراض از بانک مرکزی و افزایش نقدینگی بدون پشتوانه نیز میتوانند به کاهش
✳️ جامعه معلق
ارزیابی تابآوری خانوادهها با بحرانهای درهمتنیده
گفتوگو با مریم زارعیان
✅ احساس دلزدگی و فرسودگی که این روزها در مکالمات و گفتوگوها شنیده میشود حاصل فشار اقتصادی یا بحران مقطعی نیست. آنچه زندگی خانوادگی را در سالهای گذشته شکل داده، همزمانی و انباشت شوکهایی است که مرز میان معیشت، آینده، روابط عاطفی و هویت اجتماعی را درهم ریخته است.
🔸تورم مزمن، بیثباتی شغلی، نااطمینانی نسبت به آینده، فرسایش شبکههای حمایتی و تغییر نقشهای درون خانواده مجموعهای از فشارها را با هم همسو ساخته که نه آغاز روشنی دارد و نه چشمانداز پایان. خانواده ایرانی درون وضعی زندگی میکند که بحران هر روز بازتولید میشود و به وضع عادی بدل شده است.
🔸در چنین شرایطی سازوکارهای بقا در کوتاهمدت امکان ادامه زندگی را فراهم کردهاند، اما بهای آن کاهش رفاه، فرسایش سرمایه انسانی و انجماد افق آینده بوده است. مصاحبه با مریم زارعیان، کارشناس اقتصاد رفتاری تلاشی است برای فهم منطق چندبحرانی و پیامدهای آن بر زندگی روزمره خانواده ایرانی.
متن کامل:
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-51437
برنامه ريزي استراتژيك
ارزیابی تابآوری خانوادهها با بحرانهای درهمتنیده
گفتوگو با مریم زارعیان
✅ احساس دلزدگی و فرسودگی که این روزها در مکالمات و گفتوگوها شنیده میشود حاصل فشار اقتصادی یا بحران مقطعی نیست. آنچه زندگی خانوادگی را در سالهای گذشته شکل داده، همزمانی و انباشت شوکهایی است که مرز میان معیشت، آینده، روابط عاطفی و هویت اجتماعی را درهم ریخته است.
🔸تورم مزمن، بیثباتی شغلی، نااطمینانی نسبت به آینده، فرسایش شبکههای حمایتی و تغییر نقشهای درون خانواده مجموعهای از فشارها را با هم همسو ساخته که نه آغاز روشنی دارد و نه چشمانداز پایان. خانواده ایرانی درون وضعی زندگی میکند که بحران هر روز بازتولید میشود و به وضع عادی بدل شده است.
🔸در چنین شرایطی سازوکارهای بقا در کوتاهمدت امکان ادامه زندگی را فراهم کردهاند، اما بهای آن کاهش رفاه، فرسایش سرمایه انسانی و انجماد افق آینده بوده است. مصاحبه با مریم زارعیان، کارشناس اقتصاد رفتاری تلاشی است برای فهم منطق چندبحرانی و پیامدهای آن بر زندگی روزمره خانواده ایرانی.
متن کامل:
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-51437
برنامه ريزي استراتژيك
هفته نامه تجارت فردا
جامعه معلق
احساس دلزدگی و فرسودگی که این روزها در مکالمات و گفتوگوها شنیده میشود حاصل فشار اقتصادی یا بحران مقطعی نیست. آنچه زندگی خانوادگی را در سالهای
در شرایط بحرانی و بیثباتی اقتصادی مهارت اصلی «پیشبینی بازار»نیست
مهارت اصلی، مدیریت سرمایه دربحران با یک چارچوب تصمیمسازی مالی است
وقتی نوسان بالا میرود، تصمیمهای سرمایهگذاری خیلی سریع تبدیل به واکنش لحظهای میشوند(عجله، ترس فریز شدن)
مدیریت حرفهای یعنی تصمیمسازی بر اساس چارچوبی که قابل اجراوقابل بازنگری باشد و جلوی تصمیمهای هیجانی را بگیرد
۴ ستون مدیریت سرمایه در شرایط بحرانی:
۱) ریسکسنجی شخصی (Risk Profile)
افق زمانی، تحمل نوسان و رفتار شما در افت ارزش دارایی مشخص میکند «سقف تصمیم»تان کجاست
۲) ساخت سبد در بحران(Portfolio Construction)
یک سبد حرفهای همزمان باید:
نقدشوندگی را حفظ کند
آسیبپذیری را کاهش دهد(تقسیم ریسک/تخصیص دارایی)
انعطاف برای فرصتهاداشته باشد
نکته: تنوع فقط تعداد داراییها نیست؛ تنوعِ سناریوهاست
۳) ریبالانس سبد (Rebalancing)
بازار وزنهای سبد رامنحرف میکند. ریبالانس یعنی برگشتن به «هدف ریسک» تا ریسک ناخواسته زیاد نشود و تصمیم از هیجان جدا بماند.
۴) پلن B (Scenario Plan)
تصمیمهای کلیدی را از قبل تعریف کنید: «اگر X شد، اقدام Y.»
تریگر تصمیم + حد زیان قابل تحمل + زمان بازنگری
مهارت اصلی، مدیریت سرمایه دربحران با یک چارچوب تصمیمسازی مالی است
وقتی نوسان بالا میرود، تصمیمهای سرمایهگذاری خیلی سریع تبدیل به واکنش لحظهای میشوند(عجله، ترس فریز شدن)
مدیریت حرفهای یعنی تصمیمسازی بر اساس چارچوبی که قابل اجراوقابل بازنگری باشد و جلوی تصمیمهای هیجانی را بگیرد
۴ ستون مدیریت سرمایه در شرایط بحرانی:
۱) ریسکسنجی شخصی (Risk Profile)
افق زمانی، تحمل نوسان و رفتار شما در افت ارزش دارایی مشخص میکند «سقف تصمیم»تان کجاست
۲) ساخت سبد در بحران(Portfolio Construction)
یک سبد حرفهای همزمان باید:
نقدشوندگی را حفظ کند
آسیبپذیری را کاهش دهد(تقسیم ریسک/تخصیص دارایی)
انعطاف برای فرصتهاداشته باشد
نکته: تنوع فقط تعداد داراییها نیست؛ تنوعِ سناریوهاست
۳) ریبالانس سبد (Rebalancing)
بازار وزنهای سبد رامنحرف میکند. ریبالانس یعنی برگشتن به «هدف ریسک» تا ریسک ناخواسته زیاد نشود و تصمیم از هیجان جدا بماند.
۴) پلن B (Scenario Plan)
تصمیمهای کلیدی را از قبل تعریف کنید: «اگر X شد، اقدام Y.»
تریگر تصمیم + حد زیان قابل تحمل + زمان بازنگری
✳️ آمارهای اقتصادی مهم
1️⃣ جمعیت جوانان غیرفعال
▪︎ حدود ۱۲ میلیون جوان نه شاغلاند و نه در حال تحصیل.
▪︎ معادل تقریباً ۱۴٪ کل جمعیت کشور.
2️⃣ رکود اشتغال (۱۳۹۸ تا ۱۴۰۴)
▪︎ تعداد شاغلان در تابستان ۱۳۹۸: ۲۴.۷۵ میلیون نفر
▪︎ تعداد شاغلان در ۱۴۰۴: ۲۴.۹۵ میلیون نفر
▪︎ افزایش خالص طی ۶ سال: فقط ۲۰۰ هزار نفر (سالانه حدود ۳۳ هزار نفر).
در همین بازه:
▪︎ بیش از ۴.۴ میلیون نفر به جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر افزوده شدهاند.
▪︎ حدود ۷۰۰ هزار نفر از بازار کار خارج شدهاند.
▪︎ در مجموع حدود ۱.۵ میلیون نفر به جمعیت وابسته افزوده شده است.
▪︎ اشتغالزایی سالهای اخیر به یکبیستم دوره ۱۳۹۳–۱۳۹۸ کاهش یافته است.
3️⃣ کاهش درآمد سرانه و گسترش فقر
▪︎ درآمد سرانه در پایان ۱۴۰۳:
▪︎ ۲۰٪ کمتر از سال ۱۳۹۰
▪︎ ۱۲٪ کمتر از سال ۱۳۹۶
▪︎ افزایش جمعیت فقیر:
▪︎ ۱۰.۵ میلیون نفر در سالهای ۱۳۹۷–۱۳۹۸
▪︎ ۵.۵ میلیون نفر در سالهای ۱۴۰۲–۱۴۰۳
▪︎ جمعیت زیر خط فقر: حدود ۳۲ میلیون نفر.
4️⃣ تورم بیسابقه
▪︎ تجربه تورمهای بیش از ۴۵٪ تا بالای ۵۰٪ در سالهای متوالی.
▪︎ رشد دستمزدها کمتر از نصف نرخ تورم طی ۵ سال اخیر.
▪︎ کاهش شدید قدرت خرید کارکنان دولت، نیروهای مسلح و بخش عمومی (حدود ۴ میلیون نفر).
5️⃣ تشدید نابرابری
▪︎ تورم بالای ۵۰٪:
▪︎ فقرا را فقیرتر کرده
▪︎ ارزش دارایی ثروتمندان را افزایش داده
▪︎ افزایش همزمان فقر و نابرابری.
▪︎ ایران در زمره نابرابرترین کشورها، قابل مقایسه با آمریکا از منظر شکاف طبقاتی.
6️⃣ سقوط درآمد نفتی سرانه
▪︎ میانگین درآمد نفتی سرانه تا ۱۳۹۶: حدود ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ دلار (به قیمت ثابت امروز).
▪︎ معادل انتقال سالانه حدود ۱۵۰ تا ۱۸۰ میلیون تومان قدرت خرید به ازای هر نفر.
▪︎ رقم فعلی: کاهش به حدود ۲۰ تا ۲۵٪ آن سطح.
▪︎ کوچکشدن نقش مالی دولت در اقتصاد و کاهش توان توزیع منابع.
✍دکتر مسعود نیلی، سرمقاله ۱۸ بهمن روزنامه دنیای اقتصاد با عنوان «روزگاری اینچنین هایل»
1️⃣ جمعیت جوانان غیرفعال
▪︎ حدود ۱۲ میلیون جوان نه شاغلاند و نه در حال تحصیل.
▪︎ معادل تقریباً ۱۴٪ کل جمعیت کشور.
2️⃣ رکود اشتغال (۱۳۹۸ تا ۱۴۰۴)
▪︎ تعداد شاغلان در تابستان ۱۳۹۸: ۲۴.۷۵ میلیون نفر
▪︎ تعداد شاغلان در ۱۴۰۴: ۲۴.۹۵ میلیون نفر
▪︎ افزایش خالص طی ۶ سال: فقط ۲۰۰ هزار نفر (سالانه حدود ۳۳ هزار نفر).
در همین بازه:
▪︎ بیش از ۴.۴ میلیون نفر به جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر افزوده شدهاند.
▪︎ حدود ۷۰۰ هزار نفر از بازار کار خارج شدهاند.
▪︎ در مجموع حدود ۱.۵ میلیون نفر به جمعیت وابسته افزوده شده است.
▪︎ اشتغالزایی سالهای اخیر به یکبیستم دوره ۱۳۹۳–۱۳۹۸ کاهش یافته است.
3️⃣ کاهش درآمد سرانه و گسترش فقر
▪︎ درآمد سرانه در پایان ۱۴۰۳:
▪︎ ۲۰٪ کمتر از سال ۱۳۹۰
▪︎ ۱۲٪ کمتر از سال ۱۳۹۶
▪︎ افزایش جمعیت فقیر:
▪︎ ۱۰.۵ میلیون نفر در سالهای ۱۳۹۷–۱۳۹۸
▪︎ ۵.۵ میلیون نفر در سالهای ۱۴۰۲–۱۴۰۳
▪︎ جمعیت زیر خط فقر: حدود ۳۲ میلیون نفر.
4️⃣ تورم بیسابقه
▪︎ تجربه تورمهای بیش از ۴۵٪ تا بالای ۵۰٪ در سالهای متوالی.
▪︎ رشد دستمزدها کمتر از نصف نرخ تورم طی ۵ سال اخیر.
▪︎ کاهش شدید قدرت خرید کارکنان دولت، نیروهای مسلح و بخش عمومی (حدود ۴ میلیون نفر).
5️⃣ تشدید نابرابری
▪︎ تورم بالای ۵۰٪:
▪︎ فقرا را فقیرتر کرده
▪︎ ارزش دارایی ثروتمندان را افزایش داده
▪︎ افزایش همزمان فقر و نابرابری.
▪︎ ایران در زمره نابرابرترین کشورها، قابل مقایسه با آمریکا از منظر شکاف طبقاتی.
6️⃣ سقوط درآمد نفتی سرانه
▪︎ میانگین درآمد نفتی سرانه تا ۱۳۹۶: حدود ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ دلار (به قیمت ثابت امروز).
▪︎ معادل انتقال سالانه حدود ۱۵۰ تا ۱۸۰ میلیون تومان قدرت خرید به ازای هر نفر.
▪︎ رقم فعلی: کاهش به حدود ۲۰ تا ۲۵٪ آن سطح.
▪︎ کوچکشدن نقش مالی دولت در اقتصاد و کاهش توان توزیع منابع.
✍دکتر مسعود نیلی، سرمقاله ۱۸ بهمن روزنامه دنیای اقتصاد با عنوان «روزگاری اینچنین هایل»