مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ تصمیم غلط بهتر از تصمیم نگرفتن است.

✅ روبرت گانتر در کتاب خود به نام «۵۳ اصل تصمیم‌گیری» می‌نویسد:

یکی از واحدهای ارتش سوییس، در یکی از مانورهای کوهستانی گم شده بود و ناامیدانه در کوه‌های آلپ سرگردان بود.
■ هوا سرد و ذخیره غذای گروه کم و محدود بود. در این شرایط سخت، یکی از اعضا، نقشۀ منطقه را در کوله‌پشتی‌اش پیدا کرد و با کمک آن به اقامتگاه‌شان بازگشتند و از مرگ نجات یافتند.
■ وقتی نقشه را به فرمانده‌شان نشان دادند، متعجب شد و پرسید: چگونه با چنین نقشه‌ای راه را پیدا کردید؟
■ در حقیقت، نقشه مربوط به کوه‌های آلپ نبود، بلکه مربوط به کوه‌های پیرنه بود، ولی به هر حال، آن گروه با پیروی از یک نقشۀ غلط، راه‌شان را پیدا کرده بودند.
■ این داستان واقعی به ما تاکید می‌کند: اغلب اوقات بهتر است حتی با نقشۀ غلط، راه بیافتیم و به دنبال راه نجات بگردیم تا این که به امید رسیدن نیروی کمکی یا یک معجزه، در جای خود متوقف شویم.
■ به بیان دیگر، وقتی از همه چیز ناامید هستیم، باید دست به کاری بزنیم.
■ در حقیقت، هنگام تصمیم‌گیری باید مراقب باشیم که فلج نشویم و قربانی سکون و بی‌عملی نشویم.
■ در نتیجه، اگر در مقابل یک تصمیم مهم و وحشتناک قرار گرفتیم که می‌دانیم عواقب مهمی را به دنبال دارد، اصلاً نباید خودمان را ببازیم، چون در این صورت دچار سکون و مرگ می‌شویم که خسارت آن قطعاً از خسارت یک تصمیم اشتباه، بیشتر است.
■ در چنین شرایطی باید راه بیافتیم و تصمیم‌مان را در طول مسیر اصلاح کنیم، نه این که هیچ تصمیمی نگیریم و منتظر بمانیم.
❤1
✳️ قانون کنار کشیدن

✅ برایان تریسی در کتاب خود به نام «۱۰۰ قانون موفقیت در تجارت» می‌نویسد:

خیلی وقت‌ها سر جزییات گوناگون یک معامله با طرف مقابل چانه می‌زنیم، اما تا وقتی اعلام نکنیم که می‌خواهیم کاملاً از مذاکره کنار بکشیم، متوجه نمی‌شویم که بهترین شرایط معامله و از جمله بهترین قیمت پیشنهادی طرف مقابل‌ چیست.
■ اگر می‌خواهیم از مذاکره‌ای کنار بکشیم، باید این کار را دوستانه، محافظه‌کارانه و مودبانه انجام بدهیم.
■ بر این اساس باید از طرف مقابل به خاطر وقتی که صرف کرده و توجهی که نشان داده، تشکر کنیم و راهی برای برگشت بگذاریم و آبروریزی نکنیم.
■ یک روش شایع برای ترک مذاکره این است که یک یا چند فرد کلیدی گروه‌مان با عصبانیت و خشم و هیاهو محل مذاکره را ترک می‌کنند و دیگر برنمی‌گردند.
■ در چنین شرایطی معمولاً یک نفر به دنبال آنها می‌رود تا راضی‌شان کند به مذاکره برگردند
■ در این شرایط، افراد باقیمانده در مذاکره، رفتار مودبانه و دوستانه‌ای خواهند داشت، چنان که انگار از طرف مقابل جانبداری می‌کنند.
 گاهنامه مدیر
⏰ ساعت کاری ادارات در ماه مبارک رمضان اعلام شد

معاون سرمایه انسانی سازمان اداری و استخدامی کشور بخشنامه ساعات آغاز به کار ادارات در ماه مبارک رمضان را ابلاغ کرد که بر این اساس شروع کار ادارات دولتی (به استثنای واحدهای عملياتی خدمت‌رسان آموزشی، بهداشتی و ...) به صورت شناور از ۷ تا ۹ صبح و بعد از شب‌های قدر از ساعت ۹ صبح خواهد بود.
✳️ ۳۶ چالش اصلی مدیران عامل شرکت های بزرگ و متوسط

✅ مطالعات معتبر جهانی از جمله مک‌کینزی، دانشگاه هاروارد، دانیل گلمن و ادگار شاین نشان می‌دهند مدیران عامل با چالش‌های پیچیده‌ای روبرو هستند.

■ این مقاله مرجع کامل، تمام ۳۶ چالش اصلی را با توضیحات کامل و راهکارهای عملی ارائه می‌دهد.

https://chaleshacademy.ir/36-ceo-challenges-mckinsey-harvard-goleman-schein-insights-2026/
❤1
✳️ روزهای سخت
خانواده‌های ایرانی این روزها با چه مسائلی مواجه‌اند؟


✍️مینا علیزاده

✅ خانواده ایرانی به زیستن در شرایط بحرانی عادت کرده است. انباشت شوک‌ها، خانواده‌ها را از رفاه معمولی دور کرده است. عادت‌پذیری خانواده‌ها نسبت به بحران، اگرچه در کوتاه‌مدت به بقا کمک می‌کند، اما در بلندمدت با کاهش رفاه، فرسایش سرمایه انسانی و تضعیف توان برنامه‌ریزی همراه است.

🔸زندگی در خانواده ایرانی، به‌ویژه در سال‌های گذشته، عادت ناخواسته به شوک، غم، نااطمینانی و حل‌وفصل مداوم مشکلات همراه شده است. خانواده‌ها در این روزها با مجموعه‌ای از بحران‌های کوچک و بزرگ دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بحران‌هایی که نه‌تنها سطح رفاه مادی، بلکه احساس امنیت، امید به آینده و انسجام درون خانواده را نیز تحت تاثیر قرار داده‌اند.

🔸تداوم تورم بالا، کاهش قدرت خرید، نااطمینانی نسبت به آینده اقتصادی و فرسایش سرمایه اجتماعی، زندگی روزمره خانواده‌ها را از «زیست باکیفیت» به «بقا» تقلیل داده است. افزایش مستمر قیمت کالاهای اساسی، مسکن، آموزش و درمان، الگوی مصرف خانوار را به‌شدت دگرگون کرده است. خانواده‌ها ناچارند از هزینه‌های ضروری همانند تغذیه سالم، آموزش باکیفیت یا مراقبت‌های درمانی بکاهند.

🔸کوچک شدن سفره خانوار، حذف تفریحات و پس‌انداز و افزایش بدهی‌های خرد، نشانه‌هایی از فشار مستقیم بر معیشت خانوار است. این وضع به‌ویژه برای دهک‌های متوسط و پایین، که از پشتوانه مالی یا دارایی‌های جایگزین برخوردار نیستند، شکننده است. همسو با فشارهای معیشتی، نااطمینانی شغلی و بی‌ثباتی درآمد، اضطراب مزمن را به بخشی از زندگی خانواده‌ها تبدیل کرده است.

متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-51436

كانال برنامه ريزی استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ چرا تیم های رهبری شکست می‌خورند؟

✅ بررسی سه الگوی ناکارآمدی تیم‌های اجرایی

ترجمه و اقتباس کامل از مقاله H.B.R
https://chaleshacademy.ir/why-leadership-teams-fail/
✳️ بزرگ‌ترین صادرکنندگان جهان (۲۰۲۴)
این داده‌ها که بر اساس آمار سازمان تجارت جهانی (WTO) تهیه شده، ۳۰ کشور برتر صادرکننده کالا در سال ۲۰۲۴ را نشان می‌دهد.
👆 نکات کلیدی:
چین با سهم ۱۴.۶٪ از کل صادرات جهانی، بزرگ‌ترین صادرکننده دنیاست.
صادرات چین در سال ۲۰۲۴ به ۳.۶ تریلیون دلار رسید (رشد ۶٪).
آمریکا با ۲.۱ تریلیون دلار صادرات، در رتبه دوم قرار دارد.
خارج از آمریکا، تقاضا برای کالاهای چینی بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است.
با وجود تعرفه‌های آمریکا علیه چین، این کشور در سال ۲۰۲۵ روابط تجاری خود را با آفریقا، جنوب ‌شرق آسیا و اروپا عمیق‌تر کرده است.
در مقابل، آمریکا تمرکز بیشتری بر خودکفایی اقتصادی گذاشته است.
۱۰ صادرکننده برتر جهان در سال ۲۰۲۴
۱) چین 3,577 میلیارد دلار (رشد 6%)
۲) آمریکا 2,065 میلیارد دلار (رشد 2%)
۳) آلمان 1,682 میلیارد دلار (کاهش 1%)
۴) هلند 921 میلیارد دلار (کاهش 2%)
۵) ژاپن 707 میلیارد دلار (کاهش 1%)
۶) کره‌جنوبی 684 میلیارد دلار (رشد 8%)
۷) ایتالیا 674 میلیارد دلار (بدون تغییر)
۸) هنگ‌کنگ 646 میلیارد دلار (رشد 12%)
۹) فرانسه 639 میلیارد دلار (رشد 11%)
۱۰). مکزیک 617 میلیارد دلار (رشد 4%)
برندگان و بازندگان مهم
بیشترین رشد صادرات
ویتنام: رشد۱۴٪
هنگ‌کنگ: رشد ۱۲٪
فرانسه: رشد ۱۱٪
رشد ویتنام عمدتاً ناشی از افزایش صادرات نفت، قهوه و برنج و جابه‌جایی زنجیره‌های تأمین جهانی بوده است.
بیشترین افت صادرات:
استرالیا: کاهش ۸٪
بلژیک: کاهش ۶٪
عربستان سعودی: کاهش ۵٪
نکته بسیار مهم
حدود ۳۶٪ از کل کانتینرهای صادراتی جهان حاوی کالاهای چینی هستند.
چین در مسیر ثبت رکورد تاریخی صادرات در سال ۲۰۲۵، به‌ویژه به آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا قرار دارد.
كانال قواعدبازی
✳️ شاخص نابرابری درآمدی، تصويري از تله آنتروپی و بی‌نظمی اجتماعی

محسن راجی اسدآبادی/مدرس دانشگاه و پژوهشگراقتصادبخش عمومي

✅ رابطه میان آنتروپی و بی‌نظمی اجتماعی در چارچوب نظم دسترسی محدود، رابطه‌ای مستقیم و انباشتی است. هرچه سامانه بر بسته‌بودن خود پای بفشارد، آنتروپی نهادی با سرعتی بیشتر انباشته می‌شود.
این آنتروپی، برخلاف تصور رایج، خود را نه در هرج‌ومرج آشکار، بلکه در شکل‌هایی به‌ظاهر «منظم» اما ذاتا شکننده نشان می‌دهد؛ فسادی که به هنجار بدل شده، نابرابری عمیق که دیگر اعتراضی برنمی‌انگیزد و قوانینی که برای همگان یکسان نمی‌شود.

شاخص نابرابری درآمدی نیز تصویر دیگری از همین آنتروپی فزاینده است. میانگین ضریب جینی در کشورهای توسعه‌یافته در سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ حدود ۳۱.۵ بوده است، درحالی‌که این رقم برای کشورهای در حال توسعه ۴۴.۳ گزارش شده است.
شکاف ۱۲.۸واحدی میان دو گروه در سه دهه گذشته ۳۰ درصد افزایش یافته و به‌ویژه در کشورهای صادرکننده منابع طبیعی، ضریب جینی رشد سریع‌تری داشته است.

کشورهای در حال توسعه‌ای که در دهه ۱۹۹۰ ضریب جینی زیر ۳۸ داشتند، امروز اغلب بالای ۴۲ قرار گرفته‌اند. این افزایش نابرابری، نه یک نوسان آماری، بلکه نتیجه انباشت «آنتروپی توزیعی» در سامانه‌هایی است که سازوکارهای غیرشخصی بازتوزیع در آنها تضعیف شده است.

نورث و همکاران به‌صراحت هشدار می‌دهند که در دولت طبیعی، «گروه‌های قدرتمند که با نبود قطعیت و وضعیت‌های جدید مواجه هستند، به‌طور طبیعی به تثبیت امتیازات تمایل دارند و نه گسترش آنها، تا نخبگان بیشتری را در بر گیرند».
این گرایش به تثبیت، معنای ترمودینامیکی روشنی دارد: سامانه برای بقای خود، به جای گشودن مرزها، بر انسداد و تمرکز انرژی (رانت) اصرار می‌ورزد و این اصرار، آنتروپی را در لفافه نظم، افزایش می‌دهد.

⁉️ اما راه گریز از این تله چیست؟

ادامه مطلب؛
https://armandaily.ir/?p=120383
كانال قواعدبازی
✳️ بررسی اسناد رسمی
✅ بودجه دولت و هشدار درباره افزایش نرخ فقر:
شواهد آماری از ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳، تحمیل هزینه ۱۲ میلیونی و جبران با کوپن ۱ میلیونی، تشدید فشار معیشتی خانوارها، تناقض سیاست‌ها و پرسش درباره تحقق وعده تک‌نرخی شدن ارز

👤 دکتر فرشاد مومنی

۱. دعوت به توجه به گزارش رسمی دولت

من بر این باورم که آن کارشناسان با شرافتی که قطعاً در نهاد ریاست‌جمهوری و دستگاه‌های اجرایی حضور دارند، اگر از این زاویه به گزارش جدید خود دولت ـ که تحت عنوان اسناد پشتیبان لایحه بودجه منتشر شده ـ نگاه کنند و آن را برای آقای رئیس‌جمهور بازخوانی کنند، بسیار راهگشا خواهد بود.

در صفحه پنجاه‌وسوم اسناد پشتیبان لایحه بودجه دولت، که مربوط به گزارش اقتصادی سال ۱۴۰۳ است، تصریح شده که از سال ۱۳۹۶ تاکنون، بدون استثنا، همه جهش‌هایی که در نرخ فقر در کشور رخ داده، در پی شوک‌های نرخ ارز بوده است.

۲. شواهد آماری درباره پیوند شوک ارزی و فقر

در صفحه پنجاه‌وسوم این گزارش جدولی آمده که نشان می‌دهد در سال ۱۳۹۶ نرخ فقر در ایران ۱۹ درصد بوده است. اما در سال ۱۳۹۷، که چند شوک ارزی رخ داد، نرخ فقر به ۲۵ درصد رسید. با وجود این، نسبت به آثار ضد مردمی و ضدتوسعه‌ای شوک‌درمانی ـ که عملاً به نفع مافیاها تمام شد ـ بی‌اعتنایی صورت گرفت.

در نتیجه، در سال ۱۳۹۸ نیز همین سیاست در حوزه نرخ ارز ادامه یافت و نرخ فقر در فاصله سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۸ از ۲۵ درصد به ۳۱ درصد جهش کرد.

من می‌گویم آن رئیس‌جمهوری که در دل خود مدام تکرار می‌کند که «من به خاطر فقرا این کارها را می‌کنم»، دست‌کم این جدول را که در سازمان برنامه و بودجه و در زیرمجموعه دولت خود ایشان تهیه شده، مطالعه کند.

۳. وضعیت نرخ فقر تا پیش از دولت جدید

اگر بقیه بحث‌ها را کنار بگذاریم و به سال ۱۴۰۲ برسیم ـ یعنی سال پیش از روی کار آمدن دولت فعلی ـ می‌بینیم که نرخ فقر همچنان در سطح ۳۱ درصد باقی مانده بود.

اما در سال ۱۴۰۳، با تأثیرپذیری از همان مافیاهایی که از شوک‌درمانی سود می‌برند و نیز کسانی که به لحاظ فکری در اسارت منافع آنان قرار دارند، دوباره شاهد جهشی کم‌سابقه در نرخ فقر کشور بودیم. به این ترتیب، نرخ فقر از ۳۱ درصدی که چهار تا پنج سال تقریباً ثابت مانده بود، ناگهان به ۳۶ درصد در سال ۱۴۰۳ رسید.

۴. هشدار درباره برآوردهای سال ۱۴۰۴

در زیرمجموعه دولت و مجلس محاسباتی درباره نرخ فقر انجام شده که هنوز منتشر نشده و به همین دلیل من نیز از ذکر جزئیات آن خودداری می‌کنم تا به‌طور رسمی انتشار یابد. اما اجمالاً، برای هوشیار شدن همه کسانی که با حسن نیت ناخواسته ابزار دست مافیاها می‌شوند، باید عرض کنم که برآوردهای مربوط به سال ۱۴۰۴ نیز از یک جهش بزرگ دیگر نسبت به سال ۱۴۰۳ حکایت دارد.

آیا این شواهد برای کسانی که گوش خود را در اختیار افرادی گذاشته‌اند که آگاهانه یا ناآگاهانه منافع مافیاها را دنبال می‌کنند، اتمام حجت محسوب نمی‌شود؟

۵. کوپن؛ ابزاری برای آسودگی وجدان یا جبران واقعی؟

ما بارها در همین جلسات گفته‌ایم که ماجرای توزیع کوپن به ابزاری تبدیل شده برای ایجاد آسودگی وجدان در کسانی که با شوک‌درمانی، فقر، فلاکت و وابستگی ذلت‌آور به دنیای خارج را در ایران گسترش می‌دهند.

همین هفته گذشته یکی از همکاران عزیز من، که عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی هستند، با استفاده از داده‌های بودجه خانوار محاسبه‌ای انجام دادند تا ببینند هزینه‌هایی که در همین دوره کوتاه به خانوارها ـ به‌ویژه فقرا ـ تحمیل شده، چه نسبتی با این کوپن یک‌میلیون‌تومانی دارد.

ایشان به طنز می‌گفتند: کسی به آقای رئیس‌جمهور بگوید این یک میلیون تومان شاید در بیان خیلی بزرگ جلوه کند، اما همین الان اگر به بازار بروید، با آن فقط می‌توانید حدود هفتصد گرم زرشک باکیفیت بخرید. یعنی نباید تصور شود که با این مبلغ می‌توان تحولی جدی در زندگی ماهانه خانوارها ایجاد کرد؛ حد و اندازه آن در همین حد است.

۶. نسبت واقعی فشار هزینه‌ای با کمک نقدی

در همان محاسبه نشان داده شده بود که ضربه‌ای که به بودجه خانوارها وارد شده، چیزی حدود دوازده برابر این یک میلیون تومان است. بنابراین این‌گونه می‌شود که گویی دوازده میلیون تومان از سفره فقرا برداشته می‌شود و در مقابل، یک میلیون تومان به آن‌ها پرداخت می‌شود و سپس تصور می‌شود کار بزرگی انجام گرفته است.

۷. مسئله تأمین مالی و تکرار تجربه‌های گذشته

اگر فرصت شود، بعداً می‌توان درباره این موضوع هم توضیح داد که اگر این یک میلیون تومان قرار باشد استمرار پیدا کند، منبع تأمین آن چه خواهد بود. تجربه گذشته نشان می‌دهد که وقتی تعهدی ایجاد می‌شود، حذف آن بسیار دشوار است.
❤1
برای نمونه، در دوره‌ای یارانه ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومانی برقرار شد و با وجود انتقادهای فراوان، هیچ دولتی نتوانست آن را حذف کند. اکنون نیز پرسش این است که اگر این یک میلیون تومان قابل حذف نباشد، کسری ناشی از آن ـ که بر یک منبع ناپایدار بنا شده ـ خود به نیروی محرکه استمرار شوک‌درمانی در سال‌های آینده تبدیل خواهد شد.

۸. بازتولید کسری‌ها و آثار آن بر بخش‌های دیگر

این مسئله دامنه گسترده‌ای دارد. برای مثال، کافی است وزیر کشاورزی صادقانه گزارش دهد که قیمت خرید تضمینی گندم چه تغییری خواهد کرد و دولت برای تأمین مالی آن در سال آینده با چه میزان کسری مواجه خواهد شد. این‌ها همگی اجزای همان چرخه‌ای هستند که بی‌ثباتی را بازتولید می‌کند و اقتصاد را از دیدن روی ثبات محروم می‌سازد.

۹. تأکید رسمی بر ثبات و تناقض در عمل

نکته‌ای که شگفت‌انگیز است این است که حتی در اسناد رسمی دولت و گزارش‌های مرکز پژوهش‌ها، بارها تأکید شده که اگر ایران بخواهد روی خوش ببیند، این امر تنها بر بستر ثبات اقتصاد کلان ممکن است. با این حال، در عمل چیزهایی دیده و شنیده می‌شود که نشان می‌دهد سیاست‌هایی دنبال می‌شود که هم رانت را افزایش می‌دهد، هم فساد را بیشتر می‌کند، هم نابرابری‌های ناموجه را تشدید می‌کند، هم فشار بر فقرا را افزایش می‌دهد و هم ضربه‌های سنگینی به تولید ملی وارد می‌کند.

۱۰. اظهارات اخیر وزیر اقتصاد و مفهوم «تخلیه شوک»

به عنوان نمونه، می‌توان به اظهارات وزیر محترم اقتصاد در چهاردهم بهمن ۱۴۰۴ اشاره کرد. ایشان فرمودند که با توجه به سیاست‌های اقتصادی جدید و افزایش عرضه کالاها، نرخ تورم در ماه‌های آینده کاهش خواهد یافت.

اگر این سخن را با خوش‌بینی تعبیر کنیم، باید گفت کاهش آهنگ رشد تورم پس از یک شوک بزرگ، امری طبیعی است. وقتی شوک شدیدی وارد می‌شود، قله جهش تورمی شکل می‌گیرد و پس از آن، به‌طور طبیعی سرعت رشد تورم کاهش می‌یابد. اما آیا این به معنای بهبود معیشت فقراست؟ پاسخ قاطعانه منفی است. آیا این تغییری جدی در وضعیت تولیدکنندگان ایجاد می‌کند؟ باز هم پاسخ منفی است.

در ادبیات برخی نهادهای بین‌المللی، این فرایند را «تخلیه شوک» می‌نامند؛ یعنی پس از جهش اولیه، آثار تورمی آن به‌تدریج فروکش می‌کند. اما در اولین فرصت بعدی، همان توجیه‌ها دوباره مطرح می‌شود و زمینه برای شوک جدید فراهم می‌گردد.

۱۱. پرسش درباره وعده تک‌نرخی شدن ارز

می‌توان از رئیس‌جمهور خواست که از مدیران اقتصادی خود صادقانه بپرسد: از روزی که این شوک ارزی وارد شد، آیا اقتصاد واقعاً به سمت تک‌نرخی شدن ارز حرکت کرد؟

اگر چنین نشده باشد ـ و اختلاف میان نرخ‌ها همچنان به‌وضوح وجود داشته باشد ـ روشن است که آن وعده تحقق نیافته است. تجربه‌های پیشین نیز نشان داده که این فاصله‌ها پس از مدتی دوباره افزایش می‌یابد و زمینه برای شوک‌های تازه فراهم می‌شود؛ شوک‌هایی که معمولاً با عنوان مبارزه با رانت و فساد توجیه می‌شوند، اما در عمل خود به بازتولید همان مشکلات می‌انجامند.
✳️ هزینه مبادله متغیر کانونی در فهم شکاف نظریه اسمیت

فاطمه پورمرادیان/دانشجوی دکترای توسعه تطبیقی

✅ بازخوانی نظریه تقسیم کار آدام اسمیت در بستر کشورهای درحال توسعه نشان می‌دهد که مساله اصلی نه رد منطق اسمیتی بلکه درک مشروط‌بودن آن به‌کیفیت نهادها، سطح هزینه‌های مبادله و ظرفیت‌های ساختاری اقتصاد است.
در کتاب ثروت ملل تقسیم کار به‌عنوان مهم‌ترین منشأ افزایش بهره‌وری معرفی می‌شود اما این‌گزاره در دل اقتصادی با بازارهای نسبتا گسترده، نظام حقوقی قابل اتکا و زیرساخت‌های درحال بلوغ مطرح شده است.

تاکید خود اسمیت بر اینکه «تقسیم کار به‌وسعت بازار محدود بوده» نشان می‌دهد این‌سازوکار از ابتدا نیز ماهیتی نهادی-بازاری داشته و نه صرفا فنی. از این‌منظر تجربه کشورهای درحال‌توسعه را باید نشانه فعال‌نبودن پیش‌شرط‌های نهادی این‌منطق دانست و نه نقض آن.
در این‌چارچوب هزینه مبادله متغیر کانونی در فهم شکاف میان پیش‌بینی اسمیتی و واقعیت اقتصادهای درحال‌توسعه است.

هزینه مبادله طیفی از هزینه‌های جست‌وجوی اطلاعات، مذاکره و تنظیم قرارداد، نظارت و اجرای تعهدات، هزینه‌های حقوقی، ریسک نااطمینانی سیاستی، هزینه‌های لجستیکی و حتی هزینه‌های غیررسمی ناشی از ضعف حکمرانی را دربر می‌گیرد.
هرچه این‌مولفه‌ها بزرگ‌تر باشد وابستگی متقابل میان بنگاه‌ها پرریسک‌تر می‌شود و مزیت تخصصی‌شدن کاهش می‌یابد. شواهد بانک جهانی نشان می‌دهد هزینه‌های لجستیک در بسیاری از کشورهای با درآمد پایین و متوسط حدود ۱۴تا۱۸‌درصد تولید ناخالص داخلی است درحالی‌که این‌نسبت در اقتصادهای پیشرفته عموما بین ۷تا۹‌درصد قرار دارد.

میانگین زمان اجرای یک‌قرارداد تجاری در اقتصادهای کم‌درآمد بیش از ۶۰۰‌روز گزارش شده درحالی‌که در اقتصادهای با درآمد بالا غالبا زیر ۴۰۰‌روز است. این‌فاصله زمانی و هزینه‌ای عملا افق همکاری تخصصی را کوتاه و پرریسک می‌کند.
درچنین‌محیطی واکنش عقلایی بنگاه‌ها حرکت به‌سمت گسترش مرز بنگاه و نوعی خودکفایی درون‌سازمانی است؛ پدیده‌ای که ادبیات هزینه مبادله آن را پیش‌بینی می‌کند...

ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=608884
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
اینفوگرافی؛
✳️ شاخص کیفیت زندگی

✅ کیفیت زندگی بازتابی از سیاست، اقتصاد و تصمیم گیری های مدیران جامعه است. این شاخص در صورت بروز شوک‌هایی مانند همه‌گیری‌ها، موج‌های تورم، جنگ‌ها، بحران‌های انرژی و جریان‌های مهاجرت تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

🔺 طی دهه گذشته به سبب بروز چنین شوک‌هایی به‌طور قابل‌توجهی رتبه‌بندی‌ها دستخوش تغییر و جابه‌جایی شده است.
كانال برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ معمای بزرگی به اسم اقتصاد

گفت‌وگوی با دکتر بهنام ملکی/استاد دانشگاه و رئيس كانون دانش آموختگان اقتصاد

✅ در ششمین برنامه گفت‌وگوی شاخص، دکتر بهنام ملکی به سراغ یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های کشور می‌رود:
*چرا اقتصاد ایران با وجود منابع عظیم طبیعی، انسانی و موقعیت ژئوپلیتیک بی‌نظیر، هنوز درگیر بحران است؟*

او در این گفت‌وگوی صریح و بی‌پرده از ریشه‌های پنهان ناکارآمدی اقتصادی، ساختار رانتی و سیاست‌های غلطی می‌گوید که طی دهه‌ها فرصت توسعه را از ایران گرفته‌اند.
ماجرا از کجاست؟ تحریم‌ها؟ یا سیاست‌های داخلی؟

ملکی معتقد است بخش بزرگی از بحران، نتیجه تصمیم‌های اشتباه خود ماست؛ جایی که قانون داریم اما اجرا نمی‌شود، نخبگان حذف می‌شوند، و "امضاهای طلایی" مسیر اقتصاد را می‌بلعند. موضوعاتی که در این گفت‌وگو مطرح می‌شود: تحریم‌ها و ریشه‌های داخلی بحران اقتصادی فساد سیستمی، رانت و اقتصاد چندنرخی بی‌عدالتی در نظام مالیاتی و نبود «مالیات بر دروغ» خام‌فروشی، نابودی منابع انرژی و فرار نخبگان حذف کارآفرینان پس از انقلاب و پیامدهایش ضرورت اصلاح ساختار حکمرانی و پاسخگویی تصمیم‌گیران و پرسشی بزرگ: آیا هنوز می‌توان امیدی به بازسازی اقتصاد ایران داشت؟

ملکی در بخشی از گفت‌وگو می‌گوید: «اگر تمام تحریم‌ها هم برداشته شود، تا وقتی امضای طلایی و تصمیم‌گیری‌های رانتی در کشور هست، اقتصاد فلج می‌ماند.»
این گفت‌وگو، روایتی است از اقتصاد ایران همان‌طور که هست؛ نه آن‌طور که در آمارها می‌گویند.

لينك گفتگو؛
https://www.aparat.com/v/nhguz7u#video-description
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ ... آدم‌هایی که «کوچک‌ترین آنتروپی» را به «بحران» تبدیل می‌کنند، معمولاً یک ویژگی مشترک دارند: تحمل پایینِ ابهام.
یعنی وقتی با یک ناهماهنگی کوچک، یک تغییر جزئی، یا یک عدم قطعیت روبه‌رو می‌شوند، ذهنشان فوراً آن را به یک تهدید بزرگ تبدیل می‌کند.
اما اینکه "ما" با این افراد چه کنیم، یک سؤال مدیریتی و انسانی مهم است. اجازه بده یک پاسخ چندلایه و کاربردی بدهم؛ هم از زاویه‌ی رهبری، هم روان‌شناسی سازمانی، هم تجربه‌ی عملی.
۱. اول باید بفهمیم «چرا» این اتفاق می‌افتد
افرادی که آنتروپی کوچک را بحران می‌بینند معمولاً یکی از این الگوها را دارند:
●اضطراب پنهان: ذهنشان برای بقا طراحی شده، نه برای تحلیل.
●تجربه‌های بد گذشته: یک خطای کوچک قبلاً برایشان هزینه‌ساز شده.
●عدم اعتماد به سیستم: فکر می‌کنند اگر خودشان بزرگ‌نمایی نکنند، کسی اهمیت نمی‌دهد.
●نیاز به کنترل: هر تغییری را تهدید به از دست دادن کنترل می‌بینند.
●فقدان مهارت تحلیل مسئله: نمی‌توانند بین «مسئله» و «بحران» تمایز بگذارند.
وقتی ریشه را بشناسیم، برخورد ما دقیق‌تر می‌شود.
۲. چه کار کنیم که بحران‌سازی کاهش پیدا کند؟
الف) چارچوب بده، نه آرامشِ کلامی
به جای اینکه بگوییم «نگران نباش»، بهتر است بگوییم:
«بیایید مسئله را در سه سطح بررسی کنیم: نشانه، مشکل، بحران.»
این ساختار ذهن فرد را از واکنش احساسی به تحلیل منطقی منتقل می‌کند.
ب) از آن‌ها بخواهید «داده» بیاورند، نه «احساس»
مثلاً:
«چه شواهدی داریم که این موضوع در حال تبدیل شدن به بحران است؟»
۹۰٪ مواقع، فرد متوجه می‌شود شواهد کافی ندارد.
ج) نقش و مسئولیت را شفاف کنید
افرادی که مرز نقششان مبهم است، بیشتر بحران‌سازی می‌کنند.وقتی بدانند چه چیزی در حوزه‌ی مسئولیتشان هست و چه چیزی نیست، شدت واکنششان کم می‌شود.
د) از تکنیک «کوچک‌سازی مسئله» استفاده کنید
بپرسید:
«اگر این موضوع را در مقیاس ۱ تا ۱۰ بگذاریم، واقعاً چند است؟»
«اگر همین مشکل برای تیم دیگر رخ دهد، چه می‌کنند؟»
این تکنیک ذهن را از حالت «فاجعه‌سازی» خارج می‌کند.
ه) رفتار بحران‌سازی را پاداش ندهید
اگر هر بار که کسی بحران می‌سازد، توجه ویژه بگیرد، این رفتار تقویت می‌شود.
به جای آن، رفتار‌‌ تحلیل‌محور را تقویت کنید.
و) به او ابزار بدهید، نه تذکر
مثلاً:
- چک‌لیست تحلیل مسئله
- ماتریس شدت/احتمال
- روش ۵ چرا
- مدل A3
وقتی ابزار داشته باشد، کمتر به سمت هیجان می‌رود.
۳. اگر فرد «مزمن» باشد، چه کنیم؟
برای افراد مزمن، سه مسیر وجود دارد:
۱. آموزش مهارت‌های شناختی (Cognitive Skills)
مثل تفکر تحلیلی، مدیریت ابهام، تحمل فشار.
۲. بازخورد مستقیم اما محترمانه
مثلاً: «وقتی هر موضوعی را بحران می‌بینی، تیم انرژی زیادی از دست می‌دهد. بیایید با هم یک روش مشترک برای تحلیل مسائل پیدا کنیم.»
۳. محدود کردن نقش او در نقاط حساس
اگر فرد در موقعیت‌هایی قرار دارد که کوچک‌ترین واکنش او تیم را به هم می‌ریزد، باید نقش او بازطراحی شود.
۴. یک نکته‌ی مهم: این افراد دشمن نیستند
خیلی وقت‌ها این افراد دل‌سوزترین اعضای تیم‌اند.
فقط «سیستم عصبی‌شان» سریع‌تر از «سیستم تحلیلی‌شان» فعال می‌شود.
اگر درست هدایت شوند، می‌توانند تبدیل شوند به:
- بهترین هشداردهنده‌های اولیه
- دقیق‌ترین افراد در spotting مشکلات
- مراقب‌ترین اعضای تیم
✍باشگاه کارفرمایان،مدیران وکارشناسان
♟ عراقچی شطرنج‌باز مقابل کشتی‌ کج‌کاران آمریکایی؛ نبرد سبک‌ها در میز مذاکره
همزمان با لشکرکشی آمریکا به خلیج فارس و کری‌خوانی ایران، یک جنگ پنهان اما تعیین‌کننده در جریان است:
"جنگ سبک مذاکره." عراقچی با صبر و عمق‌نگری یک شطرنج‌باز حرفه‌ای حرکت می‌کند، مهره قربانی می‌دهد اما بازی را نمی‌بازد. در مقابل، تیم ترامپ با نمایش قدرت و حرکت‌های پرسر و صدا به دنبال «تصویر برد» است، حتی اگر نتیجه واقعی به نفع‌شان نباشد.

♟ عراقچی مثل شطرنج‌باز: صبور، چند حرکت جلوتر، سازنده پل پیروزی برای حریف
🤼‍♂️ تیم ترامپ مثل کشتی‌ کج‌کار: نمایش قدرت، فشار لحظه‌ای، تصویر پردازی به جای نتیجه

📘 گزارش این تقابل راهبردی با درس های طلایی برای مدیران در سایت انجمن صنفی مدیران:
🔹 صبر استراتژیک ضعف نیست
🔹 خط قرمز آرام از فریاد قوی‌تر است
🔹 قطع رابطه = باخت دوطرفه
https://shoghl.org/negotiating-power/
👎2
🎥 نرمالِ جدیدِ بد؛ عادت به بی‌تصمیمی در اقتصاد

دكتر عبده تبريزی/اقتصاددان

✅ مسئله امروز اقتصاد فقط رشد پایین یا تورم بالا نیست؛ مسئله اصلی از بین رفتن افق تصمیم‌گیری است.

▫️وقتی نااطمینانی مزمن می‌شود، هم بنگاه، هم مردم و هم سیاست‌گذار وارد وضعیت تعلیق می‌شوند؛ تصمیم‌ها کوتاه‌مدت، واکنشی و حداقلی می‌شوند و برنامه‌ها روی کاغذ می‌مانند بی‌آنکه اراده‌ای برای اجرای آن‌ها شکل بگیرد.

▫️خطر بزرگ‌تر اما عادت کردن به همین وضعیت است؛ جایی که «بی‌ثباتی» تبدیل به نرمال جدید می‌شود و همه یاد می‌گیرند با آن کنار بیایند، نه اینکه آن را اصلاح کنند.

ادامه مطلب؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-123324
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
۱۲ اصل کلیدی اتیکت حرفه‌ای در محیط کار

https://chaleshacademy.ir/for-organizations-articles/
✳️ وقتی در مه رانندگی می‌کنیم تاب‌آوری با عینک 4Sight

✅ تصور رایج این است که تاب‌آوری یعنی «تحملِ ضربه»؛ یعنی هرچقدر پوست‌کلفت‌تر باشیم، تاب‌آورتریم. اما بیایید صادق باشیم: اگر ندانید ضربه بعدی از کجا می‌آید، قوی‌ترین سپرها هم نجات‌تان نمی‌دهند.

■ مشکل اصلی بسیاری از سازمان‌ها و تیم‌ها «ضعف» نیست، «نابینایی» است.مدل 4Sight (بینایی چهارگانه) می‌گوید سازمان تاب‌آور بیش از زور بازو، به «بینایی» نیاز دارد.

■ اگر این ۴ چراغ در سازمان‌تان خاموش است، عملاً در مه رانندگی می‌کنید:

● آینده‌نگری:
سازمان نابینا همیشه غافلگیر می‌شود. تاب‌آوری یعنی قبل از تغییر جامعه یا رفتار مخاطب، سناریوی آن را دیده باشید.

● بینش درونی:
بزرگترین نقطه کور، درونِ خودمان است. چقدر از حالِ واقعیِ تیم خبر دارید؟ نابینایی یعنی وقتی بفهمیم نیروهای کلیدی بُریده‌اند که استعفا داده‌اند.

● نظارت:
گاهی آنقدر به افق خیره می‌شویم که چاله جلوی پایمان را نمی‌بینیم. نظارت یعنی پایشِ لحظه‌ایِ عملیات.

● بازنگری:
سازمان نابینا اشتباه پارسال را امسال هم تکرار می‌کند. درس نگرفتن از گذشته، تضمینِ شکست در آینده است.

■ به یاد داشته باشیم که هنرِ تاب‌آوری این نیست که بعد از زمین خوردن بلند شویم؛ هنر این است که با دیدنِ موانع، مسیر را اصلاح کنیم تا اصلاً زمین نخوریم.
✳️ شورشی ها، پیتزا سرو می کنند!

✅ آخر هفته بود و زوجی با دو پسربچه کوچکشان برای شام به یکی از بهترین رستوران‌های شهر مُدِنا رفتند. مُدِنا شهری در ایتالیا است که به خاطر رستوران‌ها و سرآشپزهای منحصربفردش از مشهورترین منطقه‌های گردشگری است. این رستوران‌ها معمولا با غذاهای کلاسیک (غیر فست‌فودی) ایتالیایی از مهمانان پذیرایی می‌کنند.

■ پدر یکی از منوهای محبوب رستوران را که شامل ۱۰ نوع از بهترین غذاها بود انتخاب کرد. پیشخدمتی که برای گرفتن سفارش به سر میز خانواده آمده بود، قبل از اینکه میز را ترک کند متوجه نکته‌ای شد. پیشخدمت متوجه شد که به نظر می‌رسد پسربچه‌ها از سفارش پدر خوشحال نیستند و برای همین بی درنگ از پسر کوچکتر پرسید شما چی دوست دارید بخورید؟! پسر کوچک هم بی‌معطلی گفت: پیتزا!

■ خب مساله این بود که در چنین رستورانی اصلا پیتزا سرو نمی شد! اما پیشخدمت کار عجیبی کرد. همانجا با بهترین پیتزا فروشی شهر تماس گرفت و پیتزا سفارش داد. کمی بعد پیتزا به رستوران رسید و پیشخدمت آن را به میز خانواده رساند؛ و این کاری بود که در رستوران سطح بالایی مثل رستوران آنها، غیرقابل‌تصور بود!
شاید برای مدیر رستوران وجود چنین پیشخدمتی اصلا اذیت کننده باشد و ترجیح بدهد عذرش را بخواهد، اما پدر، مادر و بچه‌ها هیچ‌گاه حرکت متفاوت و محبت‌آمیز پیشخدمت را فراموش نکردند. 

■ فرانچسکو گینو، نویسنده و استاد دانشگاه هاروارد معتقد است افرادی مانند پیشخدمت این رستوران، هم برای ما بسیار قابل احترام بوده و هم رفتارشان برایمان بسیار قابل تامل است، چرا که اینگونه افراد چیزهای زیادی برای آموختن به ما دارند.

■ ایشان کتابی دارد که به بررسی چنین رفتارهایی پرداخته و در سال ۲۰۱۸ به تازگی منتشر شده است. نام کتابش «استعدادهای شورشی: چرا شکستن قوانین کار و زندگی ارزش دارد؟!» است و در آن توصیف می‌کند که چنین افرادی چگونه شادی و معنی را به زندگی ما می‌آورند.

■ نکته عمیقی که در داستان رستوران ایتالیایی و پیشخدمت متفاوتش وجود دارد این است که اغلب ما عادت داریم تا به این فکر کنیم که چه کاری را باید انجام دهم؟ چه کاری وظیفه من است؟ به جای آنکه به این فکر کنیم که چه کاری را می‌توانم انجام دهم؟
پیشخدمت رستوران خیلی راحت مانند اغلب پیشخدمت ها می‌توانست بگوید ما اینجا پیتزا نداریم، اما بجای آنچه باید و وظیفه‌اش بود، آن کاری را که می‌توانست انجام دهد، انجام داد!

■ معمولاً سه چیز ذهن ما را محدود می‌کند: قواعد بر آمده از دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌ها، سنت‌های برگرفته از تجربیات پیشینیان و اراده یا اعتماد به نفس ناکافی برای شکستن قواعد یا سنت‌ها.

■ هر از چندگاهی می توان اینگونه اندیشید که چه کار می‌توان کرد که همان نتیجه موردنظر را داشته باشد اما لزوما همان مسیری که سنت‌ها و قواعد می‌گویند را طی نکنیم؟ اینگونه پنجره‌های جدیدی پیش روی ما باز می‌شود.