نظریه پاپ کورن؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 این ویدیو یک دوربین مخفی است...
برای محک زدن آدم ها در شرایط سخت ...
لطفا با دقت ببینید ...
پایان ویدیو نتیجه گیری خوبی دارد...
چقدر خوب است که همیشه و در همه حال یکدیگر را دوست داشته باشیم...
مراقب هم باشیم ...
خوب است که در این اوضاع و احوال همه هوای یکدیگر رادر مشکلاتی که وجود دارد، داشته باشیم ...
باهم مهربان باشیم...
برای محک زدن آدم ها در شرایط سخت ...
لطفا با دقت ببینید ...
پایان ویدیو نتیجه گیری خوبی دارد...
چقدر خوب است که همیشه و در همه حال یکدیگر را دوست داشته باشیم...
مراقب هم باشیم ...
خوب است که در این اوضاع و احوال همه هوای یکدیگر رادر مشکلاتی که وجود دارد، داشته باشیم ...
باهم مهربان باشیم...
همینا باعث میشن قویتر، آرومتر و
هوشمندانهتر از قبل جلو بری 🌱
هفتمی رو شما بگو ...
هوشمندانهتر از قبل جلو بری 🌱
هفتمی رو شما بگو ...
🎯 ممکن است هوش مصنوعی به زودی منسوخ شود
🔴 برنامهنویسان، مدیران سیلیکونولی و سرمایهداران والاستریت، طوری دربارۀ هوش مصنوعی حرف میزنند که گویی هدیهای الهی است که آمده تا همۀ مشکلات را حلوفصل کند. اما برخلاف آنها، نظرسنجیهای جدید نشان میدهد که مردم معمولی چندان دلِ خوشی از هوش مصنوعی ندارند. برای مقایسه، میتوانیم شرایط امروز را با روزگاری مقایسه کنیم که رایانۀ شخصی و اینترنت در حال حضور بود. تحقیقی در سال ۱۹۹۵ نشان داد که ۷۲ درصد پاسخدهندگان با این فناوریها احساس راحتی میکنند و تنها ۲۴ درصد احساسی ناخوشایند داشتند. حالا این نسبتها برعکس است.
🔴 طبق نظرسنجی شبکۀ سیانبیسی در تابستان سال ۲۰۲۵، فقط ۳۱ درصد از شرکتکنندگان با هوش مصنوعی احساس راحتی میکنند و ۶۸ درصد احساسی ناخوشایند دارند. چرا اینهمه تفاوت؟
🔴 در عصر ظهور اینترنت نیز مثل امروز خوشبینیها افراطی و پیشبینیهای احمقانه کم نبود، اما نوعی حس ماجراجویی عمومی نیز در اوج بود. جوانان مستعد دانشگاه را رها میکردند تا کسبوکار اینترنتی خودشان راه بیاندازند. اما هوش مصنوعی گویی فقط برای ابرثروتمندان و غولهایی جذاب است که مالک مدلهای هوش مصنوعیاند. در مقابل، مردم عادی نگران آنند که دیر یا زود، هوش مصنوعی شغلشان را از چنگشان بیرون خواهد آورد. در واقع، اخراج وسیع کارمندان در شرکتهای سیلیکونولی هشداری است برای بقیه.
🔴 هوش مصنوعی حتی اگر مستقیماً شغل شما را تهدید نکند، میتواند آزاردهنده باشد؛ درست مثل مرزهای خارج از کنترل که حتی کسانی را هم که از مهاجرت غیرقانونی متضرر نمیشوند نگران میکند. هر دو حس کنترل را از شما میگیرند.
🔴 از سوی دیگر، ترس از هوش مصنوعی فقط یک تکهگوشت در سوپِ بیاعتمادی و دلخوریای است که مدتهاست در حال جوشیدن بوده است. مردم همیشه نسبت به فناوری احساساتی دوگانه داشتهاند. راحتی و امکانات آن را دوست دارند، اما نگران هزینههایش هستند: حریم خصوصی، سلامت روان، انسجام اجتماعی. از این نظر، هوش مصنوعی تفاوتی با کامپیوترهای شخصی، اینترنت یا شبکههای اجتماعی ندارد. سرنوشت اینترنت و شبکههای اجتماعی، نگرانیها را دوچندان نیز کرده است. از کجا معلوم که این فناوری جدید به دشمن ما تبدیل نشود؟
🔴 فقط پتانسیل هوش مصنوعی در نابودکردن شغلها نیست که آزاردهنده است. خود فناوری آن نیز قابل درک نیست. حتی کسانی که مدلها را ساختهاند دقیقاً نمیدانند چرا مدلها آن کارها را انجام میدهند.
🔴 به همین دلیل است که بسیاری از جوانان بین هوش مصنوعی و سایر فناوریها تفاوت میگذارند. دانشجویی میگوید: «آیفونم را دوست دارم. بازی کامپیوتری دوست دارم. عاشق اینترنت هستم. هر سؤالی داشته باشم از گوگل میپرسم»، اما هوش مصنوعی فرق دارد. «آیا آدمهای شرور میتوانند هوش مصنوعی را طوری تربیت کنند که جواب دلخواهشان را بدهد؟ معلوم نیست». هرچه دانشجویانش بیشتر دربارۀ هوش مصنوعی یاد میگیرند، احساس ناامنی و نگرانیشان بیشتر میشود.
🔴 آیا احساسات عمومی دربارۀ این فناوریِ درحالِ ظهور مهم است؟ بله. اجازه بدهید یک مقایسۀ دیگر انجام دهیم: انرژی هستهای روزی همان پتانسیلی را داشت که امروز هوش مصنوعی نوید میدهد. اما مردم هیچگاه با فناوریای که میتوانست بشریت را نابود کند احساس آرامش و امنیت نکردند. مردم هیچگاه با ساختن رآکتورهای اتمی در نزدیکی محل زندگیشان موافق نبودند. هیچوقت نتوانستند به آن اعتماد کنند و مخالفتها آنقدر گسترش یافت که بسیاری از برنامههای ساخت رآکتور تعطیل شد. ممکن است هوش مصنوعی سرنوشت مشابهی داشته باشد؟
📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «هوش مصنوعی احتمالاً بزرگترین تحول فناورانۀ چند نسل گذشته باشد، و ناخوشایندترینِ آنها» در شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان است. این شماره و سایر محصولات ترجمان را از فروشگاه اینترنتی ما خریداری کنید.
🔗 tarjomaan.com/shop
@tarjomaan
🔴 برنامهنویسان، مدیران سیلیکونولی و سرمایهداران والاستریت، طوری دربارۀ هوش مصنوعی حرف میزنند که گویی هدیهای الهی است که آمده تا همۀ مشکلات را حلوفصل کند. اما برخلاف آنها، نظرسنجیهای جدید نشان میدهد که مردم معمولی چندان دلِ خوشی از هوش مصنوعی ندارند. برای مقایسه، میتوانیم شرایط امروز را با روزگاری مقایسه کنیم که رایانۀ شخصی و اینترنت در حال حضور بود. تحقیقی در سال ۱۹۹۵ نشان داد که ۷۲ درصد پاسخدهندگان با این فناوریها احساس راحتی میکنند و تنها ۲۴ درصد احساسی ناخوشایند داشتند. حالا این نسبتها برعکس است.
🔴 طبق نظرسنجی شبکۀ سیانبیسی در تابستان سال ۲۰۲۵، فقط ۳۱ درصد از شرکتکنندگان با هوش مصنوعی احساس راحتی میکنند و ۶۸ درصد احساسی ناخوشایند دارند. چرا اینهمه تفاوت؟
🔴 در عصر ظهور اینترنت نیز مثل امروز خوشبینیها افراطی و پیشبینیهای احمقانه کم نبود، اما نوعی حس ماجراجویی عمومی نیز در اوج بود. جوانان مستعد دانشگاه را رها میکردند تا کسبوکار اینترنتی خودشان راه بیاندازند. اما هوش مصنوعی گویی فقط برای ابرثروتمندان و غولهایی جذاب است که مالک مدلهای هوش مصنوعیاند. در مقابل، مردم عادی نگران آنند که دیر یا زود، هوش مصنوعی شغلشان را از چنگشان بیرون خواهد آورد. در واقع، اخراج وسیع کارمندان در شرکتهای سیلیکونولی هشداری است برای بقیه.
🔴 هوش مصنوعی حتی اگر مستقیماً شغل شما را تهدید نکند، میتواند آزاردهنده باشد؛ درست مثل مرزهای خارج از کنترل که حتی کسانی را هم که از مهاجرت غیرقانونی متضرر نمیشوند نگران میکند. هر دو حس کنترل را از شما میگیرند.
🔴 از سوی دیگر، ترس از هوش مصنوعی فقط یک تکهگوشت در سوپِ بیاعتمادی و دلخوریای است که مدتهاست در حال جوشیدن بوده است. مردم همیشه نسبت به فناوری احساساتی دوگانه داشتهاند. راحتی و امکانات آن را دوست دارند، اما نگران هزینههایش هستند: حریم خصوصی، سلامت روان، انسجام اجتماعی. از این نظر، هوش مصنوعی تفاوتی با کامپیوترهای شخصی، اینترنت یا شبکههای اجتماعی ندارد. سرنوشت اینترنت و شبکههای اجتماعی، نگرانیها را دوچندان نیز کرده است. از کجا معلوم که این فناوری جدید به دشمن ما تبدیل نشود؟
🔴 فقط پتانسیل هوش مصنوعی در نابودکردن شغلها نیست که آزاردهنده است. خود فناوری آن نیز قابل درک نیست. حتی کسانی که مدلها را ساختهاند دقیقاً نمیدانند چرا مدلها آن کارها را انجام میدهند.
🔴 به همین دلیل است که بسیاری از جوانان بین هوش مصنوعی و سایر فناوریها تفاوت میگذارند. دانشجویی میگوید: «آیفونم را دوست دارم. بازی کامپیوتری دوست دارم. عاشق اینترنت هستم. هر سؤالی داشته باشم از گوگل میپرسم»، اما هوش مصنوعی فرق دارد. «آیا آدمهای شرور میتوانند هوش مصنوعی را طوری تربیت کنند که جواب دلخواهشان را بدهد؟ معلوم نیست». هرچه دانشجویانش بیشتر دربارۀ هوش مصنوعی یاد میگیرند، احساس ناامنی و نگرانیشان بیشتر میشود.
🔴 آیا احساسات عمومی دربارۀ این فناوریِ درحالِ ظهور مهم است؟ بله. اجازه بدهید یک مقایسۀ دیگر انجام دهیم: انرژی هستهای روزی همان پتانسیلی را داشت که امروز هوش مصنوعی نوید میدهد. اما مردم هیچگاه با فناوریای که میتوانست بشریت را نابود کند احساس آرامش و امنیت نکردند. مردم هیچگاه با ساختن رآکتورهای اتمی در نزدیکی محل زندگیشان موافق نبودند. هیچوقت نتوانستند به آن اعتماد کنند و مخالفتها آنقدر گسترش یافت که بسیاری از برنامههای ساخت رآکتور تعطیل شد. ممکن است هوش مصنوعی سرنوشت مشابهی داشته باشد؟
📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «هوش مصنوعی احتمالاً بزرگترین تحول فناورانۀ چند نسل گذشته باشد، و ناخوشایندترینِ آنها» در شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان است. این شماره و سایر محصولات ترجمان را از فروشگاه اینترنتی ما خریداری کنید.
🔗 tarjomaan.com/shop
@tarjomaan
✳️ مدیریت بر اساس «تلاقی اهداف» (Alignment over Control)
✅ در دنیای مدیریت سال ۲۰۲۶، مدلهای قدیمی کنترل مستقیم (Command and Control) جای خود را به تئوری «مدیریت مبتنی بر همراستایی» دادهاند. تئوریهای جدید میگویند مدیر موفق کسی نیست که به تیم دیکته کند «چه کاری انجام دهند»، بلکه کسی است که «چراهای» فردی کارکنان را به «اهداف» سازمان گره بزند.
■ ماجرا چیست؟
نسل جدید نیروهای متخصص دیگر تنها برای حقوق کار نمیکنند. آنها به دنبال «معنا» (Purpose) هستند. تئوری Ikigai Management پیشنهاد میدهد که مدیر باید نقطه تلاقیِ توانمندی کارمند، علاقه او و نیاز سازمان را پیدا کند.
● راهکارهای اجرایی برای مدیران:
۱. شفافیت در «چرا»: قبل از واگذاری هر پروژه، ۱۰ دقیقه وقت بگذارید و توضیح دهید که این کار چه تأثیری بر رشد کل سازمان و شخصِ کارمند دارد.
۲. تفویض اختیار کامل (Autonomy): به جای چک کردن لحظه به لحظه (Micromanagement)، روی «نتیجه نهایی» توافق کنید و اجازه دهید تیم مسیر رسیدن به آن را خودش طراحی کند.
۳. فرهنگ بازخورد ۳۶۰ درجه: در مدیریت جدید، شما فقط ارزیاب نیستید؛ بلکه باید اجازه دهید تیم هم به شما بازخورد بدهد تا همراستایی (Alignment) دوطرفه حفظ شود.
■ درس آموخته:
اگر میخواهید تیمتان در نبود شما هم با همان کیفیت کار کند، به جای «کنترل کردن»، روی «همراستا کردن اهداف» تمرکز کنید. تیمی که معنای کارش را بفهمد، نیازی به پلیس ندارد.
✅ در دنیای مدیریت سال ۲۰۲۶، مدلهای قدیمی کنترل مستقیم (Command and Control) جای خود را به تئوری «مدیریت مبتنی بر همراستایی» دادهاند. تئوریهای جدید میگویند مدیر موفق کسی نیست که به تیم دیکته کند «چه کاری انجام دهند»، بلکه کسی است که «چراهای» فردی کارکنان را به «اهداف» سازمان گره بزند.
■ ماجرا چیست؟
نسل جدید نیروهای متخصص دیگر تنها برای حقوق کار نمیکنند. آنها به دنبال «معنا» (Purpose) هستند. تئوری Ikigai Management پیشنهاد میدهد که مدیر باید نقطه تلاقیِ توانمندی کارمند، علاقه او و نیاز سازمان را پیدا کند.
● راهکارهای اجرایی برای مدیران:
۱. شفافیت در «چرا»: قبل از واگذاری هر پروژه، ۱۰ دقیقه وقت بگذارید و توضیح دهید که این کار چه تأثیری بر رشد کل سازمان و شخصِ کارمند دارد.
۲. تفویض اختیار کامل (Autonomy): به جای چک کردن لحظه به لحظه (Micromanagement)، روی «نتیجه نهایی» توافق کنید و اجازه دهید تیم مسیر رسیدن به آن را خودش طراحی کند.
۳. فرهنگ بازخورد ۳۶۰ درجه: در مدیریت جدید، شما فقط ارزیاب نیستید؛ بلکه باید اجازه دهید تیم هم به شما بازخورد بدهد تا همراستایی (Alignment) دوطرفه حفظ شود.
■ درس آموخته:
اگر میخواهید تیمتان در نبود شما هم با همان کیفیت کار کند، به جای «کنترل کردن»، روی «همراستا کردن اهداف» تمرکز کنید. تیمی که معنای کارش را بفهمد، نیازی به پلیس ندارد.