مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
🎯 ممکن است هوش مصنوعی به زودی منسوخ شود

🔴 برنامه‌نویسان، مدیران سیلیکون‌ولی و سرمایه‌داران وال‌استریت، طوری دربارۀ هوش مصنوعی حرف می‌زنند که گویی هدیه‌ای الهی است که آمده تا همۀ مشکلات را حل‌و‌فصل کند. اما برخلاف آن‌ها، نظرسنجی‌های جدید نشان می‌دهد که مردم معمولی چندان دلِ خوشی از هوش مصنوعی ندارند. برای مقایسه، می‌توانیم شرایط امروز را با روزگاری مقایسه کنیم که رایانۀ شخصی و اینترنت در حال حضور بود. تحقیقی در سال ۱۹۹۵ نشان داد که ۷۲ درصد پاسخ‌دهندگان با این فناوری‌ها احساس راحتی می‌کنند و تنها ۲۴ درصد احساسی ناخوشایند داشتند. حالا این نسبت‌ها برعکس است.

🔴 طبق نظرسنجی شبکۀ سی‌ان‌بی‌سی در تابستان سال ۲۰۲۵، فقط ۳۱ درصد از شرکت‌کنندگان با هوش مصنوعی احساس راحتی می‌کنند و ۶۸ درصد احساسی ناخوشایند دارند. چرا این‌همه تفاوت؟

🔴 در عصر ظهور اینترنت نیز مثل امروز خوش‌بینی‌ها افراطی و پیش‌بینی‌های احمقانه کم نبود، اما نوعی حس ماجراجویی عمومی نیز در اوج بود. جوانان مستعد دانشگاه را رها می‌کردند تا کسب‌و‌کار اینترنتی خودشان راه بیاندازند. اما هوش مصنوعی گویی فقط برای ابرثروتمندان و غول‌هایی جذاب است که مالک مدل‌های هوش مصنوعی‌اند. در مقابل، مردم عادی نگران آنند که دیر یا زود، هوش مصنوعی شغلشان را از چنگشان بیرون خواهد آورد. در واقع، اخراج وسیع کارمندان در شرکت‌های سیلیکون‌ولی هشداری است برای بقیه.

🔴 هوش مصنوعی حتی اگر مستقیماً شغل شما را تهدید نکند، می‌تواند آزاردهنده باشد؛ درست مثل مرزهای خارج از کنترل که حتی کسانی را هم که از مهاجرت غیرقانونی متضرر نمی‌شوند نگران می‌کند. هر دو حس کنترل را از شما می‌گیرند.

🔴 از سوی دیگر، ترس از هوش مصنوعی فقط یک تکه‌گوشت در سوپِ بی‌اعتمادی و دلخوری‌ای است که مدت‌هاست در حال جوشیدن بوده است. مردم همیشه نسبت به فناوری احساساتی دوگانه داشته‌اند. راحتی و امکانات آن را دوست دارند، اما نگران هزینه‌هایش هستند: حریم خصوصی، سلامت روان، انسجام اجتماعی. از این نظر، هوش مصنوعی تفاوتی با کامپیوترهای شخصی، اینترنت یا شبکه‌های اجتماعی ندارد. سرنوشت اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، نگرانی‌ها را دوچندان نیز کرده است. از کجا معلوم که این فناوری جدید به دشمن ما تبدیل نشود؟

🔴 فقط پتانسیل هوش مصنوعی در نابود‌کردن شغل‌ها نیست که آزاردهنده است. خود فناوری آن نیز قابل درک نیست. حتی کسانی که مدل‌ها را ساخته‌اند دقیقاً نمی‌دانند چرا مدل‌ها آن کارها را انجام می‌دهند.

🔴 به همین دلیل است که بسیاری از جوانان بین هوش مصنوعی و سایر فناوری‌ها تفاوت می‌گذارند. دانشجویی می‌گوید: «آیفونم را دوست دارم. بازی کامپیوتری دوست دارم. عاشق اینترنت هستم. هر سؤالی داشته باشم از گوگل می‌پرسم»، اما هوش مصنوعی فرق دارد. «آیا آدم‌های شرور می‌توانند هوش مصنوعی را طوری تربیت کنند که جواب دلخواهشان را بدهد؟ معلوم نیست». هرچه دانشجویانش بیشتر دربارۀ هوش مصنوعی یاد می‌گیرند، احساس ناامنی و نگرانی‌شان بیشتر می‌شود.

🔴 آیا احساسات عمومی دربارۀ این فناوریِ درحالِ ظهور مهم است؟ بله. اجازه بدهید یک مقایسۀ دیگر انجام دهیم: انرژی هسته‌ای روزی همان پتانسیلی را داشت که امروز هوش مصنوعی نوید می‌دهد. اما مردم هیچ‌گاه با فناوری‌ای که می‌توانست بشریت را نابود کند احساس آرامش و امنیت نکردند. مردم هیچگاه با ساختن رآکتورهای اتمی در نزدیکی محل زندگی‌شان موافق نبودند. هیچ‌وقت نتوانستند به آن اعتماد کنند و مخالفت‌ها آنقدر گسترش یافت که بسیاری از برنامه‌های ساخت رآکتور تعطیل شد. ممکن است هوش مصنوعی سرنوشت مشابهی داشته باشد؟

📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «هوش مصنوعی احتمالاً بزرگ‌ترین تحول فناورانۀ چند نسل گذشته باشد، و ناخوشایندترینِ آن‌ها» در شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان است. این شماره و سایر محصولات ترجمان را از فروشگاه اینترنتی ما خریداری کنید.

🔗 tarjomaan.com/shop

@tarjomaan
✳️ مدیریت بر اساس «تلاقی اهداف» (Alignment over Control)

✅ در دنیای مدیریت سال ۲۰۲۶، مدل‌های قدیمی کنترل مستقیم (Command and Control) جای خود را به تئوری «مدیریت مبتنی بر هم‌راستایی» داده‌اند. تئوری‌های جدید می‌گویند مدیر موفق کسی نیست که به تیم دیکته کند «چه کاری انجام دهند»، بلکه کسی است که «چراهای» فردی کارکنان را به «اهداف» سازمان گره بزند.
■ ماجرا چیست؟
نسل جدید نیروهای متخصص دیگر تنها برای حقوق کار نمی‌کنند. آن‌ها به دنبال «معنا» (Purpose) هستند. تئوری Ikigai Management پیشنهاد می‌دهد که مدیر باید نقطه تلاقیِ توانمندی کارمند، علاقه او و نیاز سازمان را پیدا کند.
● راهکارهای اجرایی برای مدیران:
۱. شفافیت در «چرا»: قبل از واگذاری هر پروژه، ۱۰ دقیقه وقت بگذارید و توضیح دهید که این کار چه تأثیری بر رشد کل سازمان و شخصِ کارمند دارد.
۲. تفویض اختیار کامل (Autonomy): به جای چک کردن لحظه به لحظه (Micromanagement)، روی «نتیجه نهایی» توافق کنید و اجازه دهید تیم مسیر رسیدن به آن را خودش طراحی کند.
۳. فرهنگ بازخورد ۳۶۰ درجه: در مدیریت جدید، شما فقط ارزیاب نیستید؛ بلکه باید اجازه دهید تیم هم به شما بازخورد بدهد تا هم‌راستایی (Alignment) دوطرفه حفظ شود.
■ درس آموخته:
اگر می‌خواهید تیمتان در نبود شما هم با همان کیفیت کار کند، به جای «کنترل کردن»، روی «هم‌راستا کردن اهداف» تمرکز کنید. تیمی که معنای کارش را بفهمد، نیازی به پلیس ندارد.
✳️ ایمنی روانی؛ کلید خلاقیت تیم (Psychological Safety)
‌
✅ تحقیقات گسترده (از جمله پروژه ارسطوی گوگل) نشان داده است که برترین تیم‌ها، لزوماً باهوش‌ترین افراد را ندارند، بلکه تیم‌هایی هستند که در آن‌ها «ایمنی روانی» برقرار است. یعنی اعضا بدون ترس از قضاوت یا تنبیه، ایده‌هایشان را می‌گویند و به اشتباهاتشان اعتراف می‌کنند.
■ ماجرا چیست؟
در مدیریتی که بر پایه «ترس» بنا شده، کارمندان فقط دستورات را اجرا می‌کنند تا تنبیه نشوند. اما در تئوری Amy Edmondson (استاد هاروارد)، مدیر فضایی می‌سازد که در آن «سوال پرسیدن» یا «اعتراف به خطا» نشانه ضعف نیست، بلکه فرصتی برای یادگیری جمعی است.
‌■ راهکارهای اجرایی برای مدیران:
۱. آسیب‌پذیری نشان دهید: وقتی خودتان به عنوان مدیر اشتباه می‌کنید، آن را صادقانه با تیم در میان بگذارید. این کار به بقیه هم اجازه می‌دهد شجاع باشند.
۲. کنجکاوی به جای سرزنش: وقتی پروژه‌ای شکست می‌خورد، به جای پرسیدن «تقصیر کی بود؟»، بپرسید «چی یاد گرفتیم که دفعه بعد تکرار نشه؟».
۳. تضمین مشارکت همگانی: در جلسات، فضا را طوری مدیریت کنید که حتی خجالتی‌ترین افراد تیم هم فرصت داشته باشند نظرشان را بدون قطع شدن کلامشان بیان کنند.
‌■خلاصه درس:
اگر می‌خواهید تیمتان خلاق باشد، باید اجازه دهید «امنیت» داشته باشند. تیمی که از رئیسش می‌ترسد، هرگز نوآوری نمی‌کند؛ فقط پنهان‌کاری می‌کند.
✳️ پیش نویس های زندگی، تروماها و رنج های درمان نشده کودکی صاحبین کسب و کار، چه تاثیری بر شیوه مدیریتشان می گذارد؟

✅ در طول سال های مشاوره، با صاحبین کسب و کار و مدیرانی کار کرده ام که هر کدام در ظاهر سبک مدیریتی خودشان را داشتند ولی وقتی با رویکرد مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل (TA)، رفتارشان را تحلیل می کنیم، آنها در واقع تحت تأثیر پیش‌نویس‌های زندگی (Life Scripts) و زخم‌های التیام‌نیافته کودکیشان، شرکت را مدیریت می کنند.
■ محیط کسب‌وکار آنها، اغلب به صحنه‌ای برای بازآفرینی ناخودآگاه درام‌های خانوادگی و پاسخ به تروماها و نیازهای برآورده‌نشده کودکی شان تبدیل شده است.
■ بازتاب این رنج‌های مدیران در محیط کار چگونه است؟
۱- پیش‌نویس‌های زندگی و استراتژی‌های کسب‌وکار
اریک برن معتقد بود که برای ما در کودکی طرحی ریخته می شود. این طرح در مدیریت به اشکال زیر ظاهر می‌شود:
● پیش‌نویس «هرگز»:
مدیری که در کودکی یاد گرفته هرگز به آنچه می‌خواهد نمی‌رسد، ممکن است در آستانه موفقیت‌های بزرگ، ناخودآگاه دست به خودتخریبی (Self-sabotage) بزند یا فرصت‌های طلایی را از دست بدهد.
● پیش‌نویس «تا زمانی که»:
این مدیران معتقدند «تا زمانی که سخت کار نکنی، حق استراحت نداری».
این نگاه باعث ایجاد فرهنگ «فرسودگی شغلی» در سازمان می‌شود؛جایی که بهره‌وری فدای حضور طولانی‌مدت ، غیر بهره ور و رنج کشیدن در محیط کار می‌شود.
۲- تحقیرهای دوران کودکی و نیاز به کنترل (مدیریت ذره بینی/جزئی نگر)
کودکی که مدام تحقیر شده یا در محیطی غیرقابل پیش‌بینی رشد کرده، در بزرگسالی «عدم امنیت» عمیقی را تجربه می‌کند.
▪️تأثیر بر مدیریت:
این فرد برای فرار از احساس ناتوانی دوران کودکی، به «کنترل‌گری افراطی» پناه می‌برد. او نمی‌تواند تفویض اختیار کند، چون به کسی اعتماد ندارد. هر اشتباه کوچکی از سوی کارمندان برای او به مثابه یک تهدید شخصی یا بازگشت به دوران تحقیر است، لذا با خشم یا نظارت ذره‌بینی واکنش نشان می‌دهد.
۳. رنج‌های درمان‌نشده و «سوق‌دهنده‌ها» (Drivers)
در روانشناسی، ۵ سوق‌دهنده اصلی وجود دارد که ریشه در تلاش کودک برای کسب تایید والدین دارد. این‌ها موتور محرک بسیاری از مدیران هستند:
● کامل باش (Be Perfect):
منجر به کمال‌گرایی سمی می‌شود. پروژه‌ها هرگز تمام نمی‌شوند، چون همیشه نقصی وجود دارد. کارمندان تحت فشار این مدیر، احساس بی‌کفایتی دائمی می‌کنند.
● قوی باش (Be Strong):
این مدیران از ابراز احساسات یا پذیرش ضعف می‌ترسند. آن‌ها محیطی خشک و بی‌روح می‌سازند که در آن «آسیب‌پذیری» ممنوع است و ارتباطات انسانی در سازمان می‌میرد.
● خشنود کن (Please Others):
مدیری که رنج طرد شدن دارد، نمی‌تواند «نه» بگوید. او برای راضی نگه داشتن همه (مشتری، کارمند، رقیب)، قاطعیت مدیریتی را از دست می‌دهد و سازمان را دچار سردرگمی استراتژیک می‌کند.
۴. بازآفرینی نقش‌های مثلث کارپمن در سازمان
مدیرانی که تروماهای درمان‌نشده دارند، اغلب سازمان را به یک «مثلث تقدیر» تبدیل می‌کنند:
▪️نقش شکنجه‌گر:
با تحقیر کارمندان، به دنبال جبران حقارت‌های گذشته خود هستند.
▪️نقش ناجی:
با دخالت‌های بی‌جا و انجام کارهای دیگران، اجازه رشد به تیم را نمی‌دهند (چون می‌خواهند همیشه قهرمان داستان باشند).
▪️نقش قربانی:
از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده و شکست‌ها را به گردن وضعیت اقتصادی، کارمندان بی‌کفایت یا شانس بد می‌اندازند.
۵- پدیده «انتقال»‌
(Transference)
در مدیریت
مدیر ممکن است ناخودآگاه یکی از کارکنان را شبیه به پدر سخت‌گیر یا برادر رقیب خود ببیند. در این حالت، واکنش‌های او به آن کارمند، بر اساس واقعیت‌های کاری نیست، بلکه بر اساس تسویه حساب‌های قدیمی دوران کودکی است. این موضوع باعث تبعیض‌های غیرمنطقی یا دشمنی‌های بی‌دلیل در محیط کار می‌شود.
۶- تاثیر بر فرهنگ سازمانی
رهبری که با رنج‌ها و دردهایش روبرو نشده، «سایه»های خود را به کل سازمان می‌افکند:
♦️اگر مدیر از "شرم" رنج می‌برد، فرهنگ پنهان‌کاری در شرکت حاکم می‌شود.
♦️اگر مدیر از "ترس طرد شدن: رنج می‌برد، چاپلوسی در آن شرکت به ارزش تبدیل می‌شود.
🔺راهکار چیست؟
صاحبان کسب‌وکاری که به رشد پایدار فکر می‌کنند، باید بدانند که «توسعه فردی، مقدم بر توسعه سازمانی است». روان‌درمانی، کوچینگ با رویکرد تحلیل رفتار، و خودآگاهی نسبت به «کودک درون»، به مدیر کمک می‌کند تا به جای اینکه شرکتش را به «بیمارستانی برای درمان دردهای خودش» تبدیل کند، آن را به محیطی برای شکوفایی و خلق ارزش بدل سازد.
گاهنامه مدیر
✳️ ورشکستگیِ زمانی؛ چطور از شر جلسات سمی خلاص شویم؟
‌✅ دانشگاه MIT مفهومی به نام Meeting Recovery Syndrome (سندروم ریکاوری از جلسه) را معرفی کرده است؛ یعنی وقتی از یک جلسه بد بیرون می‌آیید، تا ۴۵ دقیقه بعد همچنان مغزتان درگیر است و نمی‌توانید کار عمیق انجام دهید.
‌■ ماجرا چیست؟
بسیاری از مدیران دچار «جلسه‌زدگی» شده‌اند. تحقیقات نشان می‌دهد حذف تنها یک روز از جلسات در هفته، بهره‌وری را ۷۰ درصد و رضایت شغلی را ۵۰ درصد افزایش می‌دهد.
‌■ راهکار اجرایی:
۱. روزهای قرنطینه (No-Meeting Days): در هفته یک یا دو روز (مثلاً دوشنبه‌ها) را روزِ «بدون جلسه» اعلام کنید تا همه فقط روی کارهای عمیق تمرکز کنند.
۲. قانونِ خروجِ محترمانه: اگر کسی در جلسه‌ای حس کرد حضورش دیگر ارزش افزوده‌ای ندارد، باید اجازه داشته باشد محترمانه جلسه را ترک کند.
۳. ارزیابی ROI جلسه: در پایان هر هفته بپرسید: «کدام جلسات می‌توانست به یک ایمیل تبدیل شود؟» هفته بعد آن‌ها را حذف کنید.
‌■ درس آموخته:
مدیر موفق کسی نیست که تقویمش پر است؛ کسی است که با کمترین تعداد جلسه، بیشترین خروجی را از تیمش می‌گیرد.
✳️ گاهی آرامش از جایی شروع می‌شود که دیگر تلاش نمی‌کنی تا همه‌چیز و همه‌کس را کنترل کنی.
✅ نظریهٔ «بذار» به ما یاد می‌دهد انرژی‌مان را از کنترل دیگران پس بگیریم و دوباره به خودمان برگردانیم.
✳️ چرا بعضی کسب‌وکارها در رکود رشد می‌کنند؟

✅ تورم بالا رفته، بازار کند شده، مشتری سخت‌تر خرید می‌کند و بسیاری از مدیران فقط درگیر حفظ بقا هستند.
اما وسط همین شرایط، بعضی کسب‌وکارها نه‌تنها سقوط نکرده‌اند، بلکه فروش و سهم بازارشان بیشتر هم شده است.این تفاوت از کجا می‌آید؟واقعیت این است که در دوران بحران، بازار فقط پول و سرمایه را امتحان نمی‌کند؛طرز فکر مدیران را هم آشکار می‌کند.
رکود، زمان اشتباهات مدیریتی است
وقتی فشار اقتصادی زیاد می‌شود، بسیاری از کسب‌وکارها وارد فاز ترس می‌شوند:تبلیغات حذف می‌شود.کیفیت خدمات افت می‌کند.تصمیم‌ها هیجانی می‌شود.فروش به هر قیمتی تبدیل به هدف اصلی می‌شود
در ظاهر این رفتارها منطقی به نظر می‌رسند، اما در عمل برند را ضعیف‌تر می‌کنند.
بسیاری از کسب‌وکارها را رکود نابود نمی‌کند؛
واکنش اشتباه به رکود نابود می‌کند.کسب‌وکارهای برنده چه کاری متفاوت انجام می‌دهند؟
۱. اعتماد می‌سازند، نه فقط فروش
مشتری امروز ایران قبل از خرید یک سؤال مهم دارد:
«اگر شرایط بدتر شد، آیا می‌توانم به این برند اعتماد کنم؟»در اقتصاد بی‌ثبات، اعتماد تبدیل به مزیت رقابتی می‌شود.به همین دلیل بعضی برندها حتی با قیمت بالاتر همچنان مشتری دارند.
۲. جریان پول را جدی‌تر از سود می‌بینند
در شرایط تورمی، سود روی کاغذ همیشه نشانه سلامت کسب‌وکار نیست.بسیاری از مجموعه‌ها ظاهراً سودده هستند، اما به دلیل خواب سرمایه، چک‌های عقب‌افتاده یا مدیریت ضعیف نقدینگی، آرام‌آرام فرسوده می‌شوند.
کسب‌وکارهای حرفه‌ای در بحران:نقدینگی را کنترل می‌کنند.سرمایه را قفل نمی‌کنندو سرعت گردش پول را بالا نگه می‌دارند
۳. رفتار جدید مشتری را می‌فهمند.مشتری امروز مثل گذشته خرید نمی‌کند.
او‌بیشتر تحقیق می‌کند
سخت‌تر اعتماد می‌کند
ریسک کمتری می‌پذیرد
و حساس‌تر از قبل تصمیم می‌گیرد.بسیاری از برندها هنوز با مدل فروش سال‌های رونق کار می‌کنند؛
در حالی که ذهن مشتری کاملاً تغییر کرده است.
۴. در بحران، ناپدید نمی‌شوند.یکی از اشتباهات رایج بازار این است که کسب‌وکارها در اولین فشار مالی، ارتباط خود با مخاطب را قطع می‌کنند.اما وقتی دیده نشوی، خیلی زود فراموش می‌شوی.برندهای هوشمند شاید هزینه‌ها را مدیریت کنند، اما حضورشان در ذهن بازار را حفظ می‌کنند.اتفاقاً دوران رکود، زمانی است که سکوت رقبا می‌تواند فرصت رشد باشد.
۵. احساساتشان کسب‌وکار را کنترل نمی‌کند.بحران اقتصادی فقط بازار را به هم نمی‌ریزد؛ ذهن مدیران را هم تحت فشار قرار می‌دهد.
بعضی مدیران در این شرایط هر روز تصمیم جدید می‌گیرند:امروز توسعه
فردا توقف
هفته بعد تغییر کامل مسیر
این نوسان ذهنی، کل سازمان را فرسوده می‌کند.
در بسیاری از مواقع، مشکل اصلی کسب‌وکار «بازار» نیست؛بی‌ثباتی تصمیم‌گیری مدیر است.واقعیتی که باید پذیرفتدر اقتصاد امروز ایران، فقط کسب‌وکارهای قوی باقی نمی‌مانند؛
کسب‌وکارهای منعطف باقی می‌مانند.مدیرانی که هنوز با ذهنیت دوران رونق تصمیم می‌گیرند، معمولاً در بازار فرسایشی امروز آسیب بیشتری می‌بینند.رکود برای بعضی کسب‌وکارها پایان بازی است؛اما برای بعضی دیگر، بهترین فرصت برای گرفتن سهم بازار.تفاوت این دو، بیشتر از هر چیز به نوع مدیریت برمی گردد.
کاب
👍1
📌 ظهور DeepSeek دیگر صرفاً به‌عنوان رقابت برای ساخت چت‌بات‌های ارزان‌تر دیده نمی‌شود؛ بلکه به‌طور فزاینده به‌عنوان تلاشی راهبردی برای بازطراحی اقتصاد هوش مصنوعی پیشرفته بر پایه بهره‌وری سخت‌افزاری و تاب‌آوری زنجیره تأمین تفسیر می‌شود. تحلیل‌گران و پژوهشگران می‌گویند این شرکت بر معماری‌هایی تمرکز کرده که وابستگی به سامانه‌های GPU متکی بر حافظه‌های سنگین HBM را کاهش می‌دهد و امکان اجرای مدل‌های پیشرفته را با نیاز بسیار کمتر به حافظه و توان محاسباتی خام فراهم می‌سازد.

■ جدیدترین توسعه‌های DeepSeek مستقیماً برخی از بزرگ‌ترین گلوگاه‌های زیرساختی هوش مصنوعی را هدف قرار داده‌اند. معماری Mixture-of-Experts (MoE) تنها بخش‌های منتخب مدل را هنگام استنتاج فعال می‌کند، در حالی که فناوری‌های Dynamic Sparse Attention (DSA) و معماری V4-Pro هزینه پردازش کانتکست‌های بسیار طولانی را به‌شدت کاهش می‌دهند. اسناد فنی مرتبط با V4-Pro ادعا می‌کنند روش‌های CSA/HCA می‌توانند میزان عملیات محاسباتی مورد نیاز برای استنتاج تک‌توکن در کانتکست‌های یک‌میلیون‌توکنی را به حدود ۲۷ درصد نیاز نسل‌های قبلی کاهش دهند و مصرف حافظه KV Cache را به نزدیک ۱۰ درصد سامانه‌های قدیمی برسانند.

■ در همین حال، مسیر پژوهشی موسوم به Engram رویکرد متفاوتی را دنبال می‌کند؛ به‌جای آنکه تمام دانش از طریق محاسبات متراکم پردازش شود، اطلاعات ایستا را در سامانه‌های حافظه جست‌وجوی مقیاس‌پذیر ذخیره می‌کند. این روش می‌تواند فشار روی پردازش محاسباتی را کاهش داده و بهره‌وری زیرساخت را افزایش دهد.

پیامدهای صنعتی این راهبرد به‌تدریج اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اگر مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی به حافظه HBM و توان پردازشی خام کمتری نیاز داشته باشند، سخت‌افزارهایی که پیش‌تر «رده دوم» تلقی می‌شدند ــ از جمله حافظه‌های LPDDR، ذخیره‌سازی NAND، شتاب‌دهنده‌های داخلی و تراشه‌های سفارشی ASIC ــ می‌توانند به گزینه‌هایی راهبردی و رقابتی تبدیل شوند. گزارش‌ها همچنین به کاهش قابل‌توجه قیمت V4-Pro در کنار محدودیت‌های عرضه شتاب‌دهنده‌های پیشرفته و افزایش انتظارها برای استقرار «ابرنودهای هوش مصنوعی» در چین اشاره کرده‌اند.

■ ناظران معتقدند هدف واقعی DeepSeek صرفاً رقابت در لایه کاربردی نیست، بلکه بازطراحی کل پشته هوش مصنوعی است؛ به‌گونه‌ای که کمبود سخت‌افزار از طریق معماری نرم‌افزاری و مهندسی سامانه‌ها قابل مدیریت شود.

https://bricsbridge.com
✳️ GIGO
و حل مسئله

✅ در علم مهندسی کامپیوتر، اصطلاحی وجود دارد بنام gigo که به معنی
garbage in garbage out
یا «زباله بدهی، زباله تحویل خواهی گرفت» می‌باشد.

■ در واقع مهندسان علوم کامپیوتری از این واژه برای الگوریتم‌های ناکارآمد استفاده می‌کنند و فلسفه پشت این واژه این است که اگر به یک ماشین، اطلاعات یا فرمول غلط بدهی، انتظار نداشته باش به تو پاسخ درست بدهد.ماشین نهایتاً زباله تحویل گرفته را به شکلی زیبا و با بسته بندی جذاب، تبدیل به پاسخی زباله وار می‌کند و تحویل می‌دهد.
■ اما این عبارت و طرز تفکر ساده اما عمیق، همان چیزی است که بیشتر حل مسائل و تصمیم گیری های ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
■ باید گفت کلیدی‌ترین گام در حل مسئله، کسب اطلاعات درست و تعریف دقیق صورت مسئله است!
اگر مسئله بر مبنای اطلاعات نادرست تعریف شود و یا با وجود در اختیار بودن اطلاعات درست، خود مسئله به درستی تعریف نشود، نباید انتظار داشت به راه‌حل و تصمیم درستی دست پیدا کنیم.
■ بنابراین باید در کسب و پردازش اطلاعات وسواس به خرج داد و برای اطمینان از این موضوع نیاز است به دو مورد زیر توجه کرد:

۱- منبع گردآوری و چگونگی گردآوری اطلاعات
۲- شیوه پردازش اطلاعات گردآوری شده
■ چنانچه هر کدام دچار خلل بشوند، مانند این است به ماشین حل مسئله، زباله داده‌ايم و قاعدتاً زباله تحویل خواهیم گرفت.
چالش رشد
✳️ تکنیک‌های تصمیم‌گیری حرفه‌ای برای مدیران
(از Vroom–Yetton تا ماتریس تصمیم


https://chaleshacademy.ir/تکنیکهای-تصمیمگیری-حرفهای-برای-م/
719006252210659075_1641763451264665.pdf
13.6 MB
معماری سرمایه های انسانی
✳️ یکی از نشانه‌های مهم «مسئله نمایندگی» در شرکت‌ها‌سود حسابداری مثبت 📈اما جریان نقد عملیاتی (OCF) منفی 📉

✅ یعنی شرکت روی کاغذ سود ساخته، ولی نقدینگی واقعی ایجاد نکرده است.

این وضعیت می‌تواند ناشی از:
▪️ فروش اعتباری بیش از حد
▪️ تعویق هزینه‌ها
▪️ شناسایی زودهنگام درآمد
▪️ مدیریت سود توسط مدیران

🔺فرمول کیفیت سود:

Quality of Earnings = OCF / Net Income

● نزدیک ۱ = سود باکیفیت
● کمتر از ۱ = هشدار
● منفی = ریسک جدی کیفیت سود و مشکل نمایندگی

■ «سود بدون جریان نقد عملیاتی پایدار، برای تحلیلگر مالی و بانک یک زنگ خطر است.
دکتر عامریان
✳️ درک فرهنگ سازمانی

✅ به‌عنوان یک مدیر پروژه، مهم است که فرهنگ شرکت خود را درک کنید، زیرا این امر می‌تواند بر پروژه‌هایی که بر روی آن‌ها کار می‌کنید تأثیر بگذارد. برخی از جنبه‌های فرهنگ سازمانی که به‌طور مستقیم با نحوه مدیریت پروژه‌ها مرتبط هستند، شامل ارتباطات، تصمیم‌گیری، آیین‌ها، سبک‌های مدیریت قبلی و ارزش‌ها است. برای آشنایی بیشتر با فرهنگ شرکت و نحوه اعمال آن برای شما به‌عنوان مدیر پروژه، می‌توانید:
■ سوال بپرسید
شما می‌توانید با پرسیدن سوال از مدیران و همکاران خود درباره فرهنگ سازمان اطلاعات کسب کنید. مفید است که این سوالات را در مرحله مصاحبه بپرسید تا فرهنگ شرکت را قبل از پذیرفتن یک موقعیت بهتر بشناسید. سوالات پیشنهادی شامل:
■ فضا
کد لباس شرکت چگونه است؟
در این شرکت چگونه به اشتراک گذاشتن اعتبار انجام می‌شود؟
آیا تشویق به ریسک‌پذیری وجود دارد و در صورت شکست چه اتفاقی می‌افتد؟
مدیران چگونه از تیم خود پشتیبانی و انگیزه می‌دهند؟
افراد در این نقش چگونه با مشتریان و کاربران تعامل دارند؟
چه زمانی و چگونه اعضای تیم به یکدیگر بازخورد می‌دهند؟
برخی از سنت‌های محیط کاری چیست؟
شرکت چگونه موفقیت را جشن می‌گیرد؟
■ سیاست‌ها
سیاست‌های مربوط به مرخصی‌های بیمار و تعطیلات چیست؟
آیا شرکت به کارکنان امکان انعطاف‌پذیری (مانند کار از خانه، ساعات کاری منعطف) را می‌دهد؟
چه سیاست‌هایی در حمایت از کارکنان برای به اشتراک گذاشتن هویت خود در محیط کار وجود دارد؟
■ فرآیندها
فرآیند آموزش و ورود به شرکت چگونه است؟
کارکنان چگونه تأثیر کار خود را اندازه‌گیری می‌کنند؟
■ ارزش‌ها
بیانیه مأموریت و ارزش‌های شرکت چیست؟
این نقش چگونه می‌تواند به مأموریت سازمان کمک کند؟
شرکت چگونه از توسعه حرفه‌ای و رشد شغلی حمایت می‌کند؟
■ به داستان‌های افراد گوش کنید
گوش دادن به تجربه‌های کارکنان فعلی و نحوه توصیف آنها از شرکت می‌تواند بینش ارزشمندی ارائه دهد.
تجربه کارکنان در پروژه‌های مشابه در گذشته چگونه بوده است؟
چه اطلاعاتی می‌توانند درباره سهامداران اصلی و مشتریان بدهند؟
■ به آیین‌های شرکت توجه کنید
آیین‌ها می‌توانند نیروی محرکی برای فرهنگ باشند. آن‌ها افراد را درگیر کرده و حس هدف مشترک و تجربه مشترک را در آن‌ها تقویت می‌کنند.
تولدها و تعطیلات چگونه جشن گرفته می‌شوند؟
آیا کارکنان معمولاً در یک زمان و مکان مشخص ناهار می‌خورند؟
■ مشاهده تعاملات کارکنان
مشاهده چگونگی تعامل کارکنان می‌تواند به شما کمک کند تا سبک تعامل خود را با هنجارهای شرکت تطبیق دهید.
آیا تعاملات کارکنان بیشتر رسمی یا غیررسمی است؟
آیا ایده‌ها از کارکنان در نقش‌های مختلف درخواست می‌شود؟
■ درک تاثیر خود
به‌عنوان یک مدیر پروژه، شما به یک عامل تغییر تبدیل می‌شوید. به‌خاطر داشته باشید: یک عامل تغییر کسی است که از درون سازمان به بهبود اثربخشی و توسعه سازمان کمک می‌کند. وقتی در یک نقش جدید شروع به کار می‌کنید، با مدیران بنشینید تا بهتر بفهمید که از شما چه انتظاری دارند و چگونه می‌توانید از این فرصت بیشترین بهره را ببرید.
کاب
✳️ گوگل دیگر آن گوگل سابق نیست!
میلیون ها کاربر در حال حذف گوگل و مهاجرت به داک‌داک‌گو هستند

✅ گوگل می‌خواهد جست‌وجوی اینترنتی را وارد عصر تازه‌ای کند؛ اما همه کاربران از این تغییر خوشحال نیستند.
■ پس از آن‌که گوگل در کنفرانس سالانه توسعه‌دهندگان خود از تغییرات بزرگ در موتور جست‌وجو رونمایی کرد، موجی از انتقادها به راه افتاد. گوگل می‌خواهد کادر جست‌وجو را از یک ابزار ساده برای پیدا کردن لینک‌ها، به یک موتور گفت‌وگومحور تبدیل کند؛ جایی که کاربر سؤال می‌پرسد و هوش مصنوعی، پیش از نمایش لینک‌ها، مستقیما پاسخ می‌دهد.
■ این همان قابلیتی است که گوگل آن را «خلاصه‌های هوش مصنوعی» می‌نامد. یعنی به‌جای آن‌که کاربر خودش بین چند لینک بگردد، گوگل تلاش می‌کند جواب را همان ابتدا با کمک هوش مصنوعی آماده کند.
■ اما مشکل از نگاه منتقدان همین‌جاست. بسیاری می‌گویند گوگل دیگر شبیه همان موتور جست‌وجوی ساده و آشنای سابق نیست. کاربران نگران‌اند که پاسخ‌های هوش مصنوعی همیشه دقیق نباشند، منابع اصلی کمتر دیده شوند و کنترل جست‌وجو از دست کاربر خارج شود. بعضی‌ها هم می‌گویند این روند می‌تواند به وب آزاد آسیب بزند، چون وقتی گوگل خودش پاسخ را خلاصه می‌کند، کاربران کمتر روی سایت‌ها و منابع اصلی کلیک می‌کنند.
■ در همین فضای انتقادی، نام داک‌داک‌گو دوباره بیشتر شنیده می‌شود؛ موتور جست‌وجویی که سال‌هاست با شعار حریم خصوصی و کنترل بیشتر برای کاربر شناخته می‌شود.
■ داک‌داک‌گو می‌گوید پس از اعلام تغییرات جدید گوگل، نصب اپلیکیشنش در آمریکا رشد قابل توجهی داشته است. طبق اعلام این شرکت، نصب اپلیکیشن داک‌داک‌گو در بازه ۲۰ تا ۲۵ مه، نسبت به هفته قبل، به‌طور میانگین ۱۸.۱ درصد افزایش یافته است. در آی‌اواس این رشد حتی بیشتر بوده و به میانگین ۳۳ درصد رسیده است.
■ بازدید از صفحه جست‌وجوی بدون هوش مصنوعی داک‌داک‌گو نیز رشد کرده است؛ صفحه‌ای که در آن همه قابلیت‌های مبتنی بر هوش مصنوعی به‌طور پیش‌فرض خاموش هستند.
■ گابریل واینبرگ، مدیرعامل داک‌داک‌گو، می‌گوید گوگل در حال تحمیل هوش مصنوعی به کاربران است، بدون آن‌که راه ساده‌ای برای کنار گذاشتن آن وجود داشته باشد. او می‌گوید داک‌داک‌گو می‌خواهد جایی باشد که کاربر خودش تصمیم بگیرد چقدر از هوش مصنوعی استفاده کند یا اصلا استفاده نکند.
■ البته داک‌داک‌گو هم ابزار هوش مصنوعی خودش را دارد. سرویس Duck.ai به کاربران اجازه می‌دهد بدون ساخت حساب کاربری از چند مدل هوش مصنوعی استفاده کنند. اما این شرکت می‌گوید تفاوت اصلی در حفظ حریم خصوصی و حق انتخاب است: آی‌پی کاربر حذف می‌شود، چت‌ها برای آموزش مدل‌ها استفاده نمی‌شوند و تاریخچه جست‌وجوها جمع‌آوری نمی‌شود.
■ در مقابل، گوگل می‌گوید قابلیت‌های هوش مصنوعی‌اش با استقبال گسترده روبه‌رو شده‌اند و حالت هوش مصنوعی در جست‌وجو، به بیش از یک میلیارد کاربر ماهانه رسیده است.
اما بحث اصلی فقط بر سر یک قابلیت تازه نیست. مسئله این است که جست‌وجوی اینترنتی، که سال‌ها بر پایه انتخاب کاربر و مراجعه مستقیم به منابع مختلف شکل گرفته بود، حالا دارد به تجربه‌ای تبدیل می‌شود که هوش مصنوعی در آن نقش دروازه‌بان را بازی می‌کند.
■ برای بعضی کاربران، این یعنی سرعت و راحتی بیشتر. برای بعضی دیگر، یعنی کاهش شفافیت، کاهش کنترل و دور شدن از وبی که قرار بود باز، قابل بررسی و متکی بر منابع مستقیم باشد.
✳️ واکنش زِمِلوایس: قاتلان مسئولیت ناپذیر
(درس آموخته مدیریتی)

✅ ایگناتس فیلیپ زملوایس، پزشک مجار با نسب آلمانی بود که امروزه او را به عنوان یکی از اولین پیشگامان ضدعفونی می‌دانند. او را با عنوان نجات دهندهٔ مادران نیز می‌شناسند، چرا که دریافت پزشکان با ضدعفونی کردن دست‌هایشان پیش از انجام زایمان می‌توانند نرخ تب زایمان و مرگ مادران را تا مقدار زیادی کاهش دهند.
■ تب زایمان در بیمارستان‌های میانه قرن نوزدهم شایع بوده و با میزان بالای مرگ‌ومیر (۱۰ تا ۳۵ درصد زنان حامله) همراه بوده‌است. زملوایس در ۱۸۴۷ هنگام کار در بیمارستان عمومی وین روش شستشوی دست‌ها پیش از زایمان با کلسیم هیپوکلریت را ارائه داد؛ در این بیمارستان نرخ مرگ‌ومیر مادران در حین زایمان بدست پزشکان، سه برابر بیشتر از قابله‌های بیرون از بیمارستان بود. او کتابی نوشت و نتایج کارش را در آن منتشر کرد.
■ علی‌رغم آشکار بودن کاهش مرگ‌ومیر به زیر ۱٪ با روش زملوایس، جامعهٔ پزشکی آن زمان تحقیقات و نتایج کارهای او را نپذیرفتند. برخی پزشکان از اینکه زملوایس به آن‌ها پیشنهاد شستن دستانشان را پیش از زایمان می‌داد ناراحت می‌شدند و زملوایس نمی‌توانست با آموخته‌های علمی پزشکی آن زمان پاسخی علمی به آن‌ها بدهد.
■ کسی نه تنها روش زملوایس را پی نگرفت بلکه او را در سال ۱۸۶۵ به تیمارستان فرستادند. ۱۴ روز بعد، در آنجا بدست نگهبانان مورد ضرب و شتم قرار گرفت و در سن ۴۷ سالگی درگذشت.
■روش زملوایس سال‌ها پس از مرگش گسترش یافت، زمانی‌که لویی پاستور توانست نظریه میکروبی بیماری‌ها را ارائه دهد و جوزف لیستر کار بر روی میکروب‌شناسی را آغاز کرد.
◀️ امروزه از عبارت واکنش زملوایس برای یاد کردن واکنش‌ها در برابر شواهد یا دانش جدیدی استفاده می‌شود که با قواعد شناخته‌شده و عقاید روزگار مطابقت ندارد.

■ او در سال ۱۸۶۱ پس از عدم قبولی نظریه‌اش دچار افسردگی شد. نقاشی‌هایی که از او بین سال‌های ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۴ کشیده شده نشان‌دهندهٔ پیر شدن سریع او است. مقاله‌هایی در رد نظریه‌اش منتشر شد و او نامه‌هایی آتشین در پاسخ آن‌ها نوشت و به پزشکان متخصص زایمان در سراسر اروپا فرستاد. زملوایس که برای زندگی مادران ناراحت بود در نامه‌های تندش، منتقدانش را «قاتلان مسئولیت ناپذیر» یا «نادان» خطاب می‌کرد و خواستار جلسات رو در رو برای اثبات نظریه‌اش بود.
■ در ۱۸۶۵، یانوش بالاشا، پزشک جراح و از شخصیت‌های برجسته جامعه پزشکی آن زمان درخواست انتقال زملوایس به بیمارستانی روانی را داد. در ۳۰ ژوئیه همان سال شخصی او را با پیشنهاد رفتن به یکی از کلینیک‌های زایمان وین فریب داد و به بیمارستان روانی منتقل کرد. هنگامی که خواست آنجا را ترک کند به شدت به‌دست نگهبانان مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به او تنگ‌پوش پوشانیدند و در سلولی تاریک زندانی کردند. او دو هفته بعد، در ۱۳ اوت ۱۸۶۵ در سن ۴۷ سالگی بر اثر زخم قانقاریا که احتمالاً پس از ضرب و شتم نگهبانان به وجود آمده بود در تیمارستان درگذشت. کالبدشکافی او، جراحت‌های داخلی گسترده و عفونت خون را علت مرگ دانست.
■زملوایس در ۱۵ اوت ۱۸۶۵ در وین به خاک سپرده شد و افراد کمی در تشییع جنازه او شرکت داشتند. قوانین جامعه پزشکی آن زمان وین چنین بود که اگر پزشکی درمی‌گذشت جامعه پزشکی برای او مجلس یادبود می‌گرفت اما این کار صورت نگرفت و از مرگ او نامی نیز برده نشد.
گاهنامه مدیر
❤1