✳️ وقتی کارمندان در تغییر غرق میشوند!
دیوید گراسمن • ۲۸ مه ۲۰۲۶
طبق تحقیقات، کارمندان میتوانند عملاً فقط یک یا دو تغییر عمده در سال را بپذیرند، با این حال رهبران در حال برنامهریزی برای سه یا چهار تغییر در سال ۲۰۲۶ هستند. رهبرانی که میخواهند به تیمهای خود در پیمایش تغییر کمک کنند، باید به نحوه تجربه افراد از آن توجه دقیقی داشته باشند. آنها میتوانند سه استراتژی را برای کمک به این امر به کار گیرند: گفتگو با کارمندان را غیرقابل مذاکره کنند، یک داستان تغییر مشترک ایجاد کنند و تغییرات را ترتیب دهند.
https://t.me/ExecutiveManagement
دیوید گراسمن • ۲۸ مه ۲۰۲۶
طبق تحقیقات، کارمندان میتوانند عملاً فقط یک یا دو تغییر عمده در سال را بپذیرند، با این حال رهبران در حال برنامهریزی برای سه یا چهار تغییر در سال ۲۰۲۶ هستند. رهبرانی که میخواهند به تیمهای خود در پیمایش تغییر کمک کنند، باید به نحوه تجربه افراد از آن توجه دقیقی داشته باشند. آنها میتوانند سه استراتژی را برای کمک به این امر به کار گیرند: گفتگو با کارمندان را غیرقابل مذاکره کنند، یک داستان تغییر مشترک ایجاد کنند و تغییرات را ترتیب دهند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ مهارتهای مدیریت بحران خود را ارتقا دهید
ریک آلبرز، کیلیان مک کارتی و آرجان گرون • 31 مارس 2026
https://sloanreview.mit.edu/
✅ رهبرانی که با موفقیت بحرانها را در دولتها و سازمانهای بزرگ مدیریت کردهاند، ذاتاً در این زمینه بهتر نیستند. مصاحبه با رهبران سطح بالا در صنایع مختلف نشان داد افرادی که مهارتهای قوی در مدیریت بحران دارند، زمان و تلاش خود را صرف توسعه بلوغ در هفت حوزه کلیدی کردهاند که به «هفت C» معروف است: برنامهریزی احتمالی، هماهنگی بین بخشی، ارتباطات شفاف، دلسوزی، رویارویی با حقایق سخت، کنترل و تداوم.
https://t.me/ExecutiveManagement
ریک آلبرز، کیلیان مک کارتی و آرجان گرون • 31 مارس 2026
https://sloanreview.mit.edu/
✅ رهبرانی که با موفقیت بحرانها را در دولتها و سازمانهای بزرگ مدیریت کردهاند، ذاتاً در این زمینه بهتر نیستند. مصاحبه با رهبران سطح بالا در صنایع مختلف نشان داد افرادی که مهارتهای قوی در مدیریت بحران دارند، زمان و تلاش خود را صرف توسعه بلوغ در هفت حوزه کلیدی کردهاند که به «هفت C» معروف است: برنامهریزی احتمالی، هماهنگی بین بخشی، ارتباطات شفاف، دلسوزی، رویارویی با حقایق سخت، کنترل و تداوم.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ ارکان اصلی یک رهبری موفق!
✅ اگر میخواهید از سطح یک «اجراکننده» به سطح یک «رهبر» ارتقا پیدا کنید، باید روی این ۵ مهارت تمرکز کنید:
👁️ چشم انداز / بینش استراتژیک (دیدنِ فراتر از جزئیات)
❤️ هوش هیجانی (تسلط بر خود و درک دیگران)
🎯 تصمیمگیری (قاطعیت در مسیر درست)
🌱 مربیگری (ساختنِ رهبران آینده)
💬 ارتباطات (انتقال شفاف و اثرگذار)
🔺 رهبری، صرفاً مدیریتِ وظایف نیست؛ مدیریتِ شایستگیهاست!
بسیاری از مدیران در تلهی «مدیریت عملیاتی» گرفتار میشوند و فراموش میکنند که نقش اصلی آنها، هدایت استراتژیک و رشد سرمایههای انسانی است. یک رهبر کارآمد، در پنج محور بنیادین باید از خود پرسش کند:
۱. بینش استراتژیک: آیا من فراتر از امروز را میبینم؟
۲. هوش هیجانی: آیا توانایی مدیریت معادلات انسانی و خلق امنیت روانی را دارم؟
۳. قاطعیت در تصمیم: آیا در لحظات بحرانی، توان تصمیمگیری مسئولانه را دارم؟.
۴.مربیگری (Coaching): آیا با تیم، خودم نیز رشد میکنم؟
۵. ارتباطات: آیا پیام من شفاف است یا تنها «دستور» میدهم؟
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ اگر میخواهید از سطح یک «اجراکننده» به سطح یک «رهبر» ارتقا پیدا کنید، باید روی این ۵ مهارت تمرکز کنید:
👁️ چشم انداز / بینش استراتژیک (دیدنِ فراتر از جزئیات)
❤️ هوش هیجانی (تسلط بر خود و درک دیگران)
🎯 تصمیمگیری (قاطعیت در مسیر درست)
🌱 مربیگری (ساختنِ رهبران آینده)
💬 ارتباطات (انتقال شفاف و اثرگذار)
🔺 رهبری، صرفاً مدیریتِ وظایف نیست؛ مدیریتِ شایستگیهاست!
بسیاری از مدیران در تلهی «مدیریت عملیاتی» گرفتار میشوند و فراموش میکنند که نقش اصلی آنها، هدایت استراتژیک و رشد سرمایههای انسانی است. یک رهبر کارآمد، در پنج محور بنیادین باید از خود پرسش کند:
۱. بینش استراتژیک: آیا من فراتر از امروز را میبینم؟
۲. هوش هیجانی: آیا توانایی مدیریت معادلات انسانی و خلق امنیت روانی را دارم؟
۳. قاطعیت در تصمیم: آیا در لحظات بحرانی، توان تصمیمگیری مسئولانه را دارم؟.
۴.مربیگری (Coaching): آیا با تیم، خودم نیز رشد میکنم؟
۵. ارتباطات: آیا پیام من شفاف است یا تنها «دستور» میدهم؟
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ اثر رومئو و ژولیت
Romeo and Juliet Effect
✅ چرا مخالفت با عشق ورزیدن آن را تشدید میکند؟
اثر رومئو و ژولیت نوعی خطای شناختیست که میگوید: «زمانی که دیگران با رابطهی عاطفی دو نفر مخالفت میکنند، گاهی این مخالفت باعث میشود عشق و وابستگیِ آن دو بیشتر و شدیدتر شود. بهعبارتدیگر، مخالفت دیگران با یک رابطهی عاطفی ممکن است آن رابطه را قویتر، ارزشمندتر و هیجانیتر کند.
■ نام این خطای شناختی از نمایشنامهی رومئو و ژولیت گرفته شده است؛ رومئو و ژولیت نمایشنامهای از ویلیام شکسپیر است که داستان عشق دو نوجوان از دو خانوادهی دشمن را روایت میکند. مخالفت خانوادهها عشق آنها را شدیدتر میکند، اما مجموعهای از سوءتفاهمها و حوادث تلخ سرانجام به مرگ هر دو میانجامد. درواقع، این نمایشنامه روایتگر عشقیست که به خاطر مخالفت و ممنوعیت قویتر میشود، اما به تراژدی میانجامد.
■ خلاصه، زمانی که انسان احساس کند رابطهی عاطفیاش با دیگران محدود یا ممنوع میشود، تمایلش به حفظ و تقویت آن رابطه بیشتر میشود.
■ برای مثال، وقتی والدین به فرزندشان میگویند: «تو حق نداری با این فرد رابطه داشته باشی.»، او این ممنوعیت را محدودیت آزادی تفسیر میکند؛ درنتیجه، میل به حفظ و تقویت رابطه بیشتر میشود.
■ این خطای شناختی نشان میدهد که چگونه فشارهای اجتماعی و ممنوعیتها میتوانند قضاوت منطقی انسان را تحریف کنند، و عشق را که یک «تجربهی عاطفی»ست به یک «نبرد هیجانی» تبدیل کنند.
■ اثر رومئو و ژولیت با «اثر میوهی ممنوعه»¹ ارتباط تنگاتنگی دارد. اثر میوهی ممنوعه به تمایل انسان برای افزایش توجه و تمایل به چیزی پس از ممنوع یا محدود شدن آن اشاره میکند.
■ نام این خطای شناختی از داستان مشهور آدم و حوا گرفته شده است. در این داستان، خداوند خوردن میوهی درخت سیب را برای آدم و حوا ممنوع میکند. همین ممنوعیت باعث میشود آن میوه اهمیت و جذابیت ویژهای پیدا کند، و درنهایت آدم و حوا به سوی آن کشیده شوند.
■ روانشناسان از این داستان بهعنوان یک استعاره استفاده کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که گاهی ارزش یا جذابیت یک چیز نه بهخاطر ویژگیهای ذاتی آن، بلکه به دلیل ممنوعیت آن افزایش مییابد. به همین دلیل، هرگاه ممنوعیت باعث افزایش میل و کنجکاوی نسبت به چیزی شود، از اصطلاح «اثر میوهی ممنوعه» استفاده میکنند.
■ برای مثال، کتابی را که ممنوع میکنند یا رابطهای که با مخالفت شدید مواجه میشود ممکن است ارزشمندتر و جذابتر از قبل به نظر برسد. یا زمانی که والدین به فرزندشان میگویند: «تو حق نداری این فیلم را ببینی.»، ناگهان کنجکاوی و تمایل کودک نسبت به آن فیلم بیشتر میشود.
1. Forbidden Fruit Effect
آموزش تفکر نقادانه
https://t.me/ExecutiveManagement
Romeo and Juliet Effect
✅ چرا مخالفت با عشق ورزیدن آن را تشدید میکند؟
اثر رومئو و ژولیت نوعی خطای شناختیست که میگوید: «زمانی که دیگران با رابطهی عاطفی دو نفر مخالفت میکنند، گاهی این مخالفت باعث میشود عشق و وابستگیِ آن دو بیشتر و شدیدتر شود. بهعبارتدیگر، مخالفت دیگران با یک رابطهی عاطفی ممکن است آن رابطه را قویتر، ارزشمندتر و هیجانیتر کند.
■ نام این خطای شناختی از نمایشنامهی رومئو و ژولیت گرفته شده است؛ رومئو و ژولیت نمایشنامهای از ویلیام شکسپیر است که داستان عشق دو نوجوان از دو خانوادهی دشمن را روایت میکند. مخالفت خانوادهها عشق آنها را شدیدتر میکند، اما مجموعهای از سوءتفاهمها و حوادث تلخ سرانجام به مرگ هر دو میانجامد. درواقع، این نمایشنامه روایتگر عشقیست که به خاطر مخالفت و ممنوعیت قویتر میشود، اما به تراژدی میانجامد.
■ خلاصه، زمانی که انسان احساس کند رابطهی عاطفیاش با دیگران محدود یا ممنوع میشود، تمایلش به حفظ و تقویت آن رابطه بیشتر میشود.
■ برای مثال، وقتی والدین به فرزندشان میگویند: «تو حق نداری با این فرد رابطه داشته باشی.»، او این ممنوعیت را محدودیت آزادی تفسیر میکند؛ درنتیجه، میل به حفظ و تقویت رابطه بیشتر میشود.
■ این خطای شناختی نشان میدهد که چگونه فشارهای اجتماعی و ممنوعیتها میتوانند قضاوت منطقی انسان را تحریف کنند، و عشق را که یک «تجربهی عاطفی»ست به یک «نبرد هیجانی» تبدیل کنند.
■ اثر رومئو و ژولیت با «اثر میوهی ممنوعه»¹ ارتباط تنگاتنگی دارد. اثر میوهی ممنوعه به تمایل انسان برای افزایش توجه و تمایل به چیزی پس از ممنوع یا محدود شدن آن اشاره میکند.
■ نام این خطای شناختی از داستان مشهور آدم و حوا گرفته شده است. در این داستان، خداوند خوردن میوهی درخت سیب را برای آدم و حوا ممنوع میکند. همین ممنوعیت باعث میشود آن میوه اهمیت و جذابیت ویژهای پیدا کند، و درنهایت آدم و حوا به سوی آن کشیده شوند.
■ روانشناسان از این داستان بهعنوان یک استعاره استفاده کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که گاهی ارزش یا جذابیت یک چیز نه بهخاطر ویژگیهای ذاتی آن، بلکه به دلیل ممنوعیت آن افزایش مییابد. به همین دلیل، هرگاه ممنوعیت باعث افزایش میل و کنجکاوی نسبت به چیزی شود، از اصطلاح «اثر میوهی ممنوعه» استفاده میکنند.
■ برای مثال، کتابی را که ممنوع میکنند یا رابطهای که با مخالفت شدید مواجه میشود ممکن است ارزشمندتر و جذابتر از قبل به نظر برسد. یا زمانی که والدین به فرزندشان میگویند: «تو حق نداری این فیلم را ببینی.»، ناگهان کنجکاوی و تمایل کودک نسبت به آن فیلم بیشتر میشود.
1. Forbidden Fruit Effect
آموزش تفکر نقادانه
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ ... یک توهم خطرناک مدیریتی:
«بدون من، اینجا هیچ کاری پیش نمیرود!»
✅ بسیاری از مدیران این جمله را مدال افتخار میدانند، اما در واقع این یعنی شما تبدیل به یک «لنگر» شدهاید که سرعت سازمان را گرفته است.
■ وقتی تیم برای هر تصمیم کوچک به شما وابسته است، شما دیگر رهبر نیستید؛ بلکه «گلوگاه» سازمان هستید.
■ درس آموخته: نقشه راه خروج از «تلهی لنگر»
برای تبدیل شدن از یک «مدیر همهکاره» به یک «رهبر استراتژیک»، این ۵ اصل را اجرا کنید:
❶ قانون ۷۰ درصد: هر کاری که تیم شما بتواند ۷۰٪ به خوبی شما انجام دهد را واگذار کنید. (کمالگرایی را کنار بگذارید).
❷ تمرکز بر «چه» نه «چگونه»: هدف را تعریف کنید (What)، اما مسیر رسیدن به آن را به تیم بسپارید (How).
❸ شفافسازی اختیارات: دقیقاً مشخص کنید کجا «اطلاعرسانی»، کجا «مشورت» و کجا «تصمیمگیری کامل» است.
❹ پذیرش اشتباهات ارزان: اشتباهات کوچک را به عنوان «هزینه آموزش» بپذیرید تا از فاجعههای بزرگ در آینده جلوگیری شود.
❺ سیستمسازی: به جای پاسخ به سوالات تکراری، دستورالعمل (SOP) بنویسید. سیستم باید بیدار باشد، حتی اگر مدیر خواب باشد.
■ تمرین استراتژیک :
همین الان ۳ مورد از کارهای هفته آینده را شناسایی کرده و آنها را به تیم واگذار کنید.
■ یادتان باشد: قدرت یک مدیر در «انجام دادن» نیست، بلکه در «به سرانجام رساندن توسط دیگران» است.
«بدون من، اینجا هیچ کاری پیش نمیرود!»
✅ بسیاری از مدیران این جمله را مدال افتخار میدانند، اما در واقع این یعنی شما تبدیل به یک «لنگر» شدهاید که سرعت سازمان را گرفته است.
■ وقتی تیم برای هر تصمیم کوچک به شما وابسته است، شما دیگر رهبر نیستید؛ بلکه «گلوگاه» سازمان هستید.
■ درس آموخته: نقشه راه خروج از «تلهی لنگر»
برای تبدیل شدن از یک «مدیر همهکاره» به یک «رهبر استراتژیک»، این ۵ اصل را اجرا کنید:
❶ قانون ۷۰ درصد: هر کاری که تیم شما بتواند ۷۰٪ به خوبی شما انجام دهد را واگذار کنید. (کمالگرایی را کنار بگذارید).
❷ تمرکز بر «چه» نه «چگونه»: هدف را تعریف کنید (What)، اما مسیر رسیدن به آن را به تیم بسپارید (How).
❸ شفافسازی اختیارات: دقیقاً مشخص کنید کجا «اطلاعرسانی»، کجا «مشورت» و کجا «تصمیمگیری کامل» است.
❹ پذیرش اشتباهات ارزان: اشتباهات کوچک را به عنوان «هزینه آموزش» بپذیرید تا از فاجعههای بزرگ در آینده جلوگیری شود.
❺ سیستمسازی: به جای پاسخ به سوالات تکراری، دستورالعمل (SOP) بنویسید. سیستم باید بیدار باشد، حتی اگر مدیر خواب باشد.
■ تمرین استراتژیک :
همین الان ۳ مورد از کارهای هفته آینده را شناسایی کرده و آنها را به تیم واگذار کنید.
■ یادتان باشد: قدرت یک مدیر در «انجام دادن» نیست، بلکه در «به سرانجام رساندن توسط دیگران» است.
❤1👍1
✳️ دانشگاه پکن از یک ابزار جدید طراحی سهبعدی تراشه رونمایی کرده است؛ فناوریای که میتواند به یکی از اجزای کلیدی راهبرد نیمهرسانایی Huawei تبدیل شود.
✅ این نرمافزار که در حوزه اتوماسیون طراحی الکترونیک (EDA) توسعه یافته، برای پشتیبانی از معماری LogicFolding هواوی طراحی شده و هدف آن پیشبرد نسل آینده تراشهها در کنار کاهش وابستگی به فناوریهای غربی است.
■ به گفته پژوهشگران، این سامانه به مهندسان اجازه میدهد ساختارهای چندلایه تراشه را بهصورت یک معماری سهبعدی کاملاً یکپارچه طراحی کنند؛ رویکردی که با روش رایج انباشت لایههای دوبعدیِ جداگانه تفاوت دارد. آزمایشهای اولیه نشان داده است که این فناوری میتواند طول مسیرهای سیمکشی داخلی تراشه را حدود ۳۰ درصد کاهش دهد؛ موضوعی که به بهبود عملکرد، افزایش بهرهوری و مدیریت بهتر حرارت منجر میشود. این فناوری با رویکرد Tau Scaling Law هواوی همسو است؛ رویکردی که بهجای تمرکز صرف بر کوچکسازی ترانزیستورها، بر کاهش تأخیر انتقال سیگنال درون تراشه تمرکز دارد.
■ این دستاورد در شرایطی معرفی شده که چین همچنان با محدودیتهای صادراتی آمریکا در زمینه تجهیزات پیشرفته نیمهرسانا و فناوریهای طراحی تراشه روبهرو است. هواوی پیشتر اعلام کرده بود که قصد دارد تا سال ۲۰۳۱ به تراکم ترانزیستوری در سطح فناوریهای کلاس ۱.۴ نانومتری دست یابد و انتظار میرود نسلهای آینده پردازندههای Kirin از طراحیهای مبتنی بر LogicFolding بهره ببرند.
■ تحلیلگران این پروژه را بخشی از تلاش گستردهتر چین برای تقویت خودکفایی در صنعت نیمهرسانا و ایجاد یک اکوسیستم فناوری مستقل ارزیابی میکنند. در این چارچوب، توسعه ابزارهای بومی طراحی تراشه میتواند وابستگی به نرمافزارها و زیرساختهای خارجی را کاهش داده و مسیر توسعه نسلهای جدید پردازندههای چینی را هموارتر سازد.
https://bricsbridge.com/news/china-logicfolding-3d-chip-design-huawei/
✅ این نرمافزار که در حوزه اتوماسیون طراحی الکترونیک (EDA) توسعه یافته، برای پشتیبانی از معماری LogicFolding هواوی طراحی شده و هدف آن پیشبرد نسل آینده تراشهها در کنار کاهش وابستگی به فناوریهای غربی است.
■ به گفته پژوهشگران، این سامانه به مهندسان اجازه میدهد ساختارهای چندلایه تراشه را بهصورت یک معماری سهبعدی کاملاً یکپارچه طراحی کنند؛ رویکردی که با روش رایج انباشت لایههای دوبعدیِ جداگانه تفاوت دارد. آزمایشهای اولیه نشان داده است که این فناوری میتواند طول مسیرهای سیمکشی داخلی تراشه را حدود ۳۰ درصد کاهش دهد؛ موضوعی که به بهبود عملکرد، افزایش بهرهوری و مدیریت بهتر حرارت منجر میشود. این فناوری با رویکرد Tau Scaling Law هواوی همسو است؛ رویکردی که بهجای تمرکز صرف بر کوچکسازی ترانزیستورها، بر کاهش تأخیر انتقال سیگنال درون تراشه تمرکز دارد.
■ این دستاورد در شرایطی معرفی شده که چین همچنان با محدودیتهای صادراتی آمریکا در زمینه تجهیزات پیشرفته نیمهرسانا و فناوریهای طراحی تراشه روبهرو است. هواوی پیشتر اعلام کرده بود که قصد دارد تا سال ۲۰۳۱ به تراکم ترانزیستوری در سطح فناوریهای کلاس ۱.۴ نانومتری دست یابد و انتظار میرود نسلهای آینده پردازندههای Kirin از طراحیهای مبتنی بر LogicFolding بهره ببرند.
■ تحلیلگران این پروژه را بخشی از تلاش گستردهتر چین برای تقویت خودکفایی در صنعت نیمهرسانا و ایجاد یک اکوسیستم فناوری مستقل ارزیابی میکنند. در این چارچوب، توسعه ابزارهای بومی طراحی تراشه میتواند وابستگی به نرمافزارها و زیرساختهای خارجی را کاهش داده و مسیر توسعه نسلهای جدید پردازندههای چینی را هموارتر سازد.
https://bricsbridge.com/news/china-logicfolding-3d-chip-design-huawei/
brics bridge
Folding Chip Future - brics bridge
Peking University unveils a 3D chip design platform supporting Huawei’s LogicFolding architecture, advancing semiconductor efficiency and China’s technology self-reliance goals.
✳️ چه کسانی جز بازی اند، یعنی می توانند معامله سرمایه ای انجام دهند ؟
از : محمد حسین ادیب
✅ سه دسته پول دارند ، سه دسته قدرت مانور دارند ؛
سه دسته می توانند تقاضابرای خرید دارایی سرمایه ای ایجاد کنند :
دارندگان طلا ، دارندگان سپرده ، فعالین اقتصادی زیان ده که با فروش کل سرمایه درگیر در بیزینس از آن شغل ؛ خارج میشوند
و مهم این هست که این سه دسته ؛ با پول شان چه می کنند :
● یک . طلا
هر سه دسته نسبت به اخبار واکنش ضعیف نشان می دهند ، فقط حدود ١٠ درصد از دارندگان طلا ، اگر طلا نزولی شود و داشتن طلا مثلا در مقایسه با ۴ ماه قبل ، سرمایه گذاری جذابی نباشد با فروش طلا ، وارد بازار های دیگر می شوند
🔺نکته :
در یک ماه گذشته عده ای طلای خود را به مسکن تبدیل کردند و این باعث افزایش قیمت مسکن شد
● دو.سپرده گذاران نسبت به اخبار واکنش خنثی دارند و فقط ١۵ درصد از سپرده گذاران در سال؛ از سپرده گذاری خسته شده و سپرده را به دلار و طلا تبدیل می کنند
🔺نکته کنکوری :
١۵ درصد نسبت به کل سپرده گذاران عدد قابل توجهی نیست ولی تقاضایی که در دیگر بخش ها ایجاد می کند ، با توجه به کم عمق بودن بازار معاملات دارایی های سرمایه ای و اینکه قیمت در بازار با معاملات اندک ، تغییر می کند ، تاثیر گذار ارزیابی میشود
● سه. فعالین اقتصادی زیان ده فقط سالانه حدود ١۵ درصد بیزینس زیان ده را ترک می کنند و بقیه با زیان در درجه اول از محل کاهش موجودی انبار به کار ادامه می دهند لذا از نظر نسبت از کل فعالین اقتصادی زیان ده ، این ١۵ درصد ؛ رفتار متعادلی هست ، اما تقاضایی که برای دیگر بخش ها ایجاد می کند تکان دهنده است
این ١۵ درصد با فروش کل سرمایه درگیر ، پول حاصله را وارد سه گانه ( طلا ، دلار و سپرده ) می کنند
این تقاضای بسیار بالایی هست و اولین عامل تعیبن کننده نرخ ارز و تورم است
■ نتیجه:
چه کسان دیگری پول دارند که وارد بازی معاملات دارایی های سرمایه ای شوند و از نظر وزن در کل معاملات سهم تعیبن کننده ای داشته باشند ؟ بقیه ٢٠ درصد از کل تقاصای وارده در معاملات دارایی های سرمایه ای نیستند؛لذا اگر واقعا ٢٠ درصد باشند ، اینها را جدی نگیرید مثل دهها شرکت که با بهره ۴٧ درصد در ابعاد چند همت دارند وام می گیرند ، اینها در ٩٠ درصد موارد ، زیان را جابجا می کنند اما تعدادی از آنها تقاضا ایجاد می کنند و بازار سازی می کنند و بازار را قیمت گذاری می کنند البته با پول بهره ای با بهره ۴٧ درصد
مدیرکاب
https://t.me/ExecutiveManagement
از : محمد حسین ادیب
✅ سه دسته پول دارند ، سه دسته قدرت مانور دارند ؛
سه دسته می توانند تقاضابرای خرید دارایی سرمایه ای ایجاد کنند :
دارندگان طلا ، دارندگان سپرده ، فعالین اقتصادی زیان ده که با فروش کل سرمایه درگیر در بیزینس از آن شغل ؛ خارج میشوند
و مهم این هست که این سه دسته ؛ با پول شان چه می کنند :
● یک . طلا
هر سه دسته نسبت به اخبار واکنش ضعیف نشان می دهند ، فقط حدود ١٠ درصد از دارندگان طلا ، اگر طلا نزولی شود و داشتن طلا مثلا در مقایسه با ۴ ماه قبل ، سرمایه گذاری جذابی نباشد با فروش طلا ، وارد بازار های دیگر می شوند
🔺نکته :
در یک ماه گذشته عده ای طلای خود را به مسکن تبدیل کردند و این باعث افزایش قیمت مسکن شد
● دو.سپرده گذاران نسبت به اخبار واکنش خنثی دارند و فقط ١۵ درصد از سپرده گذاران در سال؛ از سپرده گذاری خسته شده و سپرده را به دلار و طلا تبدیل می کنند
🔺نکته کنکوری :
١۵ درصد نسبت به کل سپرده گذاران عدد قابل توجهی نیست ولی تقاضایی که در دیگر بخش ها ایجاد می کند ، با توجه به کم عمق بودن بازار معاملات دارایی های سرمایه ای و اینکه قیمت در بازار با معاملات اندک ، تغییر می کند ، تاثیر گذار ارزیابی میشود
● سه. فعالین اقتصادی زیان ده فقط سالانه حدود ١۵ درصد بیزینس زیان ده را ترک می کنند و بقیه با زیان در درجه اول از محل کاهش موجودی انبار به کار ادامه می دهند لذا از نظر نسبت از کل فعالین اقتصادی زیان ده ، این ١۵ درصد ؛ رفتار متعادلی هست ، اما تقاضایی که برای دیگر بخش ها ایجاد می کند تکان دهنده است
این ١۵ درصد با فروش کل سرمایه درگیر ، پول حاصله را وارد سه گانه ( طلا ، دلار و سپرده ) می کنند
این تقاضای بسیار بالایی هست و اولین عامل تعیبن کننده نرخ ارز و تورم است
■ نتیجه:
چه کسان دیگری پول دارند که وارد بازی معاملات دارایی های سرمایه ای شوند و از نظر وزن در کل معاملات سهم تعیبن کننده ای داشته باشند ؟ بقیه ٢٠ درصد از کل تقاصای وارده در معاملات دارایی های سرمایه ای نیستند؛لذا اگر واقعا ٢٠ درصد باشند ، اینها را جدی نگیرید مثل دهها شرکت که با بهره ۴٧ درصد در ابعاد چند همت دارند وام می گیرند ، اینها در ٩٠ درصد موارد ، زیان را جابجا می کنند اما تعدادی از آنها تقاضا ایجاد می کنند و بازار سازی می کنند و بازار را قیمت گذاری می کنند البته با پول بهره ای با بهره ۴٧ درصد
مدیرکاب
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1
✳️ 👆 بعضی هدف ها هیچوقت ناگهانی شکست نمی خورند. آرام از بین می روند بین خستگی روزمره و جلسات، ضرب الاجل هاو شنبه هایی که اهمیتی نمی دهند «حوصله داری یا نه»دقیقاً همان جا مشخص می شود:
کدام هدف واقعی بوده و کدام فقط یک قول قشنگ به خودت.
مشکل بیشتر آدم ها کمبود انگیزه نیست.مشکل این است که هدفهایشان برای دوام آوردن طراحی نشده اند. بعضی هدف ها بیش از حد منطقی اند؛ واضح، دقیق و قابل اندازه گیری اما هیچ هیجانی درونت ایجاد نمی کنند. بعضی هدف ها الهام بخش اند، اما اولین برخوردشان با واقعیت، نابودشان می کند. بعضی هدف ها آنقدر ساده اند که تغییری نمی سازند، و بعضی آنقدر سخت که فقط روی کاغذ قشنگ اند.
شاید به همین دلیل است که مدل های مختلفی برای هدف گذاری وجود دارد؛ چون هر هدف، برای زنده ماندن، به چیزی بیشتر از «انگیزه» نیاز دارد.
• SMART → برای ساختار، شفافیت و قابل اندازه گیری بودن
• DUMB → برای هدف هایی که واقعاً به تو تعلق دارند
• HARD → برای رشد، تعهد و فشارِ تغییر
• WOOP → برای روبه رو
شدن با موانع قبل از شکست
هیچ مدل کاملی وجود ندارد.
اما بعضی هدف ها از اول طوری ساخته می شوند که دوام بیاورندو بعضی فقط برای هیجانِ اول سال طراحی شده اند.
تو معمولاً کدام نوع هدف را انتخاب می کنی؟
کدام هدف واقعی بوده و کدام فقط یک قول قشنگ به خودت.
مشکل بیشتر آدم ها کمبود انگیزه نیست.مشکل این است که هدفهایشان برای دوام آوردن طراحی نشده اند. بعضی هدف ها بیش از حد منطقی اند؛ واضح، دقیق و قابل اندازه گیری اما هیچ هیجانی درونت ایجاد نمی کنند. بعضی هدف ها الهام بخش اند، اما اولین برخوردشان با واقعیت، نابودشان می کند. بعضی هدف ها آنقدر ساده اند که تغییری نمی سازند، و بعضی آنقدر سخت که فقط روی کاغذ قشنگ اند.
شاید به همین دلیل است که مدل های مختلفی برای هدف گذاری وجود دارد؛ چون هر هدف، برای زنده ماندن، به چیزی بیشتر از «انگیزه» نیاز دارد.
• SMART → برای ساختار، شفافیت و قابل اندازه گیری بودن
• DUMB → برای هدف هایی که واقعاً به تو تعلق دارند
• HARD → برای رشد، تعهد و فشارِ تغییر
• WOOP → برای روبه رو
شدن با موانع قبل از شکست
هیچ مدل کاملی وجود ندارد.
اما بعضی هدف ها از اول طوری ساخته می شوند که دوام بیاورندو بعضی فقط برای هیجانِ اول سال طراحی شده اند.
تو معمولاً کدام نوع هدف را انتخاب می کنی؟
❤1
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀
🔘وضعیت دموکراسی در جهان به روایت گزارش ۲۰۲۶ موسسه V Dem
موسسه ویدم، مستقر در دانشکده علوم سیاسی دانشگاه گوتنبرگ سوئد، در مارس ۲۰۲۶ جدیدترین گزارش سالانه دموکراسی خود را منتشر کرد. این گزارش به دلیل قطعی اینترنت در ایران، در یکم ژوئن ۲۰۲۶ در کانال اتاق وضعیت به اشتراک گذاشته میشود.
مهمترین یافته گزارش این است که تقریباً تمام دستاوردهای «موج سوم دموکراتیزاسیون» (که از انقلاب میخک پرتغال در ۱۹۷۴ آغاز شد) از بین رفته است. سطح دموکراسی برای شهروند متوسط جهان اکنون به سطح سال ۱۹۷۸ بازگشته است. به بیان دیگر، حدود نیم قرن پیشرفت دموکراتیک جهان تقریباً خنثی شده است.
یافته دیگر اینست که اکثریت قاطع مردم جهان اکنون در حکومتهای غیردموکراتیک زندگی میکنند. در پایان سال ۲۰۲۵، ۹۲ کشور اقتدارگرا و ۸۷ کشور دموکراتیک در جهان وجود دارد. اما از نظر جمعیت، شکاف بسیار بزرگتر است: ۷۴ درصد جمعیت جهان (حدود ۶ میلیارد نفر) در حکومتهای اقتدارگرا زندگی میکنند؛ فقط ۲۶ درصد جمعیت جهان در دموکراسیها زندگی میکنند و تنها ۷ درصد جمعیت جهان (حدود ۶۰۰ میلیون نفر) در دموکراسیهای لیبرال زندگی میکنند. این پایینترین سهم دموکراسی لیبرال در بیش از نیم قرن اخیر است.
شاید جنجالیترین یافته گزارش این باشد که ایالات متحده برای نخستین بار در بیش از ۵۰ سال گذشته جایگاه «دموکراسی لیبرال» را از دست داده است. شاخص ویدم اکنون آمریکا را در رده «دموکراسی انتخاباتی» طبقهبندی میکند. گزارش ادعا میکند در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، تمرکز قدرت در ریاستجمهوری به شدت افزایش یافته است، محدودیتهای قانونی بر قوه مجریه تضعیف شده است و آزادی بیان و حقوق مدنی افت کرده است، اما نهاد انتخابات هنوز تا حد زیادی سالم باقی مانده است.
گزارش از «موج سوم اقتدارگرایی» سخن میگوید. در سال ۲۰۲۵، ۴۴ کشور در حال اقتدارگراتر شدن هستند و فقط ۱۸ کشور در مسیر دموکراتیک شدن قرار دارند. این نسبت تقریباً ۲.۵ به ۱ به نفع اقتدارگرایی است. همچنین، ۴۱ درصد جمعیت جهان در کشورهایی زندگی میکنند که در حال حرکت به سمت اقتدارگرایی هستند.
اگر بخواهیم فقط یک شاخص را به عنوان مهمترین قربانی روند کنونی معرفی کنیم، آن شاخص آزادی بیان است. در سال ۲۰۲۵، آزادی بیان در ۴۴ کشور در حال افول است و فقط در ۱۱ کشور بهبود یافته است. در مقام مقایسه، در سال ۲۰۰۰، ۵۲ کشور در حال بهبود آزادی بیان بودند و فقط ۵ کشور در حال پسرفت بودند.
گزارش نشان میدهد که رایجترین ابزار حکومتهای اقتدارگرا، سانسور رسانههاست. در دهه گذشته، سانسور دولتی رسانهها در ۴۴ کشور تشدید شده است. همزمان، خودسانسوری رسانهها در ۳۹ کشور افزایش یافته، فشار بر خبرنگاران در ۳۴ کشور بیشتر شده و آزادی دانشگاهی در ۴۱ کشور کاهش یافته است.
یکی از نگرانکنندهترین یافتههای گزارش اینست که شکنجه بهعنوان ابزار سرکوب سیاسی دوباره در حال گسترش است. طبق گزارش، ۳۳ کشور در استفاده از شکنجه علیه مخالفان سیاسی روندی رو به وخامت داشتهاند. ویدم این موضوع را یکی از نشانههای جدی تعمیق اقتدارگرایی میداند.
دانلود متن کامل گزارش دموکراسی ۲۰۲۶
كانال قواعدبازي؛
موسسه ویدم، مستقر در دانشکده علوم سیاسی دانشگاه گوتنبرگ سوئد، در مارس ۲۰۲۶ جدیدترین گزارش سالانه دموکراسی خود را منتشر کرد. این گزارش به دلیل قطعی اینترنت در ایران، در یکم ژوئن ۲۰۲۶ در کانال اتاق وضعیت به اشتراک گذاشته میشود.
مهمترین یافته گزارش این است که تقریباً تمام دستاوردهای «موج سوم دموکراتیزاسیون» (که از انقلاب میخک پرتغال در ۱۹۷۴ آغاز شد) از بین رفته است. سطح دموکراسی برای شهروند متوسط جهان اکنون به سطح سال ۱۹۷۸ بازگشته است. به بیان دیگر، حدود نیم قرن پیشرفت دموکراتیک جهان تقریباً خنثی شده است.
یافته دیگر اینست که اکثریت قاطع مردم جهان اکنون در حکومتهای غیردموکراتیک زندگی میکنند. در پایان سال ۲۰۲۵، ۹۲ کشور اقتدارگرا و ۸۷ کشور دموکراتیک در جهان وجود دارد. اما از نظر جمعیت، شکاف بسیار بزرگتر است: ۷۴ درصد جمعیت جهان (حدود ۶ میلیارد نفر) در حکومتهای اقتدارگرا زندگی میکنند؛ فقط ۲۶ درصد جمعیت جهان در دموکراسیها زندگی میکنند و تنها ۷ درصد جمعیت جهان (حدود ۶۰۰ میلیون نفر) در دموکراسیهای لیبرال زندگی میکنند. این پایینترین سهم دموکراسی لیبرال در بیش از نیم قرن اخیر است.
شاید جنجالیترین یافته گزارش این باشد که ایالات متحده برای نخستین بار در بیش از ۵۰ سال گذشته جایگاه «دموکراسی لیبرال» را از دست داده است. شاخص ویدم اکنون آمریکا را در رده «دموکراسی انتخاباتی» طبقهبندی میکند. گزارش ادعا میکند در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، تمرکز قدرت در ریاستجمهوری به شدت افزایش یافته است، محدودیتهای قانونی بر قوه مجریه تضعیف شده است و آزادی بیان و حقوق مدنی افت کرده است، اما نهاد انتخابات هنوز تا حد زیادی سالم باقی مانده است.
گزارش از «موج سوم اقتدارگرایی» سخن میگوید. در سال ۲۰۲۵، ۴۴ کشور در حال اقتدارگراتر شدن هستند و فقط ۱۸ کشور در مسیر دموکراتیک شدن قرار دارند. این نسبت تقریباً ۲.۵ به ۱ به نفع اقتدارگرایی است. همچنین، ۴۱ درصد جمعیت جهان در کشورهایی زندگی میکنند که در حال حرکت به سمت اقتدارگرایی هستند.
اگر بخواهیم فقط یک شاخص را به عنوان مهمترین قربانی روند کنونی معرفی کنیم، آن شاخص آزادی بیان است. در سال ۲۰۲۵، آزادی بیان در ۴۴ کشور در حال افول است و فقط در ۱۱ کشور بهبود یافته است. در مقام مقایسه، در سال ۲۰۰۰، ۵۲ کشور در حال بهبود آزادی بیان بودند و فقط ۵ کشور در حال پسرفت بودند.
گزارش نشان میدهد که رایجترین ابزار حکومتهای اقتدارگرا، سانسور رسانههاست. در دهه گذشته، سانسور دولتی رسانهها در ۴۴ کشور تشدید شده است. همزمان، خودسانسوری رسانهها در ۳۹ کشور افزایش یافته، فشار بر خبرنگاران در ۳۴ کشور بیشتر شده و آزادی دانشگاهی در ۴۱ کشور کاهش یافته است.
یکی از نگرانکنندهترین یافتههای گزارش اینست که شکنجه بهعنوان ابزار سرکوب سیاسی دوباره در حال گسترش است. طبق گزارش، ۳۳ کشور در استفاده از شکنجه علیه مخالفان سیاسی روندی رو به وخامت داشتهاند. ویدم این موضوع را یکی از نشانههای جدی تعمیق اقتدارگرایی میداند.
دانلود متن کامل گزارش دموکراسی ۲۰۲۶
كانال قواعدبازي؛
Telegram
اتاق وضعیت | محمدرضا دادگستر
📖Democracy Report 2026: Unraveling The Democratic Era?
©V-Dem Institute
🗓March 2026
🆔 @mohammadreza_dadgostar
©V-Dem Institute
🗓March 2026
🆔 @mohammadreza_dadgostar
✳️ خلاصهای از داستان حسنک وزیر:
✅ داستان حسنک وزیر، روایتی از اوج و سقوط یک شخصیت برجسته در دوران غزنویان است. حسنک، وزیر توانمند و باهوش سلطان محمود غزنوی، پس از مرگ او و به قدرت رسیدن سلطان مسعود، به دلیل دسیسههای دشمنان دیرینهاش، به خصوص بوسهل زوزنی، مورد غضب قرار گرفت. او را به واهیِ «قرامطه» (اتهامی برای تکفیر و توجیه قتل) متهم کرده و در نهایت در سال ۴۲۲ هجری قمری در نیشابور به دار آویخته شد. این واقعه به شکلی درخشان در «تاریخ بیهقی» به تصویر کشیده شده است.
■ اهمیت شخصیت حسنک:
● شایستگی و توانمندی: حسنک نماد وزیری کارآمد، باهوش و مورد اعتمادِ یکی از قدرتمندترین پادشاهانِ زمان خود (سلطان محمود) بود. او توانست در دوران اوجِ امپراتوری غزنویان، نقشی کلیدی ایفا کند.
● استقامت و شرافت: روایتِ تاریخ بیهقی، حسنک را فردی استوار و با شرافت در برابر دشمنان و حتی در لحظاتِ پایانیِ زندگیاش نشان میدهد. او در برابر اتهامات و فشارهای سیاسی تسلیم نشد.
● نقش مادر حسنک و سخنانش:
مادر حسنک، شخصیتی است که در اوجِ فاجعه، با وقار و متانت، حیرت همگان را برمیانگیزد. او پس از شنیدن خبرِ اعدامِ پسرش، به جای زاری و بیتابی، سخنانی عمیق و حماسی بر زبان میآورد: «پسرم بزرگ بود که پادشاهی چون محمود او را وزیر کرد و پادشاهی چون مسعود او را بر دار کرد. کسی که چون حسنک بود، کمتر از اینکه بر دار شود، شاید که نباشد.»
■ درسهای مدیریتی از این داستان:
1. پذیرشِ ریسکِ رهبری: سخنان مادر حسنک نشان میدهد که رهبری و قرار گرفتن در پستهای کلیدی، با خطراتِ ذاتی همراه است. جایگاهِ بالا، دشمنانِ بزرگ و هزینههای سنگینِ سیاسی را نیز به همراه دارد. یک مدیر باید این واقعیت را بپذیرد.
2. اهمیتِ اعتبار و جایگاه: مادر به بزرگیِ پسرش و جایگاهِ او نزدِ سلطان محمود اشاره میکند. این یعنی، کسبِ اعتبار و اعتمادِ بالادستیها (یا هیئت مدیره/سهامداران) و داشتنِ سابقهی درخشان، بخشی از هویتِ حرفهای یک مدیر است.
3. مدیریتِ بحران و حفظِ آبرو: مادر حسنک در اوجِ بحران، با حفظِ آرامش و متانت، نه تنها آبرویِ خود و پسرش را حفظ کرد، بلکه تصویری حماسی از او ساخت. این درسِ مهمی برای مدیران در مواجهه با بحرانهای احتمالی است: حفظِ خونسردی، مدیریتِ تصویر و تمرکز بر دستاوردهایِ ماندگار.
4. درسِ وفاداری و متغیر بودنِ قدرت: «پادشاهی چون مسعود او را بر دار کرد.» این تلنگری است به ماهیتِ متغیرِ قدرت و لزومِ هوشمندیِ مدیران در درکِ دینامیکهایِ قدرت و تغییراتِ سیاسی/سازمانی.
5. میراثِ اخلاقی و اصالتِ خانوادگی: مادرِ حسنک، نمونهای از تربیتِ درست و اصالتِ خانوادگی است که حتی در تلخترین لحظات، مایهی سربلندی میشود. این نشان میدهد که ارزشِ یک مدیر، تنها به موقعیتِ شغلیاش نیست، بلکه به ریشهها و اخلاقیاتِ او نیز وابسته است.
■داستان حسنک وزیر و به خصوص واکنشِ مادرش، درسی است دربارهی بزرگی، شرافت، مواجهه با ناملایمات و حفظِ اعتبار، که میتواند راهنمایِ مدیران در تمامِ سطوح باشد.
بازنشراز باشگاه مدیران حرفه ای
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ داستان حسنک وزیر، روایتی از اوج و سقوط یک شخصیت برجسته در دوران غزنویان است. حسنک، وزیر توانمند و باهوش سلطان محمود غزنوی، پس از مرگ او و به قدرت رسیدن سلطان مسعود، به دلیل دسیسههای دشمنان دیرینهاش، به خصوص بوسهل زوزنی، مورد غضب قرار گرفت. او را به واهیِ «قرامطه» (اتهامی برای تکفیر و توجیه قتل) متهم کرده و در نهایت در سال ۴۲۲ هجری قمری در نیشابور به دار آویخته شد. این واقعه به شکلی درخشان در «تاریخ بیهقی» به تصویر کشیده شده است.
■ اهمیت شخصیت حسنک:
● شایستگی و توانمندی: حسنک نماد وزیری کارآمد، باهوش و مورد اعتمادِ یکی از قدرتمندترین پادشاهانِ زمان خود (سلطان محمود) بود. او توانست در دوران اوجِ امپراتوری غزنویان، نقشی کلیدی ایفا کند.
● استقامت و شرافت: روایتِ تاریخ بیهقی، حسنک را فردی استوار و با شرافت در برابر دشمنان و حتی در لحظاتِ پایانیِ زندگیاش نشان میدهد. او در برابر اتهامات و فشارهای سیاسی تسلیم نشد.
● نقش مادر حسنک و سخنانش:
مادر حسنک، شخصیتی است که در اوجِ فاجعه، با وقار و متانت، حیرت همگان را برمیانگیزد. او پس از شنیدن خبرِ اعدامِ پسرش، به جای زاری و بیتابی، سخنانی عمیق و حماسی بر زبان میآورد: «پسرم بزرگ بود که پادشاهی چون محمود او را وزیر کرد و پادشاهی چون مسعود او را بر دار کرد. کسی که چون حسنک بود، کمتر از اینکه بر دار شود، شاید که نباشد.»
■ درسهای مدیریتی از این داستان:
1. پذیرشِ ریسکِ رهبری: سخنان مادر حسنک نشان میدهد که رهبری و قرار گرفتن در پستهای کلیدی، با خطراتِ ذاتی همراه است. جایگاهِ بالا، دشمنانِ بزرگ و هزینههای سنگینِ سیاسی را نیز به همراه دارد. یک مدیر باید این واقعیت را بپذیرد.
2. اهمیتِ اعتبار و جایگاه: مادر به بزرگیِ پسرش و جایگاهِ او نزدِ سلطان محمود اشاره میکند. این یعنی، کسبِ اعتبار و اعتمادِ بالادستیها (یا هیئت مدیره/سهامداران) و داشتنِ سابقهی درخشان، بخشی از هویتِ حرفهای یک مدیر است.
3. مدیریتِ بحران و حفظِ آبرو: مادر حسنک در اوجِ بحران، با حفظِ آرامش و متانت، نه تنها آبرویِ خود و پسرش را حفظ کرد، بلکه تصویری حماسی از او ساخت. این درسِ مهمی برای مدیران در مواجهه با بحرانهای احتمالی است: حفظِ خونسردی، مدیریتِ تصویر و تمرکز بر دستاوردهایِ ماندگار.
4. درسِ وفاداری و متغیر بودنِ قدرت: «پادشاهی چون مسعود او را بر دار کرد.» این تلنگری است به ماهیتِ متغیرِ قدرت و لزومِ هوشمندیِ مدیران در درکِ دینامیکهایِ قدرت و تغییراتِ سیاسی/سازمانی.
5. میراثِ اخلاقی و اصالتِ خانوادگی: مادرِ حسنک، نمونهای از تربیتِ درست و اصالتِ خانوادگی است که حتی در تلخترین لحظات، مایهی سربلندی میشود. این نشان میدهد که ارزشِ یک مدیر، تنها به موقعیتِ شغلیاش نیست، بلکه به ریشهها و اخلاقیاتِ او نیز وابسته است.
■داستان حسنک وزیر و به خصوص واکنشِ مادرش، درسی است دربارهی بزرگی، شرافت، مواجهه با ناملایمات و حفظِ اعتبار، که میتواند راهنمایِ مدیران در تمامِ سطوح باشد.
بازنشراز باشگاه مدیران حرفه ای
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️👆 هر کسی به درد کار تیمی نمیخورد؟!
✍ استفان رابینز «۵۳ اصل مدیریت انسانها»
✅ بعضی انسانها ذاتاً بازیگران خوبی برای کار تیمی نیستند و ترجیح میدهند یا علاقهمندند که به خاطر موفقیتهای شخصیشان از آنها تقدیر شود
■ برای همین در بسیاری از شرکتهای بزرگ و با وجود تاکیدشان بر کار تیمی، روی روحیۀ کار فردی و رقابت بین کارمندان هم تمرکز میکنند
■ در این شرکتها، محیط کاری کاملاً رقابتی است و کسی باقی میماند و رشد میکند که قویتر از بقیه است
■ برای مثال، گوگل علاوه بر تلاش برای گسترش فرهنگ کار تیمی، از کارمندان خود میخواهد که روی پروژههای شخصیشان هم تمرکز کنند و در نهایت، کارمندانی را حفظ میکند که پروژههای شخصیشان را با موفقیت به نتیجه میرسانند و منابع سازمان را برای آن جذب میکنند
■ علاوه بر این، در بسیاری از فرهنگها، مثل فرهنگ اکثر کشورهای آسیایی، کار تیمی جایی در فرهنگ عمومی آن کشور ندارد و تلاش برای جا انداختن فرهنگ کار تیمی صرفاً با مقاومت کارمندان مواجه میشود
■ در نتیجه نمیتوانیم بگوییم کار تیمی برای هر فردی و در هر فرهنگی جواب میدهد
■ از اینرو، باید به جای تلاش برای مجبور کردن افراد به کار تیمی، تلاش کنیم اولاً افرادی را استخدام کنیم که واقعاً روحیۀ کار تیمی را دارند
■ ثانیاً باید کار تیمی را با آموزش دادن و صبوری کردن در سازمانمان جا بیاندازیم، نه با دستور دادن و تهدید کردن
■ در نهایت، برای جا انداختن فرهنگ کار تیمی باید از ابزار پاداش هم به نحو احسن استفاده کنیم. در حقیقت، باید سیستم پاداشدهی سازمانمان را به گونهای بازطراحی و اصلاح کنیم که کارمندان به جای رقابت فردی، روی تلاش گروهی تمرکز کنند.
مدیران منابع انسانی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ استفان رابینز «۵۳ اصل مدیریت انسانها»
✅ بعضی انسانها ذاتاً بازیگران خوبی برای کار تیمی نیستند و ترجیح میدهند یا علاقهمندند که به خاطر موفقیتهای شخصیشان از آنها تقدیر شود
■ برای همین در بسیاری از شرکتهای بزرگ و با وجود تاکیدشان بر کار تیمی، روی روحیۀ کار فردی و رقابت بین کارمندان هم تمرکز میکنند
■ در این شرکتها، محیط کاری کاملاً رقابتی است و کسی باقی میماند و رشد میکند که قویتر از بقیه است
■ برای مثال، گوگل علاوه بر تلاش برای گسترش فرهنگ کار تیمی، از کارمندان خود میخواهد که روی پروژههای شخصیشان هم تمرکز کنند و در نهایت، کارمندانی را حفظ میکند که پروژههای شخصیشان را با موفقیت به نتیجه میرسانند و منابع سازمان را برای آن جذب میکنند
■ علاوه بر این، در بسیاری از فرهنگها، مثل فرهنگ اکثر کشورهای آسیایی، کار تیمی جایی در فرهنگ عمومی آن کشور ندارد و تلاش برای جا انداختن فرهنگ کار تیمی صرفاً با مقاومت کارمندان مواجه میشود
■ در نتیجه نمیتوانیم بگوییم کار تیمی برای هر فردی و در هر فرهنگی جواب میدهد
■ از اینرو، باید به جای تلاش برای مجبور کردن افراد به کار تیمی، تلاش کنیم اولاً افرادی را استخدام کنیم که واقعاً روحیۀ کار تیمی را دارند
■ ثانیاً باید کار تیمی را با آموزش دادن و صبوری کردن در سازمانمان جا بیاندازیم، نه با دستور دادن و تهدید کردن
■ در نهایت، برای جا انداختن فرهنگ کار تیمی باید از ابزار پاداش هم به نحو احسن استفاده کنیم. در حقیقت، باید سیستم پاداشدهی سازمانمان را به گونهای بازطراحی و اصلاح کنیم که کارمندان به جای رقابت فردی، روی تلاش گروهی تمرکز کنند.
مدیران منابع انسانی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1