✳️ اکوسیستم چابک مدیریت تغییر رفتار سازمانی (Agile Behavior Management - ABM)
مدیریت رفتار سازمانی چابک رویکردی است که به جای تمرکز صرف بر ساختارها، فرآیندها و دستورالعملها، بر رفتارهای واقعی کارکنان و مدیران تمرکز میکند؛ زیرا در عمل، موفقیت یا شکست هر برنامه تحول سازمانی به رفتارهای روزمره افراد بستگی دارد.
■ چرا ABM اهمیت دارد؟
بسیاری از پروژههای تحول سازمانی با وجود طراحی عالی شکست میخورند، زیرا:
● کارکنان رفتارهای گذشته را ادامه میدهند.
● مدیران الگوی رفتاری مناسبی ارائه نمیکنند.
● فرهنگ سازمانی با اهداف تحول همسو نیست.
● سیستمهای پاداش و ارزیابی رفتارهای مطلوب را تقویت نمیکنند.
●ABM
تلاش میکند این شکاف را از بین ببرد.
■ ارکان اصلی اکوسیستم ABM
۱. شناسایی رفتارهای کلیدی (Key Behaviors)
به جای اهداف کلی مانند: ❌ «مشتریمدار شویم»
رفتارهای قابل مشاهده تعریف میشوند:
✅ پاسخگویی به مشتری حداکثر ظرف ۲۴ ساعت
✅ ثبت کامل بازخورد مشتری در CRM
✅ پیگیری شکایات تا زمان حل مسئله
۲. اندازهگیری رفتارها
اصل مهم:
«آنچه اندازهگیری نشود، مدیریت نخواهد شد.»
شاخصهایی مانند:
نرخ مشارکت کارکنان
میزان همکاری بین واحدها
تعداد پیشنهادهای بهبود
سرعت تصمیمگیری
کیفیت جلسات
پایش میشوند.
۳. تقویت رفتار مطلوب
از طریق:
پاداش
قدردانی
بازخورد مستمر
مربیگری (Coaching)
الگوسازی مدیران
رفتارهای مطلوب تثبیت میشوند.
۴. حذف موانع رفتاری
بررسی میشود:
چه چیزی مانع همکاری است؟
چه چیزی باعث مقاومت در برابر تغییر میشود؟
چه سیاستهایی رفتارهای نامطلوب را تقویت میکنند؟
۵. یادگیری و اصلاح مستمر
از تفکر چابک استفاده میکند:
اجرا → بازخورد → اصلاح → بهبود
به جای پروژههای سنگین و بلندمدت.
■ چرخه چابک ABM
🔹 مشاهده رفتارها
⬇️
🔹 تحلیل دادهها
⬇️
🔹 طراحی مداخله
⬇️
🔹 اجرای آزمایشی
⬇️
🔹 سنجش نتایج
⬇️
🔹 بهبود مستمر
■ مزایای ABM
● برای مدیران
کاهش مقاومت در برابر تغییر
افزایش بهرهوری
بهبود تصمیمگیری
توسعه فرهنگ پاسخگویی
● برای کارکنان
شفافیت انتظارات
دریافت بازخورد مؤثر
افزایش انگیزش
مشارکت بیشتر
● برای سازمان
چابکی بالاتر
تحول پایدار
فرهنگ یادگیری
افزایش مزیت رقابتی
■ نمونه کاربردی
فرض کنید سازمانی قصد دارد فرهنگ نوآوری ایجاد کند.
● روش سنتی:
برگزاری سمینار
نصب پوستر
صدور بخشنامه
● روش ABM:
تعریف رفتارهای نوآورانه
ثبت تعداد ایدههای ارائهشده
پاداش به ایدههای اجرایی
اندازهگیری مشارکت تیمها
ارائه بازخورد مستمر
🔺نتیجه: نوآوری از یک «شعار» به یک «رفتار روزمره» تبدیل میشود.
🔺جمعبندی
اکوسیستم چابک مدیریت تغییر رفتار سازمانی (ABM) رویکردی است که بر این اصل استوار است:
«سازمانها با تغییر فرایندها متحول نمیشوند؛ با تغییر رفتارهای روزمره افراد متحول میشوند.»
هدف نهایی ABM تبدیل رفتارهای مطلوب به عادتهای سازمانی پایدار و تبدیل این عادتها به نتایج قابل اندازهگیری کسبوکار است.
دکتر امیر صادقی
پژوهشگر، مدرس و مشاور حوزه مدیریت
https://t.me/ExecutiveManagement
مدیریت رفتار سازمانی چابک رویکردی است که به جای تمرکز صرف بر ساختارها، فرآیندها و دستورالعملها، بر رفتارهای واقعی کارکنان و مدیران تمرکز میکند؛ زیرا در عمل، موفقیت یا شکست هر برنامه تحول سازمانی به رفتارهای روزمره افراد بستگی دارد.
■ چرا ABM اهمیت دارد؟
بسیاری از پروژههای تحول سازمانی با وجود طراحی عالی شکست میخورند، زیرا:
● کارکنان رفتارهای گذشته را ادامه میدهند.
● مدیران الگوی رفتاری مناسبی ارائه نمیکنند.
● فرهنگ سازمانی با اهداف تحول همسو نیست.
● سیستمهای پاداش و ارزیابی رفتارهای مطلوب را تقویت نمیکنند.
●ABM
تلاش میکند این شکاف را از بین ببرد.
■ ارکان اصلی اکوسیستم ABM
۱. شناسایی رفتارهای کلیدی (Key Behaviors)
به جای اهداف کلی مانند: ❌ «مشتریمدار شویم»
رفتارهای قابل مشاهده تعریف میشوند:
✅ پاسخگویی به مشتری حداکثر ظرف ۲۴ ساعت
✅ ثبت کامل بازخورد مشتری در CRM
✅ پیگیری شکایات تا زمان حل مسئله
۲. اندازهگیری رفتارها
اصل مهم:
«آنچه اندازهگیری نشود، مدیریت نخواهد شد.»
شاخصهایی مانند:
نرخ مشارکت کارکنان
میزان همکاری بین واحدها
تعداد پیشنهادهای بهبود
سرعت تصمیمگیری
کیفیت جلسات
پایش میشوند.
۳. تقویت رفتار مطلوب
از طریق:
پاداش
قدردانی
بازخورد مستمر
مربیگری (Coaching)
الگوسازی مدیران
رفتارهای مطلوب تثبیت میشوند.
۴. حذف موانع رفتاری
بررسی میشود:
چه چیزی مانع همکاری است؟
چه چیزی باعث مقاومت در برابر تغییر میشود؟
چه سیاستهایی رفتارهای نامطلوب را تقویت میکنند؟
۵. یادگیری و اصلاح مستمر
از تفکر چابک استفاده میکند:
اجرا → بازخورد → اصلاح → بهبود
به جای پروژههای سنگین و بلندمدت.
■ چرخه چابک ABM
🔹 مشاهده رفتارها
⬇️
🔹 تحلیل دادهها
⬇️
🔹 طراحی مداخله
⬇️
🔹 اجرای آزمایشی
⬇️
🔹 سنجش نتایج
⬇️
🔹 بهبود مستمر
■ مزایای ABM
● برای مدیران
کاهش مقاومت در برابر تغییر
افزایش بهرهوری
بهبود تصمیمگیری
توسعه فرهنگ پاسخگویی
● برای کارکنان
شفافیت انتظارات
دریافت بازخورد مؤثر
افزایش انگیزش
مشارکت بیشتر
● برای سازمان
چابکی بالاتر
تحول پایدار
فرهنگ یادگیری
افزایش مزیت رقابتی
■ نمونه کاربردی
فرض کنید سازمانی قصد دارد فرهنگ نوآوری ایجاد کند.
● روش سنتی:
برگزاری سمینار
نصب پوستر
صدور بخشنامه
● روش ABM:
تعریف رفتارهای نوآورانه
ثبت تعداد ایدههای ارائهشده
پاداش به ایدههای اجرایی
اندازهگیری مشارکت تیمها
ارائه بازخورد مستمر
🔺نتیجه: نوآوری از یک «شعار» به یک «رفتار روزمره» تبدیل میشود.
🔺جمعبندی
اکوسیستم چابک مدیریت تغییر رفتار سازمانی (ABM) رویکردی است که بر این اصل استوار است:
«سازمانها با تغییر فرایندها متحول نمیشوند؛ با تغییر رفتارهای روزمره افراد متحول میشوند.»
هدف نهایی ABM تبدیل رفتارهای مطلوب به عادتهای سازمانی پایدار و تبدیل این عادتها به نتایج قابل اندازهگیری کسبوکار است.
دکتر امیر صادقی
پژوهشگر، مدرس و مشاور حوزه مدیریت
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ ترس از موفقیّت: عقده یونس!
✅ همه ما انگیزه ای برای ترقی خود، برای بیشتر کردن قدرت ها و استعدادهای بالقوه خود، برای خود شکوفایی یا انسان کامل بودن یا تعالی انسانی داریم. وقتی وجود چنین انگیزه ای را مسلم بدانیم پس چه چیزی مانع از رشد ما می شود؟ چه چیزی راهمان را سد می کند؟
■در نگاه اول، ترس از موفقیت به نظر خیلی ترس وحشتناکی به حساب نمیآید. اما ترس از موفق شدن واقعیت دارد و میتواند شما را از خیلی جهات عقب نگه دارد و مانع پیشرفتتان شود. نام دیگر ترس از موفقیت "عقده یونس" است. احتمال دارد خودِ موفقیت نباشد که از آن میترسید، بلکه ترستان از بهای همراه با آن باشد.
■ ما صاحب دو نیروی انگیزشی هستیم؛ یکی انگیزه رشد که برآمده از وضعیتهای رشدی ما است و جهت دهی درونی برای ایجاد تغییر و گرایش به پیشروی است و دیگری انگیزه امنیت که میل درونی ما به حفظ ثبات و سکون می باشد.
روانشناسان انگیزه امنیت را یکی از ریشههای اصلی ترس از موفقیت میدانند. ریشههای دیگر به شرح زیر است:
● ترس از واقعی نبودن: فرد توانمندیها و استعدادهایش را باور ندارد و آنها را واقعی نمیداند و هزاران علت دیگر را به موفقیتهایش نسبت میدهد.
● ترس از رسیدن به سقف ارزشهای والای خود: این افراد نگرانند که محقق شدن یک خواسته و رسیدن به غایت تعیین شده باعث شود که بعد آن به ناتوانی برسند.
● ترس از سرخوردگی: این افراد نگرانند که مبادا محقق شدن یک خواسته باعث شود تا بفهمند که اصلا این موقعیت را نمیخواستند و یا شاید اینکه با رویه ناخوشایند آن خواسته رو به رو شوند.
● ترس از دست دادن جایگاه فعلی: این افراد گمان میکنند که موفقیتها ثبات موقعیت فعلی را از او میگیرند و شرایط ناآشنایی ایجاد میکنند که فرد خیلی در جریان جنبههای مختلف آن نیست.
● ترس از مورد حسادت یا تهدید واقع شدن: این افراد از طرد شدن یا پذیرفته نشدن یا مورد عناد قرار گرفتن توسط دیگران واهمه دارند.
■ ترس از موفق شدن میتواند به راحتی با ترس از شکست خوردن اشتباه گرفته شود زیرا هر دو میتوانند مانعِ استفاده از پتانسلتان شوند. به ترس از موفقیت با عنوان «اضطراب موفقیت» یا «فوبی موفقیت» هم اشاره میکنند. نام دیگر ترس از موفق شدن عقده یونس است. اسم این امر هر چه باشد، تاثیر منفیای بر رضایت کلی شما از زندگی میگذارد.
■روانشناس آمریکایی آبراهام مزلو مشاهده کرد که همه ما یک نیاز درونی به پیشرفت داریم. او برای ایجاد اصطلاح خود-شکوفایی معروف است، که اشاره دارد به اشتیاق ما به شکوفایی پتانسیلهایمان و دستیابی به اهدافمان. مزلو از داستان حضرت یونس برای نامگذاری این سندروم یعنی عقده یونس بهره برد.
■ در داستان زندگی یونس پیامبر، او تلاش بسیاری در دعوت مردم به یکتاپرستی میکند، بعد از چندی آنها را به هیچ وجه اصلاح شدنی ندانسته و دست از دعوت برمی دارد. پس از آن که یونس آنها را ترک میکند، مردمان به علت ترس از نزول عذاب الهی دست از بت پرستی بر میدارند و به یکتا پرستی ایمان میآورند. یونس سوار بر کشتی راهی دیار دیگر میشود که در میان راه به نشانه هشدار الهی در شکم ماهی گرفتار میآید. ترس از موفقیت یا عقده یونس نوعی فرار از مسئولیت و اضطراب تحقق استعدادهای بالقوه خویشتن است، اما برخی آن را واکنشی در برابر ترس از شکست میدانند.
■ مازلو در کتاب خود با عنوان “دستیابی به اوج ماهیت انسانی” میگوید: “در یادداشتهایم این موضعگیری و حالت دفاعی را ابتدا با چنین عناوینی آورده بودم: “ترس از عظمت خویش”، “گریز از سرنوشت خویش” یا “فرار از بهترین استعدادهای خویشتن”. بدین وسیله می خواستم بی پرده و با صراحت هرچه بیشتر روی این نکته تاکید کنم که ما علاوه بر بدترین استعدادهای خود از بهترین آنها نیز به گونهای متفاوت وحشت داریم.
■ نشانههای ترس از موفقیت عبارتند از:
● اهداف کوچک. تعیین اهدافی که سطحی بوده و چالش برانگیز نیستند.
● تعلل. شما آنقدر کار را به تعویق میاندازید که فرصت مهیا شده بگذرد و از دست برود.
● کمالگرایی. برای انجام کارها به طور کمالگرایانه تلاش میکنید و زمانی که به ناچار از برنامه عقب میافتید، این را دلیل خوبی برای ادامه ندادن میدانید.
● منصرف شدن. درست زمانی که در نزدیکترین مرحله به موفقیت هستید، دلیلی برای استعفا یا انصراف دادن مییابید.
● آسیب به خویشتن. سوءمصرف مواد و سایر رفتارهای آسیب زا ممکن است منجر به عدم موفقیت شود.
■هر یک از این رفتارها میتوانند شما را از درک تمام پتانسیلهایتان بازدارند.
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ همه ما انگیزه ای برای ترقی خود، برای بیشتر کردن قدرت ها و استعدادهای بالقوه خود، برای خود شکوفایی یا انسان کامل بودن یا تعالی انسانی داریم. وقتی وجود چنین انگیزه ای را مسلم بدانیم پس چه چیزی مانع از رشد ما می شود؟ چه چیزی راهمان را سد می کند؟
■در نگاه اول، ترس از موفقیت به نظر خیلی ترس وحشتناکی به حساب نمیآید. اما ترس از موفق شدن واقعیت دارد و میتواند شما را از خیلی جهات عقب نگه دارد و مانع پیشرفتتان شود. نام دیگر ترس از موفقیت "عقده یونس" است. احتمال دارد خودِ موفقیت نباشد که از آن میترسید، بلکه ترستان از بهای همراه با آن باشد.
■ ما صاحب دو نیروی انگیزشی هستیم؛ یکی انگیزه رشد که برآمده از وضعیتهای رشدی ما است و جهت دهی درونی برای ایجاد تغییر و گرایش به پیشروی است و دیگری انگیزه امنیت که میل درونی ما به حفظ ثبات و سکون می باشد.
روانشناسان انگیزه امنیت را یکی از ریشههای اصلی ترس از موفقیت میدانند. ریشههای دیگر به شرح زیر است:
● ترس از واقعی نبودن: فرد توانمندیها و استعدادهایش را باور ندارد و آنها را واقعی نمیداند و هزاران علت دیگر را به موفقیتهایش نسبت میدهد.
● ترس از رسیدن به سقف ارزشهای والای خود: این افراد نگرانند که محقق شدن یک خواسته و رسیدن به غایت تعیین شده باعث شود که بعد آن به ناتوانی برسند.
● ترس از سرخوردگی: این افراد نگرانند که مبادا محقق شدن یک خواسته باعث شود تا بفهمند که اصلا این موقعیت را نمیخواستند و یا شاید اینکه با رویه ناخوشایند آن خواسته رو به رو شوند.
● ترس از دست دادن جایگاه فعلی: این افراد گمان میکنند که موفقیتها ثبات موقعیت فعلی را از او میگیرند و شرایط ناآشنایی ایجاد میکنند که فرد خیلی در جریان جنبههای مختلف آن نیست.
● ترس از مورد حسادت یا تهدید واقع شدن: این افراد از طرد شدن یا پذیرفته نشدن یا مورد عناد قرار گرفتن توسط دیگران واهمه دارند.
■ ترس از موفق شدن میتواند به راحتی با ترس از شکست خوردن اشتباه گرفته شود زیرا هر دو میتوانند مانعِ استفاده از پتانسلتان شوند. به ترس از موفقیت با عنوان «اضطراب موفقیت» یا «فوبی موفقیت» هم اشاره میکنند. نام دیگر ترس از موفق شدن عقده یونس است. اسم این امر هر چه باشد، تاثیر منفیای بر رضایت کلی شما از زندگی میگذارد.
■روانشناس آمریکایی آبراهام مزلو مشاهده کرد که همه ما یک نیاز درونی به پیشرفت داریم. او برای ایجاد اصطلاح خود-شکوفایی معروف است، که اشاره دارد به اشتیاق ما به شکوفایی پتانسیلهایمان و دستیابی به اهدافمان. مزلو از داستان حضرت یونس برای نامگذاری این سندروم یعنی عقده یونس بهره برد.
■ در داستان زندگی یونس پیامبر، او تلاش بسیاری در دعوت مردم به یکتاپرستی میکند، بعد از چندی آنها را به هیچ وجه اصلاح شدنی ندانسته و دست از دعوت برمی دارد. پس از آن که یونس آنها را ترک میکند، مردمان به علت ترس از نزول عذاب الهی دست از بت پرستی بر میدارند و به یکتا پرستی ایمان میآورند. یونس سوار بر کشتی راهی دیار دیگر میشود که در میان راه به نشانه هشدار الهی در شکم ماهی گرفتار میآید. ترس از موفقیت یا عقده یونس نوعی فرار از مسئولیت و اضطراب تحقق استعدادهای بالقوه خویشتن است، اما برخی آن را واکنشی در برابر ترس از شکست میدانند.
■ مازلو در کتاب خود با عنوان “دستیابی به اوج ماهیت انسانی” میگوید: “در یادداشتهایم این موضعگیری و حالت دفاعی را ابتدا با چنین عناوینی آورده بودم: “ترس از عظمت خویش”، “گریز از سرنوشت خویش” یا “فرار از بهترین استعدادهای خویشتن”. بدین وسیله می خواستم بی پرده و با صراحت هرچه بیشتر روی این نکته تاکید کنم که ما علاوه بر بدترین استعدادهای خود از بهترین آنها نیز به گونهای متفاوت وحشت داریم.
■ نشانههای ترس از موفقیت عبارتند از:
● اهداف کوچک. تعیین اهدافی که سطحی بوده و چالش برانگیز نیستند.
● تعلل. شما آنقدر کار را به تعویق میاندازید که فرصت مهیا شده بگذرد و از دست برود.
● کمالگرایی. برای انجام کارها به طور کمالگرایانه تلاش میکنید و زمانی که به ناچار از برنامه عقب میافتید، این را دلیل خوبی برای ادامه ندادن میدانید.
● منصرف شدن. درست زمانی که در نزدیکترین مرحله به موفقیت هستید، دلیلی برای استعفا یا انصراف دادن مییابید.
● آسیب به خویشتن. سوءمصرف مواد و سایر رفتارهای آسیب زا ممکن است منجر به عدم موفقیت شود.
■هر یک از این رفتارها میتوانند شما را از درک تمام پتانسیلهایتان بازدارند.
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ دوستان فرهیخته
سلام و وقت به خیر
قریب ۱۱ سال است که باافتخار میزبان یادگیری،رشد،پیشرفت و توسعه شماعزیزانیم،
اکنون
بازطراحی نشان واره
(Logo redesign)
انجام شد.
سلام و وقت به خیر
قریب ۱۱ سال است که باافتخار میزبان یادگیری،رشد،پیشرفت و توسعه شماعزیزانیم،
اکنون
بازطراحی نشان واره
(Logo redesign)
انجام شد.
👌8👏1
✳️ عصر جدید نیروی کار؛ بازآموزی یا حذف؟
✅ تازهترین گزارش مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد بازار کار جهانی با یکی از بزرگترین دورههای تحول خود روبهرو شده است. برآوردها حاکی از آن است که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۲۳ درصد مشاغل جهان بهدلیل هوش مصنوعی، اتوماسیون و تغییرات اقتصادی دستخوش تغییر خواهند شد.
🔸براساس دادههای WEF، طی پنج سال آینده حدود ۶۹ میلیون شغل جدید ایجاد میشود، اما همزمان نزدیک به ۸۳ میلیون شغل نیز از بین خواهد رفت؛ یعنی خالص بازار کار جهانی ممکن است با کاهش حدود ۱۴ میلیون شغل مواجه شود.
🔸گزارش میگوید بیش از ۴۴ درصد مهارتهای فعلی کارکنان تا پایان دهه نیاز به بهروزرسانی خواهد داشت. مهارتهایی مانند تحلیل داده، کار با هوش مصنوعی، امنیت سایبری و تفکر تحلیلی با رشد سریع تقاضا روبهرو هستند، در حالی که مشاغل تکراری اداری و پردازشهای ساده بیشتر در معرض حذف قرار دارند.
🔸اکنون حدود ۷۵ درصد شرکتهای بزرگ جهان اعلام کردهاند که بهدلیل توسعه AI و اتوماسیون، بخشی از فرآیندهای خود را بازطراحی خواهند کرد. همزمان بیش از ۸۰ درصد کارفرمایان گفتهاند سرمایهگذاری در آموزش مجدد کارکنان به اولویت اصلی آنها تبدیل شده است.
🔸گزارش همچنین به بحران کمبود مهارت اشاره میکند. در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته، شرکتها با وجود کاهش رشد اقتصادی هنوز برای جذب نیروی متخصص مشکل دارند. تنها در حوزه فناوری، کمبود نیروی ماهر میتواند تا سالهای آینده صدها میلیارد دلار هزینه بهرهوری ایجاد کند.
🔸نقش مدیران منابع انسانی نیز در حال تغییر است. بسیاری از شرکتها اکنون بهجای تمرکز صرف بر استخدام، به سمت ساخت «نیروی کار مقاوم» حرکت کردهاند؛ یعنی کارکنانی که بتوانند سریع با فناوریهای جدید، بحرانهای اقتصادی و تغییرات بازار تطبیق پیدا کنند.
🔸طبق برخی برآوردها، هوش مصنوعی میتواند تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۱۵ تریلیون دلار به اقتصاد جهانی اضافه کند؛ اما توزیع این سود برابر نخواهد بود. کشورها و شرکتهایی که سریعتر در بازآموزی و مهارتآموزی سرمایهگذاری کنند، مزیت رقابتی بیشتری خواهند داشت.
◀️ اقتصاد جدید شاید بیش از هر زمان دیگری یک سؤال اساسی مطرح کند:
در آینده، ارزشمندترین نیروی کار چه کسی خواهد بود؟ کسی که بیشتر میداند، یا کسی که سریعتر یاد میگیرد؟
منابع:World Economic Forum | PwC | McKinsey
اکونومیست فارسی
بازنشراز کانال آموزه های سازمانی
✅ تازهترین گزارش مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد بازار کار جهانی با یکی از بزرگترین دورههای تحول خود روبهرو شده است. برآوردها حاکی از آن است که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۲۳ درصد مشاغل جهان بهدلیل هوش مصنوعی، اتوماسیون و تغییرات اقتصادی دستخوش تغییر خواهند شد.
🔸براساس دادههای WEF، طی پنج سال آینده حدود ۶۹ میلیون شغل جدید ایجاد میشود، اما همزمان نزدیک به ۸۳ میلیون شغل نیز از بین خواهد رفت؛ یعنی خالص بازار کار جهانی ممکن است با کاهش حدود ۱۴ میلیون شغل مواجه شود.
🔸گزارش میگوید بیش از ۴۴ درصد مهارتهای فعلی کارکنان تا پایان دهه نیاز به بهروزرسانی خواهد داشت. مهارتهایی مانند تحلیل داده، کار با هوش مصنوعی، امنیت سایبری و تفکر تحلیلی با رشد سریع تقاضا روبهرو هستند، در حالی که مشاغل تکراری اداری و پردازشهای ساده بیشتر در معرض حذف قرار دارند.
🔸اکنون حدود ۷۵ درصد شرکتهای بزرگ جهان اعلام کردهاند که بهدلیل توسعه AI و اتوماسیون، بخشی از فرآیندهای خود را بازطراحی خواهند کرد. همزمان بیش از ۸۰ درصد کارفرمایان گفتهاند سرمایهگذاری در آموزش مجدد کارکنان به اولویت اصلی آنها تبدیل شده است.
🔸گزارش همچنین به بحران کمبود مهارت اشاره میکند. در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته، شرکتها با وجود کاهش رشد اقتصادی هنوز برای جذب نیروی متخصص مشکل دارند. تنها در حوزه فناوری، کمبود نیروی ماهر میتواند تا سالهای آینده صدها میلیارد دلار هزینه بهرهوری ایجاد کند.
🔸نقش مدیران منابع انسانی نیز در حال تغییر است. بسیاری از شرکتها اکنون بهجای تمرکز صرف بر استخدام، به سمت ساخت «نیروی کار مقاوم» حرکت کردهاند؛ یعنی کارکنانی که بتوانند سریع با فناوریهای جدید، بحرانهای اقتصادی و تغییرات بازار تطبیق پیدا کنند.
🔸طبق برخی برآوردها، هوش مصنوعی میتواند تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۱۵ تریلیون دلار به اقتصاد جهانی اضافه کند؛ اما توزیع این سود برابر نخواهد بود. کشورها و شرکتهایی که سریعتر در بازآموزی و مهارتآموزی سرمایهگذاری کنند، مزیت رقابتی بیشتری خواهند داشت.
◀️ اقتصاد جدید شاید بیش از هر زمان دیگری یک سؤال اساسی مطرح کند:
در آینده، ارزشمندترین نیروی کار چه کسی خواهد بود؟ کسی که بیشتر میداند، یا کسی که سریعتر یاد میگیرد؟
منابع:World Economic Forum | PwC | McKinsey
اکونومیست فارسی
بازنشراز کانال آموزه های سازمانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ اثرپروانه ای؟!
✳️ اثر پیگمالیون، اثر گلم و اثر گالاتا چیست؟
✅ این سه مفهوم از مشهورترین پدیدههای روانشناسی سازمانی و مدیریت منابع انسانی هستند و به قدرت انتظارات در شکلدهی رفتار و عملکرد افراد اشاره دارند.
۱. اثر پیگمالیون (Pygmalion Effect)
«انتظارات بالای مدیر، عملکرد کارکنان را افزایش میدهد.»
وقتی مدیر یا رهبر باور داشته باشد که یک فرد توانمند و موفق خواهد شد، رفتار او به گونهای تغییر میکند که آن فرد نیز عملکرد بهتری از خود نشان میدهد.
مثال
مدیری به یکی از کارشناسان جوان میگوید:
«من مطمئنم تو میتوانی مدیر پروژه موفقی شوی.»
● در نتیجه:
فرصتهای بیشتری به او میدهد.
بازخوردهای سازندهتری ارائه میکند.
اعتماد بیشتری به او نشان میدهد.
کارشناس نیز اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کرده و عملکردش رشد میکند.
● نتیجه
انتظار مثبت ← رفتار حمایتی مدیر ← عملکرد بهتر کارکنان
۲. اثر گلم (Golem Effect)
«انتظارات پایین مدیر، عملکرد کارکنان را کاهش میدهد.»
این پدیده دقیقاً نقطه مقابل اثر پیگمالیون است.
وقتی مدیر تصور کند فردی ضعیف، کماستعداد یا ناموفق است، ناخودآگاه رفتارهایی نشان میدهد که موجب افت عملکرد آن فرد میشود.
● مثال
مدیر درباره یک کارمند جدید فکر میکند:
«این فرد چندان توانمند نیست.»
در نتیجه:
مسئولیتهای مهم به او نمیدهد.
کمتر آموزش میدهد.
کمتر به او اعتماد میکند.
فرد نیز به مرور انگیزه و اعتمادبهنفس خود را از دست میدهد.
● نتیجه
انتظار منفی ← رفتار محدودکننده مدیر ← عملکرد ضعیفتر
۳. اثر گالاتئا (Galatea Effect)
«باور فرد به تواناییهای خودش، عملکرد او را بهبود میدهد.»
در اینجا منبع انتظار، مدیر نیست؛ بلکه خود فرد است.
هرچه فرد باور بیشتری به تواناییهای خود داشته باشد، احتمال موفقیت او بیشتر میشود.
● مثال
کارمندی که باور دارد:
«من میتوانم در شش ماه آینده مدیر واحد شوم.»
معمولاً:
بیشتر یاد میگیرد.
تلاش بیشتری میکند.
در برابر شکست مقاومتر است.
● نتیجه
خودباوری بالا ← تلاش بیشتر ← عملکرد بهتر
■ مقایسه سه اثر
🔺 اثر: پیگمالیون
● منبع انتظار:مدیر یا رهبر
● نتیجه :افزایش عملکرد
🔺 اثر:گلم
● منبع انتظار: مدیر یا رهبر
● نتیجه: کاهش عملکرد
🔺اثر: گالاتئا
● منبع انتظار: خود فرد
● نتیجه: افزایش عملکرد
■ فرمول مدیریتی
🔹 پیگمالیون: «من به تو ایمان دارم.»
🔹 گلم: «فکر نمیکنم موفق شوی.»
🔹 گالاتئا: «من به خودم ایمان دارم.»
■ پیام برای مدیران اجرایی
بسیاری از مدیران تصور میکنند عملکرد کارکنان صرفاً ناشی از مهارت یا تجربه است؛ درحالیکه تحقیقات نشان داده است انتظارات مدیران میتواند به یک پیشگویی خودمحققشونده تبدیل شود.
■ به همین دلیل رهبران موفق:
انتظارات روشن و بلندپروازانه تعیین میکنند.
به توانایی افراد باور دارند.
محیطی ایجاد میکنند که خودباوری کارکنان تقویت شود.
در چنین محیطی، اثر پیگمالیون و گالاتئا تقویت و اثر گلم تضعیف میشود.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ این سه مفهوم از مشهورترین پدیدههای روانشناسی سازمانی و مدیریت منابع انسانی هستند و به قدرت انتظارات در شکلدهی رفتار و عملکرد افراد اشاره دارند.
۱. اثر پیگمالیون (Pygmalion Effect)
«انتظارات بالای مدیر، عملکرد کارکنان را افزایش میدهد.»
وقتی مدیر یا رهبر باور داشته باشد که یک فرد توانمند و موفق خواهد شد، رفتار او به گونهای تغییر میکند که آن فرد نیز عملکرد بهتری از خود نشان میدهد.
مثال
مدیری به یکی از کارشناسان جوان میگوید:
«من مطمئنم تو میتوانی مدیر پروژه موفقی شوی.»
● در نتیجه:
فرصتهای بیشتری به او میدهد.
بازخوردهای سازندهتری ارائه میکند.
اعتماد بیشتری به او نشان میدهد.
کارشناس نیز اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کرده و عملکردش رشد میکند.
● نتیجه
انتظار مثبت ← رفتار حمایتی مدیر ← عملکرد بهتر کارکنان
۲. اثر گلم (Golem Effect)
«انتظارات پایین مدیر، عملکرد کارکنان را کاهش میدهد.»
این پدیده دقیقاً نقطه مقابل اثر پیگمالیون است.
وقتی مدیر تصور کند فردی ضعیف، کماستعداد یا ناموفق است، ناخودآگاه رفتارهایی نشان میدهد که موجب افت عملکرد آن فرد میشود.
● مثال
مدیر درباره یک کارمند جدید فکر میکند:
«این فرد چندان توانمند نیست.»
در نتیجه:
مسئولیتهای مهم به او نمیدهد.
کمتر آموزش میدهد.
کمتر به او اعتماد میکند.
فرد نیز به مرور انگیزه و اعتمادبهنفس خود را از دست میدهد.
● نتیجه
انتظار منفی ← رفتار محدودکننده مدیر ← عملکرد ضعیفتر
۳. اثر گالاتئا (Galatea Effect)
«باور فرد به تواناییهای خودش، عملکرد او را بهبود میدهد.»
در اینجا منبع انتظار، مدیر نیست؛ بلکه خود فرد است.
هرچه فرد باور بیشتری به تواناییهای خود داشته باشد، احتمال موفقیت او بیشتر میشود.
● مثال
کارمندی که باور دارد:
«من میتوانم در شش ماه آینده مدیر واحد شوم.»
معمولاً:
بیشتر یاد میگیرد.
تلاش بیشتری میکند.
در برابر شکست مقاومتر است.
● نتیجه
خودباوری بالا ← تلاش بیشتر ← عملکرد بهتر
■ مقایسه سه اثر
🔺 اثر: پیگمالیون
● منبع انتظار:مدیر یا رهبر
● نتیجه :افزایش عملکرد
🔺 اثر:گلم
● منبع انتظار: مدیر یا رهبر
● نتیجه: کاهش عملکرد
🔺اثر: گالاتئا
● منبع انتظار: خود فرد
● نتیجه: افزایش عملکرد
■ فرمول مدیریتی
🔹 پیگمالیون: «من به تو ایمان دارم.»
🔹 گلم: «فکر نمیکنم موفق شوی.»
🔹 گالاتئا: «من به خودم ایمان دارم.»
■ پیام برای مدیران اجرایی
بسیاری از مدیران تصور میکنند عملکرد کارکنان صرفاً ناشی از مهارت یا تجربه است؛ درحالیکه تحقیقات نشان داده است انتظارات مدیران میتواند به یک پیشگویی خودمحققشونده تبدیل شود.
■ به همین دلیل رهبران موفق:
انتظارات روشن و بلندپروازانه تعیین میکنند.
به توانایی افراد باور دارند.
محیطی ایجاد میکنند که خودباوری کارکنان تقویت شود.
در چنین محیطی، اثر پیگمالیون و گالاتئا تقویت و اثر گلم تضعیف میشود.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ دنزل واشنگتن، ستاره هالیوود میگوید هیچ چیز ارزشمندی در زندگی بدون ریسک بهدست نمیآید.
شکست خواهی خورد.
اشتباه خواهی کرد.
گاهی حتی ناامید خواهی شد.
اما هر شکست، یک قدم به موفقیت نزدیکترت میکند.
در پایان زندگی، حسرتِ تلاش کردن را نمیخوریم؛
حسرت فرصتهایی را میخوریم که هرگز جرات امتحان کردنشان را نداشتیم.
شکست خواهی خورد.
اشتباه خواهی کرد.
گاهی حتی ناامید خواهی شد.
اما هر شکست، یک قدم به موفقیت نزدیکترت میکند.
در پایان زندگی، حسرتِ تلاش کردن را نمیخوریم؛
حسرت فرصتهایی را میخوریم که هرگز جرات امتحان کردنشان را نداشتیم.
با سلام؛
انجمن مدیریت ایران"پنجمین کنفرانس ملی تحول دیجیتالی با رویکرد توسعه بومی داده محور" را در مردادماه سال جاری برگزار می نماید. از اعضای انجمن دعوت می شود ضمن هماهنگی برای حضور در این رویداد ملی نسبت به مشارکت در اطلاع رسانی این کنفرانس در شبکه ها و گروه های مختلف اقدام و همچنین مقالات مرتبط با رویکرد کنفرانس را به آدرس ایمیل info@iranmanagement.net ارسال نمایند.
با تشکر 🌹
انجمن مدیریت ایران"پنجمین کنفرانس ملی تحول دیجیتالی با رویکرد توسعه بومی داده محور" را در مردادماه سال جاری برگزار می نماید. از اعضای انجمن دعوت می شود ضمن هماهنگی برای حضور در این رویداد ملی نسبت به مشارکت در اطلاع رسانی این کنفرانس در شبکه ها و گروه های مختلف اقدام و همچنین مقالات مرتبط با رویکرد کنفرانس را به آدرس ایمیل info@iranmanagement.net ارسال نمایند.
با تشکر 🌹
✳️ نقطه حداکثر تأمل کجاست؟
✅ بهترین ایدهها زمانی به سراغتان میآیند که مشغول نوشتن هستید، نه درحال فکرکردن.
🔸اگر قرار باشد در یک جزیرهی دورافتاده در وسط اقیانوس یک همراه داشته باشید، چه کسی را با خودتان میبرید؟ همسرتان؟ دوستتان؟ یک مشاور؟ باهوشترین استاد دانشگاه؟ یکنفر که سرگرمتان کند؟ البته که هیچکدام برای بلندمدت بهکارتان نخواهد آمد. کسی را با خود ببرید که بتواند یک قایق بسازد.
🔸دوستی دارم که برای راهاندازی و تاسیس شرکت داروسازیاش دهسال وقت گذاشت. او با دقت صدها کتاب در زمینهی کارآفرینی مطالعه کرد، ساعتها صرف یادگیری نحوه عرضه محصولاتش کرد. انبوهی از تحقیقات علمی درباره بازار را بررسی کرد و دوجین طرح برای کسب و کارش نوشت. نتیجه کار؟ فعلا هیچ؟ او همواره به نقطهای میرسد که تفکراتش به او میگویند:
"ایده خوبی است، اما بستگی به شیوه اجرایی تو و عملکرد رقبایت دارد."
🔸ما در زمان فکرکردن به یک موضوع، به نقطهای میرسیم که دیگر هرچهقدر هم که فکر کنیم، حتی یک میلیمتر هم از این نقطه جلوتر نخواهیم رفت. از این لحظه به بعد، مقدار اطلاعات اضافی که با فکرکردن درباره آن موضوع بهدست میآوریم، به صفر میرسد. این همان لحظهای است که "نقطهی حداکثر تأمل" نام دارد.
🔸البته منظورم این نیست که من با فکرکردن روی جزئیات مخالفم. بررسیکردن یک ایده حتی برای لحظاتی کوتاه میتواند دید فوقالعادهای به انسان بدهد. با اینحال بازدهی این فرآیند بهسرعت کاهش مییابد و شگفتآور است که چهقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسیم.
🔸البته ممکن است لازم شود کمی زمان اضافه هم به خودتان بدهید تا احساسات گذرا، بیجهت روی تصمیمتان تاثیر نگذارند. اما بعد از آن، فکرکردن، شما را از نتیجهای که گرفتهاید جلوتر نخواهد برد. اگر به اطلاعات جدید نیاز دارید، بهتر است دستبهکار شوید.
🔸اگر تأملکردن را یک چراغقوه جیبی در نظر بگیریم، عملکردن مانند یک نورافکن بهمعنای واقعی کلمه است. بهمحض اینکه به یک جایگاه جدید و جذاب رسیدید، میتوانید مجددا چراغقوه خود را روشن کنید.
🔸اما چرا ما عادت داریم بیش از اندازه روی مسائل فکر کنیم، بسیار فراتر از نقطه حداکثر تأمل! چرا؟
چون اینطور راحتتر است. خیلی سادهتر است که روی مسائل فکر کنیم تا اینکه ابتکار عمل آنها را بهدست بگیریم. گمانهزنی لذتبخشتر از عملگرایی است. مادامی که هنوز درحال سبکسنگینکردن گزینههایتان هستید، احتمال شکست صفر است؛ اما بهمحض اینکه وارد عمل میشوید، خطر شکستخوردن بهمراتب بیشتر خواهد بود. بههمین دلیل است که مردم فکرکردن و تحلیلکردن را ترجیح میدهند.
🔸پیکاسو میگوید برای اینکه بدانید میخواهید چه چیزی بکشید، باید دستبهقلم شوید. در مورد امور زندگیتان هم همینطور است. برای اینکه بدانید چه میخواهید باید دستبهکار شوید. این مطلب ممکن است تلنگری به شما بزند ولی حواستان را جمع کنید که صرفا با فکرکردن به یک زندگی خوب، به آن نمیرسید.
🔸لطفا دفعه بعد که میخواهید تصمیم مهمی بگیرید، بهدقت روی آن فکر کنید، اما فقط تا مرز نقطه حداکثر تأمل. غافلگیر خواهید شد از اینکه چقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسید. بهمحض رسیدن، چراغقوه خود را خاموش و نورافکن را روشن کنید. این روش هم در محلکار و هم در خانه بهکارتان خواهد آمد؛ چه مشغول سرمایهگذاری روی حرفهتان باشید، چه دنبال بهبود زندگی عاشقانهتان.
هنرخوبزندگیکردن
رولفدوبلی
ترفند مدیریت
✅ بهترین ایدهها زمانی به سراغتان میآیند که مشغول نوشتن هستید، نه درحال فکرکردن.
🔸اگر قرار باشد در یک جزیرهی دورافتاده در وسط اقیانوس یک همراه داشته باشید، چه کسی را با خودتان میبرید؟ همسرتان؟ دوستتان؟ یک مشاور؟ باهوشترین استاد دانشگاه؟ یکنفر که سرگرمتان کند؟ البته که هیچکدام برای بلندمدت بهکارتان نخواهد آمد. کسی را با خود ببرید که بتواند یک قایق بسازد.
🔸دوستی دارم که برای راهاندازی و تاسیس شرکت داروسازیاش دهسال وقت گذاشت. او با دقت صدها کتاب در زمینهی کارآفرینی مطالعه کرد، ساعتها صرف یادگیری نحوه عرضه محصولاتش کرد. انبوهی از تحقیقات علمی درباره بازار را بررسی کرد و دوجین طرح برای کسب و کارش نوشت. نتیجه کار؟ فعلا هیچ؟ او همواره به نقطهای میرسد که تفکراتش به او میگویند:
"ایده خوبی است، اما بستگی به شیوه اجرایی تو و عملکرد رقبایت دارد."
🔸ما در زمان فکرکردن به یک موضوع، به نقطهای میرسیم که دیگر هرچهقدر هم که فکر کنیم، حتی یک میلیمتر هم از این نقطه جلوتر نخواهیم رفت. از این لحظه به بعد، مقدار اطلاعات اضافی که با فکرکردن درباره آن موضوع بهدست میآوریم، به صفر میرسد. این همان لحظهای است که "نقطهی حداکثر تأمل" نام دارد.
🔸البته منظورم این نیست که من با فکرکردن روی جزئیات مخالفم. بررسیکردن یک ایده حتی برای لحظاتی کوتاه میتواند دید فوقالعادهای به انسان بدهد. با اینحال بازدهی این فرآیند بهسرعت کاهش مییابد و شگفتآور است که چهقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسیم.
🔸البته ممکن است لازم شود کمی زمان اضافه هم به خودتان بدهید تا احساسات گذرا، بیجهت روی تصمیمتان تاثیر نگذارند. اما بعد از آن، فکرکردن، شما را از نتیجهای که گرفتهاید جلوتر نخواهد برد. اگر به اطلاعات جدید نیاز دارید، بهتر است دستبهکار شوید.
🔸اگر تأملکردن را یک چراغقوه جیبی در نظر بگیریم، عملکردن مانند یک نورافکن بهمعنای واقعی کلمه است. بهمحض اینکه به یک جایگاه جدید و جذاب رسیدید، میتوانید مجددا چراغقوه خود را روشن کنید.
🔸اما چرا ما عادت داریم بیش از اندازه روی مسائل فکر کنیم، بسیار فراتر از نقطه حداکثر تأمل! چرا؟
چون اینطور راحتتر است. خیلی سادهتر است که روی مسائل فکر کنیم تا اینکه ابتکار عمل آنها را بهدست بگیریم. گمانهزنی لذتبخشتر از عملگرایی است. مادامی که هنوز درحال سبکسنگینکردن گزینههایتان هستید، احتمال شکست صفر است؛ اما بهمحض اینکه وارد عمل میشوید، خطر شکستخوردن بهمراتب بیشتر خواهد بود. بههمین دلیل است که مردم فکرکردن و تحلیلکردن را ترجیح میدهند.
🔸پیکاسو میگوید برای اینکه بدانید میخواهید چه چیزی بکشید، باید دستبهقلم شوید. در مورد امور زندگیتان هم همینطور است. برای اینکه بدانید چه میخواهید باید دستبهکار شوید. این مطلب ممکن است تلنگری به شما بزند ولی حواستان را جمع کنید که صرفا با فکرکردن به یک زندگی خوب، به آن نمیرسید.
🔸لطفا دفعه بعد که میخواهید تصمیم مهمی بگیرید، بهدقت روی آن فکر کنید، اما فقط تا مرز نقطه حداکثر تأمل. غافلگیر خواهید شد از اینکه چقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسید. بهمحض رسیدن، چراغقوه خود را خاموش و نورافکن را روشن کنید. این روش هم در محلکار و هم در خانه بهکارتان خواهد آمد؛ چه مشغول سرمایهگذاری روی حرفهتان باشید، چه دنبال بهبود زندگی عاشقانهتان.
هنرخوبزندگیکردن
رولفدوبلی
ترفند مدیریت


