مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
مقایسه انواع روش های تامین منابع مالی
باورهای ذهنی محدودکننده کدامند؟
👍1
Channel photo updated
منبع: گارتنر
✳️ کارکنان چگونه کدهای پنهان رفتار را کشف می کنند؟

✅ هر کجا صحبت از طراحی اکوسیستم های یادگیری کرده ام همیشه سه مولفه جایشان در متن ارائه ام تضمین بوده است.
۱- قانون( مجموعه نظامات دستورالعمل ها روش اجرایی و ...)
۲- ساختار( در سطح رسمی و غیر رسمی و از گروهی تا سطح فردی)
۳- فرهنگ !
ما همه استادان نگارش قانون های بی پایان و ساختارهای زیباییم اما در حوزه فرهنگ چطور؟
چند وقت پیش مطلبی را از آقای دکتر افشین دبیری عزیز [ نامی آشنا و اخلاق مدار برای متولیان یادگیری و توسعه سازمانی ] در خصوص فرهنگ خواندم که نوشته بودن " فرهنگ محصول تابلوهای بزرگ نیست حاصل نقطه های کوچک است "
این جمله برای من سوژه ای شد برای تفکر و تامل بیشتر در خصوص هزارتویی به نام فرهنگ سازمانی و تعامل و تاثرات آن بر فرهنگ یادگیری.
[باده در هر سری شر می‌کند آن‌چنان را آنچنان تر می کند].

■ آنچه من فهمیدم فرهنگ را می توان استعاره ای از تصویر بزرگ دانست.
یاد تصویری افتادم که قوطی کوکا در آن به رنگ قرمز دیده میشد اما با زوم کردن روی تصویر متوجه می شویم رنگ قرمزی در کار نیست! صرفاً هنر چینش نقطه ها در جای مناسب و کنارهم این تصویر بزرگ را ایجاد کرده است!
احتمالاً به محض خواندن این پاراگراف تصویر مربوط به کوکا را بزرگ نمایی می کنید متوجه می شوید رنگ دانه ها مشکی هستند اما با برگرداندن تصویر به اندازه قبلی همچنان ذهن شما اصرار به قرمز دیدن قوطی کوکا دارد!
بله این همان نقطه های کوچک [ به تعبیر آقای دکتر دبیری ] و هنر چینش نقطه ها هستند که در نهایت الگوهای ذهنی و نمودارهای استنباط ما را شکل می دهند.
امروز مهمان مدیر منطقه و سایر مدیران و کارکنان شرکت انتقال گاز بندر عباس با موضوع آهنگ مشترک؛ بازخوانی کدهای رفتار در سازمان بودم.
کل روز در مورد یک سوال سپری شد و دوست داشتم با شما هم این سوال را به اشتراک بگذارم.
■ کارکنان چگونه کدهای پنهان رفتار را کشف می کنند؟
انچه به خرد جمعی ما رسید این بود که کارکنان، کدهای پنهان رفتار را از دریچه های مختلفی کشف می‌کنند که سه تای آن را با شما به اشتراک می گذارم:
● اول ، از طریق پاداش‌های پنهان نه به شعارها، که به واکنش سازمان به شکست‌ها و ریسک‌ها چشم می‌دوزند؛
● دوم ، از طریق لحظات بحران که واکنش جمعی در آن‌ها، برای همیشه تبدیل به الگویی ماندگار می‌شود؛
● سوم ، از طریق نقطه‌های کوچک روزمره یک سلام، یک تماس شبانه، یک سکوت در جلسه؛ همان پیکسل هایی که از دور، تصویر بزرگ و دلخواه فرهنگ را می‌سازند.
بله کارکنان، کدهای پنهان را نه از روی تابلوها، که از روی پاداش‌ها، بحران‌ها و تکرارهای کوچک هر روز می‌خوانند.
دکتر هومن دوستی
مدیریت اجرایی
✳️ کارکنان چگونه کدهای پنهان رفتار را کشف می کنند؟ ✅ هر کجا صحبت از طراحی اکوسیستم های یادگیری کرده ام همیشه سه مولفه جایشان در متن ارائه ام تضمین بوده است. ۱- قانون( مجموعه نظامات دستورالعمل ها روش اجرایی و ...) ۲- ساختار( در سطح رسمی و غیر رسمی و از…
📌 تکمله

✳️ فرهنگ، محصول تابلوهای بزرگ نیست؛ حاصل نقطه‌های کوچک است

✅ در بسیاری از سازمان‌ها، هنگامی که صحبت از فرهنگ سازمانی می‌شود، ذهن‌ها به سمت بیانیه مأموریت، ارزش‌های سازمانی، منشور اخلاقی، شعارهای انگیزشی و تابلوهای نصب‌شده بر دیوارها می‌رود. این ابزارها مهم‌اند، اما به‌تنهایی فرهنگ نمی‌سازند.

🔹 فرهنگ سازمانی بیش از آنکه در کلمات زندگی کند، در رفتارها جریان دارد.

● پیتر دراکر جمله معروفی دارد که می‌گوید: «فرهنگ، استراتژی را برای صبحانه می‌خورد.» زیرا حتی بهترین استراتژی‌ها نیز در فرهنگی نامناسب به نتیجه نمی‌رسند.

■ فرهنگ چگونه شکل می‌گیرد؟

فرهنگ سازمانی حاصل هزاران رفتار، تصمیم و تعامل کوچکی است که هر روز در سازمان رخ می‌دهد.

■ فرهنگ در این پرسش‌ها خود را نشان می‌دهد:

آیا مدیر به حرف کارکنان گوش می‌دهد؟

آیا افراد می‌توانند بدون ترس، نظر مخالف خود را بیان کنند؟

آیا اشتباهات فرصتی برای یادگیری هستند یا بهانه‌ای برای سرزنش؟

آیا وعده‌های داده‌شده عملی می‌شوند؟

آیا موفقیت‌ها دیده و قدردانی می‌شوند؟

آیا عدالت در تصمیم‌ها رعایت می‌شود؟


پاسخ به این پرسش‌ها، فرهنگ واقعی سازمان را مشخص می‌کند؛ نه شعارهای نوشته‌شده روی دیوار.

قدرت نقطه‌های کوچک

هیچ سازمانی یک‌شبه صاحب فرهنگ عالی نمی‌شود.

فرهنگ مانند ساختن یک بناست؛ هر رفتار مثبت یک آجر است و هر رفتار منفی می‌تواند بخشی از آن بنا را تخریب کند.

● برای مثال:

🔹 مدیری که هر روز به کارکنان سلام می‌کند، پیام احترام را منتقل می‌کند.

🔹 مدیری که به اشتباه خود اعتراف می‌کند، فرهنگ مسئولیت‌پذیری را می‌سازد.

🔹 مدیری که در جلسات به همه فرصت صحبت می‌دهد، فرهنگ مشارکت را تقویت می‌کند.

🔹 مدیری که بین کارکنان تبعیض قائل نمی‌شود، فرهنگ عدالت را نهادینه می‌کند.

این اقدامات شاید کوچک به نظر برسند، اما اثر تجمعی آن‌ها بسیار بزرگ است.

■ اثر آبشاری رفتار مدیران

کارکنان بیشتر از آنکه به سخنان مدیران گوش دهند، رفتار او را مشاهده می‌کنند.

اگر مدیر از وقت‌شناسی سخن بگوید اما خود همواره دیر به جلسات برسد، کارکنان رفتار او را الگو قرار می‌دهند نه سخنانش را.

اگر مدیر از کار تیمی صحبت کند اما تصمیم‌ها را به‌تنهایی بگیرد، پیام واقعی سازمان چیز دیگری خواهد بود.

در عمل، رفتار مدیران به سرعت در کل سازمان تکثیر می‌شود.

به همین دلیل گفته می‌شود:

رفتار مدیر، بلندگوی فرهنگ سازمان است.

تفاوت فرهنگ اعلامی و فرهنگ واقعی

هر سازمانی دو فرهنگ دارد:

فرهنگ اعلامی

آن چیزی که در وب‌سایت، بروشورها، تابلوها و سخنرانی‌ها بیان می‌شود.

فرهنگ واقعی

آن چیزی که افراد هر روز تجربه می‌کنند.

سازمان‌های موفق تلاش می‌کنند فاصله میان این دو را به حداقل برسانند.

وقتی کارکنان ببینند ارزش‌های اعلام‌شده در رفتار مدیران و تصمیم‌های سازمانی منعکس می‌شود، اعتماد شکل می‌گیرد.

اما اگر بین شعارها و واقعیت فاصله باشد، بی‌اعتمادی ایجاد می‌شود.

نقش رهبران در ساخت فرهنگ

■ رهبران فرهنگ را با سه ابزار اصلی می‌سازند:

۱. آنچه به آن توجه می‌کنند

کارکنان به سرعت متوجه می‌شوند چه چیزی برای مدیر مهم است.

۲. آنچه پاداش می‌دهند

پاداش‌ها و تشویق‌ها ارزش‌های واقعی سازمان را آشکار می‌کنند.

۳. آنچه تحمل می‌کنند

اگر رفتار نامناسب بدون واکنش باقی بماند، به بخشی از فرهنگ تبدیل می‌شود.

🔺 نتیجه

فرهنگ سازمانی نه در سالن‌های بزرگ شکل می‌گیرد و نه روی تابلوهای بزرگ.

فرهنگ در برخوردهای روزمره، در نحوه تصمیم‌گیری‌ها، در احترام متقابل، در عمل به وعده‌ها و در صدها رفتار کوچک روزانه ساخته می‌شود.

تابلوها فقط ارزش‌ها را اعلام می‌کنند؛ اما رفتارها ارزش‌ها را به فرهنگ تبدیل می‌کنند.

به همین دلیل رهبران اثربخش می‌دانند که برای ساختن یک فرهنگ بزرگ، باید از رفتارهای کوچک اما مستمر آغاز کرد.

🔺جمله پایانی

فرهنگ سازمانی مانند یک نقاشی موزاییکی است؛ هر رفتار روزانه یک قطعه کوچک از آن است. تصویر نهایی را نه تابلوهای بزرگ، بلکه همین قطعه‌های کوچک می‌سازند.
رهبری به سبک موتورجت؟!
👆✳️ شاید این نکته درمورد دور موتور هواپیما باورتان نشود

🔹برخلاف تصور رایج، موتور جت هواپیماهای مسافربری با دورهای بسیار نجومی نمی‌چرخد و سرعت چرخش آن چندان بیشتر از خودروهای اسپرت نیست.

موتورهای توربوفن مدرن از ۲ بخش اصلی تشکیل شده‌اند:
🔹توربین پرفشار: حداکثر حدود ۱۵ هزار دور در دقیقه
🔹توربین کم‌فشار: حدود ۵ هزار و ۴۰۰ دور در دقیقه

🔹دور توربین پرفشار تقریباً برابر با دور موتور خودروهای مسابقات فرمول یک است، درحالی‌که توربین کم‌فشار در محدودهٔ دور موتور خودروهای معمولی قرار می‌گیرد.

🔹با وجود این شباهت در سرعت چرخش، موتورهای جت نیروی رانش بسیار بیشتری تولید می‌کنند؛ به‌عنوان مثال، یک موتور جت می‌تواند نیرویی معادل ۱۲۱ هزار نیوتن ایجاد کند و هواپیما را با سرعتی بیش از ۸۰۰ کیلومتر بر ساعت به‌حرکت درآورد.

🔹دلیل اصلی این قدرت بالا، سرعت چرخش قطعات نیست؛ بلکه حجم عظیم هوایی است که موتور به‌سمت عقب پرتاب می‌کند و همین موضوع نیروی رانش لازم برای پرواز را فراهم می‌کند.

🔹در نتیجه موتور هواپیما برخلاف تصور عمومی با دورهای فوق‌العاده بالا کار نمی‌کند؛ راز قدرت آن در طراحی آیرودینامیکی و جابه‌جایی حجم بسیار زیاد هواست، نه صرفاً تعداد دور موتور.
🔺 نکته اصلی:
بحث ما نحوه کارکرد موتورجت نیست بلکه موتورجت استعاره روش رهبری است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ آیا بزرگ‌ترین مانع رشد رهبران، کمبود دانش است؟

✅ چند روز پیش با یک تست جالب در حوزه رهبری و کار تیمی مواجه شدم. ادعای تست این بود که می‌تواند مهم‌ترین عامل رشد یا توقف یک مدیر، رهبر تیم، کارآفرین یا مشاور را شناسایی کند.

■ در نگاه اول تصور کردم پاسخ‌هایی مانند کمبود مهارت، دانش تخصصی، تجربه یا منابع مالی در صدر عوامل بازدارنده قرار خواهند گرفت. اما هرچه بیشتر به موضوع فکر کردم، به یک نتیجه متفاوت رسیدم:

■ بزرگ‌ترین مانع رشد رهبران، معمولاً ندانستن نیست؛ ندیدن است.

بسیاری از رهبران می‌دانند چه باید بکنند، اما گرفتار الگوهای ذهنی‌ای هستند که اجازه نمی‌دهد آن دانسته‌ها به رفتار تبدیل شوند.

🔹 مدیری که نمی‌تواند تفویض اختیار کند، اغلب مشکل دانش ندارد؛ مشکل اعتماد دارد.

🔹 رهبری که بازخورد نمی‌گیرد، معمولاً نمی‌داند بازخورد مهم است؟ نه. اما شاید از شنیدن واقعیت‌های ناخوشایند پرهیز می‌کند.

🔹 فردی که همه چیز را کنترل می‌کند، اغلب از کمبود مهارت تیمش رنج نمی‌برد؛ از ترس از دست دادن کنترل رنج می‌برد.

در سال‌های اخیر، بسیاری از مدل‌های نوین رهبری به جای تمرکز بر «شایستگی‌ها»، بر «محدودکننده‌های رشد» تمرکز کرده‌اند؛ یعنی همان باورها، ترس‌ها، پیش‌فرض‌ها و عادت‌های ذهنی که سقف رشد ما را تعیین می‌کنند.

شاید مهم‌ترین پرسشی که هر رهبر باید از خود بپرسد این نباشد که:

❓«چه چیزی را هنوز یاد نگرفته‌ام؟»

بلکه این باشد که:

✅ «کدام باور، عادت یا نگرش من، امروز مانع رشد من و تیمم شده است؟»

گاهی مسیر توسعه فردی و رهبری از یادگیری یک مهارت جدید آغاز نمی‌شود؛ از شجاعت نگاه کردن به آینه آغاز می‌شود.
بازنشرازکانال مسیرتوسعه