مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ آخرین گزارش بانک مرکزی تصویری نگران‌کننده از اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ ارائه می‌دهد، زیرا مسئله فقط ثبت رشد منفی (۰.۷-%) نیست، بلکه افت هم‌زمان در بخش‌های پیشران و به‌ویژه سقوط شدید تشکیل سرمایه ثابت ناخالص (۱۱.۹-%) نشان می‌دهد که اقتصاد نه‌تنها در تولید فعلی دچار ضعف شده، بلکه ظرفیت رشد آینده خود را نیز از دست می‌دهد. منفی شدن رشد بدون نفت (۱.۱-%) بیانگر آن است که ضعف اصلی در بخش‌های مولد داخلی ریشه دارد و رشد مثبت نفت نیز بیشتر نقش پوشاننده دارد تا درمان‌کننده. رکود سنگین در ساختمان، افت صنعت و کاهش سرمایه‌گذاری در ماشین‌آلات به این معناست که بنگاه‌ها یا توان توسعه ندارند یا چشم‌انداز آینده را پرریسک می‌بینند؛ وضعیتی که می‌تواند در سال‌های بعد به کاهش اشتغال، افت بهره‌وری و فرسایش بیشتر توان رقابتی اقتصاد منجر شود. در مجموع، پیام اصلی گزارش این است که خطر امروز فقط رکود نیست، بلکه تضعیف پایه‌های رشد فرداست.
پرامپت های حرفه ای
🙏1
مهارت های کلیدی سال ۲۰۳۰ ؟!
مهارت های نرم رهبری کاریزماتیک
👆✳️ ۱۰ شایستگی اصلی در مهارت های نرم رهبری کاریزماتیک
✅ برای تبدیل شدن به یک رهبر تأثیرگذار، تخصص فنی کافی نیست؛ شما به "مهارت های نرم" نیاز دارید تا قلبوها و ذهن ها را همراه کنید.
۱. شنود فعال:قبل از ارائه راهکار، اجازه دهید فرد کاملاً شنیده شود. با گفتن «درست متوجه شدم که...؟» اطمینان حاصل کنید.
۲. کنترل هیجان:در لحظات بحرانی و متشنج، ۳ ثانیه مکث کنید و سپس یک سوال آرام بپرسید. آرامش شما مسری است.
۳. ارتباط شفاف: همیشه توضیح دهید که تصمیمات شما چه معنا و تأثیری روی زندگی و کار تیمتان دارد. ابهام را از بین ببرید.
۴. همدلی: قبل از نصیحت کردن، بپرسید «چه چیزی کار را برایت سخت کرده؟». آدم ها را پشت اعداد و ارقام ببینید.
۵. بازخورد سازنده: به جای تخریب، راه رشد را نشان دهید. بگویید چه چیزی خوب بود، چه چیزی باید اصلاح شود و شکل ایدهآل کار چیست.
۶. مدیریت تعارض: اجازه ندهید تنشها به کینه تبدیل شوند. زود وارد عمل شوید و روی حل مسئله تمرکز کنید، نه مقصر یابی.
۷. انعطافپذیری: وقتی برنامه ها عوض می شود، به جای شکایت، بپرسید: «حالا چه چیزی را باید متوقف، شروع یا ساده تر کنیم؟» ۸. مسئولیت پذیری: مسئولیت نتایج را بپذیرید. به جای مقصر دانستن دیگران، بپرسید «چه درسی گرفتیم و نفر بعدی که مسئول است کیست؟»
۹. قدردانی:رفتارهایی که دوست دارید تکرار شوند را تشویق کنید. به جای تشویقِ صرفِ "نتیجه"، "تلاش و مسیر" را تحسین کنید.
۱۰. اعتمادسازی:ثبات قدم داشته باشید. همان کاری را انجام دهید که قول دادهاید، و اگر تغییری پیش آمد، شفاف علت را توضیح دهید.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ تفاوت کوچینگ، مشاوره و منتورینگ در چیست؟
✅ این عناوین با سایر رشته های کمک کننده چه تفاوت هایی دارد؟
توجه به مثال زیر می تواند برای فهم این موضوع بسیار کمک کننده باشد:
◾منتور کسی است که از بالای کوه هدایتتان می کند؛
◾مشاور کسی است که از پایین کوه شما را راهنمایی می کند.
◾کوچ کسی است که در طول مسیر کوه نوردی همراه شماست؛
✅ شاخص ترین تفاوت کوچینگ با سایر رشته های مشابه این است که در کوچینگ، تمرکز اصلی بر روی آینده و رسیدن به اهداف مشخص است، نه بر ریشه یابی مشکلات گذشته. همچنین، کوچینگ برای افرادی که دارای اختلالات رفتاری یا اخلاقی هستند، توصیه نمی شود.
زیرا کوچینگ بیشتر به توسعه مهارت ها، رسیدن به اهداف، و بهبود_عملکرد شخصی یا حرفه ای تمرکز دارد. افرادی که نیاز به رسیدگی به مشکلات روانی یا اخلاقی دارند، بهتر است از خدمات مشاوره یا درمان استفاده کنند، زیرا این خدمات برای کمک به شناسایی و درمان مشکلات عمیقتر و پیچیدهوتر، مناسبتر هستند.
سناریوهای رایج سکوت کارکنان؟!
✳️ چرا کارکنان ساکت می‌شوند؛ در حالی که حرف‌های مهمی برای گفتن دارند؟

✅ بسیاری از مدیران، سکوت کارکنان را نشانه رضایت، همراهی یا نبود مشکل در سازمان تلقی می‌کنند.
اما در عمل، همیشه چنین نیست.
در بسیاری از سازمان‌ها، کارکنان مشکلات را می‌بینند، فرصت‌های بهبود را می‌شناسند و حتی راه‌حل‌هایی برای چالش‌های موجود در ذهن دارند؛ اما ترجیح می‌دهند آن‌ها را مطرح نکنند.
چرا؟
■ سه سناریوی رایج را در نظر بگیرید:

🔹 سناریوی اول:
کارکنی بارها مشکلات و پیشنهادهای خود را مطرح کرده، اما هیچ بازخورد یا اقدامی مشاهده نکرده است.

به‌تدریج به این نتیجه می‌رسد که بیان نظرات، تغییری ایجاد نمی‌کند.

🔹 سناریوی دوم:
مدیر در ظاهر از ایده‌های جدید استقبال می‌کند، اما هنگام شنیدن نظرات مخالف، واکنش تدافعی یا انتقادی نشان می‌دهد.
در چنین فضایی، افراد ترجیح می‌دهند سکوت کنند تا با چالش مواجه نشوند.

🔹 سناریوی سوم:
در جلسات رسمی همه موافق به نظر می‌رسند، اما پس از پایان جلسه، مخالفت‌ها و انتقادها در گفت‌وگوهای غیررسمی مطرح می‌شود.
این وضعیت معمولا نشانه ضعف اعتماد و نبود امنیت روانی در سازمان است.

پژوهش‌های حوزه رفتار سازمانی نشان می‌دهد سازمان‌هایی که کارکنان در آن‌ها احساس امنیت برای بیان دیدگاه‌ها، نگرانی‌ها و اشتباهات دارند، از کیفیت تصمیم‌گیری، نوآوری و اثربخشی بالاتری برخوردارند.

بر اساس تحقیقات، امنیت روانی به این معناست که افراد بتوانند بدون ترس از سرزنش، تحقیر یا پیامدهای منفی، نظرات و ایده‌های خود را مطرح کنند.

همچنین یافته‌های پروژه نشان داد مهم‌ترین ویژگی تیم‌های موفق، نه سطح هوش اعضا و نه سابقه کاری آن‌ها، بلکه وجود امنیت روانی و امکان بیان آزادانه دیدگاه‌هاست.

واقعیت این است:
سازمان‌ها معمولا از کمبود ایده آسیب نمی‌بینند؛ بلکه از شنیده نشدن ایده‌ها آسیب می‌بینند.
سکوت کارکنان شاید در کوتاه‌مدت نشانه آرامش به نظر برسد، اما در بلندمدت می‌تواند سازمان را از یادگیری، نوآوری و تصمیم‌گیری اثربخش محروم کند.
شاید یکی از مهم‌ترین وظایف مدیران امروز این باشد که محیطی ایجاد کنند که افراد نه‌تنها اجازه صحبت کردن داشته باشند، بلکه اطمینان داشته باشند که صدایشان شنیده می‌شود.
📚 منابع:
• Amy Edmondson, The Fearless Organization (2018)
• , What Is Psychological Safety? (2023)
• (Google Research)
• , Psychological Safety and Performance (2021)
• , Creating a Culture of Employee Voice (2024)
انوشیروان سوره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این جمله، فقط درباره فوتبال نیست؛ درباره بسیاری از شکست‌های جمعی ما هم هست.

«ما خوب فوتبال کردیم، ولی نشد. نمی‌شود. نمی‌دانم چرا. حق ما این نبود… شاید لازم است برگردیم و فکر کنیم چرا نمی‌شود؟»
درس آموخته فوتبالی برای سازمان های ایرانی؟!
https://t.me/ExecutiveManagement
👍2
پدیده ماهی مرده در سازمان؟
👆 ✳️ پدیده ماهی مرده

✅ پدیده «ماهی مرده» Dead Fish Issue در مدیریت به وضعیتی اشاره دارد که در آن یک مشکل شناخته‌شده، مزمن و آزاردهنده در محیط کاری وجود دارد، اما هیچ‌کس حاضر نیست درباره آن صحبت کند یا اقدامی برای حل آن انجام دهد. این مشکل مانند ماهی مرده‌ای است که در اتاق باقی مانده، بوی ناخوشایندش همه را آزار می‌دهد، ولی، هیچ‌کس مسئولیت بیرون بردن آن را نمی‌پذیرد.
■ پدیده «ماهی مرده» به‌صورت‌های مختلفی در سازمان‌ها ظاهر می‌شود؛ مانند کارمندی با عملکرد ضعیف که کسی جرأت بازخورد دادن به او را ندارد، فرآیندهای ناکارآمدی که همه از آن گلایه دارند، اما تغییری نمی‌کنند، یا مدیری با رفتارهای نامناسب که به‌دلیل نفوذش کسی با او برخورد نمی‌کند. حتی پروژه‌های شکست‌خورده نیز بدون تحلیل رها می‌شوند تا از زیر سؤال رفتن افراد جلوگیری شود. این مصادیق همگی نشان‌دهنده سکوتی هستند که به تداوم مشکلات و فرسایش سازمانی می‌انجامد.
■ مفهوم «ماهی مرده» نخستین بار توسط آلاستر درایبرو Alastair Dryburgh، نویسنده حوزه مدیریت، در سال ۲۰۱۶ میلادی مطرح شد. او این استعاره را برای توصیف مشکلات سازمانی به کار برد که منشأ آنها در جای دیگری است، اما، اثراتشان در نقطه‌ای دیگر ظاهر می‌شود. درایبرو با استفاده از مثال رودخانه‌ای پر از ماهی مرده، تأکید می‌کند که منشأ مشکل معمولاً در جایی دورتر از محل بروز آن قرار دارد و برای حل آن باید به سرچشمه‌ها رجوع کرد.
■ پدیده «ماهی مرده» در سازمان‌ها معمولاً از ترکیبی از عوامل ساختاری، فرایندی و فرهنگی ناشی می‌شود. ترس از واکنش منفی مدیران یا همکاران، نبود فرهنگ گفت‌وگوی آزاد و ساختارهای سلسله‌مراتبی خشک، مانع از بیان صریح مشکلات می‌شوند. در غیاب سازوکارهای رسمی مانند صندوق‌های بازخورد ناشناس، پنهان‌کاری تشدید می‌شود و بی‌اعتمادی میان کارکنان و مدیران، انگیزه شفاف‌سازی را کاهش می‌دهد. تجربه‌های منفی گذشته در مواجهه با مشکلات، ترس از طرد اجتماعی و فقدان آموزش‌های ارتباطی نیز افراد را به سکوت وادار می‌کند. در کنار این عوامل، فشار کاری، کمبود زمان و انفعال مدیریتی در مواجهه با مسائل، پیام بی‌اهمیتی مشکلات را منتقل کرده و زمینه‌ساز تداوم آن‌ها می‌شود.
■ پیامدهای پدیده «ماهی مرده» در سازمان‌ها گسترده و زیان‌بار است و در صورت تداوم، بهره‌وری سازمان را به‌شدت تضعیف می‎کند. سکوت در برابر مشکلات مزمن، نه‌تنها مانع از حل آن‌ها می‌شود، بلکه به مرور زمان موجب تشدید بحران، تضعیف کار تیمی، افزایش تعارضات پنهان، گسترش شایعات و کاهش انگیزه و رضایت شغلی کارکنان می‌شود. این وضعیت با شکل‌گیری فرهنگ سازمانی سمی، بی‌اعتمادی و ترس از بازخورد یا شکست، خلاقیت و نوآوری را سرکوب کرده و به افزایش ترک خدمت کارکنان دامن می‌زند. در نتیجه، کیفیت خدمات یا محصولات کاهش می‌یابد، برند سازمان در بازار کار تضعیف می‌شود، فرصت‌های یادگیری و بهبود مستمر از بین می‌رود و سازمان در چرخه‌ای از رکود، فرسایش و بحران‌های ناگهانی گرفتار می‌شود.
■ برای مدیریت پدیده «ماهی مرده»، مجموعه‌ای از راهکارها باید بکار گرفته شود تا در هم‌افزایی با یکدیگر فضای سازمان را از سکوت‌های پرهزینه پاک‌سازی کنند. ایجاد فرهنگ گفت‌وگوی باز و امن از طریق جلسات منظم و بدون قضاوت، همراه با تشویق جسارت در بیان مشکلات و پاداش دادن به صداقت، زمینه‌ساز شفافیت و اعتماد در سازمان است. آموزش مهارت‌های ارتباطی و بازخورد به کارکنان و مدیران، طراحی سازوکارهای رسمی مانند صندوق‌های بازخورد ناشناس و الگوسازی مدیران در بیان چالش‌ها، به تقویت این فرهنگ کمک می‌کند.
■ همچنین، بازنگری در ساختارهای سلسله‌مراتبی، افزایش مشارکت کارکنان، پایش مستمر فضای سازمانی، بهره‌گیری از مشاوران بیرونی برای تسهیل گفت‌وگوهای حساس، و تبدیل شکست‌ها به فرصت‌های یادگیری، از دیگر اقداماتی است که به اصلاح این پدیده کمک می‌کند.
■ در این زمینه، مطالعه کتاب «گفت‌وگوهای سرنوشت‌ساز: ابزارهایی برای صحبت کردن در شرایط حساس» Crucial Conversations: Tools for Talking When Stakes Are High نوشته کرِی پترسون، جوزف گرِنی، ران مک‌میلان و آل سوئیتزِر، را به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارکنان پیشنهاد می‌کنم. این اثر به‌طور علمی و عملی به مهارت‌های گفت‌وگو در شرایط بحرانی پرداخته و ابزارهایی برای مواجهه مؤثر با پدیده‌هایی مانند ماهی مرده ارائه می‌دهد.
دکتر علی محمد مصدق راد
گاهنامه مدیر
هرم استراتژی