✳️ قسمت سوم
۳. استراتژی بهعنوان «الگو» (Pattern)
📈 موفقیت اتفاقی نیست؛ نتیجه تکرار رفتارهای درست است.
مینتزبرگ معتقد است استراتژی تنها یک برنامه نیست؛ بلکه الگوی تصمیمها و رفتارهای مدیران در طول زمان است.
اپل نمونهای از این نگاه است.
این شرکت همواره با نوآوری به رقابت پاسخ داده است.
اگرچه برخی محصولات آن شکست خوردند، اما الگوی ثابت نوآوری، اپل را به یکی از ارزشمندترین شرکتهای جهان تبدیل کرد.
سازمانی که هر روز مسیر خود را تغییر دهد، اعتماد بازار را از دست میدهد.
البته ثبات نباید به جمود تبدیل شود.
الگو باید پایدار باشد؛ اما قابلیت یادگیری نیز داشته باشد.
🔹 درس مدیریتی
آنچه آینده سازمان را میسازد، تصمیمهای بزرگ نیست؛ بلکه تکرار تصمیمهای درست است.
#الگوی_استراتژیک #رهبری
@EXECUTIVEMANAGEMENT
۳. استراتژی بهعنوان «الگو» (Pattern)
📈 موفقیت اتفاقی نیست؛ نتیجه تکرار رفتارهای درست است.
مینتزبرگ معتقد است استراتژی تنها یک برنامه نیست؛ بلکه الگوی تصمیمها و رفتارهای مدیران در طول زمان است.
اپل نمونهای از این نگاه است.
این شرکت همواره با نوآوری به رقابت پاسخ داده است.
اگرچه برخی محصولات آن شکست خوردند، اما الگوی ثابت نوآوری، اپل را به یکی از ارزشمندترین شرکتهای جهان تبدیل کرد.
سازمانی که هر روز مسیر خود را تغییر دهد، اعتماد بازار را از دست میدهد.
البته ثبات نباید به جمود تبدیل شود.
الگو باید پایدار باشد؛ اما قابلیت یادگیری نیز داشته باشد.
🔹 درس مدیریتی
آنچه آینده سازمان را میسازد، تصمیمهای بزرگ نیست؛ بلکه تکرار تصمیمهای درست است.
#الگوی_استراتژیک #رهبری
@EXECUTIVEMANAGEMENT
✳️ قسمت چهارم
۴. استراتژی بهعنوان «موقعیت» (Position)
📍 موفقترین شرکتها، بهترین نیستند؛ بلکه جایگاه مناسبتری دارند.
موقعیت یعنی جایگاهی که مشتریان نسبت به رقبا برای شما قائل هستند.
استراتژی یعنی انتخاب.
نمیتوان هم ارزانترین بود، هم لوکسترین، هم سریعترین و هم متفاوتترین.
مایکل پورتر معتقد است:
«استراتژی یعنی انتخاب اینکه چه کارهایی را انجام ندهیم.»
شرکتهایی که جایگاه مشخص دارند، راحتتر در ذهن مشتری باقی میمانند.
🔹 درس مدیریتی
اگر همه مشتریان را هدف بگیرید، احتمالاً هیچ مشتری وفاداری نخواهید داشت.
#مزیت_رقابتی #Position
@EXECUTIVEMANAGEMENT
۴. استراتژی بهعنوان «موقعیت» (Position)
📍 موفقترین شرکتها، بهترین نیستند؛ بلکه جایگاه مناسبتری دارند.
موقعیت یعنی جایگاهی که مشتریان نسبت به رقبا برای شما قائل هستند.
استراتژی یعنی انتخاب.
نمیتوان هم ارزانترین بود، هم لوکسترین، هم سریعترین و هم متفاوتترین.
مایکل پورتر معتقد است:
«استراتژی یعنی انتخاب اینکه چه کارهایی را انجام ندهیم.»
شرکتهایی که جایگاه مشخص دارند، راحتتر در ذهن مشتری باقی میمانند.
🔹 درس مدیریتی
اگر همه مشتریان را هدف بگیرید، احتمالاً هیچ مشتری وفاداری نخواهید داشت.
#مزیت_رقابتی #Position
@EXECUTIVEMANAGEMENT
قسمت پنجم
۵. استراتژی بهعنوان «دیدگاه» (Perspective)
👓 فرصتها قبل از آنکه در بازار ایجاد شوند، در ذهن مدیران شکل میگیرند.
دو مدیر ممکن است یک محیط یکسان را ببینند؛ اما برداشت کاملاً متفاوتی داشته باشند.
جف بزوس اینترنت را فقط وسیله ارتباطی ندید.
او آن را بزرگترین کانال فروش جهان تصور کرد.
نتیجه این نگاه، تولد آمازون بود.
دیدگاه مدیران تعیین میکند تهدیدها به بحران تبدیل شوند یا به فرصت.
🔹 درس مدیریتی
سازمانها بیش از آنکه اسیر محیط باشند، اسیر نوع نگاه مدیران خود هستند.
#رهبری #تفکر_استراتژیک
@EXECUTIVEMANAGEMENT
۵. استراتژی بهعنوان «دیدگاه» (Perspective)
👓 فرصتها قبل از آنکه در بازار ایجاد شوند، در ذهن مدیران شکل میگیرند.
دو مدیر ممکن است یک محیط یکسان را ببینند؛ اما برداشت کاملاً متفاوتی داشته باشند.
جف بزوس اینترنت را فقط وسیله ارتباطی ندید.
او آن را بزرگترین کانال فروش جهان تصور کرد.
نتیجه این نگاه، تولد آمازون بود.
دیدگاه مدیران تعیین میکند تهدیدها به بحران تبدیل شوند یا به فرصت.
🔹 درس مدیریتی
سازمانها بیش از آنکه اسیر محیط باشند، اسیر نوع نگاه مدیران خود هستند.
#رهبری #تفکر_استراتژیک
@EXECUTIVEMANAGEMENT
✳️ قسمت ششم
۶. استراتژی بهعنوان «بدهبستان» (Trade-offs)
⚖️ مدیریت یعنی انتخاب بین گزینههایی که همگی مزایا و معایبی دارند.
هیچ سازمانی منابع نامحدود ندارد.
مدیران دائماً باید انتخاب کنند:
✔ کاهش هزینه یا تمایز؟
✔ نوآوری یا بهرهبرداری؟ ✔ ساخت یا خرید؟
✔ رقابت یا همکاری؟
استراتژی واقعی زمانی شکل میگیرد که مدیر بتواند بین گزینههای دشوار، بهترین انتخاب را انجام دهد.
🔹 درس مدیریتی
قدرت مدیران نه در داشتن همه گزینهها، بلکه در انتخاب درست میان گزینههای موجود است.
#تصمیم_گیری #TradeOff @EXECUTIVEMANAGEMENT
۶. استراتژی بهعنوان «بدهبستان» (Trade-offs)
⚖️ مدیریت یعنی انتخاب بین گزینههایی که همگی مزایا و معایبی دارند.
هیچ سازمانی منابع نامحدود ندارد.
مدیران دائماً باید انتخاب کنند:
✔ کاهش هزینه یا تمایز؟
✔ نوآوری یا بهرهبرداری؟ ✔ ساخت یا خرید؟
✔ رقابت یا همکاری؟
استراتژی واقعی زمانی شکل میگیرد که مدیر بتواند بین گزینههای دشوار، بهترین انتخاب را انجام دهد.
🔹 درس مدیریتی
قدرت مدیران نه در داشتن همه گزینهها، بلکه در انتخاب درست میان گزینههای موجود است.
#تصمیم_گیری #TradeOff @EXECUTIVEMANAGEMENT
✳️ قسمت هفتم
۷. استراتژی بهعنوان «نظم و انضباط» (Discipline)
🏆 بسیاری از سازمانها شکست نمیخورند چون استراتژی ندارند؛ بلکه چون به آن پایبند نمیمانند.
مینتزبرگ و اندیشمندانی مانند تریسی و ویرسما تأکید میکنند که موفقیت پایدار بدون نظم امکانپذیر نیست.
سازمانهای موفق معمولاً یکی از سه محور زیر را به شایستگی اصلی خود تبدیل میکنند:
✅ تعالی عملیاتی
✅ رهبری محصول
✅ صمیمیت با مشتری
اما همزمان استاندارد قابل قبولی را در دو محور دیگر نیز حفظ میکنند.
استراتژی بدون اجرای منظم، تنها مجموعهای از آرزوهاست.
🔹 درس مدیریتی
مزیت رقابتی از داشتن بهترین ایدهها به دست نمیآید؛ بلکه از اجرای منظم، مستمر و منضبط همان ایدهها حاصل میشود.
#مدیریت_اجرایی #اجرای_استراتژی #دکتر_امیر_صادقی
@EXECUTIVEMANAGEMENT
۷. استراتژی بهعنوان «نظم و انضباط» (Discipline)
🏆 بسیاری از سازمانها شکست نمیخورند چون استراتژی ندارند؛ بلکه چون به آن پایبند نمیمانند.
مینتزبرگ و اندیشمندانی مانند تریسی و ویرسما تأکید میکنند که موفقیت پایدار بدون نظم امکانپذیر نیست.
سازمانهای موفق معمولاً یکی از سه محور زیر را به شایستگی اصلی خود تبدیل میکنند:
✅ تعالی عملیاتی
✅ رهبری محصول
✅ صمیمیت با مشتری
اما همزمان استاندارد قابل قبولی را در دو محور دیگر نیز حفظ میکنند.
استراتژی بدون اجرای منظم، تنها مجموعهای از آرزوهاست.
🔹 درس مدیریتی
مزیت رقابتی از داشتن بهترین ایدهها به دست نمیآید؛ بلکه از اجرای منظم، مستمر و منضبط همان ایدهها حاصل میشود.
#مدیریت_اجرایی #اجرای_استراتژی #دکتر_امیر_صادقی
@EXECUTIVEMANAGEMENT
❤1
✳️ قسمت هشتم
۸. استراتژی به عنوان نظم و انضباط
در حالی که استراتژیهای عمومی مایکل پورتر در دهه ۱۹۸۰ معرفی شدند و هنوز هم بخش عمدهای از گفتگوها در مورد استراتژی و تدوین استراتژی را تشکیل میدهند، اخیراً رویکردی مکمل توسط مشاوران CSC Index، مایکل تریسی و فرد ویرسما، ارائه شده است. مدل رشتههای ارزشی آنها کاملاً شبیه به سه استراتژی عمومی پورتر (رهبری هزینه، تمایز، تمرکز) است. با این حال، حداقل یک تفاوت عمده وجود دارد. طبق مدل رشتههای ارزشی، هیچ رشتهای را نمیتوان نادیده گرفت: سطوح آستانه در دو رشتهای که انتخاب نمیشوند باید حفظ شوند.
مثال : تعالی عملیاتی
شرکت AT&T کارت جهانی (Universal Card) را معرفی کرد، ترکیبی از کارت تماس راه دور و کارت اعتباری عمومی، با هزینه سالانه پایین و خدمات مشتریپسند. در آن زمان، تلفنهای همراه و تماسهای راه دور رایگان بیسابقه بودند. AT&T مقیاس شبکه مخابراتی خود را ترکیب کرد تا یک پیشنهاد منحصر به فرد برای کارتهای اعتباری نسبتاً قابل تعویض ارائه دهد. برای موفقیت، AT&T باید هر دو را با سطوح عملکرد پیشرو در صنعت ارائه میداد.
تمرینات
1. آیا برای مدیریت مسیر شغلی خود استراتژی تدوین کردهاید؟ آیا باید آن را جزئیتر کنید؟ چرا یا چرا نه؟
2. برای هر یک از ۷ اصل استراتژی، علاوه بر مثالهای ارائه شده در این بخش، یک مثال مشخص کنید.
3. کدام کسب و کاری که مرتباً از آن بازدید میکنید، به نظر میرسد موفقترین مدل کسب و کار را دارد؟ چه چیزی باعث میشود که این مدل کسب و کار کارآمد باشد؟
https://t.me/ExecutiveManagement
https://whatsapp.com/channel/0029Vb8wWXv65yDH0E2t1i2Q
۸. استراتژی به عنوان نظم و انضباط
در حالی که استراتژیهای عمومی مایکل پورتر در دهه ۱۹۸۰ معرفی شدند و هنوز هم بخش عمدهای از گفتگوها در مورد استراتژی و تدوین استراتژی را تشکیل میدهند، اخیراً رویکردی مکمل توسط مشاوران CSC Index، مایکل تریسی و فرد ویرسما، ارائه شده است. مدل رشتههای ارزشی آنها کاملاً شبیه به سه استراتژی عمومی پورتر (رهبری هزینه، تمایز، تمرکز) است. با این حال، حداقل یک تفاوت عمده وجود دارد. طبق مدل رشتههای ارزشی، هیچ رشتهای را نمیتوان نادیده گرفت: سطوح آستانه در دو رشتهای که انتخاب نمیشوند باید حفظ شوند.
مثال : تعالی عملیاتی
شرکت AT&T کارت جهانی (Universal Card) را معرفی کرد، ترکیبی از کارت تماس راه دور و کارت اعتباری عمومی، با هزینه سالانه پایین و خدمات مشتریپسند. در آن زمان، تلفنهای همراه و تماسهای راه دور رایگان بیسابقه بودند. AT&T مقیاس شبکه مخابراتی خود را ترکیب کرد تا یک پیشنهاد منحصر به فرد برای کارتهای اعتباری نسبتاً قابل تعویض ارائه دهد. برای موفقیت، AT&T باید هر دو را با سطوح عملکرد پیشرو در صنعت ارائه میداد.
تمرینات
1. آیا برای مدیریت مسیر شغلی خود استراتژی تدوین کردهاید؟ آیا باید آن را جزئیتر کنید؟ چرا یا چرا نه؟
2. برای هر یک از ۷ اصل استراتژی، علاوه بر مثالهای ارائه شده در این بخش، یک مثال مشخص کنید.
3. کدام کسب و کاری که مرتباً از آن بازدید میکنید، به نظر میرسد موفقترین مدل کسب و کار را دارد؟ چه چیزی باعث میشود که این مدل کسب و کار کارآمد باشد؟
https://t.me/ExecutiveManagement
https://whatsapp.com/channel/0029Vb8wWXv65yDH0E2t1i2Q
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👆 رهبران اثربخش پیش از ورود به هر تعارض، ابتدا موقعیت را ارزیابی میکنند. آنها نمیپرسند:
«چه کسی برنده میشود؟»
بلکه میپرسند:
«کدام شیوه، بیشترین ارزش را برای سازمان، افراد و آینده این رابطه ایجاد میکند؟»
بلوغ مدیریتی در این نیست که همیشه حق با شما باشد؛ بلکه در این است که بدانید چه زمانی باید قاطع باشید، چه زمانی همکاری کنید،چه زمانی مصالحه کنید، چه زمانی کوتاه بیایید و چه زمانی اصلاً وارد تعارض نشوید.این انعطافپذیری، یکی از ویژگیهای اصلی رهبران اثربخش در سازمانهای موفق است
۱. رقابت (Competing)
تصمیم قاطع در شرایط بحرانی
مثال:مدیر یک کارخانه متوجه میشود یکی از خطوط تولید به دلیل نقص فنی، احتمال بروز حادثه برای کارکنان را افزایش داده است.سرپرست تولید اصرار دارد که توقف خط، باعث تأخیر در تحویل سفارش مشتری میشود
مدیرعامل بدون معطلی دستور توقف خط را صادر میکند.بعداً ممکن است درباره خسارت تأخیر مذاکره شود،اما درباره جان کارکنان مذاکرهای وجود ندارد
■ درس مدیریتی: وقتی ایمنی، قانون یا منافع حیاتی سازمان مطرح است، قاطعیت بهترین انتخاب است
۲. همکاری (Collaborating)
خلق راهحلی که همه برنده باشند
مثال:واحد منابع انسانی تصمیم دارد ساعت کاری شناور را اجرا کند تا رضایت کارکنان افزایش یابد
مدیر عملیات مخالف است؛ زیرا نگران کاهش هماهنگی تیمهاست.بهجای اصرار بر مواضع، هر دو واحد جلسه مشترکی برگزار میکنند
در نهایت توافق میشود:
ساعت شروع کار شناور باشد.
همه کارکنان بین ساعت ۱۰ تا ۱۵ حضور مشترک داشته باشند.عملکرد پس از سه ماه ارزیابی شود.هم رضایت کارکنان افزایش مییابد و هم هماهنگی سازمان حفظ میشود
■ درس مدیریتی: همکاری، اختلاف را به فرصتی برای طراحی راهحل بهتر تبدیل میکند
۳. مصالحه (Compromising)
توافق سریع برای جلوگیری از توقف کار
مثال:دو مدیر بر سر استفاده از سالن همایش سازمان اختلاف دارند.هر دو برنامه مهمی در یک روز دارند.مدیر ارشد تصمیم میگیرد سالن صبح در اختیار یک واحد و بعدازظهر در اختیار واحد دیگر باشد.هیچکدام به خواسته کامل خود نرسیدند، اما کار سازمان متوقف نشد
■ درس مدیریتی: گاهی «راهحل قابل قبول» بهتر از انتظار برای «راهحل کامل» است
۴. سازش (Accommodating)
حفظ رابطه ارزشمند
مثال:یکی از کارشناسان باسابقه پیشنهاد میدهد جلسه هفتگی به جای شنبه، یکشنبه برگزار شود؛ زیرا شنبهها مسئولیت خانوادگی مهمی دارد.مدیر میداند تغییر روز جلسه آسیب جدی به برنامه سازمان نمیزند.با وجود اینکه ترجیح شخصیاش شنبه است، با درخواست او موافقت میکند.
نتیجه، افزایش اعتماد و انگیزه کارمند خواهد بود.
■ درس مدیریتی: گاهی انعطافپذیری، سرمایه اجتماعی مدیر را افزایش میدهد
۵. اجتناب (Avoiding)
انتخاب نکردن یک نبرد بیاهمیت
مثال:دو کارمند درباره نوع فونت و رنگ اسلایدهای ارائه بحث میکنند
از مدیر میخواهند بین آنها داوری کند
مدیر میگوید:«تا زمانی که کیفیت ارائه حفظ شود، این موضوع را خودتان حل کنید.»
او زمان خود را صرف مسائل راهبردیتر میکند
■ درس مدیریتی: هر اختلافی ارزش ورود مدیر را ندارد
● یک مثال جامع
فرض کنید مدیرعامل در جلسه هیئتمدیره با پنج موقعیت مختلف روبهرو میشود:
تقلب مالی کشف شده است → رقابت؛ تصمیم فوری و قاطع لازم است
دو معاون درباره استراتژی آینده اختلاف دارند → همکاری؛ باید راهحلی مشترک پیدا شود
دو واحد بر سر بودجه اختلاف دارند → مصالحه؛ تقسیم منطقی منابع
یکی از مدیران قدیمی درخواست کوچکی برای تغییر برنامه دارد → سازش؛ حفظ رابطه ارزشمند
دو همکار درباره محل نصب یک تابلو بحث میکنند → اجتناب؛ موضوع ارزش مداخله ندارد
● پیام کلیدی برای مدیران
مدیران حرفهای یک سبک ثابت ندارند؛ آنها مانند یک راننده ماهر، بسته به پیچ جاده، دنده مناسب را انتخاب میکنند.همانطور که همیشه با دنده یک یا پنج رانندگی نمیکنید، در مدیریت تعارض نیز همیشه نباید رقابت همکاری، مصالحه، سازش یا اجتناب را به کار ببرید. هنر رهبری در تشخیص موقعیت و انتخاب سبک مناسب است؛ نه در تعصب به یک شیوه خاص
https://t.me/ExecutiveManagement
«چه کسی برنده میشود؟»
بلکه میپرسند:
«کدام شیوه، بیشترین ارزش را برای سازمان، افراد و آینده این رابطه ایجاد میکند؟»
بلوغ مدیریتی در این نیست که همیشه حق با شما باشد؛ بلکه در این است که بدانید چه زمانی باید قاطع باشید، چه زمانی همکاری کنید،چه زمانی مصالحه کنید، چه زمانی کوتاه بیایید و چه زمانی اصلاً وارد تعارض نشوید.این انعطافپذیری، یکی از ویژگیهای اصلی رهبران اثربخش در سازمانهای موفق است
۱. رقابت (Competing)
تصمیم قاطع در شرایط بحرانی
مثال:مدیر یک کارخانه متوجه میشود یکی از خطوط تولید به دلیل نقص فنی، احتمال بروز حادثه برای کارکنان را افزایش داده است.سرپرست تولید اصرار دارد که توقف خط، باعث تأخیر در تحویل سفارش مشتری میشود
مدیرعامل بدون معطلی دستور توقف خط را صادر میکند.بعداً ممکن است درباره خسارت تأخیر مذاکره شود،اما درباره جان کارکنان مذاکرهای وجود ندارد
■ درس مدیریتی: وقتی ایمنی، قانون یا منافع حیاتی سازمان مطرح است، قاطعیت بهترین انتخاب است
۲. همکاری (Collaborating)
خلق راهحلی که همه برنده باشند
مثال:واحد منابع انسانی تصمیم دارد ساعت کاری شناور را اجرا کند تا رضایت کارکنان افزایش یابد
مدیر عملیات مخالف است؛ زیرا نگران کاهش هماهنگی تیمهاست.بهجای اصرار بر مواضع، هر دو واحد جلسه مشترکی برگزار میکنند
در نهایت توافق میشود:
ساعت شروع کار شناور باشد.
همه کارکنان بین ساعت ۱۰ تا ۱۵ حضور مشترک داشته باشند.عملکرد پس از سه ماه ارزیابی شود.هم رضایت کارکنان افزایش مییابد و هم هماهنگی سازمان حفظ میشود
■ درس مدیریتی: همکاری، اختلاف را به فرصتی برای طراحی راهحل بهتر تبدیل میکند
۳. مصالحه (Compromising)
توافق سریع برای جلوگیری از توقف کار
مثال:دو مدیر بر سر استفاده از سالن همایش سازمان اختلاف دارند.هر دو برنامه مهمی در یک روز دارند.مدیر ارشد تصمیم میگیرد سالن صبح در اختیار یک واحد و بعدازظهر در اختیار واحد دیگر باشد.هیچکدام به خواسته کامل خود نرسیدند، اما کار سازمان متوقف نشد
■ درس مدیریتی: گاهی «راهحل قابل قبول» بهتر از انتظار برای «راهحل کامل» است
۴. سازش (Accommodating)
حفظ رابطه ارزشمند
مثال:یکی از کارشناسان باسابقه پیشنهاد میدهد جلسه هفتگی به جای شنبه، یکشنبه برگزار شود؛ زیرا شنبهها مسئولیت خانوادگی مهمی دارد.مدیر میداند تغییر روز جلسه آسیب جدی به برنامه سازمان نمیزند.با وجود اینکه ترجیح شخصیاش شنبه است، با درخواست او موافقت میکند.
نتیجه، افزایش اعتماد و انگیزه کارمند خواهد بود.
■ درس مدیریتی: گاهی انعطافپذیری، سرمایه اجتماعی مدیر را افزایش میدهد
۵. اجتناب (Avoiding)
انتخاب نکردن یک نبرد بیاهمیت
مثال:دو کارمند درباره نوع فونت و رنگ اسلایدهای ارائه بحث میکنند
از مدیر میخواهند بین آنها داوری کند
مدیر میگوید:«تا زمانی که کیفیت ارائه حفظ شود، این موضوع را خودتان حل کنید.»
او زمان خود را صرف مسائل راهبردیتر میکند
■ درس مدیریتی: هر اختلافی ارزش ورود مدیر را ندارد
● یک مثال جامع
فرض کنید مدیرعامل در جلسه هیئتمدیره با پنج موقعیت مختلف روبهرو میشود:
تقلب مالی کشف شده است → رقابت؛ تصمیم فوری و قاطع لازم است
دو معاون درباره استراتژی آینده اختلاف دارند → همکاری؛ باید راهحلی مشترک پیدا شود
دو واحد بر سر بودجه اختلاف دارند → مصالحه؛ تقسیم منطقی منابع
یکی از مدیران قدیمی درخواست کوچکی برای تغییر برنامه دارد → سازش؛ حفظ رابطه ارزشمند
دو همکار درباره محل نصب یک تابلو بحث میکنند → اجتناب؛ موضوع ارزش مداخله ندارد
● پیام کلیدی برای مدیران
مدیران حرفهای یک سبک ثابت ندارند؛ آنها مانند یک راننده ماهر، بسته به پیچ جاده، دنده مناسب را انتخاب میکنند.همانطور که همیشه با دنده یک یا پنج رانندگی نمیکنید، در مدیریت تعارض نیز همیشه نباید رقابت همکاری، مصالحه، سازش یا اجتناب را به کار ببرید. هنر رهبری در تشخیص موقعیت و انتخاب سبک مناسب است؛ نه در تعصب به یک شیوه خاص
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ ۱۰ گناه نابخشودنی بازاریابی از نگاه فیلیپ کاتلر
✅ او را «پدر بازاریابی نوین» می دانند؛ استاد برجسته دانشگاه نورثوسترن و نویسنده ده ها کتاب که طی چند دهه، نگاه مدیران و کسب وکارها به بازاریابی را متحول کرده است. کتاب
Ten Deadly Marketing Sins Signs and Solutions
نخستین بار در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. این کتاب در ایران توسط نشر آموخته با عنوان ده گناه نابخشودنی در بازاریابی ترجمه شده است. کاتلر در این کتاب به جای پرداختن به تئوری های پیچیده، روی یک سؤال اساسی تمرکز می کند: ❓چرا بسیاری از کسب وکارها، با وجود داشتن محصول خوب، باز هم در بازاریابی شکست می خورند؟
✅ او را «پدر بازاریابی نوین» می دانند؛ استاد برجسته دانشگاه نورثوسترن و نویسنده ده ها کتاب که طی چند دهه، نگاه مدیران و کسب وکارها به بازاریابی را متحول کرده است. کتاب
Ten Deadly Marketing Sins Signs and Solutions
نخستین بار در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. این کتاب در ایران توسط نشر آموخته با عنوان ده گناه نابخشودنی در بازاریابی ترجمه شده است. کاتلر در این کتاب به جای پرداختن به تئوری های پیچیده، روی یک سؤال اساسی تمرکز می کند: ❓چرا بسیاری از کسب وکارها، با وجود داشتن محصول خوب، باز هم در بازاریابی شکست می خورند؟
داشتن برنامه، به معنی داشتن استراتژی نیست. خیلی وقت ها تیم ها با دقت برای هفته ها و ماه های آینده برنامه ریزی می کنند؛ جلسات برگزار می شود، تسک ها مشخص می شوند و تقویم ها پر می شوند. اما یک سؤال اساسی بی پاسخ می ماند: قرار است در نهایت در چه چیزی برنده شویم؟ استراتژی مشخص می کند: کجا رقابت می کنیم. برای چه کسی ارزش خلق می کنیم. چرا باید ما را انتخاب کنند. و مهمتر از همه، چه کارهایی را عمداً انجام نمی دهیم. برنامه فقط مسیر اجرای همین تصمیم هاست. اگر استراتژی نداشته باشید، حتی بهترین برنامه هم فقط شما را سریعتر به مقصد اشتباه می رساند. اگر هم فقط استراتژی داشته باشید و برنامه نداشته باشید، ایده ها هیچ وقت به نتیجه تبدیل نمی شوند. ◀️ اول استراتژی بعد برنامه و بعد اجرای منظم. شما در کسب وکارتان بیشتر با کدام چالش روبه رو هستید؟ استراتژی نامشخص یا اجرای نامنظم؟
✳️ مدل های کسب وکار
❤1