👆 رهبران اثربخش پیش از ورود به هر تعارض، ابتدا موقعیت را ارزیابی میکنند. آنها نمیپرسند:
«چه کسی برنده میشود؟»
بلکه میپرسند:
«کدام شیوه، بیشترین ارزش را برای سازمان، افراد و آینده این رابطه ایجاد میکند؟»
بلوغ مدیریتی در این نیست که همیشه حق با شما باشد؛ بلکه در این است که بدانید چه زمانی باید قاطع باشید، چه زمانی همکاری کنید،چه زمانی مصالحه کنید، چه زمانی کوتاه بیایید و چه زمانی اصلاً وارد تعارض نشوید.این انعطافپذیری، یکی از ویژگیهای اصلی رهبران اثربخش در سازمانهای موفق است
۱. رقابت (Competing)
تصمیم قاطع در شرایط بحرانی
مثال:مدیر یک کارخانه متوجه میشود یکی از خطوط تولید به دلیل نقص فنی، احتمال بروز حادثه برای کارکنان را افزایش داده است.سرپرست تولید اصرار دارد که توقف خط، باعث تأخیر در تحویل سفارش مشتری میشود
مدیرعامل بدون معطلی دستور توقف خط را صادر میکند.بعداً ممکن است درباره خسارت تأخیر مذاکره شود،اما درباره جان کارکنان مذاکرهای وجود ندارد
■ درس مدیریتی: وقتی ایمنی، قانون یا منافع حیاتی سازمان مطرح است، قاطعیت بهترین انتخاب است
۲. همکاری (Collaborating)
خلق راهحلی که همه برنده باشند
مثال:واحد منابع انسانی تصمیم دارد ساعت کاری شناور را اجرا کند تا رضایت کارکنان افزایش یابد
مدیر عملیات مخالف است؛ زیرا نگران کاهش هماهنگی تیمهاست.بهجای اصرار بر مواضع، هر دو واحد جلسه مشترکی برگزار میکنند
در نهایت توافق میشود:
ساعت شروع کار شناور باشد.
همه کارکنان بین ساعت ۱۰ تا ۱۵ حضور مشترک داشته باشند.عملکرد پس از سه ماه ارزیابی شود.هم رضایت کارکنان افزایش مییابد و هم هماهنگی سازمان حفظ میشود
■ درس مدیریتی: همکاری، اختلاف را به فرصتی برای طراحی راهحل بهتر تبدیل میکند
۳. مصالحه (Compromising)
توافق سریع برای جلوگیری از توقف کار
مثال:دو مدیر بر سر استفاده از سالن همایش سازمان اختلاف دارند.هر دو برنامه مهمی در یک روز دارند.مدیر ارشد تصمیم میگیرد سالن صبح در اختیار یک واحد و بعدازظهر در اختیار واحد دیگر باشد.هیچکدام به خواسته کامل خود نرسیدند، اما کار سازمان متوقف نشد
■ درس مدیریتی: گاهی «راهحل قابل قبول» بهتر از انتظار برای «راهحل کامل» است
۴. سازش (Accommodating)
حفظ رابطه ارزشمند
مثال:یکی از کارشناسان باسابقه پیشنهاد میدهد جلسه هفتگی به جای شنبه، یکشنبه برگزار شود؛ زیرا شنبهها مسئولیت خانوادگی مهمی دارد.مدیر میداند تغییر روز جلسه آسیب جدی به برنامه سازمان نمیزند.با وجود اینکه ترجیح شخصیاش شنبه است، با درخواست او موافقت میکند.
نتیجه، افزایش اعتماد و انگیزه کارمند خواهد بود.
■ درس مدیریتی: گاهی انعطافپذیری، سرمایه اجتماعی مدیر را افزایش میدهد
۵. اجتناب (Avoiding)
انتخاب نکردن یک نبرد بیاهمیت
مثال:دو کارمند درباره نوع فونت و رنگ اسلایدهای ارائه بحث میکنند
از مدیر میخواهند بین آنها داوری کند
مدیر میگوید:«تا زمانی که کیفیت ارائه حفظ شود، این موضوع را خودتان حل کنید.»
او زمان خود را صرف مسائل راهبردیتر میکند
■ درس مدیریتی: هر اختلافی ارزش ورود مدیر را ندارد
● یک مثال جامع
فرض کنید مدیرعامل در جلسه هیئتمدیره با پنج موقعیت مختلف روبهرو میشود:
تقلب مالی کشف شده است → رقابت؛ تصمیم فوری و قاطع لازم است
دو معاون درباره استراتژی آینده اختلاف دارند → همکاری؛ باید راهحلی مشترک پیدا شود
دو واحد بر سر بودجه اختلاف دارند → مصالحه؛ تقسیم منطقی منابع
یکی از مدیران قدیمی درخواست کوچکی برای تغییر برنامه دارد → سازش؛ حفظ رابطه ارزشمند
دو همکار درباره محل نصب یک تابلو بحث میکنند → اجتناب؛ موضوع ارزش مداخله ندارد
● پیام کلیدی برای مدیران
مدیران حرفهای یک سبک ثابت ندارند؛ آنها مانند یک راننده ماهر، بسته به پیچ جاده، دنده مناسب را انتخاب میکنند.همانطور که همیشه با دنده یک یا پنج رانندگی نمیکنید، در مدیریت تعارض نیز همیشه نباید رقابت همکاری، مصالحه، سازش یا اجتناب را به کار ببرید. هنر رهبری در تشخیص موقعیت و انتخاب سبک مناسب است؛ نه در تعصب به یک شیوه خاص
https://t.me/ExecutiveManagement
«چه کسی برنده میشود؟»
بلکه میپرسند:
«کدام شیوه، بیشترین ارزش را برای سازمان، افراد و آینده این رابطه ایجاد میکند؟»
بلوغ مدیریتی در این نیست که همیشه حق با شما باشد؛ بلکه در این است که بدانید چه زمانی باید قاطع باشید، چه زمانی همکاری کنید،چه زمانی مصالحه کنید، چه زمانی کوتاه بیایید و چه زمانی اصلاً وارد تعارض نشوید.این انعطافپذیری، یکی از ویژگیهای اصلی رهبران اثربخش در سازمانهای موفق است
۱. رقابت (Competing)
تصمیم قاطع در شرایط بحرانی
مثال:مدیر یک کارخانه متوجه میشود یکی از خطوط تولید به دلیل نقص فنی، احتمال بروز حادثه برای کارکنان را افزایش داده است.سرپرست تولید اصرار دارد که توقف خط، باعث تأخیر در تحویل سفارش مشتری میشود
مدیرعامل بدون معطلی دستور توقف خط را صادر میکند.بعداً ممکن است درباره خسارت تأخیر مذاکره شود،اما درباره جان کارکنان مذاکرهای وجود ندارد
■ درس مدیریتی: وقتی ایمنی، قانون یا منافع حیاتی سازمان مطرح است، قاطعیت بهترین انتخاب است
۲. همکاری (Collaborating)
خلق راهحلی که همه برنده باشند
مثال:واحد منابع انسانی تصمیم دارد ساعت کاری شناور را اجرا کند تا رضایت کارکنان افزایش یابد
مدیر عملیات مخالف است؛ زیرا نگران کاهش هماهنگی تیمهاست.بهجای اصرار بر مواضع، هر دو واحد جلسه مشترکی برگزار میکنند
در نهایت توافق میشود:
ساعت شروع کار شناور باشد.
همه کارکنان بین ساعت ۱۰ تا ۱۵ حضور مشترک داشته باشند.عملکرد پس از سه ماه ارزیابی شود.هم رضایت کارکنان افزایش مییابد و هم هماهنگی سازمان حفظ میشود
■ درس مدیریتی: همکاری، اختلاف را به فرصتی برای طراحی راهحل بهتر تبدیل میکند
۳. مصالحه (Compromising)
توافق سریع برای جلوگیری از توقف کار
مثال:دو مدیر بر سر استفاده از سالن همایش سازمان اختلاف دارند.هر دو برنامه مهمی در یک روز دارند.مدیر ارشد تصمیم میگیرد سالن صبح در اختیار یک واحد و بعدازظهر در اختیار واحد دیگر باشد.هیچکدام به خواسته کامل خود نرسیدند، اما کار سازمان متوقف نشد
■ درس مدیریتی: گاهی «راهحل قابل قبول» بهتر از انتظار برای «راهحل کامل» است
۴. سازش (Accommodating)
حفظ رابطه ارزشمند
مثال:یکی از کارشناسان باسابقه پیشنهاد میدهد جلسه هفتگی به جای شنبه، یکشنبه برگزار شود؛ زیرا شنبهها مسئولیت خانوادگی مهمی دارد.مدیر میداند تغییر روز جلسه آسیب جدی به برنامه سازمان نمیزند.با وجود اینکه ترجیح شخصیاش شنبه است، با درخواست او موافقت میکند.
نتیجه، افزایش اعتماد و انگیزه کارمند خواهد بود.
■ درس مدیریتی: گاهی انعطافپذیری، سرمایه اجتماعی مدیر را افزایش میدهد
۵. اجتناب (Avoiding)
انتخاب نکردن یک نبرد بیاهمیت
مثال:دو کارمند درباره نوع فونت و رنگ اسلایدهای ارائه بحث میکنند
از مدیر میخواهند بین آنها داوری کند
مدیر میگوید:«تا زمانی که کیفیت ارائه حفظ شود، این موضوع را خودتان حل کنید.»
او زمان خود را صرف مسائل راهبردیتر میکند
■ درس مدیریتی: هر اختلافی ارزش ورود مدیر را ندارد
● یک مثال جامع
فرض کنید مدیرعامل در جلسه هیئتمدیره با پنج موقعیت مختلف روبهرو میشود:
تقلب مالی کشف شده است → رقابت؛ تصمیم فوری و قاطع لازم است
دو معاون درباره استراتژی آینده اختلاف دارند → همکاری؛ باید راهحلی مشترک پیدا شود
دو واحد بر سر بودجه اختلاف دارند → مصالحه؛ تقسیم منطقی منابع
یکی از مدیران قدیمی درخواست کوچکی برای تغییر برنامه دارد → سازش؛ حفظ رابطه ارزشمند
دو همکار درباره محل نصب یک تابلو بحث میکنند → اجتناب؛ موضوع ارزش مداخله ندارد
● پیام کلیدی برای مدیران
مدیران حرفهای یک سبک ثابت ندارند؛ آنها مانند یک راننده ماهر، بسته به پیچ جاده، دنده مناسب را انتخاب میکنند.همانطور که همیشه با دنده یک یا پنج رانندگی نمیکنید، در مدیریت تعارض نیز همیشه نباید رقابت همکاری، مصالحه، سازش یا اجتناب را به کار ببرید. هنر رهبری در تشخیص موقعیت و انتخاب سبک مناسب است؛ نه در تعصب به یک شیوه خاص
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ ۱۰ گناه نابخشودنی بازاریابی از نگاه فیلیپ کاتلر
✅ او را «پدر بازاریابی نوین» می دانند؛ استاد برجسته دانشگاه نورثوسترن و نویسنده ده ها کتاب که طی چند دهه، نگاه مدیران و کسب وکارها به بازاریابی را متحول کرده است. کتاب
Ten Deadly Marketing Sins Signs and Solutions
نخستین بار در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. این کتاب در ایران توسط نشر آموخته با عنوان ده گناه نابخشودنی در بازاریابی ترجمه شده است. کاتلر در این کتاب به جای پرداختن به تئوری های پیچیده، روی یک سؤال اساسی تمرکز می کند: ❓چرا بسیاری از کسب وکارها، با وجود داشتن محصول خوب، باز هم در بازاریابی شکست می خورند؟
✅ او را «پدر بازاریابی نوین» می دانند؛ استاد برجسته دانشگاه نورثوسترن و نویسنده ده ها کتاب که طی چند دهه، نگاه مدیران و کسب وکارها به بازاریابی را متحول کرده است. کتاب
Ten Deadly Marketing Sins Signs and Solutions
نخستین بار در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. این کتاب در ایران توسط نشر آموخته با عنوان ده گناه نابخشودنی در بازاریابی ترجمه شده است. کاتلر در این کتاب به جای پرداختن به تئوری های پیچیده، روی یک سؤال اساسی تمرکز می کند: ❓چرا بسیاری از کسب وکارها، با وجود داشتن محصول خوب، باز هم در بازاریابی شکست می خورند؟
داشتن برنامه، به معنی داشتن استراتژی نیست. خیلی وقت ها تیم ها با دقت برای هفته ها و ماه های آینده برنامه ریزی می کنند؛ جلسات برگزار می شود، تسک ها مشخص می شوند و تقویم ها پر می شوند. اما یک سؤال اساسی بی پاسخ می ماند: قرار است در نهایت در چه چیزی برنده شویم؟ استراتژی مشخص می کند: کجا رقابت می کنیم. برای چه کسی ارزش خلق می کنیم. چرا باید ما را انتخاب کنند. و مهمتر از همه، چه کارهایی را عمداً انجام نمی دهیم. برنامه فقط مسیر اجرای همین تصمیم هاست. اگر استراتژی نداشته باشید، حتی بهترین برنامه هم فقط شما را سریعتر به مقصد اشتباه می رساند. اگر هم فقط استراتژی داشته باشید و برنامه نداشته باشید، ایده ها هیچ وقت به نتیجه تبدیل نمی شوند. ◀️ اول استراتژی بعد برنامه و بعد اجرای منظم. شما در کسب وکارتان بیشتر با کدام چالش روبه رو هستید؟ استراتژی نامشخص یا اجرای نامنظم؟
✳️ مدل های کسب وکار
❤1
✳️👆 سه عدد، سه زاویه متفاوت برای نگاه به عملکرد یک کسب وکار.
ROI، ROE و ROA
شاید شبیه به هم به نظر برسند، اما هرکدام به سؤال متفاوتی پاسخ می دهند:
📌ROI
می پرسد: «آیا این سرمایه گذاری ارزشش را داشت؟»
📌ROE
می پرسد: «سرمایه سهامداران چقدر خوب به سود تبدیل شده است؟»
📌 ROA
می پرسد: «دارایی های شرکت چقدر کارآمد در ایجاد سود عمل کرده اند؟» هیچ کدام از این شاخص ها به تنهایی برای قضاوت درباره عملکرد یک کسب وکار کافی نیستند. مدیران و سرمایه گذاران حرف های معمولاً این سه را در کنار شاخص هایی مانند حاشیه سود، جریان نقدی، نرخ رشد و ساختار بدهی بررسی می کنند تا تصویر کاملتری از وضعیت شرکت به دست آورند.
🔹 نکته مهم: اعدادی که معمولاً به عنوان «مقدار خوب» برای این شاخص ها مطرح می شوند (مانند ROE بالای ۱۵٪ یا ROA بین ۵ تا ۱۰٪)، قاعدهای ثابت نیستند. این مقادیر بسته به صنعت، مدل کسب وکار، مرحله رشد شرکت و حتی شرایط اقتصادی می توانند تفاوت قابل توجهی داشته باشند؛ بنابراین همیشه این شاخص ها را در مقایسه با شرکت های هم صنعت و در طول زمان تحلیل کنید، نه به صورت مطلق. اگر قرار باشد فقط یک عدد را برای ارزیابی یک کسب وکار انتخاب کنید، احتمالاً بخشی از واقعیت را از دست خواهید داد. اما کنار هم قرار دادن این سه شاخص، دید دقیق تر و حرفه ای از عملکرد مالی سازمان به شما می دهد.
ROI، ROE و ROA
شاید شبیه به هم به نظر برسند، اما هرکدام به سؤال متفاوتی پاسخ می دهند:
📌ROI
می پرسد: «آیا این سرمایه گذاری ارزشش را داشت؟»
📌ROE
می پرسد: «سرمایه سهامداران چقدر خوب به سود تبدیل شده است؟»
📌 ROA
می پرسد: «دارایی های شرکت چقدر کارآمد در ایجاد سود عمل کرده اند؟» هیچ کدام از این شاخص ها به تنهایی برای قضاوت درباره عملکرد یک کسب وکار کافی نیستند. مدیران و سرمایه گذاران حرف های معمولاً این سه را در کنار شاخص هایی مانند حاشیه سود، جریان نقدی، نرخ رشد و ساختار بدهی بررسی می کنند تا تصویر کاملتری از وضعیت شرکت به دست آورند.
🔹 نکته مهم: اعدادی که معمولاً به عنوان «مقدار خوب» برای این شاخص ها مطرح می شوند (مانند ROE بالای ۱۵٪ یا ROA بین ۵ تا ۱۰٪)، قاعدهای ثابت نیستند. این مقادیر بسته به صنعت، مدل کسب وکار، مرحله رشد شرکت و حتی شرایط اقتصادی می توانند تفاوت قابل توجهی داشته باشند؛ بنابراین همیشه این شاخص ها را در مقایسه با شرکت های هم صنعت و در طول زمان تحلیل کنید، نه به صورت مطلق. اگر قرار باشد فقط یک عدد را برای ارزیابی یک کسب وکار انتخاب کنید، احتمالاً بخشی از واقعیت را از دست خواهید داد. اما کنار هم قرار دادن این سه شاخص، دید دقیق تر و حرفه ای از عملکرد مالی سازمان به شما می دهد.