مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ چرا با وجود اینکه هر روز کتاب‌های بیشتری منتشر می‌شود، دوره‌های آموزشی بیشتری برگزار می‌شود و اطلاعات در دسترس‌تر از همیشه است، هنوز بسیاری از مدیران، فروشندگان و حتی افراد موفق، بارها همان اشتباهات گذشته را تکرار می‌کنند؟
✅ مشکل از کمبود دانش نیست.
اگر دانستن کافی بود، همه کسانی که کتاب‌های مدیریت، روان‌شناسی یا موفقیت را می‌خوانند، باید امروز زندگی و کسب‌وکار متفاوتی داشتند.
اما واقعیت چیز دیگری است.
مغز انسان فقط با اطلاعات تصمیم نمی‌گیرد.
■ ترس، عزت نفس، تجربه‌های گذشته، احساسات، عادت‌ها، باورهای ذهنی، فشارهای محیطی و حتی خستگی ذهن، همه در تصمیم‌های ما نقش دارند.
به همین دلیل است که گاهی می‌دانیم باید مذاکره کنیم، اما تماس نمی‌گیریم. می‌دانیم باید تصمیم بگیریم، اما آن را به تعویق می‌اندازیم. می‌دانیم باید قیمت واقعی محصولمان را اعلام کنیم، اما از ترس از دست دادن مشتری، کوتاه می‌آییم.
■ دانستن، رفتار را تغییر نمی‌دهد.
آنچه رفتار را تغییر می‌دهد، شناخت ذهن، شناخت احساسات و تمرین مستمر است.
🚨 بحران‌ها معمولاً ناگهانی اتفاق نمی‌افتند؛ ما دیر متوجه‌شان می‌شویم.

ممکن است صورت‌های مالی شرکت هنوز خوب به نظر برسد، اما در پشت اعداد، نشانه‌هایی از نزدیک‌شدن به یک نقطه عطف در حال شکل‌گیری باشد:

🔹 نوسان جریان نقدی و فروش بیشتر می‌شود
🔹 سازمان بعد از هر شوک، دیرتر به وضعیت عادی برمی‌گردد
🔹 وابستگی به یک مشتری، تأمین‌کننده یا بازار افزایش پیدا می‌کند
🔹 و مهم‌تر از همه، الگوی رفتار داده‌ها تغییر می‌کند؛ حتی زمانی که خود اعداد هنوز نگران‌کننده نیستند.

این همان ایده‌ای است که در علوم محیطی با مفهوم «کندشدگی بحرانی» (Critical Slowing Down) شناخته می‌شود؛ الگویی که می‌تواند سرنخ‌هایی برای طراحی سیستم هشدار زودهنگام کسب‌وکاربه ما بدهد.

اما یک هشدار بدون اقدام چه فایده‌ای دارد؟
یک سیستم هشدار مؤثر باید مشخص کند چه چیزی را رصد کنیم، چه زمانی نگران شویم و بعد از هشدار دقیقاً چه اقدامی انجام دهیم.

📌 در این مطلب بررسی کرده‌ایم که سیستم هشدار زودهنگام کسب‌وکار چگونه شکل می‌گیرد و چه ارتباطی با تاب‌آوری سازمان دارد.

متن کامل را در سایت کاین بخوانید:
🔗 https://kayen-co.com/hsny
❤1
✳️ حل مسئله فقط به «باهوش بودن» مربوط نیست؛ مهم‌تر از آن، داشتن چارچوب درست برای فکر کردن است.

✅ گاهی یک مسئله پیچیده به نظر می‌رسد، چون از زاویه مناسبی به آن نگاه نمی‌کنیم. مدل‌های ذهنی کمک می‌کنند مسئله را بهتر ببینیم، فرضیاتمان را زیر سؤال ببریم و با منطق بیشتری تصمیم بگیریم.

■ در این مجموعه، ۷ مدل ذهنی کاربردی برای حل مسئله و تصمیم‌گیری بهتر را مرور می‌کنیم؛ ابزارهایی ساده که می‌توانند کیفیت فکر کردن و تصمیم‌های روزمره و کاری ما را تغییر دهند.
✳️ شنیدن، فقط سکوت کردن نیست!

✅ بسیاری از مدیران فکر می‌کنند شنونده خوبی هستند؛
اما واقعیت این است که گاهی هنگام صحبت کردن کارمند، به‌جای «گوش دادن»، مشغول آماده‌کردن پاسخ خودمان هستیم!

مرکز رهبری خلاق (CCL) در مقاله‌ای جدید، گوش‌دادن فعال (Active Listening) را یکی از مهارت‌های کلیدی رهبران می‌داند.

■ اما یک نکته مهم‌تر وجود دارد:

«گوش دادن واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که بعد از شنیدن، اقدامی انجام شود.»

CCL
شش مهارت اصلی گوش‌دادن فعال را پیشنهاد می‌کند:

۱. توجه کن | Pay Attention
وسط صحبت، جواب آماده نکن؛ واقعاً حضور داشته باش.

۲. قضاوت را متوقف کن | Withhold Judgment
قبل از اینکه مخالفت یا راه‌حل ارائه کنی، سعی کن دیدگاه طرف مقابل را بفهمی.

۳. بازتاب بده | Reflect
بگو: «اگر درست متوجه شده باشم، منظورت این است که...»

۴. شفاف‌سازی کن | Clarify
به‌جای حدس زدن، سؤال بپرس:
«دقیقاً منظورت از این مشکل چیست؟»

۵. خلاصه کن | Summarize
در پایان بگو:
«پس اگر درست فهمیده باشم، مسئله اصلی این است...»

۶. بعداً نظر بده | Share
اول بفهم، بعد نظر بده.
اول فهمیدن؛ بعد فهمانیدن.

اما شاید مهم‌ترین درس مقاله این باشد:

👂 Listening ≠ Hearing

کارمند ممکن است با مدیرش صحبت کند، مدیر هم کاملاً مؤدبانه گوش بدهد؛
اما اگر هیچ اتفاقی بعد از آن نیفتد، کارمند ممکن است احساس کند اصلاً شنیده نشده است.

بنابراین:

شنیدن + اقدام = اعتماد

و اینجاست که گوش‌دادن از یک مهارت ارتباطی ساده، به یک قابلیت رهبری تبدیل می‌شود.

🎯 تمرین مدیر امروز:

در گفت‌وگوی بعدی با یکی از اعضای تیم، قبل از ارائه راه‌حل فقط این سه سؤال را بپرسید:

«بیشتر توضیح می‌دهی؟»
«فکر می‌کنی ریشه اصلی مسئله چیست؟»
«خودت چه راه‌حلی پیشنهاد می‌کنی؟»

گاهی بهترین راه‌حل، چیزی نیست که مدیر می‌گوید؛
چیزی است که با خوب گوش دادن، از خودِ تیم بیرون می‌آورد.

📚 منبع: Center for Creative Leadership (CCL), Active Listening Techniques: Best Practices for Leaders, 2025

"مشاهده مقاله اصلی CCL" (https://reference-url-citation.invalid/0)
درس‌های ضروری مدیر
✳️ چهار روش برای بازخورد گرفتن

✅ از کارمندان خود بازخوردهای مهم و صادقانه بگیرید.چندی پیش در نشستی شرکت کردم که در آن مدیر جدیدی برای کارکنان بخش خود سخنرانی می‌کرد. او در مقدمه صحبت‌هایش گفت: «یکی از چیزهایی که در من پیدا خواهیدکرد این است که بسیار خویشتن آگاه و بازخورد گرفتن در من بالاست»این در حالی بود که من از گوشه و کنار سالن حالت تعجب رادرچشمان شنوندگان می‌دیدم.طی سی سالی که در حال کار کردن با رهبران هستم بارها و بارها شنیده‌ام که آن‌ها خود را آگاه و خویشتن آگاه می‌نامنداما خویشتن آگاه نامیدن خود به معنای این نیست که شما واقعاً خویشتن آگاه هستید درحالی‌که همه ما می‌دانیم که آگاه بودن نسبت به خویشتن منجر به بهبود عملکرد تیم می‌شود،اما تحقیقات حاکی از آن است که بیشتر افراد در کار این آگاهی راازخودنشان نمی‌دهند.بعد از سخنرانی این مدیر من خودم را معرفی کردم وباکنجکاوی از او پرسیدم که:«شما برای رسیدن به این خویشتن آگاهی و پذیرش بازخوردچه کاری انجام می‌دهید؟»او در مقابل گفت:«یکی ازاولویت‌های هرساله من بازخورد گرفتن ۳۶۰ است.»اینجا می‌توانید درباره بازخورد ۳۶۰ درجه بیشتر بخوانیدو من در ادامه پرسیدم که: «با توجه به گرفتن بازخوردچه بهبودهایی در کارتان حاصل شده است؟» او گفت: «خب برای نمونه سال گذشته من بازخوردهایی گرفتم مبنی بر اینکه جلسات گفتگوی ما بسیار طولانی است ومن زمان۳۰دقیقه از آن کاستم»اینجا دقیقاً همان‌جایی بود که نگاه‌های حضار کاملاًمحسوس و متعجب بود.خوشبختانه لازم نیست که شماحتماً بازخوردهای رسمی۳۶۰درجه‌ای دریافت کنید تا بتوانید بفهمید دیگران شما را به‌عنوان رهبر چگونه می‌بینند؛اگر واقعاً بخواهید دریابید که دیگران چگونه به شما نگاه می‌کنند،این چهار مورد را به کار بگیرید:
1⃣از همکارانتان درخواست بازخورد کنید.رایج‌ترین راه برای درک اینکه دیگران درباره شما چطور فکر می‌کنند، این است که از آن‌ها سؤال بپرسید. اگر شما درخواستی در این زمینه نداشته باشید به‌احتمال بسیار زیاد حقایق زیادی درباره این‌که کار کردن با شما به چه معنایی است هم دریافت نخواهید کرد.بی‌خبری لزوماً به معنای خوش‌خبری نیست.چه درجلسات گروهی یا جلسات فردی لازم است که دیگران احساس امنیت کنند و بتوانند راحت بازخورد دهند اگر شما به‌طور منظم نظرات مخالف را دریافت نمی‌کنید یا دغدغه‌های دیگران رادرباره کارهایی انجام می‌دهید یا به عهده گرفته‌اید،نمی‌شنوید جای نگرانی است.رهبرانی که من با آنان کار می‌کنم پس از جلساتی که مسائل و تصمیمات دشواردرآن مطرح می‌شود،سوالاتی را مطرح می‌کنند:«چه احساسی در این مورد داشتید و چه چیزی را من بهتر می‌توانستم انجام دهم»دراین صورت است که تیم متوجه می‌شود که رهبر واقعاً به دنبال گرفتن نظرات و پذیرش مهربانانه آن است. تکیه بیش‌ازحدی به فرآیند بازخورد ۳۶۰ درجه شده است و ازآنجایی‌که در این نوع بازخورد گرفتن افراد به شکل ناشناس پاسخ می‌دهند،این کار موجب شده جای صحبت‌ها خالی بماند درعین‌حال که هرگونه تبادل بازخورد بین رهبران و پیروهای آنان باید به تحکیم روابط بیانجامد و نه به آنکه آن را سخت‌تر کند
2⃣سرنخ‌های غیرکلامی را در بازخورد گرفتن دنبال کنید
بازخورد گرفتن ظرافت‌های خاص خود را دارد. افراد دائماً از طریق سرنخ‌های غیرکلامی درباره احساس خود نسبت به شما اطلاعات می‌دهند درحالی‌که ممکن است افراد بازخوردهای کلامی را پیش خود نگاه دارند، چهره‌ها و بدن‌های آنان داستان متفاوتی را بازگو می‌کند.اگرشما یاد بگیرید که این سرنخ‌ها را بخوانید،سیلی از اطلاعات را درباره خود دریافت خواهید کرد.بیش از ۶۵ درصد از روابط بین فردی،غیرکلامی هستند بنابراین تشخیص تضاد میان گفتار و کردار می‌تواندبه شکل فزاینده‌ای به شما این توانایی رابدهد که ببینید چه اتفاقی در حال افتادن است.زمانی که افراد به پایین نگاه می‌کنند یااز تماس چشمی با شما اجتناب می‌کنند زمانی که یک همکار ناگهانی ساکت می‌شود یا زمانی که یک همکار میانه‌رو حالت دفاعی به خود می‌گیرد، حواس خودتان را جمع کنید
3⃣متوجه باشید که داستان را چگونه روایت می‌کنید
ما به شکل طبیعی می‌خواهیم همه‌چیز را به شکلی مثبت تفسیر کنیم.به روایت درونی خودازآنچه در پیرامونتان در حال اتفاق افتادن است توجه کنید.اگر این صدادرحال متقاعد کردن شماست که همه‌چیز خوب عالی است گامی فراتر بگذاریدوروند را مورد ارزیابی مجدد قرار دهید.توجه داشته باشید که صدایی که در سرتان مشغول به صحبت کردن است قصد دارد که خودراتوجیه کند یا تسکین دهد،جملاتی مانند این‌که«فکر می‌کنم همه‌چیز خوب پیش رفت،پس چرا هیچ‌کسی سوالی نداشت» یا این مساله که «آن‌ها حتماً درک می‌کنند که من گاهی کمی بی‌تاب می‌شوم اما می‌دانند که به آن‌ها واقعاً اهمیت می‌دهم.»،یا«نمی‌توانم باور کنم که آن‌ها فکر می‌کنند من بی‌حوصله هستم»