✳️ اقتصاد آخرالزمانی
وقتی ترس، خودش تصمیم اقتصادی میگیرد.اقتصاد فقط به آنچه امروز رخ داده واکنش نشان نمیدهد؛ بخش بزرگی از رفتار اقتصادی بر مبنای چیزی شکل میگیرد که مردم، بنگاهها و سرمایهگذاران تصور میکنند ممکن است فردا اتفاق بیفتد. به همین دلیل گاهی پیش از آنکه بحران بزرگی واقعا رخ دهد، اقتصاد بخشی از هزینه آن را پرداخت کرده است: سرمایهگذاری عقب میافتد، استخدام متوقف میشود، قراردادها کوتاهتر میشوند، تقاضا برای داراییهای نقدشونده بالا میرود و بنگاهها به جای توسعه، حفظ بقا را در اولویت قرار میدهند
وقتی ترس، خودش تصمیم اقتصادی میگیرد.اقتصاد فقط به آنچه امروز رخ داده واکنش نشان نمیدهد؛ بخش بزرگی از رفتار اقتصادی بر مبنای چیزی شکل میگیرد که مردم، بنگاهها و سرمایهگذاران تصور میکنند ممکن است فردا اتفاق بیفتد. به همین دلیل گاهی پیش از آنکه بحران بزرگی واقعا رخ دهد، اقتصاد بخشی از هزینه آن را پرداخت کرده است: سرمایهگذاری عقب میافتد، استخدام متوقف میشود، قراردادها کوتاهتر میشوند، تقاضا برای داراییهای نقدشونده بالا میرود و بنگاهها به جای توسعه، حفظ بقا را در اولویت قرار میدهند
👆اقتصاد فقط به آنچه امروز رخ داده واکنش نشان نمیدهد؛ بخش بزرگی ازرفتار اقتصادی برمبنای چیزی شکل میگیرد که مردم،بنگاهها و سرمایهگذاران تصور میکنند ممکن است فردااتفاق بیفتد به همین دلیل گاهی پیش از آنکه بحران بزرگی واقعا رخ دهد، اقتصاد بخشی ازهزینه آن را پرداخت کرده است: سرمایهگذاری عقب میافتد، استخدام متوقف میشود قراردادها کوتاهتر میشوند تقاضا برای داراییهای نقدشونده بالا میرودو بنگاهها به جای توسعه،حفظ بقارادراولویت قرار میدهند.برای توصیف چنین وضعیتی میتوان ازتعبیر «اقتصاد آخرالزمانی» استفاده کرد؛نه بهعنوان یک اصطلاح رسمی درادبیات اقتصادی، بلکه بهعنوان وضعیتی که در آن تصمیمهای امروز بیش از آنکه بر محتملترین سناریو استوار باشند،تحت تأثیر بدترین سناریوی قابل تصور قرار میگیرند.نقطه آغاز تحلیل،تمایزکلاسیک فرانک نایت میان «ریسک» و «عدم قطعیت» است.در وضعیت ریسک، احتمال وقوع نتایج مختلف کموبیش قابل برآورد است وبنگاه میتواند آنها را در مدل تصمیمگیری خود وارد کند.امادرعدم قطعیت نایتی، مسئله فقط این نیست که نتیجه آینده نامعلوم است؛ حتی احتمال وقوع سناریوهای مختلف نیز بهدرستی قابل محاسبه نیست.جنگ، بحران مالی، اختلال ناگهانی در تجارت، تغییرات شدید مقررات یا شوکهای بزرگ سیاسی از جنس همین شرایطاند. مدیر نمیداندفقط قیمت فردا چه خواهد بود؛گاهی نمیداند قواعد بازی فرداچه خواهند بود.وقتی عدم قطعیت افزایش پیدا میکند،نخستین واکنش طبیعی اقتصاد افزایش «صرف ریسک» است سرمایهگذار برای ورود به همان پروژهای که دیروز قابل قبول بود،امروز بازده بیشتری مطالبه میکند،بانک برای اعطای اعتبار محتاطتر میشود،تأمینکننده شرایط فروش را سختتر میکند و بنگاه نقدینگی بیشتری کنار میگذارد.بنابراین ممکن است بدون آنکه فناوری پروژه ظرفیت بازار یا کیفیت مدیریت تغییر کرده باشد، صرفابه دلیل افزایش ریسک ادراکشده،یک سرمایهگذاری از نظر اقتصادی توجیه خود را از دست بدهد.اینجا نظریه «اختیار واقعی» یاReal Optionsاهمیت پیدا میکند. وقتی سرمایهگذاری برگشتناپذیر است و آینده مبهم،صبرکردن خودش دارای ارزش اقتصادی میشود فرض کنیدبنگاهی قصد خرید ماشینآلات یا توسعه کارخانه رادارد.اگر امروز سرمایهگذاری کند،بخشی از منابعش راقفل کرده است؛امااگر چند ماه صبر کند،ممکن است اطلاعات تازهای درباره بازار،نرخ ارز مقررات یاوضعیت تجارت به دست آورد.بنابراین «انجامندادن فعلی تصمیم» میتواندخودیک تصمیم عقلانی باشد.دیکسیت و پیندایک این منطق را در نظریه سرمایهگذاری تحت عدم قطعیت بهخوبی توضیح دادهاند.مشکل ازجایی آغاز میشود که این رفتار عقلانی فردی به رفتار جمعی تبدیل شود.یک بنگاه که استخدام را عقب میاندازد، مسئله بزرگی ایجاد نمیکند؛اما اگر هزاران بنگاه همزمان منتظر بمانند، تقاضای نیروی کارکاهش مییابد.یک سرمایهگذار که پروژه رامتوقف میکند،تأثیر محدودی دارد؛امااگر بخش بزرگی ازسرمایهگذاران همین کار را انجام دهند،تشکیل سرمایه افت میکند.این وضعیت به نوعی «شکست هماهنگی» شبیه است: تصمیمی که برای هر بازیگر بهتنهایی منطقی است،وقتی توسط همه تکرار شود نتیجهای نامطلوب برای کل اقتصاد ایجاد میکند.خانوار نیز رفتار مشابهی دارد.نظریه «پسانداز احتیاطی» توضیح میدهد که وقتی آینده درآمد نامطمئنتر میشود،خانوار بخشی از مصرف خود را کاهش میدهد تاحاشیه امن بیشتری ایجاد کند.خرید خودرو عقب میافتد، سفر حذف میشود،خریدکالاهای بادوام به تعویق میافتد و منابع نقد نگه داشته میشود. از منظر یک خانواده،این رفتار کاملا عقلانی است؛اما اگر میلیونها خانوار همزمان مصرف راکاهش دهند،فروش بنگاهها افت میکند وهمان نگرانی اولیه درباره درآمد و اشتغال میتواند تشدید شود در اقتصادهای تورمی، رفتار معکوس هم ممکن است رخ دهداگر خانوار به جای کاهش درآمد،از جهش قیمت یا کمبود کالا بترسد،خرید آینده را به امروز منتقل میکند. این همان نقطهای است که «انتظارات» از یک پیشبینی منفعل به نیرویی فعال در اقتصاد تبدیل میشوند.مردم از افزایش قیمت میترسند،زودتر خرید میکنند، تقاضاافزایش مییابد،فروشنده نیز با نگرانی از هزینه جایگزینی قیمت را محتاطانهتر تعیین میکند و بخشی ازهمان افزایش قیمتی که انتظارش وجود داشت، محقق میشود.این سازوکار نمونهای از «انتظارات خودمحققشونده» است.در چنین شرایطی، باور جمعی میتواند بر واقعیت اقتصادی اثر بگذارد. نمونه کلاسیک آن هجوم بانکی است: اگر سپردهگذاران باور کنند بانکی ممکن است نتواند تعهدات خود را انجام دهد و همزمان برای برداشت پول اقدام کنند، حتی یک بانک نسبتا سالم نیز ممکن است با بحران نقدینگی مواجه شود. بنابراین در اقتصاد، گاهی انتظار وقوع بحران میتواند احتمال خود بحران را افزایش دهد. اقتصاد رفتاری یک لایه دیگر به این تحلیل اضافه میکند.
ادامه ازقبل
نظریه چشمانداز نشان میدهد انسانها معمولا زیان را شدیدتر از سودی هماندازه تجربه میکنند. همچنین افراد ممکن است به رویدادهای کماحتمال اما بسیار پرهزینه، وزنی بیش از احتمال واقعی آنها بدهند. نتیجه این است که یک سرمایهگذار ممکن است به جای انتخاب سناریوی «محتملتر»، تصمیم خود را حول سناریوی «ترسناکتر» تنظیم کند. وقتی این رفتار فراگیر شود، اقتصاد از منطق حداکثرسازی بازده به منطق حداقلکردن احتمال فاجعه تغییر وضعیت میدهد.
این تغییر بسیار مهم است. بنگاه دیگر نمیپرسد کدام پروژه بیشترین بازده را دارد؛ میپرسد کدام تصمیم کمترین احتمال گیرافتادن را دارد. سرمایهگذار نقدشوندگی را به سود بالاتر ترجیح میدهد. مدیر قراردادهای بلندمدت را کوتاه میکند. موجودی احتیاطی بیشتر میشود و سرمایه در گردش بیشتری کنار گذاشته میشود. کسبوکار از «رشد» به «بقا» تغییر حالت میدهد.اگر این وضعیت طولانی شود، آثار آن حتی پس از کاهش بحران نیز ممکن است باقی بماند. اقتصاددانان این ماندگاری آثار شوک را با مفهوم «هیسترزیس» توضیح میدهند. پروژهای که امروز اجرا نشد، ممکن است سال بعد هم اجرا نشود. نیرویی که استخدام نشد، مهارتی کسب نمیکند. بازاری که از دست رفت، الزاما بازنمیگردد. در نتیجه بعضی هزینههای ترس و تعویق، موقت نیستند و میتوانند در ظرفیت تولید آینده اقتصاد باقی بمانند.
راهحل، انکار ریسک نیست. مدیریت حرفهای دقیقا برعکس عمل میکند: سناریو میسازد، ذخیره نقدینگی ایجاد میکند، تأمینکننده جایگزین پیدا میکند، تعهدات را مرحلهای میکند و برای بحران برنامه دارد. تفاوت میان «تابآوری» و «اقتصاد آخرالزمانی» همین است. تابآوری یعنی برای سناریوی بد آماده باشیم؛ اقتصاد آخرالزمانی یعنی تمام تصمیمهای امروز را بر فرض قطعیبودن بدترین سناریو بچینیم.برای سیاستگذار نیز پیام روشن است. کاهش تورم و مدیریت نقدینگی مهماند، اما کاهش «عدم قطعیت قابل اجتناب» نیز یک سیاست اقتصادی است. ثبات مقررات، ارتباط شفاف، پرهیز از تصمیمهای ناگهانی، قابل پیشبینی بودن قواعد و ارائه سناریوهای معتبر میتواند صرف ریسک را کاهش دهد و ارزش صبرکردن را کمتر کند.
اقتصاد ممکن است از بحران واقعی آسیب ببیند؛ اما اگر برای مدت طولانی در انتظار فاجعه زندگی کند، قبل از وقوع آن شروع به عقبنشینی میکند.خطر اصلی زمانی آغاز میشود که بدترین سناریو دیگر فقط یکی از سناریوها نباشد، بلکه به مبنای تمام تصمیمهای اقتصادی تبدیل شود. در آن نقطه، ترس دیگر واکنش اقتصاد به بحران نیست؛ خودش به بخشی از بحران تبدیل شده است.
ساسان باقرپناه-روزنامه شرق
نظریه چشمانداز نشان میدهد انسانها معمولا زیان را شدیدتر از سودی هماندازه تجربه میکنند. همچنین افراد ممکن است به رویدادهای کماحتمال اما بسیار پرهزینه، وزنی بیش از احتمال واقعی آنها بدهند. نتیجه این است که یک سرمایهگذار ممکن است به جای انتخاب سناریوی «محتملتر»، تصمیم خود را حول سناریوی «ترسناکتر» تنظیم کند. وقتی این رفتار فراگیر شود، اقتصاد از منطق حداکثرسازی بازده به منطق حداقلکردن احتمال فاجعه تغییر وضعیت میدهد.
این تغییر بسیار مهم است. بنگاه دیگر نمیپرسد کدام پروژه بیشترین بازده را دارد؛ میپرسد کدام تصمیم کمترین احتمال گیرافتادن را دارد. سرمایهگذار نقدشوندگی را به سود بالاتر ترجیح میدهد. مدیر قراردادهای بلندمدت را کوتاه میکند. موجودی احتیاطی بیشتر میشود و سرمایه در گردش بیشتری کنار گذاشته میشود. کسبوکار از «رشد» به «بقا» تغییر حالت میدهد.اگر این وضعیت طولانی شود، آثار آن حتی پس از کاهش بحران نیز ممکن است باقی بماند. اقتصاددانان این ماندگاری آثار شوک را با مفهوم «هیسترزیس» توضیح میدهند. پروژهای که امروز اجرا نشد، ممکن است سال بعد هم اجرا نشود. نیرویی که استخدام نشد، مهارتی کسب نمیکند. بازاری که از دست رفت، الزاما بازنمیگردد. در نتیجه بعضی هزینههای ترس و تعویق، موقت نیستند و میتوانند در ظرفیت تولید آینده اقتصاد باقی بمانند.
راهحل، انکار ریسک نیست. مدیریت حرفهای دقیقا برعکس عمل میکند: سناریو میسازد، ذخیره نقدینگی ایجاد میکند، تأمینکننده جایگزین پیدا میکند، تعهدات را مرحلهای میکند و برای بحران برنامه دارد. تفاوت میان «تابآوری» و «اقتصاد آخرالزمانی» همین است. تابآوری یعنی برای سناریوی بد آماده باشیم؛ اقتصاد آخرالزمانی یعنی تمام تصمیمهای امروز را بر فرض قطعیبودن بدترین سناریو بچینیم.برای سیاستگذار نیز پیام روشن است. کاهش تورم و مدیریت نقدینگی مهماند، اما کاهش «عدم قطعیت قابل اجتناب» نیز یک سیاست اقتصادی است. ثبات مقررات، ارتباط شفاف، پرهیز از تصمیمهای ناگهانی، قابل پیشبینی بودن قواعد و ارائه سناریوهای معتبر میتواند صرف ریسک را کاهش دهد و ارزش صبرکردن را کمتر کند.
اقتصاد ممکن است از بحران واقعی آسیب ببیند؛ اما اگر برای مدت طولانی در انتظار فاجعه زندگی کند، قبل از وقوع آن شروع به عقبنشینی میکند.خطر اصلی زمانی آغاز میشود که بدترین سناریو دیگر فقط یکی از سناریوها نباشد، بلکه به مبنای تمام تصمیمهای اقتصادی تبدیل شود. در آن نقطه، ترس دیگر واکنش اقتصاد به بحران نیست؛ خودش به بخشی از بحران تبدیل شده است.
ساسان باقرپناه-روزنامه شرق
✳️ موفقیت در منابع انسانی فقط به دانستن مفاهیم منابع انسانی خلاصه نمیشود.
یک متخصص منابع انسانی زمانی اثربخشتر عمل میکند که سه ضلع را همزمان توسعه دهد: دانش، مهارت و نگرش.
دانش یعنی درک درست از کسبوکار، استراتژی، فضای دیجیتال، تحول سازمانی و منطق جبران خدمات.
مهارت یعنی توان تبدیل این دانش به عمل؛ از تصمیمگیری و تحلیل داده گرفته تا رهبری، مدیریت ذینفعان، مربیگری و خودآگاهی.
و نگرش یعنی شیوهای که با آن با افراد و مسائل مواجه میشویم؛ همدلی، شفافیت، اعتمادبهنفس، تابآوری و توان الهامبخشیدن به دیگران.
اگر یکی از این سه ضلع ضعیف باشد، حرفهایبودن در منابع انسانی هم ناقص میشود.
دانش بدون مهارت، اجرا نمیشود؛ مهارت بدون نگرش، اثر پایدار نمیسازد؛ و نگرش بدون دانش، جهت درستی پیدا نمیکند.
برای رشد در منابع انسانی، بهتر است از خودمان بپرسیم:
در کدام ضلع نیاز به توسعه بیشتری دارم؛ دانش، مهارت یا نگرش؟
منبع تصویر و ایده اصلی: AIHR – Academy to Innovate HR
#منابع_انسانی
#مدیریت_منابع_انسانی
#توسعه_منابع_انسانی
#مهارت_های_منابع_انسانی
#مدیریت_سرمایه_انسانی
یک متخصص منابع انسانی زمانی اثربخشتر عمل میکند که سه ضلع را همزمان توسعه دهد: دانش، مهارت و نگرش.
دانش یعنی درک درست از کسبوکار، استراتژی، فضای دیجیتال، تحول سازمانی و منطق جبران خدمات.
مهارت یعنی توان تبدیل این دانش به عمل؛ از تصمیمگیری و تحلیل داده گرفته تا رهبری، مدیریت ذینفعان، مربیگری و خودآگاهی.
و نگرش یعنی شیوهای که با آن با افراد و مسائل مواجه میشویم؛ همدلی، شفافیت، اعتمادبهنفس، تابآوری و توان الهامبخشیدن به دیگران.
اگر یکی از این سه ضلع ضعیف باشد، حرفهایبودن در منابع انسانی هم ناقص میشود.
دانش بدون مهارت، اجرا نمیشود؛ مهارت بدون نگرش، اثر پایدار نمیسازد؛ و نگرش بدون دانش، جهت درستی پیدا نمیکند.
برای رشد در منابع انسانی، بهتر است از خودمان بپرسیم:
در کدام ضلع نیاز به توسعه بیشتری دارم؛ دانش، مهارت یا نگرش؟
منبع تصویر و ایده اصلی: AIHR – Academy to Innovate HR
#منابع_انسانی
#مدیریت_منابع_انسانی
#توسعه_منابع_انسانی
#مهارت_های_منابع_انسانی
#مدیریت_سرمایه_انسانی
خلاصه-کتابهای-علمی-برتر.pdf
55.8 KB
خلاصه (یک صفحه ای) کتاب های علمی برتر جهان
👆🔹 تاریخچه زمان (استیون هاوکینگ)
این کتاب تلاشی است برای توضیح پیدایش و سرنوشت جهان به زبانی قابل فهم برای عموم. هاوکینگ به مفاهیمی چون بیگبنگ، سیاهچالهها، فضا-زمان، اصل عدم قطعیت و جهت زمان میپردازد و نشان میدهد چگونه فیزیک نظری تلاش میکند نظریهای واحد برای توضیح همهچیز پیدا کند.
🔹 جهان در پوست گردو (استیون هاوکینگ)
ادامهای بر «تاریخچه زمان» با تصویرسازی بیشتر. موضوعاتی مثل نسبیت عام، ابرریسمان، ابعاد پنهان جهان و امکان سفر در زمان را با زبانی سادهتر و تصویریتر شرح میدهد.
🔹 منشأ انواع (چارلز داروین)
اثر بنیادین زیستشناسی تکاملی. داروین با ارائه شواهد گسترده از طبیعت، مکانیزم «انتخاب طبیعی» را معرفی میکند و نشان میدهد گونههای زنده چگونه در طول زمان از اجداد مشترک تکامل یافتهاند، نه اینکه ثابت و بدون تغییر باشند.
🔹 ژن خودخواه (ریچارد داکینز)
داکینز نگاه تکامل را از سطح فرد و گونه به سطح ژن منتقل میکند. استدلال او این است که ژنها واحد اصلی انتخاب طبیعیاند و موجودات زنده صرفاً «ماشینهای بقا»یی هستند که ژنها برای تکثیر خود میسازند. مفهوم «میم» نیز اولینبار در این کتاب مطرح شد.
🔹 فیزیک ناممکنها (میچیو کاکو)
کاکو پدیدههای علمیتخیلی مانند سپر نیرو، تلهپورت، سفر با سرعت نور و سفینههای فضایی را بر اساس دانش فیزیک امروز بررسی میکند و آنها را در سه دسته «ناممکنهای نوع I تا III» طبقهبندی میکند؛ برخی شدنیاند، برخی نیازمند قرنها پیشرفتاند.
🔹 ساعتساز نابینا (ریچارد داکینز)
پاسخی به این پرسش که چگونه پیچیدگی حیرتانگیز موجودات زنده بدون طراح هوشمند شکل گرفته است. داکینز نشان میدهد انتخاب طبیعی، برخلاف یک ساعتساز آگاه، فرآیندی کور و تدریجی است که در طول میلیونها سال به طراحیهای پیچیده میرسد.
🔹 طرح بزرگ (استیون هاوکینگ و لئونارد ملودینو)
این کتاب به پرسشهای بنیادین فلسفی-علمی میپردازد: چرا چیزی هست بهجای هیچ؟ جهان چگونه پدید آمد؟ نویسندگان با تکیه بر نظریه M و فیزیک کوانتومی استدلال میکنند که جهان میتواند بدون نیاز به یک خالق، از قوانین فیزیک پدید آمده باشد.
🔹 پاسخهای کوتاه به پرسشهای اساسی (استیون هاوکینگ)
آخرین اثر هاوکینگ که پس از مرگش منتشر شد. او در آن به ده پرسش بزرگ پاسخ میدهد: آیا خدا وجود دارد؟ جهان چگونه آغاز شد؟ آیا موجودات فرازمینی هستند؟ آینده بشریت چیست؟ و... این کتاب چکیدهای از دیدگاههای فکری او در پایان عمرش است.
این کتاب تلاشی است برای توضیح پیدایش و سرنوشت جهان به زبانی قابل فهم برای عموم. هاوکینگ به مفاهیمی چون بیگبنگ، سیاهچالهها، فضا-زمان، اصل عدم قطعیت و جهت زمان میپردازد و نشان میدهد چگونه فیزیک نظری تلاش میکند نظریهای واحد برای توضیح همهچیز پیدا کند.
🔹 جهان در پوست گردو (استیون هاوکینگ)
ادامهای بر «تاریخچه زمان» با تصویرسازی بیشتر. موضوعاتی مثل نسبیت عام، ابرریسمان، ابعاد پنهان جهان و امکان سفر در زمان را با زبانی سادهتر و تصویریتر شرح میدهد.
🔹 منشأ انواع (چارلز داروین)
اثر بنیادین زیستشناسی تکاملی. داروین با ارائه شواهد گسترده از طبیعت، مکانیزم «انتخاب طبیعی» را معرفی میکند و نشان میدهد گونههای زنده چگونه در طول زمان از اجداد مشترک تکامل یافتهاند، نه اینکه ثابت و بدون تغییر باشند.
🔹 ژن خودخواه (ریچارد داکینز)
داکینز نگاه تکامل را از سطح فرد و گونه به سطح ژن منتقل میکند. استدلال او این است که ژنها واحد اصلی انتخاب طبیعیاند و موجودات زنده صرفاً «ماشینهای بقا»یی هستند که ژنها برای تکثیر خود میسازند. مفهوم «میم» نیز اولینبار در این کتاب مطرح شد.
🔹 فیزیک ناممکنها (میچیو کاکو)
کاکو پدیدههای علمیتخیلی مانند سپر نیرو، تلهپورت، سفر با سرعت نور و سفینههای فضایی را بر اساس دانش فیزیک امروز بررسی میکند و آنها را در سه دسته «ناممکنهای نوع I تا III» طبقهبندی میکند؛ برخی شدنیاند، برخی نیازمند قرنها پیشرفتاند.
🔹 ساعتساز نابینا (ریچارد داکینز)
پاسخی به این پرسش که چگونه پیچیدگی حیرتانگیز موجودات زنده بدون طراح هوشمند شکل گرفته است. داکینز نشان میدهد انتخاب طبیعی، برخلاف یک ساعتساز آگاه، فرآیندی کور و تدریجی است که در طول میلیونها سال به طراحیهای پیچیده میرسد.
🔹 طرح بزرگ (استیون هاوکینگ و لئونارد ملودینو)
این کتاب به پرسشهای بنیادین فلسفی-علمی میپردازد: چرا چیزی هست بهجای هیچ؟ جهان چگونه پدید آمد؟ نویسندگان با تکیه بر نظریه M و فیزیک کوانتومی استدلال میکنند که جهان میتواند بدون نیاز به یک خالق، از قوانین فیزیک پدید آمده باشد.
🔹 پاسخهای کوتاه به پرسشهای اساسی (استیون هاوکینگ)
آخرین اثر هاوکینگ که پس از مرگش منتشر شد. او در آن به ده پرسش بزرگ پاسخ میدهد: آیا خدا وجود دارد؟ جهان چگونه آغاز شد؟ آیا موجودات فرازمینی هستند؟ آینده بشریت چیست؟ و... این کتاب چکیدهای از دیدگاههای فکری او در پایان عمرش است.
👏1
✳️👆اقتصاد ایران در بهار ۱۴۰۵ رشد منفی ۱۰.۱٪ ثبت کرد، پایینترین رقم در ۷.۵ سال اخیر. علت اصلی شوک جنگ ۴۰ روزه به نفت و گاز و زیرساختها بوده، اما ضعف ساختاری اقتصاد غیرنفتی از پیش وجود داشته است.
■ تحلیل اقتصاد کلان
- اندازه اقتصاد:تولید ناخالص داخلی (به قیمت ثابت ۱۴۰۰) از ۲۴۲۵ همت به ۲۱۷۹ همت رسید. بدون نفت، رشد منفی ۴.۶٪ بود (۱۸۰۴ به ۱۷۲۲ همت).
- وابستگی به نفت: استخراج نفت و گاز بهتنهایی ۶.۷۴ واحد درصد از افت ۱۰.۱٪ را توضیح میدهد. سهم نفت از GDP از ۲۵.۶٪ به ۲۱٪ رسید، اما این تغییر ترکیب نشانه تنوعبخشی نیست و از افت تولید نفت ناشی شده است.
- بخشها: صنایع و معادن ۱۴.۷٪- (نفت و گاز ۲۶.۴٪-، توزیع گاز ۲۱.۳٪-)، خدمات ۴.۸٪- (حملونقل و ارتباطات ۱۷٪-). تنها کشاورزی با ۲.۳٪+ رشد مثبت داشت که عمدتاً به بارش خوب برمیگردد.
- سمت تقاضا: صادرات ۳۵.۷٪- و واردات ۱۴.۸٪-؛ افت همزمان هر دو یعنی ضعف همزمان عرضه و تقاضا، نه بهبود تراز تجاری. سرمایهگذاری ثابت ۸.۴٪- (ماشینآلات ۹.۷٪-)، مصرف خصوصی ۴٪- و مصرف دولت ۱.۷٪-.
■ ریشههای ساختاری
- رشد غیرنفتی از ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ همواره زیر ۳٪ بوده (۲.۲، ۲.۵، ۱.۹، ۲.۱ و ۰.۳٪-). عوامل اصلی: تحریم، ضعف سرمایهگذاری و فرسودگی سرمایه، کمبود برق و گاز، و نااطمینانی بالا.
- ظرفیت رشد مبتنی بر نفت از اوایل ۱۴۰۴ به سقف فناوری و تجهیزات رسیده بود و ادامه آن نیازمند سرمایهگذاری بلندمدت است.
- رشد سال ۱۴۰۴ فقط ۰.۲٪ بود و آثار جنگ در آمار زمستان هنوز دیده نمیشد.
🔺نتیجهگیری برای مدیران و سیاستگذاران
- بازگشت به مسیر رشد در کوتاهمدت به کاهش تنش و دیپلماسی وابسته است.
- در بلندمدت، بدون سرمایهگذاری، رفع کمبود انرژی و رشد غیرنفتی پایدار، اقتصاد در برابر شوکهای نفتی و تحریمی آسیبپذیر میماند.
- برای بنگاهها، ترکیب افت تقاضای داخلی، سرمایهگذاری و مصرف، همراه با تورم بالا، محیطی پرریسک ایجاد میکند که برنامهریزی سناریومحور و مدیریت ظرفیت و هزینه را ضروری میسازد.
https://t.me/ExecutiveManagement
■ تحلیل اقتصاد کلان
- اندازه اقتصاد:تولید ناخالص داخلی (به قیمت ثابت ۱۴۰۰) از ۲۴۲۵ همت به ۲۱۷۹ همت رسید. بدون نفت، رشد منفی ۴.۶٪ بود (۱۸۰۴ به ۱۷۲۲ همت).
- وابستگی به نفت: استخراج نفت و گاز بهتنهایی ۶.۷۴ واحد درصد از افت ۱۰.۱٪ را توضیح میدهد. سهم نفت از GDP از ۲۵.۶٪ به ۲۱٪ رسید، اما این تغییر ترکیب نشانه تنوعبخشی نیست و از افت تولید نفت ناشی شده است.
- بخشها: صنایع و معادن ۱۴.۷٪- (نفت و گاز ۲۶.۴٪-، توزیع گاز ۲۱.۳٪-)، خدمات ۴.۸٪- (حملونقل و ارتباطات ۱۷٪-). تنها کشاورزی با ۲.۳٪+ رشد مثبت داشت که عمدتاً به بارش خوب برمیگردد.
- سمت تقاضا: صادرات ۳۵.۷٪- و واردات ۱۴.۸٪-؛ افت همزمان هر دو یعنی ضعف همزمان عرضه و تقاضا، نه بهبود تراز تجاری. سرمایهگذاری ثابت ۸.۴٪- (ماشینآلات ۹.۷٪-)، مصرف خصوصی ۴٪- و مصرف دولت ۱.۷٪-.
■ ریشههای ساختاری
- رشد غیرنفتی از ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ همواره زیر ۳٪ بوده (۲.۲، ۲.۵، ۱.۹، ۲.۱ و ۰.۳٪-). عوامل اصلی: تحریم، ضعف سرمایهگذاری و فرسودگی سرمایه، کمبود برق و گاز، و نااطمینانی بالا.
- ظرفیت رشد مبتنی بر نفت از اوایل ۱۴۰۴ به سقف فناوری و تجهیزات رسیده بود و ادامه آن نیازمند سرمایهگذاری بلندمدت است.
- رشد سال ۱۴۰۴ فقط ۰.۲٪ بود و آثار جنگ در آمار زمستان هنوز دیده نمیشد.
🔺نتیجهگیری برای مدیران و سیاستگذاران
- بازگشت به مسیر رشد در کوتاهمدت به کاهش تنش و دیپلماسی وابسته است.
- در بلندمدت، بدون سرمایهگذاری، رفع کمبود انرژی و رشد غیرنفتی پایدار، اقتصاد در برابر شوکهای نفتی و تحریمی آسیبپذیر میماند.
- برای بنگاهها، ترکیب افت تقاضای داخلی، سرمایهگذاری و مصرف، همراه با تورم بالا، محیطی پرریسک ایجاد میکند که برنامهریزی سناریومحور و مدیریت ظرفیت و هزینه را ضروری میسازد.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️👆اقتصاد ایران تبخیر ۱۰ درصدی اقتصاد
رشد اقتصادی در بهار۱۴۰۵ با ثبت رقم منفی ۱۰.۱درصد، به کمترین سطح ۷.۵سال اخیر رسید. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، رشد اقتصادی بدون نفت نیز در این فصل منفی ۴.۶درصد ثبت شده است؛ با این حال، افت شدید تولید نفت و گاز تحتتاثیر جنگ ۴۰ روزه، مهمترین عامل کاهش رشد اقتصادی بوده است. در این میان، اغلب بخشهای اقتصاد با رشد منفی مواجه شدند و تنها بخش «کشاورزی»، عمدتا تحتتاثیر افزایش بارشها، رشد مثبت ۲.۳درصدی را تجربه کرد. ثبت رشد منفی ۱۰.۱درصدی به معنای از دست رفتن بخشی از تولید اقتصادی در یک فصل است و در کنار تورم بالا، تصویری نامساعد از وضعیت اقتصاد ایران ارائه میدهد. تشدید فشارهای ناشی از جنگ و محدودیتهای اقتصادی، چشمانداز فعالیتهای اقتصادی را تحتتاثیر قرار داده است؛ شرایطی که بازگشت اقتصاد به مسیر رشد را بیش از گذشته به کاهش تنشها و بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی برای پایان جنگ وابسته میکند.
بر اساس گزارش حسابهای ملی فصلی مرکز آمار ایران، رشد تولید ناخالص داخلی کشور در سه ماه نخست سال ۱۴۰۵ به منفی ۱۰.۱ درصد رسید که پایینترین رشد اقتصادی تجربهشده از پاییز سال ۱۳۹۷ تاکنون است. این نخستین گزارش منتشر شده از رشد اقتصادی پس از جنگ ۴۰ روزه است؛ با حمله آمریکا و اسرائیل در اواخر سال ۱۴۰۴، اثر جنگ بر فعالیتهای اقتصادی زمستان، چندان حس نشد. با این حال، کاهش اندازه تولید ناخالص داخلی در فصل بهار، تاثیر تخریب زیرساختها، محاصره دریایی و پیامد اختلال در زنجیره تامین کالاها را در اندازه اقتصاد کشور نشان داد. بر اساس آمارها، ارزش محصول ناخالص داخلی از ۲۴۲۵ همت در بهار ۱۴۰۴ به ۲۱۷۹ همت در بهار امسال رسیده است. این افت، عمدتا تحتتاثیر کاهش تولید در گروه صنایع و معادن رخ داده است که طی آن تولیدات مرتبط با استخراج نفت و گاز، توزیع گاز با افت بیشتر از ۲۰ درصدی روبهرو شدند. در این راستا، تنها گروه اصلی اقتصاد که با رشد مثبت مواجه شد بخش کشاورزی بود. کاهش تولید ناخالص داخلی در سه ماه نخست ۱۴۰۵، با پیشبینی برخی اقتصاددانان مبنی بر رشد منفی همسو بود.
بر اساس آخرین نتایج حسابهای ملی فصلی مرکز آمار ایران، تولید ناخالص داخلی (GDP) به قیمت ثابت سال ۱۴۰۰ در سه ماه نخست سال ۱۴۰۵ با احتساب نفت به ۲۱۷۹ همت و بدون احتساب نفت به ۱۷۲۲ همت رسیده است. این ارقام در سه ماه نخست سال ۱۴۰۴ بهترتیب ۲۴۲۵ و۱۸۰۴ همت بوده است. بر این اساس، تولید ناخالص داخلی با نفت در سهماهه نخست امسال ۱۰.۱ درصد و تولید ناخالص داخلی بدون نفت ۴.۶ درصد نسبت به مدت مشابه سال گذشته کاهش داشته است. این آمار، یکی از ضعیفترین عملکردهای رشد غیرنفتی در بیش از یک دهه اخیر محسوب میشود. این معیار رشد در سال ۱۳۹۱ در اثر آغاز تحریمهای هستهای از سوی غرب، به سطح پایینتر از منفی ۱۰ درصد رسیده بود.
سهم بالای نفت از کاهش اندازه اقتصاد
بررسی عملکرد بخشهای اقتصادی نشان میدهد که در بهار سال ۱۴۰۵، ارزش افزوده گروه کشاورزی نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲.۳ درصد افزایش یافته، درحالیکه گروه صنایع و معادن با کاهش ۱۴.۷ درصدی و گروه خدمات با کاهش ۴.۸ درصدی مواجه شدهاند. محاسبات فصلی مرکز آمار ایران در قالب ۱۸ بخش اصلی و ۵۰ رشته فعالیت انجام میشود. بر این اساس، گروه کشاورزی شامل زیربخشهای زراعت و باغداری، دامداری، جنگلداری و ماهیگیری است. گروه صنایع و معادن نیز استخراج نفت خام و گاز طبیعی، استخراج سایر معادن، صنعت، تامین آب و برق، توزیع گاز طبیعی و ساختمان را دربر میگیرد. گروه خدمات نیز شامل عمدهفروشی و خردهفروشی، فعالیتهای خدماتی مربوط به تامین جا و غذا، حملونقل، انبارداری و پست، اطلاعات و ارتباطات، فعالیتهای مالی و بیمه، مستغلات، اجاره و خدمات کسبوکار، اداره امور عمومی و خدمات شهری، آموزش، فعالیتهای مربوط به سلامت انسان و مددکاری اجتماعی و سایر خدمات عمومی، اجتماعی، شخصی و خانگی است.
در بهار ۱۴۰۵، افت رشد اقتصادی در اغلب رشتههای فعالیتی قابل مشاهده است و میتوان آن را تا حدی پیامدهای جانبی شوکهای وارد شده به اقتصاد دانست. گروه صنایع و معادن با کاهش ۱۴.۷ درصدی، بیشترین افت را تجربه کرده است؛ در این میان، استخراج نفت و گاز طبیعی ۲۶.۴ درصد و توزیع گاز طبیعی ۲۱.۳ درصد کاهش داشتهاند. این کاهشها، با توجه به محدودیتهای ایجاد شده در صادرات نفت و آسیب به زیرساختهای انرژی، تا حدی قابل انتظار بوده و آثار آن به سایر بخشها نیز سرایت کرده است. همچنین صنعت ۲.۵ درصد، تامین آب و برق ۵.۴ درصد و ساختمان ۶.۴ درصد افت کردهاند. در بخش خدمات نیز رشد منفی ۴.۸ درصد ثبت شده و حملونقل، انبارداری و ارتباطات با افت ۱۷ درصدی بیشترین کاهش را داشتهاند.
رشد اقتصادی در بهار۱۴۰۵ با ثبت رقم منفی ۱۰.۱درصد، به کمترین سطح ۷.۵سال اخیر رسید. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، رشد اقتصادی بدون نفت نیز در این فصل منفی ۴.۶درصد ثبت شده است؛ با این حال، افت شدید تولید نفت و گاز تحتتاثیر جنگ ۴۰ روزه، مهمترین عامل کاهش رشد اقتصادی بوده است. در این میان، اغلب بخشهای اقتصاد با رشد منفی مواجه شدند و تنها بخش «کشاورزی»، عمدتا تحتتاثیر افزایش بارشها، رشد مثبت ۲.۳درصدی را تجربه کرد. ثبت رشد منفی ۱۰.۱درصدی به معنای از دست رفتن بخشی از تولید اقتصادی در یک فصل است و در کنار تورم بالا، تصویری نامساعد از وضعیت اقتصاد ایران ارائه میدهد. تشدید فشارهای ناشی از جنگ و محدودیتهای اقتصادی، چشمانداز فعالیتهای اقتصادی را تحتتاثیر قرار داده است؛ شرایطی که بازگشت اقتصاد به مسیر رشد را بیش از گذشته به کاهش تنشها و بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی برای پایان جنگ وابسته میکند.
بر اساس گزارش حسابهای ملی فصلی مرکز آمار ایران، رشد تولید ناخالص داخلی کشور در سه ماه نخست سال ۱۴۰۵ به منفی ۱۰.۱ درصد رسید که پایینترین رشد اقتصادی تجربهشده از پاییز سال ۱۳۹۷ تاکنون است. این نخستین گزارش منتشر شده از رشد اقتصادی پس از جنگ ۴۰ روزه است؛ با حمله آمریکا و اسرائیل در اواخر سال ۱۴۰۴، اثر جنگ بر فعالیتهای اقتصادی زمستان، چندان حس نشد. با این حال، کاهش اندازه تولید ناخالص داخلی در فصل بهار، تاثیر تخریب زیرساختها، محاصره دریایی و پیامد اختلال در زنجیره تامین کالاها را در اندازه اقتصاد کشور نشان داد. بر اساس آمارها، ارزش محصول ناخالص داخلی از ۲۴۲۵ همت در بهار ۱۴۰۴ به ۲۱۷۹ همت در بهار امسال رسیده است. این افت، عمدتا تحتتاثیر کاهش تولید در گروه صنایع و معادن رخ داده است که طی آن تولیدات مرتبط با استخراج نفت و گاز، توزیع گاز با افت بیشتر از ۲۰ درصدی روبهرو شدند. در این راستا، تنها گروه اصلی اقتصاد که با رشد مثبت مواجه شد بخش کشاورزی بود. کاهش تولید ناخالص داخلی در سه ماه نخست ۱۴۰۵، با پیشبینی برخی اقتصاددانان مبنی بر رشد منفی همسو بود.
بر اساس آخرین نتایج حسابهای ملی فصلی مرکز آمار ایران، تولید ناخالص داخلی (GDP) به قیمت ثابت سال ۱۴۰۰ در سه ماه نخست سال ۱۴۰۵ با احتساب نفت به ۲۱۷۹ همت و بدون احتساب نفت به ۱۷۲۲ همت رسیده است. این ارقام در سه ماه نخست سال ۱۴۰۴ بهترتیب ۲۴۲۵ و۱۸۰۴ همت بوده است. بر این اساس، تولید ناخالص داخلی با نفت در سهماهه نخست امسال ۱۰.۱ درصد و تولید ناخالص داخلی بدون نفت ۴.۶ درصد نسبت به مدت مشابه سال گذشته کاهش داشته است. این آمار، یکی از ضعیفترین عملکردهای رشد غیرنفتی در بیش از یک دهه اخیر محسوب میشود. این معیار رشد در سال ۱۳۹۱ در اثر آغاز تحریمهای هستهای از سوی غرب، به سطح پایینتر از منفی ۱۰ درصد رسیده بود.
سهم بالای نفت از کاهش اندازه اقتصاد
بررسی عملکرد بخشهای اقتصادی نشان میدهد که در بهار سال ۱۴۰۵، ارزش افزوده گروه کشاورزی نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲.۳ درصد افزایش یافته، درحالیکه گروه صنایع و معادن با کاهش ۱۴.۷ درصدی و گروه خدمات با کاهش ۴.۸ درصدی مواجه شدهاند. محاسبات فصلی مرکز آمار ایران در قالب ۱۸ بخش اصلی و ۵۰ رشته فعالیت انجام میشود. بر این اساس، گروه کشاورزی شامل زیربخشهای زراعت و باغداری، دامداری، جنگلداری و ماهیگیری است. گروه صنایع و معادن نیز استخراج نفت خام و گاز طبیعی، استخراج سایر معادن، صنعت، تامین آب و برق، توزیع گاز طبیعی و ساختمان را دربر میگیرد. گروه خدمات نیز شامل عمدهفروشی و خردهفروشی، فعالیتهای خدماتی مربوط به تامین جا و غذا، حملونقل، انبارداری و پست، اطلاعات و ارتباطات، فعالیتهای مالی و بیمه، مستغلات، اجاره و خدمات کسبوکار، اداره امور عمومی و خدمات شهری، آموزش، فعالیتهای مربوط به سلامت انسان و مددکاری اجتماعی و سایر خدمات عمومی، اجتماعی، شخصی و خانگی است.
در بهار ۱۴۰۵، افت رشد اقتصادی در اغلب رشتههای فعالیتی قابل مشاهده است و میتوان آن را تا حدی پیامدهای جانبی شوکهای وارد شده به اقتصاد دانست. گروه صنایع و معادن با کاهش ۱۴.۷ درصدی، بیشترین افت را تجربه کرده است؛ در این میان، استخراج نفت و گاز طبیعی ۲۶.۴ درصد و توزیع گاز طبیعی ۲۱.۳ درصد کاهش داشتهاند. این کاهشها، با توجه به محدودیتهای ایجاد شده در صادرات نفت و آسیب به زیرساختهای انرژی، تا حدی قابل انتظار بوده و آثار آن به سایر بخشها نیز سرایت کرده است. همچنین صنعت ۲.۵ درصد، تامین آب و برق ۵.۴ درصد و ساختمان ۶.۴ درصد افت کردهاند. در بخش خدمات نیز رشد منفی ۴.۸ درصد ثبت شده و حملونقل، انبارداری و ارتباطات با افت ۱۷ درصدی بیشترین کاهش را داشتهاند.
در مقابل، کشاورزی با رشد ۲.۳ درصدی تنها گروه اصلی با رشد مثبت بوده که بارشهای مناسب فصل بهار میتواند در عملکرد آن موثر بوده باشد. اگرچه گروه خدمات با رشد منفی مواجه شد، اما دو زیربخش آن شاهد رشد مثبت بودند؛ زیربخش واسطهگریهای مالی ۲ درصد رشد کرد و سایر خدمات عمومی، اجتماعی و شخصی ۱۳.۱ درصد افزایش یافت. این رشدهای محدود نشان میدهد که برخی فعالیتهای خدماتی توانستهاند در برابر شوک کلی مقاومت کنند، هرچند وزن آنها برای جبران افت سنگین سایر بخشهای خدمات کافی نبوده و تصویر کلی این گروه همچنان منفی باقی مانده است.
طبق دادهها، استخراج نفت و گاز طبیعی، بهتنهایی ۶.۷۴ واحد درصد از افت ۱۰.۱ درصدی GDP را رقم زده است. این نشان میدهد بخش عمده رکود بهار ۱۴۰۵ مستقیما از سقوط تولید و صادرات نفت ناشی شده و اقتصاد همچنان بهشدت نفتمحور باقی مانده است. با این حال، طی یک سال اخیر، سهم نفت از تولید ناخالص داخلی کاهش یافته است. در این راستا، سهم نفت از GDP از ۲۵.۶ درصد در بهار ۱۴۰۴ به ۲۱ درصد در بهار ۱۴۰۵ کاهش یافته است. این افت سهم، بهدلیل سقوط ۲۶.۴ درصدی تولید نفت رخ داده و باعث شده ترکیب اقتصاد بهسمت بخشهای غیرنفتی متمایل شود، هرچند ارزش واقعی GDP بدون نفت نیز کاهش یافته است.
اثر شوک بر اقتصاد نفتمحور
با توجه به روند دادهها، به نظر میرسد که رشد اقتصادی ایران در بیشتر مقاطع تاریخ، تا حد زیادی وابسته به صادرات نفت بوده است. طی سالهای اخیر، با افزایش توانایی ایران در دورزدن تحریمهای نفتی و همچنین افزایش صادرات در دوره ریاست جمهوری بایدن، تولید نفت به سطوح بالایی رسید و رشد اقتصادی مثبت را رقم زد. با این حال، پس از به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا، نااطمینانیها برای اقتصاد ایران افزایش یافت.
همزمان تولید نفت از سوی ایران به مرز امکانات تولید نزدیک شد ولی به دلیل محدودیتهای فناوری و تجهیزات، استخراج بیشتر سوختهای فسیلی نیازمند سرمایهگذاریهای بلندمدت در صنعت نفت و گاز بود. در نتیجه ظرفیت رشد اقتصادی مبتنی بر نفت، در اوایل سال ۱۴۰۴ به اتمام رسید. در ادامه این اتفاقات رشد اقتصادی فصلی در بهار ۱۴۰۴ به منفی ۰.۱۹ رسید. رشد بدون نفت نیز به منفی ۰.۵ درصد رسید. در پایان بهار ۱۴۰۴ نیز کشور با جنگ ۱۲ روزه مواجه شد. در نتیجه نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی افزایش یافت. در پایان سال ۱۴۰۴ رشد فصلی زمستان رقم منفی ۲.۲ درصدی را ثبت کرد و کل سال نیز شاهد رشد ۰.۲ درصدی بود. هرچند تولید بخشهای غیرنفتی با ۰.۳ درصد کاهش مواجه شد.
رشد اقتصادی بدون احتساب نفت، تصویر دقیقتری از عملکرد بخشهایی ارائه میدهد که مستقیما به درآمدهای نفتی وابسته نیستند. در اقتصادهای نفتی، افزایش درآمد یا صادرات نفت میتواند تولید ناخالص داخلی را بدون بهبود پایدار در فعالیتهای اقتصادی داخلی افزایش دهد. بنابراین، بررسی رشد بدون نفت نشان میدهد بخشهایی مانند صنعت، کشاورزی و خدمات تا چه اندازه توان ایجاد ارزش افزوده مستقل از نفت را دارند. اهمیت این شاخص از آنجا ناشی میشود که اقتصادهای نفتی در معرض نوسان قیمت و صادرات نفت، تحریمها و محدودیتهای ارزی قرار دارند. رشد غیرنفتی پایدار، نشانهای از تنوعبخشی و کاهش آسیبپذیری اقتصاد در برابر این شوکهاست.
بررسی اجزای رشد از سمت هزینهها
بررسی روند دادهها نشان میدهد که از سال ۱۴۰۰ تاکنون رشد سالانه تولید ناخالص داخلی در بخشهای غیرنفتی همواره کمتر از ۳ درصد بوده است. در این راستا رشد سالانه GDP بدون نفت در سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ بهترتیب حدود ۲.۲، ۲.۵، ۱.۹، ۲.۱ و منفی ۰.۳ درصد بوده است. علت اصلی این عملکرد را میتوان در تحریمها و محدودیت تجارت خارجی، ضعف سرمایهگذاری و فرسودگی سرمایه، کمبود برق و گاز و نااطمینانی بالا جستوجو کرد. بانک جهانی نیز تحریمها، سالها انباشت پایین سرمایه و کمبود انرژی را از موانع اصلی رشد غیرنفتی ایران میداند. در کنار این عوامل، افت مصرف و تشکیل سرمایه نیز به تقاضای داخلی ضربه زده است. بر اساس گزارش مرکز آمار، در بهار ۱۴۰۵ میزان تشکیل سرمایه ثابت ناخالص ۸.۴درصد کاهش یافت. علاوه بر این، تشکیل سرمایه در ماشینآلات با افت ۹.۷ درصدی و ساختمان با کاهش ۶.۴ درصدی، عمق رکود سرمایهگذاری را نشان میدهد.
در بهار ۱۴۰۵، افت تجارت خارجی یکی از مهمترین عوامل تضعیف رشد اقتصادی بوده است. صادرات کالا و خدمات در این فصل ۳۵.۷ درصد کاهش یافته؛ درحالیکه واردات نیز ۱۴.۸ درصد افت کرده است. این همزمانی نشان میدهد کاهش تجارت صرفا ناشی از افزایش کسری خارجی نیست، بلکه میتواند بازتاب ضعف همزمان عرضه و تقاضای اقتصاد باشد. از یکسو محدودیتهای تولید و صادرات، ظرفیت حضور بنگاهها در بازارهای خارجی را کاهش داده و از سوی دیگر افت مصرف و سرمایهگذاری داخلی، تقاضا برای کالاهای وارداتی را محدود کرده است.
طبق دادهها، استخراج نفت و گاز طبیعی، بهتنهایی ۶.۷۴ واحد درصد از افت ۱۰.۱ درصدی GDP را رقم زده است. این نشان میدهد بخش عمده رکود بهار ۱۴۰۵ مستقیما از سقوط تولید و صادرات نفت ناشی شده و اقتصاد همچنان بهشدت نفتمحور باقی مانده است. با این حال، طی یک سال اخیر، سهم نفت از تولید ناخالص داخلی کاهش یافته است. در این راستا، سهم نفت از GDP از ۲۵.۶ درصد در بهار ۱۴۰۴ به ۲۱ درصد در بهار ۱۴۰۵ کاهش یافته است. این افت سهم، بهدلیل سقوط ۲۶.۴ درصدی تولید نفت رخ داده و باعث شده ترکیب اقتصاد بهسمت بخشهای غیرنفتی متمایل شود، هرچند ارزش واقعی GDP بدون نفت نیز کاهش یافته است.
اثر شوک بر اقتصاد نفتمحور
با توجه به روند دادهها، به نظر میرسد که رشد اقتصادی ایران در بیشتر مقاطع تاریخ، تا حد زیادی وابسته به صادرات نفت بوده است. طی سالهای اخیر، با افزایش توانایی ایران در دورزدن تحریمهای نفتی و همچنین افزایش صادرات در دوره ریاست جمهوری بایدن، تولید نفت به سطوح بالایی رسید و رشد اقتصادی مثبت را رقم زد. با این حال، پس از به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا، نااطمینانیها برای اقتصاد ایران افزایش یافت.
همزمان تولید نفت از سوی ایران به مرز امکانات تولید نزدیک شد ولی به دلیل محدودیتهای فناوری و تجهیزات، استخراج بیشتر سوختهای فسیلی نیازمند سرمایهگذاریهای بلندمدت در صنعت نفت و گاز بود. در نتیجه ظرفیت رشد اقتصادی مبتنی بر نفت، در اوایل سال ۱۴۰۴ به اتمام رسید. در ادامه این اتفاقات رشد اقتصادی فصلی در بهار ۱۴۰۴ به منفی ۰.۱۹ رسید. رشد بدون نفت نیز به منفی ۰.۵ درصد رسید. در پایان بهار ۱۴۰۴ نیز کشور با جنگ ۱۲ روزه مواجه شد. در نتیجه نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی افزایش یافت. در پایان سال ۱۴۰۴ رشد فصلی زمستان رقم منفی ۲.۲ درصدی را ثبت کرد و کل سال نیز شاهد رشد ۰.۲ درصدی بود. هرچند تولید بخشهای غیرنفتی با ۰.۳ درصد کاهش مواجه شد.
رشد اقتصادی بدون احتساب نفت، تصویر دقیقتری از عملکرد بخشهایی ارائه میدهد که مستقیما به درآمدهای نفتی وابسته نیستند. در اقتصادهای نفتی، افزایش درآمد یا صادرات نفت میتواند تولید ناخالص داخلی را بدون بهبود پایدار در فعالیتهای اقتصادی داخلی افزایش دهد. بنابراین، بررسی رشد بدون نفت نشان میدهد بخشهایی مانند صنعت، کشاورزی و خدمات تا چه اندازه توان ایجاد ارزش افزوده مستقل از نفت را دارند. اهمیت این شاخص از آنجا ناشی میشود که اقتصادهای نفتی در معرض نوسان قیمت و صادرات نفت، تحریمها و محدودیتهای ارزی قرار دارند. رشد غیرنفتی پایدار، نشانهای از تنوعبخشی و کاهش آسیبپذیری اقتصاد در برابر این شوکهاست.
بررسی اجزای رشد از سمت هزینهها
بررسی روند دادهها نشان میدهد که از سال ۱۴۰۰ تاکنون رشد سالانه تولید ناخالص داخلی در بخشهای غیرنفتی همواره کمتر از ۳ درصد بوده است. در این راستا رشد سالانه GDP بدون نفت در سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ بهترتیب حدود ۲.۲، ۲.۵، ۱.۹، ۲.۱ و منفی ۰.۳ درصد بوده است. علت اصلی این عملکرد را میتوان در تحریمها و محدودیت تجارت خارجی، ضعف سرمایهگذاری و فرسودگی سرمایه، کمبود برق و گاز و نااطمینانی بالا جستوجو کرد. بانک جهانی نیز تحریمها، سالها انباشت پایین سرمایه و کمبود انرژی را از موانع اصلی رشد غیرنفتی ایران میداند. در کنار این عوامل، افت مصرف و تشکیل سرمایه نیز به تقاضای داخلی ضربه زده است. بر اساس گزارش مرکز آمار، در بهار ۱۴۰۵ میزان تشکیل سرمایه ثابت ناخالص ۸.۴درصد کاهش یافت. علاوه بر این، تشکیل سرمایه در ماشینآلات با افت ۹.۷ درصدی و ساختمان با کاهش ۶.۴ درصدی، عمق رکود سرمایهگذاری را نشان میدهد.
در بهار ۱۴۰۵، افت تجارت خارجی یکی از مهمترین عوامل تضعیف رشد اقتصادی بوده است. صادرات کالا و خدمات در این فصل ۳۵.۷ درصد کاهش یافته؛ درحالیکه واردات نیز ۱۴.۸ درصد افت کرده است. این همزمانی نشان میدهد کاهش تجارت صرفا ناشی از افزایش کسری خارجی نیست، بلکه میتواند بازتاب ضعف همزمان عرضه و تقاضای اقتصاد باشد. از یکسو محدودیتهای تولید و صادرات، ظرفیت حضور بنگاهها در بازارهای خارجی را کاهش داده و از سوی دیگر افت مصرف و سرمایهگذاری داخلی، تقاضا برای کالاهای وارداتی را محدود کرده است.
❤2
بنابراین، کاهش واردات نیز لزوما نشانه بهبود تراز تجاری نیست و میتواند بخشی از رکود فعالیت اقتصادی را منعکس کند. همچنین مصرف نهایی خصوصی ۴ درصد و مصرف دولت ۱.۷ درصد کاهش یافته است.
✳️ مهندسی پرامپت تقریباً همه ما از LLMها استفاده میکنیم؛
اما آیا واقعاً بلدیم با آنها درست «گفتوگو» کنیم؟
✅ در ماههای اخیر، نیاز به یادگیری Prompt Engineering را در میان طیف بسیار متفاوتی از کاربران بیشتر احساس کردهام؛ از مدیران و کارشناسان گرفته تا معلمان، دانشجویان، تحلیلگران، برنامهنویسان و صاحبان کسبوکار.منابع و آموزشهای زیادی هم در این زمینه تولید شده و هرکدام تلاش کردهاند بخشی از این دانش را منتقل کنند.اما مسئلهای که برای من جالب بود این است:
Prompt Engineering فقط نوشتن یک دستور خوب برای ChatGPT نیست.
برای گرفتن یک خروجی باکیفیت از LLM باید بدانیم چگونه مسئله را تعریف کنیم، Context مناسب بدهیم، نقش و هدف را مشخص کنیم، محدودیتها را توضیح دهیم، قالب خروجی را تعیین کنیم و مهمتر از همه، خروجی مدل را ارزیابی و در چند مرحله اصلاح کنیم.به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه دوره آموزشی AI، یک بخش مستقل و کاربردی درباره مهندسی پرامپت آماده کنم؛ با این هدف که فارغ از حوزه تخصصی افراد، اصولی را توضیح دهد که هنگام کار با مدلهای زبانی باید در نظر گرفته شوند.تلاش کردهام مطالب صرفاً مجموعهای از «Promptهای آماده» نباشند؛ بلکه منطق طراحی یک Prompt خوب را آموزش دهند تا هر فرد بتواند متناسب با مسئله خودش، Prompt مناسب را طراحی کند.
این دوره را نیز مانند بخش قبلی، بهصورت رایگان منتشر میکنم تا هر کسی که به آن نیاز دارد بتواند از آن استفاده کند.
چون فکر میکنم در عصر AI، مزیت واقعی در داشتن هزاران Prompt آماده نیست؛
مزیت در این است که بدانیم چگونه مسئله را برای AI درست صورتبندی کنیم.
✍ محمدصالحی نژاد
👇👇
اما آیا واقعاً بلدیم با آنها درست «گفتوگو» کنیم؟
✅ در ماههای اخیر، نیاز به یادگیری Prompt Engineering را در میان طیف بسیار متفاوتی از کاربران بیشتر احساس کردهام؛ از مدیران و کارشناسان گرفته تا معلمان، دانشجویان، تحلیلگران، برنامهنویسان و صاحبان کسبوکار.منابع و آموزشهای زیادی هم در این زمینه تولید شده و هرکدام تلاش کردهاند بخشی از این دانش را منتقل کنند.اما مسئلهای که برای من جالب بود این است:
Prompt Engineering فقط نوشتن یک دستور خوب برای ChatGPT نیست.
برای گرفتن یک خروجی باکیفیت از LLM باید بدانیم چگونه مسئله را تعریف کنیم، Context مناسب بدهیم، نقش و هدف را مشخص کنیم، محدودیتها را توضیح دهیم، قالب خروجی را تعیین کنیم و مهمتر از همه، خروجی مدل را ارزیابی و در چند مرحله اصلاح کنیم.به همین دلیل تصمیم گرفتم در ادامه دوره آموزشی AI، یک بخش مستقل و کاربردی درباره مهندسی پرامپت آماده کنم؛ با این هدف که فارغ از حوزه تخصصی افراد، اصولی را توضیح دهد که هنگام کار با مدلهای زبانی باید در نظر گرفته شوند.تلاش کردهام مطالب صرفاً مجموعهای از «Promptهای آماده» نباشند؛ بلکه منطق طراحی یک Prompt خوب را آموزش دهند تا هر فرد بتواند متناسب با مسئله خودش، Prompt مناسب را طراحی کند.
این دوره را نیز مانند بخش قبلی، بهصورت رایگان منتشر میکنم تا هر کسی که به آن نیاز دارد بتواند از آن استفاده کند.
چون فکر میکنم در عصر AI، مزیت واقعی در داشتن هزاران Prompt آماده نیست؛
مزیت در این است که بدانیم چگونه مسئله را برای AI درست صورتبندی کنیم.
✍ محمدصالحی نژاد
👇👇
❤2🙏1
این گزارش رو امروز دیدم شاید براتون جالب باشه : هوش مصنوعی همه مشاغل را حذف نم کند؛ بعضی را حرفهای تر و بعضی را دموکراتیکتر می کند.
گزارش شاخص مشاغل جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۶ PwC با تحلیل بیش از یک میلیارد آگهی شغلی در ۲۷ کشور، یک نکته جالب را مطرح می کند:
🔹 حرفهایشدن مشاغل:
AI کارهای روتین را حذف می کند و در نتیجه، قضاوت، تخصص و تصمیم گیری انسانی اهمیت بیشتری پیدا می کند.
🔹 دموکراتیکشدن مشاغل:
AI انجام کارهای تخصصی را برای افراد کم تخصصتر آسان می کند و موانع ورود به شغل کاهش می یابد. بنابراین سؤال مهم برای منابع انسانی دیگر فقط این نیست:«کدام شغلها با AI حذف می شوند؟» بلکه باید پرسید:AI این شغل را حرفهای تر می کند یا دموکراتیکتر؟ و یک سؤال مهم تر:اگر AI کارهای سادهای را که کارکنان جونیور قبلاً با آنها تجربه کسب میکردند انجام دهد،مسیر رشد و یادگیری نسل بعدی کارکنان را چگونه باید باز طراحی کنیم؟ این شاید یکی از مهم ترین چالش های منابع انسانی در عصر AI باشد.
منبع: PwC – 2026 Global AI Jobs Barometer
گزارش شاخص مشاغل جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۶ PwC با تحلیل بیش از یک میلیارد آگهی شغلی در ۲۷ کشور، یک نکته جالب را مطرح می کند:
🔹 حرفهایشدن مشاغل:
AI کارهای روتین را حذف می کند و در نتیجه، قضاوت، تخصص و تصمیم گیری انسانی اهمیت بیشتری پیدا می کند.
🔹 دموکراتیکشدن مشاغل:
AI انجام کارهای تخصصی را برای افراد کم تخصصتر آسان می کند و موانع ورود به شغل کاهش می یابد. بنابراین سؤال مهم برای منابع انسانی دیگر فقط این نیست:«کدام شغلها با AI حذف می شوند؟» بلکه باید پرسید:AI این شغل را حرفهای تر می کند یا دموکراتیکتر؟ و یک سؤال مهم تر:اگر AI کارهای سادهای را که کارکنان جونیور قبلاً با آنها تجربه کسب میکردند انجام دهد،مسیر رشد و یادگیری نسل بعدی کارکنان را چگونه باید باز طراحی کنیم؟ این شاید یکی از مهم ترین چالش های منابع انسانی در عصر AI باشد.
منبع: PwC – 2026 Global AI Jobs Barometer
🌱 مدیریت استعداد سرمایه انسانی
📌گاهی یک نیروی مستعد، برای رشد کردن فقط به فرصت نیاز دارد؛ نه فشار بیشتر، نه کنترل دائمی و نه مقایسه با دیگران.
● استعدادها زمانی شکوفا میشوند که سازمان بتواند:
🔹 استعداد را شناسایی کند؛ نه اینکه منتظر بماند خودش را ثابت کند.
🔹 مسیر رشد ایجاد کند؛ نه اینکه صرفاً وظایف بیشتری واگذار کند.
🔹 یادگیری و تجربه فراهم کند؛ تا افراد از چالشها رشد کنند.
🔹 بازخورد سازنده بدهد؛ نه اینکه اشتباه را بهانه حذف استعداد قرار دهد.
🔹 فرصت دیدهشدن فراهم کند؛ تا توانمندیها در جای درست به کار گرفته شوند.
🔹 از فرسودگی استعدادها جلوگیری کند؛ زیرا نگهداشت استعداد فقط با حقوق و مزایا اتفاق نمیافتد.
🔺یک سؤال مهم برای مدیران:
آیا سازمان شما به افراد مستعد کمک میکند رشد کنند، یا ناخواسته مانع رشد آنها میشود؟
▪︎مدیریت استعداد، یک هزینه نیست؛ سرمایهای است که اگر درست مدیریت شود، به مزیت رقابتی تبدیل میشود.
مدیریت استعداد یعنی ایجاد محیطی که افراد بتوانند بهتر از دیروز خود شوند.
دکتر امیر صادقی
پژوهشگر، مدرس و مشاور حوزه مدیریت
📌 کانال تلگرام مدیریت اجرایی: @Executivemanagement
📌گاهی یک نیروی مستعد، برای رشد کردن فقط به فرصت نیاز دارد؛ نه فشار بیشتر، نه کنترل دائمی و نه مقایسه با دیگران.
● استعدادها زمانی شکوفا میشوند که سازمان بتواند:
🔹 استعداد را شناسایی کند؛ نه اینکه منتظر بماند خودش را ثابت کند.
🔹 مسیر رشد ایجاد کند؛ نه اینکه صرفاً وظایف بیشتری واگذار کند.
🔹 یادگیری و تجربه فراهم کند؛ تا افراد از چالشها رشد کنند.
🔹 بازخورد سازنده بدهد؛ نه اینکه اشتباه را بهانه حذف استعداد قرار دهد.
🔹 فرصت دیدهشدن فراهم کند؛ تا توانمندیها در جای درست به کار گرفته شوند.
🔹 از فرسودگی استعدادها جلوگیری کند؛ زیرا نگهداشت استعداد فقط با حقوق و مزایا اتفاق نمیافتد.
🔺یک سؤال مهم برای مدیران:
آیا سازمان شما به افراد مستعد کمک میکند رشد کنند، یا ناخواسته مانع رشد آنها میشود؟
▪︎مدیریت استعداد، یک هزینه نیست؛ سرمایهای است که اگر درست مدیریت شود، به مزیت رقابتی تبدیل میشود.
مدیریت استعداد یعنی ایجاد محیطی که افراد بتوانند بهتر از دیروز خود شوند.
دکتر امیر صادقی
پژوهشگر، مدرس و مشاور حوزه مدیریت
📌 کانال تلگرام مدیریت اجرایی: @Executivemanagement