گاهی مشکل یک جلسه، اختلاف نظر نیست؛ اختلاف در حالت فکر کردن است.در یک جلسه برنامه ریزی از تیم پرسیدم: الان در چه حالت فکری هستیم؟ کسی جواب نداشت. ۴۵ دقیقه گذشته بود؛ نیمی از تیم در حال ایدهپردازی بودند و نیم دیگر همان ایده ها را ارزیابی و نقد می کردند. هر دو گروه فکر می کردند گروه مقابل مانع پیشرفت جلسه است. در واقع، مسئله این بود که دو حالت فکری همزمان در جریان بود:
🔹 تفکر واگرا: باز کردن فضای مسئله و تولید گزینه های بیشتر
🔹 تفکر همگرا: ارزیابی گزینه ها و نزدیک شدن به یک تصمیم
هر دو لازم اند؛ اما نه در یک زمان و با یک منطق. یک سؤال ساده می تواند مسیر جلسه را تغییر دهد:
الان قرار است ایده تولید کنیم یا ایده ها را ارزیابی کنیم؟شاید بسیاری از جلسات ما نه بهخاطر کمبود ایده، بلکه بهخاطر زمان بندی اشتباه این دو نوع تفکر ناکار آمد می شوند. در جلسات تیم شما، کدام حالت معمولاً زودتر غالب می شود؟
🔹 تفکر واگرا: باز کردن فضای مسئله و تولید گزینه های بیشتر
🔹 تفکر همگرا: ارزیابی گزینه ها و نزدیک شدن به یک تصمیم
هر دو لازم اند؛ اما نه در یک زمان و با یک منطق. یک سؤال ساده می تواند مسیر جلسه را تغییر دهد:
الان قرار است ایده تولید کنیم یا ایده ها را ارزیابی کنیم؟شاید بسیاری از جلسات ما نه بهخاطر کمبود ایده، بلکه بهخاطر زمان بندی اشتباه این دو نوع تفکر ناکار آمد می شوند. در جلسات تیم شما، کدام حالت معمولاً زودتر غالب می شود؟
تغییر فرهنگ سازمانی بدون همراهی کارکنان؟ آرزوی موفقیت برایتان دارم! 😬
تغییر فرهنگ سازمانی بدون پذیرش و همراهی (Buy-in) کارکنان، مثل رانندگی بدون بنزین است؛ فقط درجا می زنید و انرژی هدر می دهید. تغییر، دستوری اتفاق نمی افتد؛ بلکه باید در لایه های زیرین سازمان نهادینه شود. در این مطلب به استراتژی ها، ابزار ها، نقش رهبری و رویکرد های مدیریت تغییر می پردازد که کمک میکند یک تحول فرهنگی، واقعی و ماندگار باشد، نه صرفاً یک شعار تبلیغاتی.
📌 از اینجا بخوانید: https://aihr.ac/4hg7UlD
سؤال من از شما همکاران عزیز:
بهنظر شما کدام یک مانع بزرگ تری برای تغییر است؟
۱. عدم حمایت و همراهی واقعی مدیران ارشد؟
۲. مقاومت ناخودآگاه کارکنان در برابر تغییر؟
منتظر شنیدن تجربههای شما در بخش نظرات هستم. 👇
تغییر فرهنگ سازمانی بدون پذیرش و همراهی (Buy-in) کارکنان، مثل رانندگی بدون بنزین است؛ فقط درجا می زنید و انرژی هدر می دهید. تغییر، دستوری اتفاق نمی افتد؛ بلکه باید در لایه های زیرین سازمان نهادینه شود. در این مطلب به استراتژی ها، ابزار ها، نقش رهبری و رویکرد های مدیریت تغییر می پردازد که کمک میکند یک تحول فرهنگی، واقعی و ماندگار باشد، نه صرفاً یک شعار تبلیغاتی.
📌 از اینجا بخوانید: https://aihr.ac/4hg7UlD
سؤال من از شما همکاران عزیز:
بهنظر شما کدام یک مانع بزرگ تری برای تغییر است؟
۱. عدم حمایت و همراهی واقعی مدیران ارشد؟
۲. مقاومت ناخودآگاه کارکنان در برابر تغییر؟
منتظر شنیدن تجربههای شما در بخش نظرات هستم. 👇
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این شاید دقیق ترین ویدیوی آشنایی با کارکنان باشه که دیدم. به شرکت خوش آمدید. حالا روی این تریلر متحرک پارک کنید خنده داره. تا وقتی که متوجه شوید ما چند وقت یه بار دقیقاً همین کار رو با تازهکارها انجام میدیم. سیستم های جدید. کلمات اختصاری جدید. افراد جدید. سیاست های جدید. انتظارات جدید. و در حالی که آنها سعی میکنن همه چیز را بفهمن، سازمان با سرعت کامل به حرکت خود ادامه میده. سه هفته بعد: چرا آنها هنوز کار نمیکنند؟ شاید مشکل، توانایی نیست. شاید ما هرگز به آنها فرصت کافی برای آشنایی ندادهایم. آشنایی خوب نیازی به توضیح همه چیز ندارد. باید درک چیز های مهم را آسانتر کند. چه کسی چه کاری انجام می دهد. تصمیمات واقعاً چگونه گرفته می شوند. خوبی چگونه به نظر می رسد. وقتی گیر می کنید به کجا بروید. کدام قوانین نانوشته را باید احتمالاً کسی بنویسد. استخدام افراد عالی مهم است. دادن فرصت مبارزه به آنها پس از ورودشان نیز به همان اندازه اهمیت دارد. قبل از اینکه بپرسید یک نفر چقدر سریع می تواند مولد شود، بپرسید: تا زمانی که آنها راه خود را پیدا کنند، چه چیزی را می توانیم متوقف کنیم؟
هوش مصنوعی در منابع انسانی، فقط مسئلهی ابزار نیست؛ مسئله ی باز طراحی نقش HR است.
گارتنر در مقالهای درباره نقش CHRO در تحول هوش مصنوعی، سه محور اصلی را برجسته می کند:
🔹 همراستا کردن ابتکارات AI با استراتژی کسب وکار
🔹 باز طراحی تجربه و فرایند های منابع انسانی با کمک AI
🔹 آماده سازی نیروی کار از طریق Upskilling، Reskilling و توسعه سواد AI
یک نکته جالب هم در این مقاله مطرح شده: سازمانهایی که روی ارتقای مهارت و بازآموزی کارکنان سرمایهگذاری می کنند، ۲.۵ برابر بیشتر احتمال دارد به نتایج مثبت کسبوکاری از AI دست پیدا کنند.
شاید سؤال مهم برای HR دیگر این نباشد که چه ابزار AI ای بخریم؟ بلکه این باشد: AI قرار است کدام بخش از شیوه کار کردن سازمان ما را تغییر دهد؟
منبع: Gartner — AI in HR: The CHRO’s Role in AI Transformation، 3 February 2026. مشاهده مقاله گارتنر
گارتنر در مقالهای درباره نقش CHRO در تحول هوش مصنوعی، سه محور اصلی را برجسته می کند:
🔹 همراستا کردن ابتکارات AI با استراتژی کسب وکار
🔹 باز طراحی تجربه و فرایند های منابع انسانی با کمک AI
🔹 آماده سازی نیروی کار از طریق Upskilling، Reskilling و توسعه سواد AI
یک نکته جالب هم در این مقاله مطرح شده: سازمانهایی که روی ارتقای مهارت و بازآموزی کارکنان سرمایهگذاری می کنند، ۲.۵ برابر بیشتر احتمال دارد به نتایج مثبت کسبوکاری از AI دست پیدا کنند.
شاید سؤال مهم برای HR دیگر این نباشد که چه ابزار AI ای بخریم؟ بلکه این باشد: AI قرار است کدام بخش از شیوه کار کردن سازمان ما را تغییر دهد؟
منبع: Gartner — AI in HR: The CHRO’s Role in AI Transformation، 3 February 2026. مشاهده مقاله گارتنر