فهم
6 subscribers
5 photos
34 videos
5 files
70 links
فرهنگ همسايه ما (فهم)
فروتنی، همياری، مدارا (فهم)
Download Telegram
لطفآ به نتيجه گيری اين کمترين بعد از متن ناروائی که چندی است به شادروان پرفسور مریم میرزاخانی (يا از سادگی وحسن نيت ويا با تحريف برای تخريب مقام والای او) نسبت ميدهند، توجه فرمائيد.
شروع متن:
******************************
♾ ➕ ➖ ➗ ✖️ ♾

متنی بی نهایت زیبا از زنده یاد خانم پرفسور مریم میرزاخانی
اين مطلب ارزش بارها خواندن و تأمل دارد!

عشق ریاضی 😍

کلمه ریاضی به فارسی یعنی ورزش!
یعنی راه و اعداد ، یعنی وسیله نقلیه!
یعنی پیداکردن راه حل‌های درست مسائل زندگی!

ریاضی؛ اعداد،علامت‌ها و بنوعی الفبا و حرف‌های هدف مند دارد!
عشق با ریاضی یعنی ورزیدگی و مهندسی دقیق اعداد!

👌 یک مطلب فوق العاده، که شاید ساعتی به آن فکر کردن ارزشش را داشته باشد:

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

این حروف و اعداد بالا با هم برابر می باشند!

حالا آیا برای خوشحالی و موفقیت تنها "تلاش سخت" کافی است؟

Hard work = تلاش سخت
H + a + r + d + w + o + r + k
8 + 1 + 18 + 4 + 23 + 15 + 18 + 11= 98%

آیا "دانش" ما را 100% به موفقیت می رساند؟

Knowledge = دانش
K + n + o + w + l + e + d + g + e
11+14 + 15 + 23 + 12 + 5 + 4 + 7 + 5 = 96%

"عشق" چطور؟

Love = عشق
L + o + v + e
12 + 15 + 22 + 5 = 54%

خیلی از ما فکر می کردیم که اینها مهم ترین باشند،اما نه نیستند!

پس چه چیز 100% را می سازد، "پول" ؟

Money = پول
M + o + n + e + y
13 + 15 + 14 + 5 + 25 = 72%

باز هم اینها کافی نیستند، پس برای رسیدن به اوج چه باید کرد؟

بله؛ " نگرش " !
باید نگرش مان را به جهان و زندگی بهبود ببخشیم!

Attitude = نگرش
A + t + t + i + t + u + d + e
1 + 20 + 20 + 9 + 20 + 21 + 4 + 5 = 100%

آری، اگر نگرش و نگاه مان همراه با معرفت،محبت، صداقت،شجاعت، مثبت و با ریاضی (ورزش) باشد، زندگی 100% زیباتر می شود!

به یاد و پاس پروفسور مریم میرزا خانی نشر دهیم ، چون واقعا زیباست!

💐🌿💐🌿💐🌿💐🌿💐
******************************
پايان متن
******************************
نتيجه گيری:
سرگرمی جالبی بود که نه ازلحاظ رياضی درست است و نه جهان شمول چون فقط برای حروف انگليسی کاربرد دارد.
درست نيست چون "درصدش" در تمامی موارد من درآوردی است! چرا که اگر معادل عددی تمام حروف انگليسی را با هم جمع کنيم ميشود 351 و نسبت 100 به 351 چيزی در حدود 28 در صد است نه صد در صد.
علاوره بر آن واژه های زيادی در انگليسی هست که با همين روش به 100 ميرسند برای نمونه جمع معادل عددی حروف واژه انگليسی نوشتن (Writing) و يا واژه نا روا تر (Wronger) نيز 100 است!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 ایلبر اورتایلی، استاد تاریخ دانشگاه ترکیه:

🔸 الفبای عثمانی و اسلامی را از اعراب نه، بلکه از فرهنگ خراسان زمین گرفتیم،

🔹 الفبای اسلامی را پارسیان اختراع کردند

🔸 و ما ترک‌ها، این خط را از #پارسیان گرفتیم نه از اعراب.

🔹 رسم الخط و الفبای پارسی، عربی نیست.

🔸 و دانشمندان و ادیبان خراسان زمین این خط را ابداع کردند،

🔹 اعراب (خط کوفی داشتند که بسیار مشکل بود و نقطه هم نداشت).

www.facebook.com/100028267577054/posts/160713451547573/
✅ کانال
اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی
@ekotaa
✓ اینستاگرام:
instagram.com/ekvta
نميدانم کسی واژه پارسی برابر با "حروف الفبا" را ميداند. چون نميدانستم به "فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بيگانگان" رفتم. شوربختانه آنجا هم واژه ای پيدا نشد. اين بود که پيشنهاد زير را برايشان فرستادم:
حرف: واژپايه
حروف: واژپايه ها
حروف الفبا: واژپايگان

من نه تنها با کاربرد واژگان بيگانه تا آنجا که زياده روی نشود نه تنها در ستيز نيستم، بلکه واژگان بومی شده را ساز وبرگ هر زبانی ميدانم. همانگونه که زبان انگيسی با بومی کردن واژه های بيگانه پيشرفت کرد. تنها ريشه واژه های بيگانه ارزش بومی سازی دارد نه "رونوشت" يا "بازگوئی" همان واژه با لهجه بومی.
❣مادر بزرگ من خدا بیامرز آدم مذهبی بود.
هر وقت دلش واسه امام رضا تنگ میشد میگفتم مادربزرگ حالا حتما لازم نیست بری مشهد از همینجا یه سلام بده.
اما من واسه تفریح میرفتم شمال اون به من نمیگفت حتما لازم نیست بری شمال همینجا تفریح کن.

وقتی سفره میگرفت وقتی محرم میشد به هیئت محل برنج و روغن میداد بهش میگفتم اینا همه سیرن پولشو ببر بده به چهارتا آدم محتاج اما وقتی من با دوستام مهمونی میگرفتم اون فقط میگفت مادر مراقب خودت باش.

سالها گذشت تا من فهمیدم آدمها احتیاج دارن سفر برن.
احتیاج دارن از زندگی لذت ببرن و لذت بردن برای آدمها متفاوت معنی میشه... یکی از هیئت امام حسین لذت میبره یکی از مهمونی رفتن. یکی تو سفر مکه اقناع میشه یکی تو سفر تایلند.

اینا همشون برای من آدمهای محترمی هستن.

سالها گذشت تا من فهمیدم نباید به دلخوشی های آدمها گیر بدم.

چون آدمها با همین دلخوشی ها سختی های زندگی رو تحمل میکنن.

لطفا به دلخوشی دیگران احترام بگذارید!🍃🍃🍃🍃

@dr_ghomsheii 🌸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هم آهنگی نوازندگان ايرانی در فضای مجازی
درد بينوائی فرهنگی

چند روز پيش هرچه گشتم يک واژه پارسی که جايگزين "حرف" در "حروف الفبا" باشد، پيدا نکردم. بناچار پيشنهاد کردم که از "واژپايه" استفاده شود ولی فکر ميکنم اگر واقعآ جايگزينی نباشد، بتوان واژه بهتری ساخت. بهرحال بياد گفتگوئی افتادم که سالها پيش با استاد فرهيخته ای در کاربرد واژگان بيگانه در زبان پارسی داشتم. ايشان عقيده داشت که مثلآ بجای مقاطعه کارعربی، از واژه پارسی پيمانکار استفاده شود ولی در همان مکالمه براحتی از واژه کنترکتور برای يک موضوع مالياتی استفاده کرد!

من اصولآ نه تنها با وام واژه ها مشکلی ندارم، بلکه آنها را گل و رنگ و بو وحتی ساز و برگ نوشتاری و گفتاری ميدانم. ازطرفی اين عزيزان نوادگان نوعی همان فرهيختگانی هستند که نه تنها واژه های عربی را وارد زبان پارسی کردند، بلکه با تحقير خود در باروری زبان عربی سخت کوشيدند. با اين تفاوت که امپرياليزم فرهنگی آن زمان عربی بود و امروز انگليسی است. بنابراين همانطور که ارزش کار فرهنگی بزرگان علم و ادب ما باوحود کاربرد واژه های عربی محترم است، نميتوان از نوادگان آنها بصرف کاربرد واژه های انگليسی خرده گرفت مگر اينکه بقول شاعر لطف حق با تو مداراها کند، چون که از حد بگذرد رسوا کند. پس اندازه نگهدار که اندازه نکوست.

شوربختانه بينوائی فرهنگی ما با وجود غنای زيرخاکيها به واژگان بيگانه محدود نميشود. فضای مجازی پراست از نکته ها و نظريه ها و کليپها ومطالب ارزشمند انديشمندان و يا اراجيف مشاهير غربی که دست بدست ميگردد. غافل از اينکه نه تنها ريشه بيشتر آنها چه خوب و چه بد "مثل ايده های سوَسياليستی، سرمايه داری، روانکاوی، جامعه شناسی وغيره) را ميتوان درفرهنگ خود و يا در سطحی وسيعتر در فرهنگ شرق يافت. وچون در چند قرن گذشته زير فشار چکمه پوشان و يا سستی و يا هر دليل ديگری آنها را آبياری نکرديم پس رانده شديم. حتی اگر چنين نباشد، آيا ما در واقع مثل سرباز پياده امپرياليزم غربی هر چيزی را بخوردمان ميدهند با جان و دل ميپذيريم و درست مثل کارکنان پست به خانه اين و آن می فرستيم. بهتر نيست حداقل در چند جمله کوتاه بگوئيم مطلب چيست و خودمان نسبت به آن چه فکر ميکنيم؟ اگرنه، برای هر مطلب بيگانه، مطلب ديگری از فرهنگ خود در زمينه مشابهی حتی با يک بيت شعر (بازهم چه خوب و چه بد) بدان اضافه کنيم. باور کنيم که حتی بهترين آموزه ها وقتی در حجم زيادی مغزمان را بمباران کند، در بهترين حالت نتيجه ای جز سردرگمی نخواهد داشت.

اگر بازهم فکر ميکنيد بيشترآنچه داريم تاريخ مصرفش گذشته و يا خرافات است، به کليپ پيوست از زبان جاسوس سابق شوروی توجه کنيد که سون تزو فيلسوف چينی 2500 سال پيش چه ساده مطلب را توضيح داده است.
https://t.me/ekotaa/19082
با سپاس از خانم پروين زمانی که واژه (بند واژه) را برای جايگزين "حرف" در حروف الفبا معرفی کردند. کمی بيشتر جستجو کردم و در بخشی ديگر از سايت واژه ياب (نه جائيکه قبلآ پيشنهاد "واژپايه" را داده بودم) علاوه بر بندواژه، دو واژه ديگر "واج" و "وات" را ديدم (1) که باعث خشنودی ما پارسی زبانان است. من بدون ترديد از همه آنها استفاده خواهم کرد ولی فکر ميکنم "واژ" به تنهائی هم پسنديده باشد. چون نه تنها غير مرکب است، بلکه در برابر حرف در حروف الفبا، با سادگی ميتوان از "واژ" در "واژگان و يا واژگان واژه ها" استفاده کرد. تا يار "چه" را خواهد و ميلش به "چه" باشد!
هرچند خشت و گل زبان پارسی مهم است، زيرساخت آن که سده هاست مورد هجوم بيگانگان قرار گرفته مهمتر است. خوشبختانه بعضی از عزيزان نسبت به قسمت آخر که از کانال اتحاديه کشورهای وارث تمدن ايران گرفته شده بود نظر داشتند که در فرصتی ديگر به آن خواهم پرداخت.
http://www.vajehyab.com/sareh/%D8%AD%D8%B1%D9%81 (1)
برای عزيزانی که فقط به مطالب منفی علاقمند هستند، کليپ کوتاه پيوست مقايسه کشورها در مبارزه با ويروس کرونا است. در اين کليپ (يکی از شبکه های سراسری آمريکا) با توجه به برآيند عوامل مختلف نشان ميدهد که آمريکا با 5 درصد جمعيت دنيا حدود 30 درصد مرگ ومير کرونا را داشته است. هر چند ايران در رديف اول کشورهای موفق نيست با اينحال در دقيقه 3.37 نشان ميدهد که يکی از کشورهائی است که با وجود تمام مشکلات داخلی و خارحی خود در مبارزه با کرونا از بسياری از کشورهای ديگر از جمله آمريکا موفقتر بوده است.
https://www.youtube.com/watch?v=aeT02XSCqoo
Forwarded from علم،اخلاق،تفکر (زحـــSaturnــل 🔭)
جدیدترین تعریف سواد از نظر یونسکو

●تعریف سواد از نظر "یونسکو" و راهکارهای بهبود زندگی

به تازگی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، تعریف جدیدی از باسوادی ارائه داده است.
شاید برای‌تان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو به صورت رسمی اعلام می‌شود. به طور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خوانده‌ها و دانسته‌های خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند.

با تعریف جدیدی که یونسکو ارایه داده باسوادی، توانایی #«تغییر» (Change) است و باسواد کسی است که بتواند با آموخته‌هایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانسته‌ها و راهکارهای دست‌یابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.

●اولین تعریف
○توانایی خواندن و نوشتن
اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب می‌شد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.

●دومین تعریف
○اضافه شدن یاد گرفتن رایانه و یک زبان خارجی
در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و دانستن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانش‌آموختگان دانشگاهی کشور ما بی‌سواد محسوب می‌شوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.

●سومین تعریف
○اضافه شدن ۱۲ نوع سواد
سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارت‌هایی اعلام شد که داشتن این توانایی‌ها و مهارت‌ها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، حدود ۵ درصد با سواد است. این مهارت‌ها عبارت اند از:

۱- سواد #عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان
۲- سواد #ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی
۳- سواد #مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روش‌های پس‌انداز و توازن دخل و خرج
۴- سواد #رسانه‌ای: این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است
۵- سواد #تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته
۶- سواد #رایانه‌ای: دانستن مهارت‌های راهبری رایانه
۷- سواد #سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماری‌ها.
۸- سواد #نژادی و #قومی: شناخت نژادها و قومیت‌ها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
۹- سواد #بوم_شناختی: دانستن راه‌های حفاظت از محیط زیست.
۱۱- سواد #تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریه‌های مختلف و ایجاد استدلال‌های منطقی بدون تعصب و پیش فرض.
۱۱- سواد #انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.
۱۲- سواد #علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.

از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارت‌ها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارت‌ها تغییر رویه می‌داد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارت‌های فوق نکرده است.

●چهارمین ‌و جدیدترین تعریف
○علم با عمل معنا می‌شود
با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است، یعنی *شخصی با سواد تلقی می‌شود که بتواند با استفاده از خوانده‌ها و آموخته‌های خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.* در واقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است زیرا صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. در صورتی که مهارت‌ها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه می‌توان گفت این فرد، انسانی با سواد است.

○چرا سوادمان باعث تغییر در زندگی‌مان نمی‌شود؟
"آموزش حقوق بشر" با تاکید بر توانمند سازی مبتنی بر آگاهی و ارتقاء مطالبه گری شهروندان میتواند در راستای ایجاد تغییر در جوامع بشری و تحقق "همه حقوق همه" موثر باشد.


@scmome
Forwarded from هفت اقلیم (Anahita Samiei)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
گر حکم شود که مست گيرند
در شهر هر آنکه هست گيرند

شاعر گرانقدر ما ظاهرآ نخواست در شعربالا اشاره به يک استثنا داشته باشد و آن اينکه آنها که ميگيرند شامل اين قاعده کلی نميشوند!

در گير و دار تظاهرا ت آمريکا، مطلب جالبی ديدم از قول پروفسور داگلاس نورٍث در کانال تفکر در باره دزد سالاری (1). در يک بررسی کوتاه نتوانستم اصل آنرا پيدا کنم. ولی به مطلب ديگری برخوردم که دزد سالاری (کلپتوکراسی) را تعريف ميکند (2). نکته جالبی که در سمت راست آن وجود دارد، ليست کشورهای فاسد دنياست. عزيزان ايران ستيز ميتوانند به آن استناد کنند که ايران هم در اين ليست قرار دارد و اگر روی آن کليک کنند بيشتر خوشحال ميشوند (3) چون با ارقام نجومی فساد در جمهوری اسلامی و سلسله پهلوی مواجه ميشوند.

البته مثل هميشه مهم نيست که در ليست حکومتهای فاسد دنيا تقريبآ همه از فرانسه و آمريکا گرفته تا واتيکان مرکز مذهبی مسيحيت دنيا قرار گرفته اند، بلکه مهم کشورهائی هستند که از اين افتخار محروم شدند! از جمله انگلستان وعربستان سعودی!

شايد بهمين دليل مترجم ناشناس کانال تفکر تآکيد دارد که غارت اموال عمومی وتاراج منابع مالی " بیشتر در کشورهای توسعه نیافتهٔ دارای رژیمهای دیکتاتوری، سرزمین‌هایی که مردمش از سطح آگاهی اندکی برخوردارند و به حقوق خود واقف نیستند و از بلوغ سیاسی و فرهنگی فاصله دارند و همچنین اقتصاد آنها دولتی است دیده می‌شود" البته فرض بر اين است که ايشان با نيت آگاهی دادن فقط ترجمه کرده اند!
(1)https://t.me/tafakkor/15676
(2)https://en.wikipedia.org/wiki/Kleptocracy
(3)https://en.wikipedia.org/wiki/Corruption_in_Iran
سرگشته ايم و دل شکسته و بيخانمان هنوز
با ما چپ است گردش دور زمان هنوز
ارزان اگر که ميطلبی نرخ جان ماست
باشد بغير از آن همه چيزی گران هنوز

در گردهمآئی (تظاهرات) مردم آمريکا وکنايه پردازان آمريکائی بياد دوران جوانی افتادم که يک سری مقاله در اهميت شرکتهای سهامی برای پيشرفت کشورها در تهران اکونوميست منتشر ميکردم. هرازگاهی هم مطلبی برای ديگرمجلات آن زمان، از جمله توفيق ميفرستادم. جالب است که بعد از حدود نيم قرن همين دو بيت از يک قطعه پنج بيتی در توفيق و مقالات تهران اکونوميست از بوته آزمايش گذشته اند. با اين تفاوت که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها. درواقع "جان آدمی" برايگان قربانی اميال و باور اين و آن ميشود و در عوض هر چيزی برای امنيت و نگهداشت انسانيت بمراتب گرانتر از آن زمان است. ولی چرا؟

نميدانم نظر شما چيست، ولی شايد کنايه ای در خصوص غارتگری خيابانی آمريکا در مجله انيون (پياز) راهگشای خوبی باشد (1). در اين کنايه با عنوان "از معترضان بخاطرغارت تحار بدون اينکه اول شرکت سهامی خاص تشکيل دهند انتقاد شد" آمده است:

" ما همه حق اعتراض داريم. ولی اين بدان معنا نيست که شما در خراب کردن کسب و کار مردم شتاب کنيد. يک گروه سری سرمايه گزار بياوريد تا آنها را مفت بخرند و آهسته آهسته نابودشان کنند ... چندش آور است که کارگران را در خطر غارت قرار دهيد. راه درست آن است که از مزايای آنها مثل بيمه سلامتی و غيره کم کنيد و بالآخره منتظر خدمتشان کنيد ... منتقدين توصيه کردند که تظاهر کنندگان با خريد ساده اداره پليس منياپليس (به اين طريق قانونی) مجريان قانون را بسزای اعمالشان برسانند"

اين کنايه بدرستی نشان ميدهد که انواع حکومتها و دولتها بويژه در سيستمهای سرمايه داری درواقع سپر بلای مالکين آنها (نه مردم) هستند. پس زيربنای شرکتهای سهامی برای پيشرفت کشورها همچنان در ماهيت درست است چون قطره قطره جمع گردد وانگهی دريا شود. مشکل توزيع ناعادلانه سهام شرکتهاست که افراد معدودی مالک اکثريت عظيم اين سهام يعنی کره خاکی هستند.

(1)https://www.theonion.com/protestors-criticized-for-looting-businesses-without-fo-1843735351
گاهشمار00.pdf
356.4 KB
گاه شمار فرهنگی (ملی)

اولين باری که بفکر گاه شمار فرهنگی افتادم در سال جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی بود. هميشه {حتی 6 سال پيش در نشريه ايرانيان (1)} از واژه ملی بجای فرهنگی استفاده کرده ام. بهرحال مقاله ای نوشتم و برای بعضی از رسانه های نوشتاری فرستادم که هيچکدام چاپ نکردند.

خلاصه مطلب اينکه ما سه گاه شمار رسمی در ايران داريم: ميلادی، قمری و خورشيدی. که اولی با مبدآ تولد عيسی مسيح تقريبآ جهانی است. گاه شمار قمری با مبدآ هحرت پيامبر اسلام کاربرد مذهبی برای مسلمانان دارد. ولی گاه شمار خورشيدی که قرنها قبل از اسلام در ايران کاربرد داشته است از يک مبدآ فرهنگی محروم است.

ترديدی ندارم، که فرهيختگان بيشماری در اين باره پژوهش کرده اند. ولی شايد امسال يک فرصت استثنائی باشد. چرا که هم گفتگوی تمدنی ايران مطرح است وهم 9 ماه ديگر دو رقم آخر سال دو صفر ميشود. بعبارت ساده تر سرآغاز گاه شمار فرهنگی (تمدنی) ايرانيان ميتواند راحت تر از هر زمانی بکار گرفته شود. مثلآ اگر ملاک تمدنی را از "شهر سوخته" بگيريم، نوروز امسال ميتواند اول فروردين 5400 يا 5000 باشد که برای تبديل تاريخی ذهنی هم مشکلی نيست.

گاهشمار00
فهم
گاهشمار00.pdf
امروز چه روز تاريخی مهمی در فرهنگ و تمدن ايران است. مهمتر از همه يعقوب ليث صفاری برای زبان پارسی و سر آغاز ديگری از گاه شمار فرهنگی در زمان يزدگرد در لينک زير

https://t.me/najafabadshenas/34810

کشورهای وارث تمدن ايران فقط 9.5 ماه ديگر فرصت دارند که با يک تقريب ساده آغاز مشترک گاه شمارفرهنگی (تمدنی) خود را روشن کنند بدون آنکه همانطور که اشاره شد حداقل دو رقم آخر آن تغييری نکند.
با سپاس از اکوتا (کشورهای وارث تمدن ايرانی)، متآسفانه در چند قرن اخير ما ديواری که نساختيم هيچ ، دروازه بان را هم دشمن برای منافع خودش بما تحميل ميکزد.
در نيمه راه عمرم و ياران نيمه راه
چون دزد کام ديده پراکنده از برم
فريدون توللی

کيهان لندن با انتشار يک کليپ کوتاه (1) از فريدون فرخزاد روی دزدان کام ديده فريدون توللی را سفيد ميکند. البته انتظار ندارد کسی آخرين سخنان ايشان را که بقولی منجر به قتل وی شد (2) را نيز بشنوند. هرچند سخنان آخر ايشان کامل نيست و من اطلاعی از تمامی آن ندارم ولی بخوبی ميتوان فهميد که در دنيای فريدون توللی نقد ياران نيمه راه از دزد کام ديده فراتر نميرفت.

جالب است که دربن بست فضای مجازی نه تنها آخرين مصاحبه فريدون فرخزاد حدود يک چهارم قرن در خفا ماند و هنوز هم ناتمام است (3)، بلکه تجربه او در شناخت اپوزيسيون ورشکسته ناديده گرفته ميشود تا از تغار شکسته احساسات اوليه وی کاسه ليسی کنند.

(1) https://www.youtube.com/watch?v=_FKGs4MGiFU&t=34s
(2) https://www.youtube.com/watch?v=M_OKtY3cOVs
(3) https://www.youtube.com/watch?v=tFup4jBcX1A