بنی آدم
با سپاس از اتحاديه کشورهای وارث تمدن ايران، همآهنگی ديگری از پژمان تدين با عليرضا قربانی و هنرمندان کشورهای ديگر. دمشان گرم.
https://www.youtube.com/watch?v=rDZe18wcDG0
با سپاس از اتحاديه کشورهای وارث تمدن ايران، همآهنگی ديگری از پژمان تدين با عليرضا قربانی و هنرمندان کشورهای ديگر. دمشان گرم.
https://www.youtube.com/watch?v=rDZe18wcDG0
YouTube
علیرضا قربانی - بنی آدم
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش زیک گوهرند
.
اینگونه شعر جانبخش سعدی شیراز پس از قرنها برای ما الهام بخش شد تا در کنار چند دوست هنرمند دیگر از سراسر دنیا در کنار هم جمع شویم تا نوای صلح و دوستی سر بدهیم. چرا که مرهم این روزهای سخت و پر درد را غیر از…
که در آفرینش زیک گوهرند
.
اینگونه شعر جانبخش سعدی شیراز پس از قرنها برای ما الهام بخش شد تا در کنار چند دوست هنرمند دیگر از سراسر دنیا در کنار هم جمع شویم تا نوای صلح و دوستی سر بدهیم. چرا که مرهم این روزهای سخت و پر درد را غیر از…
Forwarded from فهم
بنی آدم
با سپاس از اتحاديه کشورهای وارث تمدن ايران، همآهنگی ديگری از پژمان تدين با عليرضا قربانی و هنرمندان کشورهای ديگر. دمشان گرم.
https://www.youtube.com/watch?v=rDZe18wcDG0
با سپاس از اتحاديه کشورهای وارث تمدن ايران، همآهنگی ديگری از پژمان تدين با عليرضا قربانی و هنرمندان کشورهای ديگر. دمشان گرم.
https://www.youtube.com/watch?v=rDZe18wcDG0
YouTube
علیرضا قربانی - بنی آدم
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش زیک گوهرند
.
اینگونه شعر جانبخش سعدی شیراز پس از قرنها برای ما الهام بخش شد تا در کنار چند دوست هنرمند دیگر از سراسر دنیا در کنار هم جمع شویم تا نوای صلح و دوستی سر بدهیم. چرا که مرهم این روزهای سخت و پر درد را غیر از…
که در آفرینش زیک گوهرند
.
اینگونه شعر جانبخش سعدی شیراز پس از قرنها برای ما الهام بخش شد تا در کنار چند دوست هنرمند دیگر از سراسر دنیا در کنار هم جمع شویم تا نوای صلح و دوستی سر بدهیم. چرا که مرهم این روزهای سخت و پر درد را غیر از…
Forwarded from علم،اخلاق،تفکر (زحـــSaturnــل 🔭)
جدیدترین تعریف سواد از نظر یونسکو
●تعریف سواد از نظر "یونسکو" و راهکارهای بهبود زندگی
به تازگی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، تعریف جدیدی از باسوادی ارائه داده است.
شاید برایتان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو به صورت رسمی اعلام میشود. به طور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خواندهها و دانستههای خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
با تعریف جدیدی که یونسکو ارایه داده باسوادی، توانایی #«تغییر» (Change) است و باسواد کسی است که بتواند با آموختههایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانستهها و راهکارهای دستیابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.
●اولین تعریف
○توانایی خواندن و نوشتن
اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب میشد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.
●دومین تعریف
○اضافه شدن یاد گرفتن رایانه و یک زبان خارجی
در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و دانستن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاهی کشور ما بیسواد محسوب میشوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.
●سومین تعریف
○اضافه شدن ۱۲ نوع سواد
سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارتهایی اعلام شد که داشتن این تواناییها و مهارتها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، حدود ۵ درصد با سواد است. این مهارتها عبارت اند از:
۱- سواد #عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان
۲- سواد #ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی
۳- سواد #مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روشهای پسانداز و توازن دخل و خرج
۴- سواد #رسانهای: این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است
۵- سواد #تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته
۶- سواد #رایانهای: دانستن مهارتهای راهبری رایانه
۷- سواد #سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماریها.
۸- سواد #نژادی و #قومی: شناخت نژادها و قومیتها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
۹- سواد #بوم_شناختی: دانستن راههای حفاظت از محیط زیست.
۱۱- سواد #تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریههای مختلف و ایجاد استدلالهای منطقی بدون تعصب و پیش فرض.
۱۱- سواد #انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.
۱۲- سواد #علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.
از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارتها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارتها تغییر رویه میداد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارتهای فوق نکرده است.
●چهارمین و جدیدترین تعریف
○علم با عمل معنا میشود
با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است، یعنی *شخصی با سواد تلقی میشود که بتواند با استفاده از خواندهها و آموختههای خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.* در واقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است زیرا صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. در صورتی که مهارتها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه میتوان گفت این فرد، انسانی با سواد است.
○چرا سوادمان باعث تغییر در زندگیمان نمیشود؟
"آموزش حقوق بشر" با تاکید بر توانمند سازی مبتنی بر آگاهی و ارتقاء مطالبه گری شهروندان میتواند در راستای ایجاد تغییر در جوامع بشری و تحقق "همه حقوق همه" موثر باشد.
@scmome
●تعریف سواد از نظر "یونسکو" و راهکارهای بهبود زندگی
به تازگی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، تعریف جدیدی از باسوادی ارائه داده است.
شاید برایتان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو به صورت رسمی اعلام میشود. به طور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خواندهها و دانستههای خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
با تعریف جدیدی که یونسکو ارایه داده باسوادی، توانایی #«تغییر» (Change) است و باسواد کسی است که بتواند با آموختههایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانستهها و راهکارهای دستیابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.
●اولین تعریف
○توانایی خواندن و نوشتن
اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب میشد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.
●دومین تعریف
○اضافه شدن یاد گرفتن رایانه و یک زبان خارجی
در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و دانستن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاهی کشور ما بیسواد محسوب میشوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.
●سومین تعریف
○اضافه شدن ۱۲ نوع سواد
سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارتهایی اعلام شد که داشتن این تواناییها و مهارتها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، حدود ۵ درصد با سواد است. این مهارتها عبارت اند از:
۱- سواد #عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان
۲- سواد #ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی
۳- سواد #مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روشهای پسانداز و توازن دخل و خرج
۴- سواد #رسانهای: این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است
۵- سواد #تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته
۶- سواد #رایانهای: دانستن مهارتهای راهبری رایانه
۷- سواد #سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماریها.
۸- سواد #نژادی و #قومی: شناخت نژادها و قومیتها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
۹- سواد #بوم_شناختی: دانستن راههای حفاظت از محیط زیست.
۱۱- سواد #تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریههای مختلف و ایجاد استدلالهای منطقی بدون تعصب و پیش فرض.
۱۱- سواد #انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.
۱۲- سواد #علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.
از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارتها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارتها تغییر رویه میداد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارتهای فوق نکرده است.
●چهارمین و جدیدترین تعریف
○علم با عمل معنا میشود
با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است، یعنی *شخصی با سواد تلقی میشود که بتواند با استفاده از خواندهها و آموختههای خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.* در واقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است زیرا صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. در صورتی که مهارتها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه میتوان گفت این فرد، انسانی با سواد است.
○چرا سوادمان باعث تغییر در زندگیمان نمیشود؟
"آموزش حقوق بشر" با تاکید بر توانمند سازی مبتنی بر آگاهی و ارتقاء مطالبه گری شهروندان میتواند در راستای ایجاد تغییر در جوامع بشری و تحقق "همه حقوق همه" موثر باشد.
@scmome
Forwarded from هفت اقلیم (Anahita Samiei)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
گر حکم شود که مست گيرند
در شهر هر آنکه هست گيرند
شاعر گرانقدر ما ظاهرآ نخواست در شعربالا اشاره به يک استثنا داشته باشد و آن اينکه آنها که ميگيرند شامل اين قاعده کلی نميشوند!
در گير و دار تظاهرا ت آمريکا، مطلب جالبی ديدم از قول پروفسور داگلاس نورٍث در کانال تفکر در باره دزد سالاری (1). در يک بررسی کوتاه نتوانستم اصل آنرا پيدا کنم. ولی به مطلب ديگری برخوردم که دزد سالاری (کلپتوکراسی) را تعريف ميکند (2). نکته جالبی که در سمت راست آن وجود دارد، ليست کشورهای فاسد دنياست. عزيزان ايران ستيز ميتوانند به آن استناد کنند که ايران هم در اين ليست قرار دارد و اگر روی آن کليک کنند بيشتر خوشحال ميشوند (3) چون با ارقام نجومی فساد در جمهوری اسلامی و سلسله پهلوی مواجه ميشوند.
البته مثل هميشه مهم نيست که در ليست حکومتهای فاسد دنيا تقريبآ همه از فرانسه و آمريکا گرفته تا واتيکان مرکز مذهبی مسيحيت دنيا قرار گرفته اند، بلکه مهم کشورهائی هستند که از اين افتخار محروم شدند! از جمله انگلستان وعربستان سعودی!
شايد بهمين دليل مترجم ناشناس کانال تفکر تآکيد دارد که غارت اموال عمومی وتاراج منابع مالی " بیشتر در کشورهای توسعه نیافتهٔ دارای رژیمهای دیکتاتوری، سرزمینهایی که مردمش از سطح آگاهی اندکی برخوردارند و به حقوق خود واقف نیستند و از بلوغ سیاسی و فرهنگی فاصله دارند و همچنین اقتصاد آنها دولتی است دیده میشود" البته فرض بر اين است که ايشان با نيت آگاهی دادن فقط ترجمه کرده اند!
(1)https://t.me/tafakkor/15676
(2)https://en.wikipedia.org/wiki/Kleptocracy
(3)https://en.wikipedia.org/wiki/Corruption_in_Iran
در شهر هر آنکه هست گيرند
شاعر گرانقدر ما ظاهرآ نخواست در شعربالا اشاره به يک استثنا داشته باشد و آن اينکه آنها که ميگيرند شامل اين قاعده کلی نميشوند!
در گير و دار تظاهرا ت آمريکا، مطلب جالبی ديدم از قول پروفسور داگلاس نورٍث در کانال تفکر در باره دزد سالاری (1). در يک بررسی کوتاه نتوانستم اصل آنرا پيدا کنم. ولی به مطلب ديگری برخوردم که دزد سالاری (کلپتوکراسی) را تعريف ميکند (2). نکته جالبی که در سمت راست آن وجود دارد، ليست کشورهای فاسد دنياست. عزيزان ايران ستيز ميتوانند به آن استناد کنند که ايران هم در اين ليست قرار دارد و اگر روی آن کليک کنند بيشتر خوشحال ميشوند (3) چون با ارقام نجومی فساد در جمهوری اسلامی و سلسله پهلوی مواجه ميشوند.
البته مثل هميشه مهم نيست که در ليست حکومتهای فاسد دنيا تقريبآ همه از فرانسه و آمريکا گرفته تا واتيکان مرکز مذهبی مسيحيت دنيا قرار گرفته اند، بلکه مهم کشورهائی هستند که از اين افتخار محروم شدند! از جمله انگلستان وعربستان سعودی!
شايد بهمين دليل مترجم ناشناس کانال تفکر تآکيد دارد که غارت اموال عمومی وتاراج منابع مالی " بیشتر در کشورهای توسعه نیافتهٔ دارای رژیمهای دیکتاتوری، سرزمینهایی که مردمش از سطح آگاهی اندکی برخوردارند و به حقوق خود واقف نیستند و از بلوغ سیاسی و فرهنگی فاصله دارند و همچنین اقتصاد آنها دولتی است دیده میشود" البته فرض بر اين است که ايشان با نيت آگاهی دادن فقط ترجمه کرده اند!
(1)https://t.me/tafakkor/15676
(2)https://en.wikipedia.org/wiki/Kleptocracy
(3)https://en.wikipedia.org/wiki/Corruption_in_Iran
Telegram
تفكر
دُزدسالاری یا کلپتوکراسی:
در سیاست اصطلاح دُزدسالاری یا کلپتوکراسی به حکومت یا دولتی اشاره دارد که عامه مردم را فدای افزایش ثروت و قدرت سیاسی شخصی طبقه حاکم میکند. دزدسالاری معمولاً با اختلاس در بودجههای دولتی همراه است.
عملکرد این نوع حکومت بر پایهٔ غارت…
در سیاست اصطلاح دُزدسالاری یا کلپتوکراسی به حکومت یا دولتی اشاره دارد که عامه مردم را فدای افزایش ثروت و قدرت سیاسی شخصی طبقه حاکم میکند. دزدسالاری معمولاً با اختلاس در بودجههای دولتی همراه است.
عملکرد این نوع حکومت بر پایهٔ غارت…
سرگشته ايم و دل شکسته و بيخانمان هنوز
با ما چپ است گردش دور زمان هنوز
ارزان اگر که ميطلبی نرخ جان ماست
باشد بغير از آن همه چيزی گران هنوز
در گردهمآئی (تظاهرات) مردم آمريکا وکنايه پردازان آمريکائی بياد دوران جوانی افتادم که يک سری مقاله در اهميت شرکتهای سهامی برای پيشرفت کشورها در تهران اکونوميست منتشر ميکردم. هرازگاهی هم مطلبی برای ديگرمجلات آن زمان، از جمله توفيق ميفرستادم. جالب است که بعد از حدود نيم قرن همين دو بيت از يک قطعه پنج بيتی در توفيق و مقالات تهران اکونوميست از بوته آزمايش گذشته اند. با اين تفاوت که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها. درواقع "جان آدمی" برايگان قربانی اميال و باور اين و آن ميشود و در عوض هر چيزی برای امنيت و نگهداشت انسانيت بمراتب گرانتر از آن زمان است. ولی چرا؟
نميدانم نظر شما چيست، ولی شايد کنايه ای در خصوص غارتگری خيابانی آمريکا در مجله انيون (پياز) راهگشای خوبی باشد (1). در اين کنايه با عنوان "از معترضان بخاطرغارت تحار بدون اينکه اول شرکت سهامی خاص تشکيل دهند انتقاد شد" آمده است:
" ما همه حق اعتراض داريم. ولی اين بدان معنا نيست که شما در خراب کردن کسب و کار مردم شتاب کنيد. يک گروه سری سرمايه گزار بياوريد تا آنها را مفت بخرند و آهسته آهسته نابودشان کنند ... چندش آور است که کارگران را در خطر غارت قرار دهيد. راه درست آن است که از مزايای آنها مثل بيمه سلامتی و غيره کم کنيد و بالآخره منتظر خدمتشان کنيد ... منتقدين توصيه کردند که تظاهر کنندگان با خريد ساده اداره پليس منياپليس (به اين طريق قانونی) مجريان قانون را بسزای اعمالشان برسانند"
اين کنايه بدرستی نشان ميدهد که انواع حکومتها و دولتها بويژه در سيستمهای سرمايه داری درواقع سپر بلای مالکين آنها (نه مردم) هستند. پس زيربنای شرکتهای سهامی برای پيشرفت کشورها همچنان در ماهيت درست است چون قطره قطره جمع گردد وانگهی دريا شود. مشکل توزيع ناعادلانه سهام شرکتهاست که افراد معدودی مالک اکثريت عظيم اين سهام يعنی کره خاکی هستند.
(1)https://www.theonion.com/protestors-criticized-for-looting-businesses-without-fo-1843735351
با ما چپ است گردش دور زمان هنوز
ارزان اگر که ميطلبی نرخ جان ماست
باشد بغير از آن همه چيزی گران هنوز
در گردهمآئی (تظاهرات) مردم آمريکا وکنايه پردازان آمريکائی بياد دوران جوانی افتادم که يک سری مقاله در اهميت شرکتهای سهامی برای پيشرفت کشورها در تهران اکونوميست منتشر ميکردم. هرازگاهی هم مطلبی برای ديگرمجلات آن زمان، از جمله توفيق ميفرستادم. جالب است که بعد از حدود نيم قرن همين دو بيت از يک قطعه پنج بيتی در توفيق و مقالات تهران اکونوميست از بوته آزمايش گذشته اند. با اين تفاوت که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها. درواقع "جان آدمی" برايگان قربانی اميال و باور اين و آن ميشود و در عوض هر چيزی برای امنيت و نگهداشت انسانيت بمراتب گرانتر از آن زمان است. ولی چرا؟
نميدانم نظر شما چيست، ولی شايد کنايه ای در خصوص غارتگری خيابانی آمريکا در مجله انيون (پياز) راهگشای خوبی باشد (1). در اين کنايه با عنوان "از معترضان بخاطرغارت تحار بدون اينکه اول شرکت سهامی خاص تشکيل دهند انتقاد شد" آمده است:
" ما همه حق اعتراض داريم. ولی اين بدان معنا نيست که شما در خراب کردن کسب و کار مردم شتاب کنيد. يک گروه سری سرمايه گزار بياوريد تا آنها را مفت بخرند و آهسته آهسته نابودشان کنند ... چندش آور است که کارگران را در خطر غارت قرار دهيد. راه درست آن است که از مزايای آنها مثل بيمه سلامتی و غيره کم کنيد و بالآخره منتظر خدمتشان کنيد ... منتقدين توصيه کردند که تظاهر کنندگان با خريد ساده اداره پليس منياپليس (به اين طريق قانونی) مجريان قانون را بسزای اعمالشان برسانند"
اين کنايه بدرستی نشان ميدهد که انواع حکومتها و دولتها بويژه در سيستمهای سرمايه داری درواقع سپر بلای مالکين آنها (نه مردم) هستند. پس زيربنای شرکتهای سهامی برای پيشرفت کشورها همچنان در ماهيت درست است چون قطره قطره جمع گردد وانگهی دريا شود. مشکل توزيع ناعادلانه سهام شرکتهاست که افراد معدودی مالک اکثريت عظيم اين سهام يعنی کره خاکی هستند.
(1)https://www.theonion.com/protestors-criticized-for-looting-businesses-without-fo-1843735351
The Onion
Protestors Criticized For Looting Businesses Without Forming Private Equity Firm First
MINNEAPOLIS—Calling for a more measured way to express opposition to police brutality, critics slammed demonstrators Thursday for recklessly looting businesses without forming a private equity firm first. “Look, we all have the right to protest, but that…
گاهشمار00.pdf
356.4 KB
گاه شمار فرهنگی (ملی)
اولين باری که بفکر گاه شمار فرهنگی افتادم در سال جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی بود. هميشه {حتی 6 سال پيش در نشريه ايرانيان (1)} از واژه ملی بجای فرهنگی استفاده کرده ام. بهرحال مقاله ای نوشتم و برای بعضی از رسانه های نوشتاری فرستادم که هيچکدام چاپ نکردند.
خلاصه مطلب اينکه ما سه گاه شمار رسمی در ايران داريم: ميلادی، قمری و خورشيدی. که اولی با مبدآ تولد عيسی مسيح تقريبآ جهانی است. گاه شمار قمری با مبدآ هحرت پيامبر اسلام کاربرد مذهبی برای مسلمانان دارد. ولی گاه شمار خورشيدی که قرنها قبل از اسلام در ايران کاربرد داشته است از يک مبدآ فرهنگی محروم است.
ترديدی ندارم، که فرهيختگان بيشماری در اين باره پژوهش کرده اند. ولی شايد امسال يک فرصت استثنائی باشد. چرا که هم گفتگوی تمدنی ايران مطرح است وهم 9 ماه ديگر دو رقم آخر سال دو صفر ميشود. بعبارت ساده تر سرآغاز گاه شمار فرهنگی (تمدنی) ايرانيان ميتواند راحت تر از هر زمانی بکار گرفته شود. مثلآ اگر ملاک تمدنی را از "شهر سوخته" بگيريم، نوروز امسال ميتواند اول فروردين 5400 يا 5000 باشد که برای تبديل تاريخی ذهنی هم مشکلی نيست.
گاهشمار00
اولين باری که بفکر گاه شمار فرهنگی افتادم در سال جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی بود. هميشه {حتی 6 سال پيش در نشريه ايرانيان (1)} از واژه ملی بجای فرهنگی استفاده کرده ام. بهرحال مقاله ای نوشتم و برای بعضی از رسانه های نوشتاری فرستادم که هيچکدام چاپ نکردند.
خلاصه مطلب اينکه ما سه گاه شمار رسمی در ايران داريم: ميلادی، قمری و خورشيدی. که اولی با مبدآ تولد عيسی مسيح تقريبآ جهانی است. گاه شمار قمری با مبدآ هحرت پيامبر اسلام کاربرد مذهبی برای مسلمانان دارد. ولی گاه شمار خورشيدی که قرنها قبل از اسلام در ايران کاربرد داشته است از يک مبدآ فرهنگی محروم است.
ترديدی ندارم، که فرهيختگان بيشماری در اين باره پژوهش کرده اند. ولی شايد امسال يک فرصت استثنائی باشد. چرا که هم گفتگوی تمدنی ايران مطرح است وهم 9 ماه ديگر دو رقم آخر سال دو صفر ميشود. بعبارت ساده تر سرآغاز گاه شمار فرهنگی (تمدنی) ايرانيان ميتواند راحت تر از هر زمانی بکار گرفته شود. مثلآ اگر ملاک تمدنی را از "شهر سوخته" بگيريم، نوروز امسال ميتواند اول فروردين 5400 يا 5000 باشد که برای تبديل تاريخی ذهنی هم مشکلی نيست.
گاهشمار00
فهم
گاهشمار00.pdf
امروز چه روز تاريخی مهمی در فرهنگ و تمدن ايران است. مهمتر از همه يعقوب ليث صفاری برای زبان پارسی و سر آغاز ديگری از گاه شمار فرهنگی در زمان يزدگرد در لينک زير
https://t.me/najafabadshenas/34810
کشورهای وارث تمدن ايران فقط 9.5 ماه ديگر فرصت دارند که با يک تقريب ساده آغاز مشترک گاه شمارفرهنگی (تمدنی) خود را روشن کنند بدون آنکه همانطور که اشاره شد حداقل دو رقم آخر آن تغييری نکند.
https://t.me/najafabadshenas/34810
کشورهای وارث تمدن ايران فقط 9.5 ماه ديگر فرصت دارند که با يک تقريب ساده آغاز مشترک گاه شمارفرهنگی (تمدنی) خود را روشن کنند بدون آنکه همانطور که اشاره شد حداقل دو رقم آخر آن تغييری نکند.
Telegram
نجف آباد شناسی
🌸تاریشهکنیکرونادرخانهمیمانیم🌸
دوشنبه
⛑۲۶ خرداد ۱۳۹۹⛑
۲۳ شوال ۱۴۴۱
۱۵ ژوئن ۲۰۲۰
دلبستگی هایم را
مرور کردم
حساب تو
از همه آدم ها جداست
اینجا؛
درست در نهادِ قلبم
چیزی شبیه یک احساسِ
بی بدیل فوران می کند
و من؛
در حیرتم…
دوشنبه
⛑۲۶ خرداد ۱۳۹۹⛑
۲۳ شوال ۱۴۴۱
۱۵ ژوئن ۲۰۲۰
دلبستگی هایم را
مرور کردم
حساب تو
از همه آدم ها جداست
اینجا؛
درست در نهادِ قلبم
چیزی شبیه یک احساسِ
بی بدیل فوران می کند
و من؛
در حیرتم…
با سپاس از اکوتا (کشورهای وارث تمدن ايرانی)، متآسفانه در چند قرن اخير ما ديواری که نساختيم هيچ ، دروازه بان را هم دشمن برای منافع خودش بما تحميل ميکزد.
Forwarded from مرکز مطالعات اکوتا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐 #مادران، #معلمان، #دانشمندان
«سه تکیه گاه هر تمدن»
✅ #اکوتا
#اتحادیه_کشورهای_وارث_تمدن_ایرانی
✓ تلگرام:
T.me/ekvta
✓ اینستاگرام:
instagram.com/ekvta
«سه تکیه گاه هر تمدن»
✅ #اکوتا
#اتحادیه_کشورهای_وارث_تمدن_ایرانی
✓ تلگرام:
T.me/ekvta
✓ اینستاگرام:
instagram.com/ekvta
در نيمه راه عمرم و ياران نيمه راه
چون دزد کام ديده پراکنده از برم
فريدون توللی
کيهان لندن با انتشار يک کليپ کوتاه (1) از فريدون فرخزاد روی دزدان کام ديده فريدون توللی را سفيد ميکند. البته انتظار ندارد کسی آخرين سخنان ايشان را که بقولی منجر به قتل وی شد (2) را نيز بشنوند. هرچند سخنان آخر ايشان کامل نيست و من اطلاعی از تمامی آن ندارم ولی بخوبی ميتوان فهميد که در دنيای فريدون توللی نقد ياران نيمه راه از دزد کام ديده فراتر نميرفت.
جالب است که دربن بست فضای مجازی نه تنها آخرين مصاحبه فريدون فرخزاد حدود يک چهارم قرن در خفا ماند و هنوز هم ناتمام است (3)، بلکه تجربه او در شناخت اپوزيسيون ورشکسته ناديده گرفته ميشود تا از تغار شکسته احساسات اوليه وی کاسه ليسی کنند.
(1) https://www.youtube.com/watch?v=_FKGs4MGiFU&t=34s
(2) https://www.youtube.com/watch?v=M_OKtY3cOVs
(3) https://www.youtube.com/watch?v=tFup4jBcX1A
چون دزد کام ديده پراکنده از برم
فريدون توللی
کيهان لندن با انتشار يک کليپ کوتاه (1) از فريدون فرخزاد روی دزدان کام ديده فريدون توللی را سفيد ميکند. البته انتظار ندارد کسی آخرين سخنان ايشان را که بقولی منجر به قتل وی شد (2) را نيز بشنوند. هرچند سخنان آخر ايشان کامل نيست و من اطلاعی از تمامی آن ندارم ولی بخوبی ميتوان فهميد که در دنيای فريدون توللی نقد ياران نيمه راه از دزد کام ديده فراتر نميرفت.
جالب است که دربن بست فضای مجازی نه تنها آخرين مصاحبه فريدون فرخزاد حدود يک چهارم قرن در خفا ماند و هنوز هم ناتمام است (3)، بلکه تجربه او در شناخت اپوزيسيون ورشکسته ناديده گرفته ميشود تا از تغار شکسته احساسات اوليه وی کاسه ليسی کنند.
(1) https://www.youtube.com/watch?v=_FKGs4MGiFU&t=34s
(2) https://www.youtube.com/watch?v=M_OKtY3cOVs
(3) https://www.youtube.com/watch?v=tFup4jBcX1A
YouTube
کیهان لندن- شنیدن این سخنان فریدون فرخزاد به همه توصیه میشود به ویژه به هنرمندان
فریدون فرخزاد نخستین خواننده و هنرمند ایران بود که تلاش کرد با امکانات اندکی که در اختیار داشت، جامعه را به نقد خود بنشاند. انقلاب اسلامی اما روند رشد طبیعی جامعه را با انسدادی تاریخی روبرو ساخت. انسدادی که گویی از سر گذراندن پیامدهای فلاکتبار آن، تنها شرط…
تیر آرش را سوارانی که میراندند بر جیحون،
به دیگر نیمروزی از پی آن روز،
نشسته بر تناور ْساقِ گردویی فرو دیدند
و آنجا را، از آن پس،
مرز ایرانشهر و توران بازنامیدند
شادباش کوتاه وزارت خارجه آمريکا برای روز تيرگان (1) مرا بياد شعر بلند سياوش کسرائی انداخت که چند بيت آن آغاز و پايان اين گفتار کوتاه است. درست است که جشن 9 روزه تيرگان هم داستان آرش کمانگير را دارد و هم نيايش برای باران ولی اين دو ازهم جداست. آرش تيرش را به آسمان برای پايان خشکسالی وايجاد رعد وبرق وباران پرتاب نکرد. او بعد از شکست از تورانيان تيرش را به دورست ترين نقطه با تمام وجود و توانش برای گزينش مرز بين ايران و توران پرتاب کرد.
جالب است که تورانيان نه آرش را (بخاطر کشتار در جنگ) ترور شخصيت کردند و نه قرارداد مرزی را که با تير و حان آرش مقرر شد پاره کردند. درست برخلاف دولت ترامپ که هم آرش زمانه مردم ايران را ترور کرد و هم قرارداد برجام را پاره کرد. و دولت آمريکا هنوز پس از 32 سال از سرنگونی هواپيمای مسافربری ايران نه تنها رسمآ پوزش نطلبيده است بلکه سالگرد آنرا در شادباش تيرگان به گمراهی ميکشاند.
و بازهم دقيقآ درهمين روز (يعنی سالگرد تيرگان امسال) قاضی فدرال آمريکا حکم مصادره 4 کشتی نفتی ايران به ونزوئلا را صادر ميکند. البته اين حکم فقط در آبهای آمريکا قابل اجراست ولی هدف اين است که ساير دولتها با آمريکا برعليه منافع دو کشور ونزوئلا و ايران همکاری کنند (2). اين است که در هويت ستيزی شکست ما با تدبير ديگران ولی بدست روشنفکرنماهای ماست.
انجمنها کرد دشمن،
رایزنها گرد هم آورد دشمن؛
تا به تدبیری که در ناپاک دل دارند،
هم به دست ما شکست ما براندیشند
نازک اندیشانشان، بی شرم،
یافتند آخر فسونی را که میجستند
(1)https://twitter.com/i/status/1279061947577753600
(2)https://theiranproject.com/blog/2020/07/03/us-seeks-to-seize-gasoline-in-four-iran-tankers-bound-for-venezuela/
به دیگر نیمروزی از پی آن روز،
نشسته بر تناور ْساقِ گردویی فرو دیدند
و آنجا را، از آن پس،
مرز ایرانشهر و توران بازنامیدند
شادباش کوتاه وزارت خارجه آمريکا برای روز تيرگان (1) مرا بياد شعر بلند سياوش کسرائی انداخت که چند بيت آن آغاز و پايان اين گفتار کوتاه است. درست است که جشن 9 روزه تيرگان هم داستان آرش کمانگير را دارد و هم نيايش برای باران ولی اين دو ازهم جداست. آرش تيرش را به آسمان برای پايان خشکسالی وايجاد رعد وبرق وباران پرتاب نکرد. او بعد از شکست از تورانيان تيرش را به دورست ترين نقطه با تمام وجود و توانش برای گزينش مرز بين ايران و توران پرتاب کرد.
جالب است که تورانيان نه آرش را (بخاطر کشتار در جنگ) ترور شخصيت کردند و نه قرارداد مرزی را که با تير و حان آرش مقرر شد پاره کردند. درست برخلاف دولت ترامپ که هم آرش زمانه مردم ايران را ترور کرد و هم قرارداد برجام را پاره کرد. و دولت آمريکا هنوز پس از 32 سال از سرنگونی هواپيمای مسافربری ايران نه تنها رسمآ پوزش نطلبيده است بلکه سالگرد آنرا در شادباش تيرگان به گمراهی ميکشاند.
و بازهم دقيقآ درهمين روز (يعنی سالگرد تيرگان امسال) قاضی فدرال آمريکا حکم مصادره 4 کشتی نفتی ايران به ونزوئلا را صادر ميکند. البته اين حکم فقط در آبهای آمريکا قابل اجراست ولی هدف اين است که ساير دولتها با آمريکا برعليه منافع دو کشور ونزوئلا و ايران همکاری کنند (2). اين است که در هويت ستيزی شکست ما با تدبير ديگران ولی بدست روشنفکرنماهای ماست.
انجمنها کرد دشمن،
رایزنها گرد هم آورد دشمن؛
تا به تدبیری که در ناپاک دل دارند،
هم به دست ما شکست ما براندیشند
نازک اندیشانشان، بی شرم،
یافتند آخر فسونی را که میجستند
(1)https://twitter.com/i/status/1279061947577753600
(2)https://theiranproject.com/blog/2020/07/03/us-seeks-to-seize-gasoline-in-four-iran-tankers-bound-for-venezuela/
Twitter
USA darFarsi
پیام مورگان اورتگاس @statedeptspox ، سخنگوی وزارت امور خارجه پیرامون جشن تیرگان #تیرگان پیروز https://t.co/jVR8UfZMgG
برو ای (خصم) برو
برو ای (عفريته) پالان محبت بر دوش
ديده بر ديده من مفکن و نازم مفروش
من دگر سيرم سير
بخدا سيرم از اين (ناز) دو پهلوی تو مست
تف بر آن دامن پستی که تو را پرودست
بدعتی با کارو
در جار و جنجال قرارداد چين، بياد مطلبی افتادم که در قياس قدمت فرهنگی ايران وچين نوشته بودم، فکر کنم در سايت ايرانيان بود و يا مطلبی از خانم نومی کلاين که چندسال پيش گزارش خودش را دراين مضمون خلاصه کرده بود که امريکا بسمت چينی شدن پيش ميرود و چين بسمت آمريکائی شدن!
حوصله کندوکاو در آرشيو مطالب را نداشتم. بهمين دليل زيرنويس خودم را در مصاحبه داريوش همايون (1) مرور کردم که درواقع گريز از غرب زدگی و نگاه به شرق بود. ولی بجز مخالفت دايه های بهتر از مادر! نه قرارداد را خوانده بودم و نه از يک تحليل و مناظره بيطرف خبر داشتم. بنابراين چاره ای نبود جز کند و کاو اينترنتی.
خوشبختانه در رديف اول تماشاچيان فضای مجازی قرار گرفتم که نظاره گر مصاحبه اميد دانا و حشمت رئيسی (2) بودند. همان نيم ساعت اول مصاحبه کافی بود که شما عزيزان را نيز به آن دعوت کنم. با سپاس از هر دوی آنها اگر از لاطائلات اينترنتی خسته شده ايد، ميتوانيد در مخالفت و يا موافقت اين صد دقيقه و يا هربخشی از آن خود و ديگران را بچالش بکشيد.
(1)https://t.me/Fahm_Insight/11
(2)https://www.youtube.com/watch?v=S2mb45U8yW0
برو ای (عفريته) پالان محبت بر دوش
ديده بر ديده من مفکن و نازم مفروش
من دگر سيرم سير
بخدا سيرم از اين (ناز) دو پهلوی تو مست
تف بر آن دامن پستی که تو را پرودست
بدعتی با کارو
در جار و جنجال قرارداد چين، بياد مطلبی افتادم که در قياس قدمت فرهنگی ايران وچين نوشته بودم، فکر کنم در سايت ايرانيان بود و يا مطلبی از خانم نومی کلاين که چندسال پيش گزارش خودش را دراين مضمون خلاصه کرده بود که امريکا بسمت چينی شدن پيش ميرود و چين بسمت آمريکائی شدن!
حوصله کندوکاو در آرشيو مطالب را نداشتم. بهمين دليل زيرنويس خودم را در مصاحبه داريوش همايون (1) مرور کردم که درواقع گريز از غرب زدگی و نگاه به شرق بود. ولی بجز مخالفت دايه های بهتر از مادر! نه قرارداد را خوانده بودم و نه از يک تحليل و مناظره بيطرف خبر داشتم. بنابراين چاره ای نبود جز کند و کاو اينترنتی.
خوشبختانه در رديف اول تماشاچيان فضای مجازی قرار گرفتم که نظاره گر مصاحبه اميد دانا و حشمت رئيسی (2) بودند. همان نيم ساعت اول مصاحبه کافی بود که شما عزيزان را نيز به آن دعوت کنم. با سپاس از هر دوی آنها اگر از لاطائلات اينترنتی خسته شده ايد، ميتوانيد در مخالفت و يا موافقت اين صد دقيقه و يا هربخشی از آن خود و ديگران را بچالش بکشيد.
(1)https://t.me/Fahm_Insight/11
(2)https://www.youtube.com/watch?v=S2mb45U8yW0
Telegram
فهم
اين قسمت آخر زيرنويس من بر مصاحبه داريوش فقيد است. در حاليکه به دوستان توصيه ميکنم حتمآ بجای مزخرفات دنيای مجازی مطالب انديشمندان واقع گرا مثل ايشان را مورد بحث و بررسی ونقد قرار دهند، بايد اذعان کنم که بگفته ايشان ما هنوز در گفتمان سياسی کودکانه رفتار ميکنيم.…
به فرمان من نیست گردان سپهر
نه من دادهام گردش ماه و مهر
اگر آسمان با زمین ساختی
ز ما هر زمانش نپرداختی
نظامی
يکی ديگر از نارسائيهای گاه شماری ما استفاده از واژه "ماه" برای تقسيم بندی سال خورشيدی است. در واقع کاربرد اين واژه در سال قمری است مثل "ماه" رمضان و محرم وغيره. چرا که در گاه شماری قمری گردش "ماه" به دور زمين مطرح است نه رابطه اش با خورشيد.
بنابراين برای گاه شمار خورشيدی واژه "هور" ويا " مهر" درست تر بنظر ميرسد. ازآنجا که سال ميلادی نيز خورشيدی است، ميتوان از "مهر" برای سال ميلادی و از "هور" برای سال ايرانی استفاده کرد تا در هفتمين قسمت سال ايرانی واژه "مهر" تکرار نشود.
نمونه ها:
هور فروردين
مهر آوريل
ماه شوال.
بازهم گاه شمار
نه من دادهام گردش ماه و مهر
اگر آسمان با زمین ساختی
ز ما هر زمانش نپرداختی
نظامی
يکی ديگر از نارسائيهای گاه شماری ما استفاده از واژه "ماه" برای تقسيم بندی سال خورشيدی است. در واقع کاربرد اين واژه در سال قمری است مثل "ماه" رمضان و محرم وغيره. چرا که در گاه شماری قمری گردش "ماه" به دور زمين مطرح است نه رابطه اش با خورشيد.
بنابراين برای گاه شمار خورشيدی واژه "هور" ويا " مهر" درست تر بنظر ميرسد. ازآنجا که سال ميلادی نيز خورشيدی است، ميتوان از "مهر" برای سال ميلادی و از "هور" برای سال ايرانی استفاده کرد تا در هفتمين قسمت سال ايرانی واژه "مهر" تکرار نشود.
نمونه ها:
هور فروردين
مهر آوريل
ماه شوال.
بازهم گاه شمار
آخرين پيام انفرادی
الا ای داور دانا تو ميدانی که ايرانی
چه طرفی بست ازين جمعيت جز پريشانی
شهريار
با درود فراوان به تمامی عزيزان، همانطور که ميدانيد مطالب من در کانال "فهم" تلگرام منتشر ميشود وبعد همزمان بطور انفرادی برای شما ارسال ميگردد. متآسفانه ليست شخصی و غير شخصی من در تلگرام ادغام شده و تفکيک آنها بعلت انبوه بودنش تقريبآ غيرممکن است. بهمين دليل به استثنای تعداد انگشت شمارعزيزانی که خود رسانه ای هستند، اين آخرين مطلبی است که مستقيمآ برای تک تک شما فرستاده ميشود. البته هرکس علاقمند باشد ميتواند هرازگاهی سری به کانال فهم تلگرام (لينک زير) برای مطالب جديد بزند وبازهم مثل هميشه نظر شما عزيزان (نه منفی بافیهای سازمان يافته) برايم بسيار محترم است.
دو قسمت اول از دوبيت شهريار (خارج از گلايه او نسبت به تهرانيها) ميتواند يادآور هشدار آيزنهاور رئيس جمهور آمريکا نسبت به خطر (جمعيت) صنايع نظامی باشد. متآسفانه اين صنايع که بايد بطور طبيعی در اختيار دولتها باشد، در اختيار شرکتهای غول پيکر چند مليتی است که دوام آنها برای سودآوری نه در صلح بلکه در تنش و جنگ است. امشب بطور تصادفی به عنوان جالبی از آقايان جليل مرتضوی و هشمت رئيسی برخوردم که فرصت نداشتم تمامی کليپ را ببينم. از وسط شروع کردم و خوشبختانه (نقطه) مهمی بود. کافی است از همينجا (لينک زير) شروع کنيد و حدود 20 دقيقه ازآنرا ببينيد.
با اينکه من در جوانی دستی بقلم داشتم و نوشته هايم در تهران اکونوميست و ساير نشريات زمان شاه چاپ ميشد ولی در آمريکا از زمان حمله به عراق از فعاليتهای فرهنگی بسمت روشنگری در خلاف جريان تنش و جنگجوئی و توطئه ای قرار گرفتم که جناب رئيسی با زبان ديگری اين مطالب را بخوبی خلاصه ميکنند.
(نقطه)https://youtu.be/qksVq44TiIk?t=3800
(فهم)https://t.me/Fahm_Insight
الا ای داور دانا تو ميدانی که ايرانی
چه طرفی بست ازين جمعيت جز پريشانی
شهريار
با درود فراوان به تمامی عزيزان، همانطور که ميدانيد مطالب من در کانال "فهم" تلگرام منتشر ميشود وبعد همزمان بطور انفرادی برای شما ارسال ميگردد. متآسفانه ليست شخصی و غير شخصی من در تلگرام ادغام شده و تفکيک آنها بعلت انبوه بودنش تقريبآ غيرممکن است. بهمين دليل به استثنای تعداد انگشت شمارعزيزانی که خود رسانه ای هستند، اين آخرين مطلبی است که مستقيمآ برای تک تک شما فرستاده ميشود. البته هرکس علاقمند باشد ميتواند هرازگاهی سری به کانال فهم تلگرام (لينک زير) برای مطالب جديد بزند وبازهم مثل هميشه نظر شما عزيزان (نه منفی بافیهای سازمان يافته) برايم بسيار محترم است.
دو قسمت اول از دوبيت شهريار (خارج از گلايه او نسبت به تهرانيها) ميتواند يادآور هشدار آيزنهاور رئيس جمهور آمريکا نسبت به خطر (جمعيت) صنايع نظامی باشد. متآسفانه اين صنايع که بايد بطور طبيعی در اختيار دولتها باشد، در اختيار شرکتهای غول پيکر چند مليتی است که دوام آنها برای سودآوری نه در صلح بلکه در تنش و جنگ است. امشب بطور تصادفی به عنوان جالبی از آقايان جليل مرتضوی و هشمت رئيسی برخوردم که فرصت نداشتم تمامی کليپ را ببينم. از وسط شروع کردم و خوشبختانه (نقطه) مهمی بود. کافی است از همينجا (لينک زير) شروع کنيد و حدود 20 دقيقه ازآنرا ببينيد.
با اينکه من در جوانی دستی بقلم داشتم و نوشته هايم در تهران اکونوميست و ساير نشريات زمان شاه چاپ ميشد ولی در آمريکا از زمان حمله به عراق از فعاليتهای فرهنگی بسمت روشنگری در خلاف جريان تنش و جنگجوئی و توطئه ای قرار گرفتم که جناب رئيسی با زبان ديگری اين مطالب را بخوبی خلاصه ميکنند.
(نقطه)https://youtu.be/qksVq44TiIk?t=3800
(فهم)https://t.me/Fahm_Insight
YouTube
حشمت رئیسی ؛ نقش ایران در جنگ نیابتی اقتصادی - تجاری امریکا و چین
گفتگو با حشمت رییسی۱۳ آگوست ۲۰۲۰
دعوی نکنم که بی گناهم اما
دارم گنهی که میتوان بخشیدن
محتشم کاشانی
عزاداری محرم و کرونا مطلبی بود که ميخواستم بعد از عاشورا مطرح کنم ولی مطلب ديگری باعث شد که سه کليپ متفاوت در اين خصوص را بطور بسيار فشرده بررسی کنم. اين بررسی بدون توجه به باورهای مذهبی است، بهمين دليل هيچ نيازی به ديدن هيچکدام از انها نيست مگر اينکه خود برای بررسی بيشتر بدان نيازداشته باشيد. بنابراين اول به نکته مربوط به هر کليپ ميپردازم وبعد نتيجه ميگيرم.
در کليپ اول آقای خامنه ای بعنوان رهبر جمهوری اسلامی، عزاداری محرم را اينطور توصيه ميکند: "در عزاداريها معيار آن چيزی است که کارشناسان بهداشت به ما ميگند، ستاد ملی کرونا. بنده خودم شخصآ هر چه را که آنها لازم بدونند مراعات خواهم کرد"
https://youtu.be/XnQpoeAML3k?t=3948
در کليپ دوم آيت اله سيد مهدی فقيه امامی ادعا ميکند "با احتمال وجود کرونا بايد پرچم اهل بيت رو بلند نگهداشت، ازحريم اهل بيت دفاع کرد ولو بقيمت جانمان تمام بشود. کسی رو که زورش نکردند بيارندش" البته اين کليپ تمام سخنرانی ايشان نيست و درقسمتی ديگر صراحت دارد که ماسک و شرايط بهداشت را بايد رعايت کرد.
https://youtu.be/WGbPtRJ2dzA?t=92
درکليپ سوم آقای حسن آقا ميری به نکته بسيار مهمی اشاره ميکند "نفاق با قدرتت ميبندد نه با اهداف و آرمانهات، قدرت حسين حسين رو ميخواد نه معارف حسين رو. برا همين برا حسين حسين حاضره تمام معارف حسين رو زير پاشم بذاره. همه حسين حسينی که بهشت نيست، حسين حسين هست آتيشه"
https://youtu.be/tfO0bXWxkSw?t=2055
امشب برنامه انتخاباتی ترامپ رئيس جمهور آمريکا را ديدم که در فضای باز کاخ سفيد حدود 100 نفر اکثرآ بدون ماسک در کنار هم نشسته بودند و خانم ايَشان درباره شوهرش که چقدر بفکر مردم است سخنرانی ميکرد! درقياس با خامنه ای بايد گفت آفتاب آمد دليل آفتاب.
هرچند کليپ آيت اله فقيه امامی را مزورانه بدون قسمت بهداشتی آن برعليه باورهای مذهبی مردم در فضای مجازی منتشر کرده اند، ولی دفاع ايشان از حريم در واقع همان بستن با قدرت يعنی اجرای مراسم عزاداری برای درآمد است. چرا که حتی با ماسک و رعايت شرايط بهداشتی در شور يا حسينی احتمال شيوع کرونا بسيار بالاست. و بفرض اينکه عزاداری با جان ودل حاضر باشد جانش را فدای "شور حسينی" کند، حق ندارد عزادار بغل دستی و از آن بدتر جامعه خارج از مجلس را به اين ويروس مهلک مبتلا کند.
اين است که آقا ميری بدرستی ميگويد نفاق هميشه در کنار قدرت است، نه در کنار اهداف و معيارهای آن. بيش از 17 سال پيش در مقاله ای انگليسی بعنوان "قدرت در برابر حقيقت" همين معيار را بزبان ديگری مطرح کردم که در دنيای واقعيات هميشه قدرت مطرح است نه حقيقت. ونتيجه گرفتم که بالآخره حقيقت آنقدر قدرتمند خواهد شد که بتواند مطرح باشد. پس راه درازی درپيش است ولی نشانه هايش را ميتوان ديد.
http://laal.org/ea/Power.htm
دارم گنهی که میتوان بخشیدن
محتشم کاشانی
عزاداری محرم و کرونا مطلبی بود که ميخواستم بعد از عاشورا مطرح کنم ولی مطلب ديگری باعث شد که سه کليپ متفاوت در اين خصوص را بطور بسيار فشرده بررسی کنم. اين بررسی بدون توجه به باورهای مذهبی است، بهمين دليل هيچ نيازی به ديدن هيچکدام از انها نيست مگر اينکه خود برای بررسی بيشتر بدان نيازداشته باشيد. بنابراين اول به نکته مربوط به هر کليپ ميپردازم وبعد نتيجه ميگيرم.
در کليپ اول آقای خامنه ای بعنوان رهبر جمهوری اسلامی، عزاداری محرم را اينطور توصيه ميکند: "در عزاداريها معيار آن چيزی است که کارشناسان بهداشت به ما ميگند، ستاد ملی کرونا. بنده خودم شخصآ هر چه را که آنها لازم بدونند مراعات خواهم کرد"
https://youtu.be/XnQpoeAML3k?t=3948
در کليپ دوم آيت اله سيد مهدی فقيه امامی ادعا ميکند "با احتمال وجود کرونا بايد پرچم اهل بيت رو بلند نگهداشت، ازحريم اهل بيت دفاع کرد ولو بقيمت جانمان تمام بشود. کسی رو که زورش نکردند بيارندش" البته اين کليپ تمام سخنرانی ايشان نيست و درقسمتی ديگر صراحت دارد که ماسک و شرايط بهداشت را بايد رعايت کرد.
https://youtu.be/WGbPtRJ2dzA?t=92
درکليپ سوم آقای حسن آقا ميری به نکته بسيار مهمی اشاره ميکند "نفاق با قدرتت ميبندد نه با اهداف و آرمانهات، قدرت حسين حسين رو ميخواد نه معارف حسين رو. برا همين برا حسين حسين حاضره تمام معارف حسين رو زير پاشم بذاره. همه حسين حسينی که بهشت نيست، حسين حسين هست آتيشه"
https://youtu.be/tfO0bXWxkSw?t=2055
امشب برنامه انتخاباتی ترامپ رئيس جمهور آمريکا را ديدم که در فضای باز کاخ سفيد حدود 100 نفر اکثرآ بدون ماسک در کنار هم نشسته بودند و خانم ايَشان درباره شوهرش که چقدر بفکر مردم است سخنرانی ميکرد! درقياس با خامنه ای بايد گفت آفتاب آمد دليل آفتاب.
هرچند کليپ آيت اله فقيه امامی را مزورانه بدون قسمت بهداشتی آن برعليه باورهای مذهبی مردم در فضای مجازی منتشر کرده اند، ولی دفاع ايشان از حريم در واقع همان بستن با قدرت يعنی اجرای مراسم عزاداری برای درآمد است. چرا که حتی با ماسک و رعايت شرايط بهداشتی در شور يا حسينی احتمال شيوع کرونا بسيار بالاست. و بفرض اينکه عزاداری با جان ودل حاضر باشد جانش را فدای "شور حسينی" کند، حق ندارد عزادار بغل دستی و از آن بدتر جامعه خارج از مجلس را به اين ويروس مهلک مبتلا کند.
اين است که آقا ميری بدرستی ميگويد نفاق هميشه در کنار قدرت است، نه در کنار اهداف و معيارهای آن. بيش از 17 سال پيش در مقاله ای انگليسی بعنوان "قدرت در برابر حقيقت" همين معيار را بزبان ديگری مطرح کردم که در دنيای واقعيات هميشه قدرت مطرح است نه حقيقت. ونتيجه گرفتم که بالآخره حقيقت آنقدر قدرتمند خواهد شد که بتواند مطرح باشد. پس راه درازی درپيش است ولی نشانه هايش را ميتوان ديد.
http://laal.org/ea/Power.htm
YouTube
رهبر انقلاب: هیأتها و منبریها به سخنان کادر بهداشتی گوش کنند
مقام معظم رهبری پیش از ظهر جمعه (۱۰ مرداد) به مناسبت عید قربان سخنانی زنده تلویزیونی انجام دادند و درباره موضوعاتی از جمله اقتصادی، سیاست خارجی و عزاداری محرم در شرایط شیوع کرونا، بیاناتی را ایراد کردند. حضرت آیتالله خامنهای درباره مساله عزاداری محرم امسال…
هيچ بحث سياسی وجود ندارد که زير بنای اقتصادی نداشته باشد
منتسب به ولتر
من با هر ورزش خشنی مخالفم. ورزش بوکس هم استثنا نيست ولی محمدعلی کلی يک ورزشکار استثنائی بود. نه بخاطر مخالفت با جنگ ويتنام و يا مسلمان بودنش و يا هر ويژگی پسنديده و يا نا پسند ديگرش. بلکه به اين خاطر که در رقابتهای ورزشی خود هميشه بيشترين تماشاگر را داشت و درنتيجه گردانندگان اين ورزش بيشترين سود را از بازيهای او ميبردند. ولی چرا اينهمه تماشاگر؟ برای جواب بطور بسيار فشرده به دو نکته اشاره ميکنم.
نکته اول فرهنگی است. بايد يادی از گلادياتورها بکنيم. گلادياتورها بردگانی بودند که به ميدان آورده ميشدند تا با مبارزه ای که به مرگ يکی از آن دو منتهی ميشد، برای تفريح اربابان خود شادی آفرين باشند. ورزش بوکس يکی از شعبه های بروز شده همان وحشيگری است.
نکته دوم بهره برداری اقتصادی از نفرت پراکنی. محمدعلی کلی سمبل اين نفرت پراکنی شده بود و ازآنجا که هميشه دستمزد خوبی ميگرفت، هرگز نتوانست اين نقش سمبليک را برعليه هم نژادان خود درک کند.
بنابراين نژاد ستيزان با محرک نفرت از سياه پوست تازه بدوران رسيده ای که ادعای خوشگلی و قدرت داشت، برای شکست او ميامدند و با نفرتی بيشتر در انتظار مسابقه ای ديگر روزشماری ميکردند. سياه پوستان نيز برای مرحمی بر مظلوميت خود تماشاگر پيروزيهای او بودند. پس چه متاعی بهتر از اين که موافق و مخالفش مشتری باشند؟!
دراين ميان برنده و بازنده هردو ضربات مهلکی را برای دستمزد خود تحمل کرده بودند و گردانندگان و سرمايه گزاران سود اصلی را بجيب ميزدند. البته عده ای هم در شرط بنديهای سازمان يافته شرکت ميکردند تا سوداگران صنعت قمار نيز بی بهره نمانند.
نتيجه اينکه امپرياليزم جهانی از هر مردم دوستی بيشتر طرفدار آزادی بيان است تا با نفرت پراکنی در بالای گود بنشيند واز نابودی گلادياتورها در جنگ با يکديگر بهره مند شود. والبته مهم نيست که گلادياتورها منتخب مردم باشند مثل احمدينژاد و روحانی ويا منتخب خودشان مثل صدام. مهم اين است که نفرت تماشاگر جهت را گم کند، همانطورکه بجرآت ميتوان گفت هيچ اقليتی در آمريکا نيست که سمبلی موفق در يک يا چند تآسيس حقوقی، هنری، سياسی، اقتصادی و غيره نداشته باشد تا مثل بليطهای بخت آميزی برنده ها مطرح باشند نه اکثريت اقليتها که همدوش سفيدپوستان محروم همتای خود گردونه شانس را ميچرخانند.
منتسب به ولتر
من با هر ورزش خشنی مخالفم. ورزش بوکس هم استثنا نيست ولی محمدعلی کلی يک ورزشکار استثنائی بود. نه بخاطر مخالفت با جنگ ويتنام و يا مسلمان بودنش و يا هر ويژگی پسنديده و يا نا پسند ديگرش. بلکه به اين خاطر که در رقابتهای ورزشی خود هميشه بيشترين تماشاگر را داشت و درنتيجه گردانندگان اين ورزش بيشترين سود را از بازيهای او ميبردند. ولی چرا اينهمه تماشاگر؟ برای جواب بطور بسيار فشرده به دو نکته اشاره ميکنم.
نکته اول فرهنگی است. بايد يادی از گلادياتورها بکنيم. گلادياتورها بردگانی بودند که به ميدان آورده ميشدند تا با مبارزه ای که به مرگ يکی از آن دو منتهی ميشد، برای تفريح اربابان خود شادی آفرين باشند. ورزش بوکس يکی از شعبه های بروز شده همان وحشيگری است.
نکته دوم بهره برداری اقتصادی از نفرت پراکنی. محمدعلی کلی سمبل اين نفرت پراکنی شده بود و ازآنجا که هميشه دستمزد خوبی ميگرفت، هرگز نتوانست اين نقش سمبليک را برعليه هم نژادان خود درک کند.
بنابراين نژاد ستيزان با محرک نفرت از سياه پوست تازه بدوران رسيده ای که ادعای خوشگلی و قدرت داشت، برای شکست او ميامدند و با نفرتی بيشتر در انتظار مسابقه ای ديگر روزشماری ميکردند. سياه پوستان نيز برای مرحمی بر مظلوميت خود تماشاگر پيروزيهای او بودند. پس چه متاعی بهتر از اين که موافق و مخالفش مشتری باشند؟!
دراين ميان برنده و بازنده هردو ضربات مهلکی را برای دستمزد خود تحمل کرده بودند و گردانندگان و سرمايه گزاران سود اصلی را بجيب ميزدند. البته عده ای هم در شرط بنديهای سازمان يافته شرکت ميکردند تا سوداگران صنعت قمار نيز بی بهره نمانند.
نتيجه اينکه امپرياليزم جهانی از هر مردم دوستی بيشتر طرفدار آزادی بيان است تا با نفرت پراکنی در بالای گود بنشيند واز نابودی گلادياتورها در جنگ با يکديگر بهره مند شود. والبته مهم نيست که گلادياتورها منتخب مردم باشند مثل احمدينژاد و روحانی ويا منتخب خودشان مثل صدام. مهم اين است که نفرت تماشاگر جهت را گم کند، همانطورکه بجرآت ميتوان گفت هيچ اقليتی در آمريکا نيست که سمبلی موفق در يک يا چند تآسيس حقوقی، هنری، سياسی، اقتصادی و غيره نداشته باشد تا مثل بليطهای بخت آميزی برنده ها مطرح باشند نه اکثريت اقليتها که همدوش سفيدپوستان محروم همتای خود گردونه شانس را ميچرخانند.
ای وای بر اسيری کز ياد رفته باشد
در دام مانده باشد، صياد رفته باشد
حزين لاهيجی
بيت حزن انگيز بسيارعميق بالا را انتخاب کرده بودم برای مطلبی در باره استاد سيروس عسگری. ولی کليپ جالبی از افغانستان در مورد تک همسری و چند همسری ديدم که تناسب بيشتری داشت. لينک زيراز قسمت جمع بندی آن شروع ميشود ولی پيشنهاد ميکنم اگر فرصت کرديد تمامی آنرا ببينيد. يکی دو نکته در باره آن دارم.
در حاليکه مجری برنامه بخوبی بحث را اداره ميکند، متآسفانه هنوزهم در برابر سه مرد فقط دو زن قرار گرفته اند. در صورتيکه حتی با معيار فقهی "شهادت هر مرد در برابر دو زن" بايد در برابر سه مرد شش زن قرار ميگرفت تا تساوی بر قرار شود! ولی با اينحال بمراتب بهتر از رسانه های غربی است که در قياس اديان سه گانه توحيدی يا دو خبره مسيحی و کليمی با يک آخوند تازه کار و يا حتی بدون يک مسلمان در باره اسلام بحث ميکنند.
از طرفی در توجيه چند همسری، کمبود مرد (مثلآ در شرايط جنگی) مطرح ميشود ولی سايه سنگين و نامرئی مردسالاری حتی اجازه نميدهد که عکس آن يعنی کمبود زن مطرح شود، چه رسد به اينکه مورد بحث قرار گيرد. با اينحال بحث بسيار جالبی است و چه بسيار خواهران و مادرانی که حتی در پيشرفته ترين کشورها خارج از هر باوری تداعی شعر حزين شده و ميشوند.
https://youtu.be/rm1lSckSj5M?t=4388
در دام مانده باشد، صياد رفته باشد
حزين لاهيجی
بيت حزن انگيز بسيارعميق بالا را انتخاب کرده بودم برای مطلبی در باره استاد سيروس عسگری. ولی کليپ جالبی از افغانستان در مورد تک همسری و چند همسری ديدم که تناسب بيشتری داشت. لينک زيراز قسمت جمع بندی آن شروع ميشود ولی پيشنهاد ميکنم اگر فرصت کرديد تمامی آنرا ببينيد. يکی دو نکته در باره آن دارم.
در حاليکه مجری برنامه بخوبی بحث را اداره ميکند، متآسفانه هنوزهم در برابر سه مرد فقط دو زن قرار گرفته اند. در صورتيکه حتی با معيار فقهی "شهادت هر مرد در برابر دو زن" بايد در برابر سه مرد شش زن قرار ميگرفت تا تساوی بر قرار شود! ولی با اينحال بمراتب بهتر از رسانه های غربی است که در قياس اديان سه گانه توحيدی يا دو خبره مسيحی و کليمی با يک آخوند تازه کار و يا حتی بدون يک مسلمان در باره اسلام بحث ميکنند.
از طرفی در توجيه چند همسری، کمبود مرد (مثلآ در شرايط جنگی) مطرح ميشود ولی سايه سنگين و نامرئی مردسالاری حتی اجازه نميدهد که عکس آن يعنی کمبود زن مطرح شود، چه رسد به اينکه مورد بحث قرار گيرد. با اينحال بحث بسيار جالبی است و چه بسيار خواهران و مادرانی که حتی در پيشرفته ترين کشورها خارج از هر باوری تداعی شعر حزين شده و ميشوند.
https://youtu.be/rm1lSckSj5M?t=4388
YouTube
BLACK AND WHITE: Polygamy A Trend in Afghanistan / سیاه و سفید: یک همسری یا چند همسری؟
BLACK AND WHITE: Polygamy A Trend in Afghanistan
سیاه و سفید: یک همسری یا چند همسری؟
Subscribe for exclusive Afghanistan Dari and Pashto news bulletin, breaking news, current affairs programs, documentaries, political commentary, debates and more!
برای…
سیاه و سفید: یک همسری یا چند همسری؟
Subscribe for exclusive Afghanistan Dari and Pashto news bulletin, breaking news, current affairs programs, documentaries, political commentary, debates and more!
برای…
چون هدف گردن کشی از خاکساری کرده ام
سينه ای آماده صد تير ميبايد مرا
صائب تبريزی
چند روز پيش آقای احمدينژاد مصاحبه ای با رادیو فردا (در زيرنويسش آمده که تمام يا قسمتی از بودجه اش از طرف دولت آمريکا تآمين ميشود) داشتند که مورد انتقاد قرار گرفته است.
لازم ميدانم اول توضيح کوتاهی داشته باشم. من تقريبآ در تمامی دوران رياست جمهوری ايشان تحليل های زيادی منتشر کردم که اکثر قريب به اتفاق آنها در حمايت از مصاحبه های وی درخارج از کشور بود. در دوره روحانی، ترجيح دادم در جهت منافع ملی بجای انتقاد تا آنجا که ممکن است سکوت کنم. ولی وقتی سردار قاسم سليمانی به حمايت از روحانی رسمآ ترامپ را بچالش کشيد و احمدينژاد همچنان مسائل شخصی خود را بر مسائل ملی اولويت داد، نظرم عوض شد ودر سطحی محدود تر از او انتقاد کردم تا جائيکه گفتم اگر ايشان مجددآ کانديد شوند، به ايشان رآی نخواهم داد وهمچنان بر اين باورم. بايد تآکيد کنم که اصولآ تحليل های من موضوعی است نه شخصی.
با اين مقدمه، بنظر من نامه ايشان به محمد بن سلمان و مصاحبه با راديو فردا ميتواند در محتوا قابل انتقاد باشد که خبری از اصل نامه ندارم چرا که سردار سليمانی نيز برای مذاکره مقدماتی تفاهم صلح با عربستان به عراق رفته بود که ناجوانمردانه ترور شد. ودر مورد دوم شرکت در رسانه های ايران ستيز همانقدر مهم است که در طول رياست جمهوری خود با رسانه های غول پيکر دنيا در جهت منافع ملی مؤثر بود. دليلش هم چيزی جز هجوم ترولهای مجازی برعليه وی نيست که مذبوحانه برای کنترل خسارت وارده بکار گرفته ميشود. علاوه برآن چگونه ميتوان از جمهوری اسلامی انتظار داشت که شاخه رسانه ای خود را تقويت کند بدون آنکه هر از گاهی مقامات سابق ويا ديگر ايران دوستان در رسانه های مخالف مطلبی را در حهت منافع ملی مطرح نکنند؟ بايکوت کردن آنها چيزی جز فيلتر کردن نيست که محکوم به فناست.
پس انتقاد برماست که هنوزهم جناحی فکر ميکنيم که اگر نميکرديم براحتی ميتوانستيم ادعاهای نادرست خبرنگار را بچالش بکشيم. آنچه خوشبختانه در ته مانده سيستم رسانه ای غرب وچود دارد اين است که خبرنگار برای هر کدام از ادعاهايش حداقل يک سند تقطيع شده ارائه ميدهد. برعکس طبيعی است که مصاحبه شونده آمادگی لازم برای بعضی از سؤالها نداشته باشد. ولی همانطور که احمدينژاد (حداقل بطور مؤدبانه) مطرح کرد، حرف خبرنگار بدون سند چيزی جز ياوه پردازی برای مردم فريبی نيست.
https://www.youtube.com/watch?v=rawWpnOMV2Q
https://en.wikipedia.org/wiki/Radio_Farda
سينه ای آماده صد تير ميبايد مرا
صائب تبريزی
چند روز پيش آقای احمدينژاد مصاحبه ای با رادیو فردا (در زيرنويسش آمده که تمام يا قسمتی از بودجه اش از طرف دولت آمريکا تآمين ميشود) داشتند که مورد انتقاد قرار گرفته است.
لازم ميدانم اول توضيح کوتاهی داشته باشم. من تقريبآ در تمامی دوران رياست جمهوری ايشان تحليل های زيادی منتشر کردم که اکثر قريب به اتفاق آنها در حمايت از مصاحبه های وی درخارج از کشور بود. در دوره روحانی، ترجيح دادم در جهت منافع ملی بجای انتقاد تا آنجا که ممکن است سکوت کنم. ولی وقتی سردار قاسم سليمانی به حمايت از روحانی رسمآ ترامپ را بچالش کشيد و احمدينژاد همچنان مسائل شخصی خود را بر مسائل ملی اولويت داد، نظرم عوض شد ودر سطحی محدود تر از او انتقاد کردم تا جائيکه گفتم اگر ايشان مجددآ کانديد شوند، به ايشان رآی نخواهم داد وهمچنان بر اين باورم. بايد تآکيد کنم که اصولآ تحليل های من موضوعی است نه شخصی.
با اين مقدمه، بنظر من نامه ايشان به محمد بن سلمان و مصاحبه با راديو فردا ميتواند در محتوا قابل انتقاد باشد که خبری از اصل نامه ندارم چرا که سردار سليمانی نيز برای مذاکره مقدماتی تفاهم صلح با عربستان به عراق رفته بود که ناجوانمردانه ترور شد. ودر مورد دوم شرکت در رسانه های ايران ستيز همانقدر مهم است که در طول رياست جمهوری خود با رسانه های غول پيکر دنيا در جهت منافع ملی مؤثر بود. دليلش هم چيزی جز هجوم ترولهای مجازی برعليه وی نيست که مذبوحانه برای کنترل خسارت وارده بکار گرفته ميشود. علاوه برآن چگونه ميتوان از جمهوری اسلامی انتظار داشت که شاخه رسانه ای خود را تقويت کند بدون آنکه هر از گاهی مقامات سابق ويا ديگر ايران دوستان در رسانه های مخالف مطلبی را در حهت منافع ملی مطرح نکنند؟ بايکوت کردن آنها چيزی جز فيلتر کردن نيست که محکوم به فناست.
پس انتقاد برماست که هنوزهم جناحی فکر ميکنيم که اگر نميکرديم براحتی ميتوانستيم ادعاهای نادرست خبرنگار را بچالش بکشيم. آنچه خوشبختانه در ته مانده سيستم رسانه ای غرب وچود دارد اين است که خبرنگار برای هر کدام از ادعاهايش حداقل يک سند تقطيع شده ارائه ميدهد. برعکس طبيعی است که مصاحبه شونده آمادگی لازم برای بعضی از سؤالها نداشته باشد. ولی همانطور که احمدينژاد (حداقل بطور مؤدبانه) مطرح کرد، حرف خبرنگار بدون سند چيزی جز ياوه پردازی برای مردم فريبی نيست.
https://www.youtube.com/watch?v=rawWpnOMV2Q
https://en.wikipedia.org/wiki/Radio_Farda
YouTube
وقتی همه چیز را تکذیب میکند؛ گفتوگوی اختصاصی با محمود احمدینژاد
محمود احمدینژاد اولین رئیسجمهوری است که در ایران بدون رعایت پروتکلهای مرسوم میان مقامهای کنونی و پیشین جمهوری اسلامی، از جمله در فضای مجازی به اظهار نظر در مورد موضوعات متخلف میپردازد؛ اظهارنظرهایی که گاه با مختصات جمهوری اسلامی غیرمتعارف و جنجالبرانگیزند.…
حدود 15 سال پيش در اندوه هنرمندانی که در سادگی رويائی خود مرغ همسايه را غاز می بينند، "يادواره ای با سهراب" را منتشرکردم (1). شوربختانه، تهاجم هويت زدائی همچنان بيداد ميکند و کم نيستند آنها که هنوزهم کاربرد هنر در انديشه و خرد را به ابتذال ياوه پردازی کشيده اند. تا بدانجا که خود خواسته و يا ناخودآگاه آب را گل ميکنند تا سرمايه های ملی و انسانی در گل ولای ده "بالا" گم شوند!
"نه گناه مردم ده ما نيست، نه، ما خود به سررود رفتيم و ديديم. آری آری سهراب، چه صفائی داشتی ولی مردم بالا دست آنها نيستند که توميگفتی. آنها نميگذارند که احساس هوائی بخورد ويا بلوغ، زيرهربوته که ميخواهد بيتوته کند ولی با توهم آوازند که کارما نيست شناسائی راز گل سرخ."
برای خواندن تمامی يادواره از لينک زير استفاده کنيد.
(1)http://laal.org/fa/Sohrab.htm
"نه گناه مردم ده ما نيست، نه، ما خود به سررود رفتيم و ديديم. آری آری سهراب، چه صفائی داشتی ولی مردم بالا دست آنها نيستند که توميگفتی. آنها نميگذارند که احساس هوائی بخورد ويا بلوغ، زيرهربوته که ميخواهد بيتوته کند ولی با توهم آوازند که کارما نيست شناسائی راز گل سرخ."
برای خواندن تمامی يادواره از لينک زير استفاده کنيد.
(1)http://laal.org/fa/Sohrab.htm