فهم
6 subscribers
5 photos
34 videos
5 files
70 links
فرهنگ همسايه ما (فهم)
فروتنی، همياری، مدارا (فهم)
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقش فرهنگ ايرانی در ژاپن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرچند زيبا وحماسی است، شايد وقت آن رسيده باشد که از خشم بپرهيزيم و روشن کنيم خاموشی تاريخ را تا مرهمی باشيم بر اين رنج بسيار
Forwarded from گنگ
https://media.farsnews.com/Uploaded/Files/Video/1397/12/03/13971203000533_240P.mp4
اردشير زاهدی آخرين سفير ساه در آمريکا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دليل تجزيه اتحاد جماهير شوروی را در اين کليپ کوتاه مقايسه کنيد با قدرت اقتصادی چين. هر دو کشور کومونيستی و مجهز به سلاح اتمی. يکی متکی به غرب و ديگری متکی بخود. هفت ماه پيش بر خلاف نظر داريوش همايون اشاره کردم که نگاه ما بايد به چين باشد نه غرب که بعدآ خامنه ای هم همين نظر را مطرح کرد. يعنی اگر قرار است از تجربه ديگران بهره گيريم، چين تاريخ و فرهنگ همسوتری دازد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـیست
حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکیست
هر کسی قصه‌ی شوقش به زبانی گوید
چون نکو می‌نگرم حاصل افسانه یکیست
عشق آتش بود و خانه ‌خرابی دارد
پیش آتش دل شمع و پر پروانه یکیست
عماد خراسانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنچه گردون ميکند با ما نهانی ميکند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رفتار وحشیانه پلیس با کودکی که از صندوق صدقات پول برداشته!

کودک زیر دست و پای مامور گریه می‌کند و زار می‌زند که « عمو اومدم برای خونه‌مون مرغ بخرم، اومدم مرغ بگیرم برای مامانم» و مامور فریاد می‌کشد که چرا از صندوق صدقات پول برداشتی؟ هر کسی هم برای کمک جلو رفت پلیس با اوهم برخورد تندی کرده و می گفت دخالت نکن..
همین دولت که جرات برخورد با اختلاس گران و دزدان بزرگ و آقازاده‌های گردن کلفت را ندارد ببینید چطور به جان این کودک افتاده!

اینجا یه سوال پیش میاد که مگه صندوق صدقات برای نیازمندان نیست؟؟

فقط خواهش میکنم اینو تا جایی که امکان داره نشر بدین تا بتوانیم این مامور و مکان و یا شهر پیدا کنیم

🅾| @vay_babam_omad |♨️
👻😜 خنده کلیپ ترفند استوری😜👻
رفتار وحشیانه پلیس با کودکی که از صندوق صدقات پول برداشته! کودک زیر دست و پای مامور گریه می‌کند و زار می‌زند که « عمو اومدم برای خونه‌مون مرغ بخرم، اومدم مرغ بگیرم برای مامانم» و مامور فریاد می‌کشد که چرا از صندوق صدقات پول برداشتی؟ هر کسی هم برای کمک جلو…
ترديدی نيست که آدم بايد بسيار قسی القلب باشد که حتی از ضجه هنرمندانه کودکی در يک نقش سينمائی ناراحت نشود. ولی در شرايطی که تقريبآ همه چيز در فضای مجازی هدفمند و برعليه منافع ملی ايران تهيه و پخش ميشود، بر ماست که بجای احساسی شدن از خود بپرسيم مگر کسی که اين کليپ را تهيه کرده و يا آنها که در محل حاظر بودند "مآمور" را نديدند و در محل نبودند که با خواهش و تمنا ميگويند "تا جایی که امکان داره نشر بدین تا بتوانیم این مامور و مکان و یا شهر پیدا کنیم"
پس هدف آنها نفرت آفرينی است نه حقيقت يابی و ميخواهند ما پادوهای آلت دست آنها باشيم همانطور که در چند قرن اخير بر دوش ما به اهداف خود رسيدند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در عصر تمدن که توحش شده افزون،
بر ديده کشم سرمه عهد حجری را

حتی اگر از ابتدائی ترين اصول دموکراسی که احترام به عقيده ديگران است، بگذريم ويا منشور کورش را هم فراموش کنيم، جالب است بدانيم که چنگيزخان مغول خونخوار هم هرگز باورستيزی نکرد. راوی اين کليپ حق دارد که با هر باوری مخالف باشد، ولی شرم آوراست که برای باور ستيزی راست و دروغ سياسی بتزوير ماتم گرفتن نفرت آفرينی شود. بهتر نيست فارغ از هر مکر وحيله ای اگر نتوانيم بذر مهربانی پخش کنيم، حداقل آتش بجان اين و آن نيندازيم. از پيرزنی پند بگيريم که همه هستی اش را به بيمارستان هديه ميکند. برای مقايسه بر روی لينک زير کليک کنيد.
https://t.me/ekotaa/17612
دوست عزيزی خواست که پيام يک گروه کمک به بيماران سرطانی را برای شما عزيزان بفرستم. ازآنجا که اين پيام از طرف شخص ايشان نبود و نتوانستم از درست يا غلط بودن آن مطمئن شوم، آنرا به اختصار مطرح ميکنم تا هرکس علاقمند بود خودش بررسی کند. آنها مدارک پزشکی و فاکتور خريد دارو را مطالبه ميکنند که اولی منطقی و دومی مشکوک بنظر ميرسد:

یکی از پرفسورهای معروف دنیا جهت ویزیت بیماران سرطانی به صورت رایگان خدمات ارایه میدهند:
بیمارستان تریتا واقع در تهران بزرگراه همت نرسیده به ازادگان دست راست روبروی دریاچه چیتگر
عيسی برهی ديد يکی کشته فتاده
حيران شد وبگرفت بدندان سر انگشت
گفتا که کرا کشتی تا کشته شدی زار
تا باز کجا کشته شود آنکه ترا کشت

هر ازگاهی لازم ميشود که ما مردم دنيا به اعماق تاريخ سفر کنيم تا بدانيم اکثريت مردم در حوادث تاريخ ستمديدگان مشتی جنگجوی زياده خواه بوده و هستند. امپراطوريها از قبيله های بسيار کوچکی شکل گرفتند که بجان هم افتادند وهرکدام پيروز شد، قبيله شکست خورده را بزير يوغ خود درآورد تا به قبيله ديگری حمله کند. واين تسلسل شيطانی آنقدر ادامه يافت تا به امپراطوريها رسيد و بعد صاحبان قدرت به جان هم افتادند و جارچيها فرمان جنگ را در کوچه وبازار چون يک بلای آسمانی بگوش مردم رساندند که بپا خيزيد و جوانان دلبندتان را برای سربازی (بخوانيد سرباختن) درخدمت فرمانروايان آماده کنيد. و صدالبته فرمانروای طرف مقابل مجبور بود به دفاع برخيزد. وبدين ترتيب ستمی که بر مردم عادی تحميل ميشد در هر دو طرف بوده و هست.

واقعيت تلخ اين است که از دير باز بموازات پيشرفت صنايع جنگی (از ارابه گرفته تا فضانورد)، از طرفی اديان و ايدئولوژيهای گوناگون برای حمايت از مردم عادی شکل گرفتند و از طرفی ديگر ستون پنجم صاحبان قدرت باورستيزی را برعليه مردم رواج دادند (وميدهند) تا هرگز بشرنتواند از زير يوغ آنها خارج شود. بعبارتي ديگر باورها (از برتری نژادی گرفته تا قوم ودين و مذهب و حتی خرافات) هنوزهم همانقدر درعقب مانده ترين کشورها کاربرد دارند که در پيشرفته ترين آنها. کافی است مردم هر ملتی به تجربه تاريخی خود نگاه کند که وقتی کشورش دراوج قدرت بود، مردمش کم وبيش همانقدر آلت دست بود که مردم ديگر کشورها.

اين است که ستون پنجم صاحبان قدرت حد و مرزی نميشناسد و فضای مجازی اين امکان را به آنها داده است تا بتوانند با کمترين هزينه باور ستيزی و نفرت آفرينی کنند. و چون ويروس نفرت بجان مردم افتاد، هوش کاذبی بر مردم تلقين ميشود تا نه تنها هر مطلب بی اساسی را در حهت باور خود بدون جون و چرا بپذيرند وبا خلاف آن درستيز باشند، بلکه سم آنرا در زمين همسايه هم بپاشند. نسل فريب خورده ما در زمانی نه چندان دور هرچيزی را که چاپ ميشد باور ميکرد و حالا تحت تآثير هر چيزی در فضای مجازی قرار ميگيرد. اين نسل هنوز هم تابع همان سيستم فکری است که در چند قرن اخير خواسته ويا نا خواسته بردگی امپرياليزم غرب را کرده و ميکند. و ميتوان جای پايش را در تاريخ تمامی ملل ديد. اگر بشريت اميدی داشته باشد، نسل جوانی خواهد بود که زود باور نباشد و بتواند بين واقعيات، طنز و تحريف (فتوشاپ، آديوشاپ، ويدئو شاپ وغيره) تميز قائل شود. چنين نسلی در حل نارسائيهای بومی و جهانی هميار وهمراه است نه باورستيز و نفرت آفرين.
تندخوئی و تعصب خامی است
تا جنينی کار خون آشامی است

سالها پيش همزمان با حمله بوش به عراق، در يک سلسله نکته پردازی در بنياد فرهنگی کمال، مطالب کوتاهی داشتم در باره درستيهای نادرست. برای نمونه درست است که داريوش در گفتگوی سران هخامنشی سفسطه کرد تا بتواند بر رقيبانش پيروز شود، ولی درست نيست که نبوغ وی درسازندگی ايران و سازمان دهی دولت از راهسازی تا پيام رسانی وغيره را بخاطر آن سفسطه برای خود محوری محکوم کنيم (1).

شوربختانه؛ در دنيای سلطه گری کاربرد نادرستيها حد ومرزی نمی شناسد و همان ساده انديشی که در نفرت از ساسانيان راه را یرای خلفای عرب هموار ساخت تا گنجينه فرهنگ چند هزارساله انباشته درکتابها را بسوزانند، درچند قرن اخير خواسته و يا ناخواسته پادوی امپرياليزم غرب شده تا ساختار فرهنگی ما را که به همت رازی و فردوسی و ابن سينا و خيام و غزالی و بيرونی وشبستری وسعدی و بزرگان بيشمار ديگر دوباره رشد کرد، به استهزا بگيرد.

از آنجا که هر تمدنی پستی وبلنديهای بسيار دارد که در آن خود بزرگ بينی و کشور گشائی و نارسائيها و ستم و ناکاميهايش به زباله دان تاريخ سپرده ميشود، کافی است که فرهنگ پذيری ذاتی اش تحريف شود تا سلطه جويان نوپا به همان زباله ها استناد کنند تا از فراز شهروندی به نشيب بردگی فرود آيد. در فرهنگ پويای ما نيز انباشته دانش پيش از اسلام برای سلطه خلفای عرب به انتقام ستم ساسانيان خاکستر شد، و حالا تمدن اسلامی برای جنگ طلبی صهيونيزم جهانی در مقابله با قاجار و پهلوی و جمهوری اسلامی به خرابه های تاريخی سپرده ميشود تا گهی در دور باشد سير معکوس، گهی اندر تسلسل گشته محبوس. درست همانند انسان فرهيخته و خردمندی که در تناسخ اهريمنی به زهدان مادر رانده شود تا دوباره با خون آشامی آغاز کند.

ازدست بوس ميل به پابوس کرده ايم
خاکم به سر ترقی معکوس کرده ايم
(1) http://laal.org/fa/Farzanegee.pdf
از ما همه دوستی، از او همه قهر
بازش گله از ما بود، او را باش

در يکی از زيرنوسهای کليپ جالبی از آرامگاه کورش ادعا شده که اين هشت دقيقه ارزشی برابر با چهار ترم تاريخ ايران دارد. شما ميتوانيد خود در باره آن که در زير آمده است قضاوت کنيد. ولی ناخودآگاه اين سروده مولوی براي من تداعی شد که نفس اول راند بر نفس دوم، ماهی از سر گنده گردد نی ز دم. اگر به اشعار قبل وبعد اين بيت توجه شود، به سادگی ميتوان فهميد منظور مولوی اولويت و يا برتری مغز بربدن است. ولی واژه "گنده" ميتواند به معنی "بزرگ" و يا "فاسد" تلفظ شود که آبستن جدلهائی خارج از مفهوم اصلی آن خواهد بود.
برای مثال فرض کنيد مشتری در محل ماهی فروش، يک ماهی با سر بزرگ و دم کوچک ببيند و زمزمه کند "ماهی از سر گنده گردد نی ز دم". مشتری ديگری ادعا کند که اين ضرب المثل برای فاسد شدن ماهی است نه کوچک وبزرگ شدنش! و بالاخره فروشنده با لبخندی بگويد البته هردوی شما درست ميگوئيد ولی خوشبختانه ماهی فاسد شده نداريم. پس ميتوان نتيجه گرفت که فقط فروشنده برای حفظ منافع خودش از اتلاف وقتی که ميتوانست مانع کسب و کارش شود جلوگيری کرده است. به عبارت ساده تر فقط او مصداق پيام مولوی در برتری مغز شد حتی بدون آنکه قبلآ آنرا شنيده باشد،.
با اين مقدمه و بدون توجه به اثبات تاريخی توضيحات راهنمای آرامگاه کورش بزرگ، مطلبش ميتواند آموزنده باشد؟ دقت کنيد چگونه جکام محلی برای حفظ آرامگاه از هجوم خلفای عرب آنرا به مادر حضرت سليمان نسبت ميدهند. قرنها بعد وقتيکه تمدن اسلامی (نه تهاجم خلفای عرب) شکوفا شده بود، اتابکان از ستون کاخها که نمادی از قدرت بود برای مسجد يعنی جايگاه نيايش استفاده ميکنند و آرامگاه در ميان آن قرار ميگيرد. جالب اينکه فقط خانمها ميتوانستند از آن استفاده کنند. وحتی اشاره ميشود که کورش بزرگ همان ذوالقرنين اديان ابراهيمی است. ولی بعد از شناسائی هويت واقعی آرامگاه، محمد رضاشاه ستونها را بجای اول برگرداند و امروز جای مسجدی که درآن خانمها در کنار آرامگاه کورش نيايش ميکردند خالی است. به عبارت ساده تر نماد بخشی از فراز ونشيب فرهنگی يک ملت که ميتوانست با تدبير دربرگيرنده زن و مرد شود، حذف ويا به عقب رانده شد.
يکی از گرفتاريهای ما اينجاست که در فضای اينترنتی ماهی فروشان در جدل تلفظ "گنده" فضولات ماهيهای خود را در برابر ماهی تمدن غربی به نمايش ميگذاريم که از آبهای ما يعنی تمدن اسلامی گرفتند و پرورش دادند. در حاليکه آنها در حل زياده رويهای خود وا مانده اند، ما دريکی از حساسترين دوره های تاريخ خريدارابتذال وبی بند وباری آنها شده ايم.
خوشبختانه هنوزهم هستند فرهنگ پذيرانی مثل ثمين نصرت که مرزها را درهم مينوردد ودر ليست صد نفری مؤثرترين شخصيتهای جهان قرار ميگيرد. ولی هوش کاذب حاکم بر فضای مجازی در رکاب آنها که شکست خشايارشاه را برخ ما ميکشند، با فتوشاپ زباله های امروزی را طوری بزک ميکنند که تو گوئی مردم ايران که همچنان از نردبان دانش بالا ميروند، بمراتب از همتايان غربيشان خرافی ترند!
https://www.youtube.com/watch?v=p9whe8K-880
واقعيت گرانی بنزين
اعتراض مردم به افزايش قيمت بنزين در داخل ايران سابقه زيادی دارد. در زمان شاه هم گران شدن بنزين و يا بليط اتوبوس و غيره با اعتراض مردم مواجه ميشد. در همان زمان هم مخالفان شاه در آمريکا و کشورهای اروپائی به بهانه حمايت از مردم تظاهرات مرگ بر شاه بر پا ميکردند و حالا همين کار را بر عليه جمهوری اسلامی ميکنند.

ولی آيا واقعآ قدرت خريد مردم برای خريد بنزين پائين آمده است؟ پايه و يا حداقل حقوق در زمان شاه 450 تومان و قيمت بنزين ليتری يک تومان بود. يعنی قدرت خريد يک کارگر ساده معادل 450 ليتر بنزين بود. امروز حداقل حقوق (بدون مزايا) بيش از يک ميليون و پانصد هزارتومان و قيمت بنزين ليتری سه هزار تومان شده است. پس در واقع قدرت خريد کارگر ساده امروزی معادل 500 ليتر بنزين آزاد يعنی 50 ليتر بيش از زمان شاه است. و اين بدون توجه به سهميه هزار تومانی بنزين و مزايای ديگر حقوقی است که در زمان شاه نداشت!

براساس گزارش رويتر (1) هدف از افزايش قيمت بنزين (که هنوز هم ارزانتر از اکثريت قريب به اتفاق کشورهاست) توزيع بيشتر يارانه برای طبقه کم درآمد کشور است. از آنجا که طبقه مشمول يارانه حدود 60 ميليون گزارش شده، فقط 20 مليون نفر يعنی يک چهارم جمعيت ايران مصرف کننده بنزين سه هزارتومانی خواهند بود و سهميه يک هزار تومانی برای بقيه کافی است.

من وشما ميتوانيم با هر حکومتی موافق ويا مخالف باشيم ولی اگر دروغ مزدوران بيگانه را پخش کنيم، نه تنها در بهترين حالت وقت خود وديگران را تلف کرده ايم، بلکه حمال بی جيره و مواجب آنها برای تحميق خود و ديگران شده ايم.

(1) https://www.reuters.com/article/us-iran-gasoline-protests-khamenei/irans-khamenei-blames-enemies-for-sabotage-in-gasoline-price-protests-idUSKBN1XR064