بر پایۀ آگاهیهای رسیده، مهدی لواسانی، مربی فوتبال پایه و ۳۵ ساله اهل تهران، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۲۵۸۴ در جریان خیزش ملی، در نارمک (محلۀ دردشت) با شلیک مستقیم گلولۀ جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی جان باخت.
مهدی که اطرافیان او را میلاد صدا میکردند، بنیانگذار مدرسۀ فوتبال «ماهان نوین» بود و بخش بزرگی از زندگیاش را صرف آموزش کودکان و نوجوانان میکرد.
پس از تیراندازی رگباری نیروهای امنیتی، او مجروح شد و در حالیکه هنوز زنده بود به خانوادهاش اطلاع داده شد، اما در مسیر بیمارستان جان سپرد.
خانواده این جاویدنام برای تحویل پیکر او ناچار شدند آن را به کهریزک منتقل کنند و مأموران در ازای تحویل جسد، ۴۰۰ میلیون تومان مطالبه کردند.
بنیاد فرشگرد را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید.
ایکس | اینستاگرام | یوتیوب
🆔 @FarashgardFDN
مهدی که اطرافیان او را میلاد صدا میکردند، بنیانگذار مدرسۀ فوتبال «ماهان نوین» بود و بخش بزرگی از زندگیاش را صرف آموزش کودکان و نوجوانان میکرد.
پس از تیراندازی رگباری نیروهای امنیتی، او مجروح شد و در حالیکه هنوز زنده بود به خانوادهاش اطلاع داده شد، اما در مسیر بیمارستان جان سپرد.
خانواده این جاویدنام برای تحویل پیکر او ناچار شدند آن را به کهریزک منتقل کنند و مأموران در ازای تحویل جسد، ۴۰۰ میلیون تومان مطالبه کردند.
بنیاد فرشگرد را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید.
ایکس | اینستاگرام | یوتیوب
🆔 @FarashgardFDN
😢2
ابوالفضل یغموری، نوجوان ۱۷ ساله، شامگاه ۱۹ دیماه ۲۵۸۴ در منطقۀ فردیس کرج با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی جان باخت.
گیتا یغموری، عمۀ این جاویدنام، گفته است:
«به قلبش شلیک کردند. حدود چهل دقیقه در حالی که از بدنش خون میرفت، او را زدند و اجازه ندادند کسی به او نزدیک شود یا منتقلش کند. هرکس میخواست کمک کند تهدیدش میکردند.»
مأموران امنیتی پس از این جنایت، تمام دوربینهای خانهها و مغازههای خیابان پانزدهم فردیس را جمعآوری کرده و با خود بردهاند؛ اقدامی که به باور خانواده با هدف از بین بردن مدارک جنایت انجام شده است.
ابوالفضل یغموری بهتازگی رپخوانی را آغاز کرده بود و شعرهایش را خود مینوشت. دوستانش میگویند او در کمد دیواری اتاقش یک استودیوی کوچک ضبط ساخته بود و از دردهای نسل خود میخواند. صفحه اینستاگرامش نوپا بود، اما از شعر و صدا برمیآمد که اگر زنده میماند، میتوانست به خواننده و شاعری موفق بدل شود.
در یکی از اجراهایش میخواند:
«سخت بود و حالا شده سختتر از قبل،
پر از درد دله دفتر من…»
بنیاد فرشگرد را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید.
ایکس | اینستاگرام | یوتیوب
🆔 @FarashgardFDN
گیتا یغموری، عمۀ این جاویدنام، گفته است:
«به قلبش شلیک کردند. حدود چهل دقیقه در حالی که از بدنش خون میرفت، او را زدند و اجازه ندادند کسی به او نزدیک شود یا منتقلش کند. هرکس میخواست کمک کند تهدیدش میکردند.»
مأموران امنیتی پس از این جنایت، تمام دوربینهای خانهها و مغازههای خیابان پانزدهم فردیس را جمعآوری کرده و با خود بردهاند؛ اقدامی که به باور خانواده با هدف از بین بردن مدارک جنایت انجام شده است.
ابوالفضل یغموری بهتازگی رپخوانی را آغاز کرده بود و شعرهایش را خود مینوشت. دوستانش میگویند او در کمد دیواری اتاقش یک استودیوی کوچک ضبط ساخته بود و از دردهای نسل خود میخواند. صفحه اینستاگرامش نوپا بود، اما از شعر و صدا برمیآمد که اگر زنده میماند، میتوانست به خواننده و شاعری موفق بدل شود.
در یکی از اجراهایش میخواند:
«سخت بود و حالا شده سختتر از قبل،
پر از درد دله دفتر من…»
بنیاد فرشگرد را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید.
ایکس | اینستاگرام | یوتیوب
🆔 @FarashgardFDN
😢2