فیلمبازان
34.5K subscribers
8.8K photos
3.01K videos
64 files
963 links
کانال رسمی «فیلمبازان»
با بیش از ۶ سال سابقه فعالیت

عشق به #سینما، عشق به زندگیست.

مطالب کانال⬅️ #اخبار | #دیالوگ | #ببینید | #وقت_موسیقی | #تریلر | #fun و...
Download Telegram
26 اکتبر یا 4 آبان تولد امیلیا کلارک یا مادر اژدها مبارک.
ما همگی امیلیا را در نقش دنریس تارگریان می‌شناسیم و این روزها هم حضورش در سینما و انتخاب شدن به عنوان جذاب‌ترین زن زنده در سال 2015 از سوی مجله Esquire به شهرتش افزوده است. به بهانه‌ تولدش کمی بیشتر از او بدانیم:
تولد: 26 اکتبر 1986(29 سال)
کشور: انگلستان
شغل پدر: مهندس صدا در تئاتر
شغل مادر: تاجر
امیلیا توانایی خواندن و نواختن پیانو، گیتار و فلوت دارد
در سال 2013 امیلیا مشکل آنوریسم مغزی (مشکل عروق مغزی) پیدا کرد و در نیویورک درمان شد
اگر هنرپیشه نمی‌شد می‌توانست معمار، طراح گرافیکی و خواننده شود.
برادر امیلیا علوم سیاسی میخواند

گروه فیلمبازان هم تولد 29 سالگی امیلیا را تبریک می‌گوید
_ میگن پسرمون می خواد با یه جسد ازدواج کنه
- آخه کدوم جسد میاد زن پسرمون بشه !
Coepse Bride
@Filmbazan
حماسه ای شورانگیز و بسیار زیبا در موسیقی متن سریال Fargo اثر Jeff Russo (جف روسو)
#موسیقی_فیلم_و_سریال | @Filmbazan
ریکی جراویس اجرای مراسم گلدن گلوب امسال را بر عهده خواهد داشت .
جراویس سال 2012 هم مجری مراسم گلدن گلوب بود که با واکنش منفی بعضی از منتقدان رو به رو شد
مراسم ده ژانویه برگزار خواهد شد
@Filmbazan
#آیا_میدانید
هيوجکمن در فيلم بينوايان (2012)

جالبه بدونيد که هيو جکمن براي اين فيلم 36 ساعت را بدون آب سپري کرد تا آب اطراف چشمان و گونه هايش را از دست بدهد. به اين ترتيب شکل و لاغري ظاهري لازم را براي نقش زنداني توانست به دست بياورد.

هيو جکمن براي صحنه هايي از فيلم که نقش ژان والژان زنداني را بازي مي کند وزن زيادي کم کرد و هم چنين ريش هاي او در اين سکانس ها کاملا واقعي است. اگرچه خوشبختانه اين صحنه ها در همان مرحله اوليه توليد تصوير برداري شدند و جکمن بعد از آن توانست به وزن عادي خود برگردد و ريش هايش را هم براي نقش ژان والژان ثروتمند بتراشد.

او گفته که صحنه ي مرگ ژان والژان سخت ترين صحنه ي فيلمبرداري براي او بوده است. چون در يک هواي بسيار سرد و در ساعت 1 بامداد انجام شده بود و براي همين حتي حرف زدن برايش خيلي سخت بوده.

هيو جکمن براي بازي در اين فيلم نامزد اسکار بهترين بازيگر نقش اول مرد شد .

@Filmbazan
صداي چنگيز جليلوند يكي از قديمي‌ترين صداهاي ماندگار سينماي ايران است؛ صدايي كه براي هرايراني يادآور خاطرات خوب فيلم‌هاي قديمي است. وقتي صحبت‌هايش را شروع مي‌كند، ناخودآگاه تصوير بازيگرهاي ايراني و خارجي كه او به جاي‌شان صحبت كرده در ذهن همه‌جان مي‌گيرد. او به جاي خيلي از بازيگران خارجي مانند «پل نيومن»، «مارلون براندو»، «ريچارد برتون» و «كرك داگلاس» و نيز به جاي خيلي از بازيگران ايراني مانند: مرحوم فردين، بهروز وثوقي، ناصر ملك‌مطيعي و منوچهر وثوق صحبت كرده و به بازي اين بازيگرها حال و هواي ديگري داده كه هنوز بعد از گذشت ساليان سال اين حال و هوا تازه و عالي است.
درس را رها كردم تا دوبلور شوم

سال دوم تحصيل در دانشگاه علوم بودم و در رشته تاريخ و جغرافيا درس مي‌خواندم كه به خاطر علاقه‌ام به دوبله درس خواندن را رها كردم، البته آن موقع حساب و كتاب كردم و ديدم درنهايت دبير مي‌شوم با ماهي حدود هزار تا هزار و 500 تومان حقوق در حالي‌كه من همان موقع كه گام‌هاي اول دوبله را برمي‌داشتم ماهانه هزار و 600 تا هزار و 700 تومان درآمد داشتم و چون خيلي اقتصادي فكر مي‌كردم و پيشكسوتان خودم را مي‌ديدم كه ماهانه 4-3 هزار تومان درآمد دارند درس را كنار گذاشتم و همين مسئله باعث شد هميشه در حسرت اين باشم كه چرا مدرك دانشگاهي ندارم. بعدها كه بچه‌هايم براي ادامه تحصيل به خارج از ايران رفتند من هم براي اين‌كه همراه آن‌ها باشم به آمريكا رفتم و خوشبختانه شهري كه در‌ آن زندگي مي‌كرديم در ايالت تگزاس، يك شهر دانشگاهي بود، من هم در كنار خانواده‌ام يك رستوران را‌ه‌اندازي كردم كه ديوارهايش مملو بود از عكس‌هاي هنرپيشه‌ها و فيلم‌هايي كه در آن‌ها به جاي بازيگران صحبت كرده بودم. تعدادي از استادان و مديران دانشگاه‌هاي آن ايالت از مشتريان هميشگي من بودند و هميشه باتعجب به تابلوها نگاه مي‌كردند و مي‌پرسيدند: «مگر مي‌شود يك نفر به جاي اين همه ‌آدم صحبت كند؟! اصلا دوبله يعني چه؟! » و من براي آن‌ها توضيح مي‌دادم. بالاخره با آن‌ها خيلي صميمي شدم و آن‌ها مرا تشويق به ادامه تحصيل كردند و نشان به آن نشان كه 8 سال طول كشيد تا توانستم فوق‌ليسانس مديريت بازرگاني بگيرم.
بازگشت دلپذير

وقتي ساكن آمريكا بودم خيلي به من پيشنهاد شد كه در فلان شبكه يا برنامه كار كنم و من با اين‌كه خيلي اين كار را دوست داشتم قبول نكردم، چون مي‌دانستم هركاري كه بكنم كمتر از آن كاري است كه در ايران انجام داده بودم. وقتي به ايران برگشتم دوست داشتم يك هتل يا رستوران در وطنم تاسيس كنم، چون تز دانشگاهي‌ام در رابطه با مديريت هتلداري و رستوران بود و علاقه‌مند بودم يك رستوران مكزيكي در ايران داشته باشم. وقتي به ايران آمدم آقاي جعفري، مديرعامل شركت قرن 21 را ديدم، وسوسه شدم و دوباره كار دوبله را شروع كردم و خوشبختانه از وقتي به ايران برگشتم استقبال خوبي از من شد، طوري‌كه بچه‌هاي من از آن‌جا زنگ مي‌زنند و مي‌گويند: «ما نمي‌دانستيم پدر ما آن‌قدر مشهور است!» و از آن‌موقع به بعد احترام بيشتري به من مي‌گذارند، مردم هم همين‌طور. قبل از انقلاب زياد مطرح نبودم اما از زماني‌كه برگشته‌ام آن‌قدر مورد توجه و استقبال مردم قرار گرفته‌ام كه خودم باورم نمي‌شود، همان سال‌هاي اول كه برگشته بودم براي تمام جشن‌ها و جشنواره‌ها دعوت شدم. مردم كه مي‌شنيدند من برگشته‌ام، زنگ مي‌زدند و با من حرف مي‌زدند يا به ديدن من مي‌آمدند.
50 سال پيش،‌گوينده خوبي شدم

از 18 سالگي بازيگري را با 2 فيلم «آقاي شانس» و «آرشين مالالان» يا (بزاز دوره‌گرد) شروع و بعد هم در فيلم «دختر همسايه» و «بندر گاه‌ عشق» بازي كردم بعد از آن هم به سراغ گويندگي و دوبله رفتم. وقتي دانشجو بودم يك استوديو روبه‌روي دانشگاه‌مان بود به نام «آژير فيلم» كه آقاي «ساموئل خاچكيان» و «واعظيان» و دكتر «شاهرخ رفيع» آن را تاسيس كرده بودند. آن زمان من شب‌ها با آقاي وحدت تئاتر كار مي‌كردم، ايشان به من گفتند: «صداي خوبي داري بيا و دوبله كار كن» و من را معرفي كردند به همان استوديو و خلاصه بعد از يك تست استخدام شدم با ماهي 250 تومان حقوق و با مكافات كار دوبله را ياد گرفتم؛ كم كم با مديران دوبلاژ آشنا و به استوديوهاي ديگر كشيده شدم. يك سال كه گذشت قراردادم را فسخ كردم و گفتم ماهي 250 تومان به درد نمي‌خورد و 250 تومان رفت تا رسيد به ماهي 3هزار تومان آن هم بعد از يك‌سال، در ضمن رل‌هاي اول را به من مي‌دادند. اين داستان مربوط به اواخر سال 1339 است و در سال 1340 ديگر يك گوينده خوب شده بودم.
همه نقش ها را حرف مي‌زنم

آن زمان آن‌قدر سرم به دوبله مشغول بود كه زياد به بازيگري فكر نمي‌كردم، من طي 18 سال كار گويندگي تا سال 57 حدود 4هزار فيلم خارجي و حدود 700 فيلم ايراني را دوبله كردم و به جرات مي‌توانم بگويم كه اگر در سال 200 فيلم ساخته‌ مي‌شد من در 150 تاي آن صحبت مي‌كردم و وقتي براي اين‌كه د
رگير بازيگري شوم نداشتم. در بسياري از فيلم‌ها، به جاي 2 نقش يا حتي چند نقش صحبت مي‌كردم و 2 كاراكتر كاملا جدا مي‌ساختم، مثلا در فيلم «باباشمل» هم به جاي فردين حرف زدم و هم به جاي ناصر ملك مطيعي! حتي اگر در گوشه و كنار فيلم يك نقش كوچولو هم بود كه نياز به صدا داشت من صحبت مي‌كردم. البته الان در ميان دوبلورها خيلي مد شده است كه اگر نقش يك يا 2 را صحبت مي‌كنند ديگر از محالات است كه نقش‌هاي كوچك را قبول كنند. من خيلي از اين امتناع كردن دوبلورها شنيده‌ام و هميشه در اين‌جور مواقع مي‌گويم بدهيد من آن را صحبت مي‌كنم تا كار مدير دوبلاژ راه بيفتد. متاسفانه بچه‌هاي دوبلور امروزه دوست ندارند به جاي تيپ‌هاي مختلف حرف بزنند در صورتي‌كه تيپ گويي از همين نقش‌هاي كوچك به وجود مي‌آيد.
دوستي من و خسرو شكيبايي

قبل از انقلاب عده‌اي مي‌خواستند گوينده شوند اما انجمن گويندگان اجازه اين كار را نمي‌داد و مي‌گفتند ما الان به اندازه كافي عضو داريم و اگر يك عده جديد بخواهند بيايند درآمد باقي بچه‌ها كم مي‌شود. در اين جمع مشتاق، خسرو شكيبايي هم حضور داشت و من هم از صداي او خيلي خوشم آمده بود به همين دليل از ايشان در فيلم «شعله» استفاده كردم. آن زمان كه بچه‌هاي دوبلور به دليل كم بودن دستمزدها اعتصاب كرده بودند و كار نمي‌كردند، يك موسسه از من خواست با دستمزد 2 برابر دوبله فيلم «شعله» را قبول كنم من هم ديدم وقتي يك موسسه اين مسئله را قبول مي‌كند كم كم باقي موسسات هم قبول مي‌كنند و دوبله اين كار را قبول كردم. خسرو شكيبايي و چندنفر از دوستانش در اين كار به من كمك كردند حتي به جاي «آميتا پاچان» يكي از آن بچه‌ها حرف زد كه الان اسمش را به ياد ندارم. آن زمان به خسرو گفتم: «اگر تو در حيطه تئاتر در بازيگري بيشتر فعاليت كني موفق‌تر خواهي شد چون صداي تو در دوبله يك صداي شاخص است و هروقت به جاي يك هنرمند صحبت كني همه سريع مي‌گويند اين صداي خسروشكيبايي است.» صداي او واقعا جالب و زيبا بود. او به من گفت: «تو مطمئني» و من هم به او گفتم:« آره، برو دنبال بازيگري.» بعد هم من از ايران رفتم و شنيدم كه او در بازيگري براي خودش سالاري شده است. روحش شاد.
من از پل‌نيومن جلوتر بودم

معتقدم، بعضي از فيلم‌هاي ايراني اگر دوبله شوند كيفيت بهتري پيدا مي‌كنند چون دوستان بازيگري وجود دارند كه از نظر بيان قدري ضعيف هستند. فيلم «جرم» را به 2 صورت در سينماها اكران كردند در بعضي از سينماها به صورت دوبله و در برخي به صورت صدا سرصحنه كه مثل اين‌كه از دوبله آن بيشتر استقبال شده است. چه عيبي دارد اگر در فيلم‌هاي الان وقتي هنرمند از نظر بيان ضعف دارد، دوبلور به جاي آن حرف بزند كه از ارزش فيلم كم نشود؟! حتي وقتي كه اين اتفاق مي‌افتد تماشاچي مي‌گويد: «بازيگر چقدر خوب بازي كرده و هيچ‌وقت نمي‌گويد گوينده چقدر خوب حرف زده است.» باز هم به نام بازيگر تمام مي‌شود و گوينده‌ها كنار هستند. به نظرم الان سينما خيلي به دوبله نياز دارد. درگذشته كه ما فيلم‌هاي خارجي را دوبله مي‌كرديم به تصديق بسياري از هنرمندان و منتقدان، هنر دوبله حتي از هنر بازي بازيگران جلوتر بود مثلا در فيلم «گربه روي شيرواني داغ» اين اتفاق بسيار واضح بود. من در اين فيلم به جاي «پل نيومن» صحبت كردم.
پل نیومن و همسرش- نیومن مثل بسیار از عکس‌های دیگر در حال سیگار کشیدن دیده می‌شود، همان سیگارهایی که سرانجام او را مبتلا به سرطان ریه کردند!

- در بوچ کسیدی و ساندنس کید (۱۹۶۹)، این واقعا خود نیومن و رابرت ردفورد هستند که از بالای دره پایین می‌پردند، البته خوب از فاصله ۳-۲ متری بر روی تشکی می‌پردند که لبه دره برایشان انداخته بودند.

- وقتی تنها پسرش، اسکات، در اثر مصرف زیاد قرص، به طور ناگهانی درگذشت، نیمومن «بنیاد اسکات نیومن» را برای کمک به خانواده‌ها و اطلاع‌رسانی تأسیس کرد، یکی شعبه‌هایی این بنیاد به پدر و مادرهای کمک می کند که به نوعی از اعتیاد رنج می‌برند.

- پل نیومن در سال ۱۹۸۲، یک کمپانی مواد غذایی تأسیس کرد که انواع و اقسام محصولان غذایی از سالاد و پستا و پاپ‌کورن گرفته تا غذاهای سالم (ارگانیک) را تولید و عرضه می کند. دو سالی پیش فروش ۱۵۰ میلیون دلاری این کپانی، همه صرف کارهای خیریه شد. خودش به شوخی می‌گوید: «مقادیری باعث شرمندگی است که سالادهای من بیشتر از فیلم‌هایم فروخته‌اند.»
2
مخرب‌ترین صحنه‌های تصادف تاریخ سینما/ اسقاط ۱۹۴۶ اتومبیل برای 11 فیلم!

این روزها تخریب اتومبیل‌های گران قیمت در پروژه سینمایی بالاخص فیلم‌های هالیوودی با هزینه‌های گزاف میلیونی به تبی فراگیر تبدیل شده که البته در جذب مخاطب چندان هم بی‌تأثیر نبوده و برخی از آنها چند برابر هزینه‌های کلانی که صرف ساختشان شده است را راهی جیب سازندگانشان کرده‌اند.

درادامه نگاهی داریم به مخرب‌ترین صحنه‌های تصادف تاریخ سینما:
@Filmbazan
فیلم سینمایی رونین/ 80 اتومبیل:
@Filmbazan
فیلم سینمایی «رونین» به کارگردانی «جان فرانکن هایمر» و نویسندگی «جی. دی. زیک» محصول سال 1998 است.

در این فیلم اکشن بازیگران مطرحی چون «رابرت دنیرو» و «ژان رنو» ایفای نقش کرده‌اند و داستان آن درباره نزاع چند گروه روس، ایرلندی و آمریکایی بر سر کیفی است که حاوی مدارک مهمی است. در این میان سام (رابرت دنیرو) که وانمود می‌کند از سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) خارج شده با همکاری با گروهی که می‌خواهد این کیف را از دستۀ روسی برباید درصدد دستیابی به آن است.

«جان فرانکن‌هایمر» که خود یک راننده اتومبیل‌های مسابقه بود برای ساخت این فیلم از 300 راننده بدلکار کمک گرفت.

صحنه‌های اصلی مربوط به کورس اتومبیل‌ها و همچنین تصادف و انهدام آنها در خیابان‌های پاریس فیلمبرداری شد و در این میان 80 اتومبیل تخریب شد.
@Filmbazan
فیلم سینمایی «بولیت»/بیش از 80 اتومبیل:
@Filmbazan
فیلم سینمایی «بولیت» به کارگردانی «پیتر ییتس» و بازی «استیو مک‌کوئین» داستان کارآگاهی به نام «فرانک بولیت» است که با «فورد ماستنگ» خود در تعقیب جنایتکاران در خیابان‌های سانفرانسیسکو می‌خواهد آنها را به سزای اعمال خود برساند. در این فیلم بیش از 80 فیلم [اتوموبیل] از جمله 9 دستگاه ماستنگ و دوج چارجر برای تهیه صحنه های هیجان انگیز استفاده و بسیاری از آنها اسقاط شد.
«استیو مک کوئین» نیز برخی از صحنه های خطرناک اتومبیل را خودش انجام داد ولی بیشتر قسمت‌های خطرناک توسط بدل‌ها بازی می‌شد.
فیلم سینمایی «سرقت در 60 ثانیه»/ 93 اتومبیل:
@Filmbazan
تاکنون دو نسخه از این فیلم ساخته شده که نسخه اصلی با بودجه‌ای معادل 150 هزار دلار و دومی در سال 2000 با 90 میلیون دلار ساخته شد.
هر دو نسخه بالاخص نسخه اول اگرچه در گیشه با موفقیت ظاهر شدند ولی نتوانستند نظر مثبت منتقدان را در حد قابل قبولی به خود جلب کنند، البته هر دو از فیلم‌های مورد علاقه طرفداران فیلم‌های اکشن و پر از سرعت و هیجان محسوب می‌شود.

نسخه اصلی این فیلم را «اچ.بی.هالیکی» کارگردانی و تهیه‌کنندگی کرده و خودش هم نقش اصلی فیلم را بازی می کند.

این فیلم داستان سارقی حرفه‌ای است که در شصت ثانیه می تواند هر ماشینی را بدزدد، او ناگهان درگیر شرایطی می‌شود که باید دریک روز 50 ماشین مدل بالا سرقت کند.

در این فیلم از 93 اتومبیل محصول کارخانه هایی چون شورلت، فورد، بیورک، فراری، رولزرویس، هامر، آستین و... استفاده شد و در یکی از صحنه‌های تعقیب و گریز با اتومبیل ، اتومبیل با پست برق برخورد کرد و چند نفر مصدوم شدند.
فیلم سینمایی «برادران بلوز 2000»/ 104 اتومبیل:
@Filmbazan