با اسپیناف جدید هرى پاتر با نام Fantastic Beasts And Where To Find Them آشنا شوید !
قرار است خود J K Rowling فیلم نامه این فیلم را از روى کتاب خود با همین نام بنویسد.
این فیلم در حال رشد بسیار است و بهترین بازیگر مرد سال گذشته اسکار یعنى Eddie Redmayne و همینطورCollin Farrell در این فیلم سینمایى بازى کنند.
این فیلم در مورد گذشته هرى پاتر و خانواده او ساخته میشود. قرار است به اینکه چرا پدر و مادر هرى کشته شدند پرداخته شود. بر طبق پیش بینى ها این فیلم نوامبر ٢٠١۶ اکران خواهد شد.
قرار است خود J K Rowling فیلم نامه این فیلم را از روى کتاب خود با همین نام بنویسد.
این فیلم در حال رشد بسیار است و بهترین بازیگر مرد سال گذشته اسکار یعنى Eddie Redmayne و همینطورCollin Farrell در این فیلم سینمایى بازى کنند.
این فیلم در مورد گذشته هرى پاتر و خانواده او ساخته میشود. قرار است به اینکه چرا پدر و مادر هرى کشته شدند پرداخته شود. بر طبق پیش بینى ها این فیلم نوامبر ٢٠١۶ اکران خواهد شد.
✨ گزیده نظرات منتقدان درباره Inside Out/ درون بیرون ✨
نظر منتقدان مختلف را درباره درون بخوانيد:
🎬هاليوود ريپورتر- تاد مككارتي: "چكيدهاي از يك خيال كه به احتمال قوي مدتها در ذهن تماشاگراناش هم پرسه ميزده. اين گردش برون شهري ماجراجويانه در دو سطح متفاوت تبديل به اثر موفقيتآميز پيكسار ميشود و تماشاگران را به دو نيم نقسيم ميكند: يك سرگرمي خيرهكننده براي مخاطبان سنين پايين و فيلمي هوشمندانه و آشتيدهنده براي بزرگسالان. سودآوري تابستاني درون بيرون از همين حالا مشخص است.
صداي پرانرژي پولر در نقش لذت بر ديالوگهايش حكمراني ميكند. صداي ديگر كاراكترها بدون ايجاد حسي عجيب، گوشنواز است، بيل هيدر در نقش ترس، ميندي كالينگ در نقش تنفر، لوييس بلك در نقش خشم و اسميت در نقش غم خجالتي اما انكارناپذيز هستند. در ميان كاراكترهاي "واقعي" كيتلين دياس در نقش رايلي است و ديان لين به همراه كايل مكلاكلن مادر و پدر او هستند.
نكته گستاخانه درباره درون بيرون نمايش تصوير منفي او از سنفرانسيسكو، محل زندگي خانواده است كه در خياباني چرك و تنگ در مركزشهر واقع شده. جوكهاي تيز و سرعتبالاي بسياري در فيلم گنجانده شده، مثل تعريف قسمتي از مغز كه روياهاي شبانه انسان را در سيستم يك استوديو فيلمسازي توليد ميكنند."
🎬نيويورك تايمز- اي.او اسكات: "موفقيتي كه درون بيرون به آن رسيده از حركت در مسير دقت، مهارت و تاثيرگذاري حاصل شده. فيلم در دنياي مفاهيم انتزاعي كه در محدوده فرضي خود حركت ميكنند ساكن است. اين دنيا به شكلي افراطي جديد است –شما هيچگاه پيش از اين مشابهاش را نديده بوديد- و در عين حال به محض شروع نمايش آشنا و ملموس جلوه ميكند، احساسات ناخودآگاه ما حالا ديگر شكل و صدا دارند. دوست خيالي دوران كودكيتان را به ياد داريد؟ اولين ترسها و عجيبترين روياهايتان را چطور؟ همه را به ياد خواهيد آورد، دركنار اينكه به دركي تازه از چگونگي و چرايي آن احساسات خواهيد رسيد. به پرده نمايش نگاه خواهيد كرد و خودتان را خواهيد شناخت."
🎬لسانجلس تايمز- كنت توران: "استدلال پيكسار از تجربيات انساني در بهترين حالت خود به سر ميبرد. شايد در نگاه اول اينگونه به نظر نرسد، اما اين پنج احساس مختلف براي رسيدن به قدرت و كنترل رقباي يكديگر نيستند. آنها براي بخشيدن بهترين چيزها به رايلي متحد شدهاند. زماني كه لذت به ارزش و هدف غم پي ميبرد لحظاتي خلق ميشود كه از ياد هيچكس نخواهد رفت."
🎬تايم- مري پولس: "ديوانهوارترين فيلم پيكسار. فليني را تصور كنيد كه با استفاده از انيميشن در جريان حاشيهاي يك فيلم به ناخودآگاه انسان روي بياورد و سفري مخاطرهآميز را به سوي تفكر انتزاعي شروع كند، درحالي كه به رشته افكاري به شدت بيقاعده و بيبرنامه تكيه كرده باشد. پدر و مادر رايلي نمايش باشكوه پنج احساس شخصي خود را دارند. تنفر رايلي خشم او را تحريك ميكند و لذت با رفتاري سلطنت مآبانه ترجيح ميدهد كه غم در محدودهاي كه او برايش تعريف كرده بماند و حرف گوش كند. اما اين احساسات همگي در پشتيباني از رايلي با يكديگر متحد هستند. يكي از بهترين لحظات خلق شده در درون بيرون آغاز درك لذت از نياز به تعادل و موهبتهايي است كه غم آنها را به همراه ميآورد."
🎬شيكاگو تريبون- مايكل فيليپس: "صرف گفتن اينكه درون بيرون از سال 2009 و پس از انيميشن "بالا" بهترين فيلم پيكسار-ديزني است حق مطلب را ادا نميكند. نوعي صداقت و روشني دوستداشتني، كه حتي براي مخاطبان كم سن و سال فيلم هم قابل ردگيري است، در فيلم احساس ميشود كه برپايه پيچيدگي احساسات و آگاهي از دشواريهاي زندگي استوار شده و با ارائه تصويري غلط از يك دلخوشي سطحي بسيار فاصله دارد. اين دليل موفقيت درون بيرون است. ما دخترك را در مركز ماجرا احساس ميكنيم و پس از بهتر شدن اوضاع در پي دورهاي سخت و ناراحتكننده ريزش احساسات مختلف ابدا مصنوع يا كمارزش نيست."
نظر منتقدان مختلف را درباره درون بخوانيد:
🎬هاليوود ريپورتر- تاد مككارتي: "چكيدهاي از يك خيال كه به احتمال قوي مدتها در ذهن تماشاگراناش هم پرسه ميزده. اين گردش برون شهري ماجراجويانه در دو سطح متفاوت تبديل به اثر موفقيتآميز پيكسار ميشود و تماشاگران را به دو نيم نقسيم ميكند: يك سرگرمي خيرهكننده براي مخاطبان سنين پايين و فيلمي هوشمندانه و آشتيدهنده براي بزرگسالان. سودآوري تابستاني درون بيرون از همين حالا مشخص است.
صداي پرانرژي پولر در نقش لذت بر ديالوگهايش حكمراني ميكند. صداي ديگر كاراكترها بدون ايجاد حسي عجيب، گوشنواز است، بيل هيدر در نقش ترس، ميندي كالينگ در نقش تنفر، لوييس بلك در نقش خشم و اسميت در نقش غم خجالتي اما انكارناپذيز هستند. در ميان كاراكترهاي "واقعي" كيتلين دياس در نقش رايلي است و ديان لين به همراه كايل مكلاكلن مادر و پدر او هستند.
نكته گستاخانه درباره درون بيرون نمايش تصوير منفي او از سنفرانسيسكو، محل زندگي خانواده است كه در خياباني چرك و تنگ در مركزشهر واقع شده. جوكهاي تيز و سرعتبالاي بسياري در فيلم گنجانده شده، مثل تعريف قسمتي از مغز كه روياهاي شبانه انسان را در سيستم يك استوديو فيلمسازي توليد ميكنند."
🎬نيويورك تايمز- اي.او اسكات: "موفقيتي كه درون بيرون به آن رسيده از حركت در مسير دقت، مهارت و تاثيرگذاري حاصل شده. فيلم در دنياي مفاهيم انتزاعي كه در محدوده فرضي خود حركت ميكنند ساكن است. اين دنيا به شكلي افراطي جديد است –شما هيچگاه پيش از اين مشابهاش را نديده بوديد- و در عين حال به محض شروع نمايش آشنا و ملموس جلوه ميكند، احساسات ناخودآگاه ما حالا ديگر شكل و صدا دارند. دوست خيالي دوران كودكيتان را به ياد داريد؟ اولين ترسها و عجيبترين روياهايتان را چطور؟ همه را به ياد خواهيد آورد، دركنار اينكه به دركي تازه از چگونگي و چرايي آن احساسات خواهيد رسيد. به پرده نمايش نگاه خواهيد كرد و خودتان را خواهيد شناخت."
🎬لسانجلس تايمز- كنت توران: "استدلال پيكسار از تجربيات انساني در بهترين حالت خود به سر ميبرد. شايد در نگاه اول اينگونه به نظر نرسد، اما اين پنج احساس مختلف براي رسيدن به قدرت و كنترل رقباي يكديگر نيستند. آنها براي بخشيدن بهترين چيزها به رايلي متحد شدهاند. زماني كه لذت به ارزش و هدف غم پي ميبرد لحظاتي خلق ميشود كه از ياد هيچكس نخواهد رفت."
🎬تايم- مري پولس: "ديوانهوارترين فيلم پيكسار. فليني را تصور كنيد كه با استفاده از انيميشن در جريان حاشيهاي يك فيلم به ناخودآگاه انسان روي بياورد و سفري مخاطرهآميز را به سوي تفكر انتزاعي شروع كند، درحالي كه به رشته افكاري به شدت بيقاعده و بيبرنامه تكيه كرده باشد. پدر و مادر رايلي نمايش باشكوه پنج احساس شخصي خود را دارند. تنفر رايلي خشم او را تحريك ميكند و لذت با رفتاري سلطنت مآبانه ترجيح ميدهد كه غم در محدودهاي كه او برايش تعريف كرده بماند و حرف گوش كند. اما اين احساسات همگي در پشتيباني از رايلي با يكديگر متحد هستند. يكي از بهترين لحظات خلق شده در درون بيرون آغاز درك لذت از نياز به تعادل و موهبتهايي است كه غم آنها را به همراه ميآورد."
🎬شيكاگو تريبون- مايكل فيليپس: "صرف گفتن اينكه درون بيرون از سال 2009 و پس از انيميشن "بالا" بهترين فيلم پيكسار-ديزني است حق مطلب را ادا نميكند. نوعي صداقت و روشني دوستداشتني، كه حتي براي مخاطبان كم سن و سال فيلم هم قابل ردگيري است، در فيلم احساس ميشود كه برپايه پيچيدگي احساسات و آگاهي از دشواريهاي زندگي استوار شده و با ارائه تصويري غلط از يك دلخوشي سطحي بسيار فاصله دارد. اين دليل موفقيت درون بيرون است. ما دخترك را در مركز ماجرا احساس ميكنيم و پس از بهتر شدن اوضاع در پي دورهاي سخت و ناراحتكننده ريزش احساسات مختلف ابدا مصنوع يا كمارزش نيست."
آسيه: دنيا خيلي بزرگ شده، من تازگيا مجبور شدم از چند تا کوچه و خيابون جديد عبور کنم، شهر تهران خيلي بزرگ شده، شما نميخواين شهر رو ببينين؟
مادر: من مال اين شهر نيستم، من مال تهران قديمم!
آسيه: ولي فکر کنم گردش براتون خوب باشه، شما بايد تغييرات اين شهر رو ياد بگيريد.... وگرنه يه روز توش گم ميشي.... واقعا هر روز تغيير ميکنه..... اگه يکي از همين روزا که درس ندارم ماشين رو از عمهام بگيرم! باهام مياي تهران رو بگرديم؟
مادر: باشه ميام دختر جون، منو به گردش ببر، ولي به يه شرط، بيا باهم دنبال تهران قديم بگرديم!
کلاغ |1356| بهرام بيضايي
مادر: من مال اين شهر نيستم، من مال تهران قديمم!
آسيه: ولي فکر کنم گردش براتون خوب باشه، شما بايد تغييرات اين شهر رو ياد بگيريد.... وگرنه يه روز توش گم ميشي.... واقعا هر روز تغيير ميکنه..... اگه يکي از همين روزا که درس ندارم ماشين رو از عمهام بگيرم! باهام مياي تهران رو بگرديم؟
مادر: باشه ميام دختر جون، منو به گردش ببر، ولي به يه شرط، بيا باهم دنبال تهران قديم بگرديم!
کلاغ |1356| بهرام بيضايي
مرتضی(محمد فروتن): قرار ما این بود ،تو قول دادی
مینا (ترانه علی دوستی) قرار چیه ،وضع عوض شده
مرتضی: قرار اون چیزییه که اگه وضعم عوض شد پاش وایسی !
کنعان-مانی حقیقی
@filmbazan
مینا (ترانه علی دوستی) قرار چیه ،وضع عوض شده
مرتضی: قرار اون چیزییه که اگه وضعم عوض شد پاش وایسی !
کنعان-مانی حقیقی
@filmbazan
دقایقی پیش چندین عکس از قسمت اول فصل ششم سریال پخش شده که میتونید اونا رو در زیر تماشا کنید:
✨ یادداشتی بر سریال فوق العاده Mr.Robot : دموکراسی هک شده است ! ✨
فرض کنید در حال اینترنت گردی هستید و ناگاه از طریق تبلیغات یا مطالب دیگر سایت ها یک پوستر را میبینید. پوستر حاوی یک مرد خشن و با یک اسلحه است که در هوا معلق شده است ، نظرتان در مورد ژانر سریال چیست ؟ طبیعتا اکشن ! خب ، خب ، وقتی که یک اپیزود از همین سریال کذا را ببینید و بر فرض ببینید که محتوای سریال با پوستر آن فرق دارد ؛ خب دو حالت دارد یا شما سریال را دنبال میکنید تا ببینید چرا اینطور است یا اینکه آن را محکوم میکنید و بدتر رهایش میکنید
سریال آقای روبات دقیقا همینطور است ، شما با پوستر های نه چندان مربوط مواجه میشوید و با عباراتی همچون هک متوجه میشوید که سریال درمورد هکرهای حرفه ای و همینطور هک کردن های مختلف میباشد. حتی شما وقتی که سریال را تماشا هم میکنید تا دو سه اپیزود هم دقیقا متوجه موضوع و پیرنگ اصلی سریال نمیشوید. باید بیشتر عمیق شوید و باید بیشتر فکر کنید.
سعی کرده ام در این نوشته کمی بیشتر در مورد سریال عمیق شوم تا دقیقا از هدف متعالی سم اسمیل خالق بزرگ این فیلم آشنا شوید :
خیلی دوست داشتم سریالی را ببینیم که با نگاه به جامعه حاکم و انتقاد به آن ساخته شود. سریالی که تیشه به ریشه مدرنیته بزند. آقای روبات آمده است تا فریاد بزند : آی مردم ! کمی هم از روزمرگی خود فاصله بگیرید و به سراغ حقوق جامعه شناختی و سیاسی خود بروید !
سریال با کاراکتر الیوت آلدرسون شروع میشود. او یک هکر جامعه ستیز است که علاقه به ارتباط با دیگران ندارد. الیوت به غیر از چند نفر از دوستان بسیار نزدیکش با هیچکس دیگری ارتباط ندارد. اپیزود اول وقتی شروع میشود که الیوت یک صاحب رستوران زنجیره ای را هک کرده است و دارد از او اخاذی میکند. همین ابتدا فکر میکنید که با یک سریال سطح متوسط آمریکا مواجه شده اید … اما در ادامه در می یابید که اتفاقا بحث از هک کردن فراتر میرود. گروهی با نام Fsociety در حال برنامه ریزی برای هک کردن با ارزش ترین برند دنیاست. آنها اعتقاد دارند که اتفاقا بالعکس شعار های مسالمت آمیزش راهی است برای از بین رفتن توسعه یافتگی و آزادگی انسان ها. انها آزادگی انسان را گرفتند و آنها را تحت اسارت خود در آورده اند. این سریال شعار زده نیست و اتفاقا خیلی خوب و کامل این را ارائه میدهد ، شما در نهایت شعار زده نمیشوید و اتفاقا به فکر فرو میروید.
بله کمپانی های بزرگ اقتصادی بر جای جای زندگی ما نفوذ کرده است. آنها با بی رحمی تمام به فکر سود و زندگی خودشان هستند ، بدون هیچ رحم و مروتی به فکر این هستند که از جیب ما پول بیشتری در می آورند و در این راه شاید چند نفر از فشار کار از بین میروند. اگر تعصب خاصی بر روی برند خاصی دارید بهتر است کمی با خودتان فکر کنید و فکر خودتان را تغییر بدید.
در ابتدای سریال این در بین آماج اتفاقات محتلف سریال مخفی شده است ولی در اپیزود آخر این شعار به اوج خود میرسد وقتی در یکی از معروف ترین نقاط شهر نیویورک هنگامی که مردم در حال اعتراض هستند ، انتقادات بسیار تندی از مدرنیته میشود. در نظر داشته باشید این سریال از USA Network پخش میشود ، یعنی کانالی آمریکایی که از خود آمریکا ساخته شده است. به قول رضا حاج محمدی نویسنده زومجی آنها همچین انتقادی را از خود میکنند ولی ما هنوز که هنوزه درگیر شکایت و ناراحتی چند تا پزشک هستیم !
به شخصه دنبال همچین سریالی بودم. سریالی که از مسائل حیاتی اجتماعی انتقاد میکند. به شخصه دنبال سریالی بودم که موضوعش کمی از سریال های حاکم بر تلویزیون فاصله گرفته باشد.
اگر شما بدنبال همین مدل سریال هستید دست رو دست نگذارید ! آقای ربات منتظر شماست.
برگرفته از :efan24.ir
فرض کنید در حال اینترنت گردی هستید و ناگاه از طریق تبلیغات یا مطالب دیگر سایت ها یک پوستر را میبینید. پوستر حاوی یک مرد خشن و با یک اسلحه است که در هوا معلق شده است ، نظرتان در مورد ژانر سریال چیست ؟ طبیعتا اکشن ! خب ، خب ، وقتی که یک اپیزود از همین سریال کذا را ببینید و بر فرض ببینید که محتوای سریال با پوستر آن فرق دارد ؛ خب دو حالت دارد یا شما سریال را دنبال میکنید تا ببینید چرا اینطور است یا اینکه آن را محکوم میکنید و بدتر رهایش میکنید
سریال آقای روبات دقیقا همینطور است ، شما با پوستر های نه چندان مربوط مواجه میشوید و با عباراتی همچون هک متوجه میشوید که سریال درمورد هکرهای حرفه ای و همینطور هک کردن های مختلف میباشد. حتی شما وقتی که سریال را تماشا هم میکنید تا دو سه اپیزود هم دقیقا متوجه موضوع و پیرنگ اصلی سریال نمیشوید. باید بیشتر عمیق شوید و باید بیشتر فکر کنید.
سعی کرده ام در این نوشته کمی بیشتر در مورد سریال عمیق شوم تا دقیقا از هدف متعالی سم اسمیل خالق بزرگ این فیلم آشنا شوید :
خیلی دوست داشتم سریالی را ببینیم که با نگاه به جامعه حاکم و انتقاد به آن ساخته شود. سریالی که تیشه به ریشه مدرنیته بزند. آقای روبات آمده است تا فریاد بزند : آی مردم ! کمی هم از روزمرگی خود فاصله بگیرید و به سراغ حقوق جامعه شناختی و سیاسی خود بروید !
سریال با کاراکتر الیوت آلدرسون شروع میشود. او یک هکر جامعه ستیز است که علاقه به ارتباط با دیگران ندارد. الیوت به غیر از چند نفر از دوستان بسیار نزدیکش با هیچکس دیگری ارتباط ندارد. اپیزود اول وقتی شروع میشود که الیوت یک صاحب رستوران زنجیره ای را هک کرده است و دارد از او اخاذی میکند. همین ابتدا فکر میکنید که با یک سریال سطح متوسط آمریکا مواجه شده اید … اما در ادامه در می یابید که اتفاقا بحث از هک کردن فراتر میرود. گروهی با نام Fsociety در حال برنامه ریزی برای هک کردن با ارزش ترین برند دنیاست. آنها اعتقاد دارند که اتفاقا بالعکس شعار های مسالمت آمیزش راهی است برای از بین رفتن توسعه یافتگی و آزادگی انسان ها. انها آزادگی انسان را گرفتند و آنها را تحت اسارت خود در آورده اند. این سریال شعار زده نیست و اتفاقا خیلی خوب و کامل این را ارائه میدهد ، شما در نهایت شعار زده نمیشوید و اتفاقا به فکر فرو میروید.
بله کمپانی های بزرگ اقتصادی بر جای جای زندگی ما نفوذ کرده است. آنها با بی رحمی تمام به فکر سود و زندگی خودشان هستند ، بدون هیچ رحم و مروتی به فکر این هستند که از جیب ما پول بیشتری در می آورند و در این راه شاید چند نفر از فشار کار از بین میروند. اگر تعصب خاصی بر روی برند خاصی دارید بهتر است کمی با خودتان فکر کنید و فکر خودتان را تغییر بدید.
در ابتدای سریال این در بین آماج اتفاقات محتلف سریال مخفی شده است ولی در اپیزود آخر این شعار به اوج خود میرسد وقتی در یکی از معروف ترین نقاط شهر نیویورک هنگامی که مردم در حال اعتراض هستند ، انتقادات بسیار تندی از مدرنیته میشود. در نظر داشته باشید این سریال از USA Network پخش میشود ، یعنی کانالی آمریکایی که از خود آمریکا ساخته شده است. به قول رضا حاج محمدی نویسنده زومجی آنها همچین انتقادی را از خود میکنند ولی ما هنوز که هنوزه درگیر شکایت و ناراحتی چند تا پزشک هستیم !
به شخصه دنبال همچین سریالی بودم. سریالی که از مسائل حیاتی اجتماعی انتقاد میکند. به شخصه دنبال سریالی بودم که موضوعش کمی از سریال های حاکم بر تلویزیون فاصله گرفته باشد.
اگر شما بدنبال همین مدل سریال هستید دست رو دست نگذارید ! آقای ربات منتظر شماست.
برگرفته از :efan24.ir
__________ دیالوگهای ماندگار
جک (بنیسیو دل تورو): عیسی به من خیانت کرد.
پدر روحانی (ادی مارسن): بس کن، وگرنه میری جهنم!
جک: جهنم؟! جهنم اینجاست، جهنم همینجا (توی سر منه)!
پدر روحانی: داری روح خودتُ لعنت میکنی، همین الان خفه شو و از عیسی طلب بخشش کن.
جک: طلب بخشش؟ هر کاری که از من خواست کردم، عوض شدم، زندگیمُ وقفش کردم اما اون به من خیانت کرد. اون وانت لعنتیُ بهم داد تا بتونم خواسته اشُ انجام بدم. کاری کرد تا اون مَرد و بچه هاشُ بکشم، اما بهم قدرت موندن و نجات دادنشونُ نداد.
پدر روحانی: اینقدر کفر نگو حرومزاده! به مسیح هیچ ربطی نداشت.
جک: خدا حتی از حرکت یک تار مو خبر داره. خودت یادم دادی.
-----------------
| 21 گرم | آلخاندرو گونزالز اینیاریتو |
B.i
جک (بنیسیو دل تورو): عیسی به من خیانت کرد.
پدر روحانی (ادی مارسن): بس کن، وگرنه میری جهنم!
جک: جهنم؟! جهنم اینجاست، جهنم همینجا (توی سر منه)!
پدر روحانی: داری روح خودتُ لعنت میکنی، همین الان خفه شو و از عیسی طلب بخشش کن.
جک: طلب بخشش؟ هر کاری که از من خواست کردم، عوض شدم، زندگیمُ وقفش کردم اما اون به من خیانت کرد. اون وانت لعنتیُ بهم داد تا بتونم خواسته اشُ انجام بدم. کاری کرد تا اون مَرد و بچه هاشُ بکشم، اما بهم قدرت موندن و نجات دادنشونُ نداد.
پدر روحانی: اینقدر کفر نگو حرومزاده! به مسیح هیچ ربطی نداشت.
جک: خدا حتی از حرکت یک تار مو خبر داره. خودت یادم دادی.
-----------------
| 21 گرم | آلخاندرو گونزالز اینیاریتو |
B.i
ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﯼ ﺷﺪﻩ .
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺩﺍﺭﻥ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﮐﺎﺭﺕ ﻫﺎﯼ ﺍﻓﺮﯾﻦ ﺻﺪ
ﺍﻓﺮﯾﻦ ﺑﭽﮕﯿﻤﻮ ﺍﺯﻡ ﭘﺲ ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ.
(ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻋﻠﯿﺪﻭﺳﺘﯽ-ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﭼﺸﻤﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ)
@FilmBazan
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺩﺍﺭﻥ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﮐﺎﺭﺕ ﻫﺎﯼ ﺍﻓﺮﯾﻦ ﺻﺪ
ﺍﻓﺮﯾﻦ ﺑﭽﮕﯿﻤﻮ ﺍﺯﻡ ﭘﺲ ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ.
(ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻋﻠﯿﺪﻭﺳﺘﯽ-ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﭼﺸﻤﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ)
@FilmBazan